کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
💢💢رسم پذیر بودن یک عدد

⬛️تعريف : عدد a رو رسم پذیر گوییم اگر بتوان تنها با استفاده از خط کش و پرگار پاره خطی به طول a رسم کرد. و البته فرض ما بر این است که یک واحد طول داده شده باشد.از این به بعد هر جا کلمه رسم پذیری آمد منظور همان رسم پذیری به وسیله خط کش و پرگار است.

❇️ رسم پذیری بعضی عددها بسیار واضح است. مثلا ۱ و ۲چون اینها ضریبهایی از واحد طول هستند. اما بعضی دیگر احتیاج به بررسی دارند مثل “رادیکال ۲”. آیا این عدد رسم پذیر است؟

از دوران دبیرستان به یاد داریم که : از هر نقطه خارج یک خط مفروض می توان خطی عمود بر آن رسم کرد.اگر محل تلاقی این دو خط را مبدا در نظر بگیریم به این محور محور رسم پذیر می گوییم.


هر شکلی را که روی این محور بتوان رسم کرد، اعم از پاره خط، دایره و... یک شکل رسم پذیر گوییم.

اگر یک پاره خط در این محورها رسم کنیم، طول پاره خط عددی رسم پذیر است. حال می توانیم به راحتی بگوییم که “رادیکال۲” رسم پذیر است. چون اگر (۰.۱) و (۰و۱) رو روی محور به هم وصل کنیم بنابر قضیه فیثاغورث پاره خطی به طول “رادیکال۲ داریم.

⁉️حال سوالی که مطرح می شود این است که آیا همه اعداد رسم پذیرند؟ و اگر نه چه عددهایی رسم پذیرند و کدام ها رسم پذیر نیستند. همه عددها رسم پذیر نیستند و تعیین رسم پذیری آنها به کارهای تخصصی می انجامد اما حالا که مفهوم عدد رسم پذیر رو فهمیدیم چند حکم کلی درباره رسم پذیری رو هم بیان می کنیم:
۱) اگر a و b رسم پذیر باشند آنگاه a+b , a b , a.b , a/b نیز رسم پذیرند.
۲) اگر a رسم پذیر باشد آنگاه “رادیکال a” نیز رسم پذیر است.
۳) موارد زیر معادلند (یعنی اگر یکی از آنها در مورد یک عدد درست باشد دو تای دیگر نیز درستند):
الف) x رسم پذیر است.
ب) (Cos(x رسم پذیر است.
ج) (Sin(x رسم پذیر است.
۴) همه اعداد گویا (Q) رسم پذیر هستند.

‼️اکنون کار قضاوت در مورد رسم پذیری عددها خیلی ساده تر شد. تنها عددی ممکن است رسم پذیر نباشد که گنگ باشد. اما تعیین اینکه عدد گنگی رسم پذیر است یا نه دارای تکنیکهای ویژه ایست.

چند حکم در مورد رسم پذیری اعداد با استفاده از میدان های شکافنده:
۱) مجموعه همه عددهای رسم پذیر زیرمیدانی از میدان اعداد حقیقی ® است.
۲) اگر a عددی رسم پذیر باشد آنگاه a در توسیعی از Q قرار دارد که درجه آن توسیع روی Q توانی از ۲ است.
۳) (نتیجه ۲ و پر کاربرد تر از آن): اگر a در یک چندجمله ای تحویل ناپذیر روی Q صدق کند که درجه آن توانی از ۲ نباشد آنگاه a رسم پذیر نیست.
۴) اگر a ریشه n ام اولیه واحد باشد آنگاه n ضلعی منتظم رسم پذیر است اگر وفقط اگر درجه (Q(a روی Q توانی از ۲ باشد.
۵) اگر P عددی اول باشد آنگاه P ضلعی منتظم رسم پذیر است اگر وفقط اگر P عدد اول فرما باشد
http://t.me/higgs_field
فرضیه ریمان:
فرضیه ریمان یکی از سخت ترین چالش های ریاضیات محض است.حدس پوانکاره و قضیه آخر فرما سرانجام حل شدند ولی فرضیه ریمان هنوز حل نشده باقی مانده است،هرگاه راهی در نظر می آید،سوالات مختلفی درباره توزیع اعداد اول به میان می آیند و طیفی از سوالات جدید در پیش روی ریاضی دانان قرار میگیرد و آنها را به تعمق وا می دارد.
تابع زتای ریمان:
این تابع به شکل زیر است
£(s)=1+(1/2)^s+(1/3)^s+...
تابع زتای ریمان بی نهایت صفر دارد.یعنی بی نهایت s وجود دارد که :
£(s)=0
ریمان در مقاله ای که به آکادمی علوم برلین ارائه کرد نشان داد تمامی صفر های مهم این تابع اعداد مختلطی هستند که همگی در مختصات اعداد مختلط داخل نوار مرزی بحرانی میان x=0 و x=1 قرار گرفته اند.او همچنین فرضیه معروفش را به شکل زیر ارائه داد:
"تمام صفر های تابع زتای ریمان روی خط x=1/2 قرار دارند"
اولین گام اساسی برای مشخص کردن این فرضیه را "شارل دولا واله پوسین" و "ژاکوب هادمارد" به طور مستقل در سال 1896 برداشتند.آنها نشان دادند صفرها باید داخل نوار بحرانی (که در بالا به آن اشاره شد) باشند.(بنابر این x نمیتواند برابر 0 و یا 1 باشد).در سال 1914 ریاضی دان انگلیسی چی.اچ.هاردی نشان داد بی نهایت 0 تابع زتای ریمان روی خط x=1/2 قرار دارد،البته این اثبات نشان دهنده این نبود که نمیتواند بی نهایت صفر هم خارج این خط قرار داشته باشد.
چرا فرضیه ریمان مهم است؟
در حالی که انتظارش را نداریم میان تابع زتای ریمان و اعداد اول ارتباط وجود دارد.با استفاده از اعداد اول میتوانیم عبارت زیر را تشکیل دهیم:
(1-(1/2)^s)×(1-(1/3)^s)×...
و می توان نشان داد این روش دیگری برای نمایش تابع زتای ریمان است.این رابطه به ما می گوید اطلاعات تابع زتای ریمان می تواند روشن کننده توزیع اعداد اول باشد و ما را به درک بهتری از بلوک های سازنده ریاضیات برساند.
در سال 1900 دوید هیلبرت 23 مسئله معروف خود را برای حل پیش روی ریاضی دانان قرار داد.او در بیان هجدهمین مسئله اینطور گفت:"اگر من به خواب فرو روم و پس از 500 سال بیدار شوم اولین سوالی که میپرسم این است:آیا فرضیه ریمان اثبات شد؟"
هاردی هنگامی که میخواست پس از ملاقات دوستش "هارالد بور" در دانمارک سوار بر قایق از دریای شمال بگذرد با فرضیه ریمان خود را بیمه کرد.او پیش از آنکه بندر را ترک کند برای دوستش کارت پستالی می فرستد که در آن ادعا کرده بود همین الان فرضیه ریمان را اثبات کرده است.این به هر حال یک کار زیرکانه بود.اگر قایقش غرق میشد پس از مرگ افتخار حل چنین مسئله ی بزرگی نصیبش میشد اما خوشبختانه قایق او غرق نشد.
کسی که بتواند دقیق و قاطعانه فرضیه ریمان را اثبات کند جایزه یک میلیون دلاری را از طرف موسسه ریاضیات کلی دریافت خواهد کرد.اما به هر حال پول نیروی محرک نیست.بیشتر ریاضی دانان برای این در حل این مسئله می کوشند که صرفا بتوانند شیرینی حل مسئله را بچشند و نامشان در کنار ریاضی دانان برجسته بدرخشد.

http://t.me/higgs_field
کوانتوم مکانیک‌🕊
فرضیه ریمان: فرضیه ریمان یکی از سخت ترین چالش های ریاضیات محض است.حدس پوانکاره و قضیه آخر فرما سرانجام حل شدند ولی فرضیه ریمان هنوز حل نشده باقی مانده است،هرگاه راهی در نظر می آید،سوالات مختلفی درباره توزیع اعداد اول به میان می آیند و طیفی از سوالات جدید…
💢 آیا مایکل عطیه موفق به اثبات فرضیه ریمان شده است؟!

فرضيه ريمان یکی از مشهورترین مسائل حل نشده در ریاضیات احتمالا هنوز حل نشده است. مایکل عطیه، ریاضیدان بازنشسته، در یک گفت و گو پیش بینی شده در کنفرانس هایدلبرگ، آنچه را که مدعی ادعای وی بود، اثبات فرضیه ریمان،( چالشی که تقریبا نزدیک به 160 سال از همتایان خود رسیده است) را ارائه کرد!

فرضیه ریمان را حل کنید و معروف شوید. عطیه در سخنرانی خود گفت: اگر شما از قبل معروف هستید، بدبین خواهید شد."هیچکس معتقد نیست که هیچ اثباتی از فرضیه ریمان وجود دارد، زیرا این خیلی دشوار است. هیچ کس این را ثابت نکرده است، پس چرا باید کسی آنرا ثابت کند؟البته شما یک ایده کاملا جدید دارید. "

اثبات ساده عطیه بر روی کار دو ریاضیدان برجسته قرن بیستم، جان فون نویمان و فریدریش Hirzebruch ساخته شده است. با ترکیب دیدگاه ها و فرض بر این فرضیه ریمان درست نباشد، عطیه ادعا می کند که به یک تناقض منطقی خواهد رسيد، و نتيجتا فرضیه باید درست باشد. عطیه می گوید: "به نظر می رسد معجزه است، اما ادعا می کنم که تمام کار سخت 70 سال پیش انجام شده بود."

اثبات او از فرضیه ریمان، تنها در چند اسلاید مورد بررسی قرار گرفت و ادعا کرد که اين مسئله ارتباط عميق با Fine structure constant دارد، Fine structure constant یک پارامتر فیزیکی است که تعامل بین نور و ماده را توصیف می کند و وضعیت آن به عنوان یک ثابت، مطرح شده است.

عطیه چندین مقاله در سال های اخیر ارائه کرده است که ادعاهای قابل توجهی را ارائه می دهد که تا کنون موفق به متقاعد کردن همکارانش نشده است. در حالی که آخرین مقاله او هنوز به بررسی دقیق تجربی نیاز دارد تا اعتبار آن را بررسی شود، واکنش های اولیه کمی تردید های محتاطانه است. نیکلاس جکسون از دانشگاه وارویک انگلستان می گوید: "فرضیه ریمان یک مسئله بسیار سخت است.”بسیاری از ریاضیدانان سطح بالای دیگر تقریبا در تمام این ۱۶۰ سال اثبات هایی ارایه کرده اند که در همه ی آنها یک نقص ظریف دیده شده است.”

با این وجود عطیه امیدوار است که اثباتش نسل جوان را الهام بخشد تا کار خود را به موارد کلی تر فرضیه ریمان و نیز قسمت های به ظاهر غیر مرتبط با ریاضیات و حتی فیزیک گسترش دهد. جکسن می گوید: "امیدوارم برخی از رویکردهای مفید از کار عطیه بیرون بیاید، حتی اگر اثبات فرضیه ریمان کاملا هم نباشد".
http://t.me/higgs_field
Forwarded from اتچ بات
نگاهی به فرضیه ریمان

◽️نویسنده : هربرت ویلف

◽️ مترجم : مجتبی منیری

⭕️ مقاله ای بسیار مختصر و مفید و به زبانی ساده برای آشنایی با فرضیه ریمان ؛)
http://t.me/higgs_field
Forwarded from اتچ بات
🎥 #ببینید
(عنوان کلیپ: الکترون یک دروازه ارزان برای ورود به فضا)

تا چند سال قبل یکی از چالش های مطرح شده در صنعت پرتابگرهای فضایی مسئله «عقب ماندن پرتابگر از ماهواره ها !» بود.
با رشد فناوری الکترونیک شاهد کاهش حجم و وزن ماهواره ها هستیم ، به طوری که امروزه ریزماهواره ها یک پای ثابت اکثر پرتاب ها شده اند.


اما مشکل اصلی قیمت بالای پرتابگرهایی است که برای حمل محموله های چندتنی طراحی شده اند و صاحبان ریزماهواره ها باید منتظر ارسال سفارش دیگر همتایان خود باشند تا وزن محموله پرتابگر به استاندارد خود برسد ، علاوه بر بحث زمان هزینه های زیاد هم مشکلی برای فعالان این عرصه شده.
چند سال قبل استارت آپ راکت لب که در واقع ریشه نیوزیلندی دارد و در امریکا مستقر شده توسط Peter Beck پایه گذاری شد.
این شرکت راکت الکترون خود را با قیمت حدود شش میلیون دلار روانه بازار کرده است.
الکترون یک راکت ۱۲تنی دو مرحله ای ( با مرحله سوم آپشنال ) است که تا کنون در ۱۱ پرتاب خود ۱۰ موفقیت ثبت کرد و محموله هایی ۱۵۰ الی ۲۲۵ کیلوگرمی را می تواند تا مدار ۵۰۰ کیلومتری تزریق کند.
در آخرین مورد طبق قرارداد ۱۰ میلیون دلاری با ناسا ، کیوب ست ۲۵ کیلوگرمی ناسا با راکت الکترون پرتاب خواهد شد.نقش این ماهواره کمک به مسیریابی و ناوبری ماه نشین ناسا اعلام شده.(سال ۲۰۲۴ و برنامه بازگشت انسان به ماه)
راکت لب بودجه و قابلیت های تبلیغاتی اسپیس ایکس را ندارد!اما بدون شک می تواند یکی از عاملان تحول نسل جدید پرتابگرهای فضایی باشد.

http://t.me/higgs_field
‍ ‍ سپرحرارتی شاتل فضایی
#پارت_اول
The space Shuttle thermal protection system(TPS)

سپرحرارتی شاتل فضایی به بخش های زیرین بدنه گفته میشود که از مدارگرد در مقابل دماهای بالا و شرایط سرد فضا حفاظت میکند،هرچند که تمامی بدنه شاتل فضایی عایق حرارت و سرمای شدید میباشد اما بخش مهم این عایق ، سرامیک های حرارتی هستند که در بخش زیرین بدنه که هنگام بازگشت به زمین با اتمسفر درگیر است ، قرارگرفته اند.
تسخیر فضا همواره برای بشریت رویایی بزرگ محسوب میشد اما این فقط یک رویا نبود ، بلکه یک چالش بزرگ به حساب می امد.سوالاتی همچون:(ایا بدن انسان به هنگام پرتاب موشک تاب خواهد اورد؟ ایا قلب انسان درفضای میکروگرانش باز می ایستد؟) و مواردی دیگر ذهن بشر را درگیر کرده بود.اکثر افراد براین باور بودند که تسخیر فضا و رفتن به فضا خطرناکترین بخش ان است ، اما این موضوع صحیح نمیباشد،چراکه بازگشت از فضا و ورود دوباره به جو زمین بزرگترین مشکل ، حساس ترین و خطرناکترین ان میباشد.مراحل و شیوه های ورود به جو فضاپیماها بایکدیگر متفاوت است اما تمامی فضاپیماها باید زاویه مناسبی را نسبت به زمین داشته باشند،این زاویه نه انقدر زیاد باشد که فضاپیما در جو بسوزد و نه انقدر کم که فضاپیما از بیرون بزند یا به اصطلاح کمانه کند و دوباره به فضا بازگردد.این دالان هوایی ورود به جو براساس وزن و نوع فضاپیما تعیین میشود.امروز ما از نوع کارکرد و مواد به کار رفته در سپرحرارتی شاتل فضایی صحبت خواهیم کرد ، روش ورود به جو شاتل فضایی به دلیل ساختار حجم ان و نوع کارکردشان و همینطور به دلیل اینکه شاتل فضایی خاصیت ایرفویل بالایی دارد و نیروی برآی(Lift) زیادی تولید میکند به همین جهت از روش سرخوردن در جو برای ورود به جو استفاده میکرد ، این روش اهسته ، طولانی و با موتورهای خاموش انجام می گیرد هرچند مسافت طی شده از نقطه تماس فضاپیما با جو تا فرود در نقطه مورد نظر زیاد است نسبت به ورود به جو به روش بالستیک ، اما به این صورت به بدنه فشار زیادی وارد نمیشود.

با ما همراه باشید👇👇👇
http://t.me/higgs_field
سپر حرارتی شاتل فضایی
#پارت_دوم

شاتل های فضایی تنها فضاپیماهایی بودند که همانند هواپیما از فضا بازگشته و در فرودگاه فرود می امدند.یک فضاپیما با سرعت های متغیر بیست و پنج تا بیست و هفت هزار کیلومتر بر ساعت وارد اتمسفر می شوند.دمای سطوح درگیر با جو ممکن است تا هزار و دویست الی هزار و ششصد درجه سانتیگراد بالا برود،این دما که نزدیک به دمای سطح خورشید است از دمای ذوب المینیوم ، اهن و برخی فلزات بیشتر است.به همین منظور از تکنولوژی صفحات سرامیکی استفاده میشود که در ادامه در مورد ساختار ان صحبت خواهد شد.
دربرخی از نقاط مانند دماغه شاتل و لبه بال ها ، دما بیشتر از نقاط دیگر ان است به همین دلیل در این قسمت از کامپوزیت های گرافیتی از نوع بازتابنده استفاده می شود.این سپرهای حرارتی شامل ویژگی های مهمی هستند مانند: (وزن کم انها نسبت به سپرهای حرارتی بر روی کپسول های فرود ، به طور مثال سپر حرارتی ماژول اپولو یک سوم وزن کل فضاپیما را دربر میگرفت)،(از انجایی که شاتل فضایی مجددا قابل استفاده بود این سرامیک ها هم همانند خود مدارگرد دوباره قابل استفاده بودند)،(بدنه و بالهای شاتل فضایی همانند هواپیماها قابلیت ارتجاعی دارند به همین سبب این سرامیک ها از انعطاف پذیری همراه با استحکام کششی بالایی برخوردار هستند)،(این سرامیک ها نه تنها باید یک عایق حرارتی خوبی باشند بلکه باید عایق صوتی با قابلیت بالایی باشند).
اما در بخش های زیرین به دلیل تغییر شکل ساختار مدارگرد و شکننده بودن کاشی ها در ان قسمت ، در حقیقت انها به شاتل فضایی بسته نشده اند ، بلکه با چسب سیلیکونی به شاتل متصل شده اند ، بنابراین کاشی های سرامیکی از ساختار تغییر شکل مدارگرد جدا هستند.
تمام بدنه شاتل فضایی عایق حرارت میباشد اما سپر حرارتی بخش زیرین ، دماغه ، باله ها و کلا مکان هایی که دما بین هزار و دویست درجه تا هزار و ششصد درجه سانتیگراد است را پوشانده است.

باماهمراه باشید👇👇👇
http://t.me/higgs_field
سپر حرارتی شاتل فضایی
#پارت_سوم
#پارت_آخر
در قسمت هایی همچون دماغه و لبه بالها که دما در ان قسمت ها بالای هزار و سیصد درجه سانتیگراد است از کربن تقویت شده موسوم به RCC استفاده میشود.در سطح زیرین مدارگرد که دما پایین تر از هزار و سیصد درجه سانتیگراد است از کاشی های سرامیکی از نوع LI-900 به کار می رود ، اما این نوع کاشی های سرامیکی مشکلاتی هم داشته اند ، در نتیجه بهینه سازی خواص حرارتی ان ، قدرت کلی کاهش یافته بود ، برای همین انچنان جوابگوی بخش های پرتنش مانند درب چرخ های فرود و پنجره ها نبود برای همین از نسخه بالاتر LI-2200 که تراکم ان 352 کیلوگرم بر متر مکعب بود ساخته و مورد استفاده قرار گرفت.
در راستای کاهش وزن و بالا بردن مقاومت حرارتی ، ساییدگی ، انعطاف بالا و استحکام بالا از کاشی های سطحی عایق دما LRSI ، عایق سطحی انعطاف پذیر پتو مانند FIB و نوعی الیاف پلاستیکی ضد حرارتی نومکس که از کندانسه شدن چند ماده اروماتیک ، متافنیلین دی امین و ایزوفتالویل کلراید ساخته میشود ، به کار می رود.
انهدام شاتل فضایی کلمبیای ناسا که باعث کشته شدن تمامی هفت فضانورد ان شد ، مربوط به ایراد در بخش سپر حرارتی بود. در ماموریت STS107 به هنگام پرتاب تکه ای به اندازه یک توپ بسکتبال از فوم عایق حرارتی تانک سوخت مایع شاتل فضایی کنده شد و به بال سمت چپ برخورد کرد که باعث شکافی در بخش عایق حرارتی لبه شد که فضاپیما به هنگام بازگشت از ایستگاه فضایی بین المللی در جو زمین براثر فشار و دمای جو بال سمت چپ ان کنده و تمام بدنه شاتل فضایی تکه تکه و در جو بالای سر تگزاس سوخت و از بین رفت.این حادثه در سوم فوریه سال دوهزار و سه میلادی رخ داد که باعث به تعویق افتادن ماموریت های شاتل های فضایی ناسا تا ژوئن سال دوهزار و پنج میلادی شد.

با تشکر🙏
http://t.me/higgs_field
موج #خودران
#مکانیک_بوهمی

در فیزیک نظری نظریه موج خودران اولین نمونه شناخته شده از یک نظریه #متغیر #پنهان بود که توسط لویی دوبروی در سال ۱۹۲۷ ارائه شد. در نسخه مدرن تر، نظریه دوبروی–بوهم تلاش زیادی برای تفسیر مکانیک کوانتومی به عنوان یک نظریه جبر گرا نمی‌نماید تا درگیر موارد دردسر زایی نظیر دوگانگی موج-ذره، فروریزش آنی تابع موج و پارادوکس گربه شرودینگر نشود. همچنین این نظریه که با عنوان مکانیک بوهمی نیز شناخته می شود به جبر گرا بودن رفتار ذرات زیر اتمی اشاره دارد  که با تفسیر کپنهاگی از مکانیک کوانتوم که طرفداران زیادی دارد در تضاد است.

تئوری موج خودران دوبروی–بوهم به اندازه سایر تفسیرهای مکانیک کوانتومی معتبر است. این تئوری از همان پایه های ریاضیات سایر تفسیرهای مکانیک کوانتومی استفاده می کند، در نتیجه شواهد تجربی این نظریه را به اندازه سایر تفاسیر تایید می نمایند.



تئوری موج خودران یک تئوری متغیر پنهان است. در نتیجه:

این تئوری بر مبنای رئالیسم است (به این معنی که مفاهیم آن مستقل از وجود ناظر می باشند).

این تئوری جبر گرا می باشد (به این معنی که عامل نامشخص و مبتنی بر شانس در آن دخیل نیست و با دانستن تمامی حقایق روند آینده قابل پیش بینی دقیق می باشد).

موقعیت و تکانه ذرات به عنوان متغیرهای پنهان در نظر گرفته می شوند. اما ناظر نه تنها مقدار دقیق این متغیرهای پنهان را نمی‌داند، بلکه مهمتر از آن قادر به اندازه گیری دقیق آنها نیست زیرا هرنوع اندازه گیری مقدار این متغیرهای پنهان رو تغییر می دهد.
مجموعه ای از ذرات دارای یک موج ماده ای مرتبط می باشند که بر اساس معادله شرودینگر رفتار می کند. هر یک از ذرات دارای مسیری قطعی هستند که توسط تابع موج تعیین می گردد. مجموع چگالی ذرات مطابق با اندازه تابع موج است. تابع موج لزوماً تحت تاثیر ذره قرار نمی‌گیرد و می‌تواند به صورت یک تابع تهی موج نیز وجود داشته باشد.
این نظریه با استفاده از «غیر محلی»  بودن که به طور ضمنی در فرمول بندی غیر نسبیتی مکانیک کوانتومی وجود دارد هماهنگ با نظریه بل عمل می کند. به طرز شگفت انگیزی این اثرات غیر محلی با نظریه عدم ارتباط٬ که نافی ارسال اطلاعات با سرعتی بیش از سرعت نور است و به طور تجربی با نسبیت سازگار می باشد هماهنگ است.

نتایج

موج خودران نشان می دهد که امکان وجود نظریه ای مبتنی بر متغیرهای پنهان حقیقی و جبر گرا که قادر به تولید و تفسیر مشاهدات تجربی مکانیک کوانتوم باشند وجود دارد.  


*همانطور که سابق گفتیم تفسیر بوهمی ، کپنهاگی و .. تلاش هایی برای توضیح نامفهومات رفتار ذرات هستند.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
کوانتوم مکانیک‌🕊
#سوال فرض کنید که در یک مسابقه تلویزیونی شرکت کرده‌اید و میان سه در باید یکی را انتخاب کنید. پشت یکی از درها یک ماشین (لاکچری🤑) است و پشت دو در دیگر دو بز:/ شما یکی از درها را انتخاب می‌کنید (مثلاً در شمارهٔ ۱). مجری برنامه که #می‌داند پشت هر در چه چیزی…
#پاسخ

مسئله مونتی هال (Monty Hall problem) یکی از معماهای احتمالات است. این معما بر اساس یک مسابقه تلویزیونی آمریکایی به نام "بیا معامله کنیم" طرح‌ریزی شده و نامش را نیز از نام مجری اصلی این مسابقه، مونتی هال، گرفته‌است.
این مسئله اولین بار در نامه‌ای از استیو اسلوین به مجله آمارگر آمریکایی در سال ۱۹۷۵ مطرح شد. یکی از صورت ‌های مشهور این مسئله در ستون «از مرلین بپرس» مرلین واس سوانت در مجلهٔ پرید در سال ۱۹۹۰ منتشر شد.


واس سوانت در ستونش نوشت که شرکت‌کننده باید دری را که انتخاب کرده عوض کند ؛ درِ اول شانس برنده شدنش یک به سه است، اما درِ پیشنهادی به احتمال دو به سه برنده است چون مجری همیشه یکی از درهای پوچ را باز می‌کند.

او در توضیح این پاسخ از خوانندگان خواست که موقعیتی را تصور کنند که یک میلیون در وجود دارد و شرکت‌کننده درِ شمارهٔ ۱ را برمی‌گزیند. مجری که می‌داند پشت هر در چیست همهٔ درها را به جز در شمارهٔ ۷۷۷۷۷۷ باز می‌کند. واس سوانت نتیجه می‌گیرد: «به سرعت در اول را با درِ ۷۷۷۷۷۷ تاخت می‌زنید، مگر نه؟»

بسیاری از خوانندگان حاضر نبودند بپذیرند که تاخت زدن در چنین موقعیتی به سود شرکت‌کننده است. پس از این که این مسئله در "پرید" مطرح شد ۱۰۰۰۰ خواننده که ۱۰۰۰ نفرشان دارای مدرک پی‌اچ‌دی بودند به مجله نامه نوشتند و اظهار کردند که پاسخ واس سوانت صحیح نیست.حتی با وجود ارائه توضیحات، شبیه‌سازی موقعیت و اثبات‌های ریاضی، بسیاری با این جواب متقاعد نشدند. اندرو واسونی، توضیح می‌دهد که پل اردوش، یکی از برجسته‌ترین ریاضی‌دانان تاریخ، تا زمانی که شبیه‌سازی کامپیوتری‌ای را مشاهده نمود که این نتیجه را تأیید می‌کرد؛ متقاعد نشد.


واس سوانت برای تشریح ایده‌اش از یک بازی دیگر نیز مثال آورده است : «شما رویتان را برمی‌گردانید و من یک نخود را زیر یک ظرف از سه ظرف پنهان می‌کنم. بعد از شما می‌خواهم یکی از ظرف‌ها را انتخاب کنید و انگشتتان را روی آن بگذارید. احتمال این که ظرف شما محتوی نخود باشد یک به سه است، درست است؟ بعد یکی از دو ظرف باقی‌مانده را برمی‌گردانم و نشان می‌دهم که خالی‌ست. از آنجایی که فارغ از انتخاب شما من همیشه می‌توانم یکی از ظرف‌های انتخاب نشده را پوچ کنم درمی‌یابیم که احتمال پوچ بودن یا نبودن ظرف زیر انگشت شما تغییری نکرده‌است.»
او بازی مشابهی را با ورق‌های بازی توضیح داد.
واس سوانت اظهار کرد که علت به اشتباه افتادن برخی این است که فراموش می‌کنند مجری همیشه ناچار است دری را باز کند که پوچ است.
تصویری از فضاپیمای اریون.
میانه تصویر: کانتور توزیع فشار بر روی بدنه این فضاپیما در نتیجه حل CFD
پشت تصویر: تصویر شیلرین جریان حول این فضاپیما در تونل باد.

http://t.me/higgs_field
تصویری از ساختار فضاپیمای آینده ی ناسا، اوریون
1. ماژول سرنشینان
2. ماژول سرویس (تراسترها، مخازن سوخت و...)
3. سیستم انصراف از پرتاب
http://t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این موتور ارزان قیمت و متداول همچنین می تواند به عنوان یک تولید کننده برق AC عمل کند - در اینجا هنگامی که شافت روتور با دست می چرخد ​​، یک LED را روشن می کند. بیشتر انرژی الکتریکی که امروزه استفاده می کنیم با حرکت آهنربا در نزدیکی سیم پیچ سیم (معروف به قانون القای فارادی) برای تولید جریان الکتریکی تولید می شود.

(سابقا تولید انرژی در سدّ متداول بود بعد تر با سوخت های فسیلی آب را داغ می کردند و آب توربین را میچرخاند اکنون اما در رآکتور های شکافت هسته ای انرژی تولید میشود که بدلیل آلودگی در حال جایگزینی با گداخت و انرژی های پاک است)

از بین بردن پوشش آهنربای دائمی نشان می دهد که این طرح از 9 سیم پیچ مسی جداگانه استفاده می کند. من یک روتور دوم شفاف با شش آهن ربا نئودیمیم درست کردم - و وقتی این آهنرباها ساخته می شوند تا در نزدیکی سیم پیچ ها حرکت کنند ، LED با جریان جریان دوباره روشن می شود.
قانون القای فارادی:
تغییرات میدان مغناطیسی سبب ایجاد جریان i در سیم پیچ میگردد.

https://t.me/higgs_field/2530
#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣اندکی در جنون ونگوگ-نقاش شوریده

ونسان ونگوگ (Vincent van Gogh)، نقاشی هلندی به عنوان یکی از بزرگ‌ترین نقاشان تاریخ هنر و یکی از هنرمندان برجسته‌ی سبک پست امپرسیونیسم شناخته می‌شود. نقاشی‌های ونگوگ به خاطر زیبایی خشن، صداقتی سرشار از احساس و رنگ‌های جسورانه تاثیری گسترده و عمیق بر هنر قرن بیستم گذاشت .
شب پرستاره (THE STARRY NIGHT) شاید بتوان مشهورترین اثر ونگوگ دانست. اگرچه ونگوگ تابلوی شب پرستاره را در روز و با استفاده از قدرت تخیل نقاشی کرد اما این شاهکار منظره‌‌ای از پنجره‌ی اتاق آسایشگاه روانی او را در شهر سنت رمی دو پروانس فرانسه به تصویر می‌کشد.


🆔 @phys_Q
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تهدیدات موجود برای جایگاه ما در کیهان و یک راه حل روی کاغذ

جایگاه ما در کیهان چندان هم امن و بی خطر نیست. کافیست که فقط یک خطر یعنی احتمال برخورد سیارک ها را در نظر بگیریم! چنین برخورد هایی هم همیشه قابل محاسبه و پیش بینی نیست اگر هم باشد فعلا کاری از دست دانشمندان بر نخواهند امد.
Stellar Engine
یعنی موتور سیاره‌ای طرحی است که
متیو کاپلان (Matthew E.caplan)
در مقاله ای به عنوان :
Stellar Engine:Design consider ation for maximizing acceleration
در آخرین روز های سال 2019 در
Elsevier
منتشر کرده. موتور ستاره که او پیشنهاد داده قرار است با گداخت هسته ای خورشید را با سرعت 50 سال نوری در هر یک میلیون سال به جای امن تری در کهکشان راه شیری انتقال دهد! دنیای عجیبی است مگر نه!

"در حد تئوریک"

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
تایید فرود

مدار گرد اکتشافی ناسا mro بالای محل فرود استقامت در مریخ پرواز خواهد کرد.
اگر ارسال دیتا در سیستم ارتباطات از مریخ به زمین آنطور که انتظار میرود باشد.
mro
اطلاعات دور سنجی از فرود را دریافت و سپس اطلاعات را به آنتن های زمین در شبکه ی ناسا در ژرفنای فضا ارسال خواهد کرد DSN

این به کنترل کننده های ماموریت اجازه می دهد تا تأیید کنند که فضاپیما در حدود ساعت 20:55 دقیقه به وقت UTC مریخ را لمس کرده است.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
اولین امواج گرانشی شناسایی شده از یک سیستم سیاهچاله دوتایی(باینری)

در 14 سپتامبر 2015 ، امواج گرانشی برای اولین بار در زمین شناسایی شدند. این موج در بافت فضا-زمان - که انیشتین در سال 1916 پیش بینی کرد - از ادغام دو سیاهچاله در کهکشان های دور حاصل شد.

به طور خلاصه ، توان پمپ شده از این دو سیاهچاله ، 50 برابر بیشتر از تمام ستاره های جهان است. اما این تنها جنبه شگفتی در این رویداد نبود.

هر یک از سیاهچاله ها بیش از 30 برابر جرم خورشید بودند. از آنجا که سیاهچاله همان چیزی است که پس از منفجر شدن بیشتر ستاره ها به عنوان ابرنواختر در فضا باقی مانده است ، ستاره های پیش ساز باید حداقل 300 برابر جرم خورشیدی ، جرم داشته باشند.
#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
#Quantum_Field_theory
#تئوری_میدان_کوانتومی

بعد از کشف نظریه مکانیک کوانتومی نسبیتی توسط دیراک، دیگر کشف ِ بنیادی دیراک هنگامی حاصل شد که او اصول مکانیک کوانتوم را نه در مورد ذرات، بلکه در مورد میدان (الکترومغناطیسی) به کار برد. این تحول به نخستین مثال شناخته شده از نظریه میدان های کوانتومی انجامید.

تفاوت اساسی بین ذره و میدان این است که تعداد درجات آزادی یک ذره متناهی، در حالی که میدان تعداد نامتناهی درجه آزادی دارد. برای رویارویی با این تفاوت، روش های ریاضیاتی شناخته شده ای وجود دارد. نظریه های میدان های کوانتومی، روش روشن تفکر درباره ی دوگانگی موج/ذره را در اختیار ما قرار می دهند. میدان موجودی گسترده در فضا و زمان است؛ بنابراین، موجودی است برخوردار از سرشت ذاتا موج گونه. حاصل کاربرد نظریه کوانتوم در مورد میدان ها نمایان شدن کمیت های فیزیکی(مانند انرژی و تکانه)به صورت بسته های گسسته و شمارش پذیر بوده است. اما این شمارش پذیری دقیقا همان چیزی است که ما به رفتار ذره گونه نسبت می دهیم.
بنابراین، در مطالعه ی میدان کوانتومی، موجودی را بررسی می کنیم و می فهمیم که به صراحت هر دو خاصیت ذره گونه و موج گونه را به شکلی حتی الامکان واضح بروز می دهد. در نظریه میدان کوانتومی، حالت هایی که خواص موج گونه بروز می دهند، آنهایی اند که تعداد نامعینی از ذرات را در خود دارند. این خاصیت، از اصل برهم نهی نظریه کوانتوم حاصل می آید که ترکیب حالت هایی را ممکن می کند که تعداد متفاوتی از ذرات را در خود دارند. خلاء در نظریه میدان های کوانتومی خواص نامعمولی دارد که اهمیت ویژه ای دارند. البته، خلاء پایین ترین حالت انرژی است که در آن برانگیختگی ای وجود ندارد که با ذرات متناظر باشد.


با همه، گرچه به این معنا چیزی وجود ندارد، اما در نظریه میدان های کوانتومی این به آن معنا نیست که هیچ چیزی در جریان نیست. روش ریاضی، موسوم به #آنالیز_فوریه به ما امکان می دهد که میدان را به صورت مجموعه ای نامتناهی از نوسانگرهای هماهنگ تلقی کنیم. (بنا به سری فوریه : یک موج مجموعه نامتناهی از مولفه های ضعیف تر و کوچک تر با بسامد های بیشتر و کمتر از موج اصلی است)
به هر نوسانگر بسامد خاصی وابسته است و هر نوسانگر از نظر دینامیکی طوری رفتار می کند که انگار اونگی با همان بسامد معین است. خلاء کوانتومی، حالتی است که در آن تمام این آونگ ها در پایین ترین حالت انرژی خود هستند. برای آونگ کلاسیکی، این حالتی است که وزنه در حال سکون و در پایین ترین نقطه است. این به راستی وضعیتی است که در آن هیچ اتفاقی روی نمی دهد، اما در مکانیک کوانتوم این آرامش کامل مجاز نیست.
طبق اصل عدم قطعیت هایزنبرگ، وزنه نمی تواند هم دارای مکان معین و هم دارای تکانه معین باشد. آونگ کوانتومی باید حتی در پایین ترین حالت انرژی خود اندکی در حرکت باشد. ارتعاش کوانتومی حاصل را حرکت نقطه صفر می خوانند. اعمال مکرر این ایده ها بر آرایه ای نامتناهی از نوسانگرها که میدانی کوانتومی است، نشان می دهد که خلاء جایی پر سر و صدا و فعالی است.

افت خیزها پیوسته روی می دهند و در طول آنها ذرات پدیدار و ناپدید می شوند. خلاء کوانتومی بیشتر از فضای تهی شبیه فضایی اشغال شده با ماده است. امروزه، تمام نظریه های ذرات بنیادی، نظریه های میدان های کوانتومی اند.
فیزیک ذرات بنیادین به بررسی عالم در بنیادی ترین مقیاس خود می پردازد و تئوری میدان کوانتومی بررسی ذرات کوانتومی در بنیادی ترین حالت است به بیان دیگر پارتیکل های بنیادین حاصل اغتشاش در میدان کوانتومی هستند .
Quantum Field theory



📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒
http://t.me/higgs_group
http://t.me/higgs_field
http://t.me/higgs_journals
سری فوریه در ریاضیات، روشی برای بیان یک تابع به صورت مجموع چندین موج سینوسی است. در واقع با استفاده از این سری می‌توان یک تابع متناوب را به صورت حاصل جمع چندین تابع نوسانی بیان کرد. این توابع نوسانی، می‌توانند به فرم سینوسی، کسینوسی و یا به فرم مختلط آن‌ها بیان شوند. سری فوریه، تبدیل فوریه و انتگرال فوریه به طور گسترده در علوم گوناگون، برای تحلیل فیزیکی پارامترهای ریاضی، ساده‌سازی مسائل مختلف و حل آن‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
ارتباط بین چند فضای مهم در آنالیز ریاضی:
هر فضای حاصلضرب داخلی یک فضای برداری نرم دار است و هر فضای برداری نرم دار یک فضای متریک می باشد. همچنین هر فضای متریک یک فضای توپولوژیک است که توپولوژی آن همان مجموعه ی بازهای فضای متریک (نسبت به متری که دارد) می باشد.
http://t.me/higgs_field
#قضیه_گودل و #نظریه_همه‌چیز
#پارت_اول
داوید هیلبرت، ریاضی‌دان آلمانی، در دهه ۱۹۲۰ میلادی به دنبال آن بود که کل ریاضیات آن زمان را بر پایه یک مجموعه متناهی متشکل از یک سری اصول موضوعه سازگار بنا کند. اصول موضوعه سازگار یعنی اصولی که منجر به هیچ تناقضی نمی‌شوند. تلاش‌های زیادی در این زمینه شد تا آنکه در سال ۱۹۳۱ ریاضی‌دانی به نام کورت گودل ثابت کرد که چنین کاری عملاً غیرممکن است. او دو قضیه را ثابت کرد که به قضایای نا تمامیت گودل معروف‌اند. این قضایا در منطق ریاضی و فلسفه ریاضی، از اهمیت بسزایی برخوردارند.
با ما همراه باشید تا بیشتر دراین‌باره صحبت کنیم:)
قضیه اول نا تمامیت گودل، بیان می‌کند که در هر نظام اصل موضوعی (نظریه) ریاضی تعدادی جملات (نتایج) «تصمیم ناپذیر» وجود دارند. بدین معنا که نه می‌توان آن‌ها را ثابت کرد و نه می‌توان آن‌ها را رد کرد.
قضیه دوم نا تمامیت گودل بیان می‌کند که اگر یک نظریه در ریاضیات داشته باشیم که قضایای اصلی حساب در آن اثبات شوند آنگاه این نظریه نمی‌تواند سازگاری خود را اثبات کند.
به زبان ساده، گودل ثابت کرد که ریاضیات بی‌پایان است و هیچ‌گاه نمی‌توانیم به انتهای ریاضیات برسیم و همیشه جملات «تصمیم ناپذیری» وجود دارند که هم می‌توان آن‌ها را قبول کرد و هم رد کرد؛ مانند اصل توازی اقلیدس که اگر آن را قبول کنیم به هندسه اقلیدسی می‌رسیم و اگر آن را قبول نکنیم به هندسه‌های نا اقلیدسی خواهیم رسید=)) این‌گونه گزاره‌ها امروزه در ریاضیات کم نیستند. یک مثال دیگر از قضیه‌های تصمیم ناپذیر، قضیه یا اصل موضوع انتخاب است.

با یک مثال ساده این مسئله را بیان می‌کنیم؛ فرض کنید وارد یک مغازه میوه‌فروشی می‌شوید. در مقابل شما تعدادی جعبه میوه وجود دارد. شما می‌توانید از هر جعبه یک میوه را انتخاب کنید و آن‌ها را در جعبه دیگر جمع‌آوری کنید. علی‌الاصول این کار امکان‌پذیر است؛ اما مسئله زمانی مشکل می‌شود که تعداد جعبه‌ها بینهایت شود. در آن صورت سؤال اینجا است که آیا می‌توان یک مجموعه نامتناهی ساخت که اعضای آن از تعداد نامتناهی مجموعه انتخاب‌شده‌اند؟
دلیل اینکه به راحتی نمی‌توان به این سؤال پاسخ داد این است که در این مسئله ما با بی‌نهایت عمل انتخاب مواجهیم، آیا می‌توانیم بی‌نهایت بار انتخاب کنیم؟!
در اوایل قرن بیستم افرادی چون ارنست تسرملو تلاش کردند این مسئله را بر اساس اصول پیشین در نظریه مجموعه‌ها اثبات کنند، ولی این تلاش‌ها به نتیجه‌ای نرسید. تسرملو پس‌ازآنکه احساس کرد این مسئله حل ناشدنی است به این نتیجه رسید که باید آن را به عنوان اصل موضوع بپذیرد. این‌چنین بود که «اصل موضوعه انتخاب» در ریاضیات مطرح شد. این اصل موضوع با برخی از قضایای مهم در ریاضیات هم‌ارز است از جمله قضیه‌ای که بیان می‌کند هر فضای برداری یک پایه دارد (این قضیه یکی از پیش‌فرض‌های مکانیک کوانتومی است).
در سال ۱۹۳۸ گودل نشان داد که اصل موضوع انتخاب، با دیگر اصول موضوعه نظریه مجموعه‌ها سازگار است و اضافه کردن آن به سایر اصول موضوعه نظریه مجموعه‌ها منجر به تناقضی نمی‌شود. در سال ۱۹۶۳ ریاضی‌دانی به نام پل کوهن ثابت کرد که این اصل موضوع مستقل از سایر اصول موضوعه نظریه مجموعه‌ها است و نمی‌توان آن را به عنوان یک قضیه به‌وسیله سایر اصول موضوع نظریه مجموعه‌ها اثبات کرد. پس پذیرفتن آن، به عنوان یک اصل؛ منطقی به نظر می‌رسد؛ اما در ریاضیات، هیچ راهی برای اثبات یا رد این اصل وجود ندارد و نظریه مجموعه‌ها از عهده این کار برنمی‌آید.
همان‌طور که گفتیم گودل به ما نشان داد که ریاضیات خط پایانی ندارد. ولی در دنیای فیزیک داستان جور دیگری بود.
http://t.me/higgs_field