مکانیک نیوتونی ، مکانیک نسبیتی و مکانیک کوانتوم
#پارت_هفتم
#پایانی
از کجا شروع کنیم؟
با روند تکامل نظریه ها پیش می رویم
نخست مکانیک کلاسیک را در نظر می گیریم و به مورد خاص آن قانون دوم نیوتن توجه می کنیم، این قانون را با جرم نسبیتی یعنی
m=m0/(1-v2/ c2)1/2 , E=mc2
و نظریه هیگز بوزون می توان ترکیب کرد. اگر ذره/جسمی تحت تاثیر نیرو جرمش تغییر می کند، این تغییر جرم ناشی از این است که بوزون (نیرو) تبدیل به انرژی می شود. البته این روند جهت معکوس نیز دارد، یعنی در روند عکس با کاهش سرعت، انرژی به نیرو یا بوزون تبدیل می شود
در مورد قضیه کار انرژی
در مورد قضیه کار انرژی یعنی W=DE برخوردی دوگانه وجود دارد. قسمت کار آن را با مکانیک کلاسیک مد نظر قرار می دهند و کار را کمیتی پیوسته در نظر می گیرند، در حالیکه با انرژی آن برخوردی کوانتومی دارند. در واقع بایستی هر دو طرف رابطه را با دید کوانتومی در نظر گرفت. در این مورد مثالهای زیادی می توان ارائه داد که با این برخورد دوگانه در تناقض قرار خواهد گرفت. اگر این مورد را بکار بندیم مشکل ارتباط فرمیونها و بوزونها بر طرف خواهد شد
اگر بپذیریم که کار کوانتومی است، الزاماً به این نتیجه خواهیم رسید که نیرو بطور کلی و از جمله گرانش نیز کوانتومی است
مفهوم صریح و در عین حال ساده آن این است که فضا - زمان کوانتومی است. با نگرش کوانتومی به گرانش یا به تعبیر نسبیت فضا - زمان، مکانیک کوانتوم و نسبیت با یکدیگر ترکیب خواهند شد. تنها موردی که در این جا باید متذکر شد این است که کوانتومی بودن فضا - زمان می تواند انحنای آن را نیز نتیجه دهد
از اوائل قرن بیستم دو نظریه ی بزرگ نسبیت و مکانیک کوانتوم، برای پاسخگویی به مشکلاتی که فیزیک کلاسیک با آنها دست بگریبان بود، پا به عرصه وجود نهادند. جالب این است که هر دو نظریه تقریباً همزمان مطرح شدند و سیر تکاملی خود را طی کردند. نخست نسبیت خاص در سال 1905 تنها در محدوده ی دستگاه های لخت بکار گرفته شد و در سال 1915 تحت عنوان نسبیت عام به دستگاه های شتابدار تسری یافت. مکانیک کوانتوم قدیم در سال 1900 با طرح کوانتومی بودن انرژی اظهار شد و در دهه ی 1920 سیر تکاملی خود را پیمود
همواره این سئوال مطرح بود که آیا این دو نظریه بزرگ را می توان با یکدیگر ترکیب کرد؟
دیراک توانست نسبیت خاص و مکانیک کوانتوم را بصورت مکانیک کوانتوم نسبیتی با هم ادغام کند. به دنبال آن سئوال این بود که چگونه می توان مکانیک کوانتوم و نسبیت عام را با هم ترکیب کرد؟
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#پارت_هفتم
#پایانی
از کجا شروع کنیم؟
با روند تکامل نظریه ها پیش می رویم
نخست مکانیک کلاسیک را در نظر می گیریم و به مورد خاص آن قانون دوم نیوتن توجه می کنیم، این قانون را با جرم نسبیتی یعنی
m=m0/(1-v2/ c2)1/2 , E=mc2
و نظریه هیگز بوزون می توان ترکیب کرد. اگر ذره/جسمی تحت تاثیر نیرو جرمش تغییر می کند، این تغییر جرم ناشی از این است که بوزون (نیرو) تبدیل به انرژی می شود. البته این روند جهت معکوس نیز دارد، یعنی در روند عکس با کاهش سرعت، انرژی به نیرو یا بوزون تبدیل می شود
در مورد قضیه کار انرژی
در مورد قضیه کار انرژی یعنی W=DE برخوردی دوگانه وجود دارد. قسمت کار آن را با مکانیک کلاسیک مد نظر قرار می دهند و کار را کمیتی پیوسته در نظر می گیرند، در حالیکه با انرژی آن برخوردی کوانتومی دارند. در واقع بایستی هر دو طرف رابطه را با دید کوانتومی در نظر گرفت. در این مورد مثالهای زیادی می توان ارائه داد که با این برخورد دوگانه در تناقض قرار خواهد گرفت. اگر این مورد را بکار بندیم مشکل ارتباط فرمیونها و بوزونها بر طرف خواهد شد
اگر بپذیریم که کار کوانتومی است، الزاماً به این نتیجه خواهیم رسید که نیرو بطور کلی و از جمله گرانش نیز کوانتومی است
مفهوم صریح و در عین حال ساده آن این است که فضا - زمان کوانتومی است. با نگرش کوانتومی به گرانش یا به تعبیر نسبیت فضا - زمان، مکانیک کوانتوم و نسبیت با یکدیگر ترکیب خواهند شد. تنها موردی که در این جا باید متذکر شد این است که کوانتومی بودن فضا - زمان می تواند انحنای آن را نیز نتیجه دهد
از اوائل قرن بیستم دو نظریه ی بزرگ نسبیت و مکانیک کوانتوم، برای پاسخگویی به مشکلاتی که فیزیک کلاسیک با آنها دست بگریبان بود، پا به عرصه وجود نهادند. جالب این است که هر دو نظریه تقریباً همزمان مطرح شدند و سیر تکاملی خود را طی کردند. نخست نسبیت خاص در سال 1905 تنها در محدوده ی دستگاه های لخت بکار گرفته شد و در سال 1915 تحت عنوان نسبیت عام به دستگاه های شتابدار تسری یافت. مکانیک کوانتوم قدیم در سال 1900 با طرح کوانتومی بودن انرژی اظهار شد و در دهه ی 1920 سیر تکاملی خود را پیمود
همواره این سئوال مطرح بود که آیا این دو نظریه بزرگ را می توان با یکدیگر ترکیب کرد؟
دیراک توانست نسبیت خاص و مکانیک کوانتوم را بصورت مکانیک کوانتوم نسبیتی با هم ادغام کند. به دنبال آن سئوال این بود که چگونه می توان مکانیک کوانتوم و نسبیت عام را با هم ترکیب کرد؟
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
#سوال چرا قدرت #دی_الکتریک آب بالاست ؟
#پاسخ👇
مولکولهای بعضی از دی الکتریکها، در غیاب یک میدان الکتریکی قطبی کننده خارجی دارای گشتاور دو قطبی دائمی هستند.
این مولکولها معمولاً از دو یا چند اتم غیر همسان تشکیل شده و بر عکس مولکولهای غیر قطبی که گشتاور دو قطبی الکتریکی دائمی ندارند، مولکول قطبی نامیده میشوند. یک مثال، آب است که از دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن تشکیل میشود. اتمها خود را آن چنان مرتب نمیکنند که مولکولی با گشتاور دو قطبی صفر بوجود بیاورند ، یعنی اتمهای هیدروژن، دقیقاً در طرفهای متقابل قطری اتمهای اکسیژن قرار نمیگیرند. گشتاورهای دو قطبی ملکولهای قطبی از مرتبه
10 ^ (-30) c.m(کولن در متر)
هستند.
هنگامی که میدان خارجی وجود ندارد تک تک دو قطبیهای دی الکتریک قطبی، به صورت کاتوره ای پراکندهاند و گشتاور دو قطبی خالص از دیدگاه ماکروسکوپی صفر است.
میدان الکتریکی اعمال شده، بر تک تک دو قطبیها گشتاوری وارد نموده، میخواهد آنها را همراستا با میدان نماید ، که در این وضعیت بیشتر مولکولهای آب در جهت میدان الکتریکی خارجی همراستا میشوند که همین مورد موجب می شود که ثابت دی الکتریک نسبی آب بالا باشد ، که برای آب κ= 80 است.
اگر دی الکتریک تحت تاثیر یک #موج هماهنگ الکترومغناطیسی فرودی قرار گیرد ساختار بار داخلی آن تحت تاثیر نیروهای متغییر نسبت به زمان و یا گشتاورهای نیرو قرار خواهند گرفت .
این نیروها و یا گشتاورهای نیرو با مولفه میدان الکتریکی موج متناسب خواهند بود.
در مورد دی الکتریک های قطبی ، در واقع مولکول ها تحت تاثیر چرخش های سریع قرار می گیرند که در نتیجه خود را با میدان الکتریکی در یک خط قرار میدهند.
اما این مولکولها نسبتاً بزرگند و دارای گشتاورهای لختی قابل ملاحظهای هستند.
در بسامدهای محرکه بالا مولکولهای قطبی نمی توانند تناوب های میدان را دنبال کنند.
از مشارکت آنها در ایجاد گشتاور دوقطبی الکتریکی کاسته خواهد شد و ثابت دی الکتریک به طور محسوسی افت خواهد کرد .
ثابت دی الکتریک نسبی آب در ۸۰ هرتز تا تقریباً ۱۰ به توان ۱۰ هرتز نسبتاً ثابت است (κ=80) و پس از آن با سرعت زیادی نزول می کند .
به مجموعه های هیگز بپیوندید:
https://t.me/higgs_field 👈کانال
https://t.me/higgs_group 👈گروه
https://t.me/higgs_journals 👈آرشیو
#پاسخ👇
مولکولهای بعضی از دی الکتریکها، در غیاب یک میدان الکتریکی قطبی کننده خارجی دارای گشتاور دو قطبی دائمی هستند.
این مولکولها معمولاً از دو یا چند اتم غیر همسان تشکیل شده و بر عکس مولکولهای غیر قطبی که گشتاور دو قطبی الکتریکی دائمی ندارند، مولکول قطبی نامیده میشوند. یک مثال، آب است که از دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن تشکیل میشود. اتمها خود را آن چنان مرتب نمیکنند که مولکولی با گشتاور دو قطبی صفر بوجود بیاورند ، یعنی اتمهای هیدروژن، دقیقاً در طرفهای متقابل قطری اتمهای اکسیژن قرار نمیگیرند. گشتاورهای دو قطبی ملکولهای قطبی از مرتبه
10 ^ (-30) c.m(کولن در متر)
هستند.
هنگامی که میدان خارجی وجود ندارد تک تک دو قطبیهای دی الکتریک قطبی، به صورت کاتوره ای پراکندهاند و گشتاور دو قطبی خالص از دیدگاه ماکروسکوپی صفر است.
میدان الکتریکی اعمال شده، بر تک تک دو قطبیها گشتاوری وارد نموده، میخواهد آنها را همراستا با میدان نماید ، که در این وضعیت بیشتر مولکولهای آب در جهت میدان الکتریکی خارجی همراستا میشوند که همین مورد موجب می شود که ثابت دی الکتریک نسبی آب بالا باشد ، که برای آب κ= 80 است.
اگر دی الکتریک تحت تاثیر یک #موج هماهنگ الکترومغناطیسی فرودی قرار گیرد ساختار بار داخلی آن تحت تاثیر نیروهای متغییر نسبت به زمان و یا گشتاورهای نیرو قرار خواهند گرفت .
این نیروها و یا گشتاورهای نیرو با مولفه میدان الکتریکی موج متناسب خواهند بود.
در مورد دی الکتریک های قطبی ، در واقع مولکول ها تحت تاثیر چرخش های سریع قرار می گیرند که در نتیجه خود را با میدان الکتریکی در یک خط قرار میدهند.
اما این مولکولها نسبتاً بزرگند و دارای گشتاورهای لختی قابل ملاحظهای هستند.
در بسامدهای محرکه بالا مولکولهای قطبی نمی توانند تناوب های میدان را دنبال کنند.
از مشارکت آنها در ایجاد گشتاور دوقطبی الکتریکی کاسته خواهد شد و ثابت دی الکتریک به طور محسوسی افت خواهد کرد .
ثابت دی الکتریک نسبی آب در ۸۰ هرتز تا تقریباً ۱۰ به توان ۱۰ هرتز نسبتاً ثابت است (κ=80) و پس از آن با سرعت زیادی نزول می کند .
به مجموعه های هیگز بپیوندید:
https://t.me/higgs_field 👈کانال
https://t.me/higgs_group 👈گروه
https://t.me/higgs_journals 👈آرشیو
Forwarded from physics (ρꫝꪗડᎥፈ)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مکانیک نیوتونی ، مکانیک نسبیتی و مکانیک کوانتوم
پارت اول:
https://t.me/higgs_field/2627
دوم:
https://t.me/higgs_field/2633
سوم:
https://t.me/higgs_field/2640
چهارم:
https://t.me/higgs_field/2647
پنجم:
https://t.me/higgs_field/2659
ششم:
https://t.me/higgs_field/2686
هفتم و پایان:
https://t.me/higgs_field/2697
پارت اول:
https://t.me/higgs_field/2627
دوم:
https://t.me/higgs_field/2633
سوم:
https://t.me/higgs_field/2640
چهارم:
https://t.me/higgs_field/2647
پنجم:
https://t.me/higgs_field/2659
ششم:
https://t.me/higgs_field/2686
هفتم و پایان:
https://t.me/higgs_field/2697
👩🦱 همسرِ فیزیک دان آلبرت آینشتاین :
#زندگینامه
#پارت_اول
میلوا ماریچ، همکلاسی، همکار، معشوقه و همسر اول آینشتاین. کسی که آلبرت نظریۀ نسبیت را همراه با او صورتبندی کرد.
میلوا ماریچ به سال ۱۸۷۵ در شهر تیتل در کشور صربستان زاده شد.
مادر او ماریا روزیچ و پدرش میلوش ماریچ مردی ثروتمند و محترم در بین مردم بود.
میلوا، در آخرین سالی که دختران در صربستان اجازۀ حضور در دبیرستان داشتند، وارد دبیرستان شد.
در سال ۱۸۹۲، پدرش از وزیر آموزشوپرورش مجوز گرفت تا او بتواند در کلاسهای فیزیک شرکت کند که مخصوص پسران بود.
همکلاسیهای میلوا او را فردی باهوش اما کمحرف توصیف میکنند.
او دوست داشت به عمق موضوعات پی ببرد، باپشتکار بود و در راستای رسیدن به اهدافش میکوشید.
آلبرت و میلوا همراه با سه دانشجوی دیگر در سال ۱۸۹۶ در بخش ریاضیات و فیزیک انستیتو پلیتکنیک زوریخ (اکنون، ای.تی.اچ) پذیرفته شدند.
آلبرت و میلوا به دوستانی جداییناپذیر تبدیل شدند که ساعتهای متمادی با یکدیگر به مطالعه میپرداختند.
آینشتاین تنها چند جلسه در کلاسهای درس حاضر شد، زیرا ترجیح میداد در خانه مطالعه نماید.
میلوا بابرنامه و منظم بود. او به آینشتاین کمک کرد تا انرژی خود را در مسیر خاصی به کار گیرد و مطالعاتِ او را هدایت کرد.
این حقایق از نامههای آنها به یکدیگر در طول تعطیلات دانشگاهی در فاصلۀ سالهای ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۳ آشکار است:
۴۳ نامه از آلبرت به میلوا در دست است.
در آگوست ۱۸۹۹، آلبرت به میلوا چنین مینویسد:
«هنگامی که برای نخستین بار آثار ’هلمهولتز ‘ را میخواندم، مطالبْ خیلی عجیب به نظر میرسید، زیرا تو در کنارم نبودی و امروز این وضعیت بهتر نشده است.
از دید من، کاری که ما با هم انجام میدهیم خیلی خوب، روحیهبخش و همچنین آسانتر است.»
سپس آینشتاین در دوم اکتبر ۱۸۹۹ از میلان چنین مینویسد:
«...آبوهوای اینجا اصلاً با روحیۀ من سازگار نیست و، درحالیکه دلم برای کار تنگ شده است، ذهنم پر از افکار تاریک است. بهدیگرسخن، دلم میخواهد تو در کنارم باشی و مهربانانه بر من نظارت کنی و مرا از این شاخه به آن شاخه پریدن باز داری.»
در پایان تحصیلات آنها در ۱۹۰۰، میلوا و آلبرت نمراتی مشابه گرفته بودند (بهترتیب، ۴.۷ و ۴.۶)
بهجز در درس فیزیک کاربردی که میلوا بالاترین نمره یعنی ۵ و آینشتاین فقط ۱ گرفت.
میلوا در کارهای آزمایشگاهی ممتاز بود، اما آینشتاین چنین نبود
بااینحال، در آزمون شفاهی، پروفسور مینکوفسکی به چهار دانشجوی مرد، از ۱۲، نمرۀ ۱۱ داد اما به میلوا ۵ داد.
فقط آلبرت موفق به دریافت مدرک شد.
در این میان، خانوادۀ آلبرت بهشدت با رابطۀ او با میلوا مخالف بودند
مادر آلبرت، گذشته از تعصباتی که دربارۀ افراد خارجی داشت، میلوا را بیشازحد اهل فکر و مطالعه میدانست. بهعلاوه، پدر آلبرت اصرار داشت که پسرش پیش از ازدواج باید کار داشته باشد.
آلبرت در سپتامبر ۱۹۰۰ به میلوا چنین مینویسد:
«من مشتاقانه منتظرم تا کار مشترک و جدیدمان را از سر بگیریم. تو اکنون باید به پژوهش خود ادامه دهی. چقدر احساس غرور خواهم کرد که همسرم یک دکتر باشد، درحالیکه من تنها یک آدم معمولی باشم.»
آنها هر دو در اکتبر ۱۹۰۰ به زوریخ برگشتند تا کار بر روی پایاننامۀ خود را آغاز کنند.
هر سه دانشجوی دیگر همگی بهعنوان استادیار در انستیتو پلیتکنیک زوریخ پذیرفته شدند، اما آینشتاین پذیرفته نشد.
او گمان داشت که پروفسور وِبِر از پذیرش او جلوگیری میکند.
بدون شغل، آینشتاین از ازدواج با میلوا خودداری کرد.
آنها مخارج خود را از راه تدریس خصوصی تأمین میکردند.
ادامه دارد...
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚
کانال 📎 گروه بحث علمی 📎 آرشیو مقالات
#زندگینامه
#پارت_اول
میلوا ماریچ، همکلاسی، همکار، معشوقه و همسر اول آینشتاین. کسی که آلبرت نظریۀ نسبیت را همراه با او صورتبندی کرد.
میلوا ماریچ به سال ۱۸۷۵ در شهر تیتل در کشور صربستان زاده شد.
مادر او ماریا روزیچ و پدرش میلوش ماریچ مردی ثروتمند و محترم در بین مردم بود.
میلوا، در آخرین سالی که دختران در صربستان اجازۀ حضور در دبیرستان داشتند، وارد دبیرستان شد.
در سال ۱۸۹۲، پدرش از وزیر آموزشوپرورش مجوز گرفت تا او بتواند در کلاسهای فیزیک شرکت کند که مخصوص پسران بود.
همکلاسیهای میلوا او را فردی باهوش اما کمحرف توصیف میکنند.
او دوست داشت به عمق موضوعات پی ببرد، باپشتکار بود و در راستای رسیدن به اهدافش میکوشید.
آلبرت و میلوا همراه با سه دانشجوی دیگر در سال ۱۸۹۶ در بخش ریاضیات و فیزیک انستیتو پلیتکنیک زوریخ (اکنون، ای.تی.اچ) پذیرفته شدند.
آلبرت و میلوا به دوستانی جداییناپذیر تبدیل شدند که ساعتهای متمادی با یکدیگر به مطالعه میپرداختند.
آینشتاین تنها چند جلسه در کلاسهای درس حاضر شد، زیرا ترجیح میداد در خانه مطالعه نماید.
میلوا بابرنامه و منظم بود. او به آینشتاین کمک کرد تا انرژی خود را در مسیر خاصی به کار گیرد و مطالعاتِ او را هدایت کرد.
این حقایق از نامههای آنها به یکدیگر در طول تعطیلات دانشگاهی در فاصلۀ سالهای ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۳ آشکار است:
۴۳ نامه از آلبرت به میلوا در دست است.
در آگوست ۱۸۹۹، آلبرت به میلوا چنین مینویسد:
«هنگامی که برای نخستین بار آثار ’هلمهولتز ‘ را میخواندم، مطالبْ خیلی عجیب به نظر میرسید، زیرا تو در کنارم نبودی و امروز این وضعیت بهتر نشده است.
از دید من، کاری که ما با هم انجام میدهیم خیلی خوب، روحیهبخش و همچنین آسانتر است.»
سپس آینشتاین در دوم اکتبر ۱۸۹۹ از میلان چنین مینویسد:
«...آبوهوای اینجا اصلاً با روحیۀ من سازگار نیست و، درحالیکه دلم برای کار تنگ شده است، ذهنم پر از افکار تاریک است. بهدیگرسخن، دلم میخواهد تو در کنارم باشی و مهربانانه بر من نظارت کنی و مرا از این شاخه به آن شاخه پریدن باز داری.»
در پایان تحصیلات آنها در ۱۹۰۰، میلوا و آلبرت نمراتی مشابه گرفته بودند (بهترتیب، ۴.۷ و ۴.۶)
بهجز در درس فیزیک کاربردی که میلوا بالاترین نمره یعنی ۵ و آینشتاین فقط ۱ گرفت.
میلوا در کارهای آزمایشگاهی ممتاز بود، اما آینشتاین چنین نبود
بااینحال، در آزمون شفاهی، پروفسور مینکوفسکی به چهار دانشجوی مرد، از ۱۲، نمرۀ ۱۱ داد اما به میلوا ۵ داد.
فقط آلبرت موفق به دریافت مدرک شد.
در این میان، خانوادۀ آلبرت بهشدت با رابطۀ او با میلوا مخالف بودند
مادر آلبرت، گذشته از تعصباتی که دربارۀ افراد خارجی داشت، میلوا را بیشازحد اهل فکر و مطالعه میدانست. بهعلاوه، پدر آلبرت اصرار داشت که پسرش پیش از ازدواج باید کار داشته باشد.
آلبرت در سپتامبر ۱۹۰۰ به میلوا چنین مینویسد:
«من مشتاقانه منتظرم تا کار مشترک و جدیدمان را از سر بگیریم. تو اکنون باید به پژوهش خود ادامه دهی. چقدر احساس غرور خواهم کرد که همسرم یک دکتر باشد، درحالیکه من تنها یک آدم معمولی باشم.»
آنها هر دو در اکتبر ۱۹۰۰ به زوریخ برگشتند تا کار بر روی پایاننامۀ خود را آغاز کنند.
هر سه دانشجوی دیگر همگی بهعنوان استادیار در انستیتو پلیتکنیک زوریخ پذیرفته شدند، اما آینشتاین پذیرفته نشد.
او گمان داشت که پروفسور وِبِر از پذیرش او جلوگیری میکند.
بدون شغل، آینشتاین از ازدواج با میلوا خودداری کرد.
آنها مخارج خود را از راه تدریس خصوصی تأمین میکردند.
ادامه دارد...
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚
کانال 📎 گروه بحث علمی 📎 آرشیو مقالات
کوانتوم مکانیک🕊
👩🦱 همسرِ فیزیک دان آلبرت آینشتاین : #زندگینامه #پارت_اول میلوا ماریچ، همکلاسی، همکار، معشوقه و همسر اول آینشتاین. کسی که آلبرت نظریۀ نسبیت را همراه با او صورتبندی کرد. میلوا ماریچ به سال ۱۸۷۵ در شهر تیتل در کشور صربستان زاده شد. مادر او ماریا روزیچ…
👩🦱 همسر فیزیکدان آینشتاین:
#زندگینامه
#پارت_دوم
در ۱۳ دسامبر ۱۹۰۰، آنها مقالهای دربارۀ خاصیت مویینگی منتشر کردند که تنها با نام آلبرت امضا شده بود.
باوجوداین، هر دو در نامههای خود به این مقاله بهعنوان مقالهای مشترک ارجاع میدهند.
میلوا در ۲۰ دسامبر ۱۹۰۰ به هلن ساویچ چنین مینویسد:
«ما رونوشتی خصوصی برای بولتزمان میفرستیم تا ببینیم نظر او چیست و من امیدوارم که او به ما پاسخ دهد.»
بهطور مشابه، آلبرت در ۴ آوریل ۱۹۰۱ به میلوا نامه مینویسد و میگوید که:
دوستش میشل بسو «بهنمایندگی از من با عمویش پروفسور یونگ دیدار کرده است که یکی از سرشناسترین فیزیکدانهای ایتالیاست و رونوشتی از مقالۀ ما را به او داده است»
به نظر میرسد که آنها بهطور مشترک تصمیم گرفته بودند مقالات خود را تنها با امضای آینشتاین منتشر کنند.
چرا؟🤔
رادمیلا میلنتیویچ، استاد کرسی تاریخ در دانشگاه سیتیکالج در نیویورک، در سال ۲۰۱۵ جامعترین زندگینامۀ میلوا را منتشر کرد .
بهگمان او، میلوا احتمالاً میخواسته است به آینشتاین کمک کند تا نامی برای خود دستوپا کند، بهنحویکه بتواند شغلی پیدا کند و با میلوا ازدواج نماید.
دُرد کرستیچ، استاد سابق فیزیک در «دانشگاه لیوبلیانا»، پنجاه سال از عمر خود را صرف تحقیق دربارۀ زندگی میلوا کرد.
او در کتاب مستند و موثق خود میگوید،
باتوجهبه تعصب رایج علیه زنان در آن زمان، مقالهای که امضای یک زن نیز پای آن بوده باشد شاید از اعتبار کمتری برخوردار بوده است.
هیچکس روشنتر از خود آلبرت انیشتین اشاره نکرده است که آنها در رابطه با نظریۀ نسبیت با یکدیگر همکاری کردهاند.
او در ۲۷ مارس ۱۹۰۱ به میلوا چنین مینویسد:
«من چقدر احساس غرور و شادمانی خواهم کرد هنگامی که هر دوی ما با هم پژوهشمان در زمینۀ حرکت نسبی را به نتیجهای پیروزمندانه برسانیم.»
〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️
مجموعه های هیگز را دنبال کنید
⚜ کانال
⚜ گروه بحث علمی
⚜ آرشیو مقالات
#زندگینامه
#پارت_دوم
در ۱۳ دسامبر ۱۹۰۰، آنها مقالهای دربارۀ خاصیت مویینگی منتشر کردند که تنها با نام آلبرت امضا شده بود.
باوجوداین، هر دو در نامههای خود به این مقاله بهعنوان مقالهای مشترک ارجاع میدهند.
میلوا در ۲۰ دسامبر ۱۹۰۰ به هلن ساویچ چنین مینویسد:
«ما رونوشتی خصوصی برای بولتزمان میفرستیم تا ببینیم نظر او چیست و من امیدوارم که او به ما پاسخ دهد.»
بهطور مشابه، آلبرت در ۴ آوریل ۱۹۰۱ به میلوا نامه مینویسد و میگوید که:
دوستش میشل بسو «بهنمایندگی از من با عمویش پروفسور یونگ دیدار کرده است که یکی از سرشناسترین فیزیکدانهای ایتالیاست و رونوشتی از مقالۀ ما را به او داده است»
به نظر میرسد که آنها بهطور مشترک تصمیم گرفته بودند مقالات خود را تنها با امضای آینشتاین منتشر کنند.
چرا؟🤔
رادمیلا میلنتیویچ، استاد کرسی تاریخ در دانشگاه سیتیکالج در نیویورک، در سال ۲۰۱۵ جامعترین زندگینامۀ میلوا را منتشر کرد .
بهگمان او، میلوا احتمالاً میخواسته است به آینشتاین کمک کند تا نامی برای خود دستوپا کند، بهنحویکه بتواند شغلی پیدا کند و با میلوا ازدواج نماید.
دُرد کرستیچ، استاد سابق فیزیک در «دانشگاه لیوبلیانا»، پنجاه سال از عمر خود را صرف تحقیق دربارۀ زندگی میلوا کرد.
او در کتاب مستند و موثق خود میگوید،
باتوجهبه تعصب رایج علیه زنان در آن زمان، مقالهای که امضای یک زن نیز پای آن بوده باشد شاید از اعتبار کمتری برخوردار بوده است.
هیچکس روشنتر از خود آلبرت انیشتین اشاره نکرده است که آنها در رابطه با نظریۀ نسبیت با یکدیگر همکاری کردهاند.
او در ۲۷ مارس ۱۹۰۱ به میلوا چنین مینویسد:
«من چقدر احساس غرور و شادمانی خواهم کرد هنگامی که هر دوی ما با هم پژوهشمان در زمینۀ حرکت نسبی را به نتیجهای پیروزمندانه برسانیم.»
〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️
مجموعه های هیگز را دنبال کنید
⚜ کانال
⚜ گروه بحث علمی
⚜ آرشیو مقالات
تابش پس زمینه کیهانی...
این تابش بازمانده بیگ بنگ است که طی آن جهان به وجود آمد.تابش پس زمینه اولین بار درسال ۱۹۶۰بصورت نویزی رادیویی که ازهمه جای کیهان منتشرمیشد،شناسایی شد
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
این تابش بازمانده بیگ بنگ است که طی آن جهان به وجود آمد.تابش پس زمینه اولین بار درسال ۱۹۶۰بصورت نویزی رادیویی که ازهمه جای کیهان منتشرمیشد،شناسایی شد
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Forwarded from physics (H Hossein Panahi)
کیهان در حال گرم شدن یا سرد شدن⁉️😳
https://www.universetoday.com/148794/the-average-temperature-of-the-universe-has-been-getting-hotter-and-hotter/
https://www.universetoday.com/148794/the-average-temperature-of-the-universe-has-been-getting-hotter-and-hotter/
Universe Today
The Average Temperature of the Universe has Been Getting Hotter and Hotter
A recent study by an international team of scientists shows that the Universe is getting hotter (not cooler) with time!
#مفاهیم #بنیادین
#انرژی
انرژی چیست؟
▪ جهان از ماده و انرژی ساخته شده است.* درک و فهم ماده :
ماده عبارت است از هر چیزی که دارای جرم و حجم باشد- بسیار ساده و آسان است، اما تعریف انرژی اندکی انتزاعی تر است.
در فیزیک، انرژی به صورت توانایی انجام کار، یا توانایی به حرکت در آوردن و یا ایجاد تغییر در ماده تعریف میشود. در واقع، مقدار انرژی هر چیز، اشاره به ظرفیت آن برای انجام کاری دارد. انرژی دارای چند ویژگی مهم است؛ نخست، انرژی همیشه “حفظ” میشود به این معنی که نه ایجاد میشود و نه از بین میرود. با این حال، بین اشیاء یا سیستمها، توسط فعل و انفعالات نیروها، منتقل میشود. به عنوان مثال، انرژی در سبزیجات به افرادی که آن را هضم میکنند منتقل میشود. ویژگی دیگر انرژی این است که در اشکال گوناگون وجود دارد و میتواند از شکلی به شکل دیگر منتقل شود. دو شکل رایج تر و عمومی تر آن، انرژی جنبشی و انرژی پتانسیل است.
انرژی جنبشی، انرژی حرکتی است. هنگامیکه توپی در هوا حرکت میکند دارای انرژی جنبشی است و همچنین توانایی انجام کار دارد- میتواند در صورت برخورد با اشیاء دیگر روی آنها کار انجام دهد-. انرژی پتانسیل نوعی انرژی ذخیره شده است که اشیاء به دلیل موقعیت یا شکلشان دارا هستند. یک فنجان بر روی میز دارای انرژی پتانسیل است؛ اگر فنجان را در لبه میز قرار دهید، جاذبه به فنجان شتاب داده و انرژی پتانسیل آن به انرژی جنبشی تبدیل میشود. یک کمان کشیده شده نیز دارای انرژی پتانسیل است.
انرژی انواع گوناگون دارد، از جمله الکتریکی، شیمیایی، حرارتی، الکترومغناطیس و هسته ای. در اوایل قرن بیستم، دانشمندان استدلال کردند که جرم و انرژی عمیقاً با یکدیگر در ارتباط هستند. آلبرت اینشتین اصطلاح تعادل جرم و انرژی را با معادله معروف خود، E = MC^2، که در آن “E” مخفف “انرژی”، “M” نشان دهنده “جرم” و “C” سرعت نور است، توصیف کرد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#انرژی
انرژی چیست؟
▪ جهان از ماده و انرژی ساخته شده است.* درک و فهم ماده :
ماده عبارت است از هر چیزی که دارای جرم و حجم باشد- بسیار ساده و آسان است، اما تعریف انرژی اندکی انتزاعی تر است.
در فیزیک، انرژی به صورت توانایی انجام کار، یا توانایی به حرکت در آوردن و یا ایجاد تغییر در ماده تعریف میشود. در واقع، مقدار انرژی هر چیز، اشاره به ظرفیت آن برای انجام کاری دارد. انرژی دارای چند ویژگی مهم است؛ نخست، انرژی همیشه “حفظ” میشود به این معنی که نه ایجاد میشود و نه از بین میرود. با این حال، بین اشیاء یا سیستمها، توسط فعل و انفعالات نیروها، منتقل میشود. به عنوان مثال، انرژی در سبزیجات به افرادی که آن را هضم میکنند منتقل میشود. ویژگی دیگر انرژی این است که در اشکال گوناگون وجود دارد و میتواند از شکلی به شکل دیگر منتقل شود. دو شکل رایج تر و عمومی تر آن، انرژی جنبشی و انرژی پتانسیل است.
انرژی جنبشی، انرژی حرکتی است. هنگامیکه توپی در هوا حرکت میکند دارای انرژی جنبشی است و همچنین توانایی انجام کار دارد- میتواند در صورت برخورد با اشیاء دیگر روی آنها کار انجام دهد-. انرژی پتانسیل نوعی انرژی ذخیره شده است که اشیاء به دلیل موقعیت یا شکلشان دارا هستند. یک فنجان بر روی میز دارای انرژی پتانسیل است؛ اگر فنجان را در لبه میز قرار دهید، جاذبه به فنجان شتاب داده و انرژی پتانسیل آن به انرژی جنبشی تبدیل میشود. یک کمان کشیده شده نیز دارای انرژی پتانسیل است.
انرژی انواع گوناگون دارد، از جمله الکتریکی، شیمیایی، حرارتی، الکترومغناطیس و هسته ای. در اوایل قرن بیستم، دانشمندان استدلال کردند که جرم و انرژی عمیقاً با یکدیگر در ارتباط هستند. آلبرت اینشتین اصطلاح تعادل جرم و انرژی را با معادله معروف خود، E = MC^2، که در آن “E” مخفف “انرژی”، “M” نشان دهنده “جرم” و “C” سرعت نور است، توصیف کرد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واقعیت پدیده ثابتی نیست و بسته به زاویه و نوع نگاه شما متفاوت است .
با این همه تناقض ، اصول و قواعد گفتگو و سگالیدن ،دچار الزام حیاتی شده !
کمی آرامتر گفتگو کنیم و نگر و نظر مخالف مان را تاب آوریم .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
با این همه تناقض ، اصول و قواعد گفتگو و سگالیدن ،دچار الزام حیاتی شده !
کمی آرامتر گفتگو کنیم و نگر و نظر مخالف مان را تاب آوریم .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
کوانتوم مکانیک🕊
👩🦱 همسر فیزیکدان آینشتاین: #زندگینامه #پارت_دوم در ۱۳ دسامبر ۱۹۰۰، آنها مقالهای دربارۀ خاصیت مویینگی منتشر کردند که تنها با نام آلبرت امضا شده بود. باوجوداین، هر دو در نامههای خود به این مقاله بهعنوان مقالهای مشترک ارجاع میدهند. میلوا در ۲۰ دسامبر…
👩🦱همسر فیزیکدان آینشتاین
#زندگینامه
#پارت_سوم
سپس سرنوشت میلوا بهناگهان دگرگون شد.
او در پی سفر عاشقانهشان به دریاچۀ کومو باردار شد.
بدون شغل، آلبرت هنوز با او ازدواج نمیکرد.
میلوا، در رویارویی با این آیندۀ نامعلوم، برای دومین و آخرین بار در جولای ۱۹۰۱ تصمیم گرفت در آزمون شفاهی شرکت کند.
این بار پروفسور وبر، که آلبرت گمان داشت از پذیرش او در انستیتو جلوگیری کرده است، میلوا را مردود کرد.
میلوا که بهناچار باید از ادامۀ تحصیل دست میکشید به صربستان بازگشت، اما بعدازآن برای مدت کوتاهی دوباره به زوریخ آمد تا آلبرت را متقاعد کند با او ازدواج نماید.
او در ژانویۀ ۱۹۰۲ دختری بهنام لیسرل به دنیا آورد. هیچکس از سرنوشت این دختر آگاه نیست. احتمالاً او را به فرزندخواندگی داده باشند. هرگز هیچ گواهیِ تولد یا وفاتی دربارۀ او پیدا نشد.
پیشازآن، در دسامبر ۱۹۰۱، آلبرت توانسته بود در دفتر ثبت اختراعات در شهر برن صاحب شغل شود.
او کار خود را در ژوئن ۱۹۰۲ آغاز کرد.
در ماه اکتبر، پدر او پیش از مرگش به او اجازه داد ازدواج کند.
آلبرت و میلوا در ۶ ژوئن ۱۹۰۳ ازدواج کردند. آلبرت شش روز در هفته و روزانه بهمدت هشت ساعت در دفتر ثبت اختراعات کار میکرد، درحالیکه میلوا مسئول کارهای خانه بود.
در شامگاه، آنها با هم تحقیق میکردند و گاهی کارشان تا پاسی از شب ادامه مییافت.
سال ۱۹۰۵ «سال معجزهآسای» آلبرت شناخته میشود.
در آن سال او پنج مقاله منتشر کرد:
یک مقاله دربارۀ اثر فوتوالکتریک (که در سال ۱۹۲۱ جایزۀ نوبل را برای وی به ارمغان آورد😃)
دو مقاله دربارۀ حرکت براونی
و بالاخره یک مقاله دربارۀ نسبیت خاص و فرمول معروف .
او همچنین، در ازای دریافت دستمزد، دربارۀ ۲۱ مقالۀ علمی اظهارنظر کرد
و پایاننامۀ خود در زمینۀ ابعاد مولکولها را به دانشگاه تقدیم کرد.
بعدها آلبرت به آر. اس. شانکلند میگوید که
هفت سال از زندگی خود را صرف نظریۀ نسبیت
و پنج سال را صرف اثر فوتوالکتریک کرده است.
📐📐📐📐📐📐📐📐📐📐📐📐
مجموعه های هیگز:
http://t.me/higgs_group
http://t.me/higgs_journals
http://t.me/higgs_journals
#زندگینامه
#پارت_سوم
سپس سرنوشت میلوا بهناگهان دگرگون شد.
او در پی سفر عاشقانهشان به دریاچۀ کومو باردار شد.
بدون شغل، آلبرت هنوز با او ازدواج نمیکرد.
میلوا، در رویارویی با این آیندۀ نامعلوم، برای دومین و آخرین بار در جولای ۱۹۰۱ تصمیم گرفت در آزمون شفاهی شرکت کند.
این بار پروفسور وبر، که آلبرت گمان داشت از پذیرش او در انستیتو جلوگیری کرده است، میلوا را مردود کرد.
میلوا که بهناچار باید از ادامۀ تحصیل دست میکشید به صربستان بازگشت، اما بعدازآن برای مدت کوتاهی دوباره به زوریخ آمد تا آلبرت را متقاعد کند با او ازدواج نماید.
او در ژانویۀ ۱۹۰۲ دختری بهنام لیسرل به دنیا آورد. هیچکس از سرنوشت این دختر آگاه نیست. احتمالاً او را به فرزندخواندگی داده باشند. هرگز هیچ گواهیِ تولد یا وفاتی دربارۀ او پیدا نشد.
پیشازآن، در دسامبر ۱۹۰۱، آلبرت توانسته بود در دفتر ثبت اختراعات در شهر برن صاحب شغل شود.
او کار خود را در ژوئن ۱۹۰۲ آغاز کرد.
در ماه اکتبر، پدر او پیش از مرگش به او اجازه داد ازدواج کند.
آلبرت و میلوا در ۶ ژوئن ۱۹۰۳ ازدواج کردند. آلبرت شش روز در هفته و روزانه بهمدت هشت ساعت در دفتر ثبت اختراعات کار میکرد، درحالیکه میلوا مسئول کارهای خانه بود.
در شامگاه، آنها با هم تحقیق میکردند و گاهی کارشان تا پاسی از شب ادامه مییافت.
سال ۱۹۰۵ «سال معجزهآسای» آلبرت شناخته میشود.
در آن سال او پنج مقاله منتشر کرد:
یک مقاله دربارۀ اثر فوتوالکتریک (که در سال ۱۹۲۱ جایزۀ نوبل را برای وی به ارمغان آورد😃)
دو مقاله دربارۀ حرکت براونی
و بالاخره یک مقاله دربارۀ نسبیت خاص و فرمول معروف .
او همچنین، در ازای دریافت دستمزد، دربارۀ ۲۱ مقالۀ علمی اظهارنظر کرد
و پایاننامۀ خود در زمینۀ ابعاد مولکولها را به دانشگاه تقدیم کرد.
بعدها آلبرت به آر. اس. شانکلند میگوید که
هفت سال از زندگی خود را صرف نظریۀ نسبیت
و پنج سال را صرف اثر فوتوالکتریک کرده است.
📐📐📐📐📐📐📐📐📐📐📐📐
مجموعه های هیگز:
http://t.me/higgs_group
http://t.me/higgs_journals
http://t.me/higgs_journals
کوانتوم مکانیک🕊
👩🦱همسر فیزیکدان آینشتاین #زندگینامه #پارت_سوم سپس سرنوشت میلوا بهناگهان دگرگون شد. او در پی سفر عاشقانهشان به دریاچۀ کومو باردار شد. بدون شغل، آلبرت هنوز با او ازدواج نمیکرد. میلوا، در رویارویی با این آیندۀ نامعلوم، برای دومین و آخرین بار در جولای ۱۹۰۱…
👩🦱همسر فیزیکدان آینشتاین :
#زندگینامه
#پارت_چهارم
میلوش، برادر میلوا، فردی که بهخاطر صداقتش معروف است، در زمانی که در پاریس پزشکی میخواند، چندین مرتبه در خانۀ خانوادۀ انیشتین اقامت میکند. کرستیچ مینویسد:
«میلوش توصیف میکند که چگونه در طول شامگاه و شب، هنگامی که سکوتْ سراسر شهر را فرا میگرفت، زوج جوان کنار یکدیگر گرد میز مینشستند و زیر نور یک چراغ نفتی، با هم، بر روی مسائل فیزیک کار میکردند.
میلوش وصف میکند که آنها چگونه محاسبه میکردند، مینوشتند، میخواندند و بحث میکردند.»
این زوج اغلب در فضای سبز مینشستند و دربارۀ مسائل فیزیک بحث میکردند.
هماهنگی و احترام متقابل بر رابطۀ آنها حکمفرما بود.
گایین و ژارکو همچنین میگویند که از پدر میلوا شنیدهاند که، در طول مسافرت آینشتاین و میلوا به نووی ساد در ۱۹۰۵، میلوا رازی را به او گفته است:
«پیش از آمدن به اینجا، ما پژوهش علمی مهمی را به پایان رساندیم که موجب شهرت شوهر من در سراسر جهان خواهد شد.»
دسانکا تربوویچ گیوریچ نخستین زندگینامۀ میلوا را بهزبان صربستانی در سال ۱۹۶۹ منتشر کرد.
این کتاب سپس بهزبان آلمانی و فرانسوی منتشر شد.
او توصیف میکند که چگونه برادر میلوا اغلب میزبان گردهمایی اندیشمندان جوان در محل اقامت خود بود.
در طول یکی از این گردهماییهای شامگاهی، آلبرت اعلام میکند:
«من به همسرم نیاز دارم. او تمام مسائل ریاضی مرا حل میکند»
⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜
🆔http://t.me/higgs_field
🆔http://t.me/higgs_group
🆔http://t.me/higgs_journals
#زندگینامه
#پارت_چهارم
میلوش، برادر میلوا، فردی که بهخاطر صداقتش معروف است، در زمانی که در پاریس پزشکی میخواند، چندین مرتبه در خانۀ خانوادۀ انیشتین اقامت میکند. کرستیچ مینویسد:
«میلوش توصیف میکند که چگونه در طول شامگاه و شب، هنگامی که سکوتْ سراسر شهر را فرا میگرفت، زوج جوان کنار یکدیگر گرد میز مینشستند و زیر نور یک چراغ نفتی، با هم، بر روی مسائل فیزیک کار میکردند.
میلوش وصف میکند که آنها چگونه محاسبه میکردند، مینوشتند، میخواندند و بحث میکردند.»
این زوج اغلب در فضای سبز مینشستند و دربارۀ مسائل فیزیک بحث میکردند.
هماهنگی و احترام متقابل بر رابطۀ آنها حکمفرما بود.
گایین و ژارکو همچنین میگویند که از پدر میلوا شنیدهاند که، در طول مسافرت آینشتاین و میلوا به نووی ساد در ۱۹۰۵، میلوا رازی را به او گفته است:
«پیش از آمدن به اینجا، ما پژوهش علمی مهمی را به پایان رساندیم که موجب شهرت شوهر من در سراسر جهان خواهد شد.»
دسانکا تربوویچ گیوریچ نخستین زندگینامۀ میلوا را بهزبان صربستانی در سال ۱۹۶۹ منتشر کرد.
این کتاب سپس بهزبان آلمانی و فرانسوی منتشر شد.
او توصیف میکند که چگونه برادر میلوا اغلب میزبان گردهمایی اندیشمندان جوان در محل اقامت خود بود.
در طول یکی از این گردهماییهای شامگاهی، آلبرت اعلام میکند:
«من به همسرم نیاز دارم. او تمام مسائل ریاضی مرا حل میکند»
⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜
🆔http://t.me/higgs_field
🆔http://t.me/higgs_group
🆔http://t.me/higgs_journals
Forwarded from physics (H Hossein Panahi)
مقاله پیشنهادی امروز:
الکترون ها در اثر تعامل با مغناطیس کره زمین می توانند تقریباً به سرعت نور شتاب بگیرند⚡️
متن مقاله👇
https://www.universetoday.com/150012/electrons-can-get-accelerated-to-nearly-the-speed-of-light-as-they-interact-with-the-earths-magnetosphere/
الکترون ها در اثر تعامل با مغناطیس کره زمین می توانند تقریباً به سرعت نور شتاب بگیرند⚡️
متن مقاله👇
https://www.universetoday.com/150012/electrons-can-get-accelerated-to-nearly-the-speed-of-light-as-they-interact-with-the-earths-magnetosphere/
Universe Today
Electrons Can Get Accelerated to Nearly the Speed of Light As They Interact With the Earth's Magnetosphere
👩🦱همسر فیزیکدان آینشتاین :
#زندگینامه
#پارت_پنجم
#پارت_پایانی
در ۱۹۰۸ این زوج، با همکاری کنراد هابیشت، نوعی ولتسنج فوقحساس ساختند.
تربوویچ گیوریچ این کارِ آزمایشگاهی را به میلوا و کنراد نسبت میدهد و مینویسد:
«هنگامی که هر دوی آنها از پایان کار راضی شدند، وظیفۀ توصیف دستگاه را به آلبرت سپردند، زیرا او متخصص ثبت اختراع بود.»
این دستگاه تحت عنوان
«اختراع انیشتین-هابیشت» ثبت شد.
هنگامی که هابیشت تصمیم میلوا برای نگنجاندن نام او را زیر سؤال میبرد، میلوا بهآلمانی و با بازی با کلمات چنین پاسخ میدهد:
«چرا؟ ما هر دو یک قطعهسنگ هستیم» یعنی ما یک روحیم در دو بدن.
میلوا بهطور محرمانه به هلن ساویچ چنین میگوید:
«او اکنون بهعنوان بهترین فیزیکدان آلمانیزبان شناخته میشود. آنها بسیار به او احترام میگذارند و امتیاز میدهند. من از موفقیت او بسیار شادمانم، زیرا او کاملاً سزاوار آن است. فقط امیدوار و آرزومندم که شهرتْ اثری زیانبار بر انسانیت او نداشته باشد.»
در ادامه اضافه میکند:
«با این همه شهرت، او دیگر وقت اندکی برای همسر خود دارد. [...] چه میتوان گفت؟ بر اثر انگشتنماشدن، یکی مروارید را صاحب میشود و دیگری صدف را.»
پسر دوم آنها ادوارد در ۲۸ جولای ۱۹۱۰ به دنیا آمد.
تا سال ۱۹۱۱، آلبرت هنوز برای میلوا کارتپستالهای محبتآمیز میفرستاد.
اما در سال ۱۹۱۲ آینشتاین در حین دیدار خانوادهاش، که به برلین نقلمکان کرده بودند، رابطهای را با دخترخالهاش السا لوونتال آغاز کرد.
آنها بهمدت دو سال بهطور مخفیانه با یکدیگر نامهنگاری داشتند.
در این مدت، آلبرت در جاهای مختلفی کرسی استادی داشت: نخست در پراگ، سپس در زوریخ و سرانجام در سال ۱۹۱۴ در برلین، برای آنکه به السا نزدیکتر باشد.
این امر موجب فروپاشی ازدواج آنها شد.
میلوا با دو پسرش در ۲۹ جولای ۱۹۱۴ به زوریخ بازگشت.
در سال ۱۹۱۹، او به طلاق رضایت داد، اما با این شرط که اگر آلبرت برندۀ جایزۀ نوبل شود، پول جایزه به او تعلق بگیرد.
هنگامی که او این پول را دریافت کرد، دو مجتمع آپارتمانی کوچک خرید و از درآمد آنها فقیرانه زندگی کرد.
پسرش ادوارد، بهطور مکرر در یک آسایشگاه به سر میبرد. ادوارد بعدها به اسکیزوفرنی مبتلا شد و سرانجام در آسایشگاه بستری شد.
بهدلیل این مخارج پزشکی، میلوا در سراسر زندگی خود از نظر مالی با مشکل رو بهرو بود و سرانجام هر دو مجتمع را از دست داد.
او زندگی خود را با تدریس خصوصی و نفقهای میگذراند که آلبرت، گرچه بهطور نامنظم، میفرستاد.
در سال ۱۹۲۵، آلبرت در وصیتنامۀ خود نوشت که پول جایزۀ نوبل ارثیۀ پسران وی است.
میلوا بهشدت اعتراض کرد و اظهار داشت که این پول متعلق به وی است و به این فکر افتاد که کمکهای خود به تحقیقات آینشتاین را افشا کند.
پسرش هانسآلبرت به کرستیچ توضیح میدهد.
که چگونه «همکاری علمی والدینش پس از ازدواج نیز ادامه یافته است و او به یاد دارد که [آنها] را میدیده است که در شامگاه گرد یک میز با هم تحقیق میکردهاند».
همسر اول هانسآلبرت، فریدا، تلاش کرد نامههای میلوا و آلبرت به پسرانشان را منتشر کند، اما هلن دوکاس و اُتو ناتان، مجریان وصیتنامه و دارایی آینشتاین، در دادگاه از این کار جلوگیری کردند تا «اسطورۀ انیشتین» باقی بماند.
مراجع📚
Radmila Milentijević: Mileva Marić Einstein: Life with Albert Einstein, United World Press,
2015
Dord Krstić: Mileva & Albert Einstein: Their Love and Scientific Collaboration, Didakta, 2004
Desanka Trbuhović-Gjurić Mileva Marić Einstein: In Albert Einstein’s shadow: in Serbian, 1969, German, 1982, and French, 1991
Milan Popović: In Albert’s Shadow, the Life and Letters of Mileva Marić, Einstein’s First Wife, The John Hopkins University Press, 2003
Renn and Schulmann, Albert Einstein / Mileva Marić, The Love Letters, Princeton University Press, 1992
Peter Michelmore, Einstein, Profile of the Man, Dodd, Mead & Company, 1962
R.S. Shankland, Conversation with Albert Einstein, Am. J. of Physics, 1962
📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒
http://t.me/higgs_group
http://t.me/higgs_field
http://t.me/higgs_journals
#زندگینامه
#پارت_پنجم
#پارت_پایانی
در ۱۹۰۸ این زوج، با همکاری کنراد هابیشت، نوعی ولتسنج فوقحساس ساختند.
تربوویچ گیوریچ این کارِ آزمایشگاهی را به میلوا و کنراد نسبت میدهد و مینویسد:
«هنگامی که هر دوی آنها از پایان کار راضی شدند، وظیفۀ توصیف دستگاه را به آلبرت سپردند، زیرا او متخصص ثبت اختراع بود.»
این دستگاه تحت عنوان
«اختراع انیشتین-هابیشت» ثبت شد.
هنگامی که هابیشت تصمیم میلوا برای نگنجاندن نام او را زیر سؤال میبرد، میلوا بهآلمانی و با بازی با کلمات چنین پاسخ میدهد:
«چرا؟ ما هر دو یک قطعهسنگ هستیم» یعنی ما یک روحیم در دو بدن.
میلوا بهطور محرمانه به هلن ساویچ چنین میگوید:
«او اکنون بهعنوان بهترین فیزیکدان آلمانیزبان شناخته میشود. آنها بسیار به او احترام میگذارند و امتیاز میدهند. من از موفقیت او بسیار شادمانم، زیرا او کاملاً سزاوار آن است. فقط امیدوار و آرزومندم که شهرتْ اثری زیانبار بر انسانیت او نداشته باشد.»
در ادامه اضافه میکند:
«با این همه شهرت، او دیگر وقت اندکی برای همسر خود دارد. [...] چه میتوان گفت؟ بر اثر انگشتنماشدن، یکی مروارید را صاحب میشود و دیگری صدف را.»
پسر دوم آنها ادوارد در ۲۸ جولای ۱۹۱۰ به دنیا آمد.
تا سال ۱۹۱۱، آلبرت هنوز برای میلوا کارتپستالهای محبتآمیز میفرستاد.
اما در سال ۱۹۱۲ آینشتاین در حین دیدار خانوادهاش، که به برلین نقلمکان کرده بودند، رابطهای را با دخترخالهاش السا لوونتال آغاز کرد.
آنها بهمدت دو سال بهطور مخفیانه با یکدیگر نامهنگاری داشتند.
در این مدت، آلبرت در جاهای مختلفی کرسی استادی داشت: نخست در پراگ، سپس در زوریخ و سرانجام در سال ۱۹۱۴ در برلین، برای آنکه به السا نزدیکتر باشد.
این امر موجب فروپاشی ازدواج آنها شد.
میلوا با دو پسرش در ۲۹ جولای ۱۹۱۴ به زوریخ بازگشت.
در سال ۱۹۱۹، او به طلاق رضایت داد، اما با این شرط که اگر آلبرت برندۀ جایزۀ نوبل شود، پول جایزه به او تعلق بگیرد.
هنگامی که او این پول را دریافت کرد، دو مجتمع آپارتمانی کوچک خرید و از درآمد آنها فقیرانه زندگی کرد.
پسرش ادوارد، بهطور مکرر در یک آسایشگاه به سر میبرد. ادوارد بعدها به اسکیزوفرنی مبتلا شد و سرانجام در آسایشگاه بستری شد.
بهدلیل این مخارج پزشکی، میلوا در سراسر زندگی خود از نظر مالی با مشکل رو بهرو بود و سرانجام هر دو مجتمع را از دست داد.
او زندگی خود را با تدریس خصوصی و نفقهای میگذراند که آلبرت، گرچه بهطور نامنظم، میفرستاد.
در سال ۱۹۲۵، آلبرت در وصیتنامۀ خود نوشت که پول جایزۀ نوبل ارثیۀ پسران وی است.
میلوا بهشدت اعتراض کرد و اظهار داشت که این پول متعلق به وی است و به این فکر افتاد که کمکهای خود به تحقیقات آینشتاین را افشا کند.
پسرش هانسآلبرت به کرستیچ توضیح میدهد.
که چگونه «همکاری علمی والدینش پس از ازدواج نیز ادامه یافته است و او به یاد دارد که [آنها] را میدیده است که در شامگاه گرد یک میز با هم تحقیق میکردهاند».
همسر اول هانسآلبرت، فریدا، تلاش کرد نامههای میلوا و آلبرت به پسرانشان را منتشر کند، اما هلن دوکاس و اُتو ناتان، مجریان وصیتنامه و دارایی آینشتاین، در دادگاه از این کار جلوگیری کردند تا «اسطورۀ انیشتین» باقی بماند.
مراجع📚
Radmila Milentijević: Mileva Marić Einstein: Life with Albert Einstein, United World Press,
2015
Dord Krstić: Mileva & Albert Einstein: Their Love and Scientific Collaboration, Didakta, 2004
Desanka Trbuhović-Gjurić Mileva Marić Einstein: In Albert Einstein’s shadow: in Serbian, 1969, German, 1982, and French, 1991
Milan Popović: In Albert’s Shadow, the Life and Letters of Mileva Marić, Einstein’s First Wife, The John Hopkins University Press, 2003
Renn and Schulmann, Albert Einstein / Mileva Marić, The Love Letters, Princeton University Press, 1992
Peter Michelmore, Einstein, Profile of the Man, Dodd, Mead & Company, 1962
R.S. Shankland, Conversation with Albert Einstein, Am. J. of Physics, 1962
📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒
http://t.me/higgs_group
http://t.me/higgs_field
http://t.me/higgs_journals
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
SN9 Slow-Mo "landing"
Credit: Cosmic Perspective
📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒
http://t.me/higgs_group
http://t.me/higgs_field
http://t.me/higgs_journals
Credit: Cosmic Perspective
📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒
http://t.me/higgs_group
http://t.me/higgs_field
http://t.me/higgs_journals
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی جالب از زمین و خروج زیبای راکت از زمین از منظر ایستگاه فضایی
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Forwarded from اتچ بات
ایلان ماسک، مغز متفکر استار شیپ،تسلا، اسپیس ایکس، سولار سیتی و...
کمی بیشتر با او آشنا شویم
#زندگینامه
#پارت_اول
مجموعه های هیگز:
https://t.me/higgs_field 👈کانال
https://t.me/higgs_group 👈گروه
https://t.me/higgs_journals 👈آرشیو
کمی بیشتر با او آشنا شویم
#زندگینامه
#پارت_اول
مجموعه های هیگز:
https://t.me/higgs_field 👈کانال
https://t.me/higgs_group 👈گروه
https://t.me/higgs_journals 👈آرشیو
Telegram
attach 📎
👍1