کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
.
با دقت نگاه کنید! این یک ((بازمانده ابرنواختری)) در کهکشانی نزدیک به ما (ابر ماژلانی کوچک) می باشد.

این بازمانده ابرنواختری زیبا و شگفت انگیز، توسط ستاره بزرگی که منفجر شده، به وجود آمده است.

در این تصویر، پرتوهای ایکس که توسط رصدخانه پرتو ایکس چاندرا به دست آمده اند، در رنگ های آبی و بنفش دیده می شوند. این داده ها به ستاره شناسان کمک می کنند تا تایید کنند که بیشتر اکسیژن موجود هستی در ستاره های بزرگ و غول پیکر وجود دارند.

مقدار اکسیژن یافت شده در اینجا میتواند برای هزاران سامانه خورشیدی کافی باشد.

این تصویر، همچنین شامل داده های نوری(بصری) تلسکوپ فضایی هابل و تلسکوپ بسیار بزرگ
( Very Large Telescope )
در شیلی است که به رنگ قرمز و سبز دیده می شوند.

Image credit: X-ray (NASA/CXC/ESO/F.Vogt et al); Optical (ESO/VLT/MUSE), Optical (NASA/STScI)

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM



کلیپ بسیار جالب...
🔺تکانه زاویه‌ای و غلبه بر جاذبه زمین

#تکانه_زاویه_ای



📌@higgs_field


مکانیک نیوتونی ، مکانیک نسبیتی و مکانیک کوانتوم
#پارت_ششم
#راه_حل ؟


راه حل

برای رسیدن به یک راه حل اساسی که بتواند مشکلات عمده ی فیزیک معاصر را بر طرف سازد، راه های مختلفی وجود که به نتایج متفاوت و گاهی ناسازگار می انجامد. نظریه های مختلفی که در این زمینه مطرح شده اند، بخوبی نشان می دهند که نگرش بانیان آنها بر اساس دو گانگی بین بوزونها و فرمیونها شکل گرفته است. سئوال اساسی این است که آیا حقیقتاً بوزون و فرمیون دو موجود کاملاً متفاوت از یکدیگرند؟ در نظریه ریسمانها، ریسمان به عنوان یک بسته فوق العاده کوچک انرژی تلقی می شود که با پیوستن آنها به یکدیگر و با ارتعاشات مختلف آنها سایر ذرات نمود پیدا می کنند. در نظریه هیگر بوزون به دنبال ذره ای هستند که موجب ایجاد یا افزایش جرم می شود. اگر این مسئله ی هیگز بوزون را با دقت بیشتری بررسی کنیم شاید بتوانیم به نتایج جالب توجه تری برسیم.

 

اجازه بدهید تصورات خود را از بوزون و فرمیون یا به عبارت دیگر از جرم - انرژی و نیرو تغییر دهیم. در فیزیک مدرن جرم و انرژی دو تلقی مختلف از یک کمیت واحد هستند. جرم هر ذره را می توان با محتویات انرژی آن اندازه گرفت و همچنین انرژی یک ذره را می توان با جرم آن هم ارز دانست. لذا در فیزیک معاصر ما با دو کمیت بیشتر سروکار نداریم، انرژی و نیرو

 

اگر رابطه ی نیرو و انرژی را با دید متفاوتی مورد بحث قرار دهیم، می توانیم به نتایج جالب توجهی برسیم. نیرو به عنوان انرژی در واحد طول مطرح می شود که برای آن رابطهی زیر داده شده است:

F=-dU/dx => du= - Fdx

حال ذره ای را در نظر بگیرید که انرژی آن در حال تغییر است. این تغییرات را از دو جهت می توان مورد توجه قرار داد. یکی از جهت افزایش و دیگری از جهت کاهش. از نظر افزایش نسبیت برای آن محدودیتی قائل نشده است و طبق رابطه ی جرم نسبیتی، جرم آن تا بینهایت قابل افزایش است. اما از جهت کاهش طبیعت خود برای آن محدودیت قائل شده و آن این است که ذره تمام انرژی خود یا به عبارت دیگر، جرم - انرژی خود را از دست بدهد

 

ذره ای را در نظر بگیرید که در یک میدان دارای شتاب منفی است. اگر فاصله به اندازه ی کافی بزرگ و میدان بسیار قوی باشد، آیا انرژی آن به صفر خواهد رسید؟ چنین آزمایشی برای اجسام مثلاً یک فطعه فلز چندان قابل تصور نیست، اما برای یک کوانتوم انرژی( فوتون) به خوبی قابل درک است. زیرا در نسبیت فوتون نمی تواند از یک سیاه چاله بگریزد. این پدیده را چگونه می توان توجیه کرد؟ یکبار دیگر به رابطه نیرو - انرژی بر گردیم

F=-dU/dx => du= - Fdx

در رابطه ی بالا انرزِ و فاصله تغییر می کنند، اما نیرو ثابت است. اگر نیرو یعنی F یک کمیت ثابت و تغییر ناپذیر است، چگونه می توان هگز بوزون را توجیه کرد؟ یعنی واقعاً این کاهش یا افزایش جرم چگونه امکان پذیر است. متاسفانه این دیدگاه از مکانیک کلاسیک به نسبیت تسری یافت و هیچگونه بخثی در این زمینه مطرح نشد. اگر بخواهیم با همان نگرش کلاسیکی مشکلات فیزیک و ناسازگاری نسبیت و مکانیک کوانتوم را بر طرف سازیم، راه به جایی نخواهیم برد، همچنانکه تا به حال این چنین بوده است

 

اشکال بعدی که مانع رسیدن به یک نتیجه ی قابل توجه می شود این است فیزیکدانان به مشکلات به گونه ای پراکنده برخورد می کنند. هیگز بوزون مسیر خود را می پیماید، مکانیک کوانتوم می خواهد مشکلات فیزیک را در چاچوب قوانین کوانتومی حل کند، و مهمتر از همه اینکه مکانیک کلاسیک تقریباً به فراموشی سپرده شده است. همه اینها هر کدام نگرشی خاص به جهان دارند و عمومیت ندارند.

 

ترکیب مکانیک کوانتوم و نسبیت زمانی امکان پذیر است که نگرش هیگز بوزون همراه با مکانیک کلاسیک نیز در این ترکیب منظور گردد

هر کدام از این تئوری ها قسمتی از قوانین حاکم بر طبیعت را نشان می دهند. اگر در یک نگرش همه جانبه این قسمتهای مختلف را که با تجربه تایید شده اند توام در نظر بگیریم می توانیم به یک فیزیک یا یک نظریه برای همه چیز برسیم.
#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
💻 سلسله جلسات «مقولات ویژه»

📚 موضوع:
Non-perturbative quantum field theory:
An introduction to Hamiltonian truncation
.

🖌 ارائه‌دهنده: کامران صالحی‌وزیری

👤دانشجوی دکتری فیزیک دانشگاه EPFL

زمان: یکشنبه ۱۹ بهمن - ساعت ۱۹

🌎 لینک جلسه:
https://vc.sharif.edu/ch/quanta

#مقولات_ویژه
@anjoman_elmi_phys_sut
@quantasc
Forwarded from physics (ρꫝꪗડᎥፈ)
جوهای کوتوله سفید ممکن است حاوی پوسته های خرد شده از سیارات مرده آنها باشد

دکتر مارک A. گارلیک
ستاره شناسان با جستجوی استخوانهای خرد شده سیارات در جو کوتوله های سفید ، تکنیک جدیدی را برای جستجوی سیارات فراخورشیدی ایجاد کرده اند که در حال انجام است.
جستجوی سیارات خارج از منظومه شمسی ، معروف به سیارات فراخورشیدی ، یک محدودیت قابل توجه دارد: ما فقط می توانیم سیارات فراخورشیدی را پیدا کنیم که هم اکنون وجود دارند. اما جهان ما بیش از 13 میلیارد سال است که موجود است و نسلهای زیادی از سیستمهای سیاره ای در این گستره وسیع از زمان کیهانی آمده و رفته اند.
متأسفانه ، هنگام مرگ ستاره ها ، آنها معمولاً سیارات خود را با خود می برند. به ویژه پرجرمترین ستارگان که به صورت ابرنواختر می میرند - این مرگ ها معمولاً هر سیاره ای را که به دور خود می چرخد ​​کاملاً از بین می برد. اما حتی وقتی ستاره های کم جرم مانند خورشید می میرند ، به طور کلی خبر بدی برای سیارات آنها است.
همانطور که یک مقاله تحقیقاتی جدید اشاره کرده است ، با این همه، مرگ ستاره شواهد مربوط به سیستم سیاره ای را از روی نقشه کهکشانی حذف نمی کند. اگر هر سیاره ای (یا هسته های باقیمانده از سیارات) زنده بمانند ، می توانند گاه گاهی از طریق گرانش یکدیگر را پراکنده کنند. این معمولاً در سیستم های پایدار اتفاق نمی افتد ، اما در هنگام مرگ یک ستاره همه چیز ممکن است (به صورت گرانشی).
بعضی از اشیا پراکنده می توانند به سمت کوتوله سفید ، هسته باقیمانده ستاره اصلی حرکت کنند. کوتوله سفید تقریباً از کربن و اکسیژن کاملاً خالص ساخته شده و توسط پوسته متراکم اما نازکی از هیدروژن و هلیوم احاطه شده است. به طور طبیعی ، هر جسمی که از فاصله دور نزدیک شود ، در اثر جاذبه شدید کوتوله سفید ، خرد می شود ، و بقایای آن به سطح کوتوله سفید می رسند تا با هیدروژن و هلیوم مخلوط شوند.
پس از رسیدن اجسام به سطح ستاره در حال مرگ ، عناصر در شیء خرد شده ، مانند لیتیوم و کلسیم ، می تواند نور خود را آزاد کند ، و اثر انگشت طیفی بدست دهند که اخترشناسان بصورت بالقوه می توانند آن را تشخیص دهند. گرچه اکثر کوتوله های سفید بسیار گرم هستند و این نور هرگونه تداخل را تاب می آورد. ماموریت اخیر گایا توانست دهها کوتوله سفید و قدیمی را ترسیم کند و ستاره شناسان نشانه‌ی متمایز سیارات خرد شده را در جو کوتوله های سفید کشف کرده اند.(با رصد نور های رسیده از جو کوتوله سفید)
ستاره شناسان دریافتند که فراوانی عناصر در منظومه های فراخورشیدی با آنچه از منظومه شمسی خود می شناسیم مطابقت دارد ، این نشان می دهد که سیستم های سیاره ای مانند ما برای مدت بسیار بسیار طولانی در جهان بوده اند.

https://phys.org/news/2021-02-white-dwarf-atmospheres-pulverized-crusts.html

#هــــــــــیگـز_ژورنــــــال

t.me/higgs_journals

#هــــــــــیگـز_فیـــــــلد

t.me/higgs_field
والپیپر
شفق قطبی بر فراز نوردلند، نروژ
#والپیپر


#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
Forwarded from physics (H Hossein Panahi)
آیا انسان می تواند برای مطالعه آن وارد سیاهچاله شود؟⁉️

🔎🕳🚶
متن مقاله👇

https://astronomy.com/news/2021/02/could-a-human-enter-a-black-hole-to-study-it


🔗🔗🔗🔗🔗🔗🔗🔗🔗🔗🔗🔗
مجموعه‌ های هیگز:
https://t.me/higgs_field 🆔کانال
https://t.me/higgs_group 🆔گروه
https://t.me/higgs_journals 🆔 آرشیو مقالات
ایستگاه فضایی بین‌المللی International Space Station

 ایستگاه فضایی با مشارکت بیش از ۱۵ کشور ساخته می‌شود. این ایستگاه فضایی در مدار نزدیک زمین و در ارتفاع ۳۳۰ تا ۴۳۵ کیلومتری از سطح زمین در حرکت است. سرعت آن در مدار برابر ۲۷٬۶۰۰  کیلومتر بر ساعت است. این ایستگاه هر ۹۳ دقیقه یک مرتبه به دور زمین می‌چرخد .

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی جالب از زمین و خروج زیبای راکت از زمین از منظر ایستگاه فضایی

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


📌گفتگو با #نیل #دگراس #تایسون

🔺چرا نباید #واقعیات #علمی و #خرافات را به #مناظره گذاشت؟

زبان کليپ انگلیسی با زیرنویس پارسی


📌
@higgs_field


فیزیک موجب فعال تر شدن ذهن کودکان می شود🧠

تحقیقات پژوهشگران نشان می‌دهند که آموزش مسائل فیزیک و استفاده از ابزارهای کاربردی و غیرکاربردی در آن، می‌تواند ذهن کودکان را فعال‌تر و انعطاف‌پذیرتر سازد.

اگر به کودکان فیزیک بیاموزید، این آموزش به آن‌ها کمک می‌کند تا کارایی و استفاده صحیح ابزارها را به بهترین نحو یاد بگیرند. پژوهشگران در بررسی‌های خود، کودکان بین ۴ تا ۱۱ ساله را با در دست داشتن ابزار مناسب و انجام یک تکلیف مشخص مورد بررسی قراردادند تا دریابند که آنها چگونه می‌توانند با انتخاب ابزار درست و روش مطمئن به نتیجه رسیده و جایزه دریافت کنند.

درصورتیکه این کودکان یک نشانه شناور را که در ظرف آبی قرار دارد، دو بار به دست می‌آورند به‌عنوان جایزه یک برچسب تصویری دریافت می‌کردند. در این آزمون، هر بار کودکان یک ظرف حاوی آب و ابزار لازم را برای استفاده تحویل گرفتند. برخی از ابزارها کاربردی و برخی دیگر غیرکاربردی بودند.

ابزار کاربردی ابزاری هستند که اگر در یک ظرف استاندارد قرار گیرند، سطح آب را افزایش می‌دهند و نشانه را در دسترس کاربر قرار می‌دهند درحالی‌که ابزار غیرکاربردی چنین کاری انجام نمی‌دهند چراکه آن‌ها نیز به‌نوبه خود شناور می‌شوند.

در این آزمون مشخص شد که گاهی کودکان از ابزارهای کاربردی استفاده می‌کنند تا تلاش کنند سطح آب را در یک ظرف که سوراخ بوده و آب از آن نشت می‌کند، بالا ببرند. در این حالت، آب هرگز به‌اندازه کافی بالا نخواهد آمد تا نشانه را در دسترس قرار دهد. البته مهم نیست که از ابزار کاربردی استفاده‌شده و نتیجه لازم به دست نیامده است. در برخی موارد نیز کودکان بااینکه از ابزار غیرکاربردی استفاده کردند، نتیجه درست را به دست آورده و جایزه موردنظر را کسب کردند.

در این تحقیقات مشخص شد که اطلاعات مربوط به کسب جایزه هرگز پیش‌بینی قابل‌اعتمادی از انتخاب کودکان محسوب نمی‌شود. در عوض استفاده از اطلاعات کاربردی قابل‌اطمینان با افزایش سن بیشتر می‌شود بطوریکه از سن هفت‌سالگی این تأثیر در تصمیم‌گیری آن‌ها غالب است.

به‌طورکلی می‌توان گفت اگر کودکان تحت آموزش‌های مسائل فیزیک قرار گیرند، ذهن فعال‌تر و قابل‌انعطاف‌تری را به دست خواهند آورد و در مراحل مختلف زندگی تصمیم‌گیری‌ها و انتخاب‌های بهتری را خواهند داشت.

به مجموعه های هیگز بپیوندید:
https://t.me/higgs_field 👈کانال
https://t.me/higgs_group 👈گروه
https://t.me/higgs_journals 👈آرشیو
مکانیک نیوتونی ، مکانیک نسبیتی و مکانیک کوانتوم
#پارت_هفتم
#پایانی



از کجا شروع کنیم؟

با روند تکامل نظریه ها پیش می رویم

نخست مکانیک کلاسیک را در نظر می گیریم و به مورد خاص آن قانون دوم نیوتن توجه می کنیم، این قانون را با جرم نسبیتی یعنی

m=m0/(1-v2/ c2)1/2   , E=mc2  

و نظریه هیگز بوزون می توان ترکیب کرد. اگر ذره/جسمی تحت تاثیر نیرو جرمش تغییر می کند، این تغییر جرم ناشی از این است که بوزون (نیرو) تبدیل به انرژی می شود. البته این روند جهت معکوس نیز دارد، یعنی در روند عکس با کاهش سرعت، انرژی به نیرو یا بوزون تبدیل می شود

 

در مورد قضیه کار انرژی

در مورد قضیه کار انرژی یعنی W=DE برخوردی دوگانه وجود دارد. قسمت کار آن را با مکانیک کلاسیک مد نظر قرار می دهند و کار را کمیتی پیوسته در نظر می گیرند، در حالیکه با انرژی آن برخوردی کوانتومی دارند. در واقع بایستی هر دو طرف رابطه را با دید کوانتومی در نظر گرفت. در این مورد مثالهای زیادی می توان ارائه داد که با این برخورد دوگانه در تناقض قرار خواهد گرفت. اگر این مورد را بکار بندیم مشکل ارتباط فرمیونها و بوزونها بر طرف خواهد شد

 

اگر بپذیریم که کار کوانتومی است، الزاماً به این نتیجه خواهیم رسید که نیرو بطور کلی و از جمله گرانش نیز کوانتومی است

مفهوم صریح و در عین حال ساده آن این است که فضا - زمان کوانتومی است. با نگرش کوانتومی به گرانش یا به تعبیر نسبیت فضا - زمان، مکانیک کوانتوم و نسبیت با یکدیگر ترکیب خواهند شد. تنها موردی که در این جا باید متذکر شد این است که کوانتومی بودن فضا - زمان می تواند انحنای آن را نیز نتیجه دهد

 

از اوائل قرن بیستم دو نظریه ی بزرگ نسبیت و مکانیک کوانتوم، برای پاسخگویی به مشکلاتی که فیزیک کلاسیک با آنها دست بگریبان بود، پا به عرصه وجود نهادند. جالب این است که هر دو نظریه تقریباً همزمان مطرح شدند و سیر تکاملی خود را طی کردند. نخست نسبیت خاص  در سال 1905 تنها در محدوده ی دستگاه های لخت بکار گرفته شد و در سال 1915 تحت عنوان نسبیت عام به دستگاه های شتابدار تسری یافت. مکانیک کوانتوم قدیم در سال 1900 با طرح کوانتومی بودن انرژی اظهار شد و در دهه ی 1920 سیر تکاملی خود را پیمود
 همواره این سئوال مطرح بود  که آیا این دو نظریه بزرگ را می توان با یکدیگر ترکیب کرد؟
دیراک توانست نسبیت خاص و مکانیک کوانتوم را بصورت مکانیک کوانتوم نسبیتی با هم ادغام کند. به دنبال آن سئوال این بود که چگونه می توان مکانیک کوانتوم و نسبیت عام را با هم ترکیب کرد؟

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
#سوال چرا قدرت #دی_الکتریک آب بالاست ؟
#پاسخ👇
مولکول‌های بعضی از دی الکتریک‌ها، در غیاب یک میدان الکتریکی قطبی کننده خارجی دارای گشتاور دو قطبی دائمی هستند.
این مولکول‌ها معمولاً از دو یا چند اتم غیر همسان تشکیل شده و بر عکس مولکول‌های غیر قطبی که گشتاور دو قطبی الکتریکی دائمی ندارند، مولکول قطبی نامیده می‌شوند. یک مثال، آب است که از دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن تشکیل می‌شود. اتم‌ها خود را آن چنان مرتب نمی‌کنند که مولکولی با گشتاور دو قطبی صفر بوجود بیاورند ، یعنی اتم‌های هیدروژن، دقیقاً در طرف‌های متقابل قطری اتم‌های اکسیژن قرار نمی‌گیرند. گشتاورهای دو قطبی ملکول‌های قطبی از مرتبه
10 ^ (-30) c.m(کولن در متر)
  هستند.
هنگامی که میدان خارجی وجود ندارد تک تک دو قطبی‌های دی الکتریک قطبی، به صورت کاتوره ای پراکنده‌اند و گشتاور دو قطبی خالص از دیدگاه ماکروسکوپی صفر است.
میدان الکتریکی اعمال شده، بر تک تک دو قطبی‌ها گشتاوری وارد نموده، می‌خواهد آنها را همراستا با میدان نماید ، که در این وضعیت بیشتر مولکولهای آب در جهت میدان الکتریکی خارجی همراستا میشوند که همین مورد موجب می شود که ثابت دی الکتریک نسبی آب بالا باشد ، که برای آب  κ= 80 است.
اگر دی الکتریک تحت تاثیر یک #موج هماهنگ الکترومغناطیسی فرودی قرار گیرد ساختار بار داخلی آن تحت تاثیر نیروهای متغییر نسبت به زمان و یا گشتاورهای نیرو قرار خواهند گرفت .
این نیروها و یا گشتاورهای نیرو با مولفه  میدان الکتریکی موج متناسب خواهند بود.
در مورد دی الکتریک های قطبی ، در واقع مولکول ها تحت تاثیر چرخش های سریع قرار می گیرند که در نتیجه خود را با میدان الکتریکی در یک خط قرار می‌دهند.
اما این مولکولها نسبتاً بزرگند و دارای گشتاورهای لختی قابل ملاحظه‌ای هستند.
در بسامدهای محرکه بالا مولکولهای قطبی نمی توانند تناوب های میدان را دنبال کنند.
از مشارکت آنها در ایجاد گشتاور دوقطبی الکتریکی کاسته خواهد شد و ثابت دی الکتریک به طور محسوسی افت خواهد کرد .
ثابت دی الکتریک نسبی آب  در ۸۰ هرتز  تا تقریباً ۱۰ به توان ۱۰ هرتز نسبتاً ثابت است (κ=80) و پس از آن با سرعت زیادی نزول می کند .
به مجموعه های هیگز بپیوندید:
https://t.me/higgs_field 👈کانال
https://t.me/higgs_group 👈گروه
https://t.me/higgs_journals 👈آرشیو
Forwarded from physics (ρꫝꪗડᎥፈ)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مکانیک نیوتونی ، مکانیک نسبیتی و مکانیک کوانتوم

پارت اول:
https://t.me/higgs_field/2627
دوم:
https://t.me/higgs_field/2633
سوم:
https://t.me/higgs_field/2640
چهارم:
https://t.me/higgs_field/2647
پنجم:
https://t.me/higgs_field/2659
ششم:
https://t.me/higgs_field/2686
هفتم و پایان:
https://t.me/higgs_field/2697
👩‍🦱 همسرِ فیزیک دان آلبرت آینشتاین :
#زندگینامه
#پارت_اول

میلوا ماریچ، هم‌کلاسی، همکار، معشوقه و همسر اول آینشتاین. کسی که آلبرت نظریۀ نسبیت را همراه با او صورت‌بندی کرد.

میلوا ماریچ به سال ۱۸۷۵ در شهر تیتل در کشور صربستان زاده شد.
مادر او ماریا روزیچ و پدرش میلوش ماریچ مردی ثروتمند و محترم در بین مردم بود.
میلوا، در آخرین سالی که دختران در صربستان اجازۀ حضور در دبیرستان داشتند، وارد دبیرستان شد.
در سال ۱۸۹۲، پدرش از وزیر آموزش‌وپرورش مجوز گرفت تا او بتواند در کلاسهای فیزیک شرکت کند که مخصوص پسران بود.
هم‌کلاسیهای میلوا او را فردی باهوش اما کمحرف توصیف میکنند.
او دوست داشت به عمق موضوعات پی ببرد، باپشتکار بود و در راستای رسیدن به اهدافش میکوشید.

آلبرت و میلوا همراه با سه دانشجوی دیگر در سال ۱۸۹۶ در بخش ریاضیات و فیزیک انستیتو پلیتکنیک زوریخ (اکنون، ای.تی.اچ) پذیرفته شدند.

آلبرت و میلوا به دوستانی جداییناپذیر تبدیل شدند که ساعتهای متمادی با یکدیگر به مطالعه میپرداختند.

آینشتاین تنها چند جلسه در کلاسهای درس حاضر شد، زیرا ترجیح میداد در خانه مطالعه نماید.
میلوا بابرنامه و منظم بود. او به آینشتاین کمک کرد تا انرژی خود را در مسیر خاصی به کار گیرد و مطالعاتِ او را هدایت کرد.

این حقایق از نامههای آن‌ها به یکدیگر در طول تعطیلات دانشگاهی در فاصلۀ سالهای ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۳ آشکار است:
۴۳ نامه از آلبرت به میلوا در دست است.


در آگوست ۱۸۹۹، آلبرت به میلوا چنین مینویسد:

«هنگامی که برای نخستین بار آثار ’هلمهولتز ‌‘ را میخواندم، مطالبْ خیلی عجیب به نظر میرسید، زیرا تو در کنارم نبودی و امروز این وضعیت بهتر نشده است.

از دید من، کاری که ما با هم انجام میدهیم خیلی خوب، روحیه‌بخش و همچنین آسانتر است.» 


سپس آینشتاین در دوم اکتبر ۱۸۹۹ از میلان چنین مینویسد:

«...آبوهوای اینجا اصلاً با روحیۀ من سازگار نیست و، درحالی‌که دلم برای کار تنگ شده است، ذهنم پر از افکار تاریک است. به‌دیگرسخن، دلم میخواهد تو در کنارم باشی و مهربانانه بر من نظارت کنی و مرا از این شاخه به آن شاخه پریدن باز داری.»


در پایان تحصیلات آن‌ها در ۱۹۰۰، میلوا و آلبرت نمراتی مشابه گرفته بودند (بهترتیب، ۴.۷ و ۴.۶)

بهجز در درس فیزیک کاربردی که میلوا بالاترین نمره یعنی ۵ و آینشتاین فقط ۱ گرفت.

میلوا در کارهای آزمایشگاهی ممتاز بود، اما آینشتاین چنین نبود

بااین‌حال، در آزمون شفاهی، پروفسور مینکوفسکی به چهار دانشجوی مرد، از ۱۲، نمرۀ ۱۱ داد اما به میلوا ۵ داد.
فقط آلبرت موفق به دریافت مدرک شد.
در این میان، خانوادۀ آلبرت بهشدت با رابطۀ او با میلوا مخالف بودند
مادر آلبرت، گذشته از تعصباتی که دربارۀ افراد خارجی داشت، میلوا را بیش‌ازحد اهل فکر و مطالعه می‌دانست. به‌علاوه، پدر آلبرت اصرار داشت که پسرش پیش از ازدواج باید کار داشته باشد.

آلبرت در سپتامبر ۱۹۰۰ به میلوا چنین مینویسد:
«من مشتاقانه منتظرم تا کار مشترک و جدیدمان را از سر بگیریم. تو اکنون باید به پژوهش خود ادامه دهی. چقدر احساس غرور خواهم کرد که همسرم یک دکتر باشد، درحالی‌که من تنها یک آدم معمولی باشم.»

آن‌ها هر دو در اکتبر ۱۹۰۰ به زوریخ برگشتند تا کار بر روی پایاننامۀ خود را آغاز کنند.

هر سه دانشجوی دیگر همگی بهعنوان استادیار در انستیتو پلیتکنیک زوریخ پذیرفته شدند، اما آینشتاین پذیرفته نشد.

او گمان داشت که پروفسور وِبِر از پذیرش او جلوگیری میکند.

بدون شغل، آینشتاین از ازدواج با میلوا خودداری کرد.

آن‌ها مخارج خود را از راه تدریس خصوصی تأمین میکردند.
ادامه دارد...
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚
کانال 📎 گروه بحث علمی 📎 آرشیو مقالات
کوانتوم مکانیک‌🕊
👩‍🦱 همسرِ فیزیک دان آلبرت آینشتاین : #زندگینامه #پارت_اول میلوا ماریچ، هم‌کلاسی، همکار، معشوقه و همسر اول آینشتاین. کسی که آلبرت نظریۀ نسبیت را همراه با او صورت‌بندی کرد. میلوا ماریچ به سال ۱۸۷۵ در شهر تیتل در کشور صربستان زاده شد. مادر او ماریا روزیچ…
👩‍🦱 همسر فیزیکدان آینشتاین:
#زندگینامه
#پارت_دوم

در ۱۳ دسامبر ۱۹۰۰، آن‌ها مقاله‌ای دربارۀ خاصیت مویینگی منتشر کردند که تنها با نام آلبرت امضا شده بود.
باوجوداین، هر دو در نامههای خود به این مقاله بهعنوان مقاله‌ای مشترک ارجاع میدهند.
میلوا در ۲۰ دسامبر ۱۹۰۰ به هلن ساویچ چنین مینویسد:

«ما رونوشتی خصوصی برای بولتزمان میفرستیم تا ببینیم نظر او چیست و من امیدوارم که او به ما پاسخ دهد.» 

بهطور مشابه، آلبرت در ۴ آوریل ۱۹۰۱ به میلوا نامه مینویسد و میگوید که:

دوستش میشل بسو «به‌نمایندگی از من با عمویش پروفسور یونگ دیدار کرده است که یکی از سرشناسترین فیزیکدانهای ایتالیاست و رونوشتی از مقالۀ ما را به او داده است»


به نظر میرسد که آن‌ها بهطور مشترک تصمیم گرفته بودند مقالات خود را تنها با امضای آینشتاین منتشر کنند.

چرا؟🤔

رادمیلا میلنتیویچ، استاد کرسی تاریخ در دانشگاه سیتی‌کالج در نیویورک، در سال ۲۰۱۵ جامعترین زندگینامۀ میلوا را منتشر کرد .

به‌گمان او، میلوا احتمالاً میخواسته است به آینشتاین کمک کند تا نامی برای خود دستوپا کند، بهنحوی‌که بتواند شغلی پیدا کند و با میلوا ازدواج نماید.

دُرد کرستیچ، استاد سابق فیزیک در «دانشگاه لیوبلیانا»، پنجاه سال از عمر خود را صرف تحقیق دربارۀ زندگی میلوا کرد.

او در کتاب مستند و موثق خود می‌گوید،
باتوجه‌به ‌تعصب رایج علیه زنان در آن زمان، مقالهای که امضای یک زن نیز پای آن بوده باشد شاید از اعتبار کمتری برخوردار بوده است.


هیچ‌کس روشنتر از خود آلبرت انیشتین اشاره نکرده است که آن‌ها در رابطه با نظریۀ نسبیت با یکدیگر همکاری کردهاند.

او در ۲۷ مارس ۱۹۰۱ به میلوا چنین مینویسد:

«من چقدر احساس غرور و شادمانی خواهم کرد هنگامی که هر دوی ما با هم پژوهشمان در زمینۀ حرکت نسبی را به نتیجهای پیروزمندانه برسانیم.»
〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️
مجموعه های هیگز را دنبال کنید
کانال
گروه بحث علمی
آرشیو مقالات
تابش پس زمینه کیهانی...

این تابش بازمانده بیگ بنگ است که طی آن جهان به وجود آمد.تابش پس زمینه اولین بار درسال ۱۹۶۰بصورت نویزی رادیویی که ازهمه جای کیهان منتشرمیشد،شناسایی شد

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
#مفاهیم #بنیادین
#انرژی
انرژی چیست؟


جهان از ماده و انرژی ساخته شده است.* درک و فهم ماده :

ماده عبارت است از هر چیزی که دارای جرم و حجم باشد- بسیار ساده و آسان است، اما تعریف انرژی اندکی انتزاعی تر است.

در فیزیک، انرژی به صورت توانایی انجام کار، یا توانایی به حرکت در آوردن و یا ایجاد تغییر در ماده تعریف میشود. در واقع، مقدار انرژی هر چیز، اشاره به ظرفیت آن برای انجام کاری دارد. انرژی دارای چند ویژگی مهم است؛ نخست، انرژی همیشه “حفظ” میشود به این معنی که نه ایجاد میشود و نه از بین میرود. با این حال، بین اشیاء یا سیستمها، توسط فعل و انفعالات نیروها، منتقل میشود. به عنوان مثال، انرژی در سبزیجات به افرادی که آن را هضم میکنند منتقل میشود. ویژگی دیگر انرژی این است که در اشکال گوناگون وجود دارد و میتواند از شکلی به شکل دیگر منتقل شود. دو شکل رایج تر و عمومی تر آن، انرژی جنبشی و انرژی پتانسیل است.
انرژی جنبشی، انرژی حرکتی است. هنگامیکه توپی در هوا حرکت میکند دارای انرژی جنبشی است و همچنین توانایی انجام کار دارد- میتواند در صورت برخورد با اشیاء دیگر روی آنها کار انجام دهد-. انرژی پتانسیل نوعی انرژی ذخیره شده است که اشیاء به دلیل موقعیت یا شکلشان دارا هستند. یک فنجان بر روی میز دارای انرژی پتانسیل است؛ اگر فنجان را در لبه میز قرار دهید، جاذبه به فنجان شتاب داده و انرژی پتانسیل آن به انرژی جنبشی تبدیل میشود. یک کمان کشیده شده نیز دارای انرژی پتانسیل است.
انرژی انواع گوناگون دارد، از جمله الکتریکی، شیمیایی، حرارتی، الکترومغناطیس و هسته ای. در اوایل قرن بیستم، دانشمندان استدلال کردند که جرم و انرژی عمیقاً با یکدیگر در ارتباط هستند. آلبرت اینشتین اصطلاح تعادل جرم و انرژی را با معادله معروف خود، E = MC^2، که در آن “E” مخفف “انرژی”، “M” نشان دهنده “جرم” و “C” سرعت نور است، توصیف کرد.


#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field