دکتر فاطیما ابراهیمی یک موشک همجوشی جدید اختراع کرده است که می تواند روزی انسان را به مریخ برساند
دکتر فاطیما ابراهیمی ، که در آزمایشگاه فیزیک پلاسمای پرینستون وزارت انرژی ایالات متحده (PPPL) کار می کند ، یک موشک همجوشی جدید اختراع کرده است که می تواند روزی انسان را به مریخ برساند.
این دستگاه با استفاده از میدان های مغناطیسی ذرات پلاسما را از پشت موشک شلیک کرده و صنایع دستی را به فضا هدایت می کند.
استفاده از میدان های مغناطیسی به دانشمندان امکان می دهد تا میزان رانش را برای یک مأموریت خاص تنظیم کنند و فضانوردان هنگام رانندگی به جهان های دور ، مقدار رانش را تغییر می دهند.
نوآوری ابراهیمی همچنین قهرمانان فضایی را 10 برابر سریعتر از راننده های موشکی فعلی که از میدان های الکتریکی برای پیشبرد ذرات استفاده و به سیاره سرخ می رسانند.
ابراهیمی گفت: من مدتی است که این مفهوم را بررسی میکنم
"من این ایده را در سال 2017 داشتم که روی یک عرشه نشسته بودم و به شباهت های اگزوز ماشین با ذرات اگزوز با سرعت بالا فکر می کردم."
"این توکاماک در حین کار حبابهای مغناطیسی به نام پلاسموئیدها تولید می کند که حدود 20 کیلومتر در ثانیه حرکت می کنند ، که به نظر من بسیار شبیه رانش است."
همجوشی نیرویی است که خورشید و ستارگان را به حرکت در می آورد و عناصر نوری را به صورت پلاسما ترکیب می کند.
این دستگاه با استفاده از میدان های مغناطیسی ذرات پلاسما را از پشت موشک شلیک کرده و صنایع دستی را به فضا هدایت می کند. در تصویر مفهوم راننده است که ذرات پلاسما را نشان می دهد که توسط اتصال مجدد مغناطیسی به اطراف رانده می شوند
پلاسما حالت داغ و باردار ماده ای است که از الکترونهای آزاد و هسته های اتمی تشکیل شده و 99 درصد از جهان مرئی را نشان می دهد - و قادر به تولید مقادیر زیادی انرژی است.
دانشمندان به طور شبانه روزی در تلاش برای تکثیر همجوشی در یک آزمایشگاه با امید به استفاده از قدرت آن برای تولید برق برای موشک هایی هستند که در اعماق فضا حرکت می کنند.
رانشگرهای فعلی پلاسما که از میدانهای الکتریکی برای پیشبرد ذرات استفاده می کنند فقط می توانند یک ضربه خاص یا سرعت کم تولید کنند.
اما شبیه سازی های رایانه ای انجام شده بر روی رایانه های PPPL و مرکز ملی محاسبات علمی تحقیقات انرژی ملی ، یک تاسیسات کاربری دفتر علوم DOE در آزمایشگاه ملی لارنس برکلی در برکلی ، کالیفرنیا ، نشان داد که مفهوم جدید راننده پلاسما می تواند با سرعت صدها کیلومتر در هرز ، اگزوز تولید کند. دوم ، 10 برابر سریعتر از راننده های دیگر.
ابراهیمی گفت: این سرعت بیشتر در ابتدای سفر یک فضاپیما می تواند سیارات بیرونی را در دسترس فضانوردان قرار دهد.
وی گفت: "سفر از راه دور ماهها یا سالها طول می کشد زیرا انگیزه خاص موتورهای موشکی شیمیایی بسیار کم است ، بنابراین سرعت کار باید مدتی طول بکشد."
استفاده از میدان های مغناطیسی به دانشمندان امکان می دهد تا میزان رانش را برای یک مأموریت خاص تنظیم کنند و فضانوردان هنگام رانندگی به جهان های دور ، مقدار رانش را تغییر می دهند.
"اما اگر ما بر اساس اتصال مجدد مغناطیسی رانشگر بسازیم ، می توانیم مأموریت های مسافت طولانی را در مدت زمان کمتری به اتمام برسانیم."
اگرچه استفاده از همجوشی برای تأمین انرژی موشک ها مفهوم جدیدی نیست ، اما راننده ابراهیمی از سه جهت با دستگاه های پیشرو تفاوت دارد.
اولین مورد این است که تغییر قدرت میدان های مغناطیسی می تواند میزان رانش را کم یا زیاد کند ، که این امر باعث مانور بهتر در ورطه تاریک فضا می شود.
ابراهیمی گفت: "با استفاده از آهنرباهای الکتریکی بیشتر و میدان های مغناطیسی بیشتر ، می توانید یک دکمه را بچرخانید تا سرعت را تنظیم کنید."
دوم ، راننده جدید با بیرون انداختن ذرات پلاسما و حباب های مغناطیسی معروف به پلاسموئیدها ، حرکت ایجاد می کند.
پلاسمیدها به پیشرانه نیرو می افزایند و هیچ مفهوم راننده دیگری آنها را ترکیب نمی کند.
با این حال ، آخرین تفاوت مفهوم ابراهیمی با مفهوم دیگر این است که او از میدان های مغناطیسی برای شلیک ذرات پلاسما از پشت موشک استفاده می کند - دستگاه های اثبات شده فضا با استفاده از میدان های الکتریکی.
استفاده از میدان های مغناطیسی ممکن است یک تغییر دهنده بازی باشد ، زیرا به دانشمندان اجازه می دهد تا میزان رانش را برای یک ماموریت خاص تنظیم کنند.
ابراهیمی گفت: "در حالی که سایر رانشگرها به گاز سنگین ساخته شده از اتمهایی مانند زنون احتیاج دارند ، اما در این مفهوم می توانید از هر نوع گازی که می خواهید استفاده کنید." دانشمندان ممکن است در بعضی موارد گاز سبک را ترجیح دهند زیرا اتمهای کوچکتر می توانند با سرعت بیشتری حرکت کنند.
https://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-9202081/Female-physicist-invents-new-fu
دکتر فاطیما ابراهیمی ، که در آزمایشگاه فیزیک پلاسمای پرینستون وزارت انرژی ایالات متحده (PPPL) کار می کند ، یک موشک همجوشی جدید اختراع کرده است که می تواند روزی انسان را به مریخ برساند.
این دستگاه با استفاده از میدان های مغناطیسی ذرات پلاسما را از پشت موشک شلیک کرده و صنایع دستی را به فضا هدایت می کند.
استفاده از میدان های مغناطیسی به دانشمندان امکان می دهد تا میزان رانش را برای یک مأموریت خاص تنظیم کنند و فضانوردان هنگام رانندگی به جهان های دور ، مقدار رانش را تغییر می دهند.
نوآوری ابراهیمی همچنین قهرمانان فضایی را 10 برابر سریعتر از راننده های موشکی فعلی که از میدان های الکتریکی برای پیشبرد ذرات استفاده و به سیاره سرخ می رسانند.
ابراهیمی گفت: من مدتی است که این مفهوم را بررسی میکنم
"من این ایده را در سال 2017 داشتم که روی یک عرشه نشسته بودم و به شباهت های اگزوز ماشین با ذرات اگزوز با سرعت بالا فکر می کردم."
"این توکاماک در حین کار حبابهای مغناطیسی به نام پلاسموئیدها تولید می کند که حدود 20 کیلومتر در ثانیه حرکت می کنند ، که به نظر من بسیار شبیه رانش است."
همجوشی نیرویی است که خورشید و ستارگان را به حرکت در می آورد و عناصر نوری را به صورت پلاسما ترکیب می کند.
این دستگاه با استفاده از میدان های مغناطیسی ذرات پلاسما را از پشت موشک شلیک کرده و صنایع دستی را به فضا هدایت می کند. در تصویر مفهوم راننده است که ذرات پلاسما را نشان می دهد که توسط اتصال مجدد مغناطیسی به اطراف رانده می شوند
پلاسما حالت داغ و باردار ماده ای است که از الکترونهای آزاد و هسته های اتمی تشکیل شده و 99 درصد از جهان مرئی را نشان می دهد - و قادر به تولید مقادیر زیادی انرژی است.
دانشمندان به طور شبانه روزی در تلاش برای تکثیر همجوشی در یک آزمایشگاه با امید به استفاده از قدرت آن برای تولید برق برای موشک هایی هستند که در اعماق فضا حرکت می کنند.
رانشگرهای فعلی پلاسما که از میدانهای الکتریکی برای پیشبرد ذرات استفاده می کنند فقط می توانند یک ضربه خاص یا سرعت کم تولید کنند.
اما شبیه سازی های رایانه ای انجام شده بر روی رایانه های PPPL و مرکز ملی محاسبات علمی تحقیقات انرژی ملی ، یک تاسیسات کاربری دفتر علوم DOE در آزمایشگاه ملی لارنس برکلی در برکلی ، کالیفرنیا ، نشان داد که مفهوم جدید راننده پلاسما می تواند با سرعت صدها کیلومتر در هرز ، اگزوز تولید کند. دوم ، 10 برابر سریعتر از راننده های دیگر.
ابراهیمی گفت: این سرعت بیشتر در ابتدای سفر یک فضاپیما می تواند سیارات بیرونی را در دسترس فضانوردان قرار دهد.
وی گفت: "سفر از راه دور ماهها یا سالها طول می کشد زیرا انگیزه خاص موتورهای موشکی شیمیایی بسیار کم است ، بنابراین سرعت کار باید مدتی طول بکشد."
استفاده از میدان های مغناطیسی به دانشمندان امکان می دهد تا میزان رانش را برای یک مأموریت خاص تنظیم کنند و فضانوردان هنگام رانندگی به جهان های دور ، مقدار رانش را تغییر می دهند.
"اما اگر ما بر اساس اتصال مجدد مغناطیسی رانشگر بسازیم ، می توانیم مأموریت های مسافت طولانی را در مدت زمان کمتری به اتمام برسانیم."
اگرچه استفاده از همجوشی برای تأمین انرژی موشک ها مفهوم جدیدی نیست ، اما راننده ابراهیمی از سه جهت با دستگاه های پیشرو تفاوت دارد.
اولین مورد این است که تغییر قدرت میدان های مغناطیسی می تواند میزان رانش را کم یا زیاد کند ، که این امر باعث مانور بهتر در ورطه تاریک فضا می شود.
ابراهیمی گفت: "با استفاده از آهنرباهای الکتریکی بیشتر و میدان های مغناطیسی بیشتر ، می توانید یک دکمه را بچرخانید تا سرعت را تنظیم کنید."
دوم ، راننده جدید با بیرون انداختن ذرات پلاسما و حباب های مغناطیسی معروف به پلاسموئیدها ، حرکت ایجاد می کند.
پلاسمیدها به پیشرانه نیرو می افزایند و هیچ مفهوم راننده دیگری آنها را ترکیب نمی کند.
با این حال ، آخرین تفاوت مفهوم ابراهیمی با مفهوم دیگر این است که او از میدان های مغناطیسی برای شلیک ذرات پلاسما از پشت موشک استفاده می کند - دستگاه های اثبات شده فضا با استفاده از میدان های الکتریکی.
استفاده از میدان های مغناطیسی ممکن است یک تغییر دهنده بازی باشد ، زیرا به دانشمندان اجازه می دهد تا میزان رانش را برای یک ماموریت خاص تنظیم کنند.
ابراهیمی گفت: "در حالی که سایر رانشگرها به گاز سنگین ساخته شده از اتمهایی مانند زنون احتیاج دارند ، اما در این مفهوم می توانید از هر نوع گازی که می خواهید استفاده کنید." دانشمندان ممکن است در بعضی موارد گاز سبک را ترجیح دهند زیرا اتمهای کوچکتر می توانند با سرعت بیشتری حرکت کنند.
https://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-9202081/Female-physicist-invents-new-fu
Mail Online
Female physicist invents new fusion rocket that could take the first humans to Mars 10 TIMES faster than space-proven thrusters
Dr. Fatima Ebrahimi designed a fusion rocket that uses magnetic fields to shoot plasma particles from a craft, which could take humans to Mars 10 times faster than current devices.
Forwarded from physics (ρꫝꪗડᎥፈ)
🔴🔴پرواز موشک استارشیپ SN9 اسپیسایکس هم با فرودی سهمگین پایان یافت!🔴🔴
➖نمونهی اولیهی دیگری از فضاپیمای استارشیپ که با نام SN9 شناخته میشود دیشب یک پرواز ۱۰ کیلومتری را تجربه کرد، اما باز هم هنگام فرود منفجر شد تا فرآیند توسعهی این فضاپیمای غولپیکر با چالش بیشتری روبهرو شود.
➖این پرواز با توجه به نیاز به تأیید ادارهی هوانوردی فدرال (FAA) و شرایط آبوهوایی چندین بار به تعویق افتاده بود، سرانجام ساعاتی پیش با دریافت مجوز، از تأسیسات اسپیسایکس در بوکا چیکا بلند شد تا مجددا شرایط پرواز بر روی آن آزمایش و بررسی شود.
➖فضاپیما در ساعت ۱۵:۲۵ منطقهی زمانی شرقی (۲۳:۵۵ به وقت تهران) به کمک سه موتور قدرتمند رپتور (Raptor) از زمین بلند شد. SN9 در مسیر رسیدن به ۱۰ کیلومتری به تدریج موتورهای خود را کاهش داد تا با کمک آن حدود ۳۰ ثانیه در نقطهی اوج پرواز، معلق بماند. سپس با خاموش شدن موتور به سمت شکم چرخید تا امکان آزمایش بالهای کوچک برای فرود آن فراهم باشد.
➖هنگام نزدیک شدن به زمین، موشک SN9 تلاش کرد تا همانند آزمایش قبلی SN8 برای فرود عمودی بر روی سکو آماده باشد اما این بار حتی امکان چرخش به طور کامل هم فراهم نشد و این نمونهی فضاپیمای استارشیپ ۶ دقیقه و ۲۶ ثانیه پس از پرتاب، در حالتی که کاملا هم عمودی نشده بود با سکو برخورد کرد و منفجر شد.
➖«جان اینسپراکر» (John Insprucker) مهندس هوانوردی در اسپیسایکس دربارهی این آزمایش خاطر نشان کرد: «ما دوباره یک پرواز عالی تا ارتفاع ۱۰ کیلومتری داشتیم اما باید کمی روی فرود آن کار کنیم.»
➖شرکت اسپیسایکس متعلق به ایلان ماسک، تلاش میکند تا با ساخت موشکهای قابل استفادهی مجدد هزینههای سفرهای فضایی را به شکل قابل توجهی کاهش دهد. موشک فالکون ۹ این شرکت در سالهای پیش بهطور کامل توسعه یافته و اکنون یکی از کاربردیترین موشکها برای فرستادن محمولهها به مدار زمین است. اکنون اسپیسایکس با توسعهی «استارشیپ» (Starship) قصد دارد مسیر دستیابی به نقاط دوردست مانند ماه و مریخ را هموارتر کند.
➖گنجایش فضاپیمای استارشیپ قابل مقایسه با ایرباس A380 است.
➖همانطور که اسپیسایکس پیش از این هم اعلام کرده، خطا و انفجار هم یک بخش پیشبینی شده در هنگام آزمایش نمونههای اولیه است و به گفتهی اینسپراکر با این آزمایشها دادههای خوبی در مسیر دستیابی به هدف اصلی آزمایشها که نشان دادن کنترل موشک هنگام ورود مجدد در سرعت زیرصوت است، بهدست میآید.
➖علاوه بر چالشهای فنی در مسیر توسعهی استارشیپ، اسپیسایکس باید با قوانین نظارتی هم دست و پنجه نرم کند. این آزمایشها جدید است و برای پیشگیری از هر گونه رخداد غیرمنتظره و ایجاد خطر برای دیگر وسایل پرنده و تأسیسات زمینی، ادارهی هوانوردی فدرال (FAA) باید جوانب گوناگونی را درنظر بگیرد تا بتواند مجوز پرواز نمونههای اولیهی استارشیپ را صادر کند.
➖انفجار SN9 در حالی انجام شد که همتای دیگر آن با شماره سریال ۱۰ (SN10) در فاصلهای نزدیک به آن قرار داشت. این نمونهی اولیه پیش از این در سکوی پرتاب قرار گرفته و احتمالا خیلی زودتر شاهد پرواز آن خواهیم اما باید دید این نمونهی اولیه میتواند یک فرود موفق را رقم بزند و دوران تازهای را در صنعت پرتابهای فضایی آغاز کند؟
🔻منابع: Space, Business Insider
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
➖نمونهی اولیهی دیگری از فضاپیمای استارشیپ که با نام SN9 شناخته میشود دیشب یک پرواز ۱۰ کیلومتری را تجربه کرد، اما باز هم هنگام فرود منفجر شد تا فرآیند توسعهی این فضاپیمای غولپیکر با چالش بیشتری روبهرو شود.
➖این پرواز با توجه به نیاز به تأیید ادارهی هوانوردی فدرال (FAA) و شرایط آبوهوایی چندین بار به تعویق افتاده بود، سرانجام ساعاتی پیش با دریافت مجوز، از تأسیسات اسپیسایکس در بوکا چیکا بلند شد تا مجددا شرایط پرواز بر روی آن آزمایش و بررسی شود.
➖فضاپیما در ساعت ۱۵:۲۵ منطقهی زمانی شرقی (۲۳:۵۵ به وقت تهران) به کمک سه موتور قدرتمند رپتور (Raptor) از زمین بلند شد. SN9 در مسیر رسیدن به ۱۰ کیلومتری به تدریج موتورهای خود را کاهش داد تا با کمک آن حدود ۳۰ ثانیه در نقطهی اوج پرواز، معلق بماند. سپس با خاموش شدن موتور به سمت شکم چرخید تا امکان آزمایش بالهای کوچک برای فرود آن فراهم باشد.
➖هنگام نزدیک شدن به زمین، موشک SN9 تلاش کرد تا همانند آزمایش قبلی SN8 برای فرود عمودی بر روی سکو آماده باشد اما این بار حتی امکان چرخش به طور کامل هم فراهم نشد و این نمونهی فضاپیمای استارشیپ ۶ دقیقه و ۲۶ ثانیه پس از پرتاب، در حالتی که کاملا هم عمودی نشده بود با سکو برخورد کرد و منفجر شد.
➖«جان اینسپراکر» (John Insprucker) مهندس هوانوردی در اسپیسایکس دربارهی این آزمایش خاطر نشان کرد: «ما دوباره یک پرواز عالی تا ارتفاع ۱۰ کیلومتری داشتیم اما باید کمی روی فرود آن کار کنیم.»
➖شرکت اسپیسایکس متعلق به ایلان ماسک، تلاش میکند تا با ساخت موشکهای قابل استفادهی مجدد هزینههای سفرهای فضایی را به شکل قابل توجهی کاهش دهد. موشک فالکون ۹ این شرکت در سالهای پیش بهطور کامل توسعه یافته و اکنون یکی از کاربردیترین موشکها برای فرستادن محمولهها به مدار زمین است. اکنون اسپیسایکس با توسعهی «استارشیپ» (Starship) قصد دارد مسیر دستیابی به نقاط دوردست مانند ماه و مریخ را هموارتر کند.
➖گنجایش فضاپیمای استارشیپ قابل مقایسه با ایرباس A380 است.
➖همانطور که اسپیسایکس پیش از این هم اعلام کرده، خطا و انفجار هم یک بخش پیشبینی شده در هنگام آزمایش نمونههای اولیه است و به گفتهی اینسپراکر با این آزمایشها دادههای خوبی در مسیر دستیابی به هدف اصلی آزمایشها که نشان دادن کنترل موشک هنگام ورود مجدد در سرعت زیرصوت است، بهدست میآید.
➖علاوه بر چالشهای فنی در مسیر توسعهی استارشیپ، اسپیسایکس باید با قوانین نظارتی هم دست و پنجه نرم کند. این آزمایشها جدید است و برای پیشگیری از هر گونه رخداد غیرمنتظره و ایجاد خطر برای دیگر وسایل پرنده و تأسیسات زمینی، ادارهی هوانوردی فدرال (FAA) باید جوانب گوناگونی را درنظر بگیرد تا بتواند مجوز پرواز نمونههای اولیهی استارشیپ را صادر کند.
➖انفجار SN9 در حالی انجام شد که همتای دیگر آن با شماره سریال ۱۰ (SN10) در فاصلهای نزدیک به آن قرار داشت. این نمونهی اولیه پیش از این در سکوی پرتاب قرار گرفته و احتمالا خیلی زودتر شاهد پرواز آن خواهیم اما باید دید این نمونهی اولیه میتواند یک فرود موفق را رقم بزند و دوران تازهای را در صنعت پرتابهای فضایی آغاز کند؟
🔻منابع: Space, Business Insider
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
.
با دقت نگاه کنید! این یک ((بازمانده ابرنواختری)) در کهکشانی نزدیک به ما (ابر ماژلانی کوچک) می باشد.
این بازمانده ابرنواختری زیبا و شگفت انگیز، توسط ستاره بزرگی که منفجر شده، به وجود آمده است.
در این تصویر، پرتوهای ایکس که توسط رصدخانه پرتو ایکس چاندرا به دست آمده اند، در رنگ های آبی و بنفش دیده می شوند. این داده ها به ستاره شناسان کمک می کنند تا تایید کنند که بیشتر اکسیژن موجود هستی در ستاره های بزرگ و غول پیکر وجود دارند.
مقدار اکسیژن یافت شده در اینجا میتواند برای هزاران سامانه خورشیدی کافی باشد.
این تصویر، همچنین شامل داده های نوری(بصری) تلسکوپ فضایی هابل و تلسکوپ بسیار بزرگ
( Very Large Telescope )
در شیلی است که به رنگ قرمز و سبز دیده می شوند.
Image credit: X-ray (NASA/CXC/ESO/F.Vogt et al); Optical (ESO/VLT/MUSE), Optical (NASA/STScI)
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
با دقت نگاه کنید! این یک ((بازمانده ابرنواختری)) در کهکشانی نزدیک به ما (ابر ماژلانی کوچک) می باشد.
این بازمانده ابرنواختری زیبا و شگفت انگیز، توسط ستاره بزرگی که منفجر شده، به وجود آمده است.
در این تصویر، پرتوهای ایکس که توسط رصدخانه پرتو ایکس چاندرا به دست آمده اند، در رنگ های آبی و بنفش دیده می شوند. این داده ها به ستاره شناسان کمک می کنند تا تایید کنند که بیشتر اکسیژن موجود هستی در ستاره های بزرگ و غول پیکر وجود دارند.
مقدار اکسیژن یافت شده در اینجا میتواند برای هزاران سامانه خورشیدی کافی باشد.
این تصویر، همچنین شامل داده های نوری(بصری) تلسکوپ فضایی هابل و تلسکوپ بسیار بزرگ
( Very Large Telescope )
در شیلی است که به رنگ قرمز و سبز دیده می شوند.
Image credit: X-ray (NASA/CXC/ESO/F.Vogt et al); Optical (ESO/VLT/MUSE), Optical (NASA/STScI)
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
مکانیک نیوتونی ، مکانیک نسبیتی و مکانیک کوانتوم
#پارت_ششم
#راه_حل ؟
راه حل
برای رسیدن به یک راه حل اساسی که بتواند مشکلات عمده ی فیزیک معاصر را بر طرف سازد، راه های مختلفی وجود که به نتایج متفاوت و گاهی ناسازگار می انجامد. نظریه های مختلفی که در این زمینه مطرح شده اند، بخوبی نشان می دهند که نگرش بانیان آنها بر اساس دو گانگی بین بوزونها و فرمیونها شکل گرفته است. سئوال اساسی این است که آیا حقیقتاً بوزون و فرمیون دو موجود کاملاً متفاوت از یکدیگرند؟ در نظریه ریسمانها، ریسمان به عنوان یک بسته فوق العاده کوچک انرژی تلقی می شود که با پیوستن آنها به یکدیگر و با ارتعاشات مختلف آنها سایر ذرات نمود پیدا می کنند. در نظریه هیگر بوزون به دنبال ذره ای هستند که موجب ایجاد یا افزایش جرم می شود. اگر این مسئله ی هیگز بوزون را با دقت بیشتری بررسی کنیم شاید بتوانیم به نتایج جالب توجه تری برسیم.
اجازه بدهید تصورات خود را از بوزون و فرمیون یا به عبارت دیگر از جرم - انرژی و نیرو تغییر دهیم. در فیزیک مدرن جرم و انرژی دو تلقی مختلف از یک کمیت واحد هستند. جرم هر ذره را می توان با محتویات انرژی آن اندازه گرفت و همچنین انرژی یک ذره را می توان با جرم آن هم ارز دانست. لذا در فیزیک معاصر ما با دو کمیت بیشتر سروکار نداریم، انرژی و نیرو
اگر رابطه ی نیرو و انرژی را با دید متفاوتی مورد بحث قرار دهیم، می توانیم به نتایج جالب توجهی برسیم. نیرو به عنوان انرژی در واحد طول مطرح می شود که برای آن رابطهی زیر داده شده است:
F=-dU/dx => du= - Fdx
حال ذره ای را در نظر بگیرید که انرژی آن در حال تغییر است. این تغییرات را از دو جهت می توان مورد توجه قرار داد. یکی از جهت افزایش و دیگری از جهت کاهش. از نظر افزایش نسبیت برای آن محدودیتی قائل نشده است و طبق رابطه ی جرم نسبیتی، جرم آن تا بینهایت قابل افزایش است. اما از جهت کاهش طبیعت خود برای آن محدودیت قائل شده و آن این است که ذره تمام انرژی خود یا به عبارت دیگر، جرم - انرژی خود را از دست بدهد
ذره ای را در نظر بگیرید که در یک میدان دارای شتاب منفی است. اگر فاصله به اندازه ی کافی بزرگ و میدان بسیار قوی باشد، آیا انرژی آن به صفر خواهد رسید؟ چنین آزمایشی برای اجسام مثلاً یک فطعه فلز چندان قابل تصور نیست، اما برای یک کوانتوم انرژی( فوتون) به خوبی قابل درک است. زیرا در نسبیت فوتون نمی تواند از یک سیاه چاله بگریزد. این پدیده را چگونه می توان توجیه کرد؟ یکبار دیگر به رابطه نیرو - انرژی بر گردیم
F=-dU/dx => du= - Fdx
در رابطه ی بالا انرزِ و فاصله تغییر می کنند، اما نیرو ثابت است. اگر نیرو یعنی F یک کمیت ثابت و تغییر ناپذیر است، چگونه می توان هگز بوزون را توجیه کرد؟ یعنی واقعاً این کاهش یا افزایش جرم چگونه امکان پذیر است. متاسفانه این دیدگاه از مکانیک کلاسیک به نسبیت تسری یافت و هیچگونه بخثی در این زمینه مطرح نشد. اگر بخواهیم با همان نگرش کلاسیکی مشکلات فیزیک و ناسازگاری نسبیت و مکانیک کوانتوم را بر طرف سازیم، راه به جایی نخواهیم برد، همچنانکه تا به حال این چنین بوده است
اشکال بعدی که مانع رسیدن به یک نتیجه ی قابل توجه می شود این است فیزیکدانان به مشکلات به گونه ای پراکنده برخورد می کنند. هیگز بوزون مسیر خود را می پیماید، مکانیک کوانتوم می خواهد مشکلات فیزیک را در چاچوب قوانین کوانتومی حل کند، و مهمتر از همه اینکه مکانیک کلاسیک تقریباً به فراموشی سپرده شده است. همه اینها هر کدام نگرشی خاص به جهان دارند و عمومیت ندارند.
ترکیب مکانیک کوانتوم و نسبیت زمانی امکان پذیر است که نگرش هیگز بوزون همراه با مکانیک کلاسیک نیز در این ترکیب منظور گردد
هر کدام از این تئوری ها قسمتی از قوانین حاکم بر طبیعت را نشان می دهند. اگر در یک نگرش همه جانبه این قسمتهای مختلف را که با تجربه تایید شده اند توام در نظر بگیریم می توانیم به یک فیزیک یا یک نظریه برای همه چیز برسیم.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#پارت_ششم
#راه_حل ؟
راه حل
برای رسیدن به یک راه حل اساسی که بتواند مشکلات عمده ی فیزیک معاصر را بر طرف سازد، راه های مختلفی وجود که به نتایج متفاوت و گاهی ناسازگار می انجامد. نظریه های مختلفی که در این زمینه مطرح شده اند، بخوبی نشان می دهند که نگرش بانیان آنها بر اساس دو گانگی بین بوزونها و فرمیونها شکل گرفته است. سئوال اساسی این است که آیا حقیقتاً بوزون و فرمیون دو موجود کاملاً متفاوت از یکدیگرند؟ در نظریه ریسمانها، ریسمان به عنوان یک بسته فوق العاده کوچک انرژی تلقی می شود که با پیوستن آنها به یکدیگر و با ارتعاشات مختلف آنها سایر ذرات نمود پیدا می کنند. در نظریه هیگر بوزون به دنبال ذره ای هستند که موجب ایجاد یا افزایش جرم می شود. اگر این مسئله ی هیگز بوزون را با دقت بیشتری بررسی کنیم شاید بتوانیم به نتایج جالب توجه تری برسیم.
اجازه بدهید تصورات خود را از بوزون و فرمیون یا به عبارت دیگر از جرم - انرژی و نیرو تغییر دهیم. در فیزیک مدرن جرم و انرژی دو تلقی مختلف از یک کمیت واحد هستند. جرم هر ذره را می توان با محتویات انرژی آن اندازه گرفت و همچنین انرژی یک ذره را می توان با جرم آن هم ارز دانست. لذا در فیزیک معاصر ما با دو کمیت بیشتر سروکار نداریم، انرژی و نیرو
اگر رابطه ی نیرو و انرژی را با دید متفاوتی مورد بحث قرار دهیم، می توانیم به نتایج جالب توجهی برسیم. نیرو به عنوان انرژی در واحد طول مطرح می شود که برای آن رابطهی زیر داده شده است:
F=-dU/dx => du= - Fdx
حال ذره ای را در نظر بگیرید که انرژی آن در حال تغییر است. این تغییرات را از دو جهت می توان مورد توجه قرار داد. یکی از جهت افزایش و دیگری از جهت کاهش. از نظر افزایش نسبیت برای آن محدودیتی قائل نشده است و طبق رابطه ی جرم نسبیتی، جرم آن تا بینهایت قابل افزایش است. اما از جهت کاهش طبیعت خود برای آن محدودیت قائل شده و آن این است که ذره تمام انرژی خود یا به عبارت دیگر، جرم - انرژی خود را از دست بدهد
ذره ای را در نظر بگیرید که در یک میدان دارای شتاب منفی است. اگر فاصله به اندازه ی کافی بزرگ و میدان بسیار قوی باشد، آیا انرژی آن به صفر خواهد رسید؟ چنین آزمایشی برای اجسام مثلاً یک فطعه فلز چندان قابل تصور نیست، اما برای یک کوانتوم انرژی( فوتون) به خوبی قابل درک است. زیرا در نسبیت فوتون نمی تواند از یک سیاه چاله بگریزد. این پدیده را چگونه می توان توجیه کرد؟ یکبار دیگر به رابطه نیرو - انرژی بر گردیم
F=-dU/dx => du= - Fdx
در رابطه ی بالا انرزِ و فاصله تغییر می کنند، اما نیرو ثابت است. اگر نیرو یعنی F یک کمیت ثابت و تغییر ناپذیر است، چگونه می توان هگز بوزون را توجیه کرد؟ یعنی واقعاً این کاهش یا افزایش جرم چگونه امکان پذیر است. متاسفانه این دیدگاه از مکانیک کلاسیک به نسبیت تسری یافت و هیچگونه بخثی در این زمینه مطرح نشد. اگر بخواهیم با همان نگرش کلاسیکی مشکلات فیزیک و ناسازگاری نسبیت و مکانیک کوانتوم را بر طرف سازیم، راه به جایی نخواهیم برد، همچنانکه تا به حال این چنین بوده است
اشکال بعدی که مانع رسیدن به یک نتیجه ی قابل توجه می شود این است فیزیکدانان به مشکلات به گونه ای پراکنده برخورد می کنند. هیگز بوزون مسیر خود را می پیماید، مکانیک کوانتوم می خواهد مشکلات فیزیک را در چاچوب قوانین کوانتومی حل کند، و مهمتر از همه اینکه مکانیک کلاسیک تقریباً به فراموشی سپرده شده است. همه اینها هر کدام نگرشی خاص به جهان دارند و عمومیت ندارند.
ترکیب مکانیک کوانتوم و نسبیت زمانی امکان پذیر است که نگرش هیگز بوزون همراه با مکانیک کلاسیک نیز در این ترکیب منظور گردد
هر کدام از این تئوری ها قسمتی از قوانین حاکم بر طبیعت را نشان می دهند. اگر در یک نگرش همه جانبه این قسمتهای مختلف را که با تجربه تایید شده اند توام در نظر بگیریم می توانیم به یک فیزیک یا یک نظریه برای همه چیز برسیم.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
💻 سلسله جلسات «مقولات ویژه»
📚 موضوع:
Non-perturbative quantum field theory:
An introduction to Hamiltonian truncation.
🖌 ارائهدهنده: کامران صالحیوزیری
👤دانشجوی دکتری فیزیک دانشگاه EPFL
⏰ زمان: یکشنبه ۱۹ بهمن - ساعت ۱۹
🌎 لینک جلسه:
https://vc.sharif.edu/ch/quanta
#مقولات_ویژه
@anjoman_elmi_phys_sut
@quantasc
📚 موضوع:
Non-perturbative quantum field theory:
An introduction to Hamiltonian truncation.
🖌 ارائهدهنده: کامران صالحیوزیری
👤دانشجوی دکتری فیزیک دانشگاه EPFL
⏰ زمان: یکشنبه ۱۹ بهمن - ساعت ۱۹
🌎 لینک جلسه:
https://vc.sharif.edu/ch/quanta
#مقولات_ویژه
@anjoman_elmi_phys_sut
@quantasc
Forwarded from physics (ρꫝꪗડᎥፈ)
جوهای کوتوله سفید ممکن است حاوی پوسته های خرد شده از سیارات مرده آنها باشد
دکتر مارک A. گارلیک
ستاره شناسان با جستجوی استخوانهای خرد شده سیارات در جو کوتوله های سفید ، تکنیک جدیدی را برای جستجوی سیارات فراخورشیدی ایجاد کرده اند که در حال انجام است.
جستجوی سیارات خارج از منظومه شمسی ، معروف به سیارات فراخورشیدی ، یک محدودیت قابل توجه دارد: ما فقط می توانیم سیارات فراخورشیدی را پیدا کنیم که هم اکنون وجود دارند. اما جهان ما بیش از 13 میلیارد سال است که موجود است و نسلهای زیادی از سیستمهای سیاره ای در این گستره وسیع از زمان کیهانی آمده و رفته اند.
متأسفانه ، هنگام مرگ ستاره ها ، آنها معمولاً سیارات خود را با خود می برند. به ویژه پرجرمترین ستارگان که به صورت ابرنواختر می میرند - این مرگ ها معمولاً هر سیاره ای را که به دور خود می چرخد کاملاً از بین می برد. اما حتی وقتی ستاره های کم جرم مانند خورشید می میرند ، به طور کلی خبر بدی برای سیارات آنها است.
همانطور که یک مقاله تحقیقاتی جدید اشاره کرده است ، با این همه، مرگ ستاره شواهد مربوط به سیستم سیاره ای را از روی نقشه کهکشانی حذف نمی کند. اگر هر سیاره ای (یا هسته های باقیمانده از سیارات) زنده بمانند ، می توانند گاه گاهی از طریق گرانش یکدیگر را پراکنده کنند. این معمولاً در سیستم های پایدار اتفاق نمی افتد ، اما در هنگام مرگ یک ستاره همه چیز ممکن است (به صورت گرانشی).
بعضی از اشیا پراکنده می توانند به سمت کوتوله سفید ، هسته باقیمانده ستاره اصلی حرکت کنند. کوتوله سفید تقریباً از کربن و اکسیژن کاملاً خالص ساخته شده و توسط پوسته متراکم اما نازکی از هیدروژن و هلیوم احاطه شده است. به طور طبیعی ، هر جسمی که از فاصله دور نزدیک شود ، در اثر جاذبه شدید کوتوله سفید ، خرد می شود ، و بقایای آن به سطح کوتوله سفید می رسند تا با هیدروژن و هلیوم مخلوط شوند.
پس از رسیدن اجسام به سطح ستاره در حال مرگ ، عناصر در شیء خرد شده ، مانند لیتیوم و کلسیم ، می تواند نور خود را آزاد کند ، و اثر انگشت طیفی بدست دهند که اخترشناسان بصورت بالقوه می توانند آن را تشخیص دهند. گرچه اکثر کوتوله های سفید بسیار گرم هستند و این نور هرگونه تداخل را تاب می آورد. ماموریت اخیر گایا توانست دهها کوتوله سفید و قدیمی را ترسیم کند و ستاره شناسان نشانهی متمایز سیارات خرد شده را در جو کوتوله های سفید کشف کرده اند.(با رصد نور های رسیده از جو کوتوله سفید)
ستاره شناسان دریافتند که فراوانی عناصر در منظومه های فراخورشیدی با آنچه از منظومه شمسی خود می شناسیم مطابقت دارد ، این نشان می دهد که سیستم های سیاره ای مانند ما برای مدت بسیار بسیار طولانی در جهان بوده اند.
https://phys.org/news/2021-02-white-dwarf-atmospheres-pulverized-crusts.html
#هــــــــــیگـز_ژورنــــــال
t.me/higgs_journals
#هــــــــــیگـز_فیـــــــلد
t.me/higgs_field
دکتر مارک A. گارلیک
ستاره شناسان با جستجوی استخوانهای خرد شده سیارات در جو کوتوله های سفید ، تکنیک جدیدی را برای جستجوی سیارات فراخورشیدی ایجاد کرده اند که در حال انجام است.
جستجوی سیارات خارج از منظومه شمسی ، معروف به سیارات فراخورشیدی ، یک محدودیت قابل توجه دارد: ما فقط می توانیم سیارات فراخورشیدی را پیدا کنیم که هم اکنون وجود دارند. اما جهان ما بیش از 13 میلیارد سال است که موجود است و نسلهای زیادی از سیستمهای سیاره ای در این گستره وسیع از زمان کیهانی آمده و رفته اند.
متأسفانه ، هنگام مرگ ستاره ها ، آنها معمولاً سیارات خود را با خود می برند. به ویژه پرجرمترین ستارگان که به صورت ابرنواختر می میرند - این مرگ ها معمولاً هر سیاره ای را که به دور خود می چرخد کاملاً از بین می برد. اما حتی وقتی ستاره های کم جرم مانند خورشید می میرند ، به طور کلی خبر بدی برای سیارات آنها است.
همانطور که یک مقاله تحقیقاتی جدید اشاره کرده است ، با این همه، مرگ ستاره شواهد مربوط به سیستم سیاره ای را از روی نقشه کهکشانی حذف نمی کند. اگر هر سیاره ای (یا هسته های باقیمانده از سیارات) زنده بمانند ، می توانند گاه گاهی از طریق گرانش یکدیگر را پراکنده کنند. این معمولاً در سیستم های پایدار اتفاق نمی افتد ، اما در هنگام مرگ یک ستاره همه چیز ممکن است (به صورت گرانشی).
بعضی از اشیا پراکنده می توانند به سمت کوتوله سفید ، هسته باقیمانده ستاره اصلی حرکت کنند. کوتوله سفید تقریباً از کربن و اکسیژن کاملاً خالص ساخته شده و توسط پوسته متراکم اما نازکی از هیدروژن و هلیوم احاطه شده است. به طور طبیعی ، هر جسمی که از فاصله دور نزدیک شود ، در اثر جاذبه شدید کوتوله سفید ، خرد می شود ، و بقایای آن به سطح کوتوله سفید می رسند تا با هیدروژن و هلیوم مخلوط شوند.
پس از رسیدن اجسام به سطح ستاره در حال مرگ ، عناصر در شیء خرد شده ، مانند لیتیوم و کلسیم ، می تواند نور خود را آزاد کند ، و اثر انگشت طیفی بدست دهند که اخترشناسان بصورت بالقوه می توانند آن را تشخیص دهند. گرچه اکثر کوتوله های سفید بسیار گرم هستند و این نور هرگونه تداخل را تاب می آورد. ماموریت اخیر گایا توانست دهها کوتوله سفید و قدیمی را ترسیم کند و ستاره شناسان نشانهی متمایز سیارات خرد شده را در جو کوتوله های سفید کشف کرده اند.(با رصد نور های رسیده از جو کوتوله سفید)
ستاره شناسان دریافتند که فراوانی عناصر در منظومه های فراخورشیدی با آنچه از منظومه شمسی خود می شناسیم مطابقت دارد ، این نشان می دهد که سیستم های سیاره ای مانند ما برای مدت بسیار بسیار طولانی در جهان بوده اند.
https://phys.org/news/2021-02-white-dwarf-atmospheres-pulverized-crusts.html
#هــــــــــیگـز_ژورنــــــال
t.me/higgs_journals
#هــــــــــیگـز_فیـــــــلد
t.me/higgs_field
phys.org
White dwarf atmospheres might contain the pulverized crusts of their dead planets
Astronomers have developed a new technique to search for exoplanets—by looking for their crushed up bones in the atmospheres of white dwarfs. And it's working.
Forwarded from physics (H Hossein Panahi)
آیا انسان می تواند برای مطالعه آن وارد سیاهچاله شود؟⁉️
🔎🕳🚶
متن مقاله👇
https://astronomy.com/news/2021/02/could-a-human-enter-a-black-hole-to-study-it
🔗🔗🔗🔗🔗🔗🔗🔗🔗🔗🔗🔗
مجموعه های هیگز:
https://t.me/higgs_field 🆔کانال
https://t.me/higgs_group 🆔گروه
https://t.me/higgs_journals 🆔 آرشیو مقالات
🔎🕳🚶
متن مقاله👇
https://astronomy.com/news/2021/02/could-a-human-enter-a-black-hole-to-study-it
🔗🔗🔗🔗🔗🔗🔗🔗🔗🔗🔗🔗
مجموعه های هیگز:
https://t.me/higgs_field 🆔کانال
https://t.me/higgs_group 🆔گروه
https://t.me/higgs_journals 🆔 آرشیو مقالات
Astronomy Magazine
Could a human enter a black hole to study it?
categories:Exotic Objects | tags:Astrophysics, Black Holes, News
ایستگاه فضایی بینالمللی International Space Station
ایستگاه فضایی با مشارکت بیش از ۱۵ کشور ساخته میشود. این ایستگاه فضایی در مدار نزدیک زمین و در ارتفاع ۳۳۰ تا ۴۳۵ کیلومتری از سطح زمین در حرکت است. سرعت آن در مدار برابر ۲۷٬۶۰۰ کیلومتر بر ساعت است. این ایستگاه هر ۹۳ دقیقه یک مرتبه به دور زمین میچرخد .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
ایستگاه فضایی با مشارکت بیش از ۱۵ کشور ساخته میشود. این ایستگاه فضایی در مدار نزدیک زمین و در ارتفاع ۳۳۰ تا ۴۳۵ کیلومتری از سطح زمین در حرکت است. سرعت آن در مدار برابر ۲۷٬۶۰۰ کیلومتر بر ساعت است. این ایستگاه هر ۹۳ دقیقه یک مرتبه به دور زمین میچرخد .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی جالب از زمین و خروج زیبای راکت از زمین از منظر ایستگاه فضایی
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیزیک موجب فعال تر شدن ذهن کودکان می شود🧠
تحقیقات پژوهشگران نشان میدهند که آموزش مسائل فیزیک و استفاده از ابزارهای کاربردی و غیرکاربردی در آن، میتواند ذهن کودکان را فعالتر و انعطافپذیرتر سازد.
اگر به کودکان فیزیک بیاموزید، این آموزش به آنها کمک میکند تا کارایی و استفاده صحیح ابزارها را به بهترین نحو یاد بگیرند. پژوهشگران در بررسیهای خود، کودکان بین ۴ تا ۱۱ ساله را با در دست داشتن ابزار مناسب و انجام یک تکلیف مشخص مورد بررسی قراردادند تا دریابند که آنها چگونه میتوانند با انتخاب ابزار درست و روش مطمئن به نتیجه رسیده و جایزه دریافت کنند.
درصورتیکه این کودکان یک نشانه شناور را که در ظرف آبی قرار دارد، دو بار به دست میآورند بهعنوان جایزه یک برچسب تصویری دریافت میکردند. در این آزمون، هر بار کودکان یک ظرف حاوی آب و ابزار لازم را برای استفاده تحویل گرفتند. برخی از ابزارها کاربردی و برخی دیگر غیرکاربردی بودند.
ابزار کاربردی ابزاری هستند که اگر در یک ظرف استاندارد قرار گیرند، سطح آب را افزایش میدهند و نشانه را در دسترس کاربر قرار میدهند درحالیکه ابزار غیرکاربردی چنین کاری انجام نمیدهند چراکه آنها نیز بهنوبه خود شناور میشوند.
در این آزمون مشخص شد که گاهی کودکان از ابزارهای کاربردی استفاده میکنند تا تلاش کنند سطح آب را در یک ظرف که سوراخ بوده و آب از آن نشت میکند، بالا ببرند. در این حالت، آب هرگز بهاندازه کافی بالا نخواهد آمد تا نشانه را در دسترس قرار دهد. البته مهم نیست که از ابزار کاربردی استفادهشده و نتیجه لازم به دست نیامده است. در برخی موارد نیز کودکان بااینکه از ابزار غیرکاربردی استفاده کردند، نتیجه درست را به دست آورده و جایزه موردنظر را کسب کردند.
در این تحقیقات مشخص شد که اطلاعات مربوط به کسب جایزه هرگز پیشبینی قابلاعتمادی از انتخاب کودکان محسوب نمیشود. در عوض استفاده از اطلاعات کاربردی قابلاطمینان با افزایش سن بیشتر میشود بطوریکه از سن هفتسالگی این تأثیر در تصمیمگیری آنها غالب است.
بهطورکلی میتوان گفت اگر کودکان تحت آموزشهای مسائل فیزیک قرار گیرند، ذهن فعالتر و قابلانعطافتری را به دست خواهند آورد و در مراحل مختلف زندگی تصمیمگیریها و انتخابهای بهتری را خواهند داشت.
به مجموعه های هیگز بپیوندید:
https://t.me/higgs_field 👈کانال
https://t.me/higgs_group 👈گروه
https://t.me/higgs_journals 👈آرشیو
تحقیقات پژوهشگران نشان میدهند که آموزش مسائل فیزیک و استفاده از ابزارهای کاربردی و غیرکاربردی در آن، میتواند ذهن کودکان را فعالتر و انعطافپذیرتر سازد.
اگر به کودکان فیزیک بیاموزید، این آموزش به آنها کمک میکند تا کارایی و استفاده صحیح ابزارها را به بهترین نحو یاد بگیرند. پژوهشگران در بررسیهای خود، کودکان بین ۴ تا ۱۱ ساله را با در دست داشتن ابزار مناسب و انجام یک تکلیف مشخص مورد بررسی قراردادند تا دریابند که آنها چگونه میتوانند با انتخاب ابزار درست و روش مطمئن به نتیجه رسیده و جایزه دریافت کنند.
درصورتیکه این کودکان یک نشانه شناور را که در ظرف آبی قرار دارد، دو بار به دست میآورند بهعنوان جایزه یک برچسب تصویری دریافت میکردند. در این آزمون، هر بار کودکان یک ظرف حاوی آب و ابزار لازم را برای استفاده تحویل گرفتند. برخی از ابزارها کاربردی و برخی دیگر غیرکاربردی بودند.
ابزار کاربردی ابزاری هستند که اگر در یک ظرف استاندارد قرار گیرند، سطح آب را افزایش میدهند و نشانه را در دسترس کاربر قرار میدهند درحالیکه ابزار غیرکاربردی چنین کاری انجام نمیدهند چراکه آنها نیز بهنوبه خود شناور میشوند.
در این آزمون مشخص شد که گاهی کودکان از ابزارهای کاربردی استفاده میکنند تا تلاش کنند سطح آب را در یک ظرف که سوراخ بوده و آب از آن نشت میکند، بالا ببرند. در این حالت، آب هرگز بهاندازه کافی بالا نخواهد آمد تا نشانه را در دسترس قرار دهد. البته مهم نیست که از ابزار کاربردی استفادهشده و نتیجه لازم به دست نیامده است. در برخی موارد نیز کودکان بااینکه از ابزار غیرکاربردی استفاده کردند، نتیجه درست را به دست آورده و جایزه موردنظر را کسب کردند.
در این تحقیقات مشخص شد که اطلاعات مربوط به کسب جایزه هرگز پیشبینی قابلاعتمادی از انتخاب کودکان محسوب نمیشود. در عوض استفاده از اطلاعات کاربردی قابلاطمینان با افزایش سن بیشتر میشود بطوریکه از سن هفتسالگی این تأثیر در تصمیمگیری آنها غالب است.
بهطورکلی میتوان گفت اگر کودکان تحت آموزشهای مسائل فیزیک قرار گیرند، ذهن فعالتر و قابلانعطافتری را به دست خواهند آورد و در مراحل مختلف زندگی تصمیمگیریها و انتخابهای بهتری را خواهند داشت.
به مجموعه های هیگز بپیوندید:
https://t.me/higgs_field 👈کانال
https://t.me/higgs_group 👈گروه
https://t.me/higgs_journals 👈آرشیو
مکانیک نیوتونی ، مکانیک نسبیتی و مکانیک کوانتوم
#پارت_هفتم
#پایانی
از کجا شروع کنیم؟
با روند تکامل نظریه ها پیش می رویم
نخست مکانیک کلاسیک را در نظر می گیریم و به مورد خاص آن قانون دوم نیوتن توجه می کنیم، این قانون را با جرم نسبیتی یعنی
m=m0/(1-v2/ c2)1/2 , E=mc2
و نظریه هیگز بوزون می توان ترکیب کرد. اگر ذره/جسمی تحت تاثیر نیرو جرمش تغییر می کند، این تغییر جرم ناشی از این است که بوزون (نیرو) تبدیل به انرژی می شود. البته این روند جهت معکوس نیز دارد، یعنی در روند عکس با کاهش سرعت، انرژی به نیرو یا بوزون تبدیل می شود
در مورد قضیه کار انرژی
در مورد قضیه کار انرژی یعنی W=DE برخوردی دوگانه وجود دارد. قسمت کار آن را با مکانیک کلاسیک مد نظر قرار می دهند و کار را کمیتی پیوسته در نظر می گیرند، در حالیکه با انرژی آن برخوردی کوانتومی دارند. در واقع بایستی هر دو طرف رابطه را با دید کوانتومی در نظر گرفت. در این مورد مثالهای زیادی می توان ارائه داد که با این برخورد دوگانه در تناقض قرار خواهد گرفت. اگر این مورد را بکار بندیم مشکل ارتباط فرمیونها و بوزونها بر طرف خواهد شد
اگر بپذیریم که کار کوانتومی است، الزاماً به این نتیجه خواهیم رسید که نیرو بطور کلی و از جمله گرانش نیز کوانتومی است
مفهوم صریح و در عین حال ساده آن این است که فضا - زمان کوانتومی است. با نگرش کوانتومی به گرانش یا به تعبیر نسبیت فضا - زمان، مکانیک کوانتوم و نسبیت با یکدیگر ترکیب خواهند شد. تنها موردی که در این جا باید متذکر شد این است که کوانتومی بودن فضا - زمان می تواند انحنای آن را نیز نتیجه دهد
از اوائل قرن بیستم دو نظریه ی بزرگ نسبیت و مکانیک کوانتوم، برای پاسخگویی به مشکلاتی که فیزیک کلاسیک با آنها دست بگریبان بود، پا به عرصه وجود نهادند. جالب این است که هر دو نظریه تقریباً همزمان مطرح شدند و سیر تکاملی خود را طی کردند. نخست نسبیت خاص در سال 1905 تنها در محدوده ی دستگاه های لخت بکار گرفته شد و در سال 1915 تحت عنوان نسبیت عام به دستگاه های شتابدار تسری یافت. مکانیک کوانتوم قدیم در سال 1900 با طرح کوانتومی بودن انرژی اظهار شد و در دهه ی 1920 سیر تکاملی خود را پیمود
همواره این سئوال مطرح بود که آیا این دو نظریه بزرگ را می توان با یکدیگر ترکیب کرد؟
دیراک توانست نسبیت خاص و مکانیک کوانتوم را بصورت مکانیک کوانتوم نسبیتی با هم ادغام کند. به دنبال آن سئوال این بود که چگونه می توان مکانیک کوانتوم و نسبیت عام را با هم ترکیب کرد؟
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#پارت_هفتم
#پایانی
از کجا شروع کنیم؟
با روند تکامل نظریه ها پیش می رویم
نخست مکانیک کلاسیک را در نظر می گیریم و به مورد خاص آن قانون دوم نیوتن توجه می کنیم، این قانون را با جرم نسبیتی یعنی
m=m0/(1-v2/ c2)1/2 , E=mc2
و نظریه هیگز بوزون می توان ترکیب کرد. اگر ذره/جسمی تحت تاثیر نیرو جرمش تغییر می کند، این تغییر جرم ناشی از این است که بوزون (نیرو) تبدیل به انرژی می شود. البته این روند جهت معکوس نیز دارد، یعنی در روند عکس با کاهش سرعت، انرژی به نیرو یا بوزون تبدیل می شود
در مورد قضیه کار انرژی
در مورد قضیه کار انرژی یعنی W=DE برخوردی دوگانه وجود دارد. قسمت کار آن را با مکانیک کلاسیک مد نظر قرار می دهند و کار را کمیتی پیوسته در نظر می گیرند، در حالیکه با انرژی آن برخوردی کوانتومی دارند. در واقع بایستی هر دو طرف رابطه را با دید کوانتومی در نظر گرفت. در این مورد مثالهای زیادی می توان ارائه داد که با این برخورد دوگانه در تناقض قرار خواهد گرفت. اگر این مورد را بکار بندیم مشکل ارتباط فرمیونها و بوزونها بر طرف خواهد شد
اگر بپذیریم که کار کوانتومی است، الزاماً به این نتیجه خواهیم رسید که نیرو بطور کلی و از جمله گرانش نیز کوانتومی است
مفهوم صریح و در عین حال ساده آن این است که فضا - زمان کوانتومی است. با نگرش کوانتومی به گرانش یا به تعبیر نسبیت فضا - زمان، مکانیک کوانتوم و نسبیت با یکدیگر ترکیب خواهند شد. تنها موردی که در این جا باید متذکر شد این است که کوانتومی بودن فضا - زمان می تواند انحنای آن را نیز نتیجه دهد
از اوائل قرن بیستم دو نظریه ی بزرگ نسبیت و مکانیک کوانتوم، برای پاسخگویی به مشکلاتی که فیزیک کلاسیک با آنها دست بگریبان بود، پا به عرصه وجود نهادند. جالب این است که هر دو نظریه تقریباً همزمان مطرح شدند و سیر تکاملی خود را طی کردند. نخست نسبیت خاص در سال 1905 تنها در محدوده ی دستگاه های لخت بکار گرفته شد و در سال 1915 تحت عنوان نسبیت عام به دستگاه های شتابدار تسری یافت. مکانیک کوانتوم قدیم در سال 1900 با طرح کوانتومی بودن انرژی اظهار شد و در دهه ی 1920 سیر تکاملی خود را پیمود
همواره این سئوال مطرح بود که آیا این دو نظریه بزرگ را می توان با یکدیگر ترکیب کرد؟
دیراک توانست نسبیت خاص و مکانیک کوانتوم را بصورت مکانیک کوانتوم نسبیتی با هم ادغام کند. به دنبال آن سئوال این بود که چگونه می توان مکانیک کوانتوم و نسبیت عام را با هم ترکیب کرد؟
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
#سوال چرا قدرت #دی_الکتریک آب بالاست ؟
#پاسخ👇
مولکولهای بعضی از دی الکتریکها، در غیاب یک میدان الکتریکی قطبی کننده خارجی دارای گشتاور دو قطبی دائمی هستند.
این مولکولها معمولاً از دو یا چند اتم غیر همسان تشکیل شده و بر عکس مولکولهای غیر قطبی که گشتاور دو قطبی الکتریکی دائمی ندارند، مولکول قطبی نامیده میشوند. یک مثال، آب است که از دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن تشکیل میشود. اتمها خود را آن چنان مرتب نمیکنند که مولکولی با گشتاور دو قطبی صفر بوجود بیاورند ، یعنی اتمهای هیدروژن، دقیقاً در طرفهای متقابل قطری اتمهای اکسیژن قرار نمیگیرند. گشتاورهای دو قطبی ملکولهای قطبی از مرتبه
10 ^ (-30) c.m(کولن در متر)
هستند.
هنگامی که میدان خارجی وجود ندارد تک تک دو قطبیهای دی الکتریک قطبی، به صورت کاتوره ای پراکندهاند و گشتاور دو قطبی خالص از دیدگاه ماکروسکوپی صفر است.
میدان الکتریکی اعمال شده، بر تک تک دو قطبیها گشتاوری وارد نموده، میخواهد آنها را همراستا با میدان نماید ، که در این وضعیت بیشتر مولکولهای آب در جهت میدان الکتریکی خارجی همراستا میشوند که همین مورد موجب می شود که ثابت دی الکتریک نسبی آب بالا باشد ، که برای آب κ= 80 است.
اگر دی الکتریک تحت تاثیر یک #موج هماهنگ الکترومغناطیسی فرودی قرار گیرد ساختار بار داخلی آن تحت تاثیر نیروهای متغییر نسبت به زمان و یا گشتاورهای نیرو قرار خواهند گرفت .
این نیروها و یا گشتاورهای نیرو با مولفه میدان الکتریکی موج متناسب خواهند بود.
در مورد دی الکتریک های قطبی ، در واقع مولکول ها تحت تاثیر چرخش های سریع قرار می گیرند که در نتیجه خود را با میدان الکتریکی در یک خط قرار میدهند.
اما این مولکولها نسبتاً بزرگند و دارای گشتاورهای لختی قابل ملاحظهای هستند.
در بسامدهای محرکه بالا مولکولهای قطبی نمی توانند تناوب های میدان را دنبال کنند.
از مشارکت آنها در ایجاد گشتاور دوقطبی الکتریکی کاسته خواهد شد و ثابت دی الکتریک به طور محسوسی افت خواهد کرد .
ثابت دی الکتریک نسبی آب در ۸۰ هرتز تا تقریباً ۱۰ به توان ۱۰ هرتز نسبتاً ثابت است (κ=80) و پس از آن با سرعت زیادی نزول می کند .
به مجموعه های هیگز بپیوندید:
https://t.me/higgs_field 👈کانال
https://t.me/higgs_group 👈گروه
https://t.me/higgs_journals 👈آرشیو
#پاسخ👇
مولکولهای بعضی از دی الکتریکها، در غیاب یک میدان الکتریکی قطبی کننده خارجی دارای گشتاور دو قطبی دائمی هستند.
این مولکولها معمولاً از دو یا چند اتم غیر همسان تشکیل شده و بر عکس مولکولهای غیر قطبی که گشتاور دو قطبی الکتریکی دائمی ندارند، مولکول قطبی نامیده میشوند. یک مثال، آب است که از دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن تشکیل میشود. اتمها خود را آن چنان مرتب نمیکنند که مولکولی با گشتاور دو قطبی صفر بوجود بیاورند ، یعنی اتمهای هیدروژن، دقیقاً در طرفهای متقابل قطری اتمهای اکسیژن قرار نمیگیرند. گشتاورهای دو قطبی ملکولهای قطبی از مرتبه
10 ^ (-30) c.m(کولن در متر)
هستند.
هنگامی که میدان خارجی وجود ندارد تک تک دو قطبیهای دی الکتریک قطبی، به صورت کاتوره ای پراکندهاند و گشتاور دو قطبی خالص از دیدگاه ماکروسکوپی صفر است.
میدان الکتریکی اعمال شده، بر تک تک دو قطبیها گشتاوری وارد نموده، میخواهد آنها را همراستا با میدان نماید ، که در این وضعیت بیشتر مولکولهای آب در جهت میدان الکتریکی خارجی همراستا میشوند که همین مورد موجب می شود که ثابت دی الکتریک نسبی آب بالا باشد ، که برای آب κ= 80 است.
اگر دی الکتریک تحت تاثیر یک #موج هماهنگ الکترومغناطیسی فرودی قرار گیرد ساختار بار داخلی آن تحت تاثیر نیروهای متغییر نسبت به زمان و یا گشتاورهای نیرو قرار خواهند گرفت .
این نیروها و یا گشتاورهای نیرو با مولفه میدان الکتریکی موج متناسب خواهند بود.
در مورد دی الکتریک های قطبی ، در واقع مولکول ها تحت تاثیر چرخش های سریع قرار می گیرند که در نتیجه خود را با میدان الکتریکی در یک خط قرار میدهند.
اما این مولکولها نسبتاً بزرگند و دارای گشتاورهای لختی قابل ملاحظهای هستند.
در بسامدهای محرکه بالا مولکولهای قطبی نمی توانند تناوب های میدان را دنبال کنند.
از مشارکت آنها در ایجاد گشتاور دوقطبی الکتریکی کاسته خواهد شد و ثابت دی الکتریک به طور محسوسی افت خواهد کرد .
ثابت دی الکتریک نسبی آب در ۸۰ هرتز تا تقریباً ۱۰ به توان ۱۰ هرتز نسبتاً ثابت است (κ=80) و پس از آن با سرعت زیادی نزول می کند .
به مجموعه های هیگز بپیوندید:
https://t.me/higgs_field 👈کانال
https://t.me/higgs_group 👈گروه
https://t.me/higgs_journals 👈آرشیو
Forwarded from physics (ρꫝꪗડᎥፈ)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مکانیک نیوتونی ، مکانیک نسبیتی و مکانیک کوانتوم
پارت اول:
https://t.me/higgs_field/2627
دوم:
https://t.me/higgs_field/2633
سوم:
https://t.me/higgs_field/2640
چهارم:
https://t.me/higgs_field/2647
پنجم:
https://t.me/higgs_field/2659
ششم:
https://t.me/higgs_field/2686
هفتم و پایان:
https://t.me/higgs_field/2697
پارت اول:
https://t.me/higgs_field/2627
دوم:
https://t.me/higgs_field/2633
سوم:
https://t.me/higgs_field/2640
چهارم:
https://t.me/higgs_field/2647
پنجم:
https://t.me/higgs_field/2659
ششم:
https://t.me/higgs_field/2686
هفتم و پایان:
https://t.me/higgs_field/2697
👩🦱 همسرِ فیزیک دان آلبرت آینشتاین :
#زندگینامه
#پارت_اول
میلوا ماریچ، همکلاسی، همکار، معشوقه و همسر اول آینشتاین. کسی که آلبرت نظریۀ نسبیت را همراه با او صورتبندی کرد.
میلوا ماریچ به سال ۱۸۷۵ در شهر تیتل در کشور صربستان زاده شد.
مادر او ماریا روزیچ و پدرش میلوش ماریچ مردی ثروتمند و محترم در بین مردم بود.
میلوا، در آخرین سالی که دختران در صربستان اجازۀ حضور در دبیرستان داشتند، وارد دبیرستان شد.
در سال ۱۸۹۲، پدرش از وزیر آموزشوپرورش مجوز گرفت تا او بتواند در کلاسهای فیزیک شرکت کند که مخصوص پسران بود.
همکلاسیهای میلوا او را فردی باهوش اما کمحرف توصیف میکنند.
او دوست داشت به عمق موضوعات پی ببرد، باپشتکار بود و در راستای رسیدن به اهدافش میکوشید.
آلبرت و میلوا همراه با سه دانشجوی دیگر در سال ۱۸۹۶ در بخش ریاضیات و فیزیک انستیتو پلیتکنیک زوریخ (اکنون، ای.تی.اچ) پذیرفته شدند.
آلبرت و میلوا به دوستانی جداییناپذیر تبدیل شدند که ساعتهای متمادی با یکدیگر به مطالعه میپرداختند.
آینشتاین تنها چند جلسه در کلاسهای درس حاضر شد، زیرا ترجیح میداد در خانه مطالعه نماید.
میلوا بابرنامه و منظم بود. او به آینشتاین کمک کرد تا انرژی خود را در مسیر خاصی به کار گیرد و مطالعاتِ او را هدایت کرد.
این حقایق از نامههای آنها به یکدیگر در طول تعطیلات دانشگاهی در فاصلۀ سالهای ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۳ آشکار است:
۴۳ نامه از آلبرت به میلوا در دست است.
در آگوست ۱۸۹۹، آلبرت به میلوا چنین مینویسد:
«هنگامی که برای نخستین بار آثار ’هلمهولتز ‘ را میخواندم، مطالبْ خیلی عجیب به نظر میرسید، زیرا تو در کنارم نبودی و امروز این وضعیت بهتر نشده است.
از دید من، کاری که ما با هم انجام میدهیم خیلی خوب، روحیهبخش و همچنین آسانتر است.»
سپس آینشتاین در دوم اکتبر ۱۸۹۹ از میلان چنین مینویسد:
«...آبوهوای اینجا اصلاً با روحیۀ من سازگار نیست و، درحالیکه دلم برای کار تنگ شده است، ذهنم پر از افکار تاریک است. بهدیگرسخن، دلم میخواهد تو در کنارم باشی و مهربانانه بر من نظارت کنی و مرا از این شاخه به آن شاخه پریدن باز داری.»
در پایان تحصیلات آنها در ۱۹۰۰، میلوا و آلبرت نمراتی مشابه گرفته بودند (بهترتیب، ۴.۷ و ۴.۶)
بهجز در درس فیزیک کاربردی که میلوا بالاترین نمره یعنی ۵ و آینشتاین فقط ۱ گرفت.
میلوا در کارهای آزمایشگاهی ممتاز بود، اما آینشتاین چنین نبود
بااینحال، در آزمون شفاهی، پروفسور مینکوفسکی به چهار دانشجوی مرد، از ۱۲، نمرۀ ۱۱ داد اما به میلوا ۵ داد.
فقط آلبرت موفق به دریافت مدرک شد.
در این میان، خانوادۀ آلبرت بهشدت با رابطۀ او با میلوا مخالف بودند
مادر آلبرت، گذشته از تعصباتی که دربارۀ افراد خارجی داشت، میلوا را بیشازحد اهل فکر و مطالعه میدانست. بهعلاوه، پدر آلبرت اصرار داشت که پسرش پیش از ازدواج باید کار داشته باشد.
آلبرت در سپتامبر ۱۹۰۰ به میلوا چنین مینویسد:
«من مشتاقانه منتظرم تا کار مشترک و جدیدمان را از سر بگیریم. تو اکنون باید به پژوهش خود ادامه دهی. چقدر احساس غرور خواهم کرد که همسرم یک دکتر باشد، درحالیکه من تنها یک آدم معمولی باشم.»
آنها هر دو در اکتبر ۱۹۰۰ به زوریخ برگشتند تا کار بر روی پایاننامۀ خود را آغاز کنند.
هر سه دانشجوی دیگر همگی بهعنوان استادیار در انستیتو پلیتکنیک زوریخ پذیرفته شدند، اما آینشتاین پذیرفته نشد.
او گمان داشت که پروفسور وِبِر از پذیرش او جلوگیری میکند.
بدون شغل، آینشتاین از ازدواج با میلوا خودداری کرد.
آنها مخارج خود را از راه تدریس خصوصی تأمین میکردند.
ادامه دارد...
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚
کانال 📎 گروه بحث علمی 📎 آرشیو مقالات
#زندگینامه
#پارت_اول
میلوا ماریچ، همکلاسی، همکار، معشوقه و همسر اول آینشتاین. کسی که آلبرت نظریۀ نسبیت را همراه با او صورتبندی کرد.
میلوا ماریچ به سال ۱۸۷۵ در شهر تیتل در کشور صربستان زاده شد.
مادر او ماریا روزیچ و پدرش میلوش ماریچ مردی ثروتمند و محترم در بین مردم بود.
میلوا، در آخرین سالی که دختران در صربستان اجازۀ حضور در دبیرستان داشتند، وارد دبیرستان شد.
در سال ۱۸۹۲، پدرش از وزیر آموزشوپرورش مجوز گرفت تا او بتواند در کلاسهای فیزیک شرکت کند که مخصوص پسران بود.
همکلاسیهای میلوا او را فردی باهوش اما کمحرف توصیف میکنند.
او دوست داشت به عمق موضوعات پی ببرد، باپشتکار بود و در راستای رسیدن به اهدافش میکوشید.
آلبرت و میلوا همراه با سه دانشجوی دیگر در سال ۱۸۹۶ در بخش ریاضیات و فیزیک انستیتو پلیتکنیک زوریخ (اکنون، ای.تی.اچ) پذیرفته شدند.
آلبرت و میلوا به دوستانی جداییناپذیر تبدیل شدند که ساعتهای متمادی با یکدیگر به مطالعه میپرداختند.
آینشتاین تنها چند جلسه در کلاسهای درس حاضر شد، زیرا ترجیح میداد در خانه مطالعه نماید.
میلوا بابرنامه و منظم بود. او به آینشتاین کمک کرد تا انرژی خود را در مسیر خاصی به کار گیرد و مطالعاتِ او را هدایت کرد.
این حقایق از نامههای آنها به یکدیگر در طول تعطیلات دانشگاهی در فاصلۀ سالهای ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۳ آشکار است:
۴۳ نامه از آلبرت به میلوا در دست است.
در آگوست ۱۸۹۹، آلبرت به میلوا چنین مینویسد:
«هنگامی که برای نخستین بار آثار ’هلمهولتز ‘ را میخواندم، مطالبْ خیلی عجیب به نظر میرسید، زیرا تو در کنارم نبودی و امروز این وضعیت بهتر نشده است.
از دید من، کاری که ما با هم انجام میدهیم خیلی خوب، روحیهبخش و همچنین آسانتر است.»
سپس آینشتاین در دوم اکتبر ۱۸۹۹ از میلان چنین مینویسد:
«...آبوهوای اینجا اصلاً با روحیۀ من سازگار نیست و، درحالیکه دلم برای کار تنگ شده است، ذهنم پر از افکار تاریک است. بهدیگرسخن، دلم میخواهد تو در کنارم باشی و مهربانانه بر من نظارت کنی و مرا از این شاخه به آن شاخه پریدن باز داری.»
در پایان تحصیلات آنها در ۱۹۰۰، میلوا و آلبرت نمراتی مشابه گرفته بودند (بهترتیب، ۴.۷ و ۴.۶)
بهجز در درس فیزیک کاربردی که میلوا بالاترین نمره یعنی ۵ و آینشتاین فقط ۱ گرفت.
میلوا در کارهای آزمایشگاهی ممتاز بود، اما آینشتاین چنین نبود
بااینحال، در آزمون شفاهی، پروفسور مینکوفسکی به چهار دانشجوی مرد، از ۱۲، نمرۀ ۱۱ داد اما به میلوا ۵ داد.
فقط آلبرت موفق به دریافت مدرک شد.
در این میان، خانوادۀ آلبرت بهشدت با رابطۀ او با میلوا مخالف بودند
مادر آلبرت، گذشته از تعصباتی که دربارۀ افراد خارجی داشت، میلوا را بیشازحد اهل فکر و مطالعه میدانست. بهعلاوه، پدر آلبرت اصرار داشت که پسرش پیش از ازدواج باید کار داشته باشد.
آلبرت در سپتامبر ۱۹۰۰ به میلوا چنین مینویسد:
«من مشتاقانه منتظرم تا کار مشترک و جدیدمان را از سر بگیریم. تو اکنون باید به پژوهش خود ادامه دهی. چقدر احساس غرور خواهم کرد که همسرم یک دکتر باشد، درحالیکه من تنها یک آدم معمولی باشم.»
آنها هر دو در اکتبر ۱۹۰۰ به زوریخ برگشتند تا کار بر روی پایاننامۀ خود را آغاز کنند.
هر سه دانشجوی دیگر همگی بهعنوان استادیار در انستیتو پلیتکنیک زوریخ پذیرفته شدند، اما آینشتاین پذیرفته نشد.
او گمان داشت که پروفسور وِبِر از پذیرش او جلوگیری میکند.
بدون شغل، آینشتاین از ازدواج با میلوا خودداری کرد.
آنها مخارج خود را از راه تدریس خصوصی تأمین میکردند.
ادامه دارد...
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚
کانال 📎 گروه بحث علمی 📎 آرشیو مقالات