This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 آیا پاد ماده در زمان به عقب میرود؟
جان آرچیبالد ویلر، فیزیکدان بزرگ، علت اینکه همه الکترونها مشابه هستند را در واقع یکی بودن تمام الکترونها میدانست. وی میگفت در واقع همهی الکترونهای جهان یک الکترون هستند که در زمان به عقب و جلو میرود.
در واقع در نظریهی ویلر-فاینمن پاد-ماده را معکوس زمانیِ ماده فرض میکنند.
این ایده برای فاینمن منتج به این شد که در نمودارهای مشهور فاینمن سادهسازی بسیاری صورت بگیرد.
این ایده در برخی از آثار علمی-تخیلی نیز استفاده شده، نظیر فیلم اخیر نولان ، TENET که در جایی از فیلم به نظریه ویلر-فاینمن اشاره میکند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
جان آرچیبالد ویلر، فیزیکدان بزرگ، علت اینکه همه الکترونها مشابه هستند را در واقع یکی بودن تمام الکترونها میدانست. وی میگفت در واقع همهی الکترونهای جهان یک الکترون هستند که در زمان به عقب و جلو میرود.
در واقع در نظریهی ویلر-فاینمن پاد-ماده را معکوس زمانیِ ماده فرض میکنند.
این ایده برای فاینمن منتج به این شد که در نمودارهای مشهور فاینمن سادهسازی بسیاری صورت بگیرد.
این ایده در برخی از آثار علمی-تخیلی نیز استفاده شده، نظیر فیلم اخیر نولان ، TENET که در جایی از فیلم به نظریه ویلر-فاینمن اشاره میکند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
پدیده ها هستند ، کیفیت را ذهن ما تعیین می کند. و البته در طول میلیون ها سال گُلی که با رنگ ها خودش را از زمینه برای جلب توجه زنبور های عسل متمایز می کرد ، در رقابت بقا و تولید مثل پیروزی بیشتری بدست آورد.
پدیده های متمایز را انسان زیبا تصور می کند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
پدیده های متمایز را انسان زیبا تصور می کند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Forwarded from physics (ρꫝꪗડᎥፈ)
محققان استرالیایی: ما مغزمان را از اجداد شبیه به ماهی به ارث بردهایم!
محققان دانشگاه استرالیای غربی گامی جدید در زمینهی کشف چگونگی فرگشت مغز انسان برداشتند. این یافتهها نشان میدهد که چگونه وقایع ژنتیکی که در "اجداد شبیه به ماهی" ما رخ داده است نقش مهمی در زیست شناسی امروز مغز ما ایفا میکند.
به گزارش ایسنا و به نقل از سایمکس، در مقالهای جدید که در مجلهی Nature Ecology & Evolution منتشر شده است، فرآیند متیلاسیون نواحی بدون سیتوزین-گوانین(CG) دی ان آ(DNA) که نوعی سیستم کنترل اپیژنتیک است و به طور گستردهای در مغز انسان یافت میشود، برای اولین بار درمهره داران اولیه ظاهر شده است.
متیلاسیون ناحیه بدون CG میتواند ژنهای کنترل کننده عملکرد مغز در دی ان آ را خاموش و روشن کند. کشف این موضوع که متیلاسیون ناحیه بدون CG در مهرهداران رخ میدهد نشان دهندهی آن است که امروزه این فرآیند نقشی اساسی در ایجاد تواناییهای شناختی پیشرفته در مغز انسان و سایر جانداران دارد.
پروفسور ریان لیستر(Ryan Lister) از دانشکده علوم مولکولی در دانشگاه استرالیای غربی که در این مطالعه همکاری داشته میگوید: محققان نمونههایی از مغز حیوانات را از سراسر "درخت زندگی" مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. ما میخواستیم بفهمیم که آیا این متیلاسیون ناحیه بدون CG فقط مختص گونههای پستانداران که توانایی شناختی بالایی دارند است و یا ریشه در تکاملات قدیمیتری دارد؟ محققان دریافتند که متیلاسیون ناحیه بدون CG فقط در مهره داران دیده میشود از جمله "مکنده ماهیها"(lampreys) که از نسل بی آروارگان هستند و جدی مشترک با انسانها دارند.
بر طبق این یافتهها متیلاسیون ناحیه بدون CG در نخستین اجداد مشترک همه مهرهداران وجود دارد که از صدها میلیون سال قبل در زمین پرسه میزنند.
دکتر الکس د مندوزا(Alex de Mendoza) از محققان این مقاله میگوید: یافتهها نشان دهندهی آن است که متیلاسیون نواحی بدون CG نقشی اساسی در ایجاد پیچیدگیهای مغز ایفا میکند.
او ادامه داد: ما هر موجودی که میشد را برای یافتن متیلاسیون ناحیه بدون CG مورد بررسی قرار دادیم. مانند کیسه داران، پلاتیپوسها، پرندگان، قورباغهها، ماهیها، کوسهها و مکنده ماهیها که همه دارای ستون فقرات بودند. ما همچنین مغز بیمهرگانی چون زنبورعسل و هشت پا را نیز بررسی کردیم. ما دریافتیم که متیلاسیون ناحیه بدون CG در مهرهداران تکامل یافته است و ممکن است یکی از عواملی باشد که مغز برای عملکردهای پیچیده به آن نیاز دارد. این تحقیقات همچنان نشان داد که تمام تکاملهای مورد نیاز عوامل ژنتیکی برای ایجاد متیلاسیون نواحی بدون CG در یک بازهی زمانی یکسان اتفاق افتاده است.
ژن DNMT۳A که مسئول کد کردن متیلاسیون ناحیه بدون CG است و ژن MeCP۲ که مسئول بیان آن است در آغاز تکامل مهرهداران بهوجود آمدهاند.
پروفسور لیستر میگوید: این تحقیقات نشان میدهد که چگونه وقایع تکاملی در اجداد شبیه به ماهی ما در بیولوژی امروزه مغز ما نقش دارد.
این تحقیقات توسط دکتر رایان لیستر و دکتر الکس دی مندوزا از دانشکده علوم مولکولی دانشگاه استرالیای غربی انجام گرفته است
http://dx.doi.org/10.1038/s41559-020-01371-2
محققان دانشگاه استرالیای غربی گامی جدید در زمینهی کشف چگونگی فرگشت مغز انسان برداشتند. این یافتهها نشان میدهد که چگونه وقایع ژنتیکی که در "اجداد شبیه به ماهی" ما رخ داده است نقش مهمی در زیست شناسی امروز مغز ما ایفا میکند.
به گزارش ایسنا و به نقل از سایمکس، در مقالهای جدید که در مجلهی Nature Ecology & Evolution منتشر شده است، فرآیند متیلاسیون نواحی بدون سیتوزین-گوانین(CG) دی ان آ(DNA) که نوعی سیستم کنترل اپیژنتیک است و به طور گستردهای در مغز انسان یافت میشود، برای اولین بار درمهره داران اولیه ظاهر شده است.
متیلاسیون ناحیه بدون CG میتواند ژنهای کنترل کننده عملکرد مغز در دی ان آ را خاموش و روشن کند. کشف این موضوع که متیلاسیون ناحیه بدون CG در مهرهداران رخ میدهد نشان دهندهی آن است که امروزه این فرآیند نقشی اساسی در ایجاد تواناییهای شناختی پیشرفته در مغز انسان و سایر جانداران دارد.
پروفسور ریان لیستر(Ryan Lister) از دانشکده علوم مولکولی در دانشگاه استرالیای غربی که در این مطالعه همکاری داشته میگوید: محققان نمونههایی از مغز حیوانات را از سراسر "درخت زندگی" مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. ما میخواستیم بفهمیم که آیا این متیلاسیون ناحیه بدون CG فقط مختص گونههای پستانداران که توانایی شناختی بالایی دارند است و یا ریشه در تکاملات قدیمیتری دارد؟ محققان دریافتند که متیلاسیون ناحیه بدون CG فقط در مهره داران دیده میشود از جمله "مکنده ماهیها"(lampreys) که از نسل بی آروارگان هستند و جدی مشترک با انسانها دارند.
بر طبق این یافتهها متیلاسیون ناحیه بدون CG در نخستین اجداد مشترک همه مهرهداران وجود دارد که از صدها میلیون سال قبل در زمین پرسه میزنند.
دکتر الکس د مندوزا(Alex de Mendoza) از محققان این مقاله میگوید: یافتهها نشان دهندهی آن است که متیلاسیون نواحی بدون CG نقشی اساسی در ایجاد پیچیدگیهای مغز ایفا میکند.
او ادامه داد: ما هر موجودی که میشد را برای یافتن متیلاسیون ناحیه بدون CG مورد بررسی قرار دادیم. مانند کیسه داران، پلاتیپوسها، پرندگان، قورباغهها، ماهیها، کوسهها و مکنده ماهیها که همه دارای ستون فقرات بودند. ما همچنین مغز بیمهرگانی چون زنبورعسل و هشت پا را نیز بررسی کردیم. ما دریافتیم که متیلاسیون ناحیه بدون CG در مهرهداران تکامل یافته است و ممکن است یکی از عواملی باشد که مغز برای عملکردهای پیچیده به آن نیاز دارد. این تحقیقات همچنان نشان داد که تمام تکاملهای مورد نیاز عوامل ژنتیکی برای ایجاد متیلاسیون نواحی بدون CG در یک بازهی زمانی یکسان اتفاق افتاده است.
ژن DNMT۳A که مسئول کد کردن متیلاسیون ناحیه بدون CG است و ژن MeCP۲ که مسئول بیان آن است در آغاز تکامل مهرهداران بهوجود آمدهاند.
پروفسور لیستر میگوید: این تحقیقات نشان میدهد که چگونه وقایع تکاملی در اجداد شبیه به ماهی ما در بیولوژی امروزه مغز ما نقش دارد.
این تحقیقات توسط دکتر رایان لیستر و دکتر الکس دی مندوزا از دانشکده علوم مولکولی دانشگاه استرالیای غربی انجام گرفته است
http://dx.doi.org/10.1038/s41559-020-01371-2
Nature
The emergence of the brain non-CpG methylation system in vertebrates
Nature Ecology & Evolution - By studying brain DNA methylation across 13 distantly related animals, the authors show that non-CpG DNA methylation, which plays a regulatory role in cognition, is...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدئو از خورشید در نور هیدروژن_آلفا ، هنگامی که هواپیما عبور می کند گرفته شده است .
به محض عبور هواپیما شما میتوانید contrails scatter خورشید را ببینید .
در حالی که این پسدمه در زمان عبور هواپیما از برابر دیسک خورشید نامرئی میشود .
contrails scatter
پراکندگی پسدمهی هواپیما
*contrails
هواپیمایی) پسدمه (دنباله ی سپید رنگی که هواپیمای جت در آسمان از خود باقی می گذارد و از بخار آب همفشرده درست شده است)
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
به محض عبور هواپیما شما میتوانید contrails scatter خورشید را ببینید .
در حالی که این پسدمه در زمان عبور هواپیما از برابر دیسک خورشید نامرئی میشود .
contrails scatter
پراکندگی پسدمهی هواپیما
*contrails
هواپیمایی) پسدمه (دنباله ی سپید رنگی که هواپیمای جت در آسمان از خود باقی می گذارد و از بخار آب همفشرده درست شده است)
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Forwarded from physics (ρꫝꪗડᎥፈ)
توضیحات بیشتر در باره ماده و انرژی از منظر فیزیک کوانتوم
در فیزیک جدید، ذرات به دو دسته تقسیم میشوند:
ذرات مادی مانند الکترون یا نوترون و ذراتی که عامل انتقال نیرو هستند. مانند گراویتون
دستهی اول را به احترام فِرمی فیزیکدان مشهور آمریکایی، فرمیون و دستهی دوم را به احترام بوزه، فیزیکدان هندی، بوزون مینامند.
براساس نظریهی کوانتوم هر چهار نیروی طبیعت ناشی از تبادل انواع کوانتومهای انرژی یا همان بوزونها هستند.
نیروی الکترومغناطیسی ناشی از تبادل ذرات فوتون،
نیروی هستهای ضعیف ناشی از تبادل بوزونهای W،
نیروی هستهای قوی ناشی از تبادل گلوئون
نیروی جاذبه ناشی از تبادل بوزونهای گراویتون
با این برداشت، میدان ماکسوِل تنها به توصیف میدان الکترومغناطیسی میپردازد که بوزونِ آن فوتون است. می توان میدان کلیتری را در نظر گرفت که تمام فوتونها را شامل میشود و میدان ماکسول حالت خاصی از آن است. این میدان بوزونی را نخستین بار دو فیزیکدان به نامهای یانگ و میلز در سال ۱۹۵۴ معرفی کردند و به همین دلیل به "میدان یانگ - میلز" معروف شد.
بوزنهای میدان یانگ میلز میتوانند برخلاف فوتون که فاقد بار الکتریکی است، دارای بار مثبت یا منفی هم باشند. برای مثال، بوزون W میتواند بار الکتریکی +۱ صفر و منفی یک داشته باشد.
طبق مدل استاندارد "میدان یانگ میلز"
ماده، مجموعهای از ذرات کوارک و لپتون است که باهم همکنش داشته، در میدان یانگ میلز شناورند و بوزونهای گوناگونی را رد و بدل میکنند.
پروتون و نوترون، ذرات بنیادی به شمار نمیآیند، چون خود آنها از مجموعهی ذرات کوچکتر کوارک تشکیل میشوند.
کوارکها گوناگون و شامل ۳۶ گونه هستند. مثلا نیرویی که چند کوارک را کنار هم نگه میدارد یک میدان یانگ میلز متراکم است که شامل بوزونهای گلوئون میشود. این میدان به قدری قوی است که به هیچ کدام از کوارکها اجازهی رهایی نمیدهد و به همین دلیل تا امروز حتا یک کوارک تنها مشاهده نشده است. باز به همین دلیل، میدان یانگ میلز را "قفس کوارکی" نیز مینامند. و نیروی ناشی از تبادل گلوئون به نیروی هستهای قوی مشهور است.
هر جسمی که در جهان وجود دارد در مجموعهای از میدانهای مختلف غرق است و با همین میدانها روی اجسام دیگر اثر میگذارد یا از آنها متاثر میشود.
بنابراین کاربرد کلمهای مثل خلٲ یا فضای خالی بیمعنی است، چون هیچ نقطهای از فضا به اصطلاح خالی نیست که از یک یا چند میدان متاثر نشده و هندسهی آن تغییر نیافته باشد.
در مقیاس میکروسکوپی فضای به اصطلاح خالی اتم از چندین میدان متاثر میشود. در مقیاس بزرگ (ماکروسکوپی) نیز جهان اقیانوسی از میدانها است و همین موضوع اهمیت میدانها را در مطالعهی اجسام و فضای خالی، آشکار میکند.
#هــــــــــیگـز_ژورنــــــال
t.me/higgs_journals
#هــــــــــیگـز_فیـــــــلد
t.me/higgs_field
در فیزیک جدید، ذرات به دو دسته تقسیم میشوند:
ذرات مادی مانند الکترون یا نوترون و ذراتی که عامل انتقال نیرو هستند. مانند گراویتون
دستهی اول را به احترام فِرمی فیزیکدان مشهور آمریکایی، فرمیون و دستهی دوم را به احترام بوزه، فیزیکدان هندی، بوزون مینامند.
براساس نظریهی کوانتوم هر چهار نیروی طبیعت ناشی از تبادل انواع کوانتومهای انرژی یا همان بوزونها هستند.
نیروی الکترومغناطیسی ناشی از تبادل ذرات فوتون،
نیروی هستهای ضعیف ناشی از تبادل بوزونهای W،
نیروی هستهای قوی ناشی از تبادل گلوئون
نیروی جاذبه ناشی از تبادل بوزونهای گراویتون
با این برداشت، میدان ماکسوِل تنها به توصیف میدان الکترومغناطیسی میپردازد که بوزونِ آن فوتون است. می توان میدان کلیتری را در نظر گرفت که تمام فوتونها را شامل میشود و میدان ماکسول حالت خاصی از آن است. این میدان بوزونی را نخستین بار دو فیزیکدان به نامهای یانگ و میلز در سال ۱۹۵۴ معرفی کردند و به همین دلیل به "میدان یانگ - میلز" معروف شد.
بوزنهای میدان یانگ میلز میتوانند برخلاف فوتون که فاقد بار الکتریکی است، دارای بار مثبت یا منفی هم باشند. برای مثال، بوزون W میتواند بار الکتریکی +۱ صفر و منفی یک داشته باشد.
طبق مدل استاندارد "میدان یانگ میلز"
ماده، مجموعهای از ذرات کوارک و لپتون است که باهم همکنش داشته، در میدان یانگ میلز شناورند و بوزونهای گوناگونی را رد و بدل میکنند.
پروتون و نوترون، ذرات بنیادی به شمار نمیآیند، چون خود آنها از مجموعهی ذرات کوچکتر کوارک تشکیل میشوند.
کوارکها گوناگون و شامل ۳۶ گونه هستند. مثلا نیرویی که چند کوارک را کنار هم نگه میدارد یک میدان یانگ میلز متراکم است که شامل بوزونهای گلوئون میشود. این میدان به قدری قوی است که به هیچ کدام از کوارکها اجازهی رهایی نمیدهد و به همین دلیل تا امروز حتا یک کوارک تنها مشاهده نشده است. باز به همین دلیل، میدان یانگ میلز را "قفس کوارکی" نیز مینامند. و نیروی ناشی از تبادل گلوئون به نیروی هستهای قوی مشهور است.
هر جسمی که در جهان وجود دارد در مجموعهای از میدانهای مختلف غرق است و با همین میدانها روی اجسام دیگر اثر میگذارد یا از آنها متاثر میشود.
بنابراین کاربرد کلمهای مثل خلٲ یا فضای خالی بیمعنی است، چون هیچ نقطهای از فضا به اصطلاح خالی نیست که از یک یا چند میدان متاثر نشده و هندسهی آن تغییر نیافته باشد.
در مقیاس میکروسکوپی فضای به اصطلاح خالی اتم از چندین میدان متاثر میشود. در مقیاس بزرگ (ماکروسکوپی) نیز جهان اقیانوسی از میدانها است و همین موضوع اهمیت میدانها را در مطالعهی اجسام و فضای خالی، آشکار میکند.
#هــــــــــیگـز_ژورنــــــال
t.me/higgs_journals
#هــــــــــیگـز_فیـــــــلد
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
Forwarded from لینک ساز / دکمه شیشه ای
کُوانتوم quantum :
در فیزیک به کمترین مقدار ممکن از یک کمیت، مقدار پایه یا یک کوانتم آن کمیت میگویند. یک کمیت کوانتیده تنها میتواند مقدارهایی گسسته، یعنی مضرب صحیحی از کوانتوم آن کمیت را اختیار کند. برای نمونه، مقدار بار الکتریکی یک جسم که در اثر مالش باردار شده، همواره مضرب صحیحی از بار الکتریکی یک الکترون میباشد. هیچگاه مقدار بار الکتریکی یک جسم ۳/۵ برابر بار الکتریکی یک الکترون نخواهد بود. در اینجا به مقدار بار الکتریکی یک الکترون، بار پایه یا یک کوانتم بار میگویند و بار الکتریکی جسم نیز کمیتی کوانتیده است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
در فیزیک به کمترین مقدار ممکن از یک کمیت، مقدار پایه یا یک کوانتم آن کمیت میگویند. یک کمیت کوانتیده تنها میتواند مقدارهایی گسسته، یعنی مضرب صحیحی از کوانتوم آن کمیت را اختیار کند. برای نمونه، مقدار بار الکتریکی یک جسم که در اثر مالش باردار شده، همواره مضرب صحیحی از بار الکتریکی یک الکترون میباشد. هیچگاه مقدار بار الکتریکی یک جسم ۳/۵ برابر بار الکتریکی یک الکترون نخواهد بود. در اینجا به مقدار بار الکتریکی یک الکترون، بار پایه یا یک کوانتم بار میگویند و بار الکتریکی جسم نیز کمیتی کوانتیده است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
با دانستن حجم چگالی خورشید می توانیم فشار ناشی از گرانش در مرکز آن را حساب کنیم چیزی حدود ۳۰۰ میلیارد اتمسفر از طرف دیگر چون دما مستقیما با فشار یک گاز مرتبط است ، می توانیم محاسبه کنیم که برای خنثی کردن این فشار درونسو، مرکز خورشید چقدر باید داغ باشد.
از این راه ، دمای مرکز خورشید، چیزی حدود ۱۵ میلیون درجه سلسیوس به دست می آید که ۲۵۰۰ برابر دمای سطح آن است البته در دهه اخیر با ابداع روشی به نام لرزه نگاری خورشیدی ، امکان اندازه گیری مستقیم این دما به دست آمده است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
از این راه ، دمای مرکز خورشید، چیزی حدود ۱۵ میلیون درجه سلسیوس به دست می آید که ۲۵۰۰ برابر دمای سطح آن است البته در دهه اخیر با ابداع روشی به نام لرزه نگاری خورشیدی ، امکان اندازه گیری مستقیم این دما به دست آمده است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شبیه سازی بسیار زیبا از برخورد دو سیاره
#گرانش شگفت ترین و مبهم ترین واقعیت فیزیک کوانتومی است (نظر شخصی)
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#گرانش شگفت ترین و مبهم ترین واقعیت فیزیک کوانتومی است (نظر شخصی)
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تازه های #تکنولوژی #ایرکار
«اِیرکار» یک ماشین اسپرت پرنده است که در کمتر از سه دقیقه میتوانند از یک خودرو به یک هواپیما تبدیل شود.
طبق گفته طراحان آن ، «شرکت کلاین ویژن» از این خودرو میتوان به عنوان یک تاکسی پرنده در آینده نزدیک استفاده کرد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
«اِیرکار» یک ماشین اسپرت پرنده است که در کمتر از سه دقیقه میتوانند از یک خودرو به یک هواپیما تبدیل شود.
طبق گفته طراحان آن ، «شرکت کلاین ویژن» از این خودرو میتوان به عنوان یک تاکسی پرنده در آینده نزدیک استفاده کرد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Forwarded from physics (ρꫝꪗડᎥፈ)
آزمایشی از یک ابزار قدرتمند تصویربرداری فضایی ، چشم انداز جدید و باشکوهی از محل فرود آپولو 15 به ما داده است.
با تغییر یک سیگنال راداری قدرتمند از سطح ماه ، این ابزار جدید توانسته است به وضوح چشمگیری دست یابد و اشیایی به اندازه 5 متر (16.4 فوت) را نشان دهد.
این فناوری ثبت تصاویر که برای تلسکوپ Green Bank در ویرجینیای غربی توسط Raytheon Intelligence & Space طراحی شده است ، زمینه را برای تصویربرداری رادار با قدرت بیشتر در آینده فراهم می کند ، به طور بالقوه به دانشمندان اجازه می دهد اشیا را حتی در نپتون مطالعه کنند.
https://www.sciencealert.com/this-picture-was-taken-from-earth-by-bouncing-radar-signals-off-the-moon
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
با تغییر یک سیگنال راداری قدرتمند از سطح ماه ، این ابزار جدید توانسته است به وضوح چشمگیری دست یابد و اشیایی به اندازه 5 متر (16.4 فوت) را نشان دهد.
این فناوری ثبت تصاویر که برای تلسکوپ Green Bank در ویرجینیای غربی توسط Raytheon Intelligence & Space طراحی شده است ، زمینه را برای تصویربرداری رادار با قدرت بیشتر در آینده فراهم می کند ، به طور بالقوه به دانشمندان اجازه می دهد اشیا را حتی در نپتون مطالعه کنند.
https://www.sciencealert.com/this-picture-was-taken-from-earth-by-bouncing-radar-signals-off-the-moon
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
دکتر فاطیما ابراهیمی یک موشک همجوشی جدید اختراع کرده است که می تواند روزی انسان را به مریخ برساند
دکتر فاطیما ابراهیمی ، که در آزمایشگاه فیزیک پلاسمای پرینستون وزارت انرژی ایالات متحده (PPPL) کار می کند ، یک موشک همجوشی جدید اختراع کرده است که می تواند روزی انسان را به مریخ برساند.
این دستگاه با استفاده از میدان های مغناطیسی ذرات پلاسما را از پشت موشک شلیک کرده و صنایع دستی را به فضا هدایت می کند.
استفاده از میدان های مغناطیسی به دانشمندان امکان می دهد تا میزان رانش را برای یک مأموریت خاص تنظیم کنند و فضانوردان هنگام رانندگی به جهان های دور ، مقدار رانش را تغییر می دهند.
نوآوری ابراهیمی همچنین قهرمانان فضایی را 10 برابر سریعتر از راننده های موشکی فعلی که از میدان های الکتریکی برای پیشبرد ذرات استفاده و به سیاره سرخ می رسانند.
ابراهیمی گفت: من مدتی است که این مفهوم را بررسی میکنم
"من این ایده را در سال 2017 داشتم که روی یک عرشه نشسته بودم و به شباهت های اگزوز ماشین با ذرات اگزوز با سرعت بالا فکر می کردم."
"این توکاماک در حین کار حبابهای مغناطیسی به نام پلاسموئیدها تولید می کند که حدود 20 کیلومتر در ثانیه حرکت می کنند ، که به نظر من بسیار شبیه رانش است."
همجوشی نیرویی است که خورشید و ستارگان را به حرکت در می آورد و عناصر نوری را به صورت پلاسما ترکیب می کند.
این دستگاه با استفاده از میدان های مغناطیسی ذرات پلاسما را از پشت موشک شلیک کرده و صنایع دستی را به فضا هدایت می کند. در تصویر مفهوم راننده است که ذرات پلاسما را نشان می دهد که توسط اتصال مجدد مغناطیسی به اطراف رانده می شوند
پلاسما حالت داغ و باردار ماده ای است که از الکترونهای آزاد و هسته های اتمی تشکیل شده و 99 درصد از جهان مرئی را نشان می دهد - و قادر به تولید مقادیر زیادی انرژی است.
دانشمندان به طور شبانه روزی در تلاش برای تکثیر همجوشی در یک آزمایشگاه با امید به استفاده از قدرت آن برای تولید برق برای موشک هایی هستند که در اعماق فضا حرکت می کنند.
رانشگرهای فعلی پلاسما که از میدانهای الکتریکی برای پیشبرد ذرات استفاده می کنند فقط می توانند یک ضربه خاص یا سرعت کم تولید کنند.
اما شبیه سازی های رایانه ای انجام شده بر روی رایانه های PPPL و مرکز ملی محاسبات علمی تحقیقات انرژی ملی ، یک تاسیسات کاربری دفتر علوم DOE در آزمایشگاه ملی لارنس برکلی در برکلی ، کالیفرنیا ، نشان داد که مفهوم جدید راننده پلاسما می تواند با سرعت صدها کیلومتر در هرز ، اگزوز تولید کند. دوم ، 10 برابر سریعتر از راننده های دیگر.
ابراهیمی گفت: این سرعت بیشتر در ابتدای سفر یک فضاپیما می تواند سیارات بیرونی را در دسترس فضانوردان قرار دهد.
وی گفت: "سفر از راه دور ماهها یا سالها طول می کشد زیرا انگیزه خاص موتورهای موشکی شیمیایی بسیار کم است ، بنابراین سرعت کار باید مدتی طول بکشد."
استفاده از میدان های مغناطیسی به دانشمندان امکان می دهد تا میزان رانش را برای یک مأموریت خاص تنظیم کنند و فضانوردان هنگام رانندگی به جهان های دور ، مقدار رانش را تغییر می دهند.
"اما اگر ما بر اساس اتصال مجدد مغناطیسی رانشگر بسازیم ، می توانیم مأموریت های مسافت طولانی را در مدت زمان کمتری به اتمام برسانیم."
اگرچه استفاده از همجوشی برای تأمین انرژی موشک ها مفهوم جدیدی نیست ، اما راننده ابراهیمی از سه جهت با دستگاه های پیشرو تفاوت دارد.
اولین مورد این است که تغییر قدرت میدان های مغناطیسی می تواند میزان رانش را کم یا زیاد کند ، که این امر باعث مانور بهتر در ورطه تاریک فضا می شود.
ابراهیمی گفت: "با استفاده از آهنرباهای الکتریکی بیشتر و میدان های مغناطیسی بیشتر ، می توانید یک دکمه را بچرخانید تا سرعت را تنظیم کنید."
دوم ، راننده جدید با بیرون انداختن ذرات پلاسما و حباب های مغناطیسی معروف به پلاسموئیدها ، حرکت ایجاد می کند.
پلاسمیدها به پیشرانه نیرو می افزایند و هیچ مفهوم راننده دیگری آنها را ترکیب نمی کند.
با این حال ، آخرین تفاوت مفهوم ابراهیمی با مفهوم دیگر این است که او از میدان های مغناطیسی برای شلیک ذرات پلاسما از پشت موشک استفاده می کند - دستگاه های اثبات شده فضا با استفاده از میدان های الکتریکی.
استفاده از میدان های مغناطیسی ممکن است یک تغییر دهنده بازی باشد ، زیرا به دانشمندان اجازه می دهد تا میزان رانش را برای یک ماموریت خاص تنظیم کنند.
ابراهیمی گفت: "در حالی که سایر رانشگرها به گاز سنگین ساخته شده از اتمهایی مانند زنون احتیاج دارند ، اما در این مفهوم می توانید از هر نوع گازی که می خواهید استفاده کنید." دانشمندان ممکن است در بعضی موارد گاز سبک را ترجیح دهند زیرا اتمهای کوچکتر می توانند با سرعت بیشتری حرکت کنند.
https://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-9202081/Female-physicist-invents-new-fu
دکتر فاطیما ابراهیمی ، که در آزمایشگاه فیزیک پلاسمای پرینستون وزارت انرژی ایالات متحده (PPPL) کار می کند ، یک موشک همجوشی جدید اختراع کرده است که می تواند روزی انسان را به مریخ برساند.
این دستگاه با استفاده از میدان های مغناطیسی ذرات پلاسما را از پشت موشک شلیک کرده و صنایع دستی را به فضا هدایت می کند.
استفاده از میدان های مغناطیسی به دانشمندان امکان می دهد تا میزان رانش را برای یک مأموریت خاص تنظیم کنند و فضانوردان هنگام رانندگی به جهان های دور ، مقدار رانش را تغییر می دهند.
نوآوری ابراهیمی همچنین قهرمانان فضایی را 10 برابر سریعتر از راننده های موشکی فعلی که از میدان های الکتریکی برای پیشبرد ذرات استفاده و به سیاره سرخ می رسانند.
ابراهیمی گفت: من مدتی است که این مفهوم را بررسی میکنم
"من این ایده را در سال 2017 داشتم که روی یک عرشه نشسته بودم و به شباهت های اگزوز ماشین با ذرات اگزوز با سرعت بالا فکر می کردم."
"این توکاماک در حین کار حبابهای مغناطیسی به نام پلاسموئیدها تولید می کند که حدود 20 کیلومتر در ثانیه حرکت می کنند ، که به نظر من بسیار شبیه رانش است."
همجوشی نیرویی است که خورشید و ستارگان را به حرکت در می آورد و عناصر نوری را به صورت پلاسما ترکیب می کند.
این دستگاه با استفاده از میدان های مغناطیسی ذرات پلاسما را از پشت موشک شلیک کرده و صنایع دستی را به فضا هدایت می کند. در تصویر مفهوم راننده است که ذرات پلاسما را نشان می دهد که توسط اتصال مجدد مغناطیسی به اطراف رانده می شوند
پلاسما حالت داغ و باردار ماده ای است که از الکترونهای آزاد و هسته های اتمی تشکیل شده و 99 درصد از جهان مرئی را نشان می دهد - و قادر به تولید مقادیر زیادی انرژی است.
دانشمندان به طور شبانه روزی در تلاش برای تکثیر همجوشی در یک آزمایشگاه با امید به استفاده از قدرت آن برای تولید برق برای موشک هایی هستند که در اعماق فضا حرکت می کنند.
رانشگرهای فعلی پلاسما که از میدانهای الکتریکی برای پیشبرد ذرات استفاده می کنند فقط می توانند یک ضربه خاص یا سرعت کم تولید کنند.
اما شبیه سازی های رایانه ای انجام شده بر روی رایانه های PPPL و مرکز ملی محاسبات علمی تحقیقات انرژی ملی ، یک تاسیسات کاربری دفتر علوم DOE در آزمایشگاه ملی لارنس برکلی در برکلی ، کالیفرنیا ، نشان داد که مفهوم جدید راننده پلاسما می تواند با سرعت صدها کیلومتر در هرز ، اگزوز تولید کند. دوم ، 10 برابر سریعتر از راننده های دیگر.
ابراهیمی گفت: این سرعت بیشتر در ابتدای سفر یک فضاپیما می تواند سیارات بیرونی را در دسترس فضانوردان قرار دهد.
وی گفت: "سفر از راه دور ماهها یا سالها طول می کشد زیرا انگیزه خاص موتورهای موشکی شیمیایی بسیار کم است ، بنابراین سرعت کار باید مدتی طول بکشد."
استفاده از میدان های مغناطیسی به دانشمندان امکان می دهد تا میزان رانش را برای یک مأموریت خاص تنظیم کنند و فضانوردان هنگام رانندگی به جهان های دور ، مقدار رانش را تغییر می دهند.
"اما اگر ما بر اساس اتصال مجدد مغناطیسی رانشگر بسازیم ، می توانیم مأموریت های مسافت طولانی را در مدت زمان کمتری به اتمام برسانیم."
اگرچه استفاده از همجوشی برای تأمین انرژی موشک ها مفهوم جدیدی نیست ، اما راننده ابراهیمی از سه جهت با دستگاه های پیشرو تفاوت دارد.
اولین مورد این است که تغییر قدرت میدان های مغناطیسی می تواند میزان رانش را کم یا زیاد کند ، که این امر باعث مانور بهتر در ورطه تاریک فضا می شود.
ابراهیمی گفت: "با استفاده از آهنرباهای الکتریکی بیشتر و میدان های مغناطیسی بیشتر ، می توانید یک دکمه را بچرخانید تا سرعت را تنظیم کنید."
دوم ، راننده جدید با بیرون انداختن ذرات پلاسما و حباب های مغناطیسی معروف به پلاسموئیدها ، حرکت ایجاد می کند.
پلاسمیدها به پیشرانه نیرو می افزایند و هیچ مفهوم راننده دیگری آنها را ترکیب نمی کند.
با این حال ، آخرین تفاوت مفهوم ابراهیمی با مفهوم دیگر این است که او از میدان های مغناطیسی برای شلیک ذرات پلاسما از پشت موشک استفاده می کند - دستگاه های اثبات شده فضا با استفاده از میدان های الکتریکی.
استفاده از میدان های مغناطیسی ممکن است یک تغییر دهنده بازی باشد ، زیرا به دانشمندان اجازه می دهد تا میزان رانش را برای یک ماموریت خاص تنظیم کنند.
ابراهیمی گفت: "در حالی که سایر رانشگرها به گاز سنگین ساخته شده از اتمهایی مانند زنون احتیاج دارند ، اما در این مفهوم می توانید از هر نوع گازی که می خواهید استفاده کنید." دانشمندان ممکن است در بعضی موارد گاز سبک را ترجیح دهند زیرا اتمهای کوچکتر می توانند با سرعت بیشتری حرکت کنند.
https://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-9202081/Female-physicist-invents-new-fu
Mail Online
Female physicist invents new fusion rocket that could take the first humans to Mars 10 TIMES faster than space-proven thrusters
Dr. Fatima Ebrahimi designed a fusion rocket that uses magnetic fields to shoot plasma particles from a craft, which could take humans to Mars 10 times faster than current devices.
Forwarded from physics (ρꫝꪗડᎥፈ)
🔴🔴پرواز موشک استارشیپ SN9 اسپیسایکس هم با فرودی سهمگین پایان یافت!🔴🔴
➖نمونهی اولیهی دیگری از فضاپیمای استارشیپ که با نام SN9 شناخته میشود دیشب یک پرواز ۱۰ کیلومتری را تجربه کرد، اما باز هم هنگام فرود منفجر شد تا فرآیند توسعهی این فضاپیمای غولپیکر با چالش بیشتری روبهرو شود.
➖این پرواز با توجه به نیاز به تأیید ادارهی هوانوردی فدرال (FAA) و شرایط آبوهوایی چندین بار به تعویق افتاده بود، سرانجام ساعاتی پیش با دریافت مجوز، از تأسیسات اسپیسایکس در بوکا چیکا بلند شد تا مجددا شرایط پرواز بر روی آن آزمایش و بررسی شود.
➖فضاپیما در ساعت ۱۵:۲۵ منطقهی زمانی شرقی (۲۳:۵۵ به وقت تهران) به کمک سه موتور قدرتمند رپتور (Raptor) از زمین بلند شد. SN9 در مسیر رسیدن به ۱۰ کیلومتری به تدریج موتورهای خود را کاهش داد تا با کمک آن حدود ۳۰ ثانیه در نقطهی اوج پرواز، معلق بماند. سپس با خاموش شدن موتور به سمت شکم چرخید تا امکان آزمایش بالهای کوچک برای فرود آن فراهم باشد.
➖هنگام نزدیک شدن به زمین، موشک SN9 تلاش کرد تا همانند آزمایش قبلی SN8 برای فرود عمودی بر روی سکو آماده باشد اما این بار حتی امکان چرخش به طور کامل هم فراهم نشد و این نمونهی فضاپیمای استارشیپ ۶ دقیقه و ۲۶ ثانیه پس از پرتاب، در حالتی که کاملا هم عمودی نشده بود با سکو برخورد کرد و منفجر شد.
➖«جان اینسپراکر» (John Insprucker) مهندس هوانوردی در اسپیسایکس دربارهی این آزمایش خاطر نشان کرد: «ما دوباره یک پرواز عالی تا ارتفاع ۱۰ کیلومتری داشتیم اما باید کمی روی فرود آن کار کنیم.»
➖شرکت اسپیسایکس متعلق به ایلان ماسک، تلاش میکند تا با ساخت موشکهای قابل استفادهی مجدد هزینههای سفرهای فضایی را به شکل قابل توجهی کاهش دهد. موشک فالکون ۹ این شرکت در سالهای پیش بهطور کامل توسعه یافته و اکنون یکی از کاربردیترین موشکها برای فرستادن محمولهها به مدار زمین است. اکنون اسپیسایکس با توسعهی «استارشیپ» (Starship) قصد دارد مسیر دستیابی به نقاط دوردست مانند ماه و مریخ را هموارتر کند.
➖گنجایش فضاپیمای استارشیپ قابل مقایسه با ایرباس A380 است.
➖همانطور که اسپیسایکس پیش از این هم اعلام کرده، خطا و انفجار هم یک بخش پیشبینی شده در هنگام آزمایش نمونههای اولیه است و به گفتهی اینسپراکر با این آزمایشها دادههای خوبی در مسیر دستیابی به هدف اصلی آزمایشها که نشان دادن کنترل موشک هنگام ورود مجدد در سرعت زیرصوت است، بهدست میآید.
➖علاوه بر چالشهای فنی در مسیر توسعهی استارشیپ، اسپیسایکس باید با قوانین نظارتی هم دست و پنجه نرم کند. این آزمایشها جدید است و برای پیشگیری از هر گونه رخداد غیرمنتظره و ایجاد خطر برای دیگر وسایل پرنده و تأسیسات زمینی، ادارهی هوانوردی فدرال (FAA) باید جوانب گوناگونی را درنظر بگیرد تا بتواند مجوز پرواز نمونههای اولیهی استارشیپ را صادر کند.
➖انفجار SN9 در حالی انجام شد که همتای دیگر آن با شماره سریال ۱۰ (SN10) در فاصلهای نزدیک به آن قرار داشت. این نمونهی اولیه پیش از این در سکوی پرتاب قرار گرفته و احتمالا خیلی زودتر شاهد پرواز آن خواهیم اما باید دید این نمونهی اولیه میتواند یک فرود موفق را رقم بزند و دوران تازهای را در صنعت پرتابهای فضایی آغاز کند؟
🔻منابع: Space, Business Insider
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
➖نمونهی اولیهی دیگری از فضاپیمای استارشیپ که با نام SN9 شناخته میشود دیشب یک پرواز ۱۰ کیلومتری را تجربه کرد، اما باز هم هنگام فرود منفجر شد تا فرآیند توسعهی این فضاپیمای غولپیکر با چالش بیشتری روبهرو شود.
➖این پرواز با توجه به نیاز به تأیید ادارهی هوانوردی فدرال (FAA) و شرایط آبوهوایی چندین بار به تعویق افتاده بود، سرانجام ساعاتی پیش با دریافت مجوز، از تأسیسات اسپیسایکس در بوکا چیکا بلند شد تا مجددا شرایط پرواز بر روی آن آزمایش و بررسی شود.
➖فضاپیما در ساعت ۱۵:۲۵ منطقهی زمانی شرقی (۲۳:۵۵ به وقت تهران) به کمک سه موتور قدرتمند رپتور (Raptor) از زمین بلند شد. SN9 در مسیر رسیدن به ۱۰ کیلومتری به تدریج موتورهای خود را کاهش داد تا با کمک آن حدود ۳۰ ثانیه در نقطهی اوج پرواز، معلق بماند. سپس با خاموش شدن موتور به سمت شکم چرخید تا امکان آزمایش بالهای کوچک برای فرود آن فراهم باشد.
➖هنگام نزدیک شدن به زمین، موشک SN9 تلاش کرد تا همانند آزمایش قبلی SN8 برای فرود عمودی بر روی سکو آماده باشد اما این بار حتی امکان چرخش به طور کامل هم فراهم نشد و این نمونهی فضاپیمای استارشیپ ۶ دقیقه و ۲۶ ثانیه پس از پرتاب، در حالتی که کاملا هم عمودی نشده بود با سکو برخورد کرد و منفجر شد.
➖«جان اینسپراکر» (John Insprucker) مهندس هوانوردی در اسپیسایکس دربارهی این آزمایش خاطر نشان کرد: «ما دوباره یک پرواز عالی تا ارتفاع ۱۰ کیلومتری داشتیم اما باید کمی روی فرود آن کار کنیم.»
➖شرکت اسپیسایکس متعلق به ایلان ماسک، تلاش میکند تا با ساخت موشکهای قابل استفادهی مجدد هزینههای سفرهای فضایی را به شکل قابل توجهی کاهش دهد. موشک فالکون ۹ این شرکت در سالهای پیش بهطور کامل توسعه یافته و اکنون یکی از کاربردیترین موشکها برای فرستادن محمولهها به مدار زمین است. اکنون اسپیسایکس با توسعهی «استارشیپ» (Starship) قصد دارد مسیر دستیابی به نقاط دوردست مانند ماه و مریخ را هموارتر کند.
➖گنجایش فضاپیمای استارشیپ قابل مقایسه با ایرباس A380 است.
➖همانطور که اسپیسایکس پیش از این هم اعلام کرده، خطا و انفجار هم یک بخش پیشبینی شده در هنگام آزمایش نمونههای اولیه است و به گفتهی اینسپراکر با این آزمایشها دادههای خوبی در مسیر دستیابی به هدف اصلی آزمایشها که نشان دادن کنترل موشک هنگام ورود مجدد در سرعت زیرصوت است، بهدست میآید.
➖علاوه بر چالشهای فنی در مسیر توسعهی استارشیپ، اسپیسایکس باید با قوانین نظارتی هم دست و پنجه نرم کند. این آزمایشها جدید است و برای پیشگیری از هر گونه رخداد غیرمنتظره و ایجاد خطر برای دیگر وسایل پرنده و تأسیسات زمینی، ادارهی هوانوردی فدرال (FAA) باید جوانب گوناگونی را درنظر بگیرد تا بتواند مجوز پرواز نمونههای اولیهی استارشیپ را صادر کند.
➖انفجار SN9 در حالی انجام شد که همتای دیگر آن با شماره سریال ۱۰ (SN10) در فاصلهای نزدیک به آن قرار داشت. این نمونهی اولیه پیش از این در سکوی پرتاب قرار گرفته و احتمالا خیلی زودتر شاهد پرواز آن خواهیم اما باید دید این نمونهی اولیه میتواند یک فرود موفق را رقم بزند و دوران تازهای را در صنعت پرتابهای فضایی آغاز کند؟
🔻منابع: Space, Business Insider
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
.
با دقت نگاه کنید! این یک ((بازمانده ابرنواختری)) در کهکشانی نزدیک به ما (ابر ماژلانی کوچک) می باشد.
این بازمانده ابرنواختری زیبا و شگفت انگیز، توسط ستاره بزرگی که منفجر شده، به وجود آمده است.
در این تصویر، پرتوهای ایکس که توسط رصدخانه پرتو ایکس چاندرا به دست آمده اند، در رنگ های آبی و بنفش دیده می شوند. این داده ها به ستاره شناسان کمک می کنند تا تایید کنند که بیشتر اکسیژن موجود هستی در ستاره های بزرگ و غول پیکر وجود دارند.
مقدار اکسیژن یافت شده در اینجا میتواند برای هزاران سامانه خورشیدی کافی باشد.
این تصویر، همچنین شامل داده های نوری(بصری) تلسکوپ فضایی هابل و تلسکوپ بسیار بزرگ
( Very Large Telescope )
در شیلی است که به رنگ قرمز و سبز دیده می شوند.
Image credit: X-ray (NASA/CXC/ESO/F.Vogt et al); Optical (ESO/VLT/MUSE), Optical (NASA/STScI)
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
با دقت نگاه کنید! این یک ((بازمانده ابرنواختری)) در کهکشانی نزدیک به ما (ابر ماژلانی کوچک) می باشد.
این بازمانده ابرنواختری زیبا و شگفت انگیز، توسط ستاره بزرگی که منفجر شده، به وجود آمده است.
در این تصویر، پرتوهای ایکس که توسط رصدخانه پرتو ایکس چاندرا به دست آمده اند، در رنگ های آبی و بنفش دیده می شوند. این داده ها به ستاره شناسان کمک می کنند تا تایید کنند که بیشتر اکسیژن موجود هستی در ستاره های بزرگ و غول پیکر وجود دارند.
مقدار اکسیژن یافت شده در اینجا میتواند برای هزاران سامانه خورشیدی کافی باشد.
این تصویر، همچنین شامل داده های نوری(بصری) تلسکوپ فضایی هابل و تلسکوپ بسیار بزرگ
( Very Large Telescope )
در شیلی است که به رنگ قرمز و سبز دیده می شوند.
Image credit: X-ray (NASA/CXC/ESO/F.Vogt et al); Optical (ESO/VLT/MUSE), Optical (NASA/STScI)
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
مکانیک نیوتونی ، مکانیک نسبیتی و مکانیک کوانتوم
#پارت_ششم
#راه_حل ؟
راه حل
برای رسیدن به یک راه حل اساسی که بتواند مشکلات عمده ی فیزیک معاصر را بر طرف سازد، راه های مختلفی وجود که به نتایج متفاوت و گاهی ناسازگار می انجامد. نظریه های مختلفی که در این زمینه مطرح شده اند، بخوبی نشان می دهند که نگرش بانیان آنها بر اساس دو گانگی بین بوزونها و فرمیونها شکل گرفته است. سئوال اساسی این است که آیا حقیقتاً بوزون و فرمیون دو موجود کاملاً متفاوت از یکدیگرند؟ در نظریه ریسمانها، ریسمان به عنوان یک بسته فوق العاده کوچک انرژی تلقی می شود که با پیوستن آنها به یکدیگر و با ارتعاشات مختلف آنها سایر ذرات نمود پیدا می کنند. در نظریه هیگر بوزون به دنبال ذره ای هستند که موجب ایجاد یا افزایش جرم می شود. اگر این مسئله ی هیگز بوزون را با دقت بیشتری بررسی کنیم شاید بتوانیم به نتایج جالب توجه تری برسیم.
اجازه بدهید تصورات خود را از بوزون و فرمیون یا به عبارت دیگر از جرم - انرژی و نیرو تغییر دهیم. در فیزیک مدرن جرم و انرژی دو تلقی مختلف از یک کمیت واحد هستند. جرم هر ذره را می توان با محتویات انرژی آن اندازه گرفت و همچنین انرژی یک ذره را می توان با جرم آن هم ارز دانست. لذا در فیزیک معاصر ما با دو کمیت بیشتر سروکار نداریم، انرژی و نیرو
اگر رابطه ی نیرو و انرژی را با دید متفاوتی مورد بحث قرار دهیم، می توانیم به نتایج جالب توجهی برسیم. نیرو به عنوان انرژی در واحد طول مطرح می شود که برای آن رابطهی زیر داده شده است:
F=-dU/dx => du= - Fdx
حال ذره ای را در نظر بگیرید که انرژی آن در حال تغییر است. این تغییرات را از دو جهت می توان مورد توجه قرار داد. یکی از جهت افزایش و دیگری از جهت کاهش. از نظر افزایش نسبیت برای آن محدودیتی قائل نشده است و طبق رابطه ی جرم نسبیتی، جرم آن تا بینهایت قابل افزایش است. اما از جهت کاهش طبیعت خود برای آن محدودیت قائل شده و آن این است که ذره تمام انرژی خود یا به عبارت دیگر، جرم - انرژی خود را از دست بدهد
ذره ای را در نظر بگیرید که در یک میدان دارای شتاب منفی است. اگر فاصله به اندازه ی کافی بزرگ و میدان بسیار قوی باشد، آیا انرژی آن به صفر خواهد رسید؟ چنین آزمایشی برای اجسام مثلاً یک فطعه فلز چندان قابل تصور نیست، اما برای یک کوانتوم انرژی( فوتون) به خوبی قابل درک است. زیرا در نسبیت فوتون نمی تواند از یک سیاه چاله بگریزد. این پدیده را چگونه می توان توجیه کرد؟ یکبار دیگر به رابطه نیرو - انرژی بر گردیم
F=-dU/dx => du= - Fdx
در رابطه ی بالا انرزِ و فاصله تغییر می کنند، اما نیرو ثابت است. اگر نیرو یعنی F یک کمیت ثابت و تغییر ناپذیر است، چگونه می توان هگز بوزون را توجیه کرد؟ یعنی واقعاً این کاهش یا افزایش جرم چگونه امکان پذیر است. متاسفانه این دیدگاه از مکانیک کلاسیک به نسبیت تسری یافت و هیچگونه بخثی در این زمینه مطرح نشد. اگر بخواهیم با همان نگرش کلاسیکی مشکلات فیزیک و ناسازگاری نسبیت و مکانیک کوانتوم را بر طرف سازیم، راه به جایی نخواهیم برد، همچنانکه تا به حال این چنین بوده است
اشکال بعدی که مانع رسیدن به یک نتیجه ی قابل توجه می شود این است فیزیکدانان به مشکلات به گونه ای پراکنده برخورد می کنند. هیگز بوزون مسیر خود را می پیماید، مکانیک کوانتوم می خواهد مشکلات فیزیک را در چاچوب قوانین کوانتومی حل کند، و مهمتر از همه اینکه مکانیک کلاسیک تقریباً به فراموشی سپرده شده است. همه اینها هر کدام نگرشی خاص به جهان دارند و عمومیت ندارند.
ترکیب مکانیک کوانتوم و نسبیت زمانی امکان پذیر است که نگرش هیگز بوزون همراه با مکانیک کلاسیک نیز در این ترکیب منظور گردد
هر کدام از این تئوری ها قسمتی از قوانین حاکم بر طبیعت را نشان می دهند. اگر در یک نگرش همه جانبه این قسمتهای مختلف را که با تجربه تایید شده اند توام در نظر بگیریم می توانیم به یک فیزیک یا یک نظریه برای همه چیز برسیم.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#پارت_ششم
#راه_حل ؟
راه حل
برای رسیدن به یک راه حل اساسی که بتواند مشکلات عمده ی فیزیک معاصر را بر طرف سازد، راه های مختلفی وجود که به نتایج متفاوت و گاهی ناسازگار می انجامد. نظریه های مختلفی که در این زمینه مطرح شده اند، بخوبی نشان می دهند که نگرش بانیان آنها بر اساس دو گانگی بین بوزونها و فرمیونها شکل گرفته است. سئوال اساسی این است که آیا حقیقتاً بوزون و فرمیون دو موجود کاملاً متفاوت از یکدیگرند؟ در نظریه ریسمانها، ریسمان به عنوان یک بسته فوق العاده کوچک انرژی تلقی می شود که با پیوستن آنها به یکدیگر و با ارتعاشات مختلف آنها سایر ذرات نمود پیدا می کنند. در نظریه هیگر بوزون به دنبال ذره ای هستند که موجب ایجاد یا افزایش جرم می شود. اگر این مسئله ی هیگز بوزون را با دقت بیشتری بررسی کنیم شاید بتوانیم به نتایج جالب توجه تری برسیم.
اجازه بدهید تصورات خود را از بوزون و فرمیون یا به عبارت دیگر از جرم - انرژی و نیرو تغییر دهیم. در فیزیک مدرن جرم و انرژی دو تلقی مختلف از یک کمیت واحد هستند. جرم هر ذره را می توان با محتویات انرژی آن اندازه گرفت و همچنین انرژی یک ذره را می توان با جرم آن هم ارز دانست. لذا در فیزیک معاصر ما با دو کمیت بیشتر سروکار نداریم، انرژی و نیرو
اگر رابطه ی نیرو و انرژی را با دید متفاوتی مورد بحث قرار دهیم، می توانیم به نتایج جالب توجهی برسیم. نیرو به عنوان انرژی در واحد طول مطرح می شود که برای آن رابطهی زیر داده شده است:
F=-dU/dx => du= - Fdx
حال ذره ای را در نظر بگیرید که انرژی آن در حال تغییر است. این تغییرات را از دو جهت می توان مورد توجه قرار داد. یکی از جهت افزایش و دیگری از جهت کاهش. از نظر افزایش نسبیت برای آن محدودیتی قائل نشده است و طبق رابطه ی جرم نسبیتی، جرم آن تا بینهایت قابل افزایش است. اما از جهت کاهش طبیعت خود برای آن محدودیت قائل شده و آن این است که ذره تمام انرژی خود یا به عبارت دیگر، جرم - انرژی خود را از دست بدهد
ذره ای را در نظر بگیرید که در یک میدان دارای شتاب منفی است. اگر فاصله به اندازه ی کافی بزرگ و میدان بسیار قوی باشد، آیا انرژی آن به صفر خواهد رسید؟ چنین آزمایشی برای اجسام مثلاً یک فطعه فلز چندان قابل تصور نیست، اما برای یک کوانتوم انرژی( فوتون) به خوبی قابل درک است. زیرا در نسبیت فوتون نمی تواند از یک سیاه چاله بگریزد. این پدیده را چگونه می توان توجیه کرد؟ یکبار دیگر به رابطه نیرو - انرژی بر گردیم
F=-dU/dx => du= - Fdx
در رابطه ی بالا انرزِ و فاصله تغییر می کنند، اما نیرو ثابت است. اگر نیرو یعنی F یک کمیت ثابت و تغییر ناپذیر است، چگونه می توان هگز بوزون را توجیه کرد؟ یعنی واقعاً این کاهش یا افزایش جرم چگونه امکان پذیر است. متاسفانه این دیدگاه از مکانیک کلاسیک به نسبیت تسری یافت و هیچگونه بخثی در این زمینه مطرح نشد. اگر بخواهیم با همان نگرش کلاسیکی مشکلات فیزیک و ناسازگاری نسبیت و مکانیک کوانتوم را بر طرف سازیم، راه به جایی نخواهیم برد، همچنانکه تا به حال این چنین بوده است
اشکال بعدی که مانع رسیدن به یک نتیجه ی قابل توجه می شود این است فیزیکدانان به مشکلات به گونه ای پراکنده برخورد می کنند. هیگز بوزون مسیر خود را می پیماید، مکانیک کوانتوم می خواهد مشکلات فیزیک را در چاچوب قوانین کوانتومی حل کند، و مهمتر از همه اینکه مکانیک کلاسیک تقریباً به فراموشی سپرده شده است. همه اینها هر کدام نگرشی خاص به جهان دارند و عمومیت ندارند.
ترکیب مکانیک کوانتوم و نسبیت زمانی امکان پذیر است که نگرش هیگز بوزون همراه با مکانیک کلاسیک نیز در این ترکیب منظور گردد
هر کدام از این تئوری ها قسمتی از قوانین حاکم بر طبیعت را نشان می دهند. اگر در یک نگرش همه جانبه این قسمتهای مختلف را که با تجربه تایید شده اند توام در نظر بگیریم می توانیم به یک فیزیک یا یک نظریه برای همه چیز برسیم.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
💻 سلسله جلسات «مقولات ویژه»
📚 موضوع:
Non-perturbative quantum field theory:
An introduction to Hamiltonian truncation.
🖌 ارائهدهنده: کامران صالحیوزیری
👤دانشجوی دکتری فیزیک دانشگاه EPFL
⏰ زمان: یکشنبه ۱۹ بهمن - ساعت ۱۹
🌎 لینک جلسه:
https://vc.sharif.edu/ch/quanta
#مقولات_ویژه
@anjoman_elmi_phys_sut
@quantasc
📚 موضوع:
Non-perturbative quantum field theory:
An introduction to Hamiltonian truncation.
🖌 ارائهدهنده: کامران صالحیوزیری
👤دانشجوی دکتری فیزیک دانشگاه EPFL
⏰ زمان: یکشنبه ۱۹ بهمن - ساعت ۱۹
🌎 لینک جلسه:
https://vc.sharif.edu/ch/quanta
#مقولات_ویژه
@anjoman_elmi_phys_sut
@quantasc
Forwarded from physics (ρꫝꪗડᎥፈ)
جوهای کوتوله سفید ممکن است حاوی پوسته های خرد شده از سیارات مرده آنها باشد
دکتر مارک A. گارلیک
ستاره شناسان با جستجوی استخوانهای خرد شده سیارات در جو کوتوله های سفید ، تکنیک جدیدی را برای جستجوی سیارات فراخورشیدی ایجاد کرده اند که در حال انجام است.
جستجوی سیارات خارج از منظومه شمسی ، معروف به سیارات فراخورشیدی ، یک محدودیت قابل توجه دارد: ما فقط می توانیم سیارات فراخورشیدی را پیدا کنیم که هم اکنون وجود دارند. اما جهان ما بیش از 13 میلیارد سال است که موجود است و نسلهای زیادی از سیستمهای سیاره ای در این گستره وسیع از زمان کیهانی آمده و رفته اند.
متأسفانه ، هنگام مرگ ستاره ها ، آنها معمولاً سیارات خود را با خود می برند. به ویژه پرجرمترین ستارگان که به صورت ابرنواختر می میرند - این مرگ ها معمولاً هر سیاره ای را که به دور خود می چرخد کاملاً از بین می برد. اما حتی وقتی ستاره های کم جرم مانند خورشید می میرند ، به طور کلی خبر بدی برای سیارات آنها است.
همانطور که یک مقاله تحقیقاتی جدید اشاره کرده است ، با این همه، مرگ ستاره شواهد مربوط به سیستم سیاره ای را از روی نقشه کهکشانی حذف نمی کند. اگر هر سیاره ای (یا هسته های باقیمانده از سیارات) زنده بمانند ، می توانند گاه گاهی از طریق گرانش یکدیگر را پراکنده کنند. این معمولاً در سیستم های پایدار اتفاق نمی افتد ، اما در هنگام مرگ یک ستاره همه چیز ممکن است (به صورت گرانشی).
بعضی از اشیا پراکنده می توانند به سمت کوتوله سفید ، هسته باقیمانده ستاره اصلی حرکت کنند. کوتوله سفید تقریباً از کربن و اکسیژن کاملاً خالص ساخته شده و توسط پوسته متراکم اما نازکی از هیدروژن و هلیوم احاطه شده است. به طور طبیعی ، هر جسمی که از فاصله دور نزدیک شود ، در اثر جاذبه شدید کوتوله سفید ، خرد می شود ، و بقایای آن به سطح کوتوله سفید می رسند تا با هیدروژن و هلیوم مخلوط شوند.
پس از رسیدن اجسام به سطح ستاره در حال مرگ ، عناصر در شیء خرد شده ، مانند لیتیوم و کلسیم ، می تواند نور خود را آزاد کند ، و اثر انگشت طیفی بدست دهند که اخترشناسان بصورت بالقوه می توانند آن را تشخیص دهند. گرچه اکثر کوتوله های سفید بسیار گرم هستند و این نور هرگونه تداخل را تاب می آورد. ماموریت اخیر گایا توانست دهها کوتوله سفید و قدیمی را ترسیم کند و ستاره شناسان نشانهی متمایز سیارات خرد شده را در جو کوتوله های سفید کشف کرده اند.(با رصد نور های رسیده از جو کوتوله سفید)
ستاره شناسان دریافتند که فراوانی عناصر در منظومه های فراخورشیدی با آنچه از منظومه شمسی خود می شناسیم مطابقت دارد ، این نشان می دهد که سیستم های سیاره ای مانند ما برای مدت بسیار بسیار طولانی در جهان بوده اند.
https://phys.org/news/2021-02-white-dwarf-atmospheres-pulverized-crusts.html
#هــــــــــیگـز_ژورنــــــال
t.me/higgs_journals
#هــــــــــیگـز_فیـــــــلد
t.me/higgs_field
دکتر مارک A. گارلیک
ستاره شناسان با جستجوی استخوانهای خرد شده سیارات در جو کوتوله های سفید ، تکنیک جدیدی را برای جستجوی سیارات فراخورشیدی ایجاد کرده اند که در حال انجام است.
جستجوی سیارات خارج از منظومه شمسی ، معروف به سیارات فراخورشیدی ، یک محدودیت قابل توجه دارد: ما فقط می توانیم سیارات فراخورشیدی را پیدا کنیم که هم اکنون وجود دارند. اما جهان ما بیش از 13 میلیارد سال است که موجود است و نسلهای زیادی از سیستمهای سیاره ای در این گستره وسیع از زمان کیهانی آمده و رفته اند.
متأسفانه ، هنگام مرگ ستاره ها ، آنها معمولاً سیارات خود را با خود می برند. به ویژه پرجرمترین ستارگان که به صورت ابرنواختر می میرند - این مرگ ها معمولاً هر سیاره ای را که به دور خود می چرخد کاملاً از بین می برد. اما حتی وقتی ستاره های کم جرم مانند خورشید می میرند ، به طور کلی خبر بدی برای سیارات آنها است.
همانطور که یک مقاله تحقیقاتی جدید اشاره کرده است ، با این همه، مرگ ستاره شواهد مربوط به سیستم سیاره ای را از روی نقشه کهکشانی حذف نمی کند. اگر هر سیاره ای (یا هسته های باقیمانده از سیارات) زنده بمانند ، می توانند گاه گاهی از طریق گرانش یکدیگر را پراکنده کنند. این معمولاً در سیستم های پایدار اتفاق نمی افتد ، اما در هنگام مرگ یک ستاره همه چیز ممکن است (به صورت گرانشی).
بعضی از اشیا پراکنده می توانند به سمت کوتوله سفید ، هسته باقیمانده ستاره اصلی حرکت کنند. کوتوله سفید تقریباً از کربن و اکسیژن کاملاً خالص ساخته شده و توسط پوسته متراکم اما نازکی از هیدروژن و هلیوم احاطه شده است. به طور طبیعی ، هر جسمی که از فاصله دور نزدیک شود ، در اثر جاذبه شدید کوتوله سفید ، خرد می شود ، و بقایای آن به سطح کوتوله سفید می رسند تا با هیدروژن و هلیوم مخلوط شوند.
پس از رسیدن اجسام به سطح ستاره در حال مرگ ، عناصر در شیء خرد شده ، مانند لیتیوم و کلسیم ، می تواند نور خود را آزاد کند ، و اثر انگشت طیفی بدست دهند که اخترشناسان بصورت بالقوه می توانند آن را تشخیص دهند. گرچه اکثر کوتوله های سفید بسیار گرم هستند و این نور هرگونه تداخل را تاب می آورد. ماموریت اخیر گایا توانست دهها کوتوله سفید و قدیمی را ترسیم کند و ستاره شناسان نشانهی متمایز سیارات خرد شده را در جو کوتوله های سفید کشف کرده اند.(با رصد نور های رسیده از جو کوتوله سفید)
ستاره شناسان دریافتند که فراوانی عناصر در منظومه های فراخورشیدی با آنچه از منظومه شمسی خود می شناسیم مطابقت دارد ، این نشان می دهد که سیستم های سیاره ای مانند ما برای مدت بسیار بسیار طولانی در جهان بوده اند.
https://phys.org/news/2021-02-white-dwarf-atmospheres-pulverized-crusts.html
#هــــــــــیگـز_ژورنــــــال
t.me/higgs_journals
#هــــــــــیگـز_فیـــــــلد
t.me/higgs_field
phys.org
White dwarf atmospheres might contain the pulverized crusts of their dead planets
Astronomers have developed a new technique to search for exoplanets—by looking for their crushed up bones in the atmospheres of white dwarfs. And it's working.