▪نخستین وسیله ای که شوق فیزیک را در ذهن اینشتین خلق کرد ، یک قطب نمای جیبی ساده که پدرش در ۵ سالگی به او هدیه داد. برای اینشتین ۵ ساله، تغییر جهت عقربه های قطب نما بسیار هیجان انگیز بود. نکته ای که حالا همه ی ما دلیل آن را میدانیم، اما به احتمال زیاد ما هم زمانی از خود پرسیده ایم: آهنرباها چگونه کار می کنند؟ چرا برخی مواد مانند آهن، ویژگی های مغناطیسی از خود نشان می دهند، در حالیکه موادی مانند چوب، هیچ نشانه ای از مغناطیس، ندارند؟
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
مفاهیم بنیادین مکانیک کوانتوم
#حرکت :
واژه ای که برای بسیاری از ما به یک واژه ی بسیار عادی تبدیل شده است. بشر از هزاران سال پیش، به مفهوم حرکت توجه کرده بود، اما این نیوتون بود که برای اولین بار و در سال ۱۶۸۷ حرکت را فرمول بندی کرد و در واقع قوانین حرکت را نگاشت. شاید از آن زمان بود که دانشمندان به طور عمیق تری به این مفهوم جالب، معطوف شدند.
قوانین حرکت نیوتون،به طور فوق العاده ای جلوتر از عصر او بود، به طوری که هنوز بسیاری از داشمندان، نیوتون را انقلابی ترین دانشمند کل تاریخ علم می دانند. اما از آنجایی که اولین ها، همیشه کامل ترین ها نیستند، این قوانین اولیه و انقلابی نیوتون هم کامل نبودند. در سال ۱۹۰۵ نظریه ی دیگری برای حرکت و توسط نابغه ی دیگری به نام آلبرت اینشتین خلق شد که نسبیت خاص نام گرفت.
این نظریه تنها برای اجسامی که با سرعت نور در حال حرکت هستند، مناسب است. اما در همان سالها نظریه ی جنجالی و البته بسیار جامع تری به نام مکانیک کوانتوم در حال شکل گیری بود که درک بشر را از واقعیت کاملاً تغییر داد.
مکانیک کوانتوم، در واقع یک نظریه ی دقیق و جامع است که برای کل کائنات قابل کاربرد است، اما برای جهان ماکروسکوپی به قوانین نیوتونی کاهش می یابد و در سرعت های نزدیک به نور با نسبیت خاص ادغام شده و با عنوان مکانیک کوانتوم نسبیتی شناخته می شود. بنابراین مکانیک کوانتوم را در جهان میکروسکوپی به کار می بریم. در این جهان با بنیادی ترین ذرات هستی سروکار داریم ذراتی که، دنیای پر رمز و راز دیگری در درونشان نهفته است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#حرکت :
واژه ای که برای بسیاری از ما به یک واژه ی بسیار عادی تبدیل شده است. بشر از هزاران سال پیش، به مفهوم حرکت توجه کرده بود، اما این نیوتون بود که برای اولین بار و در سال ۱۶۸۷ حرکت را فرمول بندی کرد و در واقع قوانین حرکت را نگاشت. شاید از آن زمان بود که دانشمندان به طور عمیق تری به این مفهوم جالب، معطوف شدند.
قوانین حرکت نیوتون،به طور فوق العاده ای جلوتر از عصر او بود، به طوری که هنوز بسیاری از داشمندان، نیوتون را انقلابی ترین دانشمند کل تاریخ علم می دانند. اما از آنجایی که اولین ها، همیشه کامل ترین ها نیستند، این قوانین اولیه و انقلابی نیوتون هم کامل نبودند. در سال ۱۹۰۵ نظریه ی دیگری برای حرکت و توسط نابغه ی دیگری به نام آلبرت اینشتین خلق شد که نسبیت خاص نام گرفت.
این نظریه تنها برای اجسامی که با سرعت نور در حال حرکت هستند، مناسب است. اما در همان سالها نظریه ی جنجالی و البته بسیار جامع تری به نام مکانیک کوانتوم در حال شکل گیری بود که درک بشر را از واقعیت کاملاً تغییر داد.
مکانیک کوانتوم، در واقع یک نظریه ی دقیق و جامع است که برای کل کائنات قابل کاربرد است، اما برای جهان ماکروسکوپی به قوانین نیوتونی کاهش می یابد و در سرعت های نزدیک به نور با نسبیت خاص ادغام شده و با عنوان مکانیک کوانتوم نسبیتی شناخته می شود. بنابراین مکانیک کوانتوم را در جهان میکروسکوپی به کار می بریم. در این جهان با بنیادی ترین ذرات هستی سروکار داریم ذراتی که، دنیای پر رمز و راز دیگری در درونشان نهفته است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Zoom on a doomed super-massive star on the brink of exploding as a supernova called Eta Carinae
Video (Credit: NASA)
بزرگ نمایی از یک ستاره فوق العاده عظیم محکوم به نابودی در آستانه انفجار به عنوان ابرنواختر به نام Eta Carinae
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Video (Credit: NASA)
بزرگ نمایی از یک ستاره فوق العاده عظیم محکوم به نابودی در آستانه انفجار به عنوان ابرنواختر به نام Eta Carinae
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Forwarded from physics (ρꫝꪗડᎥፈ)
▪گاهی یک تحقیق یا مطالعه علمی توسط رسانه های زرد دستمایه قرار داده می شود تا فروش بیشتری کسب کنند یعنی خبرنگاران از توصیفات ساینتیست ها سواستفاده می کنند .
مورد زیر یکی از این همین مطالب است که با کپشن " دانشمندان راهی یافتند تا روند پیری مغز را #معکوس سازند"
▪این معنی را می دهد که با این روش مغزی که پیر است را جوان می کنند ؟
نه !
حتی توانایی جلوگیری از روند پیر شدن سلول های عصبی را نیز نداریم !
مثل مطالب جنجالی #جهان_های_موازی که خبرنگار با مصادره به مطلوب رفتار نوترینو ها آن ها را نشانه ای از جهان های موازی معرفی می کرد .
اما تحقیقات درباره روند پیری مغز :
ظاهرا بخشی از مسئولیت پیری مغز مربوط به سیستم ایمنی بدن میشود. پژوهشگران توانستهاند به فرایندی برای معکوس کردن روند پیری مغز موش دست پیدا کنند که البته در آزمایشها روی سلولهای انسان هم کارآمد بوده است. با این وجود همچنان در مراحل اولیه ساخت داروهایی برای جلوگیری از پیری هستیم.
این پژوهش که توسط تیم دکتر «کاترین آندریاسون» رهبری شده و در ژورنال «Nature» منتشر شده، دستاوردها درباره معکوس کردن روند پیری مغزی را شرح میدهد. مدتهاست زیستشناسان این نظریه را مطرح میکنند که التهاب مسئول روند پیری است و کاهش آن احتمالا میتواند سرعت بروز برخی بیماریها مانند از دست دادن قدرت ذهنی را کاهش دهد یا بطور کامل جلوی آنها را بگیرد.
منبع : nature
https://www.nature.com/articles/s41586-020-03160-0?utm_medium=affiliate&utm_source=commission_junction&utm_campaign=3_nsn6445_deeplink_PID100021860&utm_content=deeplink
#higgs_journals
t.me/higgs_journals
مورد زیر یکی از این همین مطالب است که با کپشن " دانشمندان راهی یافتند تا روند پیری مغز را #معکوس سازند"
▪این معنی را می دهد که با این روش مغزی که پیر است را جوان می کنند ؟
نه !
حتی توانایی جلوگیری از روند پیر شدن سلول های عصبی را نیز نداریم !
مثل مطالب جنجالی #جهان_های_موازی که خبرنگار با مصادره به مطلوب رفتار نوترینو ها آن ها را نشانه ای از جهان های موازی معرفی می کرد .
اما تحقیقات درباره روند پیری مغز :
ظاهرا بخشی از مسئولیت پیری مغز مربوط به سیستم ایمنی بدن میشود. پژوهشگران توانستهاند به فرایندی برای معکوس کردن روند پیری مغز موش دست پیدا کنند که البته در آزمایشها روی سلولهای انسان هم کارآمد بوده است. با این وجود همچنان در مراحل اولیه ساخت داروهایی برای جلوگیری از پیری هستیم.
این پژوهش که توسط تیم دکتر «کاترین آندریاسون» رهبری شده و در ژورنال «Nature» منتشر شده، دستاوردها درباره معکوس کردن روند پیری مغزی را شرح میدهد. مدتهاست زیستشناسان این نظریه را مطرح میکنند که التهاب مسئول روند پیری است و کاهش آن احتمالا میتواند سرعت بروز برخی بیماریها مانند از دست دادن قدرت ذهنی را کاهش دهد یا بطور کامل جلوی آنها را بگیرد.
منبع : nature
https://www.nature.com/articles/s41586-020-03160-0?utm_medium=affiliate&utm_source=commission_junction&utm_campaign=3_nsn6445_deeplink_PID100021860&utm_content=deeplink
#higgs_journals
t.me/higgs_journals
Telegram
attach 📎
سیر تکامل مکانیک کوانتومی
تاریخچه ی نظریه کوانتوم در قرن ۱۹
#پارت_اول
#میدان_هیگز
۱۸۵۹: کیرشهوف مفهوم یک جسم سیاه را معرفی می کند و ثابت می کند که طیف تابش تنها به دمای آن بستگی دارد.
۱۸۶۰-۱۹۰۰ : بولتزمن و ماکسول، مکانیک آماری را پایه گذاری می کنند. بولتزمن حدس می زند که انتروپی، همان بی نظمی است.
۱۸۷۷: بولتزمن پیشنهاد می دهد که انرژی ترازهای یک سیستم فیزیکی را می توان بر اساس مکانیک آماری و شواهد ریاضی، جدا کرد.
۱۸۸۷: هرتز اثر فوتوالکتریک را کشف کرد.
۱۸۸۸: هرتز به صورت تجربی نشان می دهد که امواج الکترومغناطیسی، همانطور که به وسیله ی ماکسول پیش بینی شده بودند، وجود دارد.
۱۸۸۸: ریدبرگ، فرمول بالمر را برای شامل کردن تمام سری های طیفی خطوط اتم هیدروژن را اصلاح کرد (این فرمول بعداً برای تایید مدل کوانتومی بور، به کارگرفته خواهد شد).
۱۸۹۵: رونتگن، در آزمایش هایی با پرتوهای الکترون در پلاسما، پرتوی ایکس را کشف کرد.
۱۸۹۶: بکرل به صورت کاملاً تصادفی و در حال بررسی کار رونتگن، رادیواکتیویته را کشف کرد (خدا شانس بده!).
۱۸۹۶: زیمن برای اولین بار اثر شکافتگی زیمن را با گذراندن نور تابش شده ی هیدروژن از میان یک میدان مغناطیسی، مشاهده کرد.
۱۸۹۶-۱۸۹۷: ماری کوری توانست ترکیبات توریوم را کشف کند و از دیگر کشفیات او، کشف رادیوم و واپاشی هسته ی اورانیوم بود.
۱۸۹۷: بورگمن ثابت کرد که پرتوهای ایکس و مواد رادیواکتیو، لومینسانس گرمایی را القا می کنند.
۱۸۹۹-۱۹۰۳: رادرفورد در سال ۱۸۹۹ مفهوم پرتورهای آلفا و بتا را برای توضیح دو نوع تابش متفاوت نمک توریوم و اورانیوم معرفی کرد. او در سال ۱۹۰۲ کشف کرد که توریوم رادیواکتیو، از طریق فرآیند واپاشی هسته ای، به رادیوم و یک گاز تبدیل می شود. (رادرفورد به عنوان پدرفیزیک هسته ای شناخته می شود).
کانال #مــیدان_هــیگــز :
t.me/higgs_field
کانال #مقالات_هــیگــز :
t.me/higgs_journals
تاریخچه ی نظریه کوانتوم در قرن ۱۹
#پارت_اول
#میدان_هیگز
۱۸۵۹: کیرشهوف مفهوم یک جسم سیاه را معرفی می کند و ثابت می کند که طیف تابش تنها به دمای آن بستگی دارد.
۱۸۶۰-۱۹۰۰ : بولتزمن و ماکسول، مکانیک آماری را پایه گذاری می کنند. بولتزمن حدس می زند که انتروپی، همان بی نظمی است.
۱۸۷۷: بولتزمن پیشنهاد می دهد که انرژی ترازهای یک سیستم فیزیکی را می توان بر اساس مکانیک آماری و شواهد ریاضی، جدا کرد.
۱۸۸۷: هرتز اثر فوتوالکتریک را کشف کرد.
۱۸۸۸: هرتز به صورت تجربی نشان می دهد که امواج الکترومغناطیسی، همانطور که به وسیله ی ماکسول پیش بینی شده بودند، وجود دارد.
۱۸۸۸: ریدبرگ، فرمول بالمر را برای شامل کردن تمام سری های طیفی خطوط اتم هیدروژن را اصلاح کرد (این فرمول بعداً برای تایید مدل کوانتومی بور، به کارگرفته خواهد شد).
۱۸۹۵: رونتگن، در آزمایش هایی با پرتوهای الکترون در پلاسما، پرتوی ایکس را کشف کرد.
۱۸۹۶: بکرل به صورت کاملاً تصادفی و در حال بررسی کار رونتگن، رادیواکتیویته را کشف کرد (خدا شانس بده!).
۱۸۹۶: زیمن برای اولین بار اثر شکافتگی زیمن را با گذراندن نور تابش شده ی هیدروژن از میان یک میدان مغناطیسی، مشاهده کرد.
۱۸۹۶-۱۸۹۷: ماری کوری توانست ترکیبات توریوم را کشف کند و از دیگر کشفیات او، کشف رادیوم و واپاشی هسته ی اورانیوم بود.
۱۸۹۷: بورگمن ثابت کرد که پرتوهای ایکس و مواد رادیواکتیو، لومینسانس گرمایی را القا می کنند.
۱۸۹۹-۱۹۰۳: رادرفورد در سال ۱۸۹۹ مفهوم پرتورهای آلفا و بتا را برای توضیح دو نوع تابش متفاوت نمک توریوم و اورانیوم معرفی کرد. او در سال ۱۹۰۲ کشف کرد که توریوم رادیواکتیو، از طریق فرآیند واپاشی هسته ای، به رادیوم و یک گاز تبدیل می شود. (رادرفورد به عنوان پدرفیزیک هسته ای شناخته می شود).
کانال #مــیدان_هــیگــز :
t.me/higgs_field
کانال #مقالات_هــیگــز :
t.me/higgs_journals
Telegram
attach 📎
Forwarded from physics (ρꫝꪗડᎥፈ)
محققان برای رباتها مغز طراحی میکنند!
محققان در حال ساخت مغزی سفارشی برای رباتها هستند تا آنها را سریعتر،قویتر و نسبت به محیط اطراف آگاهتر کنند.
گروهی از موسسه فناوری ماساچوست (MIT) و هاروارد ادعا میکنند تراشههای رایانهای خاص آنها به رباتها کمک میکند تا توانایی فیزیکی بالای خود را با در نظر گرفتن طرح دقیق فیزیک ماشین آلات دریابند؛ همان کاری که مغز انسان انجام میدهد.
سابرینا نیومن(Sabrina Neuman) ، محقق ارشد آزمایشگاه علوم رایانهای و هوش مصنوعی موسسه فناوری ماساچوست میگوید: "موتورها سریع و قدرتمند هستند" این چیزی است که در ذهن یک ربات میگذرد.
با در نظر گرفتن تنظیمات سخت افزاری رباتها مثل طرح فیزیکی و توانایی تشخیص آنها، این تراشهها به رباتهای انسان نما کمک میکنند تا تعاملی طبیعیتر با انسانها داشته باشند و فعالیتهایی که پیش از این ممکن نبود را انجام دهند.
دکتر نیومن میگوید: این رباتها میتوانند در بیمارستانها به عنوان کادر درمان نیز برای بیماریهایی که بسیار واگیردار هستند مورد استفاده قرار گیرند.
برایان پلانچر(Brian Plancher) از دانشگاه هاروارد و از نویسندگان مقاله میگوید: برای اینکه رباتها در چنین زمینههایی مورد استفاده قرار گیرند و در محیطهای پویای اطراف انسانها فعالیت کنند باید بتوانند خیلی سریع فکر کنند و واکنش نشان بدهند. الگوریتمهای کنونی نمیتوانند بر روی سخت افزار واحدهای پردازش مرکزی(CPU) موجود اجرا شوند.
ایده این تراشههای به خصوص که برای یک سخت افزار خاص طراحی شدهاند جدید نیست، آیفون در حال حاضر از آنها استفاده میکند اما در حال حاضر رباتهای مدرن به تراشههای استاندارد سخت افزاری برای عملکرد نیاز دارند.
این رویکرد جدید که محاسبات روبومورفیک(robomorphic) نامیده میشود، به دکتر نیومن و تیمش اجازه داد تراشهای طراحی کنند که عملکرد آن هشت برابر سریعتر از پردازنده مرکزی معمولی باشد به رغم آن که ریزپردازنده کندتری دارد.
دکتر نیومن میگوید: نتایج من را هیجان زده کرده است. حتی اگر تراشه ما سرعت ریزپردازنده کمتری داشته باشد ما این موضوع را با کارایی بالاتر آن جبران کردهایم.
رابین دیتس(Robin Deits) مهندس شرکت بوستون داینامیکس(Boston Dynamics)میگوید: این نتایج فوق العاده است زیرا نشان میدهد چگونه از طراحی خاص مدار میتوان برای سرعت بخشیدن به مولفه اصلی کنترل ربات استفاده کرد.
عملکرد نرم افزار ربات بسیار اهمیت دارد زیرا دنیای واقعی هیچوقت منتظر نمیماند تا ربات فکر کردنش را تمام کند.
https://news.mit.edu/2021/robot-customized-hardware-0121
کانال #مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
کانال #مقالات_هیگز
t.me/higgs_journals
محققان در حال ساخت مغزی سفارشی برای رباتها هستند تا آنها را سریعتر،قویتر و نسبت به محیط اطراف آگاهتر کنند.
گروهی از موسسه فناوری ماساچوست (MIT) و هاروارد ادعا میکنند تراشههای رایانهای خاص آنها به رباتها کمک میکند تا توانایی فیزیکی بالای خود را با در نظر گرفتن طرح دقیق فیزیک ماشین آلات دریابند؛ همان کاری که مغز انسان انجام میدهد.
سابرینا نیومن(Sabrina Neuman) ، محقق ارشد آزمایشگاه علوم رایانهای و هوش مصنوعی موسسه فناوری ماساچوست میگوید: "موتورها سریع و قدرتمند هستند" این چیزی است که در ذهن یک ربات میگذرد.
با در نظر گرفتن تنظیمات سخت افزاری رباتها مثل طرح فیزیکی و توانایی تشخیص آنها، این تراشهها به رباتهای انسان نما کمک میکنند تا تعاملی طبیعیتر با انسانها داشته باشند و فعالیتهایی که پیش از این ممکن نبود را انجام دهند.
دکتر نیومن میگوید: این رباتها میتوانند در بیمارستانها به عنوان کادر درمان نیز برای بیماریهایی که بسیار واگیردار هستند مورد استفاده قرار گیرند.
برایان پلانچر(Brian Plancher) از دانشگاه هاروارد و از نویسندگان مقاله میگوید: برای اینکه رباتها در چنین زمینههایی مورد استفاده قرار گیرند و در محیطهای پویای اطراف انسانها فعالیت کنند باید بتوانند خیلی سریع فکر کنند و واکنش نشان بدهند. الگوریتمهای کنونی نمیتوانند بر روی سخت افزار واحدهای پردازش مرکزی(CPU) موجود اجرا شوند.
ایده این تراشههای به خصوص که برای یک سخت افزار خاص طراحی شدهاند جدید نیست، آیفون در حال حاضر از آنها استفاده میکند اما در حال حاضر رباتهای مدرن به تراشههای استاندارد سخت افزاری برای عملکرد نیاز دارند.
این رویکرد جدید که محاسبات روبومورفیک(robomorphic) نامیده میشود، به دکتر نیومن و تیمش اجازه داد تراشهای طراحی کنند که عملکرد آن هشت برابر سریعتر از پردازنده مرکزی معمولی باشد به رغم آن که ریزپردازنده کندتری دارد.
دکتر نیومن میگوید: نتایج من را هیجان زده کرده است. حتی اگر تراشه ما سرعت ریزپردازنده کمتری داشته باشد ما این موضوع را با کارایی بالاتر آن جبران کردهایم.
رابین دیتس(Robin Deits) مهندس شرکت بوستون داینامیکس(Boston Dynamics)میگوید: این نتایج فوق العاده است زیرا نشان میدهد چگونه از طراحی خاص مدار میتوان برای سرعت بخشیدن به مولفه اصلی کنترل ربات استفاده کرد.
عملکرد نرم افزار ربات بسیار اهمیت دارد زیرا دنیای واقعی هیچوقت منتظر نمیماند تا ربات فکر کردنش را تمام کند.
https://news.mit.edu/2021/robot-customized-hardware-0121
کانال #مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
کانال #مقالات_هیگز
t.me/higgs_journals
MIT News
Designing customized “brains” for robots
MIT researchers have developed an automated way to design customized hardware that speeds up a robot’s operation. The system, called robomorphic computing, accounts for the robot’s physical layout in suggesting an optimized hardware architecture.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 آموزش شماره 5 مکانیک کوانتوم
🎥 مکانیک کوانتومی چیست ؟
#احتمالات
#هــــــــــیگـز_ژورنــــــال
t.me/higgs_journals
#هــــــــــیگـز_فیـــــــلد
t.me/higgs_field
🎥 مکانیک کوانتومی چیست ؟
#احتمالات
#هــــــــــیگـز_ژورنــــــال
t.me/higgs_journals
#هــــــــــیگـز_فیـــــــلد
t.me/higgs_field
#ریچارد #فاینمن در مورد آمار و احتمالات مکانیک کوانتوم می گوید : آیا معنی این حرف (احتمالات در مکانیک کوانتوم) این است که فیزیک که علمی است بسیار دقیق، تا آن قدر پایین آمده که فقط احتمال رویدادها را محاسبه می کند و نه این که دقیقا پیش بینی کند چه روی خواهد داد؟ بله. این عقب نشینی است، اما همین هست که هست. طبیعت به ما اجازه داده فقط احتمال ها را محاسبه کنیم و با این حال علم فرو نریخته. پس امیدوارم طبیعت را همانطور که هست بپذیرید یعنی نامعقول!
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
رنگین کمان قوس نیست.
یک دایره کامل هست.
فقط از طریق هواپیما میتوان به صورت کامل دید.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
یک دایره کامل هست.
فقط از طریق هواپیما میتوان به صورت کامل دید.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میتوان از انرژی امواج استفاده نمود یا از انرژی پتانسیل گرانشی آب پشت سد ، استفاده کرد اما نمیتوان دستگاهی ساخت که اصطکاک نداشته باشد و پایستگی انرژی را نقض کند . در واقع آب پشت سد پس از چرخاندن توربین ها نمیتواند رو به بالا بازگردد و دوباره پشت سد ذخیره شود مگر آنکه با صرف انرژی آب را رو به بالا پمپ کنیم . در چرخ روبرو یک موتور کوچک تعبیه شده است .
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ریاضیات خالص، به نوبه خود، شعری از ایدههای منطقیست.
"آلبرت انیشتین"
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
"آلبرت انیشتین"
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
سیر تکاملی مکانیک کوآنتومی
#پارت_دوم
#میدان_هیگز
در قسمت اول سیر زمانی نظریه ی کوانتوم، کشفیاتی که زمینه های پیدایش نظریه ی کوانتوم را فراهم کرد را مرور کردیم. در این قسمت، تاریخچه ی نظریه کوانتوم در قرن ۲۰ را مرور می کنیم.
"به دلیل تعداد بسیار زیاد رویدادهای قرن بیستم، تنها کشف های مهم تر را بررسی کرده ایم"
۱۹۰۰: ماکس پلانک برای توضیح رفتار جسم سیاه، مفهوم بسته های انرژی الکترومغناطیس یا همان انرژی های کوانتیزه شده را می دهد. در واقع این رویداد را می توان شروع نظریه ی کوانتوم دانست.
۱۹۰۲: گیلبرت لوییس برای توضیح قاعده ی اکتت، نظریه ی “اتم مکعبی” را ارائه می دهد. طبق این نظریه، الکترون ها مانند نقاطی در گوشه ی یک مکعب جای گرفته اند.
۱۹۰۵: آلبرت اینشتین اثر فوتوالکتریک (که در سال ۱۸۸۷ توسط هرتز کشف شده بود) را با استفاده از فرضیه ی کوانتوم پلانک توضیح میدهد و نام فوتون را برای اولین بار در مورد بسته های انرژی نور به کار می برد.
۱۹۰۵: باز هم اینشتین اثرات حرکت براونی را ناشی از انرژی جنبشی اتم ها توضیح میدهد.
۱۹۰۵: باز هم اینشتین! نظریه ی نسبیت خاص و هم ارزی جرم و انرژی را ارائه می کند.
۱۹۰۷: ارنست رادرفورد آزمایش ورقه ی طلا را انجام میدهد و مدل اتمی خود را ارائه می دهد.
۱۹۰۹: تیلور الگوی تداخلی نور را نشان می دهد.
۱۹۱۲: ویکتور هس، وجود تابش کیهانی را کشف می کند.
۱۹۱۲: استدلال های ریاضیاتی را در تایید ماهیت کوانتومی انرژی ارائه می کند.
۱۹۱۳: میلیکان نتایج آزمایش قطره ی روغن خود را منتشر می کند که توسط آن، بار الکتریکی الکترون تعیین می شود. این یافته ی مهم، محاسبه ی ثابت آووگادرو و همچنین وزن اتمی اتم های هر عنصر را امکان پذیر می کند.
۱۹۱۳: نیلز بور برای توضیح فرمول ریدبرگ (۱۸۸۸)، مدل اتمی خود را ارائه می کند. یعنی بارهای منفی که در فواصل کوانتومی معینی و حول هسته ای با بار مثبت می چرخند. این فواصل عین در واقع مدارهای کروی با انرژی معینی که حرکت الکترون ها بین آنها، به تابش یا جذب کوانتوم ها انرژی نیاز دارد.
۱۹۱۵: آلبرت اینشتین، نظریه ی نسبیت عام خود را ارائه می دهد که در واقع بیان می کند که فضا و زمان چگونگی به یکدیگر مرتبط اند.
۱۹۱۶: آرنولد سامرفیلد برای توجیه اثر زیمن (۱۸۹۶)، مدارهای بیضی شکل را علاوه بر مدارهای کروی پیشنهاد می دهد.
۱۹۱۹: لانگمویر مفهوم پیوند کووالانسی را مطرح می کند.
۱۹۲۲: آرتور کامپتون درمی یابد که طول موج های پرتوی ایکس به علت پراش انرژی تابشی الکترون های آزاد افزایش می یابد و کوانتای پخش شده انرژی کمتری نسبت به کوانتای اصلی دارد که این کشف به عنوان اثر کامپتون شناخته می شود که در واقع مفهوم ذره ای تابش الکترومغناطیس را اثبات می کند.
۱۹۲۳: لویی دوبروی دوگانگی موج-ذره را به ذرات تعمیم می دهد.
۱۹۲۴: بوز، قانون پلانک را با استفاده از یک قانون آماری جدید که بر بوزون ها حکمفرمایی می کند، توضیح می دهد و اینشتین آن را برای پیش بینی حالت چگالیده ی بوز-اینشتین تعمیم میدهد. این نظریه، به عنوان آمار بوز-اینشتین شناخته می شود.
۱۹۲۴: ولفگانگ پائولی، اصل طرد پائولی را ارائه می کند.
کانال #مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
کانال #مقالات_هیگز
t.me/higgs_journals
#پارت_دوم
#میدان_هیگز
در قسمت اول سیر زمانی نظریه ی کوانتوم، کشفیاتی که زمینه های پیدایش نظریه ی کوانتوم را فراهم کرد را مرور کردیم. در این قسمت، تاریخچه ی نظریه کوانتوم در قرن ۲۰ را مرور می کنیم.
"به دلیل تعداد بسیار زیاد رویدادهای قرن بیستم، تنها کشف های مهم تر را بررسی کرده ایم"
۱۹۰۰: ماکس پلانک برای توضیح رفتار جسم سیاه، مفهوم بسته های انرژی الکترومغناطیس یا همان انرژی های کوانتیزه شده را می دهد. در واقع این رویداد را می توان شروع نظریه ی کوانتوم دانست.
۱۹۰۲: گیلبرت لوییس برای توضیح قاعده ی اکتت، نظریه ی “اتم مکعبی” را ارائه می دهد. طبق این نظریه، الکترون ها مانند نقاطی در گوشه ی یک مکعب جای گرفته اند.
۱۹۰۵: آلبرت اینشتین اثر فوتوالکتریک (که در سال ۱۸۸۷ توسط هرتز کشف شده بود) را با استفاده از فرضیه ی کوانتوم پلانک توضیح میدهد و نام فوتون را برای اولین بار در مورد بسته های انرژی نور به کار می برد.
۱۹۰۵: باز هم اینشتین اثرات حرکت براونی را ناشی از انرژی جنبشی اتم ها توضیح میدهد.
۱۹۰۵: باز هم اینشتین! نظریه ی نسبیت خاص و هم ارزی جرم و انرژی را ارائه می کند.
۱۹۰۷: ارنست رادرفورد آزمایش ورقه ی طلا را انجام میدهد و مدل اتمی خود را ارائه می دهد.
۱۹۰۹: تیلور الگوی تداخلی نور را نشان می دهد.
۱۹۱۲: ویکتور هس، وجود تابش کیهانی را کشف می کند.
۱۹۱۲: استدلال های ریاضیاتی را در تایید ماهیت کوانتومی انرژی ارائه می کند.
۱۹۱۳: میلیکان نتایج آزمایش قطره ی روغن خود را منتشر می کند که توسط آن، بار الکتریکی الکترون تعیین می شود. این یافته ی مهم، محاسبه ی ثابت آووگادرو و همچنین وزن اتمی اتم های هر عنصر را امکان پذیر می کند.
۱۹۱۳: نیلز بور برای توضیح فرمول ریدبرگ (۱۸۸۸)، مدل اتمی خود را ارائه می کند. یعنی بارهای منفی که در فواصل کوانتومی معینی و حول هسته ای با بار مثبت می چرخند. این فواصل عین در واقع مدارهای کروی با انرژی معینی که حرکت الکترون ها بین آنها، به تابش یا جذب کوانتوم ها انرژی نیاز دارد.
۱۹۱۵: آلبرت اینشتین، نظریه ی نسبیت عام خود را ارائه می دهد که در واقع بیان می کند که فضا و زمان چگونگی به یکدیگر مرتبط اند.
۱۹۱۶: آرنولد سامرفیلد برای توجیه اثر زیمن (۱۸۹۶)، مدارهای بیضی شکل را علاوه بر مدارهای کروی پیشنهاد می دهد.
۱۹۱۹: لانگمویر مفهوم پیوند کووالانسی را مطرح می کند.
۱۹۲۲: آرتور کامپتون درمی یابد که طول موج های پرتوی ایکس به علت پراش انرژی تابشی الکترون های آزاد افزایش می یابد و کوانتای پخش شده انرژی کمتری نسبت به کوانتای اصلی دارد که این کشف به عنوان اثر کامپتون شناخته می شود که در واقع مفهوم ذره ای تابش الکترومغناطیس را اثبات می کند.
۱۹۲۳: لویی دوبروی دوگانگی موج-ذره را به ذرات تعمیم می دهد.
۱۹۲۴: بوز، قانون پلانک را با استفاده از یک قانون آماری جدید که بر بوزون ها حکمفرمایی می کند، توضیح می دهد و اینشتین آن را برای پیش بینی حالت چگالیده ی بوز-اینشتین تعمیم میدهد. این نظریه، به عنوان آمار بوز-اینشتین شناخته می شود.
۱۹۲۴: ولفگانگ پائولی، اصل طرد پائولی را ارائه می کند.
کانال #مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
کانال #مقالات_هیگز
t.me/higgs_journals
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#موج_ایستاده که با عنوان موج ساکن نیز شناخته میشود موجی است که دامنهٔ نوسان هر نقطهٔ خاص در طول محور موج، مقداری ثابت است. موج ساکن از تداخل امواج رَوَنده و بازتابیده تولید میشود.
به عنوان مثال، زمانی که تار ویولن مرتعش میشود، امواجی طولی تا جایی که تار در دو سوی ویولن محکم شدهاست، منتشر میشوند. در خرک و مهره دو موج در فاز مخالف هم هستند و یکدیگر را دفع میکنند در نتیجه یک گره تولید میشود. بین دو گره یک شکم تولید میشود؛ یعنی جایی که دو موج، در فاز موافق با هم جمع میشوند و برآیند آنها، بیشینه میشود.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
به عنوان مثال، زمانی که تار ویولن مرتعش میشود، امواجی طولی تا جایی که تار در دو سوی ویولن محکم شدهاست، منتشر میشوند. در خرک و مهره دو موج در فاز مخالف هم هستند و یکدیگر را دفع میکنند در نتیجه یک گره تولید میشود. بین دو گره یک شکم تولید میشود؛ یعنی جایی که دو موج، در فاز موافق با هم جمع میشوند و برآیند آنها، بیشینه میشود.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
در ریاضیات، انتگرال (Integral)، روشی برای اختصاص اعداد به توابع است، به گونهای که جابجایی، مساحت،حجم و دیگر مفاهیم برآمده از ترکیب دادههای بینهایت کوچک را به وسیله آن بتوان توصیف کرد. انتگرالگیری یکی از دو عمل مهم درحساب دیفرانسیل و انتگرال است، که عمل دیگر آن (عمل معکوس) دیفرانسیلگیری یا همان مشتقگیری است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#quantum_entanglement
#درهمتنیدگی_کوانتومی
دورنوردی یا تله پورت کوانتومی، به کمک پدیده ای به نام «درهمتنیدگی کوانتومی» (Quantum entanglement) انجام می شود.
در این پدیده دو ذره آنقدر در هم گره می خورند که می توانند از فواصل دور با یکدیگر «ارتباط» برقرار کنند.
تغییر خصوصیات یکی از ذرات، خصوصیات ذره دیگر را نیز فارغ از فاصله بین آنها به طور آنی تغییر داده یا به طور خلاصه اطلاعات بین آنها تله پورت می شوند. از لحاظ تئوری محدودیتی در فاصله برای انجام تله پورت کوانتومی وجود ندارد؛ این مساله پیامدهای عجیبی دارد که امثال اینشتین را هم گیج کرده بود.
دانش کنونی ما از فیزیک می گوید هیچ جسمی نمی تواند سریع تر از سرعت نور حرکت کند؛ حالا اما به کمک تله پورت کوانتومی به نظر می رسد این محدودیت برداشته شده است. اینشتین به تله پورت لقب «فعالیت رعب انگیز از فاصله دور» را داده بود.
بهره برداری از تله پورت کوانتومی مزایایی برای بشر داشته و تحقیق جدید این مورد را به واقعیت نزدیک تر کرده است. محققان جفت های فوتون های درهمتنیده را روی تراشه ها ایجاد کرده و سپس اندازه گیری کوانتومی یکی از آنها را انجام دادند. این مشاهده در وضعیت فوتون تغییر ایجاد کرد و سپس این تغییرات به صورت آنی در فوتون شریک که روی تراشه دیگر قرار دارد، اعمال شد.
«Dan Llewellyn»
یکی از نویسندگان این مقاله می گوید:
«ما موفق شدیم پیوند درهم تنیدگی باکیفیتی را بین دو تراشه در آزمایشگاه انجام دهیم. در این آزمایش فوتون های قرار گرفته روی هر تراشه، وضعیت کوانتومی یکسانی را با یکدیگر به اشتراک گذاشتند. هر تراشه، طیفی از عملکردها را با استفاده از درهمتنیدگی نمایش داد که مهم ترین آن، آزمایش تله پورت دو تراشهای بود که در آن وضعیت کوانتومی تکی یک ذره، پس از اندازه گیری کوانتومی بین ذره ها انتقال پیدا کرد. این اندازه گیری از رفتار عجیب فیزیک کوانتوم استفاده می کند که به طور همزمان پیوند درهمتنیدگی را از بین برده و وضعیت ذره را به ذره دیگر موجود در تراشه منتقل می کند.»
محققان ضمن اشاره به موفقیت 91 درصدی تله پورت کوانتومی، عملکردهایی را که برای پردازش کوانتومی اهمیت دارند را نیز انجام دادند، که از جمله آنها می توان به مبادله درهمتنیدگی (Entanglement swapping) اشاره کرد که در آن وضعیت ها بین ذراتی که هرگز از طریق میانجی با یکدیگر ارتباط نداشته اند، جا به جا می شوند. علاوه بر این آنها موفق به درهمتنیدگی حداکثر 4 فوتون با یکدیگر شدند.
محققان یافته های خود را در قالب مقاله در ژورنال Nature Physics منتشر کرده اند.
https://www.nature.com/articles/s41567-019-0727-x
#درهمتنیدگی_کوانتومی
دورنوردی یا تله پورت کوانتومی، به کمک پدیده ای به نام «درهمتنیدگی کوانتومی» (Quantum entanglement) انجام می شود.
در این پدیده دو ذره آنقدر در هم گره می خورند که می توانند از فواصل دور با یکدیگر «ارتباط» برقرار کنند.
تغییر خصوصیات یکی از ذرات، خصوصیات ذره دیگر را نیز فارغ از فاصله بین آنها به طور آنی تغییر داده یا به طور خلاصه اطلاعات بین آنها تله پورت می شوند. از لحاظ تئوری محدودیتی در فاصله برای انجام تله پورت کوانتومی وجود ندارد؛ این مساله پیامدهای عجیبی دارد که امثال اینشتین را هم گیج کرده بود.
دانش کنونی ما از فیزیک می گوید هیچ جسمی نمی تواند سریع تر از سرعت نور حرکت کند؛ حالا اما به کمک تله پورت کوانتومی به نظر می رسد این محدودیت برداشته شده است. اینشتین به تله پورت لقب «فعالیت رعب انگیز از فاصله دور» را داده بود.
بهره برداری از تله پورت کوانتومی مزایایی برای بشر داشته و تحقیق جدید این مورد را به واقعیت نزدیک تر کرده است. محققان جفت های فوتون های درهمتنیده را روی تراشه ها ایجاد کرده و سپس اندازه گیری کوانتومی یکی از آنها را انجام دادند. این مشاهده در وضعیت فوتون تغییر ایجاد کرد و سپس این تغییرات به صورت آنی در فوتون شریک که روی تراشه دیگر قرار دارد، اعمال شد.
«Dan Llewellyn»
یکی از نویسندگان این مقاله می گوید:
«ما موفق شدیم پیوند درهم تنیدگی باکیفیتی را بین دو تراشه در آزمایشگاه انجام دهیم. در این آزمایش فوتون های قرار گرفته روی هر تراشه، وضعیت کوانتومی یکسانی را با یکدیگر به اشتراک گذاشتند. هر تراشه، طیفی از عملکردها را با استفاده از درهمتنیدگی نمایش داد که مهم ترین آن، آزمایش تله پورت دو تراشهای بود که در آن وضعیت کوانتومی تکی یک ذره، پس از اندازه گیری کوانتومی بین ذره ها انتقال پیدا کرد. این اندازه گیری از رفتار عجیب فیزیک کوانتوم استفاده می کند که به طور همزمان پیوند درهمتنیدگی را از بین برده و وضعیت ذره را به ذره دیگر موجود در تراشه منتقل می کند.»
محققان ضمن اشاره به موفقیت 91 درصدی تله پورت کوانتومی، عملکردهایی را که برای پردازش کوانتومی اهمیت دارند را نیز انجام دادند، که از جمله آنها می توان به مبادله درهمتنیدگی (Entanglement swapping) اشاره کرد که در آن وضعیت ها بین ذراتی که هرگز از طریق میانجی با یکدیگر ارتباط نداشته اند، جا به جا می شوند. علاوه بر این آنها موفق به درهمتنیدگی حداکثر 4 فوتون با یکدیگر شدند.
محققان یافته های خود را در قالب مقاله در ژورنال Nature Physics منتشر کرده اند.
https://www.nature.com/articles/s41567-019-0727-x
Nature
Chip-to-chip quantum teleportation and multi-photon entanglement in silicon
Nature Physics - Four single-photon states are generated and entangled on a single micrometre-scale silicon chip, and provide the basis for the demonstration of chip-to-chip quantum teleportation.
تله پورت کوانتومی چیست؟
آرین رسولی
#پارت_اول
تله پورت (یا دورنوردی_teleportation)
به انتقال میان دو نقطه ،بدون حرکت مادی در مسیر عادی و معمول است. به تعبیر دیگر هنگامی که چیزی از نقطه A به نقطه B منتقل شود، اما مسیر فیزیکی را طی نکند. این مفهوم با پیشرفت علوم و بویژه فیزیک کوانتومی ، از داستان ها و افسانه های کهن به علم و بویژه فیزیک آمد. در فیزیک بنیادین ، فیزیکدانان بر روی فناوری های تله پورت کوانتومی کار میکنند که البته این با مفاهیم دیگر از تله پورت متفاوت است.تله پورت کوانتومی ( teleportation Quantum ) به سازوکاری گفته می شود که در آن انتقال یک کیوبیت -که همان واحد بنیادین اطلاعات کوانتومی است- با حالت تله پورت صورت میگیرد. یعنی اطلاعات منتقل می شوند، اما مسیر فیزیکی ای را طی نمی کنند. اینکه به چه صورت این انتقال صورت می گیرد ، تاریخچه پرمناقشه ای در قرن بیستم میان فیزیکدانان مطرح دارد.( مناقشات بین اینشتین ، بور ، شرودینگر و سایر فیزیکدانان بزرگ قرن بیستم) اما سرانجام با پیشرفت هایی که تا امروز صورت گرفته ، امکان چنین کاری در آزمایش های متعدد تأیید شده است. طریقهٔ انجام تله پورت با بکارگیری درهم تنیدگی کوانتومی آغاز شد. درهم تنیدگی به زبان ساده حالتی است که در سطح ذرات بنیادین، دو ذره وقتی با هم درهم تنیده هستند، هر تغییری در یکی از ذرات با سرعت بیش از سرعت نور در ذره دیگر نیز تغییر ایجاد می کند. به این معنا که انتقال اطلاعات و داده ها ، با سرعت فوق نوری صورت می گیرد. بنابراین پس از اینکه از فیزیک کوانتومی چنین نتایجی بدست آمد ، دانشمندان تلاش کردند تا از این ویژگی در سطوح کوانتومی، برای انتقال داده ها و اطلاعات استفاده کنند. این تز در کنفرانسی در مونترال توسط چارلز بنت در سال 1993 ارائه شد. بکارگیری تله پورت کوانتومی به سه ذره نیاز دارد. ابتدا باید یک جفت ذره ی درهم تنیده را داشته باشیم . یکی از ذرات را بعنوان آلیس ( نام مستعار و فرضی برای فرستنده ) و دیگری را بعنوان باب (نام مستعار گیرنده ) استفاده میکنیم . یعنی یک ذره را با گیرنده میفرستیم و ذره دیگر را با فرستنده همراه میکنیم. ذره سوم نیز باید عمل تله پورت را انجام دهد. ذره سوم وارد واکنش با ذره ی درهم تنیده ی آلیس (فرستنده) شده و همزمان تغییرات غیرقابل مشاهده ای در باب (گیرنده) ایجاد می شود. پس از آن اندازه گیری ها را روی دو ذره صورت میگیرد .این فرآیند اطلاعات را نشان می دهد و داده های ما برای ذره دوردست فرستاده می شود. ذره ی درهمتنیده ی دوردست در همان حالت منبع قرار می گیرد. به این شکل یک ذره از A به B فرستاده شده است.
#هــــــــــیگـز_ژورنــــــال
t.me/higgs_journals
#هــــــــــیگـز_فیـــــــلد
t.me/higgs_field
آرین رسولی
#پارت_اول
تله پورت (یا دورنوردی_teleportation)
به انتقال میان دو نقطه ،بدون حرکت مادی در مسیر عادی و معمول است. به تعبیر دیگر هنگامی که چیزی از نقطه A به نقطه B منتقل شود، اما مسیر فیزیکی را طی نکند. این مفهوم با پیشرفت علوم و بویژه فیزیک کوانتومی ، از داستان ها و افسانه های کهن به علم و بویژه فیزیک آمد. در فیزیک بنیادین ، فیزیکدانان بر روی فناوری های تله پورت کوانتومی کار میکنند که البته این با مفاهیم دیگر از تله پورت متفاوت است.تله پورت کوانتومی ( teleportation Quantum ) به سازوکاری گفته می شود که در آن انتقال یک کیوبیت -که همان واحد بنیادین اطلاعات کوانتومی است- با حالت تله پورت صورت میگیرد. یعنی اطلاعات منتقل می شوند، اما مسیر فیزیکی ای را طی نمی کنند. اینکه به چه صورت این انتقال صورت می گیرد ، تاریخچه پرمناقشه ای در قرن بیستم میان فیزیکدانان مطرح دارد.( مناقشات بین اینشتین ، بور ، شرودینگر و سایر فیزیکدانان بزرگ قرن بیستم) اما سرانجام با پیشرفت هایی که تا امروز صورت گرفته ، امکان چنین کاری در آزمایش های متعدد تأیید شده است. طریقهٔ انجام تله پورت با بکارگیری درهم تنیدگی کوانتومی آغاز شد. درهم تنیدگی به زبان ساده حالتی است که در سطح ذرات بنیادین، دو ذره وقتی با هم درهم تنیده هستند، هر تغییری در یکی از ذرات با سرعت بیش از سرعت نور در ذره دیگر نیز تغییر ایجاد می کند. به این معنا که انتقال اطلاعات و داده ها ، با سرعت فوق نوری صورت می گیرد. بنابراین پس از اینکه از فیزیک کوانتومی چنین نتایجی بدست آمد ، دانشمندان تلاش کردند تا از این ویژگی در سطوح کوانتومی، برای انتقال داده ها و اطلاعات استفاده کنند. این تز در کنفرانسی در مونترال توسط چارلز بنت در سال 1993 ارائه شد. بکارگیری تله پورت کوانتومی به سه ذره نیاز دارد. ابتدا باید یک جفت ذره ی درهم تنیده را داشته باشیم . یکی از ذرات را بعنوان آلیس ( نام مستعار و فرضی برای فرستنده ) و دیگری را بعنوان باب (نام مستعار گیرنده ) استفاده میکنیم . یعنی یک ذره را با گیرنده میفرستیم و ذره دیگر را با فرستنده همراه میکنیم. ذره سوم نیز باید عمل تله پورت را انجام دهد. ذره سوم وارد واکنش با ذره ی درهم تنیده ی آلیس (فرستنده) شده و همزمان تغییرات غیرقابل مشاهده ای در باب (گیرنده) ایجاد می شود. پس از آن اندازه گیری ها را روی دو ذره صورت میگیرد .این فرآیند اطلاعات را نشان می دهد و داده های ما برای ذره دوردست فرستاده می شود. ذره ی درهمتنیده ی دوردست در همان حالت منبع قرار می گیرد. به این شکل یک ذره از A به B فرستاده شده است.
#هــــــــــیگـز_ژورنــــــال
t.me/higgs_journals
#هــــــــــیگـز_فیـــــــلد
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎