کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
"چرا سیب از درخت می‌افتد؟"

#پارت_اول
#کوانتوم_مکانیک



 آیا فکر می‌کنید که جواب را می‌دانید؟ اولین جواب شما به احتمال زیاد جاذبه یا گرانش است. خب درست. اما گرانش چیست؟ گفتن اینکه سیب می‌افتد چون گرانش وجود دارد، جوابی بسیار مختصر است. بلی، گرانش وجود دارد اما دقیقا چطوری سیب را می‌کشد؟ این نیروی کشش چیست؟ خب بگذارید تا خیالتان را راحت کنیم و بگوییم که اساسا چیزی به به اسم نیروی گرانش وجود خارجی ندارد. خیر، صفحه را نبندید، گرانش وجود دارد، اما نیرویی در کار نیست.

تفکر نادرستی که نسبت به گرانش وجود دارد آن را با نیروهایی مانند نیروی الکترومغناطیس که یک میدان مغناطیسی ایجاد می‌کند مقایسه می‌کنند. برای درک درست اینکه گرانش چیست باید خود را مجبور کنید تا جهان را جوری دیگر ببینید.

خب سیب چرا از درخت می‌افتد؟ این سوالی بود که احتمالا ذهن بسیاری را در طول تاریخ به خود مشغول ساخته ولی تنها آیزاک نیوتن حوصله پرداختن به این اتفاق روزمره را داشت و هم اکنون بسیاری نیوتن را کاشف جاذبه می‌دانند. ولی این ادعا کمی مشکل دارد. گرچه نیوتن نخستین کسی بود که توانست جاذبه را محاسبه کند و با تکیه بر روابط ریاضی بتواند حرکت اجرام مختلف را در فضا پیش‌بینی کند، اما قادر به توضیح چیستی گرانش نبود. او گرانش را نیروی کنش از فاصله « Force acting at a distance» نامید. یعنی نیرویی که از فاصله اثر می‌گذارد. نیوتن قادر نبود تا فرای ریاضیات، ماهیت گرانش را توضیح دهد و از همین رو آن را خصلت ذاتی اجسام می‌دانست.
یعنی هر جسمی یا هر جرمی، دارای نیرویی است که دیگر اجرام و اجسام را به خود جذب می‌کند. البته این مانعی برای محاسبه حرکت اجسام و حل مشکلات روزمره نبود. اکثر نیازهای مهندسی آن زمان با نبوغ نیوتن پاسخ داده می‌شد. اما وقتی که لازم بود تا حرکت اجرام آسمانی بزرگ‌تر و دور از زمین پیش‌بینی شود، پای این محاسبات کمی می‌لنگید. این ناشی از عدم درک چیستی گرانش بود. اینکه چرا و چه گونه دو جسم همدیگر را می‌ربایند پاشنه آشیل نیوتن بود. برای سالیان طولانی این سوال در ذهن کسی نقش نبسته بود و اگر هم بود، شاید در توضیح آن می‌ماندند. چه بسا که پاسخ در چنگ زمان است.

این آلبرت اینشتین بود که توانست با درک ماهیت فضا و زمان به چیستی گرانش برسد. برای سادگی به جزئیات چگونگی  آن نمی‌پردازیم. از این نقطه به بعد باید درک پیشین خود از جهان را کنار گذاشته و آماده دید نوینی باشید.
چیزی که اینشتین به آن پی برد این بود که گرانش نیروی جادویی که نیوتن می‌پنداشت نبود. "اصلا گرانش نیرو نبود بلکه صرفا عارضه‌ی جانبی خم شدن بافت فضا-زمان است!" 

برای درک بهتر باید متوجه باشید که فضا بافت دارد که می‌تواند مانند یک خمیر نان کوچک و بزرگ شود. بله، بافت فضا مانند سطح یک پارچه کشی است که قابلیت تغیر شکل را دارد. اما چطور؟ خب این تغییر شکل یا به اصطلاح distortion تحت تاثیر جرم ماده اتفاق می‌افتد. هرجای کیهان ما که جرمی وجود داشته باشد می‌تواند بافت فضا را (عرض، طول، ارتفاع) را خمیده کند.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🆎 خطای ادراکی ( خطای دید)

دو دایره چرخان ثابت بنظر می‌رسند در جهت پیکانها حرکت می‌کنند.
The circles appear to be moving in the directions the arrows are pointing to
boredpanda.com/rotating-circles-optical-illusion

پیوست را ببینید

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
‍ "چرا سیب از درخت می‌افتد؟"

#پارت_دوم
#کوانتوم_مکانیک



به این عکس دقت کنید. خورشید و زمین هر دو بر روی بافت فضا قرار دارند. (در اینجا ما سه بعد فضا را به دو بعد، یعنی به یک سطح، کاهش دادیم تا درک آن آسان‌تر شود). این دو جسم چون دارای جرم هستند، یعنی اتم دارند، باعث می شوند که بافت فضا از حالت معمولی خود خارج شده و خمیدگی پیدا کند. این خصلت بافت فضا است که در مقابل هر جرمی واکنش نشان دهد. بله حتی بدن شما و موبایلی که در درست دارید چون جرم دارد بافت فضا را کمی تحریف می‌کند (گرچه این خمیدگی بسیار ناچیز است). خب تا اینجا متوجه شدیم که بافت فضا می‌تواند مانند ژله یا یک پارچه کشی تحت تاثیر جرم تغییر شکل دهد. صبور باشید زیرا در حال نزدیک شدن به سوال اولیه‌مان هستیم.
#مــیدان_هــیگــز

https://t.me/higgs_field/2448
مرگ موهبتی بود که آرزویش را داشتم. اما انگشتان او ریسمان نجاتم شدند.
معنای تاریکی را نمی‌دانم ! اما آموخته‌ام که چگونه برآن غلبه کنم.

#هلن_کلر

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
Forwarded from physics
آغاز به کار ...

#آرشیو مقالات علمی
‍ "چرا سیب از درخت می‌افتد؟"

#پارت_سوم
#کوانتوم_مکانیک


حال به تصویر زیر بنگرید . فرض بگیرید این صفحه دو بعدی در اصل بافت(طول، عرض، ارتفاع) فضا است و آن نقطۀ قرمز سیب ماست. سیب ما در حال حرکت در مسیر مستقیم خود است و بدون هیچ مزاحمی(نیروی وارده) در مسیر فضا به حرکت مستقیم خود ادامه می‌دهد. اگر نیرویی به آن وارد نشود از مسیر خود منحرف نمی‌شود(اینرسی). اما بگذارید این سناریو را کمی دست کاری کنیم.

#مــیدان_هــیگــز

https://t.me/higgs_field/2451
#دستگاه_مرجع و #دستگاه_مرجع_لخت
#جرم_لخت و #جرم_گرانشی
#اصل_هم‌ارزی
#پارت_دوم

اصل هم ارزی

دو چارچوب مرجع در نظر می‌گیریم. چارچوب مرجع بدون شتاب  S1 که در آن یک میدان گرانشی یکنواخت قرار دارد و چارچوب مرجع S2 که نسبت در یک چارچوب مرجع لخت شتاب یکنواخت دارد و در میدان گرانشی دستگاه مرجع S1 قرار دارد . انیشتین در نظریه نسبیت عام خود نشان داد که این دو چارچوب مرجع لخت از لحاظ فیزیکی دقیقا هم ارز هستند. یعنی آزمایشهایی که در این چارچوب در شرایط یکسان انجام می‌شود نتایج یکسان به دست می‌دهند. این موضوع به #اصل_هم_ارزی معروف است.

نگاه اجمالی

نظریه نسبیت انیشتن را در حالت کلی می‌توان به دو قسمت نسبیت عام و نسبیت خاص تقسیم کرد. هر کدام از این قسمتها بر پایه یک سری اصول خاص که به عنوان اصل دو موضوع پذیرفته می‌شوند، استوار است به عنوان مثال نظریه نسبیت خاص بر اساس دو اصل:

• ثابت بودن سرعت نور 
و
یکسان بودن فرم ریاضی قوانین فیزیکی در کلیه چارچوبهای مرجع استوار است. اما یکی از اصولی که نسبیت عام انیشتین برآن اساس بیان می‌شود، اصل هم ارزی است. 

مثال:
#دستگاه_مرجع

فرض کنید که  در چارچوب مرجع S1 که میدان گرانشی یکنواخت در سطح زمین قرار دارد، در حال سکون هستید. در این حال اگر در اشیایی مانند یک تکه سنگ رها شوند، با شتاب گرانشی یکنواخت زمین (g) سقوط می‌کنند. اشیایی هم که ساکن باشند، مانند فردی که نشسته است، تحت تاثیر نیرویی قراردارند که از کف زمین در خلاف جهت نیروی وزن ، برآنها وارد می‌شود.
#دستگاه_مرجع_لخت
حال چارچوب مرجع لختی را مثال میزنیم اگر شما در آزمایشگاه سربسته‌ای قرار داشته باشید و آن آزمایشگاه با سرعت ثابتی نسبت به زمین حرکت کند، شما با هیچ روشی نمی‌توانید تعیین کنید که سرعت‌تان نسبت به زمین چقدر است. در این بیان از اصل نسبیت، فرض شده‌است که زمین یک چارچوب لخت است (این موضوع دربارهٔ زمین به تقریب صادق است)، همچنین فرض شده‌است که شما نسبت به زمین به نرمی حرکت می‌کنید و آزمایشگاه هیچ لرزش و تکانی ندارد.

بر اساس اصل هم ارزی شرایط دستگاه مرجع(چارچوب S1 ) مشابه شرایط دستگاه مرجع لخت آزمایشگاه در سطح زمین (S2) می‌باشد. اگر شخصی در داخل در هر دو دستگاه جسمی را رها کند، این جسم با شتاب رو به پایین g نسبت به دستگاه حرکت خواهد کرد. در واقع ، چون تمام اجسامی که تحت تاثیر هیچ نیرویی قرار ندارد با سرعت یکنواخت نسبیت به چارچوب مرجع لخت S حرکت می‌کنند، لذا بنظر می‌رسد که چنین اجسامی با شتاب یکسان g نسبت به دستگاه مرجع و دستگاه مرجع لخت سقوط می‌کنند. 

*تذکر مثال بالا در هر دو حالت در شرایط ایده آل فرض شده است‌.


فرم ضعیف هم ارزی

در هر نقطه از فضا - زمان یک میدان گرانشی ، می‌توان یک دستگاه مختصات موضعی طوری انتخاب کرد. که در همسایگی کوچکی از آن نقطه ، قوانین حرکت شکل نسبتی داشته باشند. در واقع این فرم بیان دیگری از هم ارزی جرم گرانشی با جرم لختی (جرم M در قانون دوم نیوتن ظاهر می‌شود) می‌باشد. 

فرم قوی اصل هم ارزی

در هر نقطه از فضا - زمان یک میدان گرانشی ، می‌توان یک دستگاه مختصات موضعی طوری طوری انتخاب کرد که در همسایگی کوچکی از آن نقطه قوانین طبیعی شکل نسبیتی داشته باشند. در واقع می‌توان گفت که این حالت تعمیم فرم ضعیف است که در حالت کلی توسط انیشتین بیان شد. به عبارت دیگر می‌توان گفت که هیچ آزمایش محلی وجود ندارد که با انجام آن بتوان بین آثار یک میدان گرانشی یکنواخت در یک چارچوب برون شتاب (لخت) و آثار یک چارچوب مرجع شتابدار (نالخت) فرق گذاشت. 

نتایج اصل هم ارزی

انیشتین در نسبیت عام خود نشان داد که با توجه به اصل هم ارزی نمی‌توان از شتاب مطلق یک چارچوب مرجع سخن گفت، بلکه فقط می‌توان از شتاب نسبی آن صحبت کرد، درست همان طور که از نظریه نسبیت خاص نتیجه می‌گیریم که کسی نمی‌تواند از سرعت مطلق یک چارچوب مرجع سخن بگوید و فقط صحبت از سرعت نسبی معنی دارد.

#نتیجه_گیری
همچنین از اصل هم ارزی نتیجه می‌گیریم که جرم لختی و جرم گرانشی با هم برابرند. اگر جسمی تحت تاثیر هیچ نیرویی قرار نداشته باشد، جرم لختی آن هر چه باشد با سرعت یکنواخت نسبیت به یک چارچوب مرجع لخت حرکت می‌کند. بنابراین شتاب همه آنها نسبت به چارچوب مرجع شتابدار یکسان خواهد بود. بنابراین از اصل هم ارزی نتیجه می‌گیریم که تمام اجسام در یک میدان گرانشی همگن باید با شتاب یکسان سقوط کنند.


#پایان
"درخت سیب نیوتن"

درخت سیبی که باعث به فکر فرورفتن و کشف قانون جاذبه عمومی توسط نیوتن شد در حیاط خانه مادریش در شهر کوچک گرانتهام (شهرستان لینکلن‌شر ) در کشور انگلستان قرار دارد. از آنجائی که طبق اسناد و مدارک ( دست نوشته ها و نقاشی ها و… )در خانه مادری نیوتن تنها یک درخت سیب موجود بود همان درخت به عنوان درختی که باعث کشف جاذبه شد شناسائی و به نام “درخت جاذبه “ نام گذاری و از سال ۱۸۰۰بشدت از آن مراقبت شد . امروزه خانه مادری نیوتن به عنوان یک مکان توریستی در آمده و همه ساله عده بسیار زیادی از این مکان و درخت سیب که عمری ۴۰۰ ساله داشته و دور آن حصار کشیده اند بازدید می کنند .

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
‍ "چرا سیب از درخت می‌افتد؟"

#پارت_چهارم
#کوانتوم_مکانیک



حال اگر سیب ما در مسیرش به خورشید، که به دلیل جرم زیادش بافت فضا به طور قابل توجه منحرف می‌کند، برسد  به سمت خورشید حرکت می‌کند.
اشتباه نکنید خورشد آن را نمی‌کشد و به سیب هیچ نیرویی وارد نمی‌شود. سیب در حال حرکت در مسیر مستقیم خودش است و مسیرش دیگر مستقیم نیست چون جرم خورشید فضا را خمیده کرده. وقتی که فضا خمیده شود، سیب هم چون در فضا حرکت می‌کند به سمت خودش می‌رود. مانند سیبی که در پیچ روخانه می‌پیچد، نیرویی بر سیب وارد نشده است، اما مسیر رودخانه تغیر کرده و سیب هم به ناچار از آن تبعیت می‌کند.
به همین دلیل است که زمین حول خورشید در مدار است. زمین در حال حرکت در مسیر مستقیم خود بوده ولی جرم خورشید چنان بافت فضا را خم کرده که و به دور خود پیچیده که زمین به دور خورشید می‌چرخد. این اتفاق را گرانش می‌گوییم. گرانش چیزی جز تغییر مسیر اجسام به علت خمیدگی بافت فضا توسط جرم نیست. پس گرانش یک نیرو نیست تغیر هندسۀ بافت فضا است. چیزی به اسم میدان گرانش در واقعیت وجود ندارد، بلکه این محدوده بافت فضا در جوار یک جسم جرم‌دار است که مسیر اجسام را به خود منحرف می‌کند.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
جرم (Mass) مفهومی بنیادی در فیزیک است که به‌طور شهودی مقاومت جسم در برابر شتاب‌گرفتن در هنگام اعمال نیرو یا قدرت گرانش یک جسم در جذب دیگر اجسام را می‌نمایاند. در حوزه‌های گوناگون فیزیک مانند مکانیک کلاسیک، نسبیت خاص ونسبیت عام تعریف‌های متفاوتی از جرم بیان می‌شود. واژهٔ جِرم از ریشهٔ پارسی است. واحد جرم در دستگاه بین‌المللی یکاها (SI)،کیلوگرم (kg) می‌باشد.
#دستگاه_مرجع و #دستگاه_مرجع_لخت
#جرم_لخت و #جرم_گرانشی
#اصل_هم‌ارزی
پارت اول:
https://t.me/higgs_field/2440

پارت دوم:
https://t.me/higgs_field/2456
‍ "چرا سیب از درخت می‌افتد؟"

#پارت_پنجم
#کوانتوم_مکانیک


چیزی دیگری که باید تصحیح شود این است که در مثال ما مجبور بودیم تا سه بُعد فضا را برای سادگی به دو بُعد کاهش دهیم، ولی باید توجه کرد که فضا سه بعد دارد و اجسام را در بر می‌گیرد، پس وقتی که یک جسم فضا را خم می‌کند از همه طرف فضا را خم می‌کند.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
‍ "چرا سیب از درخت می‌افتد؟"

#پارت_ششم
#کوانتوم_مکانیک



در اینجا به آخرین پله‌ی رسیدن به جوابمان هستیم پس خوب دقت کنید. دوستان چیزی که اینشتین در مدل نسبیت عام خود ارائه داد یکپارچگی بافت فضا و زمان بود. زمان پدیده‌ای جدای سه بُعد فضا نیست، بلکه بُعد دیگری است که فقط ما قادر به دیدن و حس کردن آن نیستیم و فقط تاثیر آن را روی ماده می‌بینیم. مغز ما قادر به پردازش گذشته و آینده نیست و فقط می‌تواند برش محدود “اکنون” را درک کند. زمان در کنار سه بُعد دیگر عرض، طول و ارتفاع، چهار بُعد بافت فضا-زمان را تشکیل می دهد. ولی ما نمی‌توانیم هیچ جوره این چهارمین بُعد را به تصویر بکشیم، زیرا در بند سه بُعد فضایی محدودیم. اما شاید بهترین نزدیک‌ترین مثال همان مثال روخانه باشد.
یک رودخانه دارای سه بُعد طول و عرض و ارتفاع (عمق آن) هست و آبی را که در آن می گذرد را بعد زمان فرض می گیریم. حال اگر شما با دستتان سیبی را در آب روخانه نگه دارید سیب نسبت به سه بُعد فضایی دارای سکون است اما نسبت به جریان آب چه؟ خیر، آب (یا همان جریان زمان) بر سیب می‌گذرد و از آن جایی که جریان زمان، امری نسبی است پس می‌شود گفت که سیب در آب هم در حال حرکت است حتی با اینکه شما آن را گرفته‌اید و نسبت به بستر رودخانه سکون دارد.
در واقعیت هم همین امر اتفاق می‌افتد. تمام اجسامی که در سه بُعد فضا سکون دارند و از نظر ما بی‌حرکت‌اند، در بعد زمان در حالت حرکت هستند، ولی ما این حرکت را حس نمی‌کنیم چون مغز ما جسمی سه بُعدی است و مادۀ سه بُعدی نمی‌تواند فرای این سه بُعد را تجسم کند. مانند اینکه شما بخواهید پارچ آبی را درون یک مربع دو بُعدی که بر روی کاغد نقاشی کرده‌اید، جای دهید.
پس زمان یه مفهوم انتزاعی نیست و بُعد دیگری از واقعیت است که بر همه اجسام در حال گذر است حتی اجسامی که در حالت سکون هستند(اگر سیب تا ابد هم تکان نخورد ولی فاسد که می‌شود چون زمان بر آن جریان دارد). خب سیبی که از شاخه‌ی درخت آویزان است با اینکه حرکت فضایی ندارد ولی حرکت زمانی دارد. و از آن جایی که زمان هم بعد دیگری از فضا است، وقتی که مسیر فضایی سیب در اثر وجود جرم خمیده شود، مسیر زمانی آن را خمیده شده (یا به عبارتی زمان بر آن جسم آهسته‌تر می‌گذرد). وقتی که سیب به هر دلیلی از شاخه‌ی درخت رها شود، حرکت زمانی آن به حرکت فضایی هم انتقال می‌یابد. یا در مثال رودخانه ما، وقتی که سیبی را که با دست درون آب بگه داشته‌اید رها کنید، جریان آب(زمان) سیب را در مسیر بستر رودخانه (سه بُعد فضا) حرکت می دهد.
پس بیاییم در اینجا یک جمع‌بندی انجام دهیم. ما بافت فضا-زمان را در کیهان داریم که سه بُعد فضایی و یک بُعد زمانی دارد. این بافت از هم جدا نیست و هرچه سرش بیاید بر هر چهار بعد تاثیر دارد. اگر جرمی در این بافت قرار بگیرد (زمین، خورشید…) این بافت را به سمت خود خمیده می‌کند( مانند وزنه‌ای که روی خمیر نان می‌گذارید). وقتی که بافت فضا-زمان (هر چهار بُعد) خمیده شود مسیر تمام اجسامی که در حال حرکت با شتاب در خط مستقیم هستند هم تغییر می‌کند و به سمت آن جسم می‌روند. حتی اگر جسمی در حالت سکون (فضایی) باشد، با این حال چون در بعد زمان در حرکت است به سمت آن جسم تمایل دارد و به محض اینکه از سکون خارج شود( سیب از شاخه رها شود) به سمت زمین سقوط می‌کند. و بدین صورت سیب از درخت می‌افتد.
در اینجا به پایان توضیح رسیدیم. ممکن است که هنوز دچار سردرگمی و ابهام باشید که طبیعی است. برای درک پدیده گرانش نیاز است تا درک پیشین و سنتی از فضا، زمان، و حرکت را تغییر دهیم که این کمی دشوار است. باید متوجه بود که فضا قابل تغیر شکل است و زمان یک پدیدۀ ثابت نیست بلکه بعد یا مسیری مضافی بر سه بُعد فضا است که آن هم قابل تغییر است. باید درک از حرکت را تغییر دهیم و بدانیم اجسام در حالت سکون در زمان در حرکت‌اند. بخاطر همین میوه‌ها می‌پوسند و آدم‌ها پیر می‌شوند و فلزات زنگ می‌زنند. بله این چیزها ناشی از تغییرات شیمیایی هستند، اما این تغیرات شیمیایی چیزی جز حرکت مولکول‌ها هستند؟ خیر حرکت این مولکول و اتم و ذرات زیر اتمی هستند که باعث تغیر می‌شوند. این تغییر را زمان می‌گوییم. بخاطر همین است که نباید حرکت و فضا را مجزای بحث زمان دانست. همۀ اینها صورت‌های مختلف یک چیز هستند.
امیدواریم که توانسته باشیم بحث گرانش را برای شما باز کنیم، اما برای این کار مجبور بودیم شما را به سفری در عمق فضا-‌زمان ببریم.

نوشتار و ترجمه: فرهاد نامجو، ارشد مطالعات ترجمه دانشگاه شهید باهنر کرمان

A new way to visualize General Relativity
Why gravity is not a force
howstuffworks.com , How does gravity work
What is gravity , space.com

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
پاسخ ساده ای برای تصویر بالا وجود داشت .

هنگام خورشید گرفتگی شاهد تداخل همدوس و در روز های معمولی شاهد تداخل ناهمدوس! هستیم

https://t.me/higgs_field/1982


👇👇👇
◾️در خورشید گرفتگی چند ماه پیش از روزنه های سایبان با الگوی موجی هلال های (تصویر سمت چپ) خورشید که در برخی تداخل سازنده و برخی دیگر تداخل نابودگر رخ داد .

در تصویر سمت راست نور عبور یافته از روزنه های سایه بان درخت انگور در یک روز معمولی می باشد .

با توجه به اینکه نور در خلاء کوانتومی رفتار موج گونه دارد و به محض ورود به محیط مادی این الگوی موجی فرو می پاشد و الگوی ذره ای جای آن را می گیرد اما باز هم می بینیم تداخل ویرانگر و سازنده در تصویر خورشید گرفتگی که در محیط مادی ثبت شده است ، مشهود است . که نشان میدهد توضیح ماهیت تابش الکترومغناطیسی پیچیده تر از بیان ساده دوگانه موج_ذره است .

کانال میدان هیگز

t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#انفجار #کیلونوا


زمانی که دو ستاره نوترونی به هم برخورد میکنند انفجار مهیبی به نام کیلونوا بوجود می آورند.(یک آتیش بازی خفن و عظیم کیهانی)
بر اثر برخورد دو ستاره نوترونی با یکدیگر انفجاری رخ می‌دهد که «کیلونوا» نام دارد و نباید با ابرنواختر یا سوپرنوا اشتباه گرفته شود. ادغام ستاره‌های نوترونی با یکدیگر مقادیر عظیمی اشعه گاما و امواج الکترومغناطیسی ساطع می‌کند اما این روند کاملا تخریب کننده نیست و در واقع فلزهای سنگین مثل تیتانیوم و طلا هم در آن به وجود می‌آیند. می‌توان اینطور تعبیر کرد که کیلونوا در یک لحظه باعث به وجود آمدن مقادیر عظیمی از فلزهای سنگین می‌شود. منجمان بر این عقیده هستند که طلای روی زمین نیز به همین شکل به وجود آمده است.
این انفجار یکی از قوی ترین انفجارهای کیهان می‌باشد.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
مشاهده درخشان ترین کیلونوا

مشاهدات تلسکوپ فضایی هابل، تابش شدید اشعه مادون قرمز ناشی از یک کیلونوای غیرمعمول که احتمالاً نتیجه برخورد ستارگان نوترونی است را نشان داد؛ مشاهده این انفجار احتمالی بطور غیرمنتظره با نور مادون قرمز شدید ناشی از انفجار پرتوی گاما در ارتباط است. دانشمندان حدس میزنند که این تابش از یک مگنتار که ستاره نوترونی بشدت مغناطیس با نام GRB 200522A است که جمعه ۲ خرداد ۹۹ شناسایی گردید، نتیجه ادغام دو ستاره نوترونی است. در حقیقت یک مگنتار بخشی از خانواده ستاره نوترونی است: ستاره ای بشدت چگال با میدان مغناطیسی چند تریلیون برابر زمین! مگنتارها طبق استانداردهای کیهانی، با عمر کوتاه (شاید ۱۰۰۰۰ سال) منبع احتمالی انفجارهای سریع رادیویی (FRB) هستند. مطالعات رادیویی چندین ساله نیاز است تا تائید کند که آیا واقعاً یک مگنتار پشت این مشاهدات روشن و غیرمنتظره است. کیلو معادل هزار و عنوان کیلونوا بخاطر اوج درخشندگی چشمگیر آنست که ممکن است ۱۰۰۰ برابر بیشتر از یک نواختر کلاسیک! باشد.
شرح تصویر: مفهوم ذهنی هنرمند از توالی وقایع شکل گیری یک Magnetar. اعتبار تصویر از NASA و ESA

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_f
تداخل سازنده و تداخل ویرانگر:

هم فاز بودن یا غیر هم فاز بودن دو موج با توجه به اختلاف فاصله دو پرتو (δ) تعیین می‌شود. تداخل سازنده زمانی رخ می‌دهد که δ صفر یا ضرایبی طبیعی از مقدار طول موج باشد.

θ
که نیمساز زاویه بین r1 و r2 است.

d

فاصله بین دو شکاف است .

در حقیقت تداخل سازنده زمانی رخ می‌دهد که اختلاف فاصله برابر با مضرب صحیحی از طول موج λ باشد.

δmax=d sin θ = m λ

و تداخل ویرانگر هنگامی رخ میدهد :

δmin=d sin θ = m . λ/2

*در هر دو حالت m عدد صحیحی در نظر گرفته میشود .
{..،-2,-1,1,2,..}
*مربوط به مثلثات

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حالت همَدوس ( Coherent states) در مکانیک کوانتومی نوع خاصی از حالت کوانتومی است که دینامیکش تقریباً به رفتار نوسانی یک نوسانگر هارمونیک کلاسیک شباهت دارد؛ و اولین نمونه دینامیک کوانتومی بود که اروین شرودینگر در سال ۱۹۲۶ آن را؛ هنگامی که در جستجوی حل معادله شرودینگری بود که در اصل تطابق صدق کند نتیجه گرفت. نوسانگر هماهنگ کوانتومیو از اینرو، حالت همدوس، از نظریه کوانتومی یک دامنه گسترده ازسیستم فیزیکی ناشی می‌شود. برای مثال، حالت همدوس، با حرکت نوسانی ذره‌ای که در چاه پتانسیل مربعی محبوس است به خوبی توصیف می‌شود. این حالت‌ها در نظریه کوانتومی نور (الکترودینامیک کوانتومی) و دیگر نظریه‌های میدان کوانتومی بوزونی، توسط کار گلاوبر در سال ۱۹۶۳ معرفی شدند. در اینجا حالت همدوس یک میدان با یک میدان نوسانی حالت کوانتومی مربوط به یک موج سینوسی کلاسیکی مثل موج لیزر پیوسته، توصیف می‌شود.
#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
مجموعه #کوانتوم_مکانیک

@higgs_journals آرشیو
@higgs_field کانال
گروه

" عمیقا بر این دیدگاہ پافشارم همہ چیز ' موج ' است "

شرودینگر

تحوّل نگرشی به گیتی ، با کوانتوم مکانیک!