در مدل اتمی چرا الکترون منفی جذب هسته ی مثبت نمیشود؟
#پارت_دوم
بنابراین وقتی الکترون به حجم کمی از فضای اشغال شده هسته نزدیک می شود ، انرژی پتانسیل آن به سمت منهای بی نهایت فرو می کاهد و انرژی جنبشی (حرکت و سرعت) آن به سمت بی نهایت مثبت صعود می کند.
این "نبرد بینهایت" توسط هیچ یک از دو طرف قابل پیروزی نیست ، بنابراین مصالحه ای حاصل می شود که در این نظریه ، سقوط انرژی پتانسیل فقط دو برابر انرژی جنبشی است و الکترون در یک فاصله متوسط که مربوط به بور است بدور هسته می چرخد.
اما این تصویر هنوز یک چیز اشتباه دارد. طبق اصل عدم قطعیت هایزنبرگ :
▪ذره ای به اندازه الکترون کوچک را نمی توان دارای مکان یا حرکت مشخص دانست. اصل هایزنبرگ می گوید که یا مکان یا حرکت یک ذره کوانتومی مانند الکترون را می توان دقیقاً به دلخواه بدست آورد ، اما همانطور که یکی از این کمیت ها با دقت بیشتری مشخص می شود ، دقت دیگری به طور فزاینده ای کاسته می شود. مهم است که درک کنیم این مسئله فقط مسئله مشاهده و اندازه گیری ما نیست بلکه یک ویژگی اساسی طبیعت و کوانتوم مکانیک است.
معنی این امر این است که در محدوده های کوچک اتم ، الکترون واقعاً نمی تواند به عنوان "ذره ای" دارای انرژی و مکان مشخص در نظر گرفته شود ، بنابراین صحبت در مورد "سقوط الکترون" به هسته تا حدی گمراه کننده است.
آرتور ادینگتون ، یک فیزیکدان مشهور ، یک بار ، کاملاً با طنز و مضحکه ، پیشنهاد کرد که توصیف بهتر الکترون "wavicle" باشد!😄
#پایان
References
Why Doesn't the Electron Fall Into the Nucleus? Franklin Mason and Robert Richardson, J Chem. Ed. 1983 (40-42). See also the comment on this article by Werner Luck, J Chem Ed 1985 (914).
For more detailed descriptions of these two kinds of plots, see this McMaster U. page by Richard Bader.
The author is grateful to Robert Harrison of U. of Tennessee-Knoxville whose suggestions led to improving this article.
Contributors and Attributions
Stephen Lower, Professor Emeritus (Simon
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#پارت_دوم
بنابراین وقتی الکترون به حجم کمی از فضای اشغال شده هسته نزدیک می شود ، انرژی پتانسیل آن به سمت منهای بی نهایت فرو می کاهد و انرژی جنبشی (حرکت و سرعت) آن به سمت بی نهایت مثبت صعود می کند.
این "نبرد بینهایت" توسط هیچ یک از دو طرف قابل پیروزی نیست ، بنابراین مصالحه ای حاصل می شود که در این نظریه ، سقوط انرژی پتانسیل فقط دو برابر انرژی جنبشی است و الکترون در یک فاصله متوسط که مربوط به بور است بدور هسته می چرخد.
اما این تصویر هنوز یک چیز اشتباه دارد. طبق اصل عدم قطعیت هایزنبرگ :
▪ذره ای به اندازه الکترون کوچک را نمی توان دارای مکان یا حرکت مشخص دانست. اصل هایزنبرگ می گوید که یا مکان یا حرکت یک ذره کوانتومی مانند الکترون را می توان دقیقاً به دلخواه بدست آورد ، اما همانطور که یکی از این کمیت ها با دقت بیشتری مشخص می شود ، دقت دیگری به طور فزاینده ای کاسته می شود. مهم است که درک کنیم این مسئله فقط مسئله مشاهده و اندازه گیری ما نیست بلکه یک ویژگی اساسی طبیعت و کوانتوم مکانیک است.
معنی این امر این است که در محدوده های کوچک اتم ، الکترون واقعاً نمی تواند به عنوان "ذره ای" دارای انرژی و مکان مشخص در نظر گرفته شود ، بنابراین صحبت در مورد "سقوط الکترون" به هسته تا حدی گمراه کننده است.
آرتور ادینگتون ، یک فیزیکدان مشهور ، یک بار ، کاملاً با طنز و مضحکه ، پیشنهاد کرد که توصیف بهتر الکترون "wavicle" باشد!😄
#پایان
References
Why Doesn't the Electron Fall Into the Nucleus? Franklin Mason and Robert Richardson, J Chem. Ed. 1983 (40-42). See also the comment on this article by Werner Luck, J Chem Ed 1985 (914).
For more detailed descriptions of these two kinds of plots, see this McMaster U. page by Richard Bader.
The author is grateful to Robert Harrison of U. of Tennessee-Knoxville whose suggestions led to improving this article.
Contributors and Attributions
Stephen Lower, Professor Emeritus (Simon
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
▪چرا با وجود میدان الکترواستاتیک اتمی ، الکترون جذب هسته اتم نمی شود؟
بخش اول :
https://t.me/higgs_field/2409
ضمیمه:
https://t.me/higgs_field/2411
بخش دوم :
https://t.me/higgs_field/2416
ضمیمه:
https://t.me/higgs_field/2412
بخش اول :
https://t.me/higgs_field/2409
ضمیمه:
https://t.me/higgs_field/2411
بخش دوم :
https://t.me/higgs_field/2416
ضمیمه:
https://t.me/higgs_field/2412
▪در واقع تحت شرایطی پروتون ها می توانند الکترون جذب کنند این فرآیند به "جذب الکترون" معروف است و حالت مهمی از فروپاشی رادیواکتیو است. در گرفتن الکترون ، یک الکترون اتمی توسط یک پروتون در هسته جذب می شود و پروتون را به نوترون تبدیل می کند. الکترون به عنوان یک الکترون اتمی منظم شروع می شود ، عملکرد موج آن از طریق اتم پخش می شود و با هسته همپوشانی دارد. با گذشت زمان ، الکترون از طریق قسمت همپوشانی خود با پروتون واکنش نشان می دهد ، تا در نقطه ای از هسته سقوط می کند و با تبدیل شدن به بخشی از نوترون جدید ناپدید می شود. از آنجا که اتم اکنون دارای یک پروتون کمتر است ، جذب الکترون نوعی واپاشی رادیواکتیو است که یک عنصر را به عنصر دیگری تبدیل می کند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
▪نیروی هسته ای ضعیف ، نیروی پایه در کنار نیروی هستهای قوی، الکترومغناطیس، و گرانش در فیزیک ذرات است که مسئول واپاشی هستهای و قبل از همه واپاشی بتا است که در آن یک نوترون به یک پروتون و یک الکترونو یک پادنوترینو تبدیل میشود.
▪واپاشی بتا
نیروی هستهای ضعیف که بین کوارکها و لپتونها اتفاق میافتد، باعث تبدیل و تبادل انرژی و تکانه بین آنها میشود.
نیروی هسته ای ضعیف ۶^۱۰ بار از نیروی هسته ای قوی ضعیف تر است. (در فاصله ۱ فتومتری(۱۵-^۱۰ متر) نیروی هسته ای قوی، ۱۳۷ برابر نیروی الکترومغناطیس، ۶^۱۰ برابر نیروی هسته ای ضعیف، ۳۸^۱۰ برابر نیروی گرانش قدرت دارد)
همانند، سایر نیروهای پایه در فیزیک، نیروی هستهای ضعیف نیز توسط تبادل بوزونها صورت میگیرد، که در اینجا ذره تبادل شده، Z- بوزون یا یکی از W- بوزونها (یعنی با بار مثبت یا منفی) میباشد.
برد نیروی هستهای ضعیف قابل مقایسه با نیروی قوی میباشد. در واقع نیروی هستهای ضعیف و نیروی الکترومغناطیسی تنها دو جنبه از نیرویی واحدند به نام نیروی الکترو-ضعیف. وقتی انرژی ذرات بیش از ۵۰۰۰۰ مگا الکترون ولت باشد نیروی وحدت یافته الکترو ضعیف احساس میشود. با کم شدن انرژی به صورت دو نیروی مجزا عمل میکنند.
در نظریه میدانهای کوانتومی quantum field theory، مدل استانداردی که بتواند نیروی هستهای ضعیف و نیروی الکترومغناطیسی را باهم توجیه کند، برای اولین بار توسط شلدون گلاسشو، محمد عبدالسلام و استیفن واینبرگ در سال ۱۹۶۸ ارائه شد و از این سه فیزیکدان، سال ۱۹۷۹ با اعطای جایزه نوبل فیزیک قدردانی شد.
#میدان_هیگز
t.me/higgs_field
▪واپاشی بتا
نیروی هستهای ضعیف که بین کوارکها و لپتونها اتفاق میافتد، باعث تبدیل و تبادل انرژی و تکانه بین آنها میشود.
نیروی هسته ای ضعیف ۶^۱۰ بار از نیروی هسته ای قوی ضعیف تر است. (در فاصله ۱ فتومتری(۱۵-^۱۰ متر) نیروی هسته ای قوی، ۱۳۷ برابر نیروی الکترومغناطیس، ۶^۱۰ برابر نیروی هسته ای ضعیف، ۳۸^۱۰ برابر نیروی گرانش قدرت دارد)
همانند، سایر نیروهای پایه در فیزیک، نیروی هستهای ضعیف نیز توسط تبادل بوزونها صورت میگیرد، که در اینجا ذره تبادل شده، Z- بوزون یا یکی از W- بوزونها (یعنی با بار مثبت یا منفی) میباشد.
برد نیروی هستهای ضعیف قابل مقایسه با نیروی قوی میباشد. در واقع نیروی هستهای ضعیف و نیروی الکترومغناطیسی تنها دو جنبه از نیرویی واحدند به نام نیروی الکترو-ضعیف. وقتی انرژی ذرات بیش از ۵۰۰۰۰ مگا الکترون ولت باشد نیروی وحدت یافته الکترو ضعیف احساس میشود. با کم شدن انرژی به صورت دو نیروی مجزا عمل میکنند.
در نظریه میدانهای کوانتومی quantum field theory، مدل استانداردی که بتواند نیروی هستهای ضعیف و نیروی الکترومغناطیسی را باهم توجیه کند، برای اولین بار توسط شلدون گلاسشو، محمد عبدالسلام و استیفن واینبرگ در سال ۱۹۶۸ ارائه شد و از این سه فیزیکدان، سال ۱۹۷۹ با اعطای جایزه نوبل فیزیک قدردانی شد.
#میدان_هیگز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
سوالات شجاعانه بپرسید
به جوابهای سطحی راضی نباشید.
آماده شگفتی در لحظه باشید.
همه ادعاهای دانش را بدون استثناء در معرض بررسی دقیق قرار دهید.
به خطا پذیری انسان آگاه باشید.
گونه و سیاره خود را گرامی بدارید.
#زنده_یاد_کارل_سیگن
به جوابهای سطحی راضی نباشید.
آماده شگفتی در لحظه باشید.
همه ادعاهای دانش را بدون استثناء در معرض بررسی دقیق قرار دهید.
به خطا پذیری انسان آگاه باشید.
گونه و سیاره خود را گرامی بدارید.
#زنده_یاد_کارل_سیگن
🌏ظهور زمین تخت گرایان در جامعه، از بهترین شواهد برای شکست سیستم آموزش ماست...
💠نیل دگراس تایسون
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
💠نیل دگراس تایسون
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
▪پایان عصر فیزیک کلاسیک و آغاز عصر مکانیک کوانتومی
پارت اول :
https://t.me/higgs_field/1832
پارت دوم :
https://t.me/higgs_field/2013
پارت اول :
https://t.me/higgs_field/1832
پارت دوم :
https://t.me/higgs_field/2013
نوترون به طور طبیعی درون هستهی اتمها وجود دارد و اگر خارج از اتم قرار بگیرد، بهسرعت تبدیل به پروتون و الکترون میشود. روشهای زمینی اندازهگیری طول عمر نوترون عبارتاند از؛ «روش بطری» و «روش پرتو». در روش بطری نوترون درون یک بطری گیراندازی میشود و مدت زمان واپاشی رادیواکتیو آن اندازهگیری میشود. در این روش، متوسط طول عمر نوترون ۸۷۹ ثانیه بهدست آمده است. در روش پرتو، پرتوی از نوترون تابیده میشود و تعداد پروتونهایی که با واپاشی رادیواکتیو تولید میشوند، اندازهگیری میشود. طبق این روش طول عمر نوترون ۸۸۸ ثانیه بهدست آمده است. هر چند تفاوت محاسبات در این دو روش به نظر ناچیز میآید، ولی به نظر دانشمندان این تفاوت بسیار زیاد است و دقت پایین روشها را نشان میدهد.
*نیمه عمر نوترون آزاد، طبق اندازه گیری اسپیواک (Spivak) برابر با 1107 ± 0.3 دقیقه به دست آمده است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
*نیمه عمر نوترون آزاد، طبق اندازه گیری اسپیواک (Spivak) برابر با 1107 ± 0.3 دقیقه به دست آمده است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#کوانتوم_مکانیک
🔶️ گروهی از اخترفیزیکدانان با استفاده از دادههای پلاریزه ماهواره #پلانک متعلق به آژانس فضایی اروپا که مأموریت آن مطالعهی تابش زمینهی کیهانی یا کهنترین نور کیهان بود موفق شدند نشانههای خیرهکنندهای از فیزیک جدید را در فراسوی مدل استاندارد ذرات و میدانهای بنیادین آشکار کنند
🔶️ دکتر یوتو مینامی از سازمان تحقیقات شتاب دهنده انرژی بالا در ژاپنKEKو دکتر ایچیرو کوماتسواز انیستیتوی فیزیک و ریاضیات کیهانی کاولی و موسسه اخترفیزیک ماکس پلانک عنوان کردند.
چنین به نظر میرسد که قوانین فیزیکی حاکم بر کیهان هرگاه در آینه وارونه شوند باز هم بدون تغییر باقی میمانند. برای مثال قوانین الکترومغناطیس خواه در یک سیستم اصلی به کار روند و خواه در تصویر آینهای آن سیستم که در آن همهی مختصاتهای فضایی وارونه شدهاند باز هم عملکرد یکسانی دارنداین محققان افزودند بنابراین اگر این تقارن یا پاریته به نوعی نقض شود، چه بسا درک ماهیت گریزپای ماده تاریک و انرژی تاریک نیز که به ترتیب ۲۵ و ۷۰ درصد انرژی کیهان امروزی را شامل میشوند آسان گرددبا وجود آنکه هر دو پدیده را تاریک مینامیم اما هرکدام در تکامل کیهان عکس هم عمل میکنندماده تاریک تمایل دارد همه چیز را جذب کند در حالی که انرژی تاریک موجب انبساط سریعتر کیهان میشود
پژوهشگران نشانههایی از نقض پاریته تقارن را در تابش پس زمینه کیهانیCMB کشف کردندپژوهشگران عنوان کردند چهارصد هزار سال پس از بیگ بنگ تابش CMB در هنگام پراکنش توسط الکترونها پلاریزه شداز آنجایی که این نور در مدت ۱۳.۸ میلیارد سال سرتاسر کیهان را درنوردیده است پس برهمکنش آن باماده تاریک یا انرژی تاریک میتواند منجر به چرخش صفحهی پلاریزاسون آن به اندازهی زاویه β شود.
دکتر مینامی عنوان کرد اگر ماده تاریک یا انرژی تاریکبا تابش پس زمینه کیهانی برهمکنش کندبه طوری که پاریته تقارن نقض شودآنگاه میتوانیم شناسهی این برهمکنش را در دادههای پلاریزه ردیابی کنیم گروه پژوهشی برای اندازهگیری زاویه چرخش β به آشکارسازهایی نیاز داشتند که مثل آشکارسازهای مستقر بر ماهواره پلانک به نور پلاریزه حساس باشند و همچنین باید مقادیر زاویه پلاریزاسیون مطلق را میدانستند.
دکتر مینامی گفت روش جدیدی را ابداع کردیم تا با استفاده از نور پلاریزۀ منتشر شده از غبار موجود در راه شیری بتوانیم مقدار زاویهی چرخش مصنوعی را تعیین کنیم با این روش به دقتی دست یافتیم که دو برابر دقت کارهای قبلی بود و بنابراین سرانجام توانستیم مقدار β را اندازهگیری کنیم به گفته دانشمندان فاصلهای که نور از میان غبار درون راه شیری میپیمایدبسیار کوتاهتر از فاصلهای است که تابش پس زمینه کیهانی طی میکند بدین معنی که نور ساطعشده از غبار تحت تأثیر ماده تاریک یا انرژی تاریک قرار نمیگیرد و بنابراین در حالی که چرخش مصنوعی بر هر دو تابش اثر میگذارد مقدار زاویه چرخش β فقط در تابش CMB مشاهده میشود. بنابراین، با محاسبهی اختلاف زاویهی پلاریزاسیون اندازهگیریشده بین دو منبع نوری میتوان مقدار β را تعیین کرد
اخترفیزیکدانان با بکارگیری این روش جدید موفق شدند مقدار β را ۰.۳۵ درجه تعیین کنند و بنابراین با سطح اطمینان ۹۹.۲٪ مقدار β معادل صفر نخواهد بود دکتر کوماتسو عنوان کرد واضح است که ما هنوز شواهد قاطعی بر وجود فیزیک جدید نیافتهایم و برای اثبات این نشانه به شواهد آماری قانعکنندهتری نیاز داریم اما این یک کشف بسیار هیجانانگیز است زیرا توانستیم با روشی جدید این اندازهگیری ناممکن را ممکن سازیم و چه بسا همین کشف جدید اشارهای به فیزیک جدید باشد.
#مـترجم_امـینـی
https://journals.aps.org/prl/abstract/10.1103/PhysRevLett.125.221301
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
🔶️ گروهی از اخترفیزیکدانان با استفاده از دادههای پلاریزه ماهواره #پلانک متعلق به آژانس فضایی اروپا که مأموریت آن مطالعهی تابش زمینهی کیهانی یا کهنترین نور کیهان بود موفق شدند نشانههای خیرهکنندهای از فیزیک جدید را در فراسوی مدل استاندارد ذرات و میدانهای بنیادین آشکار کنند
🔶️ دکتر یوتو مینامی از سازمان تحقیقات شتاب دهنده انرژی بالا در ژاپنKEKو دکتر ایچیرو کوماتسواز انیستیتوی فیزیک و ریاضیات کیهانی کاولی و موسسه اخترفیزیک ماکس پلانک عنوان کردند.
چنین به نظر میرسد که قوانین فیزیکی حاکم بر کیهان هرگاه در آینه وارونه شوند باز هم بدون تغییر باقی میمانند. برای مثال قوانین الکترومغناطیس خواه در یک سیستم اصلی به کار روند و خواه در تصویر آینهای آن سیستم که در آن همهی مختصاتهای فضایی وارونه شدهاند باز هم عملکرد یکسانی دارنداین محققان افزودند بنابراین اگر این تقارن یا پاریته به نوعی نقض شود، چه بسا درک ماهیت گریزپای ماده تاریک و انرژی تاریک نیز که به ترتیب ۲۵ و ۷۰ درصد انرژی کیهان امروزی را شامل میشوند آسان گرددبا وجود آنکه هر دو پدیده را تاریک مینامیم اما هرکدام در تکامل کیهان عکس هم عمل میکنندماده تاریک تمایل دارد همه چیز را جذب کند در حالی که انرژی تاریک موجب انبساط سریعتر کیهان میشود
پژوهشگران نشانههایی از نقض پاریته تقارن را در تابش پس زمینه کیهانیCMB کشف کردندپژوهشگران عنوان کردند چهارصد هزار سال پس از بیگ بنگ تابش CMB در هنگام پراکنش توسط الکترونها پلاریزه شداز آنجایی که این نور در مدت ۱۳.۸ میلیارد سال سرتاسر کیهان را درنوردیده است پس برهمکنش آن باماده تاریک یا انرژی تاریک میتواند منجر به چرخش صفحهی پلاریزاسون آن به اندازهی زاویه β شود.
دکتر مینامی عنوان کرد اگر ماده تاریک یا انرژی تاریکبا تابش پس زمینه کیهانی برهمکنش کندبه طوری که پاریته تقارن نقض شودآنگاه میتوانیم شناسهی این برهمکنش را در دادههای پلاریزه ردیابی کنیم گروه پژوهشی برای اندازهگیری زاویه چرخش β به آشکارسازهایی نیاز داشتند که مثل آشکارسازهای مستقر بر ماهواره پلانک به نور پلاریزه حساس باشند و همچنین باید مقادیر زاویه پلاریزاسیون مطلق را میدانستند.
دکتر مینامی گفت روش جدیدی را ابداع کردیم تا با استفاده از نور پلاریزۀ منتشر شده از غبار موجود در راه شیری بتوانیم مقدار زاویهی چرخش مصنوعی را تعیین کنیم با این روش به دقتی دست یافتیم که دو برابر دقت کارهای قبلی بود و بنابراین سرانجام توانستیم مقدار β را اندازهگیری کنیم به گفته دانشمندان فاصلهای که نور از میان غبار درون راه شیری میپیمایدبسیار کوتاهتر از فاصلهای است که تابش پس زمینه کیهانی طی میکند بدین معنی که نور ساطعشده از غبار تحت تأثیر ماده تاریک یا انرژی تاریک قرار نمیگیرد و بنابراین در حالی که چرخش مصنوعی بر هر دو تابش اثر میگذارد مقدار زاویه چرخش β فقط در تابش CMB مشاهده میشود. بنابراین، با محاسبهی اختلاف زاویهی پلاریزاسیون اندازهگیریشده بین دو منبع نوری میتوان مقدار β را تعیین کرد
اخترفیزیکدانان با بکارگیری این روش جدید موفق شدند مقدار β را ۰.۳۵ درجه تعیین کنند و بنابراین با سطح اطمینان ۹۹.۲٪ مقدار β معادل صفر نخواهد بود دکتر کوماتسو عنوان کرد واضح است که ما هنوز شواهد قاطعی بر وجود فیزیک جدید نیافتهایم و برای اثبات این نشانه به شواهد آماری قانعکنندهتری نیاز داریم اما این یک کشف بسیار هیجانانگیز است زیرا توانستیم با روشی جدید این اندازهگیری ناممکن را ممکن سازیم و چه بسا همین کشف جدید اشارهای به فیزیک جدید باشد.
#مـترجم_امـینـی
https://journals.aps.org/prl/abstract/10.1103/PhysRevLett.125.221301
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Physical Review Letters
New Extraction of the Cosmic Birefringence from the Planck 2018 Polarization Data
A new analysis of the cosmic microwave background shows that its polarization may be rotated by exotic effects indicating beyond-standard-model physics.
کارل ادوارد سِیگِن Carl Edward Sagan
#کارل_سیگن
#carl_sagan
زادهٔ ۹ نوامبر ۱۹۳۴ – درگذشتهٔ ۲۰ دسامبر ۱۹۹۶
▪ اخترشناس آمریکایی،اخترشیمیدان، مشاور سازمان ناسا، نویسنده و مروج موفق اخترشناسی، اخترفیزیک و سایر علوم طبیعی بود. او پیشگاماخترزیستشناسی و بنیادگذار طرح جستجوی هوش فرازمینی معروف به «سِتی» بود.
سِیگِن در بروکلین، نیویورک در یک خانوادهٔ یهودی زاده شد و ازدانشگاه شیکاگو دو مدرک کارشناسی، یک مدرک کارشناسی ارشد، و دکترای اخترفیزیک دریافت نمود. وی در دانشگاه برکلی و دانشگاه هاروارد مدتی مشغول پژوهش شد و سرانجام به استادی دانشگاه کرنل رسید.
کارل سِیگِن پس از ابتلا به بیماری سندرم میلودیسپلاستیک او برای مدت ۲ سال پیوند مغز استخوان از خواهر خود دریافت میکرد. با اینحال، سرانجام در سال ۱۹۹۶ در سیاتل و در سن ۶۲ سالگی به مبارزه علیه بیماری سندرم میلودیسپلاستیک که به آن مبتلا شده بود، پایان داد و بر اثر عارضهٔ سینهپهلو درگذشت. او در قبرستان لیک ویو در ایتاکا (نیویورک) دفن شد.
جوایز و افتخارات:
Annual Award for Television Excellence - 1981 - دانشگاه ایالتی اوهایو - PBS series Cosmos
Apollo Achievement Award - National Aeronautics and Space Administration
NASA Distinguished Public Service Medal - National Aeronautics and Space Administration (twice)
جایزه امی - Outstanding Individual Achievement - 1981 - PBS series Cosmos
Emmy - Outstanding Informational Series - 1981 - PBS series Cosmos
Exceptional Scientific Achievement Medal - National Aeronautics and Space Administration
Helen Caldicott Leadership Award - Women's Action for Nuclear Disarmament
جایزه هوگو - 1981 - Cosmos
Humanist of the Year - 1981 - Awarded by the انجمن انسانگرای آمریکایی
In Praise of Reason Award - 1987 - کمیتهٔ تحقیق شکگرایانه
Isaac Asimov Award - 1994 - کمیتهٔ تحقیق شکگرایانه
جان اف. کندی کیهاننوردی Award - American Astronautical Society
John W. Campbell Memorial Award - 1974 - Cosmic Connection: An Extraterrestrial Perspective
Joseph Priestley Award - "For distinguished contributions to the welfare of mankind»
Klumpke-Roberts Award of the Astronomical Society of the Pacific - 1974
کنستانتین تسیولکوفسکی Medal - Awarded by the Soviet Cosmonauts Federation
جایزه لوکس 1986 - Contact
Lowell Thomas Award - Explorers Club - 75th Anniversary
Masursky Award - جامعهٔ اخترشناسی آمریکا
Miller Research Fellowship - Miller Institute (1960-1962)
New Jersey Hall of Fame - 2009 inductee[۷]
Oersted Medal - 1990 - انجمن مدرسین فیزیک آمریکا
جایزه پیبادی - 1980 - PBS series Cosmos
Prix Galbert - The international prize of کیهاننوردی
Public Welfare Medal - 1994 - National Academy of Sciences
Pulitzer Prize for General Non-Fiction - 1978 - The Dragons of Eden
SF Chronicle Award - 1998 - Contact
Named the "99th Greatest American" on the June 5, 2005, Greatest American show on the شبکهٔ تلویزیونی دیسکاوری
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#کارل_سیگن
#carl_sagan
زادهٔ ۹ نوامبر ۱۹۳۴ – درگذشتهٔ ۲۰ دسامبر ۱۹۹۶
▪ اخترشناس آمریکایی،اخترشیمیدان، مشاور سازمان ناسا، نویسنده و مروج موفق اخترشناسی، اخترفیزیک و سایر علوم طبیعی بود. او پیشگاماخترزیستشناسی و بنیادگذار طرح جستجوی هوش فرازمینی معروف به «سِتی» بود.
سِیگِن در بروکلین، نیویورک در یک خانوادهٔ یهودی زاده شد و ازدانشگاه شیکاگو دو مدرک کارشناسی، یک مدرک کارشناسی ارشد، و دکترای اخترفیزیک دریافت نمود. وی در دانشگاه برکلی و دانشگاه هاروارد مدتی مشغول پژوهش شد و سرانجام به استادی دانشگاه کرنل رسید.
کارل سِیگِن پس از ابتلا به بیماری سندرم میلودیسپلاستیک او برای مدت ۲ سال پیوند مغز استخوان از خواهر خود دریافت میکرد. با اینحال، سرانجام در سال ۱۹۹۶ در سیاتل و در سن ۶۲ سالگی به مبارزه علیه بیماری سندرم میلودیسپلاستیک که به آن مبتلا شده بود، پایان داد و بر اثر عارضهٔ سینهپهلو درگذشت. او در قبرستان لیک ویو در ایتاکا (نیویورک) دفن شد.
جوایز و افتخارات:
Annual Award for Television Excellence - 1981 - دانشگاه ایالتی اوهایو - PBS series Cosmos
Apollo Achievement Award - National Aeronautics and Space Administration
NASA Distinguished Public Service Medal - National Aeronautics and Space Administration (twice)
جایزه امی - Outstanding Individual Achievement - 1981 - PBS series Cosmos
Emmy - Outstanding Informational Series - 1981 - PBS series Cosmos
Exceptional Scientific Achievement Medal - National Aeronautics and Space Administration
Helen Caldicott Leadership Award - Women's Action for Nuclear Disarmament
جایزه هوگو - 1981 - Cosmos
Humanist of the Year - 1981 - Awarded by the انجمن انسانگرای آمریکایی
In Praise of Reason Award - 1987 - کمیتهٔ تحقیق شکگرایانه
Isaac Asimov Award - 1994 - کمیتهٔ تحقیق شکگرایانه
جان اف. کندی کیهاننوردی Award - American Astronautical Society
John W. Campbell Memorial Award - 1974 - Cosmic Connection: An Extraterrestrial Perspective
Joseph Priestley Award - "For distinguished contributions to the welfare of mankind»
Klumpke-Roberts Award of the Astronomical Society of the Pacific - 1974
کنستانتین تسیولکوفسکی Medal - Awarded by the Soviet Cosmonauts Federation
جایزه لوکس 1986 - Contact
Lowell Thomas Award - Explorers Club - 75th Anniversary
Masursky Award - جامعهٔ اخترشناسی آمریکا
Miller Research Fellowship - Miller Institute (1960-1962)
New Jersey Hall of Fame - 2009 inductee[۷]
Oersted Medal - 1990 - انجمن مدرسین فیزیک آمریکا
جایزه پیبادی - 1980 - PBS series Cosmos
Prix Galbert - The international prize of کیهاننوردی
Public Welfare Medal - 1994 - National Academy of Sciences
Pulitzer Prize for General Non-Fiction - 1978 - The Dragons of Eden
SF Chronicle Award - 1998 - Contact
Named the "99th Greatest American" on the June 5, 2005, Greatest American show on the شبکهٔ تلویزیونی دیسکاوری
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
فونت پیشفرض تلگرام زیادی درشته، برای دسترسی و مطالعه آسانتر مطالب فونت تلگرام را از تنظیمات - تنظیمات گفتگو - اندازه متن پیام کاهش دهید که مجبور نباشید مداوم پیمایش کنید.
Light Emitting Diode
▪دیود نورافشان یا آنچه با نام LED شناخته میشود قهرمانان ستایش نشده دنیای الکترونیک هستند. LED ها ده ها کار متفاوت را انجام می دهند و در تمامی وسایل یافت می شوند. مثلا در ساعت های دیجیتالیاعداد را درست می کنند، در کنترل ها اطلاعات را جابه جا می کنند، صفحه ساعت را روشن می کنند و به شما می گویند وسیله هایتان چه زمانی روشن شده اند. انبوهی از آنها در کنار هم صفحه نمایش های بزرگ و یا چراغ های راهنمایی را شکل می دهند.
می توان آنها را به حباب های کوچک نوری تعبیر کرد که به سادگی در مدارهای الکترونیکی گنجانده می شوند. اما برخلاف لامپ های رشته ای معمولی دارای رشته فیلامان سوزان نیستند و هرگز داغ نمی شوند. آنها تنها در اثر حرکت الکترون ها در یک ماده نیمه رسانا نور تولید می کنند و طول عمرشان اندازه یک ترانزیستور استاندارد است، چیزی حدود هزار ساعت بیشتر از لامپ های رشته ای. این ال ای دی ها در تکنولوژی جدید تلویزیون به کار رفته اند.
▪به ساختمان دیود دقت کنید پایه آند قرار دادی در واقع کاتد حقیقی است . سیم باریکی الکترون های آزاد پر انرژی را به میانه نیمه رسانای سرشار از حفره (جای خالی الکترون) تزریق می کند و الکترون ها مجبور هستند میزانی از انرژی را به محیط تابش کنند تا حفره مورد نظر را پر کنند .
🆔 @phys_Q
▪دیود نورافشان یا آنچه با نام LED شناخته میشود قهرمانان ستایش نشده دنیای الکترونیک هستند. LED ها ده ها کار متفاوت را انجام می دهند و در تمامی وسایل یافت می شوند. مثلا در ساعت های دیجیتالیاعداد را درست می کنند، در کنترل ها اطلاعات را جابه جا می کنند، صفحه ساعت را روشن می کنند و به شما می گویند وسیله هایتان چه زمانی روشن شده اند. انبوهی از آنها در کنار هم صفحه نمایش های بزرگ و یا چراغ های راهنمایی را شکل می دهند.
می توان آنها را به حباب های کوچک نوری تعبیر کرد که به سادگی در مدارهای الکترونیکی گنجانده می شوند. اما برخلاف لامپ های رشته ای معمولی دارای رشته فیلامان سوزان نیستند و هرگز داغ نمی شوند. آنها تنها در اثر حرکت الکترون ها در یک ماده نیمه رسانا نور تولید می کنند و طول عمرشان اندازه یک ترانزیستور استاندارد است، چیزی حدود هزار ساعت بیشتر از لامپ های رشته ای. این ال ای دی ها در تکنولوژی جدید تلویزیون به کار رفته اند.
▪به ساختمان دیود دقت کنید پایه آند قرار دادی در واقع کاتد حقیقی است . سیم باریکی الکترون های آزاد پر انرژی را به میانه نیمه رسانای سرشار از حفره (جای خالی الکترون) تزریق می کند و الکترون ها مجبور هستند میزانی از انرژی را به محیط تابش کنند تا حفره مورد نظر را پر کنند .
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍1
"بر اساس محاسبات ریاضی، حجم كل اطلاعات اینترنت به سبكی یك توت فرنگی بزرگ است!"
به گزارش سرویس فناوری خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، این اندازه گیری با تقلید از شیوه یك ریاضیدان به دست آمده كه اخیرا با محاسبه انرژی حاصل شده توسط الكترونها در زمان ذخیره اطلاعات و وزن این انرژی، به این نتیجه رسیده بود كه خوانندگان كتابهای الكترونیكی به مرور وزن كسب می كنند.
جالب تر این كه با وجود این وزن كلی 50 گرمی، اطلاعات واقعی درون اینترنت از وزنی كمتر از یك ذره غبار برخوردار است. بر اساس این محاسبه، عدد 50 گرم، وزن تمام الكترون های موجود در الكتریسیته برای به كار انداختن اینترنت برای حدود 75 تا 100 میلیون سرور پشتیبانی اینترنت بوده و رایانه های خانگی جزو آن نیستند.
كل این میزان به اندازه حدود 40 میلیارد وات است كه وزنی معادل یك توت فرنگی درشت دارد. حتی اگر بخواهیم تمام رایانه های خانگی را نیز به این میزان بیفزایم، وزن آنها به سختی از سه توت فرنگی فراتر خواهد رفت.
وزن داده های ذخیره شده در اینترنت حتی بسیار كمتر است. تعیین كمیت میزان داده موجود در اینترنت بسیار مشكل بوده و شبكه Vsauce از برآورد اریك اشمیت در یك تاریخ خاص استفاده كرده است. بنا به برآورد اشمیت، پنج میلیون ترابایت اطلاعات در اینترنت وجود داشته كه سهم گوگل از آن تنها 0.04 درصد است. به تخمین شبكه Vsauce، وزن كلی داده ها بر این اساس، 0.02 میلیونیوم یك اونس است.
--------------------
الکترون Electron (با نماد −e یا −β) یک ذره زیر اتمی با بار الکتریکی منفی و برابر با بار بنیادی میباشد.
الکترونها به نسل نخست از خانواده #لپتونها تعلق دارند و بهطور عمومی به عنوان ذره بنیادی شناخته میشوند زیرا هیچ جزء و زیرساختار تشکیلدهنده شناختهشدهای ندارند.
الکترون جرمی تقریباً برابر با یک بر روی ۱۸۳۶ جرم پروتون دارد.
ویژگیهای کوانتومی الکترون شامل تکانه زاویهای ذاتی (اسپین) با مقدار نیمهصحیح بر حسب ħ(ثابت کاهیدهٔ پلانک)است و این یعنی الکترون یک نوع فرمیوناست. به دلیل فرمیون بودن، طبق اصل طرد پاولی، دو الکترون مختلف نمیتوانند حالات کوانتومی یکسانی را اشغال کنند.
الکترونها، همانند همهٔ مواد، هم ویژگیهای ذرهای و هم موجی را دارا هستند، یعنی هم میتوانند با ذرات دیگر برخورد کنند و هم مانند نور دچار پراش شوند. مشاهده ویژگیهای موجی الکترون نسبت به ذراتی مانند نوترون و پروتون آسانتر است زیرا جرم الکترون کمتر است و در نتیجه طول موج دوبروی آن برای انرژیهای معمول بالاتر است.
▪جرم یک الکترون :
9.10938291 × 10^ -31 kg
https://www.telegraph.co.uk/technology/internet/8865093/Internet-weighs-the-same-as-a-strawberry.html
🆔 @phys_Q
به گزارش سرویس فناوری خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، این اندازه گیری با تقلید از شیوه یك ریاضیدان به دست آمده كه اخیرا با محاسبه انرژی حاصل شده توسط الكترونها در زمان ذخیره اطلاعات و وزن این انرژی، به این نتیجه رسیده بود كه خوانندگان كتابهای الكترونیكی به مرور وزن كسب می كنند.
جالب تر این كه با وجود این وزن كلی 50 گرمی، اطلاعات واقعی درون اینترنت از وزنی كمتر از یك ذره غبار برخوردار است. بر اساس این محاسبه، عدد 50 گرم، وزن تمام الكترون های موجود در الكتریسیته برای به كار انداختن اینترنت برای حدود 75 تا 100 میلیون سرور پشتیبانی اینترنت بوده و رایانه های خانگی جزو آن نیستند.
كل این میزان به اندازه حدود 40 میلیارد وات است كه وزنی معادل یك توت فرنگی درشت دارد. حتی اگر بخواهیم تمام رایانه های خانگی را نیز به این میزان بیفزایم، وزن آنها به سختی از سه توت فرنگی فراتر خواهد رفت.
وزن داده های ذخیره شده در اینترنت حتی بسیار كمتر است. تعیین كمیت میزان داده موجود در اینترنت بسیار مشكل بوده و شبكه Vsauce از برآورد اریك اشمیت در یك تاریخ خاص استفاده كرده است. بنا به برآورد اشمیت، پنج میلیون ترابایت اطلاعات در اینترنت وجود داشته كه سهم گوگل از آن تنها 0.04 درصد است. به تخمین شبكه Vsauce، وزن كلی داده ها بر این اساس، 0.02 میلیونیوم یك اونس است.
--------------------
الکترون Electron (با نماد −e یا −β) یک ذره زیر اتمی با بار الکتریکی منفی و برابر با بار بنیادی میباشد.
الکترونها به نسل نخست از خانواده #لپتونها تعلق دارند و بهطور عمومی به عنوان ذره بنیادی شناخته میشوند زیرا هیچ جزء و زیرساختار تشکیلدهنده شناختهشدهای ندارند.
الکترون جرمی تقریباً برابر با یک بر روی ۱۸۳۶ جرم پروتون دارد.
ویژگیهای کوانتومی الکترون شامل تکانه زاویهای ذاتی (اسپین) با مقدار نیمهصحیح بر حسب ħ(ثابت کاهیدهٔ پلانک)است و این یعنی الکترون یک نوع فرمیوناست. به دلیل فرمیون بودن، طبق اصل طرد پاولی، دو الکترون مختلف نمیتوانند حالات کوانتومی یکسانی را اشغال کنند.
الکترونها، همانند همهٔ مواد، هم ویژگیهای ذرهای و هم موجی را دارا هستند، یعنی هم میتوانند با ذرات دیگر برخورد کنند و هم مانند نور دچار پراش شوند. مشاهده ویژگیهای موجی الکترون نسبت به ذراتی مانند نوترون و پروتون آسانتر است زیرا جرم الکترون کمتر است و در نتیجه طول موج دوبروی آن برای انرژیهای معمول بالاتر است.
▪جرم یک الکترون :
9.10938291 × 10^ -31 kg
https://www.telegraph.co.uk/technology/internet/8865093/Internet-weighs-the-same-as-a-strawberry.html
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
Light Emitting Diode
▪#فوتون شکلی از انرژی است که می تواند توسط الکترون های اتم جذب یا آزاد شود. نور از بسته های بسیار ریزی تشکیل شده است که #انرژی و #تکانه دارند اما #جرم سکون ندارند. این بسته های انرژی که فوتون نامیده می شوند واحدهای پایه تشکیل دهنده نور هستند.
فوتون ها در نتیجه جابجایی تراز انرژی الکترون ها آزاد می شوند. در یک اتم، الکترون ها در اوربیتال هایی در اطراف هسته حرکت می کنند. الکترون ها در اوربیتال های مختلف مقدار انرژی های متفاوتی دارند. الکترون های که در #اوربیتال های دورتر از هسته حرکت می کنند انرژی بیشتری دارند.
برای آنکه الکترون بتواند از یک لایه به لایه دیگری که انرژی بالاتری دارد برود باید از جایی انرژی اش تامین شود. اما اگر از یک اوربیتال بالایی به یک اوربیتال پایین تر برود انرژی آزاد می کند. این انرژی به شکل فوتون آزاد می شود. هر چه تغییر انرژی بین لایه های اوربیتال بیشتر باشد، فوتون آزاد شده دارای انرژی بیشتری خواهد بود که با #فرکانس بالاتر توصیف می شود.
همانطور که پیشتر دیدیم الکترون های آزادی که در دیود حرکت می کنند می توانند به داخل حفره ها بیفتند. این به معنی رفتن به یک اوربیتال پایینتر و در نتیجه آزاد کردن انرژی به شکل فوتون می باشد. این اتفاق در همه دیودها رخ می دهد اما فوتون ها فقط در برخی مواد و آلیاژهای خاص قابل دیدن هستند. به عنوان مثال اتم های دیود سیلیکونی استاندارد نوعی مرتب شده اند که الکترون در فاصله های کوتاهی حرکت می کند و درنتیجه فرکانس فوتون ها آنقدر کم است که با چشم قابل دیدن هستند. فرکانس آنها در قسمت مادون قرمز طیف نوری هستند و برای کنترل از راه دور ها بهترین گزینه اند.
دیودهای نور افشان قابل دیدن (VLED) مانند آنهایی که در ساعت های دیجیتال وجود دارند از موادی ساخته می شوند که فاصله بین نوار رسانایی و اوربیتال های پایینی بزرگ تر است و از آن جایی که این فاصله با فرکانس فوتون نسبت مستقیم دارد در نتیجه فرکانس فوتون بیشتر می شود. به عبارت دیگر این فاصله رنگ نور تابیده شده از ال ای دی را تعیین می کند. بسته به ماده ای که در ساخت آنها به کار می رود رنگ ال ای دی ها از مادون قرمز تا ماورای بنفش تغییر می کند.
🆔 @phys_Q
▪#فوتون شکلی از انرژی است که می تواند توسط الکترون های اتم جذب یا آزاد شود. نور از بسته های بسیار ریزی تشکیل شده است که #انرژی و #تکانه دارند اما #جرم سکون ندارند. این بسته های انرژی که فوتون نامیده می شوند واحدهای پایه تشکیل دهنده نور هستند.
فوتون ها در نتیجه جابجایی تراز انرژی الکترون ها آزاد می شوند. در یک اتم، الکترون ها در اوربیتال هایی در اطراف هسته حرکت می کنند. الکترون ها در اوربیتال های مختلف مقدار انرژی های متفاوتی دارند. الکترون های که در #اوربیتال های دورتر از هسته حرکت می کنند انرژی بیشتری دارند.
برای آنکه الکترون بتواند از یک لایه به لایه دیگری که انرژی بالاتری دارد برود باید از جایی انرژی اش تامین شود. اما اگر از یک اوربیتال بالایی به یک اوربیتال پایین تر برود انرژی آزاد می کند. این انرژی به شکل فوتون آزاد می شود. هر چه تغییر انرژی بین لایه های اوربیتال بیشتر باشد، فوتون آزاد شده دارای انرژی بیشتری خواهد بود که با #فرکانس بالاتر توصیف می شود.
همانطور که پیشتر دیدیم الکترون های آزادی که در دیود حرکت می کنند می توانند به داخل حفره ها بیفتند. این به معنی رفتن به یک اوربیتال پایینتر و در نتیجه آزاد کردن انرژی به شکل فوتون می باشد. این اتفاق در همه دیودها رخ می دهد اما فوتون ها فقط در برخی مواد و آلیاژهای خاص قابل دیدن هستند. به عنوان مثال اتم های دیود سیلیکونی استاندارد نوعی مرتب شده اند که الکترون در فاصله های کوتاهی حرکت می کند و درنتیجه فرکانس فوتون ها آنقدر کم است که با چشم قابل دیدن هستند. فرکانس آنها در قسمت مادون قرمز طیف نوری هستند و برای کنترل از راه دور ها بهترین گزینه اند.
دیودهای نور افشان قابل دیدن (VLED) مانند آنهایی که در ساعت های دیجیتال وجود دارند از موادی ساخته می شوند که فاصله بین نوار رسانایی و اوربیتال های پایینی بزرگ تر است و از آن جایی که این فاصله با فرکانس فوتون نسبت مستقیم دارد در نتیجه فرکانس فوتون بیشتر می شود. به عبارت دیگر این فاصله رنگ نور تابیده شده از ال ای دی را تعیین می کند. بسته به ماده ای که در ساخت آنها به کار می رود رنگ ال ای دی ها از مادون قرمز تا ماورای بنفش تغییر می کند.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
#electronic
#Light_Emitting_Diode
#LED
ساختمان دیود نوری و توضیحات فیزیکی الکترودینامیک :
https://t.me/phys_Q/2428
https://t.me/phys_Q/2431
#Light_Emitting_Diode
#LED
ساختمان دیود نوری و توضیحات فیزیکی الکترودینامیک :
https://t.me/phys_Q/2428
https://t.me/phys_Q/2431
▪مقايسهي جرم لختي و گرانش
▪در نسبیت عام گرانش خاصیت ماده(جرم) نیست بلکه خاصیت #فضا_زمان است.
▪اصل هم ارزی گرانش را به چین خوردگی فضا-زمان پیوند می دهد.
اينشتين با نظريهي نسبيت عام خود در 1915 نيروي گرانش را توسط جفتشدن هندسه فضا-زمان و مواد محتوي جهان جايگزين نمود. او يادآور شد كه نيوتون جرم را از طريق دو عمليات متفاوت تعريف نمود:
1) قانون دوم نيوتون
2) قانون گرانش
تصور كنيد كه نيروي معيني را به يك جرم وارد كرده و شتاب آن را اندازه ميگيريد. هنگامي كه نيرو و شتاب معلوم باشند، قانون دوم نيوتون جرم جسم را بهدست ميدهد. يعني جرم لختي آن.
اكنون همان جرم را در نظر بگيريد و آن را وزن كنيد. وزن يك نيرو است و مقدار نيروي گرانشي وارد بر جرم ميباشد. جرم اندازهگيري شده به اين طريق، جرم گرانشي ناميده ميشود.
نيوتون بر اين باور بود كه جرم لختي جسم و جرم گرانشي آن يكسان هستند. او اين موضوع را از آزمايشهاي گاليله براي سقوط اجسام و همچنين از آزمايشهاي دقيق خودش درك كرد. اين آزمايشها در مجاور زمين نشان دادند كه تمام اجسام با شتاب يكساني سقوط ميكنند.
بهطور تجربي، برابري اجرام گرانشي و لختي با دقت بسيار بالايي صحيح بهنظر ميرسد. با توجه به حدود حساسيت روشهاي آزمايشي، هرگز اختلافي آشكار نشده است. بهترين آزمايش تا كنون توسط وي.بي.براگينسكي (V.B.Braginsky) و وي.آي.پانف (V.I.Panov) در دانشگاه مسكو انجام شده است. و آنها دريافتند كه اجرام گرانشي و لختي طلا و پلاتينيوم با دقت يك قسمت در 10 به توان 12 با يكديگر برابر ميباشند.
اينشتين احساس كرد كه برابري اجرام گرانشي و لختي اتفاقي نيست. او اين موضوع را به عنوان حقيقتي بنيادي در مورد جهان در نظر گرفت و به آن در نظريهي نسبيت عام به عنوان اصل همارزي موقعيتي ويژه داد.
در اينجا مثال اينشتين در مورد اصل همارزي را ارائه ميدهيم.
« تصور كنيد كه روي زمين و در يك فضاپيماي بدون پنجره قرار داريد. اگر شما اشياء را در فضاپيما رها كرده و شتاب آنها را اندازه بگيريد، درمييابيد كه تمام آنها با شتاب يكسان 9/8 متر بر مجذور ثانيه سقوط ميكنند. اكنون بدون توجه به معلوماتتان فرض كنيد كه شما و فضاپيما بهطور آني به فضاي خارج منتقل شويد و به طور ثابت به شما شتاب 9/8 داده شود. همانطور كه آزمايشتان ادامه ميدهيد، اختلافي در شتاب سقوط اشياء مشاهده نميكنيد. اين شتاب برابر با 9/8 باقي ميماند. تنها هنگامي كه بتوانيد به خارج از پنجره نگاه كنيد، ميتوانيد بگوييد كه زمين را ترك كردهايد. با استفاده از آزمايشها نميتوانيد بين اجرام گرانشي و لختي تفاوت بگذاريد.»
اصل همارزي روشي را براي حذف محلي گراني مهيا ميسازد.
خودتان را در يك آسانسور ساختمان بلندي قرار دهيد و اجازه دهيد كه آسانسور آزاد كند. در اين حالت، احساس بيوزني ميكنيد. گراني حذف شده است!
خود را به فضا و دور از هرگونه جرم بزرگي منتقل كنيد. شرايط شما مشابه قبل است. شما بدون وزن و گراني هستيد.
ممكن است با اين نظر مخالف باشيد و بگوييد وقتي آسانسور به زمين بخورد، مجدداً گرانش ظاهر ميشود.
از اينرو تصور كنيد كه تونل طويلي از ميان زمين كنده شده است، به طوريكه آسانسور هرگز به زمين برخورد نكند. (فرض محال، محال نيست). سپس، آسانسور با سقوط آزاد از يك طرف زمين به طرف ديگر آن حركت ميكند تا يك چرخه حدود 84 دقيقه را كامل كند. در خلال تابخوردن هيچگونه شتابي درون آسانسور حس نميشود. حتي به هنگام عبور از ميان زمين!
توجه كنيد كه اگر دو ذره آزمايشي را از قطبين درون تونل رها كنيم، هر كدام را از يك قطب، حركت هارمونيكي سادهاي با دورهي تناوب 84 دقيقه خواهند داشت و مسير آنها نسبت به يكديگر منحني است (به شكل توجه كنيد)
بنابراين اين آزمايش نشان ميدهد كه فضا-زمان در درون زمين انحناء دارد.
در نظريهي نسبيت عام اينشيتن، توزيع جرم و انرژي، هندسهي فضا-زمان را تعيين ميكند. نيوتون اعتقاد داشت اين انحناء از نيروهاي گرانشي نتيجه ميشود، به بيان ديگر، انحناي فضا-زمان متناسب با چگالي جرم-انرژي ميباشد.
بنابراين، الگوهاي كيهانشناختي ممكن است با تخمينهاي مناسبي از نوع و مقدار ماده محتوي جهان ساخته شوند. سپس، معادلات نسبيت عام رفتار تحولي الگو را به دست دهد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
▪در نسبیت عام گرانش خاصیت ماده(جرم) نیست بلکه خاصیت #فضا_زمان است.
▪اصل هم ارزی گرانش را به چین خوردگی فضا-زمان پیوند می دهد.
اينشتين با نظريهي نسبيت عام خود در 1915 نيروي گرانش را توسط جفتشدن هندسه فضا-زمان و مواد محتوي جهان جايگزين نمود. او يادآور شد كه نيوتون جرم را از طريق دو عمليات متفاوت تعريف نمود:
1) قانون دوم نيوتون
2) قانون گرانش
تصور كنيد كه نيروي معيني را به يك جرم وارد كرده و شتاب آن را اندازه ميگيريد. هنگامي كه نيرو و شتاب معلوم باشند، قانون دوم نيوتون جرم جسم را بهدست ميدهد. يعني جرم لختي آن.
اكنون همان جرم را در نظر بگيريد و آن را وزن كنيد. وزن يك نيرو است و مقدار نيروي گرانشي وارد بر جرم ميباشد. جرم اندازهگيري شده به اين طريق، جرم گرانشي ناميده ميشود.
نيوتون بر اين باور بود كه جرم لختي جسم و جرم گرانشي آن يكسان هستند. او اين موضوع را از آزمايشهاي گاليله براي سقوط اجسام و همچنين از آزمايشهاي دقيق خودش درك كرد. اين آزمايشها در مجاور زمين نشان دادند كه تمام اجسام با شتاب يكساني سقوط ميكنند.
بهطور تجربي، برابري اجرام گرانشي و لختي با دقت بسيار بالايي صحيح بهنظر ميرسد. با توجه به حدود حساسيت روشهاي آزمايشي، هرگز اختلافي آشكار نشده است. بهترين آزمايش تا كنون توسط وي.بي.براگينسكي (V.B.Braginsky) و وي.آي.پانف (V.I.Panov) در دانشگاه مسكو انجام شده است. و آنها دريافتند كه اجرام گرانشي و لختي طلا و پلاتينيوم با دقت يك قسمت در 10 به توان 12 با يكديگر برابر ميباشند.
اينشتين احساس كرد كه برابري اجرام گرانشي و لختي اتفاقي نيست. او اين موضوع را به عنوان حقيقتي بنيادي در مورد جهان در نظر گرفت و به آن در نظريهي نسبيت عام به عنوان اصل همارزي موقعيتي ويژه داد.
در اينجا مثال اينشتين در مورد اصل همارزي را ارائه ميدهيم.
« تصور كنيد كه روي زمين و در يك فضاپيماي بدون پنجره قرار داريد. اگر شما اشياء را در فضاپيما رها كرده و شتاب آنها را اندازه بگيريد، درمييابيد كه تمام آنها با شتاب يكسان 9/8 متر بر مجذور ثانيه سقوط ميكنند. اكنون بدون توجه به معلوماتتان فرض كنيد كه شما و فضاپيما بهطور آني به فضاي خارج منتقل شويد و به طور ثابت به شما شتاب 9/8 داده شود. همانطور كه آزمايشتان ادامه ميدهيد، اختلافي در شتاب سقوط اشياء مشاهده نميكنيد. اين شتاب برابر با 9/8 باقي ميماند. تنها هنگامي كه بتوانيد به خارج از پنجره نگاه كنيد، ميتوانيد بگوييد كه زمين را ترك كردهايد. با استفاده از آزمايشها نميتوانيد بين اجرام گرانشي و لختي تفاوت بگذاريد.»
اصل همارزي روشي را براي حذف محلي گراني مهيا ميسازد.
خودتان را در يك آسانسور ساختمان بلندي قرار دهيد و اجازه دهيد كه آسانسور آزاد كند. در اين حالت، احساس بيوزني ميكنيد. گراني حذف شده است!
خود را به فضا و دور از هرگونه جرم بزرگي منتقل كنيد. شرايط شما مشابه قبل است. شما بدون وزن و گراني هستيد.
ممكن است با اين نظر مخالف باشيد و بگوييد وقتي آسانسور به زمين بخورد، مجدداً گرانش ظاهر ميشود.
از اينرو تصور كنيد كه تونل طويلي از ميان زمين كنده شده است، به طوريكه آسانسور هرگز به زمين برخورد نكند. (فرض محال، محال نيست). سپس، آسانسور با سقوط آزاد از يك طرف زمين به طرف ديگر آن حركت ميكند تا يك چرخه حدود 84 دقيقه را كامل كند. در خلال تابخوردن هيچگونه شتابي درون آسانسور حس نميشود. حتي به هنگام عبور از ميان زمين!
توجه كنيد كه اگر دو ذره آزمايشي را از قطبين درون تونل رها كنيم، هر كدام را از يك قطب، حركت هارمونيكي سادهاي با دورهي تناوب 84 دقيقه خواهند داشت و مسير آنها نسبت به يكديگر منحني است (به شكل توجه كنيد)
بنابراين اين آزمايش نشان ميدهد كه فضا-زمان در درون زمين انحناء دارد.
در نظريهي نسبيت عام اينشيتن، توزيع جرم و انرژي، هندسهي فضا-زمان را تعيين ميكند. نيوتون اعتقاد داشت اين انحناء از نيروهاي گرانشي نتيجه ميشود، به بيان ديگر، انحناي فضا-زمان متناسب با چگالي جرم-انرژي ميباشد.
بنابراين، الگوهاي كيهانشناختي ممكن است با تخمينهاي مناسبي از نوع و مقدار ماده محتوي جهان ساخته شوند. سپس، معادلات نسبيت عام رفتار تحولي الگو را به دست دهد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
▪در توصیف نسبیت عام معمولا فضا-زمان را صفحه ای 2 بعدی نشان میدهیم که به شکلی تصویر غلطی از چین خوردگی فضا-زمان است .
در واقع فضا-زمان موجودی 4 بعدی است که دارای 3 بعد مکانی است . اما چین خوردگی بر اثر ماده در 4 بعد مکان و زمان اتفاق می افتد.
نسبیت عام انقلابی در تصورات انسان از جهان ایجاد کرد . در نسبیت عام جرم منشا گرانش نبوده بلکه گرانش خاصیت فضا-زمان محسوب می شود ، ماده به فضا-زمان می گوید چگونه چین بخورد و فضا-زمان به ماده می گوید چگونه رفتار کند .
-----
▪مدل های فیزیک بخاطر زیبایی یا نثر زیبا پذیرفته نمی شوند بلکه بر اساس ریاضیات و شواهد و آزمایش تایید می شوند. به همین دلیل طرح تئوری تازه برای توصیف فضا-زمان باید آشتی ابدی بین نسبیت عام و مکانیک کوانتومی بر قرار سازد .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
در واقع فضا-زمان موجودی 4 بعدی است که دارای 3 بعد مکانی است . اما چین خوردگی بر اثر ماده در 4 بعد مکان و زمان اتفاق می افتد.
نسبیت عام انقلابی در تصورات انسان از جهان ایجاد کرد . در نسبیت عام جرم منشا گرانش نبوده بلکه گرانش خاصیت فضا-زمان محسوب می شود ، ماده به فضا-زمان می گوید چگونه چین بخورد و فضا-زمان به ماده می گوید چگونه رفتار کند .
-----
▪مدل های فیزیک بخاطر زیبایی یا نثر زیبا پذیرفته نمی شوند بلکه بر اساس ریاضیات و شواهد و آزمایش تایید می شوند. به همین دلیل طرح تئوری تازه برای توصیف فضا-زمان باید آشتی ابدی بین نسبیت عام و مکانیک کوانتومی بر قرار سازد .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field