🌏دانستنی
این ستونهای #برج مانند درسحابی #عقاب، به ستونهای آفرینش یا "ستونهای آسمان" شهرت دارند و حدود ۵ سال نوری یا ۴۸ تریلیون کیلومتر بلندی دارند، ارتفاعی حدود ۶۴۰۰ برابر فاصلهٔ زمین تا پلوتو!
نگاه به عظمت هستی عاشقانه است ..
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
این ستونهای #برج مانند درسحابی #عقاب، به ستونهای آفرینش یا "ستونهای آسمان" شهرت دارند و حدود ۵ سال نوری یا ۴۸ تریلیون کیلومتر بلندی دارند، ارتفاعی حدود ۶۴۰۰ برابر فاصلهٔ زمین تا پلوتو!
نگاه به عظمت هستی عاشقانه است ..
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
ماده از چه ساخته شده؟
اتم - هسته - کوارک - ؟
همانطور که می بینید نه تاری است نه ریسمانی!
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
اتم - هسته - کوارک - ؟
همانطور که می بینید نه تاری است نه ریسمانی!
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
▪در مدل اتمی چرا الکترون با بار منفی جذب پروتون با بار مثبت نمی شود؟
#پارت_اول
تصویر الکترون هایی که مانند سیارات به دور خورشید در حال چرخش در اطراف هسته هستند ، نه تنها در تصاویر مشهور از اتم بلکه در ذهن بسیاری از ما که بهتر می دانیم ، یک تصویر ماندگار باقی مانده است.پاسخ پیشنهادی برای این پرسش که چرا الکترون جذب هسته نمی شود اولین بار در سال 1913 ارائه شد مبنی بر اینکه نیروی گریز از مرکز الکترون در حال چرخش دقیقاً نیروی جاذبه #الکترواستاتیک هسته را خنثی می کند.
(این پاسخ مشابه با نیروی گریز از مرکز ماه در مدار چرخش به دور زمین که خنثی کننده نیروی جاذبه زمین است ، بود) تصویری عالی بود ، اما به سادگی غیرقابل دفاع است.
شکل : مشهورترین تصاویر علمی از اتم ، الکترونهایی را نشان می دهد که به دور یک هسته مانند سیارات دور خورشید حرکت می کنند. این تصاویر کاملاً اشتباه است. آنها از یک ایده قدیمی در مورد ساختار اتم ناشی می شوند و تا حدودی از روی عادت ادامه یافته اند و بخشی نیز به این دلیل است که ترسیم تصاویر ساده از نظر مدرن در مورد چیدمان الکترونها بسیار دشوار است.
از جمله دلایلی که برای درستی این پاسخ ارائه می شد شباهت نیروی جاذبه با نیروی کولنی بود.
Fgravital = m1 m2 / r^2
F q = q1 q2 / r^2
m = mass
q =charge
r = distance
با این حال ، یک الکترون ، بر خلاف یک سیاره یا ماهواره ، دارای بار الکتریکی است و از اواسط قرن نوزدهم شناخته شده است که یک بار الکتریکی که تحت شتاب قرار بگیرد، تابش الکترومغناطیسی ساطع می کند (میدان متغیر الکتریکی ، میدان مغناطیسی تولید می کند)، و انرژی را در این روند از دست می دهد . یک الکترون در چرخش ، اتم را به یک ایستگاه رادیویی مینیاتوری تبدیل می کند ،که انرژی تولیدی آن به قیمت انرژی به توان الکترون خواهد بود. طبق مکانیک کلاسیک (مطلبی را که توضیح دادیم)، با این حال الکترون به سادگی به شکل مارپیچ منتهی به هسته دور هسته می چرخد و در هسته سقوط می کند!
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#پارت_اول
تصویر الکترون هایی که مانند سیارات به دور خورشید در حال چرخش در اطراف هسته هستند ، نه تنها در تصاویر مشهور از اتم بلکه در ذهن بسیاری از ما که بهتر می دانیم ، یک تصویر ماندگار باقی مانده است.پاسخ پیشنهادی برای این پرسش که چرا الکترون جذب هسته نمی شود اولین بار در سال 1913 ارائه شد مبنی بر اینکه نیروی گریز از مرکز الکترون در حال چرخش دقیقاً نیروی جاذبه #الکترواستاتیک هسته را خنثی می کند.
(این پاسخ مشابه با نیروی گریز از مرکز ماه در مدار چرخش به دور زمین که خنثی کننده نیروی جاذبه زمین است ، بود) تصویری عالی بود ، اما به سادگی غیرقابل دفاع است.
شکل : مشهورترین تصاویر علمی از اتم ، الکترونهایی را نشان می دهد که به دور یک هسته مانند سیارات دور خورشید حرکت می کنند. این تصاویر کاملاً اشتباه است. آنها از یک ایده قدیمی در مورد ساختار اتم ناشی می شوند و تا حدودی از روی عادت ادامه یافته اند و بخشی نیز به این دلیل است که ترسیم تصاویر ساده از نظر مدرن در مورد چیدمان الکترونها بسیار دشوار است.
از جمله دلایلی که برای درستی این پاسخ ارائه می شد شباهت نیروی جاذبه با نیروی کولنی بود.
Fgravital = m1 m2 / r^2
F q = q1 q2 / r^2
m = mass
q =charge
r = distance
با این حال ، یک الکترون ، بر خلاف یک سیاره یا ماهواره ، دارای بار الکتریکی است و از اواسط قرن نوزدهم شناخته شده است که یک بار الکتریکی که تحت شتاب قرار بگیرد، تابش الکترومغناطیسی ساطع می کند (میدان متغیر الکتریکی ، میدان مغناطیسی تولید می کند)، و انرژی را در این روند از دست می دهد . یک الکترون در چرخش ، اتم را به یک ایستگاه رادیویی مینیاتوری تبدیل می کند ،که انرژی تولیدی آن به قیمت انرژی به توان الکترون خواهد بود. طبق مکانیک کلاسیک (مطلبی را که توضیح دادیم)، با این حال الکترون به سادگی به شکل مارپیچ منتهی به هسته دور هسته می چرخد و در هسته سقوط می کند!
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
نگرانی ام از این است که هر چه به پایان این هزاره نزدیکتر شویم ، شبه علم و خرافات سال به سال وسوسه انگیز تر و آوای ناخردی پرطنین تر و جذاب تر گردد !
👤 #کارل #سیگن
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
👤 #کارل #سیگن
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
در مدل اتمی چرا الکترون منفی جذب هسته ی مثبت نمیشود؟
ضمیمه #پارت_اول
میدان الکتریکی متغیر میدان مغناطیسی ایجاد کرده و باعث
تابش و کاهش انرژی الکترون بشکل فوتون میشود و در نتیجه
الکترون در تراز های پایین تر انرژی به هسته نزدیک و نزدیک
میشود تا در هسته ی مثبت سقوط کند.
روایت بالا پاسخ غلطی به سوالی ست که مکانیک کلاسیک
توان توصیف و پاسخ به آنرا نداشت .
"چرا الکترون منفی جذب هسته مثبت نمی شود؟"
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
ضمیمه #پارت_اول
میدان الکتریکی متغیر میدان مغناطیسی ایجاد کرده و باعث
تابش و کاهش انرژی الکترون بشکل فوتون میشود و در نتیجه
الکترون در تراز های پایین تر انرژی به هسته نزدیک و نزدیک
میشود تا در هسته ی مثبت سقوط کند.
روایت بالا پاسخ غلطی به سوالی ست که مکانیک کلاسیک
توان توصیف و پاسخ به آنرا نداشت .
"چرا الکترون منفی جذب هسته مثبت نمی شود؟"
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
چرا الکترون منفی جذب هسته ی مثبت نمیشود؟
#پارت_دوم
تئوری کوانتوم به عنوان ناجی!
▪ در دهه 1920 مشخص شد که با یک جسم کوچک مانند الکترون نمی توان به عنوان یک ذره کلاسیک که دارای یک موقعیت و سرعت مشخص است ، برخورد کرد. بهترین کاری که می توانیم انجام دهیم این است که احتمال آشکار شدن الکترون را در هر نقطه از فضا مشخص کنیم. اگر یک دوربین جادویی داشتید که می توانست دنباله ای از عکسهای الکترون در اوربیتال 1s اتم هیدروژن را بگیرد و بتواند نقاط حاصل را در یک تصویر واحد ترکیب کند ، چیزی شبیه به این را می دیدید. واضح است که هرچه به سمت هسته نزدیک شویم ، الکترون با احتمال زیادتری یافت می شود.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#پارت_دوم
تئوری کوانتوم به عنوان ناجی!
▪ در دهه 1920 مشخص شد که با یک جسم کوچک مانند الکترون نمی توان به عنوان یک ذره کلاسیک که دارای یک موقعیت و سرعت مشخص است ، برخورد کرد. بهترین کاری که می توانیم انجام دهیم این است که احتمال آشکار شدن الکترون را در هر نقطه از فضا مشخص کنیم. اگر یک دوربین جادویی داشتید که می توانست دنباله ای از عکسهای الکترون در اوربیتال 1s اتم هیدروژن را بگیرد و بتواند نقاط حاصل را در یک تصویر واحد ترکیب کند ، چیزی شبیه به این را می دیدید. واضح است که هرچه به سمت هسته نزدیک شویم ، الکترون با احتمال زیادتری یافت می شود.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
📝#انیشتین با ریاضیات پیچیده کشف کرد که فضا و #زمان در نزدیکی جسم دارای #جرم زیاد قوس برمی دارد و این قوس برداشتن است که ماآنرا به صورت نیروی جاذبه درک می کنیم.
بر طبق نسبیت عام گرانش نیروی برآمده از ماده نیست بلکه خاصیت فضا-زمان در نظر گرفته می شود.
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
بر طبق نسبیت عام گرانش نیروی برآمده از ماده نیست بلکه خاصیت فضا-زمان در نظر گرفته می شود.
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
چرا نمیتوانید از دیوار عبور کنید؟ احتمالات کوانتومی پاسخ می دهد
احتمالا شنیدهاید بخش بزرگی از اتمهایی که بدن شما و سایر مادهی جهان را ساختهاند، فضای خالی تشکیل داده است؛ این امر از یک نظر واقعیت دارد، پس چرا ما همچنان جامد به نظر میرسیم و چرا اتمهای بدن ما، نمیتوانند از فضای خالی سایر اتمها (مانند یک دیوار) بگذرند؟
شاید اکثر ما آرزو داشتیم چنین پدیدهای، ممکن بود، اما متاسفانه عبور از دیوار، تنها به دنیای افسانهای مردان ایکس (X-Men) تعلق دارد. در ادامه خواهیم دید که آمار کوانتومی مانع تحقق رویاهای ما میشود!
همهی ما میدانیم اتمها، از الکترونهایی تشکیل شدهاند که به دور هسته، میچرخند. تصور عمومی بر این است که الکترونها در یک الگوی مرتب و دقیق، به دور هسته میچرخند، اما این تصور، چیزی نیست که در واقعیت اتفاق میافتد، چرا که الکترونها در واقع به صورت ابرگونه اطراف هسته را دربرمیگیرند و محدودهی حرکت آنها، مرز مشخصی ندارد.
برای عبور از اتم دیگر، الکترونهای اتم اول، هر چند به صورت کوتاه، باید در فضای خالی اتم دوم قرار بگیرند و چنین پدیدهای غیرممکن است. این، اصلی است که فیزیکدان اتریشی، ولفگانگ پائولی در سال ۱۹۲۵ آن را فرمولبندی کرد: هیچ دو الکترونی در یک اتم، نمیتوانند به طور همزمان در حالت کوانتومی یکسانی قرار گیرند.
یعنی شما نمیتوانید دو الکترون داشته باشید که به طور همزمان، فضای یکسانی را اشغال کرده و اسپین یکسانی نیز داشته باشند. این بیان، اصل طرد پائولی نامیده شده و در مورد آمار کوانتومی تمام فرمیونها صادق است.
اصل طرد پائولی ثابت میکند که اتمها به صورت سدی، مانع اشغال فضا توسط سایر اتمها میشوند. این چیزی است که باعث میشود اشیا، جامد باشند و در واقع همین اصل است که از در هم فرورفتن اشیا جلوگیری میکند. این بدان معناست که ما هیچگاه نمیتوانیم چیزی را لمس کنیم؛ در مقیاس ماکروسکوپیک لمس و آن احساس لمسی که از اشیا داریم یک توهم است و لمسی صورت نمیگیرد ، اما در مقیاس میکروسکوپیک قضیه مقداری فرق میکند
اصل طرد پائولی که گاهی به عنوان نیروی دافعهای بین دو فرمیون در مکانیک کوانتومی توضیح داده میشود، در تفسیرهای عوامانهتر، به عنوان نیرویی که مانع لمس اتمها توسط یکدیگر میشود، به کار میرود. به هر حال، واژهی «نیرو» که برای توصیف این برهمکنشها استفاده میشود، در مقیاس کوانتومی، همان معنای مقیاسهای بزرگ را ندارد.
بنابر مقالهای که در سال ۲۰۰۳ در American Journal of Physics منتشر شد، واژهی «نیرو» همتای مناسبی برای توصیف اینگونه برهمکنشها نیست و ممکن است دانشجویان تازهکار، تفسیرهای اشتباهی از آن کنند (هر چند هنوز واژهی بهتری در اختیار نداریم).
فیلیپ موریاتی،استاد فیزیک دانشگاه نوتینگهام معتقد است «تماس» در مقیاس اتمی وجود دارد و به ویژه زمانیکه نیروی واندروالس جاذبهای به مقابله با دافعهی پائولی برمیخیزد، مهم میشود، اما این پدیده، دقیقا شبیه «لمس» نیست. او میگوید:
"شما نمیتوانید تصور یک شخص عادی در مورد لمس اشیا را به مقیاس کوانتومی گسترش دهید، بنابراین مجبورید از تعریف دیگری استفاده کنید، چرا که این شباهتی محکوم به شکست است"
ترجمه ناحید ساداتریاحی دکترای شیمی کوانتومی
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
احتمالا شنیدهاید بخش بزرگی از اتمهایی که بدن شما و سایر مادهی جهان را ساختهاند، فضای خالی تشکیل داده است؛ این امر از یک نظر واقعیت دارد، پس چرا ما همچنان جامد به نظر میرسیم و چرا اتمهای بدن ما، نمیتوانند از فضای خالی سایر اتمها (مانند یک دیوار) بگذرند؟
شاید اکثر ما آرزو داشتیم چنین پدیدهای، ممکن بود، اما متاسفانه عبور از دیوار، تنها به دنیای افسانهای مردان ایکس (X-Men) تعلق دارد. در ادامه خواهیم دید که آمار کوانتومی مانع تحقق رویاهای ما میشود!
همهی ما میدانیم اتمها، از الکترونهایی تشکیل شدهاند که به دور هسته، میچرخند. تصور عمومی بر این است که الکترونها در یک الگوی مرتب و دقیق، به دور هسته میچرخند، اما این تصور، چیزی نیست که در واقعیت اتفاق میافتد، چرا که الکترونها در واقع به صورت ابرگونه اطراف هسته را دربرمیگیرند و محدودهی حرکت آنها، مرز مشخصی ندارد.
برای عبور از اتم دیگر، الکترونهای اتم اول، هر چند به صورت کوتاه، باید در فضای خالی اتم دوم قرار بگیرند و چنین پدیدهای غیرممکن است. این، اصلی است که فیزیکدان اتریشی، ولفگانگ پائولی در سال ۱۹۲۵ آن را فرمولبندی کرد: هیچ دو الکترونی در یک اتم، نمیتوانند به طور همزمان در حالت کوانتومی یکسانی قرار گیرند.
یعنی شما نمیتوانید دو الکترون داشته باشید که به طور همزمان، فضای یکسانی را اشغال کرده و اسپین یکسانی نیز داشته باشند. این بیان، اصل طرد پائولی نامیده شده و در مورد آمار کوانتومی تمام فرمیونها صادق است.
اصل طرد پائولی ثابت میکند که اتمها به صورت سدی، مانع اشغال فضا توسط سایر اتمها میشوند. این چیزی است که باعث میشود اشیا، جامد باشند و در واقع همین اصل است که از در هم فرورفتن اشیا جلوگیری میکند. این بدان معناست که ما هیچگاه نمیتوانیم چیزی را لمس کنیم؛ در مقیاس ماکروسکوپیک لمس و آن احساس لمسی که از اشیا داریم یک توهم است و لمسی صورت نمیگیرد ، اما در مقیاس میکروسکوپیک قضیه مقداری فرق میکند
اصل طرد پائولی که گاهی به عنوان نیروی دافعهای بین دو فرمیون در مکانیک کوانتومی توضیح داده میشود، در تفسیرهای عوامانهتر، به عنوان نیرویی که مانع لمس اتمها توسط یکدیگر میشود، به کار میرود. به هر حال، واژهی «نیرو» که برای توصیف این برهمکنشها استفاده میشود، در مقیاس کوانتومی، همان معنای مقیاسهای بزرگ را ندارد.
بنابر مقالهای که در سال ۲۰۰۳ در American Journal of Physics منتشر شد، واژهی «نیرو» همتای مناسبی برای توصیف اینگونه برهمکنشها نیست و ممکن است دانشجویان تازهکار، تفسیرهای اشتباهی از آن کنند (هر چند هنوز واژهی بهتری در اختیار نداریم).
فیلیپ موریاتی،استاد فیزیک دانشگاه نوتینگهام معتقد است «تماس» در مقیاس اتمی وجود دارد و به ویژه زمانیکه نیروی واندروالس جاذبهای به مقابله با دافعهی پائولی برمیخیزد، مهم میشود، اما این پدیده، دقیقا شبیه «لمس» نیست. او میگوید:
"شما نمیتوانید تصور یک شخص عادی در مورد لمس اشیا را به مقیاس کوانتومی گسترش دهید، بنابراین مجبورید از تعریف دیگری استفاده کنید، چرا که این شباهتی محکوم به شکست است"
ترجمه ناحید ساداتریاحی دکترای شیمی کوانتومی
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
در مدل اتمی چرا الکترون منفی جذب هسته ی مثبت نمیشود؟
#پارت_دوم
بنابراین وقتی الکترون به حجم کمی از فضای اشغال شده هسته نزدیک می شود ، انرژی پتانسیل آن به سمت منهای بی نهایت فرو می کاهد و انرژی جنبشی (حرکت و سرعت) آن به سمت بی نهایت مثبت صعود می کند.
این "نبرد بینهایت" توسط هیچ یک از دو طرف قابل پیروزی نیست ، بنابراین مصالحه ای حاصل می شود که در این نظریه ، سقوط انرژی پتانسیل فقط دو برابر انرژی جنبشی است و الکترون در یک فاصله متوسط که مربوط به بور است بدور هسته می چرخد.
اما این تصویر هنوز یک چیز اشتباه دارد. طبق اصل عدم قطعیت هایزنبرگ :
▪ذره ای به اندازه الکترون کوچک را نمی توان دارای مکان یا حرکت مشخص دانست. اصل هایزنبرگ می گوید که یا مکان یا حرکت یک ذره کوانتومی مانند الکترون را می توان دقیقاً به دلخواه بدست آورد ، اما همانطور که یکی از این کمیت ها با دقت بیشتری مشخص می شود ، دقت دیگری به طور فزاینده ای کاسته می شود. مهم است که درک کنیم این مسئله فقط مسئله مشاهده و اندازه گیری ما نیست بلکه یک ویژگی اساسی طبیعت و کوانتوم مکانیک است.
معنی این امر این است که در محدوده های کوچک اتم ، الکترون واقعاً نمی تواند به عنوان "ذره ای" دارای انرژی و مکان مشخص در نظر گرفته شود ، بنابراین صحبت در مورد "سقوط الکترون" به هسته تا حدی گمراه کننده است.
آرتور ادینگتون ، یک فیزیکدان مشهور ، یک بار ، کاملاً با طنز و مضحکه ، پیشنهاد کرد که توصیف بهتر الکترون "wavicle" باشد!😄
#پایان
References
Why Doesn't the Electron Fall Into the Nucleus? Franklin Mason and Robert Richardson, J Chem. Ed. 1983 (40-42). See also the comment on this article by Werner Luck, J Chem Ed 1985 (914).
For more detailed descriptions of these two kinds of plots, see this McMaster U. page by Richard Bader.
The author is grateful to Robert Harrison of U. of Tennessee-Knoxville whose suggestions led to improving this article.
Contributors and Attributions
Stephen Lower, Professor Emeritus (Simon
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#پارت_دوم
بنابراین وقتی الکترون به حجم کمی از فضای اشغال شده هسته نزدیک می شود ، انرژی پتانسیل آن به سمت منهای بی نهایت فرو می کاهد و انرژی جنبشی (حرکت و سرعت) آن به سمت بی نهایت مثبت صعود می کند.
این "نبرد بینهایت" توسط هیچ یک از دو طرف قابل پیروزی نیست ، بنابراین مصالحه ای حاصل می شود که در این نظریه ، سقوط انرژی پتانسیل فقط دو برابر انرژی جنبشی است و الکترون در یک فاصله متوسط که مربوط به بور است بدور هسته می چرخد.
اما این تصویر هنوز یک چیز اشتباه دارد. طبق اصل عدم قطعیت هایزنبرگ :
▪ذره ای به اندازه الکترون کوچک را نمی توان دارای مکان یا حرکت مشخص دانست. اصل هایزنبرگ می گوید که یا مکان یا حرکت یک ذره کوانتومی مانند الکترون را می توان دقیقاً به دلخواه بدست آورد ، اما همانطور که یکی از این کمیت ها با دقت بیشتری مشخص می شود ، دقت دیگری به طور فزاینده ای کاسته می شود. مهم است که درک کنیم این مسئله فقط مسئله مشاهده و اندازه گیری ما نیست بلکه یک ویژگی اساسی طبیعت و کوانتوم مکانیک است.
معنی این امر این است که در محدوده های کوچک اتم ، الکترون واقعاً نمی تواند به عنوان "ذره ای" دارای انرژی و مکان مشخص در نظر گرفته شود ، بنابراین صحبت در مورد "سقوط الکترون" به هسته تا حدی گمراه کننده است.
آرتور ادینگتون ، یک فیزیکدان مشهور ، یک بار ، کاملاً با طنز و مضحکه ، پیشنهاد کرد که توصیف بهتر الکترون "wavicle" باشد!😄
#پایان
References
Why Doesn't the Electron Fall Into the Nucleus? Franklin Mason and Robert Richardson, J Chem. Ed. 1983 (40-42). See also the comment on this article by Werner Luck, J Chem Ed 1985 (914).
For more detailed descriptions of these two kinds of plots, see this McMaster U. page by Richard Bader.
The author is grateful to Robert Harrison of U. of Tennessee-Knoxville whose suggestions led to improving this article.
Contributors and Attributions
Stephen Lower, Professor Emeritus (Simon
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
▪چرا با وجود میدان الکترواستاتیک اتمی ، الکترون جذب هسته اتم نمی شود؟
بخش اول :
https://t.me/higgs_field/2409
ضمیمه:
https://t.me/higgs_field/2411
بخش دوم :
https://t.me/higgs_field/2416
ضمیمه:
https://t.me/higgs_field/2412
بخش اول :
https://t.me/higgs_field/2409
ضمیمه:
https://t.me/higgs_field/2411
بخش دوم :
https://t.me/higgs_field/2416
ضمیمه:
https://t.me/higgs_field/2412
▪در واقع تحت شرایطی پروتون ها می توانند الکترون جذب کنند این فرآیند به "جذب الکترون" معروف است و حالت مهمی از فروپاشی رادیواکتیو است. در گرفتن الکترون ، یک الکترون اتمی توسط یک پروتون در هسته جذب می شود و پروتون را به نوترون تبدیل می کند. الکترون به عنوان یک الکترون اتمی منظم شروع می شود ، عملکرد موج آن از طریق اتم پخش می شود و با هسته همپوشانی دارد. با گذشت زمان ، الکترون از طریق قسمت همپوشانی خود با پروتون واکنش نشان می دهد ، تا در نقطه ای از هسته سقوط می کند و با تبدیل شدن به بخشی از نوترون جدید ناپدید می شود. از آنجا که اتم اکنون دارای یک پروتون کمتر است ، جذب الکترون نوعی واپاشی رادیواکتیو است که یک عنصر را به عنصر دیگری تبدیل می کند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
▪نیروی هسته ای ضعیف ، نیروی پایه در کنار نیروی هستهای قوی، الکترومغناطیس، و گرانش در فیزیک ذرات است که مسئول واپاشی هستهای و قبل از همه واپاشی بتا است که در آن یک نوترون به یک پروتون و یک الکترونو یک پادنوترینو تبدیل میشود.
▪واپاشی بتا
نیروی هستهای ضعیف که بین کوارکها و لپتونها اتفاق میافتد، باعث تبدیل و تبادل انرژی و تکانه بین آنها میشود.
نیروی هسته ای ضعیف ۶^۱۰ بار از نیروی هسته ای قوی ضعیف تر است. (در فاصله ۱ فتومتری(۱۵-^۱۰ متر) نیروی هسته ای قوی، ۱۳۷ برابر نیروی الکترومغناطیس، ۶^۱۰ برابر نیروی هسته ای ضعیف، ۳۸^۱۰ برابر نیروی گرانش قدرت دارد)
همانند، سایر نیروهای پایه در فیزیک، نیروی هستهای ضعیف نیز توسط تبادل بوزونها صورت میگیرد، که در اینجا ذره تبادل شده، Z- بوزون یا یکی از W- بوزونها (یعنی با بار مثبت یا منفی) میباشد.
برد نیروی هستهای ضعیف قابل مقایسه با نیروی قوی میباشد. در واقع نیروی هستهای ضعیف و نیروی الکترومغناطیسی تنها دو جنبه از نیرویی واحدند به نام نیروی الکترو-ضعیف. وقتی انرژی ذرات بیش از ۵۰۰۰۰ مگا الکترون ولت باشد نیروی وحدت یافته الکترو ضعیف احساس میشود. با کم شدن انرژی به صورت دو نیروی مجزا عمل میکنند.
در نظریه میدانهای کوانتومی quantum field theory، مدل استانداردی که بتواند نیروی هستهای ضعیف و نیروی الکترومغناطیسی را باهم توجیه کند، برای اولین بار توسط شلدون گلاسشو، محمد عبدالسلام و استیفن واینبرگ در سال ۱۹۶۸ ارائه شد و از این سه فیزیکدان، سال ۱۹۷۹ با اعطای جایزه نوبل فیزیک قدردانی شد.
#میدان_هیگز
t.me/higgs_field
▪واپاشی بتا
نیروی هستهای ضعیف که بین کوارکها و لپتونها اتفاق میافتد، باعث تبدیل و تبادل انرژی و تکانه بین آنها میشود.
نیروی هسته ای ضعیف ۶^۱۰ بار از نیروی هسته ای قوی ضعیف تر است. (در فاصله ۱ فتومتری(۱۵-^۱۰ متر) نیروی هسته ای قوی، ۱۳۷ برابر نیروی الکترومغناطیس، ۶^۱۰ برابر نیروی هسته ای ضعیف، ۳۸^۱۰ برابر نیروی گرانش قدرت دارد)
همانند، سایر نیروهای پایه در فیزیک، نیروی هستهای ضعیف نیز توسط تبادل بوزونها صورت میگیرد، که در اینجا ذره تبادل شده، Z- بوزون یا یکی از W- بوزونها (یعنی با بار مثبت یا منفی) میباشد.
برد نیروی هستهای ضعیف قابل مقایسه با نیروی قوی میباشد. در واقع نیروی هستهای ضعیف و نیروی الکترومغناطیسی تنها دو جنبه از نیرویی واحدند به نام نیروی الکترو-ضعیف. وقتی انرژی ذرات بیش از ۵۰۰۰۰ مگا الکترون ولت باشد نیروی وحدت یافته الکترو ضعیف احساس میشود. با کم شدن انرژی به صورت دو نیروی مجزا عمل میکنند.
در نظریه میدانهای کوانتومی quantum field theory، مدل استانداردی که بتواند نیروی هستهای ضعیف و نیروی الکترومغناطیسی را باهم توجیه کند، برای اولین بار توسط شلدون گلاسشو، محمد عبدالسلام و استیفن واینبرگ در سال ۱۹۶۸ ارائه شد و از این سه فیزیکدان، سال ۱۹۷۹ با اعطای جایزه نوبل فیزیک قدردانی شد.
#میدان_هیگز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
سوالات شجاعانه بپرسید
به جوابهای سطحی راضی نباشید.
آماده شگفتی در لحظه باشید.
همه ادعاهای دانش را بدون استثناء در معرض بررسی دقیق قرار دهید.
به خطا پذیری انسان آگاه باشید.
گونه و سیاره خود را گرامی بدارید.
#زنده_یاد_کارل_سیگن
به جوابهای سطحی راضی نباشید.
آماده شگفتی در لحظه باشید.
همه ادعاهای دانش را بدون استثناء در معرض بررسی دقیق قرار دهید.
به خطا پذیری انسان آگاه باشید.
گونه و سیاره خود را گرامی بدارید.
#زنده_یاد_کارل_سیگن
🌏ظهور زمین تخت گرایان در جامعه، از بهترین شواهد برای شکست سیستم آموزش ماست...
💠نیل دگراس تایسون
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
💠نیل دگراس تایسون
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
▪پایان عصر فیزیک کلاسیک و آغاز عصر مکانیک کوانتومی
پارت اول :
https://t.me/higgs_field/1832
پارت دوم :
https://t.me/higgs_field/2013
پارت اول :
https://t.me/higgs_field/1832
پارت دوم :
https://t.me/higgs_field/2013
نوترون به طور طبیعی درون هستهی اتمها وجود دارد و اگر خارج از اتم قرار بگیرد، بهسرعت تبدیل به پروتون و الکترون میشود. روشهای زمینی اندازهگیری طول عمر نوترون عبارتاند از؛ «روش بطری» و «روش پرتو». در روش بطری نوترون درون یک بطری گیراندازی میشود و مدت زمان واپاشی رادیواکتیو آن اندازهگیری میشود. در این روش، متوسط طول عمر نوترون ۸۷۹ ثانیه بهدست آمده است. در روش پرتو، پرتوی از نوترون تابیده میشود و تعداد پروتونهایی که با واپاشی رادیواکتیو تولید میشوند، اندازهگیری میشود. طبق این روش طول عمر نوترون ۸۸۸ ثانیه بهدست آمده است. هر چند تفاوت محاسبات در این دو روش به نظر ناچیز میآید، ولی به نظر دانشمندان این تفاوت بسیار زیاد است و دقت پایین روشها را نشان میدهد.
*نیمه عمر نوترون آزاد، طبق اندازه گیری اسپیواک (Spivak) برابر با 1107 ± 0.3 دقیقه به دست آمده است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
*نیمه عمر نوترون آزاد، طبق اندازه گیری اسپیواک (Spivak) برابر با 1107 ± 0.3 دقیقه به دست آمده است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#کوانتوم_مکانیک
🔶️ گروهی از اخترفیزیکدانان با استفاده از دادههای پلاریزه ماهواره #پلانک متعلق به آژانس فضایی اروپا که مأموریت آن مطالعهی تابش زمینهی کیهانی یا کهنترین نور کیهان بود موفق شدند نشانههای خیرهکنندهای از فیزیک جدید را در فراسوی مدل استاندارد ذرات و میدانهای بنیادین آشکار کنند
🔶️ دکتر یوتو مینامی از سازمان تحقیقات شتاب دهنده انرژی بالا در ژاپنKEKو دکتر ایچیرو کوماتسواز انیستیتوی فیزیک و ریاضیات کیهانی کاولی و موسسه اخترفیزیک ماکس پلانک عنوان کردند.
چنین به نظر میرسد که قوانین فیزیکی حاکم بر کیهان هرگاه در آینه وارونه شوند باز هم بدون تغییر باقی میمانند. برای مثال قوانین الکترومغناطیس خواه در یک سیستم اصلی به کار روند و خواه در تصویر آینهای آن سیستم که در آن همهی مختصاتهای فضایی وارونه شدهاند باز هم عملکرد یکسانی دارنداین محققان افزودند بنابراین اگر این تقارن یا پاریته به نوعی نقض شود، چه بسا درک ماهیت گریزپای ماده تاریک و انرژی تاریک نیز که به ترتیب ۲۵ و ۷۰ درصد انرژی کیهان امروزی را شامل میشوند آسان گرددبا وجود آنکه هر دو پدیده را تاریک مینامیم اما هرکدام در تکامل کیهان عکس هم عمل میکنندماده تاریک تمایل دارد همه چیز را جذب کند در حالی که انرژی تاریک موجب انبساط سریعتر کیهان میشود
پژوهشگران نشانههایی از نقض پاریته تقارن را در تابش پس زمینه کیهانیCMB کشف کردندپژوهشگران عنوان کردند چهارصد هزار سال پس از بیگ بنگ تابش CMB در هنگام پراکنش توسط الکترونها پلاریزه شداز آنجایی که این نور در مدت ۱۳.۸ میلیارد سال سرتاسر کیهان را درنوردیده است پس برهمکنش آن باماده تاریک یا انرژی تاریک میتواند منجر به چرخش صفحهی پلاریزاسون آن به اندازهی زاویه β شود.
دکتر مینامی عنوان کرد اگر ماده تاریک یا انرژی تاریکبا تابش پس زمینه کیهانی برهمکنش کندبه طوری که پاریته تقارن نقض شودآنگاه میتوانیم شناسهی این برهمکنش را در دادههای پلاریزه ردیابی کنیم گروه پژوهشی برای اندازهگیری زاویه چرخش β به آشکارسازهایی نیاز داشتند که مثل آشکارسازهای مستقر بر ماهواره پلانک به نور پلاریزه حساس باشند و همچنین باید مقادیر زاویه پلاریزاسیون مطلق را میدانستند.
دکتر مینامی گفت روش جدیدی را ابداع کردیم تا با استفاده از نور پلاریزۀ منتشر شده از غبار موجود در راه شیری بتوانیم مقدار زاویهی چرخش مصنوعی را تعیین کنیم با این روش به دقتی دست یافتیم که دو برابر دقت کارهای قبلی بود و بنابراین سرانجام توانستیم مقدار β را اندازهگیری کنیم به گفته دانشمندان فاصلهای که نور از میان غبار درون راه شیری میپیمایدبسیار کوتاهتر از فاصلهای است که تابش پس زمینه کیهانی طی میکند بدین معنی که نور ساطعشده از غبار تحت تأثیر ماده تاریک یا انرژی تاریک قرار نمیگیرد و بنابراین در حالی که چرخش مصنوعی بر هر دو تابش اثر میگذارد مقدار زاویه چرخش β فقط در تابش CMB مشاهده میشود. بنابراین، با محاسبهی اختلاف زاویهی پلاریزاسیون اندازهگیریشده بین دو منبع نوری میتوان مقدار β را تعیین کرد
اخترفیزیکدانان با بکارگیری این روش جدید موفق شدند مقدار β را ۰.۳۵ درجه تعیین کنند و بنابراین با سطح اطمینان ۹۹.۲٪ مقدار β معادل صفر نخواهد بود دکتر کوماتسو عنوان کرد واضح است که ما هنوز شواهد قاطعی بر وجود فیزیک جدید نیافتهایم و برای اثبات این نشانه به شواهد آماری قانعکنندهتری نیاز داریم اما این یک کشف بسیار هیجانانگیز است زیرا توانستیم با روشی جدید این اندازهگیری ناممکن را ممکن سازیم و چه بسا همین کشف جدید اشارهای به فیزیک جدید باشد.
#مـترجم_امـینـی
https://journals.aps.org/prl/abstract/10.1103/PhysRevLett.125.221301
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
🔶️ گروهی از اخترفیزیکدانان با استفاده از دادههای پلاریزه ماهواره #پلانک متعلق به آژانس فضایی اروپا که مأموریت آن مطالعهی تابش زمینهی کیهانی یا کهنترین نور کیهان بود موفق شدند نشانههای خیرهکنندهای از فیزیک جدید را در فراسوی مدل استاندارد ذرات و میدانهای بنیادین آشکار کنند
🔶️ دکتر یوتو مینامی از سازمان تحقیقات شتاب دهنده انرژی بالا در ژاپنKEKو دکتر ایچیرو کوماتسواز انیستیتوی فیزیک و ریاضیات کیهانی کاولی و موسسه اخترفیزیک ماکس پلانک عنوان کردند.
چنین به نظر میرسد که قوانین فیزیکی حاکم بر کیهان هرگاه در آینه وارونه شوند باز هم بدون تغییر باقی میمانند. برای مثال قوانین الکترومغناطیس خواه در یک سیستم اصلی به کار روند و خواه در تصویر آینهای آن سیستم که در آن همهی مختصاتهای فضایی وارونه شدهاند باز هم عملکرد یکسانی دارنداین محققان افزودند بنابراین اگر این تقارن یا پاریته به نوعی نقض شود، چه بسا درک ماهیت گریزپای ماده تاریک و انرژی تاریک نیز که به ترتیب ۲۵ و ۷۰ درصد انرژی کیهان امروزی را شامل میشوند آسان گرددبا وجود آنکه هر دو پدیده را تاریک مینامیم اما هرکدام در تکامل کیهان عکس هم عمل میکنندماده تاریک تمایل دارد همه چیز را جذب کند در حالی که انرژی تاریک موجب انبساط سریعتر کیهان میشود
پژوهشگران نشانههایی از نقض پاریته تقارن را در تابش پس زمینه کیهانیCMB کشف کردندپژوهشگران عنوان کردند چهارصد هزار سال پس از بیگ بنگ تابش CMB در هنگام پراکنش توسط الکترونها پلاریزه شداز آنجایی که این نور در مدت ۱۳.۸ میلیارد سال سرتاسر کیهان را درنوردیده است پس برهمکنش آن باماده تاریک یا انرژی تاریک میتواند منجر به چرخش صفحهی پلاریزاسون آن به اندازهی زاویه β شود.
دکتر مینامی عنوان کرد اگر ماده تاریک یا انرژی تاریکبا تابش پس زمینه کیهانی برهمکنش کندبه طوری که پاریته تقارن نقض شودآنگاه میتوانیم شناسهی این برهمکنش را در دادههای پلاریزه ردیابی کنیم گروه پژوهشی برای اندازهگیری زاویه چرخش β به آشکارسازهایی نیاز داشتند که مثل آشکارسازهای مستقر بر ماهواره پلانک به نور پلاریزه حساس باشند و همچنین باید مقادیر زاویه پلاریزاسیون مطلق را میدانستند.
دکتر مینامی گفت روش جدیدی را ابداع کردیم تا با استفاده از نور پلاریزۀ منتشر شده از غبار موجود در راه شیری بتوانیم مقدار زاویهی چرخش مصنوعی را تعیین کنیم با این روش به دقتی دست یافتیم که دو برابر دقت کارهای قبلی بود و بنابراین سرانجام توانستیم مقدار β را اندازهگیری کنیم به گفته دانشمندان فاصلهای که نور از میان غبار درون راه شیری میپیمایدبسیار کوتاهتر از فاصلهای است که تابش پس زمینه کیهانی طی میکند بدین معنی که نور ساطعشده از غبار تحت تأثیر ماده تاریک یا انرژی تاریک قرار نمیگیرد و بنابراین در حالی که چرخش مصنوعی بر هر دو تابش اثر میگذارد مقدار زاویه چرخش β فقط در تابش CMB مشاهده میشود. بنابراین، با محاسبهی اختلاف زاویهی پلاریزاسیون اندازهگیریشده بین دو منبع نوری میتوان مقدار β را تعیین کرد
اخترفیزیکدانان با بکارگیری این روش جدید موفق شدند مقدار β را ۰.۳۵ درجه تعیین کنند و بنابراین با سطح اطمینان ۹۹.۲٪ مقدار β معادل صفر نخواهد بود دکتر کوماتسو عنوان کرد واضح است که ما هنوز شواهد قاطعی بر وجود فیزیک جدید نیافتهایم و برای اثبات این نشانه به شواهد آماری قانعکنندهتری نیاز داریم اما این یک کشف بسیار هیجانانگیز است زیرا توانستیم با روشی جدید این اندازهگیری ناممکن را ممکن سازیم و چه بسا همین کشف جدید اشارهای به فیزیک جدید باشد.
#مـترجم_امـینـی
https://journals.aps.org/prl/abstract/10.1103/PhysRevLett.125.221301
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Physical Review Letters
New Extraction of the Cosmic Birefringence from the Planck 2018 Polarization Data
A new analysis of the cosmic microwave background shows that its polarization may be rotated by exotic effects indicating beyond-standard-model physics.
کارل ادوارد سِیگِن Carl Edward Sagan
#کارل_سیگن
#carl_sagan
زادهٔ ۹ نوامبر ۱۹۳۴ – درگذشتهٔ ۲۰ دسامبر ۱۹۹۶
▪ اخترشناس آمریکایی،اخترشیمیدان، مشاور سازمان ناسا، نویسنده و مروج موفق اخترشناسی، اخترفیزیک و سایر علوم طبیعی بود. او پیشگاماخترزیستشناسی و بنیادگذار طرح جستجوی هوش فرازمینی معروف به «سِتی» بود.
سِیگِن در بروکلین، نیویورک در یک خانوادهٔ یهودی زاده شد و ازدانشگاه شیکاگو دو مدرک کارشناسی، یک مدرک کارشناسی ارشد، و دکترای اخترفیزیک دریافت نمود. وی در دانشگاه برکلی و دانشگاه هاروارد مدتی مشغول پژوهش شد و سرانجام به استادی دانشگاه کرنل رسید.
کارل سِیگِن پس از ابتلا به بیماری سندرم میلودیسپلاستیک او برای مدت ۲ سال پیوند مغز استخوان از خواهر خود دریافت میکرد. با اینحال، سرانجام در سال ۱۹۹۶ در سیاتل و در سن ۶۲ سالگی به مبارزه علیه بیماری سندرم میلودیسپلاستیک که به آن مبتلا شده بود، پایان داد و بر اثر عارضهٔ سینهپهلو درگذشت. او در قبرستان لیک ویو در ایتاکا (نیویورک) دفن شد.
جوایز و افتخارات:
Annual Award for Television Excellence - 1981 - دانشگاه ایالتی اوهایو - PBS series Cosmos
Apollo Achievement Award - National Aeronautics and Space Administration
NASA Distinguished Public Service Medal - National Aeronautics and Space Administration (twice)
جایزه امی - Outstanding Individual Achievement - 1981 - PBS series Cosmos
Emmy - Outstanding Informational Series - 1981 - PBS series Cosmos
Exceptional Scientific Achievement Medal - National Aeronautics and Space Administration
Helen Caldicott Leadership Award - Women's Action for Nuclear Disarmament
جایزه هوگو - 1981 - Cosmos
Humanist of the Year - 1981 - Awarded by the انجمن انسانگرای آمریکایی
In Praise of Reason Award - 1987 - کمیتهٔ تحقیق شکگرایانه
Isaac Asimov Award - 1994 - کمیتهٔ تحقیق شکگرایانه
جان اف. کندی کیهاننوردی Award - American Astronautical Society
John W. Campbell Memorial Award - 1974 - Cosmic Connection: An Extraterrestrial Perspective
Joseph Priestley Award - "For distinguished contributions to the welfare of mankind»
Klumpke-Roberts Award of the Astronomical Society of the Pacific - 1974
کنستانتین تسیولکوفسکی Medal - Awarded by the Soviet Cosmonauts Federation
جایزه لوکس 1986 - Contact
Lowell Thomas Award - Explorers Club - 75th Anniversary
Masursky Award - جامعهٔ اخترشناسی آمریکا
Miller Research Fellowship - Miller Institute (1960-1962)
New Jersey Hall of Fame - 2009 inductee[۷]
Oersted Medal - 1990 - انجمن مدرسین فیزیک آمریکا
جایزه پیبادی - 1980 - PBS series Cosmos
Prix Galbert - The international prize of کیهاننوردی
Public Welfare Medal - 1994 - National Academy of Sciences
Pulitzer Prize for General Non-Fiction - 1978 - The Dragons of Eden
SF Chronicle Award - 1998 - Contact
Named the "99th Greatest American" on the June 5, 2005, Greatest American show on the شبکهٔ تلویزیونی دیسکاوری
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#کارل_سیگن
#carl_sagan
زادهٔ ۹ نوامبر ۱۹۳۴ – درگذشتهٔ ۲۰ دسامبر ۱۹۹۶
▪ اخترشناس آمریکایی،اخترشیمیدان، مشاور سازمان ناسا، نویسنده و مروج موفق اخترشناسی، اخترفیزیک و سایر علوم طبیعی بود. او پیشگاماخترزیستشناسی و بنیادگذار طرح جستجوی هوش فرازمینی معروف به «سِتی» بود.
سِیگِن در بروکلین، نیویورک در یک خانوادهٔ یهودی زاده شد و ازدانشگاه شیکاگو دو مدرک کارشناسی، یک مدرک کارشناسی ارشد، و دکترای اخترفیزیک دریافت نمود. وی در دانشگاه برکلی و دانشگاه هاروارد مدتی مشغول پژوهش شد و سرانجام به استادی دانشگاه کرنل رسید.
کارل سِیگِن پس از ابتلا به بیماری سندرم میلودیسپلاستیک او برای مدت ۲ سال پیوند مغز استخوان از خواهر خود دریافت میکرد. با اینحال، سرانجام در سال ۱۹۹۶ در سیاتل و در سن ۶۲ سالگی به مبارزه علیه بیماری سندرم میلودیسپلاستیک که به آن مبتلا شده بود، پایان داد و بر اثر عارضهٔ سینهپهلو درگذشت. او در قبرستان لیک ویو در ایتاکا (نیویورک) دفن شد.
جوایز و افتخارات:
Annual Award for Television Excellence - 1981 - دانشگاه ایالتی اوهایو - PBS series Cosmos
Apollo Achievement Award - National Aeronautics and Space Administration
NASA Distinguished Public Service Medal - National Aeronautics and Space Administration (twice)
جایزه امی - Outstanding Individual Achievement - 1981 - PBS series Cosmos
Emmy - Outstanding Informational Series - 1981 - PBS series Cosmos
Exceptional Scientific Achievement Medal - National Aeronautics and Space Administration
Helen Caldicott Leadership Award - Women's Action for Nuclear Disarmament
جایزه هوگو - 1981 - Cosmos
Humanist of the Year - 1981 - Awarded by the انجمن انسانگرای آمریکایی
In Praise of Reason Award - 1987 - کمیتهٔ تحقیق شکگرایانه
Isaac Asimov Award - 1994 - کمیتهٔ تحقیق شکگرایانه
جان اف. کندی کیهاننوردی Award - American Astronautical Society
John W. Campbell Memorial Award - 1974 - Cosmic Connection: An Extraterrestrial Perspective
Joseph Priestley Award - "For distinguished contributions to the welfare of mankind»
Klumpke-Roberts Award of the Astronomical Society of the Pacific - 1974
کنستانتین تسیولکوفسکی Medal - Awarded by the Soviet Cosmonauts Federation
جایزه لوکس 1986 - Contact
Lowell Thomas Award - Explorers Club - 75th Anniversary
Masursky Award - جامعهٔ اخترشناسی آمریکا
Miller Research Fellowship - Miller Institute (1960-1962)
New Jersey Hall of Fame - 2009 inductee[۷]
Oersted Medal - 1990 - انجمن مدرسین فیزیک آمریکا
جایزه پیبادی - 1980 - PBS series Cosmos
Prix Galbert - The international prize of کیهاننوردی
Public Welfare Medal - 1994 - National Academy of Sciences
Pulitzer Prize for General Non-Fiction - 1978 - The Dragons of Eden
SF Chronicle Award - 1998 - Contact
Named the "99th Greatest American" on the June 5, 2005, Greatest American show on the شبکهٔ تلویزیونی دیسکاوری
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
فونت پیشفرض تلگرام زیادی درشته، برای دسترسی و مطالعه آسانتر مطالب فونت تلگرام را از تنظیمات - تنظیمات گفتگو - اندازه متن پیام کاهش دهید که مجبور نباشید مداوم پیمایش کنید.