کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
کوانتوم مکانیک‌🕊
تا کنون به بازتاب نور از اشیا توجه کردید؟ فوتون آنقدر بزرگ نیست که مثل توپ به جسم برخورد کند و تغییر مسیر دهد بلکه جذب الکترون اتم ها شده و اتم را در حالت برانگیخته قرار می دهد و باقی ماجرا... ،،طبق نظریه مدرن مربوط به اتم ها ، الکترون ها در مدارهای اطراف…
شکل بالا انتشار موج الکترومغناطیسی را در جهت از بالا به پایین به پایین راست نشان می دهد. این موج با سرعت نور حرکت می کند و به عنوان یک موج عرضی شناخته می شود که جهت انرژی موج در زاویه ی عمود بر جهت انتشار قرار دارد.

در این مثال ، موج در حال تولید میدان های نوسانی الکتریکی و مغناطیسی است که در زاویه 90 درجه نسبت به یکدیگر و همچنین به جهت انرژی جهت دارند. فاصله بین دو قله پی در پی در تصویر برابر است با طول موج تابش. تعداد نوسانات برابر با یک سیکل در ثانیه ، برابر با فرکانس تابش است که معمولاً با هرتز Hz اندازه گیری می شود.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
#دگرگونش #حشرات

حشره‌ای به نام #آلبرت_اینشتین،
این حشره یک کاترپیلار زیبا است. زیستگاه آن؛ انتاریو، کبک، نیوبرانزویک، نوا اسکوشیا، جزیره پرنس ادوارد، بریتیش کلمبیا، ساسکاچوان و مانیتوبا در کانادا است!


#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
اعدام با زهر #سقراط

در سال ۳۹۹ پیش از میلاد، سقراط به فاسد کردن جوانان متهم شد. اتهام دیگر او بی‌اعتقادی به خدایان بود. سقراط را به دادگاه فراخواندند. دادستان‌های محکمه آنیتوس و مِلِتوس مشهور، و لیکون گمنام بودند؛ که مجازات مرگ را برای سقراط خواستار شدند.

بر اساس آنچه افلاطون که خود در جلسهٔ دادگاه حاضر بوده، در رسالهٔ آپولوژی نوشته‌است؛ در ابتدا اتهام سقراط به او فهمانده می‌شود و سپس سقراط در مقام دفاع از خود برمی‌آید. او منکر آن است که جوانان را فاسد کرده باشد. سقراط شرح می‌دهد که نه تنها عموم مردم بلکه معبد دلفی او را داناترین افراد بشر دانسته، در حالی که تنها علمی که او دارد؛ علم به جهل خویشتن و ناچیزی علم بشر در برابر علم خداست.

سقراط می‌گوید که او منکر خدایان آتن است، خود به خدایی یگانه باور دارد. او تعلیم فلسفه را وظیفه‌ای می‌داند که از سوی خدا به او محوّل شده و او اطاعت خدا را بر اطاعت مردم ترجیح می‌دهد. پس از پایان این خطابه، قضّات حکم به سرکشیدن جام زهر صادر می‌کنند، و سقراط خطابه‌ای نهایی ایراد می‌کند که در آن بیش از پیش، از اعتقادش به زندگی پس از مرگ سخن می‌گوید.

طبق آنچه در رسالهٔ کریتو آمده‌است، پس از پایان دادگاه و صدور حکم، سقراط به زندان برده می‌شود. گروهی از شاگردان وی راه فرار از طریق رشوه‌دادن به نگهبانان را به او پیشنهاد کردند.

"سقراط در پاسخ می‌گوید که به موجب قانون محکوم گشته‌است، و خطاست که برای گریز از مجازات دست به کاری خلاف قانون بزند"

سقراط پس از توضیح راجع به علّت رد کردن پیشنهاد فرار، به شاگردان می‌گوید «دغدغه به خود راه ندهید و به خود بگویید که فقط جسم مرا به خاک خواهید گذاشت.»

افلاطون در مکالمهٔ فیدون می‌نویسد که پس از گفتن این جملات، سقراط برای استحمام به اتاق دیگری می‌رود. پس از استحمام نیز مدتی در همان اتاق می‌ماند تا اینکه نزدیک غروب آفتاب به نزد شاگردانش بازمی‌گردد. همین هنگام زندانبان می‌رسد و به سقراط می‌گوید که او را نجیب‌ترین و شریف‌ترین و بهترین کسانی می‌داند که به این زندان آمده‌اند. «من می‌دانم که حتی در این وضع تو به من خشم نخواهی گرفت و خشم تو متوجه جنایتکاران حقیقی خواهد بود که آن‌ها را می‌شناسی.» زندانبان سپس با اندوه خارج می‌شود.
سقراط از زندانبان در نزد شاگردانش تمجید می‌کند و او را جوان‌مرد می‌خواند. سپس از کریتو می‌خواهد که جام زهر را برایش بیاورد. کریتو به سقراط می‌گوید که عجله نکند زیرا هنوز شعاع خورشید روی تپّه‌ّاست و سقراط همچنان مجال حیات دارد؛ افراد در موقعیت او، نخست خوب می‌خورند و میاشامند و حتّی بعضی به عشق‌بازی می‌پردازند. سقراط پاسخ می‌دهد که: «آن‌ها که چنین می‌کنند بی‌دلیل نیست؛ زیرا آن‌ها خیال می‌کنند که از این کار نفعی می‌برند… من در اینکه جام زهر را دیرتر بخورم نفعی نمی‌بینم. اگر اندکی دیرتر بخورم خودم را مسخره خواهم کرد؛ زیرا خود را به زندگی علاقه‌مند نشان خواهم داد و از آنچه در نظر من هیچ است، برای خود ذخیره خواهم ساخت.»
سقراط از خادمی در زندان می‌پرسد که چه باید بکند و او پاسخ می‌دهد که کاری ندارد جز اینکه زهر را سر بکشد و مدتی راه برود تا در پای خود احساس سنگینی کند، پس از آن هم باید دراز بکشد تا زهر کار خود را بکند.

سقراط در میان هیاهوی فریاد و گریهٔ شاگردان چنین می‌کند، به تدریج بدنش رو به سرد و بی‌حس شدن پیش می‌رود. آخرین سخن او این بود که «ای کریتو ما باید خروسی به آسکلپیوس بدهیم؛ ادای دِین را فراموش نکنید.»

 توضیح آنکه مردم یونان قدیم چون از بیماری شفا می‌یافتند، خروسی نذر آسکلپیوس می‌کردند؛ و او از تب زندگی شفا یافته بود.

"لحظه‌ای بعد سقراط تکانی می‌خورد و چشم‌هایش بی‌حرکت می‌ماند."

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
یک سیاهچاله کلانجرم چرخان سریع به دور خود می چرخد و فضا-زمان را می پیچاند.

پس از آن ستاره نوترونی و سپس ستارگان معمولی و سیارات قرار دارند.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
👍1
#شبه_علم
#بیو_سنتریسم
#پارت_چهارم_و_پایانی
#ابطال_شبه_علم


 

بیوسنتریسم شکل غلطی از ایده ای غلط تر مبنی بر، خودآگاهی دلیل و علت فروریزش تابع موج ! ادعایی فراتر از شواهد دارد.

آگاهی کوانتومی ( یا ذهن کوانتومی ) ایده ای است که هوشیاری و آگاهی انسان را نیازمند فرآیندهای کوانتومی میداند. به عبارت ساده تر این ایده که البته انواع مختلفی دارد که به آن اشاره خواهیم کرد، می گوید مغز ما نیز مانند تمام کیهان از ذرات بنیادین تشکیل شده است و به همین علت میبایست محاسبات جهان کوانتومی را برای آن بکار ببریم و فیزیک کوانتومی را به آن تعمیم دهیم. میتوانید به تئوری اورک اور ، پنروز همروف مراجعه کنید که آگاهی را حاصل فعل و انفعالات کوانتومی درون میکروتوبول ها میداند.

اما نکته مهمی که باید توجه داشت این است که اکثر تلاش هایی که در رابطه با ایده آگاهی کوانتومی ( ذهن کوانتومی ) وجود دارند ، منتقدین بسیاری دارند و این محدوده از علم بشدت تحت سیطره و سواستفاده های مداوم شبه علمیست.




اینکه ما هر چیزی را ندانیم، ادعایی را به آن نسبت دهیم و نتیجه بگیریم چون ما از این موضوع بی اطلاع هستیم ، پس فلان ادعا در مورد آن صحت دارد! ( یعنی حفره های ندانسته هایمان را با جواب های دلخواه پر کنیم )

اما نکته ای که باید گوشزد کرد این است که در این مورد فرض های علمی وجود دارد. البته فرض هایی که تا به امروز اعتبار زیادی ندارند و شواهد تایید کننده ای ندارند. از طرف دیگر شواهد تجربی از این مدل و ایده ها در دست نداریم.
به بیان دیگر اینکه آیا اثرات کوانتومی بر اندیشه ما تاثیر می گذارند یا خیر، یک پرسش علمی است و واجد بررسی های جدی علمی نیز هست، اما نه با استدلال رایج زیر:

"من آگاهی را نمیشناسم
من فیزیک کوانتومی را نمیفهمم
پس بنابر این آگاهی حاصل عملکرد فیزیک کوانتومی است!
(منطق رابرت لانزای زیست شناس در طرح بیوسنتریسم)

باید توجه داشت که چنین استدلال هایی از تحقیقات علمی در این موضوع کاملا متمایز است و نه از ارزش علمی و نه از ارزش فلسفی برخوردار نیستند.چرا که همانطور که گفتیم از نظر منطقی و فلسفی نیز، چنین استدلالی مغالطه بوده و در علم نیز از شواهد و مدارک مناسبی برخوردار نیست.(ادعای فراتر از شواهد)

نکته دیگری که از سال ها پیش با عدم قطعیت وارد مباحث فلسفی شد ، مساله جبر و اختیار بود . ما می دانیم که رویدادهای کوانتومی مثل تصادف در احتمال حرکت مولکول ها نقش دارند و بر نورون ها تا حدودی نیز تاثیر گذار هستند. اما این نیز یک مساله ایست که در بحث جبر یا اراده آزاد اهمیت دارد و می توان آن را بررسی کرد.اما در اینکه مکانیک کوانتومی توضیح دهنده ذهن و آگاهی ما باشد ، دست کم تا امروز به هیچ وجه از شواهد علمی مناسبی برخوردار نیست. چه برسد تاثیر خودآگاهی بر فروپاشی تابع موج ..!

بیوسنترسیم میگوید آگاهی علت عالم است ، این ایده غلط بوده و از ایده ای غلط تر مبنی بر نقش آگاهی بر فروریزش تابع موج گرته برداشته شده است و در گام نهایی باید مدعی شعور ذرات باشیم .


نگاهی به #منابع زیر بیندازید:


http://www.unil.ch/webdav/site/philo/shared/DocsPerso/EsfeldMichael/1999/SHPMP99.pdf
http://www.huffingtonpost.com/deepak-chopra/quantum-consciousness_b_518940.html
http://arxiv.org/PS_cache/quant-ph/pdf/9907/9907009v2.pdf
http://plato.stanford.edu/entries/qt-consciousness/
https://books.google.com/books?id=2vZZ1s96mC4C&q=isbn:0385235690&dq=isbn:0385235690&hl=fa&sa=X&ved=0ahUKEwiUpM_1wNHbAhUI94MKHanjClYQ6AEIITAA
http://discovermagazine.com/2002/jun/featuniverse/article_view?b_start:int=0&-C=https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&url=https://arxiv.org/pdf/quant-ph/9601007&ved=2ahUKEwjO-4b1wdHbAhVj5IMKHRg4CUwQFjABegQIAxAB&usg=AOvVaw1YLk0-dzGBgOmmV_q9QOT-
Bernard d’Espagnat, scientific american, Nov. 1979. The Quantum Theory and Reality
direct action of mind upon matter». Eugene Wigner 1967. Symmetries and Reflections. Cambridge MA. MIT Press. p.171-184

m.nautil.us/issue/47/consciousness/roger-penrose-on-why-consciousness-does-not-compute

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اتمام حجت استاد #فاینمن به کلیه طرفداران برداشت های عجیب و غریب از کوانتوم مکانیک!

قابل فهم نیست و تاثیر آگاهی بر ذرات بنیادین ادعای فراتر از شواهد است .

بیوسنتریسم #باطل است .

هر دو رویکرد بالا ابطال شده است.
"کوانتوم مکانیک در راس یک انقلاب علمی"
#تفسیر_کپنهاگن
پارت نخست:
https://t.me/higgs_field/2331

پارت دوم:
https://t.me/higgs_field/2339

پارت سوم:
https://t.me/higgs_field/2346

پارت چهارم:
https://t.me/higgs_field/2360

پارت پنجم و پایانی:
https://t.me/higgs_field/2370
نقد #بیوسنتریسم و تاثیر آگاهی بر ذرات:

پارت اول:
https://t.me/higgs_field/2343
پارت دوم:
https://t.me/higgs_field/2352
پارت سوم:
https://t.me/higgs_field/2364
پارت چهارم و پایانی:
https://t.me/higgs_field/2376
ابعاد فشرده(زیر اتمی) منشا هیچ جهانی نیست و هنوز تایید رسمی علم را ندارد:

https://t.me/higgs_field/2201

جهان های موازی ادعایی فراتر از شواهد:

پارت اول:
https://t.me/higgs_field/2211
پارت دوم:
https://t.me/higgs_field/2212
پارت سوم:
https://t.me/higgs_field/2214
پارت چهارم و پایانی:
https://t.me/higgs_field/2215

کژ فهمی ژورنالیستی خصوصیات نوترینو ها که جنجال وجود جهان های موازی را شکل داد:
https://t.me/higgs_field/458
ذره بوزون هیگز:

هیچ نقشی در برابر جرم ذرات بنیادی ندارد.


میدان هیگز :

دارای نقش کلیدی در تعیین جرم ذرات بنیادی و در عالم است.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
‌در نظریه میدان کوانتومی ، خلا کاذب false vaccum خلا فرضی است که به طور فعال در حال فروپاشی نیست ، اما در عین حال تا حدودی کاملاً پایدار نیست ("قابل تبدیل شدن"). ممکن است در آن حالت برای مدت زمان طولانی (خاصیتی که به عنوان قابلیت پایداری شناخته می شود) دوام داشته باشد و در نهایت ممکن است به حالت بیشتری منتقل شود ، اتفاقی که به نابودی خلا vaccum decay معروف است. متداول ترین پیشنهاد در مورد چگونگی وقوع چنین تغییری bubble nucleation نامیده می شود - اگر یک منطقه کوچک از جهان به احتمال زیاد به خلا پایدارتر برسد ، این "حباب" (همچنین " bounce" نیز نامیده می شود) گسترش می یابد .
#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
📝 چرا آدم‌ها می‌میرند؟

🔹 بخش اول

می‌دانیم بقا به شدت برای تولیدمثل اهمیت دارد، و ما نیز از ‌سازگاری‌های فراوانی برای بقا برخورداریم، حال این پرسش مطرح می‌شود که اصلاً چرا باید بمیریم؟ آیا فرآیند انتخاب طبیعی نمی‌توانست سازوکارهایی ترتیب دهد که بشود برای همیشه زنده ماند؟ و پرسش دیگر اینکه چرا برخی افراد دست به خودکشی می‌زنند– یعنی عملی که به نظر می‌رسد با هرچه نظریه‌ی فرگشت مطرح می کند در تناقض است. این بخش به بررسی این پرسش‌های گیج‌کننده می‌پردازد.

1⃣ نظریه‌ی سالخوردگی

بخشی از رازآمیزی این پرسش‌ها، توسط نظریه‌ی سالخوردگی گشوده می‌شود. سالخوردگی یک بیماری خاص نیست، بلکه در حقیقت زوال تمامی سازوکارهای بدن است که با پا به سن گذاشتن ارگانیسم رخ می‌دهد. نظریه‌ی سالخوردگی با یک مشاهده آغاز می‌کند: قدرت انتخاب طبیعی با افزایش سن به شکل چشم‌گیری کاهش می‌یابد. برای فهم علت این موضوع یک زن ۲۰ ساله و یک زن ۵۰ ساله را در نظر بگیرید. تیغ انتخاب در مورد زن جوان‌تر بسیار تیزتر است، چرا که هرچه برای او اتفاق بیفتد اکثر سال‌های تولیدمثلی آینده‌ی او را تحت شعاع قرار خواهد داد. برای مثال، ژنی را در نظر بگیرید که دستگاه ایمنی زن را تضعیف می‌کند. اگر این ژن در سن 20 سالگی در بدن فعال شود با فعال شدنش به کل ظرفیت تولیدمثلی زن صدمه زده است. اما اگر در سن 50 سالگی فعال شود، تقریباً هیچ مشکلی بر ظرفیت تولیدمثلی زن نخواهد داشت. به عبارت دیگر، انتخاب تنها به شکل ضعیفی بر زن سالخورده عمل می‌کند، چرا که اکثر یا تمامی ظرفیت تولیدمثلی او تا به آن زمان بالفعل شده است.

ویلیامز (1957) این مشاهدات را به عنوان یک نقطه‌ی شروع در نظر گرفت و بر مبنای آن یک نظریه‌ی چندکارگی در مورد سالخوردگی مطرح کرد. چندکارگی پدیده‌ای است که به موجب آن یک ژن می‌تواند دو یا بیش از دو اثر متفاوت داشته باشد.

برای مثال، ژنی وجود دارد که سطح هورمون تستسترون را در مردان افزایش می‌دهد و باعث می‌شود که آنها در دهه‌های اولیه‌ی زندگی، در رقابت با سایر مردان بر سر موقعیت اجتماعی موفق‌تر عمل کنند. اما همین سطح بالاتر تستسترون، در سال‌های بعد اثری منفی بر فرد مذکور دارد– افزایش خطر ابتلا به سرطان پروستات.

در واقع، این ژن چندکاره توسط انتخاب طبیعی ترجیح داده می‌شود– یعنی کپی‌های آن در جمعیت افزایش می‌یابد– زیرا مزیت ابتدایی آن (به دست آوردن موقعیت اجتماعی) بر هزینه‌ی بعدی آن (کاهش طول عمر) می‌‌چربد. از طریق این فرآیند چندکاره، در ما شماری از ژن‌ها فرگشت یافته است که وجودشان در سال‌های ابتدایی زندگی برای ما سودمند است، اما در دهه‌های بعدی اثرات مخربی بر ما دارند– یعنی زمانی که تیغ انتخاب کند شده است یا غایب است. (دلیل کند شدن یا از بین رفتن تیغ انتخاب در دوران سالخوردگی، کاهش یا توقف توان تولیدمثلی افراد سالخورده است. به عبارت دیگر، انتخاب بر روی ژن‌ها عمل می‌کند و ژن‌ها از طریق تولدمثل به نسل بعد منتقل می‌شوند و در جمعیت باقی می‌مانند. بنابراین وقتی توان تولیدمثلی فرد کاهش می‌یابد، این به آن معناست که موتور فرآیند انتخاب از کار می‌افتد چرا که دیگر زندگانی تولید نمی‌شود که بر روی آنها انتخابی صورت بگیرد. در چنین شرایطی اصطلاحاً گفته می‌شود که تیغ انتخاب کند شده است یا دیگر نمی‌برد– مترجم).

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
یک ویژگی عالی نظریه در مورد مکانیسم هیگز این است که این تئوری قابل آزمایش بود.
مکانیسم هیگز وجود ذره جدیدی را که قبلاً دیده نشده بود پیش بینی میکرد و در سال ۲۰۱۲ مطابق پیش بینی این ذره روئت شد.

این ذره که ذره هیگز نامیده شد ، یک بوزون است ، همان واسطه های نیرو. با این حال ، ذره هیگز هیچ نیرویی را واسطه نمی کند ، اما می تواند دلیل بی جرم ماندن یا جرم دار بودن سایر ذرات را توضیح دهید (منظور از ذرات بوزن های پیمانه ای است)

مدتها بود که دانشمندان در نتایج آزمایشات خود در جستجوی ذره هیگز بودند ، اما یافتن آن چندان آسان نبود. تئوری مکانیسم هیگز تمام خصوصیات ذره هیگز به جز جرم خود را پیش بینی می کرد. و دانشمندان نمیدانستند با چه نیرویی دو پروتون را برخورد دهند تا ذره هیگز ایجاد شود. و در نهایت این ذره با جرم ۱۲۵ گیگا الکترون ولت روئت شد.


ذره هیگز بشدت خجالتی است و طول عمری حدود یک میلیاردم ثانیه دارد .
#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
مدل بر اساس جرم ذرات بنیادین

تفاوت بوزون و فرمیون در اسپین آنها بود بوزون اسپین صحیح و فرمیون اسپین نیم صحیح دارد .
اصل طرد پائولی درباره فرمیون ها جاری است اما بوزون ها تفاوتی با یکدیگر ندارند.

بوزون ها ذرات کوانتای میدان ها هستند .در مدل بنیادین جای پارتیکل کوانتای میدان گرانشی خالی است اما علاوه بر چهار نیرو که بیانگر چهار میدان گرانشی هستند میدان دیگری بنام میدان هیگز با ذره ای به جرم ۱۲۵گیگا الکترون ولت وجود دارد .

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
• اینکه تفاوت وزن جسد و زنده شخص ۲۱ گرم است مربوط به جنجال رسانه ای است که سر و صدای بسیاری در رسانه ها کرد و برای این موضوع حتی فیلمی ساخته شده است ، در وهله نخست هیچ تفاوت وزنی هنگام مرگ رخ نمیدهد و دوم اینکه اگر رخ دهد مربوط به از دست دادن آب بدن و خشک شدن جسد است..!!


#عوام
#شبه_علم


#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
چهار نیروی بنیادین:

گرانش
الکترومغناطیس
هسته ای ضعیف
هسته ای قوی

که به ترتیب:
میدان گرانشی با برد بی نهایت و پارتیکل مجهول (شایدم توضیح و پارتیکل کوانتومی نداشته باشد و خاصیت فضا زمان باشد ،شاید!)
میدان الکترومغناطیسی با برد بی نهایت و بوزون فوتون
میدان هسته ای ضعیف ، برد محدود(در مقیاس اتمی) با بوزون z & w
میدان هسته ای قوی ، برد محدود (در مقیاس پروتون) با بوزون گلوئون


چهار میدان بالا برای شکل یافتن یک اتم لازم است و اتم غرق در این چهار میدان است و اما #میدان_هیگز برای توضیح فضا-زمان لازم است.
#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
#انتگرال_مسیر_فاینمن



#ریچارد_فاینمن شاگرد برجسته #جان_آرچیبالد_ویلر در سال ۱۹۶۵ انتگرال مسیر فرمول بندی کرد تا جایزه نوبل را بدست آورد.

در مکانیک نیوتونی اگر بخواهید از نقطه A به نقطه B بروید از نزدیک ترین مسیر یعنی از خط مستقیمی که از نقطه نخست در امتداد نقطه دوم کشیده شده است ،میروید . این مسیر را مسیر کلاسیک می گویند.

اما از دید ریچارد فاینمن ، باید تمام مسیر های ممکن از A به B را در نظر گرفت . در واقع انتگرال فایمن به ترسیم‌ کلیه مسیر های ممکن به همراه احتمال برای آن مسیر مطرح می گردد.

شاید تصور کنید مسیر های انتگرال فاینمن تنها در فضا مطرح می شوند اما باید بگم که این مسیر ها در سه بعد مکانی و یک بعد زمانی ترسیم می گردند . یعنی ممکن است در زمان به عقب برویم و به دوره دایناسور ها برسیم . این مسیر ها هر چقدر هم احمقانه و عجیب غریب باشند باید در نظر گرفته شوند .

در گام بعدی باید به هر مسیر عددی اختصاص دهیم و این اعداد را با قوانینی دقیق محاسبه کنیم و در پایان با اجتماعی از تمام اعداد مربوط به مسیر های ممکن ، احتمال رفتن از نقطه A به B را بر اساس مکانیک کوانتومی استاندارد بدست آورده اید.
فاینمن همچنین دریافت ، اعداد مربوط به مسیر های عجیب یا مسیر هایی که در تناقض با مکانیک نیوتنی بودند اغلب یکدیگر را خنثی کرده و حاصل جمع کوچکی دارند. همین مسیر ها که حاصلجمع کوچکی دارند منشا افت و خیز کوانتومی هستند. وی همچنین دریافت که مسیر معقول نیوتنی تنها مسیری است که حذف نمیشود و بیشترین مجموع را دارد. یعنی مسیری که بالاترین احتمال را دارد .

" بنابر این درک معقول ما از جهان کوانتومی تنها عبارت از محتمل ترین حالت است در میان تعداد نامحدودی از حالت های مختلف "

برخی ازین حالات ما را به عصر دایناسور ها یا به نزدیک ترین ابر نواختر یا حتی کرانه های جهان پیوند می دهند.

فاینمن با استفاده از ریاضیات قدرتمند انتگرال تابعی ، نشان داد که مسیر نیوتن محتمل ترین مسیر است ...نه تنها مسیر..!!

میچیو کاکو فیزیک دان نظری ژاپنی می نویسد:
(من از نظر عقلی، ریاضیات نظریه کوانتوم و نسبیت عام را به طور خلاصه فهمیدم. اما این ایده که من با عبور از عرض اتاق به نوعی تمام مسیرهایی را که را به مریخ یا ستارگان دوردست می رساند شناسایی می کنم، جهان بینی مرا تغییر می دهد. ناگهان تصویر جدید و عجیبی در ذهن من شکل گرفت که خود را در حال زندگی در جهان کوانتومی می دیدم.
به این ترتیب دریافتم که نظریه کوانتوم، بسیار عجیب و غریب تر از پیامدهای سرگیجه آور نسبیت است.)


این نقل قول را از میچیو کاکو آوردیم تا این فیزیکدان نظری مدافع جهان های موازی که بیشتر شهرت خود را مدیون جنجال های
رسانه ای و ژورنالیستی است را بهتر معرفی کنیم .
توضیحی که بر انتگرال مسیر فاینمن باید بدیم و آقای کاکو بهش توجه نکردند درجه احتمالات است ، احتمال اینکه یک ذره از نقطه a به b از یک خط مستقیم حرکت کند بالاترین احتمال و احتمال اینکه ذره بنیادین از نقطه a شروع و یک دور دور عالم زده و به نقطه b برسد صفر نه بلکه بسیار بسیار بسیار....بسیار کوچک است.

کانال میدان هیگز

t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا زندگی ابدی ارزشمند است؟

#نیل_دگراس_تایسون

زبان ویدئو انگلیسی با زیرنویس پارسی


#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
برطبق انتگرال مسیر فاینمن یک ذره برای رسیدن از نقطه الف به نقطه ب تمام مسیرهای ممکن را می پیماید البته هرکدام از این مسیرها احتمال مخصوص به خود را دارند. یعنی همه مسیر ها مطرح اند اما هر مسیر عدد احتمال مختص به خود را دارد.
حالا تصورکنید یکی از این مسیرها از داخل سیاهچاله بسمت بیرون سیاهچاله باشد و از طرفی میدانیم سیاهچاله حتی نور را هم جذب می کند بنابراین، برای اینکه ذره ما از سیاهچاله بیرون بیاید و از شر جاذبه سیاهچاله خلاص شود باید مسیر فرار خود به سمت بیرون را ، با سرعتی بیشتر از سرعت نور حرکت کند.
احتمال این اتفاق بسیار کم است اما به هرحال از لحاظ ریاضی امکان روی دادن این اتفاق ممکن است. این پدیده زمانی حاصل میشود که کوانتوم و نسبیت را باهم مخلوط کنیم.
#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
#چرخش #زمین

زمین سریع‌تر از ۵۰ سال پیش به دور خود می‌چرخد


تحقیقات جدید نشان می‌دهد که کره زمین سریع‌تر از ۵۰ سال پیش به دور خود می‌چرخد.
از زمانی که ساعت‌های اتمی به طور گسترده در دهه ۱۹۶۰ مورد استفاده قرار گرفته‌اند، نگهبانان ساعت زمین مجبور بوده‌اند گاهی "ثانیه جهشی" را به آنها اضافه کنند تا بتوانند آنها را با زمان خورشیدی هماهنگ کنند. زمان خورشیدی با توجه به موقعیت زمین در ارتباط با خورشید، ماه و ستارگان تعیین می‌شود.

یک ثانیه توسط ساعت‌های اتمی به عنوان ۹ میلیارد و ۱۹۲ میلیون و ۶۳۱ هزار و ۷۷۰ دوره تابش ساطع شده از یک اتم سزیم-۱۳۳ در انتقال بین دو سطح حالت پایه خود تعریف می‌شود.
طی ۵۰ سال گذشته، کره زمین برای انجام یک چرخش حول محور خود، کمی بیش از ۲۴ ساعت یا ۸۶ هزار و ۴۰۰ ثانیه زمان صرف کرده است و به همین دلیل، از سال ۱۹۷۰ تاکنون ۲۷ "ثانیه جهشی" به ساعت‌های اتمی اضافه شده است.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
کوانتوم مکانیک‌🕊
📝 چرا آدم‌ها می‌میرند؟ 🔹 بخش اول می‌دانیم بقا به شدت برای تولیدمثل اهمیت دارد، و ما نیز از ‌سازگاری‌های فراوانی برای بقا برخورداریم، حال این پرسش مطرح می‌شود که اصلاً چرا باید بمیریم؟ آیا فرآیند انتخاب طبیعی نمی‌توانست سازوکارهایی ترتیب دهد که بشود برای…
📝 چرا آدم ها می میرند؟
🔹 بخش دوم

نظریه‌ی چندکارگی سالخوردگی نه تنها قادر است توضیح دهد که چرا اندام‌های ما در اواخر زندگی و تقریباً به طور همزمان از کار می‌افتند، بلکه همچنین کمک می‌کند تا دریابیم که چرا مردان زودتر از زنان می‌میرند– به طور متوسط تقریباً ۷ سال زودتر. فرآیند انتخاب، بر مردان قوی‌تر از زنان عمل می‌کند زیرا وضعیت مردان در میزان تولیدمثل متنوع‌تر از زنان است. به زبان دیگر، تعداد فرزندانی که یک زن می‌تواند بیاورد شدیداً معین است– حدوداً ۱۲ تا. اما مردان می‌توانند شمار فراوانی فرزند بیاورند یا در رقابت تولیدمثلی سرشان به کلی بی‌کلاه بماند. بنابراین، از آنجایی‌ که مردان وضعیت متنوع‌تری در زمینه‌ی تولیدمثل دارند، فرآیند انتخاب بر روی آنها قوی از زنان عمل می‌کند. در این راستا، فرآیند انتخاب، به طور ویژه ژن‌هایی را ترجیح خواهد داد که مردان را قادر می‌سازد تا در دهه‌های ابتدایی زندگی هنگام رقابت بر سر جفت موفق عمل کنند؛ به شکلی که بتواند که تا حد ممکن، فرزندان زیادی به بار آورند و به اصطلاح سرشان بی‌کلاه نماند.

فرآیند انتخاب، ژن‌هایی را ترجیح می‌دهد که به موفقیت مردان در رقابت جفتی بیانجامند، حتی اگر همین ژن‌ها در دهه‌های بعدی زندگی بر توان بقای فرد اثر مخربی داشته باشند. هرچند که مردان قادرند و گاهی نیز چنین می‌شود که برای دوره‌ای طولانی‌تر از زنان تولیدمثل بکنند، اما نظریه‌ی پیری توضیح می‌دهد که چرا این رویدادهای تولیدمثلی اواخر عمر در مقایسه با رویدادهای دهه‌های اول زندگی مرد اثر بسیار اندکی {و بر موفقیت تولیدمثلی او – مترجم} دارند. به عبارت دیگر، فرآیند انتخاب، در مردان در مقایسه با زنان، موفقیت زودهنگام در رقابت جفتی را بیشتر ترجیح می‌دهد، حتی به بهای فدا کردن ژن‌هایی که برای بقای مرد در دهه‌های بعد سودمندند. به عبارت دیگر، در مردان در مقایسه با زنان، برای دست‌یابی به موفقیت تولیدمثلی در دهه‌های ابتدایی، درصد بالاتری از ژن‌های چندکاره‌ای تولید می‌شود که ویژگی دیگرشان کاستن از عمر مردان است. همانطور که یک محقق عنوان می‌کند، احتمالاً به این دلیل مرگ و میر در مردان بیشتر از زنان است که در دوران جوانی آنها از موفقیت تولیدمثلی بالقوه بالاتر بهره‌مند بوده‌اند، و این منجر به انتخاب صفاتی شده است که با موفقیت تولیدمثلی دوران جوانی و کاهش طول عمر همراه بوده است.

به طور خلاصه، مردان برای زودتر مردن طراحی شده‌اند و نظریه‌ی سالخوردگی کمک می‌کند تا چرایی این موضوع را دریابیم.

در مجموع، انتخاب بیش از همه در اوایل زندگی قوی عمل می‌کند؛ زیرا هر رویدادی که در اوایل زندگی رخ دهد می‌تواند کل سال‌های تولیدمثلی فرد را تحت شعاع قرار دهد. همانطور که افراد به تدریج سالخورده می‌شوند، قدرت فرآیند انتخاب بر روی آنها کاهش می‌یابد؛ چیزی که کمی قبل از مرگ برای شما اتفاق بیفتند به احتمال زیاد هیچ اثری بر ظرفیت تولیدمثلی شما نخواهد داشت. به این ترتیب، فرآیند انتخاب سازگاری‌هایی را ترجیح می‌دهد که در اوایل زندگی فرد را دارای مزیت کنند.

حتی اگر این سازگاری‌ها پیامدهای سنگینی برای دهه‌های بعدی زندگی فرد به همراه داشته باشد. این پیامد‌های سنگین، با گذر عمر به تدریج روی هم انباشت می‌شود، و تقریباً در زمان مشابهی، منجر به زوال تمامی بخش‌های بدن فرد می‌شوند. به این
معنا، شاید بتوان نتیجه گرفت که ارگانیسم برای مردن طراحی شده است.

📘 روانشناسی تکاملی دیوید باس
💬 برگردان: آرش حسینیان


#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field