#طنز_فلسفی
گویند وقتی زمان اعدام سقراط رسید، زنش زنتیپی(همسر سقراط و مادر سه فرزند وی) را دید که گریه میکرد، نزدیکش شد و پرسید:
"چه چیزی باعث گریهات شده عزیزم؟"
گفت: "ظالمانه کشته خواهی شد."
سقراط گفت: "یعنی اگر عادلانه کشته میشدم گریه نمیکردی؟!"
زن گفت: منظورم اینست که بیگناه کشته میشوی!
سقراط گفت: یعنی دوست داشتی گناهکار باشم؟!
زن خود را از او دور کرد و گفت:
"الاهی زیر گِل بری که موقع مردن هم دست از فلسفه برنمیداری!"
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
گویند وقتی زمان اعدام سقراط رسید، زنش زنتیپی(همسر سقراط و مادر سه فرزند وی) را دید که گریه میکرد، نزدیکش شد و پرسید:
"چه چیزی باعث گریهات شده عزیزم؟"
گفت: "ظالمانه کشته خواهی شد."
سقراط گفت: "یعنی اگر عادلانه کشته میشدم گریه نمیکردی؟!"
زن گفت: منظورم اینست که بیگناه کشته میشوی!
سقراط گفت: یعنی دوست داشتی گناهکار باشم؟!
زن خود را از او دور کرد و گفت:
"الاهی زیر گِل بری که موقع مردن هم دست از فلسفه برنمیداری!"
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
▪چرخش خورشید توسط فوتونهای آن کند شده است. فوتونها تکانه حمل میکنند و هنگام خروج از خورشید ضربهای به عقب وارد میکنند که طی ۴/۵ میلیارد سال تابش خورشید موجب کند شدن لایه خارجیتر شده است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
▪تا کنون به بازتاب نور از اشیا توجه کردید؟ فوتون آنقدر بزرگ نیست که مثل توپ به جسم برخورد کند و تغییر مسیر دهد بلکه جذب الکترون اتم ها شده و اتم را در حالت برانگیخته قرار می دهد و باقی ماجرا...
،،طبق نظریه مدرن مربوط به اتم ها ، الکترون ها در مدارهای اطراف هسته حرکت می کنند. اگر الکترون انرژی را جذب کند ، به مدار انرژی بالاتر ارتقا می یابد. این وضعیت چنان ناپایدار است که پس از مدت زمان بسیار کمی (بسیار کمتر از یک ثانیه) و سپس به مدار قبلی خود بازمی گردد. در هنگام سقوط یک فوتون ساطع می کند. انرژی فوتون به فرکانس تابش بستگی دارد. فوتون ها برای تمام انرژی ها ، از پرتوهای گاما و X با انرژی بالا ، از طریق نور مرئی ، تا امواج مادون قرمز و رادیویی کم انرژی وجود دارند. همه فوتون ها با سرعت نور حرکت می کنند. فوتون ها دارای بار الکتریکی charge یا جرم سکون نیستند و یک اسپین یک دارند. آنها کوانتای میدانی هستند که میدان الکترومغناطیسی نام دارد.
طول موج نور λ (بر حسب متر) به فرکانس v (در هرتز) و به سرعت نور c مربوط می شود ، با این معادله:
λ = c / v
جایی که c سرعت نور با مقدار ثابت 300 میلیون متر در ثانیه است 300,000 km/s ، فرکانس نور در هرتز یا سیکل بر ثانیه است و طول موج نور ، متر است. از این رابطه مشخص است که معکوس طول موج نور با فرکانس متناسب است. افزایش فرکانس باعث کاهش متناسب طول موج نور با افزایش متناظر در انرژی فوتونهای تشکیل دهنده نور می شود. با ورود به یک محیط جدید (مانند شیشه یا آب) ، سرعت و طول موج نور کاهش می یابد ، اگرچه فرکانس بدون تغییر باقی می ماند.
کشف کنید که چگونه الکترون انرژی را جذب می کند ، به حالت انرژی بالاتر برانگیخته excited state شود و سپس در آزمایشگاه نور محو می گردد.
رابطه بین انرژی فوتون و فرکانس آن توسط یک معادله ساده دیگر دیکته می شود:
E = hv = hc / λ
که در آن E انرژی در کیلوژول بر مول است ، h ثابت پلانک با مقدار 6.66 . 10-34 ژول ثانیه بر ذره است و سایر متغیرها در بالا تعریف شدند. موج E / M از این معادله مشخص است که انرژی فوتون مستقیماً با فرکانس آن متناسب و با طول موج آن معکوس است. بنابراین با افزایش فرکانس (با کاهش متناظر در طول موج) ، انرژی فوتون افزایش می یابد و بالعکس.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
،،طبق نظریه مدرن مربوط به اتم ها ، الکترون ها در مدارهای اطراف هسته حرکت می کنند. اگر الکترون انرژی را جذب کند ، به مدار انرژی بالاتر ارتقا می یابد. این وضعیت چنان ناپایدار است که پس از مدت زمان بسیار کمی (بسیار کمتر از یک ثانیه) و سپس به مدار قبلی خود بازمی گردد. در هنگام سقوط یک فوتون ساطع می کند. انرژی فوتون به فرکانس تابش بستگی دارد. فوتون ها برای تمام انرژی ها ، از پرتوهای گاما و X با انرژی بالا ، از طریق نور مرئی ، تا امواج مادون قرمز و رادیویی کم انرژی وجود دارند. همه فوتون ها با سرعت نور حرکت می کنند. فوتون ها دارای بار الکتریکی charge یا جرم سکون نیستند و یک اسپین یک دارند. آنها کوانتای میدانی هستند که میدان الکترومغناطیسی نام دارد.
طول موج نور λ (بر حسب متر) به فرکانس v (در هرتز) و به سرعت نور c مربوط می شود ، با این معادله:
λ = c / v
جایی که c سرعت نور با مقدار ثابت 300 میلیون متر در ثانیه است 300,000 km/s ، فرکانس نور در هرتز یا سیکل بر ثانیه است و طول موج نور ، متر است. از این رابطه مشخص است که معکوس طول موج نور با فرکانس متناسب است. افزایش فرکانس باعث کاهش متناسب طول موج نور با افزایش متناظر در انرژی فوتونهای تشکیل دهنده نور می شود. با ورود به یک محیط جدید (مانند شیشه یا آب) ، سرعت و طول موج نور کاهش می یابد ، اگرچه فرکانس بدون تغییر باقی می ماند.
کشف کنید که چگونه الکترون انرژی را جذب می کند ، به حالت انرژی بالاتر برانگیخته excited state شود و سپس در آزمایشگاه نور محو می گردد.
رابطه بین انرژی فوتون و فرکانس آن توسط یک معادله ساده دیگر دیکته می شود:
E = hv = hc / λ
که در آن E انرژی در کیلوژول بر مول است ، h ثابت پلانک با مقدار 6.66 . 10-34 ژول ثانیه بر ذره است و سایر متغیرها در بالا تعریف شدند. موج E / M از این معادله مشخص است که انرژی فوتون مستقیماً با فرکانس آن متناسب و با طول موج آن معکوس است. بنابراین با افزایش فرکانس (با کاهش متناظر در طول موج) ، انرژی فوتون افزایش می یابد و بالعکس.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
مکانیک کوانتومی در رأس یک انقلاب علمی
#تفسیر_کپنهاگن
#پارت_پنجم_و_پایانی
▪دیالکتیک طبیعت
مقایسهی مشاهداتِ آزمایش بر روی قطرات جهنده با رفتار جهان کوانتومی دریچهای هر چند کوچک بر واقعیت این دنیای شگفت میگشاید. این تشابه در عرصۀ کلان عناصری از فیزیک کلاسیک را در خود دارد و در این حد بازگشتی است به گذشته؛ بازگشت به نقطهای پیشین در روند شناخت طبیعت. اما تفاوت های کیفیِ این مرحلۀ اخیر از شناخت نسبت به قبلی – نا خطواری، پیچیدگی و آشوب، نمایانگر این است که معرفت ما در روند انکشاف خود، در روند دیالکتیکیِ نفیِ نفی، در سطحی بالاتر به نقطۀ پیشین باز گشته است. یک ذرۀ کوانتومی، دیگر آن گویچۀ بسیار ریزی نیست که در فضا به این طرف و آن طرف میجهد. به جای آن حرکتی مد نظر است به مراتب پیچیدهتر و نامنظمتر؛ حرکتی که در عین قابل پیشبینی نبودن، تنها شمار محدودی از الگوها و رفتارها را بروز میدهد.
یکی از ویژگیهای بنیادیِ فلسفهای که دیدگاه مکانیک نیوتنی را تأیید میکند، نادیده گرفتن «تاریخ» است. قوانین مکانیک کلاسیک نسبت به زمان متقارن هستند. در قوانین نیوتنی، زمان – برخلاف تجربیات روزانۀ ما – جهت ندارد. در جهانبینیِ خامِ ماتریالیسمِ متافیزیکی، تاریخِ پدیدهها کاملاً مورد بیتوجهی قرار میگیرد. فرض کنید شما از صحنۀ برخورد دو گوی بیلیارد فیلمبرداری کردهاید. برای شما فرق نمیکند که این فیلم را از شروع به پایان نگاه کنید یا سر و ته. قوانین حرکت نیوتن در هر دو مورد صدق میکنند.
اما در الگوی برآمده از حرکت قطرۀ جهنده (به بالا و پایین جهنده)، در هر برخورد، قطره با سطح مایع موج جدیدی ایجاد میکند که در حین پخش شدن با امواج قبلی تداخل کرده، چیزی نتیجه میشود که کوده و تیم وی آن را «حافظۀ مسیر پیشین» یا «حافظۀ انکشاف» نامیدهاند (که همان مفهوم «تاریخ پدیده» است). تاریخمندیِ (historicity) این شیوۀ تفکر به آن کیفیتی دیالکتیکی می بخشد که دیدگاه مکانیستیِ نیوتنی فاقد آن است.
تا این تاریخ، نفوذ این یافتههای نوین در عرصۀ مکانیک سیالات به قلمرو مکانیک کوانتومی به کندی صورت گرفته است. یکی از دلایل این امر بدون شک این است که آگاهی انسان در مقابل تغییرات مقاومت زیادی از خود نشان میدهد؛ لختیِ (اینرسیِ) بالایی دارد؛ محافظهکار است؛ و این بهویژه در زمانی است که افراد تمام زندگی حرفهای خود را با اتکا به این یا آن تئوریِ فیزیکی پیریزی کرده باشند. دلیل دیگر و به مراتب مهمتر این است که دانشمندان فعال در زمینۀ فیزیک کوانتومی، پیگیریِ این مسأله که در سطح زیراتمی «واقعاً» چه می گذرد را به طور کلی نادیده گرفتهاند. از دیدگاه اینان مهمتر این است که پیشبینیهای ما تا چه اندازه دقیق هستند (تابع موج احتمال تا چه اندازه دقیق است). وظیفۀ اندیشدن به «طبیعت واقعیِ» جهان خُرد را می توان به فیلسوفان محول نمود. این دیدگاه اساساً بیدلیل به نظر میرسد.
نقطۀ عزیمت همۀ پژوهشهای علمیِ واقعی، وجود عینی و مستقل جهان مادی است؛ جهانی که ما تنها بخشی از آن هستیم. مفاهیم علمی تا انتزاعیترین و ژرف ترین قوانین چیزی جز توضیح عام جهان مادی بر مبنای مشاهدات ما از آن و واکنش ما با آن نیستند، چیزی که مارکس آن را فعالیت حسیِ انسان می نامد. همراه با پیشرفت علم و فناوری، دانسته هایما در مورد دنیای مادی «حقیقتِ» بیشتری به خود میگیرند، اما همواره صرفاً «یک تقریب دقیقتر» باقی میماند. همانند نوری که در تاریکیِ بینهایت میتابد، پهنۀ دانش ما پیوسته گسترش مییابد، اما همواره نادانسته های ما همچون خود طبیعت بینهایتاند.
این خوشبینیِ ذاتیِ شیوۀ ماتریالیستی است که اظهار میدارد آن چه امروز ناشناخته است فردا شناخته خواهد شد. برای یک ماتریالیست ناشناخته وجود دارد ولی ناشناختنی نه. ناشناخته را ناشناختنی انگاشتن یعنی دور شدن از ماتریالیسم و درغلتیدن به ایدهآلیسم و solipsism. چنین فلسفۀ ارتجاعیای راه پیشرفت علم را سد کرده و موشق عقبنشینی به عالم ذهنی تخیل و سرانجام به مذهب است.
در این رابطه، یافتههای کوده و تیم او، که هر روز بیشازپیش در محافل آکادمیک جدی گرفته میشوند، حمایت بزرگی از ادراک دیالکتیکی طبیعت به حساب می آیند. در واقع چنین گامهایی به جلو در انکشاف علم به نظر میرسد اثبات حقانیت ماتریالیسم دیالکتیک باشد.
دیر یا زود انقلابی در مکانیک کوانتومی رخ خواهد داد، به طوری که سنگ روی سنگ در این عرصه باقی نخواهد ماند، و کشفیات اخیر نشانگر این هستند که این شاخه از علم در آستانۀ ورود به مرحلۀ بحران پیشاانقلابی است.
نویسنده: Ben Curry بن کورری
ترجمۀ آزاد: بهرام کیوان
🆔 @phys_Q
#تفسیر_کپنهاگن
#پارت_پنجم_و_پایانی
▪دیالکتیک طبیعت
مقایسهی مشاهداتِ آزمایش بر روی قطرات جهنده با رفتار جهان کوانتومی دریچهای هر چند کوچک بر واقعیت این دنیای شگفت میگشاید. این تشابه در عرصۀ کلان عناصری از فیزیک کلاسیک را در خود دارد و در این حد بازگشتی است به گذشته؛ بازگشت به نقطهای پیشین در روند شناخت طبیعت. اما تفاوت های کیفیِ این مرحلۀ اخیر از شناخت نسبت به قبلی – نا خطواری، پیچیدگی و آشوب، نمایانگر این است که معرفت ما در روند انکشاف خود، در روند دیالکتیکیِ نفیِ نفی، در سطحی بالاتر به نقطۀ پیشین باز گشته است. یک ذرۀ کوانتومی، دیگر آن گویچۀ بسیار ریزی نیست که در فضا به این طرف و آن طرف میجهد. به جای آن حرکتی مد نظر است به مراتب پیچیدهتر و نامنظمتر؛ حرکتی که در عین قابل پیشبینی نبودن، تنها شمار محدودی از الگوها و رفتارها را بروز میدهد.
یکی از ویژگیهای بنیادیِ فلسفهای که دیدگاه مکانیک نیوتنی را تأیید میکند، نادیده گرفتن «تاریخ» است. قوانین مکانیک کلاسیک نسبت به زمان متقارن هستند. در قوانین نیوتنی، زمان – برخلاف تجربیات روزانۀ ما – جهت ندارد. در جهانبینیِ خامِ ماتریالیسمِ متافیزیکی، تاریخِ پدیدهها کاملاً مورد بیتوجهی قرار میگیرد. فرض کنید شما از صحنۀ برخورد دو گوی بیلیارد فیلمبرداری کردهاید. برای شما فرق نمیکند که این فیلم را از شروع به پایان نگاه کنید یا سر و ته. قوانین حرکت نیوتن در هر دو مورد صدق میکنند.
اما در الگوی برآمده از حرکت قطرۀ جهنده (به بالا و پایین جهنده)، در هر برخورد، قطره با سطح مایع موج جدیدی ایجاد میکند که در حین پخش شدن با امواج قبلی تداخل کرده، چیزی نتیجه میشود که کوده و تیم وی آن را «حافظۀ مسیر پیشین» یا «حافظۀ انکشاف» نامیدهاند (که همان مفهوم «تاریخ پدیده» است). تاریخمندیِ (historicity) این شیوۀ تفکر به آن کیفیتی دیالکتیکی می بخشد که دیدگاه مکانیستیِ نیوتنی فاقد آن است.
تا این تاریخ، نفوذ این یافتههای نوین در عرصۀ مکانیک سیالات به قلمرو مکانیک کوانتومی به کندی صورت گرفته است. یکی از دلایل این امر بدون شک این است که آگاهی انسان در مقابل تغییرات مقاومت زیادی از خود نشان میدهد؛ لختیِ (اینرسیِ) بالایی دارد؛ محافظهکار است؛ و این بهویژه در زمانی است که افراد تمام زندگی حرفهای خود را با اتکا به این یا آن تئوریِ فیزیکی پیریزی کرده باشند. دلیل دیگر و به مراتب مهمتر این است که دانشمندان فعال در زمینۀ فیزیک کوانتومی، پیگیریِ این مسأله که در سطح زیراتمی «واقعاً» چه می گذرد را به طور کلی نادیده گرفتهاند. از دیدگاه اینان مهمتر این است که پیشبینیهای ما تا چه اندازه دقیق هستند (تابع موج احتمال تا چه اندازه دقیق است). وظیفۀ اندیشدن به «طبیعت واقعیِ» جهان خُرد را می توان به فیلسوفان محول نمود. این دیدگاه اساساً بیدلیل به نظر میرسد.
نقطۀ عزیمت همۀ پژوهشهای علمیِ واقعی، وجود عینی و مستقل جهان مادی است؛ جهانی که ما تنها بخشی از آن هستیم. مفاهیم علمی تا انتزاعیترین و ژرف ترین قوانین چیزی جز توضیح عام جهان مادی بر مبنای مشاهدات ما از آن و واکنش ما با آن نیستند، چیزی که مارکس آن را فعالیت حسیِ انسان می نامد. همراه با پیشرفت علم و فناوری، دانسته هایما در مورد دنیای مادی «حقیقتِ» بیشتری به خود میگیرند، اما همواره صرفاً «یک تقریب دقیقتر» باقی میماند. همانند نوری که در تاریکیِ بینهایت میتابد، پهنۀ دانش ما پیوسته گسترش مییابد، اما همواره نادانسته های ما همچون خود طبیعت بینهایتاند.
این خوشبینیِ ذاتیِ شیوۀ ماتریالیستی است که اظهار میدارد آن چه امروز ناشناخته است فردا شناخته خواهد شد. برای یک ماتریالیست ناشناخته وجود دارد ولی ناشناختنی نه. ناشناخته را ناشناختنی انگاشتن یعنی دور شدن از ماتریالیسم و درغلتیدن به ایدهآلیسم و solipsism. چنین فلسفۀ ارتجاعیای راه پیشرفت علم را سد کرده و موشق عقبنشینی به عالم ذهنی تخیل و سرانجام به مذهب است.
در این رابطه، یافتههای کوده و تیم او، که هر روز بیشازپیش در محافل آکادمیک جدی گرفته میشوند، حمایت بزرگی از ادراک دیالکتیکی طبیعت به حساب می آیند. در واقع چنین گامهایی به جلو در انکشاف علم به نظر میرسد اثبات حقانیت ماتریالیسم دیالکتیک باشد.
دیر یا زود انقلابی در مکانیک کوانتومی رخ خواهد داد، به طوری که سنگ روی سنگ در این عرصه باقی نخواهد ماند، و کشفیات اخیر نشانگر این هستند که این شاخه از علم در آستانۀ ورود به مرحلۀ بحران پیشاانقلابی است.
نویسنده: Ben Curry بن کورری
ترجمۀ آزاد: بهرام کیوان
🆔 @phys_Q
اجازه بده ببینم چی شد:
از کامپیوتر و اینترنت و اسمارتفون که استفاده میکنید
وقتی مریض میشوید از دارو و علم پزشکی که استفاده میکنید
با هواپیما هم که مسافرت میکنید
با ماشین هم که رانندگی میکنید
در یک خانهی مدرن با دستگاه اعلام خطر حریق و سیستم امنیتش زندگی میکنید
از شیر آب تصفیه هم استفاده میکنید
لباسهای تولیدات کارخانههای بزرگ هم که میپوشید
کلیسا محلهی شما هم از سیستم صدای مدرن و روز هم که استفاده میکند
از الکتریسیته هم که استفاده میکنید
با اجاق گاز و فر هم که آشپزی میکنید
کلا درون محیطی که به وسیلهی علم احاطه شده و به آن بستگی دارد زندگی میکنید... اما فقط فکر میکنید که دانشمندان فقط در مورد "فرگشت" اشتباه میکنند و دروغ میگویند؟!
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
از کامپیوتر و اینترنت و اسمارتفون که استفاده میکنید
وقتی مریض میشوید از دارو و علم پزشکی که استفاده میکنید
با هواپیما هم که مسافرت میکنید
با ماشین هم که رانندگی میکنید
در یک خانهی مدرن با دستگاه اعلام خطر حریق و سیستم امنیتش زندگی میکنید
از شیر آب تصفیه هم استفاده میکنید
لباسهای تولیدات کارخانههای بزرگ هم که میپوشید
کلیسا محلهی شما هم از سیستم صدای مدرن و روز هم که استفاده میکند
از الکتریسیته هم که استفاده میکنید
با اجاق گاز و فر هم که آشپزی میکنید
کلا درون محیطی که به وسیلهی علم احاطه شده و به آن بستگی دارد زندگی میکنید... اما فقط فکر میکنید که دانشمندان فقط در مورد "فرگشت" اشتباه میکنند و دروغ میگویند؟!
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
کوانتوم مکانیک🕊
▪تا کنون به بازتاب نور از اشیا توجه کردید؟ فوتون آنقدر بزرگ نیست که مثل توپ به جسم برخورد کند و تغییر مسیر دهد بلکه جذب الکترون اتم ها شده و اتم را در حالت برانگیخته قرار می دهد و باقی ماجرا... ،،طبق نظریه مدرن مربوط به اتم ها ، الکترون ها در مدارهای اطراف…
▪شکل بالا انتشار موج الکترومغناطیسی را در جهت از بالا به پایین به پایین راست نشان می دهد. این موج با سرعت نور حرکت می کند و به عنوان یک موج عرضی شناخته می شود که جهت انرژی موج در زاویه ی عمود بر جهت انتشار قرار دارد.
در این مثال ، موج در حال تولید میدان های نوسانی الکتریکی و مغناطیسی است که در زاویه 90 درجه نسبت به یکدیگر و همچنین به جهت انرژی جهت دارند. فاصله بین دو قله پی در پی در تصویر برابر است با طول موج تابش. تعداد نوسانات برابر با یک سیکل در ثانیه ، برابر با فرکانس تابش است که معمولاً با هرتز Hz اندازه گیری می شود.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
در این مثال ، موج در حال تولید میدان های نوسانی الکتریکی و مغناطیسی است که در زاویه 90 درجه نسبت به یکدیگر و همچنین به جهت انرژی جهت دارند. فاصله بین دو قله پی در پی در تصویر برابر است با طول موج تابش. تعداد نوسانات برابر با یک سیکل در ثانیه ، برابر با فرکانس تابش است که معمولاً با هرتز Hz اندازه گیری می شود.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#دگرگونش #حشرات
حشرهای به نام #آلبرت_اینشتین،
این حشره یک کاترپیلار زیبا است. زیستگاه آن؛ انتاریو، کبک، نیوبرانزویک، نوا اسکوشیا، جزیره پرنس ادوارد، بریتیش کلمبیا، ساسکاچوان و مانیتوبا در کانادا است!
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
حشرهای به نام #آلبرت_اینشتین،
این حشره یک کاترپیلار زیبا است. زیستگاه آن؛ انتاریو، کبک، نیوبرانزویک، نوا اسکوشیا، جزیره پرنس ادوارد، بریتیش کلمبیا، ساسکاچوان و مانیتوبا در کانادا است!
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
اعدام با زهر #سقراط
▪در سال ۳۹۹ پیش از میلاد، سقراط به فاسد کردن جوانان متهم شد. اتهام دیگر او بیاعتقادی به خدایان بود. سقراط را به دادگاه فراخواندند. دادستانهای محکمه آنیتوس و مِلِتوس مشهور، و لیکون گمنام بودند؛ که مجازات مرگ را برای سقراط خواستار شدند.
▪بر اساس آنچه افلاطون که خود در جلسهٔ دادگاه حاضر بوده، در رسالهٔ آپولوژی نوشتهاست؛ در ابتدا اتهام سقراط به او فهمانده میشود و سپس سقراط در مقام دفاع از خود برمیآید. او منکر آن است که جوانان را فاسد کرده باشد. سقراط شرح میدهد که نه تنها عموم مردم بلکه معبد دلفی او را داناترین افراد بشر دانسته، در حالی که تنها علمی که او دارد؛ علم به جهل خویشتن و ناچیزی علم بشر در برابر علم خداست.
▪سقراط میگوید که او منکر خدایان آتن است، خود به خدایی یگانه باور دارد. او تعلیم فلسفه را وظیفهای میداند که از سوی خدا به او محوّل شده و او اطاعت خدا را بر اطاعت مردم ترجیح میدهد. پس از پایان این خطابه، قضّات حکم به سرکشیدن جام زهر صادر میکنند، و سقراط خطابهای نهایی ایراد میکند که در آن بیش از پیش، از اعتقادش به زندگی پس از مرگ سخن میگوید.
▪طبق آنچه در رسالهٔ کریتو آمدهاست، پس از پایان دادگاه و صدور حکم، سقراط به زندان برده میشود. گروهی از شاگردان وی راه فرار از طریق رشوهدادن به نگهبانان را به او پیشنهاد کردند.
"سقراط در پاسخ میگوید که به موجب قانون محکوم گشتهاست، و خطاست که برای گریز از مجازات دست به کاری خلاف قانون بزند"
▪سقراط پس از توضیح راجع به علّت رد کردن پیشنهاد فرار، به شاگردان میگوید «دغدغه به خود راه ندهید و به خود بگویید که فقط جسم مرا به خاک خواهید گذاشت.»
افلاطون در مکالمهٔ فیدون مینویسد که پس از گفتن این جملات، سقراط برای استحمام به اتاق دیگری میرود. پس از استحمام نیز مدتی در همان اتاق میماند تا اینکه نزدیک غروب آفتاب به نزد شاگردانش بازمیگردد. همین هنگام زندانبان میرسد و به سقراط میگوید که او را نجیبترین و شریفترین و بهترین کسانی میداند که به این زندان آمدهاند. «من میدانم که حتی در این وضع تو به من خشم نخواهی گرفت و خشم تو متوجه جنایتکاران حقیقی خواهد بود که آنها را میشناسی.» زندانبان سپس با اندوه خارج میشود.
سقراط از زندانبان در نزد شاگردانش تمجید میکند و او را جوانمرد میخواند. سپس از کریتو میخواهد که جام زهر را برایش بیاورد. کریتو به سقراط میگوید که عجله نکند زیرا هنوز شعاع خورشید روی تپّهّاست و سقراط همچنان مجال حیات دارد؛ افراد در موقعیت او، نخست خوب میخورند و میاشامند و حتّی بعضی به عشقبازی میپردازند. سقراط پاسخ میدهد که: «آنها که چنین میکنند بیدلیل نیست؛ زیرا آنها خیال میکنند که از این کار نفعی میبرند… من در اینکه جام زهر را دیرتر بخورم نفعی نمیبینم. اگر اندکی دیرتر بخورم خودم را مسخره خواهم کرد؛ زیرا خود را به زندگی علاقهمند نشان خواهم داد و از آنچه در نظر من هیچ است، برای خود ذخیره خواهم ساخت.»
سقراط از خادمی در زندان میپرسد که چه باید بکند و او پاسخ میدهد که کاری ندارد جز اینکه زهر را سر بکشد و مدتی راه برود تا در پای خود احساس سنگینی کند، پس از آن هم باید دراز بکشد تا زهر کار خود را بکند.
سقراط در میان هیاهوی فریاد و گریهٔ شاگردان چنین میکند، به تدریج بدنش رو به سرد و بیحس شدن پیش میرود. آخرین سخن او این بود که «ای کریتو ما باید خروسی به آسکلپیوس بدهیم؛ ادای دِین را فراموش نکنید.»
توضیح آنکه مردم یونان قدیم چون از بیماری شفا مییافتند، خروسی نذر آسکلپیوس میکردند؛ و او از تب زندگی شفا یافته بود.
"لحظهای بعد سقراط تکانی میخورد و چشمهایش بیحرکت میماند."
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
▪در سال ۳۹۹ پیش از میلاد، سقراط به فاسد کردن جوانان متهم شد. اتهام دیگر او بیاعتقادی به خدایان بود. سقراط را به دادگاه فراخواندند. دادستانهای محکمه آنیتوس و مِلِتوس مشهور، و لیکون گمنام بودند؛ که مجازات مرگ را برای سقراط خواستار شدند.
▪بر اساس آنچه افلاطون که خود در جلسهٔ دادگاه حاضر بوده، در رسالهٔ آپولوژی نوشتهاست؛ در ابتدا اتهام سقراط به او فهمانده میشود و سپس سقراط در مقام دفاع از خود برمیآید. او منکر آن است که جوانان را فاسد کرده باشد. سقراط شرح میدهد که نه تنها عموم مردم بلکه معبد دلفی او را داناترین افراد بشر دانسته، در حالی که تنها علمی که او دارد؛ علم به جهل خویشتن و ناچیزی علم بشر در برابر علم خداست.
▪سقراط میگوید که او منکر خدایان آتن است، خود به خدایی یگانه باور دارد. او تعلیم فلسفه را وظیفهای میداند که از سوی خدا به او محوّل شده و او اطاعت خدا را بر اطاعت مردم ترجیح میدهد. پس از پایان این خطابه، قضّات حکم به سرکشیدن جام زهر صادر میکنند، و سقراط خطابهای نهایی ایراد میکند که در آن بیش از پیش، از اعتقادش به زندگی پس از مرگ سخن میگوید.
▪طبق آنچه در رسالهٔ کریتو آمدهاست، پس از پایان دادگاه و صدور حکم، سقراط به زندان برده میشود. گروهی از شاگردان وی راه فرار از طریق رشوهدادن به نگهبانان را به او پیشنهاد کردند.
"سقراط در پاسخ میگوید که به موجب قانون محکوم گشتهاست، و خطاست که برای گریز از مجازات دست به کاری خلاف قانون بزند"
▪سقراط پس از توضیح راجع به علّت رد کردن پیشنهاد فرار، به شاگردان میگوید «دغدغه به خود راه ندهید و به خود بگویید که فقط جسم مرا به خاک خواهید گذاشت.»
افلاطون در مکالمهٔ فیدون مینویسد که پس از گفتن این جملات، سقراط برای استحمام به اتاق دیگری میرود. پس از استحمام نیز مدتی در همان اتاق میماند تا اینکه نزدیک غروب آفتاب به نزد شاگردانش بازمیگردد. همین هنگام زندانبان میرسد و به سقراط میگوید که او را نجیبترین و شریفترین و بهترین کسانی میداند که به این زندان آمدهاند. «من میدانم که حتی در این وضع تو به من خشم نخواهی گرفت و خشم تو متوجه جنایتکاران حقیقی خواهد بود که آنها را میشناسی.» زندانبان سپس با اندوه خارج میشود.
سقراط از زندانبان در نزد شاگردانش تمجید میکند و او را جوانمرد میخواند. سپس از کریتو میخواهد که جام زهر را برایش بیاورد. کریتو به سقراط میگوید که عجله نکند زیرا هنوز شعاع خورشید روی تپّهّاست و سقراط همچنان مجال حیات دارد؛ افراد در موقعیت او، نخست خوب میخورند و میاشامند و حتّی بعضی به عشقبازی میپردازند. سقراط پاسخ میدهد که: «آنها که چنین میکنند بیدلیل نیست؛ زیرا آنها خیال میکنند که از این کار نفعی میبرند… من در اینکه جام زهر را دیرتر بخورم نفعی نمیبینم. اگر اندکی دیرتر بخورم خودم را مسخره خواهم کرد؛ زیرا خود را به زندگی علاقهمند نشان خواهم داد و از آنچه در نظر من هیچ است، برای خود ذخیره خواهم ساخت.»
سقراط از خادمی در زندان میپرسد که چه باید بکند و او پاسخ میدهد که کاری ندارد جز اینکه زهر را سر بکشد و مدتی راه برود تا در پای خود احساس سنگینی کند، پس از آن هم باید دراز بکشد تا زهر کار خود را بکند.
سقراط در میان هیاهوی فریاد و گریهٔ شاگردان چنین میکند، به تدریج بدنش رو به سرد و بیحس شدن پیش میرود. آخرین سخن او این بود که «ای کریتو ما باید خروسی به آسکلپیوس بدهیم؛ ادای دِین را فراموش نکنید.»
توضیح آنکه مردم یونان قدیم چون از بیماری شفا مییافتند، خروسی نذر آسکلپیوس میکردند؛ و او از تب زندگی شفا یافته بود.
"لحظهای بعد سقراط تکانی میخورد و چشمهایش بیحرکت میماند."
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
یک سیاهچاله کلانجرم چرخان سریع به دور خود می چرخد و فضا-زمان را می پیچاند.
پس از آن ستاره نوترونی و سپس ستارگان معمولی و سیارات قرار دارند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
پس از آن ستاره نوترونی و سپس ستارگان معمولی و سیارات قرار دارند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
👍1
#شبه_علم
#بیو_سنتریسم
#پارت_چهارم_و_پایانی
#ابطال_شبه_علم
▪بیوسنتریسم شکل غلطی از ایده ای غلط تر مبنی بر، خودآگاهی دلیل و علت فروریزش تابع موج ! ادعایی فراتر از شواهد دارد.
آگاهی کوانتومی ( یا ذهن کوانتومی ) ایده ای است که هوشیاری و آگاهی انسان را نیازمند فرآیندهای کوانتومی میداند. به عبارت ساده تر این ایده که البته انواع مختلفی دارد که به آن اشاره خواهیم کرد، می گوید مغز ما نیز مانند تمام کیهان از ذرات بنیادین تشکیل شده است و به همین علت میبایست محاسبات جهان کوانتومی را برای آن بکار ببریم و فیزیک کوانتومی را به آن تعمیم دهیم. میتوانید به تئوری اورک اور ، پنروز همروف مراجعه کنید که آگاهی را حاصل فعل و انفعالات کوانتومی درون میکروتوبول ها میداند.
▪اما نکته مهمی که باید توجه داشت این است که اکثر تلاش هایی که در رابطه با ایده آگاهی کوانتومی ( ذهن کوانتومی ) وجود دارند ، منتقدین بسیاری دارند و این محدوده از علم بشدت تحت سیطره و سواستفاده های مداوم شبه علمیست.
اینکه ما هر چیزی را ندانیم، ادعایی را به آن نسبت دهیم و نتیجه بگیریم چون ما از این موضوع بی اطلاع هستیم ، پس فلان ادعا در مورد آن صحت دارد! ( یعنی حفره های ندانسته هایمان را با جواب های دلخواه پر کنیم )
اما نکته ای که باید گوشزد کرد این است که در این مورد فرض های علمی وجود دارد. البته فرض هایی که تا به امروز اعتبار زیادی ندارند و شواهد تایید کننده ای ندارند. از طرف دیگر شواهد تجربی از این مدل و ایده ها در دست نداریم.
به بیان دیگر اینکه آیا اثرات کوانتومی بر اندیشه ما تاثیر می گذارند یا خیر، یک پرسش علمی است و واجد بررسی های جدی علمی نیز هست، اما نه با استدلال رایج زیر:
"من آگاهی را نمیشناسم
من فیزیک کوانتومی را نمیفهمم
پس بنابر این آگاهی حاصل عملکرد فیزیک کوانتومی است!
(منطق رابرت لانزای زیست شناس در طرح بیوسنتریسم)
باید توجه داشت که چنین استدلال هایی از تحقیقات علمی در این موضوع کاملا متمایز است و نه از ارزش علمی و نه از ارزش فلسفی برخوردار نیستند.چرا که همانطور که گفتیم از نظر منطقی و فلسفی نیز، چنین استدلالی مغالطه بوده و در علم نیز از شواهد و مدارک مناسبی برخوردار نیست.(ادعای فراتر از شواهد)
▪نکته دیگری که از سال ها پیش با عدم قطعیت وارد مباحث فلسفی شد ، مساله جبر و اختیار بود . ما می دانیم که رویدادهای کوانتومی مثل تصادف در احتمال حرکت مولکول ها نقش دارند و بر نورون ها تا حدودی نیز تاثیر گذار هستند. اما این نیز یک مساله ایست که در بحث جبر یا اراده آزاد اهمیت دارد و می توان آن را بررسی کرد.اما در اینکه مکانیک کوانتومی توضیح دهنده ذهن و آگاهی ما باشد ، دست کم تا امروز به هیچ وجه از شواهد علمی مناسبی برخوردار نیست. چه برسد تاثیر خودآگاهی بر فروپاشی تابع موج ..!
▪بیوسنترسیم میگوید آگاهی علت عالم است ، این ایده غلط بوده و از ایده ای غلط تر مبنی بر نقش آگاهی بر فروریزش تابع موج گرته برداشته شده است و در گام نهایی باید مدعی شعور ذرات باشیم .
نگاهی به #منابع زیر بیندازید:
http://www.unil.ch/webdav/site/philo/shared/DocsPerso/EsfeldMichael/1999/SHPMP99.pdf
http://www.huffingtonpost.com/deepak-chopra/quantum-consciousness_b_518940.html
http://arxiv.org/PS_cache/quant-ph/pdf/9907/9907009v2.pdf
http://plato.stanford.edu/entries/qt-consciousness/
https://books.google.com/books?id=2vZZ1s96mC4C&q=isbn:0385235690&dq=isbn:0385235690&hl=fa&sa=X&ved=0ahUKEwiUpM_1wNHbAhUI94MKHanjClYQ6AEIITAA
http://discovermagazine.com/2002/jun/featuniverse/article_view?b_start:int=0&-C=https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&url=https://arxiv.org/pdf/quant-ph/9601007&ved=2ahUKEwjO-4b1wdHbAhVj5IMKHRg4CUwQFjABegQIAxAB&usg=AOvVaw1YLk0-dzGBgOmmV_q9QOT-
Bernard d’Espagnat, scientific american, Nov. 1979. The Quantum Theory and Reality
direct action of mind upon matter». Eugene Wigner 1967. Symmetries and Reflections. Cambridge MA. MIT Press. p.171-184
m.nautil.us/issue/47/consciousness/roger-penrose-on-why-consciousness-does-not-compute
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#بیو_سنتریسم
#پارت_چهارم_و_پایانی
#ابطال_شبه_علم
▪بیوسنتریسم شکل غلطی از ایده ای غلط تر مبنی بر، خودآگاهی دلیل و علت فروریزش تابع موج ! ادعایی فراتر از شواهد دارد.
آگاهی کوانتومی ( یا ذهن کوانتومی ) ایده ای است که هوشیاری و آگاهی انسان را نیازمند فرآیندهای کوانتومی میداند. به عبارت ساده تر این ایده که البته انواع مختلفی دارد که به آن اشاره خواهیم کرد، می گوید مغز ما نیز مانند تمام کیهان از ذرات بنیادین تشکیل شده است و به همین علت میبایست محاسبات جهان کوانتومی را برای آن بکار ببریم و فیزیک کوانتومی را به آن تعمیم دهیم. میتوانید به تئوری اورک اور ، پنروز همروف مراجعه کنید که آگاهی را حاصل فعل و انفعالات کوانتومی درون میکروتوبول ها میداند.
▪اما نکته مهمی که باید توجه داشت این است که اکثر تلاش هایی که در رابطه با ایده آگاهی کوانتومی ( ذهن کوانتومی ) وجود دارند ، منتقدین بسیاری دارند و این محدوده از علم بشدت تحت سیطره و سواستفاده های مداوم شبه علمیست.
اینکه ما هر چیزی را ندانیم، ادعایی را به آن نسبت دهیم و نتیجه بگیریم چون ما از این موضوع بی اطلاع هستیم ، پس فلان ادعا در مورد آن صحت دارد! ( یعنی حفره های ندانسته هایمان را با جواب های دلخواه پر کنیم )
اما نکته ای که باید گوشزد کرد این است که در این مورد فرض های علمی وجود دارد. البته فرض هایی که تا به امروز اعتبار زیادی ندارند و شواهد تایید کننده ای ندارند. از طرف دیگر شواهد تجربی از این مدل و ایده ها در دست نداریم.
به بیان دیگر اینکه آیا اثرات کوانتومی بر اندیشه ما تاثیر می گذارند یا خیر، یک پرسش علمی است و واجد بررسی های جدی علمی نیز هست، اما نه با استدلال رایج زیر:
"من آگاهی را نمیشناسم
من فیزیک کوانتومی را نمیفهمم
پس بنابر این آگاهی حاصل عملکرد فیزیک کوانتومی است!
(منطق رابرت لانزای زیست شناس در طرح بیوسنتریسم)
باید توجه داشت که چنین استدلال هایی از تحقیقات علمی در این موضوع کاملا متمایز است و نه از ارزش علمی و نه از ارزش فلسفی برخوردار نیستند.چرا که همانطور که گفتیم از نظر منطقی و فلسفی نیز، چنین استدلالی مغالطه بوده و در علم نیز از شواهد و مدارک مناسبی برخوردار نیست.(ادعای فراتر از شواهد)
▪نکته دیگری که از سال ها پیش با عدم قطعیت وارد مباحث فلسفی شد ، مساله جبر و اختیار بود . ما می دانیم که رویدادهای کوانتومی مثل تصادف در احتمال حرکت مولکول ها نقش دارند و بر نورون ها تا حدودی نیز تاثیر گذار هستند. اما این نیز یک مساله ایست که در بحث جبر یا اراده آزاد اهمیت دارد و می توان آن را بررسی کرد.اما در اینکه مکانیک کوانتومی توضیح دهنده ذهن و آگاهی ما باشد ، دست کم تا امروز به هیچ وجه از شواهد علمی مناسبی برخوردار نیست. چه برسد تاثیر خودآگاهی بر فروپاشی تابع موج ..!
▪بیوسنترسیم میگوید آگاهی علت عالم است ، این ایده غلط بوده و از ایده ای غلط تر مبنی بر نقش آگاهی بر فروریزش تابع موج گرته برداشته شده است و در گام نهایی باید مدعی شعور ذرات باشیم .
نگاهی به #منابع زیر بیندازید:
http://www.unil.ch/webdav/site/philo/shared/DocsPerso/EsfeldMichael/1999/SHPMP99.pdf
http://www.huffingtonpost.com/deepak-chopra/quantum-consciousness_b_518940.html
http://arxiv.org/PS_cache/quant-ph/pdf/9907/9907009v2.pdf
http://plato.stanford.edu/entries/qt-consciousness/
https://books.google.com/books?id=2vZZ1s96mC4C&q=isbn:0385235690&dq=isbn:0385235690&hl=fa&sa=X&ved=0ahUKEwiUpM_1wNHbAhUI94MKHanjClYQ6AEIITAA
http://discovermagazine.com/2002/jun/featuniverse/article_view?b_start:int=0&-C=https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&url=https://arxiv.org/pdf/quant-ph/9601007&ved=2ahUKEwjO-4b1wdHbAhVj5IMKHRg4CUwQFjABegQIAxAB&usg=AOvVaw1YLk0-dzGBgOmmV_q9QOT-
Bernard d’Espagnat, scientific american, Nov. 1979. The Quantum Theory and Reality
direct action of mind upon matter». Eugene Wigner 1967. Symmetries and Reflections. Cambridge MA. MIT Press. p.171-184
m.nautil.us/issue/47/consciousness/roger-penrose-on-why-consciousness-does-not-compute
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
"کوانتوم مکانیک در راس یک انقلاب علمی"
#تفسیر_کپنهاگن
پارت نخست:
https://t.me/higgs_field/2331
پارت دوم:
https://t.me/higgs_field/2339
پارت سوم:
https://t.me/higgs_field/2346
پارت چهارم:
https://t.me/higgs_field/2360
پارت پنجم و پایانی:
https://t.me/higgs_field/2370
#تفسیر_کپنهاگن
پارت نخست:
https://t.me/higgs_field/2331
پارت دوم:
https://t.me/higgs_field/2339
پارت سوم:
https://t.me/higgs_field/2346
پارت چهارم:
https://t.me/higgs_field/2360
پارت پنجم و پایانی:
https://t.me/higgs_field/2370
نقد #بیوسنتریسم و تاثیر آگاهی بر ذرات:
پارت اول:
https://t.me/higgs_field/2343
پارت دوم:
https://t.me/higgs_field/2352
پارت سوم:
https://t.me/higgs_field/2364
پارت چهارم و پایانی:
https://t.me/higgs_field/2376
پارت اول:
https://t.me/higgs_field/2343
پارت دوم:
https://t.me/higgs_field/2352
پارت سوم:
https://t.me/higgs_field/2364
پارت چهارم و پایانی:
https://t.me/higgs_field/2376
ابعاد فشرده(زیر اتمی) منشا هیچ جهانی نیست و هنوز تایید رسمی علم را ندارد:
https://t.me/higgs_field/2201
جهان های موازی ادعایی فراتر از شواهد:
پارت اول:
https://t.me/higgs_field/2211
پارت دوم:
https://t.me/higgs_field/2212
پارت سوم:
https://t.me/higgs_field/2214
پارت چهارم و پایانی:
https://t.me/higgs_field/2215
کژ فهمی ژورنالیستی خصوصیات نوترینو ها که جنجال وجود جهان های موازی را شکل داد:
https://t.me/higgs_field/458
https://t.me/higgs_field/2201
جهان های موازی ادعایی فراتر از شواهد:
پارت اول:
https://t.me/higgs_field/2211
پارت دوم:
https://t.me/higgs_field/2212
پارت سوم:
https://t.me/higgs_field/2214
پارت چهارم و پایانی:
https://t.me/higgs_field/2215
کژ فهمی ژورنالیستی خصوصیات نوترینو ها که جنجال وجود جهان های موازی را شکل داد:
https://t.me/higgs_field/458
ذره بوزون هیگز:
هیچ نقشی در برابر جرم ذرات بنیادی ندارد.
میدان هیگز :
دارای نقش کلیدی در تعیین جرم ذرات بنیادی و در عالم است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
هیچ نقشی در برابر جرم ذرات بنیادی ندارد.
میدان هیگز :
دارای نقش کلیدی در تعیین جرم ذرات بنیادی و در عالم است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
▪در نظریه میدان کوانتومی ، خلا کاذب false vaccum خلا فرضی است که به طور فعال در حال فروپاشی نیست ، اما در عین حال تا حدودی کاملاً پایدار نیست ("قابل تبدیل شدن"). ممکن است در آن حالت برای مدت زمان طولانی (خاصیتی که به عنوان قابلیت پایداری شناخته می شود) دوام داشته باشد و در نهایت ممکن است به حالت بیشتری منتقل شود ، اتفاقی که به نابودی خلا vaccum decay معروف است. متداول ترین پیشنهاد در مورد چگونگی وقوع چنین تغییری bubble nucleation نامیده می شود - اگر یک منطقه کوچک از جهان به احتمال زیاد به خلا پایدارتر برسد ، این "حباب" (همچنین " bounce" نیز نامیده می شود) گسترش می یابد .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
📝 چرا آدمها میمیرند؟
🔹 بخش اول
میدانیم بقا به شدت برای تولیدمثل اهمیت دارد، و ما نیز از سازگاریهای فراوانی برای بقا برخورداریم، حال این پرسش مطرح میشود که اصلاً چرا باید بمیریم؟ آیا فرآیند انتخاب طبیعی نمیتوانست سازوکارهایی ترتیب دهد که بشود برای همیشه زنده ماند؟ و پرسش دیگر اینکه چرا برخی افراد دست به خودکشی میزنند– یعنی عملی که به نظر میرسد با هرچه نظریهی فرگشت مطرح می کند در تناقض است. این بخش به بررسی این پرسشهای گیجکننده میپردازد.
1⃣ نظریهی سالخوردگی
بخشی از رازآمیزی این پرسشها، توسط نظریهی سالخوردگی گشوده میشود. سالخوردگی یک بیماری خاص نیست، بلکه در حقیقت زوال تمامی سازوکارهای بدن است که با پا به سن گذاشتن ارگانیسم رخ میدهد. نظریهی سالخوردگی با یک مشاهده آغاز میکند: قدرت انتخاب طبیعی با افزایش سن به شکل چشمگیری کاهش مییابد. برای فهم علت این موضوع یک زن ۲۰ ساله و یک زن ۵۰ ساله را در نظر بگیرید. تیغ انتخاب در مورد زن جوانتر بسیار تیزتر است، چرا که هرچه برای او اتفاق بیفتد اکثر سالهای تولیدمثلی آیندهی او را تحت شعاع قرار خواهد داد. برای مثال، ژنی را در نظر بگیرید که دستگاه ایمنی زن را تضعیف میکند. اگر این ژن در سن 20 سالگی در بدن فعال شود با فعال شدنش به کل ظرفیت تولیدمثلی زن صدمه زده است. اما اگر در سن 50 سالگی فعال شود، تقریباً هیچ مشکلی بر ظرفیت تولیدمثلی زن نخواهد داشت. به عبارت دیگر، انتخاب تنها به شکل ضعیفی بر زن سالخورده عمل میکند، چرا که اکثر یا تمامی ظرفیت تولیدمثلی او تا به آن زمان بالفعل شده است.
ویلیامز (1957) این مشاهدات را به عنوان یک نقطهی شروع در نظر گرفت و بر مبنای آن یک نظریهی چندکارگی در مورد سالخوردگی مطرح کرد. چندکارگی پدیدهای است که به موجب آن یک ژن میتواند دو یا بیش از دو اثر متفاوت داشته باشد.
برای مثال، ژنی وجود دارد که سطح هورمون تستسترون را در مردان افزایش میدهد و باعث میشود که آنها در دهههای اولیهی زندگی، در رقابت با سایر مردان بر سر موقعیت اجتماعی موفقتر عمل کنند. اما همین سطح بالاتر تستسترون، در سالهای بعد اثری منفی بر فرد مذکور دارد– افزایش خطر ابتلا به سرطان پروستات.
در واقع، این ژن چندکاره توسط انتخاب طبیعی ترجیح داده میشود– یعنی کپیهای آن در جمعیت افزایش مییابد– زیرا مزیت ابتدایی آن (به دست آوردن موقعیت اجتماعی) بر هزینهی بعدی آن (کاهش طول عمر) میچربد. از طریق این فرآیند چندکاره، در ما شماری از ژنها فرگشت یافته است که وجودشان در سالهای ابتدایی زندگی برای ما سودمند است، اما در دهههای بعدی اثرات مخربی بر ما دارند– یعنی زمانی که تیغ انتخاب کند شده است یا غایب است. (دلیل کند شدن یا از بین رفتن تیغ انتخاب در دوران سالخوردگی، کاهش یا توقف توان تولیدمثلی افراد سالخورده است. به عبارت دیگر، انتخاب بر روی ژنها عمل میکند و ژنها از طریق تولدمثل به نسل بعد منتقل میشوند و در جمعیت باقی میمانند. بنابراین وقتی توان تولیدمثلی فرد کاهش مییابد، این به آن معناست که موتور فرآیند انتخاب از کار میافتد چرا که دیگر زندگانی تولید نمیشود که بر روی آنها انتخابی صورت بگیرد. در چنین شرایطی اصطلاحاً گفته میشود که تیغ انتخاب کند شده است یا دیگر نمیبرد– مترجم).
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
🔹 بخش اول
میدانیم بقا به شدت برای تولیدمثل اهمیت دارد، و ما نیز از سازگاریهای فراوانی برای بقا برخورداریم، حال این پرسش مطرح میشود که اصلاً چرا باید بمیریم؟ آیا فرآیند انتخاب طبیعی نمیتوانست سازوکارهایی ترتیب دهد که بشود برای همیشه زنده ماند؟ و پرسش دیگر اینکه چرا برخی افراد دست به خودکشی میزنند– یعنی عملی که به نظر میرسد با هرچه نظریهی فرگشت مطرح می کند در تناقض است. این بخش به بررسی این پرسشهای گیجکننده میپردازد.
1⃣ نظریهی سالخوردگی
بخشی از رازآمیزی این پرسشها، توسط نظریهی سالخوردگی گشوده میشود. سالخوردگی یک بیماری خاص نیست، بلکه در حقیقت زوال تمامی سازوکارهای بدن است که با پا به سن گذاشتن ارگانیسم رخ میدهد. نظریهی سالخوردگی با یک مشاهده آغاز میکند: قدرت انتخاب طبیعی با افزایش سن به شکل چشمگیری کاهش مییابد. برای فهم علت این موضوع یک زن ۲۰ ساله و یک زن ۵۰ ساله را در نظر بگیرید. تیغ انتخاب در مورد زن جوانتر بسیار تیزتر است، چرا که هرچه برای او اتفاق بیفتد اکثر سالهای تولیدمثلی آیندهی او را تحت شعاع قرار خواهد داد. برای مثال، ژنی را در نظر بگیرید که دستگاه ایمنی زن را تضعیف میکند. اگر این ژن در سن 20 سالگی در بدن فعال شود با فعال شدنش به کل ظرفیت تولیدمثلی زن صدمه زده است. اما اگر در سن 50 سالگی فعال شود، تقریباً هیچ مشکلی بر ظرفیت تولیدمثلی زن نخواهد داشت. به عبارت دیگر، انتخاب تنها به شکل ضعیفی بر زن سالخورده عمل میکند، چرا که اکثر یا تمامی ظرفیت تولیدمثلی او تا به آن زمان بالفعل شده است.
ویلیامز (1957) این مشاهدات را به عنوان یک نقطهی شروع در نظر گرفت و بر مبنای آن یک نظریهی چندکارگی در مورد سالخوردگی مطرح کرد. چندکارگی پدیدهای است که به موجب آن یک ژن میتواند دو یا بیش از دو اثر متفاوت داشته باشد.
برای مثال، ژنی وجود دارد که سطح هورمون تستسترون را در مردان افزایش میدهد و باعث میشود که آنها در دهههای اولیهی زندگی، در رقابت با سایر مردان بر سر موقعیت اجتماعی موفقتر عمل کنند. اما همین سطح بالاتر تستسترون، در سالهای بعد اثری منفی بر فرد مذکور دارد– افزایش خطر ابتلا به سرطان پروستات.
در واقع، این ژن چندکاره توسط انتخاب طبیعی ترجیح داده میشود– یعنی کپیهای آن در جمعیت افزایش مییابد– زیرا مزیت ابتدایی آن (به دست آوردن موقعیت اجتماعی) بر هزینهی بعدی آن (کاهش طول عمر) میچربد. از طریق این فرآیند چندکاره، در ما شماری از ژنها فرگشت یافته است که وجودشان در سالهای ابتدایی زندگی برای ما سودمند است، اما در دهههای بعدی اثرات مخربی بر ما دارند– یعنی زمانی که تیغ انتخاب کند شده است یا غایب است. (دلیل کند شدن یا از بین رفتن تیغ انتخاب در دوران سالخوردگی، کاهش یا توقف توان تولیدمثلی افراد سالخورده است. به عبارت دیگر، انتخاب بر روی ژنها عمل میکند و ژنها از طریق تولدمثل به نسل بعد منتقل میشوند و در جمعیت باقی میمانند. بنابراین وقتی توان تولیدمثلی فرد کاهش مییابد، این به آن معناست که موتور فرآیند انتخاب از کار میافتد چرا که دیگر زندگانی تولید نمیشود که بر روی آنها انتخابی صورت بگیرد. در چنین شرایطی اصطلاحاً گفته میشود که تیغ انتخاب کند شده است یا دیگر نمیبرد– مترجم).
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
یک ویژگی عالی نظریه در مورد مکانیسم هیگز این است که این تئوری قابل آزمایش بود.
مکانیسم هیگز وجود ذره جدیدی را که قبلاً دیده نشده بود پیش بینی میکرد و در سال ۲۰۱۲ مطابق پیش بینی این ذره روئت شد.
این ذره که ذره هیگز نامیده شد ، یک بوزون است ، همان واسطه های نیرو. با این حال ، ذره هیگز هیچ نیرویی را واسطه نمی کند ، اما می تواند دلیل بی جرم ماندن یا جرم دار بودن سایر ذرات را توضیح دهید (منظور از ذرات بوزن های پیمانه ای است)
مدتها بود که دانشمندان در نتایج آزمایشات خود در جستجوی ذره هیگز بودند ، اما یافتن آن چندان آسان نبود. تئوری مکانیسم هیگز تمام خصوصیات ذره هیگز به جز جرم خود را پیش بینی می کرد. و دانشمندان نمیدانستند با چه نیرویی دو پروتون را برخورد دهند تا ذره هیگز ایجاد شود. و در نهایت این ذره با جرم ۱۲۵ گیگا الکترون ولت روئت شد.
ذره هیگز بشدت خجالتی است و طول عمری حدود یک میلیاردم ثانیه دارد .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
مکانیسم هیگز وجود ذره جدیدی را که قبلاً دیده نشده بود پیش بینی میکرد و در سال ۲۰۱۲ مطابق پیش بینی این ذره روئت شد.
این ذره که ذره هیگز نامیده شد ، یک بوزون است ، همان واسطه های نیرو. با این حال ، ذره هیگز هیچ نیرویی را واسطه نمی کند ، اما می تواند دلیل بی جرم ماندن یا جرم دار بودن سایر ذرات را توضیح دهید (منظور از ذرات بوزن های پیمانه ای است)
مدتها بود که دانشمندان در نتایج آزمایشات خود در جستجوی ذره هیگز بودند ، اما یافتن آن چندان آسان نبود. تئوری مکانیسم هیگز تمام خصوصیات ذره هیگز به جز جرم خود را پیش بینی می کرد. و دانشمندان نمیدانستند با چه نیرویی دو پروتون را برخورد دهند تا ذره هیگز ایجاد شود. و در نهایت این ذره با جرم ۱۲۵ گیگا الکترون ولت روئت شد.
ذره هیگز بشدت خجالتی است و طول عمری حدود یک میلیاردم ثانیه دارد .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
مدل بر اساس جرم ذرات بنیادین
تفاوت بوزون و فرمیون در اسپین آنها بود بوزون اسپین صحیح و فرمیون اسپین نیم صحیح دارد .
اصل طرد پائولی درباره فرمیون ها جاری است اما بوزون ها تفاوتی با یکدیگر ندارند.
بوزون ها ذرات کوانتای میدان ها هستند .در مدل بنیادین جای پارتیکل کوانتای میدان گرانشی خالی است اما علاوه بر چهار نیرو که بیانگر چهار میدان گرانشی هستند میدان دیگری بنام میدان هیگز با ذره ای به جرم ۱۲۵گیگا الکترون ولت وجود دارد .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
تفاوت بوزون و فرمیون در اسپین آنها بود بوزون اسپین صحیح و فرمیون اسپین نیم صحیح دارد .
اصل طرد پائولی درباره فرمیون ها جاری است اما بوزون ها تفاوتی با یکدیگر ندارند.
بوزون ها ذرات کوانتای میدان ها هستند .در مدل بنیادین جای پارتیکل کوانتای میدان گرانشی خالی است اما علاوه بر چهار نیرو که بیانگر چهار میدان گرانشی هستند میدان دیگری بنام میدان هیگز با ذره ای به جرم ۱۲۵گیگا الکترون ولت وجود دارد .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
• اینکه تفاوت وزن جسد و زنده شخص ۲۱ گرم است مربوط به جنجال رسانه ای است که سر و صدای بسیاری در رسانه ها کرد و برای این موضوع حتی فیلمی ساخته شده است ، در وهله نخست هیچ تفاوت وزنی هنگام مرگ رخ نمیدهد و دوم اینکه اگر رخ دهد مربوط به از دست دادن آب بدن و خشک شدن جسد است..!!
#عوام
#شبه_علم
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#عوام
#شبه_علم
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
چهار نیروی بنیادین:
▪گرانش
▪الکترومغناطیس
▪هسته ای ضعیف
▪هسته ای قوی
که به ترتیب:
▪میدان گرانشی با برد بی نهایت و پارتیکل مجهول (شایدم توضیح و پارتیکل کوانتومی نداشته باشد و خاصیت فضا زمان باشد ،شاید!)
▪میدان الکترومغناطیسی با برد بی نهایت و بوزون فوتون
▪میدان هسته ای ضعیف ، برد محدود(در مقیاس اتمی) با بوزون z & w
▪میدان هسته ای قوی ، برد محدود (در مقیاس پروتون) با بوزون گلوئون
▪چهار میدان بالا برای شکل یافتن یک اتم لازم است و اتم غرق در این چهار میدان است و اما #میدان_هیگز برای توضیح فضا-زمان لازم است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
▪گرانش
▪الکترومغناطیس
▪هسته ای ضعیف
▪هسته ای قوی
که به ترتیب:
▪میدان گرانشی با برد بی نهایت و پارتیکل مجهول (شایدم توضیح و پارتیکل کوانتومی نداشته باشد و خاصیت فضا زمان باشد ،شاید!)
▪میدان الکترومغناطیسی با برد بی نهایت و بوزون فوتون
▪میدان هسته ای ضعیف ، برد محدود(در مقیاس اتمی) با بوزون z & w
▪میدان هسته ای قوی ، برد محدود (در مقیاس پروتون) با بوزون گلوئون
▪چهار میدان بالا برای شکل یافتن یک اتم لازم است و اتم غرق در این چهار میدان است و اما #میدان_هیگز برای توضیح فضا-زمان لازم است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field