کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
#evolution
#تکامل
#تطور
#دگرگشت
#فرگشت
#man_after_man
در واقع واژه ها بار معنایی سنگین مخصوص خود را دارند یعنی امر بکارگیری واژگان بغایت ظرافت و تهوّر خود را طلب می کند . خاص زمانی که این واژگان وارد حیطه ساینس میشوند. یکی ازین واژگان ، واژه ای ایست که به فرآیند برآیش و دگر گشت حیات موجودات زنده evolution اطلاق میگردد.

معمولا در کتب درسی و دانشگاهی به این پدیده #تکامل می گویند اما واژه تکامل در لایه های زیرین به کمال و غایتی در فرگشت و به گشت خصوصیات موجودات زنده اشاره دارد در حالیکه ما در حیطه ساینس هیچ غایت و کمالی برای این فرآیند متصور نیستیم . از اینرو بکار گرفتن واژهایی از قبیل #تکامل و #فرگشت برای این مهم چندان درست نمی نماید . واژگان دقیق تر میتواند #دگر_گشت یا #تطوّر در نظر گرفته شود که این دو واژه در توصیفی برداری در برآیند با انتخاب طبیعی میتواند توصیف مناسبی از پدیده evolution بما ارائه دهد.



کانال میدان هیگز

t.me/higgs_field
کوانتوم مکانیک‌🕊
‍ #شبه_علم #بیو_سنتریسم #پارت_اول  رابرت لانزا ( Robert Lanza) متولد ۱۱ فوریه ۱۹۵۶ بوستون، #زیست‌_شناس برجسته آمریکایی است که درسلول‌های بنیادی شهرت جهانی دارد. او همچنین بنیانگذار نظریه زیست محوری #biocentrism است. ____ همانطور که می بینید ایشون زیست…
#شبه_علم
#بیو_سنتریسم
#پارت_دوم

اگر به وبسایت یاد داشت های رابرت لانزا مراجعه کنید با مطالب زیر مواجه میشوید: http://www.robertlanza.com/does-death-exist-new-theory-says-no-2/

عنوان سایت:
Does Death Exist? New Theory Says ‘No’

📝آیا مرگ وجود دارد؟ تئوری جدید میگوید خیر.
Many of us fear death. We believe in death because we have been told we will die. We associate ourselves with the body, and we know that bodies die. But a new scientific theory suggests that death is not the terminal event we think
🔴 تعدادی از ما از مرگ میترسد. ما باورداریم به مرگ، زیرا که به ما گفته شده است که می میریم. ما میدانیم که بدن خواهد مُرد اما یک تئوری جدید علمی پیشنهاد میدهد که مرگ یک پایانه نیست آنطور که فکر میکنیم.
A new scientific theory – called biocentrism – refines these ideas. There are an infinite number of universes, and everything that could possibly happen occurs in some universe. Death does not exist in any real sense in these scenarios.
یک نظریه جدید علمی که بیوسنتریسم نام دارد ایده های مرگ را مجدداً تعریف میکند میگوید تعداد نامحدود از جهانها داریم و هر چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد شاید در جهانی اتفاق بیفتد. مرگ در معنای واقعی در این سناریوها وجود ندارد.
Death does not exist in a timeless, spaceless world. 
مرگ نمیتواند در جهان بدون زمان وجود داشته باشد‌.(وقتی نامحدود جهان داشته باشیم‌زمان بی معنی خواهد شد)

"لازمه بگم مقاله بالا ارزش علمی ندارد؟"

آقای لانزا در توصیف خود از #بیو_سنتریسم ، تفسیر #جهان_های_چندگانه multiple_worlds را پیشفرض علمی فرض کرده اند و بر پایه آن شروع به بازگویی داستان دلخراش مرگ کریستین خواهر کوچکترش می کند.

ما از اعتبار نسبی تئوری #ریسمان string گفتیم و گفتیم این تئوری قابل آزمایش نیست رد و ابطالش نیز ممکن نیست اما ساختار و ریاضیات منحصر بفردی دارد که بما در درک و رمز گشایی برخی پدیده های فیزیک کمک می کند یا حتی این تئوری میتواند بخشی از یک تئوری جذاب تر مانند ایده جهان هولوگرافیک باشد ، بهر حال کار علمی با مطالعه و تحقیق و تبادل نظر و بیان شواهد است ، چیزی که بیوسنتریسم فاقد آن است .

تقریبا تمام تئوری های ازین دست بنوعی با مرگ سر و کار دارند ، از #جاودانگی_کوانتومی که بیانگر پارادوکسیک از جهانهای متعدد است تا همین بیوسنتریسم که در حال ابطال وجود پدیده ای به نام #مرگ است.

آیا مرگ حقیقی بهتر از جاودانگی دروغین نیست؟

در پارت بعدی توضیح خواهم داد چه شده که گروهی تفسیر های ضد مرگ از کوانتوم مکانیک دارند .
از صبوری و پیگیری کاربران عزیز نهایت سپاسمندی را داریم ...

پارت نخست:
https://t.me/higgs_field/2343

تفسیر جهان های متعدد یا تفسیر کپنهاگ ، روی کاغذ تفاوتی ندارند هر دو قابل آزمایش نبوده و برای توضیح چیزی استفاده می شوند که ناتوان از ارائه توضیح علمی برای آن هستیم .
پارت نخست و پارتهای بعدی در ادامه اش موجود است.
https://t.me/higgs_field/2211
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 آموزش شماره 3 مکانیک کوانتوم

🎥 مکانیک کوانتومی چیست ؟

پارت اول
https://t.me/higgs_field/2097
پارت دوم
https://t.me/higgs_field/2266
زنده یاد کارل سیگن در سال ۱۹۹۰ از ناسا خواست که لنز ویجر یک را بچرخانند تا بتواند ببیند زمین از دور ترین فاصله چگونه به نظر می رسد .

تصویر از فاصله ۴ میلیارد مایلی زمین گرفته شده است .

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا ماهواره ها سقوط نمی کنند؟

برآیند دو بردار نیرو عمود بر یکدیگر برداری نیمساز است .(بی توجه به اندازه بردار ها)

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
🌖MOON's Gravity Map!
مناطقی که گرانش کمتری دارند با رنگ آبی نشان داده شده اند ، در حالی که مناطقی که گرانش بیشتری دارند با رنگ قرمز دیده می شود.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
مکانیک کوانتومی در رأس یک انقلاب علمی
#تفسیر_کپنهاگن
#پارت_چهارم


عوامل زیادی در موفقیت عامه‌پسندانۀ مکتب کپنهاگ دخیل بوده‌اند. یکی اینکه مطبوعات، دانشگاه‌ها، فرقه‌های مذهبی، و طبقۀ حاکم (که مؤسسات مورد اشاره را به اشکال و حدود متفاوت در خدمت خود دارد) آشکارا در اشاعۀ خزعبلات عرفانی و ایده‌آلیستی ذینفع‌اند. چنین عرفانی به امر انحراف افکار مردم بهتر کمک می کند. فلسفه و علم هرگز نمی‌توانند در جامعه‌ای که به طبقات متخاصم تقسیم شده است بی طرف باشند. هر مکتب فلسفی ای تا به آن میزان که مورد قبول این یا آن بخش یا طبقه در جامعه قرار گرفته و راهنمای عمل آن‌ها باشد، می تواند نقش‌های متفاوت ایجاد کند. دیگر این که دنیای کوانتومی بسیار متفاوت و به دور از ادراک مستقیم است. در دنیایی که انسان به آن خو گرفته، هیچ پدیده‌ای «دو گانگیِ موج – ذره» از خود نشان نمی‌دهد؛ هیچ قیاسی برای قابل درک ساختن این ویژگی وجود ندارد.
واضح است که برای یافتن راه حل این مسأله، بازگشت به نگرش قدیمی و مکانیکیِ نیوتنی از جهان امکان‌پذیر نیست. مکانیک کوانتومی این دیدگاه را برای همیشه طرد کرده است. در مقیاس خُرد (مقیاس زیراتمی) نه دترمینیسم (جبرگرایی) خام بلکه آشوب و ناخط واری (nonlinearity) حاکم است.
قطرات جهنده به مثابه موج – ذرات
در سال ٢۰۰٧، در آزمایشگاهی در پاریس، عده ای پژوهشگر – و در رأس آنها Yves Couder – مشغول آزمایش بر روی قطرات بالا و پایین جهنده بر روی سطح مایع بودند که چیز قابل توجهی را کشف نمودند: یک شیئ مشابه کلان (macroscopic analogue)، قابلرؤیت و قابل بازتولید در آزمایشگاه – با ابزاری ساده – برای مکانیک کوانتومی.



قطره هنگام بر خورد با سطح مایع امواجی در همۀ جهات ایجاد می کند. تلاطم ایجاد شده در سطح به نوبۀ خود قطره را به یک جهتی سوق می دهد. می شود این طور گفت که قطره تحت تأثیر امواجی که خودش آنها را ایجاد کرده، روی سطح مایع حرکت می کند.
کوده و همکاران وی چیزی را – در شرایطی که سادگیِ آن باعث شگفتی است – تولید کرده اند که تا به حال در ابعاد کلان وجود نداشته: یک سیستمِ موج – ذره یِ متصل. «ذره» ی ایجاد شده فقط در یک نقطه (در زمان مشخص – م) وجود دارد؛ امّا حرکتش بر روی سطح مایع از طرف نیروی موجی که با آن در ارتباطی تنگاتنگ می باشد، هدایت می گردد.
شباهت با دنیای کوانتومی صرفاً به موضوع «دوگانگیِ موج- ذره» محدود نگشت. موج – قطره های کوده دارای شمار بسیاری از ویژگی های «کوانتوم گونه» هستند. یکی از عجیب ترین آنها شیوۀ واکنش دو قطره ای است که به یک دیگر نزدیک می شوند. آنها تحت تأثیر امواج تولید شده – توسط هر دویِ شان – در مدارهایی به گرد هم می چرخند. امّا  نه در هر مداری، بلکه در مدارهایی که در فواصل معینی از یک دیگر واقع شده اند؛ فواصلی که تابع طول موج های امواج تداخل کننده هستند؛ امواجی که خود این دو قطره آنها را ایجاد کرده اند. درست مانند الکترون های یک اتم که در فواصل معینی و نه در هر فاصله ای از هستۀ آن قرار دارند. مشاهدۀ چنین پدیده ای در ابعاد کلان تا قبل از این آزمایش بی سابقه بود. 
علاوه بر این، موج – قطره می تواند همچون موج – ذره از موانع ظاهراٌ غیر قابل عبور رد شود. این پدیده به نام «تونل کوانتومی» معروف است. امّا مهمتر از همۀ اینها، این پژوهشگران موفق به بازتولید پدیدۀ مرموز «دو شکاف» نیز گشته اند! هر جبهۀ موج ایجاد شده از طرف قطره می تواند هم زمان از دو شکاف عبور کنند در حالی که خود قطره در آن واحد فقط از یکی از آنها رد می شود.
پر واضح است که به کار گرفتن این تشابه (تشابه موج – قطره با ذره – موج – م) در قلمرو فرواتمی تنها تا حدّ معینی امکان پذیر است؛ مهم تر از همه به این دلیل که فضای حرکت این قطره ها دو بعدی است در حالی که جهان کوانتومی سه بعدی می باشد. هنوز تحقیقات بسیاری در این زمینه باید انجام گیرند و تدوین الگوی ریاضیِ این سیستم نو ظهور، کار و زمان زیادی را می طلبد. بی شک دانش حاصل شده از این آزمایش ها به محافل دانشمندان فیزیک کوانتومی نفوذ کرده و این به نوبۀ خود باعث غنی تر شدن دانش ما از پدیده های گسترده تر دنیای فرواتمی خواهد گشت.
🆔 @phys_Q
"کوانتوم مکانیک در راس یک انقلاب علمی"
#تفسیر_کپنهاگن
پارت نخست:
https://t.me/higgs_field/2331

پارت دوم:
https://t.me/higgs_field/2339

پارت سوم:
https://t.me/higgs_field/2346

پارت چهارم:
https://t.me/higgs_field/2360
#معادلات_فیزیک
#Pauli_exclusion_principle

این معادله معروف به معادله فرمی دیراک است. در طبیعت ، فقط دو نوع ذره بنیادین وجود دارد:
Fermions و Bosons.
ذراتی که دارای spin نیم صحیح هستند به عنوان Fermions و آنهایی که دارای spin صحیح هستند به عنوان Bosons شناخته می شوند.

مهمترین و بارزترین تفاوت این دو نوع این است که فرمیونها از اصل طرد پائولی پیروی می کنند. این بدان معناست که هیچ دو فرمیونی با عدد کوانتومی یکسان در یک مختصات مثلا اتم ، در طبیعت وجود ندارند.

آشنا ترین مثال:

الکترون.

با استفاده از این واقعیت ، قانون توزیع Fermions از تابع پارتیشن گروه grand canical می باشد. آمار Fermions پدیده جالب توجه بسیاری را بوجود می آورد. با استفاده از آن می توان ثبات ستاره های کوتوله سفید را نیز توضیح داد. مکانیک آماری شاخه بسیار جالبی از فیزیک است و اغلب به عنوان پلی بین فیزیک کلاسیک و کوانتوم در نظر گرفته می شود.
#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
#شبه_علم
#بیو_سنتریسم
#پارت_سوم


اگر آزمایش انتخاب تاخیر دار #جان_ویلر و تاثیر آینده بر گذشته ذرات و تاثیر مشاهده observation بر رفتار ذره در آزمایش دو شکاف #توماس_یانگ که باعث فروپاشی تابع موج #wave_function_collapse
بعنوان تابعی گسترده از احتمالات و تبدیل آن تابع احتمالات به تنها یک احتمال و حتی در هم تنیدگی کوانتومی
#Quantum_Entanglement
و اصل طرد پائولی
#Pauli_exclusion_principle

را در نظر بگیرید :


ممکن است گیج شوید اما نگران نباشید در بهترین حالت به گفتۀ فیزیکدان بزرگ ریچارد فینمن: «اگر تصور می کنید که مکانیک کوانتومی را فهمیده‌اید، مکانیک کوانتومی را نفهمیده‌اید!»


رابرت لانزا از این پدیده های گُنگ استفاده کرده تا نظریه بیوسنتریسم را مطرح کند .

وی تئوری بیوسنتریسم را با پیشفرض قرار داده تا تسلی از مرگ به خود بدهد .
طی نظریه رابرت لانزا این آگاهی است که جهان را ایجاد می کند ! مثال تاثیر مشاهده بر رفتار ذره و فروپاشی تابع موج را بخاطر بیاورید ! در نظریه جدید سعی شده مشاهده را علت جهان معرفی کند .

" چون مشاهده گر وجود دارد ، جهان وجود دارد"

در مقیاس میکرو نقش ناظر مطرح است اما در مقیاس ماکرو بودن یا نبودن ناظر هیچ تاثیری تا امروز بر پدیده های مکانیکی نداشته است .
در بیوسنتریسم آگاهی را علت وجود جهان معرفی می کنند و تفکیک مقیاس میکرو & ماکرو را مد نظر قرار نداده ، این مطلب را از نقش ناظر بر آزمایش در مقیاس کوانتومی (میکرو) وام گرفته اند در حالی که در همین مقیاس تابع موج یا پارتیکل وجود دارد و وجودش وابسته به ناظر نیست.
در آزمایش دو شکاف الکترون رفتار موجی داشت و به محض مشاهده یا اندازه گیری رفتار موجی به ذره ای فرو می ریخت.

بین کوانتوم مکانیک و مکانیک کلاسیک تفاوت بسیاری است . و هنوز هیچ کس نتوانسته پاسخی مناسب بر چرایی مسائلی که در آغاز از کوانتوم مکانیک ذکر کرده ایم ، ارائه دهد . چرا که علم چگونگی را مد نظر دارد .


حالا برخی گویا بسیاری از سوالات بی پاسخ در فیزیک ذرات را پاسخ یافته و تئوری تازه بر مبنای آن مطرح می کنند . اگر بخواهید نقش ناظر را از ذرات بنیادین به حوزه ماکرو تعمیم بدهیم دقیقا مثل این است که بگوییم :

"چون در توالت هستید و ناظر آشپزخانه نیستید پس آشپزخانه غیب می شود"


آگاهی در ادراک گیتی نقش محوری دارد اما هرگز آگاهی علت وجود جهان نیست . نقش ناظر در حوزه مکانیک نیوتونی تعریف نشده است برای آزمودن - چشم های خودتان را ببندید و با اسلحه به سر خودتان شلیک کنید- چه با چشم باز و چه بسته شما #مرگ را تجربه خواهید کرد چون اندام مغزی به نام #آمیگدال یا بادامه که مسئول ادراک های حسی شماست می میرد.

بیوسنتریسم برداشت غلطی از یک فرض غلط تر ، مبنی بر نقش علّی خودآگاهی در فروریزش تابع موج است که در پارت پایانی آتی درین باره توضیح خواهم داد.



#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
#طنز_فلسفی
گویند ‏وقتی زمان اعدام سقراط رسید، زنش زنتیپی(همسر سقراط و مادر سه فرزند وی) را دید که گریه می‌کرد، نزدیکش شد و پرسید:
"چه چیزی باعث گریه‌ات شده عزیزم؟"
گفت: "ظالمانه کشته خواهی شد."
سقراط گفت: "یعنی اگر عادلانه کشته می‌شدم گریه نمی‌کردی؟!"
‏زن گفت: منظورم این‌ست که بی‌گناه کشته می‌شوی!
سقراط گفت: یعنی دوست داشتی گناهکار باشم؟!

زن خود را از او دور کرد و گفت:
"الاهی زیر گِل بری که موقع مردن هم دست از فلسفه برنمی‌داری!"


#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
چرخش خورشید توسط فوتونهای آن کند شده است. فوتونها تکانه حمل میکنند و هنگام خروج از خورشید ضربه‌ای به عقب وارد میکنند که طی ۴/۵ میلیارد سال تابش خورشید موجب کند شدن لایه خارجی‌تر شده است.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
تا کنون به بازتاب نور از اشیا توجه کردید؟ فوتون آنقدر بزرگ نیست که مثل توپ به جسم برخورد کند و تغییر مسیر دهد بلکه جذب الکترون اتم ها شده و اتم را در حالت برانگیخته قرار می دهد و باقی ماجرا...

،،طبق نظریه مدرن مربوط به اتم ها ، الکترون ها در مدارهای اطراف هسته حرکت می کنند. اگر الکترون انرژی را جذب کند ، به مدار انرژی بالاتر ارتقا می یابد. این وضعیت چنان ناپایدار است که پس از مدت زمان بسیار کمی (بسیار کمتر از یک ثانیه) و سپس به مدار قبلی خود بازمی گردد. در هنگام سقوط یک فوتون ساطع می کند. انرژی فوتون به فرکانس تابش بستگی دارد. فوتون ها برای تمام انرژی ها ، از پرتوهای گاما و X با انرژی بالا ، از طریق نور مرئی ، تا امواج مادون قرمز و رادیویی کم انرژی وجود دارند. همه فوتون ها با سرعت نور حرکت می کنند. فوتون ها دارای بار الکتریکی charge یا جرم سکون نیستند و یک اسپین یک دارند. آنها کوانتای میدانی هستند که میدان الکترومغناطیسی نام دارد.

طول موج نور λ (بر حسب متر) به فرکانس v (در هرتز) و به سرعت نور c مربوط می شود ، با این معادله:

λ = c / v

جایی که c سرعت نور با مقدار ثابت 300 میلیون متر در ثانیه است 300,000 km/s ، فرکانس نور در هرتز یا سیکل بر ثانیه است و طول موج نور ، متر است. از این رابطه مشخص است که معکوس طول موج نور با فرکانس متناسب است. افزایش فرکانس باعث کاهش متناسب طول موج نور با افزایش متناظر در انرژی فوتونهای تشکیل دهنده نور می شود. با ورود به یک محیط جدید (مانند شیشه یا آب) ، سرعت و طول موج نور کاهش می یابد ، اگرچه فرکانس بدون تغییر باقی می ماند.

کشف کنید که چگونه الکترون انرژی را جذب می کند ، به حالت انرژی بالاتر برانگیخته excited state شود و سپس در آزمایشگاه نور محو می گردد.

رابطه بین انرژی فوتون و فرکانس آن توسط یک معادله ساده دیگر دیکته می شود:

E = hv = hc / λ

که در آن E انرژی در کیلوژول بر مول است ، h ثابت پلانک با مقدار 6.66 . 10-34 ژول ثانیه بر ذره است و سایر متغیرها در بالا تعریف شدند. موج E / M از این معادله مشخص است که انرژی فوتون مستقیماً با فرکانس آن متناسب و با طول موج آن معکوس است. بنابراین با افزایش فرکانس (با کاهش متناظر در طول موج) ، انرژی فوتون افزایش می یابد و بالعکس.


#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
مکانیک کوانتومی در رأس یک انقلاب علمی
#تفسیر_کپنهاگن
#پارت_پنجم_و_پایانی

دیالکتیک طبیعت

مقایسه‌ی مشاهداتِ آزمایش بر روی قطرات جهنده با رفتار جهان کوانتومی دریچه‌ای هر چند کوچک بر واقعیت این دنیای شگفت می‌گشاید. این تشابه در عرصۀ کلان عناصری از فیزیک کلاسیک را در خود دارد و در این حد بازگشتی است به گذشته؛ بازگشت به نقطه‌ای پیشین در روند شناخت طبیعت. اما تفاوت های کیفیِ این مرحلۀ اخیر از شناخت نسبت به قبلی – نا خط‌واری، پیچیدگی و آشوب، نمایانگر این است که معرفت ما در روند انکشاف خود، در روند دیالکتیکیِ نفیِ نفی، در سطحی بالاتر به نقطۀ پیشین باز گشته است. یک ذرۀ کوانتومی، دیگر آن گویچۀ بسیار ریزی نیست که در فضا به این طرف و آن طرف می‌جهد. به جای آن حرکتی مد نظر است به مراتب پیچیده‌تر و نامنظم‌تر؛ حرکتی که در عین قابل پیش‌بینی نبودن، تنها شمار محدودی از الگوها و رفتارها را بروز می‌دهد.
یکی از ویژگی‌های بنیادیِ فلسفه‌ای که دیدگاه مکانیک نیوتنی را تأیید می‌کند، نادیده گرفتن «تاریخ» است. قوانین مکانیک کلاسیک نسبت به زمان متقارن هستند. در قوانین نیوتنی، زمان – برخلاف تجربیات روزانۀ ما – جهت ندارد. در جهان‌بینیِ خامِ ماتریالیسمِ متافیزیکی، تاریخِ پدیده‌ها کاملاً مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد. فرض کنید شما از صحنۀ برخورد دو گوی بیلیارد فیلم‌برداری کرده‌اید. برای شما فرق نمی‌کند که این فیلم را از شروع به پایان نگاه کنید یا سر و ته. قوانین حرکت نیوتن در هر دو مورد صدق می‌کنند.
اما در الگوی برآمده از حرکت قطرۀ جهنده (به بالا و پایین جهنده)، در هر برخورد، قطره با سطح مایع موج جدیدی ایجاد می‌کند که در حین پخش شدن با امواج قبلی تداخل کرده، چیزی نتیجه می‌شود که کوده و تیم وی آن را «حافظۀ مسیر پیشین» یا «حافظۀ انکشاف» نامیده‌اند (که همان مفهوم «تاریخ پدیده» است). تاریخمندیِ (historicity) این شیوۀ تفکر به آن کیفیتی دیالکتیکی می بخشد که دیدگاه مکانیستیِ نیوتنی فاقد آن است.
تا این تاریخ، نفوذ این یافته‌های نوین در عرصۀ مکانیک سیالات به قلمرو مکانیک کوانتومی به کندی صورت گرفته است. یکی از دلایل این امر بدون شک این است که آگاهی انسان در مقابل تغییرات مقاومت زیادی از خود نشان می‌دهد؛ لختیِ (اینرسیِ) بالایی دارد؛ محافظه‌کار است؛ و این به‌ویژه در زمانی است که افراد تمام زندگی حرفه‌ای خود را با اتکا به این یا آن تئوریِ فیزیکی پی‌ریزی کرده باشند. دلیل دیگر و به مراتب مهم‌تر این است که دانشمندان فعال در زمینۀ فیزیک کوانتومی، پیگیریِ این مسأله که در سطح زیراتمی «واقعاً» چه می گذرد را به طور کلی نادیده گرفته‌اند. از دیدگاه اینان مهم‌تر این است که پیش‌بینی‌های ما تا چه اندازه دقیق هستند (تابع موج احتمال تا چه اندازه دقیق است). وظیفۀ اندیشدن به «طبیعت واقعیِ» جهان خُرد را می توان به فیلسوفان محول نمود. این دیدگاه اساساً بی‌دلیل به نظر می‌رسد.
نقطۀ عزیمت همۀ پژوهش‌های علمیِ واقعی، وجود عینی و مستقل جهان مادی است؛ جهانی که ما تنها بخشی از آن هستیم. مفاهیم علمی تا انتزاعی‌ترین و ژرف ترین قوانین چیزی جز توضیح عام جهان مادی بر مبنای مشاهدات ما از آن و واکنش ما با آن نیستند، چیزی که مارکس آن را فعالیت حسیِ انسان می نامد. همراه با پیشرفت علم و فناوری، دانسته های‌ما در مورد دنیای مادی «حقیقتِ» بیشتری به خود می‌گیرند، اما همواره صرفاً «یک تقریب دقیق‌تر» باقی می‌ماند. همانند نوری که در تاریکیِ بی‌نهایت می‌تابد، پهنۀ دانش ما پیوسته گسترش می‌یابد، اما همواره نادانسته های ما همچون خود طبیعت بی‌نهایت‌اند.
این خوش‌بینیِ ذاتیِ شیوۀ ماتریالیستی است که اظهار می‌دارد آن چه امروز ناشناخته است فردا شناخته خواهد شد. برای یک ماتریالیست ناشناخته وجود دارد ولی ناشناختنی نه. ناشناخته را ناشناختنی انگاشتن یعنی دور شدن از ماتریالیسم و درغلتیدن به ایده‌آلیسم و solipsism. چنین فلسفۀ ارتجاعی‌ای راه پیشرفت علم را سد کرده و موشق عقب‌نشینی به عالم ذهنی تخیل و سرانجام به مذهب است.
در این رابطه، یافته‌های کوده و تیم او، که هر روز بیش‌از‌پیش در محافل آکادمیک جدی گرفته می‌شوند، حمایت بزرگی از ادراک دیالکتیکی طبیعت به حساب می آیند. در واقع چنین گام‌هایی به جلو در انکشاف علم به نظر می‌رسد اثبات حقانیت ماتریالیسم دیالکتیک باشد. 
دیر یا زود انقلابی در مکانیک کوانتومی رخ خواهد داد، به طوری که سنگ روی سنگ در این عرصه باقی نخواهد ماند، و کشفیات اخیر نشانگر این هستند که این شاخه از علم در آستانۀ ورود به مرحلۀ بحران پیشاانقلابی است.

نویسنده: Ben Curry بن کورری
ترجمۀ آزاد: بهرام کیوان
🆔 @phys_Q
اجازه بده ببینم چی شد:
از کامپیوتر و اینترنت و اسمارت‌فون که استفاده می‌کنید
وقتی مریض می‌شوید از دارو و علم پزشکی که استفاده می‌کنید
با هواپیما هم که مسافرت می‌کنید
با ماشین هم که رانندگی می‌کنید
در یک خانه‌ی مدرن با دستگاه اعلام خطر حریق و سیستم امنیت‌ش زندگی می‌کنید
از شیر آب تصفیه هم استفاده می‌کنید
لباس‌های تولیدات کارخانه‌های بزرگ هم که می‌پوشید
کلیسا محله‌ی شما هم از سیستم صدای مدرن و روز هم که استفاده می‌کند
از الکتریسیته هم که استفاده می‌کنید
با اجاق گاز و فر هم که آشپزی می‌کنید
کلا درون محیطی که به وسیله‌ی علم احاطه شده و به آن بستگی دارد زندگی می‌کنید... اما فقط فکر می‌کنید که دانشمندان فقط در مورد "فرگشت" اشتباه می‌کنند و دروغ می‌گویند؟!



#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
کوانتوم مکانیک‌🕊
تا کنون به بازتاب نور از اشیا توجه کردید؟ فوتون آنقدر بزرگ نیست که مثل توپ به جسم برخورد کند و تغییر مسیر دهد بلکه جذب الکترون اتم ها شده و اتم را در حالت برانگیخته قرار می دهد و باقی ماجرا... ،،طبق نظریه مدرن مربوط به اتم ها ، الکترون ها در مدارهای اطراف…
شکل بالا انتشار موج الکترومغناطیسی را در جهت از بالا به پایین به پایین راست نشان می دهد. این موج با سرعت نور حرکت می کند و به عنوان یک موج عرضی شناخته می شود که جهت انرژی موج در زاویه ی عمود بر جهت انتشار قرار دارد.

در این مثال ، موج در حال تولید میدان های نوسانی الکتریکی و مغناطیسی است که در زاویه 90 درجه نسبت به یکدیگر و همچنین به جهت انرژی جهت دارند. فاصله بین دو قله پی در پی در تصویر برابر است با طول موج تابش. تعداد نوسانات برابر با یک سیکل در ثانیه ، برابر با فرکانس تابش است که معمولاً با هرتز Hz اندازه گیری می شود.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
#دگرگونش #حشرات

حشره‌ای به نام #آلبرت_اینشتین،
این حشره یک کاترپیلار زیبا است. زیستگاه آن؛ انتاریو، کبک، نیوبرانزویک، نوا اسکوشیا، جزیره پرنس ادوارد، بریتیش کلمبیا، ساسکاچوان و مانیتوبا در کانادا است!


#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
اعدام با زهر #سقراط

در سال ۳۹۹ پیش از میلاد، سقراط به فاسد کردن جوانان متهم شد. اتهام دیگر او بی‌اعتقادی به خدایان بود. سقراط را به دادگاه فراخواندند. دادستان‌های محکمه آنیتوس و مِلِتوس مشهور، و لیکون گمنام بودند؛ که مجازات مرگ را برای سقراط خواستار شدند.

بر اساس آنچه افلاطون که خود در جلسهٔ دادگاه حاضر بوده، در رسالهٔ آپولوژی نوشته‌است؛ در ابتدا اتهام سقراط به او فهمانده می‌شود و سپس سقراط در مقام دفاع از خود برمی‌آید. او منکر آن است که جوانان را فاسد کرده باشد. سقراط شرح می‌دهد که نه تنها عموم مردم بلکه معبد دلفی او را داناترین افراد بشر دانسته، در حالی که تنها علمی که او دارد؛ علم به جهل خویشتن و ناچیزی علم بشر در برابر علم خداست.

سقراط می‌گوید که او منکر خدایان آتن است، خود به خدایی یگانه باور دارد. او تعلیم فلسفه را وظیفه‌ای می‌داند که از سوی خدا به او محوّل شده و او اطاعت خدا را بر اطاعت مردم ترجیح می‌دهد. پس از پایان این خطابه، قضّات حکم به سرکشیدن جام زهر صادر می‌کنند، و سقراط خطابه‌ای نهایی ایراد می‌کند که در آن بیش از پیش، از اعتقادش به زندگی پس از مرگ سخن می‌گوید.

طبق آنچه در رسالهٔ کریتو آمده‌است، پس از پایان دادگاه و صدور حکم، سقراط به زندان برده می‌شود. گروهی از شاگردان وی راه فرار از طریق رشوه‌دادن به نگهبانان را به او پیشنهاد کردند.

"سقراط در پاسخ می‌گوید که به موجب قانون محکوم گشته‌است، و خطاست که برای گریز از مجازات دست به کاری خلاف قانون بزند"

سقراط پس از توضیح راجع به علّت رد کردن پیشنهاد فرار، به شاگردان می‌گوید «دغدغه به خود راه ندهید و به خود بگویید که فقط جسم مرا به خاک خواهید گذاشت.»

افلاطون در مکالمهٔ فیدون می‌نویسد که پس از گفتن این جملات، سقراط برای استحمام به اتاق دیگری می‌رود. پس از استحمام نیز مدتی در همان اتاق می‌ماند تا اینکه نزدیک غروب آفتاب به نزد شاگردانش بازمی‌گردد. همین هنگام زندانبان می‌رسد و به سقراط می‌گوید که او را نجیب‌ترین و شریف‌ترین و بهترین کسانی می‌داند که به این زندان آمده‌اند. «من می‌دانم که حتی در این وضع تو به من خشم نخواهی گرفت و خشم تو متوجه جنایتکاران حقیقی خواهد بود که آن‌ها را می‌شناسی.» زندانبان سپس با اندوه خارج می‌شود.
سقراط از زندانبان در نزد شاگردانش تمجید می‌کند و او را جوان‌مرد می‌خواند. سپس از کریتو می‌خواهد که جام زهر را برایش بیاورد. کریتو به سقراط می‌گوید که عجله نکند زیرا هنوز شعاع خورشید روی تپّه‌ّاست و سقراط همچنان مجال حیات دارد؛ افراد در موقعیت او، نخست خوب می‌خورند و میاشامند و حتّی بعضی به عشق‌بازی می‌پردازند. سقراط پاسخ می‌دهد که: «آن‌ها که چنین می‌کنند بی‌دلیل نیست؛ زیرا آن‌ها خیال می‌کنند که از این کار نفعی می‌برند… من در اینکه جام زهر را دیرتر بخورم نفعی نمی‌بینم. اگر اندکی دیرتر بخورم خودم را مسخره خواهم کرد؛ زیرا خود را به زندگی علاقه‌مند نشان خواهم داد و از آنچه در نظر من هیچ است، برای خود ذخیره خواهم ساخت.»
سقراط از خادمی در زندان می‌پرسد که چه باید بکند و او پاسخ می‌دهد که کاری ندارد جز اینکه زهر را سر بکشد و مدتی راه برود تا در پای خود احساس سنگینی کند، پس از آن هم باید دراز بکشد تا زهر کار خود را بکند.

سقراط در میان هیاهوی فریاد و گریهٔ شاگردان چنین می‌کند، به تدریج بدنش رو به سرد و بی‌حس شدن پیش می‌رود. آخرین سخن او این بود که «ای کریتو ما باید خروسی به آسکلپیوس بدهیم؛ ادای دِین را فراموش نکنید.»

 توضیح آنکه مردم یونان قدیم چون از بیماری شفا می‌یافتند، خروسی نذر آسکلپیوس می‌کردند؛ و او از تب زندگی شفا یافته بود.

"لحظه‌ای بعد سقراط تکانی می‌خورد و چشم‌هایش بی‌حرکت می‌ماند."

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field