عناصر موجود در عالم از کجا می آیند؟
عنصر سبک هیدروژن قدیمی ترین عنصر در عالم است زیرا به محض تشکیل اتم در مهبانگ ، اولین اتم ، اتم هیدروژن بوده است .
پس از #مِهبانگ ، 380 هزار سال طول کشید تا در اثر انبساط و ... دمای عالم از میلیون ها درجه سانتیگراد به قدری کاهش یابد که اتم بتواند تشکیل شود.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
عنصر سبک هیدروژن قدیمی ترین عنصر در عالم است زیرا به محض تشکیل اتم در مهبانگ ، اولین اتم ، اتم هیدروژن بوده است .
پس از #مِهبانگ ، 380 هزار سال طول کشید تا در اثر انبساط و ... دمای عالم از میلیون ها درجه سانتیگراد به قدری کاهش یابد که اتم بتواند تشکیل شود.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
مدل استاندارد به خوبی هر آنچه تا امروز در زمینه فیزیک ذرات مطرح شده را توضیح می دهد اما از توضیح سه چیز ناتوان است:
▪گرانش
▪انرژی تاریک
▪ماده تاریک
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
▪گرانش
▪انرژی تاریک
▪ماده تاریک
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
"یک تفسیر مکانیک کوانتومی، ( An interpretation of quantum mechanics)"
▪ مجموعهای از گزارههایی است که در آن کوشش میشود تا توضیح داده شود که چگونه مکانیک کوانتوممیتواند درک ما را از طبیعت بالا ببرد. اگر چه مکانیک کوانتوم برای درستی یافتههایش آزمایشهای سخت را از سر میگذارند، بسیار از این آزمایشها تفسیرهای گوناگونی دارند.
▪یک تعبیر از مکانیک کوانتومی عبارت است از مجموعهای از عبارات که تلاش دارند توضیح دهند که مکانیک کوانتومی چگونه ما را به درکی از طبیعت میرساند. اگرچه مفاهیم مکانیک کوانتومی با آزمایش های سختگیرانه و دقیق مورد تأیید قرار گرفتهاند، اما برای بسیاری از این آزمایشها میتوان تعابیر متفاوتی ارائه کرد. مکاتب فکری رقیبی وجود دارند که از نظر مسائلی مانند اینکه: "آیا مکانیک کوانتومی به صورت پدیدهای قطعی (در مقابل تصادفی و احتمالاتی) قابل درک است؟" یا اینکه: "چه عناصری از مکانیک کوانتومی را میتوان واقعی دانست؟" با هم اختلاف نظر دارند. با ادامه روند ابراز علاقهٔ شدید فیزیکدانها به این موضوع، این پرسش مورد توجه خاص متخصصان "فلسفهٔ فیزیک" قرار گرفتهاست. آنها معمولاً با تعیین معنی فیزیکی نهادهای ریاضی تئوری، یک تعبیر از مکانیک کوانتومی را به عنوان تعبیری از بیان ریاضی مکانیک کوانتومی در نظر میگیرند. ۱- پیشزمینهٔ تاریخی
تعریف عبارات مورد استفاده توسط پژوهشگران در نظریهٔ کوانتوم(مانند توابع موجی و مکانیک ماتریسی) طی مراحل پرشماری تکامل یافتهاست. برای نمونه، "شرودینگر" در ابتدا تابع موجی مربوط بهالکترون را مربوط به چگالی بار الکتریکی جسمی میدانست که در حجم گسترده و احتمالاً نامحدودی از فضا پراکنده شدهاست. "ماکس بورن" آن را به سادگی با یک توزیع احتمالاتی مربوط میدانست. اینها دو تعبیر متفاوت از تابع موجی هستند. در یکی از آنها، تابع موجی مربوط است به یک میدان مادی و در دیگری مربوط است به یک توزیع احتمالاتی (به بیان دقیقتر، احتمال اینکه یک کوانتوم از بار الکتریکی در هر نقطهٔ خاصی از ابعاد فضایی واقع شده باشد).
▪در کنار یک رویکرد کاملاً "ابزار گرایانه" که هرگونه نیاز به توضیح را رد میکند (دیدگاهی که در این نقل قول معروف از "دیوید مرمین" بیان شدهاست: "خفه شو و محاسبه کن"، هرچند اغلب به اشتباه به "ریچارد فاینمن" نسبت داده میشود) بهطور سنتی، "تعبیر کوپنهاگ" شایعترین تعبیر در میان فیزیکدانها بود. با این وجود، "تعبیر دنیاهای متعدد" هم در حال به دست آوردن مقبولیت است. یک نظرسنجی جنجالی از ۷۲ کیهانشناس و نظریهپرداز میدان کوانتومی برجسته، که در نشریهٔ "فیزیک نامیرایی" در سال ۱۹۹۴ منتشر شد، نشان داد که ۵۸% از آنها، از جمله "استیون هاوکینگ" و دو برندهٔ جایزهٔ نوبل، "مورای گل-مان" و "ریچارد فینمن"، از تعبیر دنیاهای متعدد پشتیبانی میکردند. به علاوه، تعبیر ابزارگرایانه به وسیلهٔ پیشنهاد هایی برای آزمایش های قابل تحریف که ممکن است روزی باعث تمایز تعابیر شوند، به چالش کشیده شدهاست. آزمایشهایی مانند اندازهگیری هوشیاری در هوش مصنوعی. چنین چالشی را محاسبات کوانتومی هم میتوانند ایجاد کنند.
▪ طبیعت تعبیر
کم و بیش همهٔ تعابیر از مکانیک کوانتومی در دو ویژگی اشتراک دارند: نخست اینکه آنها تعابیر "فرمولاسیون" هستند، یعنی تعابیری از مجموعهای از معادلات و فرمولها برای تولید نتایج و پیشبینیها. دوم اینکه آنها تعابیری از "پدیدهشناسی" هستند، یعنی تعابیری از مجموعهای از مشاهدات، که هم شامل مشاهداتی میشوند که از راه پژوهش تجربی به دست میآیند و هم مشاهدات "ذهنی" که رسمیت کمتری دارند (این حقیقت که انسانها همواره جهان را به صورت بدون ابهام میبینند در تعبیر مکانیک کوانتومی اهمیت دارد). ویژگیهایی که در میان تعابیر متفاوتند عبارتند از "هستیشناسی" و "معرفتشناسی". این مباحث
Instrumentalist Many-Worlds Interpretation Physics of Immortality Phenomenology Subjective Ontology Epistemology
با این موضوع ارتباط دارند که نظریهٔ تعبیر شده واقعاً در مورد چه چیزی است. یک پدیده ممکن است تحت یک تعبیر با دید هستیشناسی نگریسته شود و تحت تعبیر دیگر با دید معرفتشناسی. برای نمونه "اختیار" (در مقابل جبر)
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
▪ مجموعهای از گزارههایی است که در آن کوشش میشود تا توضیح داده شود که چگونه مکانیک کوانتوممیتواند درک ما را از طبیعت بالا ببرد. اگر چه مکانیک کوانتوم برای درستی یافتههایش آزمایشهای سخت را از سر میگذارند، بسیار از این آزمایشها تفسیرهای گوناگونی دارند.
▪یک تعبیر از مکانیک کوانتومی عبارت است از مجموعهای از عبارات که تلاش دارند توضیح دهند که مکانیک کوانتومی چگونه ما را به درکی از طبیعت میرساند. اگرچه مفاهیم مکانیک کوانتومی با آزمایش های سختگیرانه و دقیق مورد تأیید قرار گرفتهاند، اما برای بسیاری از این آزمایشها میتوان تعابیر متفاوتی ارائه کرد. مکاتب فکری رقیبی وجود دارند که از نظر مسائلی مانند اینکه: "آیا مکانیک کوانتومی به صورت پدیدهای قطعی (در مقابل تصادفی و احتمالاتی) قابل درک است؟" یا اینکه: "چه عناصری از مکانیک کوانتومی را میتوان واقعی دانست؟" با هم اختلاف نظر دارند. با ادامه روند ابراز علاقهٔ شدید فیزیکدانها به این موضوع، این پرسش مورد توجه خاص متخصصان "فلسفهٔ فیزیک" قرار گرفتهاست. آنها معمولاً با تعیین معنی فیزیکی نهادهای ریاضی تئوری، یک تعبیر از مکانیک کوانتومی را به عنوان تعبیری از بیان ریاضی مکانیک کوانتومی در نظر میگیرند. ۱- پیشزمینهٔ تاریخی
تعریف عبارات مورد استفاده توسط پژوهشگران در نظریهٔ کوانتوم(مانند توابع موجی و مکانیک ماتریسی) طی مراحل پرشماری تکامل یافتهاست. برای نمونه، "شرودینگر" در ابتدا تابع موجی مربوط بهالکترون را مربوط به چگالی بار الکتریکی جسمی میدانست که در حجم گسترده و احتمالاً نامحدودی از فضا پراکنده شدهاست. "ماکس بورن" آن را به سادگی با یک توزیع احتمالاتی مربوط میدانست. اینها دو تعبیر متفاوت از تابع موجی هستند. در یکی از آنها، تابع موجی مربوط است به یک میدان مادی و در دیگری مربوط است به یک توزیع احتمالاتی (به بیان دقیقتر، احتمال اینکه یک کوانتوم از بار الکتریکی در هر نقطهٔ خاصی از ابعاد فضایی واقع شده باشد).
▪در کنار یک رویکرد کاملاً "ابزار گرایانه" که هرگونه نیاز به توضیح را رد میکند (دیدگاهی که در این نقل قول معروف از "دیوید مرمین" بیان شدهاست: "خفه شو و محاسبه کن"، هرچند اغلب به اشتباه به "ریچارد فاینمن" نسبت داده میشود) بهطور سنتی، "تعبیر کوپنهاگ" شایعترین تعبیر در میان فیزیکدانها بود. با این وجود، "تعبیر دنیاهای متعدد" هم در حال به دست آوردن مقبولیت است. یک نظرسنجی جنجالی از ۷۲ کیهانشناس و نظریهپرداز میدان کوانتومی برجسته، که در نشریهٔ "فیزیک نامیرایی" در سال ۱۹۹۴ منتشر شد، نشان داد که ۵۸% از آنها، از جمله "استیون هاوکینگ" و دو برندهٔ جایزهٔ نوبل، "مورای گل-مان" و "ریچارد فینمن"، از تعبیر دنیاهای متعدد پشتیبانی میکردند. به علاوه، تعبیر ابزارگرایانه به وسیلهٔ پیشنهاد هایی برای آزمایش های قابل تحریف که ممکن است روزی باعث تمایز تعابیر شوند، به چالش کشیده شدهاست. آزمایشهایی مانند اندازهگیری هوشیاری در هوش مصنوعی. چنین چالشی را محاسبات کوانتومی هم میتوانند ایجاد کنند.
▪ طبیعت تعبیر
کم و بیش همهٔ تعابیر از مکانیک کوانتومی در دو ویژگی اشتراک دارند: نخست اینکه آنها تعابیر "فرمولاسیون" هستند، یعنی تعابیری از مجموعهای از معادلات و فرمولها برای تولید نتایج و پیشبینیها. دوم اینکه آنها تعابیری از "پدیدهشناسی" هستند، یعنی تعابیری از مجموعهای از مشاهدات، که هم شامل مشاهداتی میشوند که از راه پژوهش تجربی به دست میآیند و هم مشاهدات "ذهنی" که رسمیت کمتری دارند (این حقیقت که انسانها همواره جهان را به صورت بدون ابهام میبینند در تعبیر مکانیک کوانتومی اهمیت دارد). ویژگیهایی که در میان تعابیر متفاوتند عبارتند از "هستیشناسی" و "معرفتشناسی". این مباحث
Instrumentalist Many-Worlds Interpretation Physics of Immortality Phenomenology Subjective Ontology Epistemology
با این موضوع ارتباط دارند که نظریهٔ تعبیر شده واقعاً در مورد چه چیزی است. یک پدیده ممکن است تحت یک تعبیر با دید هستیشناسی نگریسته شود و تحت تعبیر دیگر با دید معرفتشناسی. برای نمونه "اختیار" (در مقابل جبر)
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
سیر تکامل #مدل_اتمی از مدل دالتون در سال 1808 که الکتریسیته را توضیح نمیداد تا مدل شرودینگر در سال 1926 که دلیل سنگین تر بودن اتم های مشابه مربوط به یک عنصر را توضیح نمیداد و در نهایت چادویک پاسخ را در سال 1932 مبنی بر وجود نوترون ها در هسته ارائه داد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
👍1
عمل اندازه گیری باعث می شود که تمام موقعیت های احتمالی عملکرد موج به یک نقطه واحد فرو بریزند. موقعیت های دیگر چه می شود؟
"طبق گفته هیو اورت آنها به دنیاهای دیگر رخنه می کنند !"
*درباره جهان های چند گانه و جهان های موازی قبلا در کانال توضیح دادیم .
#فروپاشی_تابع_موج
#wave_function_collapse
یعنی گستره بزرگی از احتمالات به یک یا دو احتمال فرو بریزد که این اثر در کوانتوم مکانیک با مشاهده observation رخ می دهد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
"طبق گفته هیو اورت آنها به دنیاهای دیگر رخنه می کنند !"
*درباره جهان های چند گانه و جهان های موازی قبلا در کانال توضیح دادیم .
#فروپاشی_تابع_موج
#wave_function_collapse
یعنی گستره بزرگی از احتمالات به یک یا دو احتمال فرو بریزد که این اثر در کوانتوم مکانیک با مشاهده observation رخ می دهد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
tunneling field effect transistor
▪ترانزيستورها واحدهاي سازنده ادوات الکترونيکي بوده که به دنياي ديجيتال قدرت ميدهند. در طول دهههاي اخير امکان افزايش تعداد ترانزيستورها و قرار دادن آنها روي يک تراشه فراهم شده است؛ اما با اين سرعت رشد، بزودي فناوري رايج به انتهاي خود خواهد رسيد.
برخي گمان ميکنند که اين صنعت بزودي به محدوديت فيزيکي کوچک سازي ترانزيستورها ميرسد. مشکل اصلي در اين مسير آن است که ميلياردها ترانزيستور مدرن که در کنار هم قرار دارند، گرماي زيادي توليد ميکنند.
پژوهشگران دانشگاه ايالتي «پنسيلوانيا» و دانشگاه «نوتردام» نشان دادند که ترانزيستور اثر ميدان تونلي عملکردي مشابه ترانزيستورهاي فعلي دارند؛ اما کارايي آنها به مراتب بهتر است.
اين تيم تحقيقاتي از توانايي تونلزني الکترون ميان جامدات استفاده کردند، اثري که در دنياي معمولي مانند يک شعبدهبازي ميماند، اما رفتاري نرمال در سطوح کوانتومي است.
«آلن سيباق» از محققان پروژه ميگويد: ترانزيستور مانند سدي با گیت gate متحرک است، مقدار آبي که از اين سد سرازير ميشود، به ارتفاع دروازه بستگي دارد. در اين ترانزيستورها، ما از يک دروازه جديد استفاده کرديم، با استفاده از تنظيم ضخامت اين دروازه ما ميتوانيم جريان را قطع و وصل کنيم.
ادوات تونل زني الکتروني تاريخچه طولاني در تجاريسازي دارد، شما احتمالا ميلياردها از اين ادوات را در USB فلش خود داريد. از اساس تونل زني مکانيکي کوانتومي در حال حاضر براي ذخيره سازي اطلاعات استفاده ميشود. در مقالهاي که اين گروه تحقيقاتي به چاپ رساندهاند، رکورد جديد براي کارايي ترانزيستور اثر ميدان تونلي ارائه کردند.
«سومان داتا»، استاد رشته مهندسي الکترونيک دانشگاه ايالتي «پنسيلوانيا» ميگويد: ما براي توليد اين ترانزيستور از ترکيب نيمههاديها استفاده کرديم. اگر ما در اين کار موفق شويم، تاثير زيادي روي مدارات الکترونيکي کم مصرف خواهيم داشت. از سوي ديگر امکان توليد مداراتي با قابليت توليد انرژي بوجود ميآيد، در اين مدارات بخشهايي که ميتوانند انرژي را جمعآوري کنند، با مدار الکترونيکي ادغام ميشود. مزيت ديگر اين ترانزيستورهاي تونل زني آن است که در صورت استفاده از آنها نياز به تغيير عمده در صنعت نيمههادي وجود ندارد، در واقع با زيرساختهاي توليد فعلي ميتوان از اين ترانزيستورها استفاده کرد.
پایانه ها : سورس ، گیت ، درین
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
▪ترانزيستورها واحدهاي سازنده ادوات الکترونيکي بوده که به دنياي ديجيتال قدرت ميدهند. در طول دهههاي اخير امکان افزايش تعداد ترانزيستورها و قرار دادن آنها روي يک تراشه فراهم شده است؛ اما با اين سرعت رشد، بزودي فناوري رايج به انتهاي خود خواهد رسيد.
برخي گمان ميکنند که اين صنعت بزودي به محدوديت فيزيکي کوچک سازي ترانزيستورها ميرسد. مشکل اصلي در اين مسير آن است که ميلياردها ترانزيستور مدرن که در کنار هم قرار دارند، گرماي زيادي توليد ميکنند.
پژوهشگران دانشگاه ايالتي «پنسيلوانيا» و دانشگاه «نوتردام» نشان دادند که ترانزيستور اثر ميدان تونلي عملکردي مشابه ترانزيستورهاي فعلي دارند؛ اما کارايي آنها به مراتب بهتر است.
اين تيم تحقيقاتي از توانايي تونلزني الکترون ميان جامدات استفاده کردند، اثري که در دنياي معمولي مانند يک شعبدهبازي ميماند، اما رفتاري نرمال در سطوح کوانتومي است.
«آلن سيباق» از محققان پروژه ميگويد: ترانزيستور مانند سدي با گیت gate متحرک است، مقدار آبي که از اين سد سرازير ميشود، به ارتفاع دروازه بستگي دارد. در اين ترانزيستورها، ما از يک دروازه جديد استفاده کرديم، با استفاده از تنظيم ضخامت اين دروازه ما ميتوانيم جريان را قطع و وصل کنيم.
ادوات تونل زني الکتروني تاريخچه طولاني در تجاريسازي دارد، شما احتمالا ميلياردها از اين ادوات را در USB فلش خود داريد. از اساس تونل زني مکانيکي کوانتومي در حال حاضر براي ذخيره سازي اطلاعات استفاده ميشود. در مقالهاي که اين گروه تحقيقاتي به چاپ رساندهاند، رکورد جديد براي کارايي ترانزيستور اثر ميدان تونلي ارائه کردند.
«سومان داتا»، استاد رشته مهندسي الکترونيک دانشگاه ايالتي «پنسيلوانيا» ميگويد: ما براي توليد اين ترانزيستور از ترکيب نيمههاديها استفاده کرديم. اگر ما در اين کار موفق شويم، تاثير زيادي روي مدارات الکترونيکي کم مصرف خواهيم داشت. از سوي ديگر امکان توليد مداراتي با قابليت توليد انرژي بوجود ميآيد، در اين مدارات بخشهايي که ميتوانند انرژي را جمعآوري کنند، با مدار الکترونيکي ادغام ميشود. مزيت ديگر اين ترانزيستورهاي تونل زني آن است که در صورت استفاده از آنها نياز به تغيير عمده در صنعت نيمههادي وجود ندارد، در واقع با زيرساختهاي توليد فعلي ميتوان از اين ترانزيستورها استفاده کرد.
پایانه ها : سورس ، گیت ، درین
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
#ابر_الکترونی electron cloud بجای ذره الکترون توصیف مناسبتری از مدل اتمی ارائه می دهد .
پروتون ها از کوارک ساخته شده اند که دارای بار الکتریکی و بار رنگ و جرم تعیینی هستند .
گلوئون ها مسئول ثبات ساختاری پروتون ها هستند . کوارک های دارای بار مثبت یا منفی را در گلوئون ها شناورند .
پروتون ها دارای بار مثبت و نوترون ها دارای بار خنثی و الکترون بار منفی الکتریکی دارد .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
پروتون ها از کوارک ساخته شده اند که دارای بار الکتریکی و بار رنگ و جرم تعیینی هستند .
گلوئون ها مسئول ثبات ساختاری پروتون ها هستند . کوارک های دارای بار مثبت یا منفی را در گلوئون ها شناورند .
پروتون ها دارای بار مثبت و نوترون ها دارای بار خنثی و الکترون بار منفی الکتریکی دارد .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
مکانیک کوانتومی در رأس یک انقلاب علمی
#تفسیر_کپنهاگن
#پارت_اول
از سال ۱٩٣۰ به بعد روندی غالب در محافل علمی و «علم عامهپسند» به وجود آمده که مکانیک کوانتومی را با انواع تفسیرهای ایدهآلیستی و عرفانی بیان میدارد. در میان این مکاتب ایدهآلیستی، «تفسیرِ کپنهاگی» مکانیک کوانتومی که توسط نیلز بوهر و ورنر هایزنبرگ – که ساکن پایتخت دانمارک بودند – ارائه گشته حرف اوّل را می زند.
علیرغم اعتراضاتِ عدهی زیادی از دانشمندان پیشتاز در زمینۀ مکانیک کوانتمی مانند اینشتین، دوبروی، بوهم و بل هر تلاشی برای تعبیری غیرعارفانه و ماتریالستی از رفتارِ مرموزِ مشاهده شده در جهانِ زیراتمی (فرواتمی) مورد بیاعتنایی محافل علمی قرار گرفته است.
اما اکنون، زنجیرهای از اکتشافات شگفتآور و پیشبینی نشده در قلمروی دیگری از فیزیک – مکانیک سیالات – این توانایی را دارد که بحث را دوباره مطرح کرده و بر تفسیری ماتریالستی و دیالکتیکی از ژرفترین اسرار دانش نوین مجدداً تأکید ورزد. با این که هنوز باید کارهای زیادی در این زمینه صورت گیرند، این کشفیات، انقلابی را در عرصۀ مکانیک کوانتومی نوید میدهند که پشتیبان سترگی برای رویکرد #دیالکتیکی و #ماتریالیستی به علم و طبیعت خواهد بود.
▪انقلاب علمی
داستان اختلاف فلسفی در مکانیک کوانتومی در پایان قرن نوزدهم آغاز میگردد. در آن زمان چنین تصور میشد که دانشمندان تقریباً به تمام قوانین فیزیکیِ طبیعت پی بردهاند. گمان میرفت هر آنچه که در جهان موجود است یا ذرّه است یا موج؛ تئوریهای علمی مربوط به این دو پدیده هم که به خوبی قابل درک بودند؛ نور در فضا همچون امواج آب در اقیانوس مرتعش است در حالی که اتمها مانند ذرّات عمل میکنند – تقریباً مانند گویهای بسیار ریز بیلیارد که مطابق با قوانین حرکت نیوتن در جهات گوناگون در جنبشاند. باور بر این بود که علم با این قوانین در آستانۀ دستیابی به تعریفی کامل از جهان فیزیکی است. گویا فقط تعدادی نخ شل باقی مانده بودند که با گره زدن آنها کار به اتمام می رسید.
امّا این «نخهای شل» درست همانهایی بودند که با کشیدن آنها تار و پود فیزیک کلاسیک از هم گسیخت. درست مانند انقلاب در هر علم دیگری، فیزیک نیز درست آن زمان که انتظار میرفت که قرار است به اوج کمال خود برسد دچار بحران شد. یک سری آزمایشهای تعجب برانگیز باعث ایجاد ناخشنودی در جوامع علمی شده بودند.
آزمایش مبتکرانۀ دو دانشمند آمریکایی به نامهای مایکلسون و مورلی با طرد نظریۀ اِتِر نشان داد که نور مثل دیگر امواجی که برای ما آشنا هستند عمل نمی کند. استنتاجات منطقیِ اینشتین از حرکت نور در خلاء به معنای ضرورت مبرم و بیچون و چرایِ یک انقلاب تمامعیار در بنیادیترین ارکان فیزیک بود. نظریۀ نسبیت اینشتین پایهایترین مفاهیم، مفاهیمی که برای عقل سلیم بدیهی هستند، مفاهیمِ فضا و زمان را از ریشه دگرگون ساخت. نسبی بودن این دو به معنایِ وابستگیِ کمّیت اندازهگیری شدۀ آنها به سرعتِ ناظر ثابت شد. به دنبال این، مفاهیم کلیدیِ دیگرِ فیزیک نیز طبیعتاً دستخوش دگرگونیهای اساسی گشتند. نشان داده شد که جرم وانرژی همارزند و یکی میتواند به دیگری تبدیل گردد.
اینشتین نشان داد که قوانین حرکت نیوتون – که به مدت طولانیای مطلقاً غیر قابل تردید محسوب میشدند – تنها حالت خاصّی از یک تئوریِ عامتر هستند که در مورد ابعاد و سرعتهای بسیار بزرگ صدق نمیکنند. [جالب اینجاست که] این درواقع تأیید این نظریۀ دیالکتیکی است که چیزها در ابعاد حدّاکثری به ضدّ خود تبدیل میگردند؛ نظم به آشوب، منطق به نامنطق و یقین به شکّ. انقلاب نظریۀ نسبیت اینشتین در عرصۀ بسیار بزرگ و بسیار سریع با انقلاب دیگری در دنیای بسیار خُرد همراه شد. در حالی که اینشتین ایدههای کهن دربارۀ فضا، زمان، جرم و انرژی را زیر و رو میکرد شمار فزایندهای از آزمایشها در مقیاس ذرات خُرد ایدۀ قدیمیِ یاذرّه یا موج را نقض میکردند.
▪کشف دنیای کوانتومی
از زمان رسالۀ هویگنس در قرن هفدهم نور همواره به مثابۀ موج فهمیده شد. نور مانند دیگر امواج دارای طول موج است (طولموجهای متفاوت را متناظر با رنگهای متفاوت در نظر بگیرید). امواج نوری بر اثر برخورد با یکدیگر (یا عبور از روزنه، شکاف، مانع، یا …) همان الگوهایی را ایجاد میکنند که امواج شناخته شدۀ دیگر (الگوی تداخل، تفّرق، شکست، …). امّا آزمایشهایی مانند «پدیدۀ فوتوالکتریکِ» اینشتین نشان دادند که نور میتواند به شکل بستههای گسستۀ انرژی هم ظاهر گردد و مانند ذرّات عمل کند. نه فقط این؛ فیزیکدان فرانسوی لویی دوبروی نشان داد که چیزهایی که قبلاً ذره انگاشته میشدند – به عنوان مثال الکترون – در شرایط خاصی از خود خواص موجی نشان میدهند و متناظر با موجی با طول موج معین هستند.
🆔 @phys_Q
#تفسیر_کپنهاگن
#پارت_اول
از سال ۱٩٣۰ به بعد روندی غالب در محافل علمی و «علم عامهپسند» به وجود آمده که مکانیک کوانتومی را با انواع تفسیرهای ایدهآلیستی و عرفانی بیان میدارد. در میان این مکاتب ایدهآلیستی، «تفسیرِ کپنهاگی» مکانیک کوانتومی که توسط نیلز بوهر و ورنر هایزنبرگ – که ساکن پایتخت دانمارک بودند – ارائه گشته حرف اوّل را می زند.
علیرغم اعتراضاتِ عدهی زیادی از دانشمندان پیشتاز در زمینۀ مکانیک کوانتمی مانند اینشتین، دوبروی، بوهم و بل هر تلاشی برای تعبیری غیرعارفانه و ماتریالستی از رفتارِ مرموزِ مشاهده شده در جهانِ زیراتمی (فرواتمی) مورد بیاعتنایی محافل علمی قرار گرفته است.
اما اکنون، زنجیرهای از اکتشافات شگفتآور و پیشبینی نشده در قلمروی دیگری از فیزیک – مکانیک سیالات – این توانایی را دارد که بحث را دوباره مطرح کرده و بر تفسیری ماتریالستی و دیالکتیکی از ژرفترین اسرار دانش نوین مجدداً تأکید ورزد. با این که هنوز باید کارهای زیادی در این زمینه صورت گیرند، این کشفیات، انقلابی را در عرصۀ مکانیک کوانتومی نوید میدهند که پشتیبان سترگی برای رویکرد #دیالکتیکی و #ماتریالیستی به علم و طبیعت خواهد بود.
▪انقلاب علمی
داستان اختلاف فلسفی در مکانیک کوانتومی در پایان قرن نوزدهم آغاز میگردد. در آن زمان چنین تصور میشد که دانشمندان تقریباً به تمام قوانین فیزیکیِ طبیعت پی بردهاند. گمان میرفت هر آنچه که در جهان موجود است یا ذرّه است یا موج؛ تئوریهای علمی مربوط به این دو پدیده هم که به خوبی قابل درک بودند؛ نور در فضا همچون امواج آب در اقیانوس مرتعش است در حالی که اتمها مانند ذرّات عمل میکنند – تقریباً مانند گویهای بسیار ریز بیلیارد که مطابق با قوانین حرکت نیوتن در جهات گوناگون در جنبشاند. باور بر این بود که علم با این قوانین در آستانۀ دستیابی به تعریفی کامل از جهان فیزیکی است. گویا فقط تعدادی نخ شل باقی مانده بودند که با گره زدن آنها کار به اتمام می رسید.
امّا این «نخهای شل» درست همانهایی بودند که با کشیدن آنها تار و پود فیزیک کلاسیک از هم گسیخت. درست مانند انقلاب در هر علم دیگری، فیزیک نیز درست آن زمان که انتظار میرفت که قرار است به اوج کمال خود برسد دچار بحران شد. یک سری آزمایشهای تعجب برانگیز باعث ایجاد ناخشنودی در جوامع علمی شده بودند.
آزمایش مبتکرانۀ دو دانشمند آمریکایی به نامهای مایکلسون و مورلی با طرد نظریۀ اِتِر نشان داد که نور مثل دیگر امواجی که برای ما آشنا هستند عمل نمی کند. استنتاجات منطقیِ اینشتین از حرکت نور در خلاء به معنای ضرورت مبرم و بیچون و چرایِ یک انقلاب تمامعیار در بنیادیترین ارکان فیزیک بود. نظریۀ نسبیت اینشتین پایهایترین مفاهیم، مفاهیمی که برای عقل سلیم بدیهی هستند، مفاهیمِ فضا و زمان را از ریشه دگرگون ساخت. نسبی بودن این دو به معنایِ وابستگیِ کمّیت اندازهگیری شدۀ آنها به سرعتِ ناظر ثابت شد. به دنبال این، مفاهیم کلیدیِ دیگرِ فیزیک نیز طبیعتاً دستخوش دگرگونیهای اساسی گشتند. نشان داده شد که جرم وانرژی همارزند و یکی میتواند به دیگری تبدیل گردد.
اینشتین نشان داد که قوانین حرکت نیوتون – که به مدت طولانیای مطلقاً غیر قابل تردید محسوب میشدند – تنها حالت خاصّی از یک تئوریِ عامتر هستند که در مورد ابعاد و سرعتهای بسیار بزرگ صدق نمیکنند. [جالب اینجاست که] این درواقع تأیید این نظریۀ دیالکتیکی است که چیزها در ابعاد حدّاکثری به ضدّ خود تبدیل میگردند؛ نظم به آشوب، منطق به نامنطق و یقین به شکّ. انقلاب نظریۀ نسبیت اینشتین در عرصۀ بسیار بزرگ و بسیار سریع با انقلاب دیگری در دنیای بسیار خُرد همراه شد. در حالی که اینشتین ایدههای کهن دربارۀ فضا، زمان، جرم و انرژی را زیر و رو میکرد شمار فزایندهای از آزمایشها در مقیاس ذرات خُرد ایدۀ قدیمیِ یاذرّه یا موج را نقض میکردند.
▪کشف دنیای کوانتومی
از زمان رسالۀ هویگنس در قرن هفدهم نور همواره به مثابۀ موج فهمیده شد. نور مانند دیگر امواج دارای طول موج است (طولموجهای متفاوت را متناظر با رنگهای متفاوت در نظر بگیرید). امواج نوری بر اثر برخورد با یکدیگر (یا عبور از روزنه، شکاف، مانع، یا …) همان الگوهایی را ایجاد میکنند که امواج شناخته شدۀ دیگر (الگوی تداخل، تفّرق، شکست، …). امّا آزمایشهایی مانند «پدیدۀ فوتوالکتریکِ» اینشتین نشان دادند که نور میتواند به شکل بستههای گسستۀ انرژی هم ظاهر گردد و مانند ذرّات عمل کند. نه فقط این؛ فیزیکدان فرانسوی لویی دوبروی نشان داد که چیزهایی که قبلاً ذره انگاشته میشدند – به عنوان مثال الکترون – در شرایط خاصی از خود خواص موجی نشان میدهند و متناظر با موجی با طول موج معین هستند.
🆔 @phys_Q
"کوانتوم مکانیک در راس یک انقلاب علمی"
#تفسیر_کپنهاگن
پارت نخست:
https://t.me/phys_Q/2331
پارت دوم:
https://t.me/phys_Q/2339
پارت سوم:
https://t.me/phys_Q/2346
پارت چهارم:
https://t.me/phys_Q/2360
پارت پنجم و پایانی:
https://t.me/phys_Q/2370
#تفسیر_کپنهاگن
پارت نخست:
https://t.me/phys_Q/2331
پارت دوم:
https://t.me/phys_Q/2339
پارت سوم:
https://t.me/phys_Q/2346
پارت چهارم:
https://t.me/phys_Q/2360
پارت پنجم و پایانی:
https://t.me/phys_Q/2370
👍1
ما از سلول و سلول از مولکول ها ساخته شده ، مولکول ها به نوبه خود از اتم و اتم از الکترون و نوترون و پروتون ها ساخته شده ، الکترون عضو خانواده لپتون و ذره ای بنیادی است. پروتون و نوترون عضو باریون ها هستند که در نهایت از کوارک ها ساخته شده اند.
ذره بنیادی به ذره ای می گویند که قابل تقسیم به ذرات کوچکتر نباشد .
ذرات بنیادی خواص ویژه و جالب و منحصر بفردی دارند که وابسته به سه پارامتر :
▪mass جرم
▪charge بار الکتریکی
▪spin اسپین
هستند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
ذره بنیادی به ذره ای می گویند که قابل تقسیم به ذرات کوچکتر نباشد .
ذرات بنیادی خواص ویژه و جالب و منحصر بفردی دارند که وابسته به سه پارامتر :
▪mass جرم
▪charge بار الکتریکی
▪spin اسپین
هستند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
👍1
#مدل_استاندارد ذرات بنیادین از مهمترین مفاهیم بنیادین فیزیک و کوانتوم فیزیک است.
خواندن نمودار ها بسیار مهم است اگر به مدل استاندارد نگاهی بیاندازید می بینید بیشتر ذرات بنیادین دارای جرم هستند مثلا جرم #بوزون_هیگز 125 گیگا الکترون-ولت است اما جرم گلوئون و فوتون صفر است .و بار الکتریکی هر سه ذره هیگز و گلوئون و فوتون صفر است .
(قبلا طبق معادله هم ارزی جرم-انرژی انیشتین گفتیم انرژی ذره برابر است با جرم ذره ضربدر مجذور c سرعت نور)
از خواص دیگر ذرات اسپین است که معادل کلاسیک ندارد اسپین در لغت معنی چرخش می دهد و نوع خاصی از چرخش ذرات بنیادین را مدنظر دارد . مثلا اسپین بوزون هیگز صفر است اما اسپین گلوئون و فوتون یک است .
تفاوت فرمیون و بوزون مربوط به همین اسپین است. ذراتی که اسپین صحیح (عدد صحیحی) دارند بوزون و ذراتی که اسپین نیم صحیح دارند (مثل الکترون ) فرمیون نامیده می شوند.
به اطراف تان دقت کنید ، هرچه که می بینید یا نمی بینید از ذراتی ساخته شده است که در همین مدل استاندارد جای گرفته است.
برای مثال خلاء نسبی (فضا) اقیانوسی آشوبناک از افت و خیز ذرات کوانتومی است که با #میدان_هیگز توصیف شده است . میدانی که چون اقیانوس همه چیز را در بر گرفته و جرم و درجه آزادی ذرات بنیادین را تعیین می کند ،هر چند میدان هیگز تنها میدان برای تعیین نیست . این میدان تنها درجه آزادی کوارک ها را تعیین میکند اما جرم پرتون بسیار بیشتر از جرم تعیین شده هیگز است .میدان گلوئونی و انرژی های جنبشی نیز باعث جرم بیشتر پروتون است. بوزون هیگز با جرم ۱۲۵ گیگا الکترون ولتی ، کوانتای این میدان است .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
خواندن نمودار ها بسیار مهم است اگر به مدل استاندارد نگاهی بیاندازید می بینید بیشتر ذرات بنیادین دارای جرم هستند مثلا جرم #بوزون_هیگز 125 گیگا الکترون-ولت است اما جرم گلوئون و فوتون صفر است .و بار الکتریکی هر سه ذره هیگز و گلوئون و فوتون صفر است .
(قبلا طبق معادله هم ارزی جرم-انرژی انیشتین گفتیم انرژی ذره برابر است با جرم ذره ضربدر مجذور c سرعت نور)
از خواص دیگر ذرات اسپین است که معادل کلاسیک ندارد اسپین در لغت معنی چرخش می دهد و نوع خاصی از چرخش ذرات بنیادین را مدنظر دارد . مثلا اسپین بوزون هیگز صفر است اما اسپین گلوئون و فوتون یک است .
تفاوت فرمیون و بوزون مربوط به همین اسپین است. ذراتی که اسپین صحیح (عدد صحیحی) دارند بوزون و ذراتی که اسپین نیم صحیح دارند (مثل الکترون ) فرمیون نامیده می شوند.
به اطراف تان دقت کنید ، هرچه که می بینید یا نمی بینید از ذراتی ساخته شده است که در همین مدل استاندارد جای گرفته است.
برای مثال خلاء نسبی (فضا) اقیانوسی آشوبناک از افت و خیز ذرات کوانتومی است که با #میدان_هیگز توصیف شده است . میدانی که چون اقیانوس همه چیز را در بر گرفته و جرم و درجه آزادی ذرات بنیادین را تعیین می کند ،هر چند میدان هیگز تنها میدان برای تعیین نیست . این میدان تنها درجه آزادی کوارک ها را تعیین میکند اما جرم پرتون بسیار بیشتر از جرم تعیین شده هیگز است .میدان گلوئونی و انرژی های جنبشی نیز باعث جرم بیشتر پروتون است. بوزون هیگز با جرم ۱۲۵ گیگا الکترون ولتی ، کوانتای این میدان است .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
👍1
the universe is under no obligation to make sens to you.
یونیورس (عالم) هیچ تعهدی ندارد تا خود را مناسب فهم شما سازد.
#نیل_دگراس_تایسون
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
یونیورس (عالم) هیچ تعهدی ندارد تا خود را مناسب فهم شما سازد.
#نیل_دگراس_تایسون
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#vacuum_decay
💀 آیا میتوان در کسری از ثانیه جهان را نابود کرد؟
🔹 آیا با فروپاشی خلاء جهان به سرعت نابود میشود؟
🔹 اگر انرژی #میدان_هیگز تغییر کند چه خواهدشد؟
برای درک بهتر این دو پست را قبل از مشاهده کلیپ با دقت مطالعه کنید:
https://t.me/higgs_field/2316
https://t.me/higgs_field/2334
📌@higgs_field
💀 آیا میتوان در کسری از ثانیه جهان را نابود کرد؟
🔹 آیا با فروپاشی خلاء جهان به سرعت نابود میشود؟
🔹 اگر انرژی #میدان_هیگز تغییر کند چه خواهدشد؟
برای درک بهتر این دو پست را قبل از مشاهده کلیپ با دقت مطالعه کنید:
https://t.me/higgs_field/2316
https://t.me/higgs_field/2334
📌@higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قطار فارادی
قطار فارادی یک آزمایش ساده برای تولید جریان الکتریکیتوسط دو آهنربا، یک باتری و یک سیمپیچ مسی لخت است. این آهنرباها رسانای الکتریسیته هستند، بنابراین، هنگامی که در تماس با سیمپیچ قرار میگیرند، جریان الکتریکی و یکمیدان مغناطیسی سلونوئیدی در مجاورت باتری، به وجود خواهد آمد. میدان مغناطیسی ایجاد شده، آهنرباهای دو سر باتری را هل داده و آنها را همراه با باتری وادار به حرکت میکند. استفاده از آهنرباهای نئودیمیوم کرویشکل در اینجا باعث میشود آهنرباها با اصطکاک کمینه در امتداد سیمپیچ سُر بخورند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
قطار فارادی یک آزمایش ساده برای تولید جریان الکتریکیتوسط دو آهنربا، یک باتری و یک سیمپیچ مسی لخت است. این آهنرباها رسانای الکتریسیته هستند، بنابراین، هنگامی که در تماس با سیمپیچ قرار میگیرند، جریان الکتریکی و یکمیدان مغناطیسی سلونوئیدی در مجاورت باتری، به وجود خواهد آمد. میدان مغناطیسی ایجاد شده، آهنرباهای دو سر باتری را هل داده و آنها را همراه با باتری وادار به حرکت میکند. استفاده از آهنرباهای نئودیمیوم کرویشکل در اینجا باعث میشود آهنرباها با اصطکاک کمینه در امتداد سیمپیچ سُر بخورند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هفتمین دریاچه بزرگ ساخته شده توسط انسان در کالیفرنیا توسط سد Monticello به ارتفاع 304 فوت ایجاد شده و محل سرریز معروف "Glory Hole" است. سرریز به شکل قیف در دهانه آن است که در عرض 72 فوت در عرض باریک می شود و تقریباً 28 فوت است زیرا 200 فوت عمودی پایین می آید.
هدف این است که هنگام حداکثر پر شدن دریاچه ، آب را تخلیه کنید. آب موجود در آن طرف سد مستقیماً به نهر پوتا تخلیه شد.
این فیلم هنگامی که سرریز در 16 شانزدهم فوریه 2017 فعالیت می کرد توسط یک پهپاد ضبط شد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
هدف این است که هنگام حداکثر پر شدن دریاچه ، آب را تخلیه کنید. آب موجود در آن طرف سد مستقیماً به نهر پوتا تخلیه شد.
این فیلم هنگامی که سرریز در 16 شانزدهم فوریه 2017 فعالیت می کرد توسط یک پهپاد ضبط شد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
مکانیک کوانتومی در رأس یک انقلاب علمی
#تفسیر_کپنهاگن
#پارت_دوم
▪ناگهان معلوم گشت که جهان زیراتمی به مراتب پیچیدهتر از آن است که فیزیک کلاسیک تصورش را میکرد و برای درک بلاواسطه به مراتب دشوارترِ این ایده که الکترونها، فوتونها، و دیگر ذرات خرد میتوانند هم ذره باشند و هم موج، به روشنی یک تناقض بسیار بزرگ و بسیار جدّی است. یک ذره در مکان خاصی در فضا متمرکز می باشد. برای مثال یک ذرۀ شن را در نظر بگیرید. می توان آن را زیر یک ذرهبین بزرگ گذاشته و به دیگران نشان داد و گفت: «ببینید اینجاست!» ذرۀ شن در فضا پخش نیست. ولی یک موج در فضا پخش است؛ امواج آب در سطح آب پراکنده میگردند. یک تک موج در حین گذر از یک اسکله باعث میشود که تمام قایقهایی که در کنار آن لنگر انداختهاند همزمان روی سطح آب بالا و پایین بروند زیرا موج در یک نقطه عمل نمیکند بلکه پیوسته در حال انتشار است. در حالی که اگر سنگی به طرف اسکله پرتاب گردد، آن سنگ در آن واحد فقط میتواند به یکی از قایقها برخورد کند.
بسیار خوب؛ پس قضیۀ «موج – ذرهِ» کوانتومی چیست؟ چیزی که هم خواص موج را داراست و هم در عین حال میتوان با کمک دستگاه ردیاب، مکان آن را تشخیص داد. این رفتار غریب درآزمایش معروف «دو شکاف» به نحو احسن خود را بروز میدهد. زمانی که شعاعی از موج – ذرات (برای مثال الکترون) به سمت مانعی که در آن دو شکاف موازی ایجاد شده تابانده میشود، روی پردهای (صفحه ای پوشیده شده از مادهای که هنگام بر خورد ذرات با آن نورافشان میشود، آرایهای متراکم از پیکسلهای ردیاب) که در طرف دیگر مانع و به فاصلۀ معینی از آن واقع شده الگوی تداخل امواج ظاهر میگردد. البته یک موج میتواند در حالی که در فضا منتشر میشود هنگام برخورد با مانع، هم زمان از دو شکاف عبور کرده و در طرف دیگر آن با خودش تداخل نموده و حاصل این عمل را به شکل نوارهای تاریک و روشن (الگوی تداخل) روی پرده به نمایش بگذارد. امّا یک ذرّه در آن واحد میتواند تنها از یکی از شکافها عبور کند.
نتیجه: ذرهای که در آن واحد تنها میتواند از یکی از شکافها عبور کند پس از عبور در جایی روی پردۀ واقع شده در طرف دیگر مانع مینشیند که گویی همزمان از دو شکاف رد شده و سپس با خودش تداخل کرده است. خوانندۀ گرامی به محفل گرم سردرگمان خوش آمدید! به گفتۀ فیزیکدان بزرگ ریچارد فینمن: «اگر تصور می کنید که مکانیک کوانتومی را فهمیدهاید، مکانیک کوانتومی را نفهمیدهاید!»
🆔 @phys_Q
#تفسیر_کپنهاگن
#پارت_دوم
▪ناگهان معلوم گشت که جهان زیراتمی به مراتب پیچیدهتر از آن است که فیزیک کلاسیک تصورش را میکرد و برای درک بلاواسطه به مراتب دشوارترِ این ایده که الکترونها، فوتونها، و دیگر ذرات خرد میتوانند هم ذره باشند و هم موج، به روشنی یک تناقض بسیار بزرگ و بسیار جدّی است. یک ذره در مکان خاصی در فضا متمرکز می باشد. برای مثال یک ذرۀ شن را در نظر بگیرید. می توان آن را زیر یک ذرهبین بزرگ گذاشته و به دیگران نشان داد و گفت: «ببینید اینجاست!» ذرۀ شن در فضا پخش نیست. ولی یک موج در فضا پخش است؛ امواج آب در سطح آب پراکنده میگردند. یک تک موج در حین گذر از یک اسکله باعث میشود که تمام قایقهایی که در کنار آن لنگر انداختهاند همزمان روی سطح آب بالا و پایین بروند زیرا موج در یک نقطه عمل نمیکند بلکه پیوسته در حال انتشار است. در حالی که اگر سنگی به طرف اسکله پرتاب گردد، آن سنگ در آن واحد فقط میتواند به یکی از قایقها برخورد کند.
بسیار خوب؛ پس قضیۀ «موج – ذرهِ» کوانتومی چیست؟ چیزی که هم خواص موج را داراست و هم در عین حال میتوان با کمک دستگاه ردیاب، مکان آن را تشخیص داد. این رفتار غریب درآزمایش معروف «دو شکاف» به نحو احسن خود را بروز میدهد. زمانی که شعاعی از موج – ذرات (برای مثال الکترون) به سمت مانعی که در آن دو شکاف موازی ایجاد شده تابانده میشود، روی پردهای (صفحه ای پوشیده شده از مادهای که هنگام بر خورد ذرات با آن نورافشان میشود، آرایهای متراکم از پیکسلهای ردیاب) که در طرف دیگر مانع و به فاصلۀ معینی از آن واقع شده الگوی تداخل امواج ظاهر میگردد. البته یک موج میتواند در حالی که در فضا منتشر میشود هنگام برخورد با مانع، هم زمان از دو شکاف عبور کرده و در طرف دیگر آن با خودش تداخل نموده و حاصل این عمل را به شکل نوارهای تاریک و روشن (الگوی تداخل) روی پرده به نمایش بگذارد. امّا یک ذرّه در آن واحد میتواند تنها از یکی از شکافها عبور کند.
نتیجه: ذرهای که در آن واحد تنها میتواند از یکی از شکافها عبور کند پس از عبور در جایی روی پردۀ واقع شده در طرف دیگر مانع مینشیند که گویی همزمان از دو شکاف رد شده و سپس با خودش تداخل کرده است. خوانندۀ گرامی به محفل گرم سردرگمان خوش آمدید! به گفتۀ فیزیکدان بزرگ ریچارد فینمن: «اگر تصور می کنید که مکانیک کوانتومی را فهمیدهاید، مکانیک کوانتومی را نفهمیدهاید!»
🆔 @phys_Q
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
"کوانتوم مکانیک در راس یک انقلاب علمی"
#تفسیر_کپنهاگن
پارت نخست:
https://t.me/higgs_field/2331
پارت دوم:
https://t.me/higgs_field/2339
#تفسیر_کپنهاگن
پارت نخست:
https://t.me/higgs_field/2331
پارت دوم:
https://t.me/higgs_field/2339
#شبه_علم
#بیو_سنتریسم
#پارت_اول
▪ رابرت لانزا ( Robert Lanza)
متولد ۱۱ فوریه ۱۹۵۶ بوستون، #زیست_شناس برجسته آمریکایی است که درسلولهای بنیادی شهرت جهانی دارد. او همچنین بنیانگذار نظریه زیست محوری #biocentrism است.
____
▪همانطور که می بینید ایشون زیست شناس است اما #بیو_سنتریسم تئوری کیهان شناختی با استفاده از مکانیک کوانتومی است .
▪تفسیر های عرفانی و ماورائی از کوانتوم مکانیک تمامی ندارد ضمن اینکه کاربر باید توانایی تفکیک #میکرو از #ماکرو را داشته باشد .
مثالی تفکیکی ارائه میدم :
میدانید که سه قانون نیوتن به خوبی جرم و نیرو را در دستگاه کلاسیک توضیح میدهد اما در فیزیک ذرات دیگر قوانین نیوتن صادق نیست و تابع احتمالات مطرح است . در کوانتوم مکانیک با پدیده هایی روبرو هستیم که معادل کلاسیک ندارد از جمله اصل طرد پائولی ، در هم تنیدگی کوانتومی ، اسپین و ....
تئوری بیوسنتریسم توسط گروهی در محافل شبه علمی استفاده شده است و با وجود اینکه این تئوری تایید نشده در حد فرضیه هم نیست و اعتراض بسیاری از فیزیکدانان جریان اصلی را بدنبال داشته اما روز به روز کسان بیشتری ازین تئوری برای نشر شبه علم استفاده می کنند.
▪یک تئوری علمی در وهله اول باید قابل آزمایش باشد و تئوری که قابل آزمون نباشد ابطال پذیر نیست و چیزی که قابل ابطال نباشد ارزش اثبات نیز ندارد.
لینک زیر برای وبسایت آقای لانزا است :
http://www.robertlanza.com/does-death-exist-new-theory-says-no-2/
چرا برخی نظریات جنجالی و #شبه_علم مطرح می کنند ؟ شاید آسیب های روانشناختی یا حتی انگیزه های اقتصادی و سیاسی و... پشت اظهار نظر های جنجالی باشد اما این حقیقت که عوام در حال کنترل توسط توانمندان هستند غیر قابل انکار است.
#بیو_سنتریسم
#پارت_اول
▪ رابرت لانزا ( Robert Lanza)
متولد ۱۱ فوریه ۱۹۵۶ بوستون، #زیست_شناس برجسته آمریکایی است که درسلولهای بنیادی شهرت جهانی دارد. او همچنین بنیانگذار نظریه زیست محوری #biocentrism است.
____
▪همانطور که می بینید ایشون زیست شناس است اما #بیو_سنتریسم تئوری کیهان شناختی با استفاده از مکانیک کوانتومی است .
▪تفسیر های عرفانی و ماورائی از کوانتوم مکانیک تمامی ندارد ضمن اینکه کاربر باید توانایی تفکیک #میکرو از #ماکرو را داشته باشد .
مثالی تفکیکی ارائه میدم :
میدانید که سه قانون نیوتن به خوبی جرم و نیرو را در دستگاه کلاسیک توضیح میدهد اما در فیزیک ذرات دیگر قوانین نیوتن صادق نیست و تابع احتمالات مطرح است . در کوانتوم مکانیک با پدیده هایی روبرو هستیم که معادل کلاسیک ندارد از جمله اصل طرد پائولی ، در هم تنیدگی کوانتومی ، اسپین و ....
تئوری بیوسنتریسم توسط گروهی در محافل شبه علمی استفاده شده است و با وجود اینکه این تئوری تایید نشده در حد فرضیه هم نیست و اعتراض بسیاری از فیزیکدانان جریان اصلی را بدنبال داشته اما روز به روز کسان بیشتری ازین تئوری برای نشر شبه علم استفاده می کنند.
▪یک تئوری علمی در وهله اول باید قابل آزمایش باشد و تئوری که قابل آزمون نباشد ابطال پذیر نیست و چیزی که قابل ابطال نباشد ارزش اثبات نیز ندارد.
لینک زیر برای وبسایت آقای لانزا است :
http://www.robertlanza.com/does-death-exist-new-theory-says-no-2/
چرا برخی نظریات جنجالی و #شبه_علم مطرح می کنند ؟ شاید آسیب های روانشناختی یا حتی انگیزه های اقتصادی و سیاسی و... پشت اظهار نظر های جنجالی باشد اما این حقیقت که عوام در حال کنترل توسط توانمندان هستند غیر قابل انکار است.
Telegram
attach 📎
اگر پروتون و نوترون در اتم 10 سانتی متر ، کوارک ها و الکترون ها 0.1 میلی متر و یک اتم 10 کیلومتر قطر خواهند داشت.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💡 جهان چگونه آغاز شد؟
زبان کلیپ انگلیسی با زیرنویس پارسی
⏳برای پیدایش عالم نظریهها و ایدههای مختلفی مطرح است. در این ویدئو پروفسور سابین هاسنفلدر فیزیکدان نظری، به بیان چندین ایده جالب برای آغاز عالم میپردازد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
زبان کلیپ انگلیسی با زیرنویس پارسی
⏳برای پیدایش عالم نظریهها و ایدههای مختلفی مطرح است. در این ویدئو پروفسور سابین هاسنفلدر فیزیکدان نظری، به بیان چندین ایده جالب برای آغاز عالم میپردازد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
مکانیک کوانتومی در رأس یک انقلاب علمی
#تفسیر_کپنهاگن
#پارت_سوم
▪خدا گام به حفره مینهد
[به ایدهی ما] اصل زیربنای هر پژوهش حقیقتاً علمی ماتریالیسم است. به این معنا که دنیایی واقعی و مادی صرف نظر و مستقل از ما وجود دارد که ما تنها جزئی از آن هستیم. به عبارت دیگر، الکترون خواه از شکاف سمت راست رد شود یا از شکاف سمت چپ، خواه به نحوی هم زمان از هر دو، به هر صورت در فضا و زمان وجود دارد، و وجودش به این بستگی ندارد که آیا ما می توانیم آن را مشاهده کنیم یا نه.
در مواجهه با پدیده های عجیب در ابعاد زیراتمی، تعدادی از فیزیکدانان برجسته و در رأسشان نیلز بوهر و ورنر هایزنبرگ مکتب «تفسیر کپنهاگِ» مکانیک کوانتومی را بنا نهادند. این تفسیر گوهر ماتریالیسم را زیر سؤال میبرد.
جهان کوانتومی با دنیای روزمره و تجربیات مستقیم ما فاصلهی زیادی دارد و این پرسش که «الکترون در یک لحظۀ معین کجا قرار گرفته است؟» – در حالی که این ذره ظاهراً میتواند همزمان در مکانهای متفاوتی باشد – بههیچوجه پیش پا افتاده نیست. امّا این که این مسئله را حلنشدنی بدانیم و ادعا کنیم که جهان مادی به خودی خود و مستقل از مشاهدات ما به هیچ عنوان وجود ندارد، کاملاً چیز دیگری است. این درست همان تعبیر ارائه شده از طرف نیلز بور و همفکران اوست. طبق این دیدگاه، حتی مطرح کردن این پرسش که «یک ذرهی کوانتومی کدام مسیر را بین دو نقطۀ A و B طی میکند؟» بیمعنی است. تنها چیزی که «وجود دارد» احتمال یافتنِ ذره در نقاط معینی (در حوالیِ نقاط معینی) است، و بر اثر صرفِ عملِ مشاهدۀ ما است که ذره دارایِ کمیاتِ فیزیکیِ واقعی میگردد – مختصات مکانیِ واقعی، مقدار حرکت واقعی و … . به این ترتیب، مسأله به بهای انکار وجود خودِ واقعیت مادی حل میگردد (شاید بهتر است بگوییم ماستمالی میشود).
چنین دیدگاهی رابطۀ واقعیِ بین ذهن و ماده را برعکس ارائه می دهد. میگوید: این مشاهدۀ آگاهانه است که اولی است و جهان مادی را به وجود فرا میخواند؛ ماده، ثانوی است. این جهانبینی متعلق به اردوگاه ایدهآلیسم فلسفی است. فلسفهای که نقطۀ عزیمت اش تقدم آگاهی، روح، اندیشه – خواه از آن انسان یا از آن خدا – بر ماده و وجودِ مستقل از مادۀ آن است. میتوان با سؤال سادۀ «آگاهی چیست؟»، بیمعنی بودن این نگرش را آشکار ساخت. واضح است که انسان از راه آزمایش هوشمندانه میتواند به مکان الکترون در فضا پی ببرد. ولی، آیا مشاهدۀ هوشمندانۀ صرفِ مثلاً یک طوطی میتواند به وی یک تعیین مادی ببخشد؟ گذشته از همۀ این تفاصیل و در حالی که تفسیر ایدهآلیستیِ کپنهاگ تنهاوهمِ یک راه حل را القا می کند، آیا فلسفۀ ماتریالستی پاسخ بهتری برای عرضه دارد؟
🆔 @phys_Q
#تفسیر_کپنهاگن
#پارت_سوم
▪خدا گام به حفره مینهد
[به ایدهی ما] اصل زیربنای هر پژوهش حقیقتاً علمی ماتریالیسم است. به این معنا که دنیایی واقعی و مادی صرف نظر و مستقل از ما وجود دارد که ما تنها جزئی از آن هستیم. به عبارت دیگر، الکترون خواه از شکاف سمت راست رد شود یا از شکاف سمت چپ، خواه به نحوی هم زمان از هر دو، به هر صورت در فضا و زمان وجود دارد، و وجودش به این بستگی ندارد که آیا ما می توانیم آن را مشاهده کنیم یا نه.
در مواجهه با پدیده های عجیب در ابعاد زیراتمی، تعدادی از فیزیکدانان برجسته و در رأسشان نیلز بوهر و ورنر هایزنبرگ مکتب «تفسیر کپنهاگِ» مکانیک کوانتومی را بنا نهادند. این تفسیر گوهر ماتریالیسم را زیر سؤال میبرد.
جهان کوانتومی با دنیای روزمره و تجربیات مستقیم ما فاصلهی زیادی دارد و این پرسش که «الکترون در یک لحظۀ معین کجا قرار گرفته است؟» – در حالی که این ذره ظاهراً میتواند همزمان در مکانهای متفاوتی باشد – بههیچوجه پیش پا افتاده نیست. امّا این که این مسئله را حلنشدنی بدانیم و ادعا کنیم که جهان مادی به خودی خود و مستقل از مشاهدات ما به هیچ عنوان وجود ندارد، کاملاً چیز دیگری است. این درست همان تعبیر ارائه شده از طرف نیلز بور و همفکران اوست. طبق این دیدگاه، حتی مطرح کردن این پرسش که «یک ذرهی کوانتومی کدام مسیر را بین دو نقطۀ A و B طی میکند؟» بیمعنی است. تنها چیزی که «وجود دارد» احتمال یافتنِ ذره در نقاط معینی (در حوالیِ نقاط معینی) است، و بر اثر صرفِ عملِ مشاهدۀ ما است که ذره دارایِ کمیاتِ فیزیکیِ واقعی میگردد – مختصات مکانیِ واقعی، مقدار حرکت واقعی و … . به این ترتیب، مسأله به بهای انکار وجود خودِ واقعیت مادی حل میگردد (شاید بهتر است بگوییم ماستمالی میشود).
چنین دیدگاهی رابطۀ واقعیِ بین ذهن و ماده را برعکس ارائه می دهد. میگوید: این مشاهدۀ آگاهانه است که اولی است و جهان مادی را به وجود فرا میخواند؛ ماده، ثانوی است. این جهانبینی متعلق به اردوگاه ایدهآلیسم فلسفی است. فلسفهای که نقطۀ عزیمت اش تقدم آگاهی، روح، اندیشه – خواه از آن انسان یا از آن خدا – بر ماده و وجودِ مستقل از مادۀ آن است. میتوان با سؤال سادۀ «آگاهی چیست؟»، بیمعنی بودن این نگرش را آشکار ساخت. واضح است که انسان از راه آزمایش هوشمندانه میتواند به مکان الکترون در فضا پی ببرد. ولی، آیا مشاهدۀ هوشمندانۀ صرفِ مثلاً یک طوطی میتواند به وی یک تعیین مادی ببخشد؟ گذشته از همۀ این تفاصیل و در حالی که تفسیر ایدهآلیستیِ کپنهاگ تنهاوهمِ یک راه حل را القا می کند، آیا فلسفۀ ماتریالستی پاسخ بهتری برای عرضه دارد؟
🆔 @phys_Q
👍1