ماکزیمم ظرفیت لایهی nام برای نگه داشتن الکترون در خود را میتوان با استفاده از فرمول 2n^2 محاسبه کرد. برای نمونه بیشترین تعدادی از الکترون که میتواند در لایهی شماره ۱ قرار گیرد برابر با ۲=۱۲×۲ است.
مبتنی بر فرمول ۲n^2 بیشترین تعدادی از الکترون که میتواند در پوسته شماره ۲ قرار گیرد نیز برابر با ۸=۲۲×۲ است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
مبتنی بر فرمول ۲n^2 بیشترین تعدادی از الکترون که میتواند در پوسته شماره ۲ قرار گیرد نیز برابر با ۸=۲۲×۲ است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
مدل اتمی بور دارای محدودیتهایی است. در زیر مهمترین این محدودیتها ذکر شدهاند.
▪این مدل قادر به توجیه «اثر زیمان» (Zeeman Effect) نیست (اثر زیمان تاثیر میدان مغناطیسی بر طیف اتمی عناطر را بیان میکند).
▪این مدل اصل عدم قطعیت هایزنبرگ را نقض میکند.
▪مدل اتمی بور نمیتواند طیف اتمهای بزرگتر را توضیح دهد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
▪این مدل قادر به توجیه «اثر زیمان» (Zeeman Effect) نیست (اثر زیمان تاثیر میدان مغناطیسی بر طیف اتمی عناطر را بیان میکند).
▪این مدل اصل عدم قطعیت هایزنبرگ را نقض میکند.
▪مدل اتمی بور نمیتواند طیف اتمهای بزرگتر را توضیح دهد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حال که مدل اتمی را توضیح دادیم توضیح photoelectric effect ( اثر فتوالکتریک) آسان است .
یادتان باشد گفتم از دیدگاه کوانتوم مکانیک چیزی به نام انعکاس نور از سطوح صیقلی (آیینه) وجود ندارد .
فوتون بعنوان کوانتای میدان الکترومغناطیس حامل انرژی کوانتیده این میدان است با برخورد به ماده ، انرژی اش را به یک الکترون واگذار می کند ، اسپین و اوربیتال الکترون با دریافت انرژی دچار تغییر میشود و سپس الکترون انرژی دریافتی را در جهت معین می تاباند و به حالت قبل باز می گردد.
به دنیای کوانتومی وارد شوید تا شگفت زده شوید.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
یادتان باشد گفتم از دیدگاه کوانتوم مکانیک چیزی به نام انعکاس نور از سطوح صیقلی (آیینه) وجود ندارد .
فوتون بعنوان کوانتای میدان الکترومغناطیس حامل انرژی کوانتیده این میدان است با برخورد به ماده ، انرژی اش را به یک الکترون واگذار می کند ، اسپین و اوربیتال الکترون با دریافت انرژی دچار تغییر میشود و سپس الکترون انرژی دریافتی را در جهت معین می تاباند و به حالت قبل باز می گردد.
به دنیای کوانتومی وارد شوید تا شگفت زده شوید.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
👍1
#excited_state
▪در مکانیک کوانتومی حالت برانگیخته excited state سیستم (اتم، مولکول یاهسته) یعنی هر حالت کوانتومی که انرژی آن بیشتر از انرژی حالت پایه باشد.
طول عمر سیستم در حالت برانگیخته کوتاه است. بهطور لحظهای یا با ساطع کردن یک فوتون یا فونون سیستم انرژی اضافی خود را آزاد میکند و به حالتی با انرژی پایینتر یا حالت پایه برمیگردد.
اگر طول عمر این حالتهای برانگیخته زیاد باشد به آنها شبهپایدارمیگویند. ایزومرهای هستهای با طول عمر زیاد و همچنین حالت اکسیژن یگانه مثالهایی از این حالتهای شبهپایدار هستند.
مثال سادهای از مفهوم برانگیختگی را میتوان در اتم هیدروژن دید.
حالت پایه اتم هیدروژن مربوط به حالتی است که تنها الکترون آن در پایینترین اربیتال (که مربوط به تابع موج با تقارن کروی است و کوچکترین عدد کوانتومی ممکن را داراست) قرار دارد.
اگر به اتم انرژی اضافهای بدهیم (مثلاً با تاباندن فوتونی با انرژی خاص به اتم) الکترون میتواند به حالت برانگیخته یعنی حالتی که عدد کوانتومی آن بیشتر از عدد کوانتومی حالت "۱s" است برود.
اگر انرژی فوتون خیلی زیاد باشد الکترون از اتم جدا شده و اتم به یون تبدیل میشود.
بعد از برانگیختگی ممکن است اتم با ساطع کردن یک فوتون با همان انرژی اولیه به حالت قبلی برگردد.
اتم هیدروژن با الکتریسیته و حرارت هم برانگیخته میشود.
یک هسته ی برانگیخته همواره میتواند با گسیل تابش الکترومغناطیسی یا تبدیل داخلی به حالت کم انرژی تر وابپاشد.
در سادهترین حالت، که در آن هر دو تراز موردنظر، حالتهای تک پروتونی هستند، واپاشی مشتمل برگزار پروتون از حالت بالاتر به حالت پایین تر است.
این، مانستهٔ گذار یک الکترون برانگیخته در اتم از یک تراز بالاتر به یک تراز پایین تر میباشد، که با گسیل امواج الکترومغناطیسی، یا بیرون انداختن الکترون همراه است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
▪در مکانیک کوانتومی حالت برانگیخته excited state سیستم (اتم، مولکول یاهسته) یعنی هر حالت کوانتومی که انرژی آن بیشتر از انرژی حالت پایه باشد.
طول عمر سیستم در حالت برانگیخته کوتاه است. بهطور لحظهای یا با ساطع کردن یک فوتون یا فونون سیستم انرژی اضافی خود را آزاد میکند و به حالتی با انرژی پایینتر یا حالت پایه برمیگردد.
اگر طول عمر این حالتهای برانگیخته زیاد باشد به آنها شبهپایدارمیگویند. ایزومرهای هستهای با طول عمر زیاد و همچنین حالت اکسیژن یگانه مثالهایی از این حالتهای شبهپایدار هستند.
مثال سادهای از مفهوم برانگیختگی را میتوان در اتم هیدروژن دید.
حالت پایه اتم هیدروژن مربوط به حالتی است که تنها الکترون آن در پایینترین اربیتال (که مربوط به تابع موج با تقارن کروی است و کوچکترین عدد کوانتومی ممکن را داراست) قرار دارد.
اگر به اتم انرژی اضافهای بدهیم (مثلاً با تاباندن فوتونی با انرژی خاص به اتم) الکترون میتواند به حالت برانگیخته یعنی حالتی که عدد کوانتومی آن بیشتر از عدد کوانتومی حالت "۱s" است برود.
اگر انرژی فوتون خیلی زیاد باشد الکترون از اتم جدا شده و اتم به یون تبدیل میشود.
بعد از برانگیختگی ممکن است اتم با ساطع کردن یک فوتون با همان انرژی اولیه به حالت قبلی برگردد.
اتم هیدروژن با الکتریسیته و حرارت هم برانگیخته میشود.
یک هسته ی برانگیخته همواره میتواند با گسیل تابش الکترومغناطیسی یا تبدیل داخلی به حالت کم انرژی تر وابپاشد.
در سادهترین حالت، که در آن هر دو تراز موردنظر، حالتهای تک پروتونی هستند، واپاشی مشتمل برگزار پروتون از حالت بالاتر به حالت پایین تر است.
این، مانستهٔ گذار یک الکترون برانگیخته در اتم از یک تراز بالاتر به یک تراز پایین تر میباشد، که با گسیل امواج الکترومغناطیسی، یا بیرون انداختن الکترون همراه است.
ترازهای انرژی یک الکترون در یک اتم شامل حالت پایه (Ground state) و حالتهای برانگیخته (Excited states). الکترون در حالت پایه با دریافت انرژی میتواند به حالت برانگیخته جهش کند.#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
10 راز نامکشوف فیزیک
#بخش_سوم
#فروپاشی_تابع_موج
#پارت_سوم_و_پایانی
چگونه اندازهگیری باعث فروپاشی تابع موج میشود
▪دانشمندان به دنبال راههای اندازهگیری، بدون پرداخت این هزینه هستند. به عبارت دیگر، نگهداشتن برهم نهی سیستم یا اینکه سیستم بتواند در همهی حالت ها وجود داشته باشد. محققان نتایج خود را با استفاده از داستان مشهور گربه شرودینگر توضیح میدهند: گربهی شرودینگر در یک جعبه قرار دارد و دانشمندان نمیدانند که آیا گربه زنده است یا نه. یک دوربین به گونهای در بیرون جعبه کارگذاشته شده که میتواند از درون آن عکس بگیرد. عکس گرفته شده از گربه تار است و ما تنها میتوانیم بینیم که یک گربه وجود دارد، ولی در مورد زنده یا مرده بودن آن نمیتوانیم نظر بدهیم. همچنین فلش دوربین، برچسب کوانتومی نشاندهندهی حالت برهمنهی گربه را، از بین برده است. این عکس درواقع با سرنوشت گربه پیوند خورده است؛ به عبارت دیگر ما با استفاده از روشهای مشخص و با پردازش این عکس میتوانیم تصمیم بگیریم که برای گربه چه اتفاقی افتاده است.
عکس گرفته شده از گربه میتواند از جعبه بیرون آورده شود و داخل یک کامپیوتر یا یک اتاق تاریک پردازش شود. با توجه به روشی که برای پردازش تصویر استفاده میشود، ما میتوانیم زنده یا مرده بودن گربه را بفهمیم و یا با فهمیدن کاری که فلش دوربین با گربه کرده است برچسب کوانتومی آن را بازگردانیم. درواقع این انتخاب مشاهدهگر است که تعیین میکند ما چه چیزی دربارهی گربه بدانیم. ما یا میتوانیم تعیین کنیم گربه زنده است یا مرده؛ یا برچسب کوانتومی حذف شده در زمان گرفتن عکس را به آن برگردانیم؛ ولی نمیتوانیم هر دو کار را انجام دهیم.
از آنجا که گربه درون جعبه (سمت راست) در یک برهم نهی است، میتواند در حالتهای مختلف (مرده و / یا زنده) باشد و برچسب کوانتومی داشته باشد. عکس گرفتهشده از گربه با موقعیت داخل کادر درهم تنیده است. ما میتوانیم سرنوشت گربه را با پردازش عکس به شیوهای خاص (پایین سمت راست) بگیریم یا آن را با بازیابی برچسب کوانتومی و با استفاده از یک فرآیند متفاوت حفظ کنیم.
در این مقاله یک توصیف کلی برای اندازه گیری های کوانتومی از یک مشاهده پذیر مثل A و از یک ورودی دلخواه سیستم ارائه شده است و به این امر اشاره میکند که برهمکنش درهم تنیده، حالت سیستم را با تبدیلهمدوسی کوانتومی موضعی سیستم به همبستگی ناموضعی بین سیستم و دستگاه اندازه گیری مختل میکند.
نظریه ارائه شده در این مقاله نشان میدهد که چگونه انتقال اطلاعات شرح داده شده توسط تعامل سیستم-دستگاه اندازه گیری را میتوان با حداقل فرضیاتی در مورد ویژگیهای خود دستگاه اندازه گیری مشخص نمود. سپس این امکان وجود دارد که بین نقش برهمکنش های درهمتنیده و راهبردهای بازخوانی مختلف که فقط در دستگاه اندازه گیری تشخیص داده میشوند، تمایز قایل شد. در نتیجه میتوانیم نشان دهیم که در نتیجه حضور درهم تنیدگی، انتخاب واقعی حالت کوانتومی پس از اندازهگیری، به طور کامل مستقل از فیزیک سیستم است. از این مشاهدات نتیجه میگیریم که نقش درهمتنیدگی در اندازهگیری کوانتومی، جداسازی انتخاب حالتهای خروجی از فیزیک سیستم است.
این تنها یک قدم رو به جلو برای فهمیدن مکانیک کوانتومی است که امروزه استفادهی کامل از آن محدود به سیستمهای کاملا تخصصی مثلکامپیوترهای کوانتومی شده است. البته جنبههایی از آن در اندازه گیریهای دقیق و همچنین ارتباطات امن نیز میتواند به کار گرفته شود. هافمن اشاره میکند:
این بخش کلیدی این تحقیق است. من واقعا مشتاقم علت وجود این شگفتی کوانتومی را بفهمم. من روی اندازهگیری تمرکز کرده ام چون منشا این شگفتی است!
پارت اول
https://t.me/higgs_field/2268
و دوم
https://t.me/higgs_field/2269
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#بخش_سوم
#فروپاشی_تابع_موج
#پارت_سوم_و_پایانی
چگونه اندازهگیری باعث فروپاشی تابع موج میشود
▪دانشمندان به دنبال راههای اندازهگیری، بدون پرداخت این هزینه هستند. به عبارت دیگر، نگهداشتن برهم نهی سیستم یا اینکه سیستم بتواند در همهی حالت ها وجود داشته باشد. محققان نتایج خود را با استفاده از داستان مشهور گربه شرودینگر توضیح میدهند: گربهی شرودینگر در یک جعبه قرار دارد و دانشمندان نمیدانند که آیا گربه زنده است یا نه. یک دوربین به گونهای در بیرون جعبه کارگذاشته شده که میتواند از درون آن عکس بگیرد. عکس گرفته شده از گربه تار است و ما تنها میتوانیم بینیم که یک گربه وجود دارد، ولی در مورد زنده یا مرده بودن آن نمیتوانیم نظر بدهیم. همچنین فلش دوربین، برچسب کوانتومی نشاندهندهی حالت برهمنهی گربه را، از بین برده است. این عکس درواقع با سرنوشت گربه پیوند خورده است؛ به عبارت دیگر ما با استفاده از روشهای مشخص و با پردازش این عکس میتوانیم تصمیم بگیریم که برای گربه چه اتفاقی افتاده است.
عکس گرفته شده از گربه میتواند از جعبه بیرون آورده شود و داخل یک کامپیوتر یا یک اتاق تاریک پردازش شود. با توجه به روشی که برای پردازش تصویر استفاده میشود، ما میتوانیم زنده یا مرده بودن گربه را بفهمیم و یا با فهمیدن کاری که فلش دوربین با گربه کرده است برچسب کوانتومی آن را بازگردانیم. درواقع این انتخاب مشاهدهگر است که تعیین میکند ما چه چیزی دربارهی گربه بدانیم. ما یا میتوانیم تعیین کنیم گربه زنده است یا مرده؛ یا برچسب کوانتومی حذف شده در زمان گرفتن عکس را به آن برگردانیم؛ ولی نمیتوانیم هر دو کار را انجام دهیم.
از آنجا که گربه درون جعبه (سمت راست) در یک برهم نهی است، میتواند در حالتهای مختلف (مرده و / یا زنده) باشد و برچسب کوانتومی داشته باشد. عکس گرفتهشده از گربه با موقعیت داخل کادر درهم تنیده است. ما میتوانیم سرنوشت گربه را با پردازش عکس به شیوهای خاص (پایین سمت راست) بگیریم یا آن را با بازیابی برچسب کوانتومی و با استفاده از یک فرآیند متفاوت حفظ کنیم.
در این مقاله یک توصیف کلی برای اندازه گیری های کوانتومی از یک مشاهده پذیر مثل A و از یک ورودی دلخواه سیستم ارائه شده است و به این امر اشاره میکند که برهمکنش درهم تنیده، حالت سیستم را با تبدیلهمدوسی کوانتومی موضعی سیستم به همبستگی ناموضعی بین سیستم و دستگاه اندازه گیری مختل میکند.
نظریه ارائه شده در این مقاله نشان میدهد که چگونه انتقال اطلاعات شرح داده شده توسط تعامل سیستم-دستگاه اندازه گیری را میتوان با حداقل فرضیاتی در مورد ویژگیهای خود دستگاه اندازه گیری مشخص نمود. سپس این امکان وجود دارد که بین نقش برهمکنش های درهمتنیده و راهبردهای بازخوانی مختلف که فقط در دستگاه اندازه گیری تشخیص داده میشوند، تمایز قایل شد. در نتیجه میتوانیم نشان دهیم که در نتیجه حضور درهم تنیدگی، انتخاب واقعی حالت کوانتومی پس از اندازهگیری، به طور کامل مستقل از فیزیک سیستم است. از این مشاهدات نتیجه میگیریم که نقش درهمتنیدگی در اندازهگیری کوانتومی، جداسازی انتخاب حالتهای خروجی از فیزیک سیستم است.
این تنها یک قدم رو به جلو برای فهمیدن مکانیک کوانتومی است که امروزه استفادهی کامل از آن محدود به سیستمهای کاملا تخصصی مثلکامپیوترهای کوانتومی شده است. البته جنبههایی از آن در اندازه گیریهای دقیق و همچنین ارتباطات امن نیز میتواند به کار گرفته شود. هافمن اشاره میکند:
این بخش کلیدی این تحقیق است. من واقعا مشتاقم علت وجود این شگفتی کوانتومی را بفهمم. من روی اندازهگیری تمرکز کرده ام چون منشا این شگفتی است!
پارت اول
https://t.me/higgs_field/2268
و دوم
https://t.me/higgs_field/2269
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌اصل عدم قطعیت هایزنبرگ
#اصل_عدم_قطعیت تنها محدود به مکان و تکانه نیست بلکه همه مکمل های مزدوج را شامل می شود .
📌@higgs_field
〰
#اصل_عدم_قطعیت تنها محدود به مکان و تکانه نیست بلکه همه مکمل های مزدوج را شامل می شود .
📌@higgs_field
〰
لامپ رشته ای بر اساس قوانین فیزیک :
گذر جریان الکتریکی از رسانا باعث افزایش حرارت در رسانا میشود . جریان عبوری از یک رسانا متناسب با ولتاژ دو سر آن و مقاومت آن می باشد . فلز تنگستن دارای مقاومت و آستانه ذوب بالایی می باشد و به خوبی میتواند افزایش حرارت را تحمل کند . از سویی میدانید اجسام در هر دمایی که بالاتر از صفر درجه کلوین باشد از خود فوتون ساطع می کنند نحوه ساطع کردن فوتون را در قسمت توضیح الکترون گفتیم .
در حرارت هایی بالا فوتون های ساطع شده در محدوده نور مرئی قرار می گیرند یعنی در صورت افزایش درجه حرارت جسم میزان انرژس فوتون های ساطع شده آنقدر افزایش می یابد که در محدوده نور مرئی قرار میگیرد .
حرارت برای سوختن و اکسیده شدن فلز تنگستن کافی است اما لامپ رشته توسط حباب خلا ایجاد کرده است و فرآیند اکسیداسیون عقیم مانده است.
ماجرا خیلی ساده است :
ولتاژ و پتانسیل دو سر فلز تنگستن میل به افزایش جریان دارد و مقاومت فلز تنگستن مخالفت با افزایش جریان می کند نتیجه بالا رفتن درجه حرارت فلز تنگستن و رسیدن به آستانه تابش است. در نبود اکسیژن خبری از اکسیداسیون نیست. تنها تابش...
یک لامپ ۱۰۰ وات که با ولتاژ ۲۲۰ ولت شهری متناوب کار می کند.
https://t.me/higgs_field/2295
w = v^2 / R
220 ^2 / R = 100
R = 440 ohm
R =resistance
v =voltage
I = amperage
*V = R .I
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
گذر جریان الکتریکی از رسانا باعث افزایش حرارت در رسانا میشود . جریان عبوری از یک رسانا متناسب با ولتاژ دو سر آن و مقاومت آن می باشد . فلز تنگستن دارای مقاومت و آستانه ذوب بالایی می باشد و به خوبی میتواند افزایش حرارت را تحمل کند . از سویی میدانید اجسام در هر دمایی که بالاتر از صفر درجه کلوین باشد از خود فوتون ساطع می کنند نحوه ساطع کردن فوتون را در قسمت توضیح الکترون گفتیم .
در حرارت هایی بالا فوتون های ساطع شده در محدوده نور مرئی قرار می گیرند یعنی در صورت افزایش درجه حرارت جسم میزان انرژس فوتون های ساطع شده آنقدر افزایش می یابد که در محدوده نور مرئی قرار میگیرد .
حرارت برای سوختن و اکسیده شدن فلز تنگستن کافی است اما لامپ رشته توسط حباب خلا ایجاد کرده است و فرآیند اکسیداسیون عقیم مانده است.
ماجرا خیلی ساده است :
ولتاژ و پتانسیل دو سر فلز تنگستن میل به افزایش جریان دارد و مقاومت فلز تنگستن مخالفت با افزایش جریان می کند نتیجه بالا رفتن درجه حرارت فلز تنگستن و رسیدن به آستانه تابش است. در نبود اکسیژن خبری از اکسیداسیون نیست. تنها تابش...
یک لامپ ۱۰۰ وات که با ولتاژ ۲۲۰ ولت شهری متناوب کار می کند.
https://t.me/higgs_field/2295
w = v^2 / R
220 ^2 / R = 100
R = 440 ohm
R =resistance
v =voltage
I = amperage
*V = R .I
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقد و بررسی #نظریه ی #ریسمان
زبان کلیپ انگلیسی با زیرنویس پارسی
با توضیح پروفسور #لاورنس #کراوس
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
زبان کلیپ انگلیسی با زیرنویس پارسی
با توضیح پروفسور #لاورنس #کراوس
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
در دستگاه بینالمللی یکاها، واحد جریان الکتریکی، آمپر است. یک آمپر، برابر با گذر یک کولن بار الکتریکی در یک ثانیه از یک سطح است. جریان الکتریکی را با آمپرمتر اندازه میگیرند.
پارامتری که با عبور جریان مخالفت می کند مقاومت الکتریکی است که با واحد اُهم بیان میشود.
یک اهم به مقاومت میان دو نقطه از یک جسم (ماده) گفته میشود، وقتی که اختلاف پتانسیل ثابت یک ولت بین این دو نقطه برقرار باشد و این اختلاف پتانسیل، شدت جریانی برابر با یک آمپر ایجاد کند.
جریان الکتریکی سبب گرمایش مقاومتی میشود؛ که مثلاً به صورت نور (تابش الکترومغناطیسی) در لامپهای رشتهای پدیدار میشود. جریان الکتریکی همچنین میدان مغناطیسی تولید میکند که از آن در موتورهای القایی،ژنراتورها و موارد بسیار دیگر استفاده میشود. در جریان الکتریکی، ذراتی که بار الکتریکی را حمل میکنند، حامل بار نامیده میشوند. از آنجا که در فلزات، الکترونها با یک یا چند الکترون دیگر در هر اتم، پیوند ضعیفی دارند، میتوانند داخل فلز آزادانه حرکت کنند.
در یک مدار الکتریکی ساده، باتری به هر الکترونی که از خود عبور میدهد به اندازه اختلاف پتانسیل دو سر خود، انرژی میدهد. الکترونها در حرکتند اما اتمهای رسانا نوساناتی دارند و در برابر حرکت الکترونها، مقاومت میکنند و الکترونها مقداری از انرژی خود را از دست میدهند. این انرژی به صورت گرما هدر میرود.
*برای جریان الکتریکی دو استاندارد مخالف در نظر گرفته میشود که هر دو در جهت مخالف اند.
جهت قرار دادی جریان از پایانه مثبت باتری یا منبع الکتریکی خارج و به پایانه منفی وارد می شود.
اما در واقع جهت جریان الکترون ها مخالف جهت قرار دادی است .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
پارامتری که با عبور جریان مخالفت می کند مقاومت الکتریکی است که با واحد اُهم بیان میشود.
یک اهم به مقاومت میان دو نقطه از یک جسم (ماده) گفته میشود، وقتی که اختلاف پتانسیل ثابت یک ولت بین این دو نقطه برقرار باشد و این اختلاف پتانسیل، شدت جریانی برابر با یک آمپر ایجاد کند.
جریان الکتریکی سبب گرمایش مقاومتی میشود؛ که مثلاً به صورت نور (تابش الکترومغناطیسی) در لامپهای رشتهای پدیدار میشود. جریان الکتریکی همچنین میدان مغناطیسی تولید میکند که از آن در موتورهای القایی،ژنراتورها و موارد بسیار دیگر استفاده میشود. در جریان الکتریکی، ذراتی که بار الکتریکی را حمل میکنند، حامل بار نامیده میشوند. از آنجا که در فلزات، الکترونها با یک یا چند الکترون دیگر در هر اتم، پیوند ضعیفی دارند، میتوانند داخل فلز آزادانه حرکت کنند.
در یک مدار الکتریکی ساده، باتری به هر الکترونی که از خود عبور میدهد به اندازه اختلاف پتانسیل دو سر خود، انرژی میدهد. الکترونها در حرکتند اما اتمهای رسانا نوساناتی دارند و در برابر حرکت الکترونها، مقاومت میکنند و الکترونها مقداری از انرژی خود را از دست میدهند. این انرژی به صورت گرما هدر میرود.
*برای جریان الکتریکی دو استاندارد مخالف در نظر گرفته میشود که هر دو در جهت مخالف اند.
جهت قرار دادی جریان از پایانه مثبت باتری یا منبع الکتریکی خارج و به پایانه منفی وارد می شود.
اما در واقع جهت جریان الکترون ها مخالف جهت قرار دادی است .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
▪اولین تصویر هنری از سیاهچاله ایجاد شده ۱۹۷۹
▪دقیق ترین تصویر تا چند وقت اخیر(پارسال)
▪اولین تصویر واقعی از یک سیاهچاله
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
▪دقیق ترین تصویر تا چند وقت اخیر(پارسال)
▪اولین تصویر واقعی از یک سیاهچاله
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
قانون اول نیوتون:
"وقتی یکی در حال استراحته میخواد در حال استراحت بماند .
حالا گمشو"
به همین بهانه نگاهی به قانون اول تا سوم نیوتون نگاهی کنیم.
قانون اول: در یک دستگاه مرجع، جسمی که زیر اثر نیرویی نباشد، یا ساکن است، یا با سرعت ثابت در حرکت است و تا ابد این شرایط تغییر نخواهد کرد.
قانون دوم: شتاب یک جسم برابر است با مجموع نیروهای واردشده بر جسم تقسیم بر جرم آن. فرمولی که از این قانون برمیآید
f = m a
به معادله بنیادین مکانیک کلاسیک، معروف است.
قانون سوم: هر گاه جسمی به جسم دیگر نیرو وارد کند، جسم دوم نیرویی به همان اندازه و در جهت مخالف به جسم اول وارد میکند.
▪این قوانین نخستین بار در کتاب اصول ریاضی فلسفه طبیعی نیوتن در سال ۱۶۸۷ مطرح شدند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
"وقتی یکی در حال استراحته میخواد در حال استراحت بماند .
حالا گمشو"
به همین بهانه نگاهی به قانون اول تا سوم نیوتون نگاهی کنیم.
قانون اول: در یک دستگاه مرجع، جسمی که زیر اثر نیرویی نباشد، یا ساکن است، یا با سرعت ثابت در حرکت است و تا ابد این شرایط تغییر نخواهد کرد.
قانون دوم: شتاب یک جسم برابر است با مجموع نیروهای واردشده بر جسم تقسیم بر جرم آن. فرمولی که از این قانون برمیآید
f = m a
به معادله بنیادین مکانیک کلاسیک، معروف است.
قانون سوم: هر گاه جسمی به جسم دیگر نیرو وارد کند، جسم دوم نیرویی به همان اندازه و در جهت مخالف به جسم اول وارد میکند.
▪این قوانین نخستین بار در کتاب اصول ریاضی فلسفه طبیعی نیوتن در سال ۱۶۸۷ مطرح شدند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
نظریه زمین نادر:
ما تنها زندگی هوشمند در جهان هستیم
تئوری فیلتر بزرگ:
دیگر بیگانگان باهوش در حوادث انقراض جمعی مردند. حتی ممکن است نفر بعدی باشیم.
تئوری سکوت بزرگ:
سایر بیگانگان بسیار باهوش هستند و ما صرفاً وقت آنها را نمی خواهیم.
حیات زود هنگام:
زندگی برای اولین بار در زمین آغاز شد ، ما پیشرفته ترین موجودات هستیم.
نوع متفاوت زندگی:
آنها مانند ما از کربن نیستند.
در کهکشان دور:
بیگانگان خیلی دور از دسترس ما هستند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
ما تنها زندگی هوشمند در جهان هستیم
تئوری فیلتر بزرگ:
دیگر بیگانگان باهوش در حوادث انقراض جمعی مردند. حتی ممکن است نفر بعدی باشیم.
تئوری سکوت بزرگ:
سایر بیگانگان بسیار باهوش هستند و ما صرفاً وقت آنها را نمی خواهیم.
حیات زود هنگام:
زندگی برای اولین بار در زمین آغاز شد ، ما پیشرفته ترین موجودات هستیم.
نوع متفاوت زندگی:
آنها مانند ما از کربن نیستند.
در کهکشان دور:
بیگانگان خیلی دور از دسترس ما هستند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حسآمیزی یا synesthesia
آیا با دیدن گیف بالا صدایی نیز می شنوید؟
حسآمیزی یعنی اینکه تحریک یک حس، یک حس دیگر را هم برانگیخته کند. مثلا خیلیها با شنیدن یک قطعه موسیقی، رنگی برایش متصور میشوند یا اعداد را رنگی تصور میکنند!
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
آیا با دیدن گیف بالا صدایی نیز می شنوید؟
حسآمیزی یعنی اینکه تحریک یک حس، یک حس دیگر را هم برانگیخته کند. مثلا خیلیها با شنیدن یک قطعه موسیقی، رنگی برایش متصور میشوند یا اعداد را رنگی تصور میکنند!
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
👍1
#فوتون
▪ فرض کنید روی سطح شیب دار حرکت می کنید خط مستقیمی که از نقطه A به B وصل کردید مسیر شماست ، حركت شما يك حركت پيوسته خواهد بود ، همچنين افزایش یا کاهش پتانسيل گرانشي شما نسبت به سياره زمين نیز پیوسته تغییر می کند .
اما اگر بجای سطح شیب دار از پله بالا رويد حركت شما يك حركت ناپيوسته ( كوانتومي ) محسوب ميشود ، در واقع تغيير انرژي پتانسيل گرانشي شما نسبت به سياره زمين به صورت كوانتومي تغيير ميابد .
پیش از کوانتوم فیزیک ، در فيزيك كلاسيك بر اين باور بودند كه انرژي يا بهتر است بگوييم كه امواج الكترومغناطيسي كميتي پيوسته دارند .
ولي در فيزيك هستهاي متوجه شدند كه اين امواج كميت گسسته و كوانتومي دارند . كوانتوم به معني بسته ( کمترین مقدار مشخص از يك جنس ) است و علت آن اين است كه امواج الكترومغناطيسي كه توسط اتمها توليد ميشوند مربوط به ترازهاي انرژي ( لايه ها و زير لايه ها ) ميشوند .
يعني اتم نميتواند به صورت پيوسته انرژي دفع كنند و ميبايست تا حد نهايي توان ذخيره خود ، انرژي جمع كنند و يكجا آن را دفع كنند .
اينگونه شناخت از انرژي در نهايت سبب شد كه فيزيكدانان بر اين باور شوند كه حامل انرژي الكترومغناطيسي ذرهاي به نام فوتون است كه جرم ندارد و انرژي آن وابسته به فركانس و طول موج است كه از فرمول ساده E=hν بدست ميآيد ، يعني انرژي فوتون برابر است با ثابت پلانک ضرب در فركانس موج . يعني هر قدر فركانس موج افزايش يابد طول موج آن كوتاه تر و انرژي آن افزايش ميابد .
در مکانیک کوانتومی فوتون مستقل توصیف نمی شود بلکه برای توصیف فوتون نخست نیازمند توصیف میدان کوانتومی QUANTUM field theory هستیم سپس با این توصیف فوتون را کوانتای (بوزونی حامل مقدار کوانتیده ای از انرژی ) میدان الکترومغناطیسی توضیح میدهیم که رفتار آن با تابعی از احتمالات (تابع موج) توصیف میشود و در هنگام اندازه گیری یا مشاهده observation این تابع موج فرو می پاشد و رفتار ذره مانند به خود می گیرد از طرفی برای اندازه گیری یک پارتیکل نیاز به سنسوری ساخته شده از ماده داریم . فوتونی که سابقا در فضا-زمان (خلاء نسبی) گسیل یافته اکنون در مجاورت ماده قرار گرفته و با ابزاری متشکل از اتم ها ثبت و اندازه گیری میشود بخشی از رفتار ذره ای فوتون مربوط به تعامل الکترون یک اتم با فوتون بعنوان کوانتای میدان است . اما آزمایش های دو شکاف توماس یانگ و انتخاب تاخیر دار جان ویلر شگفتی دو چندان ایجاد می کنند .
#photon
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
▪ فرض کنید روی سطح شیب دار حرکت می کنید خط مستقیمی که از نقطه A به B وصل کردید مسیر شماست ، حركت شما يك حركت پيوسته خواهد بود ، همچنين افزایش یا کاهش پتانسيل گرانشي شما نسبت به سياره زمين نیز پیوسته تغییر می کند .
اما اگر بجای سطح شیب دار از پله بالا رويد حركت شما يك حركت ناپيوسته ( كوانتومي ) محسوب ميشود ، در واقع تغيير انرژي پتانسيل گرانشي شما نسبت به سياره زمين به صورت كوانتومي تغيير ميابد .
پیش از کوانتوم فیزیک ، در فيزيك كلاسيك بر اين باور بودند كه انرژي يا بهتر است بگوييم كه امواج الكترومغناطيسي كميتي پيوسته دارند .
ولي در فيزيك هستهاي متوجه شدند كه اين امواج كميت گسسته و كوانتومي دارند . كوانتوم به معني بسته ( کمترین مقدار مشخص از يك جنس ) است و علت آن اين است كه امواج الكترومغناطيسي كه توسط اتمها توليد ميشوند مربوط به ترازهاي انرژي ( لايه ها و زير لايه ها ) ميشوند .
يعني اتم نميتواند به صورت پيوسته انرژي دفع كنند و ميبايست تا حد نهايي توان ذخيره خود ، انرژي جمع كنند و يكجا آن را دفع كنند .
اينگونه شناخت از انرژي در نهايت سبب شد كه فيزيكدانان بر اين باور شوند كه حامل انرژي الكترومغناطيسي ذرهاي به نام فوتون است كه جرم ندارد و انرژي آن وابسته به فركانس و طول موج است كه از فرمول ساده E=hν بدست ميآيد ، يعني انرژي فوتون برابر است با ثابت پلانک ضرب در فركانس موج . يعني هر قدر فركانس موج افزايش يابد طول موج آن كوتاه تر و انرژي آن افزايش ميابد .
در مکانیک کوانتومی فوتون مستقل توصیف نمی شود بلکه برای توصیف فوتون نخست نیازمند توصیف میدان کوانتومی QUANTUM field theory هستیم سپس با این توصیف فوتون را کوانتای (بوزونی حامل مقدار کوانتیده ای از انرژی ) میدان الکترومغناطیسی توضیح میدهیم که رفتار آن با تابعی از احتمالات (تابع موج) توصیف میشود و در هنگام اندازه گیری یا مشاهده observation این تابع موج فرو می پاشد و رفتار ذره مانند به خود می گیرد از طرفی برای اندازه گیری یک پارتیکل نیاز به سنسوری ساخته شده از ماده داریم . فوتونی که سابقا در فضا-زمان (خلاء نسبی) گسیل یافته اکنون در مجاورت ماده قرار گرفته و با ابزاری متشکل از اتم ها ثبت و اندازه گیری میشود بخشی از رفتار ذره ای فوتون مربوط به تعامل الکترون یک اتم با فوتون بعنوان کوانتای میدان است . اما آزمایش های دو شکاف توماس یانگ و انتخاب تاخیر دار جان ویلر شگفتی دو چندان ایجاد می کنند .
#photon
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
بدن شما و ماده ای که مشاهده می کنید ، محیط مادی پیرامون ، فضا-زمان بعنوان خلاء نسبیتی ، در بنیادی ترین حالت از ذرات بنیادین ساخته شده است .ذراتی که حامل میزانی مشخص از انرژی اند. و با تابعی از احتمالات تعریف می شوند.
رفتار این ذرات دوگانه موج و ذره است. از طرفی انرژی محصور و متمرکز رفتار جرم گونه نشان می دهد . جرم را در کوانتوم مکانیک فراموش کنید همه چیز از انرژی ساخته شده حتی ماده نیز از انرژی متمرکز و محصور تشکیل شده است.
ما چه هستیم بجز دیتایی کد شده در مبنای طبیعت؟
انرژی در سیلان است یعنی مدام از نوعی به نوعی دیگر تبدیل میشود انرژی مکانیکی در لاستیک های ماشین تبدیل به اصطکاک میشود ، حتی فونون های صوت باعث لرزش اتم های یک کریستال می شوند و از همینرو با الکترون دچار برهمکنش می شوند . فوتون به جذب یک الکترون شده و اتم را وارد حالت برانگیختگی excited stateمی کند .
صوت و نور از فونون و فوتون حاصل شده اند . هر دو رفتار موجی دارند و هر دو توضیحی کوانتومی برای انعکاس دارند.
excited state
رفتار جرم گونه انرژی محصور
برهمکنش فوتون-الکترون
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
رفتار این ذرات دوگانه موج و ذره است. از طرفی انرژی محصور و متمرکز رفتار جرم گونه نشان می دهد . جرم را در کوانتوم مکانیک فراموش کنید همه چیز از انرژی ساخته شده حتی ماده نیز از انرژی متمرکز و محصور تشکیل شده است.
ما چه هستیم بجز دیتایی کد شده در مبنای طبیعت؟
انرژی در سیلان است یعنی مدام از نوعی به نوعی دیگر تبدیل میشود انرژی مکانیکی در لاستیک های ماشین تبدیل به اصطکاک میشود ، حتی فونون های صوت باعث لرزش اتم های یک کریستال می شوند و از همینرو با الکترون دچار برهمکنش می شوند . فوتون به جذب یک الکترون شده و اتم را وارد حالت برانگیختگی excited stateمی کند .
صوت و نور از فونون و فوتون حاصل شده اند . هر دو رفتار موجی دارند و هر دو توضیحی کوانتومی برای انعکاس دارند.
excited state
رفتار جرم گونه انرژی محصور
برهمکنش فوتون-الکترون
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
تونل زنی کوانتومی:
#quantum_tunneling
پدیده تونل زنی ، که هیچ معادلی در فیزیک کلاسیک ندارد ، از پیامدهای مهم مکانیک کوانتوم است. ذره ای را با انرژی E در ناحیه داخلی چاه پتانسیل یک بعدی V (x) در نظر بگیرید. (چاه پتانسیل پتانسیلی است که در منطقه خاصی از فضا نسبت به مناطق همسایه مقدار کمتری داشته باشد.) در مکانیک کلاسیک ، اگر E ᐸV (حداکثر ارتفاع سد پتانسیل) ، ذره برای همیشه در چاه باقی می ماند ؛ اگر E> V باشد ، ذره فرار می کند. در مکانیک کوانتوم ، اوضاع چندان ساده نیست. ذره حتی اگر انرژی E آن زیر ارتفاع مانع V باشد می تواند فرار کند ، اگرچه احتمال فرار کم است مگر اینکه E به V نزدیک باشد. در آن صورت ، ذره ممکن است از طریق سد پتانسیل عبور کند و با همان انرژی E خارج شود.
پدیده تونل زنی کاربردهای مهم بسیاری دارد. به عنوان مثال ، نوعی از فروپاشی رادیواکتیو را توصیف می کند که در آن هسته یک ذره آلفا (هسته هلیوم) منتشر می کند. طبق توضیحات کوانتومی که به طور مستقل توسط جورج گاموو و رونالد دبلیو گورنی و ادوارد کاندون در سال 1928 داده شد ، ذره آلفا قبل از زوال توسط یک پتانسیل محدود می شود. برای یک گونه هسته ای خاص ، اندازه گیری انرژی E ذره آلفای ساطع شده و متوسط عمر هسته قبل از پوسیدگی امکان پذیر است. طول عمر هسته اندازه گیری احتمال تونل زدن از طریق مانع است - هرچه طول عمر کوتاه تر باشد ، احتمال آن بیشتر است.
با پیش فرض های قابل قبول در مورد شکل کلی تابع پتانسیل ، می توان رابطه ای بین E را محاسبه کرد که برای همه انتشار دهنده های آلفا قابل استفاده است. این تئوری ، که با آزمایش اثبات شده است ، نشان می دهد که احتمال تونل زنی به مقدار E بسیار حساس است. برای همه انتشار دهنده های شناخته شده آلفا ذرات ، مقدار E از حدود 2 تا 8 مگا الکترون ولت یا MeV متفاوت است
(1 MeV = 10⁶ electron volts).
بنابراین ، مقدار E تنها با ضریب 4 تغییر می کند ، در حالی که دامنه از حدود 1011 سال به حدود
10 -⁶
ثانیه ، یک ضریب 1024 است. حساب کردن این حساسیت به مقدار E توسط هر تئوری دیگری غیر از تونل مکانیکی کوانتوم دشوار است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#quantum_tunneling
پدیده تونل زنی ، که هیچ معادلی در فیزیک کلاسیک ندارد ، از پیامدهای مهم مکانیک کوانتوم است. ذره ای را با انرژی E در ناحیه داخلی چاه پتانسیل یک بعدی V (x) در نظر بگیرید. (چاه پتانسیل پتانسیلی است که در منطقه خاصی از فضا نسبت به مناطق همسایه مقدار کمتری داشته باشد.) در مکانیک کلاسیک ، اگر E ᐸV (حداکثر ارتفاع سد پتانسیل) ، ذره برای همیشه در چاه باقی می ماند ؛ اگر E> V باشد ، ذره فرار می کند. در مکانیک کوانتوم ، اوضاع چندان ساده نیست. ذره حتی اگر انرژی E آن زیر ارتفاع مانع V باشد می تواند فرار کند ، اگرچه احتمال فرار کم است مگر اینکه E به V نزدیک باشد. در آن صورت ، ذره ممکن است از طریق سد پتانسیل عبور کند و با همان انرژی E خارج شود.
پدیده تونل زنی کاربردهای مهم بسیاری دارد. به عنوان مثال ، نوعی از فروپاشی رادیواکتیو را توصیف می کند که در آن هسته یک ذره آلفا (هسته هلیوم) منتشر می کند. طبق توضیحات کوانتومی که به طور مستقل توسط جورج گاموو و رونالد دبلیو گورنی و ادوارد کاندون در سال 1928 داده شد ، ذره آلفا قبل از زوال توسط یک پتانسیل محدود می شود. برای یک گونه هسته ای خاص ، اندازه گیری انرژی E ذره آلفای ساطع شده و متوسط عمر هسته قبل از پوسیدگی امکان پذیر است. طول عمر هسته اندازه گیری احتمال تونل زدن از طریق مانع است - هرچه طول عمر کوتاه تر باشد ، احتمال آن بیشتر است.
با پیش فرض های قابل قبول در مورد شکل کلی تابع پتانسیل ، می توان رابطه ای بین E را محاسبه کرد که برای همه انتشار دهنده های آلفا قابل استفاده است. این تئوری ، که با آزمایش اثبات شده است ، نشان می دهد که احتمال تونل زنی به مقدار E بسیار حساس است. برای همه انتشار دهنده های شناخته شده آلفا ذرات ، مقدار E از حدود 2 تا 8 مگا الکترون ولت یا MeV متفاوت است
(1 MeV = 10⁶ electron volts).
بنابراین ، مقدار E تنها با ضریب 4 تغییر می کند ، در حالی که دامنه از حدود 1011 سال به حدود
10 -⁶
ثانیه ، یک ضریب 1024 است. حساب کردن این حساسیت به مقدار E توسط هر تئوری دیگری غیر از تونل مکانیکی کوانتوم دشوار است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
#Quantum_Entanglement
enables particles to affect each other instantaneously across any distance.
entangled particles would remain connected even if they were on opposite sides of the universe.
درهمتنیدگی کوانتومی
ذرات را قادر می سازد تا در هر مسافتی بلافاصله (#آنی) روی یکدیگر تأثیر بگذارند.
ذرات درگیر حتی اگر در دو طرف جهان (به فاصله میلیارد ها سال نوری)قرار داشته باشند ، به هم متصل می شوند.(از لحاظ تئوری)
*در هم تنیدگی فقط خاص ذرات بنیادین نیست اتم ها و و حتی تجمعی از اتم ها و مولکول ها نیز میتوانند دچار درهم تنیدگی شوند.
*مطلبی می خوندم که ارتباط ذرات در هم تنیده چندان آنی هم نیست اما بارها بیشتر از سرعت نور هست این مطلب با اینکه در ژورنال معتبر چاپ شده بود اما حاصل نتیجه گیری یک مطالعات توسط یک دانشمند بود .علم اما ماهیت سیستمیک دارد نه فردی ! با این حال در هم تنیدگی با چه مکانیزمی توصیف می شود؟
پاسخ: نمیدانیم البته فعلا...
▪به دنیای کوانتومی خوش آمدید...
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
enables particles to affect each other instantaneously across any distance.
entangled particles would remain connected even if they were on opposite sides of the universe.
درهمتنیدگی کوانتومی
ذرات را قادر می سازد تا در هر مسافتی بلافاصله (#آنی) روی یکدیگر تأثیر بگذارند.
ذرات درگیر حتی اگر در دو طرف جهان (به فاصله میلیارد ها سال نوری)قرار داشته باشند ، به هم متصل می شوند.(از لحاظ تئوری)
*در هم تنیدگی فقط خاص ذرات بنیادین نیست اتم ها و و حتی تجمعی از اتم ها و مولکول ها نیز میتوانند دچار درهم تنیدگی شوند.
*مطلبی می خوندم که ارتباط ذرات در هم تنیده چندان آنی هم نیست اما بارها بیشتر از سرعت نور هست این مطلب با اینکه در ژورنال معتبر چاپ شده بود اما حاصل نتیجه گیری یک مطالعات توسط یک دانشمند بود .علم اما ماهیت سیستمیک دارد نه فردی ! با این حال در هم تنیدگی با چه مکانیزمی توصیف می شود؟
پاسخ: نمیدانیم البته فعلا...
▪به دنیای کوانتومی خوش آمدید...
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field