رسم #دیاگرام_فاینمن
در مراحل مقدماتی نیازی نیست که برای ترسیم دیاگرامهای فاینمن، فیزیک پیچیده ذرات بنیادی را بدانیم. هر یک از دیاگرامهای فاینمن از چند لایه معانی تشکیل شده است که در مراحل مقدماتی، درک معانی چند لایه اول کار چندان سختی محسوب نمیشود. برای ترسیم یک دیاگرام فاینمن نیازی نیست که معادلات عجیب و غریب ذرات بنیادی را بدانیم. کافی است چند قانون ساده و ابتدایی در مورد ترسیم این نمودارها را بدانیم تا بتوانیم نمودار مربوط به یک اندرکنش یا فرآیند فیزیکی را ترسیم کنیم و سپس برخی از معانی آن را تفسیر کنیم. در ادامه برای این منظور فعلاً نحوه ترسیم دیاگرامهای فاینمن مربوط به اندرکنشهای #الکترومغناطیسی را توضیح میدهیم.
a)
به طور کلی در یک دیاگرام فاینمن دو نوع خط داریم( در تصویر بخش a را مشاهده کنید).
▪ یکی خط راستی است که روی آن جهت را تعیین میکنیم و دیگری خط موجدار یا پرپیچ و خمی است که جهت ندارد (در الکترودینامیک جهت ندارند).
توجه: جهت خط دارای پیکان میتواند متغیر باشد.
خطوط جهتدار را تنها زمانی میتوانیم به یکدیگر متصل کنیم که یک خط موجدار در کنار آنها وجود داشته باشد. (یعنی الکترون مربوط با فوتون گسیل کند و تغییر کرده به راه خود ادامه دهد) شکل b
جهت خطوط جهتدار بسیار مهم است. در یک دیاگرام فاینمن باید دقیقاً یک خط جهتدار وارد رأس شود و دقیقاً یک خط جهتدار از آن خارج شود.
یک دیاگرام فاینمن باید از قسمتهای متصل به هم تشکیل شده باشد. یعنی یک خط حداقل باید به یک رأس متصل شده باشد. یعنی در دیاگرام فاینمن نباید قسمتهای جدا از هم وجود داشته باشد. شکل c
اکنون میتوانیم با استفاده از این سه قانون برخی از فرآیندهای فیزیکی مربوط به اندرکنشهای ضعیف در نظریه الکترودینامیک کوانتومی را ترسیم کنیم.
حال زمان آن رسیده است که این دیاگرامها را به لحاظ فیزیکی تفسیر کنیم. این تفاسیر در این مرحله اگرچه سطحی حساب میشوند؛ با این حال اطلاعات مهمی را در اختیار ما میگذارند.
هر یک از خطوط جهتدار در قانون اول به معنای یک ذره ماده (Matter particles) یا فرمیونها است. رأس موجود در قانون دوم نیز یک اندرکنش نامیده میشود.
هر یک از خطوط موجدار یا پرپیچ و خم نیز نشاندهنده یک ذره نیرو یا بوزون است. این ذرات حامل اندرکنش یا نیروی ما هستند. به عبارت دیگر در الکترودینامیک کوانتومی حامل اندرکنش الکترومغناطیسی ما، یک فوتون است.
▪یعنی برای اینکه دو ذره باردار با یکدیگر اندرکنش انجام دهند شکل d (یکدیگر را جذب یا دفع کنند) لازم است که در میان آنها فوتون تبادل شود. خطوط جهتداری که جهت آنها از چپ به راست است ذره هستند و در مقابل خطوط جهتداری که جهت آنها از راست به چپ است، پادذره تفسیر میشوند. آشکار است که این جهتگیری و تفسیر مربوط به آن به جهت زمان در نمودار فاینمن بستگی دارد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
در مراحل مقدماتی نیازی نیست که برای ترسیم دیاگرامهای فاینمن، فیزیک پیچیده ذرات بنیادی را بدانیم. هر یک از دیاگرامهای فاینمن از چند لایه معانی تشکیل شده است که در مراحل مقدماتی، درک معانی چند لایه اول کار چندان سختی محسوب نمیشود. برای ترسیم یک دیاگرام فاینمن نیازی نیست که معادلات عجیب و غریب ذرات بنیادی را بدانیم. کافی است چند قانون ساده و ابتدایی در مورد ترسیم این نمودارها را بدانیم تا بتوانیم نمودار مربوط به یک اندرکنش یا فرآیند فیزیکی را ترسیم کنیم و سپس برخی از معانی آن را تفسیر کنیم. در ادامه برای این منظور فعلاً نحوه ترسیم دیاگرامهای فاینمن مربوط به اندرکنشهای #الکترومغناطیسی را توضیح میدهیم.
a)
به طور کلی در یک دیاگرام فاینمن دو نوع خط داریم( در تصویر بخش a را مشاهده کنید).
▪ یکی خط راستی است که روی آن جهت را تعیین میکنیم و دیگری خط موجدار یا پرپیچ و خمی است که جهت ندارد (در الکترودینامیک جهت ندارند).
توجه: جهت خط دارای پیکان میتواند متغیر باشد.
خطوط جهتدار را تنها زمانی میتوانیم به یکدیگر متصل کنیم که یک خط موجدار در کنار آنها وجود داشته باشد. (یعنی الکترون مربوط با فوتون گسیل کند و تغییر کرده به راه خود ادامه دهد) شکل b
جهت خطوط جهتدار بسیار مهم است. در یک دیاگرام فاینمن باید دقیقاً یک خط جهتدار وارد رأس شود و دقیقاً یک خط جهتدار از آن خارج شود.
یک دیاگرام فاینمن باید از قسمتهای متصل به هم تشکیل شده باشد. یعنی یک خط حداقل باید به یک رأس متصل شده باشد. یعنی در دیاگرام فاینمن نباید قسمتهای جدا از هم وجود داشته باشد. شکل c
اکنون میتوانیم با استفاده از این سه قانون برخی از فرآیندهای فیزیکی مربوط به اندرکنشهای ضعیف در نظریه الکترودینامیک کوانتومی را ترسیم کنیم.
حال زمان آن رسیده است که این دیاگرامها را به لحاظ فیزیکی تفسیر کنیم. این تفاسیر در این مرحله اگرچه سطحی حساب میشوند؛ با این حال اطلاعات مهمی را در اختیار ما میگذارند.
هر یک از خطوط جهتدار در قانون اول به معنای یک ذره ماده (Matter particles) یا فرمیونها است. رأس موجود در قانون دوم نیز یک اندرکنش نامیده میشود.
هر یک از خطوط موجدار یا پرپیچ و خم نیز نشاندهنده یک ذره نیرو یا بوزون است. این ذرات حامل اندرکنش یا نیروی ما هستند. به عبارت دیگر در الکترودینامیک کوانتومی حامل اندرکنش الکترومغناطیسی ما، یک فوتون است.
▪یعنی برای اینکه دو ذره باردار با یکدیگر اندرکنش انجام دهند شکل d (یکدیگر را جذب یا دفع کنند) لازم است که در میان آنها فوتون تبادل شود. خطوط جهتداری که جهت آنها از چپ به راست است ذره هستند و در مقابل خطوط جهتداری که جهت آنها از راست به چپ است، پادذره تفسیر میشوند. آشکار است که این جهتگیری و تفسیر مربوط به آن به جهت زمان در نمودار فاینمن بستگی دارد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
👍1
#دیاگرام_فاینمن
تفسیر این نمودارها از چپ به راست به صورت زیر است:
نمودار اول: یک الکترون یک فوتون را گسیل میکند و به راه خود ادامه میدهد.
نمودار دوم: یک پوزیترون یک فوتون را جذب میکند و به راه خود ادامه میدهد.
نمودار سوم: یک الکترون و یک پوزیترون نابود میشوند و یک فوتون ایجاد میکنند.
نمودار چهارم: یک فوتون به صورت خودبخودی یک جفت الکترون-پوزیترون تولید میکند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
تفسیر این نمودارها از چپ به راست به صورت زیر است:
نمودار اول: یک الکترون یک فوتون را گسیل میکند و به راه خود ادامه میدهد.
نمودار دوم: یک پوزیترون یک فوتون را جذب میکند و به راه خود ادامه میدهد.
نمودار سوم: یک الکترون و یک پوزیترون نابود میشوند و یک فوتون ایجاد میکنند.
نمودار چهارم: یک فوتون به صورت خودبخودی یک جفت الکترون-پوزیترون تولید میکند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#دیاگرام_فاینمن از چپ - به - راست خوانده می شود.
فلش قرمز: (از چپ به راست)
الکترون ، فوتون جذب میکند به راه خود ادامه میدهد سپس فوتون گسیل می کند و دوباره به راه خود ادامه میدهد.
روایت هر سه تفسیر بخش قرمز چنین است تنها تفاوت به جهت ادامه حرکت الکترون مربوط است.
فلش آبی:
یک پوزیترون و یک الکترون فوتون تبادل می کنند بی آنکه یکدیگر را لمس کنند و به راه خود ادامه می دهند.
فلش سیاه: نابودی annihilation
یک پوزیترون و الکترون به یکدیگر برخورد کرده و نابود می شوند و انرژی را به شکل فوتون گسیل میدارند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
فلش قرمز: (از چپ به راست)
الکترون ، فوتون جذب میکند به راه خود ادامه میدهد سپس فوتون گسیل می کند و دوباره به راه خود ادامه میدهد.
روایت هر سه تفسیر بخش قرمز چنین است تنها تفاوت به جهت ادامه حرکت الکترون مربوط است.
فلش آبی:
یک پوزیترون و یک الکترون فوتون تبادل می کنند بی آنکه یکدیگر را لمس کنند و به راه خود ادامه می دهند.
فلش سیاه: نابودی annihilation
یک پوزیترون و الکترون به یکدیگر برخورد کرده و نابود می شوند و انرژی را به شکل فوتون گسیل میدارند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
خاستگاه فلسفه ، ایران یا یونان
در حمله سپاه خلیفه به پرشیا بنابر قول مشهور خلیفه #عمر_خطاب ، حسبنا کتاب الله ، باعث شد نَسَکخانه #گندی_شاپور به آتش کشیده شود ، گزارش های تاریخی وجود دارد که کتاب های کفرآمیز در ایران و مصر ماه ها بعنوان هیزم استفاده می شدند و می سوختند ، تنها کتابخانه گندی شاپور نیست در اسکندریه نیز کتابخانه ای بزرگ و غنی وجود داشت که در سنه ۶۴۲ میلادی #عمرو_پسر_عاص این کتابخانه به آتش کشید. البته منابع عربی تخریب این کتابخانه را دستور مستقیم خلیفه عمر خطاب میدانند .
#ابن_عبری، که در قرن سیزدهم میزیست، از قول #عمر و به نقل از #یحیی_النحوی گفته:
اگر آن کتابها با قرآن همخوانی داشته باشند، ما به آنها نیازی نداریم و اگر اینها با قرآن مخالف هستند، باید آنها را نابود کنید.
گندی شاپور شهری در شمال خوزستان و نزدیکی دزفول است که زمانی بعلت #امنیت ی که تمدن ایرانشهری ارمغان آورده بود مرکز علوم! مختلف از جمله پزشکی و فلسفه بود تاسیس این شهر به شاپور منتسب است .
سخن درازا نرود ، چکیده اینکه در پایان امپراتوری ساسانیان بعللی که از آن جمله ، حضور و دخالت روحانیون در قدرت ، سر به سر چرخیدن مداوم #تاج_شاهی و بی خبری از حال مردم و مهمتر از همه ، شیوع بیماری های عفونی (سه بیماری اپیدمیک طی پنج سال) ایرانیان شکست خوردند و دورانی شروع شد که در آن بزرگان و دانشمندان بقتل می رسیدند ، کتاب های پارسی و لاتین در آتش سوختند و برای دویست سال حتی گفتگو با زبان پارسی جرم انگاشته می شد.
تمام آنچه از تاریخ باستان ایران میدانیم مدیون گزارش غربی ها (هرودوت و گزنفون و دیگر تاریخی نویسان ) و تلاش های آکادمیک هستیم.
گویا فردوسی کتابی در دست داشته بنام #خدای_نامگ که سرگذشت خدایان(شاهان) ایرانی از پیشدادیان تا آخرین پادشاه ساسانی در آن وجود داشته است اما امروز این کتاب به سرنوشت کتاب های دیگر پارسی دچار شده است.
شهر ایونیا JONIA به نوعی خواستگاه فلسفه است ، قبلتر از ارسطو و استادش افلاتون در اِفِسوس تقریبا در زمان ۵۴۴ تا ۵۴۱ پسر ارشد خاندان پادشاهی چشم به جهان گشود .
هراکلیت از اولین فیلسوفان است که مسئله وجود #اضداد و جریان #شدن را بیان کرد و هگل در سال ۱۸۰۱ به مقام استادی رسید #دیالکتیک خود را بر اساس فلسفه هراکلیت استوار کرد.
هراکلیتوس پایداری و ثبات در عنصرهای جهان را رد میکرد و معتقد بود همه چیز در جهان در سیلان است؛ تا آنجا که وی گفتهاست: «هیچکس نمیتواند در یک رودخانه دوبار گام بنهد».
با وجود تغییر و سیلانی که از نظر هراکلیتوس در تمامیِ چیزهایِ جهان وجود دارد، وی #لوگوس را تنها چیزِ ثابت و ایستای جهان میدانست. پژوهشگران لوگوسِ مورد اشارهٔ هراکلیتوس را «قانونِ حاکم بر جهان» میدانند. قانونی که تضاد، نمودِ اصلیِ آن است. ستیز و کشاکش میانِ اضداد، از نظر هراکلیتوس یگانه واقعیت و عدالتِ جهانی بود.
وی را به دلیلِ نظری که در موردِ ستیز اضداد داشت، پایهگذار #دیالکتیک میدانند.
در تصویر ضمیمه اگر دقت کنید ایونیا در کنار لیدیه همسایه امپراتوری پرشیا بوده و به همین فرنود برخی اندیشمندان فلسفه هراکلیت را تاثیر پذیرفته از پارسیان می دانند . آموزه های باستانی زرتشت را اگر از دیدگاه فلسفه و فلسفه اخلاق بررسی کنید متوجه می شوید با اینکه امروزه منابع چندانی باقی نمانده اند اما نشانه هایی از شکوفایی در سالهای دور را در خود دارد .
بطوری که نقل قولی از نیچه وجود دارد که می گوید :
"شاعرین و داهای هندو حتی لیاقت بستن بند های کفش زرتشت را ندارند"(نیازمند منبع)
(زرتشت نه بعنوان دین بلکه بعنوان نوک کوه یخی از فلسفه(خرَد-دوستی) ایرانی که در آتش سوخت)
از همین رو توجه ویژهای که هراکلیتوس به آتش داشت، احتمالِ تأثیرپذیریِ هراکلیتوس از ایرانیان یا زرتشتیانِ ایرانی را تقویت میکند.
این نکته نیز قابل توجه است که قدیمیترین متنِ یونانی که در آن به مغها (مگوس ها) اشاره میکند از آنِ هراکلیتوس است.
آنجا که میگوید:
«شبروان، مغها، پریستارانِ باکوس، و کاهنههای لنا، بهشکلی کفرآمیز شعایر را انجام میدهند.»
#کارل_پوپر در خوانشِ خود از فلسفهٔ هراکلیتوس در چند مورد، به احتمال تأثیرپذیریِ هراکلیتوس از #ایرانیان اشاره کردهاست.
#ویل_دورانت حتی معتقد است که «لوگوسِ» هراکلیتوس همان «سپنت مینو» ای است که در یسنا از آن یاد شدهاست؛ و در اصل معنایِ آن خردِ خداوندی بودهاست.
پژوهشگرانِ دیگری لوگوس را «اهونهوئیریه» یا «وهومنه» میدانند.
#داریوش_درویشی بر خلاف دیگران «اشه» را دارایِ نزدیکترین شباهت با لوگوسِ هراکلیتوس میداند؛ چراکه اشه نمادی از سامانِ جهانی، قانون ایزدی و نظم اخلاقی است. وی با توجه به اینکه نمایندهٔ اینجهانیِ اشه، آتش میباشد؛ اشه را با لوگوس برابر میگیرد، و آتشِ هراکلیتوس را نیز متأثر از آن میداند.
@higgs_field
در حمله سپاه خلیفه به پرشیا بنابر قول مشهور خلیفه #عمر_خطاب ، حسبنا کتاب الله ، باعث شد نَسَکخانه #گندی_شاپور به آتش کشیده شود ، گزارش های تاریخی وجود دارد که کتاب های کفرآمیز در ایران و مصر ماه ها بعنوان هیزم استفاده می شدند و می سوختند ، تنها کتابخانه گندی شاپور نیست در اسکندریه نیز کتابخانه ای بزرگ و غنی وجود داشت که در سنه ۶۴۲ میلادی #عمرو_پسر_عاص این کتابخانه به آتش کشید. البته منابع عربی تخریب این کتابخانه را دستور مستقیم خلیفه عمر خطاب میدانند .
#ابن_عبری، که در قرن سیزدهم میزیست، از قول #عمر و به نقل از #یحیی_النحوی گفته:
اگر آن کتابها با قرآن همخوانی داشته باشند، ما به آنها نیازی نداریم و اگر اینها با قرآن مخالف هستند، باید آنها را نابود کنید.
گندی شاپور شهری در شمال خوزستان و نزدیکی دزفول است که زمانی بعلت #امنیت ی که تمدن ایرانشهری ارمغان آورده بود مرکز علوم! مختلف از جمله پزشکی و فلسفه بود تاسیس این شهر به شاپور منتسب است .
سخن درازا نرود ، چکیده اینکه در پایان امپراتوری ساسانیان بعللی که از آن جمله ، حضور و دخالت روحانیون در قدرت ، سر به سر چرخیدن مداوم #تاج_شاهی و بی خبری از حال مردم و مهمتر از همه ، شیوع بیماری های عفونی (سه بیماری اپیدمیک طی پنج سال) ایرانیان شکست خوردند و دورانی شروع شد که در آن بزرگان و دانشمندان بقتل می رسیدند ، کتاب های پارسی و لاتین در آتش سوختند و برای دویست سال حتی گفتگو با زبان پارسی جرم انگاشته می شد.
تمام آنچه از تاریخ باستان ایران میدانیم مدیون گزارش غربی ها (هرودوت و گزنفون و دیگر تاریخی نویسان ) و تلاش های آکادمیک هستیم.
گویا فردوسی کتابی در دست داشته بنام #خدای_نامگ که سرگذشت خدایان(شاهان) ایرانی از پیشدادیان تا آخرین پادشاه ساسانی در آن وجود داشته است اما امروز این کتاب به سرنوشت کتاب های دیگر پارسی دچار شده است.
شهر ایونیا JONIA به نوعی خواستگاه فلسفه است ، قبلتر از ارسطو و استادش افلاتون در اِفِسوس تقریبا در زمان ۵۴۴ تا ۵۴۱ پسر ارشد خاندان پادشاهی چشم به جهان گشود .
هراکلیت از اولین فیلسوفان است که مسئله وجود #اضداد و جریان #شدن را بیان کرد و هگل در سال ۱۸۰۱ به مقام استادی رسید #دیالکتیک خود را بر اساس فلسفه هراکلیت استوار کرد.
هراکلیتوس پایداری و ثبات در عنصرهای جهان را رد میکرد و معتقد بود همه چیز در جهان در سیلان است؛ تا آنجا که وی گفتهاست: «هیچکس نمیتواند در یک رودخانه دوبار گام بنهد».
با وجود تغییر و سیلانی که از نظر هراکلیتوس در تمامیِ چیزهایِ جهان وجود دارد، وی #لوگوس را تنها چیزِ ثابت و ایستای جهان میدانست. پژوهشگران لوگوسِ مورد اشارهٔ هراکلیتوس را «قانونِ حاکم بر جهان» میدانند. قانونی که تضاد، نمودِ اصلیِ آن است. ستیز و کشاکش میانِ اضداد، از نظر هراکلیتوس یگانه واقعیت و عدالتِ جهانی بود.
وی را به دلیلِ نظری که در موردِ ستیز اضداد داشت، پایهگذار #دیالکتیک میدانند.
در تصویر ضمیمه اگر دقت کنید ایونیا در کنار لیدیه همسایه امپراتوری پرشیا بوده و به همین فرنود برخی اندیشمندان فلسفه هراکلیت را تاثیر پذیرفته از پارسیان می دانند . آموزه های باستانی زرتشت را اگر از دیدگاه فلسفه و فلسفه اخلاق بررسی کنید متوجه می شوید با اینکه امروزه منابع چندانی باقی نمانده اند اما نشانه هایی از شکوفایی در سالهای دور را در خود دارد .
بطوری که نقل قولی از نیچه وجود دارد که می گوید :
"شاعرین و داهای هندو حتی لیاقت بستن بند های کفش زرتشت را ندارند"(نیازمند منبع)
(زرتشت نه بعنوان دین بلکه بعنوان نوک کوه یخی از فلسفه(خرَد-دوستی) ایرانی که در آتش سوخت)
از همین رو توجه ویژهای که هراکلیتوس به آتش داشت، احتمالِ تأثیرپذیریِ هراکلیتوس از ایرانیان یا زرتشتیانِ ایرانی را تقویت میکند.
این نکته نیز قابل توجه است که قدیمیترین متنِ یونانی که در آن به مغها (مگوس ها) اشاره میکند از آنِ هراکلیتوس است.
آنجا که میگوید:
«شبروان، مغها، پریستارانِ باکوس، و کاهنههای لنا، بهشکلی کفرآمیز شعایر را انجام میدهند.»
#کارل_پوپر در خوانشِ خود از فلسفهٔ هراکلیتوس در چند مورد، به احتمال تأثیرپذیریِ هراکلیتوس از #ایرانیان اشاره کردهاست.
#ویل_دورانت حتی معتقد است که «لوگوسِ» هراکلیتوس همان «سپنت مینو» ای است که در یسنا از آن یاد شدهاست؛ و در اصل معنایِ آن خردِ خداوندی بودهاست.
پژوهشگرانِ دیگری لوگوس را «اهونهوئیریه» یا «وهومنه» میدانند.
#داریوش_درویشی بر خلاف دیگران «اشه» را دارایِ نزدیکترین شباهت با لوگوسِ هراکلیتوس میداند؛ چراکه اشه نمادی از سامانِ جهانی، قانون ایزدی و نظم اخلاقی است. وی با توجه به اینکه نمایندهٔ اینجهانیِ اشه، آتش میباشد؛ اشه را با لوگوس برابر میگیرد، و آتشِ هراکلیتوس را نیز متأثر از آن میداند.
@higgs_field
👍1
فهرست فیلسوفان یونان باستان به ترتیب تاریخ زایش
دینون / ایونیه
تالس / میلتوس (ترکیه امروزی)
آناکسیماندروس /میلتوس
آناکسیمنس /میلتوس
فیثاغورس / تبیین گر استقرا ، ساموس
پارمنیدس /الئا
امپدوکلس / آکراگاس ، سیسیل
آناکساگوراس /کلازومن (ترکیه امروزی)
گرگیاس / لئونتینی ، سیسیل
#هراکلیتوس / افِسوس ، ایونیا
هیپیاس / الیس یونان
پروتاگوراس / سیسیل
آریستوفان /آئگینا
کسنوفانس /کلوفون
زنون الئایی / الئا
دموکریتوس / ابدرا (تراکیای غربی)
آناکسیماندروس
سقراط / آتن
افلاطون / شاگرد سقراط و استاد ارسطو ، آتن
ديوگنس لائرتيوس (ديوجانوس، دیوژن)/ لائرت
ارسطو / آتن
اپیکور / ساموس ،آتن
همانطور که می بینید اولین فیلسوفان یونان در نزدیکی امپراتوری ایران زاده شدند . اما در کارنامه ایرانیان نکات منفی نیز است برای مثال در سال ۴۹۴ پیش از میلاد شهر میلتوس توسط ارتش ایران ویران شد و فیلسوفان از میلتوس مهاجرت کرده و شهری نو بنیاد کردند بنام الئا که مکتب الئایی در این شهر متولد شد .
بهر حال تاریخ را قضاوت نمی کنیم .
هدف نوشتار بالا این نیست چیزی را مقدس کنیم و بر طبل آریایی گرایی بکوبیم و نشر #نژاد_پرستی بدهیم . هدف تبیین پیدایش و گسترش #خرد_دوستی (فلسفه) و ربط و ارتباط آن با ایرانیان است .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
دینون / ایونیه
تالس / میلتوس (ترکیه امروزی)
آناکسیماندروس /میلتوس
آناکسیمنس /میلتوس
فیثاغورس / تبیین گر استقرا ، ساموس
پارمنیدس /الئا
امپدوکلس / آکراگاس ، سیسیل
آناکساگوراس /کلازومن (ترکیه امروزی)
گرگیاس / لئونتینی ، سیسیل
#هراکلیتوس / افِسوس ، ایونیا
هیپیاس / الیس یونان
پروتاگوراس / سیسیل
آریستوفان /آئگینا
کسنوفانس /کلوفون
زنون الئایی / الئا
دموکریتوس / ابدرا (تراکیای غربی)
آناکسیماندروس
سقراط / آتن
افلاطون / شاگرد سقراط و استاد ارسطو ، آتن
ديوگنس لائرتيوس (ديوجانوس، دیوژن)/ لائرت
ارسطو / آتن
اپیکور / ساموس ،آتن
همانطور که می بینید اولین فیلسوفان یونان در نزدیکی امپراتوری ایران زاده شدند . اما در کارنامه ایرانیان نکات منفی نیز است برای مثال در سال ۴۹۴ پیش از میلاد شهر میلتوس توسط ارتش ایران ویران شد و فیلسوفان از میلتوس مهاجرت کرده و شهری نو بنیاد کردند بنام الئا که مکتب الئایی در این شهر متولد شد .
بهر حال تاریخ را قضاوت نمی کنیم .
هدف نوشتار بالا این نیست چیزی را مقدس کنیم و بر طبل آریایی گرایی بکوبیم و نشر #نژاد_پرستی بدهیم . هدف تبیین پیدایش و گسترش #خرد_دوستی (فلسفه) و ربط و ارتباط آن با ایرانیان است .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
رخداد های طبیعی در بسیاری از مقیاس ها رخ میدهند و رخداد ها در مقیاس زیر اتمی چندان تغییری در کارکرد مقیاس های بزرگ ندارند ، همین امر به آزمون کشاندن تئوری گرانش کوانتومی و تئوری ریسمان را دشوار می کند . اما پندام کیهانی این امکان را میدهد تا جزئیات زیر اتمی را در مقیاس بزرگ ابرخوشه های کیهانی در اخترفیزیک بررسی کنیم .
*تمام آنچه که حتی قدرت تصور آن را داریم درین تصویر آمده است (کل تصورات ذهنی ما از عالم در بازه مقیاسی 10 به توان منفی 35 تا 10 به توان 26 خلاصه میشود)
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
*تمام آنچه که حتی قدرت تصور آن را داریم درین تصویر آمده است (کل تصورات ذهنی ما از عالم در بازه مقیاسی 10 به توان منفی 35 تا 10 به توان 26 خلاصه میشود)
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
هوشمندی ما مدیون تعامل و ارتباط نورون ها از طریق سیگنال های شیمیایی و الکتریکی است و در بهترین حالت ما ربات بیولوژیکی هستیم که از عناصر ابتدایی موجود در عالم ساخته شده ایم .
انسانی با وزن 70 کیلوگرم دربردارنده 7 میلیارد میلیارد میلیارد اتم میباشد، که این رقم برابر است با عدد 7 با 27 صفر در مقابلش!
بدن انسان از انواع مختلفی از اتم ها تشکیل شده است که از این اتمها، سه نوع سهم بیشتری را دارند. 99 درصد اتم های تشکیل دهنده بدن انسان را میتوان در مقادیر زیر تقسیم بندی کرد:
65% هیدروژن، 24% اکسیژن و 10% کربن. یک درصد باقیمانده شامل عناصر کم مقدار مانند زیرکونیوم، رادیوم، بور، مس و سرب میباشد.
بجز هیدروژن که ۳۸۰ هزار سال پس از مهبانگ با سرد شدن عالم بعنوان اولین اتم شکل یافت مابقی اتم های بدن شما میلیارد ها سال قبل یا در قلب داغ و چگال ستارگان یا انفجار ابرنواختری تشکیل شدند. ما فرزندان ستارگان و کیهان هستیم .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
انسانی با وزن 70 کیلوگرم دربردارنده 7 میلیارد میلیارد میلیارد اتم میباشد، که این رقم برابر است با عدد 7 با 27 صفر در مقابلش!
بدن انسان از انواع مختلفی از اتم ها تشکیل شده است که از این اتمها، سه نوع سهم بیشتری را دارند. 99 درصد اتم های تشکیل دهنده بدن انسان را میتوان در مقادیر زیر تقسیم بندی کرد:
65% هیدروژن، 24% اکسیژن و 10% کربن. یک درصد باقیمانده شامل عناصر کم مقدار مانند زیرکونیوم، رادیوم، بور، مس و سرب میباشد.
بجز هیدروژن که ۳۸۰ هزار سال پس از مهبانگ با سرد شدن عالم بعنوان اولین اتم شکل یافت مابقی اتم های بدن شما میلیارد ها سال قبل یا در قلب داغ و چگال ستارگان یا انفجار ابرنواختری تشکیل شدند. ما فرزندان ستارگان و کیهان هستیم .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
اینطور نیست که من خیلی باهوشم. مسئله اینه که من بیشتر با مشکلات زندگی میکنم .
آلبرت انیشتین
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
آلبرت انیشتین
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
در فیزیک هسته ای و کوانتوم فیزیک ، #برهمکنش_ضعیف ، که اغلب به آن نیروی ضعیف یا نیروی هسته ای ضعیف نیز گفته می شود ، مکانیسم تعامل بین ذرات زیر اتمی است که مسئول فروپاشی رادیواکتیو اتم ها است. فعل و انفعالات ضعیف که در شکافت هسته ای شرکت می کند ، نظریه ایست که رفتار و تأثیرات آن را توصیف می کند ،که (Quantum Flavour Dynamic) نامیده می شود. با این حال ، اصطلاح QFD به ندرت استفاده می شود ، زیرا نیروی ضعیف توسط تئوری الکتریک ضعف بهتر درک می شود.
فروپاشی بتا رادیواکتیو به دلیل اثر متقابل ضعیف است که یک نوترون را به پروتون ، الکترون و آنتی نوترینو الکترون تبدیل می کند.
دامنه موثر نیروی ضعیف محدود به فواصل زیر اتمی است و از قطر یک پروتون کمتر است. این یکی از چهار فعل و انفعالات اساسی مربوط به نیرو در طبیعت است ، در کنار برهمکنش قوی ، الکترومغناطیس و گرانش.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
فروپاشی بتا رادیواکتیو به دلیل اثر متقابل ضعیف است که یک نوترون را به پروتون ، الکترون و آنتی نوترینو الکترون تبدیل می کند.
دامنه موثر نیروی ضعیف محدود به فواصل زیر اتمی است و از قطر یک پروتون کمتر است. این یکی از چهار فعل و انفعالات اساسی مربوط به نیرو در طبیعت است ، در کنار برهمکنش قوی ، الکترومغناطیس و گرانش.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
اصل CP و نقض CP
#دیاگرام_فاینمن توضیحی ترسیمی از برهمکنش ذرات به یکدیگر است .
برهمکنش ها بنا بر اصل CP ، بار charge و پاریته parity ذرات دارای تقارن هستند . یعنی اگر یک الکترون به پوزیترون تبدیل شود ، پوزیترون حاصل در بار و پاریته برابر با الکترون اولیه منتهی در #علامت_مخالف خواهد بود.
در چهار نیروی بنیادین فیزیک برهمکنش ها تعریف می شود که در سه حوزه آن اصل تقارن بار و پاریته جاری است :
-هسته ای قوی
-گرانش
-الکترومغناطیس
اما در حوزه چهارم ...
- هسته ای ضعیف
دیگر تقارن بار و پاریته CP جاری نیست. و این امر توضیح می دهد ماده چگونه در لحظات آغازین مهبانگ بر پادماده برتری یافت و عالم ما اجازه پیدایش یافت.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#دیاگرام_فاینمن توضیحی ترسیمی از برهمکنش ذرات به یکدیگر است .
برهمکنش ها بنا بر اصل CP ، بار charge و پاریته parity ذرات دارای تقارن هستند . یعنی اگر یک الکترون به پوزیترون تبدیل شود ، پوزیترون حاصل در بار و پاریته برابر با الکترون اولیه منتهی در #علامت_مخالف خواهد بود.
در چهار نیروی بنیادین فیزیک برهمکنش ها تعریف می شود که در سه حوزه آن اصل تقارن بار و پاریته جاری است :
-هسته ای قوی
-گرانش
-الکترومغناطیس
اما در حوزه چهارم ...
- هسته ای ضعیف
دیگر تقارن بار و پاریته CP جاری نیست. و این امر توضیح می دهد ماده چگونه در لحظات آغازین مهبانگ بر پادماده برتری یافت و عالم ما اجازه پیدایش یافت.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
🔺 #افت_و_خیز_کوانتومی و #اثر_کازیمیر :
• اثر کازیمیر یک پدیدهی فیزیکی است که وجود ذرات مجازی را ثابت میکند و در سال ۱۹۴۸ توسط یک فیزیکدان آلمانی به نام #هندریک_کازیمیر و براساس تئوری میدان کوانتومی quantum field theory ، پیشبینی شد. کازمیر فرض کرد اگر دو صفحهی بدون بار را به صورت موازی و در فاصلهی چند نانومتری هم قرار دهیم، به دلیل افت و خیز کوانتومی ، یکدیگر را جذب خواهند کرد. این اثر ناشی از آن است که ذرات- پادذرات مجازی به طور مداوم بین و اطراف صفحات، ساخته و تبادل میشوند. از طرفی تابع موج ذرهی مجازی که بین دو صفحه، ایجاد میشود، باید طول موج نسبتا کوتاهی داشته باشد، زیرا طول موجهای بزرگتر برای بین دو صفحه، مناسب نیستند. در نتیجه، تعداد ذرات مجازی بین صفحه، کمتر از تعداد ذرات در مکانهای دیگر است.
• برای درک اثر کازیمیر ، باز هم ابتدا باید فضا را به خوبی درک کنیم. همانطور که در بالا اشاره کردیم، در نظریه میدان کوانتومی، خلا، پر ازامواج الکترومغناطیسی در حال افت و خیز است که هیچگاه به طور کامل، حذف نمیشوند، درست مانند اقیانوسی با امواجی پرتلاطم. این امواج دارای تمام طول موجهای ممکن بوده و حضور آنها ثابت میکند فضای خالی مقدار معینی انرژی دارد که همیشه وجود دارد، ولی نمیتوانیم آن را گیر بیندازیم.
حالا تصور کنید دو آینه را در خلا، مقابل یکدیگر قرار دهیم. در این حالت، امواجی با طول خاص (مطابق با فاصلهی بین دو آینه) بین آینهها رفت و برگشت خواهند کرد. اگر دو آینه را به یکدیگر نزدیکتر کنیم، امواج بلندتر، دیگر مطابق فاصلهی بین دو آینه نبوده و در نتیجه میزان کل انرژی خلا بین آینهها، کمی کمتر از بخشهای دیگر فضا خواهد شد؛ بنابراین آینهها یکدیگر را جذب خواهند کرد؛ درست همانطور که دو جسمی که با یک فنر کشیدهشده، به یکدیگر نگه داشته شدهاند، با کاهش انرژی ذخیره شده در فنر، به سمت یکدیگر حرکت خواهند کرد. این اثر، یعنی جذب دو آینه در خلا، اثر کازیمیر نام دارد. اثر کازیمیر برای نخستین بار در سال ۱۹۴۸ توسط فیزیکدان آلمانی، هندریک کازمیر پیشبینی شد. استیو لاموراکس از آزمایشگاه ملی لوس آلاموس، برای اولین بار این اثر ظریف را در سال ۱۹۹۶ اندازهگیری کرد.
#Casimir_effect
t.me/higgs_field
• اثر کازیمیر یک پدیدهی فیزیکی است که وجود ذرات مجازی را ثابت میکند و در سال ۱۹۴۸ توسط یک فیزیکدان آلمانی به نام #هندریک_کازیمیر و براساس تئوری میدان کوانتومی quantum field theory ، پیشبینی شد. کازمیر فرض کرد اگر دو صفحهی بدون بار را به صورت موازی و در فاصلهی چند نانومتری هم قرار دهیم، به دلیل افت و خیز کوانتومی ، یکدیگر را جذب خواهند کرد. این اثر ناشی از آن است که ذرات- پادذرات مجازی به طور مداوم بین و اطراف صفحات، ساخته و تبادل میشوند. از طرفی تابع موج ذرهی مجازی که بین دو صفحه، ایجاد میشود، باید طول موج نسبتا کوتاهی داشته باشد، زیرا طول موجهای بزرگتر برای بین دو صفحه، مناسب نیستند. در نتیجه، تعداد ذرات مجازی بین صفحه، کمتر از تعداد ذرات در مکانهای دیگر است.
• برای درک اثر کازیمیر ، باز هم ابتدا باید فضا را به خوبی درک کنیم. همانطور که در بالا اشاره کردیم، در نظریه میدان کوانتومی، خلا، پر ازامواج الکترومغناطیسی در حال افت و خیز است که هیچگاه به طور کامل، حذف نمیشوند، درست مانند اقیانوسی با امواجی پرتلاطم. این امواج دارای تمام طول موجهای ممکن بوده و حضور آنها ثابت میکند فضای خالی مقدار معینی انرژی دارد که همیشه وجود دارد، ولی نمیتوانیم آن را گیر بیندازیم.
حالا تصور کنید دو آینه را در خلا، مقابل یکدیگر قرار دهیم. در این حالت، امواجی با طول خاص (مطابق با فاصلهی بین دو آینه) بین آینهها رفت و برگشت خواهند کرد. اگر دو آینه را به یکدیگر نزدیکتر کنیم، امواج بلندتر، دیگر مطابق فاصلهی بین دو آینه نبوده و در نتیجه میزان کل انرژی خلا بین آینهها، کمی کمتر از بخشهای دیگر فضا خواهد شد؛ بنابراین آینهها یکدیگر را جذب خواهند کرد؛ درست همانطور که دو جسمی که با یک فنر کشیدهشده، به یکدیگر نگه داشته شدهاند، با کاهش انرژی ذخیره شده در فنر، به سمت یکدیگر حرکت خواهند کرد. این اثر، یعنی جذب دو آینه در خلا، اثر کازیمیر نام دارد. اثر کازیمیر برای نخستین بار در سال ۱۹۴۸ توسط فیزیکدان آلمانی، هندریک کازمیر پیشبینی شد. استیو لاموراکس از آزمایشگاه ملی لوس آلاموس، برای اولین بار این اثر ظریف را در سال ۱۹۹۶ اندازهگیری کرد.
#Casimir_effect
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
کوانتوم مکانیک🕊 pinned « علم و شبه علم کتاب ارابه های خدایان اریک فون دنیکن ، شعبده های دیوید کاپرفیلد ، سخنرانی های رائفی پور (سخنرانی رائفی پور بیشتر #چرندیاته تا شبه علم ، باید اسمش در لیست می آمد)، جهان هولوگرافیک و بسیار مطالب دیگر که به شکلی تلاش داره از زبان علم دروغ…»
دست نوشته های ماری کوری بعد از ۱۵۰ سال هنوز آغشته به مواد رادیواکتیو هست و تا ۱۵۰۰ سال دیگه هم آلوده خواهد ماند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#ابطال_پذیری #falsifiability
ابطال گرا - علم را به مثابه مجموعهای از فرضیه هایی میپندارد که به منظور توصیف یا تبیین دقیق رفتار چهرهای از جهان موقتاً پیشنهاد شدهاند، با این همه، هر فرضیهای این گونه نیست. چنانچه بنا باشد فرضیهای یا نظامی از فرضیههای واجد منزلت قانون یا نظریه علمی بشود باید یک شرط اساسی را برآورده کند. چنانچه بخواهیم فرضیهای را جزء معرفت علمی محسوب کنیم باید ابطالپذیر باشد.
#کارل_پوپر، که در نقد فلسفی خود از دیدگاه #پوزیتیویستی مشهور روش علمی استفاده میکرد، به این نتیجه رسید که مذاکرات در مورد یک فرضیه، گزاره یا نظریه قابل مشاهده فقط اگر ابطال پذیر باشد قبول است.
بنابراین فرضیه ای علمی خواهد بود که یک گزاره عینی یا مجموعه ای از گزاره های مشاهدتی که ناسازگاز با فرضیه مذکور هستند امکان ابطال فرضیه را داشته باشند .
به ذکر یک مثال ساده می پردازیم:
جان : من میتوانم برای تو اثبات کنم که گله های الاغ های نامرئی در مراتع در حال چریدن هستند.
الکس: و چه ابزاری برای ابطال تئوری الاغ های نامرئی در نظر می گیری؟
جان: وقتی اثبات می کنم یعنی ابطال در کار نیست.
الکس : پس آنچه می گویی علم نیست و در بهترین حالت شبه علم است . علم ابطال پذیر است .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
ابطال گرا - علم را به مثابه مجموعهای از فرضیه هایی میپندارد که به منظور توصیف یا تبیین دقیق رفتار چهرهای از جهان موقتاً پیشنهاد شدهاند، با این همه، هر فرضیهای این گونه نیست. چنانچه بنا باشد فرضیهای یا نظامی از فرضیههای واجد منزلت قانون یا نظریه علمی بشود باید یک شرط اساسی را برآورده کند. چنانچه بخواهیم فرضیهای را جزء معرفت علمی محسوب کنیم باید ابطالپذیر باشد.
#کارل_پوپر، که در نقد فلسفی خود از دیدگاه #پوزیتیویستی مشهور روش علمی استفاده میکرد، به این نتیجه رسید که مذاکرات در مورد یک فرضیه، گزاره یا نظریه قابل مشاهده فقط اگر ابطال پذیر باشد قبول است.
بنابراین فرضیه ای علمی خواهد بود که یک گزاره عینی یا مجموعه ای از گزاره های مشاهدتی که ناسازگاز با فرضیه مذکور هستند امکان ابطال فرضیه را داشته باشند .
به ذکر یک مثال ساده می پردازیم:
جان : من میتوانم برای تو اثبات کنم که گله های الاغ های نامرئی در مراتع در حال چریدن هستند.
الکس: و چه ابزاری برای ابطال تئوری الاغ های نامرئی در نظر می گیری؟
جان: وقتی اثبات می کنم یعنی ابطال در کار نیست.
الکس : پس آنچه می گویی علم نیست و در بهترین حالت شبه علم است . علم ابطال پذیر است .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
در کوانتوم فیزیک ،عالم universe دینامیک میدان های کوانتومی است .
همانطور که چهار نیروی بنیادین :
▪هسته ای ضعیف با ذره حامل بوزون های Z ,w
▪هسته ای قوی با ذره حامل بوزون گلوئون g
▪الکترومغناطیس با ذره حامل بوزون فوتون
▪گرانش (برای گرانش در مدل استاندارد ذره ای وجود ندارد البته هنوز)
وجود دارند .
برای شکل گرفتن یک اتم به چهار میدان کوانتومی نیازمندیم . درین چهار میدان کوانتومی ذرات بعنوان کوانتای میدان ها در نظر گرفته می شوند . از چهار میدان فوق ، میادین گرانشی و الکترومغناطیسی با گستره #بینهایت و دو میدان قوی و ضعیف در فواصل کوتاه (زیر اتمی) در نظر گرفته و تعریف میشوند.
یک اتم در چهار میدان فوق غرق شده است اما میدان دیگری نیز وجود دارد که تعیین کننده جرم ، سرعت گسیل ، و درجه آزادی ذرات دیگر است ، به بیان دیگر میدان دیگری در کوانتوم فیزیک وجود دارد که با ذرات حامل انرژی چهار میدان بالا تعامل دارد و نقش تعیین کننده ای در جرم و سرعت و درجه آزادی آنها دارد .
میدانی که هم ماده را توضیح میدهد هم فضا-زمان را و #میدان_هیگز نام دارد .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
همانطور که چهار نیروی بنیادین :
▪هسته ای ضعیف با ذره حامل بوزون های Z ,w
▪هسته ای قوی با ذره حامل بوزون گلوئون g
▪الکترومغناطیس با ذره حامل بوزون فوتون
▪گرانش (برای گرانش در مدل استاندارد ذره ای وجود ندارد البته هنوز)
وجود دارند .
برای شکل گرفتن یک اتم به چهار میدان کوانتومی نیازمندیم . درین چهار میدان کوانتومی ذرات بعنوان کوانتای میدان ها در نظر گرفته می شوند . از چهار میدان فوق ، میادین گرانشی و الکترومغناطیسی با گستره #بینهایت و دو میدان قوی و ضعیف در فواصل کوتاه (زیر اتمی) در نظر گرفته و تعریف میشوند.
یک اتم در چهار میدان فوق غرق شده است اما میدان دیگری نیز وجود دارد که تعیین کننده جرم ، سرعت گسیل ، و درجه آزادی ذرات دیگر است ، به بیان دیگر میدان دیگری در کوانتوم فیزیک وجود دارد که با ذرات حامل انرژی چهار میدان بالا تعامل دارد و نقش تعیین کننده ای در جرم و سرعت و درجه آزادی آنها دارد .
میدانی که هم ماده را توضیح میدهد هم فضا-زمان را و #میدان_هیگز نام دارد .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
▪مدل استاندارد ذرات بنیادین بدون گراویتون یا ذره ای که توصیف جرم ذرات و کوارک ها باشد ناقص به نظر می رسد .
چالش اختصاصی کانال #میدان_هیگز:
دوستان ذیل همین پست پیشنهادات و نظریات شون برای اصلاح مدل استاندارد را ارائه بفرمایید؟
از انیشتین نقل قول می کنم تنها کسانی که به محالات می پردازند به ناممکن ها دست می یابند .
به بیان حدس و گمانه زنی ها و نظریات شخصی ذیل این پست بپردازید.
#میدان_هیگز
t.me/higgs_field
چالش اختصاصی کانال #میدان_هیگز:
دوستان ذیل همین پست پیشنهادات و نظریات شون برای اصلاح مدل استاندارد را ارائه بفرمایید؟
از انیشتین نقل قول می کنم تنها کسانی که به محالات می پردازند به ناممکن ها دست می یابند .
به بیان حدس و گمانه زنی ها و نظریات شخصی ذیل این پست بپردازید.
#میدان_هیگز
t.me/higgs_field
👍1
ریاضی کامل ترین زبان برای توصیف و محاسبات طبیعت است اما ذکر این نکته ضروری است که این زبان هم قرار دادی است و طبیعت و رخداد های طبیعی همان هستند که هستند و ریاضیات تنها تلاشی ذهنی برای توصیف رخداد های عینی ست .
تلاشی که مبتنی بر استقرا ، حرکت از کل به جزء و از جزء به کل جهت اثبات و راستی آزمایی رخداد های طبیعی است .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
تلاشی که مبتنی بر استقرا ، حرکت از کل به جزء و از جزء به کل جهت اثبات و راستی آزمایی رخداد های طبیعی است .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field