این چرخِ فلک که ما در او حیرانیم
فانوس خیال از او مثالی دانیم
خورشید چراغ دان و عالم فانوس
ما چون صُوَریم کاندر او گردانیم.
#خیام
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
فانوس خیال از او مثالی دانیم
خورشید چراغ دان و عالم فانوس
ما چون صُوَریم کاندر او گردانیم.
#خیام
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◾️الگوی تداخل امواج:
اما اکنون که نور عبور کرده از دو شکاف را اگر بررسی کنیم متوجه میشویم که روی صفحه دوم دو مولفه اصلی و چندین مولفه ی ضعیف تر نقش بسته این مطلب را الگوی تداخل امواج می نامند .در واقع اگر نور درینجا الگوی ذره ای داشت تنها باید دو باریکه ی نور از این دو شکاف عبور کند .
در الگوی تداخلی امواج در جایی که امواج در یک فاز قرار دارند الگوی تداخل سازنده و در جایی که در فاز مخالف هستند الگوی تداخل از بین برنده نام دارد.
◾️در واقع از آزمایش ساده ی یانگ، یک مفهوم بسیار پیچیده اثبات می شود: تابش الکترومغناطیس دارای ماهیت موجی است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
اما اکنون که نور عبور کرده از دو شکاف را اگر بررسی کنیم متوجه میشویم که روی صفحه دوم دو مولفه اصلی و چندین مولفه ی ضعیف تر نقش بسته این مطلب را الگوی تداخل امواج می نامند .در واقع اگر نور درینجا الگوی ذره ای داشت تنها باید دو باریکه ی نور از این دو شکاف عبور کند .
در الگوی تداخلی امواج در جایی که امواج در یک فاز قرار دارند الگوی تداخل سازنده و در جایی که در فاز مخالف هستند الگوی تداخل از بین برنده نام دارد.
◾️در واقع از آزمایش ساده ی یانگ، یک مفهوم بسیار پیچیده اثبات می شود: تابش الکترومغناطیس دارای ماهیت موجی است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
چون آمدنم به من نبد روز نخست
وین رفتن بی مراد عزمیست درست
برخیز و میان ببند ای ساقی چست
کاندوه جهان به می فرو خواهم شست.
#خیام
#میدان_هیگز
t.me/higgs_field
وین رفتن بی مراد عزمیست درست
برخیز و میان ببند ای ساقی چست
کاندوه جهان به می فرو خواهم شست.
#خیام
#میدان_هیگز
t.me/higgs_field
روزیست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد
ابر از رخ گلزار همی شوید گرد
بلبل به زبان پهلوی با گل زرد
فریاد همی زند که: می باید خُوَرد!
#خیام
*بلبل شاعر است و خُوردن در زبان پهلوی خُوَردن می باشد .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
ابر از رخ گلزار همی شوید گرد
بلبل به زبان پهلوی با گل زرد
فریاد همی زند که: می باید خُوَرد!
#خیام
*بلبل شاعر است و خُوردن در زبان پهلوی خُوَردن می باشد .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
▪سرعت نور همواره ثابت است و مستقل از #ناظر و #مرجع ، سرعت نور در خلأ یک ثابت جهانی و دقیقاً برابر با ۲۹۹٬۷۹۲٬۴۵۸ متربر ثانیه است.
منبع تابش فوتون چه متحرّک باشد و چه ثابت ، هیچ تاثیری بر سرعت فوتون نخواهد گذاشت و همواره سرعت فوتون برابر با c خواهد بود.
تفاوت فوتون تابشی از منبع ثابت با فوتون تابشی از منبع متحرک نه در سرعت بلکه در میزان انرژی فوتون خلاصه میشود . که در صورت افزایش انرژی فوتون #انتقال_آبی و در صورت کاهش انرژی فوتون #انتقال_سرخ رخ میدهد به همین دلیل سرعت فوتون حد بالای سرعت در قوانین فیزیک در نظر گرفته میشود و رابطه هم ارزی جرم و انرژی :
E =mc^2
از همین مطلب استخراج شده است. اما پاسخ به اینکه چرا هیچ جرمی نمیتواند از سرعت نور تجاوز کند یا حتی به آن برسد ، بر اساس رابطه بالا برای اینکه جرمی به سرعت نور برسد نیازمند بی نهایت انرژی است که درین صورت جرم آن نیز به بی نهایت تبدیل میشود.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
منبع تابش فوتون چه متحرّک باشد و چه ثابت ، هیچ تاثیری بر سرعت فوتون نخواهد گذاشت و همواره سرعت فوتون برابر با c خواهد بود.
تفاوت فوتون تابشی از منبع ثابت با فوتون تابشی از منبع متحرک نه در سرعت بلکه در میزان انرژی فوتون خلاصه میشود . که در صورت افزایش انرژی فوتون #انتقال_آبی و در صورت کاهش انرژی فوتون #انتقال_سرخ رخ میدهد به همین دلیل سرعت فوتون حد بالای سرعت در قوانین فیزیک در نظر گرفته میشود و رابطه هم ارزی جرم و انرژی :
E =mc^2
از همین مطلب استخراج شده است. اما پاسخ به اینکه چرا هیچ جرمی نمیتواند از سرعت نور تجاوز کند یا حتی به آن برسد ، بر اساس رابطه بالا برای اینکه جرمی به سرعت نور برسد نیازمند بی نهایت انرژی است که درین صورت جرم آن نیز به بی نهایت تبدیل میشود.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#نئاندرتال
شواهد جدید هم نشان میدهد که احتمالا نئاندرتال ها عمدا مردگان خود را دفن میکردهاند
از برخی خبرها نمیتوان به سادگی گذشت و خودبهخود مارا به فکر وا میدارند؛ آیا نئاندرتال ها هم فرهنگ خاکسپاری داشته اند ؟ تدفین نوآوری ماست یا آنها هم چنین عملی را انجاممیداده اند؟
محققان با استفاده از معیارهای مختلف نشان داده اند که یک کودک نئاندرتال ، احتمالاً حدود 41000 سال پیش ، در محل Ferrassie (Dordogne ، فرانسه) به خاک سپرده شده است.
نشانه هایی به نفع فرضیه اول یعنی دفن مردگان از طرف نئاندرتال ها وجود دارد اما برخی دانشمندان همچنان تردید دارند.
مطالعه آنها در ژورنال Scientific Reports در تاریخ 9 دسامبر 2020 منتشر شده است.
دهها اسکلت دفن شده نئاندرتال در اوراسیا کشف شده است ، که باعث می شود برخی دانشمندان نتیجه بگیرند که آنها نیز مانند ما ، مردگان خود را دفن کردند با این حال ، با توجه به این که اکثر اسکلت ها در آغاز قرن بیستم یافت شده اند و با استفاده از تکنیک های مدرن باستان شناسی حفاری نشده اند ، سایر کارشناسان تردید دارند که آنها دفن شده باشند.
یک تیم بین المللی به سرپرستی آنتوان بالزو (CNRS و موزه ملی ملی طبیعت فرانسه ، فرانسه) و آسیر گومز-اولیونسیا (دانشگاه کشور باسک ، اسپانیا) به تحلیل اسکلت انسانی یکی از معروف ترین مکانهای نئاندرتال در فرانسه به نام the La Ferrassie rock shelter, Dordogne پرداخته اند.
پس از کشف شش اسکلت نئاندرتال در آغاز قرن بیستم ، هفتمین نئاندرتال یک کودک دو ساله بود که در ۱۹۷۰ کشف شد. برای تقریباً نیم قرن ، مجموعه های مرتبط با این نمونه در بایگانی موزه d'archéologie nationale مورد بهره برداری قرار نگرفت.
به تازگی ، یک تیم، که توسط این دو محقق جمع شده بود ، دفترچه های حفاری را دوباره باز کرده و مواردی را بررسی کردند و 47 استخوان جدید انسان را که در حین حفاری شناسایی نشده اند و بدون شک به همان اسکلت تعلق دارند ، شناسایی کردند. دانشمندان همچنین تجزیه و تحلیل کاملی از استخوان ها انجام دادند: وضعیت نگهداری ، مطالعه پروتئین ها ، ژنتیک ، قدمت و غیره. آنها به امید یافتن قطعات بیشتری از اسکلت به این سایت حفاری بازگشتند. اگرچه هیچ استخوان جدیدی کشف نشده است ، اما آنها با استفاده از دفترچه های پیشینیان خود قادر به بازسازی و تفسیر توزیع فضایی بقایای انسان و استخوان های حیوانات نادر بوده اند.
محققان نشان دادند که اسکلت در لایه ای رسوبی که به سمت غرب متمایل بود (سر ، از شرق بالاتر از لگن بود) دفن شده است ، در حالی که سایر لایه های چینه ای این سایت به سمت شمال شرقی تمایل دارند. بررسی ها نشانگر دفن سریع آنها پس از مرگ است. سرانجام ، قدمت یک استخوان کوچک ، که توسط پروتئین ها به عنوان انسان شناخته شده و با DNA میتوکندریایی آن به عنوان نئاندرتال شناخته شده است ، مستقیماً با استفاده از کربن 14 مشخص شد :41000 سال.
این امر آن را به یکی از جدیدترین بقایای باقی مانده نئاندرتال تبدیل می کند.
این اطلاعات جدید ثابت می کند که جسد این کودک دو ساله نئاندرتال در حدود 41000 سال پیش به صورت هدفمند در گودالی حفر شده در یک لایه رسوبی ، دفن شده است. با این حال ، تحقیقات و کشف بیشتر برای درک بهتر قدمت و گستردهی جغرافیایی شیوه های تدفین در نئاندرتال ها لازم خواهد بود.
ترجمه سام آریامنش
#میدان_هیگز
t.me/higgs_field
معادله میدان انیشتین
معادلات میدان اینشتین (EFE) یا معادلات اینشتین، معادلات تنسوری است که آلبرت اینشتین برای اولین بار در سال ۱۹۱۵ در نظریه نسبیت عام خود برای تشریح مبانی اساسی برهمکنش های گرانشی که در نتیجه انحنای فضا-زمان توسط ماده یا انرژی به وجود میآیند ارائه دادهاست.
حل این معادلات برای نواحی بدون جرم یا انرژی (خلاء) منجر به متریک شوارتزشیلد و برای نواحی جرم دار (درون ستاره ای) منجر به معادله تولمن-اوپنهایمر-ولکوف میشود.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
معادلات میدان اینشتین (EFE) یا معادلات اینشتین، معادلات تنسوری است که آلبرت اینشتین برای اولین بار در سال ۱۹۱۵ در نظریه نسبیت عام خود برای تشریح مبانی اساسی برهمکنش های گرانشی که در نتیجه انحنای فضا-زمان توسط ماده یا انرژی به وجود میآیند ارائه دادهاست.
حل این معادلات برای نواحی بدون جرم یا انرژی (خلاء) منجر به متریک شوارتزشیلد و برای نواحی جرم دار (درون ستاره ای) منجر به معادله تولمن-اوپنهایمر-ولکوف میشود.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
The True Nature of Matter and Mass | Space Time | PBS Digital Studios
#بدون_زیرنویس
ماهیت واقعی جرم و ماده (توضیح اینکه انرژی محبوس چگونه رفتار جرم گونه نشان میدهد)
📌@higgs_field
#بدون_زیرنویس
ماهیت واقعی جرم و ماده (توضیح اینکه انرژی محبوس چگونه رفتار جرم گونه نشان میدهد)
📌@higgs_field
اجرام که ساکنان این ایوانند
اسباب تردد خردمندانند
هان تا سر رشته خرد گم نکنی
کانان که مدبرند سرگردانند!
#خیام
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
اسباب تردد خردمندانند
هان تا سر رشته خرد گم نکنی
کانان که مدبرند سرگردانند!
#خیام
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
❤1
چون نیست مقام ما در این دهر مقیم
پس بی می و معشوق خطایی است عظیم
تا کی ز قدیم و محدث امیدم و بیم؟
چون من رفتم، جهان چه محدث چه قدیم!
#خیام
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
پس بی می و معشوق خطایی است عظیم
تا کی ز قدیم و محدث امیدم و بیم؟
چون من رفتم، جهان چه محدث چه قدیم!
#خیام
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
خواه 9% خواه 99% مردم #فرگشت را بپذیرند، فرقی نمی کند.
حقیقت دموکراسی نیست .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
حقیقت دموکراسی نیست .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
▪الگوی فیزیک - با کنش متقابل داده ها ، قدرتمند ترین - نظریه و پیش بینی در علم است." – جفری وست
یکی از بزرگترین دستاوردهای علمی اوایل قرن 20 کشف جهان در حال انبساط بود: با گذشت زمان ، کهکشانهای دوردست از ما فاصله می گیرند ، زیرا فضای بین ما مطابق نسبیت عام انیشتین گسترش می یابد. در اواسط قرن بیستم ، ایده بسیار خوبی مطرح شد که اگر جهان امروز بزرگتر و سردتر می شود ، در گذشته کوچکتر ، گرمتر و متراکم تر بوده است اما طرح مهبانگ پیش بینی هایی را مطرح میکند:
▪یک شبکه کیهانی عالی وجود دارد ، با ساختارهای کوچک ، متوسط و بزرگ در برخی الگوها ،
▪ یک تابش باقی مانده از اوایل جهان CMB وجود دارد ، که تا چند درجه بالای صفر مطلق سرد می شود ،
▪ و ایزوتوپهای مختلف هیدروژن ، هلیوم و لیتیوم ، نسبتهای سبكی در بین شبکه کیهانی و جداره های CMB وجود دارد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
یکی از بزرگترین دستاوردهای علمی اوایل قرن 20 کشف جهان در حال انبساط بود: با گذشت زمان ، کهکشانهای دوردست از ما فاصله می گیرند ، زیرا فضای بین ما مطابق نسبیت عام انیشتین گسترش می یابد. در اواسط قرن بیستم ، ایده بسیار خوبی مطرح شد که اگر جهان امروز بزرگتر و سردتر می شود ، در گذشته کوچکتر ، گرمتر و متراکم تر بوده است اما طرح مهبانگ پیش بینی هایی را مطرح میکند:
▪یک شبکه کیهانی عالی وجود دارد ، با ساختارهای کوچک ، متوسط و بزرگ در برخی الگوها ،
▪ یک تابش باقی مانده از اوایل جهان CMB وجود دارد ، که تا چند درجه بالای صفر مطلق سرد می شود ،
▪ و ایزوتوپهای مختلف هیدروژن ، هلیوم و لیتیوم ، نسبتهای سبكی در بین شبکه کیهانی و جداره های CMB وجود دارد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#انقلاب_کوانتومی_دوم
در مصاحبه ی زیر، پروفسور رینر بلات (Rainer Blatt)، فیزیکدان اتریش-آلمانی تبار مشهوری که در زمینه ی اپیتک کوانتومی کار می کند؛ در مورد تحول عظیم ناشی از تکنولوژی های کوانتومی که از آن به عنوان انقلاب کوانتومی دوم یاد می شود، صحبت می کند. بلات، شک ندارد که تکنولوژی های کوانتومی با شتاب زیادی در حال پبشرفت هستند و به سمت یک انقلاب تکنولوژیکی پیش می روند. او معتقد است تکنولوژی های کوانتومی، موتور نوآوری علم، اقتصاد و علوم اجتماعی قرن ۲۱ خواهند بود و در این راه، هیچ مانعی وجود ندارد. نمونه های اولیه ی آزمایشگاهی نشان داده اند که گستردگی و تنوع تکنولوژی های کوانتومی، چقدر زیاد است. آنها در زمینه های سنجش، محاسبات و شبیه سازی ها، بسیار کاربردی هستند، اما بودجه های کلانی برای پیشرفت این تکنولوژیها لازم است.
سوال اول: انقلاب کوانتومی اول در واقع همان بنیان های فیزیکی برای پیشرفت های عظیمی مانند چیپ های کامپیوتری، لیزرها، تصویربرداری رزونانسی مغناطیسی (MRI) و تکنولوژی های ارتباطی مدرن است. اما حالا محققان در مورد ظهور انقلاب کوانتومی دوم صحبت می کنند. این دقیقا به چه معناست؟
چیزی که به عنوان انقلاب کوانتومی دوم شناخته می شود، در واقع استفاده از مزایای پدیده ی درهم تنیدگی کوانتومی است. درهم تنیدگی یک پدیده ی طبیعی است که محققان در اوایل دهه ی ۱۹۳۰، آن را شناسایی کردند. تاکنون، تمام تکنولوژی های که شما ذکرکردید، قدرت خود را از ویژگی موجی و پدیده ی همراه آن، یعنی دوگانگی موج-ذره بدست می آوردند و حالا بدون آنها، انجام بسیاری از آزمایش های ما، ممکن نخواهد بود. اما در مقابل، ماهیت درهم تنیدگی که حدود ۸۵ سال پیش شناخته شد، طی ۴۰ سال پیش و تنها به طور آزمایشگاهی (مبتنی بر یافته های جان بل در دهه ی ۱۹۶۰) بررسی شده است. امروزه درهم تنیدگی، پایه و اساس کاربردهای بالقوه ی جدیدی مانند ارتباطات کوانتومی، سنجش کوانتومی و محاسبات کوانتومی به حساب می آید. انقلاب کوانتومی دوم ، به معنای درک و کاربرد این امکانات جدید است.
سوال دوم: چقدر طول خواهد کشید تا انقلاب کوانتومی دوم ،کاربرد پبدا کرده و محصولات قابل توجه و مهمی را تولید کند؟
در حال حاضر، تکنولوژی های کوانتومی در زمینه ی ارتباطات کوانتومی، در دسترس هستند، به این معنا که چنین دستگاه هایی را میتوان خریداری کرد و به صورت تجاری استفاده نمود. استفاده از درهم تنیدگی ماده (نه فقط برای فوتون ها)، باعث تولید سنسورهای بسیار حساس تر و سریع تر، خواهد شد که خود منجر به تولید پردازنده های کوانتومی کوچک و سپس بزرگ خواهد شد. پردازنده های کوانتومی، در ابتدا برای حل کردن چند مسئله ی خاص (اما مهم) به کار خواهند رفت، اما در آینده ی دورتر برای محاسبات جهانی هم استفاده خواهند شد. مانع مهمی برای توسعه ی تکنولوژی های کوانتومی وجود ندارد. از طرفی، همانطور که تکنولوژی های کوانتومی، قابل دسترس تر می شوند، ایده های استفاده و کاربرد آنها هم به سرعت رشد خواهد کرد.
سوال سوم: انقلاب کوانتومی دوم ، چه اثراتی روی جوامع و اقتصاد آنها خواهد داشت؟
در ابتدا، چنین تکنولوژی هایی منجر به کاربردهای محاسباتی پیشرفته خواهند شد که پیوسته باعث پیشرفت علوم می شوند. در حال حاضر پیش بینی اثر انقلاب کوانتومی دوم روی جوامع و اقتصاد آنها، کمی مشکل است. این موقیعت دقیقا مانند زمانی است که با ورود لیزر، تحولی پدید آمد که به هیچ وجه، قابل پیش بینی نبود. در اوایل دهه ی ۱۹۶۰، لیزر هنوز به عنوان راه حلی برای برای یک مسئله ی نامعلوم، دیده میشد. امروز و تنها بعد از ۵۰ سال، لیزرها، بخش ضروری زندگی ما شده اند. من انتظار دارم تکنولوژی های کوانتومی مشابه با ماجرای لیزرها، چنین جایگاه شگفت انگیزی پیدا کنند.
سوال چهارم: آیا انقلاب کوانتومی دوم فقط روی کشورهای توسعه یافته یا مناطقی از دنیا که روی پژوهش های پیشرفته کار می کنند، تاثیر خواهد گذاشت؟
در نهایت، همه از تکنولوژی های کوانتومی، بهره مند خواهند شد، اما ذرست مثل تمام پیشرفت ها، فقط کشورها و مناطقی که در ابتدای کار، در توسعه و پیشرفت این تکنولوژی ها، نقش داشته باشند، از مزیت های آن به طور تجاری، بهره مند خواهند شد. ما در چند دهه ی آینده، به پژوهش های عالی و پیشرفته نیاز خواهیم داشت، و این نیازمند سرمایه گذاری عظیمی در این زمینه است.
برگرفته از: phys.org
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
در مصاحبه ی زیر، پروفسور رینر بلات (Rainer Blatt)، فیزیکدان اتریش-آلمانی تبار مشهوری که در زمینه ی اپیتک کوانتومی کار می کند؛ در مورد تحول عظیم ناشی از تکنولوژی های کوانتومی که از آن به عنوان انقلاب کوانتومی دوم یاد می شود، صحبت می کند. بلات، شک ندارد که تکنولوژی های کوانتومی با شتاب زیادی در حال پبشرفت هستند و به سمت یک انقلاب تکنولوژیکی پیش می روند. او معتقد است تکنولوژی های کوانتومی، موتور نوآوری علم، اقتصاد و علوم اجتماعی قرن ۲۱ خواهند بود و در این راه، هیچ مانعی وجود ندارد. نمونه های اولیه ی آزمایشگاهی نشان داده اند که گستردگی و تنوع تکنولوژی های کوانتومی، چقدر زیاد است. آنها در زمینه های سنجش، محاسبات و شبیه سازی ها، بسیار کاربردی هستند، اما بودجه های کلانی برای پیشرفت این تکنولوژیها لازم است.
سوال اول: انقلاب کوانتومی اول در واقع همان بنیان های فیزیکی برای پیشرفت های عظیمی مانند چیپ های کامپیوتری، لیزرها، تصویربرداری رزونانسی مغناطیسی (MRI) و تکنولوژی های ارتباطی مدرن است. اما حالا محققان در مورد ظهور انقلاب کوانتومی دوم صحبت می کنند. این دقیقا به چه معناست؟
چیزی که به عنوان انقلاب کوانتومی دوم شناخته می شود، در واقع استفاده از مزایای پدیده ی درهم تنیدگی کوانتومی است. درهم تنیدگی یک پدیده ی طبیعی است که محققان در اوایل دهه ی ۱۹۳۰، آن را شناسایی کردند. تاکنون، تمام تکنولوژی های که شما ذکرکردید، قدرت خود را از ویژگی موجی و پدیده ی همراه آن، یعنی دوگانگی موج-ذره بدست می آوردند و حالا بدون آنها، انجام بسیاری از آزمایش های ما، ممکن نخواهد بود. اما در مقابل، ماهیت درهم تنیدگی که حدود ۸۵ سال پیش شناخته شد، طی ۴۰ سال پیش و تنها به طور آزمایشگاهی (مبتنی بر یافته های جان بل در دهه ی ۱۹۶۰) بررسی شده است. امروزه درهم تنیدگی، پایه و اساس کاربردهای بالقوه ی جدیدی مانند ارتباطات کوانتومی، سنجش کوانتومی و محاسبات کوانتومی به حساب می آید. انقلاب کوانتومی دوم ، به معنای درک و کاربرد این امکانات جدید است.
سوال دوم: چقدر طول خواهد کشید تا انقلاب کوانتومی دوم ،کاربرد پبدا کرده و محصولات قابل توجه و مهمی را تولید کند؟
در حال حاضر، تکنولوژی های کوانتومی در زمینه ی ارتباطات کوانتومی، در دسترس هستند، به این معنا که چنین دستگاه هایی را میتوان خریداری کرد و به صورت تجاری استفاده نمود. استفاده از درهم تنیدگی ماده (نه فقط برای فوتون ها)، باعث تولید سنسورهای بسیار حساس تر و سریع تر، خواهد شد که خود منجر به تولید پردازنده های کوانتومی کوچک و سپس بزرگ خواهد شد. پردازنده های کوانتومی، در ابتدا برای حل کردن چند مسئله ی خاص (اما مهم) به کار خواهند رفت، اما در آینده ی دورتر برای محاسبات جهانی هم استفاده خواهند شد. مانع مهمی برای توسعه ی تکنولوژی های کوانتومی وجود ندارد. از طرفی، همانطور که تکنولوژی های کوانتومی، قابل دسترس تر می شوند، ایده های استفاده و کاربرد آنها هم به سرعت رشد خواهد کرد.
سوال سوم: انقلاب کوانتومی دوم ، چه اثراتی روی جوامع و اقتصاد آنها خواهد داشت؟
در ابتدا، چنین تکنولوژی هایی منجر به کاربردهای محاسباتی پیشرفته خواهند شد که پیوسته باعث پیشرفت علوم می شوند. در حال حاضر پیش بینی اثر انقلاب کوانتومی دوم روی جوامع و اقتصاد آنها، کمی مشکل است. این موقیعت دقیقا مانند زمانی است که با ورود لیزر، تحولی پدید آمد که به هیچ وجه، قابل پیش بینی نبود. در اوایل دهه ی ۱۹۶۰، لیزر هنوز به عنوان راه حلی برای برای یک مسئله ی نامعلوم، دیده میشد. امروز و تنها بعد از ۵۰ سال، لیزرها، بخش ضروری زندگی ما شده اند. من انتظار دارم تکنولوژی های کوانتومی مشابه با ماجرای لیزرها، چنین جایگاه شگفت انگیزی پیدا کنند.
سوال چهارم: آیا انقلاب کوانتومی دوم فقط روی کشورهای توسعه یافته یا مناطقی از دنیا که روی پژوهش های پیشرفته کار می کنند، تاثیر خواهد گذاشت؟
در نهایت، همه از تکنولوژی های کوانتومی، بهره مند خواهند شد، اما ذرست مثل تمام پیشرفت ها، فقط کشورها و مناطقی که در ابتدای کار، در توسعه و پیشرفت این تکنولوژی ها، نقش داشته باشند، از مزیت های آن به طور تجاری، بهره مند خواهند شد. ما در چند دهه ی آینده، به پژوهش های عالی و پیشرفته نیاز خواهیم داشت، و این نیازمند سرمایه گذاری عظیمی در این زمینه است.
برگرفته از: phys.org
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
▪هر آنچه ما حقیقی می نامیم..
از چیزهایی ساخته شده که وقتی به آنها نگاه می کنی حقیقی به نظر نمی رسند.
▪اگر مکانیک کوانتوم عمیقا شوکه تون نکرده ، هنوز آن را نفهمیدید.
#نیلز_بور
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
از چیزهایی ساخته شده که وقتی به آنها نگاه می کنی حقیقی به نظر نمی رسند.
▪اگر مکانیک کوانتوم عمیقا شوکه تون نکرده ، هنوز آن را نفهمیدید.
#نیلز_بور
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#توهم_زمان
توسط Andrew Jaffe
The Order of Time Carlo Rovelli Allen Lane (2018)
به گفته کارلو روولی فیزیکدان نظری ، زمان یک توهم است: برداشت ساده لوحانه ما از جریان آن با واقعیت فیزیکی مطابقت ندارد. در واقع ، همانطور که روولی در نظم زمان استدلال می کند ، موارد بسیار توهمی تر است ، از جمله تصویر آیزاک نیوتن از یک ساعت جهانی که در حال تیک تاک است. حتی فضا-زمان نسبی گرایی آلبرت انیشتین - یک منیفولد الاستیک که باعث انقباض می شود تا زمان محلی بسته به سرعت نسبی یا مجاورت فرد با توده متفاوت باشد - فقط یک ساده سازی موثر است.
بنابراین روولی فکر می کند واقعاً چه اتفاقی می افتد؟ او تصور می کند که واقعیت فقط یک شبکه پیچیده از حوادث است که ما توالی های گذشته ، حال و آینده را بر روی آن ها طراحی می کنیم. کل جهان از قوانین مکانیک کوانتوم و ترمودینامیک پیروی می کند ، که زمان از آنها خارج می شود.
روولی یکی از سازندگان و قهرمانان #نظریه_گرانش_کوانتومی_حلقه است ، یکی از چندین تلاش مداوم برای ازدواج با مکانیک کوانتوم با نسبیت عام. در مقابل نظریه رشته ای که بیشتر شناخته شده است ، گرانش کوانتومی حلقه ای سعی نمی کند "تئوری همه چیز" باشد که از آن می توانیم تمام فیزیک ذرات و گرانش را تولید کنیم. با این وجود ، برنامه کاری آن برای پیوستن به این دو قانون کاملاً متفاوت ، بسیار بلند پروازانه است.
در کنار و با الهام از کار خود در گرانش کوانتوم ، روولی ایده "فیزیک بدون زمان" را مطرح می کند. این از آنجا ناشی می شود که برخی معادلات گرانش کوانتوم (مانند معادله ویلر-دیویت ، که حالات کوانتومی را به جهان اختصاص می دهد) می توانند بدون هیچ گونه اشاره ای به زمان نوشته شوند.
همانطور که روولی توضیح می دهد ، وجود ظاهری زمان - در درک ما و در توصیفات فیزیکی ، که به زبانهای ریاضی نیوتن ، انیشتین و اروین شرودینگر نوشته شده است - از دانش نیست ، بلکه از جهل است. "Forward in time" جهتی است که در آن آنتروپی افزایش می یابد و در آن اطلاعات به دست می آوریم.
این کتاب به سه قسمت تقسیم شده است. در اولین مقاله ، "فرو ریختن زمان" ، روولی سعی دارد نشان دهد که چگونه تئوری های فیزیک مستقر ایده های عقل سلیم ما را از بین می برند. انیشتین به ما نشان داد که زمان فقط بعد چهارم است و هیچ چیز خاصی در مورد "اکنون" وجود ندارد. "گذشته" و "آینده" همیشه به خوبی تعریف نشده اند. قابلیت انعطاف پذیری فضا و زمان به این معنی است که دو رویداد که از هم دورتر اتفاق می افتند ممکن است حتی در یک مرتبه در صورت مشاهده توسط یک ناظر و در جهت مخالف در صورت مشاهده توسط دیگری مشاهده شوند.
روولی توصیف خوبی از فیزیک کلاسیک نیوتن و لودویگ بولتزمن و فیزیک مدرن از طریق لنزهای اینشتین و مکانیک کوانتوم ارائه می دهد. موازی با ترمودینامیک و نظریه احتمال بیزی وجود دارد ، که هر دو به مفهوم آنتروپی متکی هستند ، و بنابراین ممکن است مورد استفاده قرار گیرد تا استدلال کند که جریان زمان یک ویژگی ذهنی از جهان است ، و نه یک بخش عینی از توصیف فیزیکی.
اما من با جزئیات برخی از اظهارات روولی سر و صدا می کنم. به عنوان مثال ، کاملاً قطعی نیست که فضا-زمان به معنای فضا و زمان در حداقل طول یا دوره (طول یا زمان پلانک) بسته بندی شود ، کوانتیزه شود. در عوض ، درک ما در آن فواصل بسیار اندک است که برای توضیح امور به مکانیک کوانتوم و نسبیت نیاز داریم.
در بخش دوم ، "جهان بدون زمان" ، روولی این ایده را مطرح می کند که رویدادها (فقط یک کلمه برای یک زمان مشخص و مکانی که ممکن است در آن اتفاق بیفتد) ، به جای ذرات یا زمینه ها ، اجزای اصلی تشکیل دهنده جهان هستند. وظیفه فیزیک توصیف روابط بین آن وقایع است: همانطور که روولی اشاره می کند ، "طوفان یک چیز نیست ، بلکه مجموعه ای از وقایع است." در سطح ما ، هر یک از آن وقایع مانند تعامل ذرات در یک موقعیت و زمان خاص به نظر می رسد. اما زمان و مکان در واقع فقط از تعاملات آنها و شبکه علیت بین آنها آشکار می شود.
در بخش آخر ، "منابع زمان" ، روولی چگونگی پیدایش توهمات ما را از جنبه های ترمودینامیک و مکانیک کوانتوم بازسازی می کند. او استدلال می کند که درک ما از جریان زمان کاملاً به ناتوانی ما در دیدن جهان با تمام جزئیات بستگی دارد. عدم اطمینان کوانتومی به این معنی است که ما نمی توانیم از موقعیت و سرعت همه ذرات در جهان مطلع شویم. اگر می توانستیم ، هیچ آنتروپی و گره گشایی از زمان وجود نخواهد داشت. روولی این "فرضیه زمان حرارتی" را با آلن کن ریاضیدان فرانسوی آغاز کرد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
توسط Andrew Jaffe
The Order of Time Carlo Rovelli Allen Lane (2018)
به گفته کارلو روولی فیزیکدان نظری ، زمان یک توهم است: برداشت ساده لوحانه ما از جریان آن با واقعیت فیزیکی مطابقت ندارد. در واقع ، همانطور که روولی در نظم زمان استدلال می کند ، موارد بسیار توهمی تر است ، از جمله تصویر آیزاک نیوتن از یک ساعت جهانی که در حال تیک تاک است. حتی فضا-زمان نسبی گرایی آلبرت انیشتین - یک منیفولد الاستیک که باعث انقباض می شود تا زمان محلی بسته به سرعت نسبی یا مجاورت فرد با توده متفاوت باشد - فقط یک ساده سازی موثر است.
بنابراین روولی فکر می کند واقعاً چه اتفاقی می افتد؟ او تصور می کند که واقعیت فقط یک شبکه پیچیده از حوادث است که ما توالی های گذشته ، حال و آینده را بر روی آن ها طراحی می کنیم. کل جهان از قوانین مکانیک کوانتوم و ترمودینامیک پیروی می کند ، که زمان از آنها خارج می شود.
روولی یکی از سازندگان و قهرمانان #نظریه_گرانش_کوانتومی_حلقه است ، یکی از چندین تلاش مداوم برای ازدواج با مکانیک کوانتوم با نسبیت عام. در مقابل نظریه رشته ای که بیشتر شناخته شده است ، گرانش کوانتومی حلقه ای سعی نمی کند "تئوری همه چیز" باشد که از آن می توانیم تمام فیزیک ذرات و گرانش را تولید کنیم. با این وجود ، برنامه کاری آن برای پیوستن به این دو قانون کاملاً متفاوت ، بسیار بلند پروازانه است.
در کنار و با الهام از کار خود در گرانش کوانتوم ، روولی ایده "فیزیک بدون زمان" را مطرح می کند. این از آنجا ناشی می شود که برخی معادلات گرانش کوانتوم (مانند معادله ویلر-دیویت ، که حالات کوانتومی را به جهان اختصاص می دهد) می توانند بدون هیچ گونه اشاره ای به زمان نوشته شوند.
همانطور که روولی توضیح می دهد ، وجود ظاهری زمان - در درک ما و در توصیفات فیزیکی ، که به زبانهای ریاضی نیوتن ، انیشتین و اروین شرودینگر نوشته شده است - از دانش نیست ، بلکه از جهل است. "Forward in time" جهتی است که در آن آنتروپی افزایش می یابد و در آن اطلاعات به دست می آوریم.
این کتاب به سه قسمت تقسیم شده است. در اولین مقاله ، "فرو ریختن زمان" ، روولی سعی دارد نشان دهد که چگونه تئوری های فیزیک مستقر ایده های عقل سلیم ما را از بین می برند. انیشتین به ما نشان داد که زمان فقط بعد چهارم است و هیچ چیز خاصی در مورد "اکنون" وجود ندارد. "گذشته" و "آینده" همیشه به خوبی تعریف نشده اند. قابلیت انعطاف پذیری فضا و زمان به این معنی است که دو رویداد که از هم دورتر اتفاق می افتند ممکن است حتی در یک مرتبه در صورت مشاهده توسط یک ناظر و در جهت مخالف در صورت مشاهده توسط دیگری مشاهده شوند.
روولی توصیف خوبی از فیزیک کلاسیک نیوتن و لودویگ بولتزمن و فیزیک مدرن از طریق لنزهای اینشتین و مکانیک کوانتوم ارائه می دهد. موازی با ترمودینامیک و نظریه احتمال بیزی وجود دارد ، که هر دو به مفهوم آنتروپی متکی هستند ، و بنابراین ممکن است مورد استفاده قرار گیرد تا استدلال کند که جریان زمان یک ویژگی ذهنی از جهان است ، و نه یک بخش عینی از توصیف فیزیکی.
اما من با جزئیات برخی از اظهارات روولی سر و صدا می کنم. به عنوان مثال ، کاملاً قطعی نیست که فضا-زمان به معنای فضا و زمان در حداقل طول یا دوره (طول یا زمان پلانک) بسته بندی شود ، کوانتیزه شود. در عوض ، درک ما در آن فواصل بسیار اندک است که برای توضیح امور به مکانیک کوانتوم و نسبیت نیاز داریم.
در بخش دوم ، "جهان بدون زمان" ، روولی این ایده را مطرح می کند که رویدادها (فقط یک کلمه برای یک زمان مشخص و مکانی که ممکن است در آن اتفاق بیفتد) ، به جای ذرات یا زمینه ها ، اجزای اصلی تشکیل دهنده جهان هستند. وظیفه فیزیک توصیف روابط بین آن وقایع است: همانطور که روولی اشاره می کند ، "طوفان یک چیز نیست ، بلکه مجموعه ای از وقایع است." در سطح ما ، هر یک از آن وقایع مانند تعامل ذرات در یک موقعیت و زمان خاص به نظر می رسد. اما زمان و مکان در واقع فقط از تعاملات آنها و شبکه علیت بین آنها آشکار می شود.
در بخش آخر ، "منابع زمان" ، روولی چگونگی پیدایش توهمات ما را از جنبه های ترمودینامیک و مکانیک کوانتوم بازسازی می کند. او استدلال می کند که درک ما از جریان زمان کاملاً به ناتوانی ما در دیدن جهان با تمام جزئیات بستگی دارد. عدم اطمینان کوانتومی به این معنی است که ما نمی توانیم از موقعیت و سرعت همه ذرات در جهان مطلع شویم. اگر می توانستیم ، هیچ آنتروپی و گره گشایی از زمان وجود نخواهد داشت. روولی این "فرضیه زمان حرارتی" را با آلن کن ریاضیدان فرانسوی آغاز کرد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
👍1
گویند: بهشت و حور و کوثر باشد
جوی می و شیر و شهد و شکر باشد
پر کن قدح باده و بر دستم نه
نقدی ز هزار نسیه بهتر باشد.
#خیام
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
جوی می و شیر و شهد و شکر باشد
پر کن قدح باده و بر دستم نه
نقدی ز هزار نسیه بهتر باشد.
#خیام
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
ماری کوری با نام کامل ماریا اسکودوسکا کوری Marie Skłodowska-Curie؛ " ۷ نوامبر ۱۸۶۷ – ۴ ژوئیه ۱۹۳۴" یا ماریا سالومیا کوری که همچنین به نام مادام کوری نیز شناخته میشود،فیزیکدان و شیمیدان لهستانی-فرانسوی و از پیشگامان پژوهش در زمینه رادیواکتیویته بود. ماری در سال ۱۹۰۳ به طور مشترک با همسرش، پیر کوری و فیزیکدانی بهنام هانری بکرل، موفق به کسب جایزه نوبل در فیزیک شد. پس از آن و در سال ۱۹۱۱ او موفق شد که یک بار دیگر جایزه نوبل را این بار در زمینه شیمی و بهتنهایی کسب کند. او اولین زنی بود که موفق به کسب جایزه نوبل شد و همچنین اولین فردی بود که توانست جایزه نوبل در دو زمینه مختلف علمی را دریافت کرد. ماری یکی از اعضای خانواده کوری بود که در مجموع موفق به کسب شش جایزه نوبل شدند. او همچنین اولین زنی بود که موفق به کسب کرسی استادی دانشگاه در دانشگاه پاریس شد و در سال ۱۹۹۵ تبدیل به اولین زنی شد که به پاس شایستگیها و دستاوردهایش در پانتئون دفن شد.
از جمله افتخارات مادام کوری : وی تنها کسی است موفق به دریافت نوبل در دو رشته مختلف (شیمی و فیزیک) شده است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
از جمله افتخارات مادام کوری : وی تنها کسی است موفق به دریافت نوبل در دو رشته مختلف (شیمی و فیزیک) شده است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
تله پورت کوانتومی Quantum teleportation
فرایند جابجایی یک کوبیت (واحد پایهٔ اطلاعات کوانتومی) از یک محل به محل دیگر بدون پیمایش فاصلهٔ بین آن دو محل است. این فرایند در انتقال اطلاعات کوانتومی قابل استفاده است .
▪پژوهشگران دانشگاه فناوری دلفت هلند در ماه مه ۲۰۱۴ برای نخستینبار موفق به دورنوردی اتمها بین دو نقطه در فاصله ۳ متری از یکدیگر شدند که میتواند به معنای امکانپذیر بودن دوربری انسان در آینده باشد. در این پژوهش، اطلاعات رمزگذاری شده به ذرات زیراتمی را بین دو نقطه در فاصله ۳ متری از یکدیگر با دقت ۱۰۰ درصدی منتقل کردند؛ اطلاعات به راحتی از یک سمت به سمت دیگر منتقل شد و هیچ عاملی نتوانست این فرایند را مختل کند. این دستاورد نخستین گام برای توسعه شبکههای شبهاینترنت بین رایانههای کوانتومی فوقسریع محسوب میشود.
▪دانشمندان چینی یک ذره را بدون عبور از فضای فیزیکی به مدار زمین فرستادند
دانشمندان چینی موفق شدند یک ذره را به صورت تلهپورت یا دورنوردی یعنی به شکلی که ذره از فضای فیزیکی عبور نکرده، از زمین به مدار زمین ارسال کردند.
به گزارش BusinessInsider، سالهای نه چندان دور، دانشمندان حدس زدند که تلهپورت یا دورنوردی از طریق فیزیک کوانتوم امکانپذیر است و از آن زمان به بعد، این فرایند تبدیل به یک عملیات استاندارد در آزمایشگاههای اپتیک کوانتومی در جهان شدهاست. سال گذشته، دو تیم جداگانه توانستند اولین تلهپورت کوانتومی را در خارج از آزمایشگاه انجام دهند. هماکنون دانشمندان چینی این فرایند را در چندین مرحله انجام دادهاند: آنها باموفقیت یک فوتون را از زمین به ماهوارهای که بیش از ۵۰۰ کیلومتر از ما فاصله دارد را منتقل کردند، بدون اینکه این ذره از فضای فیزیکی بگذرد.
این ماهواره که «میسیوس» (Micius) نام دارد، یک گیرنده عکس حساس به نور است که حالات کوانتومی تک تک فوتونها را از روی زمین هم تشخیص میدهد. میسیوس به منظور انجام آزمایشهای کوانتومی مثل درهمتنیدگی، رمزنگاری و تلهپورت یا دورنوردی به فضا پرتاب شدهاست.
این آزمایش یکی از نخستین نتایجی است که دانشمندان از تلهپورت تجربه کردند. این تیم چینی نه تنها اولین شیء را از زمین به مدار تلهپورت کردهاست، بلکه اولین شبکه کوانتومی بین زمین و ماهواره را ایجاد کرد که توانست رکورد مسافت انتقال فوتون در همتنیده را به نام خود ثبت کند.
#تلهپورت_کوانتومی
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
فرایند جابجایی یک کوبیت (واحد پایهٔ اطلاعات کوانتومی) از یک محل به محل دیگر بدون پیمایش فاصلهٔ بین آن دو محل است. این فرایند در انتقال اطلاعات کوانتومی قابل استفاده است .
▪پژوهشگران دانشگاه فناوری دلفت هلند در ماه مه ۲۰۱۴ برای نخستینبار موفق به دورنوردی اتمها بین دو نقطه در فاصله ۳ متری از یکدیگر شدند که میتواند به معنای امکانپذیر بودن دوربری انسان در آینده باشد. در این پژوهش، اطلاعات رمزگذاری شده به ذرات زیراتمی را بین دو نقطه در فاصله ۳ متری از یکدیگر با دقت ۱۰۰ درصدی منتقل کردند؛ اطلاعات به راحتی از یک سمت به سمت دیگر منتقل شد و هیچ عاملی نتوانست این فرایند را مختل کند. این دستاورد نخستین گام برای توسعه شبکههای شبهاینترنت بین رایانههای کوانتومی فوقسریع محسوب میشود.
▪دانشمندان چینی یک ذره را بدون عبور از فضای فیزیکی به مدار زمین فرستادند
دانشمندان چینی موفق شدند یک ذره را به صورت تلهپورت یا دورنوردی یعنی به شکلی که ذره از فضای فیزیکی عبور نکرده، از زمین به مدار زمین ارسال کردند.
به گزارش BusinessInsider، سالهای نه چندان دور، دانشمندان حدس زدند که تلهپورت یا دورنوردی از طریق فیزیک کوانتوم امکانپذیر است و از آن زمان به بعد، این فرایند تبدیل به یک عملیات استاندارد در آزمایشگاههای اپتیک کوانتومی در جهان شدهاست. سال گذشته، دو تیم جداگانه توانستند اولین تلهپورت کوانتومی را در خارج از آزمایشگاه انجام دهند. هماکنون دانشمندان چینی این فرایند را در چندین مرحله انجام دادهاند: آنها باموفقیت یک فوتون را از زمین به ماهوارهای که بیش از ۵۰۰ کیلومتر از ما فاصله دارد را منتقل کردند، بدون اینکه این ذره از فضای فیزیکی بگذرد.
این ماهواره که «میسیوس» (Micius) نام دارد، یک گیرنده عکس حساس به نور است که حالات کوانتومی تک تک فوتونها را از روی زمین هم تشخیص میدهد. میسیوس به منظور انجام آزمایشهای کوانتومی مثل درهمتنیدگی، رمزنگاری و تلهپورت یا دورنوردی به فضا پرتاب شدهاست.
این آزمایش یکی از نخستین نتایجی است که دانشمندان از تلهپورت تجربه کردند. این تیم چینی نه تنها اولین شیء را از زمین به مدار تلهپورت کردهاست، بلکه اولین شبکه کوانتومی بین زمین و ماهواره را ایجاد کرد که توانست رکورد مسافت انتقال فوتون در همتنیده را به نام خود ثبت کند.
#تلهپورت_کوانتومی
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎