کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
#متافیزیک #مابعدالطبیعہ

مابَعدالطبیعه یا متافیزیک یا متاگیتیک شاخه‌ای از فلسفه است که به پژوهش دربارهٔ چیستی و کُنه وجود، زندگی و جهان به عنوان یک کل می‌پردازد. متافیزیک را ریشہ نه! #خاستگاه فلسفه می‌دانند؛ بدین معنا که فیلسوفان نخستین عمدتاً به این حوزه از فلسفه می‌پرداخته‌اند. در فلسفهٔ معاصر، به مباحث مابعدالطبیعی با شَکّاکیت بسیار نگریسته‌اند.

مسائل کهن مابعدالطبیعہ

مسائلی که در این شاخهٔ فلسفه مطرح اند را می‌توان به سه دستهٔ اصلی تقسیم کرد:

_مسائلی که در باب چیستی خدا و هستی هستند؛ همچون هستی‌شناسی، وجود خدا و عدم وجود خدا.

_مسائلی که در باب چیستی انسان هستند؛ همچون جبر و اختیار


اعتبار مابعدالطبیعہ

یکی از نکات مهمی که بعضاً مورد غفلت قرار می‌گیرد، مسئلهٔ اعتبار مابعدالطبیعه است؛ یعنی بود و نبودش محل بحث و گفتگوی فیلسوفان است. بر این اساس می‌توان فیلسوفان را به دو دسته مابعدالطبیعی مثبت و مابعدالطبیعی انتقادی تقسیم کرد.

مابعدالطبیعهٔ #مثبت، نظام‌های مابعدالطبیعی

از دیرباز، فیلسوفان مابعدالطبیعی مثبت کوشیده‌اند با طرح نظام‌هایی مابعدالطبیعی، به ترسیم تصویری ذهنی کلی از جهان بپردازند.

مابعدالطبیعهٔ #انتقادی

باید گفت متافیزیک یا مابعدالطبیعهٔ برای استناد دو چیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. در معنای نخست، متافیزیک به طبیعت بنیادین واقعیت و متعاقباً اصول بنیادینی که می‌توانند پایه‌ای برای طبیعت آن واقعیت به‌شمار آیند، می‌پردازد.

دومین مفهوم متافیزیک، معنایی است که ایمانوئل کانت برای آن قائل است که عبارت است از اکتشاف آن چیزی که شرایط ضروری برای برخورداری ما از هر گونه تجربه در حالت کلی را فراهم می‌آورد. در فلسفهٔ معاصر، خصوصاً پس از فلسفهٔ انتقادی ایمانوئل کانت، به مباحث مابعدالطبیعی با شکٌاکیت بسیار نگریسته‌اند.  فیلسوفان مابعدالطبیعه انتقادی، به مرز محدودیت‌های تفکٌر مابعدالطبیعی توجه می‌کنند. می‌توان یکی از مشهورترین استدلال‌هایی را که گزاره‌های مابعدالطبیعی را بی معنا می‌داند، این گونه خلاصه کرد که تنها گزاره‌های تجربی و گزاره‌های تحلیلی معنا دارند؛ اما گزاره‌های مابعدالطبیعی نه تجربی هستند، نه تحلیلی، پس بی معنایند. گزاره‌های تجربی، گزاره‌هایی هستند که با مشاهده و آزمایش قابل ابطال باشند؛ و گزاره‌های تحلیلی، گزاره‌هایی هستند که نقیضشان با خودشان متناقض باشد.

فیلسوفان و دانشمندان مشهور منتقد متافیزیک

از فیلسوفان انگلیسی: دیوید هیوم، برتراند راسل، جان استوارت میل، جرج اسمیت، جرج ادوارد مور، پل دیراک، استیون هاوکینگ،فرانسیس کریک، جولیان هاکسلی

از فیلسوفان آلمان: کارل مارکس، فردریش انگلس، لودویگ فویرباخ،ایمانوئل کانت ،آلبرت اینشتین ،آرتور شوپنهاوئر، مارتین هایدگر،زیگموند فروید، فریدریش نیچه، ارنست مایر

از فیلسوفان فرانسوی:ژان ژاک روسو، ژان پل سارتر، امیل دورکیم،آگوست کنت، میشل فوکو، پیر سیمون لاپلاس

از فیلسوفان سایر ملل:نوآم چامسکی، ادموند هوسرل، لودویگ ویتگنشتاین، ویلیام جیمز، توماس کوهن، ماری کوری ،انریکو فرمی،میخائیل باکونین، جان سرل ،ولادیمیر لنین، ایوان پاولف، ریچارد فاینمن، جیمز واتسون


منبع ویکی پدیای فلسفه مابعد الطبیعه
_

اما از
جمله فیلسوفان! طرفدار مابعد الطبیعه مثبت میتوان #حسن_رحیم‌پور_ازغدی را نام برد که بنا بر نقلی از وی " علوم به دو دسته طبیعه و مابعدالطبیعه دسته بندی میشوند"

نخست باید علم را تعریف کرد بنا بر تعریف آکادمیک و جهانی هر پدیده مبتنی بر روش مندی علمی (مشاهده و آزمایش ) باشد را science نام است که در ترجمه های فارسی علم نام میگیرد.

اما دانستنی ها تنها به ساینس محدود نمیشود ، دانش  Knowledge آشنایی، آگاهی، یا درک فرد یا چیزی مانند حقایق، اطلاعات، شرح و یا مهارت‌ها است که از طریق تجربه یا آموزش از طریق ادراک، کشف یا یادگیری به دست می‌آید.

نتیجه گیری :

با این وصف مع الاسف : #مابعدالطبیعہ بعنوان شاخه ای از فلسفه که اتفاقا فیلسوفان معاصر مخالف بسیاری دارد هرگز science(علم) نیست و با فرض محال میتواند knowledge (دانش) نام بگیرد .

برای یک زندگی سالم باید شارلاتان شناس خوبی باشید.


🆔 @phys_Q
👍1
از علم برتر ، #متد_علمی است ، در نگاه علّی علم بدون روشمندی علمی فاقد ارزش است.


#میدان_هیگز

t.me/higgs_field
معادلهٔ شرودینگر ( Schrodinger equation)
معادله‌ای است که چگونگی تغییر حالت کوانتومی یک سامانه فیزیکی با زمان را توصیف می‌کند. این معادله در اواخر سال ۱۹۲۵ فرمول بندی شد و در سال ۱۹۲۶ توسط فیزیکدان اتریشی اِروین شرودینگر منتشر شد.

معادله وابسته به زمان شرودینگر (عمومی) (برای تک ذره؛غیرنسبیتی)

که m جرم ذره، V انرژی پتانسیل آن، 2∇ لاپلاسین و Ψتابع موج است (که با دقت بیشتر، در این متن، تابع موج فضا مکان نامیده می‌شود). به عبارت دیگر این معادله می‌تواند اینگونه توصیف شود :
"انرژی کل برابر است با انرژی جنبشی بعلاوه انرژی پتانسیل"

معادله وابسته به زمان شرودینگر (عمومی) (کُلی)

که Ψ تابع موج سیستم کوانتومی، i واحد موهومی، ħ ثابت کاهیده پلانک ، انرژی کل به ازای هر تابع موج داده شده را مشخص می‌کند و شکل‌های مختلفی را بسته به شرایط، به خود می‌گیرد. معروفترین نمونه آن معادله غیر نسبیتی شرودینگر برای ذره‌ای که در میدان الکتریکی در حال حرکت است، می‌باشد (بین میدان الکتریکی و مغناطیسی تفکیک قایل میشویم).

#میدان_هیگز

t.me/higgs_field
👍2
اگر گمان می کنید که جهان همان است که در برابر چشمان تان است ، سخت در اشتباهید ..!


چشمان ما فقط واسطه ای حساس به طیف باریکی از امواج الکترومغناطیسی (نور مرئی ) هستند که برای ادراک مبتنی بر مشاهده هستی بکار میرود .

حتی ریاضیات نیز واسطه ای محاسباتی برای ادراک مبتنی بر محاسبه هستی بکار میرود .

"اما حقیقت جهان همان هست که هست و ما انسانها چون جلبک های کف جوی از وجودش بی خبریم "

#میدان_هیگز

t.me/higgs_field
این چرخِ فلک که ما در او حیرانیم
فانوس خیال از او مثالی دانیم

خورشید چراغ دان و عالم فانوس
ما چون صُوَریم کاندر او گردانیم.

#خیام
#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◾️الگوی تداخل امواج:
اما اکنون که نور عبور کرده از دو شکاف را اگر بررسی کنیم متوجه میشویم که روی صفحه دوم دو مولفه اصلی و چندین مولفه ی ضعیف تر نقش بسته این مطلب را الگوی تداخل امواج می نامند .در واقع اگر نور درینجا الگوی ذره ای داشت تنها باید دو باریکه ی نور از این دو شکاف عبور کند ‌.

در الگوی تداخلی امواج در جایی که امواج در یک فاز قرار دارند الگوی تداخل سازنده و در جایی که در فاز مخالف هستند الگوی تداخل از بین برنده نام دارد.

◾️در واقع از آزمایش ساده ی یانگ، یک مفهوم بسیار پیچیده اثبات می شود: تابش الکترومغناطیس دارای ماهیت موجی است.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
چون آمدنم به من نبد روز نخست
وین رفتن بی مراد عزمیست درست

برخیز و میان ببند ای ساقی چست
کاندوه جهان به می فرو خواهم شست.

#خیام

#میدان_هیگز

t.me/higgs_field
روزیست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد
ابر از رخ گلزار همی شوید گرد

بلبل به زبان پهلوی با گل زرد
فریاد همی زند که: می باید خُوَرد!

#خیام
*بلبل شاعر است و خُوردن در زبان پهلوی خُوَردن می باشد .

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
سرعت نور همواره ثابت است و مستقل از #ناظر و #مرجع ، سرعت نور در خلأ یک ثابت جهانی و دقیقاً برابر با ۲۹۹٬۷۹۲٬۴۵۸ متربر ثانیه است. 

منبع تابش فوتون چه متحرّک باشد و چه ثابت ، هیچ تاثیری بر سرعت فوتون نخواهد گذاشت و همواره سرعت فوتون برابر با c خواهد بود.

تفاوت فوتون تابشی از منبع ثابت با فوتون تابشی از منبع متحرک نه در سرعت بلکه در میزان انرژی فوتون خلاصه میشود . که در صورت افزایش انرژی فوتون #انتقال_آبی و در صورت کاهش انرژی فوتون #انتقال_سرخ رخ میدهد به همین دلیل سرعت فوتون حد بالای سرعت در قوانین فیزیک در نظر گرفته میشود و رابطه هم ارزی جرم و انرژی :
E =mc^2

از همین مطلب استخراج شده است. اما پاسخ به اینکه چرا هیچ جرمی نمیتواند از سرعت نور تجاوز کند یا حتی به آن برسد ، بر اساس رابطه بالا برای اینکه جرمی به سرعت نور برسد نیازمند بی نهایت انرژی است که درین صورت جرم آن نیز به بی نهایت تبدیل میشود.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field

#نئاندرتال

شواهد جدید هم نشان میدهد که احتمالا نئاندرتال ها عمدا مردگان خود را دفن میکرده‌اند

از برخی خبرها نمیتوان به سادگی گذشت و خود‌به‌خود مارا به فکر وا میدارند؛ آیا نئاندرتال ها هم فرهنگ خاکسپاری داشته اند ؟ تدفین نوآوری ماست یا آنها هم چنین عملی را انجام‌میداده اند؟
محققان با استفاده از معیارهای مختلف نشان داده اند که یک کودک نئاندرتال ، احتمالاً حدود 41000 سال پیش ، در محل Ferrassie (Dordogne ، فرانسه) به خاک سپرده شده است.
نشانه هایی به نفع فرضیه اول یعنی دفن مردگان از طرف نئاندرتال ها وجود دارد اما برخی دانشمندان همچنان تردید دارند.


مطالعه آنها در ژورنال Scientific Reports در تاریخ 9 دسامبر 2020 منتشر شده است.

دهها اسکلت دفن شده نئاندرتال در اوراسیا کشف شده است ، که باعث می شود برخی دانشمندان نتیجه بگیرند که آنها نیز مانند ما ، مردگان خود را دفن کردند با این حال ، با توجه به این که اکثر اسکلت ها در آغاز قرن بیستم یافت شده اند و با استفاده از تکنیک های مدرن باستان شناسی حفاری نشده اند ، سایر کارشناسان تردید دارند که آنها دفن شده باشند.
یک تیم بین المللی به سرپرستی آنتوان بالزو (CNRS و موزه ملی ملی طبیعت فرانسه ، فرانسه) و آسیر گومز-اولیونسیا (دانشگاه کشور باسک ، اسپانیا) به تحلیل اسکلت انسانی یکی از معروف ترین مکانهای نئاندرتال در فرانسه به نام the La Ferrassie rock shelter, Dordogne پرداخته اند.

پس از کشف شش اسکلت نئاندرتال در آغاز قرن بیستم ، هفتمین نئاندرتال یک کودک دو ساله بود که در ۱۹۷۰ کشف شد. برای تقریباً نیم قرن ، مجموعه های مرتبط با این نمونه در بایگانی موزه d'archéologie nationale مورد بهره برداری قرار نگرفت.

به تازگی ، یک تیم، که توسط این دو محقق جمع شده بود ، دفترچه های حفاری را دوباره باز کرده و مواردی را بررسی کردند و 47 استخوان جدید انسان را که در حین حفاری شناسایی نشده اند و بدون شک به همان اسکلت تعلق دارند ، شناسایی کردند. دانشمندان همچنین تجزیه و تحلیل کاملی از استخوان ها انجام دادند: وضعیت نگهداری ، مطالعه پروتئین ها ، ژنتیک ، قدمت و غیره. آنها به امید یافتن قطعات بیشتری از اسکلت به این سایت حفاری بازگشتند. اگرچه هیچ استخوان جدیدی کشف نشده است ، اما آنها با استفاده از دفترچه های پیشینیان خود قادر به بازسازی و تفسیر توزیع فضایی بقایای انسان و استخوان های حیوانات نادر بوده اند.

محققان نشان دادند که اسکلت در لایه ای رسوبی که به سمت غرب متمایل بود (سر ، از شرق بالاتر از لگن بود) دفن شده است ، در حالی که سایر لایه های چینه ای این سایت به سمت شمال شرقی تمایل دارند. بررسی ها نشانگر دفن سریع آنها پس از مرگ است. سرانجام ، قدمت یک استخوان کوچک ، که توسط پروتئین ها به عنوان انسان شناخته شده و با DNA میتوکندریایی آن به عنوان نئاندرتال شناخته شده است ، مستقیماً با استفاده از کربن 14 مشخص شد :41000 سال.
این امر آن را به یکی از جدیدترین بقایای باقی مانده نئاندرتال تبدیل می کند.

این اطلاعات جدید ثابت می کند که جسد این کودک دو ساله نئاندرتال در حدود 41000 سال پیش به صورت هدفمند در گودالی حفر شده در یک لایه رسوبی ، دفن شده است. با این حال ، تحقیقات و کشف بیشتر برای درک بهتر قدمت و گسترده‌ی جغرافیایی شیوه های تدفین در نئاندرتال ها لازم خواهد بود.

ترجمه سام آریامنش

#میدان_هیگز

t.me/higgs_field
معادله میدان انیشتین

معادلات میدان اینشتین (EFE) یا معادلات اینشتین، معادلات تنسوری است که آلبرت اینشتین برای اولین بار در سال ۱۹۱۵ در نظریه نسبیت عام خود برای تشریح مبانی اساسی برهمکنش های گرانشی که در نتیجه انحنای فضا-زمان توسط ماده یا انرژی به وجود می‌آیند ارائه داده‌است.

حل این معادلات برای نواحی بدون جرم یا انرژی (خلاء) منجر به متریک شوارتزشیلد و برای نواحی جرم دار (درون ستاره ای) منجر به معادله تولمن-اوپنهایمر-ولکوف می‌شود.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
The True Nature of Matter and Mass | Space Time | PBS Digital Studios

#بدون_زیرنویس
ماهیت واقعی جرم و ماده (توضیح اینکه انرژی محبوس چگونه رفتار جرم گونه نشان میدهد)

📌@higgs_field
.


🔺کنفرانس سلوی ۱۹۲۷ یکی از ماندگارترین عکس های تاریخ فیزیک




📌 @HIGGS_FIELD


.
اجرام که ساکنان این ایوانند
اسباب تردد خردمندانند

هان تا سر رشته خرد گم نکنی
کانان که مدبرند سرگردانند!


#خیام
#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
1
چون نیست مقام ما در این دهر مقیم
پس بی می و معشوق خطایی است عظیم

تا کی ز قدیم و محدث امیدم و بیم؟
چون من رفتم، جهان چه محدث چه قدیم!

#خیام
#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
خواه 9% خواه 99% مردم #فرگشت را بپذیرند، فرقی نمی کند.
حقیقت دموکراسی نیست .


#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
الگوی فیزیک - با کنش متقابل داده ها ، قدرتمند ترین - نظریه و پیش بینی در علم است." – جفری وست

یکی از بزرگترین دستاوردهای علمی اوایل قرن 20 کشف جهان در حال انبساط بود: با گذشت زمان ، کهکشانهای دوردست از ما فاصله می گیرند ، زیرا فضای بین ما مطابق نسبیت عام انیشتین گسترش می یابد. در اواسط قرن بیستم ، ایده بسیار خوبی مطرح شد که اگر جهان امروز بزرگتر و سردتر می شود ، در گذشته کوچکتر ، گرمتر و متراکم تر بوده است اما طرح مهبانگ پیش بینی هایی را مطرح میکند:

یک شبکه کیهانی عالی وجود دارد ، با ساختارهای کوچک ، متوسط ​​و بزرگ در برخی الگوها ،

یک تابش باقی مانده از اوایل جهان CMB وجود دارد ، که تا چند درجه بالای صفر مطلق سرد می شود ،

و ایزوتوپهای مختلف هیدروژن ، هلیوم و لیتیوم ، نسبتهای سبكی در بین شبکه کیهانی و جداره های CMB وجود دارد.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
#انقلاب_کوانتومی_دوم

در مصاحبه ی زیر، پروفسور رینر بلات (Rainer Blatt)، فیزیکدان اتریش-آلمانی تبار مشهوری که در زمینه ی اپیتک کوانتومی کار می کند؛ در مورد تحول عظیم ناشی از تکنولوژی های کوانتومی که از آن به عنوان انقلاب کوانتومی دوم یاد می شود، صحبت می کند. بلات، شک ندارد که تکنولوژی های کوانتومی با شتاب زیادی در حال پبشرفت هستند و به سمت یک انقلاب تکنولوژیکی پیش می روند. او معتقد است تکنولوژی های کوانتومی، موتور نوآوری علم، اقتصاد و علوم اجتماعی قرن ۲۱ خواهند بود و در این راه، هیچ مانعی وجود ندارد. نمونه های اولیه ی آزمایشگاهی نشان داده اند که گستردگی و تنوع تکنولوژی های کوانتومی، چقدر زیاد است. آنها در زمینه های سنجش، محاسبات و شبیه سازی ها، بسیار کاربردی هستند، اما بودجه های کلانی برای پیشرفت این تکنولوژیها لازم است.

سوال اول: انقلاب کوانتومی اول در واقع همان بنیان های فیزیکی برای پیشرفت های عظیمی مانند چیپ های کامپیوتری، لیزرها، تصویربرداری رزونانسی مغناطیسی (MRI) و تکنولوژی های ارتباطی مدرن است. اما حالا محققان در مورد ظهور انقلاب کوانتومی دوم صحبت می کنند. این دقیقا به چه معناست؟

چیزی که به عنوان انقلاب کوانتومی دوم شناخته می شود، در واقع استفاده از مزایای پدیده ی درهم تنیدگی کوانتومی است. درهم تنیدگی یک پدیده ی طبیعی است که محققان در اوایل دهه ی ۱۹۳۰، آن را شناسایی کردند. تاکنون، تمام تکنولوژی های که شما ذکرکردید، قدرت خود را از ویژگی موجی و پدیده ی همراه آن، یعنی دوگانگی موج-ذره بدست می آوردند و حالا بدون آنها، انجام بسیاری از آزمایش های ما، ممکن نخواهد بود. اما در مقابل، ماهیت درهم تنیدگی که حدود ۸۵ سال پیش شناخته شد، طی ۴۰ سال پیش و تنها به طور آزمایشگاهی (مبتنی بر یافته های جان بل در دهه ی ۱۹۶۰) بررسی شده است. امروزه درهم تنیدگی، پایه و اساس کاربردهای بالقوه ی جدیدی مانند ارتباطات کوانتومی، سنجش کوانتومی و محاسبات کوانتومی به حساب می آید. انقلاب کوانتومی دوم ، به معنای درک و کاربرد این امکانات جدید است.

سوال دوم: چقدر طول خواهد کشید تا انقلاب کوانتومی دوم ،کاربرد پبدا کرده و محصولات قابل توجه و مهمی را تولید کند؟

در حال حاضر، تکنولوژی های کوانتومی در زمینه ی ارتباطات کوانتومی، در دسترس هستند، به این معنا که چنین دستگاه هایی را میتوان خریداری کرد و به صورت تجاری استفاده نمود. استفاده از درهم تنیدگی ماده (نه فقط برای فوتون ها)، باعث تولید سنسورهای بسیار حساس تر و سریع تر، خواهد شد که خود منجر به تولید پردازنده های کوانتومی کوچک و سپس بزرگ خواهد شد. پردازنده های کوانتومی، در ابتدا برای حل کردن چند مسئله ی خاص (اما مهم) به کار خواهند رفت، اما در آینده ی دورتر برای محاسبات جهانی هم استفاده خواهند شد. مانع مهمی برای توسعه ی تکنولوژی های کوانتومی وجود ندارد. از طرفی، همانطور که تکنولوژی های کوانتومی، قابل دسترس تر می شوند، ایده های استفاده و کاربرد آنها هم به سرعت رشد خواهد کرد.

سوال سوم: انقلاب کوانتومی دوم ، چه اثراتی روی جوامع و اقتصاد آنها خواهد داشت؟

در ابتدا، چنین تکنولوژی هایی منجر به کاربردهای محاسباتی پیشرفته خواهند شد که پیوسته باعث پیشرفت علوم می شوند. در حال حاضر  پیش بینی اثر انقلاب کوانتومی دوم روی جوامع و اقتصاد آنها، کمی مشکل است. این موقیعت دقیقا مانند زمانی است که با ورود لیزر، تحولی پدید آمد که به هیچ وجه، قابل پیش بینی نبود. در اوایل دهه ی ۱۹۶۰، لیزر هنوز به عنوان راه حلی برای برای یک مسئله ی نامعلوم، دیده میشد. امروز و تنها بعد از ۵۰ سال، لیزرها، بخش ضروری زندگی ما شده اند. من انتظار دارم تکنولوژی های کوانتومی مشابه با ماجرای لیزرها، چنین جایگاه شگفت انگیزی پیدا کنند.

سوال چهارم: آیا انقلاب کوانتومی دوم فقط روی کشورهای توسعه یافته یا مناطقی از دنیا که روی پژوهش های پیشرفته کار می کنند، تاثیر خواهد گذاشت؟

در نهایت، همه از تکنولوژی های کوانتومی، بهره مند خواهند شد، اما ذرست مثل تمام پیشرفت ها، فقط کشورها و مناطقی که در ابتدای کار، در توسعه و پیشرفت این تکنولوژی ها، نقش داشته باشند، از مزیت های آن به طور تجاری، بهره مند خواهند شد. ما در چند دهه ی آینده، به پژوهش های عالی و پیشرفته نیاز خواهیم داشت، و این نیازمند سرمایه گذاری عظیمی در این زمینه است.
برگرفته از: phys.org

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field