◾️اگر تابش هاوکینگ از یک سیاهچاله بزرگ را که در نتیجه رُمبش یک ستاره به وجود آمده است اندازهگیری کنیم، ناامید خواهیم شد. دمای سطح سیاهچالهای به این بزرگی، کمتر از یک میلیونیم درجه بالاتر از صفر مطلق خواهد بود. هر قدر سیاهچاله بزرگتر باشد، دمای آن کمتر است. استیون هاوکینگ میگوید، «سیاهچالهای با جرم ده برابر خورشید، ممکن است چند هزار فوتون در ثانیه گسیل دارد، ولی این فوتونها طول موجی به اندازه سیاهچاله خوهاند داشت و انرژی آنها آنقدر کم خواهد بود که آشکارسازی آنها ممکن نیست». مطلب را میتوان اینطور بیان کرد: هرقدر جرم زیادتر باشد، سطح افق رویداد بزرگتر، هرچه سطح افق رویداد بزرگتر باشد، آنتروپی بیشتر است. هرچه آنتروپی بیشتر باشد دمای سطح و آهنگ گسیل کمتر است.
◾️با این حال، هاوکینگ، خیلی زود، در سال 1971 نظر داد که نوع دیگری از سیاهچاله وجود دارد: سیاهچالههای خیلی ریز که جالبترین آنها به انداز هسته اتم است. این سیاهچالهها بهطور قطع منفجر میشوند و تابش میکنند. به یاد داشته باشیم که هر قدر سیاهچاله کوچکتر باشد، دمای سطح آن بیشتر است. هاوکینگ در مورد این سیاهچالههای بسیار ریز میگوید: « این سیاهچالهها را به زحمت میتوان سیاه نامید: آنها در حقیقت داغ و سفیدند.
◾️در مکانیک کلاسیک سیاه چاله ها سیاه هستند اما در مکانیک کوانتومی سیاه چاله ها تابش می کنند و این چیزی است که نخستین بار هاوکینگ مطرح کرد:
Classically, black holes are black.
Quantum mechanically, black holes radiate, with a radiation known as Hawking radiation, after the British physicist Stephen Hawking who first proposed it.
◾️تابش هاوکینگ یک تابش جسم سیاه است که تابع درجه حرارت آن است که از رابطه زیر تبعیت می کند:
Hawking radiation has a blackbody (Planck) spectrum with a temperature T given by
kT = hbar g / (2 pi c) = hbar c / (4 pi rs)
where k is Boltzmann's constant, hbar = h / (2 pi) is Planck's constant divided by 2 pi, and g = G M / rs2 is the surface gravity at the horizon, the Schwarzschild radius rs, of the black hole of mass M. Numerically, the Hawking temperature is T = 4 ?nbsp;10-20 g Kelvin if the gravitational acceleration g is measured in Earth gravities (gees).
The Hawking luminosity L of the black hole is given by the usual Stefan-Boltzmann blackbody formula
L = A sigma T^4
where A = 4 pi rs2 is the surface area of the black hole, and sigma = pi2 k4 / (60 c2 hbar3) is the Stefan-Boltzmann constant. If the Hawking temperature exceeds the rest mass energy of a particle type, then the black hole radiates particles and antiparticles of that type, in addition to photons, and the Hawking luminosity of the black hole rises to
L = A (neff / 2) sigma T^4
where neff is the effective number of relativistic particle types, including the two helicity types (polarizations) of the photon.
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
◾️با این حال، هاوکینگ، خیلی زود، در سال 1971 نظر داد که نوع دیگری از سیاهچاله وجود دارد: سیاهچالههای خیلی ریز که جالبترین آنها به انداز هسته اتم است. این سیاهچالهها بهطور قطع منفجر میشوند و تابش میکنند. به یاد داشته باشیم که هر قدر سیاهچاله کوچکتر باشد، دمای سطح آن بیشتر است. هاوکینگ در مورد این سیاهچالههای بسیار ریز میگوید: « این سیاهچالهها را به زحمت میتوان سیاه نامید: آنها در حقیقت داغ و سفیدند.
◾️در مکانیک کلاسیک سیاه چاله ها سیاه هستند اما در مکانیک کوانتومی سیاه چاله ها تابش می کنند و این چیزی است که نخستین بار هاوکینگ مطرح کرد:
Classically, black holes are black.
Quantum mechanically, black holes radiate, with a radiation known as Hawking radiation, after the British physicist Stephen Hawking who first proposed it.
◾️تابش هاوکینگ یک تابش جسم سیاه است که تابع درجه حرارت آن است که از رابطه زیر تبعیت می کند:
Hawking radiation has a blackbody (Planck) spectrum with a temperature T given by
kT = hbar g / (2 pi c) = hbar c / (4 pi rs)
where k is Boltzmann's constant, hbar = h / (2 pi) is Planck's constant divided by 2 pi, and g = G M / rs2 is the surface gravity at the horizon, the Schwarzschild radius rs, of the black hole of mass M. Numerically, the Hawking temperature is T = 4 ?nbsp;10-20 g Kelvin if the gravitational acceleration g is measured in Earth gravities (gees).
The Hawking luminosity L of the black hole is given by the usual Stefan-Boltzmann blackbody formula
L = A sigma T^4
where A = 4 pi rs2 is the surface area of the black hole, and sigma = pi2 k4 / (60 c2 hbar3) is the Stefan-Boltzmann constant. If the Hawking temperature exceeds the rest mass energy of a particle type, then the black hole radiates particles and antiparticles of that type, in addition to photons, and the Hawking luminosity of the black hole rises to
L = A (neff / 2) sigma T^4
where neff is the effective number of relativistic particle types, including the two helicity types (polarizations) of the photon.
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
▪حتماً توجه کردهاید که وقتی قایقی با سرعت نسبتاً بالا (بیش از سرعت امواج سطحی آب) در یک دریاچه آرام حرکت میکند، پشت سرش موج مثلثی شکلی منتشر میشود. تابش چرنکوف پدیدهای کمابیش مشابه است. وقتی ذره بارداری در محیط ماده با سرعت بیش از سرعت نور در این ماده حرکت کند، تابشی از آن ساطع میشود که به تابش چرنکوف معروف است. این تابش به صورت همسانگرد ساطع نمیشود، بلکه مشابه همان موج پشت سر قایق در یک مخروط (در اینجا مسئله سه بعدی است) منتشر میشود.
اگر یک ذره باردار چه در خلأ و چه در محیط ماده شتاب بگیرد، موج الکترومغناطیسی ساطع میکند. پدیده چرنکوف به غیر از آن است. اولاً تابش چرنکوف تنها در محیط ماده صورت میگیرد. در ثانی برای تابش چرنکوف نیازی به شتاب نیست و اگر سرعت ذره باردار ثابت بماند، باز هم تابش چرنکوف اتفاق میافتد (انرژی تابش را محیط ماده فراهم میسازد).
تابش چرنکوف پدیدهای کاملاً شناخته شده است و در آشکارسازی ذرات به خصوص نوترینوها به طور وسیع مورد استفاده قرار میگیرد. البته نوترینوها خودشان بار الکتریکی ندارند، اما پس از وارد شدن به محیط ماده (مثل آب یا یخ) میتوانند ذرات باردارتولید نمایند.
▪اشعه چرنکوف (به انگلیسی: Čerenkov (Cherenkov) Radiation) تشعشعی است که بر اثر حرکت یک ذره باردار در مادهدیالکتریک با سرعت فاز بیش از سرعت فاز نور در آن ماده دیالکتریک حرکت کند؛ تابش میشود. این مفهوم به نام پاول چرنوکوف نامگذاری شدهاست. این اثر همچنین تابش واویلف-چرنکوف (Vavilov-Cherenkov) نیز نامیده میشود
▪سرعت فاز یک موج، نرخ انتقال فاز آن موج در فضا است. این سرعت در هر فاز برای فرکانسهای مختلف یک موج قابل تعریف است. برای هر فرکانس خاص می توان سرعت فاز یک فاز مشخص(مثلا قله موج) را محاسبه کرد.
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
اگر یک ذره باردار چه در خلأ و چه در محیط ماده شتاب بگیرد، موج الکترومغناطیسی ساطع میکند. پدیده چرنکوف به غیر از آن است. اولاً تابش چرنکوف تنها در محیط ماده صورت میگیرد. در ثانی برای تابش چرنکوف نیازی به شتاب نیست و اگر سرعت ذره باردار ثابت بماند، باز هم تابش چرنکوف اتفاق میافتد (انرژی تابش را محیط ماده فراهم میسازد).
تابش چرنکوف پدیدهای کاملاً شناخته شده است و در آشکارسازی ذرات به خصوص نوترینوها به طور وسیع مورد استفاده قرار میگیرد. البته نوترینوها خودشان بار الکتریکی ندارند، اما پس از وارد شدن به محیط ماده (مثل آب یا یخ) میتوانند ذرات باردارتولید نمایند.
▪اشعه چرنکوف (به انگلیسی: Čerenkov (Cherenkov) Radiation) تشعشعی است که بر اثر حرکت یک ذره باردار در مادهدیالکتریک با سرعت فاز بیش از سرعت فاز نور در آن ماده دیالکتریک حرکت کند؛ تابش میشود. این مفهوم به نام پاول چرنوکوف نامگذاری شدهاست. این اثر همچنین تابش واویلف-چرنکوف (Vavilov-Cherenkov) نیز نامیده میشود
▪سرعت فاز یک موج، نرخ انتقال فاز آن موج در فضا است. این سرعت در هر فاز برای فرکانسهای مختلف یک موج قابل تعریف است. برای هر فرکانس خاص می توان سرعت فاز یک فاز مشخص(مثلا قله موج) را محاسبه کرد.
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
▪پایان عصر فیزیک کلاسیک
پارت اول:
https://t.me/higgs_field/1832
پارت دوم:
https://t.me/higgs_field/2013
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
پارت اول:
https://t.me/higgs_field/1832
پارت دوم:
https://t.me/higgs_field/2013
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
پایان عصر فیزیک کلاسیک و آغاز عصر ذرات کوانتومی
▪شاید فکر می کنید در جهانی زندگی می کنید که با قوانین فیزیک کلاسیک کار می کند . جهانی ثابت و #علّی که برای هر پدیده دلیلی ثابت میتوان بر شمرد .
▪شاید هم کمی فلسفه بدانیم و پدیده ها را به دو دسته عینی و ذهنی ( objective & subjective ) تقسیم کردیم و با خیال راحت و آسوده مشغول #خود_گذرانی هستیم .
چه اتفاقی می افتد اگر بگوییم دیدی که فیزیک کلاسیک از مکانیسم عالم بما می دهد بیش از حد سطحی ، ساده نگر و غیر دقیق است و ما انسانها ابدا در جهانی کلاسیک و علّی حضور نداریم .
خورشید تابش الکترومغناطیس وسیع الطیفی به اطراف گسیل میدارد تا گیاهی روی زمین بر اساس مکانیسم پاداش میوه اش به اغواگر ترین حالت ممکن شیرین کند تا بتواند دانه اش را در جنگل پخش کند و رقابت نفس گیری را پیروز شود .
▪در نگاه نخست درک مکانیسم عالم ساده و منطبق بر تصورات کلاسیکی نشان میدهد . بگذارید مثالی بزنم :
" اگر سطح فلزی را با سمباده نرم صیقل دهید به جهت صاف بودن سطح فلز ، فلز منعکس کننده خوبی برای نور خواهد بود - بهمین سادگی ، سطح فلز را صیقل دهید تا نور را منعکس کند !
این دیدگاهی کلاسیک به رفتار نور و آئینه یا فلزات است ، نا امید می شوید اگر بگویم در جهانی کوانتومی این دیدگاه کوچکترین ارتباطی با آنچه رخ میدهد ندارد؟
#فوتون بشکل بسته های انرژی با ماهیت رفتاری دوگانه #موج_ذره ای به اتم می تابد و الکترونی را از مسیر خویش منحرف می دارد اما آن الکترون مذکور تمایل دارد به سطح قبلی خویش بازگردد در نتیجه انرژی را با زاویه معین در فضا گسیل می دارد و آن فوتون مذکور به چشم بیننده می رسد "
▪خاصیت universe این است که در هر مقیاسی شگفت است . در مقیاس های بزرگتر و کوچکتر از مشاهدات روزمره انسانی شگفتی افزایش می یابد. روزی که قوانین و تعاملات ذرات کوانتومی به درجه استفهام رسید علاوه بر مکانیک کوانتومی نوزادی دیگر نیز زاده شد که هنوز به مثابه طفلی شیر خوار نیازمند پرورش محققان و اندیشه ورزان این زمینه است .#فلسفه_کوانتومی هرگز جدای از مباحث کوانتومی نیست و هر جا که بحث بر سر یک مسئله حل نشده مکانیک کوانتومی است ، فلسفه کوانتومی نیز در آنجا مطرح است ، اینکه گربه شرودینگر وقتی خارج از دید ناظر است و نقش ناظر بر رفتار ذرات و در عین حال مضحکه ای بنام #شعور_ذرات و هر انچه که توصیفی علمی فعلا ناتوان از پاسخ است را اجبارا باید به این نوزاد نابالغ ، فلسفه کوانتومی بسپاریم .
#پارت_اول
#ادامه_دارد
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
▪شاید فکر می کنید در جهانی زندگی می کنید که با قوانین فیزیک کلاسیک کار می کند . جهانی ثابت و #علّی که برای هر پدیده دلیلی ثابت میتوان بر شمرد .
▪شاید هم کمی فلسفه بدانیم و پدیده ها را به دو دسته عینی و ذهنی ( objective & subjective ) تقسیم کردیم و با خیال راحت و آسوده مشغول #خود_گذرانی هستیم .
چه اتفاقی می افتد اگر بگوییم دیدی که فیزیک کلاسیک از مکانیسم عالم بما می دهد بیش از حد سطحی ، ساده نگر و غیر دقیق است و ما انسانها ابدا در جهانی کلاسیک و علّی حضور نداریم .
خورشید تابش الکترومغناطیس وسیع الطیفی به اطراف گسیل میدارد تا گیاهی روی زمین بر اساس مکانیسم پاداش میوه اش به اغواگر ترین حالت ممکن شیرین کند تا بتواند دانه اش را در جنگل پخش کند و رقابت نفس گیری را پیروز شود .
▪در نگاه نخست درک مکانیسم عالم ساده و منطبق بر تصورات کلاسیکی نشان میدهد . بگذارید مثالی بزنم :
" اگر سطح فلزی را با سمباده نرم صیقل دهید به جهت صاف بودن سطح فلز ، فلز منعکس کننده خوبی برای نور خواهد بود - بهمین سادگی ، سطح فلز را صیقل دهید تا نور را منعکس کند !
این دیدگاهی کلاسیک به رفتار نور و آئینه یا فلزات است ، نا امید می شوید اگر بگویم در جهانی کوانتومی این دیدگاه کوچکترین ارتباطی با آنچه رخ میدهد ندارد؟
#فوتون بشکل بسته های انرژی با ماهیت رفتاری دوگانه #موج_ذره ای به اتم می تابد و الکترونی را از مسیر خویش منحرف می دارد اما آن الکترون مذکور تمایل دارد به سطح قبلی خویش بازگردد در نتیجه انرژی را با زاویه معین در فضا گسیل می دارد و آن فوتون مذکور به چشم بیننده می رسد "
▪خاصیت universe این است که در هر مقیاسی شگفت است . در مقیاس های بزرگتر و کوچکتر از مشاهدات روزمره انسانی شگفتی افزایش می یابد. روزی که قوانین و تعاملات ذرات کوانتومی به درجه استفهام رسید علاوه بر مکانیک کوانتومی نوزادی دیگر نیز زاده شد که هنوز به مثابه طفلی شیر خوار نیازمند پرورش محققان و اندیشه ورزان این زمینه است .#فلسفه_کوانتومی هرگز جدای از مباحث کوانتومی نیست و هر جا که بحث بر سر یک مسئله حل نشده مکانیک کوانتومی است ، فلسفه کوانتومی نیز در آنجا مطرح است ، اینکه گربه شرودینگر وقتی خارج از دید ناظر است و نقش ناظر بر رفتار ذرات و در عین حال مضحکه ای بنام #شعور_ذرات و هر انچه که توصیفی علمی فعلا ناتوان از پاسخ است را اجبارا باید به این نوزاد نابالغ ، فلسفه کوانتومی بسپاریم .
#پارت_اول
#ادامه_دارد
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
▪ به یک تابش الکترومغناطیسی که از کند شدن یا تند شدن ، سریع ذرات باردار حاصل میشود تابش ترمزی میگویند.
در تابش ترمزی، الکترون میتواند انرژی خود را از دست بدهد و در جریان این فرایند یک یا چند فوتون پدید آید.
سازوکار این تابش همان سازوکار گسیل پیوسته ی پرتوهای x است. فرایند اصلی را می توان به طور کلاسیک درک کرد. طبق معادلاتماکسول ، هر بار شتابدار، امواج الکترومغناطیسی گسیل می کند. هرگاه یک ذره ی باردار از نزدیکی یک هسته عبور کند، بردار سرعتآن سریعا تغییر می کند(لااقل از نظر جهت، یا از نظر اندازه)، به طوری که ذره دستخوش شتاب میشود و بنابراین تشعشع می کند.
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
در تابش ترمزی، الکترون میتواند انرژی خود را از دست بدهد و در جریان این فرایند یک یا چند فوتون پدید آید.
سازوکار این تابش همان سازوکار گسیل پیوسته ی پرتوهای x است. فرایند اصلی را می توان به طور کلاسیک درک کرد. طبق معادلاتماکسول ، هر بار شتابدار، امواج الکترومغناطیسی گسیل می کند. هرگاه یک ذره ی باردار از نزدیکی یک هسته عبور کند، بردار سرعتآن سریعا تغییر می کند(لااقل از نظر جهت، یا از نظر اندازه)، به طوری که ذره دستخوش شتاب میشود و بنابراین تشعشع می کند.
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
معادله E = mc2
▪انیشتین برای توصیف چگونگی ارتباط بین جرم و نیرو به عنوان ابزاری برای حمایت از نظریه خود، یک معادله جدید ارائه کرد. البته در آن زمان او تنها کسی نبود که درباره این مسئله کار میکرد، کارهای سایر دانشمندان مانند آنری پوانکاره نشان میداد که بین جرم و انرژی ارتباط نزدیکی وجود دارد. در این معادله انیشتین برای جسم ساکن نشان داد که جرم (m) کل آن جسم برابر با انرژی (E) آن در مربع سرعت نور (c) است، یا به عبارت دیگر E = m x c ^ 2.
این معادله نشان میدهد که انرژی و جرم قابل تعویض هستند، در واقع آنها اشکال مختلف از یک چیز هستند. اگر به هر طریقی جرم به طور کامل به انرژی تبدیل شود، معادله نشان خواهد داد که چه مقدار انرژی در درون آن جرم وجود دارد (مانند بمب اتمی که در آن تبدیل مقدار ناچیز ماده به انرژی، انرژی بسیار زیادی آزاد میکند).
این معادله همچنین نشان میدهد که جرم با سرعت افزایش مییابد، در واقع این عامل برای حرکت اجسام در دنیا محدودیت سرعت تعیین میکند. به عبارت ساده سرعت نور، بیشترین سرعتی است که یک جسم میتواند در خلا حرکت کند. با حرکت جسم، جرم آن نیز افزایش مییابد و با رسیدن سرعت حرکت به نزدیکی سرعت نور، جرم آنقدر زیاد میشود که به بینهایت میرسد، از اینرو حرکت آن به بینهایت انرژی نیاز خواهد داشت، بنابراین سرعت حرکت جسم محدود میشود. تنها دلیل حرکت نور با سرعت ۳۰۰ هزار کیلومتر در ثانیه این است که جرم فوتونها (ذرات کوانتومی تشکیل دهنده نور) صفر است.
یک وضعیت خاص و گیج کننده در جهان کوانتومی نام دارد که درهم تنیدگی کوانتومی (quantum entanglement) نامیده میشود. در این وضعیت به نظر میرسد که ذرات کوانتومی با سرعت بیشتر از سرعت نور در تعامل با همدیگر هستند. به طور مشخص، اندازه گیری خاصیت یک ذره میتواند ویژگیهای ذره دیگر را بدون توجه به فاصله آنها باهم به دست بدهد. تاکنون مقالات زیادی درباره این پدیده ارائه شده ولی هیچکدام نتوانستهاند آن را بطور کامل بر حسب نتیجه مورد نظر اینشتین توضیح دهند.
نتیجه عجیب دیگری که از این نظریه انیشتین حاصل میشود این است که زمان نسبت به ناظر حرکت میکند. جسمی که در حال حرکت است اتساع زمانی را تجربه میکند، این مسئله به این معناست که هنگامی که جسم حرکت میکند زمان آهستهتر از هنگامی که جسم ثابت است، میگذرد. بنابراین فرد در حال حرکت دیرتر از شخص در حالت استراحت پیر میشود. هنگامی که فضانورد اسکات کلی (Scott Kelly) از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۶، نزدیک به یک سال در ایستگاه فضایی بین المللی زندگی کرد، برادر دوقلوی او مارک کلی (Mark Kelly) در زمین کمی سریعتر از برادرش پیر شد.
این مسئله در سرعتهای نزدیک به سرعت نور بیشتر آشکار میشود. تصور کنید که یک کودک ۱۵ ساله به مدت ۵ سال با ۹۹٫۵ درصد سرعت نور سفر کند. وقتی این فرد ۱۵ ساله به زمین بازگردد او فقط ۲۰ سال خواهد داشت در حالی که همکلاسیهای او ۶۵ ساله خواهند بود.
اگرچه پدیده اتساع زمان بسیار تئوریک به نظر میرسد، اما دارای کاربردهای عملی است. اگر یک گیرنده ماهوارهای موقعیت یاب جهانی (GPS) در خودرو خود داشته باشید، گیرنده تلاش میکند تا با یافتن سیگنالهای حداقل سه ماهواره موقعیت شما را تعیین کند. ماهوارههای GPS سیگنالهای رادیویی ارسال میکنند که گیرنده به آنها گوش میدهد و موقعیت خود را بر اساس زمان سیگنالها مثلث بندی میکند (یا بهتر است بگوییم سه گانه میشود).
نکته چالش برانگیز اینجاست که ساعتهای اتمی که بر روی ماهوارههای GPS در حال حرکت قرار دارند سریعتر از ساعتهای اتمی که در زمین هستند، حرکت میکنند به همین علت پیامدهای زمانی به وجود میآید. در نتیجه ساعتهای موجود بر روی ماهوار GPS را طوری طراحی میکنند که کمی کندتر حرکت کنند.
ساعتهای موجود در فضا سریعتر کار میکنند زیرا ماهوارههای GPS که در مدار و بالاتر از زمین هستند جاذبه ضعیفتری را تجربه میکنند. بنابراین اگرچه ماهوارههای GPS در حال حرکت هستند اما هر روز با ۷ میکرو ثانیه کند شدگی روبرو هستند، ولی جاذبه ضعیف باعث میشود تا ساعت در حدود ۴۵ میکرو ثانیه سریعتر از یک ساعت زمینی کار کند. با اضافه کردن این دو به هم، ساعت ماهواره GPS هر روز ۳۸ میکرو ثانیه سریعتر از ساعت زمینی کار میکنند.
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
▪انیشتین برای توصیف چگونگی ارتباط بین جرم و نیرو به عنوان ابزاری برای حمایت از نظریه خود، یک معادله جدید ارائه کرد. البته در آن زمان او تنها کسی نبود که درباره این مسئله کار میکرد، کارهای سایر دانشمندان مانند آنری پوانکاره نشان میداد که بین جرم و انرژی ارتباط نزدیکی وجود دارد. در این معادله انیشتین برای جسم ساکن نشان داد که جرم (m) کل آن جسم برابر با انرژی (E) آن در مربع سرعت نور (c) است، یا به عبارت دیگر E = m x c ^ 2.
این معادله نشان میدهد که انرژی و جرم قابل تعویض هستند، در واقع آنها اشکال مختلف از یک چیز هستند. اگر به هر طریقی جرم به طور کامل به انرژی تبدیل شود، معادله نشان خواهد داد که چه مقدار انرژی در درون آن جرم وجود دارد (مانند بمب اتمی که در آن تبدیل مقدار ناچیز ماده به انرژی، انرژی بسیار زیادی آزاد میکند).
این معادله همچنین نشان میدهد که جرم با سرعت افزایش مییابد، در واقع این عامل برای حرکت اجسام در دنیا محدودیت سرعت تعیین میکند. به عبارت ساده سرعت نور، بیشترین سرعتی است که یک جسم میتواند در خلا حرکت کند. با حرکت جسم، جرم آن نیز افزایش مییابد و با رسیدن سرعت حرکت به نزدیکی سرعت نور، جرم آنقدر زیاد میشود که به بینهایت میرسد، از اینرو حرکت آن به بینهایت انرژی نیاز خواهد داشت، بنابراین سرعت حرکت جسم محدود میشود. تنها دلیل حرکت نور با سرعت ۳۰۰ هزار کیلومتر در ثانیه این است که جرم فوتونها (ذرات کوانتومی تشکیل دهنده نور) صفر است.
یک وضعیت خاص و گیج کننده در جهان کوانتومی نام دارد که درهم تنیدگی کوانتومی (quantum entanglement) نامیده میشود. در این وضعیت به نظر میرسد که ذرات کوانتومی با سرعت بیشتر از سرعت نور در تعامل با همدیگر هستند. به طور مشخص، اندازه گیری خاصیت یک ذره میتواند ویژگیهای ذره دیگر را بدون توجه به فاصله آنها باهم به دست بدهد. تاکنون مقالات زیادی درباره این پدیده ارائه شده ولی هیچکدام نتوانستهاند آن را بطور کامل بر حسب نتیجه مورد نظر اینشتین توضیح دهند.
نتیجه عجیب دیگری که از این نظریه انیشتین حاصل میشود این است که زمان نسبت به ناظر حرکت میکند. جسمی که در حال حرکت است اتساع زمانی را تجربه میکند، این مسئله به این معناست که هنگامی که جسم حرکت میکند زمان آهستهتر از هنگامی که جسم ثابت است، میگذرد. بنابراین فرد در حال حرکت دیرتر از شخص در حالت استراحت پیر میشود. هنگامی که فضانورد اسکات کلی (Scott Kelly) از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۶، نزدیک به یک سال در ایستگاه فضایی بین المللی زندگی کرد، برادر دوقلوی او مارک کلی (Mark Kelly) در زمین کمی سریعتر از برادرش پیر شد.
این مسئله در سرعتهای نزدیک به سرعت نور بیشتر آشکار میشود. تصور کنید که یک کودک ۱۵ ساله به مدت ۵ سال با ۹۹٫۵ درصد سرعت نور سفر کند. وقتی این فرد ۱۵ ساله به زمین بازگردد او فقط ۲۰ سال خواهد داشت در حالی که همکلاسیهای او ۶۵ ساله خواهند بود.
اگرچه پدیده اتساع زمان بسیار تئوریک به نظر میرسد، اما دارای کاربردهای عملی است. اگر یک گیرنده ماهوارهای موقعیت یاب جهانی (GPS) در خودرو خود داشته باشید، گیرنده تلاش میکند تا با یافتن سیگنالهای حداقل سه ماهواره موقعیت شما را تعیین کند. ماهوارههای GPS سیگنالهای رادیویی ارسال میکنند که گیرنده به آنها گوش میدهد و موقعیت خود را بر اساس زمان سیگنالها مثلث بندی میکند (یا بهتر است بگوییم سه گانه میشود).
نکته چالش برانگیز اینجاست که ساعتهای اتمی که بر روی ماهوارههای GPS در حال حرکت قرار دارند سریعتر از ساعتهای اتمی که در زمین هستند، حرکت میکنند به همین علت پیامدهای زمانی به وجود میآید. در نتیجه ساعتهای موجود بر روی ماهوار GPS را طوری طراحی میکنند که کمی کندتر حرکت کنند.
ساعتهای موجود در فضا سریعتر کار میکنند زیرا ماهوارههای GPS که در مدار و بالاتر از زمین هستند جاذبه ضعیفتری را تجربه میکنند. بنابراین اگرچه ماهوارههای GPS در حال حرکت هستند اما هر روز با ۷ میکرو ثانیه کند شدگی روبرو هستند، ولی جاذبه ضعیف باعث میشود تا ساعت در حدود ۴۵ میکرو ثانیه سریعتر از یک ساعت زمینی کار کند. با اضافه کردن این دو به هم، ساعت ماهواره GPS هر روز ۳۸ میکرو ثانیه سریعتر از ساعت زمینی کار میکنند.
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
▪مشکلی واقعی در جهانی تخیّلی
ناسا اخیرا به مشکل برخورده است و از همه #فیزیکدانان تقاضای کمک کرده است .
▪اخیرا جان و الکسیس را به ماموریتی فرستاده است و بر طبق ساعت دیجیتال نصب شده روی سفینه طول دوره ماموریت یکسال بوده است اما...
▪برطبق ساعت های زمینی 7 سال از روزی که جان و الکسیس به فضا رفتند میگذرد .
(با تکنولوژی جدید ناسا نوعی موتور گرانشی ساخته شده که میتواند سرعت سفینه را به 0.99 سرعت نور برساند) #تخیلی
v=0.99 c
t=1 year
t' = ?
t' =t/√1-(v2/c2) => 1/√0.0199 = 7.088
مشکل مربوط به اتساع زمانی است.
کانال میدان هیگز
@higgs_field
ناسا اخیرا به مشکل برخورده است و از همه #فیزیکدانان تقاضای کمک کرده است .
▪اخیرا جان و الکسیس را به ماموریتی فرستاده است و بر طبق ساعت دیجیتال نصب شده روی سفینه طول دوره ماموریت یکسال بوده است اما...
▪برطبق ساعت های زمینی 7 سال از روزی که جان و الکسیس به فضا رفتند میگذرد .
(با تکنولوژی جدید ناسا نوعی موتور گرانشی ساخته شده که میتواند سرعت سفینه را به 0.99 سرعت نور برساند) #تخیلی
v=0.99 c
t=1 year
t' = ?
t' =t/√1-(v2/c2) => 1/√0.0199 = 7.088
مشکل مربوط به اتساع زمانی است.
کانال میدان هیگز
@higgs_field
.
کسانی که مدعی اند :
"همه چیز را می دانند"
و "همه چیز را می توانند درست کنند"
سرانجام به این نتیجه می رسند
که "همه را باید کشت..!"
✍ آلبر کامو
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
کسانی که مدعی اند :
"همه چیز را می دانند"
و "همه چیز را می توانند درست کنند"
سرانجام به این نتیجه می رسند
که "همه را باید کشت..!"
✍ آلبر کامو
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
اگر شما «گيوتين» را به جلوى صحنه آوردهايد و آن را با اين شادمانى و افتخار افراشته و به آسمان رساندهايد، فقط براى اين است كه «بُريدنِ سر»، از همه كار آسان تر است و پروردن «انديشه» در سر، از همه كار دشوارتر.
شما تنبليد، پرچم شما كهنه پارچه اى بيش نيست؛ نماد «ناتوانى»!
#تسخير_شدگان 📚
#فیودور_داستایوفسکی
+نقاشی: مراسم اعدام « آنتوان لاوازیه» شیمیدان، دانشمند و اندیشمند فرانسوی با گیوتین توسط انقلابیون فرانسوی(۱۷۹۴)
لاوازیه دانشمندی ست که حتی در مرگش
نیز به علم خدمت کرد.
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
شما تنبليد، پرچم شما كهنه پارچه اى بيش نيست؛ نماد «ناتوانى»!
#تسخير_شدگان 📚
#فیودور_داستایوفسکی
+نقاشی: مراسم اعدام « آنتوان لاوازیه» شیمیدان، دانشمند و اندیشمند فرانسوی با گیوتین توسط انقلابیون فرانسوی(۱۷۹۴)
لاوازیه دانشمندی ست که حتی در مرگش
نیز به علم خدمت کرد.
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢کارل سیگن خیلی جالب به اندازه یک زندگی در یک دقیقه به انسان درس میدهد ؟
🔺 علم (science) بیشتر از پیکرهی دانش (knowledge) است.
یک روش تفکر (thinking) است .روشی برای بازجویی جهان به شکلی شک گرایانه ، همراه با درک دقیق از خطا پذیر بودن انسان است. اگر ما نتونیم برای بازجویی کردن از کسانی که بما میگویند فلان چیز درست است سوالی شک گرایانه بپرسیم .. اگر نتوانیم نسبت به کسانی که در راس قدرت اند به شکل شک گرایانه نگاه کنیم ، درین حالت پشت مان را برای سواری دادن به شارلاتان های بعدی آماده می کنیم !
💢@higgs_field
🔺 علم (science) بیشتر از پیکرهی دانش (knowledge) است.
یک روش تفکر (thinking) است .روشی برای بازجویی جهان به شکلی شک گرایانه ، همراه با درک دقیق از خطا پذیر بودن انسان است. اگر ما نتونیم برای بازجویی کردن از کسانی که بما میگویند فلان چیز درست است سوالی شک گرایانه بپرسیم .. اگر نتوانیم نسبت به کسانی که در راس قدرت اند به شکل شک گرایانه نگاه کنیم ، درین حالت پشت مان را برای سواری دادن به شارلاتان های بعدی آماده می کنیم !
💢@higgs_field
#higgs_theory
▪براساس نظریه هیگز، کل جهان ما را میدان هیگز فرا گرفته است.
برای اینکه تصوری از میدان داشته باشید، میدان آشناتر الکترومغناطیس را در نظر بگیرید. همه شما احتمالا این آزمایش معروف را یا انجام دادهاید یا دیدهاید که یک آهنربا را زیر یک کاغذ میگذاریم، روی کاغذ برادههای آهن میریزیم و میبینیم که این برادهها در مسیرهای مشخصی که خطوط میدان مغناطیسی هستند، قرار میگیرند. در واقع آهنربا یک میدان مغناطیسی دارد که بر موادی که خاصیت فلزی دارند تاثیر میگذارد
براساس نظریه هیگز، مهم نیست اطراف یک جرم باشید یا جایی که فکر میکنید خلأ است؛ همه جا میدان هیگز وجود دارد. اگر میخواهید تصور بهتری از نوع حضور این میدان داشته باشید، یک آکواریوم را تصور کنید که پر از آب است. برای ماهیای که درون این آکواریوم است شاید بقیه فضای آکواریوم خالی به نظر آید، اما میدانیم که مملو از مادهای به نام آب است که این آب عمدتا از مادهای به نام مولکول آب یا H2O تشکیل شده است. میدان هیگز هم به همین ترتیب همه جا را در بر گرفته، ولی به جای مولکولهای آب از ذرهای بنیادی به نام بوزون هیگز تشکیل شده است. این ذره بنیادی جرم مشخصی دارد و نسبتا ذره سنگینی به شمار میرود، اما مهمتر از جرم خودش این ویژگی مهم را دارد که با ذرات بنیادی دیگر اطراف خودش واکنش نشان میدهد. مثل ذرات براده آهن که در میدان مغناطیسی واکنش نشان میدادند و در مسیرهای مشخصی قرار میگرفتند هر ذره با این بوزونهای هیگز در حال واکنش دادن است. آنچه ذره هیگز را مهم میکند، این است که بر اساس این نظریه، نوع و قدرت واکنش بوزونهای هیگز با مواد و ذرات بنیادی اطرافش معلوم میکند که آن ذره چقدر جرم داشته باشد. یعنی جرم الکترون به دلیل قدرت واکنش الکترونها با بوزون هیگز است. اگر فوتون تقریبا بدون جرم است به این دلیل است که واکنشش با بوزونهای هیگز بسیار ضعیف است و در عوض الکترون واکنش قویتری دارد.
از طرف دیگر چون بوزونهای هیگز همه جای میدان هیگز قرار دارند و همه عالم را پر کردهاند (مانند آب درون آکواریوم) پس یک ذره مانند الکترون یا فوتون فارغ از اینکه کجای عالم قرار دارد، بهطور دائمی در حال واکنش با بوزون هیگز است و در نتیجه جرم ثابتی دارد.
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
▪براساس نظریه هیگز، کل جهان ما را میدان هیگز فرا گرفته است.
برای اینکه تصوری از میدان داشته باشید، میدان آشناتر الکترومغناطیس را در نظر بگیرید. همه شما احتمالا این آزمایش معروف را یا انجام دادهاید یا دیدهاید که یک آهنربا را زیر یک کاغذ میگذاریم، روی کاغذ برادههای آهن میریزیم و میبینیم که این برادهها در مسیرهای مشخصی که خطوط میدان مغناطیسی هستند، قرار میگیرند. در واقع آهنربا یک میدان مغناطیسی دارد که بر موادی که خاصیت فلزی دارند تاثیر میگذارد
براساس نظریه هیگز، مهم نیست اطراف یک جرم باشید یا جایی که فکر میکنید خلأ است؛ همه جا میدان هیگز وجود دارد. اگر میخواهید تصور بهتری از نوع حضور این میدان داشته باشید، یک آکواریوم را تصور کنید که پر از آب است. برای ماهیای که درون این آکواریوم است شاید بقیه فضای آکواریوم خالی به نظر آید، اما میدانیم که مملو از مادهای به نام آب است که این آب عمدتا از مادهای به نام مولکول آب یا H2O تشکیل شده است. میدان هیگز هم به همین ترتیب همه جا را در بر گرفته، ولی به جای مولکولهای آب از ذرهای بنیادی به نام بوزون هیگز تشکیل شده است. این ذره بنیادی جرم مشخصی دارد و نسبتا ذره سنگینی به شمار میرود، اما مهمتر از جرم خودش این ویژگی مهم را دارد که با ذرات بنیادی دیگر اطراف خودش واکنش نشان میدهد. مثل ذرات براده آهن که در میدان مغناطیسی واکنش نشان میدادند و در مسیرهای مشخصی قرار میگرفتند هر ذره با این بوزونهای هیگز در حال واکنش دادن است. آنچه ذره هیگز را مهم میکند، این است که بر اساس این نظریه، نوع و قدرت واکنش بوزونهای هیگز با مواد و ذرات بنیادی اطرافش معلوم میکند که آن ذره چقدر جرم داشته باشد. یعنی جرم الکترون به دلیل قدرت واکنش الکترونها با بوزون هیگز است. اگر فوتون تقریبا بدون جرم است به این دلیل است که واکنشش با بوزونهای هیگز بسیار ضعیف است و در عوض الکترون واکنش قویتری دارد.
از طرف دیگر چون بوزونهای هیگز همه جای میدان هیگز قرار دارند و همه عالم را پر کردهاند (مانند آب درون آکواریوم) پس یک ذره مانند الکترون یا فوتون فارغ از اینکه کجای عالم قرار دارد، بهطور دائمی در حال واکنش با بوزون هیگز است و در نتیجه جرم ثابتی دارد.
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
👍1
▪دلیل نام گذاری ذره هیگز به ذره خدا چیست؟
Lederman)، برندهی جایزهی نوبل فیزیک
۱۹۸۸ کتابی مینویسد در سال ۱۹۹۴ در بارهی ذرهی "هیگز" و در آن شرح میدهد که تا چه اندازه به دام انداختن این ذره دشوار است، با همهی کوششهایی که فیزیکدانان کردهاند. عنوان کتاب را هم به انگلیسی میگذارد «The Goddamn Particle» یعنی «ذرهی لعنتی». ناشر کتاب به این عنوان ایراد میگیرد که «لعنتی» چندان جالب نیست و «Goddamn» که در انگلیسی به معنای لعنتی است را کوتاه میکند و به «God» تبدیل میکند، یعنی «خدا».
و صد البته فیزیک دانان این عنوان را نمی پسندند و خود نویسنده کتاب هم بارها اعلام می کند عنوان این کتاب ، تحمیلی است .
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
Lederman)، برندهی جایزهی نوبل فیزیک
۱۹۸۸ کتابی مینویسد در سال ۱۹۹۴ در بارهی ذرهی "هیگز" و در آن شرح میدهد که تا چه اندازه به دام انداختن این ذره دشوار است، با همهی کوششهایی که فیزیکدانان کردهاند. عنوان کتاب را هم به انگلیسی میگذارد «The Goddamn Particle» یعنی «ذرهی لعنتی». ناشر کتاب به این عنوان ایراد میگیرد که «لعنتی» چندان جالب نیست و «Goddamn» که در انگلیسی به معنای لعنتی است را کوتاه میکند و به «God» تبدیل میکند، یعنی «خدا».
و صد البته فیزیک دانان این عنوان را نمی پسندند و خود نویسنده کتاب هم بارها اعلام می کند عنوان این کتاب ، تحمیلی است .
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
▪برای سرانجام کیهان سه سناریو متصور شدهاند که سه صورت اصلی آن، گسترش دائمی، انقباض مجدد و تعادل نسبی است.
اگر انبساط به همین روند ادامه یابد سرانجام کیهان چیزی جز مهگسست و سرمای بزرگ نخواهد بود. در این حالت، کیهانی گسترده پر از سیاهچالهها و ستارگان خاموش بر جای میماند. اگر روند انبساط عالم بازایستاده و حرکت آن معکوس شود، کیهان با تمام کهکشانها و ستارگانش بر خود فرو ریخته و مچاله میشود. در فرایند مهرمب، پایان عالم اَبَر سیاهچالهای عظیم خواهد بود.آخری به توقف انبساط کیهان و بازایستادن آن منتهی میشود. اگر متغیرهای کیهانی دقیقاً متوازن باشند میتوان از طرح فاجعهٔ کیهانی حذر کرد و اظهار داشت که کیهان برای مدتهای مدیدی پابرجا میماند و البته در پایان، هر چند در زمانی طولانیتر از سناریوی اول، تسلیم مهگسست خواهد شد.
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
اگر انبساط به همین روند ادامه یابد سرانجام کیهان چیزی جز مهگسست و سرمای بزرگ نخواهد بود. در این حالت، کیهانی گسترده پر از سیاهچالهها و ستارگان خاموش بر جای میماند. اگر روند انبساط عالم بازایستاده و حرکت آن معکوس شود، کیهان با تمام کهکشانها و ستارگانش بر خود فرو ریخته و مچاله میشود. در فرایند مهرمب، پایان عالم اَبَر سیاهچالهای عظیم خواهد بود.آخری به توقف انبساط کیهان و بازایستادن آن منتهی میشود. اگر متغیرهای کیهانی دقیقاً متوازن باشند میتوان از طرح فاجعهٔ کیهانی حذر کرد و اظهار داشت که کیهان برای مدتهای مدیدی پابرجا میماند و البته در پایان، هر چند در زمانی طولانیتر از سناریوی اول، تسلیم مهگسست خواهد شد.
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
♻️شما دو چشم دارید و هر چشم شما بیش از 130 میلیون سلول گیرنده نور دارد. در هر کدام از سلول های گیرنده نور، حدود 100 تریلیون اتم وجود دارد. یعنی به اندازه چندین برابر ستارگان کهکشان راه شیری
آیا باور می کنید هر اتم در هر سلول از چشم شما میلیاردها سال پیش در قلب ستارگان ساخته شده و امروز آن اتم ها به شکلی در چشمتان آرایش یافتهاند تا بتوانید همان ستارگانی را ببینید که روزی اجزای بدن شما را خلق کردهاند. ما ناگزیریم پس از سال ها زندگی اتم های بدن خود را به کیهان پس داده بتوانند در نقطه دیگری از جهان، توسط شخص یا موجود دیگری مجدداً مورد استفاده قرار گیرند . . . !!
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
آیا باور می کنید هر اتم در هر سلول از چشم شما میلیاردها سال پیش در قلب ستارگان ساخته شده و امروز آن اتم ها به شکلی در چشمتان آرایش یافتهاند تا بتوانید همان ستارگانی را ببینید که روزی اجزای بدن شما را خلق کردهاند. ما ناگزیریم پس از سال ها زندگی اتم های بدن خود را به کیهان پس داده بتوانند در نقطه دیگری از جهان، توسط شخص یا موجود دیگری مجدداً مورد استفاده قرار گیرند . . . !!
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
◾️هیچ رابطهای قادر به از میان بردن تنهایی نیست.هر یک از ما در هستی تنهاییم ولی
میتوانیم در تنهایی یکدیگر شریک شویم، همانطور که عشق درد تنهایی را جبران میکند.
▪️بوبر میگوید:
"یک رابطهی خوب و صمیمی، بر دیوارهای سر به فلک کشیدهی تنهایی آدمی رخنه میکند،
بر قانون بی چون و چرای آن فائق میشود
و بر فراز مغاک وحشتانگیز عالم،
از وجود خود به وجود دیگری پل میزند."
▪️#اروین_دیالوم
▪️#روان_درمانی_اگزیستانسیال
میتوانیم در تنهایی یکدیگر شریک شویم، همانطور که عشق درد تنهایی را جبران میکند.
▪️بوبر میگوید:
"یک رابطهی خوب و صمیمی، بر دیوارهای سر به فلک کشیدهی تنهایی آدمی رخنه میکند،
بر قانون بی چون و چرای آن فائق میشود
و بر فراز مغاک وحشتانگیز عالم،
از وجود خود به وجود دیگری پل میزند."
▪️#اروین_دیالوم
▪️#روان_درمانی_اگزیستانسیال
▪نقش میدان هیگز در جرم دار کردن ذرات را میتوان با این مثال توصیف کرد :
" گلوله تفنگ (مثلا بادی) را در فضا (خلاء نسبی) شلیک کنید با سرعتی بیشتر و تا ابد با مومنتوم ثابت در فضا سیر میکند .
همین گلوله را روی زمین اگر شلیک کنید بعلت تعاملات بین ذرات و اتم های اتمسفر با گلوله به نظر گلوله تنبل تر و سنگین تر و با سرعت کمتری حرکت می کند ضمن اینکه اصطحکاک و گرانش تکانه گلوله را خواهد کاست تا گلوله متوقف گردد.
همین گلوله را در آب اگر شلیک کنید سرعت و فاصله ای که گلوله طی می کند شدیدا افت خواهد کرد "
▪درجه ی آزادی ذرات در فضا قوانین حرکتی ذرات را تعیین می کند . همانطور که گلوله در آب دارای بیشترین تعامل با ذرات آب دارد ، ذرات بنیادین در فضا (خلاء نسبی) نیز تابع چنین الگویی خواهند بود . شاید از همین رهگذر بتوان اندرکنش الکترومغناطیس و گرانش توصیف شود اما جمله بسیار مهم این نگارش " درجه آزادی و سرعت ذرات وابسته به تعاملات و اصطلاحا نوعی سایش ذرات با میدان هیگز است. "
▪هر میدانی ، ذره ای دارد ، همانطور که برای میدان الکترومغناطیس ذره ی فوتون را در نظر می گیریم یا برای میدان گرانشی #گراویتون (ذره فرضی است و هنوز وجود آن کاملا مورد پذیرش نیست) برای میدان هیگز #higgs_field هم ذره بوزون هیگز را در نظر می گیریم .
▪اما سرگذشت #ذره_لعنتی و ارتباط آن با پیتر-هیگز :
در سال 1964 فیزیکدان بریتانیایی پیتر هیگز، فرضیه ای مطرح کرد که چرا ذرات بنیادی مانند الکترون و کوارک جرم دارند و یا از طرفی چرا ذره ای مثل فوتون جرم ندارد یا به طور کلی تر چرا ذرات بنیادی چنین جرم های متفاوتی دارند.
او برای پاسخ این سوال وجود یک میدان سه بعدی را پیش بینی کرد که در کل فضا نفوذ پیدا کرده و هر چیزی که از داخل آن رد می شود را دچار لختی و کندی حرکت می کند.
بعضی ذرات با سختی و لختی بیشتری از این میدان عبور می کنند بنابراین جرم بیشتری دارند مانند الکترون ، بعضی ذرات به راحتی و بدون هیچ لختی از این میدان رد می شوند و این یعنی جرم کمتری دارند یا اصلا جرم ندارند مانند فوتون.
اسم این میدان، میدان هیگز است.
از طرفی همانطور که فوتون ذره حامل نیروی الکترومغناطیس در میدان الکترومغناطیس است، اگر میدان هیگز هم وجود داشته باشد باید یک ذره نیز با خود داشته باشد که اسم این ذره بوزون هیگز است "که وجود آن در سال 2012 اثبات شد."
کشف ذره بوزون هیگز نیز به منزله اثبات وجود میدان هیگز است.
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
" گلوله تفنگ (مثلا بادی) را در فضا (خلاء نسبی) شلیک کنید با سرعتی بیشتر و تا ابد با مومنتوم ثابت در فضا سیر میکند .
همین گلوله را روی زمین اگر شلیک کنید بعلت تعاملات بین ذرات و اتم های اتمسفر با گلوله به نظر گلوله تنبل تر و سنگین تر و با سرعت کمتری حرکت می کند ضمن اینکه اصطحکاک و گرانش تکانه گلوله را خواهد کاست تا گلوله متوقف گردد.
همین گلوله را در آب اگر شلیک کنید سرعت و فاصله ای که گلوله طی می کند شدیدا افت خواهد کرد "
▪درجه ی آزادی ذرات در فضا قوانین حرکتی ذرات را تعیین می کند . همانطور که گلوله در آب دارای بیشترین تعامل با ذرات آب دارد ، ذرات بنیادین در فضا (خلاء نسبی) نیز تابع چنین الگویی خواهند بود . شاید از همین رهگذر بتوان اندرکنش الکترومغناطیس و گرانش توصیف شود اما جمله بسیار مهم این نگارش " درجه آزادی و سرعت ذرات وابسته به تعاملات و اصطلاحا نوعی سایش ذرات با میدان هیگز است. "
▪هر میدانی ، ذره ای دارد ، همانطور که برای میدان الکترومغناطیس ذره ی فوتون را در نظر می گیریم یا برای میدان گرانشی #گراویتون (ذره فرضی است و هنوز وجود آن کاملا مورد پذیرش نیست) برای میدان هیگز #higgs_field هم ذره بوزون هیگز را در نظر می گیریم .
▪اما سرگذشت #ذره_لعنتی و ارتباط آن با پیتر-هیگز :
در سال 1964 فیزیکدان بریتانیایی پیتر هیگز، فرضیه ای مطرح کرد که چرا ذرات بنیادی مانند الکترون و کوارک جرم دارند و یا از طرفی چرا ذره ای مثل فوتون جرم ندارد یا به طور کلی تر چرا ذرات بنیادی چنین جرم های متفاوتی دارند.
او برای پاسخ این سوال وجود یک میدان سه بعدی را پیش بینی کرد که در کل فضا نفوذ پیدا کرده و هر چیزی که از داخل آن رد می شود را دچار لختی و کندی حرکت می کند.
بعضی ذرات با سختی و لختی بیشتری از این میدان عبور می کنند بنابراین جرم بیشتری دارند مانند الکترون ، بعضی ذرات به راحتی و بدون هیچ لختی از این میدان رد می شوند و این یعنی جرم کمتری دارند یا اصلا جرم ندارند مانند فوتون.
اسم این میدان، میدان هیگز است.
از طرفی همانطور که فوتون ذره حامل نیروی الکترومغناطیس در میدان الکترومغناطیس است، اگر میدان هیگز هم وجود داشته باشد باید یک ذره نیز با خود داشته باشد که اسم این ذره بوزون هیگز است "که وجود آن در سال 2012 اثبات شد."
کشف ذره بوزون هیگز نیز به منزله اثبات وجود میدان هیگز است.
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
Telegram
attach 📎
♻️فراکتال :
ساختاری هندسی است که با بزرگ کردن هر بخش از این ساختار به نسبت معین، همان ساختار نخستین به دست آید. به گفتاری دیگر فراکتال ساختاری است که هر بخش از آن با کلاش همانند است. فراکتال از دور و نزدیک یکسان دیده میشود. به این ویژگی خودهمانندی گویند.
فراکتالها یکی از ابزارهای مهم در گرافیک رایانهای هستند و میتوان استفادههای بسیاری از آنها کرد.
♻️نامگذاری:
فرکتال fractal از واژه لاتین fractus یا fractum به معنی شکسته گرفت شدهاست که بیانگر یکی از شناسههای اصلی فراکتال -بخششدنی- است. واژه فرکتال به معنای سنگی است که به گونه نامنظم شکسته شده باشد
فراکتال ها در قلمروی کوانتومی، به این راحتی دیده نمیشوند، اما اخیرا دانشمندان با قرار دادن ملکولهای کربن مونوکسید روی یک سطح مس، به طور مصنوعی یک فراکتال کوانتومی ساختهاند. الکترونهای محصور شده بین این ملکولها، یک الگوی فراکتالی به صورت مثلثهایی درون مثلثهای دیگر میسازند که مثلث سرپینسکی (Sierpinski triangle) نامیده میشود. یک مثلث سرپینسکی کامل، شامل بینهایت مثلث خواهد بود، بنابراین دانشمندان با تعداد کافی مثلث که ساختار تکرارشوندهاش را آشکار کنند، یک مثلث سرپینسکی تقریبی ساختند.
فراکتال (Fractal) یا بَرخال یا فرکتال شاخه جدیدی از ریاضیات و هنر است. اغلب مردم فراکتالها را فقط به عنوان تصاویر زیبایی میشناسند که برای پسزمینه صفحه نمایش رایانه یا کارت پستال به کار میبرند.
♻️اما فراکتالها واقعاً چه هستند؟
♻️اغلب سیستمهای فیزیکی در طبیعت و بسیاری از مصنوعات بشر اَشکال هندسی منظمی مطابق هندسه استاندارد اقلیدسی ندارند.
هندسه فراکتالی روشهای تقریباً نامحدودی برای توصیف، سنجش و پیشبینی این پدیدههای طبیعی ارائه میکند.
بسیاری از افراد مجذوب تصاویری هستند که به آنها فراکتال میگویند.
هندسه فراکتالی فراتر از تصور معمول مردم درباره ریاضیات است که آن را فرمولهای پیچیده و کسلکننده میبینند. این هندسه، ریاضیات را با هنر در میآمیزد و نشان میدهد
که معادلهها چیزی جز یک مجموعه عدد نیستند.
آنچه فراکتالها را جذابتر میکند، این است که بهترین توصیفهای ریاضیاتی موجود برای بسیاری از پدیدههای طبیعی، مانند سواحل، کوهها یا بخشهایی از موجودات زنده هستند.
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
ساختاری هندسی است که با بزرگ کردن هر بخش از این ساختار به نسبت معین، همان ساختار نخستین به دست آید. به گفتاری دیگر فراکتال ساختاری است که هر بخش از آن با کلاش همانند است. فراکتال از دور و نزدیک یکسان دیده میشود. به این ویژگی خودهمانندی گویند.
فراکتالها یکی از ابزارهای مهم در گرافیک رایانهای هستند و میتوان استفادههای بسیاری از آنها کرد.
♻️نامگذاری:
فرکتال fractal از واژه لاتین fractus یا fractum به معنی شکسته گرفت شدهاست که بیانگر یکی از شناسههای اصلی فراکتال -بخششدنی- است. واژه فرکتال به معنای سنگی است که به گونه نامنظم شکسته شده باشد
فراکتال ها در قلمروی کوانتومی، به این راحتی دیده نمیشوند، اما اخیرا دانشمندان با قرار دادن ملکولهای کربن مونوکسید روی یک سطح مس، به طور مصنوعی یک فراکتال کوانتومی ساختهاند. الکترونهای محصور شده بین این ملکولها، یک الگوی فراکتالی به صورت مثلثهایی درون مثلثهای دیگر میسازند که مثلث سرپینسکی (Sierpinski triangle) نامیده میشود. یک مثلث سرپینسکی کامل، شامل بینهایت مثلث خواهد بود، بنابراین دانشمندان با تعداد کافی مثلث که ساختار تکرارشوندهاش را آشکار کنند، یک مثلث سرپینسکی تقریبی ساختند.
فراکتال (Fractal) یا بَرخال یا فرکتال شاخه جدیدی از ریاضیات و هنر است. اغلب مردم فراکتالها را فقط به عنوان تصاویر زیبایی میشناسند که برای پسزمینه صفحه نمایش رایانه یا کارت پستال به کار میبرند.
♻️اما فراکتالها واقعاً چه هستند؟
♻️اغلب سیستمهای فیزیکی در طبیعت و بسیاری از مصنوعات بشر اَشکال هندسی منظمی مطابق هندسه استاندارد اقلیدسی ندارند.
هندسه فراکتالی روشهای تقریباً نامحدودی برای توصیف، سنجش و پیشبینی این پدیدههای طبیعی ارائه میکند.
بسیاری از افراد مجذوب تصاویری هستند که به آنها فراکتال میگویند.
هندسه فراکتالی فراتر از تصور معمول مردم درباره ریاضیات است که آن را فرمولهای پیچیده و کسلکننده میبینند. این هندسه، ریاضیات را با هنر در میآمیزد و نشان میدهد
که معادلهها چیزی جز یک مجموعه عدد نیستند.
آنچه فراکتالها را جذابتر میکند، این است که بهترین توصیفهای ریاضیاتی موجود برای بسیاری از پدیدههای طبیعی، مانند سواحل، کوهها یا بخشهایی از موجودات زنده هستند.
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
▪فراکتال
•نگاره بالا بازسازی شبکه نورونی مغز جانداران است.
•نگاره پایین بازسازی شبکه کیهانی است .
الگوی مشابه تصادفی نیست . ادامه گفتگوی ما درباره فراکتال به الگوهای مشترک در ساختار و در پدیده های مختلف هستی انجامید .
▪آیا فراکتال دیگری سراغ دارید؟
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
•نگاره بالا بازسازی شبکه نورونی مغز جانداران است.
•نگاره پایین بازسازی شبکه کیهانی است .
الگوی مشابه تصادفی نیست . ادامه گفتگوی ما درباره فراکتال به الگوهای مشترک در ساختار و در پدیده های مختلف هستی انجامید .
▪آیا فراکتال دیگری سراغ دارید؟
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
▪طبق توضیحی که از #فراکتال ارائه کردیم :
"تشکیل الگو های پیچیده تر از الگو های ساده و کوچک و تکرار شونده را فراکتال می نامند."
انگار که طبیعت حوصله نداشته برای هر پدیده شکل منحصر بفرد بسازد و این فراکتال ها را کپی کرده و در بستر ها و مقیاس های متفاوت بکار گرفته است .
از سطح میکروسکوپی نورون های عصبی مغز جانداران تا سطح کلان مقیاس ابرخوشه های کهکشانی میتوان الگوهای مشترک فراکتالی را تعقیب کرد .
نوعی دیگر شباهت فراکتالی شبکه مویرگی جانداران با شبکه رودخانه ها از فضا است.
ذیل همین پست میتوانید اگر فراکتالی سراغ دارید معرفی کنید؟
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field
"تشکیل الگو های پیچیده تر از الگو های ساده و کوچک و تکرار شونده را فراکتال می نامند."
انگار که طبیعت حوصله نداشته برای هر پدیده شکل منحصر بفرد بسازد و این فراکتال ها را کپی کرده و در بستر ها و مقیاس های متفاوت بکار گرفته است .
از سطح میکروسکوپی نورون های عصبی مغز جانداران تا سطح کلان مقیاس ابرخوشه های کهکشانی میتوان الگوهای مشترک فراکتالی را تعقیب کرد .
نوعی دیگر شباهت فراکتالی شبکه مویرگی جانداران با شبکه رودخانه ها از فضا است.
ذیل همین پست میتوانید اگر فراکتالی سراغ دارید معرفی کنید؟
کانال میدان هیگز
t.me/higgs_field