Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣 حیات و انتروپی و یونیورس
شان کارول - قسمت دوم
از مهمترین جنبه های تئوری ترمودینامیک ، معرفی انتروپی و متعاقب آن ایمرج مفهوم پیکان زمان از انتروپیست . انتروپی تعابیر مختلفی دارد همانطور که شان در کلیپ می گوید ، گذر از سادگی به پیچیدگی و از نظم به بی نظمی است که باوجود تشابه ، دارای تفاوت هایی هستند . " انتروپی یونیورس در حال افزایش است " این گزاره یونیورس را در یک سفر از انتروپی پایین به انتروپی بالا توصیف می کند که این عبور به انتروپی بالا ، موتور محرکه یا پتانسیل موثر بر ایجاد حیات را تشکیل داده است .
خلاء در حال نوسان است ، پارتیکل ها نیز دارای نوسان هستند که مقدار آن تابع انرژی آنهاست و بیانگر رفتار آنها در این افزایش آنتروپی یونیورس است ، به همین ترتیب مولکولار ماشین ها و حتی ارگانیسم های زنده و کل محتویات یونیورس در این سفر آنتروپی قرار دارند . حیات مانند آتش ،یک فرآیند است ، سوخت با آنتروپی پایین را دریافت و فرآورده های با انتروپی بالا به محیط پس می دهد .
قسمت نخست
🆔 https://t.me/phys_Q/9883
قسمت دوم
🆔 https://t.me/phys_Q/9890
معرفی آنتروپی
🆔 https://t.me/phys_Q/10030
شان کارول - قسمت دوم
از مهمترین جنبه های تئوری ترمودینامیک ، معرفی انتروپی و متعاقب آن ایمرج مفهوم پیکان زمان از انتروپیست . انتروپی تعابیر مختلفی دارد همانطور که شان در کلیپ می گوید ، گذر از سادگی به پیچیدگی و از نظم به بی نظمی است که باوجود تشابه ، دارای تفاوت هایی هستند . " انتروپی یونیورس در حال افزایش است " این گزاره یونیورس را در یک سفر از انتروپی پایین به انتروپی بالا توصیف می کند که این عبور به انتروپی بالا ، موتور محرکه یا پتانسیل موثر بر ایجاد حیات را تشکیل داده است .
خلاء در حال نوسان است ، پارتیکل ها نیز دارای نوسان هستند که مقدار آن تابع انرژی آنهاست و بیانگر رفتار آنها در این افزایش آنتروپی یونیورس است ، به همین ترتیب مولکولار ماشین ها و حتی ارگانیسم های زنده و کل محتویات یونیورس در این سفر آنتروپی قرار دارند . حیات مانند آتش ،یک فرآیند است ، سوخت با آنتروپی پایین را دریافت و فرآورده های با انتروپی بالا به محیط پس می دهد .
قسمت نخست
🆔 https://t.me/phys_Q/9883
قسمت دوم
🆔 https://t.me/phys_Q/9890
معرفی آنتروپی
🆔 https://t.me/phys_Q/10030
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 تلسکوپ فضایی اقلیدس
اولین تصاویر رسمی تسلکوپی که قراره هندسه فضا رو برای ما ترسیم کنه
یحیی طباطبایی
🆔 @phys_Q
اولین تصاویر رسمی تسلکوپی که قراره هندسه فضا رو برای ما ترسیم کنه
یحیی طباطبایی
🆔 @phys_Q
👍9❤5👎1
🟣 نظر فیزیکدانان در مورد متافیزیک چیست؟
پل مین وود
دکترای فلسفه فیزیک
دانشگاه کمبریج (1979)
✦ متافیزیک چیست؟
خود این کلمه از ویراستار آثار ارسطو سرچشمه گرفته است، که در آن دوره با وظیفه دشواری روبرو بود که مجموعه هایی از نوشتههایش را در مجلدهایی با موضوعات رایج جمعآوری کند. حدود صد سال پس از مرگ ارسطو، آندرونیکوس رودز، موارد «آسان» را دسته بندی کرده بود (اینها قطعاً در مورد سیاست هستند، اینها در مورد اخلاق ...) اما سپس با مجموعه ای از آثار در مورد چیزهایی مانند علیت، نجوم، و رفتار تجربی مواجه شد. چیزهای جامد و طبیعی، الهیات و ماهیت هستی. دیدن اینکه از کجا باید شروع کرد آسان نبود.
آندرونیکوس - با نشان دادن رویکردی تحسین برانگیز - آنها را به دو مجموعه طبقه بندی کرد که عناوین آنها را می توان تقریباً به عنوان "آثار در مورد چیزهای فیزیکی" “The works about physical things (هشت کتاب) و سپس "آثار بعد از آثار در مورد چیزهای فیزیکی"“The works after the works about physical things” (چهارده کتاب) ترجمه کرد. کاملاً مشخص نیست که «بعد after» قرار است چه اهمیتی داشته باشد، اما یک ایده محبوب و قابل قبول این است که توصیه ای به دانش پژوهان بود که ابتدا مجلد های فیزیک را مطالعه کنند و تنها پس از آن به خواندن این مجموعه دوم از چهارده اثر در متافیزیک بروند. . خود ارسطو هرگز به این اصطلاح برخورد نکرد، اما در این آثار بنیادی از عبارات مختلفی مانند «علل اول first causes »، «علم اول first science » و «الهیات theology » استفاده کرد تا مشخص کند در مورد چه چیزی صحبت می کند.
از آن زمان، فیلسوفان ، اندیشه هایی را که به هر یک از موضوعاتی که آندرونیکوس در جلد های اخیر گردآوری کرده است، به عنوان «متافیزیک» طبقهبندی کردهاند. همانطور که ممکن است انتظار داشته باشید با توجه به چنین نامگذاری خودسرانه، و با 2000 سال تفکر در مورد این موضوعات از زمان ارسطو - این زمینه بیش از یک مقدار اندک شلوغ و بهم ریخته شده است.
علیرغم این، تلاشهای اندکی برای تطبیق تعریفی پیرامون حوزههایی که متافیزیک نامیده میشوند، صورت گرفته است. اینها شامل عباراتی مانند «مطالعه ماهیت هستی» یا «طبیعت تغییرناپذیر اشیا» “the study of the nature of being”, or “the unchanging nature of things”, است، و حدس میزنم عباراتی از این قبیل ممکن است مفید باشند، بهویژه که برخی از آنها واقعاً به نکات مطرحشده توسط ارسطو بازمیگردند. با این حال، آنها تلاشهای post-hoc هستند و زمانی که آنها را در برابر استفاده عملی آزمایش میکنید، دچار بهم ریختگی شدید تری می شوند .
بنابراین، برای معرفی اینکه متافیزیک چیست، گمان میکنم بهترین راه این است که برخی از موضوعاتی را که کاملاً واضح و عموما شامل متافیزیک هستند فهرست کنیم، و به آنها اشاره کنیم و به خوانندگان واگذار کنیم تا درک خود را از یک موضوع با تم مشترک یا شباهت خانوادگی آنها بدست آورند بنابراین، در اینجا چند مثال غیر قابل بحث وجود دارد:
ماهیت علیت و مدالیتی
مواد و خواص مواد
مسئله ذهن و بدن (چگونه یک چیز فیزیکی می تواند با چیزی ذهنی مرتبط شود)
ماهیت آزادی و دترمینیسم یا جبرگرایی
اساس هویت و هویت شخصی
ماهیت قوانین فیزیکی
آنها را ببینید؟ مسائلی از این دست متافیزیک نام دارند.
با توجه به اینکه نمیدانیم این اصطلاح از کجا آمده است، نمی توانم دلیلی برای این باور داشته باشم که تعریف دقیق تری در دسترس است.
چند پیامد این امر:
هیچ معنایی وجود ندارد که موضوعات متافیزیکی را جدا ، و بطور خلاصه به عنوان «بالاتر» یا «فراتر از» فیزیک بدانیم . این فقط یک نتیجه از درک نادرست اصطلاح "متا" است - یعنی تلاش برای درک آن از طریق قیاس با مفاهیمی مانند “meta-narrative” یا " meta-analysis". هیچ پیامد مشابهی وجود ندارد، و این کاملاً قابل قبول است که فیزیک (و علم به طور کلی) در مورد موضوعات متافیزیکی حرف زیادی برای گفتن داشته باشد و بالعکس.
تعریف متافیزیک در طول زمان تغییر کرده و در آینده نیز تغییر خواهد کرد. همانطور که بحث ها تغییر می کند - کلیه تعاریف کنونی متافیزیک بسیار دور از آنچه ارسطو به آن توجه داشت ، هست .
ما با چیزی بیشتر مانند شجره نامه خانوادگی family tree نوشته های آکادمیک ، بیشتر از هر چیز دیگری سر و کار داریم .
سابجکت متافیزیک ، بیش از مجموعه ای از سؤالات جالب که (تاکنون) توسط سایر موضوعات آکادمیک با تعریف بهتر کشف نشده است ، اهمیت ندارد . به این ترتیب، افراد آنقدرها تصمیم به مطالعه متافیزیک نمیگیرند، بلکه تصمیم میگیرند یک یا چند مورد از این مسائل را مطالعه کنند.
Reference:
https://www.quora.com/What-do-physicists-think-of-metaphysics
🆔 @phys_Q
پل مین وود
دکترای فلسفه فیزیک
دانشگاه کمبریج (1979)
✦ متافیزیک چیست؟
خود این کلمه از ویراستار آثار ارسطو سرچشمه گرفته است، که در آن دوره با وظیفه دشواری روبرو بود که مجموعه هایی از نوشتههایش را در مجلدهایی با موضوعات رایج جمعآوری کند. حدود صد سال پس از مرگ ارسطو، آندرونیکوس رودز، موارد «آسان» را دسته بندی کرده بود (اینها قطعاً در مورد سیاست هستند، اینها در مورد اخلاق ...) اما سپس با مجموعه ای از آثار در مورد چیزهایی مانند علیت، نجوم، و رفتار تجربی مواجه شد. چیزهای جامد و طبیعی، الهیات و ماهیت هستی. دیدن اینکه از کجا باید شروع کرد آسان نبود.
آندرونیکوس - با نشان دادن رویکردی تحسین برانگیز - آنها را به دو مجموعه طبقه بندی کرد که عناوین آنها را می توان تقریباً به عنوان "آثار در مورد چیزهای فیزیکی" “The works about physical things (هشت کتاب) و سپس "آثار بعد از آثار در مورد چیزهای فیزیکی"“The works after the works about physical things” (چهارده کتاب) ترجمه کرد. کاملاً مشخص نیست که «بعد after» قرار است چه اهمیتی داشته باشد، اما یک ایده محبوب و قابل قبول این است که توصیه ای به دانش پژوهان بود که ابتدا مجلد های فیزیک را مطالعه کنند و تنها پس از آن به خواندن این مجموعه دوم از چهارده اثر در متافیزیک بروند. . خود ارسطو هرگز به این اصطلاح برخورد نکرد، اما در این آثار بنیادی از عبارات مختلفی مانند «علل اول first causes »، «علم اول first science » و «الهیات theology » استفاده کرد تا مشخص کند در مورد چه چیزی صحبت می کند.
از آن زمان، فیلسوفان ، اندیشه هایی را که به هر یک از موضوعاتی که آندرونیکوس در جلد های اخیر گردآوری کرده است، به عنوان «متافیزیک» طبقهبندی کردهاند. همانطور که ممکن است انتظار داشته باشید با توجه به چنین نامگذاری خودسرانه، و با 2000 سال تفکر در مورد این موضوعات از زمان ارسطو - این زمینه بیش از یک مقدار اندک شلوغ و بهم ریخته شده است.
علیرغم این، تلاشهای اندکی برای تطبیق تعریفی پیرامون حوزههایی که متافیزیک نامیده میشوند، صورت گرفته است. اینها شامل عباراتی مانند «مطالعه ماهیت هستی» یا «طبیعت تغییرناپذیر اشیا» “the study of the nature of being”, or “the unchanging nature of things”, است، و حدس میزنم عباراتی از این قبیل ممکن است مفید باشند، بهویژه که برخی از آنها واقعاً به نکات مطرحشده توسط ارسطو بازمیگردند. با این حال، آنها تلاشهای post-hoc هستند و زمانی که آنها را در برابر استفاده عملی آزمایش میکنید، دچار بهم ریختگی شدید تری می شوند .
بنابراین، برای معرفی اینکه متافیزیک چیست، گمان میکنم بهترین راه این است که برخی از موضوعاتی را که کاملاً واضح و عموما شامل متافیزیک هستند فهرست کنیم، و به آنها اشاره کنیم و به خوانندگان واگذار کنیم تا درک خود را از یک موضوع با تم مشترک یا شباهت خانوادگی آنها بدست آورند بنابراین، در اینجا چند مثال غیر قابل بحث وجود دارد:
ماهیت علیت و مدالیتی
مواد و خواص مواد
مسئله ذهن و بدن (چگونه یک چیز فیزیکی می تواند با چیزی ذهنی مرتبط شود)
ماهیت آزادی و دترمینیسم یا جبرگرایی
اساس هویت و هویت شخصی
ماهیت قوانین فیزیکی
آنها را ببینید؟ مسائلی از این دست متافیزیک نام دارند.
با توجه به اینکه نمیدانیم این اصطلاح از کجا آمده است، نمی توانم دلیلی برای این باور داشته باشم که تعریف دقیق تری در دسترس است.
چند پیامد این امر:
هیچ معنایی وجود ندارد که موضوعات متافیزیکی را جدا ، و بطور خلاصه به عنوان «بالاتر» یا «فراتر از» فیزیک بدانیم . این فقط یک نتیجه از درک نادرست اصطلاح "متا" است - یعنی تلاش برای درک آن از طریق قیاس با مفاهیمی مانند “meta-narrative” یا " meta-analysis". هیچ پیامد مشابهی وجود ندارد، و این کاملاً قابل قبول است که فیزیک (و علم به طور کلی) در مورد موضوعات متافیزیکی حرف زیادی برای گفتن داشته باشد و بالعکس.
تعریف متافیزیک در طول زمان تغییر کرده و در آینده نیز تغییر خواهد کرد. همانطور که بحث ها تغییر می کند - کلیه تعاریف کنونی متافیزیک بسیار دور از آنچه ارسطو به آن توجه داشت ، هست .
ما با چیزی بیشتر مانند شجره نامه خانوادگی family tree نوشته های آکادمیک ، بیشتر از هر چیز دیگری سر و کار داریم .
سابجکت متافیزیک ، بیش از مجموعه ای از سؤالات جالب که (تاکنون) توسط سایر موضوعات آکادمیک با تعریف بهتر کشف نشده است ، اهمیت ندارد . به این ترتیب، افراد آنقدرها تصمیم به مطالعه متافیزیک نمیگیرند، بلکه تصمیم میگیرند یک یا چند مورد از این مسائل را مطالعه کنند.
Reference:
https://www.quora.com/What-do-physicists-think-of-metaphysics
🆔 @phys_Q
Quora
What do physicists think of metaphysics?
Answer (1 of 2): Einstein chided his fellow scientists for being illiterate of philosophy and especially metaphysics.
It was after reading and studying philosophical metaphysics that Einstein developed his theory of relativity.
Metaphysics deal's with the…
It was after reading and studying philosophical metaphysics that Einstein developed his theory of relativity.
Metaphysics deal's with the…
👍10🤔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 «استارشیپ» با وجود پرتاب موفق دقایقی پس از آغاز پرواز منفجر شد
دومین پرواز آزمایشی «استارشیپ»، بزرگترین موشک فضاپیمای جهان، روز شنبه با وجود موفقیت در مراحل اولیه، با شکست مواجه شد. استارشیپ یکی از بزرگترین و قدرتمندترین موشکهای جهان که ساخت شرکت اسپیساکس است دقایقی پس از پرتاب منهدم شد. مالک شرکت اسپیساکس، ایلان ماسک قصد دارد با استارشیپ انتقال انسان به کره ماه و مریخ را عملی کند.
با وجود اینکه در این پرتاب هم دو بخش فوقانی و تحتانی موشک کاملا از یکدیگر جدا شدند، اما در ادامه، بخشی از این فضاپیما در هوا منفجر شد.
indypersian
🆔 @phys_Q
دومین پرواز آزمایشی «استارشیپ»، بزرگترین موشک فضاپیمای جهان، روز شنبه با وجود موفقیت در مراحل اولیه، با شکست مواجه شد. استارشیپ یکی از بزرگترین و قدرتمندترین موشکهای جهان که ساخت شرکت اسپیساکس است دقایقی پس از پرتاب منهدم شد. مالک شرکت اسپیساکس، ایلان ماسک قصد دارد با استارشیپ انتقال انسان به کره ماه و مریخ را عملی کند.
با وجود اینکه در این پرتاب هم دو بخش فوقانی و تحتانی موشک کاملا از یکدیگر جدا شدند، اما در ادامه، بخشی از این فضاپیما در هوا منفجر شد.
indypersian
🆔 @phys_Q
🔥10🤯5👍2
🟣 نسبیت علّی Causal Relativity - (causal framework)
در کانتکست نسبیّتی ، علیّت به این پرسش لینک می شود که کدام رویدادها باعث کدام رویدادهای دیگر می شوند (لاتین causa، دلیل، علت) یا به طور کلی تر، می توانند بر آنها تأثیر بگذارند. در نسبیت خاص، هیچ چیز، هیچ آبجکت متحرکی و هیچ اطلاعاتی ، و هیچ افکت یا اثری نمی تواند سریعتر از نور حرکت کند. بنابراین، در اصل، یک رویداد تنها زمانی می تواند روی رویداد دیگری تأثیر بگذارد ، که داخل مخروط نوری Light cone قرار بگیرد.
و همچنین اثر یا افکت فرضی (مانند یک سیگنال یا یک نیرو) نباید سریعتر از نور منتقل شود. به عبارت دیگر، انتشار نور ساختار علّی فضازمان را تعیین میکند (رجوع.کنید.به.مخروط نور).
مدلها و نظریههایی که این ساختار را در نظر میگیرند، علّی Causal نامیده میشوند - به عنوان مثال، نظریههای میدان کوانتومی نسبیتی در نسبیت عام، محدودیت سرعت کیهانی، سرعت نور فقط به صورت لوکال تعریف میشود: در یک رقابت کنار هم، هیچ آبجکت و هیچ افکتی نمیتواند از سیگنال نوری سبقت بگیرد. همچنین از این موضوع می توان یک ساختار علّی استخراج کرد، و تعیین کرد(دترمین) که کدام رویدادها میتوانند بر کدام رویدادهای دیگر تأثیر بگذارند. بدآنسان که گرانش سیگنالهای نوری را تحریف میکند و به اتساع می اندازد ، موضوع در نسبیت عام پیچیدهتر از نسبیت خاص میگردد. اگرچه این امر تحلیل را تا حدودی پیچیدهتر میکند و این یعنی طرح و پیگیری علیّت ، حتی در نسبیت عام به سادگی طرح آن در نسبیت خاص نیست .
علیّت اصلی فلسفی است و فلسفه ، سابجکت ذهنی ما پیرامون آبجکت های موجود در دنیای ماست . علیّت از طرح در دوره افلاتون و ارسطو تا تئوریزه شدن توسط توماس قدیس و تا تئوریزاسیون مجدد آن توسط هیوم و از ابراز بدبینی به آن توسط فلاسفه برجسته مانند راسل و ... در تغییر بوده است . اما برای اینکه تئوری نسبیت را علّی بدانیم لازم نیست علیّت را بعنوان اصل فلسفی یا برهان علیّت الهیات بپذیریم و منظور از آن تنها به ترتیب رویداد ها در یک فریم ساکن یا لخت است .
🆔 @phys_Q
در کانتکست نسبیّتی ، علیّت به این پرسش لینک می شود که کدام رویدادها باعث کدام رویدادهای دیگر می شوند (لاتین causa، دلیل، علت) یا به طور کلی تر، می توانند بر آنها تأثیر بگذارند. در نسبیت خاص، هیچ چیز، هیچ آبجکت متحرکی و هیچ اطلاعاتی ، و هیچ افکت یا اثری نمی تواند سریعتر از نور حرکت کند. بنابراین، در اصل، یک رویداد تنها زمانی می تواند روی رویداد دیگری تأثیر بگذارد ، که داخل مخروط نوری Light cone قرار بگیرد.
و همچنین اثر یا افکت فرضی (مانند یک سیگنال یا یک نیرو) نباید سریعتر از نور منتقل شود. به عبارت دیگر، انتشار نور ساختار علّی فضازمان را تعیین میکند (رجوع.کنید.به.مخروط نور).
مدلها و نظریههایی که این ساختار را در نظر میگیرند، علّی Causal نامیده میشوند - به عنوان مثال، نظریههای میدان کوانتومی نسبیتی در نسبیت عام، محدودیت سرعت کیهانی، سرعت نور فقط به صورت لوکال تعریف میشود: در یک رقابت کنار هم، هیچ آبجکت و هیچ افکتی نمیتواند از سیگنال نوری سبقت بگیرد. همچنین از این موضوع می توان یک ساختار علّی استخراج کرد، و تعیین کرد(دترمین) که کدام رویدادها میتوانند بر کدام رویدادهای دیگر تأثیر بگذارند. بدآنسان که گرانش سیگنالهای نوری را تحریف میکند و به اتساع می اندازد ، موضوع در نسبیت عام پیچیدهتر از نسبیت خاص میگردد. اگرچه این امر تحلیل را تا حدودی پیچیدهتر میکند و این یعنی طرح و پیگیری علیّت ، حتی در نسبیت عام به سادگی طرح آن در نسبیت خاص نیست .
علیّت اصلی فلسفی است و فلسفه ، سابجکت ذهنی ما پیرامون آبجکت های موجود در دنیای ماست . علیّت از طرح در دوره افلاتون و ارسطو تا تئوریزه شدن توسط توماس قدیس و تا تئوریزاسیون مجدد آن توسط هیوم و از ابراز بدبینی به آن توسط فلاسفه برجسته مانند راسل و ... در تغییر بوده است . اما برای اینکه تئوری نسبیت را علّی بدانیم لازم نیست علیّت را بعنوان اصل فلسفی یا برهان علیّت الهیات بپذیریم و منظور از آن تنها به ترتیب رویداد ها در یک فریم ساکن یا لخت است .
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍5
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
📌What is consciousness?
🔺آیا آگاهی منحصر به فرد انسان است؟ یا موجودات زنده دیگر درجات مختلفی از آن را دارند؟
• این موضوع در روایات علمی و فلسفی بسیار بحث برانگیز بوده است. متفکران مقدار زیادی از زمان و وجود خود را صرف تلاش برای کشف اسرار آن کردهاند، مانند نحوه عملکرد آگاهی و محل قرارگیری آن.
پاسخ کوتاه چندان راضی کننده نیست. دانشمندان و فیلسوفان هنوز نمیتوانند بر سر تعریف و چیستی آگاهی، و حتی بیشتر از آن ، تعریف دقیق آگاهی ، به توافق برسند. بسیاری از دانشمندان بر این باور که نوروساینس به تنهایی توانایی حل مسئلهی سخت آگاهی را ندارد ، قرار دارند و برخی دیگر فراتر از آن ، معتقدند معمای آگاهی به تنهایی توسط فیزیک کوانتوم قابل حل است.
در اینجا نظر برخی دانشمندان را درباره آگاهی لینک خواهیم کرد :
- اد ویتن
-پائول دیویس
- برایان گرین
- مسئله ی سخت آگاهی ، ریچارد داوکینز
- مکس تگمارک
- استیون نوولا
- شان کارول - نوولا
- پنروز orch-or
- دیوید چالمرز
🆔 @phys_Q
🔺آیا آگاهی منحصر به فرد انسان است؟ یا موجودات زنده دیگر درجات مختلفی از آن را دارند؟
• این موضوع در روایات علمی و فلسفی بسیار بحث برانگیز بوده است. متفکران مقدار زیادی از زمان و وجود خود را صرف تلاش برای کشف اسرار آن کردهاند، مانند نحوه عملکرد آگاهی و محل قرارگیری آن.
پاسخ کوتاه چندان راضی کننده نیست. دانشمندان و فیلسوفان هنوز نمیتوانند بر سر تعریف و چیستی آگاهی، و حتی بیشتر از آن ، تعریف دقیق آگاهی ، به توافق برسند. بسیاری از دانشمندان بر این باور که نوروساینس به تنهایی توانایی حل مسئلهی سخت آگاهی را ندارد ، قرار دارند و برخی دیگر فراتر از آن ، معتقدند معمای آگاهی به تنهایی توسط فیزیک کوانتوم قابل حل است.
در اینجا نظر برخی دانشمندان را درباره آگاهی لینک خواهیم کرد :
- اد ویتن
-پائول دیویس
- برایان گرین
- مسئله ی سخت آگاهی ، ریچارد داوکینز
- مکس تگمارک
- استیون نوولا
- شان کارول - نوولا
- پنروز orch-or
- دیوید چالمرز
🆔 @phys_Q
👍8❤1😁1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
🟣 چرا اصل هولوگرافیک بسیار هیجان انگیز است
کیو بیت ها در واقع با bloch sphere در فضای هیلبرت توصیف می شوند و خلاف انباشت حجمی آبجکت های 3D در صورت قرار گیری در کنار یکدیگر روی سطح قرار می گیرند و بنوعی شبکه ای در هم تنیده را تشکیل می دهند و این مهم بسیار شبیه سطح 2D هایپربولیک اطلاعات کوانتومی در تئوری هولوگرافیک است. و از آنجایی که مقدار کیوبیت بسته به مقدار جفت درهم تنیده آن تغییر می کند، درجه ای از عدم تعین indeterminacy در سیستم وجود دارد. اگر هنوز کیوبیت اول را اندازه گیری نکرده اید، نمی توانید در مورد دومی مطمئن باشید. مقدار عدم قطعیت uncertainty هر سیستم مشخص آنتروپی آن نامیده می شود.
با درهم تنیدگی Entangled از هم گسیختگی disentangled کیوبیت ها، سطح آنتروپی بالا و پایین می رود. شما با میدان های آنتروپی در حالتی دائما در حال تغییر مواجه هستید.
اصل هولوگرافیک معتقد است که جهان سه بعدی ما نمایش یا طرحی از تمام این فعالیت هایی است که روی یک سطح دو بعدی پر از کیوبیت انجام می شود.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9406
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9407
کیو بیت ها در واقع با bloch sphere در فضای هیلبرت توصیف می شوند و خلاف انباشت حجمی آبجکت های 3D در صورت قرار گیری در کنار یکدیگر روی سطح قرار می گیرند و بنوعی شبکه ای در هم تنیده را تشکیل می دهند و این مهم بسیار شبیه سطح 2D هایپربولیک اطلاعات کوانتومی در تئوری هولوگرافیک است. و از آنجایی که مقدار کیوبیت بسته به مقدار جفت درهم تنیده آن تغییر می کند، درجه ای از عدم تعین indeterminacy در سیستم وجود دارد. اگر هنوز کیوبیت اول را اندازه گیری نکرده اید، نمی توانید در مورد دومی مطمئن باشید. مقدار عدم قطعیت uncertainty هر سیستم مشخص آنتروپی آن نامیده می شود.
با درهم تنیدگی Entangled از هم گسیختگی disentangled کیوبیت ها، سطح آنتروپی بالا و پایین می رود. شما با میدان های آنتروپی در حالتی دائما در حال تغییر مواجه هستید.
اصل هولوگرافیک معتقد است که جهان سه بعدی ما نمایش یا طرحی از تمام این فعالیت هایی است که روی یک سطح دو بعدی پر از کیوبیت انجام می شود.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9406
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9407
❤6👍4
🟣 ثابت کیهانی اینشتین einstein's cosmological constant
ثابت کیهان شناسی یا ثابت کیهانی (که با حرف یونانی لامبدا بزرگ Λ تعریف میشود.)، در اخترفیزیک جهت اصلاح تئوری اولیه نسبیت عام توسط آلبرت اینشتین برای دستیابی به یونیورس ایستا ارائه شد. این مقدار ثابت به این دلیل به وجود آمد که معادلات اینشتین یک ناپایداری خاصی را در یونیورس نشان میداد که از نیروهای گرانشی ناشی میشد، واقعیتی نگرانکننده که نیاز به مطالعه داشت.
در دهه ۱۹۳۰، اکتشافات جدید، به ویژه اکتشافات اخترشناس ادوین هابل، این نظریه را بیان کرد که یونیورس در عمل ایستا و ساکن نیست، بلکه دائما در حال انبساط است و معلوم شد که معادلات اولیه اینشتین بدون مقدار ثابت تمام مدت درست بوده است و نیازی به ثابت کیهانی نبود. اینشتین خودش متوجه این موضوع شد و مقاله خود را اصلاح کرد.
با این حال، در دهه ۱۹۹۰، ثابت کیهانی به روشی جدید به معادلات اینشتین بازگشت، این مقدار به همان کشف اینشتین که خودش حذف کرده بود مربوط میشد. با مشاهدات جدیدی که نه تنها یک یونیورس در حال انبساط، بلکه شتابی را در آن انبساط نشان داد، فیزیکدانان شروع به مطالعه حول این ایده کردند که آنچه ممکن است مسئول این انبساط باشد، یک انرژی کشف نشده موجود در فضا است که اکنون «انرژی تاریک» نامیده میشود.
خطای اینشتین، «Λ» یعنی لامبدای او ، در واقع به وجود یک شکل دافعه گرانشی لینک داشت و اکنون به نظر میرسد که یک نیروی محرکه در پشت شتاب فزاینده پندام کیهانی وجود دارد و همان انرژی تاریک است؛ که نباید با ماده تاریک اشتباه گرفته شود ، مادهای که باعث ایجاد اثرات گرانشی میشود و کلان ساختار یونیورس ( محتویات کهکشانها) را در کنار هم نگه میدارد و انرژی تاریک نیز، نیروی مخالفی ست که محتویات کلان ساختار یونیورس ( کهکشانها) را از هم جدا و دور میکند.
اینشتین زمانی با کشف پویایی یونیورس ، ثابت کیهانشناخت را بزرگترین اشتباه علمی خود دانست ، زیرا که طرفدار مدلی ایستا از یونیورس بود . هر چند پس از مرگ وی مشخص شد این ثابت نوعی نیروی رانشی در خلاء و در کلان ساختار را معرفی میکرده و باید به معادلات بازگردد .
🆔 @phys_Q
ثابت کیهان شناسی یا ثابت کیهانی (که با حرف یونانی لامبدا بزرگ Λ تعریف میشود.)، در اخترفیزیک جهت اصلاح تئوری اولیه نسبیت عام توسط آلبرت اینشتین برای دستیابی به یونیورس ایستا ارائه شد. این مقدار ثابت به این دلیل به وجود آمد که معادلات اینشتین یک ناپایداری خاصی را در یونیورس نشان میداد که از نیروهای گرانشی ناشی میشد، واقعیتی نگرانکننده که نیاز به مطالعه داشت.
در دهه ۱۹۳۰، اکتشافات جدید، به ویژه اکتشافات اخترشناس ادوین هابل، این نظریه را بیان کرد که یونیورس در عمل ایستا و ساکن نیست، بلکه دائما در حال انبساط است و معلوم شد که معادلات اولیه اینشتین بدون مقدار ثابت تمام مدت درست بوده است و نیازی به ثابت کیهانی نبود. اینشتین خودش متوجه این موضوع شد و مقاله خود را اصلاح کرد.
با این حال، در دهه ۱۹۹۰، ثابت کیهانی به روشی جدید به معادلات اینشتین بازگشت، این مقدار به همان کشف اینشتین که خودش حذف کرده بود مربوط میشد. با مشاهدات جدیدی که نه تنها یک یونیورس در حال انبساط، بلکه شتابی را در آن انبساط نشان داد، فیزیکدانان شروع به مطالعه حول این ایده کردند که آنچه ممکن است مسئول این انبساط باشد، یک انرژی کشف نشده موجود در فضا است که اکنون «انرژی تاریک» نامیده میشود.
خطای اینشتین، «Λ» یعنی لامبدای او ، در واقع به وجود یک شکل دافعه گرانشی لینک داشت و اکنون به نظر میرسد که یک نیروی محرکه در پشت شتاب فزاینده پندام کیهانی وجود دارد و همان انرژی تاریک است؛ که نباید با ماده تاریک اشتباه گرفته شود ، مادهای که باعث ایجاد اثرات گرانشی میشود و کلان ساختار یونیورس ( محتویات کهکشانها) را در کنار هم نگه میدارد و انرژی تاریک نیز، نیروی مخالفی ست که محتویات کلان ساختار یونیورس ( کهکشانها) را از هم جدا و دور میکند.
اینشتین زمانی با کشف پویایی یونیورس ، ثابت کیهانشناخت را بزرگترین اشتباه علمی خود دانست ، زیرا که طرفدار مدلی ایستا از یونیورس بود . هر چند پس از مرگ وی مشخص شد این ثابت نوعی نیروی رانشی در خلاء و در کلان ساختار را معرفی میکرده و باید به معادلات بازگردد .
🆔 @phys_Q
❤10👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😍16👍2👎2❤1🔥1🥰1🤯1
🟣 موج wave
موج ارتعاش یا آشفتگی سیال در محیط [مادی یا خلا] است . شکل پایه آن موج سینوسی است البته از لحاظ ریاضی ، اشکال پیچیده تر را میتوان با بسط فوریه ، متشکل از مولفه های ساده تر ترسیم کرد . فاز ، دامنه و بسامد امواج ، تداخل ویرانگر یا سازنده آنها را تعیین می کند ، البته موج مادی نظیر امواج صوتی یا اقیانوس با موج الکترومغناطیسی دارای تفاوت هایی است .
معادله موج شرودینگر shrödinger wave equation قلب مکانیک کوانتوم است که در آن موج ، بعنوان آبجکت بنیادین یونیورس بین مقادیر حقیقی real و موهومی imaginary ، وابسته به توان بردار i ، نوسان می کند.
ارتعاش vibration یا نوسان پیرامون یک مقدار میانگین ، از تابع موج در ریاضیات گرفته ، تا امواج مکانیکی ماکروسکوپیک ، تا امواج الکترومغناطیسی و میکروسکوپیک وجود دارد ، هر چند که مشابهت چندانی با هم نداشته باشند اما جالب است بدانید که تئوری ریسمان نیز از ریسمان های مرتعش برای توصیف ذرات بنیادین استفاده می کند .
🆔 @phys_Q
موج ارتعاش یا آشفتگی سیال در محیط [مادی یا خلا] است . شکل پایه آن موج سینوسی است البته از لحاظ ریاضی ، اشکال پیچیده تر را میتوان با بسط فوریه ، متشکل از مولفه های ساده تر ترسیم کرد . فاز ، دامنه و بسامد امواج ، تداخل ویرانگر یا سازنده آنها را تعیین می کند ، البته موج مادی نظیر امواج صوتی یا اقیانوس با موج الکترومغناطیسی دارای تفاوت هایی است .
معادله موج شرودینگر shrödinger wave equation قلب مکانیک کوانتوم است که در آن موج ، بعنوان آبجکت بنیادین یونیورس بین مقادیر حقیقی real و موهومی imaginary ، وابسته به توان بردار i ، نوسان می کند.
ارتعاش vibration یا نوسان پیرامون یک مقدار میانگین ، از تابع موج در ریاضیات گرفته ، تا امواج مکانیکی ماکروسکوپیک ، تا امواج الکترومغناطیسی و میکروسکوپیک وجود دارد ، هر چند که مشابهت چندانی با هم نداشته باشند اما جالب است بدانید که تئوری ریسمان نیز از ریسمان های مرتعش برای توصیف ذرات بنیادین استفاده می کند .
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍5❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
می توانید با این کودک به صرف وجود ناکامی های مشترک همدردی کنید.
اما آنچه کودکان ایران نیاز دارند چیزی فراتر از احساسات آشفته و شلخته ی سوشال مدیاست .
اما آنچه کودکان ایران نیاز دارند چیزی فراتر از احساسات آشفته و شلخته ی سوشال مدیاست .
👍36🔥2❤1👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣 آزمایش دو شکاف توماس یانگ
جنگال بر سر دوالیتهی موج wave or particle یا ذره برای نور (فوتون و دیگر پارتیکل های کوانتومی) با این آزمایش شروع شد . در توصیف امواج الگویی داریم بنام الگوی تداخل امواج که مطابق توصیف بالا دو موج بسته به پیک مثبت و منفی به تضعیف یا تقویت یکدیگر میپردازند و سبب تداخل interference سازنده یا ویرانگر می شوند .
توماس یانگ دانشمندی بود که آزمایش مشهور دو شکاف را برای توضیح ماهیت موجی ذرات(فوتون و الکترون ) مطرح ساخت.
🆔 @phys_Q
جنگال بر سر دوالیتهی موج wave or particle یا ذره برای نور (فوتون و دیگر پارتیکل های کوانتومی) با این آزمایش شروع شد . در توصیف امواج الگویی داریم بنام الگوی تداخل امواج که مطابق توصیف بالا دو موج بسته به پیک مثبت و منفی به تضعیف یا تقویت یکدیگر میپردازند و سبب تداخل interference سازنده یا ویرانگر می شوند .
توماس یانگ دانشمندی بود که آزمایش مشهور دو شکاف را برای توضیح ماهیت موجی ذرات(فوتون و الکترون ) مطرح ساخت.
🆔 @phys_Q
👍20🔥3👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣بزرگترین سوتی اینشتین
چیزی که اینشتین بزرگترین سوتی خود نامید در واقع کشفی فراتر از زمان خود بود . ثابت کاسمولوژیکالی که انبساط کیهانی را با انرژی مثبتی در سرتاسر فضا توضیح میداد .
#نیل_دگراس_تایسون
🆔 @phys_Q
چیزی که اینشتین بزرگترین سوتی خود نامید در واقع کشفی فراتر از زمان خود بود . ثابت کاسمولوژیکالی که انبساط کیهانی را با انرژی مثبتی در سرتاسر فضا توضیح میداد .
#نیل_دگراس_تایسون
🆔 @phys_Q
👍19❤5
🟣 " هر میزان اعتقاد ، هرچقدر هم قوی باشد، نمی تواند چیزی را تبدیل به واقعیت کند. طبیعت، واقعا توجهی به اعتقادات تو ندارد."
- ریچارد فیلیپس فاینمن
🆔 @phys_Q
- ریچارد فیلیپس فاینمن
🆔 @phys_Q
❤34👍9👏3
🟣پندام و گیتی universe & expansion
ما در جهانی تخت زندگی می کنیم. تخت به چه معنی ؟ جهان ما نه مانند ورق یا کلوچه تخت ، بلکه به این معنی اگر در این جهان دو فوتون در مسیر های موازی شلیک کنید این دو فوتون در همین مسیر های مستقیم حرکت خواهند کرد .
مسئله هنگامی جالب می شود که تئوری میدان گرانشی بیان می کند که گرانش سبب خمیدگی curvature فضا زمان می شود . در هنگام ارائه نسبیت عام انیشتین ثابت کیهانشناسی را نیز معرفی کرد ، هر چند بعدها انیشتین ثابت کیهان-شناخت Cosmological Constant را بزرگترین اشتباه خود معرفی کرد اما امروز میدانیم هر دو یعنی ثابت کیهان شناخت و نسبیت عام دو شاهکار بزرگ از آلبوم نبوغ این دانشمند بزرگ هستند .
در عالمی چشم گشودیم که ماده مرئی تنها بیش از 3 درصد این کیهان را تشکیل داده است . و 97 درصد دیگر را ماده و انرژی تاریک تشکیل داده که نامرئی ست و تنها به واسطه اثرات شان است که میتوانیم آنها را بررسی کنیم . ماده تاریک با نسبت 30 و انرژی تاریک با نسبت 70 درصد از کل محتوای ناشناخته عالم را تشکیل داده اند . البته عالم را ساکن در نظر نگیرید در توضیح انبساط شتابدار کیهان ، که بعلت تشکیل شدن فضای خالی از انرژی مثبت [ دافعه ] و وجود ماده تاریک dark matter است . این انرژی مثبت میزان قابل توجهی از انرژی کیهان را تشکیل میدهد و همچنین شکل گیری خوشه های کیهانی را توضیح می دهد . از اثرات این انبساط شتابدار سرخ گرایی طیف نور رسیده از کهکشان هاست . و جالبتر آنکه وجود انرژی مثبت که فضای خالی را تشکیل داده و از عوامل انبساط شتابدار منظور می گردد در ادامه ی انبساط چگالی کمتری بخود خواهد گرفت و در نتیجه نرخ شتاب کیهان باید منفی باشد اما چنین نیست . کیهان ما نرخ شتاب مثبتی را تجربه می کند .
طبق قانون هابل هر قدر کهکشان نسبت به ناظر آن در فاصلهٔ بیشتری قرار داشته باشد، با سرعت بیشتری دور میشود.
نرخ انبساط جهان حدوداً 74 کیلومتر بر ثانیه بر مگاپارسک است، یعنی کهکشانی که در فاصلهٔ 3 میلیون سال نوری قرار دارد با سرعت 74 کیلومتر بر ثانیه، و کهکشانی که در فاصلهٔ 3 میلیارد سال نوری قرار دارد با سرعت 74,000 کیلومتر برثانیه از ناظر آن دور میشود.
H = 71 km:s:mpc
🆔 @phys_Q
ما در جهانی تخت زندگی می کنیم. تخت به چه معنی ؟ جهان ما نه مانند ورق یا کلوچه تخت ، بلکه به این معنی اگر در این جهان دو فوتون در مسیر های موازی شلیک کنید این دو فوتون در همین مسیر های مستقیم حرکت خواهند کرد .
مسئله هنگامی جالب می شود که تئوری میدان گرانشی بیان می کند که گرانش سبب خمیدگی curvature فضا زمان می شود . در هنگام ارائه نسبیت عام انیشتین ثابت کیهانشناسی را نیز معرفی کرد ، هر چند بعدها انیشتین ثابت کیهان-شناخت Cosmological Constant را بزرگترین اشتباه خود معرفی کرد اما امروز میدانیم هر دو یعنی ثابت کیهان شناخت و نسبیت عام دو شاهکار بزرگ از آلبوم نبوغ این دانشمند بزرگ هستند .
در عالمی چشم گشودیم که ماده مرئی تنها بیش از 3 درصد این کیهان را تشکیل داده است . و 97 درصد دیگر را ماده و انرژی تاریک تشکیل داده که نامرئی ست و تنها به واسطه اثرات شان است که میتوانیم آنها را بررسی کنیم . ماده تاریک با نسبت 30 و انرژی تاریک با نسبت 70 درصد از کل محتوای ناشناخته عالم را تشکیل داده اند . البته عالم را ساکن در نظر نگیرید در توضیح انبساط شتابدار کیهان ، که بعلت تشکیل شدن فضای خالی از انرژی مثبت [ دافعه ] و وجود ماده تاریک dark matter است . این انرژی مثبت میزان قابل توجهی از انرژی کیهان را تشکیل میدهد و همچنین شکل گیری خوشه های کیهانی را توضیح می دهد . از اثرات این انبساط شتابدار سرخ گرایی طیف نور رسیده از کهکشان هاست . و جالبتر آنکه وجود انرژی مثبت که فضای خالی را تشکیل داده و از عوامل انبساط شتابدار منظور می گردد در ادامه ی انبساط چگالی کمتری بخود خواهد گرفت و در نتیجه نرخ شتاب کیهان باید منفی باشد اما چنین نیست . کیهان ما نرخ شتاب مثبتی را تجربه می کند .
طبق قانون هابل هر قدر کهکشان نسبت به ناظر آن در فاصلهٔ بیشتری قرار داشته باشد، با سرعت بیشتری دور میشود.
نرخ انبساط جهان حدوداً 74 کیلومتر بر ثانیه بر مگاپارسک است، یعنی کهکشانی که در فاصلهٔ 3 میلیون سال نوری قرار دارد با سرعت 74 کیلومتر بر ثانیه، و کهکشانی که در فاصلهٔ 3 میلیارد سال نوری قرار دارد با سرعت 74,000 کیلومتر برثانیه از ناظر آن دور میشود.
H = 71 km:s:mpc
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍4❤2👏1
🟣 ریچارد فاینمن: "من، یونیورسی از اتم ها، اتمی در یونیورس "
شومن شگفت انگیز قرن بیستم بسیار فراتر از یک فیزیکدان بود. ریچارد فاینمن میلیونها قلب از طریق سخنرانیهای نمادین خود در دهههای 1960 و 70 را فتح کرد ، کسانی که میخواهند در قلمرو علم شگفتزده شوند، کسانی که علم را فقط تحت عنوان یک دانشگاهی نمیبینند.
فاینمن نابغه شگفتی آوری که بسیار فراتر از یک فیزیکدان بود.
تصویر ، فاینمن در ساحل : Caltech Archives
🆔 @phys_Q
شومن شگفت انگیز قرن بیستم بسیار فراتر از یک فیزیکدان بود. ریچارد فاینمن میلیونها قلب از طریق سخنرانیهای نمادین خود در دهههای 1960 و 70 را فتح کرد ، کسانی که میخواهند در قلمرو علم شگفتزده شوند، کسانی که علم را فقط تحت عنوان یک دانشگاهی نمیبینند.
فاینمن نابغه شگفتی آوری که بسیار فراتر از یک فیزیکدان بود.
تصویر ، فاینمن در ساحل : Caltech Archives
🆔 @phys_Q
❤22👍6🥰2