🟣 برداشت غلط از جرم: دلیل واقعی ناتوانی ما برای پیشی گرفتن از سرعت نور
هیچ شرایطی در نسبیت وجود ندارد که جرم را قابل افزایش یا کاهش دانست - آنچه تغییر می کند لختی inertia ست . در معادله E=mc² فاکتور لورنتز γ جا افتاده است . با افزایش سرعت آبجکت به جرم m فاکتور γ به بی نهایت میل می کند و برای آبجکت ساکن برابر با یک است که بیانگر انرژی بی نهایت برای رسیدن آبجکت جرم دار به سرعت نور است .
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9695
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9697
Source:
https://bigthink.com/hard-science/light-speed-relativistic-mass/
🆔 @phys_Q
هیچ شرایطی در نسبیت وجود ندارد که جرم را قابل افزایش یا کاهش دانست - آنچه تغییر می کند لختی inertia ست . در معادله E=mc² فاکتور لورنتز γ جا افتاده است . با افزایش سرعت آبجکت به جرم m فاکتور γ به بی نهایت میل می کند و برای آبجکت ساکن برابر با یک است که بیانگر انرژی بی نهایت برای رسیدن آبجکت جرم دار به سرعت نور است .
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9695
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9697
Source:
https://bigthink.com/hard-science/light-speed-relativistic-mass/
🆔 @phys_Q
👍6👏1🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 James Webb Space Telescope captures new images of the Ring Nebula
ثبت تصویر جدیدی از سحابی حلقه توسط JWST
🆔 @phys_Q
ثبت تصویر جدیدی از سحابی حلقه توسط JWST
🆔 @phys_Q
❤3👏3👍1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 مختصری پیرامین ارجحیت طبیعتگرایی با شان کارول
🆔 @phys_Q
🆔 @phys_Q
👍10👎3❤1👏1
🟣استیون هاوکینگ یک آتئیست بود
در اینجا برخی از سخنان وی پیرامون مرگ ، زندگی و یونیورس و خدا آمده است .
برای بیش از 50 سال، مرگ بخش مهمی از زندگی قابل توجه استیون هاوکینگ بود. فیزیکدانی که چهارشنبه در سن 76 سالگی درگذشت، پس از تشخیص بیماری عصبی غیرقابل درمان ALS در سن 21 سالگی، انتظار نمی رفت که تولد 25 سالگی خود را ببیند. البته هاوکینگ بیش از پنج دهه احتمالات را شکست داد. این دانشمند در 2011 به گاردین گفت: که مرگ هرگز دور از ذهن او نبود.
هاوکینگ گفت: "من در 49 سال گذشته با چشم انداز مرگ زودهنگام زندگی کرده ام. من از مرگ نمی ترسم، اما عجله ای هم برای مردن ندارم. من خیلی کارها دارم که میخواهم اول انجام دهم."
در اینجا برخی از جالب ترین افکار هاوکینگ در مورد مرگ، زندگی پس از مرگ و خدا آورده شده است.
✦ هاوکینگ به بهشت اعتقادی نداشت
این دانشمند دیدگاهی پراگماتیک از آنچه پس از مرگ برای مغز و بدن اتفاق می افتد داشت.
او به گاردین گفت: "من مغز را مانند کامپیوتری میدانم که وقتی اجزای آن از کار بیفتند، از کار میافتد. هیچ بهشت یا زندگی پس از مرگ برای کامپیوترهای خراب شده وجود ندارد. این یک داستان پریان برای افرادی است که از تاریکی می ترسند."
او به « impesonal God » ، خدایی ورای درک بشری ، اعتقاد داشت، اما به یک خالق اعتقاد نداشت.
هاوکینگ در کتاب مهم خود «تاریخ مختصر زمان» نام خدا را به زبان آورد و نوشت که اگر فیزیکدانان بتوانند «نظریه همه چیز TOE » را بیابند - یعنی توضیحی منسجم برای نحوه کار یونیورس بیابند - به «ذهن خدا» نگاه خواهند کرد. ”
اما در مصاحبهها و نوشتههای بعدی، مانند طرح بزرگ در سال ۲۰۱۰، که او با همکاری لئونارد ملودینو نوشت، هاوکینگ تصریح کرد که منظورش به خالقی به معنای سنتی نبوده است.
او در «طراحی بزرگ» نوشت: «آفرینش خود به خود دلیل وجود چیزی از هیچ هست ، چرا جهان وجود دارد، چرا ما وجود داریم. «لازم نیست خدا را بخوانیم تا کاغذ لمسی آبی را روشن کند و یونیورس را به کار اندازد.»
هاوکینگ پس از انتشار کتاب به نشریه تایم گفت که استفاده از زبانی از واژه خدا بیشتر فیگوراتیو و وابسته به فرم است تا محتوا.
او گفت: "خدا نامی است که مردم برای بیان دلیل حضور ما در اینجا می آورند." اما من فکر می کنم که علت وجود ما ، قوانین فیزیک است نه کسی که می توان با او رابطه شخصی داشت. یعنی یک خدای غیرشخصی non personal.»
✦ هاوکینگ خود را یک آتئیست می دانست
هاوکینگ در مصاحبهای با نشریه اسپانیایی ال موندو به طور واضحتر درباره افکار خود درباره خدا صحبت کرد.
قبل از اینکه علم را بفهمیم، طبیعی است که باور کنیم که خدا جهان را آفریده است. اما اکنون علم توضیح قانعکنندهتری ارائه میدهد.» منظور من از " ما ذهن خدا را میشناسیم " این است که اگر خدایی وجود داشت، همه چیزهایی را که خدا میدانست، میدانستیم. من یک آتئیست هستم.»
✦ اما هنوز فکر میکردم که جهان معنا دارد
اگرچه هاوکینگ تصور مرسوم خدا یا خالق را رد کرد، اما اساساً بر این باور بود که جهان و زندگی دارای معنا هستند / نیویورک تایمز.
"به یاد داشته باشید که به ستاره ها نگاه کنید و به پاهای خود نگاه نکنید. "
هاوکینگ در مورد معنای زندگی گفت: " سعی کنید آنچه را که می بینید درک کنید و در مورد آنچه که جهان را به وجود می آورد ، شگفت زده شوید . کنجکاو باشید. و هر چقدر هم که زندگی دشوار به نظر برسد، همیشه کاری وجود دارد که میتوانید انجام دهید و در آن موفق شوید."
Reference:
https://time.com/5199149/stephen-hawking-death-god-atheist/?amp=true
🆔 @phys_Q
در اینجا برخی از سخنان وی پیرامون مرگ ، زندگی و یونیورس و خدا آمده است .
برای بیش از 50 سال، مرگ بخش مهمی از زندگی قابل توجه استیون هاوکینگ بود. فیزیکدانی که چهارشنبه در سن 76 سالگی درگذشت، پس از تشخیص بیماری عصبی غیرقابل درمان ALS در سن 21 سالگی، انتظار نمی رفت که تولد 25 سالگی خود را ببیند. البته هاوکینگ بیش از پنج دهه احتمالات را شکست داد. این دانشمند در 2011 به گاردین گفت: که مرگ هرگز دور از ذهن او نبود.
هاوکینگ گفت: "من در 49 سال گذشته با چشم انداز مرگ زودهنگام زندگی کرده ام. من از مرگ نمی ترسم، اما عجله ای هم برای مردن ندارم. من خیلی کارها دارم که میخواهم اول انجام دهم."
در اینجا برخی از جالب ترین افکار هاوکینگ در مورد مرگ، زندگی پس از مرگ و خدا آورده شده است.
✦ هاوکینگ به بهشت اعتقادی نداشت
این دانشمند دیدگاهی پراگماتیک از آنچه پس از مرگ برای مغز و بدن اتفاق می افتد داشت.
او به گاردین گفت: "من مغز را مانند کامپیوتری میدانم که وقتی اجزای آن از کار بیفتند، از کار میافتد. هیچ بهشت یا زندگی پس از مرگ برای کامپیوترهای خراب شده وجود ندارد. این یک داستان پریان برای افرادی است که از تاریکی می ترسند."
او به « impesonal God » ، خدایی ورای درک بشری ، اعتقاد داشت، اما به یک خالق اعتقاد نداشت.
هاوکینگ در کتاب مهم خود «تاریخ مختصر زمان» نام خدا را به زبان آورد و نوشت که اگر فیزیکدانان بتوانند «نظریه همه چیز TOE » را بیابند - یعنی توضیحی منسجم برای نحوه کار یونیورس بیابند - به «ذهن خدا» نگاه خواهند کرد. ”
اما در مصاحبهها و نوشتههای بعدی، مانند طرح بزرگ در سال ۲۰۱۰، که او با همکاری لئونارد ملودینو نوشت، هاوکینگ تصریح کرد که منظورش به خالقی به معنای سنتی نبوده است.
او در «طراحی بزرگ» نوشت: «آفرینش خود به خود دلیل وجود چیزی از هیچ هست ، چرا جهان وجود دارد، چرا ما وجود داریم. «لازم نیست خدا را بخوانیم تا کاغذ لمسی آبی را روشن کند و یونیورس را به کار اندازد.»
هاوکینگ پس از انتشار کتاب به نشریه تایم گفت که استفاده از زبانی از واژه خدا بیشتر فیگوراتیو و وابسته به فرم است تا محتوا.
او گفت: "خدا نامی است که مردم برای بیان دلیل حضور ما در اینجا می آورند." اما من فکر می کنم که علت وجود ما ، قوانین فیزیک است نه کسی که می توان با او رابطه شخصی داشت. یعنی یک خدای غیرشخصی non personal.»
✦ هاوکینگ خود را یک آتئیست می دانست
هاوکینگ در مصاحبهای با نشریه اسپانیایی ال موندو به طور واضحتر درباره افکار خود درباره خدا صحبت کرد.
قبل از اینکه علم را بفهمیم، طبیعی است که باور کنیم که خدا جهان را آفریده است. اما اکنون علم توضیح قانعکنندهتری ارائه میدهد.» منظور من از " ما ذهن خدا را میشناسیم " این است که اگر خدایی وجود داشت، همه چیزهایی را که خدا میدانست، میدانستیم. من یک آتئیست هستم.»
✦ اما هنوز فکر میکردم که جهان معنا دارد
اگرچه هاوکینگ تصور مرسوم خدا یا خالق را رد کرد، اما اساساً بر این باور بود که جهان و زندگی دارای معنا هستند / نیویورک تایمز.
"به یاد داشته باشید که به ستاره ها نگاه کنید و به پاهای خود نگاه نکنید. "
هاوکینگ در مورد معنای زندگی گفت: " سعی کنید آنچه را که می بینید درک کنید و در مورد آنچه که جهان را به وجود می آورد ، شگفت زده شوید . کنجکاو باشید. و هر چقدر هم که زندگی دشوار به نظر برسد، همیشه کاری وجود دارد که میتوانید انجام دهید و در آن موفق شوید."
Reference:
https://time.com/5199149/stephen-hawking-death-god-atheist/?amp=true
🆔 @phys_Q
Time
Stephen Hawking Was an Atheist. Here’s What He Said About God, Heaven and His Own Death
"I'm not afraid of death, but I'm in no hurry to die"
👍12
🟣 آتئیست های برنده نوبل فیزیک:
خود الفرد نوبل که این جایزه را ایجاد کرده آتئیست بود، تماس ادیسون کاشف هزاره ها، آلن تورینگ پدر دانش کامپیوتر، نیلز بور یکی از پایه گذاران کوانتوم و مدیر مهدکودک بور و برنده ی نوبل ١٩٢٢، پل دیراک و اروین شرودینگر دیگر پایه گذاران مکانیک کوانتومی دارندگان نوبل ١٩٣٣، ماری کوری و همسرش پیر کوری برندگان نوبل ١٩٠٣ مشترک و نوبل ١٩١١ برای ماری کوری به تنهایی، ژان لروند دالامبر که قاعده دالامبر بنام اوست و از آن مکانیک لاگرانژی به دست میآید.، لاپلاس فیزیکدان و فیلسوف فرانسوی، ژورس آلفروف و هربرت کرومر هر دو برندگان مشترک نوبل ٢٠٠٠، هانس آلفون نوبل ١٩٧٠، فیلیپ وارن اندرسن نوبل ١٩٧٧، پاتریک بلاکت نوبل ١٩٤٨،آگه بور پسر نیلز بور نوبل ١٩٧٥، پرسی ویلیام بریجمن نوبل ١٩٤٦، جیمز چدویک کشف نوترون نوبل ١٩٣٥، سابراهمانین چاندراسکار نوبل ١٩٨٣، جرج چرپک نوبل ١٩٩٢، ریچارد فاینمن نوبل ١٩٦٥، کارل سیگن فیزیکدان و کیهان شناس معروف، جیمز فرانک نوبل ١٩٢٥، جرج گاموف پیشنهاد مهبانگ و تابش زمینه کیهانی، استیون هاوکینگ، ویتالی گینزبرگ پدر ابررسانایی نوبل ٢٠٠٣، پیتر هیگز کاشف بوزون هیگز (در عامه ذره خدا) و حتی لیان لدرمن برنده نوبل ١٩٨٨ که بوزون هیگز را برای فهم راحت تر مردم ذره خدا نامید و خیلی دردسرساز شد، راسل هالس نوبل ١٩٩٣، لِو لاندائو نوبل ١٩٦٢، ارنست ماخ کشف عدد ماخ عبور از سرعت صوت و دیوار صوتی، ویلیام شاکلی نوبل ١٩٥٦، ایگور تام نوبل ١٩٥٨، ژان باپتیست پرن نوبل ١٩٢٦ و استیون واینبرگ معروف و برنده ی نوبل ١٩٧٩.
◄اگنوستیک های نوبل فیزیک:
آلبرت اینشتین پدر فیزیک مدرن و تئوری نسبیت و گیرنده ی جایزه نوبل ١٩٢١ بخاطر اثر فوتوالکتریک, سی وی رامان نوبل ١٩٣٠، نیکولاس بلومبرگر نوبل ١٩٨١، انریکو فرمی کاشف واپاشی بتا و نوبل ١٩٣٨ گاز فرمی و ذرات بنیادی فرمیون را به نام او گذاشته اند، وال لوگسدون فیچ نوبل ١٩٨٠، جروم ایزاک فریدمن نوبل ١٩٩٠، دنیس گابور نوبل ١٩٧١، روی گلوبر و تئودور ولفگنگ هانش نوبل مشترک ٢٠٠٥، دیوید گراس و فرانک ویلچک مشترک نوبل ٢٠٠٤، موری گل-ماننوبل ١٩٦٩، خِراردوس توفت و مارتینیوس ولتمن هردو نوبل مشترک ١٩٩٩، آلفرد کاستلر نوبل ١٩٦٦، سر آنتونی جیمز لگت نوبل ٢٠٠٣، آلبرت آبراهام مایکلسون نوبل ١٩٠٧، سیمون واندرمیر نوبل ١٩٨٤، سال پرلموتر نوبل ٢٠١١، جان استرات نوبل ١٩٠٤، رابرت کلمن ریچاردسون نوبل ١٩٩٦، یوجین ویگنر نوبل ١٩٦٣ و جرج اسموت نوبل ٢٠٠٦.
Reference wikipedia
🆔 @phys_Q
◄ تصویر : کنفرانس سلوی - بزرگترین رویداد فیزیک که منجر به تولد فیزیک کوانتوم شد.
خود الفرد نوبل که این جایزه را ایجاد کرده آتئیست بود، تماس ادیسون کاشف هزاره ها، آلن تورینگ پدر دانش کامپیوتر، نیلز بور یکی از پایه گذاران کوانتوم و مدیر مهدکودک بور و برنده ی نوبل ١٩٢٢، پل دیراک و اروین شرودینگر دیگر پایه گذاران مکانیک کوانتومی دارندگان نوبل ١٩٣٣، ماری کوری و همسرش پیر کوری برندگان نوبل ١٩٠٣ مشترک و نوبل ١٩١١ برای ماری کوری به تنهایی، ژان لروند دالامبر که قاعده دالامبر بنام اوست و از آن مکانیک لاگرانژی به دست میآید.، لاپلاس فیزیکدان و فیلسوف فرانسوی، ژورس آلفروف و هربرت کرومر هر دو برندگان مشترک نوبل ٢٠٠٠، هانس آلفون نوبل ١٩٧٠، فیلیپ وارن اندرسن نوبل ١٩٧٧، پاتریک بلاکت نوبل ١٩٤٨،آگه بور پسر نیلز بور نوبل ١٩٧٥، پرسی ویلیام بریجمن نوبل ١٩٤٦، جیمز چدویک کشف نوترون نوبل ١٩٣٥، سابراهمانین چاندراسکار نوبل ١٩٨٣، جرج چرپک نوبل ١٩٩٢، ریچارد فاینمن نوبل ١٩٦٥، کارل سیگن فیزیکدان و کیهان شناس معروف، جیمز فرانک نوبل ١٩٢٥، جرج گاموف پیشنهاد مهبانگ و تابش زمینه کیهانی، استیون هاوکینگ، ویتالی گینزبرگ پدر ابررسانایی نوبل ٢٠٠٣، پیتر هیگز کاشف بوزون هیگز (در عامه ذره خدا) و حتی لیان لدرمن برنده نوبل ١٩٨٨ که بوزون هیگز را برای فهم راحت تر مردم ذره خدا نامید و خیلی دردسرساز شد، راسل هالس نوبل ١٩٩٣، لِو لاندائو نوبل ١٩٦٢، ارنست ماخ کشف عدد ماخ عبور از سرعت صوت و دیوار صوتی، ویلیام شاکلی نوبل ١٩٥٦، ایگور تام نوبل ١٩٥٨، ژان باپتیست پرن نوبل ١٩٢٦ و استیون واینبرگ معروف و برنده ی نوبل ١٩٧٩.
◄اگنوستیک های نوبل فیزیک:
آلبرت اینشتین پدر فیزیک مدرن و تئوری نسبیت و گیرنده ی جایزه نوبل ١٩٢١ بخاطر اثر فوتوالکتریک, سی وی رامان نوبل ١٩٣٠، نیکولاس بلومبرگر نوبل ١٩٨١، انریکو فرمی کاشف واپاشی بتا و نوبل ١٩٣٨ گاز فرمی و ذرات بنیادی فرمیون را به نام او گذاشته اند، وال لوگسدون فیچ نوبل ١٩٨٠، جروم ایزاک فریدمن نوبل ١٩٩٠، دنیس گابور نوبل ١٩٧١، روی گلوبر و تئودور ولفگنگ هانش نوبل مشترک ٢٠٠٥، دیوید گراس و فرانک ویلچک مشترک نوبل ٢٠٠٤، موری گل-ماننوبل ١٩٦٩، خِراردوس توفت و مارتینیوس ولتمن هردو نوبل مشترک ١٩٩٩، آلفرد کاستلر نوبل ١٩٦٦، سر آنتونی جیمز لگت نوبل ٢٠٠٣، آلبرت آبراهام مایکلسون نوبل ١٩٠٧، سیمون واندرمیر نوبل ١٩٨٤، سال پرلموتر نوبل ٢٠١١، جان استرات نوبل ١٩٠٤، رابرت کلمن ریچاردسون نوبل ١٩٩٦، یوجین ویگنر نوبل ١٩٦٣ و جرج اسموت نوبل ٢٠٠٦.
Reference wikipedia
🆔 @phys_Q
◄ تصویر : کنفرانس سلوی - بزرگترین رویداد فیزیک که منجر به تولد فیزیک کوانتوم شد.
Telegram
attach 📎
👍20❤6👎1🔥1🥰1🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 اصل هولوگرافیک و مسئلهی گرانش کوانتومی
همخوانی AdS/CFT برای گرانش کوانتومی چطور مسٱله سیاهچاله ها را حل می کند؟
کمترین سودمندی اصل هولوگرافیک ، بحث محاسباتی آن است
🆔 @phys_Q
همخوانی AdS/CFT برای گرانش کوانتومی چطور مسٱله سیاهچاله ها را حل می کند؟
کمترین سودمندی اصل هولوگرافیک ، بحث محاسباتی آن است
🆔 @phys_Q
👍3
🟣 Spacetime and Scales , Quantum foam
با ترکیب قوانین مکانیک کوانتومی و نسبیت عام ، می توان نتیجه گرفت که در منطقه ای به طول پلانک :
10-³³
نوسانات خلاء بسیار زیاد است به طوری که فضا همانطور که می شناسیم "boils می جوشد" می شود و تبدیل به کف کوانتومی Quantum foam میگردد در چنین سناریویی ، فضا در مقیاس :
10-¹²
سانتی متر کاملاً صاف به نظر می رسد. یک زبری مشخص در مقیاس :
10-²⁰
سانتی متر ظاهر می شود. و در مقیاس طول پلانک، فضا به کفی از فوم کوانتومی احتمالی تبدیل می شود (همانطور که در شکل نشان داده شده است) و با مفهوم فضای ساده و پیوسته ناسازگار می شود. طبق آخرین ایده در نظریه ابر ریسمان، فضایی در چنین مقیاس کوچکی را نمی توان با مختصات دکارتی، x، y و z توصیف کرد. باید با "noncommutative geometry هندسه ی ناجابجایی" جایگزین شود، که در آن مختصات با ماتریس غیر قطری نشان داده می شوند. به عبارت دیگر ، تعیین مختصات به طور دقیق در هر زمان غیرممکن است. این اساساً بسط اصل عدم قطعیت در مکانیک کوانتومی است. بنابراین، در مقیاس کوچک، مفهوم معمول فضا از بین رفته است. با این حال، مشخص شد که قطعات بزرگی از نظریه نسبیت، نظریه کوانتومی و فیزیک ذرات را می توان به چنین دنیایی منتقل کرد. در چند سال گذشته فیزیکدانان نظری از این که کشف کردند گرانش کوانتومی حلقه و نظریه ابر ریسمان ها جهانهایی را توصیف می کنند که هندسه در آنها ناجابجایی است ، که اکنون می توان از آنها به عنوان فرمی جدید برای مقایسه این دو نظریه استفاده کرد.
🆔 @phys_Q
🟣 Spacetime and Scales , Quantum foam
با ترکیب قوانین مکانیک کوانتومی و نسبیت عام ، می توان نتیجه گرفت که در منطقه ای به طول پلانک :
10-³³
نوسانات خلاء بسیار زیاد است به طوری که فضا همانطور که می شناسیم "boils می جوشد" می شود و تبدیل به کف کوانتومی Quantum foam میگردد در چنین سناریویی ، فضا در مقیاس :
10-¹²
سانتی متر کاملاً صاف به نظر می رسد. یک زبری مشخص در مقیاس :
10-²⁰
سانتی متر ظاهر می شود. و در مقیاس طول پلانک، فضا به کفی از فوم کوانتومی احتمالی تبدیل می شود (همانطور که در شکل نشان داده شده است) و با مفهوم فضای ساده و پیوسته ناسازگار می شود. طبق آخرین ایده در نظریه ابر ریسمان، فضایی در چنین مقیاس کوچکی را نمی توان با مختصات دکارتی، x، y و z توصیف کرد. باید با "noncommutative geometry هندسه ی ناجابجایی" جایگزین شود، که در آن مختصات با ماتریس غیر قطری نشان داده می شوند. به عبارت دیگر ، تعیین مختصات به طور دقیق در هر زمان غیرممکن است. این اساساً بسط اصل عدم قطعیت در مکانیک کوانتومی است. بنابراین، در مقیاس کوچک، مفهوم معمول فضا از بین رفته است. با این حال، مشخص شد که قطعات بزرگی از نظریه نسبیت، نظریه کوانتومی و فیزیک ذرات را می توان به چنین دنیایی منتقل کرد. در چند سال گذشته فیزیکدانان نظری از این که کشف کردند گرانش کوانتومی حلقه و نظریه ابر ریسمان ها جهانهایی را توصیف می کنند که هندسه در آنها ناجابجایی است ، که اکنون می توان از آنها به عنوان فرمی جدید برای مقایسه این دو نظریه استفاده کرد.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍5❤2
🟣 'Do not remain nameless to yourself – it is too sad a way to be.
Know your place in the world and evaluate yourself fairly, not in terms of your naïve ideals of your own youth, nor in terms of what you erroneously imagine your teacher’s ideals are.'
برای خودتان هم شده گمنام نمانید ، این یک راه بسیار اندوهناک برای بودن است .
جایگاهتان را در دنیا بشناسید و خود را منصافه ارزیابی کنید نه بر اساس آرمان های ساده جوانی و نه آنچه که به اشتباه ایده آل های آموزگار خود تصور می کنید.
-Richard Feynman…
🆔 @phys_Q
Know your place in the world and evaluate yourself fairly, not in terms of your naïve ideals of your own youth, nor in terms of what you erroneously imagine your teacher’s ideals are.'
برای خودتان هم شده گمنام نمانید ، این یک راه بسیار اندوهناک برای بودن است .
جایگاهتان را در دنیا بشناسید و خود را منصافه ارزیابی کنید نه بر اساس آرمان های ساده جوانی و نه آنچه که به اشتباه ایده آل های آموزگار خود تصور می کنید.
-Richard Feynman…
🆔 @phys_Q
👍10
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
🟣 آیا فیزیکال رئالیتی به طور عینی objective وجود دارد؟
اینبار که به پیرامونی نگاه کردید ،بدانید آنچه شما می بینید یک اتم از اقیانوس است . چشم یا گوش یا بویایی و یا لامسه شما از یک پدیده بزرگ و عمیق نمونه میگیرد و به مغز ارسال می کند در آنجا مغز اطلاعات رسیده را رمزگشایی و تصویر یا صدا یا بو را درک می کند .
طی فرگشت ، ادراکات ما طبق نیاز های ما جهت بقا بهبود یافته اند اما این دلیل خوبی برای درک کامل رئالیتی پیش رو نیست . به راستی چه چیزی در برابر چشمان ماست؟
فوتون ها با بسامد های مختلف ؟ چه چیز را می شنویم؟ ارتعاشات مکانیکی سوار بر ذرات گاز؟
صدا و تصویر وجود خارجی ندارند و فرآورده مغز هستند اما ...
Physical reality has always existed.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9796
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9798
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9801
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9804
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/9807
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/9808
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/9809
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/9810
Source:
https://bigthink.com/starts-with-a-bang/reality-objective-exist/
اینبار که به پیرامونی نگاه کردید ،بدانید آنچه شما می بینید یک اتم از اقیانوس است . چشم یا گوش یا بویایی و یا لامسه شما از یک پدیده بزرگ و عمیق نمونه میگیرد و به مغز ارسال می کند در آنجا مغز اطلاعات رسیده را رمزگشایی و تصویر یا صدا یا بو را درک می کند .
طی فرگشت ، ادراکات ما طبق نیاز های ما جهت بقا بهبود یافته اند اما این دلیل خوبی برای درک کامل رئالیتی پیش رو نیست . به راستی چه چیزی در برابر چشمان ماست؟
فوتون ها با بسامد های مختلف ؟ چه چیز را می شنویم؟ ارتعاشات مکانیکی سوار بر ذرات گاز؟
صدا و تصویر وجود خارجی ندارند و فرآورده مغز هستند اما ...
Physical reality has always existed.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9796
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9798
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9801
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9804
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/9807
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/9808
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/9809
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/9810
Source:
https://bigthink.com/starts-with-a-bang/reality-objective-exist/
❤2
🟡 particles
🔵 anti particles
🟣 دریای دیراک
یک مدل نظری از خلاء به عنوان دریایی نامتناهی از ذرات با انرژی منفی است. نخستین بار این فرضیه توسط فیزیکدان بریتانیایی، پل دیراک، در سال ۱۹۳۰ برای توضیح حالتهای کوانتومی انرژی منفی پیشبینیشده توسط معادله دیراک برای الکترونهای نسبیتی ارائه شد. پوزیترون، پادماده همتای الکترون، پیش از کشف تجربی آن در سال ۱۹۳۲ به عنوان حفره ای در دریای دیراک پنداشته میشد.
دریای دیراک برای یک ذره جرمدار
معادلهای که انرژی، جرم و تکانه را در نسبیت خاص به هم مرتبط میسازد به شکل زیر است:
E² =(m0² c⁴ +p² c²)
در مورد خاص ذره در حال سکون (یعنی p = ۰)، این معادله به
E² = m² c⁴
کاهش می یابد که بصورت
E = m c ²
به نمایش در می آید که البته سادهپندارانه است، زیرا درحالیکه
x . x = x²
، این حالت نیز ممکن است که
(-x) . (-x)=x²
بنابراین معادله درست برای لینک جرم و انرژی در هامیلتونین معادله دیراک به شکل زیر است:
E = ± m c²
🆔 @phys_Q
🔵 anti particles
🟣 دریای دیراک
یک مدل نظری از خلاء به عنوان دریایی نامتناهی از ذرات با انرژی منفی است. نخستین بار این فرضیه توسط فیزیکدان بریتانیایی، پل دیراک، در سال ۱۹۳۰ برای توضیح حالتهای کوانتومی انرژی منفی پیشبینیشده توسط معادله دیراک برای الکترونهای نسبیتی ارائه شد. پوزیترون، پادماده همتای الکترون، پیش از کشف تجربی آن در سال ۱۹۳۲ به عنوان حفره ای در دریای دیراک پنداشته میشد.
دریای دیراک برای یک ذره جرمدار
معادلهای که انرژی، جرم و تکانه را در نسبیت خاص به هم مرتبط میسازد به شکل زیر است:
E² =(m0² c⁴ +p² c²)
در مورد خاص ذره در حال سکون (یعنی p = ۰)، این معادله به
E² = m² c⁴
کاهش می یابد که بصورت
E = m c ²
به نمایش در می آید که البته سادهپندارانه است، زیرا درحالیکه
x . x = x²
، این حالت نیز ممکن است که
(-x) . (-x)=x²
بنابراین معادله درست برای لینک جرم و انرژی در هامیلتونین معادله دیراک به شکل زیر است:
E = ± m c²
🆔 @phys_Q
👍4❤3🤔1
🟣 'We have to admire in humility the beautiful harmony of the structure of this world—as far as we can grasp it. And that is all.'
ما باید با فروتنی هارمونی زیبای ساختار این دنیا را تا آنجا که توانا به درک آن هستیم ، تحسین کنیم و این همه چیز است.
-Albert Einstein
(Letter to Ensign Guy H. Raner, Jr., July 1945)
🆔 @phys_Q
ما باید با فروتنی هارمونی زیبای ساختار این دنیا را تا آنجا که توانا به درک آن هستیم ، تحسین کنیم و این همه چیز است.
-Albert Einstein
(Letter to Ensign Guy H. Raner, Jr., July 1945)
🆔 @phys_Q
❤12👍1🔥1
🟣 'The universe does not exist "out there" independent of us. We are inescapably involved in bringing about that which appears to be happening. We are not only observers. We are participators. In some strange sense this is a participatory universe.'
یونیورس مستقل از ما «آنجا در بیرون» وجود ندارد. ما به طور پرهیز ناپذیری درگیر رویدادهایی هستیم که ظاهرا رخ می دهند . ما تنها ناظر ماجرا نیستیم بلکه مشارکت کننده هستیم به تعبیری نا آشنا، این یک یونیورس مشارکتی participatory universe است.
-John Archibald Wheeler
🆔 @phys_Q
یونیورس مستقل از ما «آنجا در بیرون» وجود ندارد. ما به طور پرهیز ناپذیری درگیر رویدادهایی هستیم که ظاهرا رخ می دهند . ما تنها ناظر ماجرا نیستیم بلکه مشارکت کننده هستیم به تعبیری نا آشنا، این یک یونیورس مشارکتی participatory universe است.
-John Archibald Wheeler
🆔 @phys_Q
❤3👍1🔥1
'Spacetime tells mass how to move; and mass tells spacetime how to ...'
-John Archibald Wheeler
🆔 @phys_Q
-John Archibald Wheeler
🆔 @phys_Q
Jahan Gozaran
Salar Aghili
.
برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران
.....
🆔 @phys_Q
برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران
.....
🆔 @phys_Q
👍6❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 خیز لورنتز Lorentz boost
هندریک لورنتس (۱۸۵۳–۱۹۲۸)، یکی از تاثیرگذارترین فیزیکدانان نسل خود بود او به پیشرفت تئوری های نسبیت خاص و عام و همچنین مکانیک کوانتومی کمک کرد.
یکی از چیزهای جذاب در مورد نسبیت خاص، خیز های لورنتز Lorentz boosts است . که در انیمیشن مشاهده می شود، جایی که ناظر در مبدأ سیستم مختصات است و بر روی یک خط سیر در فضا-زمان (مینکوفسکی) حرکت می کند.
توجه داشته باشید که با شتاب گرفتن ناظر، رویدادهایی که به طور معمول همزمان با آن در نظر گرفته می شوند را تغییر می دهد (خط افقی عبور کننده از مبداء فضا و عمودی زمان است که ترسیم نشده ). علاوه بر این، برخی از رویدادهایی که در آینده ناظر بود به گذشته آن و بالعکس حرکت می کند . یعنی ناظر های مختلف در مورد ترتیب زمانی و مختصات مکانی رویداد ها توافق ندارند .
🆔 @phys_Q
هندریک لورنتس (۱۸۵۳–۱۹۲۸)، یکی از تاثیرگذارترین فیزیکدانان نسل خود بود او به پیشرفت تئوری های نسبیت خاص و عام و همچنین مکانیک کوانتومی کمک کرد.
یکی از چیزهای جذاب در مورد نسبیت خاص، خیز های لورنتز Lorentz boosts است . که در انیمیشن مشاهده می شود، جایی که ناظر در مبدأ سیستم مختصات است و بر روی یک خط سیر در فضا-زمان (مینکوفسکی) حرکت می کند.
توجه داشته باشید که با شتاب گرفتن ناظر، رویدادهایی که به طور معمول همزمان با آن در نظر گرفته می شوند را تغییر می دهد (خط افقی عبور کننده از مبداء فضا و عمودی زمان است که ترسیم نشده ). علاوه بر این، برخی از رویدادهایی که در آینده ناظر بود به گذشته آن و بالعکس حرکت می کند . یعنی ناظر های مختلف در مورد ترتیب زمانی و مختصات مکانی رویداد ها توافق ندارند .
🆔 @phys_Q
❤8👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣شکستن گیلاس شراب با استفاده از صوت ، رزونانس توضیح روشی ست که در اپرا برای شکستن گیلاس های شراب استفاده می شود .
#انگلیسی
🆔 @phys_Q
🟣 چگونه فیزیک رزنانس پیرامونی reality را شکل می دهد .
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/10097
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/10098
Reference
https://www.quantamagazine.org/how-the-physics-of-resonance-shapes-reality-20220126/
#انگلیسی
🆔 @phys_Q
🟣 چگونه فیزیک رزنانس پیرامونی reality را شکل می دهد .
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/10097
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/10098
Reference
https://www.quantamagazine.org/how-the-physics-of-resonance-shapes-reality-20220126/
🤔1
🟣 چگونه فیزیک رزنانس پیرامونی reality را شکل می دهد .
قسمت نخست
همان پدیده ای که با آن یک خواننده اپرا می تواند یک لیوان شراب را بشکند، زیربنای وجود ذرات زیر اتمی نیز هست.
ریاضیدان سوئیسی، لئونارد اویلر، معادله ای را که سیستمی را که به طور پیوسته در نزدیکی فرکانس رزنانس خود تحریک شده است، در سال 1739 حل کرد. سیستم دقیقاً در فرکانس رزنانس هدایت می شود، دامنه حرکت به طور مداوم افزایش می یابد و تا پایان بسوی بی نهایت رشد می کند."
حالا فرض کنید خواننده با نت پایین شروع می کند و به طور مداوم در گام بالا می رود. وقتی خواننده از فرکانس رزنانس لیوان شراب عبور می کند، صدا به طور لحظه ای بسیار بلندتر می شود. این افزایش به این دلیل به وجود می آید که امواج صوتی به همزمانی با ارتعاشات موجود در شیشه می رسند، درست همانطور که فشار دادن یک تاب در زمان مناسب می تواند حرکت اولیه آن را تقویت کند. نمودار دامنه صدا به عنوان تابعی از فرکانس، منحنی را با یک برآمدگی مشخص در اطراف فرکانس رزنانس ترسیم می کند، نموداری که به طرز شگفت انگیزی شبیه برجستگی هایی است که اکتشافات ذرات را اعلام می کند. در هر دو مورد، پهنای برآمدگی منعکس کننده میزان تلفات سیستم است، به عنوان مثال نشان می دهد که یک لیوان پس از یک بار ضربه زدن چه مدت حلقه می زند، یا اینکه یک ذره چه مقدار قبل از واپاشی وجود داشته است.
اما چرا ذرات مانند لیوان های شراب پژواک دارند؟ در آغاز قرن بیستم، رزنانس به عنوان ویژگی سیستم های ارتعاشی و نوسانی شناخته شد. ذراتی که در خطوط مستقیم حرکت می کنند و مانند توپ های بیلیارد پراکنده scatter می شوند، به نظر بسیار دور از این شاخه از فیزیک به نظر می رسید.
توسعه مکانیک کوانتومی چیز دیگری را نشان داد. آزمایشها نشان داد که نور، که به عنوان یک موج الکترومغناطیسی ، گاهی مانند یک ذره رفتار میکند: «فوتون»، که دارای مقداری انرژی متناسب با فرکانس موج مرتبط است. در همین حال، ذرات ماده مانند الکترون ها گاهی رفتار موجی با همان رابطه بین فرکانس و انرژی از خود نشان می دهند.
در سال 1925، فیزیکدان اتریشی، اروین شرودینگر، با الهام از این همخوانی ، معادله ای برای اتم هیدروژن به دست آورد که راه حل های آن امواجی هستند که در مجموعه ای از فرکانس های طبیعی در نوسان هستند، بسیار شبیه به حل معادلات حاکم بر آکوستیک سازهای بادی.
همه جواب های معادله شرودینگر حالت احتمالی الکترون در حال گردش اتم را نشان می دهد. الکترون میتواند با جذب فوتونی که فرکانس آن تفاوت بین فرکانسهای طبیعی دو حالت را ایجاد میکند، به حالت پرانرژی بالاتر برود.
خلاء فضای خالی را به اندازه کافی در فرکانس مناسب تغذیه کنید، و تعدادی ذرات بدست خواهید آورد .
🆔 @phys_Q
قسمت نخست
همان پدیده ای که با آن یک خواننده اپرا می تواند یک لیوان شراب را بشکند، زیربنای وجود ذرات زیر اتمی نیز هست.
ریاضیدان سوئیسی، لئونارد اویلر، معادله ای را که سیستمی را که به طور پیوسته در نزدیکی فرکانس رزنانس خود تحریک شده است، در سال 1739 حل کرد. سیستم دقیقاً در فرکانس رزنانس هدایت می شود، دامنه حرکت به طور مداوم افزایش می یابد و تا پایان بسوی بی نهایت رشد می کند."
حالا فرض کنید خواننده با نت پایین شروع می کند و به طور مداوم در گام بالا می رود. وقتی خواننده از فرکانس رزنانس لیوان شراب عبور می کند، صدا به طور لحظه ای بسیار بلندتر می شود. این افزایش به این دلیل به وجود می آید که امواج صوتی به همزمانی با ارتعاشات موجود در شیشه می رسند، درست همانطور که فشار دادن یک تاب در زمان مناسب می تواند حرکت اولیه آن را تقویت کند. نمودار دامنه صدا به عنوان تابعی از فرکانس، منحنی را با یک برآمدگی مشخص در اطراف فرکانس رزنانس ترسیم می کند، نموداری که به طرز شگفت انگیزی شبیه برجستگی هایی است که اکتشافات ذرات را اعلام می کند. در هر دو مورد، پهنای برآمدگی منعکس کننده میزان تلفات سیستم است، به عنوان مثال نشان می دهد که یک لیوان پس از یک بار ضربه زدن چه مدت حلقه می زند، یا اینکه یک ذره چه مقدار قبل از واپاشی وجود داشته است.
اما چرا ذرات مانند لیوان های شراب پژواک دارند؟ در آغاز قرن بیستم، رزنانس به عنوان ویژگی سیستم های ارتعاشی و نوسانی شناخته شد. ذراتی که در خطوط مستقیم حرکت می کنند و مانند توپ های بیلیارد پراکنده scatter می شوند، به نظر بسیار دور از این شاخه از فیزیک به نظر می رسید.
توسعه مکانیک کوانتومی چیز دیگری را نشان داد. آزمایشها نشان داد که نور، که به عنوان یک موج الکترومغناطیسی ، گاهی مانند یک ذره رفتار میکند: «فوتون»، که دارای مقداری انرژی متناسب با فرکانس موج مرتبط است. در همین حال، ذرات ماده مانند الکترون ها گاهی رفتار موجی با همان رابطه بین فرکانس و انرژی از خود نشان می دهند.
در سال 1925، فیزیکدان اتریشی، اروین شرودینگر، با الهام از این همخوانی ، معادله ای برای اتم هیدروژن به دست آورد که راه حل های آن امواجی هستند که در مجموعه ای از فرکانس های طبیعی در نوسان هستند، بسیار شبیه به حل معادلات حاکم بر آکوستیک سازهای بادی.
همه جواب های معادله شرودینگر حالت احتمالی الکترون در حال گردش اتم را نشان می دهد. الکترون میتواند با جذب فوتونی که فرکانس آن تفاوت بین فرکانسهای طبیعی دو حالت را ایجاد میکند، به حالت پرانرژی بالاتر برود.
خلاء فضای خالی را به اندازه کافی در فرکانس مناسب تغذیه کنید، و تعدادی ذرات بدست خواهید آورد .
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍5👏2🤯1
🟣 چگونه فیزیک رزنانس پیرامونی reality را شکل می دهد .
قسمت دوم
چنین انتقالهایی خود نوعی رزنانس هستند: درست مانند یک لیوان شراب، یک اتم فقط انرژی را از امواج با فرکانسهای خاص جذب میکند، و همچنین میتواند با انتشار امواجی با همان فرکانسها، انرژی را دفع کند. (وقتی اتمهای خاصی در فرکانس مناسب برانگیخته میشوند، قبل از آزاد کردن انرژی خود به صورت فوتون، بیش از 10 کوادریلیون سیکل در نوسان خواهند بود - رزنانس اتمی بسیار تیز که اساس دقیقترین ساعتهای اتمی جهان را تشکیل میدهد.)
نظریه کوانتومی نشان داد که ساختار اتمها، نه کمتر از ساختار سمفونیها، به شدت با رزنانس مرتبط است. الکترون های متصل به اتم ها کمی شبیه امواج صوتی هستند که در داخل فلوت ها به دام افتاده اند. در مورد هستههای اتم، پیشرفتهای بیشتر در دهه 1930 نشان داد که بسیاری از انواع هستههای اتمی تنها به دلیل رزنانس ، امروزه در یونیورس وجود دارند. انتقال رزنانس برای واکنش های همجوشی هسته ای که یک نوع هسته اتمی را به نوع دیگر تبدیل می کند، حیاتی است. مشهورترین این رزنانس های هسته ای امکان ادغام سه هسته هلیوم را در یک هسته کربن فراهم می کند. بدون این، ستارگان قادر به تولید کربن یا عناصر سنگینتر نخواهند بود و حیات آنطور که ما میدانیم امکانپذیر نخواهد بود.
اما ریشه های رزنانس در فیزیک بنیادی عمیق تر است. در اواخر دهه 1920، فیزیکدانان شروع به توسعه یک چارچوب ریاضی قدرتمند به نام نظریه میدان کوانتومی کردند که تا به امروز زبان فیزیک ذرات باقی مانده است. در نظریه میدان کوانتومی، موجودات بنیادین یونیورس ، میدانهایی هستند که تمام فضا را پر میکنند. ذرات برانگیختگیهای لوکالایز و رزنانسی این میدانها هستند که مانند فنرها در یک تشک بینهایت ارتعاش میکنند. فرکانسهایی که میدانهای کوانتومی ترجیح میدهند ارتعاش کنند، از ثابتهای بنیادی ناشی میشوند که منشأ آنها مبهم باقی میماند. این فرکانس ها به نوبه خود جرم ذرات مربوطه را تعیین می کنند. خلاء فضای خالی را به اندازه کافی در فرکانس مناسب تغذیه کنید، و تعدادی ذرات بیرون خواهند آمد.
از این نظر، رزنانس مسئول وجود ذرات است. همچنین به طور فزاینده ای تبدیل به اسب کاری فیزیک ذرات تجربی شده است. فیزیکدانان هنگام اندازهگیری تعداد دفعات تولید ترکیبهای خاصی از ذرات در برخوردهای پرانرژی، پیکهای مشخصی را در نرخ تشخیص میبینند که انرژی برخورد را تغییر میدهند: جلوههای جدید نمودار رزنانس جهانی.
استراسلر گفت: "همانطور که در مورد لیوان شراب، صدای شما در حال عبور از سیستمی هست که می خواهد طنین انداز شود. هر چیزی را به لرزش در می آورید."
در دهههای 1950 و 1960، فیزیکدانان پیک هایی را بیش از آنچه انتظار داشتند مشاهده کردند و در ابتدا هیچکس کاملاً نمیدانست که باید از آنها چه بسازد. بسیاری از برجستگیها بسیار وسیع بودند و نشان از وجود ذراتی داشت که به سختی بیش از یک تریلیونم تریلیونم ثانیه در عرض پهنا داشتند . برخلاف ذرات آشناتر که می توان مستقیماً آنها را شناسایی کرد، این تازه واردها تنها از طریق فرآیند رزنانس قابل مشاهده بودند.
فیزیکدانان بعداً دریافتند که این ذرات گذرا جدید اساساً هیچ تفاوتی با پروتونها و نوترونها ندارند، مگر لایف تایم کوتاه آنها. با این حال، ذرات گذرا اغلب به سادگی به عنوان "رزونانس" شناخته می شوند - گواهی بر پدیده ای که نقش اصلی شگفت انگیزی در گسترش درک ما از یونیورس داشته است.
🆔 @phys_Q
قسمت دوم
چنین انتقالهایی خود نوعی رزنانس هستند: درست مانند یک لیوان شراب، یک اتم فقط انرژی را از امواج با فرکانسهای خاص جذب میکند، و همچنین میتواند با انتشار امواجی با همان فرکانسها، انرژی را دفع کند. (وقتی اتمهای خاصی در فرکانس مناسب برانگیخته میشوند، قبل از آزاد کردن انرژی خود به صورت فوتون، بیش از 10 کوادریلیون سیکل در نوسان خواهند بود - رزنانس اتمی بسیار تیز که اساس دقیقترین ساعتهای اتمی جهان را تشکیل میدهد.)
نظریه کوانتومی نشان داد که ساختار اتمها، نه کمتر از ساختار سمفونیها، به شدت با رزنانس مرتبط است. الکترون های متصل به اتم ها کمی شبیه امواج صوتی هستند که در داخل فلوت ها به دام افتاده اند. در مورد هستههای اتم، پیشرفتهای بیشتر در دهه 1930 نشان داد که بسیاری از انواع هستههای اتمی تنها به دلیل رزنانس ، امروزه در یونیورس وجود دارند. انتقال رزنانس برای واکنش های همجوشی هسته ای که یک نوع هسته اتمی را به نوع دیگر تبدیل می کند، حیاتی است. مشهورترین این رزنانس های هسته ای امکان ادغام سه هسته هلیوم را در یک هسته کربن فراهم می کند. بدون این، ستارگان قادر به تولید کربن یا عناصر سنگینتر نخواهند بود و حیات آنطور که ما میدانیم امکانپذیر نخواهد بود.
اما ریشه های رزنانس در فیزیک بنیادی عمیق تر است. در اواخر دهه 1920، فیزیکدانان شروع به توسعه یک چارچوب ریاضی قدرتمند به نام نظریه میدان کوانتومی کردند که تا به امروز زبان فیزیک ذرات باقی مانده است. در نظریه میدان کوانتومی، موجودات بنیادین یونیورس ، میدانهایی هستند که تمام فضا را پر میکنند. ذرات برانگیختگیهای لوکالایز و رزنانسی این میدانها هستند که مانند فنرها در یک تشک بینهایت ارتعاش میکنند. فرکانسهایی که میدانهای کوانتومی ترجیح میدهند ارتعاش کنند، از ثابتهای بنیادی ناشی میشوند که منشأ آنها مبهم باقی میماند. این فرکانس ها به نوبه خود جرم ذرات مربوطه را تعیین می کنند. خلاء فضای خالی را به اندازه کافی در فرکانس مناسب تغذیه کنید، و تعدادی ذرات بیرون خواهند آمد.
از این نظر، رزنانس مسئول وجود ذرات است. همچنین به طور فزاینده ای تبدیل به اسب کاری فیزیک ذرات تجربی شده است. فیزیکدانان هنگام اندازهگیری تعداد دفعات تولید ترکیبهای خاصی از ذرات در برخوردهای پرانرژی، پیکهای مشخصی را در نرخ تشخیص میبینند که انرژی برخورد را تغییر میدهند: جلوههای جدید نمودار رزنانس جهانی.
استراسلر گفت: "همانطور که در مورد لیوان شراب، صدای شما در حال عبور از سیستمی هست که می خواهد طنین انداز شود. هر چیزی را به لرزش در می آورید."
در دهههای 1950 و 1960، فیزیکدانان پیک هایی را بیش از آنچه انتظار داشتند مشاهده کردند و در ابتدا هیچکس کاملاً نمیدانست که باید از آنها چه بسازد. بسیاری از برجستگیها بسیار وسیع بودند و نشان از وجود ذراتی داشت که به سختی بیش از یک تریلیونم تریلیونم ثانیه در عرض پهنا داشتند . برخلاف ذرات آشناتر که می توان مستقیماً آنها را شناسایی کرد، این تازه واردها تنها از طریق فرآیند رزنانس قابل مشاهده بودند.
فیزیکدانان بعداً دریافتند که این ذرات گذرا جدید اساساً هیچ تفاوتی با پروتونها و نوترونها ندارند، مگر لایف تایم کوتاه آنها. با این حال، ذرات گذرا اغلب به سادگی به عنوان "رزونانس" شناخته می شوند - گواهی بر پدیده ای که نقش اصلی شگفت انگیزی در گسترش درک ما از یونیورس داشته است.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍5❤1🥰1