🟣 خاستگاه کیهانی پیکان زمان
توسط شان ام. کارول - قسمت هفتم
✦ Emit for Worra
این سناریو، که در سال 2004 توسط جنیفر چن از دانشگاه شیکاگو و من ارائه شد، راه حلی هیجان آور برای منشأ عدم تقارن زمانی در یونیورس مشاهده پذیر ما ارائه میکند: ما تنها بخش کوچکی از تصویر بزرگ را میبینیم، و این عرصه بزرگتر ، زمان متقارن است. آنتروپی می تواند بدون محدودیت از طریق ایجاد یونیورس های نوزاد جدید افزایش یابد.
بهتر از همه، این داستان را می توان به عقب و جلو در زمان روایت کرد. تصور کنید که ما با فضای خالی در یک لحظه خاص شروع می کنیم و شاهد تکامل آن به آینده و گذشته هستیم. ( زمان به هر دو سمت پیش می رود زیرا ما فلشی یک طرفه از زمان را فرض نمی کنیم.) یونیورس های نوزاد در هر دو جهت زمان به وجود نوسان می کنند، در نهایت با بدنیا آوردن نوزادان خود ، خالی می شوند . در مقیاسهای فوق بزرگ، این مولتیورس از نظر آماری متقارن به نظر میرسد - هم در گذشته و هم در آینده، یونیورسهای جدیدی در نوسان زنده و بدون محدودیت تکثیر میشوند. هر یک از آنها یک پیکان از زمان را تجربه می کنند، اما نیمی از آنها دارای فلشی هستند که نسبت به بقیه معکوس است.
ایده یونیورس با یک پیکان زمان به عقب ممکن است هشدار دهنده به نظر برسد. اگر کسی را از چنین یونیورسی ملاقات کنیم، آیا آینده را به یاد می آورد؟ خوشبختانه خطر چنین قرار ملاقاتی وجود ندارد. در سناریویی که توضیح میدهیم، تنها مکانهایی که به نظر میرسد زمان در آنها به عقب میچرخد، به گذشته بسیار دور ما - خیلی قبل از بیگ بنگ باز می گردد . در این بین گستره وسیعی از یونیورس است که به نظر می رسد زمان اصلاً در آن جریان ندارد. تقریبا هیچ ماده ای وجود ندارد و آنتروپی تکامل نمی یابد. هر موجودی که در یکی از این نواحی با معکوس زمانی زندگی کند، پیر به دنیا نمی آید و کودک نخواهد مُرد - یا هر چیز غیرعادی دیگری. از نظر آنها، زمان به شکلی کاملاً متعارف در جریان است. تنها زمانی که یونیورس آنها را با یونیورس ما مقایسه می کنیم، چیزی غیرعادی به نظر می رسد - گذشته ما آینده آنهاست، و بالعکس. اما چنین مقایسه ای کاملاً فرضی است، زیرا ما نمی توانیم به آنجا برسیم و آنها نمی توانند به اینجا بیایند.
در حال حاضر، هیئت داوران در حال تآمل بر مدل ما هستند. کیهانشناسان سالهاست که ایده یونیورس های نوزاد را بررسی کردهاند، اما ما فرآیند تولد را درک نمیکنیم. اگر نوسانات کوانتومی بتواند یونیورس های جدیدی ایجاد کند، میتواند چیزهای دیگر را نیز ایجاد کند - برای مثال، یک کهکشان کامل. برای اینکه سناریویی مانند ما بتواند کیهانی را که میبینیم توضیح دهد، باید پیشبینی کرد که بیشتر کهکشانها پس از رویدادهای بیگ بنگ به وجود میآیند و نه بهعنوان نوسانات تنها در یک یونیورس خالی. اگر نه، یونیورس ما بسیار غیر طبیعی به نظر می رسید.
🆔 @phys_Q
توسط شان ام. کارول - قسمت هفتم
✦ Emit for Worra
این سناریو، که در سال 2004 توسط جنیفر چن از دانشگاه شیکاگو و من ارائه شد، راه حلی هیجان آور برای منشأ عدم تقارن زمانی در یونیورس مشاهده پذیر ما ارائه میکند: ما تنها بخش کوچکی از تصویر بزرگ را میبینیم، و این عرصه بزرگتر ، زمان متقارن است. آنتروپی می تواند بدون محدودیت از طریق ایجاد یونیورس های نوزاد جدید افزایش یابد.
بهتر از همه، این داستان را می توان به عقب و جلو در زمان روایت کرد. تصور کنید که ما با فضای خالی در یک لحظه خاص شروع می کنیم و شاهد تکامل آن به آینده و گذشته هستیم. ( زمان به هر دو سمت پیش می رود زیرا ما فلشی یک طرفه از زمان را فرض نمی کنیم.) یونیورس های نوزاد در هر دو جهت زمان به وجود نوسان می کنند، در نهایت با بدنیا آوردن نوزادان خود ، خالی می شوند . در مقیاسهای فوق بزرگ، این مولتیورس از نظر آماری متقارن به نظر میرسد - هم در گذشته و هم در آینده، یونیورسهای جدیدی در نوسان زنده و بدون محدودیت تکثیر میشوند. هر یک از آنها یک پیکان از زمان را تجربه می کنند، اما نیمی از آنها دارای فلشی هستند که نسبت به بقیه معکوس است.
ایده یونیورس با یک پیکان زمان به عقب ممکن است هشدار دهنده به نظر برسد. اگر کسی را از چنین یونیورسی ملاقات کنیم، آیا آینده را به یاد می آورد؟ خوشبختانه خطر چنین قرار ملاقاتی وجود ندارد. در سناریویی که توضیح میدهیم، تنها مکانهایی که به نظر میرسد زمان در آنها به عقب میچرخد، به گذشته بسیار دور ما - خیلی قبل از بیگ بنگ باز می گردد . در این بین گستره وسیعی از یونیورس است که به نظر می رسد زمان اصلاً در آن جریان ندارد. تقریبا هیچ ماده ای وجود ندارد و آنتروپی تکامل نمی یابد. هر موجودی که در یکی از این نواحی با معکوس زمانی زندگی کند، پیر به دنیا نمی آید و کودک نخواهد مُرد - یا هر چیز غیرعادی دیگری. از نظر آنها، زمان به شکلی کاملاً متعارف در جریان است. تنها زمانی که یونیورس آنها را با یونیورس ما مقایسه می کنیم، چیزی غیرعادی به نظر می رسد - گذشته ما آینده آنهاست، و بالعکس. اما چنین مقایسه ای کاملاً فرضی است، زیرا ما نمی توانیم به آنجا برسیم و آنها نمی توانند به اینجا بیایند.
در حال حاضر، هیئت داوران در حال تآمل بر مدل ما هستند. کیهانشناسان سالهاست که ایده یونیورس های نوزاد را بررسی کردهاند، اما ما فرآیند تولد را درک نمیکنیم. اگر نوسانات کوانتومی بتواند یونیورس های جدیدی ایجاد کند، میتواند چیزهای دیگر را نیز ایجاد کند - برای مثال، یک کهکشان کامل. برای اینکه سناریویی مانند ما بتواند کیهانی را که میبینیم توضیح دهد، باید پیشبینی کرد که بیشتر کهکشانها پس از رویدادهای بیگ بنگ به وجود میآیند و نه بهعنوان نوسانات تنها در یک یونیورس خالی. اگر نه، یونیورس ما بسیار غیر طبیعی به نظر می رسید.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍7
🟣 خاستگاه کیهانی پیکان زمان
توسط شان ام. کارول - قسمت هشتم
✦ Emit for Worra
اما درس خانهسازی، سناریوی منحصربفردی برای ساختار فضازمان در مقیاسهای فوق بزرگ نیست. ایده این است که یک ویژگی قابل توجه از یونیورس مشاهده پذیر ما - پیکان زمان که از شرایط آنتروپی بسیار پایین در یونیورس اولیه ناشی می شود - می تواند سرنخ هایی در مورد ماهیت یونیورس غیرقابل مشاهده به ما ارائه دهد.
همانطور که در ابتدای این مقاله ذکر شد، داشتن تصویری مناسب با داده ها خوب است، اما کیهان شناسان بیش از این می خواهند: ما به دنبال درک قوانین طبیعت و یونیورس مخصوص خود هستیم که در آن همه چیز برای ما معنادار است. ما نمیخواهیم به پذیرش ویژگیهای عجیب و غریب یونیورس مان بهعنوان حقایق درک ناشدنی تنزل پیدا کنیم.
به نظر می رسد عدم تقارن آشکار زمانی یونیورس مشاهده پذیر ما به ما سرنخی از چیزی عمیق تر ارائه می دهد - اشاره ای به عملکرد نهایی فضا و زمان. وظیفه ما به عنوان فیزیکدان این است که از این سرنخ و سایر سرنخ ها برای جمع آوری یک تصویر قانع کننده استفاده کنیم.
اگر یونیورس مشاهده پذیر تمام آن چیزی بود که وجود داشت، تقریبا غیرممکن بود که بتوان پیکان زمان را به روشی طبیعی محاسبه کرد. اما اگر یونیورس اطراف ما یک قطعه کوچک از یک تصویر بسیار بزرگتر باشد، احتمالات جدید خود را نشان می دهند. ما میتوانیم بیت یونیورس خود را تنها یک تکه از پازل تصور کنیم، بخشی از تمایل سیستم بزرگتر برای افزایش آنتروپی خود بدون محدودیت در گذشته بسیار دور و آینده بسیار دور. به تعبیر فیزیکدان ادوارد ترایون، مهبانگ اگر آغاز همه چیز نباشد، بلکه فقط یکی از آن چیزهایی باشد که هر از گاهی اتفاق می افتد، آسان تر قابل درک است.
محققان دیگر در حال کار بر روی ایدههای مرتبط هستند، زیرا کیهانشناسان بیشتر و بیشتری مشکل ایجاد شده توسط پیکان زمان را جدی میگیرند. مشاهده پیکان به اندازه کافی آسان است - تنها کاری که باید انجام دهید این است که کمی شیر را در قهوه خود مخلوط کنید.
در حالی که آن را می نوشید، می توانید فکر کنید که چگونه می توان آن عمل ساده را تا ابتدای یونیورس مشاهده پذیر ما و شاید فراتر از آن ردیابی کرد.
"پیکان زمان" از شماره 1975 مجله علمی آمریکایی
درباره نویسنده(نویسندگان)
شان ام. کارول، دانشیار ارشد فیزیک در موسسه فناوری کالیفرنیا است. تحقیقات او در زمینه کیهان شناسی، فیزیک ذرات و نظریه نسبیت عام اینشتین، با تخصص خاصی در انرژی تاریک است. به او بورسیه هایی از بنیاد اسلون و پاکارد و همچنین M.I.T اعطا شده است. جایزه آموزشی شورای دانشجویی فارغ التحصیل و مدال فارغ التحصیلان هنر و علوم دانشگاه ویلانوا. در خارج از دانشگاه، کارول بیشتر به عنوان یکی از مشارکت کنندگان در وبلاگ Cosmic Variance شناخته می شود، که نه تنها یکی از متفکرترین وبلاگ های علمی است، بلکه نحوه آشنایی او با همسرش، نویسنده علمی جنیفر اوئلت است.
توسط شان ام. کارول - قسمت هشتم
✦ Emit for Worra
اما درس خانهسازی، سناریوی منحصربفردی برای ساختار فضازمان در مقیاسهای فوق بزرگ نیست. ایده این است که یک ویژگی قابل توجه از یونیورس مشاهده پذیر ما - پیکان زمان که از شرایط آنتروپی بسیار پایین در یونیورس اولیه ناشی می شود - می تواند سرنخ هایی در مورد ماهیت یونیورس غیرقابل مشاهده به ما ارائه دهد.
همانطور که در ابتدای این مقاله ذکر شد، داشتن تصویری مناسب با داده ها خوب است، اما کیهان شناسان بیش از این می خواهند: ما به دنبال درک قوانین طبیعت و یونیورس مخصوص خود هستیم که در آن همه چیز برای ما معنادار است. ما نمیخواهیم به پذیرش ویژگیهای عجیب و غریب یونیورس مان بهعنوان حقایق درک ناشدنی تنزل پیدا کنیم.
به نظر می رسد عدم تقارن آشکار زمانی یونیورس مشاهده پذیر ما به ما سرنخی از چیزی عمیق تر ارائه می دهد - اشاره ای به عملکرد نهایی فضا و زمان. وظیفه ما به عنوان فیزیکدان این است که از این سرنخ و سایر سرنخ ها برای جمع آوری یک تصویر قانع کننده استفاده کنیم.
اگر یونیورس مشاهده پذیر تمام آن چیزی بود که وجود داشت، تقریبا غیرممکن بود که بتوان پیکان زمان را به روشی طبیعی محاسبه کرد. اما اگر یونیورس اطراف ما یک قطعه کوچک از یک تصویر بسیار بزرگتر باشد، احتمالات جدید خود را نشان می دهند. ما میتوانیم بیت یونیورس خود را تنها یک تکه از پازل تصور کنیم، بخشی از تمایل سیستم بزرگتر برای افزایش آنتروپی خود بدون محدودیت در گذشته بسیار دور و آینده بسیار دور. به تعبیر فیزیکدان ادوارد ترایون، مهبانگ اگر آغاز همه چیز نباشد، بلکه فقط یکی از آن چیزهایی باشد که هر از گاهی اتفاق می افتد، آسان تر قابل درک است.
محققان دیگر در حال کار بر روی ایدههای مرتبط هستند، زیرا کیهانشناسان بیشتر و بیشتری مشکل ایجاد شده توسط پیکان زمان را جدی میگیرند. مشاهده پیکان به اندازه کافی آسان است - تنها کاری که باید انجام دهید این است که کمی شیر را در قهوه خود مخلوط کنید.
در حالی که آن را می نوشید، می توانید فکر کنید که چگونه می توان آن عمل ساده را تا ابتدای یونیورس مشاهده پذیر ما و شاید فراتر از آن ردیابی کرد.
"پیکان زمان" از شماره 1975 مجله علمی آمریکایی
درباره نویسنده(نویسندگان)
شان ام. کارول، دانشیار ارشد فیزیک در موسسه فناوری کالیفرنیا است. تحقیقات او در زمینه کیهان شناسی، فیزیک ذرات و نظریه نسبیت عام اینشتین، با تخصص خاصی در انرژی تاریک است. به او بورسیه هایی از بنیاد اسلون و پاکارد و همچنین M.I.T اعطا شده است. جایزه آموزشی شورای دانشجویی فارغ التحصیل و مدال فارغ التحصیلان هنر و علوم دانشگاه ویلانوا. در خارج از دانشگاه، کارول بیشتر به عنوان یکی از مشارکت کنندگان در وبلاگ Cosmic Variance شناخته می شود، که نه تنها یکی از متفکرترین وبلاگ های علمی است، بلکه نحوه آشنایی او با همسرش، نویسنده علمی جنیفر اوئلت است.
Telegram
attach 📎
👍3
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
🟣 خاستگاه کیهانی پیکان زمان
"یکی از بنیادین ترین فکت های حیات این است که آینده متفاوت از گذشته به نظر می رسد. اما در مقیاس بزرگ کیهانی، شاید یکسان به نظر برسند"
توسط شان ام. کارول
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/10050
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/10052
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/10057
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/10064
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/10067
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/10068
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/10075
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/10076
Ref:
https://www.scientificamerican.com/article/the-cosmic-origins-of-times-arrow/
"یکی از بنیادین ترین فکت های حیات این است که آینده متفاوت از گذشته به نظر می رسد. اما در مقیاس بزرگ کیهانی، شاید یکسان به نظر برسند"
توسط شان ام. کارول
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/10050
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/10052
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/10057
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/10064
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/10067
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/10068
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/10075
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/10076
Ref:
https://www.scientificamerican.com/article/the-cosmic-origins-of-times-arrow/
👍3
🟣 برداشت غلط از جرم: دلیل واقعی ناتوانی ما برای پیشی گرفتن از سرعت نور
هیچ شرایطی در نسبیت وجود ندارد که جرم را قابل افزایش یا کاهش دانست - آنچه تغییر می کند لختی inertia ست . در معادله E=mc² فاکتور لورنتز γ جا افتاده است . با افزایش سرعت آبجکت به جرم m فاکتور γ به بی نهایت میل می کند و برای آبجکت ساکن برابر با یک است که بیانگر انرژی بی نهایت برای رسیدن آبجکت جرم دار به سرعت نور است .
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9695
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9697
Source:
https://bigthink.com/hard-science/light-speed-relativistic-mass/
🆔 @phys_Q
هیچ شرایطی در نسبیت وجود ندارد که جرم را قابل افزایش یا کاهش دانست - آنچه تغییر می کند لختی inertia ست . در معادله E=mc² فاکتور لورنتز γ جا افتاده است . با افزایش سرعت آبجکت به جرم m فاکتور γ به بی نهایت میل می کند و برای آبجکت ساکن برابر با یک است که بیانگر انرژی بی نهایت برای رسیدن آبجکت جرم دار به سرعت نور است .
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9695
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9697
Source:
https://bigthink.com/hard-science/light-speed-relativistic-mass/
🆔 @phys_Q
👍6👏1🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 James Webb Space Telescope captures new images of the Ring Nebula
ثبت تصویر جدیدی از سحابی حلقه توسط JWST
🆔 @phys_Q
ثبت تصویر جدیدی از سحابی حلقه توسط JWST
🆔 @phys_Q
❤3👏3👍1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 مختصری پیرامین ارجحیت طبیعتگرایی با شان کارول
🆔 @phys_Q
🆔 @phys_Q
👍10👎3❤1👏1
🟣استیون هاوکینگ یک آتئیست بود
در اینجا برخی از سخنان وی پیرامون مرگ ، زندگی و یونیورس و خدا آمده است .
برای بیش از 50 سال، مرگ بخش مهمی از زندگی قابل توجه استیون هاوکینگ بود. فیزیکدانی که چهارشنبه در سن 76 سالگی درگذشت، پس از تشخیص بیماری عصبی غیرقابل درمان ALS در سن 21 سالگی، انتظار نمی رفت که تولد 25 سالگی خود را ببیند. البته هاوکینگ بیش از پنج دهه احتمالات را شکست داد. این دانشمند در 2011 به گاردین گفت: که مرگ هرگز دور از ذهن او نبود.
هاوکینگ گفت: "من در 49 سال گذشته با چشم انداز مرگ زودهنگام زندگی کرده ام. من از مرگ نمی ترسم، اما عجله ای هم برای مردن ندارم. من خیلی کارها دارم که میخواهم اول انجام دهم."
در اینجا برخی از جالب ترین افکار هاوکینگ در مورد مرگ، زندگی پس از مرگ و خدا آورده شده است.
✦ هاوکینگ به بهشت اعتقادی نداشت
این دانشمند دیدگاهی پراگماتیک از آنچه پس از مرگ برای مغز و بدن اتفاق می افتد داشت.
او به گاردین گفت: "من مغز را مانند کامپیوتری میدانم که وقتی اجزای آن از کار بیفتند، از کار میافتد. هیچ بهشت یا زندگی پس از مرگ برای کامپیوترهای خراب شده وجود ندارد. این یک داستان پریان برای افرادی است که از تاریکی می ترسند."
او به « impesonal God » ، خدایی ورای درک بشری ، اعتقاد داشت، اما به یک خالق اعتقاد نداشت.
هاوکینگ در کتاب مهم خود «تاریخ مختصر زمان» نام خدا را به زبان آورد و نوشت که اگر فیزیکدانان بتوانند «نظریه همه چیز TOE » را بیابند - یعنی توضیحی منسجم برای نحوه کار یونیورس بیابند - به «ذهن خدا» نگاه خواهند کرد. ”
اما در مصاحبهها و نوشتههای بعدی، مانند طرح بزرگ در سال ۲۰۱۰، که او با همکاری لئونارد ملودینو نوشت، هاوکینگ تصریح کرد که منظورش به خالقی به معنای سنتی نبوده است.
او در «طراحی بزرگ» نوشت: «آفرینش خود به خود دلیل وجود چیزی از هیچ هست ، چرا جهان وجود دارد، چرا ما وجود داریم. «لازم نیست خدا را بخوانیم تا کاغذ لمسی آبی را روشن کند و یونیورس را به کار اندازد.»
هاوکینگ پس از انتشار کتاب به نشریه تایم گفت که استفاده از زبانی از واژه خدا بیشتر فیگوراتیو و وابسته به فرم است تا محتوا.
او گفت: "خدا نامی است که مردم برای بیان دلیل حضور ما در اینجا می آورند." اما من فکر می کنم که علت وجود ما ، قوانین فیزیک است نه کسی که می توان با او رابطه شخصی داشت. یعنی یک خدای غیرشخصی non personal.»
✦ هاوکینگ خود را یک آتئیست می دانست
هاوکینگ در مصاحبهای با نشریه اسپانیایی ال موندو به طور واضحتر درباره افکار خود درباره خدا صحبت کرد.
قبل از اینکه علم را بفهمیم، طبیعی است که باور کنیم که خدا جهان را آفریده است. اما اکنون علم توضیح قانعکنندهتری ارائه میدهد.» منظور من از " ما ذهن خدا را میشناسیم " این است که اگر خدایی وجود داشت، همه چیزهایی را که خدا میدانست، میدانستیم. من یک آتئیست هستم.»
✦ اما هنوز فکر میکردم که جهان معنا دارد
اگرچه هاوکینگ تصور مرسوم خدا یا خالق را رد کرد، اما اساساً بر این باور بود که جهان و زندگی دارای معنا هستند / نیویورک تایمز.
"به یاد داشته باشید که به ستاره ها نگاه کنید و به پاهای خود نگاه نکنید. "
هاوکینگ در مورد معنای زندگی گفت: " سعی کنید آنچه را که می بینید درک کنید و در مورد آنچه که جهان را به وجود می آورد ، شگفت زده شوید . کنجکاو باشید. و هر چقدر هم که زندگی دشوار به نظر برسد، همیشه کاری وجود دارد که میتوانید انجام دهید و در آن موفق شوید."
Reference:
https://time.com/5199149/stephen-hawking-death-god-atheist/?amp=true
🆔 @phys_Q
در اینجا برخی از سخنان وی پیرامون مرگ ، زندگی و یونیورس و خدا آمده است .
برای بیش از 50 سال، مرگ بخش مهمی از زندگی قابل توجه استیون هاوکینگ بود. فیزیکدانی که چهارشنبه در سن 76 سالگی درگذشت، پس از تشخیص بیماری عصبی غیرقابل درمان ALS در سن 21 سالگی، انتظار نمی رفت که تولد 25 سالگی خود را ببیند. البته هاوکینگ بیش از پنج دهه احتمالات را شکست داد. این دانشمند در 2011 به گاردین گفت: که مرگ هرگز دور از ذهن او نبود.
هاوکینگ گفت: "من در 49 سال گذشته با چشم انداز مرگ زودهنگام زندگی کرده ام. من از مرگ نمی ترسم، اما عجله ای هم برای مردن ندارم. من خیلی کارها دارم که میخواهم اول انجام دهم."
در اینجا برخی از جالب ترین افکار هاوکینگ در مورد مرگ، زندگی پس از مرگ و خدا آورده شده است.
✦ هاوکینگ به بهشت اعتقادی نداشت
این دانشمند دیدگاهی پراگماتیک از آنچه پس از مرگ برای مغز و بدن اتفاق می افتد داشت.
او به گاردین گفت: "من مغز را مانند کامپیوتری میدانم که وقتی اجزای آن از کار بیفتند، از کار میافتد. هیچ بهشت یا زندگی پس از مرگ برای کامپیوترهای خراب شده وجود ندارد. این یک داستان پریان برای افرادی است که از تاریکی می ترسند."
او به « impesonal God » ، خدایی ورای درک بشری ، اعتقاد داشت، اما به یک خالق اعتقاد نداشت.
هاوکینگ در کتاب مهم خود «تاریخ مختصر زمان» نام خدا را به زبان آورد و نوشت که اگر فیزیکدانان بتوانند «نظریه همه چیز TOE » را بیابند - یعنی توضیحی منسجم برای نحوه کار یونیورس بیابند - به «ذهن خدا» نگاه خواهند کرد. ”
اما در مصاحبهها و نوشتههای بعدی، مانند طرح بزرگ در سال ۲۰۱۰، که او با همکاری لئونارد ملودینو نوشت، هاوکینگ تصریح کرد که منظورش به خالقی به معنای سنتی نبوده است.
او در «طراحی بزرگ» نوشت: «آفرینش خود به خود دلیل وجود چیزی از هیچ هست ، چرا جهان وجود دارد، چرا ما وجود داریم. «لازم نیست خدا را بخوانیم تا کاغذ لمسی آبی را روشن کند و یونیورس را به کار اندازد.»
هاوکینگ پس از انتشار کتاب به نشریه تایم گفت که استفاده از زبانی از واژه خدا بیشتر فیگوراتیو و وابسته به فرم است تا محتوا.
او گفت: "خدا نامی است که مردم برای بیان دلیل حضور ما در اینجا می آورند." اما من فکر می کنم که علت وجود ما ، قوانین فیزیک است نه کسی که می توان با او رابطه شخصی داشت. یعنی یک خدای غیرشخصی non personal.»
✦ هاوکینگ خود را یک آتئیست می دانست
هاوکینگ در مصاحبهای با نشریه اسپانیایی ال موندو به طور واضحتر درباره افکار خود درباره خدا صحبت کرد.
قبل از اینکه علم را بفهمیم، طبیعی است که باور کنیم که خدا جهان را آفریده است. اما اکنون علم توضیح قانعکنندهتری ارائه میدهد.» منظور من از " ما ذهن خدا را میشناسیم " این است که اگر خدایی وجود داشت، همه چیزهایی را که خدا میدانست، میدانستیم. من یک آتئیست هستم.»
✦ اما هنوز فکر میکردم که جهان معنا دارد
اگرچه هاوکینگ تصور مرسوم خدا یا خالق را رد کرد، اما اساساً بر این باور بود که جهان و زندگی دارای معنا هستند / نیویورک تایمز.
"به یاد داشته باشید که به ستاره ها نگاه کنید و به پاهای خود نگاه نکنید. "
هاوکینگ در مورد معنای زندگی گفت: " سعی کنید آنچه را که می بینید درک کنید و در مورد آنچه که جهان را به وجود می آورد ، شگفت زده شوید . کنجکاو باشید. و هر چقدر هم که زندگی دشوار به نظر برسد، همیشه کاری وجود دارد که میتوانید انجام دهید و در آن موفق شوید."
Reference:
https://time.com/5199149/stephen-hawking-death-god-atheist/?amp=true
🆔 @phys_Q
Time
Stephen Hawking Was an Atheist. Here’s What He Said About God, Heaven and His Own Death
"I'm not afraid of death, but I'm in no hurry to die"
👍12
🟣 آتئیست های برنده نوبل فیزیک:
خود الفرد نوبل که این جایزه را ایجاد کرده آتئیست بود، تماس ادیسون کاشف هزاره ها، آلن تورینگ پدر دانش کامپیوتر، نیلز بور یکی از پایه گذاران کوانتوم و مدیر مهدکودک بور و برنده ی نوبل ١٩٢٢، پل دیراک و اروین شرودینگر دیگر پایه گذاران مکانیک کوانتومی دارندگان نوبل ١٩٣٣، ماری کوری و همسرش پیر کوری برندگان نوبل ١٩٠٣ مشترک و نوبل ١٩١١ برای ماری کوری به تنهایی، ژان لروند دالامبر که قاعده دالامبر بنام اوست و از آن مکانیک لاگرانژی به دست میآید.، لاپلاس فیزیکدان و فیلسوف فرانسوی، ژورس آلفروف و هربرت کرومر هر دو برندگان مشترک نوبل ٢٠٠٠، هانس آلفون نوبل ١٩٧٠، فیلیپ وارن اندرسن نوبل ١٩٧٧، پاتریک بلاکت نوبل ١٩٤٨،آگه بور پسر نیلز بور نوبل ١٩٧٥، پرسی ویلیام بریجمن نوبل ١٩٤٦، جیمز چدویک کشف نوترون نوبل ١٩٣٥، سابراهمانین چاندراسکار نوبل ١٩٨٣، جرج چرپک نوبل ١٩٩٢، ریچارد فاینمن نوبل ١٩٦٥، کارل سیگن فیزیکدان و کیهان شناس معروف، جیمز فرانک نوبل ١٩٢٥، جرج گاموف پیشنهاد مهبانگ و تابش زمینه کیهانی، استیون هاوکینگ، ویتالی گینزبرگ پدر ابررسانایی نوبل ٢٠٠٣، پیتر هیگز کاشف بوزون هیگز (در عامه ذره خدا) و حتی لیان لدرمن برنده نوبل ١٩٨٨ که بوزون هیگز را برای فهم راحت تر مردم ذره خدا نامید و خیلی دردسرساز شد، راسل هالس نوبل ١٩٩٣، لِو لاندائو نوبل ١٩٦٢، ارنست ماخ کشف عدد ماخ عبور از سرعت صوت و دیوار صوتی، ویلیام شاکلی نوبل ١٩٥٦، ایگور تام نوبل ١٩٥٨، ژان باپتیست پرن نوبل ١٩٢٦ و استیون واینبرگ معروف و برنده ی نوبل ١٩٧٩.
◄اگنوستیک های نوبل فیزیک:
آلبرت اینشتین پدر فیزیک مدرن و تئوری نسبیت و گیرنده ی جایزه نوبل ١٩٢١ بخاطر اثر فوتوالکتریک, سی وی رامان نوبل ١٩٣٠، نیکولاس بلومبرگر نوبل ١٩٨١، انریکو فرمی کاشف واپاشی بتا و نوبل ١٩٣٨ گاز فرمی و ذرات بنیادی فرمیون را به نام او گذاشته اند، وال لوگسدون فیچ نوبل ١٩٨٠، جروم ایزاک فریدمن نوبل ١٩٩٠، دنیس گابور نوبل ١٩٧١، روی گلوبر و تئودور ولفگنگ هانش نوبل مشترک ٢٠٠٥، دیوید گراس و فرانک ویلچک مشترک نوبل ٢٠٠٤، موری گل-ماننوبل ١٩٦٩، خِراردوس توفت و مارتینیوس ولتمن هردو نوبل مشترک ١٩٩٩، آلفرد کاستلر نوبل ١٩٦٦، سر آنتونی جیمز لگت نوبل ٢٠٠٣، آلبرت آبراهام مایکلسون نوبل ١٩٠٧، سیمون واندرمیر نوبل ١٩٨٤، سال پرلموتر نوبل ٢٠١١، جان استرات نوبل ١٩٠٤، رابرت کلمن ریچاردسون نوبل ١٩٩٦، یوجین ویگنر نوبل ١٩٦٣ و جرج اسموت نوبل ٢٠٠٦.
Reference wikipedia
🆔 @phys_Q
◄ تصویر : کنفرانس سلوی - بزرگترین رویداد فیزیک که منجر به تولد فیزیک کوانتوم شد.
خود الفرد نوبل که این جایزه را ایجاد کرده آتئیست بود، تماس ادیسون کاشف هزاره ها، آلن تورینگ پدر دانش کامپیوتر، نیلز بور یکی از پایه گذاران کوانتوم و مدیر مهدکودک بور و برنده ی نوبل ١٩٢٢، پل دیراک و اروین شرودینگر دیگر پایه گذاران مکانیک کوانتومی دارندگان نوبل ١٩٣٣، ماری کوری و همسرش پیر کوری برندگان نوبل ١٩٠٣ مشترک و نوبل ١٩١١ برای ماری کوری به تنهایی، ژان لروند دالامبر که قاعده دالامبر بنام اوست و از آن مکانیک لاگرانژی به دست میآید.، لاپلاس فیزیکدان و فیلسوف فرانسوی، ژورس آلفروف و هربرت کرومر هر دو برندگان مشترک نوبل ٢٠٠٠، هانس آلفون نوبل ١٩٧٠، فیلیپ وارن اندرسن نوبل ١٩٧٧، پاتریک بلاکت نوبل ١٩٤٨،آگه بور پسر نیلز بور نوبل ١٩٧٥، پرسی ویلیام بریجمن نوبل ١٩٤٦، جیمز چدویک کشف نوترون نوبل ١٩٣٥، سابراهمانین چاندراسکار نوبل ١٩٨٣، جرج چرپک نوبل ١٩٩٢، ریچارد فاینمن نوبل ١٩٦٥، کارل سیگن فیزیکدان و کیهان شناس معروف، جیمز فرانک نوبل ١٩٢٥، جرج گاموف پیشنهاد مهبانگ و تابش زمینه کیهانی، استیون هاوکینگ، ویتالی گینزبرگ پدر ابررسانایی نوبل ٢٠٠٣، پیتر هیگز کاشف بوزون هیگز (در عامه ذره خدا) و حتی لیان لدرمن برنده نوبل ١٩٨٨ که بوزون هیگز را برای فهم راحت تر مردم ذره خدا نامید و خیلی دردسرساز شد، راسل هالس نوبل ١٩٩٣، لِو لاندائو نوبل ١٩٦٢، ارنست ماخ کشف عدد ماخ عبور از سرعت صوت و دیوار صوتی، ویلیام شاکلی نوبل ١٩٥٦، ایگور تام نوبل ١٩٥٨، ژان باپتیست پرن نوبل ١٩٢٦ و استیون واینبرگ معروف و برنده ی نوبل ١٩٧٩.
◄اگنوستیک های نوبل فیزیک:
آلبرت اینشتین پدر فیزیک مدرن و تئوری نسبیت و گیرنده ی جایزه نوبل ١٩٢١ بخاطر اثر فوتوالکتریک, سی وی رامان نوبل ١٩٣٠، نیکولاس بلومبرگر نوبل ١٩٨١، انریکو فرمی کاشف واپاشی بتا و نوبل ١٩٣٨ گاز فرمی و ذرات بنیادی فرمیون را به نام او گذاشته اند، وال لوگسدون فیچ نوبل ١٩٨٠، جروم ایزاک فریدمن نوبل ١٩٩٠، دنیس گابور نوبل ١٩٧١، روی گلوبر و تئودور ولفگنگ هانش نوبل مشترک ٢٠٠٥، دیوید گراس و فرانک ویلچک مشترک نوبل ٢٠٠٤، موری گل-ماننوبل ١٩٦٩، خِراردوس توفت و مارتینیوس ولتمن هردو نوبل مشترک ١٩٩٩، آلفرد کاستلر نوبل ١٩٦٦، سر آنتونی جیمز لگت نوبل ٢٠٠٣، آلبرت آبراهام مایکلسون نوبل ١٩٠٧، سیمون واندرمیر نوبل ١٩٨٤، سال پرلموتر نوبل ٢٠١١، جان استرات نوبل ١٩٠٤، رابرت کلمن ریچاردسون نوبل ١٩٩٦، یوجین ویگنر نوبل ١٩٦٣ و جرج اسموت نوبل ٢٠٠٦.
Reference wikipedia
🆔 @phys_Q
◄ تصویر : کنفرانس سلوی - بزرگترین رویداد فیزیک که منجر به تولد فیزیک کوانتوم شد.
Telegram
attach 📎
👍20❤6👎1🔥1🥰1🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 اصل هولوگرافیک و مسئلهی گرانش کوانتومی
همخوانی AdS/CFT برای گرانش کوانتومی چطور مسٱله سیاهچاله ها را حل می کند؟
کمترین سودمندی اصل هولوگرافیک ، بحث محاسباتی آن است
🆔 @phys_Q
همخوانی AdS/CFT برای گرانش کوانتومی چطور مسٱله سیاهچاله ها را حل می کند؟
کمترین سودمندی اصل هولوگرافیک ، بحث محاسباتی آن است
🆔 @phys_Q
👍3
🟣 Spacetime and Scales , Quantum foam
با ترکیب قوانین مکانیک کوانتومی و نسبیت عام ، می توان نتیجه گرفت که در منطقه ای به طول پلانک :
10-³³
نوسانات خلاء بسیار زیاد است به طوری که فضا همانطور که می شناسیم "boils می جوشد" می شود و تبدیل به کف کوانتومی Quantum foam میگردد در چنین سناریویی ، فضا در مقیاس :
10-¹²
سانتی متر کاملاً صاف به نظر می رسد. یک زبری مشخص در مقیاس :
10-²⁰
سانتی متر ظاهر می شود. و در مقیاس طول پلانک، فضا به کفی از فوم کوانتومی احتمالی تبدیل می شود (همانطور که در شکل نشان داده شده است) و با مفهوم فضای ساده و پیوسته ناسازگار می شود. طبق آخرین ایده در نظریه ابر ریسمان، فضایی در چنین مقیاس کوچکی را نمی توان با مختصات دکارتی، x، y و z توصیف کرد. باید با "noncommutative geometry هندسه ی ناجابجایی" جایگزین شود، که در آن مختصات با ماتریس غیر قطری نشان داده می شوند. به عبارت دیگر ، تعیین مختصات به طور دقیق در هر زمان غیرممکن است. این اساساً بسط اصل عدم قطعیت در مکانیک کوانتومی است. بنابراین، در مقیاس کوچک، مفهوم معمول فضا از بین رفته است. با این حال، مشخص شد که قطعات بزرگی از نظریه نسبیت، نظریه کوانتومی و فیزیک ذرات را می توان به چنین دنیایی منتقل کرد. در چند سال گذشته فیزیکدانان نظری از این که کشف کردند گرانش کوانتومی حلقه و نظریه ابر ریسمان ها جهانهایی را توصیف می کنند که هندسه در آنها ناجابجایی است ، که اکنون می توان از آنها به عنوان فرمی جدید برای مقایسه این دو نظریه استفاده کرد.
🆔 @phys_Q
🟣 Spacetime and Scales , Quantum foam
با ترکیب قوانین مکانیک کوانتومی و نسبیت عام ، می توان نتیجه گرفت که در منطقه ای به طول پلانک :
10-³³
نوسانات خلاء بسیار زیاد است به طوری که فضا همانطور که می شناسیم "boils می جوشد" می شود و تبدیل به کف کوانتومی Quantum foam میگردد در چنین سناریویی ، فضا در مقیاس :
10-¹²
سانتی متر کاملاً صاف به نظر می رسد. یک زبری مشخص در مقیاس :
10-²⁰
سانتی متر ظاهر می شود. و در مقیاس طول پلانک، فضا به کفی از فوم کوانتومی احتمالی تبدیل می شود (همانطور که در شکل نشان داده شده است) و با مفهوم فضای ساده و پیوسته ناسازگار می شود. طبق آخرین ایده در نظریه ابر ریسمان، فضایی در چنین مقیاس کوچکی را نمی توان با مختصات دکارتی، x، y و z توصیف کرد. باید با "noncommutative geometry هندسه ی ناجابجایی" جایگزین شود، که در آن مختصات با ماتریس غیر قطری نشان داده می شوند. به عبارت دیگر ، تعیین مختصات به طور دقیق در هر زمان غیرممکن است. این اساساً بسط اصل عدم قطعیت در مکانیک کوانتومی است. بنابراین، در مقیاس کوچک، مفهوم معمول فضا از بین رفته است. با این حال، مشخص شد که قطعات بزرگی از نظریه نسبیت، نظریه کوانتومی و فیزیک ذرات را می توان به چنین دنیایی منتقل کرد. در چند سال گذشته فیزیکدانان نظری از این که کشف کردند گرانش کوانتومی حلقه و نظریه ابر ریسمان ها جهانهایی را توصیف می کنند که هندسه در آنها ناجابجایی است ، که اکنون می توان از آنها به عنوان فرمی جدید برای مقایسه این دو نظریه استفاده کرد.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍5❤2
🟣 'Do not remain nameless to yourself – it is too sad a way to be.
Know your place in the world and evaluate yourself fairly, not in terms of your naïve ideals of your own youth, nor in terms of what you erroneously imagine your teacher’s ideals are.'
برای خودتان هم شده گمنام نمانید ، این یک راه بسیار اندوهناک برای بودن است .
جایگاهتان را در دنیا بشناسید و خود را منصافه ارزیابی کنید نه بر اساس آرمان های ساده جوانی و نه آنچه که به اشتباه ایده آل های آموزگار خود تصور می کنید.
-Richard Feynman…
🆔 @phys_Q
Know your place in the world and evaluate yourself fairly, not in terms of your naïve ideals of your own youth, nor in terms of what you erroneously imagine your teacher’s ideals are.'
برای خودتان هم شده گمنام نمانید ، این یک راه بسیار اندوهناک برای بودن است .
جایگاهتان را در دنیا بشناسید و خود را منصافه ارزیابی کنید نه بر اساس آرمان های ساده جوانی و نه آنچه که به اشتباه ایده آل های آموزگار خود تصور می کنید.
-Richard Feynman…
🆔 @phys_Q
👍10
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
🟣 آیا فیزیکال رئالیتی به طور عینی objective وجود دارد؟
اینبار که به پیرامونی نگاه کردید ،بدانید آنچه شما می بینید یک اتم از اقیانوس است . چشم یا گوش یا بویایی و یا لامسه شما از یک پدیده بزرگ و عمیق نمونه میگیرد و به مغز ارسال می کند در آنجا مغز اطلاعات رسیده را رمزگشایی و تصویر یا صدا یا بو را درک می کند .
طی فرگشت ، ادراکات ما طبق نیاز های ما جهت بقا بهبود یافته اند اما این دلیل خوبی برای درک کامل رئالیتی پیش رو نیست . به راستی چه چیزی در برابر چشمان ماست؟
فوتون ها با بسامد های مختلف ؟ چه چیز را می شنویم؟ ارتعاشات مکانیکی سوار بر ذرات گاز؟
صدا و تصویر وجود خارجی ندارند و فرآورده مغز هستند اما ...
Physical reality has always existed.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9796
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9798
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9801
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9804
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/9807
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/9808
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/9809
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/9810
Source:
https://bigthink.com/starts-with-a-bang/reality-objective-exist/
اینبار که به پیرامونی نگاه کردید ،بدانید آنچه شما می بینید یک اتم از اقیانوس است . چشم یا گوش یا بویایی و یا لامسه شما از یک پدیده بزرگ و عمیق نمونه میگیرد و به مغز ارسال می کند در آنجا مغز اطلاعات رسیده را رمزگشایی و تصویر یا صدا یا بو را درک می کند .
طی فرگشت ، ادراکات ما طبق نیاز های ما جهت بقا بهبود یافته اند اما این دلیل خوبی برای درک کامل رئالیتی پیش رو نیست . به راستی چه چیزی در برابر چشمان ماست؟
فوتون ها با بسامد های مختلف ؟ چه چیز را می شنویم؟ ارتعاشات مکانیکی سوار بر ذرات گاز؟
صدا و تصویر وجود خارجی ندارند و فرآورده مغز هستند اما ...
Physical reality has always existed.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9796
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9798
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9801
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9804
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/9807
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/9808
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/9809
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/9810
Source:
https://bigthink.com/starts-with-a-bang/reality-objective-exist/
❤2
🟡 particles
🔵 anti particles
🟣 دریای دیراک
یک مدل نظری از خلاء به عنوان دریایی نامتناهی از ذرات با انرژی منفی است. نخستین بار این فرضیه توسط فیزیکدان بریتانیایی، پل دیراک، در سال ۱۹۳۰ برای توضیح حالتهای کوانتومی انرژی منفی پیشبینیشده توسط معادله دیراک برای الکترونهای نسبیتی ارائه شد. پوزیترون، پادماده همتای الکترون، پیش از کشف تجربی آن در سال ۱۹۳۲ به عنوان حفره ای در دریای دیراک پنداشته میشد.
دریای دیراک برای یک ذره جرمدار
معادلهای که انرژی، جرم و تکانه را در نسبیت خاص به هم مرتبط میسازد به شکل زیر است:
E² =(m0² c⁴ +p² c²)
در مورد خاص ذره در حال سکون (یعنی p = ۰)، این معادله به
E² = m² c⁴
کاهش می یابد که بصورت
E = m c ²
به نمایش در می آید که البته سادهپندارانه است، زیرا درحالیکه
x . x = x²
، این حالت نیز ممکن است که
(-x) . (-x)=x²
بنابراین معادله درست برای لینک جرم و انرژی در هامیلتونین معادله دیراک به شکل زیر است:
E = ± m c²
🆔 @phys_Q
🔵 anti particles
🟣 دریای دیراک
یک مدل نظری از خلاء به عنوان دریایی نامتناهی از ذرات با انرژی منفی است. نخستین بار این فرضیه توسط فیزیکدان بریتانیایی، پل دیراک، در سال ۱۹۳۰ برای توضیح حالتهای کوانتومی انرژی منفی پیشبینیشده توسط معادله دیراک برای الکترونهای نسبیتی ارائه شد. پوزیترون، پادماده همتای الکترون، پیش از کشف تجربی آن در سال ۱۹۳۲ به عنوان حفره ای در دریای دیراک پنداشته میشد.
دریای دیراک برای یک ذره جرمدار
معادلهای که انرژی، جرم و تکانه را در نسبیت خاص به هم مرتبط میسازد به شکل زیر است:
E² =(m0² c⁴ +p² c²)
در مورد خاص ذره در حال سکون (یعنی p = ۰)، این معادله به
E² = m² c⁴
کاهش می یابد که بصورت
E = m c ²
به نمایش در می آید که البته سادهپندارانه است، زیرا درحالیکه
x . x = x²
، این حالت نیز ممکن است که
(-x) . (-x)=x²
بنابراین معادله درست برای لینک جرم و انرژی در هامیلتونین معادله دیراک به شکل زیر است:
E = ± m c²
🆔 @phys_Q
👍4❤3🤔1
🟣 'We have to admire in humility the beautiful harmony of the structure of this world—as far as we can grasp it. And that is all.'
ما باید با فروتنی هارمونی زیبای ساختار این دنیا را تا آنجا که توانا به درک آن هستیم ، تحسین کنیم و این همه چیز است.
-Albert Einstein
(Letter to Ensign Guy H. Raner, Jr., July 1945)
🆔 @phys_Q
ما باید با فروتنی هارمونی زیبای ساختار این دنیا را تا آنجا که توانا به درک آن هستیم ، تحسین کنیم و این همه چیز است.
-Albert Einstein
(Letter to Ensign Guy H. Raner, Jr., July 1945)
🆔 @phys_Q
❤12👍1🔥1
🟣 'The universe does not exist "out there" independent of us. We are inescapably involved in bringing about that which appears to be happening. We are not only observers. We are participators. In some strange sense this is a participatory universe.'
یونیورس مستقل از ما «آنجا در بیرون» وجود ندارد. ما به طور پرهیز ناپذیری درگیر رویدادهایی هستیم که ظاهرا رخ می دهند . ما تنها ناظر ماجرا نیستیم بلکه مشارکت کننده هستیم به تعبیری نا آشنا، این یک یونیورس مشارکتی participatory universe است.
-John Archibald Wheeler
🆔 @phys_Q
یونیورس مستقل از ما «آنجا در بیرون» وجود ندارد. ما به طور پرهیز ناپذیری درگیر رویدادهایی هستیم که ظاهرا رخ می دهند . ما تنها ناظر ماجرا نیستیم بلکه مشارکت کننده هستیم به تعبیری نا آشنا، این یک یونیورس مشارکتی participatory universe است.
-John Archibald Wheeler
🆔 @phys_Q
❤3👍1🔥1
'Spacetime tells mass how to move; and mass tells spacetime how to ...'
-John Archibald Wheeler
🆔 @phys_Q
-John Archibald Wheeler
🆔 @phys_Q
Jahan Gozaran
Salar Aghili
.
برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران
.....
🆔 @phys_Q
برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران
.....
🆔 @phys_Q
👍6❤2