کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
🟣 خاستگاه کیهانی پیکان زمان

"یکی از بنیادین ترین فکت های حیات این است که آینده متفاوت از گذشته به نظر می رسد. اما در مقیاس بزرگ کیهانی، شاید یکسان به نظر برسند"

توسط شان ام. کارول

قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/10050
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/10052
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/10057
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/10064
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 بنا به گفتار پروفسور لارنس کراوس دو چیز را باید پذیرفت :

اول اینکه ما ناچیزیم .{ عالم مشاهده پذیر observable universe دایره ای به قطر 96 میلیارد سال نوری است و حدس زده میشود که مساحت کل یونیورس 250 برابر این مقدار باشد}

دوم اینکه آینده ناخوشایند است . { همانطور که میدانید انتروپی عالم در حال افزایش است یعنی انرژی حیات بخش ستارگان با گذشت زمان بشکل حرارت تلف و از دسترس دور میشود ، ازین گذشته انبساط کیهان نیز از علل افزایش انتروپی ست ، که به سه سناریوی احتمالی منتهی میشود که در هر سه حیات جایگاهی ندارد}

ازین گذشته ، عمر ستارگان محدود است و با اتمام سوخت هیدروژنی خورشید ، ابعاد کوتوله زرد مان تا ابعاد کل سامانه افزایش خواهد یافت و تبدیل به غول سرخ خواهد شد، این پایان زمین خواهد بود.

و این دو حقیقت ، باید نوع متفاوتی از تسلی به انسان بدهد و وی را مشتاق و پویشگر کیهان سازد . ما یک گوشه پرت در یونیورس قرار گرفتیم ، خودمان به زندگی مان معنا می دهیم - وجود ما ناشی از تصادفات متعددی در تکامل و شکل گیری سیاره مان و ... هست که فرصت ناچیزی برای کشف یونیورس بما می دهد . باید قدر این فرصت را دانست .

🆔 @phys_Q
👍8🔥5
🟣 خاستگاه کیهانی پیکان زمان

توسط شان ام. کارول - قسمت پنجم

گذشته در برابر آینده
چرا تورم اتفاق افتاده است؟

یکی از دلایلی که بسیاری از کیهان شناسان تورم را به عنوان توضیحی برای عدم تقارن زمانی مطرح می کنند این است که پیکربندی اولیه انرژی تاریک چندان بعید به نظر نمی رسد. در زمان تورم، جهان قابل مشاهده ما کمتر از یک سانتی متر عرض داشت. به طور شهودی، چنین ناحیه کوچکی میکرواستیت های زیادی ندارد، بنابراین بعید نیست که یونیورس به طور تصادفی به میکرواستیت مربوط به تورم بر بخورد.

متأسفانه، این الهام گمراه کننده است. یونیورس اولیه، حتی اگر فقط یک سانتی‌متر عرض داشته باشد، دقیقاً همان تعداد میکرواستیت هایی را دارد که کل یونیورس  مشاهده پذیر امروزی دارد. طبق قوانین مکانیک کوانتومی، تعداد کل میکرواستیت ها در یک سیستم هرگز تغییر نمی‌کند.‌‌

آنتروپی نه به این دلیل که تعداد میکرواستیت ها افزایش می‌یابد، بلکه به این دلیل که سیستم به طور طبیعی در عمومی‌ترین ماکرواستیت ممکن قرار می‌گیرد.) در واقع، یونیورس اولیه همان سیستم فیزیکی یونیورس ثانویه است.در نهایت اولی به دومی تبدیل می شود.

در میان روش‌های مختلفی که میکرواستیت های یونیورس می‌توانند خود را مرتب کنند، تنها یک کسر بسیار کوچک با پیکربندی صاف انرژی تاریک فوق چگال که در یک حجم کوچک بسته‌بندی شده است، مطابقت دارد. شرایط لازم برای شروع تورم بسیار خاص بوده و  یک پیکربندی آنتروپی بسیار پایین را توصیف می کند. اگر بخواهید پیکربندی‌های یونیورس را به‌طور تصادفی انتخاب کنید، بعید است که شرایط مناسبی برای شروع تورم داشته باشید. تورم به خودی خود توضیح نمی دهد که چرا یونیورس اولیه آنتروپی پایینی دارد. به سادگی آن را از ابتدا فرض می کند

🆔 @phys_Q
👍32
🟣 خاستگاه کیهانی پیکان زمان

توسط شان ام. کارول - قسمت ششم
✦ یونیورسی با تقارن زمانی

بنابراین، تورم در توضیح اینکه چرا گذشته با آینده متفاوت است کمکی نمی کند. یک استراتژی جسورانه اما ساده  این است که بگوییم: شاید گذشته بسیار دور با آینده تفاوتی نداشته باشد. شاید گذشته دور، مانند آینده، عملا استیتی با آنتروپی بالا باشد. اگر چنین است، حالت داغ و چگالی که ما آن را "یونیورس اولیه" می نامیم، عملا آغاز  واقعی یونیورس نیست، بلکه فقط یک حالت انتقالی بین مراحل تاریخ آن است.
برخی از کیهان شناسان تصور می کنند که یونیورس در امتداد "جهش bounce" حرکت کرده است. قبل از این رویداد، فضا در حال انقباض بود، اما به‌جای له شدن در نقطه‌ای با چگالی بی‌نهایت، اصول فیزیکی جدید - گرانش کوانتومی، ابعاد اضافی، نظریه ریسمان یا سایر پدیده‌های عجیب‌وغریب - برای نجات امروزه و اکنون در آخرین لحظه وارد عمل شدند، و یونیورس از طرف دیگر به چیزی که ما اکنون به‌عنوان بیگ بنگ می‌شناسیم، بیرون آمد. اگرچه کیهان‌شناسی‌ جهشی bouncing  ، جذاب است اما پیکان زمان را توضیح نمی‌دهد. یا با نزدیک شدن پیشا یونیورس  به انتروپی فزاینده  -  پیکان زمان تا بی نهایت به گذشته کشیده می شود - یا با آنتروپی در حال کاهش ،  یک شرایط غیرطبیعی کم آنتروپی در میانه تاریخچه یونیورس ( the bounce) رخ داد. در هر صورت، ما بار دیگر در مورد این سوال که چرا آنتروپی نزدیک به آنچه ما بیگ بنگ می نامیم کم بود، را نادیده می گیریم.
از جمله چیزهایی که می توانند به وجود بیایند، پچ های patch کوچکی از انرژی تاریک فوق چگال هستند. اگر شرایط کاملاً مناسب باشد، آن پچ می‌تواند متحمل تورم شود و از بین برود و یک یونیورس جداگانه را تشکیل دهد - یک یونیورس نوزاد، یونیورس ما ممکن است زاده یک یونیورس دیگر باشد.

از نظر ظاهری، این سناریو شباهت هایی به مدل استاندارد تورم دارد. در آنجا نیز، ما فرض می کنیم که پچی از انرژی تاریک فوق چگال به طور تصادفی بوجود می آید و تورم را شعله ور می کرد. تفاوت در ماهیت شرایط شروع است. در مدل استاندارد تورمی، پچ در یک یونیورس به شدت در نوسان ایجاد شد، که در آن حجم عظیمی از نوسانات هیچ noting  در حال تورم ایجاد کرد. به نظر می رسد احتمال بیشتری دارد که یونیورس مستقیماً در یک بیگ‌بنگ داغ نوسان کند و مرحله تورم را طی کند. در واقع، تا آنجا که به آنتروپی مربوط می‌شود، احتمال اینکه یونیورس مستقیماً به شکلی که امروز می‌بینیم نوسان کند و 14 میلیارد سال گذشته تکامل کیهانی Cosmic Evolution را شروع، بسیار بیشتر است.
در سناریوی جدید ما، یونیورس از قبل موجود هرگز در نوسان تصادفی  نبود. در یک حالت بسیار خاص بود: فضای خالی. آنچه این نظریه ادعا می‌کند - و آنچه باید ثابت شود - این است که محتمل‌ترین راه برای ایجاد یونیورس‌هایی مانند یونیورس ما از چنین حالتی از قبل، گذراندن دوره‌ای از تورم است، نه نوسان مستقیم در آن. به عبارت دیگر، یونیورس ما یک نوسان است اما تصادفی random نیست.
🆔 @phys_Q
👍3
🟣 اینشتین در نامه‌ای که به تازگی فاش شده به دین آموزان می‌گوید علم «جانشین» آفرینش‌گرایی است

نامه قدیمی اینشتین که در آن فیزیکدان معروف به یک معلم علوم دینی و شاگردانش می گوید که علم «جانشین» آفرینش دینی که در آن می توان خدا را «مشابه انسان» تصور کرد، است . به قیمت 125000 دلار برای فروش گذاشته شده است.
اینشتین در پاسخ نوشت: "کسی که کم و بیش در تفکر علمی آموزش دیده است، با آفرینش دینی (به معنای اصلی ) کائنات بیگانه است، زیرا وی معیار شرطی بودن علیّت را برای همه چیز به کار می برد.

در این نامه، اینشتین همچنین به افکار خود در مورد "چگونگی تفسیر ِ خدا" اشاره کرد: "تا زمانی که داستان های کتاب مقدس بطور کامل در نظر گرفته می شد، آشکار بود که چه نوع ایمانی از خوانندگان انتظار می رفت. با این حال، اگر بخواهید کتاب مقدس را به صورت نمادین (استعاری) تفسیر کنید، دیگر مشخص نیست که آیا در واقع خدا باید به عنوان یک شخص در نظر گرفته شود (و به همین دلیل غیرمعمول است). در این صورت، ارزیابی آنچه از ایمان به معنای اصلی آن باقی می ماند، دشوار است».

دیدگاه های اینشتین در مورد دین کاملاً شناخته شده است. این فیزیکدان یهودی بزرگ شد و علیرغم عدم اعتقاد به خدایی که در تورات ترسیم شده بود، ارتباط خود را با یهودیان حفظ کرد. اینشتین عمر خود را صرف توضیح دادن چگونگی تشکیل یونیورس بدون تأثیر الهی کرد.

در سال 2018، یک نامه طولانی که توسط دانشمند آلمانی در سال 1954 نوشته شده بود، معروف به "نامه خدای اینشتین" به قیمت 2.9 میلیون دلار به حراج گذاشته شد. در این سند، فیزیکدان به تفصیل توضیح داد که چگونه او در جوانی به داستان های کتاب مقدس اعتقاد نداشت و چگونه "فانتزی خوش ِ آزاد اندیشی" وی را (از هر اعتقاد و باوری) رها کرد. اینشتین همچنین خاطرنشان کرد که او در عوض به خدای اسپینوزا اعتقاد دارد - خدای بی شکل و غیرشخصی که مسئول نظم جهان است که برای اولین بار توسط باروخ اسپینوزا فیلسوف هلندی قرن هفدهمی پیشنهاد شد، طبق گفته کریستیز، که حراج را تسهیل کرد. وی همچنین در این نامه نوشت: کلمه خدا برای من چیزی جز بیان و فرآورده ضعف انسان نیست.

نامه جدید بینش بیشتری به دیدگاه های اینشتین در مورد دین می افزاید.
ناتان راب، مدیر مجموعه راب در ایمیلی به لایو ساینس گفت: «نامه نه تنها توسط آلبرت اینشتین، یکی از شخصیت‌ها و دانشمندان بزرگ تمام دوران نوشته شده است، بلکه به بحث قوی و مداوم بین علم و دین می‌پردازد». "این فراتر از هیجان انگیز است که نگاهی اجمالی به افکار شخصی او در مورد چنین موضوع مهمی داشته باشیم‌‌.

http://livescience.com/human-behavior/religion/science-supersedes-creationism-einstein-tells-religious-students-in-newly-revealed-letter

🆔 @phys_Q
👍4👏2
🟣 اینشتین و خدا

یادداشتی که این فیزیکدان در سال 1954، یک سال پیش از مرگ نگاشت، تفکر او را در مورد دین و علم آشکار می کند‌‌.

دیدگاه‌های من به دیدگاه‌های اسپینوزا نزدیک است: تحسین زیبایی و باور به سادگی منطقیِ نظم و هماهنگی که می‌توانیم با فروتنی و تنها به شیوه ای ناقص ، درک کنیم.
-آلبرت اینشتین

قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/6438
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/6451

reference :
https://blogs.scientificamerican.com/observations/einsteins-famous-god-letter-is-up-for-auction/

↬“It seems to me that the idea of a personal God is an anthropomorphic concept which I cannot take seriously. I feel also not able to imagine some will or goal outside the human sphere.”‌‌

«به نظر من ایده خدای شخصی مفهومی انسان-دیس است که نمی‌توانم آن را جدی بگیرم. همچنین احساس می کنم نمی توانم اراده یا هدفی را خارج از حوزه انسانی تصور کنم.»‌‌

Reference:
https://raabcollection.com/scientific-autographs/einstein-god-spinoza

🆔 @phys_Q
👏10👍6
Raeis
Koveytipour & Danial Moghaddam
‏به ارزشی‌‌ها و حکومتی‌ها باید گفت آهنگ «رئیس» کویتی‌پور را گوش کنید، او دیگر نمی‌گوید «عمه بابایم کجاست؟» می‌خواند: «روزگارمون به شب خورده»

شعرمون مُهرِ غضب خورده رئیس
روزگارمون به شب خورده رئیس
انتخابمون رکب خورده رئیس

غم وبال دلِ تنگمون شده
زندگی میدون جنگمون شده
همه از همدیگه غافلن رئیس
دزدامون شریک قافله ان رئیس

ما رو به نداشتن عادت دادن
اونا که دست رفاقت دادن
حالمون بدجوری دآغونه رئیس
کبکمون خروس نمی خونه رئیس

«واسه حفظ قدرت یهو دیدی جنگ راه انداختن و واسه طبیعی جلوه دادنش بچشونم کشتن
مسئولین کودن
گنده مملکت یه کارایی میکنه که ببین همه کم آوردن
‌ شیطان میخواد توبه کنه ریخته همه کُرکاش
از دست آدما که مرده توشون وجدان
تو روی شهدامون من یکی شرمندم
وطنمو قایم کردم پشت همه بغضام

حاجی اینجا دارن همه جوونارو‌ میدرن
تو صورت ناموسمم بی رحمانه میزنن
میزنن مشت به سر مادر مظلومم
همونا که دم از عدالت علی میزنن

وطنم شرحه شرحه خونو لاله زار
سرنوشت درختامون چوبه پای دار»

همان‌که کویتی‌پور می‌گوید: «وقتشه که صندلی ولت کنه رئیس»

🆔 @phys_Q
- فقط جهت همرسانی .
🕊12👍2🤔21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 الکترواستاتیک- دستگاه واندوگراف

🆔 @phys_Q
👍9🤔3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣 طول پلانک چیه ؟
چرا کمترین یا به عبارتی کوچکترین طول غیر ممکن در جهان به حساب میاد ؟

🆔 @phys_Q
6👍5
🟣 خاستگاه کیهانی پیکان زمان

توسط شان ام. کارول - قسمت هفتم

✦ Emit for Worra

این سناریو، که در سال 2004 توسط جنیفر چن از دانشگاه شیکاگو و من ارائه شد، راه حلی هیجان آور برای منشأ عدم تقارن زمانی در یونیورس  مشاهده پذیر ما ارائه می‌کند: ما تنها بخش کوچکی از تصویر بزرگ را می‌بینیم، و این عرصه بزرگ‌تر ، زمان متقارن است.  آنتروپی می تواند بدون محدودیت از طریق ایجاد یونیورس های نوزاد جدید افزایش یابد.

بهتر از همه، این داستان را می توان به عقب و جلو در زمان روایت کرد. تصور کنید که ما با فضای خالی در یک لحظه خاص شروع می کنیم و شاهد تکامل آن به آینده و گذشته هستیم. ( زمان به هر دو سمت پیش می رود زیرا ما  فلشی یک طرفه از زمان را فرض نمی کنیم.) یونیورس های نوزاد در هر دو جهت زمان به وجود  نوسان می کنند، در نهایت با بدنیا آوردن نوزادان خود ، خالی می شوند . در مقیاس‌های فوق‌ بزرگ، این مولتی‌ورس از نظر آماری متقارن به نظر می‌رسد - هم در گذشته و هم در آینده، یونیورس‌های جدیدی در نوسان زنده  و بدون محدودیت تکثیر می‌شوند. هر یک از آنها یک پیکان از زمان را تجربه می کنند، اما نیمی از آنها دارای  فلشی هستند که نسبت به  بقیه معکوس  است.

ایده یونیورس با یک پیکان زمان به عقب ممکن است هشدار دهنده به نظر برسد. اگر کسی را از چنین یونیورسی ملاقات کنیم، آیا آینده را به یاد می آورد؟ خوشبختانه خطر چنین قرار ملاقاتی وجود ندارد. در سناریویی که توضیح می‌دهیم، تنها مکان‌هایی که به نظر می‌رسد  زمان در آنها به عقب می‌چرخد، به گذشته بسیار دور  ما  - خیلی قبل از بیگ بنگ باز می گردد . در این بین گستره وسیعی از یونیورس است که به نظر می رسد زمان اصلاً در آن جریان ندارد. تقریبا هیچ ماده ای وجود ندارد و آنتروپی تکامل نمی یابد. هر موجودی که در یکی از این نواحی با معکوس زمانی زندگی کند، پیر به دنیا نمی آید و کودک نخواهد مُرد - یا هر چیز غیرعادی دیگری. از نظر آنها، زمان به شکلی کاملاً متعارف در جریان است. تنها زمانی که یونیورس آنها را با یونیورس ما مقایسه می کنیم، چیزی غیرعادی به نظر می رسد - گذشته ما آینده آنهاست، و بالعکس. اما چنین مقایسه ای کاملاً فرضی است، زیرا ما نمی توانیم به آنجا برسیم و آنها نمی توانند به اینجا بیایند.
در حال حاضر، هیئت داوران در حال تآمل بر مدل ما هستند. کیهان‌شناسان سال‌هاست که ایده یونیورس های نوزاد را بررسی کرده‌اند، اما ما فرآیند تولد را درک نمی‌کنیم. اگر نوسانات کوانتومی بتواند یونیورس های جدیدی ایجاد کند، می‌تواند چیزهای دیگر را نیز ایجاد کند - برای مثال، یک کهکشان کامل. برای اینکه سناریویی مانند ما بتواند کیهانی را که می‌بینیم توضیح دهد، باید پیش‌بینی کرد که بیشتر کهکشان‌ها پس از رویدادهای بیگ بنگ به وجود می‌آیند و نه به‌عنوان نوسانات تنها در یک یونیورس خالی. اگر نه، یونیورس ما بسیار غیر طبیعی به نظر می رسید.

🆔 @phys_Q
👍7
🟣 خاستگاه کیهانی پیکان زمان

توسط شان ام. کارول - قسمت هشتم

✦ Emit for Worra

اما درس خانه‌سازی، سناریوی منحصربفردی برای ساختار فضازمان در مقیاس‌های فوق بزرگ نیست.  ایده این است که یک ویژگی قابل توجه از یونیورس  مشاهده پذیر ما - پیکان زمان که از شرایط آنتروپی بسیار پایین در یونیورس اولیه ناشی می شود - می تواند سرنخ هایی در مورد ماهیت یونیورس غیرقابل مشاهده به ما ارائه دهد.
همانطور که در ابتدای این مقاله ذکر شد، داشتن تصویری مناسب با داده ها خوب است، اما کیهان شناسان بیش از این می خواهند: ما به دنبال درک قوانین طبیعت و یونیورس مخصوص خود هستیم که در آن همه چیز برای ما معنادار است. ما نمی‌خواهیم به پذیرش ویژگی‌های عجیب و غریب یونیورس مان به‌عنوان حقایق درک ناشدنی تنزل پیدا کنیم.

به نظر می رسد عدم تقارن  آشکار زمانی  یونیورس مشاهده پذیر ما به ما سرنخی از چیزی عمیق تر ارائه می دهد - اشاره ای به عملکرد نهایی فضا و زمان. وظیفه ما به عنوان فیزیکدان این است که از این سرنخ و سایر سرنخ ها برای جمع آوری یک تصویر قانع کننده استفاده کنیم.
اگر یونیورس  مشاهده پذیر تمام آن چیزی بود که وجود داشت، تقریبا غیرممکن بود که بتوان پیکان زمان را به روشی طبیعی محاسبه کرد. اما اگر یونیورس اطراف ما یک قطعه کوچک از یک تصویر بسیار بزرگتر باشد، احتمالات جدید خود را نشان می دهند. ما می‌توانیم بیت یونیورس خود را تنها یک تکه از پازل تصور کنیم، بخشی از تمایل سیستم بزرگتر برای افزایش آنتروپی خود بدون محدودیت در گذشته بسیار دور و آینده بسیار دور. به تعبیر فیزیکدان ادوارد ترایون، مهبانگ اگر آغاز همه چیز نباشد، بلکه فقط یکی از آن چیزهایی باشد که هر از گاهی اتفاق می افتد، آسان تر قابل درک است.‌‌

محققان دیگر در حال کار بر روی ایده‌های مرتبط هستند، زیرا کیهان‌شناسان بیشتر و بیشتری مشکل ایجاد شده توسط پیکان زمان را جدی می‌گیرند. مشاهده پیکان به اندازه کافی آسان است - تنها کاری که باید انجام دهید این است که کمی شیر را در قهوه خود مخلوط کنید.‌‌

در حالی که آن را می نوشید، می توانید فکر کنید که چگونه می توان آن عمل ساده را تا ابتدای یونیورس  مشاهده پذیر ما و شاید فراتر از آن ردیابی کرد.


"پیکان زمان" از شماره 1975 مجله علمی آمریکایی
درباره نویسنده(نویسندگان)
شان ام. کارول، دانشیار ارشد فیزیک در موسسه فناوری کالیفرنیا است. تحقیقات او در زمینه کیهان شناسی، فیزیک ذرات و نظریه نسبیت عام اینشتین، با تخصص خاصی در انرژی تاریک است. به او بورسیه هایی از بنیاد اسلون و پاکارد و همچنین M.I.T اعطا شده است. جایزه آموزشی شورای دانشجویی فارغ التحصیل و مدال فارغ التحصیلان هنر و علوم دانشگاه ویلانوا. در خارج از دانشگاه، کارول بیشتر به عنوان یکی از مشارکت کنندگان در وبلاگ Cosmic Variance شناخته می شود، که نه تنها یکی از متفکرترین وبلاگ های علمی است، بلکه نحوه آشنایی او با همسرش، نویسنده علمی جنیفر اوئلت است.‌‌
👍3
🟣 خاستگاه کیهانی پیکان زمان

"یکی از بنیادین ترین فکت های حیات این است که آینده متفاوت از گذشته به نظر می رسد. اما در مقیاس بزرگ کیهانی، شاید یکسان به نظر برسند"

توسط شان ام. کارول

قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/10050
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/10052
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/10057
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/10064
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/10067
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/10068
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/10075
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/10076

Ref:
https://www.scientificamerican.com/article/the-cosmic-origins-of-times-arrow/
👍3
🟣 برداشت غلط از جرم: دلیل واقعی ناتوانی ما برای پیشی گرفتن از سرعت نور

هیچ شرایطی در نسبیت وجود ندارد که جرم را قابل افزایش یا کاهش دانست - آنچه تغییر می کند لختی inertia ست . در معادله E=mc² فاکتور لورنتز γ جا افتاده است . با افزایش سرعت آبجکت به جرم m فاکتور γ به بی نهایت میل می کند و برای آبجکت ساکن برابر با یک است که بیانگر انرژی بی نهایت برای رسیدن آبجکت جرم دار به سرعت نور است .

قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9695
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9697

Source:
https://bigthink.com/hard-science/light-speed-relativistic-mass/

🆔 @phys_Q
👍6👏1🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 James Webb Space Telescope captures new images of the Ring Nebula
ثبت تصویر جدیدی از سحابی حلقه توسط JWST

🆔 @phys_Q
3👏3👍1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 مختصری پیرامین ارجحیت طبیعت‌گرایی با شان کارول
🆔 @phys_Q
👍10👎31👏1
🟣استیون هاوکینگ یک آتئیست بود
در اینجا برخی از سخنان وی پیرامون مرگ ، زندگی و یونیورس و خدا آمده است .

برای بیش از 50 سال، مرگ بخش مهمی از زندگی قابل توجه استیون هاوکینگ بود. فیزیکدانی که چهارشنبه در سن 76 سالگی درگذشت، پس از تشخیص بیماری عصبی غیرقابل درمان ALS در سن 21 سالگی، انتظار نمی رفت که تولد 25 سالگی خود را ببیند. البته هاوکینگ بیش از پنج دهه احتمالات را شکست داد. این دانشمند در 2011 به گاردین گفت: که مرگ هرگز دور از ذهن او نبود.‌‌

هاوکینگ گفت: "من در 49 سال گذشته با چشم انداز مرگ زودهنگام زندگی کرده ام. من از مرگ نمی ترسم، اما عجله ای هم برای مردن ندارم. من خیلی کارها دارم که می‌خواهم اول انجام دهم."

در اینجا برخی از جالب ترین افکار هاوکینگ در مورد مرگ، زندگی پس از مرگ و خدا آورده شده است.

هاوکینگ به بهشت ​​اعتقادی نداشت

این دانشمند دیدگاهی پراگماتیک از آنچه پس از مرگ برای مغز و بدن اتفاق می افتد داشت.

او به گاردین گفت: "من مغز را مانند کامپیوتری می‌دانم که وقتی اجزای آن از کار بیفتند، از کار می‌افتد. هیچ بهشت ​​یا زندگی پس از مرگ برای کامپیوترهای خراب شده وجود ندارد. این یک داستان پریان برای افرادی است که از تاریکی می ترسند.‌‌"
او به « impesonal God  » ، خدایی ورای درک بشری ، اعتقاد داشت، اما به یک خالق اعتقاد نداشت.

هاوکینگ در کتاب مهم خود «تاریخ مختصر زمان» نام خدا را به زبان آورد و نوشت که اگر فیزیکدانان بتوانند «نظریه همه چیز TOE » را بیابند - یعنی توضیحی منسجم برای نحوه کار یونیورس بیابند - به «ذهن خدا» نگاه خواهند کرد. ”
اما در مصاحبه‌ها و نوشته‌های بعدی، مانند طرح بزرگ در سال ۲۰۱۰، که او با همکاری لئونارد ملودینو نوشت، هاوکینگ تصریح کرد که منظورش به خالقی به معنای سنتی نبوده است.
او در «طراحی بزرگ» نوشت: «آفرینش خود به خود دلیل وجود چیزی از هیچ هست ، چرا جهان وجود دارد، چرا ما وجود داریم. «لازم نیست خدا را بخوانیم تا کاغذ لمسی آبی را روشن کند و یونیورس را به کار اندازد.»

هاوکینگ پس از انتشار کتاب به نشریه تایم گفت که استفاده از زبانی از واژه خدا بیشتر فیگوراتیو و وابسته به فرم است تا محتوا.

او گفت: "خدا نامی است که مردم برای بیان دلیل حضور ما در اینجا می آورند." اما من فکر می کنم که علت وجود ما ، قوانین فیزیک است نه کسی که می توان با او رابطه شخصی داشت. یعنی یک خدای غیرشخصی non personal.»

هاوکینگ خود را یک آتئیست می دانست

هاوکینگ در مصاحبه‌ای با نشریه اسپانیایی ال موندو به طور واضح‌تر درباره افکار خود درباره خدا صحبت کرد.
قبل از اینکه علم را بفهمیم، طبیعی است که باور کنیم که خدا جهان را آفریده است. اما اکنون علم توضیح قانع‌کننده‌تری ارائه می‌دهد.» منظور من از " ما ذهن خدا را می‌شناسیم " این است که اگر خدایی وجود داشت، همه چیزهایی را که خدا می‌دانست، می‌دانستیم. من یک آتئیست هستم.»

اما هنوز فکر می‌کردم که جهان معنا دارد

اگرچه هاوکینگ تصور مرسوم خدا یا خالق را رد کرد، اما اساساً بر این باور بود که جهان و زندگی دارای معنا هستند / نیویورک تایمز.

"به یاد داشته باشید که به ستاره ها نگاه کنید و به پاهای خود نگاه نکنید. "

هاوکینگ در مورد معنای زندگی گفت: " سعی کنید آنچه را که می بینید درک کنید و در مورد آنچه که جهان را به وجود می آورد ، شگفت زده شوید . کنجکاو باشید. و هر چقدر هم که زندگی دشوار به نظر برسد، همیشه کاری وجود دارد که می‌توانید انجام دهید و در آن موفق شوید."

Reference:
https://time.com/5199149/stephen-hawking-death-god-atheist/?amp=true

🆔 @phys_Q
👍12
🟣 آتئیست های برنده نوبل فیزیک:
خود الفرد نوبل که این جایزه را ایجاد کرده آتئیست بود، تماس ادیسون کاشف هزاره ها، آلن تورینگ پدر دانش کامپیوتر، نیلز بور یکی از پایه گذاران کوانتوم و مدیر مهدکودک بور و برنده ی نوبل ١٩٢٢، پل دیراک و اروین شرودینگر دیگر پایه گذاران مکانیک کوانتومی دارندگان نوبل ١٩٣٣، ماری کوری و همسرش پیر کوری برندگان نوبل ١٩٠٣ مشترک و نوبل ١٩١١ برای ماری کوری به تنهایی، ژان لروند دالامبر که قاعده دالامبر بنام اوست و از آن مکانیک لاگرانژی به دست می‌آید.، لاپلاس فیزیکدان و فیلسوف فرانسوی، ژورس آلفروف و هربرت کرومر هر دو برندگان مشترک نوبل ٢٠٠٠، هانس آلفون نوبل ١٩٧٠، فیلیپ وارن اندرسن نوبل ١٩٧٧، پاتریک بلاکت نوبل ١٩٤٨،آگه بور پسر نیلز بور نوبل ١٩٧٥، پرسی ویلیام بریجمن نوبل ١٩٤٦، جیمز چدویک کشف نوترون نوبل ١٩٣٥، سابراهمانین چاندراسکار نوبل ١٩٨٣، جرج چرپک نوبل ١٩٩٢، ریچارد فاینمن نوبل ١٩٦٥، کارل سیگن فیزیکدان و کیهان شناس معروف، جیمز فرانک نوبل ١٩٢٥، جرج گاموف پیشنهاد مهبانگ و تابش زمینه کیهانی، استیون هاوکینگ، ویتالی گینزبرگ پدر ابررسانایی نوبل ٢٠٠٣، پیتر هیگز کاشف بوزون هیگز (در عامه ذره خدا) و حتی لیان لدرمن برنده نوبل ١٩٨٨ که بوزون هیگز را برای فهم راحت تر مردم ذره خدا نامید و خیلی دردسرساز شد، راسل هالس نوبل ١٩٩٣، لِو لاندائو نوبل ١٩٦٢، ارنست ماخ کشف عدد ماخ عبور از سرعت صوت و دیوار صوتی، ویلیام شاکلی نوبل ١٩٥٦، ایگور تام نوبل ١٩٥٨، ژان باپتیست پرن نوبل ١٩٢٦ و استیون واینبرگ معروف و برنده ی نوبل ١٩٧٩.
اگنوستیک های نوبل فیزیک:
آلبرت اینشتین پدر فیزیک مدرن و تئوری نسبیت و گیرنده ی جایزه نوبل ١٩٢١ بخاطر اثر فوتوالکتریک, سی وی رامان نوبل ١٩٣٠، نیکولاس بلومبرگر نوبل ١٩٨١، انریکو فرمی کاشف واپاشی بتا و نوبل ١٩٣٨ گاز فرمی و ذرات بنیادی فرمیون را به نام او گذاشته اند، وال لوگسدون فیچ نوبل ١٩٨٠، جروم ایزاک فریدمن نوبل ١٩٩٠، دنیس گابور نوبل ١٩٧١، روی گلوبر و تئودور ولفگنگ هانش نوبل مشترک ٢٠٠٥، دیوید گراس و فرانک ویلچک مشترک نوبل ٢٠٠٤، موری گل-ماننوبل ١٩٦٩، خِراردوس توفت و مارتینیوس ولتمن هردو نوبل مشترک ١٩٩٩، آلفرد کاستلر نوبل ١٩٦٦، سر آنتونی جیمز لگت نوبل ٢٠٠٣، آلبرت آبراهام مایکلسون نوبل ١٩٠٧، سیمون واندرمیر نوبل ١٩٨٤، سال پرلموتر نوبل ٢٠١١، جان استرات نوبل ١٩٠٤، رابرت کلمن ریچاردسون نوبل ١٩٩٦، یوجین ویگنر نوبل ١٩٦٣ و جرج اسموت نوبل ٢٠٠٦.
Reference wikipedia

🆔 @phys_Q
◄ تصویر : کنفرانس سلوی - بزرگترین رویداد فیزیک که منجر به تولد فیزیک کوانتوم شد.
👍206👎1🔥1🥰1🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 اصل هولوگرافیک و مسئله‌ی گرانش کوانتومی

همخوانی AdS/CFT برای گرانش کوانتومی چطور مسٱله سیاهچاله ها را حل می کند؟
کمترین سودمندی اصل هولوگرافیک ، بحث محاسباتی آن است

🆔 @phys_Q
👍3


🟣 Spacetime and Scales , Quantum foam


با ترکیب قوانین مکانیک کوانتومی و نسبیت عام ، می توان نتیجه گرفت که در منطقه ای به طول پلانک :
10-³³
نوسانات خلاء بسیار زیاد است به طوری که فضا همانطور که می شناسیم "boils می جوشد" می شود و تبدیل به کف کوانتومی Quantum foam میگردد در چنین سناریویی ، فضا در مقیاس :
10-¹²
سانتی متر کاملاً صاف به نظر می رسد. یک زبری مشخص در مقیاس :
10-²⁰
سانتی متر ظاهر می شود. و در مقیاس طول پلانک، فضا به کفی از فوم کوانتومی احتمالی تبدیل می شود (همانطور که در شکل نشان داده شده است) و با مفهوم فضای ساده و پیوسته ناسازگار می شود. طبق آخرین ایده در نظریه ابر ریسمان، فضایی در چنین مقیاس کوچکی را نمی توان با مختصات دکارتی، x، y و z توصیف کرد. باید با "noncommutative geometry هندسه ی ناجابجایی" جایگزین شود، که در آن مختصات با ماتریس غیر قطری نشان داده می شوند. به عبارت دیگر ، تعیین مختصات به طور دقیق در هر زمان غیرممکن است. این اساساً بسط اصل عدم قطعیت در مکانیک کوانتومی است. بنابراین، در مقیاس کوچک، مفهوم معمول فضا از بین رفته است. با این حال، مشخص شد که قطعات بزرگی از نظریه نسبیت، نظریه کوانتومی و فیزیک ذرات را می توان به چنین دنیایی منتقل کرد. در چند سال گذشته فیزیکدانان نظری از این که کشف کردند گرانش کوانتومی حلقه و نظریه ابر ریسمان ها جهانهایی را توصیف می کنند که هندسه در آنها ناجابجایی است ، که اکنون می توان از آنها به عنوان فرمی جدید برای مقایسه این دو نظریه استفاده کرد.


🆔 @phys_Q
👍52
🟣 'Do not remain nameless to yourself – it is too sad a way to be.

Know your place in the world and evaluate yourself fairly, not in terms of your naïve ideals of your own youth, nor in terms of what you erroneously imagine your teacher’s ideals are.'

برای خودتان هم شده گمنام نمانید ، این یک راه بسیار اندوهناک برای بودن است .
جایگاهتان را در دنیا بشناسید و خود را منصافه ارزیابی کنید نه بر اساس آرمان های ساده جوانی و نه آنچه که به اشتباه ایده آل های آموزگار خود تصور می کنید.

-Richard Feynman…‌‌


🆔 @phys_Q
👍10