در اين عکس زيبا تاجهای خورشيدی ديده میشوند، اين عکس در هنگام خورشيد گرفتگی کامل ثبت شده. جالب است بدانيد فضاپيمای پارکر ناسا چند روز قبل از ميان اين تاجهای خورشيدی عبور کرد.
🆔 @phys_Q
🆔 @phys_Q
👍8❤3😍3
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣 حیات و انتروپی و یونیورس
شان کارول - قسمت دوم
از مهمترین جنبه های تئوری ترمودینامیک ، معرفی انتروپی و متعاقب آن ایمرج مفهوم پیکان زمان از انتروپیست . انتروپی تعابیر مختلفی دارد همانطور که شان در کلیپ می گوید ، گذر از سادگی به پیچیدگی و از نظم به بی نظمی است که باوجود تشابه ، دارای تفاوت هایی هستند . " انتروپی یونیورس در حال افزایش است " این گزاره یونیورس را در یک سفر از انتروپی پایین به انتروپی بالا توصیف می کند که این عبور به انتروپی بالا ، موتور محرکه یا پتانسیل موثر بر ایجاد حیات را تشکیل داده است .
خلاء در حال نوسان است ، پارتیکل ها نیز دارای نوسان هستند که مقدار آن تابع انرژی آنهاست و بیانگر رفتار آنها در این افزایش آنتروپی یونیورس است ، به همین ترتیب مولکولار ماشین ها و حتی ارگانیسم های زنده و کل محتویات یونیورس در این سفر آنتروپی قرار دارند . حیات مانند آتش ،یک فرآیند است ، سوخت با آنتروپی پایین را دریافت و فرآورده های با انتروپی بالا به محیط پس می دهد .
قسمت نخست
🆔 https://t.me/phys_Q/9883
قسمت دوم
🆔 https://t.me/phys_Q/9890
معرفی آنتروپی
🆔 https://t.me/phys_Q/10030
شان کارول - قسمت دوم
از مهمترین جنبه های تئوری ترمودینامیک ، معرفی انتروپی و متعاقب آن ایمرج مفهوم پیکان زمان از انتروپیست . انتروپی تعابیر مختلفی دارد همانطور که شان در کلیپ می گوید ، گذر از سادگی به پیچیدگی و از نظم به بی نظمی است که باوجود تشابه ، دارای تفاوت هایی هستند . " انتروپی یونیورس در حال افزایش است " این گزاره یونیورس را در یک سفر از انتروپی پایین به انتروپی بالا توصیف می کند که این عبور به انتروپی بالا ، موتور محرکه یا پتانسیل موثر بر ایجاد حیات را تشکیل داده است .
خلاء در حال نوسان است ، پارتیکل ها نیز دارای نوسان هستند که مقدار آن تابع انرژی آنهاست و بیانگر رفتار آنها در این افزایش آنتروپی یونیورس است ، به همین ترتیب مولکولار ماشین ها و حتی ارگانیسم های زنده و کل محتویات یونیورس در این سفر آنتروپی قرار دارند . حیات مانند آتش ،یک فرآیند است ، سوخت با آنتروپی پایین را دریافت و فرآورده های با انتروپی بالا به محیط پس می دهد .
قسمت نخست
🆔 https://t.me/phys_Q/9883
قسمت دوم
🆔 https://t.me/phys_Q/9890
معرفی آنتروپی
🆔 https://t.me/phys_Q/10030
👍3❤1
🟣قانون دوم ترمودینامیک
انتروپی entropy یک سیستم ، که بی نظمی نیز شناخته می شود، در طول زمان افزایش می یابد.
جهان پر از فرآیندهای برگشت ناپذیر است که به طور مداوم آنتروپی کل آن را افزایش می دهد، بنابراین به جای نظم order ، به بی نظمی disorder می گراید .
https://t.me/phys_Q/6589
https://t.me/phys_Q/6592
https://t.me/phys_Q/6593
https://t.me/phys_Q/6594
https://t.me/phys_Q/6638
انتروپی entropy یک سیستم ، که بی نظمی نیز شناخته می شود، در طول زمان افزایش می یابد.
جهان پر از فرآیندهای برگشت ناپذیر است که به طور مداوم آنتروپی کل آن را افزایش می دهد، بنابراین به جای نظم order ، به بی نظمی disorder می گراید .
https://t.me/phys_Q/6589
https://t.me/phys_Q/6592
https://t.me/phys_Q/6593
https://t.me/phys_Q/6594
https://t.me/phys_Q/6638
👍5
🟣 تابش CMB
ناتان موسوکه، کیهانشناس محاسباتی computational cosmologist از دانشگاه نیوهمپشایر درباره نقش ریاضیات در مطالعات فیزیک یونیورس میگوید:
«تا زمانی که بتوان با ریاضیات یونیورس را توضیح داد ، همه چیز خوب است ، اما اگر راهی برای آزمایش چنین فرضیه هایی نداشته باشیم، آنگاه از قلمرو چیزی که ما علم میدانیم خارج میشویم».
از جمله جستجو های بی پاسخ و خارج از قلمروی علم ، حیطه فلسفه و مذاهب میتوان نام برد اما با این حال، ممکن است که پاسخهای مهم علمی به این پرسشها بهعنوان تاثیرات قابل مشاهده علم در این بستر ها وجود داشته باشد که توانایی متد علمی را نشان می دهد .
رالف آلفر و رابرت هرمان برای اولین بار در سال 1948 پیشبینی کردند که مقداری از نور باقی مانده از دوران اولیه تاریخ کیهان ممکن است هنوز در اینجا روی زمین قابل مشاهده باشد. سپس، در سال 1964، آرنو پنزیاس و رابرت ویلسون به عنوان ستاره شناس رادیویی در آزمایشگاه بل در نیوجرسی مشغول به کار بودند که متوجه سیگنال عجیبی در تلسکوپ رادیویی خود شدند. آنها هر ایدهای را بررسی کردند تا منبع صدا را دریابند - شاید این تابش پسزمینه شهر نیویورک یا حتی فضولات کبوترهایی بود که در آزمایشگاه لانه کرده بودند؟
اما به زودی متوجه شدند که داده ها با پیش بینی آلفر و هرمان مطابقت دارد.
پنزیاس و ویلسون تابش میکروویو را تنها 400،000 سال پس از بیگ بنگ ایجاد شده بود که پسزمینه میکروویو کیهانی CMB نامیده میشود، کشف کرده بودند، قدیمیترین و دورترین تابش مشاهده پذیر برای تلسکوپهای امروزی. در طول این دوره از تاریخچه یونیورس، واکنشهای شیمیایی باعث شد که جهانی که سابقا تاریک بود کنون به نور اجازه دهد تا بدون ممانعت از آن عبور کند. این نور که توسط یونیورس در حال انبساط امتداد یافته، اکنون به صورت تابش میکروویو ضعیفی ظاهر می شود که از همه جهات در آسمان گسیل می یابند.
آزمایشهای اخترشناسان از آن زمان، مانند کاوشگر پسزمینه کیهانی (COBE)، کاوشگر ناهمسانگردی میکروویو ویلکینسون (WMAP) و رصدخانه فضایی پلانک، تلاش کردهاند این پسزمینه میکروویو کیهانی را نقشهبرداری کنند و چندین نکته کلیدی را آشکار کنند. اول، دمای این امواج میکروویو به طرز وحشتناکی در سراسر آسمان یکنواخت است - حدود 2.725 درجه بالاتر از صفر مطلق ( کلوین) - صفر مطلق یعنی حداقل دمای یونیورس...!
دوم، علیرغم یکنواختی آن، نوسانات دمایی کوچک و وابسته به جهت وجود دارد. لکه هایی که تابش کمی گرمتر است و لکه هایی که در جایشان که کمی خنک تر است. این نوسانات، باقیمانده از ساختار یونیورس اولیه قبل از شفاف شدن ، الگوی تولید شده توسط امواج صوتی در میان آن و چاه های گرانشی است که نشان می دهد ابتدایی ترین ساختارهای یونیورس ممکن است چگونه شکل گرفته اند.
حداقل یک نظریه پیشنهاد رویکردی علمی را برای بررسی این ساختار، با فرضیه هایی که توسط مشاهدات بیشتر این نوسانات در آزمایشگاه ساپورت شده ، داده است.
این نظریه تورم inflation نامیده می شود. تورم فرض میکند که یونیورس مشاهده پذیر آنگونه که امروز میبینیم، زمانی در ابعاد فضایی کوچکتر از هر ذره particle که امروز می شناسیم ، قرار داشته است.
سپس، طی یک انفجار غیرقابل تصور در انبساطی سریع قرار گرفت که تنها کسری از ثانیه ، که توسط میدانی با دینامیک تعیین شده توسط مکانیک کوانتومی کنترل می شد ، طول کشید.
در این دوره نوسانات کوچک مقیاس کوانتومی به چاههای گرانشی بزرگتر که در نهایت ساختار مقیاس بزرگ جهان قابل مشاهده را با آن چاههایی که در دادههای پسزمینه میکروویو کیهانی بدست آمده ، ایجاد شدند . می توانید تورم را به عنوان بخشی از "انفجار Bang " در نظریه بیگ بنگ در نظر بگیرید.
این ایده مناسبی است که ما می توانیم داده ها را از پس زمینه میکروویو کیهانی استخراج کنیم . اما این داده ها منجر به سوالات بیشتری می شود. کیتی مک، اخترفیزیکدان نظری در دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی، میگوید: «فکر میکنم اجماع بسیار گستردهای وجود دارد که احتمالاً تورم رخ داده است. درباره اینکه چگونه یا چرا رخ داده، چه چیزی باعث آن شده است، یا در زمان وقوع از چه قوانین فیزیکی پیروی کرده است، اجماع بسیار کمی وجود دارد.»
🆔 @phys_Q
ناتان موسوکه، کیهانشناس محاسباتی computational cosmologist از دانشگاه نیوهمپشایر درباره نقش ریاضیات در مطالعات فیزیک یونیورس میگوید:
«تا زمانی که بتوان با ریاضیات یونیورس را توضیح داد ، همه چیز خوب است ، اما اگر راهی برای آزمایش چنین فرضیه هایی نداشته باشیم، آنگاه از قلمرو چیزی که ما علم میدانیم خارج میشویم».
از جمله جستجو های بی پاسخ و خارج از قلمروی علم ، حیطه فلسفه و مذاهب میتوان نام برد اما با این حال، ممکن است که پاسخهای مهم علمی به این پرسشها بهعنوان تاثیرات قابل مشاهده علم در این بستر ها وجود داشته باشد که توانایی متد علمی را نشان می دهد .
رالف آلفر و رابرت هرمان برای اولین بار در سال 1948 پیشبینی کردند که مقداری از نور باقی مانده از دوران اولیه تاریخ کیهان ممکن است هنوز در اینجا روی زمین قابل مشاهده باشد. سپس، در سال 1964، آرنو پنزیاس و رابرت ویلسون به عنوان ستاره شناس رادیویی در آزمایشگاه بل در نیوجرسی مشغول به کار بودند که متوجه سیگنال عجیبی در تلسکوپ رادیویی خود شدند. آنها هر ایدهای را بررسی کردند تا منبع صدا را دریابند - شاید این تابش پسزمینه شهر نیویورک یا حتی فضولات کبوترهایی بود که در آزمایشگاه لانه کرده بودند؟
اما به زودی متوجه شدند که داده ها با پیش بینی آلفر و هرمان مطابقت دارد.
پنزیاس و ویلسون تابش میکروویو را تنها 400،000 سال پس از بیگ بنگ ایجاد شده بود که پسزمینه میکروویو کیهانی CMB نامیده میشود، کشف کرده بودند، قدیمیترین و دورترین تابش مشاهده پذیر برای تلسکوپهای امروزی. در طول این دوره از تاریخچه یونیورس، واکنشهای شیمیایی باعث شد که جهانی که سابقا تاریک بود کنون به نور اجازه دهد تا بدون ممانعت از آن عبور کند. این نور که توسط یونیورس در حال انبساط امتداد یافته، اکنون به صورت تابش میکروویو ضعیفی ظاهر می شود که از همه جهات در آسمان گسیل می یابند.
آزمایشهای اخترشناسان از آن زمان، مانند کاوشگر پسزمینه کیهانی (COBE)، کاوشگر ناهمسانگردی میکروویو ویلکینسون (WMAP) و رصدخانه فضایی پلانک، تلاش کردهاند این پسزمینه میکروویو کیهانی را نقشهبرداری کنند و چندین نکته کلیدی را آشکار کنند. اول، دمای این امواج میکروویو به طرز وحشتناکی در سراسر آسمان یکنواخت است - حدود 2.725 درجه بالاتر از صفر مطلق ( کلوین) - صفر مطلق یعنی حداقل دمای یونیورس...!
دوم، علیرغم یکنواختی آن، نوسانات دمایی کوچک و وابسته به جهت وجود دارد. لکه هایی که تابش کمی گرمتر است و لکه هایی که در جایشان که کمی خنک تر است. این نوسانات، باقیمانده از ساختار یونیورس اولیه قبل از شفاف شدن ، الگوی تولید شده توسط امواج صوتی در میان آن و چاه های گرانشی است که نشان می دهد ابتدایی ترین ساختارهای یونیورس ممکن است چگونه شکل گرفته اند.
حداقل یک نظریه پیشنهاد رویکردی علمی را برای بررسی این ساختار، با فرضیه هایی که توسط مشاهدات بیشتر این نوسانات در آزمایشگاه ساپورت شده ، داده است.
این نظریه تورم inflation نامیده می شود. تورم فرض میکند که یونیورس مشاهده پذیر آنگونه که امروز میبینیم، زمانی در ابعاد فضایی کوچکتر از هر ذره particle که امروز می شناسیم ، قرار داشته است.
سپس، طی یک انفجار غیرقابل تصور در انبساطی سریع قرار گرفت که تنها کسری از ثانیه ، که توسط میدانی با دینامیک تعیین شده توسط مکانیک کوانتومی کنترل می شد ، طول کشید.
در این دوره نوسانات کوچک مقیاس کوانتومی به چاههای گرانشی بزرگتر که در نهایت ساختار مقیاس بزرگ جهان قابل مشاهده را با آن چاههایی که در دادههای پسزمینه میکروویو کیهانی بدست آمده ، ایجاد شدند . می توانید تورم را به عنوان بخشی از "انفجار Bang " در نظریه بیگ بنگ در نظر بگیرید.
این ایده مناسبی است که ما می توانیم داده ها را از پس زمینه میکروویو کیهانی استخراج کنیم . اما این داده ها منجر به سوالات بیشتری می شود. کیتی مک، اخترفیزیکدان نظری در دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی، میگوید: «فکر میکنم اجماع بسیار گستردهای وجود دارد که احتمالاً تورم رخ داده است. درباره اینکه چگونه یا چرا رخ داده، چه چیزی باعث آن شده است، یا در زمان وقوع از چه قوانین فیزیکی پیروی کرده است، اجماع بسیار کمی وجود دارد.»
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍7
🟣 Science versus Pseudoscience- According to Richard Feynman
Unlike pseudoscience, science tries "to give all the information to help others to judge the value of your contribution; not just the information that leads to judgment in one particular direction or another."
◄ علم در مقابل شبه علم-به گفته ریچارد فاینمن
برخلاف شبه علم، علم تلاش میکند "تمام اطلاعاتی که به دیگران کمک می کند تا ارزش کار شما را قضاوت کنند را ارائه دهد ، نه فقط اطلاعاتی که منجر به قضاوت در یک جهت خاص یا دیگری میشود."
🆔 @phys_Q
Unlike pseudoscience, science tries "to give all the information to help others to judge the value of your contribution; not just the information that leads to judgment in one particular direction or another."
◄ علم در مقابل شبه علم-به گفته ریچارد فاینمن
برخلاف شبه علم، علم تلاش میکند "تمام اطلاعاتی که به دیگران کمک می کند تا ارزش کار شما را قضاوت کنند را ارائه دهد ، نه فقط اطلاعاتی که منجر به قضاوت در یک جهت خاص یا دیگری میشود."
🆔 @phys_Q
🤔5❤3
“تخیل به مراتب از دانش مهمتر است. دانش دامنه محدودی دارد تخیل اما همه چیز را، مطلقا همه چیز را در عالم در برمیگیرد”
“به هیچ اندیشه فیلسوفانهای اجازه نمیدهم لذت من از چیزهای ساده زندگی را تبدیل به چیزی مسخره بکند”
- اینشتین (در مصاحبه با جرج سیلوستر ویرک)
🆔 @phys_Q
“به هیچ اندیشه فیلسوفانهای اجازه نمیدهم لذت من از چیزهای ساده زندگی را تبدیل به چیزی مسخره بکند”
- اینشتین (در مصاحبه با جرج سیلوستر ویرک)
🆔 @phys_Q
👍18❤2👎1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
🟣 the siren call of logical positivism
For every problem, there is a simple solution: neat, plausible and wrong.
برای هر مسئله ، یک راه حل ساده وجود دارد: آراسته و تروتمیز ، قابل پذیرش و ناجور.
BYRON JENNINGS | TRIUMF | CANADA
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9856
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9857
Source :
https://www.quantumdiaries.org/2011/12/30/the-siren-call-of-logical-positivism-2/
Siren :
الهه وسوسه انگیزی - عامیانه آن غلط اندازی و فریبندگی
پوزیتیویسم منطقی logical positivism(که بعداً به عنوان تجربهگرایی منطقی logical empiricism ، تجربهگرایی عقلانی rational empiricism یا نئو پوزیتیویسم neo-positivism شناخته شد) مکتبی از فلسفی مرکب از پوزیتیویسم است - که بیان میکند تنها دانش معتبر دانش علمی است - که مشابه پادشاهی آنالیز منطقی است، اما مانند منطق گرایی logicism نیست.
پوزیتیویسم منطقی استحکام متافیزیک و بخشهای وسیعی از فلسفه سنتی را انکار کرد و تأیید کرد که گزارههای مربوط به مابعدالطبیعه، دین و برخی ادعاهای اخلاق فاقد معنای شناختی هستند و بنابراین چیزی جز بیان احساسات یا خواستهها نیستند. فقط گزاره هایی در مورد ریاضیات، منطق و علوم طبیعی معنای مشخصی دارند.
پوزیتیویسم منطقی در حلقه وین در دهه 1920 سرچشمه گرفت، جایی که موریتز شلیک، رودولف کارنپ، اتو نورات و دیگران گزارههای معنادار را به گزارههای تحلیلی analytic (درست) تقسیم کردند. که سنتزی synthetic هستند .
پوزیتیویسم منطقی معتقد است که فلسفه باید به سخت گیری علم باشد . فلسفه باید معیارهای دقیقی برای قضاوت درست، نادرست و بی معنی برای جملات ارائه دهد.
https://en.citizendium.org/wiki/Logical_positivism
مرتبط:
علم متد تجربی، مبتنی بر مشاهده و آزمایش دارد ( غیر ازین باشد علم science نیست)اما احتمال وجود مشاهده ناپذیر ها و همچنین تاثیر فرض هایی که آزمایش بر اساس آنان طراحی شده و همچنین تاثیر ذهن و مدل های فکری بر تفسیر شواهد ، سبب نوعی محافظه کاری در پوزیتیویسم منطقی شده است .
🟣 نظر فیزیکدانان در مورد متافیزیک چیست؟
https://t.me/phys_Q/9859
🟣پوزیتیویسم منطقی
https://t.me/phys_Q/9858
🟣 اینشتین دربرابر پوزیتیویسم منطقی einstein vs Logical positivism
https://t.me/phys_Q/9849
🟣اینشتین و خدا
https://t.me/phys_Q/9855
For every problem, there is a simple solution: neat, plausible and wrong.
برای هر مسئله ، یک راه حل ساده وجود دارد: آراسته و تروتمیز ، قابل پذیرش و ناجور.
BYRON JENNINGS | TRIUMF | CANADA
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9856
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9857
Source :
https://www.quantumdiaries.org/2011/12/30/the-siren-call-of-logical-positivism-2/
Siren :
الهه وسوسه انگیزی - عامیانه آن غلط اندازی و فریبندگی
پوزیتیویسم منطقی logical positivism(که بعداً به عنوان تجربهگرایی منطقی logical empiricism ، تجربهگرایی عقلانی rational empiricism یا نئو پوزیتیویسم neo-positivism شناخته شد) مکتبی از فلسفی مرکب از پوزیتیویسم است - که بیان میکند تنها دانش معتبر دانش علمی است - که مشابه پادشاهی آنالیز منطقی است، اما مانند منطق گرایی logicism نیست.
پوزیتیویسم منطقی استحکام متافیزیک و بخشهای وسیعی از فلسفه سنتی را انکار کرد و تأیید کرد که گزارههای مربوط به مابعدالطبیعه، دین و برخی ادعاهای اخلاق فاقد معنای شناختی هستند و بنابراین چیزی جز بیان احساسات یا خواستهها نیستند. فقط گزاره هایی در مورد ریاضیات، منطق و علوم طبیعی معنای مشخصی دارند.
پوزیتیویسم منطقی در حلقه وین در دهه 1920 سرچشمه گرفت، جایی که موریتز شلیک، رودولف کارنپ، اتو نورات و دیگران گزارههای معنادار را به گزارههای تحلیلی analytic (درست) تقسیم کردند. که سنتزی synthetic هستند .
پوزیتیویسم منطقی معتقد است که فلسفه باید به سخت گیری علم باشد . فلسفه باید معیارهای دقیقی برای قضاوت درست، نادرست و بی معنی برای جملات ارائه دهد.
https://en.citizendium.org/wiki/Logical_positivism
مرتبط:
علم متد تجربی، مبتنی بر مشاهده و آزمایش دارد ( غیر ازین باشد علم science نیست)اما احتمال وجود مشاهده ناپذیر ها و همچنین تاثیر فرض هایی که آزمایش بر اساس آنان طراحی شده و همچنین تاثیر ذهن و مدل های فکری بر تفسیر شواهد ، سبب نوعی محافظه کاری در پوزیتیویسم منطقی شده است .
🟣 نظر فیزیکدانان در مورد متافیزیک چیست؟
https://t.me/phys_Q/9859
🟣پوزیتیویسم منطقی
https://t.me/phys_Q/9858
🟣 اینشتین دربرابر پوزیتیویسم منطقی einstein vs Logical positivism
https://t.me/phys_Q/9849
🟣اینشتین و خدا
https://t.me/phys_Q/9855
Telegram
کوانتوم مکانیک
🟣جذابیت فریبنده پوزیتیویسم منطقی
For every problem, there is a simple solution: neat, plausible and wrong.
برای هر مسئله ، یک راه حل ساده وجود دارد: آراسته و تروتمیز ، قابل پذیرش و ناجور.
BYRON JENNINGS | TRIUMF | CANADA
قسمت نخست
فیلسوفانی مانند رودولف…
For every problem, there is a simple solution: neat, plausible and wrong.
برای هر مسئله ، یک راه حل ساده وجود دارد: آراسته و تروتمیز ، قابل پذیرش و ناجور.
BYRON JENNINGS | TRIUMF | CANADA
قسمت نخست
فیلسوفانی مانند رودولف…
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 قضیه تصویر جیمز وب از سحابی جبار و کشف مولکولهای سازنده حیات چیست؟
یحیی طباطبایی از مجله خلقت
🆔 @phys_Q
یحیی طباطبایی از مجله خلقت
🆔 @phys_Q
❤8👍2
🟣 خاستگاه کیهانی پیکان زمان
"یکی از بنیادین ترین فکت های حیات این است که آینده متفاوت از گذشته به نظر می رسد. اما در مقیاس بزرگ کیهانی، شاید یکسان به نظر برسند"
توسط شان ام. کارول - قسمت نخست
قوانین فیزیک بنیادی در زمان به طور یکسان به جلو یا عقب عمل می کنند، با این حال ما حرکت زمان را فقط در یک جهت می بینیم - به سمت آینده. چرا؟
برای توضیح آن، ما باید در پیش از تاریخچه یونیورس، به زمانی پیش از بیگبنگ، کاوش کنیم. یونیورس ما احتمالا بخشی از یک مولتیورسی بسیار بزرگتر باشد که به طور کلی تایم-سیمتریک time-symmetric است. زمان شاید در یونیورس های دیگر به عقب حرکت کند.
یونیورس ممکن است کاملا مشاهده پذیر نباشد . با توجه به اینکه کیهان شناسان استانداردهای بسیار کم شماری برای مقایسه دارند، شاید گفتن این موضوع عجیب به نظر برسد. چگونه بفهمیم که یونیورس قرار است چگونه باشد؟ با این وجود، در طول سالها، شهودی قوی برای آنچه «طبیعی» محسوب میشود، ایجاد کردهایم - و یونیورس فعلی که میبینیم واجد شرایط آن نیست.
اشتباه نکنید: کیهان شناسان تصویر فوق العاده موفقی از اینکه یونیورس از چه چیزی ساخته شده و چگونه تکامل یافته است، گردآورده اند. حدود 14 میلیارد سال پیش یونیورس داغتر و چگالتر از درون یک ستاره بود و از آن زمان به بعد با انبساط بافت فضا سرد و پراکنده شده است. این تصویر تقریباً برای همه مشاهداتی است که انجام دادهایم، اما تعدادی از ویژگیهای غیرعادی، بهویژه در یونیورس اولیه، نشان میدهد که داستانی فراتر از آنچه ما درک میکنیم، وجود دارد.
در میان جنبه های غیرطبیعی یونیورس، یکی برجسته است: عدم تقارن زمانی. قوانین میکروسکوپی فیزیک که زیربنای رفتار یونیورس است بین گذشته و آینده تمایز قائل نمی شوند، با این حال یونیورس اولیه - داغ، متراکم dense ، همگن homogeneous - کاملاً متفاوت از امروز - سرد، پراکنده dilute ، توده ای lumpy . یونیورس به طور منظم شروع شد و از آن زمان تاکنون بینظمتر شده است. عدم تقارن زمان، پیکانی که از گذشته به آینده اشاره میکند، نقشی غیرقابل انکار در زندگی و حیات روزمره ما بازی میکند: دلیلش هم این است که چرا نمیتوانیم املت را به تخم مرغ تبدیل کنیم، چرا تکههای یخ هرگز خودبهخود در یک لیوان آب ذوب نمیشوند، و چرا ما گذشته را به یاد می آوریم اما آینده را نه. همچنین منشأ عدم تقارن ما را می توان در سراسر مسیر به نظم orderliness یونیورس در نزدیکی بیگبنگ ردیابی کرد. هر بار که یک تخم مرغ را می شکنید، در حال انجام کیهان شناسی رصدی هستید.
فلش زمان مسلماً آشکارترین ویژگی یونیورس است که کیهان شناسان در حال حاضر در توضیح آن ناامید هستند. با این حال، این معما در مورد یونیورسی که مشاهده می کنیم به طور فزاینده ای به وجود فضازمان بسیار بزرگتری اشاره می کند که ما مشاهده نمی کنیم. این امر به این ایده کمک می کند که ما بخشی از مولتیورس هستیم که دینامیک آن به توضیح ویژگی های به ظاهر غیر طبیعی نزدیک به لوکالیتی locality به ما کمک می کند.
🆔 @phys_Q
"یکی از بنیادین ترین فکت های حیات این است که آینده متفاوت از گذشته به نظر می رسد. اما در مقیاس بزرگ کیهانی، شاید یکسان به نظر برسند"
توسط شان ام. کارول - قسمت نخست
قوانین فیزیک بنیادی در زمان به طور یکسان به جلو یا عقب عمل می کنند، با این حال ما حرکت زمان را فقط در یک جهت می بینیم - به سمت آینده. چرا؟
برای توضیح آن، ما باید در پیش از تاریخچه یونیورس، به زمانی پیش از بیگبنگ، کاوش کنیم. یونیورس ما احتمالا بخشی از یک مولتیورسی بسیار بزرگتر باشد که به طور کلی تایم-سیمتریک time-symmetric است. زمان شاید در یونیورس های دیگر به عقب حرکت کند.
یونیورس ممکن است کاملا مشاهده پذیر نباشد . با توجه به اینکه کیهان شناسان استانداردهای بسیار کم شماری برای مقایسه دارند، شاید گفتن این موضوع عجیب به نظر برسد. چگونه بفهمیم که یونیورس قرار است چگونه باشد؟ با این وجود، در طول سالها، شهودی قوی برای آنچه «طبیعی» محسوب میشود، ایجاد کردهایم - و یونیورس فعلی که میبینیم واجد شرایط آن نیست.
اشتباه نکنید: کیهان شناسان تصویر فوق العاده موفقی از اینکه یونیورس از چه چیزی ساخته شده و چگونه تکامل یافته است، گردآورده اند. حدود 14 میلیارد سال پیش یونیورس داغتر و چگالتر از درون یک ستاره بود و از آن زمان به بعد با انبساط بافت فضا سرد و پراکنده شده است. این تصویر تقریباً برای همه مشاهداتی است که انجام دادهایم، اما تعدادی از ویژگیهای غیرعادی، بهویژه در یونیورس اولیه، نشان میدهد که داستانی فراتر از آنچه ما درک میکنیم، وجود دارد.
در میان جنبه های غیرطبیعی یونیورس، یکی برجسته است: عدم تقارن زمانی. قوانین میکروسکوپی فیزیک که زیربنای رفتار یونیورس است بین گذشته و آینده تمایز قائل نمی شوند، با این حال یونیورس اولیه - داغ، متراکم dense ، همگن homogeneous - کاملاً متفاوت از امروز - سرد، پراکنده dilute ، توده ای lumpy . یونیورس به طور منظم شروع شد و از آن زمان تاکنون بینظمتر شده است. عدم تقارن زمان، پیکانی که از گذشته به آینده اشاره میکند، نقشی غیرقابل انکار در زندگی و حیات روزمره ما بازی میکند: دلیلش هم این است که چرا نمیتوانیم املت را به تخم مرغ تبدیل کنیم، چرا تکههای یخ هرگز خودبهخود در یک لیوان آب ذوب نمیشوند، و چرا ما گذشته را به یاد می آوریم اما آینده را نه. همچنین منشأ عدم تقارن ما را می توان در سراسر مسیر به نظم orderliness یونیورس در نزدیکی بیگبنگ ردیابی کرد. هر بار که یک تخم مرغ را می شکنید، در حال انجام کیهان شناسی رصدی هستید.
فلش زمان مسلماً آشکارترین ویژگی یونیورس است که کیهان شناسان در حال حاضر در توضیح آن ناامید هستند. با این حال، این معما در مورد یونیورسی که مشاهده می کنیم به طور فزاینده ای به وجود فضازمان بسیار بزرگتری اشاره می کند که ما مشاهده نمی کنیم. این امر به این ایده کمک می کند که ما بخشی از مولتیورس هستیم که دینامیک آن به توضیح ویژگی های به ظاهر غیر طبیعی نزدیک به لوکالیتی locality به ما کمک می کند.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍6❤1
🟣 خاستگاه کیهانی پیکان زمان
"یکی از بنیادین ترین فکت های حیات این است که آینده متفاوت از گذشته به نظر می رسد. اما در مقیاس بزرگ کیهانی، شاید یکسان به نظر برسند"
توسط شان ام. کارول
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/10050
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/10052
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/10057
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/10064
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/10067
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/10068
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/10075
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/10076
Ref:
https://www.scientificamerican.com/article/the-cosmic-origins-of-times-arrow/
"یکی از بنیادین ترین فکت های حیات این است که آینده متفاوت از گذشته به نظر می رسد. اما در مقیاس بزرگ کیهانی، شاید یکسان به نظر برسند"
توسط شان ام. کارول
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/10050
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/10052
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/10057
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/10064
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/10067
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/10068
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/10075
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/10076
Ref:
https://www.scientificamerican.com/article/the-cosmic-origins-of-times-arrow/
👍2
🟣 خاستگاه کیهانی پیکان زمان
توسط شان ام. کارول - قسمت دوم
✦ پازل آنتروپی
فیزیکدانان مفهوم عدم تقارن زمانی را در قانون دوم مشهور ترمودینامیک گنجانده اند: آنتروپی در یک سیستم بسته هرگز کاهش نمی یابد. تقریباً آنتروپی معیاری برای بی نظمی یک سیستم است. در قرن نوزدهم، فیزیکدان اتریشی، لودویگ بولتزمن، آنتروپی را بر اساس تمایز بین میکرو استیت یک آبجکت و ماکرواستیت آن توضیح داد. اگر از شما خواسته شود که یک فنجان قهوه را توصیف کنید، به احتمال زیاد به ماکرواستیت آن اشاره می کنید - دما، فشار و سایر ویژگی های کلی آن. از طرف دیگر، میکرواستیت موقعیت و سرعت دقیق هر اتم در مایع را مشخص می کند. بسیاری از میکرواستیت های مختلف با یک ماکرواستیت خاص همخوانی دارند: ما میتوانیم یک اتم را به اینجا و آنجا حرکت دهیم، و کسی که از مقیاسهای ماکروسکوپی نگاه میکند متوجه نمیشود.
آنتروپی تعداد میکرواستیت های مختلف است که با یک ماکرواستیت مشابه مطابقت دارند. (از نظر فنی، تعداد ارقام یا لگاریتم آن عدد است.)
بنابراین، راههای بیشتری برای مرتب کردن تعداد معینی از اتمها در یک پیکربندی با آنتروپی بالا وجود دارد تا در یک پیکربندی با آنتروپی پایین. تصور کنید که در قهوه خود شیر می ریزید. راههای زیادی برای توزیع مولکولها وجود دارد تا شیر و قهوه کاملاً با هم مخلوط شوند، اما روشهای نسبتاً کمی برای ترتیب دادن آنها به گونهای وجود دارد که شیر از قهوه اطراف جدا شود. بنابراین مخلوط دارای آنتروپی بالاتری است.
از این منظر، شگفت آور نیست که آنتروپی با گذشت زمان افزایش می یابد. حالت های با آنتروپی بالا بسیار بیشتر از حالت های با آنتروپی پایین است. تقریباً هر تغییری در سیستم، آن را در یک حالت آنتروپی بالاتر قرار میدهد، بسادگی شانس قرعهکشی. به همین دلیل است که شیر با قهوه مخلوط mix می شود و هرگز غیرمخلوط unmix نمی شود. اگرچه از نظر فیزیکی ممکن است همه مولکول های شیر به طور خود به خود توطئه کنند تا خود را در کنار یکدیگر قرار دهند، اما از نظر آماری بسیار بعید است. اگر منتظر میماندید تا بهطور تصادفی مولکولها بازآرایی شوند، باید خیلی بیشتر از سن کنونی یونیورس مشاهده پذیر منتظر بمانید. پیکان زمان صرفاً تمایل سیستم ها به تکامل به سمت یکی از حالت های متعدد طبیعی و با آنتروپی بالا است.
اما توضیح اینکه چرا حالتهای آنتروپی پایین به حالتهای آنتروپی بالا تبدیل میشوند با توضیح اینکه چرا آنتروپی در یونیورس ما در حال افزایش است، متفاوت است. سوال باقی می ماند: چرا آنتروپی برای شروع پایین بود؟ با توجه به اینکه حالت های آنتروپی پایین بسیار نادر هستند، بسیار غیر طبیعی به نظر می رسد. حتی با توجه به اینکه یونیورس امروزی ما آنتروپی متوسطی دارد، توضیح نمی دهد که چرا آنتروپی قبلاً حتی کمتر بود. از میان تمامی شرایط اولیه ممکن که میتوانستند به یونیورسی مانند یونیورس ما تبدیل شوند، اکثریت قریب به اتفاق آنتروپی بسیار بالاتری دارند، نه کمتر
به عبارت دیگر، چالش واقعی توضیح این نیست که چرا آنتروپی یونیورس فردا بیشتر از امروز است، بلکه توضیح این است که چرا آنتروپی دیروز کمتر و حتی روز قبل از آن کمتر بوده است. ما می توانیم این منطق را تا ابتدای زمان در یونیورس مشاهده پذیر خود دنبال کنیم. در نهایت، عدم تقارن زمانی سوالی است که کیهان شناسی باید به آن پاسخ دهد.
🆔 @phys_Q
توسط شان ام. کارول - قسمت دوم
✦ پازل آنتروپی
فیزیکدانان مفهوم عدم تقارن زمانی را در قانون دوم مشهور ترمودینامیک گنجانده اند: آنتروپی در یک سیستم بسته هرگز کاهش نمی یابد. تقریباً آنتروپی معیاری برای بی نظمی یک سیستم است. در قرن نوزدهم، فیزیکدان اتریشی، لودویگ بولتزمن، آنتروپی را بر اساس تمایز بین میکرو استیت یک آبجکت و ماکرواستیت آن توضیح داد. اگر از شما خواسته شود که یک فنجان قهوه را توصیف کنید، به احتمال زیاد به ماکرواستیت آن اشاره می کنید - دما، فشار و سایر ویژگی های کلی آن. از طرف دیگر، میکرواستیت موقعیت و سرعت دقیق هر اتم در مایع را مشخص می کند. بسیاری از میکرواستیت های مختلف با یک ماکرواستیت خاص همخوانی دارند: ما میتوانیم یک اتم را به اینجا و آنجا حرکت دهیم، و کسی که از مقیاسهای ماکروسکوپی نگاه میکند متوجه نمیشود.
آنتروپی تعداد میکرواستیت های مختلف است که با یک ماکرواستیت مشابه مطابقت دارند. (از نظر فنی، تعداد ارقام یا لگاریتم آن عدد است.)
بنابراین، راههای بیشتری برای مرتب کردن تعداد معینی از اتمها در یک پیکربندی با آنتروپی بالا وجود دارد تا در یک پیکربندی با آنتروپی پایین. تصور کنید که در قهوه خود شیر می ریزید. راههای زیادی برای توزیع مولکولها وجود دارد تا شیر و قهوه کاملاً با هم مخلوط شوند، اما روشهای نسبتاً کمی برای ترتیب دادن آنها به گونهای وجود دارد که شیر از قهوه اطراف جدا شود. بنابراین مخلوط دارای آنتروپی بالاتری است.
از این منظر، شگفت آور نیست که آنتروپی با گذشت زمان افزایش می یابد. حالت های با آنتروپی بالا بسیار بیشتر از حالت های با آنتروپی پایین است. تقریباً هر تغییری در سیستم، آن را در یک حالت آنتروپی بالاتر قرار میدهد، بسادگی شانس قرعهکشی. به همین دلیل است که شیر با قهوه مخلوط mix می شود و هرگز غیرمخلوط unmix نمی شود. اگرچه از نظر فیزیکی ممکن است همه مولکول های شیر به طور خود به خود توطئه کنند تا خود را در کنار یکدیگر قرار دهند، اما از نظر آماری بسیار بعید است. اگر منتظر میماندید تا بهطور تصادفی مولکولها بازآرایی شوند، باید خیلی بیشتر از سن کنونی یونیورس مشاهده پذیر منتظر بمانید. پیکان زمان صرفاً تمایل سیستم ها به تکامل به سمت یکی از حالت های متعدد طبیعی و با آنتروپی بالا است.
اما توضیح اینکه چرا حالتهای آنتروپی پایین به حالتهای آنتروپی بالا تبدیل میشوند با توضیح اینکه چرا آنتروپی در یونیورس ما در حال افزایش است، متفاوت است. سوال باقی می ماند: چرا آنتروپی برای شروع پایین بود؟ با توجه به اینکه حالت های آنتروپی پایین بسیار نادر هستند، بسیار غیر طبیعی به نظر می رسد. حتی با توجه به اینکه یونیورس امروزی ما آنتروپی متوسطی دارد، توضیح نمی دهد که چرا آنتروپی قبلاً حتی کمتر بود. از میان تمامی شرایط اولیه ممکن که میتوانستند به یونیورسی مانند یونیورس ما تبدیل شوند، اکثریت قریب به اتفاق آنتروپی بسیار بالاتری دارند، نه کمتر
به عبارت دیگر، چالش واقعی توضیح این نیست که چرا آنتروپی یونیورس فردا بیشتر از امروز است، بلکه توضیح این است که چرا آنتروپی دیروز کمتر و حتی روز قبل از آن کمتر بوده است. ما می توانیم این منطق را تا ابتدای زمان در یونیورس مشاهده پذیر خود دنبال کنیم. در نهایت، عدم تقارن زمانی سوالی است که کیهان شناسی باید به آن پاسخ دهد.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پروفسور “راجندرا گوپتا” از دانشگاه اتاوا، گفت: «مدل جدید ما زمان تشکیل کهکشانها را چندین میلیارد سال اضافه میکند و عمر کیهان را ۲۶/۷ میلیارد سال تخمین میزند، نه ۱۳/۷ که قبلاً برآورد شده است.»
نظریه نور خستهی “فریتس تسوئیکی” پیشنهاد میکند که انتقال به سرخ نور از کهکشانهای دور به دلیل از دست دادن تدریجی انرژی فوتونها در طی فواصل بسیار زیاد در کیهان، حاصل میشود. با این حال، این امر با مشاهدات در تضاد است. در واقع اگر این نظریه در کنار کیهانِ در حال انبساط قرار گیرد، تفسیر مجدد انتقال به سرخ بعنوان یک پدیدۀ ترکیبی ممکن میشود، نه صرفاً به دلیل انبساط.
علاوه بر نظریه نور خسته، “گوپتا” از ایدۀ “ثابت جفتسازی” صحبت میکند که توسط “پل دیراک” ارائه شد. ثابتهای جفتسازی، از جمله ثابتهای بنیادی فیزیک هستند که برهمکنش بین ذرات را کنترل میکنند. این ثابتها ممکن است در طول زمان تغییر کرده باشند. یعنی سن کهکشانها بجای چند صد میلیون سال به چند میلیارد سال افزایش یابد.
این مقاله:
https://t.me/phys_Q/10054
🆔 @phys_Q
نظریه نور خستهی “فریتس تسوئیکی” پیشنهاد میکند که انتقال به سرخ نور از کهکشانهای دور به دلیل از دست دادن تدریجی انرژی فوتونها در طی فواصل بسیار زیاد در کیهان، حاصل میشود. با این حال، این امر با مشاهدات در تضاد است. در واقع اگر این نظریه در کنار کیهانِ در حال انبساط قرار گیرد، تفسیر مجدد انتقال به سرخ بعنوان یک پدیدۀ ترکیبی ممکن میشود، نه صرفاً به دلیل انبساط.
علاوه بر نظریه نور خسته، “گوپتا” از ایدۀ “ثابت جفتسازی” صحبت میکند که توسط “پل دیراک” ارائه شد. ثابتهای جفتسازی، از جمله ثابتهای بنیادی فیزیک هستند که برهمکنش بین ذرات را کنترل میکنند. این ثابتها ممکن است در طول زمان تغییر کرده باشند. یعنی سن کهکشانها بجای چند صد میلیون سال به چند میلیارد سال افزایش یابد.
این مقاله:
https://t.me/phys_Q/10054
🆔 @phys_Q
👍7
🟣 عمر یونیورس دو برابر بیشتر از آن چیزی است که ما فکر می کردیم: به گفته کارشناسان، بیگبنگ 26.7 میلیارد سال پیش رخ داده است.
این دو برابر بیشتر از تخمین قبلیست که نشان می دهد 13.7 میلیارد سال است.
بر اساس یک مطالعه جدید که مدل اخیر کیهانشناسی را به چالش میکشد، کیهان تقریباً دو برابر قدیمیتر از آن چیزی است که فکر میکردیم.
کارشناسان دانشگاه اتاوا مدل جدیدی ابداع کرده اند و ادعا می کنند که مهبانگ 26.7 میلیارد سال پیش اتفاق افتاده است.
پروفسور راجندرا گوپتا، نویسنده این مطالعه گفت: «مدل تازه ما زمان تشکیل کهکشان را چندین میلیارد سال امتداد میدهد و باعث میشود یونیورس 26.7 میلیارد سال و نه 13.7 که قبلاً تخمین زده شده بود ، عمر داشته باشد.
کارشناسان دانشگاه اتاوا مدل جدیدی ابداع کرده اند و ادعا می کنند که بیگبنگ 26.7 میلیارد سال پیش اتفاق افتاده است (تصور هنری)
تا به حال، دانشمندان سن یونیورس ما را با مطالعه قدیمیترین ستارگان بر اساس انتقال نوری که از کهکشانهای دور به سرخ میگراید، محاسبه کردهاند.
علاوه بر این، تلسکوپ فضایی جیمز وب ناسا چندین کهکشان اولیه را کشف کرده است که به نظر می رسد در وضعیت تکامل پیشرفته ای هستند.
به گفته پروفسور گوپتا، با اجازه دادن به آنها برای تکامل، بازه زمانی شکل گیری کهکشان های اولیه مشاهده شده توسط تلسکوپ فضایی جیمز وب ناسا در جابجایی های سرخ زیاد می تواند از چند صد میلیون سال به چند میلیارد سال افزایش یابد.
او همچنین پیشنهاد میکند که تفسیر سنتی «ثابت کیهانی cosmological constant »، که نشاندهنده انرژی تاریک مسئول انبساط پرشتاب یونیورس است، نیاز به تجدید نظر دارد.
در عوض، او ثابتی را پیشنهاد میکند که تکامل ثابتهای کوپلینگ را نشان میدهد.
او در بیانیهای افزود: «این اصلاح در مدل کیهانی به حل معمای اندازههای کوچک کهکشانهای مشاهدهشده در یونیورس اولیه کمک میکند و امکان رصد دقیقتر را فراهم میکند».
✦ تئوری بیگ بنگ آغاز و تکامل یونیورس را توصیف می کند
تئوری بیگ بنگ یک مدل کیهانی است، نظریه ای که برای توصیف آغاز و تکامل یونیورس ما استفاده می شود. که می گوید که یونیورس قبل از اینکه 13.7 میلیارد سال پیش شروع به انبساط کند، در یک حالت بسیار گرم و متراکم بوده است.
این نظریه مبتنی بر مشاهدات بنیادین است.
در سال 1920، هابل مشاهده کرد که فاصله بین کهکشان ها در همه جای یونیورس در حال افزایش است.
نظریه بیگ بنگ یک مدل کیهانی است، نظریه ای که برای توصیف آغاز و تکامل یونیورس ما، بر اساس مشاهدات - از جمله تابش پس زمینه کیهانی CMB (تصویر) استفاده می شود، که مانند فسیلی از تشعشعات است که در ابتدای جهان گسیل شده است. یونیورس، زمانی که گرم و متراکم بود.
این بدان معنی است که کهکشان ها در گذشته باید به یکدیگر نزدیکتر می شدند.
در سال 1964، ویلسون و پنزیاس تابش پس زمینه کیهانی را کشف کردند که مانند فسیلی تابشی که در ابتدای پیدایش یونیورس، زمانی که گرم و متراکم بود ساطع شده ، بود.
تابش پس زمینه کیهانی در همه جای یونیورس قابل مشاهده است.
ترکیب یونیورسی - یعنی تعداد اتم های عناصر مختلف - با نظریه بیگبنگ مطابقت دارد.
تاکنون، این نظریه تنها نظریه ای است که می تواند توضیح دهد که چرا ما انبوهی از عناصر اولیه را در یونیورس مشاهده می کنیم.
Reference:
https://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-12294619/amp/The-Universe-TWICE-old-thought-Big-Bang-happened-26-7-BILLION-years-ago-expert-claims.html
🆔 @phys_Q
این دو برابر بیشتر از تخمین قبلیست که نشان می دهد 13.7 میلیارد سال است.
بر اساس یک مطالعه جدید که مدل اخیر کیهانشناسی را به چالش میکشد، کیهان تقریباً دو برابر قدیمیتر از آن چیزی است که فکر میکردیم.
کارشناسان دانشگاه اتاوا مدل جدیدی ابداع کرده اند و ادعا می کنند که مهبانگ 26.7 میلیارد سال پیش اتفاق افتاده است.
پروفسور راجندرا گوپتا، نویسنده این مطالعه گفت: «مدل تازه ما زمان تشکیل کهکشان را چندین میلیارد سال امتداد میدهد و باعث میشود یونیورس 26.7 میلیارد سال و نه 13.7 که قبلاً تخمین زده شده بود ، عمر داشته باشد.
کارشناسان دانشگاه اتاوا مدل جدیدی ابداع کرده اند و ادعا می کنند که بیگبنگ 26.7 میلیارد سال پیش اتفاق افتاده است (تصور هنری)
تا به حال، دانشمندان سن یونیورس ما را با مطالعه قدیمیترین ستارگان بر اساس انتقال نوری که از کهکشانهای دور به سرخ میگراید، محاسبه کردهاند.
علاوه بر این، تلسکوپ فضایی جیمز وب ناسا چندین کهکشان اولیه را کشف کرده است که به نظر می رسد در وضعیت تکامل پیشرفته ای هستند.
به گفته پروفسور گوپتا، با اجازه دادن به آنها برای تکامل، بازه زمانی شکل گیری کهکشان های اولیه مشاهده شده توسط تلسکوپ فضایی جیمز وب ناسا در جابجایی های سرخ زیاد می تواند از چند صد میلیون سال به چند میلیارد سال افزایش یابد.
او همچنین پیشنهاد میکند که تفسیر سنتی «ثابت کیهانی cosmological constant »، که نشاندهنده انرژی تاریک مسئول انبساط پرشتاب یونیورس است، نیاز به تجدید نظر دارد.
در عوض، او ثابتی را پیشنهاد میکند که تکامل ثابتهای کوپلینگ را نشان میدهد.
او در بیانیهای افزود: «این اصلاح در مدل کیهانی به حل معمای اندازههای کوچک کهکشانهای مشاهدهشده در یونیورس اولیه کمک میکند و امکان رصد دقیقتر را فراهم میکند».
✦ تئوری بیگ بنگ آغاز و تکامل یونیورس را توصیف می کند
تئوری بیگ بنگ یک مدل کیهانی است، نظریه ای که برای توصیف آغاز و تکامل یونیورس ما استفاده می شود. که می گوید که یونیورس قبل از اینکه 13.7 میلیارد سال پیش شروع به انبساط کند، در یک حالت بسیار گرم و متراکم بوده است.
این نظریه مبتنی بر مشاهدات بنیادین است.
در سال 1920، هابل مشاهده کرد که فاصله بین کهکشان ها در همه جای یونیورس در حال افزایش است.
نظریه بیگ بنگ یک مدل کیهانی است، نظریه ای که برای توصیف آغاز و تکامل یونیورس ما، بر اساس مشاهدات - از جمله تابش پس زمینه کیهانی CMB (تصویر) استفاده می شود، که مانند فسیلی از تشعشعات است که در ابتدای جهان گسیل شده است. یونیورس، زمانی که گرم و متراکم بود.
این بدان معنی است که کهکشان ها در گذشته باید به یکدیگر نزدیکتر می شدند.
در سال 1964، ویلسون و پنزیاس تابش پس زمینه کیهانی را کشف کردند که مانند فسیلی تابشی که در ابتدای پیدایش یونیورس، زمانی که گرم و متراکم بود ساطع شده ، بود.
تابش پس زمینه کیهانی در همه جای یونیورس قابل مشاهده است.
ترکیب یونیورسی - یعنی تعداد اتم های عناصر مختلف - با نظریه بیگبنگ مطابقت دارد.
تاکنون، این نظریه تنها نظریه ای است که می تواند توضیح دهد که چرا ما انبوهی از عناصر اولیه را در یونیورس مشاهده می کنیم.
Reference:
https://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-12294619/amp/The-Universe-TWICE-old-thought-Big-Bang-happened-26-7-BILLION-years-ago-expert-claims.html
🆔 @phys_Q
Mail Online
The Universe is TWICE as old as we thought: The Big Bang happened 26.7 BILLION years ago, expert claims
Experts from the University of Ottawa have devised a new model and claim that the Big Bang happened 26.7 billion years ago.
🔥6❤2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک خانم شجاع در سال ۱۹۲۶
از هواپیمایی به هواپیمای دیگر میپرد تا چرخ افتادهی آنرا نصب کند.
گلادیس اینگل یکی از بدلکاران شجاع هالیوود در سالهای ابتدائی بود که تخصصش راه رفتن و پریدن روی هواپیماها در حین پرواز بود.
یکی از هواپیماها(به عمد یا غیرعمد) دچار مشکل میشه و گلادیس ۲۷ ساله کار نصب چرخ جدید رو انجام میده.
🆔 @phys_Q
از هواپیمایی به هواپیمای دیگر میپرد تا چرخ افتادهی آنرا نصب کند.
گلادیس اینگل یکی از بدلکاران شجاع هالیوود در سالهای ابتدائی بود که تخصصش راه رفتن و پریدن روی هواپیماها در حین پرواز بود.
یکی از هواپیماها(به عمد یا غیرعمد) دچار مشکل میشه و گلادیس ۲۷ ساله کار نصب چرخ جدید رو انجام میده.
🆔 @phys_Q
😍13👍7🔥3❤1🤯1
🟣 خاستگاه کیهانی پیکان زمان
شان کارول-قسمت سوم
✦ بی نظمی ِ هیچ the disorder of emptiness
یونیورس اولیه مکان قابل توجهی بود. تمام ذراتی که یونیورس را میسازند و در حال حاضر مشاهده میکنیم، در حجم فوقالعاده داغ و متراکمی فشرده شده بودند. مهمتر از همه، آنها تقریباً به طور یکنواخت uniformly در سراسر آن حجم کوچک توزیع شدند. به طور متوسط، چگالی از مکانی به مکان دیگر تنها حدود یک در 100000 تفاوت داشت. به تدریج، با انبساط و سرد شدن جهان، کشش گرانش این تفاوت ها را افزایش داد. مناطقی با ذرات کمی بیشتر ستاره ها و کهکشان ها را تشکیل دادند و مناطقی با ذرات کمی کمتر خالی شدند و حفره ها را تشکیل دادند.
آشکار است که گرانش برای تکامل یونیورس بسیار مهم بوده است. متأسفانه، زمانی که گرانش درگیر ماجراست، آنتروپی را به طور کامل درک نمی کنیم. گرانش از شکل فضازمان ناشی می شود، همچنین ما نظریه جامعی از فضازمان نداریم. هدف مان داشتن یک نظریه کوانتومی گرانش است. در حالی که میتوانیم آنتروپی یک سیال را به رفتار مولکولهایی که آن را تشکیل میدهند مرتبط کنیم، نمیدانیم چه چیزی فضا را تشکیل میدهد، بنابراین نمیدانیم که چه میکرواستیت های گرانشی با یک ماکرو استیت خاص همخوانی دارد.
هرچند، یک ایده تقریبی از چگونگی تکامل آنتروپی داریم. در شرایطی که گرانش ناچیز است، مانند یک فنجان قهوه، توزیع ذرات یکنواخت دارای آنتروپی بالایی است. این حالت حالت تعادل equilibrium است. حتی زمانی که ذرات خود را تغییر می دهند، آنقدر کاملاً مخلوط شده اند که به نظر می رسد هیچ چیز زیادی از نظر ماکروسکوپی اتفاق نمی افتد. اما اگر گرانش اهمیت داشته و حجم ثابت باشد، توزیع صاف smooth آنتروپی نسبتاً کمی دارد. در این حالت، سیستم از تعادل بسیار دور است. گرانش باعث می شود ذرات در ستاره ها و کهکشان ها تجمیع شوند و آنتروپی به طور قابل توجهی افزایش می یابد - مطابق با قانون دوم.
در واقع، اگر بخواهیم آنتروپی یک حجم را زمانی که گرانش فعال است به حداکثر برسانیم، می دانیم که چه چیزی به دست می آوریم: سیاهچاله. در دهه 1970 استیون هاوکینگ از کمبریج پیشنهاد جالب جیکوب بکنشتاین را که اکنون در دانشگاه اورشلیم مشغول است، تأیید کرد که سیاهچاله ها به خوبی در سازگاری با قانون دوم قرار می گیرند. مانند آبجکت های ترمالی که قانون دوم در ابتدا برای توصیف آنها تدوین شده بود، سیاهچاله ها تابش گسیل می کنند و دارای آنتروپی هستند - دست کم بسیاری از آنها!.
یک سیاهچاله با جرم یک میلیون خورشیدی، مانند سیاهچاله ای که در مرکز کهکشان ماست ، 100 برابر آنتروپی بیشتری از تمام ذرات معمولی در یونیورس مشاهده پذیر دارد.
در نهایت سیاهچاله ها با گسیل تابش هاوکینگ تبخیر می شوند. یک سیاهچاله بالاترین آنتروپی ممکن را ندارد، بلکه بالاترین آنتروپی که میتواند در حجم معینی جمع شود ، را دارد . هرچند ظاهرا حجم فضا در یونیورس بدون محدودیت در حال افزایش است. در سال 1998 ستاره شناسان دریافتند که انبساط کیهانی در حال شتاب گرفتن است. ساده ترین توضیح وجود انرژی تاریک است، شکلی از انرژی که حتی در فضای خالی نیز وجود دارد و به نظر نمی رسد که با انبساط یونیورس رقیق شود. این تنها توضیح برای شتاب کیهانی نیست، اما تلاشها برای ارائه ایدهای بهتر تاکنون ناکامی کردهاند.
اگر انرژی تاریک رقیق نشود، یونیورس برای همیشه منبسط خواهد شد. کهکشان های دور از دید ناپدید خواهند شد . آنهایی که این کار را نمی کنند به سیاهچاله ها فرو می رمبند collapse، سیاهچاله هایی که به نوبه خود به تاریکی اطراف تبخیر می شوند، همانطور که یک گودال در یک روز گرم خشک می شود- آنچه باقی خواهد ماند، یونیورسی ست که برای همه اهداف، خالی است. آن وقت و تنها در این صورت است که یونیورس عملا آنتروپی خود را به حداکثر خواهد رساند. یونیورس در تعادل خواهد بود و هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد.
شاید عجیب به نظر برسد که فضای خالی چنین آنتروپی عظیمی دارد. این به نظر می رسد که بگوییم آشفته ترین میز در یونیورس یک میز کاملاً خالی است. آنتروپی به میکرواستیت ها نیاز دارد و در نگاه اول فضای خالی هیچ چیزی ندارد. با این حال، در واقع، فضای خالی دارای میکرواستیتهای فراوانی است - میکرواستیتهای گران کوانتومی که در بافت fabric فضا ساخته شدهاند. ما هنوز نمی دانیم دقیقاً این استیت ها چگونه هستند، و نمی دانیم چه میکرواستیت هایی برای آنتروپی یک سیاهچاله وجود دارند ، اما می دانیم که در یک یونیورس شتاب دار آنتروپی در حجم قابل مشاهده به مقدار ثابتی متناسب با مساحت مرز boundary آن نزدیک می شود. این مقدار واقعاً عظیمی از آنتروپی است که بسیار بیشتر از آنتروپی ماده در آن حجم است.
🆔 @phys_Q
شان کارول-قسمت سوم
✦ بی نظمی ِ هیچ the disorder of emptiness
یونیورس اولیه مکان قابل توجهی بود. تمام ذراتی که یونیورس را میسازند و در حال حاضر مشاهده میکنیم، در حجم فوقالعاده داغ و متراکمی فشرده شده بودند. مهمتر از همه، آنها تقریباً به طور یکنواخت uniformly در سراسر آن حجم کوچک توزیع شدند. به طور متوسط، چگالی از مکانی به مکان دیگر تنها حدود یک در 100000 تفاوت داشت. به تدریج، با انبساط و سرد شدن جهان، کشش گرانش این تفاوت ها را افزایش داد. مناطقی با ذرات کمی بیشتر ستاره ها و کهکشان ها را تشکیل دادند و مناطقی با ذرات کمی کمتر خالی شدند و حفره ها را تشکیل دادند.
آشکار است که گرانش برای تکامل یونیورس بسیار مهم بوده است. متأسفانه، زمانی که گرانش درگیر ماجراست، آنتروپی را به طور کامل درک نمی کنیم. گرانش از شکل فضازمان ناشی می شود، همچنین ما نظریه جامعی از فضازمان نداریم. هدف مان داشتن یک نظریه کوانتومی گرانش است. در حالی که میتوانیم آنتروپی یک سیال را به رفتار مولکولهایی که آن را تشکیل میدهند مرتبط کنیم، نمیدانیم چه چیزی فضا را تشکیل میدهد، بنابراین نمیدانیم که چه میکرواستیت های گرانشی با یک ماکرو استیت خاص همخوانی دارد.
هرچند، یک ایده تقریبی از چگونگی تکامل آنتروپی داریم. در شرایطی که گرانش ناچیز است، مانند یک فنجان قهوه، توزیع ذرات یکنواخت دارای آنتروپی بالایی است. این حالت حالت تعادل equilibrium است. حتی زمانی که ذرات خود را تغییر می دهند، آنقدر کاملاً مخلوط شده اند که به نظر می رسد هیچ چیز زیادی از نظر ماکروسکوپی اتفاق نمی افتد. اما اگر گرانش اهمیت داشته و حجم ثابت باشد، توزیع صاف smooth آنتروپی نسبتاً کمی دارد. در این حالت، سیستم از تعادل بسیار دور است. گرانش باعث می شود ذرات در ستاره ها و کهکشان ها تجمیع شوند و آنتروپی به طور قابل توجهی افزایش می یابد - مطابق با قانون دوم.
در واقع، اگر بخواهیم آنتروپی یک حجم را زمانی که گرانش فعال است به حداکثر برسانیم، می دانیم که چه چیزی به دست می آوریم: سیاهچاله. در دهه 1970 استیون هاوکینگ از کمبریج پیشنهاد جالب جیکوب بکنشتاین را که اکنون در دانشگاه اورشلیم مشغول است، تأیید کرد که سیاهچاله ها به خوبی در سازگاری با قانون دوم قرار می گیرند. مانند آبجکت های ترمالی که قانون دوم در ابتدا برای توصیف آنها تدوین شده بود، سیاهچاله ها تابش گسیل می کنند و دارای آنتروپی هستند - دست کم بسیاری از آنها!.
یک سیاهچاله با جرم یک میلیون خورشیدی، مانند سیاهچاله ای که در مرکز کهکشان ماست ، 100 برابر آنتروپی بیشتری از تمام ذرات معمولی در یونیورس مشاهده پذیر دارد.
در نهایت سیاهچاله ها با گسیل تابش هاوکینگ تبخیر می شوند. یک سیاهچاله بالاترین آنتروپی ممکن را ندارد، بلکه بالاترین آنتروپی که میتواند در حجم معینی جمع شود ، را دارد . هرچند ظاهرا حجم فضا در یونیورس بدون محدودیت در حال افزایش است. در سال 1998 ستاره شناسان دریافتند که انبساط کیهانی در حال شتاب گرفتن است. ساده ترین توضیح وجود انرژی تاریک است، شکلی از انرژی که حتی در فضای خالی نیز وجود دارد و به نظر نمی رسد که با انبساط یونیورس رقیق شود. این تنها توضیح برای شتاب کیهانی نیست، اما تلاشها برای ارائه ایدهای بهتر تاکنون ناکامی کردهاند.
اگر انرژی تاریک رقیق نشود، یونیورس برای همیشه منبسط خواهد شد. کهکشان های دور از دید ناپدید خواهند شد . آنهایی که این کار را نمی کنند به سیاهچاله ها فرو می رمبند collapse، سیاهچاله هایی که به نوبه خود به تاریکی اطراف تبخیر می شوند، همانطور که یک گودال در یک روز گرم خشک می شود- آنچه باقی خواهد ماند، یونیورسی ست که برای همه اهداف، خالی است. آن وقت و تنها در این صورت است که یونیورس عملا آنتروپی خود را به حداکثر خواهد رساند. یونیورس در تعادل خواهد بود و هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد.
شاید عجیب به نظر برسد که فضای خالی چنین آنتروپی عظیمی دارد. این به نظر می رسد که بگوییم آشفته ترین میز در یونیورس یک میز کاملاً خالی است. آنتروپی به میکرواستیت ها نیاز دارد و در نگاه اول فضای خالی هیچ چیزی ندارد. با این حال، در واقع، فضای خالی دارای میکرواستیتهای فراوانی است - میکرواستیتهای گران کوانتومی که در بافت fabric فضا ساخته شدهاند. ما هنوز نمی دانیم دقیقاً این استیت ها چگونه هستند، و نمی دانیم چه میکرواستیت هایی برای آنتروپی یک سیاهچاله وجود دارند ، اما می دانیم که در یک یونیورس شتاب دار آنتروپی در حجم قابل مشاهده به مقدار ثابتی متناسب با مساحت مرز boundary آن نزدیک می شود. این مقدار واقعاً عظیمی از آنتروپی است که بسیار بیشتر از آنتروپی ماده در آن حجم است.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍1