بسیج فیزیک تهران
309 subscribers
590 photos
69 videos
44 files
172 links
🔴 کانال رسمی بسیج دانشجویی فیزیک دانشگاه تهران

✅️ ارتباط با ادمین: @physbasij
Download Telegram
📌 برنامه مراسم تشییع پیکر شهید سپهبد،حاج قاسم سلیمانی در ایران
📡@phys_basij
🏴مراسم یادبود و ختم قرآن برای جان‌باختن مسافران هواپیمای اوکراینی

📡 @phys_basij
📣اردوی پینت بال

💚به مناسبت ولادت حضرت زهرا(س)
🧕ویژه ی خواهران
🗓 روز پنجشنبه ۱ اسفند
🟥 مهلت ثبت نام: تا جمعه ۲۵بهمن ماه

📝جهت ثبت نام به آی دی زیر مراجعه فرمایید.
@Hoora_rp
@phys_basij
📣پخت شله زرد به مناسبت ولادت حضرت زهرا(س)

⏳زمان پخت: عصر شنبه ۲۶ بهمن
⌛️زمان توزیع: صبح یکشنبه ۲۷ بهمن

🛒جهت مشارکت در هزینه ی پخت شله زرد می توانید به دفاتر بسیج دانشکده مراجعه کرده و یا وجه خود را به شماره حساب زیر واریز نمایید.
6037 9917 5105 7518
علیرضا سلیمان زاده

🥣 جهت مشارکت در پخت شله زرد می توانید به آی دی های زیر مراجعه فرمایید.
خواهران: @S_Mozaffari
برادران: @AlirezaS76

@phys_basij
دستخط_بهمن_98_ویژه_نامه_انتخابات.pdf
1.2 MB
🗞 دستخط جدید رسید!!
🔴 ویژه نامه ی انتخابات مجلس شورای اسلامی

🔻 وقایع و شلوغی های اخیر با "آنچه گذشت"
🔺 نقد عملکرد مجلس دهم با "در رأس امور نبودید چون عصاره فضائل کردم نبودید"
🔻 دعوا سر چیه؟ طرف های دعوا کیا هستند؟ بررسی ائتلاف های حاضر در صحنه ی انتخابات با "جریان شناسی احزاب نامزد مجلس"
🔺 بررسی قرارداد موسوم به "معامله قرن" و جبهه ی مقاومت در فلسطین با "معاملمه قرن یا توطئه قرن"
🔺 روایت هفته ی سوم سیاه دی ماه 98،به مناسبت چهلم شهدای مقاومت با "تلخ ترین جمعه"

📃 شروع توزیع نسخه ی کاغذی ، همزمان با توزیع شله زرد جشن میلاد حضرت فاطمه زهرا(س) و روز زن در لابی دانشکده فیزیک دانشگاه تهران
⏰ 10:00
📡 @phys_basij
بسیج فیزیک تهران
#زنده_نگه_داشتن_یاد_شهدا_کمتر_از_شهادت_نیست #شهید_محسن_وزوایی @phys_basij
شهيد وزوائي از كودكي بدليل اينكه پدرش همرزم آيت الله كاشاني بود با الفباي سياسي آشنا شد .
شهید وزوایی پس از 13 آبان 1358، به علت معلومات فراوان عقیدتی و سیاسی، بهره هوشی وافر و نیز تسلط بر زبان و ادبیات انگلیسی، مسئولیت سخنگویی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام رحمه الله را در کنفرانس های پیاپی و مصاحبه با گزارشگران رسانه های خارجی برعهده گرفت. هر از چند گاهی سیمای پرصلابت و مصمم او، در تمامی رسانه های ارتباط جمعی غرب، به عنوان سخنگوی جوانان طرفدار امام خمینی رحمه الله منعکس می شد.

شهید وزوایی از نخستین دانشجویان پیرو خط امام بود که در جریان راهپیمایی برضد سیاست های مداخله گرایانه آمریکا در ایران، در سالروز کشتار دانش آموزان به دست رژیم پهلوی و سالگرد تبعید امام خمینی رحمه الله عهده دار حرکتی شد که رهبر انقلاب، از آن با تعبیر بدیع «انقلابی بزرگ تر از انقلاب اول» یاد فرمودند و به این ترتیب، شهید وزوایی از جمله «علمداران گمنام انقلاب دوم» گردید.

در عملیات بازی دراز هلی کوپتر های عراقی به صورت مستقیم به سنگر های بچه ها شلیک می کردند و اوضاع وخیمی را ایجاد کرده بودند ئر همان وضع یکی از نیروها به سمت محسن رفت و با ناراحتی گفت : « پس آنهایی که قرار بود مارا پشتیبانی کنند کجایند ؟ چرا نمی آیند !؟ چرا بچه ها را به کشتن می دهی !؟ وزوایی سرش را برگرداند ، نگاهی به آسمان انداخت و همه را صدا زد صدایش در فضا پیچید که می گفت : « الم تر کیف فعل ربک با صحاب الفیل ... » بچه ها با او شروع به خواندن کردند در همین لحظه یکی از هلی کوپتر ها به اشتباه تانک عراقی را به آتش کشید و دو هلی کوپتر دیگر با هم برخورد کردند .

شهید وزوایی در اردوگاه جبهه های ایران، شیوه زندگی در محضر یار را فرا گرفت و راه و رسم حضور در محضر خدا را آموخت و خود را لایق عروج کرد. محسن وزوایی، این عاشق وارسته و آگاه، پس از ماه ها مجاهدت و مبارزه با دشمنان اسلام و حماسه آفرینی در عملیات های متعدد و به ویژه بیت المقدس، سرانجام در دهم اردیبهشت ماه سال 1361، در 22 سالگی هنگام هدایت نیروهای تحت امر خود، بر اثر اصابت گلوله و ترکش به شهادت رسید.

@phys_basij
بسیج فیزیک تهران
#زنده_نگه_داشتن_یاد_شهدا_کمتر_از_شهادت_نیست #شهید_محمد_بروجردی @phys_basij
محمد بروجردی در سال ۱۳۳۳ در روستای «دره گرگ» از توابع شهرستان بروجرد، در خانه‌ای محقر اما مصفا به عشق و نور الهی و ولایت اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به دنیا آمد.
وی در 6 سالگی پدرش را از دست داد و مادرش با همه مشکلات و سختی‌هایی که وجود داشت، تمامی هم و غم خود را برای تربیت وی به کار بست

بارها شاهد بودم که ضد انقلاب مي آمد روي بي سيم و فحاشي مي کرد. فحشهاي رکيک هم مي دادند. بعضي از افسران و برادران جوانتر احساساتي مي شدند و تصميم مي گرفتند که جوابشان را بدهند، ولي وقتي بروجردي وارد بي سيم مي شد، ضد انقلاب را نصيحت مي کرد. مي گفت: «شما که دين نداريد، لااقل اخلاق و عفت کلام داشته باشيد و اين حرفهاي رکيک را در فضاي اسلامي اين مملکت نزنيد.»
ما درس اخلاق را از او مي آموختيم، چون در هيچ دانشکده نظامي ننوشته بود که در حين عمليات درس اخلاق به دشمن بدهيد.

در يک عمليات، مثل هميشه پيشاپيش نيروها بود و پا به پاي بقيه کمک مي کرد تا اين که پايش شکست و مجبور شدند پايش را گچ بگيرند. نياز شديدي به او بود. بروجردي هم اين را درک مي کرد و با وجود اين که پايش توي گچ بود، راضي به ترک منطقه نشد. هر چه اصرار کرديم که برو، استراحت کن و به عمليات نيا، فايده اي نکرد. مي گفت: «من حتماً بايد بيام و در کنار شما و کنار پيشمرگان و مردم کردستان باشم.»

از جمله خصوصيات بروجردي اين بود که عجول نبود. تصميم گيريهايش با تدبير و انديشه بود.
يک بار، يک ضد انقلاب را اسير کرده بوديم. حاجي کنارش نشسته بود و با حوصله از او بازجويي مي کرد. او مدام از جواب دادن طفره مي رفت و اين مسأله بقيه را کلافه کرده بود. اما بروجردي خونسرد بود. مرتب سؤالهاي را تکرار مي کرد. با هم مي خنديدند تا اين که بالاخره بروجردي براي وضو گرفتن بيرون رفت. آقاي هاشميان، عصباني و کلافه ، کنار آن ضد انقلاب رفت و گفت: «مي داني که با کي صحبت مي کني؟!»
او باور نمي کرد، مي گفت شما دروغ مي گوييد و او يک فرد معمولي است.

شهيدمحمد بروجردي با فعالیت های مخلصانه‌ای همه را مجذوب خود کرده بود. خبر شهادتش در ١خرداد سال٦٢، تمامی رزمندگان مستقر در منطقه را آنچنان منقلب کرد که گویی پدر خویش را از دست داده‌اند.
@phys_basij
سلام به شما دوست عزیز
پرسشنامه ای که در اختیارتون قرار گرفته، توسط گروهی از دانشجویان طراحی شده است.
دقت نظر هر چه بیش تر شما در پاسخ گویی، شما را به نتیجه ی واقعی و البته شگفت انگیز برای خودتان نزدیک تر خواهد کرد. در نظر داشته باشید که نتیجه پرسشنامه با توجه به پاسخ های شما در انتها به خودتان نمایش داده می شود.
https://monji.mhfm.ir/

@phys_basij
🔹 همچون علی
▫️کمک به تهیه ارزاق برای خانواده‌های محروم حاشیه شهر تهران

💳 از طریق شماره کارت:
۶۱۰۴-۳۳۷۵-۴۵۵۶-۹۷۰۷ (به نام فهیمه شاه‌حسینی)

🌐 و یا پرداخت سریع اینترنتی:
idpay.ir/jahadi-mortezagerd

@khedmatresani_basijut
@basijut_ir
بسیج فیزیک تهران
#زنده_نگه_داشتن_یاد_شهدا_کمتر_از_شهادت_نیست #شهید_ابراهیم_هادی @phys_basij
شهيد ابراهیم هادي در اول اردیبهشت سال ۳۶ در محله شهید سعیدی حوالی میدان خراسان دیده به هستی گشود. او چهارمین فرزند خانواده بشمار می رفت. با این حال پدرش مشهدی محمدحسین به او علاقه خاصی داشت.

باران شدیدی در تهران باریده بود. خیابان ۱۷ شهریور را آب گرفته بود. چند پیرمرد می خواستند به سمت دیگر خیابان بروند مانده بودند چه کنند. همان موقع ابراهیم از راه رسید. پاچه شلوار را بالا زد. با کول کردن پیرمردها، آن ها را به طرف دیگر خیابان برد.
ابراهیم از این کارها زیاد انجام می داد. هدفی جز شکستن نفس خودش نداشت. مخصوصا زمانی که خیلی بین بچه ها مطرح بود.

بارها می دیدم ابراهیم، با بچه هایی که نه ظاهر مذهبی داشتند و نه به دنبال مسائل دینی بودند رفیق می شد. آنها را جذب ورزش می کرد و به مرور به مسجد و هیئت می کشاند. یکی از آنها خیلی از بقیه بدتر بود. همیشه از خوردن مشروب و کارهای خلافش می گفت. اصلان چیزی از دین نمی دانست. نه نماز ونه روزه به هیچ چیز هم اهمیت نمی داد حتی می گفت: تا حالا هیچ جلسه مذهبی یا هیئت نرفته ام. به ابراهیم گفتم: آقا ابرام اینها کی هستند دنبال خودت می یاری! با تعجب پرسید: چطور چی شد؟ گفتم: دیشب این پسر دنبال شما وارد هیئت شد. بعد هم آمد و کنار من نشست. حاج آقا داشت صحبت می کرد. از مظلومیت امام حسین(ع) وکارهای یزید می گفت. این پسر هم خیره خیره و با عصبانیت گوش می کرد. وقتی چراغ ها خاموش شد به جای اینکه اشک بریزه، مرتب فحش های ناجور به یزید می داد!!
ابراهیم داشت با تعجب گوش می کرد. یکدفعه زد زیر خنده. بعد هم گفت: عیبی نداره این پسر تا حالا هیئت نرفته و گریه نکرده. مطمئن باش با امام حسین (ع) که رفیق بشه تغییر می کنه. ما هم اگر این بچه ها رو مذهبی کنیم هنر کردیم. دوستی ابراهیم با این پسر به جایی رسید که همه کارهای اشتباهش را کنار گذاشت. او یکی از بچه های خوب ورزشکار شد.


قبل از عملیات مطلع الفجر بود. جهت هماهنگی بهتر، بین فرماندهان سپاه و ارتش جلسه ای در محل گروه اندرزگو برگزار شد.
من و ابراهیم و سه نفر از فرماندهان ارتش و سه نفر از فرماندهان سپاه در جلسه حضور داشتند. تعدادی از بچه ها هم در داخل حیاط مشغول آموزش نظامی بودند. اواسط جلسه بود، همه مشغول صحبت بودند که ناگهان از پنجره اتاق یک نارجک به داخل پرت شد!
دقیقا وسط اتاق افتاد. از ترس رنگم پرید. همینطور که کنار اتاق نشسته بودم سرم را در بین دستانم قرار دادم و به سمت دیوار چمباتمه زدم!
برای لحظاتی نفس در سینه ام حبس شد! بقیه هم مانند من، هر یک به گوشه ای خزیدند.
لحظات به سختی می گذشت، اما صدای انفجار نیامد! خیلی آرام چشمانم را باز کردم. از لابه لای دستانم به وسط اتاق نگاه کردم. صحنه ای که دیدم باورکردنی نبود! آرام دستانم را از روی سرم برداشتم. سرم را بالا آوردم و با چشمانی که از تعجب بزرگ شده بود گفتم: آقا ابرام...!
بقیه هم یک یک از گوشه و کنار اتاق سرهایشان را بلند کردند. همه با رنگ پریده وسط اتاق را نگاه می کردند.
صحنه بسیار عجیبی بود. در حالی که همه ما در گوشه و کنار اتاق خزیده بودیم، ابراهیم روی نارنجک خوابید بود!
در همین حین مسئول آموزش وارد اتاق شد. با کلی معذرت خواهی گفت: خیلی شرمنده ام، این نارنجک آموزشی بود، اشتباه افتاد داخل اتاق!

دروالفجر مقدماتی پنج روز به همراه بچه های گردان کمیل و حنظله در کانالهای فکه مقاومت کردند اما تسلیم نشدند.

سرانجام در ۲۲ بهمن سال ۶۱ بعد از فرستادن بچه های باقی مانده به عقب، تنهای تنها با خدا همراه شد. دیگر کسی او را ندید.

او همیشه از خدا می خواست گمنام بماند.
@phys_basij
بسیج فیزیک تهران
#زنده_نگه_داشتن_یاد_شهدا_کمتر_از_شهادت_نیست #شهید_سید_مرتضی_آوینی @phys_basij
شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال ۱۳۲۶ در شهر ری متولد شد.

احتمالاً زمستان سال ۶۸ بود كه در تالار انديشه فيلمي را نمايش دادند كه اجازه اكران از وزارت ارشاد نگرفته بود. سالن پر بود از هنرمندان، فيلمسازان، نويسندگان و... در جايي از فيلم آگاهانه يا ناآگاهانه، داشت به حضرت زهرا سلام الله عليها بي ادبي مي‌شد. من اين را فهميدم. لابد ديگران هم همين طور، ولي همه لال شديم و دم بر نياورديم. با جهان بيني روشنفكري خودمان قضيه را حل كرديم. طرف هنرمند بزرگي است و حتما منظوري دارد و انتقادي است بر فرهنگ مردم اما يك نفر نتوانست ساكت بنشيند و داد زد: خدا لعنتت كند! چرا داري توهين مي‌كني؟!
همه سرها به سويش برگشت در رديف‌هاي وسط آقايي بود چهل و چند ساله با سيمايي بسيار جذاب و نوراني. كلاهي مشكي بر سرش بود و اوركتي سبز بر تنش. از بغل دستي‌ام (سعيد رنجبر) پرسيدم: «آقا را مي‌شناسي؟»
گفت: «سيد مرتضي آويني است.»

به نماز سید كه نگاه می‌كردم،
ملائك را می‌دیدم كه در صفوف زیبای خویش او را به نظاره نشسته‌اند.
رو به قبله ایستادم. اما دلم هنوز در پی تعلقات بود.
گفتم: «نمی‌دانم‏, چرا من همیشه هنگام اقامه نماز حواسم پرت است.»
به چشمانم خیره شد.
«مواظب باش! كسی كه سرنماز حواسش جمع نباشد، در زندگی نیز حواسش اصلاً جمع نخواهد شد.»

شهید آوینی دو روز قبل از عزیمت به منطقه ی فكه، در پاسخ به این سؤال كه به كدام منطقه می روی گفته بود:
«می دانی به كجا می روم، به فكه، همان جایی كه رزمندگان ما با چشم خود تحویل نفوس شهدا توسط فرشتگان را مشاهده می كردند.»

و چند روز بعد در ٢٠ فروردين ٧٢ به آن مقام رفيع رسيدند.
@phys_basij
بسیج فیزیک تهران
#زنده_نگه_داشتن_یاد_شهدا_کمتر_از_شهادت_نیست #شهید_محمدولی_قرنی @phys_basij
شهيد محمدولی قرنی زاده ۱۲۹۲ در تهران بود. وي پدرش را که یکی از مدیران مخابرات تهران بوده‌است در ۱۰ سالگی از دست داد، از آن پس در کنار مادرش زندگی سختی را آغاز کرد.
در سال ۱۳۰۹ وارد دانشکده افسری شد و در سال ۱۳۱۳ با درجه ستوان دومی، در رسته توپخانه فارغ‌التحصیل گردید.

سرلشکر قرنی در فکر کودتا بود و ظاهراً از همه جوانب هم شرایط فراهم شده بود، اما در شگفتی تمام کودتا «لو» رفت و اغلب قریب به اتفاق عواملش، از جمله خود سرلشکر قرنی دستگیر شدند.


دادگاه، سرلشکر قرنی را به اخراج از ارتش و سه سال حبس محکوم کرد. وی در اسفند ۱۳۳۹ از زندان آزاد شد و از آن پس شدیداً تحت مراقبت امنیتی قرار داشت.

شهید قرنی در جریان انقلاب به نیروهای انقلابی پیوست. به هنگام شکل‌گیری و گزینش اعضای شورای انقلاب که از سوی حضرت امام خمینی (ره) صورت می‌گرفت و همگی از صافی‌های متعدد باید عبور می‌کردند، ایشان به عضویت این شورا انتخاب شد.

پس از پیروزی انقلاب، بلافاصله، یعنی روز ۲۳ بهمن، سرلشکر قرنی، ضمن اعاده به ارتش با درجه سرلشکری به عنوان رئیس ستاد ارتش انقلاب، با حکم امام خمینی (ره) منصوب شد.

ترور شهید سرلشکر محمدولی قرنی به گروهک تروریستی فرقان نسبت داده شده و این گروهک نیز مسئولیت این جنایت بزرگ را به گردن گرفته است.

روز سوم اردیبهشت ۱۳۵۸، ساعت ۱۱ سرلشکر محمد ولی قرنی که در منزل شخصی‌اش (خیابان ولی‌عصر فعلی) به سر می‌برد، به هنگام مراجعه به حیاط منزل، از بیرون ساختمان (احتمالاً از ساختمان‌های روبه‌رو) مورد هدف قرار گرفت

شهید قرنی شخصیتی بود که نه تنها در تثبیت موقعیت ارتش در نظام جمهوری اسلامی نقش کلیدی داشت بلکه با شهامت و ایستادگی در مقابل طرح‌هایی که در جهت فروپاشی ارتش مطرح می‌شد که در پشت این قضیه دست آمریکا بود به ارتش هویت داد و به همین خاطر خاری در چشم دشمنان شد و او را به شهادت رساندند.
@phys_basij
🔴 بسمه تعالی

📢 به امید خدا،انتخابات دوره جدید بسیج دانشجویی دانشکده ی فیزیک به صورت مجازی در بازه ی "13 الی 19" اردیبهشت ماه برگزار خواهد شد.

🔻 برادران و خواهرانی که قصد نامزدی برای شرکت در این انتخابات را دارند، از "2 الی 10" اردیبهشت ماه با ارسال مشخصات زیر می توانند اعلام آمادگی کنند.

📋 مشخصات لازم برای ثبت نام:
1.نام و نام خانوادگی
2.نام پدر
3. کد دانشجویی
✉️ 09371739838
🆔 @alirezas76

"وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا"
@phys_basij