This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 Quantum chromodynamics predicts that the proton is, at high resolution, a dandelion-like cloud made up almost entirely of force-carrying particles called gluons.
کرومودینامیک کوانتومی پیشبینی میکند که پروتون، در وضوح بالا، یک ابر قاصدک مانند است که تقریباً به طور کامل از ذرات حامل نیرو به نام گلوئون تشکیل شده است.
https://www.quantamagazine.org/inside-the-proton-the-most-complicated-thing-imaginable-20221019/
برگردان مقاله :
https://t.me/phys_Q/7680
کرومودینامیک کوانتومی پیشبینی میکند که پروتون، در وضوح بالا، یک ابر قاصدک مانند است که تقریباً به طور کامل از ذرات حامل نیرو به نام گلوئون تشکیل شده است.
https://www.quantamagazine.org/inside-the-proton-the-most-complicated-thing-imaginable-20221019/
برگردان مقاله :
https://t.me/phys_Q/7680
👍1
🟣تحقیقات نشان می دهد که چندمهری polyamory در حال افزایش است و جامعه باید سازگارتر شود
دکتر راسل مول
یک کتاب جدید استدلال می کند که باید کارهای بیشتری برای حمایت از روابط غیر-تک همسری consensual non-monogamous توافقی انجام شود.
علیرغم انگهای اجتماعی و سیاسی پیرامون آن، مدتی است که چندمهری در حال افزایش بوده است، اما تحقیقات نشان میدهد که چنین روابط عاشقانهای میتواند مزایای عاطفی و فیزیکی را برای همه افراد درگیر به همراه داشته باشد.
چند همسری توافقی – داشتن بیش از یک رابطه جنسی یا عاطفی همزمان – در سال های اخیر در بسیاری از کشورها به طور فزاینده ای رایج شده است. بر اساس آمار منتشر شده در سال 2021، 4 تا 5 درصد از جمعیت آمریکا چند همسری را انجام می دهند، در حالی که نظرسنجی YouGov در سال 2019 نشان داد که 7 درصد از بزرگسالان بریتانیا در مقطعی از زندگی خود در یک رابطه توافقی غیر تک همسری بوده اند. این آمار اخیر نشان دهنده افزایش قابل توجهی از نظرسنجی مشابهی است که در سال 2015 انجام شد، که نشان داد تنها 2 درصد از بزرگسالان بریتانیا در چنین روابطی بوده اند.
🆔 @phys_Q
چند سالی است که چند مهری هم در عمل و هم در نمود های فرهنگی در حال افزایش بوده است، بنابراین آیا زمان آن رسیده است که دیدگاههای حقوقی و سیاسی خود را برای سازگاری با آن تغییر دهیم؟
اعتبار تصویر: Vershinin89/Shutterstock.com
بیشتر بخوانید
#انگلیسی
Source:
https://www.iflscience.com/polyamory-is-on-the-rise-and-society-should-be-more-accommodating-research-argues-68281
دکتر راسل مول
یک کتاب جدید استدلال می کند که باید کارهای بیشتری برای حمایت از روابط غیر-تک همسری consensual non-monogamous توافقی انجام شود.
علیرغم انگهای اجتماعی و سیاسی پیرامون آن، مدتی است که چندمهری در حال افزایش بوده است، اما تحقیقات نشان میدهد که چنین روابط عاشقانهای میتواند مزایای عاطفی و فیزیکی را برای همه افراد درگیر به همراه داشته باشد.
چند همسری توافقی – داشتن بیش از یک رابطه جنسی یا عاطفی همزمان – در سال های اخیر در بسیاری از کشورها به طور فزاینده ای رایج شده است. بر اساس آمار منتشر شده در سال 2021، 4 تا 5 درصد از جمعیت آمریکا چند همسری را انجام می دهند، در حالی که نظرسنجی YouGov در سال 2019 نشان داد که 7 درصد از بزرگسالان بریتانیا در مقطعی از زندگی خود در یک رابطه توافقی غیر تک همسری بوده اند. این آمار اخیر نشان دهنده افزایش قابل توجهی از نظرسنجی مشابهی است که در سال 2015 انجام شد، که نشان داد تنها 2 درصد از بزرگسالان بریتانیا در چنین روابطی بوده اند.
🆔 @phys_Q
چند سالی است که چند مهری هم در عمل و هم در نمود های فرهنگی در حال افزایش بوده است، بنابراین آیا زمان آن رسیده است که دیدگاههای حقوقی و سیاسی خود را برای سازگاری با آن تغییر دهیم؟
اعتبار تصویر: Vershinin89/Shutterstock.com
بیشتر بخوانید
#انگلیسی
Source:
https://www.iflscience.com/polyamory-is-on-the-rise-and-society-should-be-more-accommodating-research-argues-68281
IFLScience
Polyamory Is On The Rise And Society Should Be More Accommodating, Research Argues
A new book argues that more needs to be done to support consensual non-monogamous relationships.
👎4👍3❤1
🟣 پلاسماها - سوپ های یون ها و الکترون ها - باید در چگالی، دما و مدت زمان مناسب نگه داشته شوند تا هسته های اتم با هم ترکیب شوند تا به آزاد شدن انرژی مورد نظر برسند.
یکی از دستور العمل ها شامل استفاده از دستگاه های بزرگ و دوناتی شکل با آهنرباهای قدرتمند است که حاوی پلاسما هستند در حالی که ژنراتورهای مایکروویو با دقت بیشتر مخلوط اتمی را داغ می کنند.
این خبر امیدوار کننده ای برای دسترسی ارزان به انرژی پاک است . فرآیند همجوشی یا گداخت شامل هیچ فرآورده خطرناکی نمی باشد . در ستارگان کوچک ، هیدروژن به هلیم و هلیوم به اکسیژن و طلا و آهن می گردد که عناصر پایدار معمولی هستند . گداخت در توکوماک ها با دوتریوم و تریتیوم صورت می گیرد که فرآورده آن هلیوم و انرژی ست .
بخوانید:
https://t.me/phys_Q/9735
Ref:
https://scitechdaily.com/from-warzone-to-fusion-power-breakthrough-in-cooking-up-plasmas-with-microwaves/
یکی از دستور العمل ها شامل استفاده از دستگاه های بزرگ و دوناتی شکل با آهنرباهای قدرتمند است که حاوی پلاسما هستند در حالی که ژنراتورهای مایکروویو با دقت بیشتر مخلوط اتمی را داغ می کنند.
این خبر امیدوار کننده ای برای دسترسی ارزان به انرژی پاک است . فرآیند همجوشی یا گداخت شامل هیچ فرآورده خطرناکی نمی باشد . در ستارگان کوچک ، هیدروژن به هلیم و هلیوم به اکسیژن و طلا و آهن می گردد که عناصر پایدار معمولی هستند . گداخت در توکوماک ها با دوتریوم و تریتیوم صورت می گیرد که فرآورده آن هلیوم و انرژی ست .
بخوانید:
https://t.me/phys_Q/9735
Ref:
https://scitechdaily.com/from-warzone-to-fusion-power-breakthrough-in-cooking-up-plasmas-with-microwaves/
👍1
🟣پیشرفت در پخت پلاسما با مایکروویو
فیزیکدانان پلاسما از اوکراین، آلمان و ژاپن برای ایجاد نیروی همجوشی یا گداخت fusion با یکدیگر همکاری می کنند.
نویسنده اصلی، یوری ویکتوروویچ کوتون، علیرغم اینکه مجبور به تخلیه موسسه فیزیک و فناوری خارکف به دلیل جنگ روسیه و اوکراین شده ، با دانشگاه کیوتو برای ایجاد پلاسمای پایدار با استفاده از امواج مایکروویو همکاری کرده است. پلاسما باید در چگالی، دما و مدت زمان مناسب برای همجوشی هسته ای نگهداری شود. تیم تحقیقاتی، از جمله موسسه ماکس پلانک برای فیزیک پلاسما، سه مرحله حیاتی در تولید پلاسما شناسایی کرده و از دستگاه هلیوترون J برای مطالعه تخلیه های discharge پلاسمای همجوشی استفاده کرده است. آنها پی بردند ، ضربه blasting امواج مایکروویو 2.45 گیگاهرتز بدون هم ترازی میدان مغناطیسی، پلاسمای متراکم تولید می کند که به طور بالقوه می تواند تحقیقات همجوشی را در آینده ساده کند.
نویسنده اصلی، یوری ویکتورویچ کوتون، علیرغم اینکه در بحبوحه جنگ کنونی روسیه و اوکراین مجبور به تخلیه انستیتوی فیزیک و فناوری خارکف شده است، به همکاری با دانشگاه کیوتو برای ایجاد پلاسمای پایدار با استفاده از امواج مایکروویو ادامه داده است.
کنترل رفتار پلاسما یکی از موانع برای مهار مقادیر عظیم انرژی دریافتی همجوشی هسته ای است.
اکنون، مؤسسه انرژی پیشرفته در دانشگاه کیوتو، همراه با مؤسسه خارکف و مؤسسه فیزیک پلاسما ماکس پلانک برای ایجاد پلاسماهایی با چگالی مناسب برای همجوشی، با استفاده از توان مایکروویو با فرکانس پایین، همکاری کردهاند.
تیم تحقیقاتی سه مرحله مهم در تولید پلاسما را شناسایی کرده است:
• تجزیه گاز آذرخش مانند lightning like gas breakdown
• تولید اولیه پلاسما preliminary plasma production
• پلاسمای حالت پایدار steady state plasma
این مطالعه با استفاده از heliotron J، آخرین تکرار دستگاههای پلاسمای همجوشی آزمایشی در موسسه انرژی پیشرفته، واقع در پردیس Uji در جنوب کیوتو ، انجام میشود.
کازونوبو ناکازاکی، رهبر گروه توضیح میدهد: «در ابتدا، ما انتظار این پدیدهها را در هلیوترون J نداشتیم، اما با تعجب متوجه شدیم که پلاسما بدون رزونانس سیکلوترون تشکیل میشود.
تیم ناکازاکی با تکیه بر چندین دهه تجربه، در حال بررسی ترشحات پلاسمای همجوشی در هلیوترون J است.
این تیم ضربه blasting شدید مایکروویو 2.45 گیگاهرتز را به گاز تغذیه تزریق کردند. اجاق های مایکروویو در خانه با همین فرکانس کار می کنند، اما هلیوترون J حدود 10 برابر قدرتمندتر است و روی چند اتم گاز متمرکز است.
ناکازاکی به هیجان می آید: «بهطور غیرمنتظرهای متوجه شدیم که ضربه های امواج مایکروویو بدون همترازی میدان مغناطیسی هلیوترون J، تخلیهای ایجاد میکند که الکترونها را از اتمهایشان جدا میکند و پلاسمای متراکم خاصی تولید میکند.
ما بسیار سپاسگزاریم که همکارمان علیرغم جنگ در اوکراین به حمایت از این مطالعه ادامه داد. یافته های ما در مورد این روش برای تولید پلاسما با استفاده از تخلیه مایکروویو ممکن است تحقیقات همجوشی را در آینده ساده کند.
Reference: “Non-Resonant Microwave Discharge Start-Up in Heliotron J” by Yu.V. Kovtun, K. Nagasaki, S. Kobayashi, T. Minami, S. Kado, S. Ohshima, Y. Nakamura, A. Ishizawa, S. Konoshima, T. Mizuuchi, H. Okada, H. Laqua and T. Stange, 23 February 2023, Problems of Atomic Science and Technology.
DOI: 10.46813/2023-143-003
🆔 @phys_Q
فیزیکدانان پلاسما از اوکراین، آلمان و ژاپن برای ایجاد نیروی همجوشی یا گداخت fusion با یکدیگر همکاری می کنند.
نویسنده اصلی، یوری ویکتوروویچ کوتون، علیرغم اینکه مجبور به تخلیه موسسه فیزیک و فناوری خارکف به دلیل جنگ روسیه و اوکراین شده ، با دانشگاه کیوتو برای ایجاد پلاسمای پایدار با استفاده از امواج مایکروویو همکاری کرده است. پلاسما باید در چگالی، دما و مدت زمان مناسب برای همجوشی هسته ای نگهداری شود. تیم تحقیقاتی، از جمله موسسه ماکس پلانک برای فیزیک پلاسما، سه مرحله حیاتی در تولید پلاسما شناسایی کرده و از دستگاه هلیوترون J برای مطالعه تخلیه های discharge پلاسمای همجوشی استفاده کرده است. آنها پی بردند ، ضربه blasting امواج مایکروویو 2.45 گیگاهرتز بدون هم ترازی میدان مغناطیسی، پلاسمای متراکم تولید می کند که به طور بالقوه می تواند تحقیقات همجوشی را در آینده ساده کند.
نویسنده اصلی، یوری ویکتورویچ کوتون، علیرغم اینکه در بحبوحه جنگ کنونی روسیه و اوکراین مجبور به تخلیه انستیتوی فیزیک و فناوری خارکف شده است، به همکاری با دانشگاه کیوتو برای ایجاد پلاسمای پایدار با استفاده از امواج مایکروویو ادامه داده است.
کنترل رفتار پلاسما یکی از موانع برای مهار مقادیر عظیم انرژی دریافتی همجوشی هسته ای است.
اکنون، مؤسسه انرژی پیشرفته در دانشگاه کیوتو، همراه با مؤسسه خارکف و مؤسسه فیزیک پلاسما ماکس پلانک برای ایجاد پلاسماهایی با چگالی مناسب برای همجوشی، با استفاده از توان مایکروویو با فرکانس پایین، همکاری کردهاند.
تیم تحقیقاتی سه مرحله مهم در تولید پلاسما را شناسایی کرده است:
• تجزیه گاز آذرخش مانند lightning like gas breakdown
• تولید اولیه پلاسما preliminary plasma production
• پلاسمای حالت پایدار steady state plasma
این مطالعه با استفاده از heliotron J، آخرین تکرار دستگاههای پلاسمای همجوشی آزمایشی در موسسه انرژی پیشرفته، واقع در پردیس Uji در جنوب کیوتو ، انجام میشود.
کازونوبو ناکازاکی، رهبر گروه توضیح میدهد: «در ابتدا، ما انتظار این پدیدهها را در هلیوترون J نداشتیم، اما با تعجب متوجه شدیم که پلاسما بدون رزونانس سیکلوترون تشکیل میشود.
تیم ناکازاکی با تکیه بر چندین دهه تجربه، در حال بررسی ترشحات پلاسمای همجوشی در هلیوترون J است.
این تیم ضربه blasting شدید مایکروویو 2.45 گیگاهرتز را به گاز تغذیه تزریق کردند. اجاق های مایکروویو در خانه با همین فرکانس کار می کنند، اما هلیوترون J حدود 10 برابر قدرتمندتر است و روی چند اتم گاز متمرکز است.
ناکازاکی به هیجان می آید: «بهطور غیرمنتظرهای متوجه شدیم که ضربه های امواج مایکروویو بدون همترازی میدان مغناطیسی هلیوترون J، تخلیهای ایجاد میکند که الکترونها را از اتمهایشان جدا میکند و پلاسمای متراکم خاصی تولید میکند.
ما بسیار سپاسگزاریم که همکارمان علیرغم جنگ در اوکراین به حمایت از این مطالعه ادامه داد. یافته های ما در مورد این روش برای تولید پلاسما با استفاده از تخلیه مایکروویو ممکن است تحقیقات همجوشی را در آینده ساده کند.
Reference: “Non-Resonant Microwave Discharge Start-Up in Heliotron J” by Yu.V. Kovtun, K. Nagasaki, S. Kobayashi, T. Minami, S. Kado, S. Ohshima, Y. Nakamura, A. Ishizawa, S. Konoshima, T. Mizuuchi, H. Okada, H. Laqua and T. Stange, 23 February 2023, Problems of Atomic Science and Technology.
DOI: 10.46813/2023-143-003
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 دست افشانی
پنجشنبهشب ۱۷ فروردین، ویدیو منتشر شده در شبکههای اجتماعی از رقص دو دختر در بلوار جانبازان در شهر مشهد پربازدید شده است.
🆔 @phys_Q
پنجشنبهشب ۱۷ فروردین، ویدیو منتشر شده در شبکههای اجتماعی از رقص دو دختر در بلوار جانبازان در شهر مشهد پربازدید شده است.
🆔 @phys_Q
👏8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 ادعای کشف ابررسانای دمای اتاق-کشف یک کهکشان عجیب-نتایج بررسی تراپیست ۱ توسط جیمز وب
ابررسانا در دمای ۱۵ درجه اما فشار بالا
https://t.me/phys_Q/2610
جت های نسبیتی Relativistic jets
https://t.me/phys_Q/5910
🆔 @phys_Q
ابررسانا در دمای ۱۵ درجه اما فشار بالا
https://t.me/phys_Q/2610
جت های نسبیتی Relativistic jets
https://t.me/phys_Q/5910
🆔 @phys_Q
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣تئوری ریسمان به بیان ساده - برایان گرین
همه آبجکت های پیرامونی از مولکول و اتم و ذرات بنیادی ساخته شده اند . در یک گام فراتر تئوری ریسمان ذرات بنیادی را نیز تولید شده از ریسمان های در حال ارتعاش می داند .
هسته اتم از پروتون و نوترون ساخته شده که هر کدام از آنها از ذراتی تحت عنوان کوارک ساخته شده. اینجاست که ایدۀ جنجالی “نظریه ریسمان” وارد میشود؛ یعنی چیز دیگری درون این ذرات کوچک وجود دارد. نظریه ریسمان میگوید که یک رشته کوچک ریسمانمانند از انرژی درون آن خواهید یافت که به سیمهای ویولن شباهت دارد. در واقع این ذرات بسیار کوچک ساباتمیک از ریسمانهای بسیار کوچکتری ساخته شدهاند که در الگوی مشخصی ارتعاش میکنند. هر الگوی ارتعاشی به مثابه یک ذره متفاوت است. اندازهی هر ریسمان یک میلیونم یک میلیاردم یک میلیاردم یک میلیاردم یک سانتیمتر است.
🆔 @phys_Q
همه آبجکت های پیرامونی از مولکول و اتم و ذرات بنیادی ساخته شده اند . در یک گام فراتر تئوری ریسمان ذرات بنیادی را نیز تولید شده از ریسمان های در حال ارتعاش می داند .
هسته اتم از پروتون و نوترون ساخته شده که هر کدام از آنها از ذراتی تحت عنوان کوارک ساخته شده. اینجاست که ایدۀ جنجالی “نظریه ریسمان” وارد میشود؛ یعنی چیز دیگری درون این ذرات کوچک وجود دارد. نظریه ریسمان میگوید که یک رشته کوچک ریسمانمانند از انرژی درون آن خواهید یافت که به سیمهای ویولن شباهت دارد. در واقع این ذرات بسیار کوچک ساباتمیک از ریسمانهای بسیار کوچکتری ساخته شدهاند که در الگوی مشخصی ارتعاش میکنند. هر الگوی ارتعاشی به مثابه یک ذره متفاوت است. اندازهی هر ریسمان یک میلیونم یک میلیاردم یک میلیاردم یک میلیاردم یک سانتیمتر است.
🆔 @phys_Q
👍7🥰1
🟣 Life: Modern physics can't explain it—but our new theory, which says time is fundamental, might
حیات : فیزیک مدرن نمی تواند آن را توضیح دهد - غیر از نظریه جدید ما، که می گوید زمان بنیادین است، البته شاید!
قسمت نخست
در طول 300 سال، از زمان اختراع فیزیک مدرن، ما به درک عمیق تری از نحوه عملکرد یونیورس در مقیاس های کوچک و بزرگ دست یافته ایم. با این حال، فیزیک هنوز بسیار جوان است و وقتی نوبت به استفاده از آن برای توضیح حیات life می رسد، فیزیکدانان با مشکل مواجه می شوند.
حتی امروز، ما واقعاً نمی توانیم توضیح دهیم که تفاوت بین یک توده ماده زنده و یک قطعه مرده چیست. اما من و همکارانم در حال ایجاد یک فیزیک جدید از حیات life هستیم که ممکن است به زودی پاسخ هایی را ارائه دهد.
بیش از 150 سال پیش، داروین به طرز تلخی به دوگانگی بین آنچه در فیزیک میفهمیم و آنچه در زندگی مشاهده میکنیم اشاره کرد - در پایان کتاب «منشأ گونهها» اشاره کرد: "...در حالی که این سیاره طبق قانون ثابت گرانش می چرخد. از ساده گی بسیار ، اشکال ابتدایی بی پایان و زیبا و شگفت در حال تکامل هستند ."
"…whilst this planet has gone cycling on according to the fixed law of gravity, from so simple a beginning endless forms most beautiful and most wonderful have been and are being evolved."
🆔 @phys_Q
حیات : فیزیک مدرن نمی تواند آن را توضیح دهد - غیر از نظریه جدید ما، که می گوید زمان بنیادین است، البته شاید!
قسمت نخست
در طول 300 سال، از زمان اختراع فیزیک مدرن، ما به درک عمیق تری از نحوه عملکرد یونیورس در مقیاس های کوچک و بزرگ دست یافته ایم. با این حال، فیزیک هنوز بسیار جوان است و وقتی نوبت به استفاده از آن برای توضیح حیات life می رسد، فیزیکدانان با مشکل مواجه می شوند.
حتی امروز، ما واقعاً نمی توانیم توضیح دهیم که تفاوت بین یک توده ماده زنده و یک قطعه مرده چیست. اما من و همکارانم در حال ایجاد یک فیزیک جدید از حیات life هستیم که ممکن است به زودی پاسخ هایی را ارائه دهد.
بیش از 150 سال پیش، داروین به طرز تلخی به دوگانگی بین آنچه در فیزیک میفهمیم و آنچه در زندگی مشاهده میکنیم اشاره کرد - در پایان کتاب «منشأ گونهها» اشاره کرد: "...در حالی که این سیاره طبق قانون ثابت گرانش می چرخد. از ساده گی بسیار ، اشکال ابتدایی بی پایان و زیبا و شگفت در حال تکامل هستند ."
"…whilst this planet has gone cycling on according to the fixed law of gravity, from so simple a beginning endless forms most beautiful and most wonderful have been and are being evolved."
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍2👏1
🟣 Life: Modern physics can't explain it—but our new theory, which says time is fundamental, might
حیات : فیزیک مدرن نمی تواند آن را توضیح دهد - غیر از نظریه جدید ما، که می گوید زمان بنیادین است، البته شاید!
قسمت دوم
✦ اهمیت زمان importance of TIME
آیزاک نیوتن یونیورسی را بازگویه کرد که در آن قوانین هرگز تغییر نمیکنند و زمان را پسزمینهای تغییر ناپذیر immutable مطلق absolute ،در برابر همه چیز هایی که در آن حرکت میکنند ، قرار داد. داروین، اما، یونیورسی را مشاهده کرد که در آن اشکال بیپایانی تولید میشوند، همه ویژگی های در تغییر نسبت ماقبل شان ، نشان میداد که زمان نه تنها باید جهتی داشته باشد، بلکه بگونه ای تاخورده و به خود باز میگردد. فرم های تکاملی جدید new evolutionary forms تنها می توانند از طریق انتخاب یا selection گذشته پدید آیند.
احتمالاً این دو حوزه ساینس یک یونیورس را توصیف می کنند، اما چگونه می توان دو دیدگاه کاملاً متضاد را با هم متحد کرد؟ کلید درک اینکه چرا حیات در فیزیک کنونی قابل توضیح نیست، شاید این باشد که در تصورات ما از زمان به عنوان تفاوت کلیدی بین دو یونیورس- آنطور که توسط نیوتن و داروین توصیف کرده اند ، تجدید نظر کنیم. در واقع بارها در طول تاریخ فیزیک ، زمان باز کشف شده است.
اگرچه زمان نیوتن ثابت و مطلق بود، زمان انیشتین به یک بعد تبدیل شد - درست مانند فضا. و همانطور که همه نقاط در فضا به یکباره وجود دارند، همه نقاط در زمان نیز وجود دارند. گاهی اوقات از این فلسفه زمان به عنوان « block universe » یاد می شود که در آن گذشته، حال و آینده به یک اندازه واقعی هستند و در ساختاری ایستا static وجود دارند - بدون « اکنون now» خاص.
در مکانیک کوانتومی، گذر زمان از چگونگی تغییر حالتهای کوانتومی از یک حالت به حالت بعدی ناشی میشود.
اختراع ترمودینامیک پیکان خود را به زمان داد و توضیح داد که چرا به جای عقب رفتن به جلو حرکت می کند. این به این دلیل است که نمونههای روشنی از سیستمها در یونیورس ما، مانند یک موتور در حال کار، وجود دارد که برگشتناپذیر هستند - و فقط در یک جهت کار میکنند. هر حوزه جدیدی از فیزیک بنیادی، خواه در توصیف فضا و زمان (نیوتن/اینشتین)، ماده و نور (مکانیک کوانتومی)، یا گرما و کار (ترمودینامیک)، مفهوم جدیدی از زمان را معرفی کرده است.
اما در مورد تکامل و حیات چطور؟ برای ساختن چیزهای نوآورانه novel ، تکامل نیاز به زمان دارد. تازگی بی پایان endless novelty فقط در یونیورسی می تواند به وجود بیاید که زمان وجود دارد و جهت روشنی دارد. تکامل تنها فرآیند فیزیکی در یونیورس ما ست که میتواند دنبالهای از آبجکت های جدیدی را که ما به حیات مرتبط میکنیم ایجاد کند - چیزهایی مانند میکروبها، پستانداران، درختان و حتی تلفنهای همراه.
🆔 @phys_Q
حیات : فیزیک مدرن نمی تواند آن را توضیح دهد - غیر از نظریه جدید ما، که می گوید زمان بنیادین است، البته شاید!
قسمت دوم
✦ اهمیت زمان importance of TIME
آیزاک نیوتن یونیورسی را بازگویه کرد که در آن قوانین هرگز تغییر نمیکنند و زمان را پسزمینهای تغییر ناپذیر immutable مطلق absolute ،در برابر همه چیز هایی که در آن حرکت میکنند ، قرار داد. داروین، اما، یونیورسی را مشاهده کرد که در آن اشکال بیپایانی تولید میشوند، همه ویژگی های در تغییر نسبت ماقبل شان ، نشان میداد که زمان نه تنها باید جهتی داشته باشد، بلکه بگونه ای تاخورده و به خود باز میگردد. فرم های تکاملی جدید new evolutionary forms تنها می توانند از طریق انتخاب یا selection گذشته پدید آیند.
احتمالاً این دو حوزه ساینس یک یونیورس را توصیف می کنند، اما چگونه می توان دو دیدگاه کاملاً متضاد را با هم متحد کرد؟ کلید درک اینکه چرا حیات در فیزیک کنونی قابل توضیح نیست، شاید این باشد که در تصورات ما از زمان به عنوان تفاوت کلیدی بین دو یونیورس- آنطور که توسط نیوتن و داروین توصیف کرده اند ، تجدید نظر کنیم. در واقع بارها در طول تاریخ فیزیک ، زمان باز کشف شده است.
اگرچه زمان نیوتن ثابت و مطلق بود، زمان انیشتین به یک بعد تبدیل شد - درست مانند فضا. و همانطور که همه نقاط در فضا به یکباره وجود دارند، همه نقاط در زمان نیز وجود دارند. گاهی اوقات از این فلسفه زمان به عنوان « block universe » یاد می شود که در آن گذشته، حال و آینده به یک اندازه واقعی هستند و در ساختاری ایستا static وجود دارند - بدون « اکنون now» خاص.
در مکانیک کوانتومی، گذر زمان از چگونگی تغییر حالتهای کوانتومی از یک حالت به حالت بعدی ناشی میشود.
اختراع ترمودینامیک پیکان خود را به زمان داد و توضیح داد که چرا به جای عقب رفتن به جلو حرکت می کند. این به این دلیل است که نمونههای روشنی از سیستمها در یونیورس ما، مانند یک موتور در حال کار، وجود دارد که برگشتناپذیر هستند - و فقط در یک جهت کار میکنند. هر حوزه جدیدی از فیزیک بنیادی، خواه در توصیف فضا و زمان (نیوتن/اینشتین)، ماده و نور (مکانیک کوانتومی)، یا گرما و کار (ترمودینامیک)، مفهوم جدیدی از زمان را معرفی کرده است.
اما در مورد تکامل و حیات چطور؟ برای ساختن چیزهای نوآورانه novel ، تکامل نیاز به زمان دارد. تازگی بی پایان endless novelty فقط در یونیورسی می تواند به وجود بیاید که زمان وجود دارد و جهت روشنی دارد. تکامل تنها فرآیند فیزیکی در یونیورس ما ست که میتواند دنبالهای از آبجکت های جدیدی را که ما به حیات مرتبط میکنیم ایجاد کند - چیزهایی مانند میکروبها، پستانداران، درختان و حتی تلفنهای همراه.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍4
🟣چرا اعتقادات به ماوراءالطبیعه در میان جوامع وجود دارد؟
نگارش از یورونیوز فارسی
افراد جامعه بشری در طول هزاران سال تاریخ خود همواره دارای نوعی باورهای فراطبیعی یا مذهبی بودهاند. اکنون یک تیم تحقیقاتی بینالمللی میگوید ممکن است دلیل به وجود آمدن این اعتقادات را دریافته باشند.
تلاش پژوهشگران در این تحقیق بر آن متمرکز بوده است که این باورها بر چه اساسی پدید آمدهاند. آنان میگویند رواج اعتقادات دینی یکی از ابزارهای قدرتمند برای توضیح مسائلی است که از عهده عقل بشری خارج بودهاند، به ویژه در جهان مرموز و تاریک پیش از ظهور علم مدرن.
به عنوان مثال، جوامع چینی و کرهای باستان برای توجیه تغییر حاکمان خود مشیت الهی را مسئول میدانستند؛ در حالی که مردم مصر، قوم آزتک در آمریکای جنوبی، سلتها در اروپا و تیوها در شرق آفریقا از اراده خدایان برای توضیح پدیدههای آسمانی بهره میگرفتند. دین در واقع راهی محسوب میشده است برای درک رمز و راز دنیایی اسرارآمیز که از نحوه عملکردش اطلاع زیادی در دسترس نبود.
روشنفکرانی مانند ادوارد تایلور و دیوید هیوم نیز معتقد بودند که باورهای مذهبی ممکن است به عنوان ابزاری برای توضیح پدیدههای طبیعی به کار روند. این در حالی است که در دنیای معاصر نیز چنین رویکردهایی هنوز قابل مشاهده است. برای مثال با شیوع همهگیری کووید-۱۹ در جهان، که در آغاز ناشناخته و مرگبار بود، بخشی از دینباوران آن را نوعی «مجازات الهی» فرض میکردند.
اکنون تیمی پژوهشی متشکل از دانشمندان آداب و رسوم و اعتقادات ۱۱۴ جمعیت مختلف در سراسر جهان را، از گروههای شکارچی در آفریقا (مانند مردم کونگ در صحرای کالاهاری) گرفته تا اقوام ماهیگیر در جزایر اقیانوس آرام (مانند مردم جزایر تروبریاند در غرب گینه نو) و جوامع بزرگتر و پیچیدهتر با فناوری مدرن مورد بررسی قرار دادند.
این پژوهشگران دریافتهاند که باورهای فراطبیعی افراد جوامع عمدتا به پدیدههای «طبیعی» مربوط میشوند تا پدیدههای «اجتماعی».
محققان در این باره میگویند: «ما به جواب این پرسش علاقهمند بودیم که آیا توضیحات فراطبیعی بر پدیدههای طبیعی متمرکز هستند (مانند بیماری، بلایای طبیعی و خشکسالی که هیچ دلیل انسانی واضحی ندارند) و یا اینکه بر پدیدههای اجتماعی با منشأ انسانی استوارند (نظیر جنگ، قتل و غارت)».
به عنوان مثال مردمان قوم چاچی در جنگلهای بارانی اکوادور رعد و برق را که یک پدیده طبیعی است، به الهه آذرخشی نسبت میدهند که شمشیر بزرگی را حمل میکند و آن شمشیر به هنگام استفاده در آسمان نبرد میدرخشد. یا قوم قبیله سرخپوست کومانچی در اوکلاهامای آمریکا، که جنگ را به عنوان پدیدهای ذاتا اجتماعی با رویاهای جادوگرانشان توضیح میدهند.
محققان میگویند نتایج مطالعاتشان نشان میدهد توجیههای فراطبیعی برای پدیدههای طبیعی، بسیار شایعتر از توجیههای فراطبیعی برای پدیدههای اجتماعی است.
به گفته آنان دلایل فراطبیعی برای رخداد پدیدههای طبیعی مانند بیماری (۹۶ درصد)، بلایای طبیعی (۹۲ درصد) و خشکسالی (۹۰ درصد) بیشترین فراوانی را داشتند. این دست توجیهات برای پدیدههای اجتماعی نظیر جنگ (۶۷ درصد)، قتل (۸۲ درصد) و سرقت (۲۶ درصد) از فراوانی به مراتب کمتری برخوردار بودند.
به گفته محققان از دیگر نتایج این تحقیق این بوده است که باورهای فراطبیعی با گسترش جوامع تکامل یافتهاند. در واقع با بزرگتر و پیچیدهتر شدن پدیدههای اجتماعی، توضیحات فراطبیعی جدیدتری به منظور یافتن توضیح برای رخ دادن آنها ایجاد شده است.
برای مثال احتمال بیشتری وجود دارد که جوامع پرجمعیتتر و شهری امروزی نسبت به گروههای قبیلهای شکارچی در قدیم رویدادهایی مانند دزدی و یا جنگ را با توسل به دلایل فراطبیعی توضیح دهند.
دانشمندان میگویند دقیقا نمیدانند دلیل چنین امری چیست، با این حال حدس میزنند شاید یکی از دلایل آن باشد که مردم در جوامع بزرگتر کمتر یکدیگر را میشناسند و به هم اعتماد دارند. در واقع در جوامع پیچیده و بزرگتر، نگرانی از مسائلی مانند جنگ و دزدی بیشتر است و درنتیجه بیشتر احتمال دارد که توضیحاتی فراطبیعی برای آنها ارائه شود.
نتایج مطالعات جدید در نشریه علمی «رفتار انسانی نیچر» منتشر شده است.
🆔 @phys_Q
نگارش از یورونیوز فارسی
افراد جامعه بشری در طول هزاران سال تاریخ خود همواره دارای نوعی باورهای فراطبیعی یا مذهبی بودهاند. اکنون یک تیم تحقیقاتی بینالمللی میگوید ممکن است دلیل به وجود آمدن این اعتقادات را دریافته باشند.
تلاش پژوهشگران در این تحقیق بر آن متمرکز بوده است که این باورها بر چه اساسی پدید آمدهاند. آنان میگویند رواج اعتقادات دینی یکی از ابزارهای قدرتمند برای توضیح مسائلی است که از عهده عقل بشری خارج بودهاند، به ویژه در جهان مرموز و تاریک پیش از ظهور علم مدرن.
به عنوان مثال، جوامع چینی و کرهای باستان برای توجیه تغییر حاکمان خود مشیت الهی را مسئول میدانستند؛ در حالی که مردم مصر، قوم آزتک در آمریکای جنوبی، سلتها در اروپا و تیوها در شرق آفریقا از اراده خدایان برای توضیح پدیدههای آسمانی بهره میگرفتند. دین در واقع راهی محسوب میشده است برای درک رمز و راز دنیایی اسرارآمیز که از نحوه عملکردش اطلاع زیادی در دسترس نبود.
روشنفکرانی مانند ادوارد تایلور و دیوید هیوم نیز معتقد بودند که باورهای مذهبی ممکن است به عنوان ابزاری برای توضیح پدیدههای طبیعی به کار روند. این در حالی است که در دنیای معاصر نیز چنین رویکردهایی هنوز قابل مشاهده است. برای مثال با شیوع همهگیری کووید-۱۹ در جهان، که در آغاز ناشناخته و مرگبار بود، بخشی از دینباوران آن را نوعی «مجازات الهی» فرض میکردند.
اکنون تیمی پژوهشی متشکل از دانشمندان آداب و رسوم و اعتقادات ۱۱۴ جمعیت مختلف در سراسر جهان را، از گروههای شکارچی در آفریقا (مانند مردم کونگ در صحرای کالاهاری) گرفته تا اقوام ماهیگیر در جزایر اقیانوس آرام (مانند مردم جزایر تروبریاند در غرب گینه نو) و جوامع بزرگتر و پیچیدهتر با فناوری مدرن مورد بررسی قرار دادند.
این پژوهشگران دریافتهاند که باورهای فراطبیعی افراد جوامع عمدتا به پدیدههای «طبیعی» مربوط میشوند تا پدیدههای «اجتماعی».
محققان در این باره میگویند: «ما به جواب این پرسش علاقهمند بودیم که آیا توضیحات فراطبیعی بر پدیدههای طبیعی متمرکز هستند (مانند بیماری، بلایای طبیعی و خشکسالی که هیچ دلیل انسانی واضحی ندارند) و یا اینکه بر پدیدههای اجتماعی با منشأ انسانی استوارند (نظیر جنگ، قتل و غارت)».
به عنوان مثال مردمان قوم چاچی در جنگلهای بارانی اکوادور رعد و برق را که یک پدیده طبیعی است، به الهه آذرخشی نسبت میدهند که شمشیر بزرگی را حمل میکند و آن شمشیر به هنگام استفاده در آسمان نبرد میدرخشد. یا قوم قبیله سرخپوست کومانچی در اوکلاهامای آمریکا، که جنگ را به عنوان پدیدهای ذاتا اجتماعی با رویاهای جادوگرانشان توضیح میدهند.
محققان میگویند نتایج مطالعاتشان نشان میدهد توجیههای فراطبیعی برای پدیدههای طبیعی، بسیار شایعتر از توجیههای فراطبیعی برای پدیدههای اجتماعی است.
به گفته آنان دلایل فراطبیعی برای رخداد پدیدههای طبیعی مانند بیماری (۹۶ درصد)، بلایای طبیعی (۹۲ درصد) و خشکسالی (۹۰ درصد) بیشترین فراوانی را داشتند. این دست توجیهات برای پدیدههای اجتماعی نظیر جنگ (۶۷ درصد)، قتل (۸۲ درصد) و سرقت (۲۶ درصد) از فراوانی به مراتب کمتری برخوردار بودند.
به گفته محققان از دیگر نتایج این تحقیق این بوده است که باورهای فراطبیعی با گسترش جوامع تکامل یافتهاند. در واقع با بزرگتر و پیچیدهتر شدن پدیدههای اجتماعی، توضیحات فراطبیعی جدیدتری به منظور یافتن توضیح برای رخ دادن آنها ایجاد شده است.
برای مثال احتمال بیشتری وجود دارد که جوامع پرجمعیتتر و شهری امروزی نسبت به گروههای قبیلهای شکارچی در قدیم رویدادهایی مانند دزدی و یا جنگ را با توسل به دلایل فراطبیعی توضیح دهند.
دانشمندان میگویند دقیقا نمیدانند دلیل چنین امری چیست، با این حال حدس میزنند شاید یکی از دلایل آن باشد که مردم در جوامع بزرگتر کمتر یکدیگر را میشناسند و به هم اعتماد دارند. در واقع در جوامع پیچیده و بزرگتر، نگرانی از مسائلی مانند جنگ و دزدی بیشتر است و درنتیجه بیشتر احتمال دارد که توضیحاتی فراطبیعی برای آنها ارائه شود.
نتایج مطالعات جدید در نشریه علمی «رفتار انسانی نیچر» منتشر شده است.
🆔 @phys_Q
Nature
Supernatural explanations across 114 societies are more common for natural than social phenomena
Nature Human Behaviour - Humans use supernatural beliefs as tools for explanation. These explanations are more likely to focus on natural phenomena than social phenomena, according to this...
👍8
🟣چرا اعتقادات به ماوراءالطبیعه در میان جوامع وجود دارد؟
parsi.euronews.com/2023/04/05/new-research-explain-why-supernatural-beliefs-have-featured-in-societies
دلایل فراطبیعی برای رخداد پدیدههای طبیعی مانند بیماری (۹۶% )، بلایای طبیعی (۹۲%) و خشکسالی (۹۰%) بیشترین فراوانی را داشتند. این دست توجیهات برای پدیدههای اجتماعی نظیر جنگ (۶۷%)، قتل (۸۲%) و سرقت (۲۶%) از فراوانی کمتری برخوردار بودند.
تحقیقی در نیچر
Supernatural explanations across 114 societies are more common for natural than
nature.com/articles/s41586-019-1043-4
بخوانید:
🆔 https://t.me/phys_Q/9742
parsi.euronews.com/2023/04/05/new-research-explain-why-supernatural-beliefs-have-featured-in-societies
دلایل فراطبیعی برای رخداد پدیدههای طبیعی مانند بیماری (۹۶% )، بلایای طبیعی (۹۲%) و خشکسالی (۹۰%) بیشترین فراوانی را داشتند. این دست توجیهات برای پدیدههای اجتماعی نظیر جنگ (۶۷%)، قتل (۸۲%) و سرقت (۲۶%) از فراوانی کمتری برخوردار بودند.
تحقیقی در نیچر
Supernatural explanations across 114 societies are more common for natural than
nature.com/articles/s41586-019-1043-4
بخوانید:
🆔 https://t.me/phys_Q/9742
👍6
کوانتوم مکانیک🕊
🟣 Life: Modern physics can't explain it—but our new theory, which says time is fundamental, might حیات : فیزیک مدرن نمی تواند آن را توضیح دهد - غیر از نظریه جدید ما، که می گوید زمان بنیادین است، البته شاید! قسمت نخست در طول 300 سال، از زمان اختراع…
🟣 Life: Modern physics can't explain it—but our new theory, which says time is fundamental, might
حیات : فیزیک مدرن نمی تواند آن را توضیح دهد - غیر از نظریه جدید ما، که می گوید زمان بنیادین است، البته شاید!
نوروساینس ، ژنتیک ، بیولوژی و دیگر رشته های علوم زیستی ، پس از شیمی توسط فیزیک فتح خواهد شد ، شاید دور شاید نزدیک ! البته باید نظر محققین و متخصصین این حوزه را نیز شنید .
تئوری اسمبل یک بینش هولوگرافیک درباره آبجکت های بنیادین سازنده یونیورس و متعاقب آن حیات - که همگی با توصیف اطلاعات یا اینفورمیشن بیان می شوند- را در نظر می گیرد. که در کنار هم با افزایش پیچیدگی complexity ویژگی های بدیع و نوآورانه novelty و یونیک پدید می آیند که در بروز همگی این ویژگی ها ، زمان نقشی اساسی و البته بنیادین را ایفا می کند .
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9740
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9741
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9746
Ref:
https://phys.org/news/2023-04-life-modern-physics-itbut-theory.html
حیات : فیزیک مدرن نمی تواند آن را توضیح دهد - غیر از نظریه جدید ما، که می گوید زمان بنیادین است، البته شاید!
نوروساینس ، ژنتیک ، بیولوژی و دیگر رشته های علوم زیستی ، پس از شیمی توسط فیزیک فتح خواهد شد ، شاید دور شاید نزدیک ! البته باید نظر محققین و متخصصین این حوزه را نیز شنید .
تئوری اسمبل یک بینش هولوگرافیک درباره آبجکت های بنیادین سازنده یونیورس و متعاقب آن حیات - که همگی با توصیف اطلاعات یا اینفورمیشن بیان می شوند- را در نظر می گیرد. که در کنار هم با افزایش پیچیدگی complexity ویژگی های بدیع و نوآورانه novelty و یونیک پدید می آیند که در بروز همگی این ویژگی ها ، زمان نقشی اساسی و البته بنیادین را ایفا می کند .
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9740
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9741
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9746
Ref:
https://phys.org/news/2023-04-life-modern-physics-itbut-theory.html
👍3
🟣 Life: Modern physics can't explain it—but our new theory, which says time is fundamental, might
حیات : فیزیک مدرن نمی تواند آن را توضیح دهد - غیر از نظریه جدید ما، که می گوید زمان بنیادین است، البته شاید!
قسمت سوم
✦ اینفورمیشن و مموری
چنین آبجکت هایی (واحد های بنیادین سازنده یونیورس -اطلاعات information ) نمی توانند خود به خود به هستی نوسان کنند. آنها برای ساختن چیزها در زمان حال ، بر اساس آنچه در گذشته موجود بوده ، نیاز به مموری دارند . چنین " گزینشی selection" ست که خط تقسیم بین یونیورس توصیف شده توسط فیزیک فعلی و آنچه داروین دیده است را تعیین می کند: مکانیزمی است که یونیورسی را که در آن ، مموری در تعیین آنچه وجود دارد - اهمیت ندارد، به یونیورسی تبدیل می کند که در آن مموری یا حافظه در تعیین موجودات آن اهمیت اساسی دارد. ( حیات را به فیزیک لینک می کند)
در مورد آن فکر کنید، همه چیز در دنیای زنده نیاز به نوعی مموری و جریان اینفورمیشن دارد. DNA ی سلول های ما طرح اولیه ماست. و برای نو آوری چیزهای جدید، مانند موشک یا دارو، و هم چنین موجودات زنده ، به اینفورمیشن - دانسته های قوانین فیزیک و شیمی- نیاز داریم .
بنابراین برای توضیح حیات، باید بدانیم که چگونه آبجکت های پیچیده ای که حیات را ایجاد می کند در زمان وجود دارند. با همکارانم، در یک نظریه جدید فیزیک به نام نظریه اسمبلی assembly دقیقاً همین کار را انجام دادهایم.
یک حدس کلیدی تئوری اسمبلی این است که با پیچیدهتر شدن آبجکت ها ، تعداد بخش های یونیک یا منحصربهفردی که آنها را تشکیل میدهند افزایش مییابد، و به همین دلیل نیاز به لوکال مموری برای ذخیرهسازی نحوه اسمبل آبجکت از قسمتهای منحصربهفردش افزایش مییابد. ما این را در تئوری اسمبلی به عنوان کوتاهترین تعداد مراحل فیزیکی برای ساختن یک آبجکت از بلوکهای سازنده بنیادیناش، که شاخص اسمبل نامیده میشود، کوانتیفای یا کمّی سازی میکنیم.
نکته مهم این است که نظریه اسمبلی این کوتاهترین مسیر را بهعنوان یک ویژگی ذاتی آبجکت در نظر میگیرد، و در واقع نشان دادهایم که چگونه شاخص اسمبل را میتوان با استفاده از چندین تکنیک اندازهگیری مختلف از جمله طیفسنجی جرمی mass spectrometry (روشی تحلیلی برای اندازهگیری نسبت ratio جرم به بار مولکول ها) انجام داد.
با این رویکرد، ما در آزمایشگاه با اندازهگیریهای نمونههای بیولوژیکی و غیربیولوژیکی نشان دادهایم که چگونه مولکولهایی با شاخص اسمبل بالاتر از 15 مرحله فقط در نمونههای زنده یافت میشوند.
این موضوع نشان می دهد که نظریه اسمبلی واقعاً قادر به آزمایش فرضیه ما ست که حیات فقط فیزیکال هست و آبجکت های پیچیده را تولید می کند. و ما می توانیم این کار را با شناسایی آبجکت هایی انجام دهیم که بسیار پیچیده هستند و تنها مکانیسم فیزیکی برای تشکیل آنها تکامل است.
هدف ما این است که از نظریه خود برای تخمین زمان وقوع حیات با اندازه گیری نقطه ای که در آن مولکول های موجود در یک سوپ شیمیایی آنقدر پیچیده می شوند که شروع به استفاده از اینفورمیشن برای ساختن کپی از خود می کنند، تخمین بزنیم، یعنی آستانه ای که در آن حیات از غیر حیات نشات می گیرد. . سپس میتوانیم این نظریه را برای آزمایشهایی با هدف ایجاد منشأ جدیدی از رویداد حیات در آزمایشگاه اعمال کنیم.
و وقتی این را بدانیم، میتوانیم از این تئوری برای جستجوی حیات در دنیاهایی (سیاره هایی) استفاده کنیم که کاملاً با زمین متفاوت هستند و بنابراین ممکن است آنقدر بیگانه alien به نظر برسند که نتوانیم حیات در آنجا را تشخیص دهیم.
اگر این تئوری تایید شود ، فیزیک را مجبور به بازنگری رادیکال در زمان خواهد کرد. بر اساس تئوری ما، اسمبلی را می توان به عنوان یک ویژگی ذاتی برای مولکول ها اندازه گیری کرد که با سایز آنها در زمان همخوانی دارد - به این معنی که زمان یک ویژگی فیزیکی است.
در نهایت، زمان ذاتی تجربیات ما از یونیورس است و برای تحقق تکامل ضروری است. اگر میخواهیم فیزیک قادر به توضیح حیات و ما باشد - احتمالا لازم باشد برای اولین بار در فیزیک ، زمان را به عنوان یک ویژگی مادی در نظر بگیریم.
شاید این رادیکال ترین زاویه فیزیک حیات از فیزیک استاندارد باشد، اما شاید بینش حیاتی مورد نیاز برای توضیح چیستی حیات باشد.
🆔 @phys_Q
حیات : فیزیک مدرن نمی تواند آن را توضیح دهد - غیر از نظریه جدید ما، که می گوید زمان بنیادین است، البته شاید!
قسمت سوم
✦ اینفورمیشن و مموری
چنین آبجکت هایی (واحد های بنیادین سازنده یونیورس -اطلاعات information ) نمی توانند خود به خود به هستی نوسان کنند. آنها برای ساختن چیزها در زمان حال ، بر اساس آنچه در گذشته موجود بوده ، نیاز به مموری دارند . چنین " گزینشی selection" ست که خط تقسیم بین یونیورس توصیف شده توسط فیزیک فعلی و آنچه داروین دیده است را تعیین می کند: مکانیزمی است که یونیورسی را که در آن ، مموری در تعیین آنچه وجود دارد - اهمیت ندارد، به یونیورسی تبدیل می کند که در آن مموری یا حافظه در تعیین موجودات آن اهمیت اساسی دارد. ( حیات را به فیزیک لینک می کند)
در مورد آن فکر کنید، همه چیز در دنیای زنده نیاز به نوعی مموری و جریان اینفورمیشن دارد. DNA ی سلول های ما طرح اولیه ماست. و برای نو آوری چیزهای جدید، مانند موشک یا دارو، و هم چنین موجودات زنده ، به اینفورمیشن - دانسته های قوانین فیزیک و شیمی- نیاز داریم .
بنابراین برای توضیح حیات، باید بدانیم که چگونه آبجکت های پیچیده ای که حیات را ایجاد می کند در زمان وجود دارند. با همکارانم، در یک نظریه جدید فیزیک به نام نظریه اسمبلی assembly دقیقاً همین کار را انجام دادهایم.
یک حدس کلیدی تئوری اسمبلی این است که با پیچیدهتر شدن آبجکت ها ، تعداد بخش های یونیک یا منحصربهفردی که آنها را تشکیل میدهند افزایش مییابد، و به همین دلیل نیاز به لوکال مموری برای ذخیرهسازی نحوه اسمبل آبجکت از قسمتهای منحصربهفردش افزایش مییابد. ما این را در تئوری اسمبلی به عنوان کوتاهترین تعداد مراحل فیزیکی برای ساختن یک آبجکت از بلوکهای سازنده بنیادیناش، که شاخص اسمبل نامیده میشود، کوانتیفای یا کمّی سازی میکنیم.
نکته مهم این است که نظریه اسمبلی این کوتاهترین مسیر را بهعنوان یک ویژگی ذاتی آبجکت در نظر میگیرد، و در واقع نشان دادهایم که چگونه شاخص اسمبل را میتوان با استفاده از چندین تکنیک اندازهگیری مختلف از جمله طیفسنجی جرمی mass spectrometry (روشی تحلیلی برای اندازهگیری نسبت ratio جرم به بار مولکول ها) انجام داد.
با این رویکرد، ما در آزمایشگاه با اندازهگیریهای نمونههای بیولوژیکی و غیربیولوژیکی نشان دادهایم که چگونه مولکولهایی با شاخص اسمبل بالاتر از 15 مرحله فقط در نمونههای زنده یافت میشوند.
این موضوع نشان می دهد که نظریه اسمبلی واقعاً قادر به آزمایش فرضیه ما ست که حیات فقط فیزیکال هست و آبجکت های پیچیده را تولید می کند. و ما می توانیم این کار را با شناسایی آبجکت هایی انجام دهیم که بسیار پیچیده هستند و تنها مکانیسم فیزیکی برای تشکیل آنها تکامل است.
هدف ما این است که از نظریه خود برای تخمین زمان وقوع حیات با اندازه گیری نقطه ای که در آن مولکول های موجود در یک سوپ شیمیایی آنقدر پیچیده می شوند که شروع به استفاده از اینفورمیشن برای ساختن کپی از خود می کنند، تخمین بزنیم، یعنی آستانه ای که در آن حیات از غیر حیات نشات می گیرد. . سپس میتوانیم این نظریه را برای آزمایشهایی با هدف ایجاد منشأ جدیدی از رویداد حیات در آزمایشگاه اعمال کنیم.
و وقتی این را بدانیم، میتوانیم از این تئوری برای جستجوی حیات در دنیاهایی (سیاره هایی) استفاده کنیم که کاملاً با زمین متفاوت هستند و بنابراین ممکن است آنقدر بیگانه alien به نظر برسند که نتوانیم حیات در آنجا را تشخیص دهیم.
اگر این تئوری تایید شود ، فیزیک را مجبور به بازنگری رادیکال در زمان خواهد کرد. بر اساس تئوری ما، اسمبلی را می توان به عنوان یک ویژگی ذاتی برای مولکول ها اندازه گیری کرد که با سایز آنها در زمان همخوانی دارد - به این معنی که زمان یک ویژگی فیزیکی است.
در نهایت، زمان ذاتی تجربیات ما از یونیورس است و برای تحقق تکامل ضروری است. اگر میخواهیم فیزیک قادر به توضیح حیات و ما باشد - احتمالا لازم باشد برای اولین بار در فیزیک ، زمان را به عنوان یک ویژگی مادی در نظر بگیریم.
شاید این رادیکال ترین زاویه فیزیک حیات از فیزیک استاندارد باشد، اما شاید بینش حیاتی مورد نیاز برای توضیح چیستی حیات باشد.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍4
🟣 Superstring Theory and Higher Dimensions: Bridging Einstein’s Relativity and Quantum Mechanics
تئوری ابر ریسمان و ابعاد بالاتر : ارتباط نسبیت اینشتین و مکانیک کوانتومی
دیدن فراتر از باور هاست: هولوگرافی به درک ما از یونیورس اولیه کمک می کند.
تیمی از محققان دانشگاه کیوتو در حال بررسی کاربرد از ابعاد بالاتر در فضای دی سیتر برای توضیح گرانش در یونیورس اولیه هستند. هدف آنها توسعه روشی برای محاسبه توابع همبستگی بین نوسانات، برای پر کردن شکاف بین نظریه نسبیت عام اینشتین و مکانیک کوانتومی است. این کار پتانسیل تایید تئوری ابر ریسمان را دارد و محاسبات عملی در مورد تغییرات ظریف یونیورس اولیه را امکان پذیر کند. اگرچه در ابتدا در یک یونیورس سه بعدی آزمایش شد، اما احتمالا آنالیز به یک یونیورس چهار بعدی برای اپلیکیشن های دنیای واقعی گسترش یابد.
داشتن ابزار خوب ؛ و داشتن ابزار مناسب بهتر است استفاده از ابعاد چندگانه multiple dimensions میتواند مسائل دشوار را - نه تنها در داستان های علمی تخیلی بلکه در فیزیک - ساده کند و نظریه های متضاد را به هم پیوند دهد.
برای مثال، نظریه نسبیت عام اینشتین - که در آن بافت fabric فضا-زمان توسط سیاره ها یا دیگر اجرام پرجرم تاب خورده - توضیح می دهد که گرانش در بیشتر موارد چگونه کار می کند. با این حال، این تئوری تحت شرایط خشن مانند شرایط موجود در سیاهچاله ها و سوپ های اولیه کیهانی نقض می شود.
رویکردی که به عنوان نظریه ابر ریسمان شناخته می شود می تواند از بعد دیگری برای کمک به پل زدن نظریه اینشتین GR به مکانیک کوانتومی QM استفاده کند و بسیاری از این مسائل را حل کند. اما شواهد لازم برای حمایت از این پیشنهاد وجود نداشت.
اکنون، تیمی از محققان به رهبری دانشگاه کیوتو در حال کاوش در فضای دی سیتر هستند تا بُعدی بالاتر را برای توضیح گرانش در یونیورس اولیه در حال انبساط فراخوانی کنند. آنها با استفاده از هولوگرافی یک روش مشخص برای محاسبه توابع همبستگی بین نوسانات در یونیورس در حال انبساط ایجاد کرده اند.
یاسواکی هیکیدا، از مؤسسه فیزیک نظری یوکاوا، میگوید:
"ما متوجه شدیم که روش ما میتواند بیشتر از آنچه که انتظار داشتیم در هنگام برخورد با گرانش کوانتومی بهطور کلی به کار رود."
مدلهای نظری ویلم دی سیتر، ستارهشناس هلندی، فضا را به گونهای توصیف میکند که با نظریه نسبیت عام انیشتین همخوانی دارد، به طوری که ثابت کیهانشناختی مثبت انبساط یونیورس را توضیح میدهد.
با شروع با روشهای موجود برای کنترل گرانش در فضای آنتی دی سیتر، تیم هیکیدا آنها را تغییر شکل داد تا در فضای دی سیتر در حال انبساط کار کنند تا به طور دقیقتر آنچه را که قبلاً در مورد یونیورس شناسایی شده را توضیح دهد.
هیکیدا می افزاید:
"ما اکنون در حال تعمیم آنالیز خود برای بررسی آنتروپی کیهانی و اثرات گرانش کوانتومی هستیم."
اگرچه محاسبات این تیم فقط یونیورسی سه بعدی را به عنوان یک مورد آزمایشی در نظر میگرفت، آنالیز به راحتی به یک جهان چهار بعدی تعمیم می یابد و امکان استخراج اطلاعات از دنیای واقعی ما را فراهم کند.
«رویکرد ما احتمالاً به اعتبار تئوری ابر ریسمان کمک میکند و امکان محاسبات عملی در مورد تغییرات ظریفی که در فابریک یونیورس اولیه ما موج میزند را فراهم میکند.»
Reference: “Three-Dimensional de Sitter Holography and Bulk Correlators at Late Time” by Heng-Yu Chen and Yasuaki Hikida, 3 August 2022, Physical Review Letters.
DOI: 10.1103/PhysRevLett.129.061601
Funding: JSPSGrant-in-Aid for Scientific Research, Grant-in-Aid for Scientific Research, Grant-in-Aid for Transformative Research Areas (A)“Extreme
🆔 @phys_Q
تئوری ابر ریسمان و ابعاد بالاتر : ارتباط نسبیت اینشتین و مکانیک کوانتومی
دیدن فراتر از باور هاست: هولوگرافی به درک ما از یونیورس اولیه کمک می کند.
تیمی از محققان دانشگاه کیوتو در حال بررسی کاربرد از ابعاد بالاتر در فضای دی سیتر برای توضیح گرانش در یونیورس اولیه هستند. هدف آنها توسعه روشی برای محاسبه توابع همبستگی بین نوسانات، برای پر کردن شکاف بین نظریه نسبیت عام اینشتین و مکانیک کوانتومی است. این کار پتانسیل تایید تئوری ابر ریسمان را دارد و محاسبات عملی در مورد تغییرات ظریف یونیورس اولیه را امکان پذیر کند. اگرچه در ابتدا در یک یونیورس سه بعدی آزمایش شد، اما احتمالا آنالیز به یک یونیورس چهار بعدی برای اپلیکیشن های دنیای واقعی گسترش یابد.
داشتن ابزار خوب ؛ و داشتن ابزار مناسب بهتر است استفاده از ابعاد چندگانه multiple dimensions میتواند مسائل دشوار را - نه تنها در داستان های علمی تخیلی بلکه در فیزیک - ساده کند و نظریه های متضاد را به هم پیوند دهد.
برای مثال، نظریه نسبیت عام اینشتین - که در آن بافت fabric فضا-زمان توسط سیاره ها یا دیگر اجرام پرجرم تاب خورده - توضیح می دهد که گرانش در بیشتر موارد چگونه کار می کند. با این حال، این تئوری تحت شرایط خشن مانند شرایط موجود در سیاهچاله ها و سوپ های اولیه کیهانی نقض می شود.
رویکردی که به عنوان نظریه ابر ریسمان شناخته می شود می تواند از بعد دیگری برای کمک به پل زدن نظریه اینشتین GR به مکانیک کوانتومی QM استفاده کند و بسیاری از این مسائل را حل کند. اما شواهد لازم برای حمایت از این پیشنهاد وجود نداشت.
اکنون، تیمی از محققان به رهبری دانشگاه کیوتو در حال کاوش در فضای دی سیتر هستند تا بُعدی بالاتر را برای توضیح گرانش در یونیورس اولیه در حال انبساط فراخوانی کنند. آنها با استفاده از هولوگرافی یک روش مشخص برای محاسبه توابع همبستگی بین نوسانات در یونیورس در حال انبساط ایجاد کرده اند.
یاسواکی هیکیدا، از مؤسسه فیزیک نظری یوکاوا، میگوید:
"ما متوجه شدیم که روش ما میتواند بیشتر از آنچه که انتظار داشتیم در هنگام برخورد با گرانش کوانتومی بهطور کلی به کار رود."
مدلهای نظری ویلم دی سیتر، ستارهشناس هلندی، فضا را به گونهای توصیف میکند که با نظریه نسبیت عام انیشتین همخوانی دارد، به طوری که ثابت کیهانشناختی مثبت انبساط یونیورس را توضیح میدهد.
با شروع با روشهای موجود برای کنترل گرانش در فضای آنتی دی سیتر، تیم هیکیدا آنها را تغییر شکل داد تا در فضای دی سیتر در حال انبساط کار کنند تا به طور دقیقتر آنچه را که قبلاً در مورد یونیورس شناسایی شده را توضیح دهد.
هیکیدا می افزاید:
"ما اکنون در حال تعمیم آنالیز خود برای بررسی آنتروپی کیهانی و اثرات گرانش کوانتومی هستیم."
اگرچه محاسبات این تیم فقط یونیورسی سه بعدی را به عنوان یک مورد آزمایشی در نظر میگرفت، آنالیز به راحتی به یک جهان چهار بعدی تعمیم می یابد و امکان استخراج اطلاعات از دنیای واقعی ما را فراهم کند.
«رویکرد ما احتمالاً به اعتبار تئوری ابر ریسمان کمک میکند و امکان محاسبات عملی در مورد تغییرات ظریفی که در فابریک یونیورس اولیه ما موج میزند را فراهم میکند.»
Reference: “Three-Dimensional de Sitter Holography and Bulk Correlators at Late Time” by Heng-Yu Chen and Yasuaki Hikida, 3 August 2022, Physical Review Letters.
DOI: 10.1103/PhysRevLett.129.061601
Funding: JSPSGrant-in-Aid for Scientific Research, Grant-in-Aid for Scientific Research, Grant-in-Aid for Transformative Research Areas (A)“Extreme
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍4
Conceptual diagram of the calculation of density fluctuation correlations in the early universe based on a low-dimensional matter field theory using holography. Credit: KyotoU/Yasuaki Hikida
دیاگرام مفهومی محاسبه همبستگی نوسانات چگالی در یونیورس اولیه بر اساس نظریه میدان ماده با ابعاد پایین low-dimensional با استفاده از هولوگرافی.
🟣 Superstring Theory and Higher Dimensions: Bridging Einstein’s Relativity and Quantum Mechanics
تئوری ابر ریسمان و ابعاد بالاتر : ارتباط نسبیت اینشتین و مکانیک کوانتومی
این مطالعه به بررسی نقش ابعاد بالاتر در فضای دی سیتر (فضا در یونیورس خودمان)برای توضیح گرانش است.
بخوانید:
🆔 https://t.me/phys_Q/9748
Reference:
https://scitechdaily.com/superstring-theory-and-higher-dimensions-bridging-einsteins-relativity-and-quantum-mechanics/
دیاگرام مفهومی محاسبه همبستگی نوسانات چگالی در یونیورس اولیه بر اساس نظریه میدان ماده با ابعاد پایین low-dimensional با استفاده از هولوگرافی.
🟣 Superstring Theory and Higher Dimensions: Bridging Einstein’s Relativity and Quantum Mechanics
تئوری ابر ریسمان و ابعاد بالاتر : ارتباط نسبیت اینشتین و مکانیک کوانتومی
این مطالعه به بررسی نقش ابعاد بالاتر در فضای دی سیتر (فضا در یونیورس خودمان)برای توضیح گرانش است.
بخوانید:
🆔 https://t.me/phys_Q/9748
Reference:
https://scitechdaily.com/superstring-theory-and-higher-dimensions-bridging-einsteins-relativity-and-quantum-mechanics/
👍4
🟣 نامه گمشده نشان می دهد که انیشتین پیش بینی کرده بود که حیوانات "ابر حواس super senses" دارند
توسط کارلی کاسلا
قسمت نخست
مدتها قبل از اینکه بدانیم پرندگان می توانند میدان مغناطیسی زمین را ببینند، آلبرت انیشتین در نامه ای برای سایر محققان درباره امکان وجود حیوانات با ابرحواس بحث کرد.
نامهای که مدتها گمشده از اینشتین به یک مهندس کنجکاو در سال 1949 در زمینههای زیستشناسی و فیزیک بسیار پیشبینیکننده بود.
کنجکاوی اصلی از مهندس گلین دیویس بود که مکاتبات را آغاز کرد، اما پاسخ اینشتین ، که سؤال دیویس را به ادراک حیوانات و آنچه می توانست در مورد جهان فیزیکی به ما بگوید، ربط می داد .
اینشتین در پاسخ خود نوشت: «میتوان تصور کرد که بررسی رفتار پرندگان مهاجر و کبوترهای حامل شاید روزی به درک فرآیند فیزیکی منجر شود که هنوز مشخص نیست.»
بیش از 70 سال بعد، اکنون می دانیم که تصور اینشتین دقیقاً درست بود. اکنون شواهد نشان می دهد که پرندگان می توانند میدان مغناطیسی زمین را با استفاده از گیرنده های نوری ویژه در چشمان خود حس کنند که به تغییرات ظریف در میدان مغناطیسی سیاره حساس هستند. این چیزی است که به آنها اجازه می دهد هزاران کیلومتر بدون گم شدن مهاجرت کنند.
سایر حیوانات، مانند لاکپشتهای دریایی، سگها و زنبورها نیز توانایی عجیبی در تشخیص میدانهای مغناطیسی سیاره ما دارند، البته نه لزوماً از طریق چشم.
محققان دانشگاه عبری اورشلیم در سال 2021 نوشتند: «شگفت اینکه [اینشتین] چندین دهه قبل از اینکه شواهد تجربی نشان دهد که چندین حیوان میتوانند میدانهای مغناطیسی را حس کنند و از چنین اطلاعاتی برای ناوبری استفاده کنند، این احتمال را تصور کرد.»
با این حال، برنده جایزه نوبل سرنخ هایی برای هدایت تفکر خود داشت. در زمان نگارش نامه، علم زیست شناسی و علم فیزیک شروع به ادغام کردند که تا آنزمان سابقه نداشت. پژواک مکانیابی خفاشها اخیراً کشف شده بود و فناوری رادار در حال ریشهیابی بود.
در واقع دیویس خود محققی در این زمینه بود و احتمالاً به همین دلیل است که به حواس حیوانی عجیب دیگری مانند حواس زنبور عسل علاقه داشت.
او در اینشتین روحی همفکر پیدا کرد. به نظر می رسد این فیزیکدان مشهور شیفته علم زیست شناسی نیز بوده است که دریچه ای به سوی نیروهای فیزیکی نامرئی است.
نامه برگشت او، که تا زمان مرگ دیویس در سال 2011 کشف نشده بود، کوتاه است، اما تأیید می کند که اینشتین به طور مشابه شیفته رفتار زنبورها بوده است.
🆔 @phys_Q
توسط کارلی کاسلا
قسمت نخست
مدتها قبل از اینکه بدانیم پرندگان می توانند میدان مغناطیسی زمین را ببینند، آلبرت انیشتین در نامه ای برای سایر محققان درباره امکان وجود حیوانات با ابرحواس بحث کرد.
نامهای که مدتها گمشده از اینشتین به یک مهندس کنجکاو در سال 1949 در زمینههای زیستشناسی و فیزیک بسیار پیشبینیکننده بود.
کنجکاوی اصلی از مهندس گلین دیویس بود که مکاتبات را آغاز کرد، اما پاسخ اینشتین ، که سؤال دیویس را به ادراک حیوانات و آنچه می توانست در مورد جهان فیزیکی به ما بگوید، ربط می داد .
اینشتین در پاسخ خود نوشت: «میتوان تصور کرد که بررسی رفتار پرندگان مهاجر و کبوترهای حامل شاید روزی به درک فرآیند فیزیکی منجر شود که هنوز مشخص نیست.»
بیش از 70 سال بعد، اکنون می دانیم که تصور اینشتین دقیقاً درست بود. اکنون شواهد نشان می دهد که پرندگان می توانند میدان مغناطیسی زمین را با استفاده از گیرنده های نوری ویژه در چشمان خود حس کنند که به تغییرات ظریف در میدان مغناطیسی سیاره حساس هستند. این چیزی است که به آنها اجازه می دهد هزاران کیلومتر بدون گم شدن مهاجرت کنند.
سایر حیوانات، مانند لاکپشتهای دریایی، سگها و زنبورها نیز توانایی عجیبی در تشخیص میدانهای مغناطیسی سیاره ما دارند، البته نه لزوماً از طریق چشم.
محققان دانشگاه عبری اورشلیم در سال 2021 نوشتند: «شگفت اینکه [اینشتین] چندین دهه قبل از اینکه شواهد تجربی نشان دهد که چندین حیوان میتوانند میدانهای مغناطیسی را حس کنند و از چنین اطلاعاتی برای ناوبری استفاده کنند، این احتمال را تصور کرد.»
با این حال، برنده جایزه نوبل سرنخ هایی برای هدایت تفکر خود داشت. در زمان نگارش نامه، علم زیست شناسی و علم فیزیک شروع به ادغام کردند که تا آنزمان سابقه نداشت. پژواک مکانیابی خفاشها اخیراً کشف شده بود و فناوری رادار در حال ریشهیابی بود.
در واقع دیویس خود محققی در این زمینه بود و احتمالاً به همین دلیل است که به حواس حیوانی عجیب دیگری مانند حواس زنبور عسل علاقه داشت.
او در اینشتین روحی همفکر پیدا کرد. به نظر می رسد این فیزیکدان مشهور شیفته علم زیست شناسی نیز بوده است که دریچه ای به سوی نیروهای فیزیکی نامرئی است.
نامه برگشت او، که تا زمان مرگ دیویس در سال 2011 کشف نشده بود، کوتاه است، اما تأیید می کند که اینشتین به طور مشابه شیفته رفتار زنبورها بوده است.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍7❤2👏1
🟣نامه گمشده نشان می دهد که انیشتین پیش بینی کرده بود که حیوانات "ابر حواس super senses" دارند
توسط کارلی کاسلا
قسمت دوم
در یادداشت نوشته شده، اینشتین اعتراف می کند که به خوبی با کارل فون فریش، که اخیرا متوجه شده بود زنبورها با استفاده از الگوهای قطبش نور حرکت می کنند، آشنایی دارد.
معروف است که انیشتین شش ماه قبل از ارسال نامه در یکی از سخنرانی های فون فریش در دانشگاه پرینستون شرکت کرده است. او حتی یک ملاقات شخصی با محقق داشت و این تعاملات به وضوح تأثیرگذار بود.
در حالی که به نظر می رسد دیویس بیشتر به این موضوع علاقه مند است که چگونه این دانش زیستی جدید می تواند به فناوری آینده کمک کند، اینشتین استدلال می کند که ما به تحقیقات بیولوژیکی بیشتری نیاز داریم.
او به دیویس پاسخ داد: "من نمی توانم امکانی برای استفاده از این نتایج در تحقیقات مربوط به مبانی فیزیک ببینم."
«این امر تنها در صورتی میتواند رخ دهد که نوع جدیدی از ادراک حسی، بهمثابه محرکهای آنها، از طریق رفتار زنبورها آشکار شود».
از زمان ارسال نامه، ما چیزهای زیادی در مورد رفتار زنبورها و اینکه این حشرات جوینده چگونه دنیا را درک می کنند، آموخته ایم. درست همانطور که اینشتین پیشبینی کرد، این دانش در حال حاضر به ما کمک میکند تا فناوری را بهبود بخشیم، مانند دوربینهای iPhone هایمان.
با وجود چندین دهه تحقیق، هنوز رازهای زیادی باقی مانده است. مکانیسمهای دقیقی که حیوانات از طریق آن نور را درک میکنند یا میدان مغناطیسی زمین را حس میکنند، آنها را از هم تفکیک می کند و احتمالا برای همه گونهها یکسان نباشد.
به عنوان مثال، ظاهرا زنبورها میدان مغناطیسی را در شکم خود احساس می کنند، در حالی که ظاهرا پرندگان و سگ ها این کار را عمدتاً از طریق گیرنده های نوری ویژه در چشمان خود به نام کریپتوکروم انجام می دهند.
حتی سلولهای انسانی کریپتوکروم میسازند و تحقیقات اخیر نشان میدهد که این سلولها به صورت پویا به تغییرات میدان مغناطیسی واکنش نشان میدهند.
این طعنه آمیز است زیرا این همان چیزی است که شما از یک واکنش کوانتومی منحصر به فرد انتظار دارید. برای اینکه گیرنده نور میدان مغناطیسی را حس کند، نیاز به درهم تنیدگی الکترونهای درون سلول دارد، و اینشتین در آن زمان این ایده را رد کرده بود و آن را «عمل شبحآور در فاصله» نامید.
واضح است که انیشتین همیشه درست نمیگفت، اما حتی وقتی نوبت به حوزههای علمی خارج از تخصص او میرسید، این مرد دارای نبوغ بود.
این مطالعه در مجله Comparative Physiology A منتشر شد.
نسخه ای از این مقاله برای اولین بار در می 2021 منتشر شد.
🆔 @phys_Q
توسط کارلی کاسلا
قسمت دوم
در یادداشت نوشته شده، اینشتین اعتراف می کند که به خوبی با کارل فون فریش، که اخیرا متوجه شده بود زنبورها با استفاده از الگوهای قطبش نور حرکت می کنند، آشنایی دارد.
معروف است که انیشتین شش ماه قبل از ارسال نامه در یکی از سخنرانی های فون فریش در دانشگاه پرینستون شرکت کرده است. او حتی یک ملاقات شخصی با محقق داشت و این تعاملات به وضوح تأثیرگذار بود.
در حالی که به نظر می رسد دیویس بیشتر به این موضوع علاقه مند است که چگونه این دانش زیستی جدید می تواند به فناوری آینده کمک کند، اینشتین استدلال می کند که ما به تحقیقات بیولوژیکی بیشتری نیاز داریم.
او به دیویس پاسخ داد: "من نمی توانم امکانی برای استفاده از این نتایج در تحقیقات مربوط به مبانی فیزیک ببینم."
«این امر تنها در صورتی میتواند رخ دهد که نوع جدیدی از ادراک حسی، بهمثابه محرکهای آنها، از طریق رفتار زنبورها آشکار شود».
از زمان ارسال نامه، ما چیزهای زیادی در مورد رفتار زنبورها و اینکه این حشرات جوینده چگونه دنیا را درک می کنند، آموخته ایم. درست همانطور که اینشتین پیشبینی کرد، این دانش در حال حاضر به ما کمک میکند تا فناوری را بهبود بخشیم، مانند دوربینهای iPhone هایمان.
با وجود چندین دهه تحقیق، هنوز رازهای زیادی باقی مانده است. مکانیسمهای دقیقی که حیوانات از طریق آن نور را درک میکنند یا میدان مغناطیسی زمین را حس میکنند، آنها را از هم تفکیک می کند و احتمالا برای همه گونهها یکسان نباشد.
به عنوان مثال، ظاهرا زنبورها میدان مغناطیسی را در شکم خود احساس می کنند، در حالی که ظاهرا پرندگان و سگ ها این کار را عمدتاً از طریق گیرنده های نوری ویژه در چشمان خود به نام کریپتوکروم انجام می دهند.
حتی سلولهای انسانی کریپتوکروم میسازند و تحقیقات اخیر نشان میدهد که این سلولها به صورت پویا به تغییرات میدان مغناطیسی واکنش نشان میدهند.
این طعنه آمیز است زیرا این همان چیزی است که شما از یک واکنش کوانتومی منحصر به فرد انتظار دارید. برای اینکه گیرنده نور میدان مغناطیسی را حس کند، نیاز به درهم تنیدگی الکترونهای درون سلول دارد، و اینشتین در آن زمان این ایده را رد کرده بود و آن را «عمل شبحآور در فاصله» نامید.
واضح است که انیشتین همیشه درست نمیگفت، اما حتی وقتی نوبت به حوزههای علمی خارج از تخصص او میرسید، این مرد دارای نبوغ بود.
این مطالعه در مجله Comparative Physiology A منتشر شد.
نسخه ای از این مقاله برای اولین بار در می 2021 منتشر شد.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
❤4👍3
🟣 نامه گمشده نشان می دهد که انیشتین پیش بینی کرده بود که حیوانات "ابر حواس super senses" دارند
توسط کارلی کاسلا
ابرحواس اشاره به ادراکات و سهش ها و سنس های ورای حواس معمول پنجگانه دارد . این نامه یک سند با ارزش هیستوری علم است . حیوانات برای زیستن به ادراکات حسی نیازمندند و حس ششمی (نه آن حس ششم انسانها) مانند دیدن میدان مغناطیسی زمین توسط غازهای وحشی در جهت یابی برای مهاجرت های طولانی ، ضامن بقای این گونه است .
هیچ کس از سورپرایز های آتی فیزیک ِ موجود در زیست و بیولوژی و نوروساینس و فرگشت اطلاعی ندارد و ظاهرا کم کم باید به این دست سورپرایزها عادت کنیم .
ورود فیزیک به دیگر حوزه های ساینس سابقه دارد ، اینجا را مطالعه کنید ، هر چند برخی زیست شناسان از این موضوع ناخشنودند و اینکار را فروکاهی علوم زیستی و تکاملی به فیزیک میدانند.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9750
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9751
Reference:
https://www.sciencealert.com/long-lost-letter-shows-that-einstein-predicted-that-animals-had-super-senses
توسط کارلی کاسلا
ابرحواس اشاره به ادراکات و سهش ها و سنس های ورای حواس معمول پنجگانه دارد . این نامه یک سند با ارزش هیستوری علم است . حیوانات برای زیستن به ادراکات حسی نیازمندند و حس ششمی (نه آن حس ششم انسانها) مانند دیدن میدان مغناطیسی زمین توسط غازهای وحشی در جهت یابی برای مهاجرت های طولانی ، ضامن بقای این گونه است .
هیچ کس از سورپرایز های آتی فیزیک ِ موجود در زیست و بیولوژی و نوروساینس و فرگشت اطلاعی ندارد و ظاهرا کم کم باید به این دست سورپرایزها عادت کنیم .
ورود فیزیک به دیگر حوزه های ساینس سابقه دارد ، اینجا را مطالعه کنید ، هر چند برخی زیست شناسان از این موضوع ناخشنودند و اینکار را فروکاهی علوم زیستی و تکاملی به فیزیک میدانند.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9750
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9751
Reference:
https://www.sciencealert.com/long-lost-letter-shows-that-einstein-predicted-that-animals-had-super-senses
👍4