🟣The role of symmetries on fundamental physics.
قسمت هشتم
◄ منشاء و ماهیت تقارن the origin of symmetry
چرا طبیعت متقارن symmetric است؟ حداقل دو دیدگاه وجود دارد. اولی مبتنی بر پارادایم سیستمهای ماده چگال است که در آن تقارنهای غیرمنتظره و جدید اغلب رخ میدهند، اگرچه در قوانین بنیادین وجود ندارند. مثال اصلی، پدیداری تقارن در رفتار نوسانات دوربرد سیستمی است که تحت یک انتقال فاز مرتبه دوم قرار دارد. در اینجا فرد این پدیده را دارد که در سطح بنیادی، فواصل کوچک یا انرژی زیاد، هیچ تقارنی وجود ندارد. بلکه تقارن به صورت داینامیک در فواصل زیاد ایمرج emerge می شود.
آیا این می تواند نتیجه "تقارن های بنیادین " باشد که ما در طبیعت مشاهده می کنیم؟ آیا آنها می توانند پیامدهای داینامیکی یک فیزیک نامتقارن باشند؟ من باور نمی کنم. درس هایی که از تاریخ فیزیک در این قرن می گیریم به نتایج مخالف آن اشاره دارد.
همانطور که فیزیک را در انرژی بالاتر و بالاتر کشف می کنیم، ساختار آن را در فواصل کوتاه و کوتاه تر آشکار می کنیم، تقارن بیشتر و بیشتری کشف می کنیم. این تقارن معمولاً در انرژی کم شکسته یا پنهان می شود. من دوست دارم به پارادایم اول را به عنوان «آشغال درون-زیبایی بیرون» Garbage in - beauty out و دومی به عنوان «زیبایی درون-آشغال بیرون» فکر کنم.
در سطح بنیادی، طبیعت، به هر دلیلی، زیبایی را ترجیح می دهد و به طرز شگفت انگیزی در ابداع اشکال جدید ِ این زیبایی مبتکر است. اگر اینطور باشد، ابزار مهمی برای اکتشاف طبیعت در اختیار ما قرار می دهد. هنگام جستجوی قوانین جدید و بنیادین تر طبیعت، باید به دنبال تقارنهای جدید باشیم.
🆔 @phys_Q
قسمت هشتم
◄ منشاء و ماهیت تقارن the origin of symmetry
چرا طبیعت متقارن symmetric است؟ حداقل دو دیدگاه وجود دارد. اولی مبتنی بر پارادایم سیستمهای ماده چگال است که در آن تقارنهای غیرمنتظره و جدید اغلب رخ میدهند، اگرچه در قوانین بنیادین وجود ندارند. مثال اصلی، پدیداری تقارن در رفتار نوسانات دوربرد سیستمی است که تحت یک انتقال فاز مرتبه دوم قرار دارد. در اینجا فرد این پدیده را دارد که در سطح بنیادی، فواصل کوچک یا انرژی زیاد، هیچ تقارنی وجود ندارد. بلکه تقارن به صورت داینامیک در فواصل زیاد ایمرج emerge می شود.
آیا این می تواند نتیجه "تقارن های بنیادین " باشد که ما در طبیعت مشاهده می کنیم؟ آیا آنها می توانند پیامدهای داینامیکی یک فیزیک نامتقارن باشند؟ من باور نمی کنم. درس هایی که از تاریخ فیزیک در این قرن می گیریم به نتایج مخالف آن اشاره دارد.
همانطور که فیزیک را در انرژی بالاتر و بالاتر کشف می کنیم، ساختار آن را در فواصل کوتاه و کوتاه تر آشکار می کنیم، تقارن بیشتر و بیشتری کشف می کنیم. این تقارن معمولاً در انرژی کم شکسته یا پنهان می شود. من دوست دارم به پارادایم اول را به عنوان «آشغال درون-زیبایی بیرون» Garbage in - beauty out و دومی به عنوان «زیبایی درون-آشغال بیرون» فکر کنم.
در سطح بنیادی، طبیعت، به هر دلیلی، زیبایی را ترجیح می دهد و به طرز شگفت انگیزی در ابداع اشکال جدید ِ این زیبایی مبتکر است. اگر اینطور باشد، ابزار مهمی برای اکتشاف طبیعت در اختیار ما قرار می دهد. هنگام جستجوی قوانین جدید و بنیادین تر طبیعت، باید به دنبال تقارنهای جدید باشیم.
🆔 @phys_Q
👍2
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
▷ the role of symmetries in fundamental physics ◁
¹-https://t.me/phys_Q/9264
²-https://t.me/phys_Q/9281
³-https://t.me/phys_Q/9286
⁴-https://t.me/phys_Q/9295
⁵-https://t.me/phys_Q/9300
⁶-https://t.me/phys_Q/9309
⁷-https://t.me/phys_Q/9324
⁸-https://t.me/phys_Q/9334
¹-https://t.me/phys_Q/9264
²-https://t.me/phys_Q/9281
³-https://t.me/phys_Q/9286
⁴-https://t.me/phys_Q/9295
⁵-https://t.me/phys_Q/9300
⁶-https://t.me/phys_Q/9309
⁷-https://t.me/phys_Q/9324
⁸-https://t.me/phys_Q/9334
👍1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 کاربران ترکیه ای با انتشار این تصاویر مدعی هستند پیش از زلزله این انفجارهای نامعلوم در آسمان ترکیه رخ داده است!
بررسی نور زلزله مطالعات علمی در این زمینه:
🆔 https://t.me/phys_Q/9314
مقاله قدیمی نشنال ژئوگرافی پیرامون EQL ها که گمانه زنی های درین باره را بیان می کند یکی از گمانه زنی ها اثر پیزوالکتریک است .
↫یک مطالعه قبلی پیشنهاد کرد که تنش زمین ساختی یک اثر به اصطلاح پیزوالکتریک ایجاد میکند که در آن سنگهای کوارتزدار وقتی به روش خاصی فشرده میشوند، میدانهای الکتریکی قوی ایجاد میکنند. اما یکی از عوارض مطالعه نورهای زلزله، غیرقابل پیش بینی بودن و کوتاه مدت بودن آنهاست. در تلاش برای حل این مشکل، برخی از دانشمندان تلاش کرده اند این پدیده را در آزمایشگاه بازسازی کنند.
🆔 https://t.me/phys_Q/9315
مطالعات دانشگاه برکلی فریدمن فروند فرض می کند پیوند جفت اتم های اکسیژن با بار منفی در عمق پوسته که در پروکسی باند بهم لینک شده اند ، با اعمال تنش ، شکسته و یون های منفی اکسیژن در بسته های بزرگ به سطح زمین می آیند و در برخورد با هوا آنرا یونیزه می کنند و پلاسما تشکیل می دهند و آلخ...
🆔 https://t.me/phys_Q/9316
بررسی نور زلزله مطالعات علمی در این زمینه:
🆔 https://t.me/phys_Q/9314
مقاله قدیمی نشنال ژئوگرافی پیرامون EQL ها که گمانه زنی های درین باره را بیان می کند یکی از گمانه زنی ها اثر پیزوالکتریک است .
↫یک مطالعه قبلی پیشنهاد کرد که تنش زمین ساختی یک اثر به اصطلاح پیزوالکتریک ایجاد میکند که در آن سنگهای کوارتزدار وقتی به روش خاصی فشرده میشوند، میدانهای الکتریکی قوی ایجاد میکنند. اما یکی از عوارض مطالعه نورهای زلزله، غیرقابل پیش بینی بودن و کوتاه مدت بودن آنهاست. در تلاش برای حل این مشکل، برخی از دانشمندان تلاش کرده اند این پدیده را در آزمایشگاه بازسازی کنند.
🆔 https://t.me/phys_Q/9315
مطالعات دانشگاه برکلی فریدمن فروند فرض می کند پیوند جفت اتم های اکسیژن با بار منفی در عمق پوسته که در پروکسی باند بهم لینک شده اند ، با اعمال تنش ، شکسته و یون های منفی اکسیژن در بسته های بزرگ به سطح زمین می آیند و در برخورد با هوا آنرا یونیزه می کنند و پلاسما تشکیل می دهند و آلخ...
🆔 https://t.me/phys_Q/9316
👍1
🟣The role of symmetries on fundamental physics.
قسمت نهم و پایانی
◄ تقارن های جدید new symmetries
اکتشافات نظری کنونی در جستجوی اتحاد بیشتر نیروهای طبیعت، از جمله گرانش، عمدتاً مبتنی بر جستجوی تقارنهای جدید طبیعت است. نظریه پردازان در مورد تقارن های لوکال بزرگتر و الگوهای پیچیده تر شکستن تقارن حدس می زنند تا برهمکنش های جدا از هم را یکپارچه و متحد Unification کنند. هیجان انگیزترین حدس و گمان در مورد انواع جدیدی از تقارن است که می تواند برخی از اسرارآمیزترین ویژگی های طبیعت را توضیح دهد. مهمترین آنها ابر تقارن super symmetry است که توانایی متحد کردن بوزون ها و فرمیون ها را در یک الگوی واحد دارد ، با متحد کردن ماده و نیرو و کمک به توضیح این فکت اسرار آمیز می کند که مقیاس جرمی mass scale فیزیک اتمی و هسته ای بسیار کوچکتر از مقیاس تعیین شده توسط گرانش است (مسئله سلسله مراتبی hierarchy).
ابرتقارن تعمیم عمیق و زیبایی از تقارن های هندسی فضا-زمان است که شامل تقارن های تولید شده توسط بارهای فرمیونی (anti commuting) می شود. ما میتوانیم ابرتقارن را با گفتن اینکه فضا-زمان باید با ابر فضا-زمان جایگزین شود، که دارای مختصات جدیدی علاوه بر مختصات معمول فضا و زمان است، که با θi و، i = 1، 2، … نشان می دهیم . ویژگی جدید این مختصات این است که آنها اعداد ضد جابجایی anticommuting هستند، یعنی θ1θ2 = -θ2θ1.
فیزیک ابر تقارن در این ابرفضا فرموله شده است. بنابراین همه میدانها تابعی از x و t و مقادیر θi هستند. ابر تقارن مجموعهای از تبدیلات پیوسته، چرخش rotation، و تمام مختصات ابرفضا است. این تقارن ها حاوی تقارن های نسبیتی معمول فضازمان هستند، اما علاوه بر این، تقارن های جدید، با پیامدهای جدید - مهمترین نتیجه این است که برای هر ذره با اسپین J باید ذره دیگری با اسپین J ± 1/2 وجود داشته باشد.
اگر تقارن دقیق بود اینها از نظر جرم دچار انحطاط degenerate می شدند. این چیزی نیست که در طبیعت مشاهده می شود - بنابراین ابرتقارن باید شکسته شود. اما، همانطور که گفتیم، این مشکلی ایجاد نمی کند . اکثر تقارن ها شکسته می شوند. اگر مقیاس شکست مقیاس مدل استاندارد باشد، این تقارن می تواند مشکل سلسله مراتبی را توضیح دهد. علاوه بر این، در انرژی هایی که اکنون در دسترس هستند قابل مشاهده خواهد بود. ما مشتاقانه منتظر کشف تجربی نشانههای این تقارن (شکسته) در نسل بعدی شتابدهندههای ذرات و کشف ابعاد جدیدی از فضا-زمان هستیم .
سرانجام، در سالهای اخیر، ما به طور جدی نوع جدیدی از نظریه را بر اساس بسط ریشهای چارچوب مفهومی نظریه میدان کوانتومی لوکال آغاز کردهایم: نظریه ریسمان string .
نظریه ریسمان بلندپروازانهترین کاندیداها برای تئوری اتحاد Unification همه برهمکنشهایی است که به طور طبیعی در یک گرانش کوانتومی ثابت تجسم مییابند. که شامل تمام تقارن های آشنا است که ما کشف کرده ایم و در طبیعت نقش دارند. در واقع به نظر می رسد که تمام مواد لازم برای استخراج یا توضیح مدل استاندارد را دارد. علاوه بر این، نکاتی در این نظریه وجود دارد که نشان می دهد تقارن های جدید و عجیبی را در بر می گیرد که ما اکنون در تلاش برای درک آنها هستیم.
بنابراین، یک بار دیگر ما وارد مرحله جدیدی از کاوش در قوانین بنیادین طبیعت می شویم، سفری که عمدتاً توسط جستجو و کشف تقارن های جدید هدایت می شود.
🆔 @phys_Q
قسمت نهم و پایانی
◄ تقارن های جدید new symmetries
اکتشافات نظری کنونی در جستجوی اتحاد بیشتر نیروهای طبیعت، از جمله گرانش، عمدتاً مبتنی بر جستجوی تقارنهای جدید طبیعت است. نظریه پردازان در مورد تقارن های لوکال بزرگتر و الگوهای پیچیده تر شکستن تقارن حدس می زنند تا برهمکنش های جدا از هم را یکپارچه و متحد Unification کنند. هیجان انگیزترین حدس و گمان در مورد انواع جدیدی از تقارن است که می تواند برخی از اسرارآمیزترین ویژگی های طبیعت را توضیح دهد. مهمترین آنها ابر تقارن super symmetry است که توانایی متحد کردن بوزون ها و فرمیون ها را در یک الگوی واحد دارد ، با متحد کردن ماده و نیرو و کمک به توضیح این فکت اسرار آمیز می کند که مقیاس جرمی mass scale فیزیک اتمی و هسته ای بسیار کوچکتر از مقیاس تعیین شده توسط گرانش است (مسئله سلسله مراتبی hierarchy).
ابرتقارن تعمیم عمیق و زیبایی از تقارن های هندسی فضا-زمان است که شامل تقارن های تولید شده توسط بارهای فرمیونی (anti commuting) می شود. ما میتوانیم ابرتقارن را با گفتن اینکه فضا-زمان باید با ابر فضا-زمان جایگزین شود، که دارای مختصات جدیدی علاوه بر مختصات معمول فضا و زمان است، که با θi و، i = 1، 2، … نشان می دهیم . ویژگی جدید این مختصات این است که آنها اعداد ضد جابجایی anticommuting هستند، یعنی θ1θ2 = -θ2θ1.
فیزیک ابر تقارن در این ابرفضا فرموله شده است. بنابراین همه میدانها تابعی از x و t و مقادیر θi هستند. ابر تقارن مجموعهای از تبدیلات پیوسته، چرخش rotation، و تمام مختصات ابرفضا است. این تقارن ها حاوی تقارن های نسبیتی معمول فضازمان هستند، اما علاوه بر این، تقارن های جدید، با پیامدهای جدید - مهمترین نتیجه این است که برای هر ذره با اسپین J باید ذره دیگری با اسپین J ± 1/2 وجود داشته باشد.
اگر تقارن دقیق بود اینها از نظر جرم دچار انحطاط degenerate می شدند. این چیزی نیست که در طبیعت مشاهده می شود - بنابراین ابرتقارن باید شکسته شود. اما، همانطور که گفتیم، این مشکلی ایجاد نمی کند . اکثر تقارن ها شکسته می شوند. اگر مقیاس شکست مقیاس مدل استاندارد باشد، این تقارن می تواند مشکل سلسله مراتبی را توضیح دهد. علاوه بر این، در انرژی هایی که اکنون در دسترس هستند قابل مشاهده خواهد بود. ما مشتاقانه منتظر کشف تجربی نشانههای این تقارن (شکسته) در نسل بعدی شتابدهندههای ذرات و کشف ابعاد جدیدی از فضا-زمان هستیم .
سرانجام، در سالهای اخیر، ما به طور جدی نوع جدیدی از نظریه را بر اساس بسط ریشهای چارچوب مفهومی نظریه میدان کوانتومی لوکال آغاز کردهایم: نظریه ریسمان string .
نظریه ریسمان بلندپروازانهترین کاندیداها برای تئوری اتحاد Unification همه برهمکنشهایی است که به طور طبیعی در یک گرانش کوانتومی ثابت تجسم مییابند. که شامل تمام تقارن های آشنا است که ما کشف کرده ایم و در طبیعت نقش دارند. در واقع به نظر می رسد که تمام مواد لازم برای استخراج یا توضیح مدل استاندارد را دارد. علاوه بر این، نکاتی در این نظریه وجود دارد که نشان می دهد تقارن های جدید و عجیبی را در بر می گیرد که ما اکنون در تلاش برای درک آنها هستیم.
بنابراین، یک بار دیگر ما وارد مرحله جدیدی از کاوش در قوانین بنیادین طبیعت می شویم، سفری که عمدتاً توسط جستجو و کشف تقارن های جدید هدایت می شود.
🆔 @phys_Q
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 اگر کسی از ساینس برای اعتقادات خود دلیلی آورد - عملا مرتکب دو خطای تکنیکال شده است . زیرا نه اطلاعی از متد علمی دارد که اجتماع آنرا با مشکلی بنام ایمان مذهبی در نظر دارد - و نه از چیستی و چگونگی ایمان مذهبی مطلع است .
ایمان مذهبی ، نوعی امنیت قلبی ست که ماهیت خود را از ثبات و پایداری در باور های شخص شکل داده اما ساینس منحصرا شک گراست .
ازین گذشته ساینس متد تجربی دارد و هسته ی مذاهب و ادیان مربوط به مابعد الطبیعه و ماوراء ماده و انرژی و فراتر از متد تجربی ست .
رفتار و استدلال های پارادوکسیکال به وفور در بین قوم لاطائل مشاهده می شود و محدود به این موضوع نمی ماند . برای مثال واژه" نو اندیش دینی" یا "روشنفکر دینی" و "سازگاری علم و دین" یا "عالم دینی و علوم دینی" و ... همگی واژه های ترکیبی پارادوکسیکالی هستند که هیچ بار معنایی قابل اعتنایی ندارند .
در واقع یک ساینتیست با داده های تجربی قرارداد متفاوتی نسبت به فرد مذهبی دارد . شواهد برای ساینتیست راه تولید تئوری علمی را روشن می کنند در حالی که فرد مذهبی تئوری دینی خود را با سابقه هزاران ساله چراغ راه قرار داده و به ایمان و ثبات قلبی دست یافته ست.
🆔 @phys_Q
ایمان مذهبی ، نوعی امنیت قلبی ست که ماهیت خود را از ثبات و پایداری در باور های شخص شکل داده اما ساینس منحصرا شک گراست .
ازین گذشته ساینس متد تجربی دارد و هسته ی مذاهب و ادیان مربوط به مابعد الطبیعه و ماوراء ماده و انرژی و فراتر از متد تجربی ست .
رفتار و استدلال های پارادوکسیکال به وفور در بین قوم لاطائل مشاهده می شود و محدود به این موضوع نمی ماند . برای مثال واژه" نو اندیش دینی" یا "روشنفکر دینی" و "سازگاری علم و دین" یا "عالم دینی و علوم دینی" و ... همگی واژه های ترکیبی پارادوکسیکالی هستند که هیچ بار معنایی قابل اعتنایی ندارند .
در واقع یک ساینتیست با داده های تجربی قرارداد متفاوتی نسبت به فرد مذهبی دارد . شواهد برای ساینتیست راه تولید تئوری علمی را روشن می کنند در حالی که فرد مذهبی تئوری دینی خود را با سابقه هزاران ساله چراغ راه قرار داده و به ایمان و ثبات قلبی دست یافته ست.
🆔 @phys_Q
👍9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 نسبیّت Relativity
در بینش نیوتونی فضا و زمان ، مجزا از هم و ثابت در نظر گرفته می شدند . اما در نسبیت عام فضازمان از بافت سه بعد مکانی با یک بعد زمانی ، بصورت یکپارچه در نظر گرفته می شوند . فضازمانی که جابجایی در مکان بر تجربه آهنگ گذر زمان ، تاثیر می گذارد ، چیزی که اتساع زمان نام دارد .
بنا بر نسبیت جرم گرانشی و لختی ، یا شتاب و شتاب گرانشی یا جرم و انرژی ، هم ارز هستند و اتساع زمان گرانشی و اتساع زمان بدلیل سرعت نسبی نیز کاملا مشابه و غیر قابل تشخیص هستند.
یک صفحه کاغذ دو بعدی ، بدون انحنا را تصور کنید ، با خم کردن این سطح در امتداد بعد سوم یک استوانه سه بعدی خواهید داشت ، جرم/انرژی فضازمان سه بعدی ما را در امتداد بعد چهارم خم می کند اما ذهن ما تنها قادر به درک فضای سه بعدی ست .
نسبیت تئوری علّی causal است و رویداد ها ترتیب زمانی و مکانی دارند . علاوه بر این مانند دیگر تئوری های کلاسیک دترمینیستی هست .
نسبیت عام و خاص هر دو شاهکار های فیزیک کلاسیک هستند که بینش و دانش ما از فیزیک جهان را جهش بخشیدند .
🆔 @phys_Q
در بینش نیوتونی فضا و زمان ، مجزا از هم و ثابت در نظر گرفته می شدند . اما در نسبیت عام فضازمان از بافت سه بعد مکانی با یک بعد زمانی ، بصورت یکپارچه در نظر گرفته می شوند . فضازمانی که جابجایی در مکان بر تجربه آهنگ گذر زمان ، تاثیر می گذارد ، چیزی که اتساع زمان نام دارد .
بنا بر نسبیت جرم گرانشی و لختی ، یا شتاب و شتاب گرانشی یا جرم و انرژی ، هم ارز هستند و اتساع زمان گرانشی و اتساع زمان بدلیل سرعت نسبی نیز کاملا مشابه و غیر قابل تشخیص هستند.
یک صفحه کاغذ دو بعدی ، بدون انحنا را تصور کنید ، با خم کردن این سطح در امتداد بعد سوم یک استوانه سه بعدی خواهید داشت ، جرم/انرژی فضازمان سه بعدی ما را در امتداد بعد چهارم خم می کند اما ذهن ما تنها قادر به درک فضای سه بعدی ست .
نسبیت تئوری علّی causal است و رویداد ها ترتیب زمانی و مکانی دارند . علاوه بر این مانند دیگر تئوری های کلاسیک دترمینیستی هست .
نسبیت عام و خاص هر دو شاهکار های فیزیک کلاسیک هستند که بینش و دانش ما از فیزیک جهان را جهش بخشیدند .
🆔 @phys_Q
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رقص خوشحالی بازیکن کره ای وقتی تیمش جلو افتاده در وقفه ی بین بازی و عکس العمل بازیکن تیم مقابل
🆔 @phys_Q
🆔 @phys_Q
👍6😁1
"مقتدی صدر علت زلزلههای هولناک ترکیه و سوریه را تنبیه مسلمانان توسط الله بهدلیل سکوت نسبت به قرآنسوزی در سوئد خواندهست!"
مشمئز شدیم از طرز فکر ایشان! ضمن اینکه برای ابطال چنین روایتی در پیشگاه اخلاق ، نیاز به استدلال منطقی هم نداریم باید بگوییم دلیل فجایع متعدد در دول اسلامی در واقع چیزی جز حالت نشئگی ملل اسلامی نیست . چون که در چورت تشریف دارند فراموش کردند که استاندارد های علمی را رعایت کنند و امثال مقتدی صدر هم موتوری های روزگار ،متریال بی کیفیت بخورد ملت می دهند .
🆔 @phys_Q
مشمئز شدیم از طرز فکر ایشان! ضمن اینکه برای ابطال چنین روایتی در پیشگاه اخلاق ، نیاز به استدلال منطقی هم نداریم باید بگوییم دلیل فجایع متعدد در دول اسلامی در واقع چیزی جز حالت نشئگی ملل اسلامی نیست . چون که در چورت تشریف دارند فراموش کردند که استاندارد های علمی را رعایت کنند و امثال مقتدی صدر هم موتوری های روزگار ،متریال بی کیفیت بخورد ملت می دهند .
🆔 @phys_Q
😁17👍1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصاویری از نیلوفر آقایی که مزدوران ج.ا با شلیک به او بینایی یک چشمش را گرفتند، اما نیلوفر و جوانان دارای وضعیت مشابه او نور چشم مردم ایران شدند
🆔 @phys_Q
🆔 @phys_Q
❤13👍1
🟣 امواج لرزه ای Seismic wave
از آنجایی که زمین یا هر پیکر سیارهای دیگر را میتوان یک آبجکت الاستیک elastic در نظر گرفت، از انتشار امواج جنبش گر پشتیبانی میکند. اغتشاشی مانند زلزله در هر نقطه از زمین، امواج پرانرژی به نام امواج لرزه ای تولید می کند.
پوسته زمین به عنوان یک آبجکت جامد solid، امواج را در امتداد خود( پوسته ) به نام امواج پیکر body و روی سطح (امواج سطحی surface ) پشتیبانی می کند. در یک متریال جامد یا سخت، این امواج می توانند امواج طولی یا امواج عرضی باشند. برای امواج لرزه ای seismic waves از میان انباشت متریال ها ، امواج طولی longitudinal یا فشاری compressional امواج P نامیده می شوند (برای امواج "اولیه primary ") در حالی که امواج عرضی transverse امواج S (امواج "ثانویه secondary ") نامیده می شوند. در متریال جامد یا مایع (سیال) تحت فشار ، امواج P می توانند از هر نوع از آن متریال عبور کنند. با این حال، امواج S به مقاومت در برابر نیروی عرضی یا «برشی» shear بستگی دارند که در یک محیط مایع یا گاز وجود ندارد، بنابراین آنها فقط میتوانند در بخشهای جامد زمین حرکت کنند .
امواج P در هوا به سادگی امواج صوتی هستند و سرعت صوت برای دماهای معمولی حدود 340 متر بر ثانیه است. آب می تواند امواج P را پشتیبانی کند اما امواج S را پشتیبانی نمی کند و سرعت این امواج P (سرعت صوت) در آب حدود 1450 متر بر ثانیه است. امواج P به مدول الاستیسیته متریال انباشت شده و همچنین چگالی آن بستگی دارد و سرعت موج در متریال جامدی مانند گرانیت میتواند حدود 5000 متر بر ثانیه باشد. امواج P ناشی از زلزله ابتدا وارد عمل می شوند، اما به دلیل دامنه های کوچکشان به اندازه امواج S و امواج سطحی که به دنبال آن وارد می شوند، آسیب وارد نمی کنند.
امواج S امواج عرضی هستند که شامل جنبش زمین عمود بر (بردار) سرعت velocity انتشار است. آنها فقط از طریق جامدات حرکت می کنند و عدم وجود امواج S شناسایی شده در فواصل زیاد از زمین لرزه ها اولین نشانه ای بود که زمین یک هسته مایع دارد. امواج S معمولاً با 60 درصد سرعت امواج P حرکت می کنند. آنها معمولاً آسیب بیشتری نسبت به امواج P دارند زیرا دامنه آنها چندین برابر بیشتر است.
زلزله همچنین امواج سطحی تولید می کند که ممکن است باعث حرکت عمود بر سطح یا موازی با سطح شود. امواجی که سطح را به سمت بالا و پایین حرکت میدهند، امواج رایلی نامیده میشوند و گاهی اوقات به عنوان " ground roll " توصیف میشوند. امواجی که دامنه حرکتی آنها موازی با سطح است، امواج عشق Love نامیده میشوند (به نام ریاضیدان A. E. H. Love که آنها را مدلسازی کرده است - قطعاً نشانهای از این نیست که کسی به آنها علاقه دارد).
امواج ریلی Rayleigh یا امواج ground roll باعث بالا و پایین رفتن سطح زمین می شوند. آنها تقریباً با 90 درصد سرعت امواج S حرکت می کنند. امواج Love شامل حرکت زمین از پهلو به پهلو، عمود بر سرعت انتشار است. آنها معمولاً کمی سریعتر از امواج ریلی حرکت می کنند.
Roll wave : امواج پیچشی
🆔 @phys_Q
از آنجایی که زمین یا هر پیکر سیارهای دیگر را میتوان یک آبجکت الاستیک elastic در نظر گرفت، از انتشار امواج جنبش گر پشتیبانی میکند. اغتشاشی مانند زلزله در هر نقطه از زمین، امواج پرانرژی به نام امواج لرزه ای تولید می کند.
پوسته زمین به عنوان یک آبجکت جامد solid، امواج را در امتداد خود( پوسته ) به نام امواج پیکر body و روی سطح (امواج سطحی surface ) پشتیبانی می کند. در یک متریال جامد یا سخت، این امواج می توانند امواج طولی یا امواج عرضی باشند. برای امواج لرزه ای seismic waves از میان انباشت متریال ها ، امواج طولی longitudinal یا فشاری compressional امواج P نامیده می شوند (برای امواج "اولیه primary ") در حالی که امواج عرضی transverse امواج S (امواج "ثانویه secondary ") نامیده می شوند. در متریال جامد یا مایع (سیال) تحت فشار ، امواج P می توانند از هر نوع از آن متریال عبور کنند. با این حال، امواج S به مقاومت در برابر نیروی عرضی یا «برشی» shear بستگی دارند که در یک محیط مایع یا گاز وجود ندارد، بنابراین آنها فقط میتوانند در بخشهای جامد زمین حرکت کنند .
امواج P در هوا به سادگی امواج صوتی هستند و سرعت صوت برای دماهای معمولی حدود 340 متر بر ثانیه است. آب می تواند امواج P را پشتیبانی کند اما امواج S را پشتیبانی نمی کند و سرعت این امواج P (سرعت صوت) در آب حدود 1450 متر بر ثانیه است. امواج P به مدول الاستیسیته متریال انباشت شده و همچنین چگالی آن بستگی دارد و سرعت موج در متریال جامدی مانند گرانیت میتواند حدود 5000 متر بر ثانیه باشد. امواج P ناشی از زلزله ابتدا وارد عمل می شوند، اما به دلیل دامنه های کوچکشان به اندازه امواج S و امواج سطحی که به دنبال آن وارد می شوند، آسیب وارد نمی کنند.
امواج S امواج عرضی هستند که شامل جنبش زمین عمود بر (بردار) سرعت velocity انتشار است. آنها فقط از طریق جامدات حرکت می کنند و عدم وجود امواج S شناسایی شده در فواصل زیاد از زمین لرزه ها اولین نشانه ای بود که زمین یک هسته مایع دارد. امواج S معمولاً با 60 درصد سرعت امواج P حرکت می کنند. آنها معمولاً آسیب بیشتری نسبت به امواج P دارند زیرا دامنه آنها چندین برابر بیشتر است.
زلزله همچنین امواج سطحی تولید می کند که ممکن است باعث حرکت عمود بر سطح یا موازی با سطح شود. امواجی که سطح را به سمت بالا و پایین حرکت میدهند، امواج رایلی نامیده میشوند و گاهی اوقات به عنوان " ground roll " توصیف میشوند. امواجی که دامنه حرکتی آنها موازی با سطح است، امواج عشق Love نامیده میشوند (به نام ریاضیدان A. E. H. Love که آنها را مدلسازی کرده است - قطعاً نشانهای از این نیست که کسی به آنها علاقه دارد).
امواج ریلی Rayleigh یا امواج ground roll باعث بالا و پایین رفتن سطح زمین می شوند. آنها تقریباً با 90 درصد سرعت امواج S حرکت می کنند. امواج Love شامل حرکت زمین از پهلو به پهلو، عمود بر سرعت انتشار است. آنها معمولاً کمی سریعتر از امواج ریلی حرکت می کنند.
Roll wave : امواج پیچشی
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 در تصویر نور زلزله و البته امواج S کاملا مشهود است .
نور زلزله در اینجا ارائه شد .
به جنبش پایه دوربین عمود بر جهت امواج S دقت کنید ، که به دلیل امواج سطحی ست . در اینجا پیرامون امواج لرزه ای بیشتر بخوانید.
🆔 @phys_Q
نور زلزله در اینجا ارائه شد .
به جنبش پایه دوربین عمود بر جهت امواج S دقت کنید ، که به دلیل امواج سطحی ست . در اینجا پیرامون امواج لرزه ای بیشتر بخوانید.
🆔 @phys_Q
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 پند خیام :
ترکیب طبایع چو به کام تو دمی است
رو شاد بزی اگر چه بر تو ستمی است
با اهل خرد باش که اصل تن تو
گردی و نسیمی و غباری و دمی است
🆔 @phys_Q
ترکیب طبایع چو به کام تو دمی است
رو شاد بزی اگر چه بر تو ستمی است
با اهل خرد باش که اصل تن تو
گردی و نسیمی و غباری و دمی است
🆔 @phys_Q
👍8❤5🥰1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣 مدیر کنفرانس امنیتی مونیخ، از دعوت اعضای اپوزیسیون جمهوری اسلامی به جای مقامات این رژیم خبر داد
کریستو هویزگن به وبسایت «پولیتیکو» گفت که اگرچه مدیران پیشین این کنفرانس بر دعوت مقامات جمهوری اسلامی به این بزرگترین رویداد امنیتی جهان تأکید داشتهاند، اما به دلیل «نقض قوانین بینالمللی و حمله وحشیانه سپاه پاسداران و پلیس رژیم اسلامی به مردم این کشور»، هیچ دعوتنامهای برای مقامات جمهوری اسلامی ارسال نشده است.
به گفته مدیر کنفرانس مونیخ، تصمیمگیرندگان این کنفرانس از دعوت دولت روسیه به این نشست نیز خودداری کردهاند زیرا نمیخواهند که «کنفرانس امنیتی مونیخ به تریبونی برای تبلیغات روسیه تبدیل شود.»
از سوی اپوزیسیون روسیه، میخائیل خودورکوفسکی، گری کاسپارف، دمیتری موراتوف و همسر الکسی ناوالنی، زندانی سیاسی سرشناس، به این کنفرانس دعوت شدهاند.
اما هنوز معلوم نیست کدامیک از "مخالفان رژیم جمهوری اسلامی" بهجای نمایندگان ج.ا در این کنفرانس حاضر خواهند شد.
🆔 @phys_Q
کریستو هویزگن به وبسایت «پولیتیکو» گفت که اگرچه مدیران پیشین این کنفرانس بر دعوت مقامات جمهوری اسلامی به این بزرگترین رویداد امنیتی جهان تأکید داشتهاند، اما به دلیل «نقض قوانین بینالمللی و حمله وحشیانه سپاه پاسداران و پلیس رژیم اسلامی به مردم این کشور»، هیچ دعوتنامهای برای مقامات جمهوری اسلامی ارسال نشده است.
به گفته مدیر کنفرانس مونیخ، تصمیمگیرندگان این کنفرانس از دعوت دولت روسیه به این نشست نیز خودداری کردهاند زیرا نمیخواهند که «کنفرانس امنیتی مونیخ به تریبونی برای تبلیغات روسیه تبدیل شود.»
از سوی اپوزیسیون روسیه، میخائیل خودورکوفسکی، گری کاسپارف، دمیتری موراتوف و همسر الکسی ناوالنی، زندانی سیاسی سرشناس، به این کنفرانس دعوت شدهاند.
اما هنوز معلوم نیست کدامیک از "مخالفان رژیم جمهوری اسلامی" بهجای نمایندگان ج.ا در این کنفرانس حاضر خواهند شد.
🆔 @phys_Q
👍9😁2
🟣 اگر یونیورس یک هولوگرام باشد، احتمالا به زودی به یک سیاهچاله زل خواهیم زد
◄ در این جا فضای دی سیتر و آنتی دی سیتر را توضیح دادیم .
مطابق با GR یونیورس ما باید در خود کلپس کند زیرا که جرم باعث انحنای مثبت میگردد - بخشی از کشش گرانشی را فیزیسیست ها با رانش تاریک و همینطور انرژی خلا خنثی کرده اند اما در تئوری هولوگرافیک یونیورس که با CFT کنترل می شود در مرز فضای AdS که با نوعی تئوری ریسمان کنترل می شود قرار گرفته است . تئوری هولوگرافیک یک ساختار نظری و ریاضیاتی برای حل تمامی پازل های فیزیک را در نظر گرفته
قسمت نخست
قسمت دوم
قسمتسوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
◄ تئوری های کانفورمال Conformal تئوری های بی مقیاسی هستند ، یعنی برای هر مقیاس انرژی و مکانی ، تئوری صادق و پاسخ یکسانی دارد . کانفورمال فیلد تئوری CFT در تئوری هولوگرافیک holographic نیز ازین دست است . تئوری پارتیکلی که در مرز بی نهایت یک فضای با انحنای منفیAdS که با تئوری ریسمان کنترل/حاوی گرانش است . CFT در مرز بی نهایت AdS با انحنای منفی واقع و دارای یک بعد ایمرج شده بیشتر است . یک فراکتال در امتداد ابعاد و بی مقیاس حاصل می شود.
🆔 @phys_Q
◄ در این جا فضای دی سیتر و آنتی دی سیتر را توضیح دادیم .
مطابق با GR یونیورس ما باید در خود کلپس کند زیرا که جرم باعث انحنای مثبت میگردد - بخشی از کشش گرانشی را فیزیسیست ها با رانش تاریک و همینطور انرژی خلا خنثی کرده اند اما در تئوری هولوگرافیک یونیورس که با CFT کنترل می شود در مرز فضای AdS که با نوعی تئوری ریسمان کنترل می شود قرار گرفته است . تئوری هولوگرافیک یک ساختار نظری و ریاضیاتی برای حل تمامی پازل های فیزیک را در نظر گرفته
قسمت نخست
قسمت دوم
قسمتسوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
◄ تئوری های کانفورمال Conformal تئوری های بی مقیاسی هستند ، یعنی برای هر مقیاس انرژی و مکانی ، تئوری صادق و پاسخ یکسانی دارد . کانفورمال فیلد تئوری CFT در تئوری هولوگرافیک holographic نیز ازین دست است . تئوری پارتیکلی که در مرز بی نهایت یک فضای با انحنای منفیAdS که با تئوری ریسمان کنترل/حاوی گرانش است . CFT در مرز بی نهایت AdS با انحنای منفی واقع و دارای یک بعد ایمرج شده بیشتر است . یک فراکتال در امتداد ابعاد و بی مقیاس حاصل می شود.
🆔 @phys_Q
👍3
◄ آیا معنی احتمالات در مکانیک کوانتوم این است که فیزیک که علمی است بسیار دقیق، تا آن قدر پایین آمده که فقط احتمال رویدادها را محاسبه می کند و نه این که دقیقا پیش بینی کند چه روی خواهد داد؟ بله. این عقب نشینی است، اما همین هست که هست. طبیعت به ما اجازه داده فقط احتمال ها را محاسبه کنیم و با این حال علم فرو نریخته. پس امیدوارم طبیعت را همانطور که هست بپذیرید یعنی نامعقول!
- ریچارد فاینمن
🆔 @phys_Q
- ریچارد فاینمن
🆔 @phys_Q
👍8❤7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 Square or Circle?
تنها دلیلی که می بینید گاه افرادی تاکید وسواس گونه بر روی علم (science ) دارند ، آگاهی یافتن آنها از ماهیت خطا پذیر ادراک بشری ست . در فهم یک واقعیت پیرامون ، دیتای ناقص از طبیعت جمع آوری می کنیم و در نبود متدی متقن و استوار جهت پردازش داده ها ، تفسیری غیر عقلانی از پدیده مذکور در طبیعت تولید می کنیم و نتیجه آن شنا در استخر پهن گاو یا نوشیدین شاش شتر و گاو یا کُشتن و قربانی کردن فرزند بدلیل تعصبات یا تفکرات مقدس است .
فروپاشی روانی در افراد گام به گام رخ می دهد ، نخست به اغوای بهشت وارد مهلکه ی مذهب شدیم و سپس برای فرار از لعن ابدی در جهنم مجبور به پرداخت هزینه های سنگین شدیم .
هیچ کس از حقیقت آسیب ندیده است در واقع تلخی درمانگر حقیقت بی نهایت بار گوارا تر از شیرینی زهرآگین دروغ است.
🆔 @phys_Q
تنها دلیلی که می بینید گاه افرادی تاکید وسواس گونه بر روی علم (science ) دارند ، آگاهی یافتن آنها از ماهیت خطا پذیر ادراک بشری ست . در فهم یک واقعیت پیرامون ، دیتای ناقص از طبیعت جمع آوری می کنیم و در نبود متدی متقن و استوار جهت پردازش داده ها ، تفسیری غیر عقلانی از پدیده مذکور در طبیعت تولید می کنیم و نتیجه آن شنا در استخر پهن گاو یا نوشیدین شاش شتر و گاو یا کُشتن و قربانی کردن فرزند بدلیل تعصبات یا تفکرات مقدس است .
فروپاشی روانی در افراد گام به گام رخ می دهد ، نخست به اغوای بهشت وارد مهلکه ی مذهب شدیم و سپس برای فرار از لعن ابدی در جهنم مجبور به پرداخت هزینه های سنگین شدیم .
هیچ کس از حقیقت آسیب ندیده است در واقع تلخی درمانگر حقیقت بی نهایت بار گوارا تر از شیرینی زهرآگین دروغ است.
🆔 @phys_Q
👍1
🟣 A Revolutionary New Physics Hypothesis: Three Time Dimensions, One Space Dimension
◄ یک فرضیه فیزیک جدید انقلابی: سه بعد زمانی، یک بعد فضایی
قسمت نخست
محققان امیدوارند که یافته های آنها به درک بهتر پدیده شکست خود به خودی تقارن spontaneous symmetry breaking مرتبط با جرم ذره هیگز و سایر ذرات در مدل استاندارد، به ویژه در یونیورس آغازین کمک کند.
جهان ما ، چگونه توسط ناظرانی که سریعتر از نور در خلاء حرکت می کنند درک می شود؟
به گفته نظریه پردازان دانشگاه های ورشو و آکسفورد، چنین دیدگاهی با آنچه که ما روزانه با آن مواجه می شویم، با حضور نه تنها پدیده های خود به خودی، بلکه ذراتی که چندین مسیر را به طور همزمان طی می کنند، متفاوت است.
علاوه بر این، مفهوم زمان به طور کامل دگرگون می شود - یک جهان Super luminal باید با سه بعد زمانی و یک بعد فضایی spatial مشخص شود و باید به زبان آشنای نظریه میدان توصیف شود. به نظر می رسد که وجود چنین ناظران سوپر لومینالی به هیچ چیز از نظر منطقی ناسازگار منجر نمی شود، علاوه بر این، کاملاً ممکن است که آبجکت های سوپرلومینال واقعاً وجود داشته باشند.
در اوایل قرن بیستم، آلبرت انیشتین به طور کامل نحوه درک ما از زمان و فضا را بازتعریف کرد. فضای سهبعدی بعد چهارمی پیدا کرد - زمان، و مفاهیم زمان و مکان، تا آنجا جدا از هم، به عنوان یک کل مورد بررسی قرار گرفتند. در نظریه نسبیت خاص که در سال 1905 توسط آلبرت انیشتین فرموله شد، زمان و مکان فقط در علامت در برخی از معادلات با هم تفاوت دارند.
اینشتین نظریه نسبیت خاص خود را بر دو فرض استوار کرد: اصل نسبیت گالیله و ثابت سرعت نور. همانطور که آندره دراگان استدلال می کند، اصل اول بسیار مهم است، که فرض می کند در هر سیستم لخت inertial ، قوانین فیزیک یکسان است و همه ناظران لخت برابر هستند.
به طور معمول، این اصل برای ناظرانی که نسبت به یکدیگر با سرعت کمتر از سرعت نور (c) حرکت می کنند، اعمال می شود. با این حال، دراگان استدلال میکند که هیچ دلیل اساسی وجود ندارد که چرا ناظرانی که در ارتباط با سیستمهای فیزیکی توصیفشده و با سرعتهای بیشتر از سرعت نور حرکت میکنند، در معرض آن نباشند.
چه اتفاقی میافتد وقتی فرض کنیم - دست کم از لحاظ تئوریک - که جهان میتواند از چارچوبهای مرجع سوپرلومینال قابل مشاهده باشد؟ این امکان وجود دارد که بتوان اصول اولیه مکانیک کوانتومی را در نظریه نسبیت خاص گنجاند. این فرضیه انقلابی(!) توسط پروفسور آندری دراگان و پروفسور آرتور اکرت از دانشگاه آکسفورد برای اولین بار در مقاله «اصل کوانتومی نسبیت» که دو سال پیش در مجله فیزیک جدید منتشر شد، ارائه شد.
در آنجا آنها حالت ساده شده هر دو خانواده ناظران را در یک فضا-زمان متشکل از دو بعد در نظر گرفتند: یک بعد مکانی و یک بعد زمانی. گروهی متشکل از 5 فیزیکدان در آخرین انتشار خود با عنوان «نسبیت ناظران سوپرلومینال در فضازمان 1 + 3 بعدی »، یک گام فراتر میروند و نتیجهگیریهایی درباره فضازمان چهار بعدی کامل ارائه میکنند. نویسندگان از مفهوم فضا-زمان مطابق با واقعیت فیزیکی ما شروع می کنند: با سه بعد مکانی و یک بعد زمانی.
با این حال، از دیدگاه ناظر سوپرلومینال ، تنها یک بعد از این جهان کاراکتر فضایی را حفظ می کند، بعدی که ذرات در امتداد آن حرکت میکنند.
پروفسور آندری دراگان توضیح می دهد: «سه بعد دیگر، ابعاد زمانی هستند.
از دیدگاه چنین ناظری، ذره در هر سه زمان به طور مستقل پیر ages میشود. پروفسور کریستوف تورزینسکی، یکی از نویسندگان مقاله، اظهار داشت: اما از دیدگاه ما - حیف نون های رنگ پریده illuminated bread eaters - جابجایی همزمان در تمام جهات فضا، یعنی انتشار یک موج کروی مکانیکی کوانتومی مربوط به یک ذره به نظر می رسد.
🆔 @phys_Q
◄ یک فرضیه فیزیک جدید انقلابی: سه بعد زمانی، یک بعد فضایی
قسمت نخست
محققان امیدوارند که یافته های آنها به درک بهتر پدیده شکست خود به خودی تقارن spontaneous symmetry breaking مرتبط با جرم ذره هیگز و سایر ذرات در مدل استاندارد، به ویژه در یونیورس آغازین کمک کند.
جهان ما ، چگونه توسط ناظرانی که سریعتر از نور در خلاء حرکت می کنند درک می شود؟
به گفته نظریه پردازان دانشگاه های ورشو و آکسفورد، چنین دیدگاهی با آنچه که ما روزانه با آن مواجه می شویم، با حضور نه تنها پدیده های خود به خودی، بلکه ذراتی که چندین مسیر را به طور همزمان طی می کنند، متفاوت است.
علاوه بر این، مفهوم زمان به طور کامل دگرگون می شود - یک جهان Super luminal باید با سه بعد زمانی و یک بعد فضایی spatial مشخص شود و باید به زبان آشنای نظریه میدان توصیف شود. به نظر می رسد که وجود چنین ناظران سوپر لومینالی به هیچ چیز از نظر منطقی ناسازگار منجر نمی شود، علاوه بر این، کاملاً ممکن است که آبجکت های سوپرلومینال واقعاً وجود داشته باشند.
در اوایل قرن بیستم، آلبرت انیشتین به طور کامل نحوه درک ما از زمان و فضا را بازتعریف کرد. فضای سهبعدی بعد چهارمی پیدا کرد - زمان، و مفاهیم زمان و مکان، تا آنجا جدا از هم، به عنوان یک کل مورد بررسی قرار گرفتند. در نظریه نسبیت خاص که در سال 1905 توسط آلبرت انیشتین فرموله شد، زمان و مکان فقط در علامت در برخی از معادلات با هم تفاوت دارند.
اینشتین نظریه نسبیت خاص خود را بر دو فرض استوار کرد: اصل نسبیت گالیله و ثابت سرعت نور. همانطور که آندره دراگان استدلال می کند، اصل اول بسیار مهم است، که فرض می کند در هر سیستم لخت inertial ، قوانین فیزیک یکسان است و همه ناظران لخت برابر هستند.
به طور معمول، این اصل برای ناظرانی که نسبت به یکدیگر با سرعت کمتر از سرعت نور (c) حرکت می کنند، اعمال می شود. با این حال، دراگان استدلال میکند که هیچ دلیل اساسی وجود ندارد که چرا ناظرانی که در ارتباط با سیستمهای فیزیکی توصیفشده و با سرعتهای بیشتر از سرعت نور حرکت میکنند، در معرض آن نباشند.
چه اتفاقی میافتد وقتی فرض کنیم - دست کم از لحاظ تئوریک - که جهان میتواند از چارچوبهای مرجع سوپرلومینال قابل مشاهده باشد؟ این امکان وجود دارد که بتوان اصول اولیه مکانیک کوانتومی را در نظریه نسبیت خاص گنجاند. این فرضیه انقلابی(!) توسط پروفسور آندری دراگان و پروفسور آرتور اکرت از دانشگاه آکسفورد برای اولین بار در مقاله «اصل کوانتومی نسبیت» که دو سال پیش در مجله فیزیک جدید منتشر شد، ارائه شد.
در آنجا آنها حالت ساده شده هر دو خانواده ناظران را در یک فضا-زمان متشکل از دو بعد در نظر گرفتند: یک بعد مکانی و یک بعد زمانی. گروهی متشکل از 5 فیزیکدان در آخرین انتشار خود با عنوان «نسبیت ناظران سوپرلومینال در فضازمان 1 + 3 بعدی »، یک گام فراتر میروند و نتیجهگیریهایی درباره فضازمان چهار بعدی کامل ارائه میکنند. نویسندگان از مفهوم فضا-زمان مطابق با واقعیت فیزیکی ما شروع می کنند: با سه بعد مکانی و یک بعد زمانی.
با این حال، از دیدگاه ناظر سوپرلومینال ، تنها یک بعد از این جهان کاراکتر فضایی را حفظ می کند، بعدی که ذرات در امتداد آن حرکت میکنند.
پروفسور آندری دراگان توضیح می دهد: «سه بعد دیگر، ابعاد زمانی هستند.
از دیدگاه چنین ناظری، ذره در هر سه زمان به طور مستقل پیر ages میشود. پروفسور کریستوف تورزینسکی، یکی از نویسندگان مقاله، اظهار داشت: اما از دیدگاه ما - حیف نون های رنگ پریده illuminated bread eaters - جابجایی همزمان در تمام جهات فضا، یعنی انتشار یک موج کروی مکانیکی کوانتومی مربوط به یک ذره به نظر می رسد.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍2
🟣 A Revolutionary New Physics Hypothesis: Three Time Dimensions, One Space Dimension
◄ یک فرضیه فیزیک جدید انقلابی: سه بعد زمانی، یک بعد فضایی
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9352
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9355
Source:
https://scitechdaily.com/a-revolutionary-new-physics-hypothesis-three-time-dimensions-one-space-dimension/
◄ یک فرضیه فیزیک جدید انقلابی: سه بعد زمانی، یک بعد فضایی
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9352
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9355
Source:
https://scitechdaily.com/a-revolutionary-new-physics-hypothesis-three-time-dimensions-one-space-dimension/
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برتری اسب ها به برخی گروه های بشری این است که اسب ها زندگی را آنطور که هست پذیرفتند . وحشی و آزاد . اما گروه های نابشری مذکور در حال استمتاع از کثافت امثال رائفی پور و قاسمی ، در گروه های پرتعداد به استماع استمنائات رائفی پور و آن یکی ها می پردازند . -وا اشمئزازا ... نخستین آموزه برای انسان به تقلید از طبیعت باید سازگاری و سازواری باشد . اینان که سازگاری نیاموختند ناتوان از سازگاری با حقیقت هستی دست به تنبان آلوده امثال سعید قاسمی و رائفی پور و دیگر اشخاص مجهول الحال بردند تا ایشان را در خلسهی دروغ ، بری از عقل و شرافت گردانند . کاش اسب بودند و با حقیقت وجود سازگاری می جُستند.
🆔 @phys_Q
🆔 @phys_Q
👍13👎1