کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
#کارگاه و #گفتگو
#کوانتوم_مکانیک

💢 جایگاه فیزیک (و علم) و فلسفه در طرح و تکامل جهانبینی انسان چگونه است ؟ فوائد و الزامات بهره مندی از یک جهانبینی سالم چه هستند؟

• جهان‌بینی (Worldview) یک جهت‌گیری شناختی اساسی است که می‌تواند شامل فلسفه طبیعی، اصول اساسی، هنجارها، ارزش‌ها، احساسات و اخلاقیات شود.

• جهان معرّب گیهان یا کیهان است .

* به منظور طرح و پرداختن به مسائل کاربردی و مورد نیاز و واکاوی مشکلات روز جامعه ایرانی ، پیرامون ایجاد و پرورش جهانبینی در جامعه ای با استبداد مذهبی ، اقدام به کاوش و سازماندهی یک جهانبینی مناسب می کنیم .

🥀 مرز بین science و psuedo science  علم و شبه علم و  philosophy  و psuedo philosophy  فلسفه و شبه فلسفه کجاست ؟


- این موضوع برای ماه های آتی باز است و دوستان اگر نقد و نظری داشتند می توانند بیان کنند .

پاسخ به پرسش "علم چیست؟" توسط کارل سیگن

https://t.me/phys_Q/9064

جهان‌بینی اومانیستی

قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9074

قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9078
👍61
💢AdS/CFT Correspondence

📌پارادوکس اطلاعات سیاهچاله Black hole information paradox
قسمت هشتم

در سال 1975، استیون هاوکینگ محاسبه‌ای را منتشر کرد که نشان می‌داد سیاه‌چاله‌ها کاملاً سیاه نیستند، اما به دلیل تأثیرات کوانتومی در نزدیکی افق رویداد، تابش کوچکی از خود گسیل می‌کنند. در ابتدا، نتایج مطالعات هاوکینگ برای تئوریسین ها مشکل ایجاد کرد، زیرا چنین پیشنهاد می داد که سیاهچاله ها اطلاعات را از بین می برند. به‌طور دقیق‌تر، به نظر می‌رسید که محاسبات هاوکینگ با یکی از فرضیه‌های اساسی مکانیک کوانتومی تضاد داشت، که بیان می‌کرد سیستم‌های فیزیکی طبق معادله شرودینگر در زمان تکامل می‌یابند. این ویژگی معمولاً به عنوان  یونیتاریتی تکامل زمانی  unitarity of time Evolution نامیده می شود. تضاد ظاهری بین محاسبه هاوکینگ و فرضیه یونیتاریتی مکانیک کوانتومی به پارادوکس اطلاعات سیاهچاله معروف شد.

هم.خوانی AdS/CFT پارادوکس اطلاعات سیاهچاله را حداقل تا حدی حل می کند، زیرا نشان می دهد که چگونه یک سیاهچاله می تواند به شیوه ای سازگار با مکانیک کوانتومی در برخی حوزه ها تکامل یابد. در واقع، می‌توان سیاه‌چاله‌ها را در حوزه هم‌خوانی AdS/CFT در نظر گرفت، و هر سیاه‌چاله‌ای با پیکربندی پارتیکل ها در مرز فضای آنتی دی سیتر مطابقت داد . این پارتیکل ها  از قوانین معمول مکانیک کوانتومی پیروی می کنند و به طور خاص به صورت یونیتاریتی تکامل می یابند، بنابراین سیاهچاله نیز باید با رعایت اصول مکانیک کوانتومی به صورت یونیتار تکامل یابد.

در سال 2005، هاوکینگ اعلام کرد که این پارادوکس به نفع پایستگی اطلاعات توسط هم‌خوانی AdS/CFT حل شده است، و او مکانیزم مشخصی را پیشنهاد کرد که توسط آن سیاهچاله ها احتمالا اطلاعات را حفظ preserve  کنند.


💢@higgs_field
2👍1
💢علم بیشتر از پیکره‌ی دانش است.
یک روش تفکر است .روشی برای بازجویی جهان به شکلی شک گرایانه ، همراه با درک دقیق از خطا پذیر بودن انسان است. اگر ما نتونیم برای بازجویی کردن از کسانی که بما میگویند فلان چیز درست است سوالی شک گرایانه بپرسیم .. اگر نتوانیم نسبت به کسانی که در راس قدرت اند به شکل شک گرایانه نگاه کنیم  ، درین حالت پشت مان را برای سواری دادن به شارلاتان های بعدی آماده می کنیم !

- کارل سیگن


💢@higgs_field
👍82
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 مقبره کوروش بزرگ در روز برفی

💢@higgs_field
9👍2🕊1
روزی که بشر کاملاً به نادانی خود پی برد، به موفقیت بزرگی دست یافته است؛ زیرا دانش در این دنیا چیزی جز پی بردن به نادانی نیست.

موریس مترلینک

🆔 @phys_Q
👍123
💢هر میزان که آبجکت های کوچک تری را مورد مطالعه قرار می دهیم ، برای تعیین مکان نیازمند انرژی بالاتری نیز هستیم . جدای از انرژی لازم جهت شتاب دادن تا کسری از سرعت نور در برخورد دهنده ها که دارای سیستمی بسیار پیچیده و‌گران و دارای محدودیت ها و ناممکن های بسیار است.

طبق اصل عدم قطعیّت Uncertainty principle برای مطالعه مقیاس های بسیار کوچک انرژی های بسیار بالایی نیاز است ‌.

Δp Δx ≥ h

💢@higgs_field
4👍1
animation.gif
20.6 KB
.

🔺 زمان پلانک  Planck time واحدی از زمان در دستگاه یکای طبیعی  است. البته پیش از این در معرفی ثابت پلانک از رابطه E=hv گفته ایم ، ثابت پلانک از آزمایش استخراج شده و شیب افزایش انرژی پارتیکل را با افزایش فرکانس آن بیان می کند . این واحد به افتخار ماکس پلانک اولین دانشمندی که این ایده را داد، نامگذاری شده‌است.
مقدار آن از رابطه زیر بدست می‌آید:

t-planck = √(ℏG/c⁵) ≈ 5.3 × 10-⁴⁴ s

ℏ= h/2π
G= gravitational constant
c= speed of light
h= 6.6 × 10-³⁴ J s
با داشتن زمان پلانک و ثابت سرعت نور در خلاء می توان طول پلانک :
l-planck≈1.6 × 10-³⁵

و حتی جرم پلانک را محاسبه کرد . اما محدودیت های تجربی ما بسیار فراتر از ثابت های پلانک هستند.
دقت اندازه گیری ما در زمان برابر با :
10-²¹ s
است که اگر با روشی مشابه ، یعنی با در نظر گرفتن مسافت طی شده توسط نور در این مدت زمان ، طولی برابر با یک انگستروم:
10-¹⁰ m
بدست می دهد و این در حالیست که برهمکنش های قوی در بازه فضایی یک فرمی :
10-¹⁵ m
یعنی مقیاس یک پروتون رخ می دهند .

💢@higgs_field
👍32
💢AdS/CFT Correspondence

📌فیزیک هسته ای nuclear physics
قسمت نهم

یکی از سیستم‌های فیزیکی که با استفاده از هم‌خوانی AdS/CFT مورد مطالعه قرار گرفته است، پلاسمای کوارک-گلئون است، یک حالت شگفت و عجیب از ماده که در شتاب‌دهنده‌های ذرات تولید می‌شود. این حالت ماده برای لحظاتی کوتاه زمانی به وجود می آید که یون های سنگین مانند طلا یا هسته های سرب با انرژی های بالا برخورد می کنند. چنین برخوردهایی باعث می‌شود که کوارک‌هایی که هسته‌های اتم را می‌سازند در دمای تقریباً دو تریلیون کلوین، شرایطی مشابه شرایط موجود در حدود s 10-¹¹ ثانیه پس از مهبانگ را ایجاد می کند .

فیزیک پلاسمای کوارک-گلوئون توسط کرومودینامیک کوانتومی کنترل می شود، اما این نظریه از نظر ریاضی در مسائل مربوط به پلاسمای کوارک-گلئون غیرقابل حل است.

در مقاله‌ای که در سال 2005 منتشر شد، Đàm Thanh Sơn و همکارانش نشان دادند که هم‌خوانی AdS/CFT می‌تواند برای درک برخی از جنبه‌های پلاسمای کوارک-گلوئون با توصیف آن به زبان نظریه ریسمان مورد استفاده قرار گیرد. وی و همکارانش با اعمال هم‌خوانی AdS/CFT توانستند پلاسمای کوارک گلوئون را بر حسب سیاهچاله ها در فضازمان پنج بعدی توصیف کنند. محاسبات نشان داد که نسبت دو کمیت مرتبط با پلاسمای کوارک-گلئون، ویسکوزیته برشیη- shear viscosity و چگالی حجمی آنتروپی s - volume density of entropy، باید تقریباً برابر با یک ثابت جهانی معین باشد:
η / s ≈ ħ / 4 π k

که در آن ħ ثابت کاهیده پلانک و k ثابت بولتزمن است. علاوه بر این، نویسندگان حدس زدند که این ثابت جهانی یک کران پایینی برای  η / s در کلاس بزرگی از سیستم ها فراهم می کند. در سال 2008، مقدار پیش‌بینی‌شده این نسبت برای پلاسمای کوارک-گلئون در برخورددهنده یون سنگین نسبیتی در آزمایشگاه ملی بروکهاون تأیید شد.

یکی دیگر از ویژگی‌های مهم پلاسمای کوارک – گلوئون این است که کوارک‌های بسیار پر انرژی که در پلاسما حرکت می‌کنند پس از طی چند فمتومتر متوقف یا خاموش می‌شوند. این پدیده با عدد q به نام پارامتر جت کوئنچ مشخص می شود که اتلاف انرژی چنین کوارکی را به مجذور مسافت طی شده در پلاسما مرتبط می کند. محاسبات مبتنی بر هم‌خوانی AdS/CFT به نظریه پردازان این امکان را می دهد که q را تخمین بزنند، و نتایج تقریباً با مقدار اندازه گیری شده این پارامتر مطابقت دارد، که نشان می دهد هم‌خوانی AdS/CFT برای توسعه درک عمیق تر از این پدیده مفید خواهد بود.


💢@higgs_field
👍41
💢 اصل هولوگرافیک
قسمت پنجم

این کانکشن سرانجام توسط مالداسینا ایجاد شد که ایده هم‌خوانی AdS/CFT را فرموله کرد. CFT مخفف نظریه میدان کانفورمال است، که در آن قوانینی که بر تعاملات درون یک میدان حاکم هستند، از لحاظ مقیاس تغییرناپذیر  هستند، بنابراین در هر مقیاسی یکسان می‌مانند.

یکی دیگر از کاربردهای رایج تغییر ناپذیری مقیاس scale invariance ، در تئوری ریسمان است، که در آن ریسمان های مرتعش که برای تشکیل همه انواع ماده  تئوریزه شده اند، در هر طول/انرژی که قرار دارند ، یکسان رفتار می کنند. مالدسینا مجموعه‌ای از d-branes (آبجکت هایی در تئوری ریسمان با ابعاد متغیر که ریسمان های باز را می‌بندند)، که با ریسمان های متغیر مقیاس به هم متصل شده‌اند، را تصور کرد و دریافت که این یک نظریه میدان کانفورمال در راستای مکانیک کوانتومی - رفتاری شبیه فضا-زمان مینکوفسکی را ایجاد می کند .

گام بعدی برای او این بود که این ساختارهای brane را در فضای AdS تصور کند، جایی که یک استوانه از تابلوی پوانکاره Poincare تشکیل می‌شود که با زمان ارتفاع داده می‌شود . او دریافت که سطح این سیلندر دقیقاً مانند فضا-زمان مینکوفسکی - مانند قبل ، رفتار می کند، با CFT برای نظریه کوانتومی هنوز کارآیی دارد، در حالی که فضای داخلی نیز نظریه میدانی را نشان می دهد که گرانش را در خود جای داده است.

او در اصل، یک نمای هولوگرافیک از فضا-زمان را فرموله کرده بود که در آن برهمکنش CFT روی «مرز boundary » ، در ابعاد پایین‌تر می‌تواند مجموعه‌ای از قوانین را بر روی « bulk» AdS ارائه کند. به عنوان یک یادداشت، از نظر مفهومی، محدود کردن مدل‌ها به سه بعد فضایی مفید است، اما محاسبات مالداسینا ایجاب می‌کند که مرز boundary بعدی و قسمت عمده آن پنج بعدی باشد.‌‌

💢@higgs_field

🔻باکbulk یا فضای AdS توسط تئوری ریسمان و مرز boundary توسط تئوری پارتیکلی یا شکل خاصی از تئوری میدان کوانتومی Conformal Field Theory کنترل می شود
👍21
💢 اصل هولوگرافیک
قسمت ششم

📌پیامد ها

شاید شگفت‌انگیزترین چشم‌انداز اصل هولوگرافیک در نهایت تدوین نظریه‌ای برای گرانش کوانتومی باشد. به هر حال، هم‌خوانی AdS/CFT سیستمی را نشان می‌دهد که در آن مکانیک کوانتومی و گرانش را می‌توان در یک مدل یکپارچه توصیف کرد. در نظر گرفتن یونیورس به عنوان یک هولوگرام به فیزیکدانان این امکان را می دهد تا گرانش را به عنوان پیش بینی مکانیک کوانتومی در بعد بالاتر در نظر بگیرند. این به ویژه به دلیل هم‌خوانی معکوس inverse correspondence  بین مرز boundary و  باک  bulk مفید است، زیرا پدیده های گرانشی بسیار بزرگ در باک (مانند سیاهچاله ها) نسبت به زمانی که در مرز نگاه می شود، جایی که رویداد بسیار ضعیف می شود، بسیار آسان تر می شود. به طور مشابه، زمانی که سیستم‌های کوانتومی بسیار پیچیده به‌عنوان شکل پیش‌بینی‌شده‌شان در نظر گرفته شوند، بسیار ساده‌تر می‌شوند .

احتمال جالب دیگری که از ماهیت هولوگرافیک یونیورس ناشی می شود، از ویژگی های فراکتالی هولوگرام هایی است که قبلاً ذکر شد. بخش عمده، همانطور که انتظار می رود، یک فراکتال نیست، زیرا دارای ابعادی با عدد صحیح 2 است ، اما خود «فیلم» هولوگرافیک، میتواند مرز احتمالی باشد. اگر مرز، و بنابراین برهمکنش های مکانیکی کوانتومی یونیورس ماهیت فرکتالی داشته باشد، این توضیح جالبی برای درهم تنیدگی کوانتومی ارائه می دهد که در آن پارتیکل ها به دلیل اینکه صرفاً الگوهای تکرار شونده دارند،  مشابه یکدیگر هستند، و درهم تنیده می مانند. این را می‌توان برای حمایت از نظریه تک‌الکترون ( تک الکترون جان ویلر را بیاد دارید؟)، که بیان می‌کند هر الکترون در جهان جرم و بار مشابهی با دیگر الکترون ها دارد، و می توان همه الکترون ها را بهم تعمیم داد، زیرا عملا یک الکترون(در حالت ها و مکان های مختلف) موجود است.

توضیح سنتی این است که الکترون‌ها می‌توانند در طول زمان به سمت عقب و جلو حرکت کنند تا به این نتیجه برسند، اما شاید یک نظریه زیباتر این باشد که همه الکترون ها اساساً یکسان اند - زیرا همه آنها بخش‌هایی از طبیعت فراکتالی  یونیورس در مقیاس کوانتومی هستند.

💢@higgs_field
1👍1
💢 اصل هولوگرافیک
قسمت هفتم و پایانی

📌نتایج

اصل هولوگرافیک نظریه‌ای است که از دهه‌ها تفسیر ریاضی و کاوش نظری، و از همکاری بین برخی از عجیب‌ترین و ظاهراً متفاوت‌ترین زمینه‌ها به وجود آمده است. هولوگرافیک نظریه ای است با مفاهیمی در مقیاس کیهانی برای نحوه درک ما از فیزیک و روشی که در آن جایگاه خود را در جهان در نظر می گیریم. این نظریه بدون مشکلات و رقبای خود نیست، اما نقطه اوج برخی از بزرگترین نوابغ  نسل ما ست که به آنچه ممکن است یکی از شدیدترین انقلاب های کیهانی در تاریخ ما باشد منجر شده است. امیدوارم که این مقاله در خدمت روشن کردن این بستر جذاب بوده باشد و سطح کافی از دانش را برای درک عمیق این نظریه فراهم کرده باشد.‌‌

💢@higgs_field

Bibliography

1. Polchinski, J. “The Black Hole Information Problem”. New Frontiers in Fields and Strings (TASI 2015)
https://doi.org/10.1142/9789813149441_0006
2. “Leonard Susskind on The World As Hologram”. YouTube video, 55:26. Posted by “TVO Docs”, 4 Nov 2011
https://www.youtube.com/watch?v=2DIl3Hfh9tY
3. Hawking, S.W. “Particle creation by black holes”. Commun.Math. Phys. 43, 199–220 (1975).
https://doi.org/10.1007/BF02345020
4. Bekenstein, J. “Black Holes and Entropy”. American Physical Society, 1973
https://doi.org/10.1103/PhysRevD.7.2333
5. Thibault, D. “The Entropy of Black Holes: A Primer” Progress in Mathematical Physics, Volume 38. (2004)
https://doi.org/10.1007/978-3-0348-7932-3_10
6. ‘t Hooft, G “The Good, the Bad, and the Ugly of Gravity and Information”. arXiv: High Energy Physics – Theory (2016):
https://arxiv.org/abs/1609.01725
7. “Leonard Susskind on The World As Hologram”
8. Carlip, S. “Black Hole Thermodynamics”. International Journal of Modern Physics D, Volume 23, Issue 11 (2014)
https://doi.org/10.1142/S0218271814300237
9. Bekenstein “Black Holes and Entropy”
10. “Leonard Susskind on The World As Hologram
11. “Understanding the Holographic Universe”. YouTube playlist, 2:02:26. Posted by PBS Space Time, Last Updated 25 Oct 2019
https://www.youtube.com/playlist?list=PLsPUh22kYmNCHVpiXDJyAcRJ8gluQtOJR
12. Witten, E “Anti de Sitter Space and Holography”. Advances in Theoretical and Mathematical Physics vol. 2 (1998): 253-291
https://dx.doi.org/10.4310/ATMP.1998.v2.n2.a2
13. “Understanding the Holographic Universe
14. Maldacena, J. “The Large-N Limit of Superconformal Field Theories and Supergravity”. International Journal of Theoretical Physics 38, 1113–1133 (1999). https://doi.org/10.1023/A:1026654312961
15. Witten, “Anti de Sitter Space and Holography”
16. Maldacena “The Large-N Limit of Superconformal Field Theories and Supergravity”
17. Maldacena “The Large-N Limit of Superconformal Field Theories and Supergravity”
18. Suvrat. R. “Lessons from the Information Paradox” eprint arXiv:2012.05770 (2020)
19. Mureika J. “Fractal holography: a geometric re-interpretation of cosmological large-scale structure”. Journal of Cosmology and Astroparticle Physics Vol. 2007
https://doi.org/10.1088/1475-7516/2007/05/021
20. “Understanding the Holographic Universe”
👍31
💢 جهان‌بینی worldview
قسمت نخست

📌جهان بینی غیر مذهبی چی هست و چی نیست؟

کلمه انگلیسی "worldview" ترجمه ای از آلمانی weltanschauung است که در لغت به معنای نگاه به جهان است. جهان بینی روشی است که شخص برای درک، تجربه و پاسخ به جهان دارد. می توان آن را فلسفه زندگی یا رویکردی به زندگی توصیف کرد. که شامل چگونگی درک یک شخص از ماهیت واقعیت و جایگاه خود در جهان است. جهان بینی یک فرد احتمالاً بر باورها، ارزش ها، رفتارها، تجارب، هویت و تعهدات او تأثیر می گذارد و تحت تأثیر آنها قرار می گیرد...

جهان بینی ها بسیاری و گاه همه جنبه های زندگی انسان را در بر می گیرند - آنها بر چگونگی درک افراد از واقعیت و غیر واقعیت ، و بر چگونگی تصمیم گرفتن پیرامون آنکه چه کاری خوب است و چه کاری انجام دهند، چگونه با دیگران ارتباط برقرار می کنند، و چگونه خود را بیان کنند، تاثیر می گذارد.

🔺دین و جهان بینی: راه رو به جلو، کمیسیون RE (2018)

کمیسیون RE (CORE) پیرامون گزارش نهایی دین و جهان بینی ها به این نتیجه رسید که برنامه های مطالعاتی باید از هر دو - سنت های دینی و جهان بینی های غیرمذهبی استخراج شوند و انواع جهان بینی هایی را که باید در RE مورد مطالعه قرار گیرند به عنوان آن هایی که ادعاهای هستی شناختی و معرفت شناختی دارند تعریف کرد (ادعاها پیرامون ماهیت واقعیت و چگونگی شناخت ما از چیزها) و همچنین جنبه های سیاسی و اخلاقی را نیز مطالعه کرد.

تعریف "غیر مذهبی" برای توصیف یک جهان بینی می تواند مشکل ساز باشد زیرا افراد مختلف گاهی اوقات هنگام استفاده از کلمه "مذهبی" منظور متفاوتی دارند. همچنین «مذهبی» و «غیر مذهبی» تنها راه تقسیم و طبقه بندی جهان بینی ها نیستند. با این حال، برای دانشجویان مهم است که بدانند بسیاری از مردم خود و جهان بینی خود را به عنوان «غیر مذهبی» تعریف می کنند و چگونه جهان بینی خود را از جهان بینی مذهبی متمایز می کنند.
یکی از راه‌های تشخیص جهان‌بینی غیرمذهبی از مذهبی این است که بدانیم آیا این جهان‌بینی‌ها اعتقادی به زندگی یا دنیایی فراتر از این جهان دارند و منشاء معنا و ارزش‌های زندگی را کجا قرار می‌دهند.

«ابتدائا، همه ادیان، همانطور که فیلسوف هکتور هاتون آن را بیان کرده است، نوعی نظریه دو جهانی را ترویج می کنند. همه آنها معتقدند که فراتر از این حوزه مادی که اکنون در آن ساکن هستیم، مکان دیگری وجود دارد. آنها در مورد آنچه در آن فضاspace یافت می شود متفاوتند، اما معتقدند آنچه در آنجا ست مهم است، خواه بهشت ​​یا جهنم، خدایان یا نیروانا، خرد پنهان یا ارواح آسمانی.

ثانیاً، همه ادیان دست‌کم برخی از ارزش‌ها یا ادعاهای خود درباره معنای زندگی انسان را در موجودات و توضیحات ، خارج از انسانیت قرار می‌دهند .»

🔺اندرو کاپسون، انسان‌گرایان بریتانیا
برای بسیاری از انسان‌گرایان یا اومانیسم ها ، آنچه جهان‌بینی را غیردینی می‌کند این است که دانش، معنا و ارزش را در جهان انسانی و طبیعی قرار می‌دهد، بدون اینکه به چیزی فراتر از آن تکیه کنند.


🔺لامذهب "...ایسم"

اومانیسم یک جهان بینی غیر دینی است. اومانیسم مانند دیگر جهان‌بینی ها پیرامون بهترین راه برای درک جهان و هم در مورد نحوه زندگی و رفتار ما با یکدیگر ادعا مطرح می کند.

• اومانیست ها معتقدند که جهان مکانی طبیعی است، بدون جنبه ماوراء طبیعی، و علم و عقل بهترین راهنمای برای درک واقعیت را ارائه می دهند.

• اومانیست ها با اعتقاد به این که این تنها زندگی ماست، معتقدند که ما آزادی و مسئولیت داریم که زندگی خود را شکل دهیم.

• اومانیست ها معتقدند اخلاق در مورد بهبود رفاه و شکوفایی در اینجا و اکنون است و تصمیمات اخلاقی خود را بر اساس عقل، همدلی و توجه به انسان ها و سایر جانداران می گیرند.

بی خدایی یک جهان بینی نیست. پاسخی است به این سوال که آیا شخص به خدا اعتقاد دارد یا خیر؟ آتئیست ها به ندرت ادعای یقین دارند. به طور معمول، به جای اینکه استدلال کنند که وجود خدا یا خدایان غیرممکن است، نظر آنها بسیار غیرمحتمل است. آنها هیچ دلیل خوب یا قانع کننده ای برای باور نمی بینند. دانستن اینکه فردی ملحد است، چیز دیگری در مورد جهان بینی گسترده تر آن شخص به شما نمی گوید. ممکن است یک آتئیست رویکردی اومانیستی به زندگی داشته باشد، و بسیاری از کسانی که برچسب «آتئیست» را می‌پذیرند، خواه از کلمه «انسان‌گرا» برای توصیف خود استفاده کنند یا نه، جهان‌بینی اومانیستی دارند. با این حال، می توان آتئیست بود و اومانیسم را رد کرد.‌‌


💢@phys_Q

Atheism , humanism, worldview , non religious
👍81
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رقص اقوام ایرانی بیانگر غنای فرهنگی میهن مان است . امیدوارم در حفظ و نگهداری رقص ها و آواز ها و جشن ها و پوشش های محلی موفق باشیم . همانطور که از گذشتگان بما رسید از ما به آیندگان برسد.

💢@higgs_field
14👍3👏2
💢Even the brilliant Albert Einstein had moments of self-doubt. In one of his letters of self-pity, he lamented: "Come, dear old friend, Lady Resignation, and sing me your familiar old song so that I can continue to spin quietly in my corner."‌‌


حتی آلبرت انیشتین نابغه هم لحظاتی مملوء از شک و تردید به خود داشت. او در یکی از نامه‌های سوگ‌ناک اش می‌گوید:

«ای دوست قدیمی، بانوی تسلیم [گر]، بیا و آهنگ آشنای قدیمی‌ات را برایم بخوان تا بتوانم همچنان آرام در گوشه‌ام بغلتم».‌‌

💢@higgs_field
👍63🕊1
💢 جهان‌بینی worldview
قسمت دوم و پایانی


به عنوان مثال، می‌توان یک آتئیست خودگرا egoist ، آتئیست پست مدرنیست، آتئیست معنویت‌گرا spiritualist یا آتئیست نیهیلیست بود. برخی از افراد با هویت مذهبی ممکن است آتئیست نیز باشند - آنها ممکن است احساس تعلق فرهنگی به یک دین خاص داشته باشند اما به خدایی (مثلاً یک آتئیست یهودی) اعتقاد ندارند. بسیاری از اینها ممکن است رویکردی بسیار انسان گرایانه به زندگی داشته باشند، اما برخی دیگر ممکن است نداشته باشند.

اگنوستیسیسم (ندانم‌گرایی) نیز یک جهان بینی نیست. این پاسخ به این سؤال است که آیا یک شخص باور دارد که می توانیم بدانیم آیا خدا وجود دارد یا خیر؟ بسیاری از مردم خود را هم آگنوستیک و هم آتئیست توصیف می‌کنند: آنها می‌پذیرند که نمی‌توانند با قطعیت بداند، اما همچنین تصمیم می‌گیرند که باور نداشته باشند و زندگی خود را طوری زندگی کنند که گویی خدایی وجود ندارد. با این حال، برخی از افراد از اصطلاح «اگنوستیک» برای نشان دادن نگرش کلی عدم تصمیم گیری در مورد مسائل اعتقادی استفاده می کنند. مانند برچسب "آتئیست"، دانستن اینکه کسی یک آگنوستیک است، چیز دیگری در مورد اعتقادات یا رفتار گسترده آن شخص به شما نمی گوید.

سکولاریسم یک جهان بینی نیست. اغلب به اشتباه با آتئیسم یکی می شود. با این حال، سکولاریسم (همانطور که سکولارها درک می‌کنند) یک موضع سیاسی است. سکولارها معمولاً سکولاریسم را شامل سه بخش می دانند:

• جدایی نهادهای دینی از نهادهای دولتی و عدم تسلط نهادهای مذهبی بر حوزه سیاسی.

• آزادی اندیشه، وجدان و مذهب برای همگان، و آزادی همه در تغییر عقاید، و ابراز عقاید خود در حدود نظم عمومی و حقوق دیگران.

• هیچ تبعیضی علیه هیچ کس بر اساس دین یا جهان بینی غیرمذهبی خود وجود ندارد، و همه به این دلایل رفتار مساوی دارند.

اندرو کاپسون، سکولاریسم: سیاست، دین و آزادی (2018)

باز هم، دانستن اینکه فردی سکولاریست است، اطلاعات کمی در مورد جهان بینی گسترده آن شخص به شما می دهد. بیشتر اومانیست ها سکولاریست خواهند بود، اما بسیاری از افراد مذهبی نیز چنین خواهند بود. از این حیث، موضعی غیر دینی نیست، بلکه موضعی خارج از کل دین/چارچوب غیر دینی است.

هیچ یک از موارد فوق منکر این نیست که مفاهیمی مانند
آتئیسم، آگنوستیک و سکولاریسم در آموزش جوانان درباره جهان بینی جایگاهی دارند. با این حال، این مفاهیم را نمی‌توان به‌عنوان جهان‌بینی مورد مطالعه قرار داد و مهم است که در کلاس درس آن‌ها را به‌ چنین عناوینی ارائه نکنیم.

با این حال، یک عارضه دیگر وجود دارد. گزارش کمیسیون همچنین تفاوت بین جهان بینی نهادی و شخصی را برجسته می کند. (اومانیست ها معمولاً برچسب "نهاد" را رد می کنند زیرا اومانیسم هیچ نهاد یا ساختار منسجمی ندارد. با این حال، می توان آن را متناسب با درک کمیسیون از این اصطلاح در نظر گرفت، زیرا این یک جهان بینی است که بسیاری با سابقه طولانی و تأثیر آن بر جامعه و اجتماع آشنا هستند. افراد ممکن است گاهی خود را به عنوان یک «جهان‌بینی آتئیستی» یا «جهان‌بینی سکولاریستی» توصیف کنند. در چنین مواردی، معلمان بهتر است دانش‌آموزان را تشویق کنند تا از طریق پرسش‌های گسترده‌تر تحقیق کنند که آیا جهان‌بینی فرد با یک جهان‌بینی نهادی خاص (مانند اومانیسم، بودیسم) مطابقت دارد، اشتراکاتی دارد یا چیزی کاملاً متفاوت است.

ممکن است جهان بینی های غیر مذهبی دیگری نیز وجود داشته باشد. با این حال، در حالی که بدون شک جالب است، آنها به طور گسترده در بریتانیا دنبال نمی شوند. اینها ممکن است شامل کنفوسیوسیسم، اگزیستانسیالیسم غیر مذهبی، رواقی گری مدرن و نیهیلیسم باشد. برخی افراد استدلال می کنند که ناسیونالیسم، سرمایه داری و کمونیسم نیز جهان بینی هستند. با این حال، اینها به راحتی با تعریف Core مطابقت ندارند. این بدان معنا نیست که آنها شایستگی مطالعه را ندارند، بلکه سؤالاتی در مورد اینکه آیا موضوع دین و جهان بینی بهترین مکان برای مطالعه آنها است یا خیر وجود دارد.‌‌


💢@phys_Q
👍41
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 لامذهب "...ایسم"

اومانیسم Humanism یک جهان بینی غیر دینی است. اومانیسم مانند دیگر جهان‌بینی ها پیرامون بهترین راه برای درک جهان و هم در مورد نحوه زندگی و رفتار ما با یکدیگر ادعا مطرح می کند.

• اومانیست ها معتقدند که جهان مکانی طبیعی است، بدون جنبه ماوراء طبیعی، و علم و عقل بهترین راهنمای برای درک واقعیت را ارائه می دهند.
• اومانیست ها با اعتقاد به این که این تنها زندگی ماست، معتقدند که ما آزادی و مسئولیت داریم که زندگی خود را شکل دهیم.
• اومانیست ها معتقدند اخلاق در مورد بهبود رفاه و شکوفایی در اینجا و اکنون است و تصمیمات اخلاقی خود را بر اساس عقل، همدلی و توجه به انسان ها و سایر جانداران می گیرند.

در اینجا برخی از اصطلاحات و اطلاعات عمومی پیرامون مسائل عقیدتی توضیح دادیم .

قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9074

قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9078
👍72
💢 با تئوری هولوگرافیک نه تنها مکانیک کوانتومی و گرانش در هم‌خوانی AdS/CFT  سازگار شده اند. میزان اطلاعات بسیار زیادی بصورت یک الگوی هایپربولیک در یک صفحه 2-dimensional قرار گرفته اند و بکنشتاین با تعمیم آنتروپی اطلاعات کلود شانون به سیاهچاله کران آنتروپیکی برای سیاهچاله ترسیم کرد که خلاف آنتروپی ترمال که به حجم بستگی دارد - به سطح وابسته است .
با در نگر داشتن این حجم اطلاعات زیاد ، به باور جیکوب بکنشتاین و استیون هاوکینگ ، سیاهچاله ها «پیچیده ترین سیستم های موجود» هستند، زیرا با یک «آنتروپی» عظیم مشخص می شوند که پیچیدگی complexity  یک سیستم را اندازه گیری می کند، و در نتیجه حاوی اینفورمیشن بسیاری خواهند بود .

💢@higgs_field
1👍1🔥1
🟣 «من گمان نمی‌کنم این جهان شگفت و اعجاب‌انگیز، این گسترۀ خارق‌العادۀ زمان و مکان و انواع گوناگون جانداران [موجود در زمین]، این همه سیارۀ جورواجور، همۀ این اتم‌ها با همۀ حرکاتشان و همۀ این هستی پیچیده، همه و همه، صرفاً صحنه‌ای باشد تا خداوند جدال خیر و شر انسان‌ها را بر آن تماشا کند؛ منظورم همان نگاه مذهبی به یونیورس است . این صحنه برای اجرای چنین نمایشی بیش از اندازه بزرگ است.»

نابغه زندگی و علم ریچارد فاینمن - جیمز گلیک 1992

- تصویر ریچارد فاینمن (1988 - 1918)
و آرلین ( همسر وی که به بیماری زوال درگذشت)


🆔 @phys_Q
11👍4🔥1
💢تفسیر کپنهاگ Copenhagen interpretation
قسمت نخست

تفسیر کپنهاگ از مکانیک کوانتومی نامی است که به مجموعه ای از اصول فرموله شده توسط نیلز بور، ورنر هایزنبرگ، مکس بورن و چندین فیزیکدان دیگر که مدتی را در موسسه فیزیک نظری دانشگاه کپنهاگ گذرانده اند، اطلاق می شود


🔺 تفسیر مکانیک کوانتومی کپنهاگ

مکانیک کوانتومی، که شاید یکی از موفق‌ترین نظریه‌های علمی در تاریخ بشریت است، از برخی جهات خلاف شهود است، تخیل ما را به چالش می‌کشد، به نظر می‌رسد که اصول بنیادی فیزیک کلاسیک را نقض می‌کند و پرسش‌های بسیاری را مطرح می‌کند که از آن زمان ذهن فیزیکدانان و فیلسوفان را به خود مشغول کرده است. از جمله: آیا واقعیت عینی وجود دارد؟ نقش آزمایش چیست؟ دانش ما در مورد آبجکت های فیزیکی چقدر می تواند دقیق باشد؟ رابطه مکانیک کوانتومی و فیزیک کلاسیک چیست؟

فیزیک کلاسیک جبرگرا deterministic است. اگر وضعیت اولیه سیستم فیزیکی را با مشاهده ویژگی‌های آن در زمانی که انتخاب می‌کنیم لحظه اولیه باشد و همچنین تمام نیروهای خارجی وارد بر سیستم را تعیین کنیم، می‌دانیم که چگونه یک سیستم در زمان تکامل evolve می‌یابد. علاوه بر این، عمل مشاهده سیستم بر رفتار بعدی آن تأثیر نمی گذارد. در فیزیک کلاسیک یک تمایز واضح و بدون ابهام بین سیستم و ابزار اندازه گیری وجود دارد. توصیف یک سیستم فیزیکی عینی objective است. و به اندازه گیری های انجام شده در زمان آتی بستگی ندارد.
تفسیر کپنهاگی مکانیک کوانتومی نامی است که به مجموعه‌ای از اصول فرموله‌شده توسط نیلز بور، ورنر هایزنبرگ، مکس بورن، و چندین فیزیکدان دیگر که در مؤسسه فیزیک نظری دانشگاه کپنهاگ گذرانده‌اند، در تلاش برای پاسخگویی به سوالات مطرح شده توسط مکانیک کوانتومی نیلز بور رویکرد بسیار عملی به این سؤالات داشت. او معتقد بود که مکانیک کوانتومی یک تعمیم طبیعی از فیزیک کلاسیک است، و مفاهیم کلاسیک معنای خود را تغییر نداده بودند، اما کاربرد آنها محدود شده بود . بور در ابتدا مشاهده کرد که نظریه کوانتومی او درباره اتم هیدروژن به نتایجی منتهی می شود که تقریباً با نتایج ارائه شده توسط الکترودینامیک کلاسیک مطابقت دارد. او سپس به اصطلاح قانون هم‌خوانی correspondence را فرض کرد، یک اصل اکتشافی که بیان می‌کند که رفتار سیستم‌هایی که توسط مکانیک کوانتومی توصیف شده است، فیزیک کلاسیک را در حد اعداد کوانتومی بزرگ بازتولید می‌کند. اصل هم‌خوانی تصریح می کند که یک نظریه علمی جدید باید بتواند پدیده ها را در شرایطی توضیح دهد که نظریه قبلی معتبر باشد. به عنوان مثال، نسبیت خاص اینشتین اصل هم‌خوانی را برآورده می کند، زیرا در محدوده سرعت های کوچک در مقایسه با سرعت نور به مکانیک کلاسیک کاهش می یابد. نسبیت عام در محدوده میدان های گرانشی ضعیف به گرانش نیوتنی کاهش می یابد. تئوری لاپلاس مکانیک سماوی هنگامی که برهمکنش های بین سیاره ای نادیده گرفته می شود به نظریه کپلر کاهش می یابد. کپلر معادله بطلمیوس را در یک سیستم مختصاتی که در آن زمین ساکن است، بازتولید می کند. و مکانیک آماری ترمودینامیک را زمانی که تعداد ذرات زیاد باشد بازتولید می کند. پل فایرابند، یکی دیگر از فلاسفه علم، معتقد است که تئوری های موفقی مانند مکانیک کلاسیک و کوانتومی قابل قیاس نیستند و در انتخاب بین نظریه های غیرقابل قیاس ضرورتی وجود ندارد.

مکملیّت complementarity یک اصل است که توسط نیلز بور در سال 1928 فرموله شد. فوتون‌ها، الکترون‌ها و سایر آبجکت های اتمی یا ساب-اتمیک گاهی رفتار موج‌مانندی از خود نشان می‌دهند و در زمان‌های دیگر رفتاری ذره مانند از خود نشان می‌دهند. گاهی اوقات می توان هر دو نوع رفتار را به طور همزمان مشاهده کرد (به عنوان مثال، در مورد آزمایش های دو شکاف).‌‌


💢@higgs_field

* از تنظیمات دیوایس تان فونت تلگرام را کوچک سازی کنید
👍21