💢 تئوری ریسمان STRING Theory
دیوید برمن
قسمت سوم و پایانی
📌ریسمان برای نجات
اینجاست که نظریه ریسمان به کمک می آید. و بیانگر وجود کوچکترین مقیاسی ست که میتوانیم در آن به جهان نگاه کنیم: نظریه ریسمان ادعا می کند که بلوک های بنیادین سازنده طبیعت نقطه مانند نیستند، بلکه مانند ریسمان هستند: آنها دارای امتداد هستند، به عبارت دیگر دارای طول هستند. و این طول کوچکترین مقیاسی را که میتوانیم در یونیورس ببینیم، دیکته میکند.
این موضوع چه مزیت احتمالی می تواند در پی داشته باشد؟ پاسخ این است که ریسمان ها پتانسیل ارتعاش دارند . در واقع ریسمان ها می توانند به تعداد بی نهایت راه مختلف ارتعاش داشته باشند . این ارتعاش یک پدیده طبیعی در موسیقی است.
همانطور که در موسیقی برای هر نت سازی مجزا وجود ندارد و یک ساز پتانسیل نواختن نت های مختلفی دارد . تئوری ریسمان نیز بر اساس همین ایده است. ذرات و نیروهای مختلف فقط رشته های بنیادی هستند که به طرق مختلف در حال ارتعاش هستند.
ریاضیات پشت تئوری ریسمان طولانی و پیچیده است، اما با جزئیات کار شده اند. اما آیا کسی تا به حال چنین ریسمان هایی را دیده است؟ پاسخ صادقانه "خیر" است. تخمین کنونی اندازه این رشته ها حدود 10 به توان منفی 34 متر است، بسیار کوچکتر از آنچه امروز می توانیم ببینیم، حتی در سرن!
با این حال، تئوری ریسمان تاکنون تنها راه شناخته شده برای ترکیب گرانش و مکانیک کوانتومی است، و ظرافت ریاضی آن برای بسیاری از دانشمندان دلیل کافی برای ادامه پیگیری آن است.
🔺پیش بینی های این تئوری
اگر تئوری ریسمان واقعاً یک مدل دقیق از فضازمان است، پس چه چیز دیگری در مورد یونیورس به ما می گوید؟
یکی از شگفتانگیزترین و مهمترین پیشبینیهای ریسمان این است که فضازمان چهار بعدی نیست، بلکه ده بعدی است. نظریه ریسمان تنها در ده بعد فضازمان کار می کند. پس آن شش بعد اضافی کجا هستند؟ ایده ابعاد پنهان در واقع سال ها قبل از ظهور تئوری ریسمان توسط تئودور کالوزای آلمانی و اسکار کلاین سوئدی مطرح شد.
اندکی پس از اینکه انیشتین خمیدگی فضا را در نسبیت عام توصیف کرد، کالوزا و کلاین در نظر گرفتند که اگر یک بعد فضایی به اطراف خم شود و دوباره به خود بپیوندد و دایره ای تشکیل دهد چه اتفاقی می افتد. اندازه آن دایره می تواند بسیار کوچک باشد، شاید آنقدر کوچک باشد که دیده نشود- نتیجتا این ابعاد اضافه از دید پنهان خواهند بود. کالوزا و کلاین نشان دادند که با این توضیح ، چنین ابعادی - ابعاد اضافه بسیار کوچک ، می توانند بر دنیایی که ما ادراک می کنیم تأثیر بگذارند. الکترومغناطیس پیآمد دایره پنهان با جابجایی در بعد پنهان که بار الکتریکی است ، هست . ابعاد پنهان احتمالی هستند و آنها در واقع می توانند نیروهایی را در ابعادی که ما می بینیم ایجاد کنند.
تئوری ریسمان ایده کالوزا-کلین را پذیرفته است و در حال حاضر آزمایش های مختلفی برای مشاهده ابعاد پنهان در حال ابداع است. یکی از امید های ما برای مشاهده آنها این است که ابعاد اضافه احتمالا تاثیری بر پسزمینه مایکروویو کیهانی CMB، تابش باقیمانده از مهبانگ ، دارند و مطالعه دقیق این تابش آنها را آشکار خواهد کرد .
آزمایشهای دیگر مستقیمتر هستند. نیروی گرانش به طور اساسی به تعداد ابعاد بستگی دارد، بنابراین با مطالعه نیروهای گرانشی در فواصل کوتاه می توان امیدوار بود که انحرافات از قانون نیوتن را شناسایی کرده و دوباره وجود ابعاد اضافی را مشاهده کنیم .
ریاضیات و فیزیک همیشه بر یکدیگر تأثیر گذاشته اند، تا حدی که ریاضیات جدیدی برای توصیف طبیعت اختراع شده است، اما ریاضیات قدیمی نیز توصیف کاملی برای پدیده های فیزیکی تازه کشف شده ارائه می دهند. برای تئوری ریسمان تفاوتی نمی کند و بسیاری از ریاضیدانان بر روی ایده های الهام گرفته از آن کار می کنند. که شامل هندسههای احتمالی ابعاد پنهان، ایدههای اساسی هندسه در صورت وجود این حداقل فواصل ، وابسته به روشهایی ست که ریسمانها میتوانند از هم جدا شده و به هم برسند، و این سؤال که چگونه میتوانیم ریسمانها را به ذرات موجود در یونیورس ، پیوند دهیم.
تئوری ریسمان به ما دید هیجان انگیزی از طبیعت به عنوان قطعات کوچک ریسمان های ارتعاشی در فضایی با ابعاد فشرده پنهان می دهد. همه پیامدهای این ایده ها هنوز درک نشده است. نظریه ریسمان یک حوزه تحقیقاتی فعال است که صدها نفر در آن کار می کنند تا ببینند چگونه تئوری کامل می شود و دنیایی را که ما در اطراف خود می بینیم تولید می کند.
🆔 @phys_Q
دیوید برمن
قسمت سوم و پایانی
📌ریسمان برای نجات
اینجاست که نظریه ریسمان به کمک می آید. و بیانگر وجود کوچکترین مقیاسی ست که میتوانیم در آن به جهان نگاه کنیم: نظریه ریسمان ادعا می کند که بلوک های بنیادین سازنده طبیعت نقطه مانند نیستند، بلکه مانند ریسمان هستند: آنها دارای امتداد هستند، به عبارت دیگر دارای طول هستند. و این طول کوچکترین مقیاسی را که میتوانیم در یونیورس ببینیم، دیکته میکند.
این موضوع چه مزیت احتمالی می تواند در پی داشته باشد؟ پاسخ این است که ریسمان ها پتانسیل ارتعاش دارند . در واقع ریسمان ها می توانند به تعداد بی نهایت راه مختلف ارتعاش داشته باشند . این ارتعاش یک پدیده طبیعی در موسیقی است.
همانطور که در موسیقی برای هر نت سازی مجزا وجود ندارد و یک ساز پتانسیل نواختن نت های مختلفی دارد . تئوری ریسمان نیز بر اساس همین ایده است. ذرات و نیروهای مختلف فقط رشته های بنیادی هستند که به طرق مختلف در حال ارتعاش هستند.
ریاضیات پشت تئوری ریسمان طولانی و پیچیده است، اما با جزئیات کار شده اند. اما آیا کسی تا به حال چنین ریسمان هایی را دیده است؟ پاسخ صادقانه "خیر" است. تخمین کنونی اندازه این رشته ها حدود 10 به توان منفی 34 متر است، بسیار کوچکتر از آنچه امروز می توانیم ببینیم، حتی در سرن!
با این حال، تئوری ریسمان تاکنون تنها راه شناخته شده برای ترکیب گرانش و مکانیک کوانتومی است، و ظرافت ریاضی آن برای بسیاری از دانشمندان دلیل کافی برای ادامه پیگیری آن است.
🔺پیش بینی های این تئوری
اگر تئوری ریسمان واقعاً یک مدل دقیق از فضازمان است، پس چه چیز دیگری در مورد یونیورس به ما می گوید؟
یکی از شگفتانگیزترین و مهمترین پیشبینیهای ریسمان این است که فضازمان چهار بعدی نیست، بلکه ده بعدی است. نظریه ریسمان تنها در ده بعد فضازمان کار می کند. پس آن شش بعد اضافی کجا هستند؟ ایده ابعاد پنهان در واقع سال ها قبل از ظهور تئوری ریسمان توسط تئودور کالوزای آلمانی و اسکار کلاین سوئدی مطرح شد.
اندکی پس از اینکه انیشتین خمیدگی فضا را در نسبیت عام توصیف کرد، کالوزا و کلاین در نظر گرفتند که اگر یک بعد فضایی به اطراف خم شود و دوباره به خود بپیوندد و دایره ای تشکیل دهد چه اتفاقی می افتد. اندازه آن دایره می تواند بسیار کوچک باشد، شاید آنقدر کوچک باشد که دیده نشود- نتیجتا این ابعاد اضافه از دید پنهان خواهند بود. کالوزا و کلاین نشان دادند که با این توضیح ، چنین ابعادی - ابعاد اضافه بسیار کوچک ، می توانند بر دنیایی که ما ادراک می کنیم تأثیر بگذارند. الکترومغناطیس پیآمد دایره پنهان با جابجایی در بعد پنهان که بار الکتریکی است ، هست . ابعاد پنهان احتمالی هستند و آنها در واقع می توانند نیروهایی را در ابعادی که ما می بینیم ایجاد کنند.
تئوری ریسمان ایده کالوزا-کلین را پذیرفته است و در حال حاضر آزمایش های مختلفی برای مشاهده ابعاد پنهان در حال ابداع است. یکی از امید های ما برای مشاهده آنها این است که ابعاد اضافه احتمالا تاثیری بر پسزمینه مایکروویو کیهانی CMB، تابش باقیمانده از مهبانگ ، دارند و مطالعه دقیق این تابش آنها را آشکار خواهد کرد .
آزمایشهای دیگر مستقیمتر هستند. نیروی گرانش به طور اساسی به تعداد ابعاد بستگی دارد، بنابراین با مطالعه نیروهای گرانشی در فواصل کوتاه می توان امیدوار بود که انحرافات از قانون نیوتن را شناسایی کرده و دوباره وجود ابعاد اضافی را مشاهده کنیم .
ریاضیات و فیزیک همیشه بر یکدیگر تأثیر گذاشته اند، تا حدی که ریاضیات جدیدی برای توصیف طبیعت اختراع شده است، اما ریاضیات قدیمی نیز توصیف کاملی برای پدیده های فیزیکی تازه کشف شده ارائه می دهند. برای تئوری ریسمان تفاوتی نمی کند و بسیاری از ریاضیدانان بر روی ایده های الهام گرفته از آن کار می کنند. که شامل هندسههای احتمالی ابعاد پنهان، ایدههای اساسی هندسه در صورت وجود این حداقل فواصل ، وابسته به روشهایی ست که ریسمانها میتوانند از هم جدا شده و به هم برسند، و این سؤال که چگونه میتوانیم ریسمانها را به ذرات موجود در یونیورس ، پیوند دهیم.
تئوری ریسمان به ما دید هیجان انگیزی از طبیعت به عنوان قطعات کوچک ریسمان های ارتعاشی در فضایی با ابعاد فشرده پنهان می دهد. همه پیامدهای این ایده ها هنوز درک نشده است. نظریه ریسمان یک حوزه تحقیقاتی فعال است که صدها نفر در آن کار می کنند تا ببینند چگونه تئوری کامل می شود و دنیایی را که ما در اطراف خود می بینیم تولید می کند.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢 بالاخره یونیورسی که در آن زندگی می کنیم ، پیآمد چه پدیده ایست؟ فراتر از مرز های هستی چه فیزیکی وجود دارد ؟ و ...
حفره ای چنان بزرگ در ذهن دانشجویان وجود دارد که با هیچ فرض و تخیلی پر نخواهد شد . این حفره بدست ساینس حفر و با ساینس کوچکتر یا بزرگتر خواهد شد . مابقی مجادلات شاید ارزش روانشناسی یا انسان شناسی داشته باشد ، که از آن صرف نظر می کنیم .
Ill mind of hopsin
💢 @higgs_field
حفره ای چنان بزرگ در ذهن دانشجویان وجود دارد که با هیچ فرض و تخیلی پر نخواهد شد . این حفره بدست ساینس حفر و با ساینس کوچکتر یا بزرگتر خواهد شد . مابقی مجادلات شاید ارزش روانشناسی یا انسان شناسی داشته باشد ، که از آن صرف نظر می کنیم .
Ill mind of hopsin
💢 @higgs_field
💢 هرمان فون هلمهولتز
هرمان ریاضیدان و پزشکی بود که در فیزیک، وی به دلیل تئوریهای خود در زمینهٔ انرژی و پایستگی آن، کارهایی در زمینهٔ الکترودینامیک، ترمودینامیک شیمیایی و در پایهٔ مکانیکی ترمودینامیک شناخته شدهاست.
🆔 @phys_Q
هرمان ریاضیدان و پزشکی بود که در فیزیک، وی به دلیل تئوریهای خود در زمینهٔ انرژی و پایستگی آن، کارهایی در زمینهٔ الکترودینامیک، ترمودینامیک شیمیایی و در پایهٔ مکانیکی ترمودینامیک شناخته شدهاست.
🆔 @phys_Q
❤6
💢پروتون های درون برخی از تایپ های هیدروژن و هلیوم رفتار عجیبی دارند
در برخی از تایپ های هلیوم و هیدروژن، احتمال جفت شدن پروتونها بیش از شش برابر بیشتر از سایر اتمها است - که ممکن است به این معنی باشد که چیزی در مورد نیروی هستهای قوی وجود دارد که ما نمیدانیم.
به نظر می رسد در داخل هسته برخی اتم ها، پروتون ها رفتار بسیار غیرمنتظره ای داشته باشند. آنها زمانی که به شدت به یکدیگر نزدیک می شوند بسیار بیشتر از حد معمول جفت می شوند و فیزیکدانان به طور کامل دلیل آن را نمی دانند. رسیدن به درک عمیق این پدیده می تواند به ما در درک بهتر نیروی هسته ای قوی کمک کند که بر برهمکنش های در مقیاس های بسیار کوچک حاکم است.
جان آرینگتون در آزمایشگاه ملی لارنس برکلی در کالیفرنیا و همکارانش پرتوی از الکترونهای پرانرژی را به سمت هدفی که از نسخه سبکتر هلیوم به نام هلیوم-3 و تریتیوم، نسخه رادیواکتیو هیدروژن ساخته شده بود، هدایت کردند تا بینشی از برهمکنشهای ناشناخته قبلی بین پروتون و نوترون در هسته اتم ها ،به دست آورند.
وقتی پروتونها و نوترونهای درون هستهای به اندازه یک کوادریلیون متر به یکدیگر نزدیک میشوند، برای مدت کوتاهی جفت میشوند، سپس با تکانه زیادی از یکدیگر دور میروند. آرینگتون میگوید که با اندازهگیری سرعت یا انرژی الکترونهای پرتو که با جفت ها برخورد داشته ، محققان میتوانند شمار جفت های مرتبط اعم از جفت پروتون- پروتون یا پروتون- نوترون را بشمارند.
آرینگتون می گوید که آمار نهایی غیرمنتظره بود. آزمایشهای مشابه در گذشته که از اتمهایی مانند کربن یا سرب استفاده میکردند نشان میداد که تنها حدود 3 درصد جفتیدگی در هر هسته بین دو پروتون وجود داشت ، اما برای هلیوم-3 و تریتیوم، محققان دریافتند که این عدد نزدیک به 20 درصد است. .
آرینگتون میگوید که هستههای هلیوم-3 و تریتیوم نسبت به هستههایی که قبلاً بررسی شدهاند، فشردگی کمتری دارند، که احتمالا به این معنی ست که ذرات کمتر به یکدیگر نزدیک میشوند، اما ترجیح بیشتری برای جفت شدن پروتونها دارند. او میگوید که چنین عدم تعادلی میتواند بیانگر ویژگی های نحوه عملکرد نیروهای هستهای در فواصل بسیار کوچک باشد که هنوز به طور کامل درک نشده است.
لارنس واینستاین از دانشگاه اولد دومینیون در ویرجینیا میگوید که تعداد زیاد جفتهای پروتون احتمال دارد به پیچیدگی های جدیدی در نیروی هستهای قوی اشاره کند، اما قبل از اینکه این یافته قطعی شود، باید مدلهای نظری دقیقتری از این آزمایش ایجاد شود.
مارک استریکمن از دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا میگوید که اگر مطالعات آینده این یافتهها را تأیید کند، ممکن است بر نحوه تفکر فیزیکدانان درباره ستارههای نوترونی تأثیر بگذارد. ذرات در این ستارگان آنقدر به هم نزدیک شده اند که چگال ترین اجرام در یونیورس را تشکیل داده اند . استریکمن میگوید ، اینکه یک ستاره نوترونی چقدر میتواند جرم داشته باشد- تا حدی به نحوه تعامل نوترونها و پروتونها در زمانی که بسیار نزدیک به یکدیگر هستند بستگی دارد.
https://www.newscientist.com/article/2335724-protons-inside-some-types-of-hydrogen-and-helium-are-behaving-weirdly/
💢@higgs_field
در برخی از تایپ های هلیوم و هیدروژن، احتمال جفت شدن پروتونها بیش از شش برابر بیشتر از سایر اتمها است - که ممکن است به این معنی باشد که چیزی در مورد نیروی هستهای قوی وجود دارد که ما نمیدانیم.
به نظر می رسد در داخل هسته برخی اتم ها، پروتون ها رفتار بسیار غیرمنتظره ای داشته باشند. آنها زمانی که به شدت به یکدیگر نزدیک می شوند بسیار بیشتر از حد معمول جفت می شوند و فیزیکدانان به طور کامل دلیل آن را نمی دانند. رسیدن به درک عمیق این پدیده می تواند به ما در درک بهتر نیروی هسته ای قوی کمک کند که بر برهمکنش های در مقیاس های بسیار کوچک حاکم است.
جان آرینگتون در آزمایشگاه ملی لارنس برکلی در کالیفرنیا و همکارانش پرتوی از الکترونهای پرانرژی را به سمت هدفی که از نسخه سبکتر هلیوم به نام هلیوم-3 و تریتیوم، نسخه رادیواکتیو هیدروژن ساخته شده بود، هدایت کردند تا بینشی از برهمکنشهای ناشناخته قبلی بین پروتون و نوترون در هسته اتم ها ،به دست آورند.
وقتی پروتونها و نوترونهای درون هستهای به اندازه یک کوادریلیون متر به یکدیگر نزدیک میشوند، برای مدت کوتاهی جفت میشوند، سپس با تکانه زیادی از یکدیگر دور میروند. آرینگتون میگوید که با اندازهگیری سرعت یا انرژی الکترونهای پرتو که با جفت ها برخورد داشته ، محققان میتوانند شمار جفت های مرتبط اعم از جفت پروتون- پروتون یا پروتون- نوترون را بشمارند.
آرینگتون می گوید که آمار نهایی غیرمنتظره بود. آزمایشهای مشابه در گذشته که از اتمهایی مانند کربن یا سرب استفاده میکردند نشان میداد که تنها حدود 3 درصد جفتیدگی در هر هسته بین دو پروتون وجود داشت ، اما برای هلیوم-3 و تریتیوم، محققان دریافتند که این عدد نزدیک به 20 درصد است. .
آرینگتون میگوید که هستههای هلیوم-3 و تریتیوم نسبت به هستههایی که قبلاً بررسی شدهاند، فشردگی کمتری دارند، که احتمالا به این معنی ست که ذرات کمتر به یکدیگر نزدیک میشوند، اما ترجیح بیشتری برای جفت شدن پروتونها دارند. او میگوید که چنین عدم تعادلی میتواند بیانگر ویژگی های نحوه عملکرد نیروهای هستهای در فواصل بسیار کوچک باشد که هنوز به طور کامل درک نشده است.
لارنس واینستاین از دانشگاه اولد دومینیون در ویرجینیا میگوید که تعداد زیاد جفتهای پروتون احتمال دارد به پیچیدگی های جدیدی در نیروی هستهای قوی اشاره کند، اما قبل از اینکه این یافته قطعی شود، باید مدلهای نظری دقیقتری از این آزمایش ایجاد شود.
مارک استریکمن از دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا میگوید که اگر مطالعات آینده این یافتهها را تأیید کند، ممکن است بر نحوه تفکر فیزیکدانان درباره ستارههای نوترونی تأثیر بگذارد. ذرات در این ستارگان آنقدر به هم نزدیک شده اند که چگال ترین اجرام در یونیورس را تشکیل داده اند . استریکمن میگوید ، اینکه یک ستاره نوترونی چقدر میتواند جرم داشته باشد- تا حدی به نحوه تعامل نوترونها و پروتونها در زمانی که بسیار نزدیک به یکدیگر هستند بستگی دارد.
https://www.newscientist.com/article/2335724-protons-inside-some-types-of-hydrogen-and-helium-are-behaving-weirdly/
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
🟣 نگاه بنیادین به پارتیکل متحرک در فضا
کیلن دب
قسمت نخست
📌معرفی
حرکت motion اکسیر حیات است، هم برای جاندار و هم برای بیجان.
اساسا تغییری که با تصور/اندازه گیری/مشاهده در هر سیستم یا محیط پیرامون آن سراغ داریم بواسطه حرکت motion در فضا space در طول زمان time است .
علاوه بر این، ماده matter نیز به دلیل حرکت اجزای سازنده آن ساخته شده و قوام یافته- و تمام تغییرات ماده از لحاظ ساختار، ویژگی ها و موقعیت نسبی آن در فضا، ناشی از حرکت اجزای سازنده آن است و در صورت لزوم، با محیط اطراف بواسطه آن (حرکت) تعامل برقرار می کند.
ماده ترکیبی از پارتیکل هایی ست که در نهایت کوچکی و گسستگی ، بلوک های سازنده آنرا تشکیل داده اند و بنا بر چنین بینشی کوانتیزاسیون در یونیورس ما به عنوان یک ویژگی بنیادین دنبال می شود.
حرکت منجر به کار actions میشود که باعث انتقال تکانه momentum و انرژی energy میشود، بنابراین همه این پارامترها باید کوانتیزه شوند، زیرا بر طبق کوانتیزاسیون باید حداقل مقدار کار نیز وجود داشته باشد.
ماده ترکیبی از فضا و انرژی است و جرم mass یک پارتیکل بنیادی از اسپین ذاتی تکانه زاویه ای intrinsic spin angular momentum و فرکانس زاویهای angular frequency آن ناشی میشود.
Matter = energy + space
پارتیکل ها و میدانها fields ماهیت پیوند یافته دارند و در حالی که فقط یک میدان مشترک در فضا وجود دارد، ماهیت خاص یک میدان توسط پارتیکل هایی تعیین میشود که در میدان توصیف می شوند . بنابراین، مطالعه حرکت یک پارتیکل متحرک در فضا، دانش کاملی در مورد یونیورس به دست میدهد.
.
فهرست
1. مقدمه 2. فضا، زمان و حرکت 2.1. فضا و حرکت 2.2. زمان 2.3. گسستگی و کوانتیزاسیون 2.4. ذره در حرکت 3. کنش و اندرکنش 4. انرژی و تکانه 5. ذره بنیادی 6. جرم یک ذره بنیادی 7. تکانه یک ذره بنیادی 8. ذره و موج 9. ذره و میدان 10. حالت پایه و انرژی خلاء 11. برهمکنش گرانشی 12. برهمکنش الکترومغناطیسی، قوی و ضعیف 13. ماده و یونیورس 14. نتیجه گیری
🔺1. مقدمه
این مقاله بر اساس مفهوم فیزیکی حرکت و تعمیم آن بر برهمکنش بین ماده و فضا ست.
از طریق استدلالات شهودی و ملاحظات مفهومی به جای رویکردهای تحلیلی و ریاضیاتی، تلاش می کنیم تا حرکت یک ذره بنیادی در فضا در امتداد زمان را مشخص کنیم، و اینکه چگونه این تصویر ساده و در عین حال عمیق ممکن است با هر پدیده دیگری در یونیورس مرتبط باشد.
و اساساً با استفاده از منطق مفاهیم فیزیک کوانتومی حرکت یک ذره بنیادی ، کمیتها و ویژگیهای فیزیکی عبارت از جرم، تکانه، انرژی، میدان کوانتومی، گرانش، دوگانگی موج-ذره و غیره - را استخراج می کنیم ، در حالی که این مفاهیم ممکن است به قلمرو نسبیت عام و به کل یونیورس تعمیم داده شوند.
Id @phys_Q
کیلن دب
قسمت نخست
📌معرفی
حرکت motion اکسیر حیات است، هم برای جاندار و هم برای بیجان.
اساسا تغییری که با تصور/اندازه گیری/مشاهده در هر سیستم یا محیط پیرامون آن سراغ داریم بواسطه حرکت motion در فضا space در طول زمان time است .
علاوه بر این، ماده matter نیز به دلیل حرکت اجزای سازنده آن ساخته شده و قوام یافته- و تمام تغییرات ماده از لحاظ ساختار، ویژگی ها و موقعیت نسبی آن در فضا، ناشی از حرکت اجزای سازنده آن است و در صورت لزوم، با محیط اطراف بواسطه آن (حرکت) تعامل برقرار می کند.
ماده ترکیبی از پارتیکل هایی ست که در نهایت کوچکی و گسستگی ، بلوک های سازنده آنرا تشکیل داده اند و بنا بر چنین بینشی کوانتیزاسیون در یونیورس ما به عنوان یک ویژگی بنیادین دنبال می شود.
حرکت منجر به کار actions میشود که باعث انتقال تکانه momentum و انرژی energy میشود، بنابراین همه این پارامترها باید کوانتیزه شوند، زیرا بر طبق کوانتیزاسیون باید حداقل مقدار کار نیز وجود داشته باشد.
ماده ترکیبی از فضا و انرژی است و جرم mass یک پارتیکل بنیادی از اسپین ذاتی تکانه زاویه ای intrinsic spin angular momentum و فرکانس زاویهای angular frequency آن ناشی میشود.
Matter = energy + space
پارتیکل ها و میدانها fields ماهیت پیوند یافته دارند و در حالی که فقط یک میدان مشترک در فضا وجود دارد، ماهیت خاص یک میدان توسط پارتیکل هایی تعیین میشود که در میدان توصیف می شوند . بنابراین، مطالعه حرکت یک پارتیکل متحرک در فضا، دانش کاملی در مورد یونیورس به دست میدهد.
.
فهرست
1. مقدمه 2. فضا، زمان و حرکت 2.1. فضا و حرکت 2.2. زمان 2.3. گسستگی و کوانتیزاسیون 2.4. ذره در حرکت 3. کنش و اندرکنش 4. انرژی و تکانه 5. ذره بنیادی 6. جرم یک ذره بنیادی 7. تکانه یک ذره بنیادی 8. ذره و موج 9. ذره و میدان 10. حالت پایه و انرژی خلاء 11. برهمکنش گرانشی 12. برهمکنش الکترومغناطیسی، قوی و ضعیف 13. ماده و یونیورس 14. نتیجه گیری
🔺1. مقدمه
این مقاله بر اساس مفهوم فیزیکی حرکت و تعمیم آن بر برهمکنش بین ماده و فضا ست.
از طریق استدلالات شهودی و ملاحظات مفهومی به جای رویکردهای تحلیلی و ریاضیاتی، تلاش می کنیم تا حرکت یک ذره بنیادی در فضا در امتداد زمان را مشخص کنیم، و اینکه چگونه این تصویر ساده و در عین حال عمیق ممکن است با هر پدیده دیگری در یونیورس مرتبط باشد.
و اساساً با استفاده از منطق مفاهیم فیزیک کوانتومی حرکت یک ذره بنیادی ، کمیتها و ویژگیهای فیزیکی عبارت از جرم، تکانه، انرژی، میدان کوانتومی، گرانش، دوگانگی موج-ذره و غیره - را استخراج می کنیم ، در حالی که این مفاهیم ممکن است به قلمرو نسبیت عام و به کل یونیورس تعمیم داده شوند.
Id @phys_Q
👍4❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 این محتوا تلاش دارد با یک سری فرضیات و استدلالات و همچنین فکت و تئوری های فیزیک بینشی بنیادین در رویارویی با فضازمان ترسیم کند .
✦ On fundamental of a moving particle in space
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/7183
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/7186
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/7187
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/7188
قسمتپنجم
https://t.me/phys_Q/7190
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/7193
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/7198
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/7207
قسمت نهم
https://t.me/phys_Q/7212
قسمت دهم
https://t.me/phys_Q/7218
قسمت یازدهم
https://t.me/phys_Q/7224
قسمت دوازدهم
https://t.me/phys_Q/7228
قسمت سیزدهم
https://t.me/phys_Q/7235
قسمت چهاردهم و پایانی
https://t.me/phys_Q/7236
Telegraph:
https://t.me/phys_Q/7242
✦ On fundamental of a moving particle in space
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/7183
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/7186
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/7187
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/7188
قسمتپنجم
https://t.me/phys_Q/7190
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/7193
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/7198
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/7207
قسمت نهم
https://t.me/phys_Q/7212
قسمت دهم
https://t.me/phys_Q/7218
قسمت یازدهم
https://t.me/phys_Q/7224
قسمت دوازدهم
https://t.me/phys_Q/7228
قسمت سیزدهم
https://t.me/phys_Q/7235
قسمت چهاردهم و پایانی
https://t.me/phys_Q/7236
Telegraph:
https://t.me/phys_Q/7242
👍3
🟣نگاه بنیادین به پارتیکل متحرک در فضا
کیلن دب
قسمت دوم
📌2: فضا، زمان و جابجایی
🔻2.1. فضا و جابجایی
فضا منشا همه چیز در یونیورس ماست. و این حقیقتی بنیادین است و بنابراین تمام سؤالات ما و همچنین پاسخ آنها باید به آن معطوف شود. از سوی دیگر، عمل جابجایی نیز برای همه چیزهایی که در یونیورس ما روی میدهد ، بنیادین است. ما جابجایی را بهعنوان تغییر موقعیت یا پیکربندی که در طول زمان در روی میدهد ، در نظر می گیریم و هر حرکت احتمالی ، بایستی تنها با توجه به یک مرجع در فضای نسبیتی در نظر گرفته شود.
در حین جابجایی، پوزیشن ها با یکدیگر متصل شده و آن را پیوسته میسازند ، اما آبجکتی که در حال حرکت است، از حالت اولیه به حالت نهایی تغییر کلّی می کند . از این مهم می توان نتیجه گرفت : یک آبجکت باید همیشه گسسته و متناهی باشد، در حالی که فضا باید پیوسته و غیر گسسته باشد تا به جابجایی اجازه دهد در درون فضا روی دهد ، فضایی که به نوبه خود نمی تواند ساختار داخلی داشته باشد و نمی تواند جابجا شود . بعلاوه ، در حالیکه منظور احتمالی از آبجکت ، میتواند یک شیء مادّی روزمره باشد، جابجایی هم توسط یک ذره منزوی ، که ترکیب یا سیستمی از ذرات با یک مرز انتخابی دلخواه که آن را از محیط پیرامون آن جدا میکند، انجام شود.
زین پس، بهجای آبجکت، از اصطلاحات ذره یا پارتیکل و سیستم ذره ای ، در صورت لزوم، استفاده خواهیم کرد.
🔻2.2. زمان
زمان رابطهای معادل فضا با جابجایی دارد. هم فضا و هم زمان کارهای مشابهی انجام میدهند. شروع و پایان جابجایی را ثبت کنید و تغییر و مدت زمان را بر اساس مکان و زمان از طریق یک اندازه گیری تکرار شونده با استفاده از یک واحد مقیاس با استفاده از جابجایی متوالی اندازه گیری کنید. این تغییر یا مدت زمان است که مکان و زمان را با جابجایی مرتبط و توصیف می کند. بنابراین زمان بدون تغییر مکان روی کاغذ ، وجود خارجی ندارد و تغییر در مکان بدون زمان نیز وجود نخواهد داشت ، و هر دو زمان و مکان ، از جابجایی ناشی شده اند. نتیجتا ، اندازهگیری زمان تنها با اندازهگیری فرکانس تغییر مکرر مکان(فضا) به دلیل یک جابجایی دورهای ممکن میشود. به همین ترتیب، اندازهگیری فضا با اندازهگیری مکرر تغییر پوزیشن ناشی از جابجایی و حرکت در طول زمان میّسر میشود. از آنچه که گفتیم نتیجه می گیریم یونیورسالی یا عالم شمول بودن روابط بین فضا ، زمان و جابجایی به دلیل هارمونی و هماهنگی متقابل بین این مفاهیم و پارامتر ها ، اساسی ترین و بنیادی ترین مفهوم در یونیورس ماست.
ID @phys_Q
کیلن دب
قسمت دوم
📌2: فضا، زمان و جابجایی
🔻2.1. فضا و جابجایی
فضا منشا همه چیز در یونیورس ماست. و این حقیقتی بنیادین است و بنابراین تمام سؤالات ما و همچنین پاسخ آنها باید به آن معطوف شود. از سوی دیگر، عمل جابجایی نیز برای همه چیزهایی که در یونیورس ما روی میدهد ، بنیادین است. ما جابجایی را بهعنوان تغییر موقعیت یا پیکربندی که در طول زمان در روی میدهد ، در نظر می گیریم و هر حرکت احتمالی ، بایستی تنها با توجه به یک مرجع در فضای نسبیتی در نظر گرفته شود.
در حین جابجایی، پوزیشن ها با یکدیگر متصل شده و آن را پیوسته میسازند ، اما آبجکتی که در حال حرکت است، از حالت اولیه به حالت نهایی تغییر کلّی می کند . از این مهم می توان نتیجه گرفت : یک آبجکت باید همیشه گسسته و متناهی باشد، در حالی که فضا باید پیوسته و غیر گسسته باشد تا به جابجایی اجازه دهد در درون فضا روی دهد ، فضایی که به نوبه خود نمی تواند ساختار داخلی داشته باشد و نمی تواند جابجا شود . بعلاوه ، در حالیکه منظور احتمالی از آبجکت ، میتواند یک شیء مادّی روزمره باشد، جابجایی هم توسط یک ذره منزوی ، که ترکیب یا سیستمی از ذرات با یک مرز انتخابی دلخواه که آن را از محیط پیرامون آن جدا میکند، انجام شود.
زین پس، بهجای آبجکت، از اصطلاحات ذره یا پارتیکل و سیستم ذره ای ، در صورت لزوم، استفاده خواهیم کرد.
🔻2.2. زمان
زمان رابطهای معادل فضا با جابجایی دارد. هم فضا و هم زمان کارهای مشابهی انجام میدهند. شروع و پایان جابجایی را ثبت کنید و تغییر و مدت زمان را بر اساس مکان و زمان از طریق یک اندازه گیری تکرار شونده با استفاده از یک واحد مقیاس با استفاده از جابجایی متوالی اندازه گیری کنید. این تغییر یا مدت زمان است که مکان و زمان را با جابجایی مرتبط و توصیف می کند. بنابراین زمان بدون تغییر مکان روی کاغذ ، وجود خارجی ندارد و تغییر در مکان بدون زمان نیز وجود نخواهد داشت ، و هر دو زمان و مکان ، از جابجایی ناشی شده اند. نتیجتا ، اندازهگیری زمان تنها با اندازهگیری فرکانس تغییر مکرر مکان(فضا) به دلیل یک جابجایی دورهای ممکن میشود. به همین ترتیب، اندازهگیری فضا با اندازهگیری مکرر تغییر پوزیشن ناشی از جابجایی و حرکت در طول زمان میّسر میشود. از آنچه که گفتیم نتیجه می گیریم یونیورسالی یا عالم شمول بودن روابط بین فضا ، زمان و جابجایی به دلیل هارمونی و هماهنگی متقابل بین این مفاهیم و پارامتر ها ، اساسی ترین و بنیادی ترین مفهوم در یونیورس ماست.
ID @phys_Q
👍1
🟣 نگاه بنیادین به پارتیکل متحرک در فضا
کیلن دب
قسمت سوم
🔻2.3. گسستگی و کوانتیزاسیون
همه کمیت های فیزیکی را میتوان بر حسب فضا و زمان به همراه جابجایی و حرکت و سایر ویژگیهای خاص کاربست پذیر، مشخص کرد، و چون یک کمیت فیزیکی شامل تغییری میشود - به اندازهگیری نیاز دارد که فقط به دلیل جابجایی در فضا در طول زمان امکانپذیر باشد. هر کمیت فیزیکی که گسسته discrete و متناهی finite است باید یک مقدار حداقلی داشته باشد و از آنجایی که هر مقدار بزرگتر از آن فقط می تواند به عنوان مضربی از این حداقل ها وجود داشته باشد، کمیت فیزیکی باید کوانتیزه شود .
بنابراین کوانتیزاسیون یک نیاز ضروری ست و از رابطه فوق الذکر فضا، زمان و جابجایی ناشی می شود.
با این حال، از لحاظ یک واحد اندازه گیری، هنگامی که مقدار واحد بالای مینیمم در نظر گرفته شود، ممکن است کوانتیزه به نظر نرسد، در حالی که کوانتیشن Quantization در یونیورس ما ویژگی ضروری یک کمیت فیزیکی صرف نظر از ماهیت آن است.
کمیت ها آشکارا کوانتیزه شده در نظر گرفته می شوند، به این معنا که وجود دارند و مقادیر خود را از مجموعه ای به مجموعه دیگر ، بصورت مضرب های انتگرال یک مقدار کوانتومی ، تغییر می دهند، اکنون می گوییم که این یک ویژگی ذاتی است زیرا ایجاد و همچنین تغییر مقدار کمیت فیزیکی از حالت جابجایی آن ناشی می شود و نتیجه را به عنوان یک کنش ناشی از حرکت ایجاد می کند که دارای مینیمم مقدار نیز می باشد. هر کمیت فیزیکی متناهی باید یک مقدار حداکثر نیز داشته باشد و به صورت رابطه ای بین کمیت های متناهی بیان شود. طبق تعریف، سرعت یک ذره بهعنوان مقدار متناهی از فضایی که در بازه زمانی متناهی طی میشود اندازهگیری میشود و بنابراین باید متناهی با حداکثر مقدار باشد.
به صورت تحلیلی ، سرعت حاصل ضرب محیط متناهی دایرهای است که دارای یک شعاع متناهی است. شعاع و مقدار متناهی دوران یا واگشت شبیهسازی شده در واحد زمان ناشی از جابجایی ذره:
→ v = ω * r = 2πn * r = ( 2πr ) * n
Symbols:
v = Speed
w = Angular frequency
n = Revolution per unit time
and r = Radius.
For the same reason, speed of light(c)must be finite having a maximum value.
ID @phys_Q
کیلن دب
قسمت سوم
🔻2.3. گسستگی و کوانتیزاسیون
همه کمیت های فیزیکی را میتوان بر حسب فضا و زمان به همراه جابجایی و حرکت و سایر ویژگیهای خاص کاربست پذیر، مشخص کرد، و چون یک کمیت فیزیکی شامل تغییری میشود - به اندازهگیری نیاز دارد که فقط به دلیل جابجایی در فضا در طول زمان امکانپذیر باشد. هر کمیت فیزیکی که گسسته discrete و متناهی finite است باید یک مقدار حداقلی داشته باشد و از آنجایی که هر مقدار بزرگتر از آن فقط می تواند به عنوان مضربی از این حداقل ها وجود داشته باشد، کمیت فیزیکی باید کوانتیزه شود .
بنابراین کوانتیزاسیون یک نیاز ضروری ست و از رابطه فوق الذکر فضا، زمان و جابجایی ناشی می شود.
با این حال، از لحاظ یک واحد اندازه گیری، هنگامی که مقدار واحد بالای مینیمم در نظر گرفته شود، ممکن است کوانتیزه به نظر نرسد، در حالی که کوانتیشن Quantization در یونیورس ما ویژگی ضروری یک کمیت فیزیکی صرف نظر از ماهیت آن است.
کمیت ها آشکارا کوانتیزه شده در نظر گرفته می شوند، به این معنا که وجود دارند و مقادیر خود را از مجموعه ای به مجموعه دیگر ، بصورت مضرب های انتگرال یک مقدار کوانتومی ، تغییر می دهند، اکنون می گوییم که این یک ویژگی ذاتی است زیرا ایجاد و همچنین تغییر مقدار کمیت فیزیکی از حالت جابجایی آن ناشی می شود و نتیجه را به عنوان یک کنش ناشی از حرکت ایجاد می کند که دارای مینیمم مقدار نیز می باشد. هر کمیت فیزیکی متناهی باید یک مقدار حداکثر نیز داشته باشد و به صورت رابطه ای بین کمیت های متناهی بیان شود. طبق تعریف، سرعت یک ذره بهعنوان مقدار متناهی از فضایی که در بازه زمانی متناهی طی میشود اندازهگیری میشود و بنابراین باید متناهی با حداکثر مقدار باشد.
به صورت تحلیلی ، سرعت حاصل ضرب محیط متناهی دایرهای است که دارای یک شعاع متناهی است. شعاع و مقدار متناهی دوران یا واگشت شبیهسازی شده در واحد زمان ناشی از جابجایی ذره:
→ v = ω * r = 2πn * r = ( 2πr ) * n
Symbols:
v = Speed
w = Angular frequency
n = Revolution per unit time
and r = Radius.
For the same reason, speed of light(c)must be finite having a maximum value.
ID @phys_Q
👍1
🟣 نگاه بنیادین به پارتیکل متحرک در فضا
کیلن دب
قسمت چهارم
📌3. کنش و اندر کنش action & interaction
• هر حرکت، در پایان مدت زمان خود، منجر به یک کنش میشود که باعث میشود سیستم در حال حرکت به حالت حرکت دیگری برود. بنابراین، در حالی که جابجایی پیوسته است، کار - عمل - کنش action را می توان به عنوان نتیجه نهایی حرکت از یک ترکیب اولیه فضا-زمان سیستم به ترکیب نهایی، برای بازه فضا-زمان دلخواه انتخاب کرد . این به این معنی نیز هست که کنش به عنوان نتیجه حرکت، باید یک مقدار گسسته و متناهی داشته باشد، که به نوبه خود به عنوان یک کمیت فیزیکی کوانتیزه شده و دارای یک مقدار مینیمم متناهی است ، همانطور که قبلاً با مقدار ثابت پلانک (h) اندازه گیری شده است.
از آنجایی که حرکت یک ویژگی بصری است که بر روی سیستم ایجاد میشود، باید نتیجه برهمکنشی بین سیستم در حال حرکت و هر سیستم دیگری خارج از آن باشد. به عبارت دیگر، باید دلیلی برای حرکت وجود داشته باشد، و این همان چیزی است که یک برهمکنش ارائه میکند. همچنین باید فقط توسط ذرات ایجاد شود که از یک ترکیب فضا-زمان به ترکیب دیگر حرکت می کنند. بعداً در مورد این جنبه بحث خواهم کرد.
🔻4. انرژی و تکانه Energy & momentum
انرژی چیزی است که یک سیستم را از یک حالت جابجایی به حالت دیگر تغییر میدهد و فقط در انتقال بین یک سیستم به سیستم دیگر ظاهر میشود.
از آنجایی که انتقال انرژی باعث تغییر حالت حرکت میشود، زمانی که یک سیستم انرژی اضافی را از یک منبع بیرونی دریافت میکند که سیستم دیگری خارج از آن است، باید در سطح بالاتری از انرژی قرار داشته باشد . به همین ترتیب، سطح انرژی یک سیستم وقتی انرژی را از خود آزاد می کند و بصورت علّی به حالت حرکت پایین تر انتقال یابد.
این مفهوم به سیستم اجازه میدهد که کوانتیفای عددی دریافت کند که فقط سطح انرژی آن را اندازهگیری میکند .مقدار کل اندازه گیری انرژی یک سیستم به انرژی جنبشی، انرژی پتانسیل و انرژی جرمی در حالت سکون دسته بندی شده است.
از آنجایی که انرژی در حین انتقال خود را نشان میدهد و تنها میتواند توسط ذرات در حال حرکت منتقل شود، در نتیجه انرژی نیز باید کوانتیزه شود. همچنین راه دیگری برای بررسی این موضوع وجود دارد. از آنجایی که انتقال انرژی به کنش ، که کوانتیزه است ، منجر می شود، انرژی نیز باید کوانتیزه شود.
به صورت تحلیلی، کنش متناسب با حاصلضرب انرژی منتقل شده و فاصله زمانی برای مدت زمان انتقال است.
Action ∝ energy * time
این همچنین امکان شبیهسازی انرژی energy را بهعنوان یک نرخ زمانی time عمل میدهد.
Energy ∝ action ÷ time
هر تغییری ناشی از حرکتی است که دارای مقدار و همچنین جهت است و بنابراین باید به برداری مربوط باشد که تغییر را در فضا(مکان) و زمان نشان میدهد.
این منجر به مفهومسازی کمیت فیزیکی دیگری میشود که به آن تکانه momentum میگویند.
از آنجایی که یک ذره فقط حرکت را بر عهده می گیرد، باید در حین انتقال انرژی از ترکیب اولیه فضا-زمان به ترکیب نهایی، تکانه را همراه خود داشته باشد.
همچنین به روشی مشابه، تکانه ممکن است بهعنوان نرخ کنش در فضا شبیهسازی شود.
Momentum ∝ Action ÷ Space
اصل عدم قطعیت مستقیماً از تحلیل فوق ناشی میشود. از آنجایی که کنش action بهعنوان نتیجه نهایی هر حرکت متناهی است، ممکن است با هر ترکیب معینی از انرژی و زمان یا تکانه و مکان به آن عمل شود. رویکرد فیزیکی تری با حالت کوانتومی ذره بنیادی دنبال خواهد شد.
علاوه بر این، ذره در حال حرکت باید ویژگی خاصی را نشان دهد علاوه بر سرعتی که به آن اجازه میدهد تکانه را حمل کند، که به عنوان جرم ذره mass در نظر گرفته میشود.
ID @phys_Q
کیلن دب
قسمت چهارم
📌3. کنش و اندر کنش action & interaction
• هر حرکت، در پایان مدت زمان خود، منجر به یک کنش میشود که باعث میشود سیستم در حال حرکت به حالت حرکت دیگری برود. بنابراین، در حالی که جابجایی پیوسته است، کار - عمل - کنش action را می توان به عنوان نتیجه نهایی حرکت از یک ترکیب اولیه فضا-زمان سیستم به ترکیب نهایی، برای بازه فضا-زمان دلخواه انتخاب کرد . این به این معنی نیز هست که کنش به عنوان نتیجه حرکت، باید یک مقدار گسسته و متناهی داشته باشد، که به نوبه خود به عنوان یک کمیت فیزیکی کوانتیزه شده و دارای یک مقدار مینیمم متناهی است ، همانطور که قبلاً با مقدار ثابت پلانک (h) اندازه گیری شده است.
از آنجایی که حرکت یک ویژگی بصری است که بر روی سیستم ایجاد میشود، باید نتیجه برهمکنشی بین سیستم در حال حرکت و هر سیستم دیگری خارج از آن باشد. به عبارت دیگر، باید دلیلی برای حرکت وجود داشته باشد، و این همان چیزی است که یک برهمکنش ارائه میکند. همچنین باید فقط توسط ذرات ایجاد شود که از یک ترکیب فضا-زمان به ترکیب دیگر حرکت می کنند. بعداً در مورد این جنبه بحث خواهم کرد.
🔻4. انرژی و تکانه Energy & momentum
انرژی چیزی است که یک سیستم را از یک حالت جابجایی به حالت دیگر تغییر میدهد و فقط در انتقال بین یک سیستم به سیستم دیگر ظاهر میشود.
از آنجایی که انتقال انرژی باعث تغییر حالت حرکت میشود، زمانی که یک سیستم انرژی اضافی را از یک منبع بیرونی دریافت میکند که سیستم دیگری خارج از آن است، باید در سطح بالاتری از انرژی قرار داشته باشد . به همین ترتیب، سطح انرژی یک سیستم وقتی انرژی را از خود آزاد می کند و بصورت علّی به حالت حرکت پایین تر انتقال یابد.
این مفهوم به سیستم اجازه میدهد که کوانتیفای عددی دریافت کند که فقط سطح انرژی آن را اندازهگیری میکند .مقدار کل اندازه گیری انرژی یک سیستم به انرژی جنبشی، انرژی پتانسیل و انرژی جرمی در حالت سکون دسته بندی شده است.
از آنجایی که انرژی در حین انتقال خود را نشان میدهد و تنها میتواند توسط ذرات در حال حرکت منتقل شود، در نتیجه انرژی نیز باید کوانتیزه شود. همچنین راه دیگری برای بررسی این موضوع وجود دارد. از آنجایی که انتقال انرژی به کنش ، که کوانتیزه است ، منجر می شود، انرژی نیز باید کوانتیزه شود.
به صورت تحلیلی، کنش متناسب با حاصلضرب انرژی منتقل شده و فاصله زمانی برای مدت زمان انتقال است.
Action ∝ energy * time
این همچنین امکان شبیهسازی انرژی energy را بهعنوان یک نرخ زمانی time عمل میدهد.
Energy ∝ action ÷ time
هر تغییری ناشی از حرکتی است که دارای مقدار و همچنین جهت است و بنابراین باید به برداری مربوط باشد که تغییر را در فضا(مکان) و زمان نشان میدهد.
این منجر به مفهومسازی کمیت فیزیکی دیگری میشود که به آن تکانه momentum میگویند.
از آنجایی که یک ذره فقط حرکت را بر عهده می گیرد، باید در حین انتقال انرژی از ترکیب اولیه فضا-زمان به ترکیب نهایی، تکانه را همراه خود داشته باشد.
همچنین به روشی مشابه، تکانه ممکن است بهعنوان نرخ کنش در فضا شبیهسازی شود.
Momentum ∝ Action ÷ Space
اصل عدم قطعیت مستقیماً از تحلیل فوق ناشی میشود. از آنجایی که کنش action بهعنوان نتیجه نهایی هر حرکت متناهی است، ممکن است با هر ترکیب معینی از انرژی و زمان یا تکانه و مکان به آن عمل شود. رویکرد فیزیکی تری با حالت کوانتومی ذره بنیادی دنبال خواهد شد.
علاوه بر این، ذره در حال حرکت باید ویژگی خاصی را نشان دهد علاوه بر سرعتی که به آن اجازه میدهد تکانه را حمل کند، که به عنوان جرم ذره mass در نظر گرفته میشود.
ID @phys_Q
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣گفتگو با نیل دگراس تایسون
📌چرا نباید فکت های ساینس و خرافات را به مناظره گذاشت؟
زبان کليپ انگلیسی با زیرنویس پارسی
💢@phys_Q
📌چرا نباید فکت های ساینس و خرافات را به مناظره گذاشت؟
زبان کليپ انگلیسی با زیرنویس پارسی
💢@phys_Q
🟣 نگاه بنیادین به پارتیکل متحرک در فضا
کیلن دب
قسمت پنجم
🔺5. ذرات بنیادین elementary particles
همه آبجکت هایی که روزانه با آنها سروکار داریم از ماده ای تشکیل شده که با ویژگی های مادی از جمله اندازه و سایزشان توصیف شده اند . و تعداد بیشماری از این آبجکت ها با ویژگی های بسیار گوناگونی وجود دارد. اگر یک آبجکت به قطعات کوچکتر تقسیم شود، این قطعات همچنان خواص مادی خود را دارا هستند ، و این فکت را تایید می کنند که آبجکت های بزرگتر از قطعات کوچکتر از همان ماده تشکیل شده است. اگر به همین ترتیب آبجکت به قطعات کوچکتر و کوچکتر تقسیم شود، باید یک اندازه و محتوای نهایی وجود داشته باشد که به عنوان مولکول شناخته می شود.
علاوه بر این، آشکار است که این مولکول از پارتیکل های کوچکتری به نام اتم تشکیل شده است و نهایتا یک اتم نیز ترکیبی از پارتیکل های کوچکتر است، اما ذرات بنیادی قابل تجزیه به اجزای کوچکتر نیستند. نتیجتا ذرات بنیادی برای ماده، عواقب منطقی نگرهی بالا هستند. علاوه بر این تعداد محدودی از این پارتیکل ها شکل دهنده کل هستی و اجزای درونی آن هستند . پارتیکل های بنیادین باید فقط از چند نوع محدود باشند . اما اتم ها باید در نهایت همه ترکیبی و کامپوزیت باشند. پارتیکل ها و اجسام مادی بزرگتر در یونیورس ما تنها با تغییر و ترکیب های مختلف از ذرات بنیادین ساخته شده اند.
هم نتایج نظری و هم نتایج تجربی در حال حاضر پشتیبان این فکت هستند. به روشی مشابه، میتوان تصور کرد که ذرات بنیادی باید از ورودیهای مشابه و با فرآیند های یکسان، با تغییرات لازم برای تولید آنها ایجاد شوند ، که مربوط به تکامل فضازمانی هستند. با این حال، تنها ورودی های شناخته شده موجود در یونیورس ما، فضا و انرژی است و بنابراین به رابطه عمومی ساده زیر می رسم:
Matter = energy + space
• به این معنی که مقداری از انرژی می تواند وارد حجم مشخصی از فضا شود و در نتیجه فضا را به ماده تبدیل کند. همچنین این کنش نشان میدهد که فضای-تبدیلی-بهماده باید ماهیت متناهی و گسسته از یک نسخه توسعهیافته و بی شباهت به یک نقطه باشد.
یک ذره بنیادی به این شکل از فضا تولید و با استفاده از انرژی ایجاد میشود و سپس پتانسیل ایجاد ذرات مرکب از پیوند ذرات بنیادی دیگر را دارا خواهد بود و پس از آن آبجکت های مادی بزرگتری را تشکیل می دهد.
هنگامی که ذرات طی واپاشی ، شکافت هسته ای، همجوشی و نابودی ، دِ-فرمه می شوند، ممکن است فرآیند معکوس رخ دهد و انرژی محبوس در فضا آزاد شود. پس از تلاشی ذره، انرژی آزاد میشود و فضای اشغال شده به محیط باز میگردد، همانطور که فقط تا حدی با رعایت اصل پایستگی جرم - انرژی، قبل و بعد از فرآیند مناسب قابل پیگیری ست .
💢@phys_Q
🟣 نگاه بنیادین به پارتیکل متحرک در فضا
کیلن دب
قسمت پنجم
🔺5. ذرات بنیادین elementary particles
همه آبجکت هایی که روزانه با آنها سروکار داریم از ماده ای تشکیل شده که با ویژگی های مادی از جمله اندازه و سایزشان توصیف شده اند . و تعداد بیشماری از این آبجکت ها با ویژگی های بسیار گوناگونی وجود دارد. اگر یک آبجکت به قطعات کوچکتر تقسیم شود، این قطعات همچنان خواص مادی خود را دارا هستند ، و این فکت را تایید می کنند که آبجکت های بزرگتر از قطعات کوچکتر از همان ماده تشکیل شده است. اگر به همین ترتیب آبجکت به قطعات کوچکتر و کوچکتر تقسیم شود، باید یک اندازه و محتوای نهایی وجود داشته باشد که به عنوان مولکول شناخته می شود.
علاوه بر این، آشکار است که این مولکول از پارتیکل های کوچکتری به نام اتم تشکیل شده است و نهایتا یک اتم نیز ترکیبی از پارتیکل های کوچکتر است، اما ذرات بنیادی قابل تجزیه به اجزای کوچکتر نیستند. نتیجتا ذرات بنیادی برای ماده، عواقب منطقی نگرهی بالا هستند. علاوه بر این تعداد محدودی از این پارتیکل ها شکل دهنده کل هستی و اجزای درونی آن هستند . پارتیکل های بنیادین باید فقط از چند نوع محدود باشند . اما اتم ها باید در نهایت همه ترکیبی و کامپوزیت باشند. پارتیکل ها و اجسام مادی بزرگتر در یونیورس ما تنها با تغییر و ترکیب های مختلف از ذرات بنیادین ساخته شده اند.
هم نتایج نظری و هم نتایج تجربی در حال حاضر پشتیبان این فکت هستند. به روشی مشابه، میتوان تصور کرد که ذرات بنیادی باید از ورودیهای مشابه و با فرآیند های یکسان، با تغییرات لازم برای تولید آنها ایجاد شوند ، که مربوط به تکامل فضازمانی هستند. با این حال، تنها ورودی های شناخته شده موجود در یونیورس ما، فضا و انرژی است و بنابراین به رابطه عمومی ساده زیر می رسم:
Matter = energy + space
• به این معنی که مقداری از انرژی می تواند وارد حجم مشخصی از فضا شود و در نتیجه فضا را به ماده تبدیل کند. همچنین این کنش نشان میدهد که فضای-تبدیلی-بهماده باید ماهیت متناهی و گسسته از یک نسخه توسعهیافته و بی شباهت به یک نقطه باشد.
یک ذره بنیادی به این شکل از فضا تولید و با استفاده از انرژی ایجاد میشود و سپس پتانسیل ایجاد ذرات مرکب از پیوند ذرات بنیادی دیگر را دارا خواهد بود و پس از آن آبجکت های مادی بزرگتری را تشکیل می دهد.
هنگامی که ذرات طی واپاشی ، شکافت هسته ای، همجوشی و نابودی ، دِ-فرمه می شوند، ممکن است فرآیند معکوس رخ دهد و انرژی محبوس در فضا آزاد شود. پس از تلاشی ذره، انرژی آزاد میشود و فضای اشغال شده به محیط باز میگردد، همانطور که فقط تا حدی با رعایت اصل پایستگی جرم - انرژی، قبل و بعد از فرآیند مناسب قابل پیگیری ست .
💢@phys_Q
Telegram
attach 📎
💢 فیزیک بدون ذرات unparticles physics
بخش نخست
فیزیک بدون ذرات Unparticles توسط هاوارد جورجی در سال 2007 به عنوان نوعی جدید از فیزیک پیشنهاد شد که احتمالا تا کنون نادیده گرفته شده است .
"فیزیک بدون ذرات" چطور؟ مفاهیم زیربنایی چیست؟ و بعداً چه تأثیری داشت؟
برخی از اصول QFT: در نظریه میدان کوانتومی، هر ذره برانگیختگی کوانتومی یک میدان زیرین است. میدان همیشه در همه جا هست، هنگامی ذره ای به وجود می آید که انرژی کافی به میدان آن منتقل شود.
💢@phys_Q
بخش نخست
فیزیک بدون ذرات Unparticles توسط هاوارد جورجی در سال 2007 به عنوان نوعی جدید از فیزیک پیشنهاد شد که احتمالا تا کنون نادیده گرفته شده است .
"فیزیک بدون ذرات" چطور؟ مفاهیم زیربنایی چیست؟ و بعداً چه تأثیری داشت؟
برخی از اصول QFT: در نظریه میدان کوانتومی، هر ذره برانگیختگی کوانتومی یک میدان زیرین است. میدان همیشه در همه جا هست، هنگامی ذره ای به وجود می آید که انرژی کافی به میدان آن منتقل شود.
💢@phys_Q
🟣 نگاه بنیادین به پارتیکل متحرک در فضا
کیلن دب
قسمت ششم
📌6. جرم یک ذره بنیادی Mass of an Elementary Particle
جرم ویژگی ذاتی یک ذره و وجه تمایز آن با فضاست و به ذره ویژگی گسستگی متناهی میدهد که توانایی انجام جابجایی و حمل انرژی و تکانه ، می دهد .
چنین تبدیلی یعنی تبدیل فضا به ماده تنها در صورتی امکانپذیر خواهد بود که این فضا دارای ویژگی خاصی باشد، مانند اسپین تاپ چرخان (وسیله ای که با چرخاندن آن بر سطح صاف تعادل می گیرد) که در برابر واژگون شدن و سقوط مقاومت میکند، به گونهای که گویی در هنگام چرخیدن جرمی برای وسیله در کار نیست.
ما این ویژگی خاص را بصورت فرکانس زاویهای و تکانه زاویهای angular momentum میشناسیم . که این دو با هم , هم ارز و متناسب با مقدار انرژی و جرم توصیف شده ، هستند . تکانه زاویهای، حتی اگر قابل آشکار شدن نباشد، دارای یک مولفه component اندازهگیری شده است که در امتداد یک محور پیشبینی میشود، و ممکن است معادل جرم، فرکانس زاویهای و یک بعد خطی ذاتی در نظر گرفته شود.
ذره ای که به این ترتیب ایجاد می شود نمی تواند نقطه مانند در نظر گرفته شود ، بلکه باید نسخه توسعه یافته ای متناهی در فضا داشته باشد ، هرچند فضای متغیری را اشغال کند.
در یک قیاس ،فضای اشغال شده را دارای ظرفیت ذاتی (C) و اندوکتانس (L) در فرکانس زاویه ای (ω) و بعد خطی ذاتی (r) در نظر می گیریم.
از آنجایی که انرژی میتواند تنها در هنگام جابجایی و تبدیل حالت آشکار شود، مقدار انرژی فوق باید تحت یک تبدیل اسیلاتوری بین انرژی الکتریکی و مغناطیسی مشابه مدار LC بدون مقاومت قرار گیرد و در نتیجه همیشه بدون اتلاف انرژی متناسب با فرکانس زاویهای (ω) در حال گذار باشد. .
این قیاس منجر به ایجاد ویژگی جرم ذاتی برای ذره بنیادی میشود. به صورت تحلیلی، روابط در زیر نشان داده شدهاند.
→ C = ε * r
→ L = μ * r
→ ω = 1/ √(LC) =c / r
→ m * r² * ω
→ S * ω = m c²
C = capacity ظرفیت
L = اندوکتانس
ε = ثابت الکتریکی
μ = ثابت مغناطیسی
r = بعد خطی ذاتی
ω = فرکانس زاویه ای
c = سرعت نور
S = حرکت زاویه ای اسپین
m = جرم
E = انرژی جرم سکون
💢@phys_Q
کیلن دب
قسمت ششم
📌6. جرم یک ذره بنیادی Mass of an Elementary Particle
جرم ویژگی ذاتی یک ذره و وجه تمایز آن با فضاست و به ذره ویژگی گسستگی متناهی میدهد که توانایی انجام جابجایی و حمل انرژی و تکانه ، می دهد .
چنین تبدیلی یعنی تبدیل فضا به ماده تنها در صورتی امکانپذیر خواهد بود که این فضا دارای ویژگی خاصی باشد، مانند اسپین تاپ چرخان (وسیله ای که با چرخاندن آن بر سطح صاف تعادل می گیرد) که در برابر واژگون شدن و سقوط مقاومت میکند، به گونهای که گویی در هنگام چرخیدن جرمی برای وسیله در کار نیست.
ما این ویژگی خاص را بصورت فرکانس زاویهای و تکانه زاویهای angular momentum میشناسیم . که این دو با هم , هم ارز و متناسب با مقدار انرژی و جرم توصیف شده ، هستند . تکانه زاویهای، حتی اگر قابل آشکار شدن نباشد، دارای یک مولفه component اندازهگیری شده است که در امتداد یک محور پیشبینی میشود، و ممکن است معادل جرم، فرکانس زاویهای و یک بعد خطی ذاتی در نظر گرفته شود.
ذره ای که به این ترتیب ایجاد می شود نمی تواند نقطه مانند در نظر گرفته شود ، بلکه باید نسخه توسعه یافته ای متناهی در فضا داشته باشد ، هرچند فضای متغیری را اشغال کند.
در یک قیاس ،فضای اشغال شده را دارای ظرفیت ذاتی (C) و اندوکتانس (L) در فرکانس زاویه ای (ω) و بعد خطی ذاتی (r) در نظر می گیریم.
از آنجایی که انرژی میتواند تنها در هنگام جابجایی و تبدیل حالت آشکار شود، مقدار انرژی فوق باید تحت یک تبدیل اسیلاتوری بین انرژی الکتریکی و مغناطیسی مشابه مدار LC بدون مقاومت قرار گیرد و در نتیجه همیشه بدون اتلاف انرژی متناسب با فرکانس زاویهای (ω) در حال گذار باشد. .
این قیاس منجر به ایجاد ویژگی جرم ذاتی برای ذره بنیادی میشود. به صورت تحلیلی، روابط در زیر نشان داده شدهاند.
→ C = ε * r
→ L = μ * r
→ ω = 1/ √(LC) =c / r
→ m * r² * ω
→ S * ω = m c²
C = capacity ظرفیت
L = اندوکتانس
ε = ثابت الکتریکی
μ = ثابت مغناطیسی
r = بعد خطی ذاتی
ω = فرکانس زاویه ای
c = سرعت نور
S = حرکت زاویه ای اسپین
m = جرم
E = انرژی جرم سکون
💢@phys_Q
👍3❤1
🟣 It's necessary to fall in love with a theory , And, like falling in love with a woman, it is only possible if you do not know much about her, so you cannot see her faults. The faults will become apparent later, but after the love is strong enough to hold you to her .
باید عاشق یک نظریه شد، و مانند عشق به یک زن، فقط زمانی ممکن است که چیز زیادی در مورد او ندانید، بنابراین نمی توانید عیوب او را ببینید. عیبها بعداً ، پس از آنکه عشق آنقدر قوی شد که شما را در کنار وی نگاه دارد ، آشکار می شوند.
NOBLE prize Lecture
- picture Richard & Arline feynman
🆔 @phys_Q
باید عاشق یک نظریه شد، و مانند عشق به یک زن، فقط زمانی ممکن است که چیز زیادی در مورد او ندانید، بنابراین نمی توانید عیوب او را ببینید. عیبها بعداً ، پس از آنکه عشق آنقدر قوی شد که شما را در کنار وی نگاه دارد ، آشکار می شوند.
NOBLE prize Lecture
- picture Richard & Arline feynman
🆔 @phys_Q
👍3
🟣 نگاه بنیادین به پارتیکل متحرک در فضا
کیلن دب
قسمت هفتم
🔺بر خلاف انرژی جنبشی چرخش ناشی از تکانه زاویهای angular momentum معمولی یک ذره در انتهای بازوی شعاعی با جرم موجود، معادل انرژی جرم سکون ذره بنیادی، با داشتن جرم برای شروع، چرخش ذاتی تکانه زاویهای , با فرکانس زاویه ای مدار نوسانگر LC متناظر است . که به دنبال آن فضا دارای خاصیت تبدیل کردن جرم به ذره در حالت سکون و توانایی حمل انرژی و تکانه در هنگام حرکت به دلیل برهم کنش برون زا است.
تکانه زاویه ای اسپین یک ذره بنیادی به عنوان ویژگی ذاتی آن پذیرفته شده است در حالی که منشا و علت پیدایش آن هنوز توسط هیچ تئوری یا نتیجه تجربی اثبات نشده است. گرچه، در اینجا هیچ تلاشی برای ارائه دلیلی مبنی بر اساس آن از نظر منطقی یا فلسفی انجام ندادهایم، اما با پذیرفتن وجود غالب آن، فقط از پتانسیل ناشی از تأثیرات آن بر دیگر ویژگی ذاتی یک ذره بنیادی استفاده کردهایم، مثال آن جرمی همراه با فرکانس زاویه ای و بعد خطی ذاتی که نسخه تعدیل شده از ذره بنیادی منزوی و نقطه ای است .
علاوه بر این، این تکانه زاویه ای ذاتی به عنوان تکانه کلاسیک در نظر گرفته نشده است که با اعمال یک گشتاور خارجی تولید می شود.
تکانه زاویه ای ذره معادل انرژی یک جرم ساکن در نظر گرفته شده که منشا آن از فرکانس زاویه ای است که از انرژی نوسانی الکتریکی و مغناطیسی ذخیره شده در فضا سرچشمه می گیرد و باعث تولید ذره جرم مند می شود.
جرم یک ذره بنیادی به واسطه ذره یا ماده دیگری نیست که از یک میدان خارجی به آن اضافه شده باشد ، بلکه یک ویژگی ذاتی است که از تکانه زاویهای چرخشی آن ناشی میشود، در حالی که ذره هرگز به عنوان یک جسم چرخان معمولی در فضا تصور نمیشود، اما آشکارا با پارامتر هایی از قبیل مفاهیمی مانند جرم، فرکانس زاویه ای و بعد خطی، مستقل از یکدیگر، و با هم به تکانه زاویه ای مرتبط اند که نتیجه انرژی تولیدی ذره متناسب با جرم است .
منشأ بار الکتریکی ناشی از بدانگیختگی میدان کوانتومی فیزیکی است، صرف نظر از ماهیت ذره ای که میدان آنرا ایجاد می کند.
در حالی که جهت و تقارن برانگیختگی ایجاد کننده بار مثبت یا منفی یا خنثی می شود و به همین ترتیب ممکن است هم ماده و هم پاد ماده تولید شوند. هنگامی برانگیختگی بمقدار کافی بزرگ باشد ، مقدار معادل انرژی سبب یک نسخه از فضای گسترده در محل خودش برای تبدیل شدن به منبع نوسانی بدون مقاومت مدار LC میشود تا پیوسته در نوسان باشد . در نتیجه منبع چرخش ذاتی تکانه ی زاویه ای یک ذره علت ایجاد کننده ذره ای با خاصیت جرمی است.
ذره بنیادی با بار الکتریکی همینطور هر ماده یا پاد ماده ای که به این ترتیب تولید می شود همیشه به صورت مجزا و نه جفت، بلکه فقط به صورت یک ذره منفرد تولید می شود. در حالی که احتمالات به درستی ، تولید ذرات مساوی و مخالف را در بلندمدت بصورت کلی پیشبینی میکند، احتمال تولید ذرات مشابه در یک دوره طولانی مدت نیز وجود دارد. در فیزیک با نقض تقارن میتوان علت غلبه ماده بر پاد ماده را توضیح داد.
بنابراین، ذرات بیشتری با ماهیت ویژه وجود دارد، به عنوان مثال ، ذرات ماده در جهان در حال پیدایش باعث تشکیل اجسام مادی می شوند. علاوه بر این، روابط تحلیلی اضافی را می توان در میان خواص ذاتی فوق ذرات بنیادی با مقدار بار الکتریکی متناظر با انرژی الکتریکی یا مغناطیسی معادل انرژی جرم سکون یافت.
〰〰〰〰〰〰
*پاورقی: مدار تانک یک مدار LC سلف-خازنی است که بسته به اندوکتانس و کاپاسیتانس و مدل سریال یا پارالل بودن آن ، دارای یک فرکانس رزونانس خواهد بود و در این فرکانس امپدانس ها که با اعداد مختلط در فضای فازور محاسبه می شوند یکدیگر را خنثی می کنند و به سادگی مدار شروع به نوسان می کند .
مدار تانک:
https://t.me/phys_Q/5124
راکتانس های مختلط و تاثیر آن بر امپدانس:
https://t.me/phys_Q/5125
میرایی در مدار تانک :
https://t.me/phys_Q/5126
💢@phys_Q
کیلن دب
قسمت هفتم
🔺بر خلاف انرژی جنبشی چرخش ناشی از تکانه زاویهای angular momentum معمولی یک ذره در انتهای بازوی شعاعی با جرم موجود، معادل انرژی جرم سکون ذره بنیادی، با داشتن جرم برای شروع، چرخش ذاتی تکانه زاویهای , با فرکانس زاویه ای مدار نوسانگر LC متناظر است . که به دنبال آن فضا دارای خاصیت تبدیل کردن جرم به ذره در حالت سکون و توانایی حمل انرژی و تکانه در هنگام حرکت به دلیل برهم کنش برون زا است.
تکانه زاویه ای اسپین یک ذره بنیادی به عنوان ویژگی ذاتی آن پذیرفته شده است در حالی که منشا و علت پیدایش آن هنوز توسط هیچ تئوری یا نتیجه تجربی اثبات نشده است. گرچه، در اینجا هیچ تلاشی برای ارائه دلیلی مبنی بر اساس آن از نظر منطقی یا فلسفی انجام ندادهایم، اما با پذیرفتن وجود غالب آن، فقط از پتانسیل ناشی از تأثیرات آن بر دیگر ویژگی ذاتی یک ذره بنیادی استفاده کردهایم، مثال آن جرمی همراه با فرکانس زاویه ای و بعد خطی ذاتی که نسخه تعدیل شده از ذره بنیادی منزوی و نقطه ای است .
علاوه بر این، این تکانه زاویه ای ذاتی به عنوان تکانه کلاسیک در نظر گرفته نشده است که با اعمال یک گشتاور خارجی تولید می شود.
تکانه زاویه ای ذره معادل انرژی یک جرم ساکن در نظر گرفته شده که منشا آن از فرکانس زاویه ای است که از انرژی نوسانی الکتریکی و مغناطیسی ذخیره شده در فضا سرچشمه می گیرد و باعث تولید ذره جرم مند می شود.
جرم یک ذره بنیادی به واسطه ذره یا ماده دیگری نیست که از یک میدان خارجی به آن اضافه شده باشد ، بلکه یک ویژگی ذاتی است که از تکانه زاویهای چرخشی آن ناشی میشود، در حالی که ذره هرگز به عنوان یک جسم چرخان معمولی در فضا تصور نمیشود، اما آشکارا با پارامتر هایی از قبیل مفاهیمی مانند جرم، فرکانس زاویه ای و بعد خطی، مستقل از یکدیگر، و با هم به تکانه زاویه ای مرتبط اند که نتیجه انرژی تولیدی ذره متناسب با جرم است .
منشأ بار الکتریکی ناشی از بدانگیختگی میدان کوانتومی فیزیکی است، صرف نظر از ماهیت ذره ای که میدان آنرا ایجاد می کند.
در حالی که جهت و تقارن برانگیختگی ایجاد کننده بار مثبت یا منفی یا خنثی می شود و به همین ترتیب ممکن است هم ماده و هم پاد ماده تولید شوند. هنگامی برانگیختگی بمقدار کافی بزرگ باشد ، مقدار معادل انرژی سبب یک نسخه از فضای گسترده در محل خودش برای تبدیل شدن به منبع نوسانی بدون مقاومت مدار LC میشود تا پیوسته در نوسان باشد . در نتیجه منبع چرخش ذاتی تکانه ی زاویه ای یک ذره علت ایجاد کننده ذره ای با خاصیت جرمی است.
ذره بنیادی با بار الکتریکی همینطور هر ماده یا پاد ماده ای که به این ترتیب تولید می شود همیشه به صورت مجزا و نه جفت، بلکه فقط به صورت یک ذره منفرد تولید می شود. در حالی که احتمالات به درستی ، تولید ذرات مساوی و مخالف را در بلندمدت بصورت کلی پیشبینی میکند، احتمال تولید ذرات مشابه در یک دوره طولانی مدت نیز وجود دارد. در فیزیک با نقض تقارن میتوان علت غلبه ماده بر پاد ماده را توضیح داد.
بنابراین، ذرات بیشتری با ماهیت ویژه وجود دارد، به عنوان مثال ، ذرات ماده در جهان در حال پیدایش باعث تشکیل اجسام مادی می شوند. علاوه بر این، روابط تحلیلی اضافی را می توان در میان خواص ذاتی فوق ذرات بنیادی با مقدار بار الکتریکی متناظر با انرژی الکتریکی یا مغناطیسی معادل انرژی جرم سکون یافت.
〰〰〰〰〰〰
*پاورقی: مدار تانک یک مدار LC سلف-خازنی است که بسته به اندوکتانس و کاپاسیتانس و مدل سریال یا پارالل بودن آن ، دارای یک فرکانس رزونانس خواهد بود و در این فرکانس امپدانس ها که با اعداد مختلط در فضای فازور محاسبه می شوند یکدیگر را خنثی می کنند و به سادگی مدار شروع به نوسان می کند .
مدار تانک:
https://t.me/phys_Q/5124
راکتانس های مختلط و تاثیر آن بر امپدانس:
https://t.me/phys_Q/5125
میرایی در مدار تانک :
https://t.me/phys_Q/5126
💢@phys_Q
👍1
💢 فیزیک بدون ذرات unparticles physics
بخش دوم
برای تولید یک ذره باید انرژی را «در میدان» تزریق کنید . چقدر انرژی ؟ دستکم به اندازه جرم ذره، مطابق با رابطه هم ارزی جرم-انرژی:
E = m c²
این همان کاریست که برخورد دهنده ها انجام می دهند. آنها انرژی را از یک میدان به میدان دیگر منتقل می کنند [برخی از ذرات را نابود می کنند و برخی دیگر را تولید می کنند.]
💢@higgs_field
بخش دوم
برای تولید یک ذره باید انرژی را «در میدان» تزریق کنید . چقدر انرژی ؟ دستکم به اندازه جرم ذره، مطابق با رابطه هم ارزی جرم-انرژی:
E = m c²
این همان کاریست که برخورد دهنده ها انجام می دهند. آنها انرژی را از یک میدان به میدان دیگر منتقل می کنند [برخی از ذرات را نابود می کنند و برخی دیگر را تولید می کنند.]
💢@higgs_field
👍3