This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 "جسیکا اسمیت" در آپریل ۲۰۲۲ شانس این رو داشت که دست مصنوعی و هوشمند خود را از طرف توسعه دهندگان پروتز بیونیک (COVVI) امتحان کند.
این هدیه ای از طرف تکنولوژی و علم است که به انسان ها داده می شود. لحظات ناب را می توان در چهره او دید!
💢@higgs_field
این هدیه ای از طرف تکنولوژی و علم است که به انسان ها داده می شود. لحظات ناب را می توان در چهره او دید!
💢@higgs_field
👏4
💢 پیروز خان
یوز واژه پارسی از واژه یوزیدن به معنای جستن است . یوز ایرانی persian cheetah زیر گونه یوز آسیایی asiatic cheetah است که ۷۰ تا ۳۰ هزار سال پیش از جمعیت یوزهای آفریقایی جدا شد و اکنون در کل آسیا ، تنها زیستگاه این گونه کویر مرکزی ایران شناخته شده است . این گونه طبق برآورد سال ۱۳۹۹ شامل تنها ۱۰ تا ۲۰ قلاده می شد .
💢@higgs_field
یوز واژه پارسی از واژه یوزیدن به معنای جستن است . یوز ایرانی persian cheetah زیر گونه یوز آسیایی asiatic cheetah است که ۷۰ تا ۳۰ هزار سال پیش از جمعیت یوزهای آفریقایی جدا شد و اکنون در کل آسیا ، تنها زیستگاه این گونه کویر مرکزی ایران شناخته شده است . این گونه طبق برآورد سال ۱۳۹۹ شامل تنها ۱۰ تا ۲۰ قلاده می شد .
💢@higgs_field
👍4❤3
💢در یک بُعد پایینتر
ماریان فریبرگر
قسمت دوم
📌فیزیک هولوگرافیک
تناظرات correspondence مالداسینا یک بستر کار عالی برای فیزیکدانان ایجاد کرد و رامگولام و همکارانش در این بستر مشغول هستند و خود را سرگرم کرده اند. اگرچه مالداسینا انگیزه اولیه را به ارمغان آورد، اما تناظرات بسیاری وجود دارد که باید بر روی جزئیات آنها کار شود . فعلا گرانش مورد توجه ویژه است.
فیزیکدانان معتقدند که گرانش توسط یک ذره حامل نیروی گرانش به نام گراویتون (که هنوز در آزمایشگاه شناسایی نشده است، بنابراین فرضی است) منتقل می شود. ایده اصلی تئوری ریسمان - این که ذرات مانند نقاط کوچکی که در فضا در حال حرکتند ، نیست ، بلکه مانند ریسمان های مرتعش (vibrating strings ) کوچک هستند، در نتیجه گراویتون ها نیز این فُرم ریسمانی را می پذیرند. اما تئوری ریسمان به تارهای مرتعش ختم نمی شود.
سطوح دو بعدی مانند دایره ها، اشکال سه بعدی و آبجکت های با ابعاد بالاتر که همگی در جهان ده بعدی چنانکه تئوری ریسمان توصیف می کند قرار دارند - نیز نقش مهمی ایفا می کنند. که وابسته به برین ها branes است.
رامگولام توضیح می دهد:
"ذره تمرکز یا غلظتی از ماده و انرژی است. برین نیز تمرکزی از ماده و انرژی است که در فضا گسترش یافته است. اگر توصیف ساده تری بخواهید برین ماده توزیع شده است."
گراویتونها نیز میتوانند فُرم برین به خود بگیرند، و زمانی که این کار را میکنند، گراویتونهای غولپیکر giant graviton نامیده میشوند.
سوال ما این بود که گراویتونهای غولپیکر در دنیای مرزی تناظر هولوگرافیک با چه نوع آبجکت هایی مطابق و متناظر هستند.
این جهان مرزی فاقد گرانش است، اما حاوی چیزی شبیه به نیروی هسته ای قوی است که ذرات ساب اتمیک را در کنار هم نگه می دارد تا اتم ها را تشکیل دهند.
درست مانند نیروی الکترومغناطیسی که برانگیختگی ها و تحریکات موجود در یک میدان الکترومغناطیسی در سرتاسر یونیورس است ، نیروی قوی هسته-مانند nuclear-like از طریق میدان های به اصطلاح کوانتومی کار می کند. رامگولام نسخه خاصی از نظریه میدان کوانتومی را در نظر گرفت که شامل چندین نوع از این میدان های کوانتومی است.
همه این موارد می توانند با هم ترکیب شوند و ذرات کامپوزیت(ترکیبی) را تشکیل دهند. برخی از این کامپوزیت ها با گراویتون های غول پیکر در دنیای تئوری ریسمان درونی مکاتبات دارند.
🔺سوال این بود که کدام ها؟
رامگولام و همکارانش پاسخ های آشکاری برای این سوال پیدا کردند. در این فرآیند، آنها دریافتند که کامپوزیتهای بخش نظریه میدان کوانتومی با استفاده از ریاضیات جایگشتها permutations ، یعنی ریاضیات بازآرایی چیزها ، که با ابزارهای قدرتمند همراه است، به بهترین وجه قابل درک هستند. استفاده هوشمندانه از این ابزار، محاسبات در بخش نظریه میدان کوانتومی را بسیار آسان می کند.
با استفاده از تناظر correspondence ، محاسبات میتوانند در بخش تئوری ریسمان به سؤالاتی درباره گرانش که قبلاً حل نشده بودند، پاسخ دهند. به عنوان مثال، چگونه گراویتون های کم انرژی با گراویتون های غول پیکر پرانرژی برهم کنش می کنند؟ انرژی های برانگیختگی ریسمان های متصل به گراویتون های غول پیکر چه هستند؟
رامگولام می گوید: "ما اکنون یک روش کاملاً جدید برای محاسبه برهمکنش های گرانشی داریم."
*پینوشت :
در تئوری ریسمان و ابرگرانش غشاء آبجکتی فیزیکی ست که کانسپت پارتیکل نقطه-مانند را به ابعاد بالاتر تعمیم می دهد .
For example a point like particle is a zero or more dimensional brane .
🆔 @phys_Q
ماریان فریبرگر
قسمت دوم
📌فیزیک هولوگرافیک
تناظرات correspondence مالداسینا یک بستر کار عالی برای فیزیکدانان ایجاد کرد و رامگولام و همکارانش در این بستر مشغول هستند و خود را سرگرم کرده اند. اگرچه مالداسینا انگیزه اولیه را به ارمغان آورد، اما تناظرات بسیاری وجود دارد که باید بر روی جزئیات آنها کار شود . فعلا گرانش مورد توجه ویژه است.
فیزیکدانان معتقدند که گرانش توسط یک ذره حامل نیروی گرانش به نام گراویتون (که هنوز در آزمایشگاه شناسایی نشده است، بنابراین فرضی است) منتقل می شود. ایده اصلی تئوری ریسمان - این که ذرات مانند نقاط کوچکی که در فضا در حال حرکتند ، نیست ، بلکه مانند ریسمان های مرتعش (vibrating strings ) کوچک هستند، در نتیجه گراویتون ها نیز این فُرم ریسمانی را می پذیرند. اما تئوری ریسمان به تارهای مرتعش ختم نمی شود.
سطوح دو بعدی مانند دایره ها، اشکال سه بعدی و آبجکت های با ابعاد بالاتر که همگی در جهان ده بعدی چنانکه تئوری ریسمان توصیف می کند قرار دارند - نیز نقش مهمی ایفا می کنند. که وابسته به برین ها branes است.
رامگولام توضیح می دهد:
"ذره تمرکز یا غلظتی از ماده و انرژی است. برین نیز تمرکزی از ماده و انرژی است که در فضا گسترش یافته است. اگر توصیف ساده تری بخواهید برین ماده توزیع شده است."
گراویتونها نیز میتوانند فُرم برین به خود بگیرند، و زمانی که این کار را میکنند، گراویتونهای غولپیکر giant graviton نامیده میشوند.
سوال ما این بود که گراویتونهای غولپیکر در دنیای مرزی تناظر هولوگرافیک با چه نوع آبجکت هایی مطابق و متناظر هستند.
این جهان مرزی فاقد گرانش است، اما حاوی چیزی شبیه به نیروی هسته ای قوی است که ذرات ساب اتمیک را در کنار هم نگه می دارد تا اتم ها را تشکیل دهند.
درست مانند نیروی الکترومغناطیسی که برانگیختگی ها و تحریکات موجود در یک میدان الکترومغناطیسی در سرتاسر یونیورس است ، نیروی قوی هسته-مانند nuclear-like از طریق میدان های به اصطلاح کوانتومی کار می کند. رامگولام نسخه خاصی از نظریه میدان کوانتومی را در نظر گرفت که شامل چندین نوع از این میدان های کوانتومی است.
همه این موارد می توانند با هم ترکیب شوند و ذرات کامپوزیت(ترکیبی) را تشکیل دهند. برخی از این کامپوزیت ها با گراویتون های غول پیکر در دنیای تئوری ریسمان درونی مکاتبات دارند.
🔺سوال این بود که کدام ها؟
رامگولام و همکارانش پاسخ های آشکاری برای این سوال پیدا کردند. در این فرآیند، آنها دریافتند که کامپوزیتهای بخش نظریه میدان کوانتومی با استفاده از ریاضیات جایگشتها permutations ، یعنی ریاضیات بازآرایی چیزها ، که با ابزارهای قدرتمند همراه است، به بهترین وجه قابل درک هستند. استفاده هوشمندانه از این ابزار، محاسبات در بخش نظریه میدان کوانتومی را بسیار آسان می کند.
با استفاده از تناظر correspondence ، محاسبات میتوانند در بخش تئوری ریسمان به سؤالاتی درباره گرانش که قبلاً حل نشده بودند، پاسخ دهند. به عنوان مثال، چگونه گراویتون های کم انرژی با گراویتون های غول پیکر پرانرژی برهم کنش می کنند؟ انرژی های برانگیختگی ریسمان های متصل به گراویتون های غول پیکر چه هستند؟
رامگولام می گوید: "ما اکنون یک روش کاملاً جدید برای محاسبه برهمکنش های گرانشی داریم."
*پینوشت :
در تئوری ریسمان و ابرگرانش غشاء آبجکتی فیزیکی ست که کانسپت پارتیکل نقطه-مانند را به ابعاد بالاتر تعمیم می دهد .
For example a point like particle is a zero or more dimensional brane .
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
💢در یک بُعد پایینتر
ماریان فریبرگر
قسمت سوم و پایانی
📌کنه و وجود دو بعدی The 2D essence
چنین نتایجی واقعاً شگفتانگیز هستند: اکنون میتوانید آنچه را که در یک جهان 10D حاوی گرانش اتفاق میافتد، از طریق محاسبات انجام شده از یک دنیای 4D بدون گرانش تصور کنید.
اما چیزهای بیشتری وجود دارد، پس نفسی عمیق بکشید. دنیای 4D تئوری میدان کوانتومی شامل تقارن های اضافی زیادی است که می توانید از آنها برای ساده تر کردن تنظیمات خود استفاده کنید.
در تشبیهی بسیار ضعیف ، پروانه ای را در نظر بگیرید که یک محور تقارن از وسط آن عبور کرده است . اگر میخواهید الگوی بالهای آن را درک کنید، تنها باید یکی از آنها را در نظر بگیرید، زیرا میدانید که الگوی روی بالهای آن دقیقاً یک تصویر آینهای خواهد بود - تنها باید نیمی از آبجکت اصلی را در نظر بگیرید.
به طور مشابهی ، با استفاده از ریاضیاتِ تقارن برای فشرده سازی قطعات مهم اطلاعات، رامگولام موفق شده تئوری میدان کوانتومی4D را به یک تئوری میدان توپولوژیکی2D تبدیل کند: دنیایی که از سطوحی مانند کره یا سطح یک دونات تشکیل شده است. .
البته کار هنوز در حال پیشرفت است، اما ایده اصلی اینست که تمام اطلاعاتی را که برای درک دنیای4D نیاز دارید در سطوح 2D که قطعات اطلاعات با قوانین خاصی برای ایجاد سطوح پیچیده تر ، چسبانده و رمزگذاری شده اند ، ایجاد شده است . و از آنجایی که دنیای4D، از طریق تناظر correspondence ADS/CFT ، جهان 10Dتئوری ریسمان را توصیف می کند، این معنی را می دهد که اطلاعات مربوط به کل جهان 10D در سطحی دو بعدی بسته بندی شده است. البته بنا بر اعتراف خود رامگولام درک این مطلب دشوار و گیج کننده است.
🔺همه اینها برای دنیای واقعی چه معنایی دارد؟
هیچ یک از دو دنیایی که از طریق تناظر مالداسینا به هم مرتبط شده اند، شبیه دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم ، نیستند : این دو یونیورس های اسباب بازی هستند که برای تقویت درک ما از تئوری ها طراحی شده اند.
رامگولام میگوید: " این واقعیت که گرانش [در تئوری ریسمان] را میتوان با استفاده از [تئوری میدان کوانتومی] محاسبه کرد، به این معنی است که ساختارهای پنهانی در مورد این تئوری وجود دارد که هنگام ارتباط آن به جهان میتوان آشکارشان کرد ."
اما ابتدا میخواهیم بفهمیم که این ساختارها چه هستند ، تا نهایتا بفهمیم این تئوری واقعاً درباره چیست.» گرانش در تئوری ریسمان هنوز سوالات گیج کننده بسیاری را در بر دارد. اما آنچه که این داستان به ما میگوید این است که از میان این همه شلوغی و آشفتگی ، چیز بسیار سادهای پدیدار میشود، ساده به این صورت که میتوانید محاسبات را با استفاده از ترکیب سازی های بسیار ساده انجام دهید.»
اما اگر در نهایت معلوم شود که دنیای واقعی را می توان به طور کامل با استفاده از یک تئوری میدان توپولوژیکی 2D توصیف کرد، درست مانند مثال اسباب بازی رامگولام، چه؟ این برای 4D فضا-زمان که ما درک می کنیم چه معنایی دارد؟
یکی از معانی احتمالی آن این است که ادراک ما به نحوی ما را به ابعاد متعددی سوق می دهد . نه این که 4D معمول فضا-زمان آشنای ما واقعاً وجود نداشته باشند، بلکه مختصرترین و زیباترین توصیف ما از جهان به آن نیازی ندارد. که واقعاً گیج کننده است!
🆔 @phys_Q
🔻butterfly symmetry
ماریان فریبرگر
قسمت سوم و پایانی
📌کنه و وجود دو بعدی The 2D essence
چنین نتایجی واقعاً شگفتانگیز هستند: اکنون میتوانید آنچه را که در یک جهان 10D حاوی گرانش اتفاق میافتد، از طریق محاسبات انجام شده از یک دنیای 4D بدون گرانش تصور کنید.
اما چیزهای بیشتری وجود دارد، پس نفسی عمیق بکشید. دنیای 4D تئوری میدان کوانتومی شامل تقارن های اضافی زیادی است که می توانید از آنها برای ساده تر کردن تنظیمات خود استفاده کنید.
در تشبیهی بسیار ضعیف ، پروانه ای را در نظر بگیرید که یک محور تقارن از وسط آن عبور کرده است . اگر میخواهید الگوی بالهای آن را درک کنید، تنها باید یکی از آنها را در نظر بگیرید، زیرا میدانید که الگوی روی بالهای آن دقیقاً یک تصویر آینهای خواهد بود - تنها باید نیمی از آبجکت اصلی را در نظر بگیرید.
به طور مشابهی ، با استفاده از ریاضیاتِ تقارن برای فشرده سازی قطعات مهم اطلاعات، رامگولام موفق شده تئوری میدان کوانتومی4D را به یک تئوری میدان توپولوژیکی2D تبدیل کند: دنیایی که از سطوحی مانند کره یا سطح یک دونات تشکیل شده است. .
البته کار هنوز در حال پیشرفت است، اما ایده اصلی اینست که تمام اطلاعاتی را که برای درک دنیای4D نیاز دارید در سطوح 2D که قطعات اطلاعات با قوانین خاصی برای ایجاد سطوح پیچیده تر ، چسبانده و رمزگذاری شده اند ، ایجاد شده است . و از آنجایی که دنیای4D، از طریق تناظر correspondence ADS/CFT ، جهان 10Dتئوری ریسمان را توصیف می کند، این معنی را می دهد که اطلاعات مربوط به کل جهان 10D در سطحی دو بعدی بسته بندی شده است. البته بنا بر اعتراف خود رامگولام درک این مطلب دشوار و گیج کننده است.
🔺همه اینها برای دنیای واقعی چه معنایی دارد؟
هیچ یک از دو دنیایی که از طریق تناظر مالداسینا به هم مرتبط شده اند، شبیه دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم ، نیستند : این دو یونیورس های اسباب بازی هستند که برای تقویت درک ما از تئوری ها طراحی شده اند.
رامگولام میگوید: " این واقعیت که گرانش [در تئوری ریسمان] را میتوان با استفاده از [تئوری میدان کوانتومی] محاسبه کرد، به این معنی است که ساختارهای پنهانی در مورد این تئوری وجود دارد که هنگام ارتباط آن به جهان میتوان آشکارشان کرد ."
اما ابتدا میخواهیم بفهمیم که این ساختارها چه هستند ، تا نهایتا بفهمیم این تئوری واقعاً درباره چیست.» گرانش در تئوری ریسمان هنوز سوالات گیج کننده بسیاری را در بر دارد. اما آنچه که این داستان به ما میگوید این است که از میان این همه شلوغی و آشفتگی ، چیز بسیار سادهای پدیدار میشود، ساده به این صورت که میتوانید محاسبات را با استفاده از ترکیب سازی های بسیار ساده انجام دهید.»
اما اگر در نهایت معلوم شود که دنیای واقعی را می توان به طور کامل با استفاده از یک تئوری میدان توپولوژیکی 2D توصیف کرد، درست مانند مثال اسباب بازی رامگولام، چه؟ این برای 4D فضا-زمان که ما درک می کنیم چه معنایی دارد؟
یکی از معانی احتمالی آن این است که ادراک ما به نحوی ما را به ابعاد متعددی سوق می دهد . نه این که 4D معمول فضا-زمان آشنای ما واقعاً وجود نداشته باشند، بلکه مختصرترین و زیباترین توصیف ما از جهان به آن نیازی ندارد. که واقعاً گیج کننده است!
🆔 @phys_Q
🔻butterfly symmetry
Telegram
attach 📎
👍4
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
💢در یک بُعد پایینتر
ماریان فریبرگر
اگر به شما بگویم دنیا دو بعدی است چه ؟ احتمالا بیشتر از اینکه بگوییم ده بعدی است، شگفت زده خواهید شد . همه ما از پذیرش این موضوع که دنیا احتمالا پیچیدهتر از آن چه که حواس و ادراک ما نشان میدهد - هست ، بسیار خوشحالیم - اما آیا میتواند سادهتر باشد؟
این احتمالی است که سانجی رامگولام از دانشگاه کوئین مری لندن در حال بررسی آن است: او در حال توسعه توصیفی دو بعدی از یونیورس است. تا کنون این نظریه فقط در مورد یونیورس اسباببازی toy universe صدق میکند ، اما نتایج او ممکن است روزی بینش مهمی از دنیای واقعی به ما بدهد.
کوانتوم مکانیک :
قسمت نخست
قسمت دوم
قسمت سوم
💢@higgs_field
ماریان فریبرگر
اگر به شما بگویم دنیا دو بعدی است چه ؟ احتمالا بیشتر از اینکه بگوییم ده بعدی است، شگفت زده خواهید شد . همه ما از پذیرش این موضوع که دنیا احتمالا پیچیدهتر از آن چه که حواس و ادراک ما نشان میدهد - هست ، بسیار خوشحالیم - اما آیا میتواند سادهتر باشد؟
این احتمالی است که سانجی رامگولام از دانشگاه کوئین مری لندن در حال بررسی آن است: او در حال توسعه توصیفی دو بعدی از یونیورس است. تا کنون این نظریه فقط در مورد یونیورس اسباببازی toy universe صدق میکند ، اما نتایج او ممکن است روزی بینش مهمی از دنیای واقعی به ما بدهد.
کوانتوم مکانیک :
قسمت نخست
قسمت دوم
قسمت سوم
💢@higgs_field
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢ویدیویی زیبا از حرکت ستارگان کهکشان مان در آسمان شب و بر فراز کوه آناپورنا در نپال؛ این ویدیو حاصل 1000 تصویر خام است که با قرار دادن آنها در کنار هم ساخته شده است. آناپورنا قلهای به ارتفاع 8091 متر در رشتهکوه هیمالیا میباشد.
💢@higgs_field
💢@higgs_field
👍3
💢تئوری ریسمان STRING Theory
دیوید برمن
قسمت نخست
📌 از نیوتون تا اینشتاین
برای درک ایده ها و اهداف تئوری ریسمان string ، مطالعه گذشته سودمند است تا ببینیم فیزیک چگونه از زمان نیوتن تا به امروز پیشرفت کرده است.
یکی از ایدههای مهمی که باعث رشد فیزیک از زمان نیوتن تا کنون شده ، ایده وحدت Unification است: تلاش برای توضیح پدیدههای ظاهرا متفاوت توسط یک مفهوم کلی.
شاید اولین نمونه از این مورد از خود نیوتن باشد، که در سال 1687، در کتاب Principia Mathematicae توضیح داد که حرکت سیارات در منظومه شمسی، حرکت ماه به دور زمین، و نیرویی که ما را به زمین دوخته است ، همگی یک نیرو هستند: نیروی گرانش.
امروزه این امر را بدیهی می دانیم، اما قبل از نیوتن، ارتباط بین یک سیب در حال سقوط و مدار ماه ، در نبود گرانش ، مبهم و رازآلود بود.
پس از گرانش کشف هیجان انگیز بعدی حدود 180 سال پس از نیوتن توسط ریاضیدان اسکاتلندی، جیمز کلارک ماکسول انجام شد.
ماکسول نشان داد که الکترواستاتیک و مغناطیس که در نگاه اول ، بی ربط به یکدیگر بنظر می رسند ... تنها جنبه های مختلف از یک چیز واحد به نام الکترومغناطیس هستند. ماکسول در این فرآیند امواج الکترومغناطیسی را کشف کرد که در واقع نور هست - ماکسول ناخواسته جنبه به ظاهر متفاوت دیگری از طبیعت را توضیح داده بود.
دویست سال بعد، در سال 1984، عبدالسلام پاکستانی و استیون واینبرگ آمریکایی نشان دادند که نیروی الکترومغناطیسی و نیروی هستهای ضعیف که باعث واپاشی رادیواکتیو میشوند، هر دو جنبههای متفاوتی از یک نیروی واحد به نام نیروی الکتروضعیف هستند.
این امر ما را با سه نیروی بنیادین طبیعت مواجه میکند: گرانش، نیروی الکتروضعیف و نیروی هستهای قوی که پروتونها را کنار هم نگه میدارد.
🆔 @phys_Q
دیوید برمن
قسمت نخست
📌 از نیوتون تا اینشتاین
برای درک ایده ها و اهداف تئوری ریسمان string ، مطالعه گذشته سودمند است تا ببینیم فیزیک چگونه از زمان نیوتن تا به امروز پیشرفت کرده است.
یکی از ایدههای مهمی که باعث رشد فیزیک از زمان نیوتن تا کنون شده ، ایده وحدت Unification است: تلاش برای توضیح پدیدههای ظاهرا متفاوت توسط یک مفهوم کلی.
شاید اولین نمونه از این مورد از خود نیوتن باشد، که در سال 1687، در کتاب Principia Mathematicae توضیح داد که حرکت سیارات در منظومه شمسی، حرکت ماه به دور زمین، و نیرویی که ما را به زمین دوخته است ، همگی یک نیرو هستند: نیروی گرانش.
امروزه این امر را بدیهی می دانیم، اما قبل از نیوتن، ارتباط بین یک سیب در حال سقوط و مدار ماه ، در نبود گرانش ، مبهم و رازآلود بود.
پس از گرانش کشف هیجان انگیز بعدی حدود 180 سال پس از نیوتن توسط ریاضیدان اسکاتلندی، جیمز کلارک ماکسول انجام شد.
ماکسول نشان داد که الکترواستاتیک و مغناطیس که در نگاه اول ، بی ربط به یکدیگر بنظر می رسند ... تنها جنبه های مختلف از یک چیز واحد به نام الکترومغناطیس هستند. ماکسول در این فرآیند امواج الکترومغناطیسی را کشف کرد که در واقع نور هست - ماکسول ناخواسته جنبه به ظاهر متفاوت دیگری از طبیعت را توضیح داده بود.
دویست سال بعد، در سال 1984، عبدالسلام پاکستانی و استیون واینبرگ آمریکایی نشان دادند که نیروی الکترومغناطیسی و نیروی هستهای ضعیف که باعث واپاشی رادیواکتیو میشوند، هر دو جنبههای متفاوتی از یک نیروی واحد به نام نیروی الکتروضعیف هستند.
این امر ما را با سه نیروی بنیادین طبیعت مواجه میکند: گرانش، نیروی الکتروضعیف و نیروی هستهای قوی که پروتونها را کنار هم نگه میدارد.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍5
🟣 تئوری ریسمان STRING Theory
دیوید برمن
نظریه ریسمان در مقیاسی برابر با m 10-³⁴ بیان می شود. یک انگستروم m10-¹⁰ مقیاس اتم هیدروژن و یک فرمی m10-¹⁵ مقیاس پروتون اند، نظریه ریسمان ادعا می کند که بلوک های بنیادین سازنده طبیعت نقطه مانند نیستند، بلکه مانند ریسمان هستند: آنها دارای طول هستند. و این طول کوچکترین مقیاسی را که میتوانیم در یونیورس ببینیم، رل دیکته میکند.
این موضوع چه مزیت احتمالی می تواند در پی داشته باشد؟ پاسخ این است که ریسمان ها پتانسیل ارتعاش دارند . در واقع ریسمان ها می توانند به تعداد بی نهایت راه مختلف ارتعاش داشته باشند . ارتعاش یک پدیده طبیعی در موسیقی است. همانطور که در موسیقی برای هر نُت ، سازی مجزا وجود ندارد و یک ساز پتانسیل نواختن نت های مختلفی دارد . تئوری ریسمان نیز بر اساس همین ایده است. ذرات و نیروهای مختلف فقط رشته های بنیادی هستند که به طرق مختلف در حال ارتعاش هستند.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/7173
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/7176
قسمت سوم و پایانی
https://t.me/phys_Q/7178
دیوید برمن
نظریه ریسمان در مقیاسی برابر با m 10-³⁴ بیان می شود. یک انگستروم m10-¹⁰ مقیاس اتم هیدروژن و یک فرمی m10-¹⁵ مقیاس پروتون اند، نظریه ریسمان ادعا می کند که بلوک های بنیادین سازنده طبیعت نقطه مانند نیستند، بلکه مانند ریسمان هستند: آنها دارای طول هستند. و این طول کوچکترین مقیاسی را که میتوانیم در یونیورس ببینیم، رل دیکته میکند.
این موضوع چه مزیت احتمالی می تواند در پی داشته باشد؟ پاسخ این است که ریسمان ها پتانسیل ارتعاش دارند . در واقع ریسمان ها می توانند به تعداد بی نهایت راه مختلف ارتعاش داشته باشند . ارتعاش یک پدیده طبیعی در موسیقی است. همانطور که در موسیقی برای هر نُت ، سازی مجزا وجود ندارد و یک ساز پتانسیل نواختن نت های مختلفی دارد . تئوری ریسمان نیز بر اساس همین ایده است. ذرات و نیروهای مختلف فقط رشته های بنیادی هستند که به طرق مختلف در حال ارتعاش هستند.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/7173
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/7176
قسمت سوم و پایانی
https://t.me/phys_Q/7178
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
.
📌 Quantum Secrets
Part ¹
https://t.me/higgs_field/4965
Part ²
https://t.me/higgs_field/4979
Part ³
https://t.me/higgs_field/5013
Part ⁴
https://t.me/higgs_field/5042
Part ⁵
https://t.me/higgs_field/5056
Part ⁶
https://t.me/higgs_field/5064
Part ⁷
https://t.me/higgs_field/5087
Part ⁸
https://t.me/higgs_field/5104
Part ⁹
https://t.me/higgs_field/5110
پایان
📌 Quantum Secrets
Part ¹
https://t.me/higgs_field/4965
Part ²
https://t.me/higgs_field/4979
Part ³
https://t.me/higgs_field/5013
Part ⁴
https://t.me/higgs_field/5042
Part ⁵
https://t.me/higgs_field/5056
Part ⁶
https://t.me/higgs_field/5064
Part ⁷
https://t.me/higgs_field/5087
Part ⁸
https://t.me/higgs_field/5104
Part ⁹
https://t.me/higgs_field/5110
پایان
💢تئوری ریسمان STRING Theory
دیوید برمن
قسمت دوم
📌Unifying matter
آنچه گفتیم درباره نیروها forces بود اما در مورد ماده چطور؟ طبق باور باستانی مفروض بود که ماده - و خود واقعیت - از تعداد محدودی از عناصر ساخته شده است. فیزیک مدرن این ایده را تایید می کند!(به شکلی کاملا متفاوت)
تجاربی که با شتابدهنده ذرات در سرن در ژنو بدست آمد، نشان داد که فقط دوازده بلوک اصلی سازنده ماده وجود دارد. این ذرات به عنوان ذرات بنیادی شناخته می شوند. هر چیزی که ما تا به حال ، در اینجا یا ستارگان دور دیده ایم، فقط از این دوازده ذره بنیادی ساخته شده است.
سرتاسر یونیورس، ماده و دینامیک آن ، تنها با سه نیرو و دوازده آبجکت بنیادین توضیح داده شده است. بسیارخب ! اما اکنون میخواهیم بهتر عمل کنیم، و اینجاست که تئوری ریسمان وارد کار می شود : این مقاله تلاشی برای متحد کردن نیروهاست. پس برای درک این موضوع باید داستان دیگری را بیان کنیم.
🔺گرانش کوانتومی
دو پیشرفت بزرگ در فیزیک قرن بیستم وجود دارد: تئوری نسبیت اینشتاین و مکانیک کوانتومی.
نسبیت عام به نوبه خود یک یکپارچگی است. انیشتین متوجه شد که فضا و زمان تنها جنبههای مختلفِ یک آبجکت واحد هستند که او فضازمان spacetime نامید. پیکر های جرممند مانند سیارات می توانند فضازمان را خمیده و تحریف کنند و گرانش که ما آن را به عنوان یک نیروی ربایشی تجربه می کنیم، در واقع پیامد این تاب برداشتن فضازمان است. مانند توپ بولینگ که روی ترامپولین قرار میگیرد، شیبهایی ایجاد میکند که گوی کروی نزدیک به سمت آن غلت میزند، آبجکت جرمداری مانند یک سیاره فضا را خمیده میکند و باعث میشود اجسام مجاور به سمت آن جذب شوند.
پیش بینی های انجام شده توسط نسبیت عام بسیار دقیق هستند. در واقع، بیشتر ما در آزمون راستی آزمایی این تئوری شرکت کردهایم ، بدون آنکه مطلع باشیم . اگر نسبیت عام GR نادرست بود، سیستمهای موقعیتیابی جهانی حدود 50 متر در روز خطا داشتند. خطای عملی GPS حدود پنج متر در هر ده سال است که بیانگر دقت تئوری نسبیت عام است .
پیشرفت بزرگ دیگر قرن بیستم مکانیک کوانتومی بود. یکی از ایدههای کلیدی در این تئوری ، این است که هر چه مقیاسی که در آن به یونیورس نگاه میکنید کوچکتر میشود، چیزها تصادفیتر random میشوند. اصل عدم قطعیت هایزنبرگ UP شاید مشهورترین مثال از این موضوع باشد. این اصل بیان میکند که وقتی یک ذره متحرک را در نظر میگیرید، مثلاً یک الکترون که به دور هسته یک اتم میچرخد، هرگز نمیتوانید موقعیت و تکانه آن را با دقت دلخواه اندازه بگیرید. جستجوی فضا در مقیاس کوچک احتمال اندازه گیری مکان با دقت زیاد را احتمالا به شما می دهد ، اما نمی توانید تکانه را با دقت مطلوب اندازه بگیرید . نه به این دلیل که ابزار اندازه گیری شما دقیق نیست. بلکه UP ویژگی ذاتی دنیای میکروسکوپیک است .
هیچ مقدار ثابت "حقیقی " برای تکانه وجود ندارد، بلکه طیف کاملی از مقادیری که تکانه می تواند داشته باشد وجود دارد، هر کدام با احتمال منحصر به خود ، که به طور خلاصه، مقادیر تصادفی برای تکانه می گوییم .
تصادفیدگی randomness زمانی ظاهر می شود که ما به ذرات در مقیاس به اندازه کافی کوچک نگاه می کنیم. هرچه کوچکتر جستجو کنیم، چیزها تصادفی تر می شوند!
این ایده که تصادفیدگی بخشی از بافت طبیعت است ، انقلابی ایجاد کرد : قبلاً این امر مسلم تلقی می شد که قوانین فیزیک به اندازه چیزها بستگی ندارند. اما در مکانیک کوانتومی ، مقیاس چیزها مهم است، و هر چه مقیاسی که در آن به طبیعت نگاه می کنید کوچکتر باشد، با بینش روزمره ما نسبت به جهان دارای تفاوت بیشتری خواهد شد: تصادفیدگی بر جهان کوچک مقیاس حاکم است.
🆔 @phys_Q
دیوید برمن
قسمت دوم
📌Unifying matter
آنچه گفتیم درباره نیروها forces بود اما در مورد ماده چطور؟ طبق باور باستانی مفروض بود که ماده - و خود واقعیت - از تعداد محدودی از عناصر ساخته شده است. فیزیک مدرن این ایده را تایید می کند!(به شکلی کاملا متفاوت)
تجاربی که با شتابدهنده ذرات در سرن در ژنو بدست آمد، نشان داد که فقط دوازده بلوک اصلی سازنده ماده وجود دارد. این ذرات به عنوان ذرات بنیادی شناخته می شوند. هر چیزی که ما تا به حال ، در اینجا یا ستارگان دور دیده ایم، فقط از این دوازده ذره بنیادی ساخته شده است.
سرتاسر یونیورس، ماده و دینامیک آن ، تنها با سه نیرو و دوازده آبجکت بنیادین توضیح داده شده است. بسیارخب ! اما اکنون میخواهیم بهتر عمل کنیم، و اینجاست که تئوری ریسمان وارد کار می شود : این مقاله تلاشی برای متحد کردن نیروهاست. پس برای درک این موضوع باید داستان دیگری را بیان کنیم.
🔺گرانش کوانتومی
دو پیشرفت بزرگ در فیزیک قرن بیستم وجود دارد: تئوری نسبیت اینشتاین و مکانیک کوانتومی.
نسبیت عام به نوبه خود یک یکپارچگی است. انیشتین متوجه شد که فضا و زمان تنها جنبههای مختلفِ یک آبجکت واحد هستند که او فضازمان spacetime نامید. پیکر های جرممند مانند سیارات می توانند فضازمان را خمیده و تحریف کنند و گرانش که ما آن را به عنوان یک نیروی ربایشی تجربه می کنیم، در واقع پیامد این تاب برداشتن فضازمان است. مانند توپ بولینگ که روی ترامپولین قرار میگیرد، شیبهایی ایجاد میکند که گوی کروی نزدیک به سمت آن غلت میزند، آبجکت جرمداری مانند یک سیاره فضا را خمیده میکند و باعث میشود اجسام مجاور به سمت آن جذب شوند.
پیش بینی های انجام شده توسط نسبیت عام بسیار دقیق هستند. در واقع، بیشتر ما در آزمون راستی آزمایی این تئوری شرکت کردهایم ، بدون آنکه مطلع باشیم . اگر نسبیت عام GR نادرست بود، سیستمهای موقعیتیابی جهانی حدود 50 متر در روز خطا داشتند. خطای عملی GPS حدود پنج متر در هر ده سال است که بیانگر دقت تئوری نسبیت عام است .
پیشرفت بزرگ دیگر قرن بیستم مکانیک کوانتومی بود. یکی از ایدههای کلیدی در این تئوری ، این است که هر چه مقیاسی که در آن به یونیورس نگاه میکنید کوچکتر میشود، چیزها تصادفیتر random میشوند. اصل عدم قطعیت هایزنبرگ UP شاید مشهورترین مثال از این موضوع باشد. این اصل بیان میکند که وقتی یک ذره متحرک را در نظر میگیرید، مثلاً یک الکترون که به دور هسته یک اتم میچرخد، هرگز نمیتوانید موقعیت و تکانه آن را با دقت دلخواه اندازه بگیرید. جستجوی فضا در مقیاس کوچک احتمال اندازه گیری مکان با دقت زیاد را احتمالا به شما می دهد ، اما نمی توانید تکانه را با دقت مطلوب اندازه بگیرید . نه به این دلیل که ابزار اندازه گیری شما دقیق نیست. بلکه UP ویژگی ذاتی دنیای میکروسکوپیک است .
هیچ مقدار ثابت "حقیقی " برای تکانه وجود ندارد، بلکه طیف کاملی از مقادیری که تکانه می تواند داشته باشد وجود دارد، هر کدام با احتمال منحصر به خود ، که به طور خلاصه، مقادیر تصادفی برای تکانه می گوییم .
تصادفیدگی randomness زمانی ظاهر می شود که ما به ذرات در مقیاس به اندازه کافی کوچک نگاه می کنیم. هرچه کوچکتر جستجو کنیم، چیزها تصادفی تر می شوند!
این ایده که تصادفیدگی بخشی از بافت طبیعت است ، انقلابی ایجاد کرد : قبلاً این امر مسلم تلقی می شد که قوانین فیزیک به اندازه چیزها بستگی ندارند. اما در مکانیک کوانتومی ، مقیاس چیزها مهم است، و هر چه مقیاسی که در آن به طبیعت نگاه می کنید کوچکتر باشد، با بینش روزمره ما نسبت به جهان دارای تفاوت بیشتری خواهد شد: تصادفیدگی بر جهان کوچک مقیاس حاکم است.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍4
💢 تئوری ریسمان STRING Theory
دیوید برمن
قسمت سوم و پایانی
📌ریسمان برای نجات
اینجاست که نظریه ریسمان به کمک می آید. و بیانگر وجود کوچکترین مقیاسی ست که میتوانیم در آن به جهان نگاه کنیم: نظریه ریسمان ادعا می کند که بلوک های بنیادین سازنده طبیعت نقطه مانند نیستند، بلکه مانند ریسمان هستند: آنها دارای امتداد هستند، به عبارت دیگر دارای طول هستند. و این طول کوچکترین مقیاسی را که میتوانیم در یونیورس ببینیم، دیکته میکند.
این موضوع چه مزیت احتمالی می تواند در پی داشته باشد؟ پاسخ این است که ریسمان ها پتانسیل ارتعاش دارند . در واقع ریسمان ها می توانند به تعداد بی نهایت راه مختلف ارتعاش داشته باشند . این ارتعاش یک پدیده طبیعی در موسیقی است.
همانطور که در موسیقی برای هر نت سازی مجزا وجود ندارد و یک ساز پتانسیل نواختن نت های مختلفی دارد . تئوری ریسمان نیز بر اساس همین ایده است. ذرات و نیروهای مختلف فقط رشته های بنیادی هستند که به طرق مختلف در حال ارتعاش هستند.
ریاضیات پشت تئوری ریسمان طولانی و پیچیده است، اما با جزئیات کار شده اند. اما آیا کسی تا به حال چنین ریسمان هایی را دیده است؟ پاسخ صادقانه "خیر" است. تخمین کنونی اندازه این رشته ها حدود 10 به توان منفی 34 متر است، بسیار کوچکتر از آنچه امروز می توانیم ببینیم، حتی در سرن!
با این حال، تئوری ریسمان تاکنون تنها راه شناخته شده برای ترکیب گرانش و مکانیک کوانتومی است، و ظرافت ریاضی آن برای بسیاری از دانشمندان دلیل کافی برای ادامه پیگیری آن است.
🔺پیش بینی های این تئوری
اگر تئوری ریسمان واقعاً یک مدل دقیق از فضازمان است، پس چه چیز دیگری در مورد یونیورس به ما می گوید؟
یکی از شگفتانگیزترین و مهمترین پیشبینیهای ریسمان این است که فضازمان چهار بعدی نیست، بلکه ده بعدی است. نظریه ریسمان تنها در ده بعد فضازمان کار می کند. پس آن شش بعد اضافی کجا هستند؟ ایده ابعاد پنهان در واقع سال ها قبل از ظهور تئوری ریسمان توسط تئودور کالوزای آلمانی و اسکار کلاین سوئدی مطرح شد.
اندکی پس از اینکه انیشتین خمیدگی فضا را در نسبیت عام توصیف کرد، کالوزا و کلاین در نظر گرفتند که اگر یک بعد فضایی به اطراف خم شود و دوباره به خود بپیوندد و دایره ای تشکیل دهد چه اتفاقی می افتد. اندازه آن دایره می تواند بسیار کوچک باشد، شاید آنقدر کوچک باشد که دیده نشود- نتیجتا این ابعاد اضافه از دید پنهان خواهند بود. کالوزا و کلاین نشان دادند که با این توضیح ، چنین ابعادی - ابعاد اضافه بسیار کوچک ، می توانند بر دنیایی که ما ادراک می کنیم تأثیر بگذارند. الکترومغناطیس پیآمد دایره پنهان با جابجایی در بعد پنهان که بار الکتریکی است ، هست . ابعاد پنهان احتمالی هستند و آنها در واقع می توانند نیروهایی را در ابعادی که ما می بینیم ایجاد کنند.
تئوری ریسمان ایده کالوزا-کلین را پذیرفته است و در حال حاضر آزمایش های مختلفی برای مشاهده ابعاد پنهان در حال ابداع است. یکی از امید های ما برای مشاهده آنها این است که ابعاد اضافه احتمالا تاثیری بر پسزمینه مایکروویو کیهانی CMB، تابش باقیمانده از مهبانگ ، دارند و مطالعه دقیق این تابش آنها را آشکار خواهد کرد .
آزمایشهای دیگر مستقیمتر هستند. نیروی گرانش به طور اساسی به تعداد ابعاد بستگی دارد، بنابراین با مطالعه نیروهای گرانشی در فواصل کوتاه می توان امیدوار بود که انحرافات از قانون نیوتن را شناسایی کرده و دوباره وجود ابعاد اضافی را مشاهده کنیم .
ریاضیات و فیزیک همیشه بر یکدیگر تأثیر گذاشته اند، تا حدی که ریاضیات جدیدی برای توصیف طبیعت اختراع شده است، اما ریاضیات قدیمی نیز توصیف کاملی برای پدیده های فیزیکی تازه کشف شده ارائه می دهند. برای تئوری ریسمان تفاوتی نمی کند و بسیاری از ریاضیدانان بر روی ایده های الهام گرفته از آن کار می کنند. که شامل هندسههای احتمالی ابعاد پنهان، ایدههای اساسی هندسه در صورت وجود این حداقل فواصل ، وابسته به روشهایی ست که ریسمانها میتوانند از هم جدا شده و به هم برسند، و این سؤال که چگونه میتوانیم ریسمانها را به ذرات موجود در یونیورس ، پیوند دهیم.
تئوری ریسمان به ما دید هیجان انگیزی از طبیعت به عنوان قطعات کوچک ریسمان های ارتعاشی در فضایی با ابعاد فشرده پنهان می دهد. همه پیامدهای این ایده ها هنوز درک نشده است. نظریه ریسمان یک حوزه تحقیقاتی فعال است که صدها نفر در آن کار می کنند تا ببینند چگونه تئوری کامل می شود و دنیایی را که ما در اطراف خود می بینیم تولید می کند.
🆔 @phys_Q
دیوید برمن
قسمت سوم و پایانی
📌ریسمان برای نجات
اینجاست که نظریه ریسمان به کمک می آید. و بیانگر وجود کوچکترین مقیاسی ست که میتوانیم در آن به جهان نگاه کنیم: نظریه ریسمان ادعا می کند که بلوک های بنیادین سازنده طبیعت نقطه مانند نیستند، بلکه مانند ریسمان هستند: آنها دارای امتداد هستند، به عبارت دیگر دارای طول هستند. و این طول کوچکترین مقیاسی را که میتوانیم در یونیورس ببینیم، دیکته میکند.
این موضوع چه مزیت احتمالی می تواند در پی داشته باشد؟ پاسخ این است که ریسمان ها پتانسیل ارتعاش دارند . در واقع ریسمان ها می توانند به تعداد بی نهایت راه مختلف ارتعاش داشته باشند . این ارتعاش یک پدیده طبیعی در موسیقی است.
همانطور که در موسیقی برای هر نت سازی مجزا وجود ندارد و یک ساز پتانسیل نواختن نت های مختلفی دارد . تئوری ریسمان نیز بر اساس همین ایده است. ذرات و نیروهای مختلف فقط رشته های بنیادی هستند که به طرق مختلف در حال ارتعاش هستند.
ریاضیات پشت تئوری ریسمان طولانی و پیچیده است، اما با جزئیات کار شده اند. اما آیا کسی تا به حال چنین ریسمان هایی را دیده است؟ پاسخ صادقانه "خیر" است. تخمین کنونی اندازه این رشته ها حدود 10 به توان منفی 34 متر است، بسیار کوچکتر از آنچه امروز می توانیم ببینیم، حتی در سرن!
با این حال، تئوری ریسمان تاکنون تنها راه شناخته شده برای ترکیب گرانش و مکانیک کوانتومی است، و ظرافت ریاضی آن برای بسیاری از دانشمندان دلیل کافی برای ادامه پیگیری آن است.
🔺پیش بینی های این تئوری
اگر تئوری ریسمان واقعاً یک مدل دقیق از فضازمان است، پس چه چیز دیگری در مورد یونیورس به ما می گوید؟
یکی از شگفتانگیزترین و مهمترین پیشبینیهای ریسمان این است که فضازمان چهار بعدی نیست، بلکه ده بعدی است. نظریه ریسمان تنها در ده بعد فضازمان کار می کند. پس آن شش بعد اضافی کجا هستند؟ ایده ابعاد پنهان در واقع سال ها قبل از ظهور تئوری ریسمان توسط تئودور کالوزای آلمانی و اسکار کلاین سوئدی مطرح شد.
اندکی پس از اینکه انیشتین خمیدگی فضا را در نسبیت عام توصیف کرد، کالوزا و کلاین در نظر گرفتند که اگر یک بعد فضایی به اطراف خم شود و دوباره به خود بپیوندد و دایره ای تشکیل دهد چه اتفاقی می افتد. اندازه آن دایره می تواند بسیار کوچک باشد، شاید آنقدر کوچک باشد که دیده نشود- نتیجتا این ابعاد اضافه از دید پنهان خواهند بود. کالوزا و کلاین نشان دادند که با این توضیح ، چنین ابعادی - ابعاد اضافه بسیار کوچک ، می توانند بر دنیایی که ما ادراک می کنیم تأثیر بگذارند. الکترومغناطیس پیآمد دایره پنهان با جابجایی در بعد پنهان که بار الکتریکی است ، هست . ابعاد پنهان احتمالی هستند و آنها در واقع می توانند نیروهایی را در ابعادی که ما می بینیم ایجاد کنند.
تئوری ریسمان ایده کالوزا-کلین را پذیرفته است و در حال حاضر آزمایش های مختلفی برای مشاهده ابعاد پنهان در حال ابداع است. یکی از امید های ما برای مشاهده آنها این است که ابعاد اضافه احتمالا تاثیری بر پسزمینه مایکروویو کیهانی CMB، تابش باقیمانده از مهبانگ ، دارند و مطالعه دقیق این تابش آنها را آشکار خواهد کرد .
آزمایشهای دیگر مستقیمتر هستند. نیروی گرانش به طور اساسی به تعداد ابعاد بستگی دارد، بنابراین با مطالعه نیروهای گرانشی در فواصل کوتاه می توان امیدوار بود که انحرافات از قانون نیوتن را شناسایی کرده و دوباره وجود ابعاد اضافی را مشاهده کنیم .
ریاضیات و فیزیک همیشه بر یکدیگر تأثیر گذاشته اند، تا حدی که ریاضیات جدیدی برای توصیف طبیعت اختراع شده است، اما ریاضیات قدیمی نیز توصیف کاملی برای پدیده های فیزیکی تازه کشف شده ارائه می دهند. برای تئوری ریسمان تفاوتی نمی کند و بسیاری از ریاضیدانان بر روی ایده های الهام گرفته از آن کار می کنند. که شامل هندسههای احتمالی ابعاد پنهان، ایدههای اساسی هندسه در صورت وجود این حداقل فواصل ، وابسته به روشهایی ست که ریسمانها میتوانند از هم جدا شده و به هم برسند، و این سؤال که چگونه میتوانیم ریسمانها را به ذرات موجود در یونیورس ، پیوند دهیم.
تئوری ریسمان به ما دید هیجان انگیزی از طبیعت به عنوان قطعات کوچک ریسمان های ارتعاشی در فضایی با ابعاد فشرده پنهان می دهد. همه پیامدهای این ایده ها هنوز درک نشده است. نظریه ریسمان یک حوزه تحقیقاتی فعال است که صدها نفر در آن کار می کنند تا ببینند چگونه تئوری کامل می شود و دنیایی را که ما در اطراف خود می بینیم تولید می کند.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢 بالاخره یونیورسی که در آن زندگی می کنیم ، پیآمد چه پدیده ایست؟ فراتر از مرز های هستی چه فیزیکی وجود دارد ؟ و ...
حفره ای چنان بزرگ در ذهن دانشجویان وجود دارد که با هیچ فرض و تخیلی پر نخواهد شد . این حفره بدست ساینس حفر و با ساینس کوچکتر یا بزرگتر خواهد شد . مابقی مجادلات شاید ارزش روانشناسی یا انسان شناسی داشته باشد ، که از آن صرف نظر می کنیم .
Ill mind of hopsin
💢 @higgs_field
حفره ای چنان بزرگ در ذهن دانشجویان وجود دارد که با هیچ فرض و تخیلی پر نخواهد شد . این حفره بدست ساینس حفر و با ساینس کوچکتر یا بزرگتر خواهد شد . مابقی مجادلات شاید ارزش روانشناسی یا انسان شناسی داشته باشد ، که از آن صرف نظر می کنیم .
Ill mind of hopsin
💢 @higgs_field
💢 هرمان فون هلمهولتز
هرمان ریاضیدان و پزشکی بود که در فیزیک، وی به دلیل تئوریهای خود در زمینهٔ انرژی و پایستگی آن، کارهایی در زمینهٔ الکترودینامیک، ترمودینامیک شیمیایی و در پایهٔ مکانیکی ترمودینامیک شناخته شدهاست.
🆔 @phys_Q
هرمان ریاضیدان و پزشکی بود که در فیزیک، وی به دلیل تئوریهای خود در زمینهٔ انرژی و پایستگی آن، کارهایی در زمینهٔ الکترودینامیک، ترمودینامیک شیمیایی و در پایهٔ مکانیکی ترمودینامیک شناخته شدهاست.
🆔 @phys_Q
❤6
💢پروتون های درون برخی از تایپ های هیدروژن و هلیوم رفتار عجیبی دارند
در برخی از تایپ های هلیوم و هیدروژن، احتمال جفت شدن پروتونها بیش از شش برابر بیشتر از سایر اتمها است - که ممکن است به این معنی باشد که چیزی در مورد نیروی هستهای قوی وجود دارد که ما نمیدانیم.
به نظر می رسد در داخل هسته برخی اتم ها، پروتون ها رفتار بسیار غیرمنتظره ای داشته باشند. آنها زمانی که به شدت به یکدیگر نزدیک می شوند بسیار بیشتر از حد معمول جفت می شوند و فیزیکدانان به طور کامل دلیل آن را نمی دانند. رسیدن به درک عمیق این پدیده می تواند به ما در درک بهتر نیروی هسته ای قوی کمک کند که بر برهمکنش های در مقیاس های بسیار کوچک حاکم است.
جان آرینگتون در آزمایشگاه ملی لارنس برکلی در کالیفرنیا و همکارانش پرتوی از الکترونهای پرانرژی را به سمت هدفی که از نسخه سبکتر هلیوم به نام هلیوم-3 و تریتیوم، نسخه رادیواکتیو هیدروژن ساخته شده بود، هدایت کردند تا بینشی از برهمکنشهای ناشناخته قبلی بین پروتون و نوترون در هسته اتم ها ،به دست آورند.
وقتی پروتونها و نوترونهای درون هستهای به اندازه یک کوادریلیون متر به یکدیگر نزدیک میشوند، برای مدت کوتاهی جفت میشوند، سپس با تکانه زیادی از یکدیگر دور میروند. آرینگتون میگوید که با اندازهگیری سرعت یا انرژی الکترونهای پرتو که با جفت ها برخورد داشته ، محققان میتوانند شمار جفت های مرتبط اعم از جفت پروتون- پروتون یا پروتون- نوترون را بشمارند.
آرینگتون می گوید که آمار نهایی غیرمنتظره بود. آزمایشهای مشابه در گذشته که از اتمهایی مانند کربن یا سرب استفاده میکردند نشان میداد که تنها حدود 3 درصد جفتیدگی در هر هسته بین دو پروتون وجود داشت ، اما برای هلیوم-3 و تریتیوم، محققان دریافتند که این عدد نزدیک به 20 درصد است. .
آرینگتون میگوید که هستههای هلیوم-3 و تریتیوم نسبت به هستههایی که قبلاً بررسی شدهاند، فشردگی کمتری دارند، که احتمالا به این معنی ست که ذرات کمتر به یکدیگر نزدیک میشوند، اما ترجیح بیشتری برای جفت شدن پروتونها دارند. او میگوید که چنین عدم تعادلی میتواند بیانگر ویژگی های نحوه عملکرد نیروهای هستهای در فواصل بسیار کوچک باشد که هنوز به طور کامل درک نشده است.
لارنس واینستاین از دانشگاه اولد دومینیون در ویرجینیا میگوید که تعداد زیاد جفتهای پروتون احتمال دارد به پیچیدگی های جدیدی در نیروی هستهای قوی اشاره کند، اما قبل از اینکه این یافته قطعی شود، باید مدلهای نظری دقیقتری از این آزمایش ایجاد شود.
مارک استریکمن از دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا میگوید که اگر مطالعات آینده این یافتهها را تأیید کند، ممکن است بر نحوه تفکر فیزیکدانان درباره ستارههای نوترونی تأثیر بگذارد. ذرات در این ستارگان آنقدر به هم نزدیک شده اند که چگال ترین اجرام در یونیورس را تشکیل داده اند . استریکمن میگوید ، اینکه یک ستاره نوترونی چقدر میتواند جرم داشته باشد- تا حدی به نحوه تعامل نوترونها و پروتونها در زمانی که بسیار نزدیک به یکدیگر هستند بستگی دارد.
https://www.newscientist.com/article/2335724-protons-inside-some-types-of-hydrogen-and-helium-are-behaving-weirdly/
💢@higgs_field
در برخی از تایپ های هلیوم و هیدروژن، احتمال جفت شدن پروتونها بیش از شش برابر بیشتر از سایر اتمها است - که ممکن است به این معنی باشد که چیزی در مورد نیروی هستهای قوی وجود دارد که ما نمیدانیم.
به نظر می رسد در داخل هسته برخی اتم ها، پروتون ها رفتار بسیار غیرمنتظره ای داشته باشند. آنها زمانی که به شدت به یکدیگر نزدیک می شوند بسیار بیشتر از حد معمول جفت می شوند و فیزیکدانان به طور کامل دلیل آن را نمی دانند. رسیدن به درک عمیق این پدیده می تواند به ما در درک بهتر نیروی هسته ای قوی کمک کند که بر برهمکنش های در مقیاس های بسیار کوچک حاکم است.
جان آرینگتون در آزمایشگاه ملی لارنس برکلی در کالیفرنیا و همکارانش پرتوی از الکترونهای پرانرژی را به سمت هدفی که از نسخه سبکتر هلیوم به نام هلیوم-3 و تریتیوم، نسخه رادیواکتیو هیدروژن ساخته شده بود، هدایت کردند تا بینشی از برهمکنشهای ناشناخته قبلی بین پروتون و نوترون در هسته اتم ها ،به دست آورند.
وقتی پروتونها و نوترونهای درون هستهای به اندازه یک کوادریلیون متر به یکدیگر نزدیک میشوند، برای مدت کوتاهی جفت میشوند، سپس با تکانه زیادی از یکدیگر دور میروند. آرینگتون میگوید که با اندازهگیری سرعت یا انرژی الکترونهای پرتو که با جفت ها برخورد داشته ، محققان میتوانند شمار جفت های مرتبط اعم از جفت پروتون- پروتون یا پروتون- نوترون را بشمارند.
آرینگتون می گوید که آمار نهایی غیرمنتظره بود. آزمایشهای مشابه در گذشته که از اتمهایی مانند کربن یا سرب استفاده میکردند نشان میداد که تنها حدود 3 درصد جفتیدگی در هر هسته بین دو پروتون وجود داشت ، اما برای هلیوم-3 و تریتیوم، محققان دریافتند که این عدد نزدیک به 20 درصد است. .
آرینگتون میگوید که هستههای هلیوم-3 و تریتیوم نسبت به هستههایی که قبلاً بررسی شدهاند، فشردگی کمتری دارند، که احتمالا به این معنی ست که ذرات کمتر به یکدیگر نزدیک میشوند، اما ترجیح بیشتری برای جفت شدن پروتونها دارند. او میگوید که چنین عدم تعادلی میتواند بیانگر ویژگی های نحوه عملکرد نیروهای هستهای در فواصل بسیار کوچک باشد که هنوز به طور کامل درک نشده است.
لارنس واینستاین از دانشگاه اولد دومینیون در ویرجینیا میگوید که تعداد زیاد جفتهای پروتون احتمال دارد به پیچیدگی های جدیدی در نیروی هستهای قوی اشاره کند، اما قبل از اینکه این یافته قطعی شود، باید مدلهای نظری دقیقتری از این آزمایش ایجاد شود.
مارک استریکمن از دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا میگوید که اگر مطالعات آینده این یافتهها را تأیید کند، ممکن است بر نحوه تفکر فیزیکدانان درباره ستارههای نوترونی تأثیر بگذارد. ذرات در این ستارگان آنقدر به هم نزدیک شده اند که چگال ترین اجرام در یونیورس را تشکیل داده اند . استریکمن میگوید ، اینکه یک ستاره نوترونی چقدر میتواند جرم داشته باشد- تا حدی به نحوه تعامل نوترونها و پروتونها در زمانی که بسیار نزدیک به یکدیگر هستند بستگی دارد.
https://www.newscientist.com/article/2335724-protons-inside-some-types-of-hydrogen-and-helium-are-behaving-weirdly/
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
🟣 نگاه بنیادین به پارتیکل متحرک در فضا
کیلن دب
قسمت نخست
📌معرفی
حرکت motion اکسیر حیات است، هم برای جاندار و هم برای بیجان.
اساسا تغییری که با تصور/اندازه گیری/مشاهده در هر سیستم یا محیط پیرامون آن سراغ داریم بواسطه حرکت motion در فضا space در طول زمان time است .
علاوه بر این، ماده matter نیز به دلیل حرکت اجزای سازنده آن ساخته شده و قوام یافته- و تمام تغییرات ماده از لحاظ ساختار، ویژگی ها و موقعیت نسبی آن در فضا، ناشی از حرکت اجزای سازنده آن است و در صورت لزوم، با محیط اطراف بواسطه آن (حرکت) تعامل برقرار می کند.
ماده ترکیبی از پارتیکل هایی ست که در نهایت کوچکی و گسستگی ، بلوک های سازنده آنرا تشکیل داده اند و بنا بر چنین بینشی کوانتیزاسیون در یونیورس ما به عنوان یک ویژگی بنیادین دنبال می شود.
حرکت منجر به کار actions میشود که باعث انتقال تکانه momentum و انرژی energy میشود، بنابراین همه این پارامترها باید کوانتیزه شوند، زیرا بر طبق کوانتیزاسیون باید حداقل مقدار کار نیز وجود داشته باشد.
ماده ترکیبی از فضا و انرژی است و جرم mass یک پارتیکل بنیادی از اسپین ذاتی تکانه زاویه ای intrinsic spin angular momentum و فرکانس زاویهای angular frequency آن ناشی میشود.
Matter = energy + space
پارتیکل ها و میدانها fields ماهیت پیوند یافته دارند و در حالی که فقط یک میدان مشترک در فضا وجود دارد، ماهیت خاص یک میدان توسط پارتیکل هایی تعیین میشود که در میدان توصیف می شوند . بنابراین، مطالعه حرکت یک پارتیکل متحرک در فضا، دانش کاملی در مورد یونیورس به دست میدهد.
.
فهرست
1. مقدمه 2. فضا، زمان و حرکت 2.1. فضا و حرکت 2.2. زمان 2.3. گسستگی و کوانتیزاسیون 2.4. ذره در حرکت 3. کنش و اندرکنش 4. انرژی و تکانه 5. ذره بنیادی 6. جرم یک ذره بنیادی 7. تکانه یک ذره بنیادی 8. ذره و موج 9. ذره و میدان 10. حالت پایه و انرژی خلاء 11. برهمکنش گرانشی 12. برهمکنش الکترومغناطیسی، قوی و ضعیف 13. ماده و یونیورس 14. نتیجه گیری
🔺1. مقدمه
این مقاله بر اساس مفهوم فیزیکی حرکت و تعمیم آن بر برهمکنش بین ماده و فضا ست.
از طریق استدلالات شهودی و ملاحظات مفهومی به جای رویکردهای تحلیلی و ریاضیاتی، تلاش می کنیم تا حرکت یک ذره بنیادی در فضا در امتداد زمان را مشخص کنیم، و اینکه چگونه این تصویر ساده و در عین حال عمیق ممکن است با هر پدیده دیگری در یونیورس مرتبط باشد.
و اساساً با استفاده از منطق مفاهیم فیزیک کوانتومی حرکت یک ذره بنیادی ، کمیتها و ویژگیهای فیزیکی عبارت از جرم، تکانه، انرژی، میدان کوانتومی، گرانش، دوگانگی موج-ذره و غیره - را استخراج می کنیم ، در حالی که این مفاهیم ممکن است به قلمرو نسبیت عام و به کل یونیورس تعمیم داده شوند.
Id @phys_Q
کیلن دب
قسمت نخست
📌معرفی
حرکت motion اکسیر حیات است، هم برای جاندار و هم برای بیجان.
اساسا تغییری که با تصور/اندازه گیری/مشاهده در هر سیستم یا محیط پیرامون آن سراغ داریم بواسطه حرکت motion در فضا space در طول زمان time است .
علاوه بر این، ماده matter نیز به دلیل حرکت اجزای سازنده آن ساخته شده و قوام یافته- و تمام تغییرات ماده از لحاظ ساختار، ویژگی ها و موقعیت نسبی آن در فضا، ناشی از حرکت اجزای سازنده آن است و در صورت لزوم، با محیط اطراف بواسطه آن (حرکت) تعامل برقرار می کند.
ماده ترکیبی از پارتیکل هایی ست که در نهایت کوچکی و گسستگی ، بلوک های سازنده آنرا تشکیل داده اند و بنا بر چنین بینشی کوانتیزاسیون در یونیورس ما به عنوان یک ویژگی بنیادین دنبال می شود.
حرکت منجر به کار actions میشود که باعث انتقال تکانه momentum و انرژی energy میشود، بنابراین همه این پارامترها باید کوانتیزه شوند، زیرا بر طبق کوانتیزاسیون باید حداقل مقدار کار نیز وجود داشته باشد.
ماده ترکیبی از فضا و انرژی است و جرم mass یک پارتیکل بنیادی از اسپین ذاتی تکانه زاویه ای intrinsic spin angular momentum و فرکانس زاویهای angular frequency آن ناشی میشود.
Matter = energy + space
پارتیکل ها و میدانها fields ماهیت پیوند یافته دارند و در حالی که فقط یک میدان مشترک در فضا وجود دارد، ماهیت خاص یک میدان توسط پارتیکل هایی تعیین میشود که در میدان توصیف می شوند . بنابراین، مطالعه حرکت یک پارتیکل متحرک در فضا، دانش کاملی در مورد یونیورس به دست میدهد.
.
فهرست
1. مقدمه 2. فضا، زمان و حرکت 2.1. فضا و حرکت 2.2. زمان 2.3. گسستگی و کوانتیزاسیون 2.4. ذره در حرکت 3. کنش و اندرکنش 4. انرژی و تکانه 5. ذره بنیادی 6. جرم یک ذره بنیادی 7. تکانه یک ذره بنیادی 8. ذره و موج 9. ذره و میدان 10. حالت پایه و انرژی خلاء 11. برهمکنش گرانشی 12. برهمکنش الکترومغناطیسی، قوی و ضعیف 13. ماده و یونیورس 14. نتیجه گیری
🔺1. مقدمه
این مقاله بر اساس مفهوم فیزیکی حرکت و تعمیم آن بر برهمکنش بین ماده و فضا ست.
از طریق استدلالات شهودی و ملاحظات مفهومی به جای رویکردهای تحلیلی و ریاضیاتی، تلاش می کنیم تا حرکت یک ذره بنیادی در فضا در امتداد زمان را مشخص کنیم، و اینکه چگونه این تصویر ساده و در عین حال عمیق ممکن است با هر پدیده دیگری در یونیورس مرتبط باشد.
و اساساً با استفاده از منطق مفاهیم فیزیک کوانتومی حرکت یک ذره بنیادی ، کمیتها و ویژگیهای فیزیکی عبارت از جرم، تکانه، انرژی، میدان کوانتومی، گرانش، دوگانگی موج-ذره و غیره - را استخراج می کنیم ، در حالی که این مفاهیم ممکن است به قلمرو نسبیت عام و به کل یونیورس تعمیم داده شوند.
Id @phys_Q
👍4❤1