کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢علم چیه؟

🔻گفتگوی دکتر نیل دگراس تایسون و آتنا برنزبرگر


💢@higgs_field
👍1
💢 تفسیر کپنهاگ
قسمت سوم


📌indeterminacy was unpopular (not platonic)
تعیین ناپذیری چندان رایج نبود (غیر افلاتونی)



🔺فرضیه بل این است که متغیرهای کوانتومی وجود دارند، اما پنهان هستند، نیروهای ویژه مورد نیاز است.

🔺متغیرهای پنهان قابل آزمایش نیستند، علم ضعیف است.

بسیاری از فیزیکدانان برجسته، از جمله انیشتین، نمی توانستند این تعیین ناپذیری indeterminacy را بپذیرند. آنها این تصور را رد کرده اند که هسته ها در ابتدا در حالت یکسان بوده اند. در عوض، آنها فرض کردند که باید ویژگی دیگری وجود داشته باشد - که در حال حاضر ناشناخته است، اما وجود دارد و برای همین ویژگی ناشناخته است که دو هسته (نوکلئون) متفاوت هستند. این نوع از ویژگی های ناشناخته یک متغیر پنهان hidden variable نامیده می شود. اگر وجود داشت، تعیین گرایی یا دترمینیسم را به فیزیک باز می گرداند.
اگر مقادیر اولیه متغیرهای پنهان مشخص بود، می‌توان پیش‌بینی کرد که کدام هسته‌ها تجزیه می‌شوند. البته چنین نظریه‌ای باید با انبوهی از داده‌های تجربی که مکانیک کوانتومی مرسوم از چند فرض ساده توضیح می‌دهد را نیز بازتوضیح دهد.

برای مثال، در آزمایش دو شکاف، الکترون قطعاً باید تنها از یک شکاف عبور کند. برای توضیح اینکه تداخل تنها زمانی رخ می دهد که شکاف دیگر باز باشد، لازم است نیروی خاصی را بر الکترون فرض کنیم که تنها زمانی وجود دارد که آن شکاف باز باشد. چنین اضافات مصنوعی، نظریه‌های متغیر پنهان را غیرجذاب می‌سازد و در میان فیزیکدانان حمایت کمی از آن وجود دارد.

دیدگاه کپنهاگ در مورد درک جهان فیزیکی بر اهمیت پایه گذاری نظریه برای آنچه می توان به صورت تجربی مشاهده و اندازه گیری کرد، تأکید می کند. بنابراین ایده متغیرهای پنهان را به عنوان مقادیری که قابل اندازه گیری نیستند رد می کند.

"دیدگاه کپنهاگ این است که تعیین ناپذیری مشاهده شده در طبیعت بنیادین است و نشان دهنده نارسایی در دانش علمی کنونی نیست."

بنابراین باید تعیین ناپذیری indeterminacy را بدون تلاش برای «توضیح» آن پذیرفت و دید چه پیامدهایی از آن حاصل می شود.

📌فرضیه جهان های-بسیار Many world :

فرو-رُمبش یا کلپس تابع موج هنوز یک مشکل برای فیزیک تعیین پذیر deterministic ایجاد می کند.

راه حل این است که تابع موج را فرو نریزیم، بلکه واقعیت را تقسیم کنیم .

"فرضیه جهان‌های بسیار وجود همه حالت‌های کوانتومی را مجاز می‌داند، مشاهدات ، جهان‌های حاوی حالات مختلف را از هم جدا می‌کند."

بسیاری از احتمالات که توسط برهم نهی های کوانتومی Superposition حمل می شوند در مکان و زمان توزیع می شوند. با این حال، فیزیک نیوتنی توصیف دقیقی از تجربه معمولی است.

رابطه بین دنیای عجیب کوانتومی و دنیای کلاسیک عقل سلیم چیست؟ واضح است که این تفاوت زمانی رخ می دهد که ما یک سیستم کوانتومی را اندازه گیری یا مشاهده می کنیم. روند هر چه که باشد، در آن زمان اتفاق می افتد. «چگونگی و چرایی» این فرآیند حل نشده است و بسیاری معتقدند تا زمانی که این معمای فیزیک مدرن حل نشود ، ناقص خواهد ماند.

در دهه 1950، رژه مداوم موفقیت ها کاملاً روشن کرده بود که نظریه کوانتومی بسیار بیشتر از یک اصلاح موقت کوتاه مدت است. و بنابراین، در اواسط دهه 1950، یک دانشجوی فارغ التحصیل پرینستون به نام هیو اورت تصمیم گرفت در پایان نامه دکترای خود، اصل کلپس یا فرو-رمبش را دوباره بررسی کند .

ایده اورت به عنوان تفسیر وضعیت نسبی، تاریخچه های متعدد یا جهان های متعدد یا فرانظریه یا meta theory از تئوری کوانتومی شناخته می شود. دکتر هیو اورت، مبتکر آن، آن را "فراتئوری حالت نسبی relative state meta theory" یا "تئوری تابع موج یونیورسال " نامید، اما به طور کلی "جهان های متعدد many world " نامیده می شود.


💢@higgs_field
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.

📌بحرانی ژرف فیزیکدانان را مجبور می کند تا در ساختار قوانین طبیعت ، بازنگری کنند.

Chapter ¹ - https://t.me/higgs_field/6084

Chapter ² - https://t.me/higgs_field/6085

Chapter ³ - https://t.me/higgs_field/6086

Chapter ⁴ - https://t.me/higgs_field/6088

Chapter ⁵ - https://t.me/higgs_field/6089

Chapter ⁶ - https://t.me/higgs_field/6090

Chapter ⁷ - https://t.me/higgs_field/6093

Chapter ⁸ - https://t.me/higgs_field/6094

Chapter ⁹ - https://t.me/higgs_field/6096

Chapter ¹⁰- https://t.me/higgs_field/6097

Fine
📌wave equation

🔺مکانیک کوانتوم را میتوان به دو بخش قدیم و مدرن تقسیم کرد. دوره ی کوانتوم قدیم، اندکی پس از معرفی دوگانگی موج-ذره توسط دوبروی، به پایان رسید. به این ترتیب سال های ۱۹۰۰تا ۱۹۲۵ را دوره ی کوانتوم قدیم می نامند. پدیده های اصلی کوانتوم قدیم، کوانتش انرژی و دوگانگی موج-ذره هستند. از سال ۱۹۲۵ به بعد، با مکانیک کوانتومی مدرن سروکار داریم. فیزیکدان اتریشی، اروین شرودینگر در سال ۱۹۲۵، نظریه ی نادقیق دوبروی را اصلاح کرد و به هر شی کوانتومی یک تابع موج را نسبت داد. بررسی فضایی یک تابع موج با یک معادله ی پیچیده بنام معادله ی شرودینگر توصیف می شود. تابع موج را با حرف یونانی Ψ (بخوانید:سای) بزرگ یا ψ کوچک نشان می دهیم (به طور دقیق تر: اگر تابع موج به زمان و مکان وابسته باشد، با حرف سای بزرگ و اگر تابع موج مستقل از زمان و تنها وابسته به مکان باشد، با سای کوچک نمایش داده می شود).

🔻تابع موج یک تابع ریاضی پیچیده است که تمام ویژگی های شی کوانتومی (اندازه حرکت، موقعیت و …) در آن ذخیره می شود. این مجموعه از ویژگی های شی کوانتومی، حالت کوانتومی نامیده می شود. به همین دلیل  است که به تابع موج، تابع حالت هم گفته می شود. یک حالت کوانتومی به صورت 〈 Ψ | نشان داده می شود. تابع موج، مهمترین ایده و در واقع قلب مکانیک کوانتومی است، زیرا اکثر پدیده های مکانیک کوانتومی مدرن با استفاده از آن بدست آمده اند. بعضی از این پدیده ها به ویژه اصل برهم نهی کوانتومی با چیزهایی که ما در جهان عادی خود می بینیم، کاملاً متفاوت بوده و باور آنها بسیار دشوار است .

📌 @HIGGS_FIELD
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 روشی برای انديشيدن کارل سیگن Carl Sagan




💢@higgs_field
Before mathematicians used modern symbolic algebra, they would reason geometrically. For instance, these figures show the equation

قبل از اینکه ریاضیدانان از جبر سمبلیک مدرن استفاده کنند، آنها از استدلالات هندسی Geometric استفاده می کردند. به عنوان مثال، این شکل ها معادله:
(𝑎 + 𝑏)² = 𝑎² + 2𝑎𝑏 + 𝑏²
را نشان می دهد.


https://www.quantamagazine.org/the-scandalous-history-of-the-cubic-formula-20220630/


💢@higgs_field
👍5
💢علم معتبر ترین روش اندیشیدن و مطالعه طبیعت ، و دارای نتایج ملموس و ناملموس است .
و در متد ، از حدس و فرضیه تا آن چیزی که حقیقت عینی اطلاق می شود ، آزمون های متعدد و بسیار سخت گیرانه و چندین تکنیک دیگر نظیر تفسیر شواهد عینی یا تولید فرضیه های جدید و یافتن پاسخ ها جدید ، و حتی ریاضیات که قوی ترین ابزار محاسباتی است ، را میتوان نام برد .

همچنین تاریخچه علم می بینیم علوم تجربی ، نظیر فیزیک ، شیمی ، زیست ، این شاخه ها از یکدیگر مجزا بودند اما در تفسیر جدید از علم مدرن ، این شاخه ها نخست با ارائه یک زیر شاخه و سپس با حرکت کلی تر بسوی یکدیگر میل می کنند .(مخصوصا پس از تولد نظریه کوانتوم که پرده از مقیاس اتمیک و ساب اتمیک برمیدارد )
نظیر تاثیر کایرالیته تابش کیهانی بر کایرالیته DNA انسان و دیگر فعالیت های مرتبط مانند تاثیر اخترفیزیک بر زیست و شیمی که شدیدا مورد علاقه است .


💢@higgs_field
6👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢سمفونی علم
سپیده دم با شکوه

کارل سی‌گن-استیفن هاوکینگ


💢@higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢اصل نسبیت خاص: اگر سیستم مختصات K برگزیده شود به گونه‌ای که در ارتباط با آن قوانین فیزیک در ساده‌ترین حالت خود به خوبی برقرار باشند، همان قوانین در ارتباط با هر دستگاه مختصات 'K دیگری نیز که در انتقال یکنواختی نسبت به K حرکت می‌کنند به خوبی صادق خواهند بود.



 Einstein, A. , Lorentz, H. A. Minkowski, H. , & Weyl, H. (1952).

http://books.google.com/?id=yECokhzsJYIC&pg=PA111

💢@higgs_field
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢ویژالایز فتوسنتز photosynthesis:

فوتون های نور قرمز و آبی جذب می شوند: انرژی برای جدا کردن الکترون ها از آب، شکستن مولکول به اکسیژن و هیدروژن استفاده می شود.

[ویدئوی کامل http://smart-biology.com‌‌]

💢@higgs_field
💢تفسیر کپنهاگ
قسمت چهارم



در دهه 1950، رژه مداوم موفقیت ها کاملاً روشن کرد که نظریه کوانتومی بسیار بیشتر از یک راه حل موقت کوتاه مدت است. و بنابراین، در اواسط دهه 1950، یک دانشجوی فارغ التحصیل پرینستون به نام هیو اورت تصمیم گرفت در پایان نامه دوره دکترای خود، اصل کلپس Collapse را دوباره بررسی کند.

ایده اورت به عنوان تفسیر وضعیت نسبی، چندین تاریخچه یا جهان های متعدد یا متاتئوری نظریه کوانتومی شناخته می شود. دکتر هیو اورت، مبتکر آن، آن را "فراتئوری حالت نسبی" یا "نظریه تابع موج جهانی" نامید، اما به طور کلی به آن "جهان های متعدد many worlds " می گویند.


جهان‌های متعدد فرمول‌بندی مجدد نظریه کوانتومی است که فرآیند مشاهده یا اندازه‌گیری را کاملاً در مکانیک موجی نظریه کوانتومی، به جای یک ورودی به عنوان یک فرض اضافی، مانند تفسیر کپنهاگ، بررسی می‌کند. اورت تابع موج را یک آبجکت واقعی در نظر گرفت. جهان های متعدد بازگشتی به دیدگاه کلاسیک و پیشا کوانتومی در جهان است که در آن تمام موجودات ریاضی یک نظریه فیزیکی واقعی هستند. به عنوان مثال، میدان های الکترومغناطیسی جیمز کلارک ماکسول یا اتم های دالتون به عنوان اجسام واقعی در فیزیک کلاسیک در نظر گرفته می شدند.

اورت Everett تابع موج را به روشی مشابه بیان می کند. اورت همچنین فرض کرد که تابع موج از همان معادله موج در طول مشاهده یا اندازه گیری measurement مانند سایر زمان ها رفتار می کند. این فرض اصلی جهان های متعدد است:

معادله موج به طور یونیورسال و در همه زمان ها رعایت می شود.

سیستم‌های کوانتومی، مانند ذرات، که برهم کنش دارند، درهمتنیده اند . اگر یکی از سیستم ها ناظر باشد و برهمکنش یک مشاهده باشد، اثر مشاهده این چنین است که:

ناظر را به تعدادی نسخه تقسیم می کند، هر نسخه فقط یکی از نتایج احتمالی یک اندازه گیری را مشاهده می کند و از نتایج دیگر و همه
نتایج ، بی خبر است. برهمکنش‌های بین سیستم‌ها و محیط‌های آن‌ها، از جمله ارتباط بین ناظران مختلف در یک جهان، همبستگی‌هایی را منتقل می‌کند که باعث شکافتن موضعی یا ناپیوستگی به شاخه‌های غیر تداخلی تابع موج یونیورسال می‌شود. بنابراین، کل یونیورس، به سرعت، به مجموعه‌ای از یونیورسهای غیرقابل مشاهده، اما به همان اندازه واقعی، تقسیم می‌شود.
بر اساس جهان های متعدد ، تمام نتایج ممکن یک برهمکنش کوانتومی محقق می شود. تابع موج، به جای فروپاشی در لحظه مشاهده، به شکل دترمینیستیک در حال تکامل است و همه احتمالات درون خود را در بر می گیرد. همه پیامدها به طور همزمان وجود دارند، اما تداخل بیشتری با یکدیگر ندارند، هر تک جهان در گذشته ، به دنیاهای متقابل غیرقابل مشاهده اما به همان اندازه واقعی در آینده انشعاب می دهد.



💢@higgs_field
👍1
🟣 هولوگرافیک

منشا ساختارهای موجود در یونیورس یکی از عمیق ترین اسرار در فیزیک مدرن است و در قلب تلاش های تجربی برای درک مهبانگ قرار گرفته است.

اغلب اعتقاد بر این است که نوسانات کوانتومی در طول دوره اولیه انبساط expanding شتابدار ، یا تورم inflation کیهانی، این کلان ساختارها را ایجاد کرده است، اما فیزیک و منشاء تورم ، مبهم باقی مانده است. پیشرفت‌های مدرن در گرانش کوانتومی، بستر حمایت کننده‌ی بسیار قوی برای حدس هولوگرافیک فراهم کرده است، که نشان می‌دهد فیزیک گرانشی در یک حجم حاوی اطلاعاتی ، مشابه یک نظریه میدان کوانتومی در مرز آن است. ما این حدس قدرتمند را در یونیورس اولیه به کار می بریم و ویژگی های مشاهده پذیر مهبانگ 4 بعدی - دارای گرانش را بر اساس نظریه میدان کوانتومی 3 بعدی - فاقد گرانش بازنویسی می کنیم. با کمال تعجب، ما کشف کردیم که برخی از ساده‌ترین نظریه‌های میدانی در 3 بعد می‌توانند با موفقیت (تقریبا) تمام مشاهدات کیهانی جهان اولیه را توضیح دهند.


🆔 @phys_Q
💢تفسیر کپنهاگ
قسمت پنجم

📌تابع موج شامل یک مجموعه یا کلیّت بزرگتر از اجزای مجموعه و مجموع اجزا است

به این معنا، موجودات کوانتومی یک کلیّت دارند که از مجموع اجزای آن بیشتر است. و برعکس این است که هیچ چیز را نمی توان به طور کامل به مجموع اجزای تشکیل دهنده آن تقلیل داد.

کل نگری یا holism :

کل گرایی فلسفه ای است که کل whole آن اولیه است و اغلب بیشتر از مجموع اجزا است.

یک کل نگر به روابط می پردازد نه قطعات .

سازگاری فیزیک کوانتومی با تقلیل گرایی Reductionism دشوار می شود ، نیاز به دیدگاهی جامع از طبیعت دارد.

جنبه ذره یا موج یک موجود کوانتومی نیاز به دیالوگ (تاثیرات دو سویه) با محیط دارد.

جهان کوانتومی دارای ماهیت کل نگر است با رفتار ذرات منفرد که توسط چیزی که نمی‌توان آن را بر اساس پارادایم تقلیل‌گرای نیوتنی توضیح داد، به چنین الگویی تبدیل می‌شود. فیزیک نیوتنی تقلیل گراست و فیزیک کوانتومی کل نگر.

کل گرایی(هولیسم) به عنوان یک ایده یا مفهوم فلسفی کاملاً در تضاد با اتمیسم است. در جایی که اتمیست معتقد است که هر کل را می توان به بخش های جداگانه آن و روابط بین آنها تجزیه یا آنالایز کرد، کل نگر معتقد است که کل ابتدایی است و اغلب بزرگتر از مجموع اجزای آن است. اتمیست چیزها را تقسیم می کند تا آنها را بهتر بشناسد. کل نگر به چیزها یا سیستم ها به طور کلی نگاه می کند و استدلال می کند که ما می توانیم بیشتر در مورد آنها بدانیم و ماهیت و هدف آنها را بهتر درک کنیم.
در اتمیسم یونانی اولیه لوکیپوس و دموکریتوس (قرن پنجم قبل از میلاد) پیشروی فیزیک کلاسیک بودند. بر اساس دیدگاه آنها، همه چیز در جهان از اتم های تجزیه ناپذیر و غیر قابل تجزیه از انواع مختلف تشکیل شده است. تغییر، بازآرایی این اتم هاست. این نوع تفکر واکنشی بود به کل گرایی هنوز ابتدایی پارمنیدس، که استدلال می کرد که در برخی از سطوح اولیه جهان یک وحدت تغییر ناپذیر است. به گفته او، "همه چیز ، یک چیز واحد است. و قابل تقسیم نیست، بنابراین کاملاً پیوسته است... از هر طرف مانند یک کره گرد کامل است."

در قرن هفدهم، همزمان با تأکید مجدد فیزیک کلاسیک بر اتمیسم و ​​تقلیل گرایی، اسپینوزا فلسفه ای کل نگر را ایجاد کرد که یادآور پارمنیدس بود. به گفته اسپینوزا، تمام تفاوت‌ها و تقسیم‌بندی‌های ظاهری که در جهان می‌بینیم، در واقع فقط جنبه‌هایی از یک جوهر واحد هستند که او آن را خدا یا طبیعت نامید. بر اساس تجربه دینی وحدت‌گرایانه، این تأکید بر وحدت زیربنایی در تفکر عرفانی اکثر سنت‌های معنوی اصلی منعکس می‌شود. همچنین منعکس کننده تحولات در نظریه میدان کوانتومی مدرن است، که کل وجود را به عنوان برانگیختگی در لایه های زیرین خلاء کوانتومی توصیف می کند، گویی همه چیزهای موجود ، مانند موج هایی در یک حوضچه ، یونیورسال هستند.
جایی که اتمیسم ظاهراً با موفقیت های گسترده فیزیک کلاسیک مشروعیت یافت، کل گرایی چنین پشتیبانی در علوم پیدا نکرد. این به جای یک موضع فلسفی جدید، با تاکیدات متفاوت باقی ماند.

تلاش‌هایی برای یافتن آن بر اساس ایده ارگانیسم در زیست‌شناسی - پیدایش شکل بیولوژیکی و رابطه مشارکتی بین سیستم‌های بیولوژیکی و اکولوژیکی - انجام شد، اما اینها نیز در نهایت به بخش‌های ساده‌تر، ویژگی‌های آن‌ها و رابطه بین آن‌ها قابل تقلیل بودند. حتی تئوری سیستم‌ها، اگرچه بر پیچیدگی مجموعه‌ها تأکید می‌کند، اما این کار را بر حسب حلقه‌های بازخورد علّی بین بخش‌های سازنده مختلف انجام می‌دهد. تنها با تئوری کوانتومی و وابستگی ماهیت یا هویت موجودات کوانتومی به میدان ها و روابط آنها است که یک کل گرایی واقعاً جدید و «عمیق» پدیدار می شود.

هر موجود کوانتومی هم جنبه موجی و هم جنبه ذره ای دارد. جنبه موج مانند تعیین ناپذیر است، در سرتاسر مکان و زمان و قلمرو احتمالات گسترده شده است. جنبه ذره مانند دترمینیستیک و تعیین پذیر است، در یک پوزیشن در مکان و زمان قرار دارد و محدود به حوزه واقعیت است. جنبه ذره ثابت مانند است، اما در جنبه موج مانند ، فقط دیالوگ با محیط پیرامونی ثابت است .


💢@higgs_field
👍1
🔺bohr & heisenberg

تفسیر کپنهاگ یکی از تفسیرهای مکانیک کوانتومی است. این تفسیر مجموعهٔ دیدگاه‌هایی را دربارهٔ گزاره‌ها و پیش‌بینی‌های مکانیک کوانتومی در خود دارد. به زبان دیگر، تفسیر کپنهاگی در پی یافتن پاسخ این پرسش است که «این آزمایش‌های پیچیده و شگفت‌انگیز و نتایج آن‌ها واقعاً چه معنایی دارند؟»

💢 تفسیر کپنهاگ


https://t.me/higgs_field/6778

قسمت اول
https://t.me/higgs_field/6783

قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/6795

قسمت سوم
https://t.me/higgs_field/6800

قسمت چهارم
https://t.me/higgs_field/6809

قسمت پنجم
https://t.me/higgs_field/6811
👍1
💢تفسیر کپنهاگ
قسمت ششم


💢آزمایش‌های متعدد نشان داده‌اند که برهمکنش‌های کوانتومی نتایجی را تولید می‌کنند که با آنالیز اجزا قابل پیش‌بینی نیستند.

اگر دو یا چند موجود کوانتومی "معرفی" شوند - یعنی از یک منبع صادر شوند - پتانسیل های آنها درهمتنیده است . جنبه‌های موج تعیین ناپذیر آنها به معنای واقعی کلمه در هم تنیده شده‌اند، تا حدی که تغییر در پتانسیل در یکی باعث ایجاد تغییر مرتبط در همان پتانسیل دیگری می‌شود. در آزمایش‌های غیر موضع non local ، اندازه‌گیری پلاریزاسیون تعیین ناپذیر indeterministic قبلاً یک فوتون در یک طرف اتاق، بر تثبیت آنی قطبش یک فوتون جفت شده که به طرف دیگر اتاق شلیک می‌شود، تأثیر می‌گذارد.

گفته می شود که قطبش ها همبستگی دارند. آنها همیشه به طور همزمان تعیین می شوند و همیشه مخالف هستند. این پلاریزاسیون جفتیده ، هرچند متضاد، به عنوان ویژگی نوظهور «کل‌گرایی نسبی relational holism» فوتون‌ها توصیف می‌شود - خاصیتی که تنها از طریق درهم‌تنیدگی پتانسیل‌های آنها به وجود می‌آید.

بر این اساس، تک قطبش ها polarization ، تا زمانی که فوتون ها مشاهده نشوند وجود ندارند. آنها به معنای واقعی کلمه قبلاً وجود نداشتند، هرچند مخالفت آنها یک ویژگی ثابت سیستم ترکیبی آنها در زمان شکل گیری است.

برهمکنش دو سیستم(محیط و رویداد کوانتومی) یا اندازه گیری همزمان هر دو موجود کوانتومی درهم تنیده، رابطه آنها یک "واقعیت بیشتر" را ایجاد می کند. رابطه کوانتومی واقعیت جدیدی را تداعی می‌کند که نمی‌توان آن را با تجزیه این دو موجودیت مرتبط ، به ویژگی‌های فردی آنها پیش‌بینی کرد.

ظهور ویژگی‌های تعیین ناپذیر موجودات کوانتومی در بستر یک موقعیت تجربی معین، نمونه دیگری از کل‌گرایی رابطه‌ای یا نسبی است. تا زمانی که فوتون اندازه گیری نشود نمی توانیم بگوییم که یک موج یا ذره است و نحوه اندازه گیری آن تعیین می کند که چه چیزی را خواهیم دید. موجودیت کوانتومی یک ویژگی جدید خاص - موقعیت، تکانه، قطبش - فقط در رابطه با دستگاه اندازه گیری به دست می آید. قبل از این رابطه وجود نداشت. تعیین ناپذیر بود.

کل‌گرایی رابطه‌ای کوانتومی، که بر درهم‌تنیدگی ، ناموضع پتانسیل‌ها تکیه دارد، نوعی کل‌گرایی است که قبلاً تعریف نشده بود. از آنجا که هر موجود مرتبط دارای برخی از ویژگی ها - جرم، بار، اسپین - قبل از برانگیختن ویژگی های پدیدار شده آن است، می توان هر یک را مانند فیزیک کلاسیک تا حدی به بخش های اتمیک تقلیل داد.

کل نگری کل گرایی افراطی پارمنیدس یا اسپینوزا نیست، جایی که همه چیز جنبه ای از یک چیز واحد است. با این حال، از آنجا که برخی از ویژگی های آنها فقط از طریق رابطه ظاهر می شوند، موجودیت های کوانتومی نیز به طور کامل در معرض کاهش نیستند. حقیقت جایی بین نیوتن و اسپینوزا است. یک سیستم کوانتومی همچنین ممکن است بین اتمیک در بعضی مواقع و در بعضی مواقع کل نگرتر متفاوت باشد. درجه درهم تنیدگی متفاوت است. در جایی که یک تقلیل گرا معتقد است که هر کل را می توان به بخش های جداگانه آن و روابط بین آنها تجزیه یا آنالیز کرد، کل نگر معتقد است که کل اولیه است و اغلب بزرگتر از مجموع اجزای آن است. هیچ چیز را نمی توان به طور کامل به مجموع اجزای آن تقلیل داد.‌‌

💢@higgs_field
Happy Higgsiversary! On this day(4 July in 2012), researchers announced the discovery of the #HiggsBoson.

What questions do we still have about this fascinating particle?

https://www.symmetrymagazine.org/article/four-things-physicists-still-wonder-about-the-higgs-boson

#Higgs10

💢@higgs_field
👍2



📌گراف متفاوتی از تمام ذرات و نیروها
ساختار پنهان گیتی



Chapter ¹ - https://t.me/higgs_field/5659

Chapter ² - https://t.me/higgs_field/5660

Chapter ³ - https://t.me/higgs_field/5661

Chapter ⁴ - https://t.me/higgs_field/5671

Chapter ⁵ - https://t.me/higgs_field/5672

Chapter ⁶ - https://t.me/higgs_field/5682

Chapter ⁷ - https://t.me/higgs_field/5686

Chapter ⁸ - https://t.me/higgs_field/5701

Chapter ⁹ - https://t.me/higgs_field/5702

Chapter ¹⁰ - https://t.me/higgs_field/5703

Final ¹¹ & final - https://t.me/higgs_field/5709




Chirality - https://t.me/higgs_field/5657

https://www.quantamagazine.org/a-new-map-of-the-standard-model-of-particle-physics-20201022/

اختصاصی کوانتوم مکانیک [ لطفا با دقت مطالعه کنید]
💢۴ ژوئیه ، دهمین سالگرد کشف بوزون هیگز

#Higgs10
قسمت اول
https://t.me/higgs_field/6818

قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/6832

قسمت سوم
https://t.me/higgs_field/6843

💢@higgs_field
💢 #هیگز_10
قسمت اول

کشف بوزون هیگز، ده سال پیش، نقطه عطفی بود که دری را برای مطالعه بخش جدیدی از برهمکنش های فیزیک بنیادی باز کرد. ما نقش میدان هیگز را در مدل استاندارد فیزیک ذرات بررسی می‌کنیم و تأثیر آن را بر دنیای اطراف خود توضیح می‌دهیم. ما بینش‌های فیزیکی هیگز را که با ده سال کار تاکنون آشکار شده است، خلاصه می‌کنیم، در مورد آنچه که هنوز مشخص نیست بحث می‌کنیم و ارتباط بالقوه بخش هیگز با اسرار حل نشده فیزیک ذرات را ترسیم می‌کنیم.‌‌

ده سال پیش، در 4 ژوئیه 2012، دانشمندان و روزنامه نگاران در سرن و از راه دور در سراسر جهان گرد هم آمدند تا اعلام کنند که یک ذره بنیادی جدید به نام بوزون هیگز کشف شده است. این کشف، توسط همکاری‌های ATLAS و CMS در برخورددهنده بزرگ هادرون (LHC)، تقریباً 50 سال پس از فرضیه‌ای که نظریه‌پردازان وجود چنین ذره‌ای را فرض کردند، انجام شد.

اهمیت این کشف نه تنها در این بود که یک ذره جدید و مورد انتظار پیدا شده است، بلکه وجود این ذره اولین شواهد مستقیمی را ارائه می دهد که در اطراف ما نوع جدیدی از "میدان field " بنیادی وجود دارد که به میدان هیگز معروف است. .
میدان‌های فیزیک در زندگی روزمره آشنا هستند، که مثال آن به شکل میدان مغناطیسی زمین و تأثیر آن بر سوزن قطب‌ نماست . مهمترین تفاوت میدان هیگز و میدان مغناطیسی این است که اگر منبع مغناطیسی را حذف کنیم، میدان مغناطیسی ناپدید می شود. در مقابل، میدان هیگز در همه جا و همیشه غیرصفر است، مستقل از اینکه چیز دیگری در کیهان وجود داشته باشد یا خیر. به نوعی یادآور مفهوم اتر یونان باستان است با این تفاوت اساسی که با نظریه نسبیت خاص اینشتین سازگار است.

نظریه فعلی فیزیکدانان در مورد ذرات و نیروها به عنوان مدل استاندارد شناخته می شود، یک چارچوب نظری که توصیفی از ذرات بنیادی و نیروهایی که آنها را با یکدیگر برهمکنش می کنند، به استثنای گرانش، ارائه می دهد. در مدل استاندارد، میدان هیگز برای توصیف جهان آنگونه که ما می شناسیم ضروری است.‌‌

اهمیت کشف آن در سال 2012 به حدی بود که جایزه نوبل یک سال بعد به فرانسوا انگلرت و پیتر هیگز اهدا شد که با رابرت بروت فقید، اولین کسانی بودند که در مورد اهمیت بالقوه چنین میدانی برای فیزیک بنیادی بحث کردند.
از آن زمان، بوزون هیگز به ابزاری قدرتمند برای مطالعه روش هایی تبدیل شده است که میدان هیگز زیرین بر ذرات بنیادی مدل استاندارد تأثیر می گذارد. علاوه بر این، فراگیر بودن میدان هیگز به این معنی است که بوزون هیگز، امروزه، به طور گسترده در جستجوی نشانه های ذرات یا اثراتی که تاکنون ناشناخته بوده و خارج از مدل استاندارد قرار دارند، استفاده می شود.‌‌


💢@higgs_field
👍3
💢Incredible comparison: Spitzer Space Telescope vs the new James Webb Space Telescope aimed at the same target

🔺تلسکوپ فضایی اسپیتزر در مقابل تلسکوپ فضایی جدید جیمز وب با تارگت مشابه

Credit: NASA/JPL-Caltech (left) - NASA/ESA/CSA/STScI (right)‌‌

💢@higgs_field
👍1
💢کلود شانون Claude Shannon

ریاضی‌دان، مهندس الکترونیک  و رمزنگار  معروف  آمریکایی  است که پدر نظریه اطلاعات شناخته می‌شود. شاهکار کلود شانون، مقاله ای با عنوان «نظریه ریاضی ارتباطات» در سال 1948، اولین کسی بود که از کلمه «بیت» استفاده کرد - که عبارتی از «اعداد باینری »، 1 یا 0 - برای ارجاع به اطلاعات بود.


💢@higgs_field
👏6🤩1