💢 اصل هولوگرافیک
خلائی بسته تحت سلطه یونیورس asymptotic فریدمن به فضای دی سیتر با افق رویداد کیهانی برای هر ناظری است. اصل هولوگرافیک می گوید که مساحت افق در واحدهای پلانک تعداد بیت های اطلاعاتی را که در مورد جهان هستی در دسترس هر ناظری قرار می گیرد، تعیین می کند.
تابع موج که توزیع احتمال کوانتاهای جرمی مرتبط با بیت های اطلاعات موجود در افق را توصیف می کند، شرط مرزی برای تابع موج است که توزیع احتمال کوانتوم های جرم را در سراسر یونیورس مشخص می کند. برهمکنش های لوکال بین کوانتای جرمی mass Quanta در یونیورس باعث انتقال کوانتومی در تابع موج می شود که توزیع جرم را در سراسر یونیورس با اثرات غیرمحلی non-local آنی instantaneous در سراسر یونیورس مشخص می کند.
💢@higgs_field
خلائی بسته تحت سلطه یونیورس asymptotic فریدمن به فضای دی سیتر با افق رویداد کیهانی برای هر ناظری است. اصل هولوگرافیک می گوید که مساحت افق در واحدهای پلانک تعداد بیت های اطلاعاتی را که در مورد جهان هستی در دسترس هر ناظری قرار می گیرد، تعیین می کند.
تابع موج که توزیع احتمال کوانتاهای جرمی مرتبط با بیت های اطلاعات موجود در افق را توصیف می کند، شرط مرزی برای تابع موج است که توزیع احتمال کوانتوم های جرم را در سراسر یونیورس مشخص می کند. برهمکنش های لوکال بین کوانتای جرمی mass Quanta در یونیورس باعث انتقال کوانتومی در تابع موج می شود که توزیع جرم را در سراسر یونیورس با اثرات غیرمحلی non-local آنی instantaneous در سراسر یونیورس مشخص می کند.
💢@higgs_field
🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢تصور ظهور هستی از میدان ها یا پارتیکل های بنیادین و هتا تئوری اخیر هولوگرافیک که تلاش دارد یونیورس ۳+۱ بعدی را به تئوری اطلاعات در پیوستاری ۲+۱ بعدی پیوند دهد ، بقدر کافی شگفت و باشکوه است .
وجود گونه های مختلف حیات در حال فرگشت نیز بر زیبایی گیتی می افزاید.
💢@higgs_field
وجود گونه های مختلف حیات در حال فرگشت نیز بر زیبایی گیتی می افزاید.
💢@higgs_field
👍9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢اثر ژانیبکوف
اثر ژانیبکوف شامل رفتار عجیب یک جسم در حال چرخش در شرایط #میکرو_گرانش است. هنگامی که فضانوردان محموله تحویل شده به مدار را باز کردند، مجبور شدند پیچ های به اصطلاح "بره" - آجیل با گوش را باز کنند. ارزش این را دارد که به گوش «بره» بزند و خودش بچرخد. سپس، با باز کردن تا انتها و پریدن از روی میله رزوهدار، مهره به چرخش و پرواز با اینرسی در گرانش صفر (تقریباً مانند یک ملخ چرخان در حال پرواز) ادامه میدهد. بنابراین، ولادیمیر الکساندرویچ متوجه شد که مهره پس از پرواز حدود 40 سانتیمتر با گوشهایش به سمت جلو، ناگهان یک چرخش 180 درجهای انجام میدهد و به پرواز در همان جهت ادامه میدهد، اما گوشهایش به عقب و در جهت دیگر میچرخند. سپس، دوباره با 40 سانتی متر پرواز، مهره دوباره 180 درجه می چرخد و دوباره به پرواز ادامه می دهد، گوش ها به جلو، مانند بار اول، و غیره. ژانیبکوف آزمایش را چندین بار تکرار کرد و نتیجه همیشه تکرار شد.
💢@higgs_field
اثر ژانیبکوف شامل رفتار عجیب یک جسم در حال چرخش در شرایط #میکرو_گرانش است. هنگامی که فضانوردان محموله تحویل شده به مدار را باز کردند، مجبور شدند پیچ های به اصطلاح "بره" - آجیل با گوش را باز کنند. ارزش این را دارد که به گوش «بره» بزند و خودش بچرخد. سپس، با باز کردن تا انتها و پریدن از روی میله رزوهدار، مهره به چرخش و پرواز با اینرسی در گرانش صفر (تقریباً مانند یک ملخ چرخان در حال پرواز) ادامه میدهد. بنابراین، ولادیمیر الکساندرویچ متوجه شد که مهره پس از پرواز حدود 40 سانتیمتر با گوشهایش به سمت جلو، ناگهان یک چرخش 180 درجهای انجام میدهد و به پرواز در همان جهت ادامه میدهد، اما گوشهایش به عقب و در جهت دیگر میچرخند. سپس، دوباره با 40 سانتی متر پرواز، مهره دوباره 180 درجه می چرخد و دوباره به پرواز ادامه می دهد، گوش ها به جلو، مانند بار اول، و غیره. ژانیبکوف آزمایش را چندین بار تکرار کرد و نتیجه همیشه تکرار شد.
💢@higgs_field
👍4
💢قلب انسان می تواند خود را ترمیم کند، و ما اکنون می دانیم که کدام سلول ها برای این فرآیند حیاتی هستند
بدن ما در ترمیم خود بسیار خلاق است و دانشمندان در حال بررسی جزئیات روش هایی بوده اند که قلب پس از حمله قلبی (انفارکتوس میوکارد) خود را تعمیر می کند. آنها امیدوارند سرنخ هایی بیابند که می تواند به درمان های بهتری برای مشکلات قلبی عروقی منجر شود.
تحقیقات جدید نشان داده است که پاسخ ایمنی بدن و سیستم لنفاوی (بخشی از سیستم ایمنی) در راه ترمیم قلب پس از حمله قلبی که باعث آسیب به عضله قلب شده است، بسیار مهم است.
کلید این مطالعه کشف نقش ماکروفاژها بود، سلولهای تخصصی که میتوانند باکتریها را از بین ببرند یا پاسخهای التهابی مفیدی را آغاز کنند. این ماکروفاژها به عنوان اولین پاسخ دهندگان در صحنه پس از حمله قلبی، نوع خاصی از پروتئین به نام VEGFC را تولید می کنند.
بیشتر بخوانید...
#انگلیسی
https://www.sciencealert.com/new-study-reveals-more-about-how-the-heart-repairs-itself-after-a-heart-attack
💢@higgs_field
بدن ما در ترمیم خود بسیار خلاق است و دانشمندان در حال بررسی جزئیات روش هایی بوده اند که قلب پس از حمله قلبی (انفارکتوس میوکارد) خود را تعمیر می کند. آنها امیدوارند سرنخ هایی بیابند که می تواند به درمان های بهتری برای مشکلات قلبی عروقی منجر شود.
تحقیقات جدید نشان داده است که پاسخ ایمنی بدن و سیستم لنفاوی (بخشی از سیستم ایمنی) در راه ترمیم قلب پس از حمله قلبی که باعث آسیب به عضله قلب شده است، بسیار مهم است.
کلید این مطالعه کشف نقش ماکروفاژها بود، سلولهای تخصصی که میتوانند باکتریها را از بین ببرند یا پاسخهای التهابی مفیدی را آغاز کنند. این ماکروفاژها به عنوان اولین پاسخ دهندگان در صحنه پس از حمله قلبی، نوع خاصی از پروتئین به نام VEGFC را تولید می کنند.
بیشتر بخوانید...
#انگلیسی
https://www.sciencealert.com/new-study-reveals-more-about-how-the-heart-repairs-itself-after-a-heart-attack
💢@higgs_field
🔥1
💢 اصل هولوگرافیک چگونه بر ناموضعیت دلالت دارد؟
توضیح موضعیت Locality اگر تئوری هولوگرافیک راه را نشان نمیداد ، چالش برانگیز تر و سخت تر از کنون بود.
کانفورمال فیلد تئوری CFT در تناظر AdS/CFT فیزیک AdS موضعی Locality ایجاد می کند، حتی اگر توضیحات کاملاً و آشکارا ناموضعی باشند .
و
هنگامی که متوجه می شوید که گرانش در یک صفحه هولوگرافیک در دوردست ها تعریف شده است، ایده متغیرهای پنهان قابل قبول تر می شود، زیرا فیزیک گرانش ناموضع است به گونه ای که نشان می دهد ممکن است مکانیک کوانتومی را اصلاح کند.
📌 گرانش چگونه ناموضع است؟ فکر میکردم GR آشکارا تحت تبدیلات لورنتس تغییر ناپذیر Lorentz invariant است؟
یا اینکه گزاره ها بیشتر فلسفی هستند ، یعنی فقط گزاره ای است که مرز "دور" far away boundary را ایزومرفیک ( isomorphic ) یا هم شکل یا هم سان با درون معرفی می کند.
ناموضع بودن گرانش به این معنی نیست که تغییر ناپذیری لورنتس نقض شده است، تغییر ناپذیری لورنتس و موضعیت مفاهیم جداگانه ای هستند. و تنها به این معنی است که برای تعریف وضعیت یونیورس در یک نقطه خاص، باید بدانید در همه جا چه اتفاقی می افتد، فضای حالت به مبنای عملگرهای موضعی تجزیه نمی شود.
نمیدانیم که چگونه این تغییر ناپذیری لورنتس را نقض نمی کند. اگر حالت شما در زمان t به بخش هایی از جهان خارج از مخروط نور شما بستگی دارد، این به وضوح یک رویداد علی است.
" موضعیت " اصطلاحی است که بیش از حد بارگذاری شده است، و برای این بحث فرض می کنیم که به این معنی است که در هر نقطه عملگرهای بوزونی وجود دارند که در تفکیک های فضایی ( مانند میدان های بوزونیک و دو خطی در میدان های فرمی) رفت و آمد می کنند. این بدان معناست که حالتهای پایه متعامد در یک زمان، همه مقادیر ممکن حالتهای میدان بوزونی در یک ابرسطح فضایی و بیش از متغیرهای فرمی گراسمن هستند، اگر میخواهید فرمیونها داشته باشید.
این تعریف را درک نمی کنیم و رک و پوست کنده به نظر می رسد بی جهت پیچیده و غیر شفاف است. آیا این تعریف متفاوتی از «موضعیت» در مقایسه با آنچه برای مثال در مقاله معروف بل به کار رفته ، را بیان می کند؟
*non-Locality ناموضعیت
💢@higgs_field
توضیح موضعیت Locality اگر تئوری هولوگرافیک راه را نشان نمیداد ، چالش برانگیز تر و سخت تر از کنون بود.
کانفورمال فیلد تئوری CFT در تناظر AdS/CFT فیزیک AdS موضعی Locality ایجاد می کند، حتی اگر توضیحات کاملاً و آشکارا ناموضعی باشند .
و
هنگامی که متوجه می شوید که گرانش در یک صفحه هولوگرافیک در دوردست ها تعریف شده است، ایده متغیرهای پنهان قابل قبول تر می شود، زیرا فیزیک گرانش ناموضع است به گونه ای که نشان می دهد ممکن است مکانیک کوانتومی را اصلاح کند.
📌 گرانش چگونه ناموضع است؟ فکر میکردم GR آشکارا تحت تبدیلات لورنتس تغییر ناپذیر Lorentz invariant است؟
یا اینکه گزاره ها بیشتر فلسفی هستند ، یعنی فقط گزاره ای است که مرز "دور" far away boundary را ایزومرفیک ( isomorphic ) یا هم شکل یا هم سان با درون معرفی می کند.
ناموضع بودن گرانش به این معنی نیست که تغییر ناپذیری لورنتس نقض شده است، تغییر ناپذیری لورنتس و موضعیت مفاهیم جداگانه ای هستند. و تنها به این معنی است که برای تعریف وضعیت یونیورس در یک نقطه خاص، باید بدانید در همه جا چه اتفاقی می افتد، فضای حالت به مبنای عملگرهای موضعی تجزیه نمی شود.
نمیدانیم که چگونه این تغییر ناپذیری لورنتس را نقض نمی کند. اگر حالت شما در زمان t به بخش هایی از جهان خارج از مخروط نور شما بستگی دارد، این به وضوح یک رویداد علی است.
" موضعیت " اصطلاحی است که بیش از حد بارگذاری شده است، و برای این بحث فرض می کنیم که به این معنی است که در هر نقطه عملگرهای بوزونی وجود دارند که در تفکیک های فضایی ( مانند میدان های بوزونیک و دو خطی در میدان های فرمی) رفت و آمد می کنند. این بدان معناست که حالتهای پایه متعامد در یک زمان، همه مقادیر ممکن حالتهای میدان بوزونی در یک ابرسطح فضایی و بیش از متغیرهای فرمی گراسمن هستند، اگر میخواهید فرمیونها داشته باشید.
این تعریف را درک نمی کنیم و رک و پوست کنده به نظر می رسد بی جهت پیچیده و غیر شفاف است. آیا این تعریف متفاوتی از «موضعیت» در مقایسه با آنچه برای مثال در مقاله معروف بل به کار رفته ، را بیان می کند؟
*non-Locality ناموضعیت
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍1
💢نسبیت در مقابل مکانیک کوانتومی: نبردی برای یونیورس
قسمت ششم
🔺دید بزرگتر
اگر به دنبال مسیری کاملا متفاوت هستید، اسمولین از انستیتو perimeter , قهرمان شماست. در حالی که هوگان با ملایمت مخالفت می کند، اسمولین یک مخالف افراطی است: «چیزی که ریچارد فاینمن زمانی که دانشجوی کارشناسی ارشد بودم به من گفت: "اگر همه همکاران شما سعی کرده اند نشان دهند که چیزی درست است یا شکست خورده است، احتمالا به این دلیل باشد که آن چیز درست نیست، تئوری ریسمان برای 40 یا 50 سال بدون پیشرفت قطعی پیش می رود."
و این تازه شروع یک نقد گسترده است. اسمولین فکر می کند که رویکرد مقیاس کوچک به فیزیک ذاتاً ناقص است. نسخههای فعلی نظریه میدان کوانتومی به خوبی توضیح میدهند که ذرات منفرد یا سیستمهای کوچک ذرات چگونه رفتار میکنند، اما آنها آنچه را که برای داشتن یک نظریه معقول از کیهان بهعنوان یک کل لازم است، در نظر نمیگیرند. آنها توضیح نمی دهند که چرا باید واقعیت اینگونه باشد و شبیه چیز دیگری نه!
به تعبیر اسمولین، مکانیک کوانتومی صرفاً «نظریه ای برای ریز سیستم های موجود در یونیورس» است.
وی پیشنهاد می کند که مسیر پربارتر رو به جلو، در نظر گرفتن جهان به عنوان یک سیستم واحد اما کلان ، و ایجاد نظریه ای ست که می تواند در مورد کل سیستم اعمال شود.
ما در حال حاضر نظریه ای داریم که چارچوبی برای آن وجود دارد : نسبیت عام.
برخلاف چارچوب کوانتومی، نسبیت عام جایی را برای ناظر بیرونی یا ساعت بیرونی در خود ندارد ، زیرا هیچ «بیرونی» وجود ندارد. در عوض، تمام واقعیت بر حسب روابط بین اشیاء و بین مناطق مختلف فضا توصیف میشود. حتی چیزی مانند اینرسی یا لختی (مقاومت ماشین شما برای حرکت تا زمانی که موتور مجبور به حرکت شود، و تمایل آن به ادامه حرکت پس از برداشتن پای خود از روی پدال گاز) را می توان ، متصل به میدان گرانشی برای هر ذره در یونیورس در نظر گرفت.
این جمله آخر به اندازه کافی عجیب است که ارزش آن را دارد که لحظه ای مکث کنیم تا دقیق تر آن را بررسی کنیم.
یک مسئله فکری را در نظر بگیرید که نزدیک به مسئله ای است که در ابتدا انیشتین را به این ایده در سال 1907 سوق داد. اگر جهان به جز دو فضانورد کاملاً خالی بود چه؟ یکی از آنها در حال چرخش است، دیگری ثابت است. فضانورد در حال چرخش در فضا احساس سرگیجه می کند. اما کدام یک از این دو در حال چرخش است؟ از منظر هر یک از فضانوردان، دیگری در حال چرخش است. انیشتین استدلال کرد که بدون هیچ چارچوب مرجع خارجی، هیچ راهی برای گفتن اینکه کدام یک صحیح است وجود ندارد، و هیچ دلیلی وجود ندارد که چرا فرد باید تأثیری متفاوت از آنچه دیگری تجربه می کند احساس کند.
💢@higgs_field
قسمت ششم
🔺دید بزرگتر
اگر به دنبال مسیری کاملا متفاوت هستید، اسمولین از انستیتو perimeter , قهرمان شماست. در حالی که هوگان با ملایمت مخالفت می کند، اسمولین یک مخالف افراطی است: «چیزی که ریچارد فاینمن زمانی که دانشجوی کارشناسی ارشد بودم به من گفت: "اگر همه همکاران شما سعی کرده اند نشان دهند که چیزی درست است یا شکست خورده است، احتمالا به این دلیل باشد که آن چیز درست نیست، تئوری ریسمان برای 40 یا 50 سال بدون پیشرفت قطعی پیش می رود."
و این تازه شروع یک نقد گسترده است. اسمولین فکر می کند که رویکرد مقیاس کوچک به فیزیک ذاتاً ناقص است. نسخههای فعلی نظریه میدان کوانتومی به خوبی توضیح میدهند که ذرات منفرد یا سیستمهای کوچک ذرات چگونه رفتار میکنند، اما آنها آنچه را که برای داشتن یک نظریه معقول از کیهان بهعنوان یک کل لازم است، در نظر نمیگیرند. آنها توضیح نمی دهند که چرا باید واقعیت اینگونه باشد و شبیه چیز دیگری نه!
به تعبیر اسمولین، مکانیک کوانتومی صرفاً «نظریه ای برای ریز سیستم های موجود در یونیورس» است.
وی پیشنهاد می کند که مسیر پربارتر رو به جلو، در نظر گرفتن جهان به عنوان یک سیستم واحد اما کلان ، و ایجاد نظریه ای ست که می تواند در مورد کل سیستم اعمال شود.
ما در حال حاضر نظریه ای داریم که چارچوبی برای آن وجود دارد : نسبیت عام.
برخلاف چارچوب کوانتومی، نسبیت عام جایی را برای ناظر بیرونی یا ساعت بیرونی در خود ندارد ، زیرا هیچ «بیرونی» وجود ندارد. در عوض، تمام واقعیت بر حسب روابط بین اشیاء و بین مناطق مختلف فضا توصیف میشود. حتی چیزی مانند اینرسی یا لختی (مقاومت ماشین شما برای حرکت تا زمانی که موتور مجبور به حرکت شود، و تمایل آن به ادامه حرکت پس از برداشتن پای خود از روی پدال گاز) را می توان ، متصل به میدان گرانشی برای هر ذره در یونیورس در نظر گرفت.
این جمله آخر به اندازه کافی عجیب است که ارزش آن را دارد که لحظه ای مکث کنیم تا دقیق تر آن را بررسی کنیم.
یک مسئله فکری را در نظر بگیرید که نزدیک به مسئله ای است که در ابتدا انیشتین را به این ایده در سال 1907 سوق داد. اگر جهان به جز دو فضانورد کاملاً خالی بود چه؟ یکی از آنها در حال چرخش است، دیگری ثابت است. فضانورد در حال چرخش در فضا احساس سرگیجه می کند. اما کدام یک از این دو در حال چرخش است؟ از منظر هر یک از فضانوردان، دیگری در حال چرخش است. انیشتین استدلال کرد که بدون هیچ چارچوب مرجع خارجی، هیچ راهی برای گفتن اینکه کدام یک صحیح است وجود ندارد، و هیچ دلیلی وجود ندارد که چرا فرد باید تأثیری متفاوت از آنچه دیگری تجربه می کند احساس کند.
💢@higgs_field
👍3
Forwarded from ⚡️🕊 فرازتد 🕯⚡️
Telegram
FactNameh | فکتنامه
🎥 فیلم مستند «خامنهای و توطئه #کرونا»
🔹«خامنهای و توطئه کرونا» یک مستند تحقیقی درباره ریشهها و پیامدهای طرح تئوری توطئه درباره کووید ۱۹ در عالیترین سطوح تصمیمگیری نظام است.
🔹در این روایت ۴۰ دقیقهای مواضع توطئهپندارانه شخص رهبر جمهوری اسلامی در…
🔹«خامنهای و توطئه کرونا» یک مستند تحقیقی درباره ریشهها و پیامدهای طرح تئوری توطئه درباره کووید ۱۹ در عالیترین سطوح تصمیمگیری نظام است.
🔹در این روایت ۴۰ دقیقهای مواضع توطئهپندارانه شخص رهبر جمهوری اسلامی در…
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢سیستم پایداری، تعلیق، شانس، مهارت، تکنولوژی و البته شتاب فیزیکی در این صحنه از بروز حادثه جلوگیری کردند.
💢@higgs_field
💢@higgs_field
👍3
💢نسبیت در مقابل مکانیک کوانتومی: نبردی برای یونیورس
قسمت هفتم
تمایز بین دو فضانورد تنها زمانی معنا پیدا می کند که بقیه جهان را بازتعریف کنید. بنابراین، در تفسیر کلاسیک نسبیت عام، اینرسی یا لختی Inertia تنها به این دلیل وجود دارد که می توانید آن را نسبت به کل میدان گرانشی کیهانی اندازه گیری کنید. آنچه در این مسئله فکری صادق است برای هر آبجکت در دنیای واقعی صادق است:
• رفتار هر بخش به طور تفکیک ناپذیری با رفتار هر بخش دیگر مرتبط است. اگر تا به حال حس کرده اید که بخشی کوچک از چیزی بزرگ تر هستید، خب، این نوع فیزیک برای شما مناسب است. اسمولین فکر میکند که این نیز یک راه امیدوارکننده برای به دست آوردن پاسخهای بزرگتر در مورد چگونگی کارکرد طبیعت در همه مقیاسها است.
"نسبیت عام توصیفی از زیرسیستم ها نیست. این توصیفی از کل جهان به عنوان یک سیستم بسته است. بنابراین، وقتی فیزیکدانان در تلاش برای حل و فصل تضاد بین نسبیت و مکانیک کوانتومی هستند، به نظر می رسد یک استراتژی هوشمندانه برای آنها این باشد که از رهبری انیشتین پیروی کنند و تا آنجا که ممکن است پیشرفت کنند."
اسمولین به خوبی میداند که در حال مخالفت با تعهد و علاقه غالب به تفکر در مقیاس کوچک و به سبک کوانتومی است. وی گفت:
"من قصد ندارم اوضاع را به هم بزنم ، اما ناگذیر از این کارم ! نقش من این است که این مسائل دشوار را ساده سازی و سپس حل کنم ، و نتایج را بیان کنم و همه چیز را به زمان واگذار کنم » "امیدوارم دانشمندان به استدلال ها دقت کنند ، اما واقعا امیدوارم که این استدلال ها منجر به پیش بینی های قابل آزمایش شود."
در ابتدا، ایدههای اسمولین مانند یک نقطه شروع بزرگ برای آزمایشهای تجربی به نظر میرسید. او پیشنهاد داد همانطور که همه بخشهای جهان در سراسر فضا به هم مرتبط هستند، ممکن است در طول زمان نیز به هم مرتبط باشند. استدلال های وی ، او را به این فرضیه سوق داد که قوانین فیزیک در طول تاریخ یونیورس تکامل می یابند. در طول سالها، او دو پیشنهاد دقیق برای چگونگی وقوع این امر ارائه کرده است. نظریه او درباره انتخاب طبیعی کیهانی، که در دهه 1990 مطرح کرد، سیاهچاله ها را به عنوان تخم های کیهانی تصور می کند که جهان های جدیدی را بر می آورند.
اخیراً، او یک فرضیه جنجالی در مورد پیدایش قوانین مکانیک کوانتومی به نام اصل تقدم ایجاد کرده است - و به نظر میرسد این فرضیه بسیار راحت مورد آزمایش قرار گرفته است.
اصل تقدم principle of precedence اسمولین به عنوان پاسخی به این سوال مطرح می شود که چرا پدیده های فیزیکی تکرارپذیر هستند. اگر آزمایشی را انجام دهید که قبلاً انجام شده است، انتظار دارید که نتیجه آن مانند گذشته باشد. (به یک کبریت بزنید و آتش میسوزد؛ کبریت دیگر را به همین ترتیب بزنید و... شما این ایده را دریافت میکنید.) تکرارپذیری Reproducibility بخش چنان آشنای زندگی ماست که ما معمولاً حتی به آن فکر نمیکنیم. ما صرفاً نتایج ثابتی را به اکتact یک «قانون» طبیعی نسبت میدهیم که در همه زمانها یکسان عمل میکند. اسمولین فرض می کند که این قوانین عملا ممکن است در طول زمان به ظهور emerge برسند ، زیرا سیستم های کوانتومی رفتار سیستم های مشابه در گذشته را کپی می کنند.
💢@higgs_field
قسمت هفتم
تمایز بین دو فضانورد تنها زمانی معنا پیدا می کند که بقیه جهان را بازتعریف کنید. بنابراین، در تفسیر کلاسیک نسبیت عام، اینرسی یا لختی Inertia تنها به این دلیل وجود دارد که می توانید آن را نسبت به کل میدان گرانشی کیهانی اندازه گیری کنید. آنچه در این مسئله فکری صادق است برای هر آبجکت در دنیای واقعی صادق است:
• رفتار هر بخش به طور تفکیک ناپذیری با رفتار هر بخش دیگر مرتبط است. اگر تا به حال حس کرده اید که بخشی کوچک از چیزی بزرگ تر هستید، خب، این نوع فیزیک برای شما مناسب است. اسمولین فکر میکند که این نیز یک راه امیدوارکننده برای به دست آوردن پاسخهای بزرگتر در مورد چگونگی کارکرد طبیعت در همه مقیاسها است.
"نسبیت عام توصیفی از زیرسیستم ها نیست. این توصیفی از کل جهان به عنوان یک سیستم بسته است. بنابراین، وقتی فیزیکدانان در تلاش برای حل و فصل تضاد بین نسبیت و مکانیک کوانتومی هستند، به نظر می رسد یک استراتژی هوشمندانه برای آنها این باشد که از رهبری انیشتین پیروی کنند و تا آنجا که ممکن است پیشرفت کنند."
اسمولین به خوبی میداند که در حال مخالفت با تعهد و علاقه غالب به تفکر در مقیاس کوچک و به سبک کوانتومی است. وی گفت:
"من قصد ندارم اوضاع را به هم بزنم ، اما ناگذیر از این کارم ! نقش من این است که این مسائل دشوار را ساده سازی و سپس حل کنم ، و نتایج را بیان کنم و همه چیز را به زمان واگذار کنم » "امیدوارم دانشمندان به استدلال ها دقت کنند ، اما واقعا امیدوارم که این استدلال ها منجر به پیش بینی های قابل آزمایش شود."
در ابتدا، ایدههای اسمولین مانند یک نقطه شروع بزرگ برای آزمایشهای تجربی به نظر میرسید. او پیشنهاد داد همانطور که همه بخشهای جهان در سراسر فضا به هم مرتبط هستند، ممکن است در طول زمان نیز به هم مرتبط باشند. استدلال های وی ، او را به این فرضیه سوق داد که قوانین فیزیک در طول تاریخ یونیورس تکامل می یابند. در طول سالها، او دو پیشنهاد دقیق برای چگونگی وقوع این امر ارائه کرده است. نظریه او درباره انتخاب طبیعی کیهانی، که در دهه 1990 مطرح کرد، سیاهچاله ها را به عنوان تخم های کیهانی تصور می کند که جهان های جدیدی را بر می آورند.
اخیراً، او یک فرضیه جنجالی در مورد پیدایش قوانین مکانیک کوانتومی به نام اصل تقدم ایجاد کرده است - و به نظر میرسد این فرضیه بسیار راحت مورد آزمایش قرار گرفته است.
اصل تقدم principle of precedence اسمولین به عنوان پاسخی به این سوال مطرح می شود که چرا پدیده های فیزیکی تکرارپذیر هستند. اگر آزمایشی را انجام دهید که قبلاً انجام شده است، انتظار دارید که نتیجه آن مانند گذشته باشد. (به یک کبریت بزنید و آتش میسوزد؛ کبریت دیگر را به همین ترتیب بزنید و... شما این ایده را دریافت میکنید.) تکرارپذیری Reproducibility بخش چنان آشنای زندگی ماست که ما معمولاً حتی به آن فکر نمیکنیم. ما صرفاً نتایج ثابتی را به اکتact یک «قانون» طبیعی نسبت میدهیم که در همه زمانها یکسان عمل میکند. اسمولین فرض می کند که این قوانین عملا ممکن است در طول زمان به ظهور emerge برسند ، زیرا سیستم های کوانتومی رفتار سیستم های مشابه در گذشته را کپی می کنند.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 چرا برخی از قوانین فیزیک مدرن با عقل سلیم common sense انسان در تضاد است علیرغم اینکه در عمل جوابهای درست به ما می دهد.
#لاورنس_کراوس
🆔 @phys_Q
#لاورنس_کراوس
🆔 @phys_Q
👍1
💢نظریه ریسمان
در تئوری ریسمان، شما یک ناموضعیت non-locality دارید که از همان ابتدا گیج کننده بود ، پراکندگی ریسمان فقط روی غشا shell تعریف می شود، و تنها بسط فرمالیسم خارج از غشا مستلزم گرفتن مختصات مخروط نوری است. این امر در نظریه ریسمان در دهه 1980 مایه شرمساری تلقی می شد، زیرا برای تعریف یک نقطه فضا-زمان، باید عملگرهای بیرون از غشا را بشناسید که می توانید از تبدیل فوریه برای یافتن توابع همبستگی نقطه به نقطه point-to-point استفاده کنید .
در دهه 1990، ماتریس S ناموضعیت دوباره ارزیابی شد. ساسکیند به صورت اکتشافی استدلال کرد که یک حالت ریسمان بسیار برانگیخته باید از یک سیاهچاله حرارتی بزرگ قابل تشخیص نباشد. یکی از استدلال ها این بود که رشتهها در جفتیدگی ضعیف weak coupling در اعداد تحریک بزرگ طولانی و تنیده هستند و باید رابطه شعاع انرژی مناسبی داشته باشند.
یکی دیگر از استدلال های ساسکیند این است که ریسمانی که به سیاهچاله تشبیه شد باید به شدت برانگیخته شود و طولانی تر شود و به مشابه سیاهچاله دیوار پلکانی «تی هوفت» گسترده شده ، این دیوار آجری یک سطح خیالی برای برش فضازمان نیست. اما انتگرال های خارج از آن ، نقطه ای که در آن ریسمان ها در نظریه ریسمان دیگر قابل مقایسه با سیاهچاله کوچک نیستند، این توصیف دیگر محلی نیست.
💢@higgs_field
در تئوری ریسمان، شما یک ناموضعیت non-locality دارید که از همان ابتدا گیج کننده بود ، پراکندگی ریسمان فقط روی غشا shell تعریف می شود، و تنها بسط فرمالیسم خارج از غشا مستلزم گرفتن مختصات مخروط نوری است. این امر در نظریه ریسمان در دهه 1980 مایه شرمساری تلقی می شد، زیرا برای تعریف یک نقطه فضا-زمان، باید عملگرهای بیرون از غشا را بشناسید که می توانید از تبدیل فوریه برای یافتن توابع همبستگی نقطه به نقطه point-to-point استفاده کنید .
در دهه 1990، ماتریس S ناموضعیت دوباره ارزیابی شد. ساسکیند به صورت اکتشافی استدلال کرد که یک حالت ریسمان بسیار برانگیخته باید از یک سیاهچاله حرارتی بزرگ قابل تشخیص نباشد. یکی از استدلال ها این بود که رشتهها در جفتیدگی ضعیف weak coupling در اعداد تحریک بزرگ طولانی و تنیده هستند و باید رابطه شعاع انرژی مناسبی داشته باشند.
یکی دیگر از استدلال های ساسکیند این است که ریسمانی که به سیاهچاله تشبیه شد باید به شدت برانگیخته شود و طولانی تر شود و به مشابه سیاهچاله دیوار پلکانی «تی هوفت» گسترده شده ، این دیوار آجری یک سطح خیالی برای برش فضازمان نیست. اما انتگرال های خارج از آن ، نقطه ای که در آن ریسمان ها در نظریه ریسمان دیگر قابل مقایسه با سیاهچاله کوچک نیستند، این توصیف دیگر محلی نیست.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 ترمین
سازی با میدان مغناطیسی که برای نواختن نیاز به لمس ندارد.
* حتما نیاز نیست سازنده فیزیکدان باشد یک صفحه از حسگر های مغناطیسی + نوسان ساز های صوتی که با داده های سنسور ها مرتبط و تنظیم شده اند ، یک متخصص الکترونیک بسادگی این ساز را طراحی می کند البته تنظیم تن آوا ها و سنسور ها از پیچیدگی های هنری ساز است.
💢@higgs_field
سازی با میدان مغناطیسی که برای نواختن نیاز به لمس ندارد.
* حتما نیاز نیست سازنده فیزیکدان باشد یک صفحه از حسگر های مغناطیسی + نوسان ساز های صوتی که با داده های سنسور ها مرتبط و تنظیم شده اند ، یک متخصص الکترونیک بسادگی این ساز را طراحی می کند البته تنظیم تن آوا ها و سنسور ها از پیچیدگی های هنری ساز است.
💢@higgs_field
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺کامیون مه پاش در شهر چنگدو در استان سیچوان چین برای تمیزکردن هوا و کاهش آلایندهها و ذرات معلق در شهر گشت میزند اما تشکیل رنگینکمان و صحنهزیبایی که در پشت این کامیون ایجاد شد، ویدیوی آن را فراگیر کرد.
💢@higgs_field
💢@higgs_field
👍4
〰
🔻Schrödinger Equation
🔺معادله ی شرودینگر
معادله ای که جهان را تغییر داد ، معادله ای بنیادین که مکانیک کوانتومی بر آن استوار شده است .
i ħ ∂Ψ /∂t = H^ Ψ
🔻Schrödinger equation is partial differential equation that describes how the QUANTUM STATE of a QUANTUM SYSTEM changes with time .
The Austrian physicist ERWIN Schrödinger formulated it in 1925 .
🔺معادله ی شرودینگر یک معادله دیفرانسیل جزئی است که توضیح می دهد حالت کوانتومی یک سیستم کوانتومی چگونه با زمان تغییر می کند . این معادله را اروین شرودینگر فیزیکدان اتریشی در سال ۱۹۲۵ فرموله کرد .
🔸اگر به معادله دقت کنید i در بر گیرنده بخش موهومی است و ħ اچ بار ثابت کاهیده پلانک و" psi " Ψ تابع موج و H^ اپراتور هامیلتونین است که مجموع انرژی پتانسیل و جنبشی تابع Ψ است .
* حتما physics &basement را مطالعه کردید که از آنالوژی تابع موج سینوسی با توپ روی فنر ، مکانیسم نوسانی Oscillation را مدلسازی می کند . تابع موج شرودینگر نیز بنوعی همین نوسان را مدلسازی می کند .
📌@higgs_field
🔻Schrödinger Equation
🔺معادله ی شرودینگر
معادله ای که جهان را تغییر داد ، معادله ای بنیادین که مکانیک کوانتومی بر آن استوار شده است .
i ħ ∂Ψ /∂t = H^ Ψ
🔻Schrödinger equation is partial differential equation that describes how the QUANTUM STATE of a QUANTUM SYSTEM changes with time .
The Austrian physicist ERWIN Schrödinger formulated it in 1925 .
🔺معادله ی شرودینگر یک معادله دیفرانسیل جزئی است که توضیح می دهد حالت کوانتومی یک سیستم کوانتومی چگونه با زمان تغییر می کند . این معادله را اروین شرودینگر فیزیکدان اتریشی در سال ۱۹۲۵ فرموله کرد .
🔸اگر به معادله دقت کنید i در بر گیرنده بخش موهومی است و ħ اچ بار ثابت کاهیده پلانک و" psi " Ψ تابع موج و H^ اپراتور هامیلتونین است که مجموع انرژی پتانسیل و جنبشی تابع Ψ است .
* حتما physics &basement را مطالعه کردید که از آنالوژی تابع موج سینوسی با توپ روی فنر ، مکانیسم نوسانی Oscillation را مدلسازی می کند . تابع موج شرودینگر نیز بنوعی همین نوسان را مدلسازی می کند .
📌@higgs_field
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رباعی ³⁴
از ازل نوشته
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
از چرخ مکن شکایت کاندر ره عقل
چرخ از تو هزاربار بیچاره تر است
💢@khyyampoetry
از ازل نوشته
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
از چرخ مکن شکایت کاندر ره عقل
چرخ از تو هزاربار بیچاره تر است
💢@khyyampoetry
👍2❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢نمایش بصری صدا به وسیله صدانمایی یا Cymatic
ایوان گرنت، متخصص فناوری
ایوان گرنت در مورد صدانمایی (Cymatics)، فرآیند نمایش بصری صدا، صحبت می کند که علاوه بر مفید بودن جهت تحلیل صداهای پیچیده (مانند صداهای دلفینها)، الگوهای پیچیده و زیبایی را خلق میکند.
#TED
💢@higgs_field
ایوان گرنت، متخصص فناوری
ایوان گرنت در مورد صدانمایی (Cymatics)، فرآیند نمایش بصری صدا، صحبت می کند که علاوه بر مفید بودن جهت تحلیل صداهای پیچیده (مانند صداهای دلفینها)، الگوهای پیچیده و زیبایی را خلق میکند.
#TED
💢@higgs_field
👍3
💢نسبیت در مقابل مکانیک کوانتومی: نبردی برای یونیورس
قسمت هشتم
🔺اصل تقدم principle of precedence اسمولین به عنوان پاسخی به این سوال مطرح می شود که چرا پدیده های فیزیکی تکرارپذیر هستند. اگر آزمایشی را انجام دهید که قبلاً انجام شده است، انتظار دارید که نتیجه آن مانند گذشته باشد. (به یک کبریت بزنید و آتش میسوزد؛ کبریت دیگر را به همین ترتیب بزنید و... شما این ایده را دریافت میکنید.) تکرارپذیری Reproducibility بخش چنان آشنای زندگی ماست که ما معمولاً حتی به آن فکر نمیکنیم. ما صرفاً نتایج ثابتی را به اکتact یک «قانون» طبیعی نسبت میدهیم که در همه زمانها یکسان عمل میکند. اسمولین فرض می کند که این قوانین عملا ممکن است در طول زمان به ظهور emerge برسند ، زیرا سیستم های کوانتومی رفتار سیستم های مشابه در گذشته را کپی می کنند.
یکی از راههای ممکن برای کشف عملا ظهور یافتگی emergence ، اجرای آزمایشی است که قبلاً هرگز انجام نشده است، بنابراین هیچ نسخه قبلی (یعنی سابقهای) برای کپی کردن آن وجود ندارد. چنین آزمایشی ممکن است شامل ایجاد یک سیستم کوانتومی بسیار پیچیده باشد که شامل اجزای بسیاری است که در یک حالت درهم تنیده جدید وجود دارند. اگر اصل تقدم درست باشد، پاسخ اولیه سیستم اساساً تصادفی random خواهد بود. با این حال، با تکرار آزمایش، اولویت ایجاد میشود و پاسخ باید قابل پیشبینی در تئوری باشد. اسمولین اذعان میکند: «سیستمی که در یونیورس باعث رویداد های مسبوق است، به سختی از نویز آزمایش های تجربی تشخیص داده میشود، اما غیرممکن نیست.»
اگرچه اصل تقدم می تواند در مقیاس اتمی انجام شود، تأثیر آن در کل سیستم و کیهان خواهد بود. این به ایده اسمولین برمی گردد که تفکر تقلیل گرایانه Reduction مقیاس کوچک راه اشتباهی برای حل معماهای بزرگ به نظر می رسد.
کار مشترک طرفداران دو دسته از نظریه های فیزیک، اگرچه مهم است، کافی نیست. چیزی که طرف مقابل میخواهد بداند و همان چیزی که همه ما میخواهیم بدانیم ، این است که چرا جهان به این شکل است. چرا زمان به جلو می رود و به عقب نمی رود؟ چگونه به اینجا ، به این قوانین و این یونیورس ، رسیدیم ؟
اسمولین از فقدان هر پاسخ منطقی برای این سؤالات میگوید : «فهم عمیق خاصی ، در درک ما از نظریه میدان کوانتومی وجود ندارد».
مانند کریگ هوگان، اسمولین کمتر نگران نتیجه آزمایشها است تا برنامه های بزرگتر جستجوی فکت های بنیادین!
برای اسمولین، این به این معناست که بتواند داستانی کامل و منسجم در مورد کیهان بگوید. این به معنای توانایی پیشبینی آزمایشها و همچنین توضیح ویژگیهای منحصربهفردی است که اتمها، سیارات، رنگینکمانها و انسانها را ساختهاند. در اینجا دوباره از انیشتین الهام می گیرد.
اسمولین می گوید: "درس نسبیت عام، بارها و بارها، پیروزی رابطه گرایی relationalism است. محتمل ترین راه برای دریافت پاسخ های بزرگ، درگیر شدن با یونیورس به عنوان یک کل است."
💢@higgs_field
قسمت هشتم
🔺اصل تقدم principle of precedence اسمولین به عنوان پاسخی به این سوال مطرح می شود که چرا پدیده های فیزیکی تکرارپذیر هستند. اگر آزمایشی را انجام دهید که قبلاً انجام شده است، انتظار دارید که نتیجه آن مانند گذشته باشد. (به یک کبریت بزنید و آتش میسوزد؛ کبریت دیگر را به همین ترتیب بزنید و... شما این ایده را دریافت میکنید.) تکرارپذیری Reproducibility بخش چنان آشنای زندگی ماست که ما معمولاً حتی به آن فکر نمیکنیم. ما صرفاً نتایج ثابتی را به اکتact یک «قانون» طبیعی نسبت میدهیم که در همه زمانها یکسان عمل میکند. اسمولین فرض می کند که این قوانین عملا ممکن است در طول زمان به ظهور emerge برسند ، زیرا سیستم های کوانتومی رفتار سیستم های مشابه در گذشته را کپی می کنند.
یکی از راههای ممکن برای کشف عملا ظهور یافتگی emergence ، اجرای آزمایشی است که قبلاً هرگز انجام نشده است، بنابراین هیچ نسخه قبلی (یعنی سابقهای) برای کپی کردن آن وجود ندارد. چنین آزمایشی ممکن است شامل ایجاد یک سیستم کوانتومی بسیار پیچیده باشد که شامل اجزای بسیاری است که در یک حالت درهم تنیده جدید وجود دارند. اگر اصل تقدم درست باشد، پاسخ اولیه سیستم اساساً تصادفی random خواهد بود. با این حال، با تکرار آزمایش، اولویت ایجاد میشود و پاسخ باید قابل پیشبینی در تئوری باشد. اسمولین اذعان میکند: «سیستمی که در یونیورس باعث رویداد های مسبوق است، به سختی از نویز آزمایش های تجربی تشخیص داده میشود، اما غیرممکن نیست.»
اگرچه اصل تقدم می تواند در مقیاس اتمی انجام شود، تأثیر آن در کل سیستم و کیهان خواهد بود. این به ایده اسمولین برمی گردد که تفکر تقلیل گرایانه Reduction مقیاس کوچک راه اشتباهی برای حل معماهای بزرگ به نظر می رسد.
کار مشترک طرفداران دو دسته از نظریه های فیزیک، اگرچه مهم است، کافی نیست. چیزی که طرف مقابل میخواهد بداند و همان چیزی که همه ما میخواهیم بدانیم ، این است که چرا جهان به این شکل است. چرا زمان به جلو می رود و به عقب نمی رود؟ چگونه به اینجا ، به این قوانین و این یونیورس ، رسیدیم ؟
اسمولین از فقدان هر پاسخ منطقی برای این سؤالات میگوید : «فهم عمیق خاصی ، در درک ما از نظریه میدان کوانتومی وجود ندارد».
مانند کریگ هوگان، اسمولین کمتر نگران نتیجه آزمایشها است تا برنامه های بزرگتر جستجوی فکت های بنیادین!
برای اسمولین، این به این معناست که بتواند داستانی کامل و منسجم در مورد کیهان بگوید. این به معنای توانایی پیشبینی آزمایشها و همچنین توضیح ویژگیهای منحصربهفردی است که اتمها، سیارات، رنگینکمانها و انسانها را ساختهاند. در اینجا دوباره از انیشتین الهام می گیرد.
اسمولین می گوید: "درس نسبیت عام، بارها و بارها، پیروزی رابطه گرایی relationalism است. محتمل ترین راه برای دریافت پاسخ های بزرگ، درگیر شدن با یونیورس به عنوان یک کل است."
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍2
💢 “What I cannot create, I do not understand.”
Richard Feynman's blackboard at time of his death,
15th February 1988.
💢@higgs_field
Richard Feynman's blackboard at time of his death,
15th February 1988.
💢@higgs_field
👍5