📌The universe is not symmetric !
Chapter ⁵
• با توجه به موفقیت بینظیر مدل استاندارد فیزیک ذرات در توصیف کیهانی که ما در آن زندگی میکنیم، طبیعی است که فیزیکدانان شروع به کشف ایده تحمیل تقارنهای اضافی و بررسی عواقب آن کنند که اگر در برخی از انرژیهای حتی بالاتر به وجود آید. ، ساختار متقارن تری نسبت به واقعیت کنونی به وجود خواهد آورد .
✓ دو مورد از محبوب ترین ایده ها عبارت بودند از:
• تحمیل یک تقارن چپ-راست، که در آن نوترینوهای راست دست/ پادنوترینوهای چپ دست و بارهای مغناطیسی (تک قطبی های مغناطیسی ) به همان اندازه نوترینوهای چپ دست / پادنوترینوهای راست دست و بارهای الکتریکی امروزی در همه جا وجود خواهند داشت . ( همانطور که از معادلات ماکسول میدانید در قسمت پیشین ، در طبیعت ما تنها دو قطبی الکترومغناطیسی وجود دارد و بار مغناطیسی که تک قطبی مغناطیسی است در طبیعت وجود ندارد)
• و یک تقارن واحد ، که در آن نیروهای ضعیف و قوی در دماهای بالاتر از متحد شدن نیروهای الکترومغناطیسی و ضعیف هسته ای یکپارچه می شوند: تقارنی که در مقیاس وحدت بزرگ grand unification به جای مقیاس الکتریکی ضعیف وجود دارد .
• هرچه جهان متقارن تر باشد، ساده تر می توانید آن را با عبارات ریاضی توصیف کنید. با وجود این تقارن ها در انرژی بالا جهان ما شلوغ و آشفته بنظر می رسد به این دلیل جهان امروز ما «messy شلوغ و آشفته » و «بیظرافت inelegant » به نظر میرسد، زیرا ما در انرژیهای پایین وجود داریم، و در جهان ما ، تقارنهای زیربنایی شکسته شدهاند.
• اما در حالت گرم، متراکم و پرانرژی کیهان اولیه، شاید جهان متقارن تر و ساده تر بود و این تقارن های اضافی عواقب فیزیکی شگفت انگیزی داشت.
« ذرات مدل استاندارد و همتایان ابرتقارنی (فرضی) hypothetical super symmetric آنها. این طیف از ذرات نتیجه اجتناب ناپذیر اتحاد چهار نیروی بنیادین در بستر تئوری ریسمان است، اما اگر نظریه ریسمان و ابرتقارن برای جهان ما صدق نکند ، این تصویر فقط یک کنجکاوی ریاضی است. (کلر دیوید)»
📌@higgs_field
Chapter ⁵
• با توجه به موفقیت بینظیر مدل استاندارد فیزیک ذرات در توصیف کیهانی که ما در آن زندگی میکنیم، طبیعی است که فیزیکدانان شروع به کشف ایده تحمیل تقارنهای اضافی و بررسی عواقب آن کنند که اگر در برخی از انرژیهای حتی بالاتر به وجود آید. ، ساختار متقارن تری نسبت به واقعیت کنونی به وجود خواهد آورد .
✓ دو مورد از محبوب ترین ایده ها عبارت بودند از:
• تحمیل یک تقارن چپ-راست، که در آن نوترینوهای راست دست/ پادنوترینوهای چپ دست و بارهای مغناطیسی (تک قطبی های مغناطیسی ) به همان اندازه نوترینوهای چپ دست / پادنوترینوهای راست دست و بارهای الکتریکی امروزی در همه جا وجود خواهند داشت . ( همانطور که از معادلات ماکسول میدانید در قسمت پیشین ، در طبیعت ما تنها دو قطبی الکترومغناطیسی وجود دارد و بار مغناطیسی که تک قطبی مغناطیسی است در طبیعت وجود ندارد)
• و یک تقارن واحد ، که در آن نیروهای ضعیف و قوی در دماهای بالاتر از متحد شدن نیروهای الکترومغناطیسی و ضعیف هسته ای یکپارچه می شوند: تقارنی که در مقیاس وحدت بزرگ grand unification به جای مقیاس الکتریکی ضعیف وجود دارد .
• هرچه جهان متقارن تر باشد، ساده تر می توانید آن را با عبارات ریاضی توصیف کنید. با وجود این تقارن ها در انرژی بالا جهان ما شلوغ و آشفته بنظر می رسد به این دلیل جهان امروز ما «messy شلوغ و آشفته » و «بیظرافت inelegant » به نظر میرسد، زیرا ما در انرژیهای پایین وجود داریم، و در جهان ما ، تقارنهای زیربنایی شکسته شدهاند.
• اما در حالت گرم، متراکم و پرانرژی کیهان اولیه، شاید جهان متقارن تر و ساده تر بود و این تقارن های اضافی عواقب فیزیکی شگفت انگیزی داشت.
« ذرات مدل استاندارد و همتایان ابرتقارنی (فرضی) hypothetical super symmetric آنها. این طیف از ذرات نتیجه اجتناب ناپذیر اتحاد چهار نیروی بنیادین در بستر تئوری ریسمان است، اما اگر نظریه ریسمان و ابرتقارن برای جهان ما صدق نکند ، این تصویر فقط یک کنجکاوی ریاضی است. (کلر دیوید)»
📌@higgs_field
Telegram
📎
.
🔺« من نمیدانم از نظر جهان، چگونه کسی هستم. اما از نظر خودم میپندارم که تنها مانند پسر کوچکی هستم که در ساحل به بازی مشغولم و گهگاه خودم را برای یافتن قطعهای سنگ صافتر و یا یک صدف قشنگتر از صدف معمولی به این طرف و آن طرف میبرم، در حالیکه اقیانوس بیکران از واقعیتهای ناشناخته در مقابل چشمان من گسترده شده است.»
✓ نیوتون
📌@higgs_field
🔺« من نمیدانم از نظر جهان، چگونه کسی هستم. اما از نظر خودم میپندارم که تنها مانند پسر کوچکی هستم که در ساحل به بازی مشغولم و گهگاه خودم را برای یافتن قطعهای سنگ صافتر و یا یک صدف قشنگتر از صدف معمولی به این طرف و آن طرف میبرم، در حالیکه اقیانوس بیکران از واقعیتهای ناشناخته در مقابل چشمان من گسترده شده است.»
✓ نیوتون
📌@higgs_field
❤6👍1
📌 دیاگرام فاینمن Feynman's diagram
• در اوایل دهه ۱۹۴۰، زمانی که ریچارد فاینمن هنوز دانشجوی دوره کارشناسی در دانشگاه پرینستون بود، تفسیر جدیدی درباره ماهیت پادماده ارائه داد. فاینمن هنگام تحقیق درباره الکترودینامیک کوانتومی (QED) متوجه شد که پادماده ای که با زمان به جلو حرکت می کند، از ماده معمولی که با زمان به عقب حرکت می کند، قابل تشخیص نیست.
• این کشف تفسیر کاملا جدید اما معادلی از پادماده را امکانپذیر ساخت. به عنوان مثال، اگر ما یک الکترون را در میدان الکتریکی به حرکت درآوریم، در جهتی، مثلا به طرف چپ حرکت می کند. اگر یک الکترون، با زمان به عقب می رفت، می بایستی به طرف راست حرکت کند. اما یک الکترون که به سمت راست حرکت کند، به نظر ما خواهد آمد که بار آن مثبت است، نه منفی. بنابراین، الکترونی که با زمان به عقب حرکت می کند، با پاد الکترونی که با زمان به جلو میرود، غیر قابل تشخیص است. ذراتی که با زمان به عقب میروند، تفسیر جدیدی از ← نمودارهای فاینمن ارائه میکنند. فرض کنیم که یک الکترون و یک پادالکترون در حال برخورد داریم که انرژی انفجار گونه ای آزاد میکنند. اگر ما پیکان پاد الکترون را ، مثل آنکه با زمان به عقب میرود عوض کنیم، میتوانیم تفسیر جدیدی از این نمودار ارائه دهیم. در تفسیر جدید، یک الکترون با زمان به جلو میرود، یک فوتون انرژی آزاد میکند و همان الکترون با زمان به عقب میرود.
📌@higgs_field
• در اوایل دهه ۱۹۴۰، زمانی که ریچارد فاینمن هنوز دانشجوی دوره کارشناسی در دانشگاه پرینستون بود، تفسیر جدیدی درباره ماهیت پادماده ارائه داد. فاینمن هنگام تحقیق درباره الکترودینامیک کوانتومی (QED) متوجه شد که پادماده ای که با زمان به جلو حرکت می کند، از ماده معمولی که با زمان به عقب حرکت می کند، قابل تشخیص نیست.
• این کشف تفسیر کاملا جدید اما معادلی از پادماده را امکانپذیر ساخت. به عنوان مثال، اگر ما یک الکترون را در میدان الکتریکی به حرکت درآوریم، در جهتی، مثلا به طرف چپ حرکت می کند. اگر یک الکترون، با زمان به عقب می رفت، می بایستی به طرف راست حرکت کند. اما یک الکترون که به سمت راست حرکت کند، به نظر ما خواهد آمد که بار آن مثبت است، نه منفی. بنابراین، الکترونی که با زمان به عقب حرکت می کند، با پاد الکترونی که با زمان به جلو میرود، غیر قابل تشخیص است. ذراتی که با زمان به عقب میروند، تفسیر جدیدی از ← نمودارهای فاینمن ارائه میکنند. فرض کنیم که یک الکترون و یک پادالکترون در حال برخورد داریم که انرژی انفجار گونه ای آزاد میکنند. اگر ما پیکان پاد الکترون را ، مثل آنکه با زمان به عقب میرود عوض کنیم، میتوانیم تفسیر جدیدی از این نمودار ارائه دهیم. در تفسیر جدید، یک الکترون با زمان به جلو میرود، یک فوتون انرژی آزاد میکند و همان الکترون با زمان به عقب میرود.
📌@higgs_field
Telegram
📎
❤2👍1
📌دیاگرام فاینمن
نیما ارکانی حامد و دونال اوکانل
بخش دوم
• برای شصت سال، نمودارهای فاینمن یک ابزار محاسباتی و مفهومی ضروری برای فیزیکدانان نظری theoretical Physicists بوده است که تلاشی برای تعمیق درک ما از نیروها و ذرات بنیادی طبیعت هستند.
• فیزیکدانان مختلفی از جمله فریمن دایسون در اواخر دهه 1940 و اوایل دهه 1950 تا نسل کنونی فیزیکدانان نظری در دانشکده علوم طبیعی، نقشی کلیدی را در توسعه استفاده از این دیاگرام ها ایفا کرده اند. اخیراً، دیاگرام های ارائهشده توسط نمودارهای فاینمن به روشهای جدید قدرتمندی منجر شده که توانایی ما را برای درک برخوردهای ذرات بنیادی که در برخورددهنده بزرگ هادرون (LHC) ، متحول گردد .
• در عین حال، این دیاگرام ها نظریهپردازان مؤسسه را بر آن داشت تا ترسیم رویداد های معمولی فیزیک که در ابعاد فضا و زمان فرموله شده را صراحتا بدون در نظر گرفتن تئوری فضازمانی ،بازنویشی کنند . ( تفاسیری که از دیاگرام فاینمن میشود ، برای مثال میتوان پاد ذره را ذره ای تصور کرد که در زمان به عقب میرود )
• حکایت این پیشرفتها یکی از مبرمترین مسائل عملی ست که فیزیک نظری ذرات را با بینشی ژرف به تئوری تار [ ریسمان] string theory مرتبط میکند .
• تفسیر های دیاگرام فاینمن ، به همان میزان که اکنون به نظر می رسد ، شگفت انگیز است، ریچارد فاینمن برای اولین بار نمودارهای خود را در جلسه ای در هتل پوکونو در بهار سال 1948 معرفی کرد، و از سوی فیزیکدانان حاضر، از جمله جی. رابرت اوپنهایمر، مدیر وقت دانشکده، و برگزارکنندگان جلسه، و تعدادی از اعضای آن زمان مؤسسه مذکور، از جمله نیلز بور و پل دیراک ، مورد استقبال قرار نگرفت.
• رویداد اصلی جلسه، که موضوع آن نحوه محاسبه کمیت های قابل مشاهده در الکترودینامیک کوانتومی بود، یک سخنرانی هشت ساعته توسط جولیان شوینگر از هاروارد ، که تجزیه و تحلیل خوب او از محاسبات مفهومی مکانیک کوانتومی بود . در سوی دیگر این نشست ، فاینمن برای توضیح قواعد و منشأ نمودارهای خود که از تصاویر ساده به جای معادلات پیچیده برای توصیف برهمکنش های ذرات ، که به دامنههای پراکندگی نیز معروف است، تلاش میکرد.
• فریمن دایسون freeman dyson بیست و چهار ساله که در پایان تابستان 1948 از سانفرانسیسکو به پرینستون سفر کرده بود، به تازگی به عضویت این موسسه درآمده بود. پیش از این، در ماه ژوئن، دایسون یک سفر جاده ای چهار روزه به آلبوکرکی را با فاینمن که سال قبل با او در کرنل ملاقات کرده بود، را آغاز کرده بود . سپس پنج هفته را در اردوی تابستانی در دانشگاه میشیگان در ان-آربور ann arbor گذراند، جایی که شوینگر سخنرانی های مفصلی در مورد نظریه خود ارائه کرد. دایسون از این فرصتها استفاده کرده بود تا با فاینمن و شوینگر به طور طولانی صحبت کند و وقتی اتوبوس در حال عبور از نبراسکا بود، دایسون شروع به تطبیق تصاویر فاینمن و معادلات شوینگر با هم کرد. دایسون در کتاب زندگینامهی خود با نام آشفتگی کیهان توضیح میدهد: «فاینمن و شوینگر فقط به مجموعهای از ایدهها از دو طرف متفاوت نگاه میکردند. با کنار هم قرار دادن روشهای آنها، میتوان یک نظریه الکترودینامیک کوانتومی داشت که دقت ریاضی شوینگر را با انعطافپذیری عملی فاینمن ترکیب میکرد. دایسون این ایدهها را با ایدههای یک فیزیکدان ژاپنی، شینیچیرو توموناگا، که مقالهاش را دوست دایسون ، هانس بته در کرنل به او منتقل کرده بود، ترکیب کرد تا در حین حرکت اتوبوس، مقاله اصلی «تئوری تابش توموناگا، شوینگر و فاینمن» را ترسیم کند. از طریق غرب میانه این اثر که در «Physical Review» در سال 1949 منتشر شد، دورانی را در فیزیک رقم زد.
📌@higgs_field
نیما ارکانی حامد و دونال اوکانل
بخش دوم
• برای شصت سال، نمودارهای فاینمن یک ابزار محاسباتی و مفهومی ضروری برای فیزیکدانان نظری theoretical Physicists بوده است که تلاشی برای تعمیق درک ما از نیروها و ذرات بنیادی طبیعت هستند.
• فیزیکدانان مختلفی از جمله فریمن دایسون در اواخر دهه 1940 و اوایل دهه 1950 تا نسل کنونی فیزیکدانان نظری در دانشکده علوم طبیعی، نقشی کلیدی را در توسعه استفاده از این دیاگرام ها ایفا کرده اند. اخیراً، دیاگرام های ارائهشده توسط نمودارهای فاینمن به روشهای جدید قدرتمندی منجر شده که توانایی ما را برای درک برخوردهای ذرات بنیادی که در برخورددهنده بزرگ هادرون (LHC) ، متحول گردد .
• در عین حال، این دیاگرام ها نظریهپردازان مؤسسه را بر آن داشت تا ترسیم رویداد های معمولی فیزیک که در ابعاد فضا و زمان فرموله شده را صراحتا بدون در نظر گرفتن تئوری فضازمانی ،بازنویشی کنند . ( تفاسیری که از دیاگرام فاینمن میشود ، برای مثال میتوان پاد ذره را ذره ای تصور کرد که در زمان به عقب میرود )
• حکایت این پیشرفتها یکی از مبرمترین مسائل عملی ست که فیزیک نظری ذرات را با بینشی ژرف به تئوری تار [ ریسمان] string theory مرتبط میکند .
• تفسیر های دیاگرام فاینمن ، به همان میزان که اکنون به نظر می رسد ، شگفت انگیز است، ریچارد فاینمن برای اولین بار نمودارهای خود را در جلسه ای در هتل پوکونو در بهار سال 1948 معرفی کرد، و از سوی فیزیکدانان حاضر، از جمله جی. رابرت اوپنهایمر، مدیر وقت دانشکده، و برگزارکنندگان جلسه، و تعدادی از اعضای آن زمان مؤسسه مذکور، از جمله نیلز بور و پل دیراک ، مورد استقبال قرار نگرفت.
• رویداد اصلی جلسه، که موضوع آن نحوه محاسبه کمیت های قابل مشاهده در الکترودینامیک کوانتومی بود، یک سخنرانی هشت ساعته توسط جولیان شوینگر از هاروارد ، که تجزیه و تحلیل خوب او از محاسبات مفهومی مکانیک کوانتومی بود . در سوی دیگر این نشست ، فاینمن برای توضیح قواعد و منشأ نمودارهای خود که از تصاویر ساده به جای معادلات پیچیده برای توصیف برهمکنش های ذرات ، که به دامنههای پراکندگی نیز معروف است، تلاش میکرد.
• فریمن دایسون freeman dyson بیست و چهار ساله که در پایان تابستان 1948 از سانفرانسیسکو به پرینستون سفر کرده بود، به تازگی به عضویت این موسسه درآمده بود. پیش از این، در ماه ژوئن، دایسون یک سفر جاده ای چهار روزه به آلبوکرکی را با فاینمن که سال قبل با او در کرنل ملاقات کرده بود، را آغاز کرده بود . سپس پنج هفته را در اردوی تابستانی در دانشگاه میشیگان در ان-آربور ann arbor گذراند، جایی که شوینگر سخنرانی های مفصلی در مورد نظریه خود ارائه کرد. دایسون از این فرصتها استفاده کرده بود تا با فاینمن و شوینگر به طور طولانی صحبت کند و وقتی اتوبوس در حال عبور از نبراسکا بود، دایسون شروع به تطبیق تصاویر فاینمن و معادلات شوینگر با هم کرد. دایسون در کتاب زندگینامهی خود با نام آشفتگی کیهان توضیح میدهد: «فاینمن و شوینگر فقط به مجموعهای از ایدهها از دو طرف متفاوت نگاه میکردند. با کنار هم قرار دادن روشهای آنها، میتوان یک نظریه الکترودینامیک کوانتومی داشت که دقت ریاضی شوینگر را با انعطافپذیری عملی فاینمن ترکیب میکرد. دایسون این ایدهها را با ایدههای یک فیزیکدان ژاپنی، شینیچیرو توموناگا، که مقالهاش را دوست دایسون ، هانس بته در کرنل به او منتقل کرده بود، ترکیب کرد تا در حین حرکت اتوبوس، مقاله اصلی «تئوری تابش توموناگا، شوینگر و فاینمن» را ترسیم کند. از طریق غرب میانه این اثر که در «Physical Review» در سال 1949 منتشر شد، دورانی را در فیزیک رقم زد.
📌@higgs_field
Telegram
📎
👍5
🟣 میدان هیگز
توجه زیادی به جستجو و کشف بوزون هیگز شده است، که به عنوان مکانیسم بروت-انگلرت-هیگز Brout-Englert-Higgs (BEH) شناخته شده است که بواسطه ی آن ذرات بنیادی جرم به دست می آورند. این تئوری فضا را متشکل از میدان هیگز تصور می کند و پیشنهاد می کند که ذرات بنیادی مانند لپتون ها و کوارک ها جرم خود را از تعامل با میدان هیگز به دست می آورند. جرم بزرگتر برای یک ذره به این معنی است که آن ذره برهمکنش قوی تری با میدان هیگز دارد. مطالعات رابطه خطی جرم ذرات را با قدرت برهمکنش با میدان هیگز نشان میدهد.
این بدان معنا نیست که ذرات مرکب (هادرون ها) تمام جرم خود را از برهمکنش میدان هیگز به دست می آورند - بخش عمده ای از جرم هادرون مانند پروتون از برهمکنش های نیروی قوی ناشی می شود.
انواع مختلفی از میدان ها مانند میدان های الکتریکی و میدان های مغناطیسی وجود دارد و می توان تصور کرد که در فاصله بسیار زیادی از منابع این میدان ها، مقادیر آنها به صفر نزدیک می شود. اما شان کارول میدان هیگز را " از صفر رها شده stuck away from zero " توصیف می کند. تمام فضا تحت نفوذ این میدان دیده می شود که مقداری غیر صفر دارد.
کارول این مقدار میدان حالت پایه را 246 GeV بیان می کند.
این مقدار "مقدار چشم داشتی خلاء Vev" میدان هیگز نامیده می شود. "بوزون هیگز - ذره ای که در LHC کشف شد - یک ارتعاش در آن میدان حول مقدار متوسط آن است." میدان هیگز "فضا را پر می کند، تقارن ها را می شکند، به سایر ذرات مدل استاندارد جرم و هویت می بخشد."
ایده های تقارن و شکستن تقارن در این میدان به راحتی توضیح داده نمی شوند. برای برهمکنش ضعیف، ما بوزون های W+، W- و Z را داریم با این جمله که بوزون هیگز خود چهارمین عضو یک کوارتت quartet (چارگانه) بوزونی است.
گفته می شود که در حدود :
10-¹²
ثانیه پس از مهبانگ big bang ، یک شکست تقارن خود به خود از حالتی رخ داد که در آن هر چهار بوزون بدون جرم بودند و با سرعت نور (یعنی متقارن) حرکت می کردند. تعامل با میدان هیگز به آنها جرم و هویت متمایز بخشید .
میدان هیگز بهعنوان منشأ اصلی ساختار ماده آنطور که ما میشناسیم حیاتی است. چنین مادهای از اتمهایی با هستههای ریز تشکیل شده است که توسط مناطق بسیار بزرگتری از فضا که توسط الکترونهای اتم تعیین میشود احاطه شدهاند. ماده معمولی شامل عناصر جدول تناوبی فقط از سه نوع فرمیون، الکترون و کوارک های بالا و پایین تشکیل شده است. آنها مسئول تفاوت بزرگ در مقیاس بین هسته و اتم هستند. از نظر مکانیکی کوانتومی، الکترون را می توان یک بسته موجی wave packet در نظر گرفت که جرم نسبتاً کوچک خود را با برهمکنش با میدان هیگز به دست می آورد. انرژی جرم کوچک به مولفه طول موج نسبتا طولانی تبدیل می شود، بنابراین بسته در فضا پخش می شود. این یک اندازه نسبتا بزرگ به اتم به عنوان یک سیستم می دهد. کوارکهای بالا و پایین که پروتونها و نوترونها را در هسته میسازند، از برهمکنش قویتر با میدان هیگز، جرم نسبتاً بزرگتری دارند.
و مولفهی طول موج بسته های موج ، مکانیک کوانتومی آنها (کوارک ها) بسیار کوچکتر (از الکترون ها) است. این بسته ها هسته را به عنوان یک موجود بسیار کوچکتر از اتم تشکیل می دهند. این رویکرد با در نگر داشتن مقیاس هسته و اتم باید با بحث محصور شدن ذرات و اصل عدم قطعیت مقایسه و بررسی می شود.
🆔 @phys_Q
توجه زیادی به جستجو و کشف بوزون هیگز شده است، که به عنوان مکانیسم بروت-انگلرت-هیگز Brout-Englert-Higgs (BEH) شناخته شده است که بواسطه ی آن ذرات بنیادی جرم به دست می آورند. این تئوری فضا را متشکل از میدان هیگز تصور می کند و پیشنهاد می کند که ذرات بنیادی مانند لپتون ها و کوارک ها جرم خود را از تعامل با میدان هیگز به دست می آورند. جرم بزرگتر برای یک ذره به این معنی است که آن ذره برهمکنش قوی تری با میدان هیگز دارد. مطالعات رابطه خطی جرم ذرات را با قدرت برهمکنش با میدان هیگز نشان میدهد.
این بدان معنا نیست که ذرات مرکب (هادرون ها) تمام جرم خود را از برهمکنش میدان هیگز به دست می آورند - بخش عمده ای از جرم هادرون مانند پروتون از برهمکنش های نیروی قوی ناشی می شود.
انواع مختلفی از میدان ها مانند میدان های الکتریکی و میدان های مغناطیسی وجود دارد و می توان تصور کرد که در فاصله بسیار زیادی از منابع این میدان ها، مقادیر آنها به صفر نزدیک می شود. اما شان کارول میدان هیگز را " از صفر رها شده stuck away from zero " توصیف می کند. تمام فضا تحت نفوذ این میدان دیده می شود که مقداری غیر صفر دارد.
کارول این مقدار میدان حالت پایه را 246 GeV بیان می کند.
این مقدار "مقدار چشم داشتی خلاء Vev" میدان هیگز نامیده می شود. "بوزون هیگز - ذره ای که در LHC کشف شد - یک ارتعاش در آن میدان حول مقدار متوسط آن است." میدان هیگز "فضا را پر می کند، تقارن ها را می شکند، به سایر ذرات مدل استاندارد جرم و هویت می بخشد."
ایده های تقارن و شکستن تقارن در این میدان به راحتی توضیح داده نمی شوند. برای برهمکنش ضعیف، ما بوزون های W+، W- و Z را داریم با این جمله که بوزون هیگز خود چهارمین عضو یک کوارتت quartet (چارگانه) بوزونی است.
گفته می شود که در حدود :
10-¹²
ثانیه پس از مهبانگ big bang ، یک شکست تقارن خود به خود از حالتی رخ داد که در آن هر چهار بوزون بدون جرم بودند و با سرعت نور (یعنی متقارن) حرکت می کردند. تعامل با میدان هیگز به آنها جرم و هویت متمایز بخشید .
میدان هیگز بهعنوان منشأ اصلی ساختار ماده آنطور که ما میشناسیم حیاتی است. چنین مادهای از اتمهایی با هستههای ریز تشکیل شده است که توسط مناطق بسیار بزرگتری از فضا که توسط الکترونهای اتم تعیین میشود احاطه شدهاند. ماده معمولی شامل عناصر جدول تناوبی فقط از سه نوع فرمیون، الکترون و کوارک های بالا و پایین تشکیل شده است. آنها مسئول تفاوت بزرگ در مقیاس بین هسته و اتم هستند. از نظر مکانیکی کوانتومی، الکترون را می توان یک بسته موجی wave packet در نظر گرفت که جرم نسبتاً کوچک خود را با برهمکنش با میدان هیگز به دست می آورد. انرژی جرم کوچک به مولفه طول موج نسبتا طولانی تبدیل می شود، بنابراین بسته در فضا پخش می شود. این یک اندازه نسبتا بزرگ به اتم به عنوان یک سیستم می دهد. کوارکهای بالا و پایین که پروتونها و نوترونها را در هسته میسازند، از برهمکنش قویتر با میدان هیگز، جرم نسبتاً بزرگتری دارند.
و مولفهی طول موج بسته های موج ، مکانیک کوانتومی آنها (کوارک ها) بسیار کوچکتر (از الکترون ها) است. این بسته ها هسته را به عنوان یک موجود بسیار کوچکتر از اتم تشکیل می دهند. این رویکرد با در نگر داشتن مقیاس هسته و اتم باید با بحث محصور شدن ذرات و اصل عدم قطعیت مقایسه و بررسی می شود.
🆔 @phys_Q
👍2
💢 تنها بمان؛ تنهایی شانس درک شگفتیِ جستجوی حقیقت را به تو هدیه خواهد کرد. شانس درک یک جستجوی مقدس. جستجویی که زندگیتان را ارزشمند خواهد ساخت .
✓ آلبرت انیشتین
💢@higgs_field
✓ آلبرت انیشتین
💢@higgs_field
❤4🔥2👎1
کوانتوم مکانیک🕊
🟣 میدان هیگز توجه زیادی به جستجو و کشف بوزون هیگز شده است، که به عنوان مکانیسم بروت-انگلرت-هیگز Brout-Englert-Higgs (BEH) شناخته شده است که بواسطه ی آن ذرات بنیادی جرم به دست می آورند. این تئوری فضا را متشکل از میدان هیگز تصور می کند و پیشنهاد می کند…
.
🔺طول موج Wave length که با لامبدا بیان میشود رابطه ی عکس با بسامد دارد .
تغییر مولفه های الکتریکی و مغناطیسی متناسب با زمان است و هر T ثانیه با الگوی یک موج سینوسی تکرار می شوند.
اندیس T را دوره تناوب می نامیم ، مدت زمانی است که یک موج سینوسی از زاویه 0 حرکت کرده و به 2π میرسد و عینا تکرار میشود .
رابطه دوره تناوب T با فرکانس برابر است با
T = 1/f
حرکت زاویه ای متناسب با زمان است . و مستقل از سرعت ثابت نور c است . مدت زمانی که موج سینوسی یک دور کامل میزند T و فاصله ای که این موج در مدت زمان T حرکت می کند λ است .
λ=c/f
در مطالعه مکانیسم هیگز این مهم را در نظر بگیرید.
📌@higgs_field
🔺طول موج Wave length که با لامبدا بیان میشود رابطه ی عکس با بسامد دارد .
تغییر مولفه های الکتریکی و مغناطیسی متناسب با زمان است و هر T ثانیه با الگوی یک موج سینوسی تکرار می شوند.
اندیس T را دوره تناوب می نامیم ، مدت زمانی است که یک موج سینوسی از زاویه 0 حرکت کرده و به 2π میرسد و عینا تکرار میشود .
رابطه دوره تناوب T با فرکانس برابر است با
T = 1/f
حرکت زاویه ای متناسب با زمان است . و مستقل از سرعت ثابت نور c است . مدت زمانی که موج سینوسی یک دور کامل میزند T و فاصله ای که این موج در مدت زمان T حرکت می کند λ است .
λ=c/f
در مطالعه مکانیسم هیگز این مهم را در نظر بگیرید.
📌@higgs_field
👍4🔥1
⭕️ #شایعه
فرازمینی بودن مومیایی سهانگشتی نازکا
#بررسی فکت نامه
https://telegra.ph/factnameh-fact-checks-nazka-3finger-mummies-2022-02-01
و همچنین بخوانید
t.me/FarazTed/13577
و در باره نقشهای بیابانهای نازکا در پرو
t.me/FarazTed/13767
@FarazTed
فرازمینی بودن مومیایی سهانگشتی نازکا
#بررسی فکت نامه
https://telegra.ph/factnameh-fact-checks-nazka-3finger-mummies-2022-02-01
و همچنین بخوانید
t.me/FarazTed/13577
و در باره نقشهای بیابانهای نازکا در پرو
t.me/FarazTed/13767
@FarazTed
Telegraph
یا مومیاییهای سهانگشتی نازکا، فرازمینی هستند؟
لینک مطلب در سایت فکتنامه این گزارش به درخواست یکی از مخاطبان فکتنامه نوشته شده که از ما خواسته صحت و سقم تصاویری درباره «مومیاییهای فرازمینی» را بررسی کنیم. شایعه کشف مومیاییهای فرازمینی در معبد نازکا، موضوع تازهای نیست. در روزهای پایانی اسفند ۱۳۹۶…
.
🔺'We will first understand how simple the universe is when we recognize how strange it is.'
✓ وقتی برای نخسین بار به سادگی عالم پی می بریم ،متوجه شگفتی آن می شویم .
-John Archibald Wheeler
📌@higgs_field
🔺'We will first understand how simple the universe is when we recognize how strange it is.'
✓ وقتی برای نخسین بار به سادگی عالم پی می بریم ،متوجه شگفتی آن می شویم .
-John Archibald Wheeler
📌@higgs_field
👍1
.
🔺آمار تعداد مبتلایان، فوتیها و بهبودیافتگان کرونا در ایران در ۲۴ ساعت گذشته اعلام شد. از دیروز تا امروز ۱۱ بهمن ماه ۱۴۰۰ و بر اساس معیارهای قطعی تشخیصی، ۲۸ هزار و ۹۹۵ بیمار جدید مبتلا به کووید۱۹ در کشور شناسایی شد که یک هزار و ۵۸۴ نفر از آنها بستری شدند.
متأسفانه در طول ۲۴ ساعت گذشته، ۳۰ بیمار کووید ۱۹ جان خود را از دست دادند و مجموع جان باختگان این بیماری به ۱۳۲ هزار و ۴۵۴ نفر رسید.
در حال حاضر ۱۵ شهرستان در وضعیت قرمز، ۶۱ شهرستان در وضعیت نارنجی، ۲۷۴ شهرستان در وضعیت زرد و ۹۸ شهرستان در وضعیت آبی قرار دارند.
منبع : ایمنا
(آمار برای دیروز است ، رعایت کنید لطفا)
🔺آمار تعداد مبتلایان، فوتیها و بهبودیافتگان کرونا در ایران در ۲۴ ساعت گذشته اعلام شد. از دیروز تا امروز ۱۱ بهمن ماه ۱۴۰۰ و بر اساس معیارهای قطعی تشخیصی، ۲۸ هزار و ۹۹۵ بیمار جدید مبتلا به کووید۱۹ در کشور شناسایی شد که یک هزار و ۵۸۴ نفر از آنها بستری شدند.
متأسفانه در طول ۲۴ ساعت گذشته، ۳۰ بیمار کووید ۱۹ جان خود را از دست دادند و مجموع جان باختگان این بیماری به ۱۳۲ هزار و ۴۵۴ نفر رسید.
در حال حاضر ۱۵ شهرستان در وضعیت قرمز، ۶۱ شهرستان در وضعیت نارنجی، ۲۷۴ شهرستان در وضعیت زرد و ۹۸ شهرستان در وضعیت آبی قرار دارند.
منبع : ایمنا
(آمار برای دیروز است ، رعایت کنید لطفا)
😢2👎1
📌The universe is not symmetric !
Chapter ⁶
🔺به محض اینکه این ایده ها مورد توجه قرار گرفتند، ساختن نسخه ای از طبیعت که تا حد امکان متقارن، ساده و ظریف باشد، از نظر تئوری بسیار وسوسه انگیز شد. چرا در تحمیل تقارن های چپ-راست [دست] یا متحد کردن نیروی الکترو-ضعیف با نیروی هسته ای قوی متوقف شویم؟
• می توانیم یک تقارن اضافی نیز اعمال کنیم: یکی بین فرمیون ها (که ذرات بنیادی با اسپین نیمه صحیح هستند، به عنوان مثال، 1/2 ±، 3/2 ±، 5/2 ±، و غیره) و بوزون ها (ذرات بنیادی با اسپین صحیح، به عنوان مثال، 0، ± 1، ± 2، و غیره) که آنها را در وضعیت یکسان قرار می دهد (خلاف فرمیون ها که از اصل طرد پائولی تبعیت می کنند) . این ایده منجر به ابرتقارن super symmetry ، یکی از بزرگترین ایدههای فیزیک بنیادی مدرن میشود.
• شما میتوانید گروههای ریاضی بزرگتری را برای گسترش مدل استاندارد بکار ببرید ، که منجر به مدلهایی شود که هم دارای تقارن چپ به راست هستند و هم سه نیروی کوانتومی را با هم متحد میکنند.
• یا می توانید فراتر بروید و سعی کنید گرانش را در ترکیب قرار دهید، و تمام نیروهای طبیعت را با هم در یک ساختار بزرگ ریاضیاتی متحد کنید: ایده اصلی نظریه ریسمان.
• هر چه بخواهید تقارن های بیشتری را تحمیل کنید، ساختار ریاضی کیهان ساده تر و ظریف تر به نظر می رسد.
«ایده متحد سازی unification معتقد است که هر سه نیروی مدل استاندارد، و شاید حتی گرانش در انرژی های بالاتر، در یک چارچوب واحد با هم متحد بوده اند . این ایده، اگرچه محبوب و از نظر ریاضی متقاعد کننده است، اما هیچ مدرک مستقیمی در حمایت از ارتباط آن با واقعیت ندارد. (ABCC استرالیا، 2015) »
📌@higgs_field
Chapter ⁶
🔺به محض اینکه این ایده ها مورد توجه قرار گرفتند، ساختن نسخه ای از طبیعت که تا حد امکان متقارن، ساده و ظریف باشد، از نظر تئوری بسیار وسوسه انگیز شد. چرا در تحمیل تقارن های چپ-راست [دست] یا متحد کردن نیروی الکترو-ضعیف با نیروی هسته ای قوی متوقف شویم؟
• می توانیم یک تقارن اضافی نیز اعمال کنیم: یکی بین فرمیون ها (که ذرات بنیادی با اسپین نیمه صحیح هستند، به عنوان مثال، 1/2 ±، 3/2 ±، 5/2 ±، و غیره) و بوزون ها (ذرات بنیادی با اسپین صحیح، به عنوان مثال، 0، ± 1، ± 2، و غیره) که آنها را در وضعیت یکسان قرار می دهد (خلاف فرمیون ها که از اصل طرد پائولی تبعیت می کنند) . این ایده منجر به ابرتقارن super symmetry ، یکی از بزرگترین ایدههای فیزیک بنیادی مدرن میشود.
• شما میتوانید گروههای ریاضی بزرگتری را برای گسترش مدل استاندارد بکار ببرید ، که منجر به مدلهایی شود که هم دارای تقارن چپ به راست هستند و هم سه نیروی کوانتومی را با هم متحد میکنند.
• یا می توانید فراتر بروید و سعی کنید گرانش را در ترکیب قرار دهید، و تمام نیروهای طبیعت را با هم در یک ساختار بزرگ ریاضیاتی متحد کنید: ایده اصلی نظریه ریسمان.
• هر چه بخواهید تقارن های بیشتری را تحمیل کنید، ساختار ریاضی کیهان ساده تر و ظریف تر به نظر می رسد.
«ایده متحد سازی unification معتقد است که هر سه نیروی مدل استاندارد، و شاید حتی گرانش در انرژی های بالاتر، در یک چارچوب واحد با هم متحد بوده اند . این ایده، اگرچه محبوب و از نظر ریاضی متقاعد کننده است، اما هیچ مدرک مستقیمی در حمایت از ارتباط آن با واقعیت ندارد. (ABCC استرالیا، 2015) »
📌@higgs_field
Telegram
📎
📌grand unification , symmetry
Chapter ¹
🔺Electroweak Unification
• کشف ذرات W و Z، بوزونهای برداری واسطه (میانجی) ، در سال 1983، تأیید تجربی ذراتی را به همراه داشت که پیشبینی آنها قبلاً به جایزه نوبل اعطا شده به واینبرگ، سلام و گلاشو در سال 1979 کمک کرده بود. فوتون، ذرهای که در برهمکنش الکترومغناطیسی دخیل است، همراه با بوزون های W و Z قطعات لازم را برای یکسان کردن برهمکنشهای ضعیف و الکترومغناطیسی فراهم میکنند. بوزون های W و Z به ترتیب با جرم هایی در حدود 80 و 90 گیگا الکترون ولت پر جرم ترین ذرات برهمکنش بودند در حالی در حالی که فوتون بدون جرم است.
• تفاوت در جرم ها به شکست خود به خودی تقارن spontaneous symmetry breaking در هنگام سرد شدن جهان داغ نسبت داده شده است .
• این تئوری نشان میدهد که در دماهای بسیار بالا که انرژی حرارتی معادل با بیش از 100 گیگا الکترون ولت GeV، این ذرات اساساً یکسان هستند و برهمکنشهای ضعیف و الکترومغناطیسی ، هر دو مظاهر یک نیروی واحدند .
• تئوری های اولیه دهه 1960 پیشنهاد کردند که همه این ذرات تبادلی باید بدون جرم باشند. در سال 1964 تلاشهای نظری رابرت بروت و فرانسوا انگلرت در بروکسل و پیتر هیگز در دانشگاه ادینبورگ منجر به ایجاد مکانیزمی شد که به موجب آن میتوان به ذرات بنیادین جرم بخشید و در عین حال ساز و کار برهمکنشهای اصلی شان را حفظ کرد.
• مکانیسم بروت-انگلرت-هیگز (BEH) از ویژگی های یک میدان (میدان هیگز) برای شکستن تقارن استفاده کرد، اما ذره پرجرم دیگری به نام بوزون هیگز را نیز با بیان نظری در بولتن اطلس atlas پیش بینی می کرد: "بوزون هیگز تبدیل به پرطرفدارترین ذره در تمام فیزیک ذرات خواهد شد."
گام بعدی گنجاندن تعامل قوی در چیزی است که یکپارچگی بزرگ grand unification نامیده می شود.
📌@higgs_field
Chapter ¹
🔺Electroweak Unification
• کشف ذرات W و Z، بوزونهای برداری واسطه (میانجی) ، در سال 1983، تأیید تجربی ذراتی را به همراه داشت که پیشبینی آنها قبلاً به جایزه نوبل اعطا شده به واینبرگ، سلام و گلاشو در سال 1979 کمک کرده بود. فوتون، ذرهای که در برهمکنش الکترومغناطیسی دخیل است، همراه با بوزون های W و Z قطعات لازم را برای یکسان کردن برهمکنشهای ضعیف و الکترومغناطیسی فراهم میکنند. بوزون های W و Z به ترتیب با جرم هایی در حدود 80 و 90 گیگا الکترون ولت پر جرم ترین ذرات برهمکنش بودند در حالی در حالی که فوتون بدون جرم است.
• تفاوت در جرم ها به شکست خود به خودی تقارن spontaneous symmetry breaking در هنگام سرد شدن جهان داغ نسبت داده شده است .
• این تئوری نشان میدهد که در دماهای بسیار بالا که انرژی حرارتی معادل با بیش از 100 گیگا الکترون ولت GeV، این ذرات اساساً یکسان هستند و برهمکنشهای ضعیف و الکترومغناطیسی ، هر دو مظاهر یک نیروی واحدند .
• تئوری های اولیه دهه 1960 پیشنهاد کردند که همه این ذرات تبادلی باید بدون جرم باشند. در سال 1964 تلاشهای نظری رابرت بروت و فرانسوا انگلرت در بروکسل و پیتر هیگز در دانشگاه ادینبورگ منجر به ایجاد مکانیزمی شد که به موجب آن میتوان به ذرات بنیادین جرم بخشید و در عین حال ساز و کار برهمکنشهای اصلی شان را حفظ کرد.
• مکانیسم بروت-انگلرت-هیگز (BEH) از ویژگی های یک میدان (میدان هیگز) برای شکستن تقارن استفاده کرد، اما ذره پرجرم دیگری به نام بوزون هیگز را نیز با بیان نظری در بولتن اطلس atlas پیش بینی می کرد: "بوزون هیگز تبدیل به پرطرفدارترین ذره در تمام فیزیک ذرات خواهد شد."
گام بعدی گنجاندن تعامل قوی در چیزی است که یکپارچگی بزرگ grand unification نامیده می شود.
📌@higgs_field
Telegram
📎
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
.
📌The universe is not symmetric !
Chapter ¹- https://t.me/higgs_field/5786
Chapter ²- https://t.me/higgs_field/5797
Chapter ³ - https://t.me/higgs_field/5804
Chapter ⁴ - https://t.me/higgs_field/5816
Chapter ⁵ - https://t.me/higgs_field/5831
Chapter ⁶ - https://t.me/higgs_field/5842
📌The universe is not symmetric !
Chapter ¹- https://t.me/higgs_field/5786
Chapter ²- https://t.me/higgs_field/5797
Chapter ³ - https://t.me/higgs_field/5804
Chapter ⁴ - https://t.me/higgs_field/5816
Chapter ⁵ - https://t.me/higgs_field/5831
Chapter ⁶ - https://t.me/higgs_field/5842
📌دیاگرام فاینمن
نیما ارکانی حامد و دونال اوکانل
بخش سوم
• هنگامی که فاینمن، شوینگر و توموناگا در سال 1965 جایزه نوبل فیزیک را به خاطر مشارکتشان در توسعه و بهبود تئوری الکترودینامیک کوانتومی دریافت کردند، دایسون قوانین آنرا استخراج کرد و دستورالعمل هایی را در مورد نحوه ترسیم نمودارهای فاینمن و نحوه ترسیم آنها ارائه کرد. و عبارات ریاضی را به دیاگرام های ترسیمی فاینمن مرتبط کرد . علاوه بر این، او فیزیکدانان دیگر را برای استفاده از نمودارها در اواخر دهه 1940 و 1950 آموزش داد و مؤسسه را به کانون فعالیت در این زمینه تبدیل کرد. به گفته دیوید کایزر از انستیتو فناوری ماساچوست، نویسنده کتاب تئوری ترسیم های مجزا درباره گسترش نمودارهای فاینمن در فیزیک پس از جنگ: «نمودارهای فاینمن با مقاله فوق دکتری cascade emanating در موسسه مطالعات پیشرفته ، در سراسر ایالات متحده گسترش یافت»
• نمودارهای فاینمن ابزارهای قدرتمندی هستند زیرا تصویری شفاف برای برهمکنشهای ذرات در فضازمان و مجموعهای از قوانین برای محاسبه دامنههای پراکندگی که این برهمکنشها را توصیف میکند ارائه میکنند که کاملاً با قوانین مکانیک کوانتومی و نسبیت خاص سازگار است. این قوانین به هر فرآیندی که شامل پراکندگی ذرات است اجازه میدهد به مجموعهای از نمودارها تبدیل شود که نشاندهنده تمام احتمالات در برخورد دهنده است . هر یک از این نمودارها مربوط به یک عبارت ریاضی خاص است که می تواند ارزیابی شود. توصیف دقیق فرآیند پراکندگی شامل جمع آوری بی نهایت احتمالات نموداری است. اما در الکترودینامیک کوانتومی، یک سادهسازی در نظر است : چون بار الکتریکی یک عدد کوچک است، هر چه در یک نمودار برهمکنشهای بیشتری داشته باشیم، سهم کمتری در احتمالات دارد. بنابراین، برای توصیف یک فرآیند با دقت معین، فقط باید تعداد محدودی از نمودارها را استفاده کرد.
• نیما ارکانی حامد استاد دانشگاه علوم طبیعی natural science میگوید: «فریمن کسی بود که متوجه شد وقتی پاسخ مکانیک کوانتومی را مجبور میکنید که با قوانین نسبیت خاص مطابقت داشته باشد، بسیار طبیعی است که محاسبات را بر اساس نمودارهای فاینمن انجام دهید.» « تقریباً هیچ کس به شکلی که دایسون در ابتدا نمودارهای فاینمن را درک کرد ، به آنها فکر نکرد . دیاگرام هایی که امروز در بیشتر محتواهای آموزشی فیزیک استفاده می شوند با استفاده از مجموعه ی مفاهیم زیبا و عمیق ، بعنوان دیاگرام های فاینمن که نخستین بار توسط دایسون درک شد »
«بایگانی موسسه مطالعات پیشرفته
این گزیده ای از نامهای است که فریمن دایسون مدت کوتاهی پس از ورود وی به مؤسسه در سال 1948 به جی رابرت اوپنهایمر نوشت. اوپنهایمر در ابتدا مقاومت شدیدی در برابر کار دایسون در مورد الکترودینامیک کوانتومی نشان داد که بر اساس ایدههای ریچارد فاینمن، جولیان شوینگر، و توموناگا بود . اوپنهایمر سرانجام با ارسال یک تکه کاغذ کوچک در صندوق پستی دایسون که با دست نوشته بود، کار آیی دیاگرام های فاینمن و دیگران را پذیرفت .»
📌@higgs_field
نیما ارکانی حامد و دونال اوکانل
بخش سوم
• هنگامی که فاینمن، شوینگر و توموناگا در سال 1965 جایزه نوبل فیزیک را به خاطر مشارکتشان در توسعه و بهبود تئوری الکترودینامیک کوانتومی دریافت کردند، دایسون قوانین آنرا استخراج کرد و دستورالعمل هایی را در مورد نحوه ترسیم نمودارهای فاینمن و نحوه ترسیم آنها ارائه کرد. و عبارات ریاضی را به دیاگرام های ترسیمی فاینمن مرتبط کرد . علاوه بر این، او فیزیکدانان دیگر را برای استفاده از نمودارها در اواخر دهه 1940 و 1950 آموزش داد و مؤسسه را به کانون فعالیت در این زمینه تبدیل کرد. به گفته دیوید کایزر از انستیتو فناوری ماساچوست، نویسنده کتاب تئوری ترسیم های مجزا درباره گسترش نمودارهای فاینمن در فیزیک پس از جنگ: «نمودارهای فاینمن با مقاله فوق دکتری cascade emanating در موسسه مطالعات پیشرفته ، در سراسر ایالات متحده گسترش یافت»
• نمودارهای فاینمن ابزارهای قدرتمندی هستند زیرا تصویری شفاف برای برهمکنشهای ذرات در فضازمان و مجموعهای از قوانین برای محاسبه دامنههای پراکندگی که این برهمکنشها را توصیف میکند ارائه میکنند که کاملاً با قوانین مکانیک کوانتومی و نسبیت خاص سازگار است. این قوانین به هر فرآیندی که شامل پراکندگی ذرات است اجازه میدهد به مجموعهای از نمودارها تبدیل شود که نشاندهنده تمام احتمالات در برخورد دهنده است . هر یک از این نمودارها مربوط به یک عبارت ریاضی خاص است که می تواند ارزیابی شود. توصیف دقیق فرآیند پراکندگی شامل جمع آوری بی نهایت احتمالات نموداری است. اما در الکترودینامیک کوانتومی، یک سادهسازی در نظر است : چون بار الکتریکی یک عدد کوچک است، هر چه در یک نمودار برهمکنشهای بیشتری داشته باشیم، سهم کمتری در احتمالات دارد. بنابراین، برای توصیف یک فرآیند با دقت معین، فقط باید تعداد محدودی از نمودارها را استفاده کرد.
• نیما ارکانی حامد استاد دانشگاه علوم طبیعی natural science میگوید: «فریمن کسی بود که متوجه شد وقتی پاسخ مکانیک کوانتومی را مجبور میکنید که با قوانین نسبیت خاص مطابقت داشته باشد، بسیار طبیعی است که محاسبات را بر اساس نمودارهای فاینمن انجام دهید.» « تقریباً هیچ کس به شکلی که دایسون در ابتدا نمودارهای فاینمن را درک کرد ، به آنها فکر نکرد . دیاگرام هایی که امروز در بیشتر محتواهای آموزشی فیزیک استفاده می شوند با استفاده از مجموعه ی مفاهیم زیبا و عمیق ، بعنوان دیاگرام های فاینمن که نخستین بار توسط دایسون درک شد »
«بایگانی موسسه مطالعات پیشرفته
این گزیده ای از نامهای است که فریمن دایسون مدت کوتاهی پس از ورود وی به مؤسسه در سال 1948 به جی رابرت اوپنهایمر نوشت. اوپنهایمر در ابتدا مقاومت شدیدی در برابر کار دایسون در مورد الکترودینامیک کوانتومی نشان داد که بر اساس ایدههای ریچارد فاینمن، جولیان شوینگر، و توموناگا بود . اوپنهایمر سرانجام با ارسال یک تکه کاغذ کوچک در صندوق پستی دایسون که با دست نوشته بود، کار آیی دیاگرام های فاینمن و دیگران را پذیرفت .»
📌@higgs_field
Telegram
📎
📌grand unification , symmetry
Chapter ²
🔺 Spontaneous Symmetry Breaking
🔻شکست خود به خودی تقارن
• نیروهای بنیادی ضعیف و الکترومغناطیسی در جهان با دمای نسبتاً پایین کنونی بسیار متفاوت به نظر می رسند.
اما زمانی که جهان بسیار داغتر ( انرژی معادل حرارتی برابر با حدودا 100 گیگا الکترون ولت بود)، این نیروها احتمالا اساساً یکسان به نظر برسند - بخشی از همان اتحاد نیروی "الکترو ضعیف" ، اما از آنجایی که ذره تبادلی برای الکترومغناطیس- فوتون بدون جرم است و ذرات تبادلی برای برهمکنش ضعیف ذرات پرجرم W و Z هستند،- تقارن به طور خود به خود شکسته شد - هنگامی که انرژی موجود به زیر مقدار 80 گیگا الکترون ولت کاهش یافت و نیروهای ضعیف و الکترومغناطیسی تحت تاثیر قرار گرفتند. درشکلی کاملا متفاوت ظاهر شدند . مدل این است که در دمای حتی بالاتر، تقارن یا یکپارچگی با برهمکنش های قوی، در grand unification نیز ظاهر می شود .
از این بالاتر ، نیروی گرانش نیز ممکن است به این اتحاد بپیوندد تا چهار نیروی بنیادین را یک نیروی واحد نشان دهد.
📌@higgs_field
Chapter ²
🔺 Spontaneous Symmetry Breaking
🔻شکست خود به خودی تقارن
• نیروهای بنیادی ضعیف و الکترومغناطیسی در جهان با دمای نسبتاً پایین کنونی بسیار متفاوت به نظر می رسند.
اما زمانی که جهان بسیار داغتر ( انرژی معادل حرارتی برابر با حدودا 100 گیگا الکترون ولت بود)، این نیروها احتمالا اساساً یکسان به نظر برسند - بخشی از همان اتحاد نیروی "الکترو ضعیف" ، اما از آنجایی که ذره تبادلی برای الکترومغناطیس- فوتون بدون جرم است و ذرات تبادلی برای برهمکنش ضعیف ذرات پرجرم W و Z هستند،- تقارن به طور خود به خود شکسته شد - هنگامی که انرژی موجود به زیر مقدار 80 گیگا الکترون ولت کاهش یافت و نیروهای ضعیف و الکترومغناطیسی تحت تاثیر قرار گرفتند. درشکلی کاملا متفاوت ظاهر شدند . مدل این است که در دمای حتی بالاتر، تقارن یا یکپارچگی با برهمکنش های قوی، در grand unification نیز ظاهر می شود .
از این بالاتر ، نیروی گرانش نیز ممکن است به این اتحاد بپیوندد تا چهار نیروی بنیادین را یک نیروی واحد نشان دهد.
📌@higgs_field
👍1🔥1
.
🔺When Earth was a baby, the sun’s light was much weaker than it is today. Yet the planet remained warm enough for liquid water and life to exist. What made this possible?
✓ زمانی که زمین نوزاد بود، نور خورشید بسیار ضعیف تر از امروز بود. با این حال، سیاره به اندازه کافی گرم بود تا آب مایع و حیات در آن وجود داشته باشد. چه چیزی این امکان را فراهم کرد؟
حیات اندکی پس از شکل گیری زمین آغاز شد، در این دور تصور می شود که خورشید تنها 70 درصد میزان کنونی درخشندگی داشته، دانشمندان فکر می کنند که سطوح بالای گازهای گلخانه ای مانند دی اکسید کربن به گرم نگه داشتن سیاره اولیه کمک کرده است.
https://www.quantamagazine.org/the-sun-was-dimmer-when-earth-formed-how-did-life-emerge-20220127/
📌@higgs_field
🔺When Earth was a baby, the sun’s light was much weaker than it is today. Yet the planet remained warm enough for liquid water and life to exist. What made this possible?
✓ زمانی که زمین نوزاد بود، نور خورشید بسیار ضعیف تر از امروز بود. با این حال، سیاره به اندازه کافی گرم بود تا آب مایع و حیات در آن وجود داشته باشد. چه چیزی این امکان را فراهم کرد؟
حیات اندکی پس از شکل گیری زمین آغاز شد، در این دور تصور می شود که خورشید تنها 70 درصد میزان کنونی درخشندگی داشته، دانشمندان فکر می کنند که سطوح بالای گازهای گلخانه ای مانند دی اکسید کربن به گرم نگه داشتن سیاره اولیه کمک کرده است.
https://www.quantamagazine.org/the-sun-was-dimmer-when-earth-formed-how-did-life-emerge-20220127/
📌@higgs_field
👍4
📌راه حلی برای پارادوکس کم نوری خورشید جوان the faint young sun paradox چشم انداز کوچکی را برای حیات باز می کند.
Chapter ¹- https://t.me/phys_Q/5849
Chapter ² - https://t.me/phys_Q/5866
Chapter ³ - https://t.me/phys_Q/5968
Chapter ⁴ - https://t.me/phys_Q/5987
Chapter ⁵ - https://t.me/phys_Q/5994
Chapter ⁶ - https://t.me/phys_Q/5999
Fine
Chapter ¹- https://t.me/phys_Q/5849
Chapter ² - https://t.me/phys_Q/5866
Chapter ³ - https://t.me/phys_Q/5968
Chapter ⁴ - https://t.me/phys_Q/5987
Chapter ⁵ - https://t.me/phys_Q/5994
Chapter ⁶ - https://t.me/phys_Q/5999
Fine
📌راه حلی برای پارادوکس کم نوری خورشید جوان the faint young sun paradox چشم انداز کوچکی را برای حیات باز می کند
قسمت نخست
جاناتان اوکالاگان
• زمانی که خورشید 30 درصد کمنورتر بود، زمین باید سخت و منجمد میشد. با این حال ، آب جاری و حیات شکوفا شد. راهحل پارادوکس نشان میدهد که ممکن است خورشید کمنور عامل وجود حیات باشد.
در ابتدای منظومه شمسی، ماه که در مدار نزدیک به دور زمین می چرخد، فضای داخلی زمین را آشفته کرده و آن را از درون گرم می کند.
اگر میتوانستیم به سپیدهدم پیدایش منظومه شمسی در 4.5 میلیارد سال پیش سفر کنیم ، ستارهای را می دیدیم که حدود 30 درصد کمنورتر از اکنون بود. در سده های بعد ، خورشید درخشانتر و درخشانتر می شود - که این درخشش تابعی از فرآیند همجوشی هستهای که در هستهی ستارگانی مانند خورشید ما رخ می دهد ، است - و تا پایان عمر ستاره ادامه خواهد یافت ، خورشید ما تا کنون ، تقریباً 5 میلیارد سال، به این کار ادامه داده است.
خورشید ضعیف اولیه باید فاجعه ای را در روی زمین رقم می زد . اگر زمین امروزی ما در زیر آن خورشید قرار می گرفت، دمای هوا به طور متوسط در حدود 7- درجه سانتیگراد ، که برای جریان یافتن آب مایع بسیار سرد است ، می شد.
توبی تایرل، دانشمند زمین شناسی در دانشگاه ساوتهمپتون، میگوید: «سیاره باید کاملاً منجمد میشد و نباید امکان توسعه حیات وجود میداشت.»
و با این حال حیات گسترش یافت ، همانطور که می دانیم ، سیاره ما در اوایل 4.4 میلیارد سال پیش، و شاید حتی پیش از آن، با متراکم شدن بخار آب از جو، آب مایع روی سطح خود داشت. به نظر می رسد که زندگی تک سلولی اندکی پس از آن به وجود آمده است.
• اگر خورشید تا این حد ضعیف بود، چگونه امکان ایجاد حیات و آب مایع ممکن بوده است؟
پارادوکس کم نوری خورشید جوان، همانطور که شناخته شده است، برای دهه ها دانشمندان را آزار داد ، اما اکنون بسیاری از محققین معتقدند که شواهد آشکاری برای حل این مشکل داریم. ایدههای قدیمی اصلاح شدهاند، و ایده های جدید - شامل ماه نزدیک ، که امواج جزر و مدی سهمگینی به اندازه آسمانخراشها را تولید می کند - به پر کردن چند شکاف باقی مانده در پارادوکس کم نوری خورشید جوان کمک کرده است.
دانشمندان دریافته اند که پارادوکس کم نوری خورشید جوان پیامدهای مهمی نه تنها برای زمین، بلکه برای درک کلّی ما از چگونگی به وجود آمدن حیات دارد. آیا جهان ما، حتی در موقعیت بهینه اش در اطراف یک ستاره نسبتاً آرام، توانسته حیات را ایجاد کند؟ چه معنایی برای چشم انداز حیات در مکان های دیگر می تواند داشته باشد؟
• بنجامین چارنی، دانشمند سیارهشناس در رصدخانه پاریس، میگوید: «این یک سؤال واقعاً بنیادین در مورد قابلیت سکونت زمین در تمام تاریخ آن است و پیامدهای شدیدی در مورد قابلیت سکونت سیارات فراخورشیدی دارد.»
📌@higgs_field
قسمت نخست
جاناتان اوکالاگان
• زمانی که خورشید 30 درصد کمنورتر بود، زمین باید سخت و منجمد میشد. با این حال ، آب جاری و حیات شکوفا شد. راهحل پارادوکس نشان میدهد که ممکن است خورشید کمنور عامل وجود حیات باشد.
در ابتدای منظومه شمسی، ماه که در مدار نزدیک به دور زمین می چرخد، فضای داخلی زمین را آشفته کرده و آن را از درون گرم می کند.
اگر میتوانستیم به سپیدهدم پیدایش منظومه شمسی در 4.5 میلیارد سال پیش سفر کنیم ، ستارهای را می دیدیم که حدود 30 درصد کمنورتر از اکنون بود. در سده های بعد ، خورشید درخشانتر و درخشانتر می شود - که این درخشش تابعی از فرآیند همجوشی هستهای که در هستهی ستارگانی مانند خورشید ما رخ می دهد ، است - و تا پایان عمر ستاره ادامه خواهد یافت ، خورشید ما تا کنون ، تقریباً 5 میلیارد سال، به این کار ادامه داده است.
خورشید ضعیف اولیه باید فاجعه ای را در روی زمین رقم می زد . اگر زمین امروزی ما در زیر آن خورشید قرار می گرفت، دمای هوا به طور متوسط در حدود 7- درجه سانتیگراد ، که برای جریان یافتن آب مایع بسیار سرد است ، می شد.
توبی تایرل، دانشمند زمین شناسی در دانشگاه ساوتهمپتون، میگوید: «سیاره باید کاملاً منجمد میشد و نباید امکان توسعه حیات وجود میداشت.»
و با این حال حیات گسترش یافت ، همانطور که می دانیم ، سیاره ما در اوایل 4.4 میلیارد سال پیش، و شاید حتی پیش از آن، با متراکم شدن بخار آب از جو، آب مایع روی سطح خود داشت. به نظر می رسد که زندگی تک سلولی اندکی پس از آن به وجود آمده است.
• اگر خورشید تا این حد ضعیف بود، چگونه امکان ایجاد حیات و آب مایع ممکن بوده است؟
پارادوکس کم نوری خورشید جوان، همانطور که شناخته شده است، برای دهه ها دانشمندان را آزار داد ، اما اکنون بسیاری از محققین معتقدند که شواهد آشکاری برای حل این مشکل داریم. ایدههای قدیمی اصلاح شدهاند، و ایده های جدید - شامل ماه نزدیک ، که امواج جزر و مدی سهمگینی به اندازه آسمانخراشها را تولید می کند - به پر کردن چند شکاف باقی مانده در پارادوکس کم نوری خورشید جوان کمک کرده است.
دانشمندان دریافته اند که پارادوکس کم نوری خورشید جوان پیامدهای مهمی نه تنها برای زمین، بلکه برای درک کلّی ما از چگونگی به وجود آمدن حیات دارد. آیا جهان ما، حتی در موقعیت بهینه اش در اطراف یک ستاره نسبتاً آرام، توانسته حیات را ایجاد کند؟ چه معنایی برای چشم انداز حیات در مکان های دیگر می تواند داشته باشد؟
• بنجامین چارنی، دانشمند سیارهشناس در رصدخانه پاریس، میگوید: «این یک سؤال واقعاً بنیادین در مورد قابلیت سکونت زمین در تمام تاریخ آن است و پیامدهای شدیدی در مورد قابلیت سکونت سیارات فراخورشیدی دارد.»
📌@higgs_field
Telegram
📎
.
🔺آیا هیگزبوزون higgs boson به ذراتی که CMS نمی تواند آنها را شناسایی کند واپاشی decay می کند؟
یک مقاله جدید اندازه گیری می کند که این اتفاق برای کمتر از 18 درصد از بوزون های هیگز رخ می دهد، در صورتی که هیگز به ماده تاریک تبدیل شود، مهم است.
بیشتر بخوانید:
https://cms.cern/news/sensing-invisible-higgs-lhc
خلاصه مقاله :
در بحث واپاشی بوزون هیگز ، مسئله واپاشی نامرئی مطرح است ، از طرفی حدس می زنیم ماده تاریک برهمکنش با آشکارساز (ماده معمولی) نداشته باشد ( فرض) پس اگر ماده تاریک از واپاشی نامرئی invisible decay بوزون هیگز در آشکار ساز ، حاصل شود قابل تشخیص نیست زیرا ماده تاریک با ماده معمولی برهمکنش ندارد ، اما با در نظر گرفتن قانون بقای تکانه ، دانشمندان به دنبال اندازه گیری اثرات حاصل از واپاشی بوزون هیگز هستند .
📌@higgs_field
🔺آیا هیگزبوزون higgs boson به ذراتی که CMS نمی تواند آنها را شناسایی کند واپاشی decay می کند؟
یک مقاله جدید اندازه گیری می کند که این اتفاق برای کمتر از 18 درصد از بوزون های هیگز رخ می دهد، در صورتی که هیگز به ماده تاریک تبدیل شود، مهم است.
بیشتر بخوانید:
https://cms.cern/news/sensing-invisible-higgs-lhc
خلاصه مقاله :
در بحث واپاشی بوزون هیگز ، مسئله واپاشی نامرئی مطرح است ، از طرفی حدس می زنیم ماده تاریک برهمکنش با آشکارساز (ماده معمولی) نداشته باشد ( فرض) پس اگر ماده تاریک از واپاشی نامرئی invisible decay بوزون هیگز در آشکار ساز ، حاصل شود قابل تشخیص نیست زیرا ماده تاریک با ماده معمولی برهمکنش ندارد ، اما با در نظر گرفتن قانون بقای تکانه ، دانشمندان به دنبال اندازه گیری اثرات حاصل از واپاشی بوزون هیگز هستند .
📌@higgs_field
👍1
.
🔺ریشه واحد ( root of unity) یا عدد دو مواور در ریاضیات، هر عدد مختلطی است که وقتی به توان عدد صحیح مثبت n برسد حاصل آن ۱ بشود. از ریشههای واحد در بسیاری از رشتههای ریاضیات استفاده میشود اما در نظریهٔ اعداد، نظریه کاراکتر گروه، و تبدیل فوریه گسسته نقش مهمتری دارند.
ریشه واحد را در هر میدانی میتوان تعریف کرد. اگر مشخصه میدان صفر باشد، ریشهها اعداد مختلطی هستند که عدد صحیح جبری هم هستند. برای میدانهای دارای مشخصه مثبت، ریشهها به یک میدان متناهی تعلق دارند، و برعکس، هر عنصر غیرصفر از یک میدان متناهی یک ریشه واحد است. هر میدان بسته جبری دقیقا شامل n تا ریشه nام از واحد است، بجز وقتیکه n یک مضرب از مشخصه (مثبت) میدان باشد.
«نمایش هندسی ریشه دوم تا ششم از یک عدد مختلط معمولی در حالت قطبی. برای ریشه nام از واحد، این دو تنظیم را انجام دهید: r = 1 و φ = 0. ریشه اصلی به رنگ سیاه نمایش داده شده است.»
📌@higgs_field
🔺ریشه واحد ( root of unity) یا عدد دو مواور در ریاضیات، هر عدد مختلطی است که وقتی به توان عدد صحیح مثبت n برسد حاصل آن ۱ بشود. از ریشههای واحد در بسیاری از رشتههای ریاضیات استفاده میشود اما در نظریهٔ اعداد، نظریه کاراکتر گروه، و تبدیل فوریه گسسته نقش مهمتری دارند.
ریشه واحد را در هر میدانی میتوان تعریف کرد. اگر مشخصه میدان صفر باشد، ریشهها اعداد مختلطی هستند که عدد صحیح جبری هم هستند. برای میدانهای دارای مشخصه مثبت، ریشهها به یک میدان متناهی تعلق دارند، و برعکس، هر عنصر غیرصفر از یک میدان متناهی یک ریشه واحد است. هر میدان بسته جبری دقیقا شامل n تا ریشه nام از واحد است، بجز وقتیکه n یک مضرب از مشخصه (مثبت) میدان باشد.
«نمایش هندسی ریشه دوم تا ششم از یک عدد مختلط معمولی در حالت قطبی. برای ریشه nام از واحد، این دو تنظیم را انجام دهید: r = 1 و φ = 0. ریشه اصلی به رنگ سیاه نمایش داده شده است.»
📌@higgs_field
👍1🔥1
.
🔺Roots of unity serve as solutions to polynomial equations and have the special algebraic property that raising them to a certain power gives 1. They also have a graceful geometric representation: They all lie on the unit circle in the complex plane.
✓ ریشه های واحد به عنوان راه حل برای معادلات چند جمله ای عمل می کنند و دارای ویژگی جبری منحصر بفردی هستند که با رساندن آنها به یک توان معین ، مقدار 1 بدست می دهند. همچنین نمایش هندسی زیبایی ارائه می دهند ، همه آنها روی دایره واحد در صفحه مختلط قرار دارند.
https://www.quantamagazine.org/mathematicians-finally-prove-rational-tetrahedron-solutions-20210202/
📌@higgs_field
🔺Roots of unity serve as solutions to polynomial equations and have the special algebraic property that raising them to a certain power gives 1. They also have a graceful geometric representation: They all lie on the unit circle in the complex plane.
✓ ریشه های واحد به عنوان راه حل برای معادلات چند جمله ای عمل می کنند و دارای ویژگی جبری منحصر بفردی هستند که با رساندن آنها به یک توان معین ، مقدار 1 بدست می دهند. همچنین نمایش هندسی زیبایی ارائه می دهند ، همه آنها روی دایره واحد در صفحه مختلط قرار دارند.
https://www.quantamagazine.org/mathematicians-finally-prove-rational-tetrahedron-solutions-20210202/
📌@higgs_field