〰
📌Richard Feynman ¹
🔺ریچارد فاینمن یکی از جالب ترین شخصیت ها را در بین فیزیکدانان دارد وی باهوش و خوش مشرب بود اما زندگی دراماتیکی را از سر گذراند .
در سال ۱۹۴۵ همسرش آرلین بر اثر بیماری سل فوت می کند و پس از آن آشفتگی وارد روابط دانشمند می شود . تا اینکه در سن ۳۱ سالگی در ریودو ژانیرو زنی بلوند پلاتینی در بار هتل میرامار پالاس وی را به دام گرفتار ساخت و در سال ۱۹۵۲ فاینمن و مری لوئیز بل ، مهماندار هواپیما ، ازدواج کردند .
جالب اینکه پس از مدت کوتاهی بل برای طلاق اقدام کرد .
«دانشمند به محض بیدار شدن شروع به حل مسائل و مشکلات ریاضی ایجاد شده در ذهنش می کرد ، فاینمن هنگام رانندگی ، در اتاق نشیمن و در حالی که شب در رختخواب دراز کشیده بود نیز این محاسبات را انجام میداد »
فاینمن مرد زندگی نه ، بلکه مرد اعداد و فیزیک بود . و در واقع به لطف این محاسبات فاینمن تسلط بر کامپیوتر های اولیه ، تجزیه و تحلیل های استفاده از نیروی هسته ای و بمب اتمی و توسعه ی الکتروداینامیک کوانتومی انجام شد . که نوبل را در سال ۱۹۶۵ برای وی به ارمغان آورد .
بعدی
📌@higgs_field
〰
📌Richard Feynman ¹
🔺ریچارد فاینمن یکی از جالب ترین شخصیت ها را در بین فیزیکدانان دارد وی باهوش و خوش مشرب بود اما زندگی دراماتیکی را از سر گذراند .
در سال ۱۹۴۵ همسرش آرلین بر اثر بیماری سل فوت می کند و پس از آن آشفتگی وارد روابط دانشمند می شود . تا اینکه در سن ۳۱ سالگی در ریودو ژانیرو زنی بلوند پلاتینی در بار هتل میرامار پالاس وی را به دام گرفتار ساخت و در سال ۱۹۵۲ فاینمن و مری لوئیز بل ، مهماندار هواپیما ، ازدواج کردند .
جالب اینکه پس از مدت کوتاهی بل برای طلاق اقدام کرد .
«دانشمند به محض بیدار شدن شروع به حل مسائل و مشکلات ریاضی ایجاد شده در ذهنش می کرد ، فاینمن هنگام رانندگی ، در اتاق نشیمن و در حالی که شب در رختخواب دراز کشیده بود نیز این محاسبات را انجام میداد »
فاینمن مرد زندگی نه ، بلکه مرد اعداد و فیزیک بود . و در واقع به لطف این محاسبات فاینمن تسلط بر کامپیوتر های اولیه ، تجزیه و تحلیل های استفاده از نیروی هسته ای و بمب اتمی و توسعه ی الکتروداینامیک کوانتومی انجام شد . که نوبل را در سال ۱۹۶۵ برای وی به ارمغان آورد .
بعدی
📌@higgs_field
〰
📌فیزیکدانان درباره ایده هاوکینگ که جهان آغازی نداشته است بحث می کنند
نوشته ناتالی وولکوور - کوانتا مگزین
قسمت سوم
🔺بنابرهمین ایده ، هاوکینگ و هارتل به این فکر افتادند که جهان به جای فضا-زمان دینامیکی، به عنوان فضای مطلق آغاز شده است. و این آنها را به هندسه shuttlecock سوق داد. آنها تابع موج بدون مرز را با استفاده از رویکردی که توسط قهرمانِ هاوکینگ، فیزیکدان ریچارد فاینمن ابداع شده بود، توصیف کردند.
در دهه 1940، فاینمن طرحی را برای محاسبه محتمل ترین نتایج رویدادهای مکانیکی کوانتومی ابداع کرد. برای پیشبینی، مثلاً، محتملترین پیامدهای برخورد ذرات، فاینمن دریافت که میتوان تمام مسیرهای ممکنی را که ذرات در حال برخورد میتوانند طی کنند، جمعبندی کرد و مسیرهای مستقیم را بیشتر از مسیرهای پیچیده در مجموع ارزش گذاری کرد . محاسبه این "انتگرال مسیر" تابع موج را به شما می دهد: یک توزیع احتمال که حالت های مختلف ممکن ذرات را پس از برخورد نشان می دهد.
به همین ترتیب، هارتل و هاوکینگ عملکرد موجی جهان را - که حالت های احتمالی آن را توصیف می کند - به عنوان مجموع همه راه های محتمل که ممکن است به آرامی از یک نقطه گسترش یافته باشد، بیان کردند.
امید این بود که مجموع تمام "expansion histories" محتمل، جهان هایی با سطح صاف با اشکال و اندازه های مختلف، تابع موجی را به وجود آورد که با احتمال زیاد ، به جهانی بزرگ، صاف و مسطح مانند جهان ما تبدیل میشود. اگر مجموع ارزش تمام تاریخچه های انبساط ممکن، نوعی جهان دیگر را به عنوان محتمل ترین نتیجه به دست آورد، پیشنهاد بدون مرز شکست می خورد.
مشکل این است که مسیر انتگرال تمام تاریخچه های گسترش ممکن برای محاسبه دقیق بسیار پیچیده است. شکلها و اندازههای بیشماری از جهانها امکانپذیر است، و هر کدام میتوانند یک سرگذشت آشفته ای داشته باشند. هارتل با اشاره به فیزیکدان فقید برنده جایزه نوبل گفت: موری گلمان از من میپرسید:
«اگر عملکرد موجی جهان را میدانی، چرا ثروتمند نیستی؟»
البته، برای حل واقعی تابع موج با استفاده از روش فاینمن، هارتل و هاوکینگ مجبور شدند وضعیت را به شدت ساده کنند و حتی ذرات خاصی را که در جهان ما پراکنده هستند نادیده بگیرند (که به این معنی بود که فرمول آنها به هیچ وجه به توانایی پیش بینی بازار سهام نزدیک نبود). . آنها مسیر را در همه جهانهای اسباببازی ممکن در «minisuper space» یکپارچه در نظر گرفتند، که به عنوان مجموعهای از همه جهانها با یک میدان انرژی واحد که از میان آنها عبور میکند تعریف میشود: انرژی که تورم کیهانی را شارژ میکند. (در تصویر شاتل-کاک هارتل و هاوکینگ، آن دوره اولیه بادکنک با افزایش سریع قطر نزدیک به کف گرد شاتل-کاک مطابقت دارد.) - منحنی را با شاتل کاک توپ بدمینتون مقایسه کردند.
حتی حل دقیق محاسبه ابرفضا بسیار سخت است، اما فیزیکدانان میدانند که دو تاریخچه احتمالی انبساط وجود دارد که به طور بالقوه بر این محاسبات غالب هستند. این اشکال دو جهان رقیب را در دو سوی بحث بیان می سازند.
📌@higgs_field
〰
نوشته ناتالی وولکوور - کوانتا مگزین
قسمت سوم
🔺بنابرهمین ایده ، هاوکینگ و هارتل به این فکر افتادند که جهان به جای فضا-زمان دینامیکی، به عنوان فضای مطلق آغاز شده است. و این آنها را به هندسه shuttlecock سوق داد. آنها تابع موج بدون مرز را با استفاده از رویکردی که توسط قهرمانِ هاوکینگ، فیزیکدان ریچارد فاینمن ابداع شده بود، توصیف کردند.
در دهه 1940، فاینمن طرحی را برای محاسبه محتمل ترین نتایج رویدادهای مکانیکی کوانتومی ابداع کرد. برای پیشبینی، مثلاً، محتملترین پیامدهای برخورد ذرات، فاینمن دریافت که میتوان تمام مسیرهای ممکنی را که ذرات در حال برخورد میتوانند طی کنند، جمعبندی کرد و مسیرهای مستقیم را بیشتر از مسیرهای پیچیده در مجموع ارزش گذاری کرد . محاسبه این "انتگرال مسیر" تابع موج را به شما می دهد: یک توزیع احتمال که حالت های مختلف ممکن ذرات را پس از برخورد نشان می دهد.
به همین ترتیب، هارتل و هاوکینگ عملکرد موجی جهان را - که حالت های احتمالی آن را توصیف می کند - به عنوان مجموع همه راه های محتمل که ممکن است به آرامی از یک نقطه گسترش یافته باشد، بیان کردند.
امید این بود که مجموع تمام "expansion histories" محتمل، جهان هایی با سطح صاف با اشکال و اندازه های مختلف، تابع موجی را به وجود آورد که با احتمال زیاد ، به جهانی بزرگ، صاف و مسطح مانند جهان ما تبدیل میشود. اگر مجموع ارزش تمام تاریخچه های انبساط ممکن، نوعی جهان دیگر را به عنوان محتمل ترین نتیجه به دست آورد، پیشنهاد بدون مرز شکست می خورد.
مشکل این است که مسیر انتگرال تمام تاریخچه های گسترش ممکن برای محاسبه دقیق بسیار پیچیده است. شکلها و اندازههای بیشماری از جهانها امکانپذیر است، و هر کدام میتوانند یک سرگذشت آشفته ای داشته باشند. هارتل با اشاره به فیزیکدان فقید برنده جایزه نوبل گفت: موری گلمان از من میپرسید:
«اگر عملکرد موجی جهان را میدانی، چرا ثروتمند نیستی؟»
البته، برای حل واقعی تابع موج با استفاده از روش فاینمن، هارتل و هاوکینگ مجبور شدند وضعیت را به شدت ساده کنند و حتی ذرات خاصی را که در جهان ما پراکنده هستند نادیده بگیرند (که به این معنی بود که فرمول آنها به هیچ وجه به توانایی پیش بینی بازار سهام نزدیک نبود). . آنها مسیر را در همه جهانهای اسباببازی ممکن در «minisuper space» یکپارچه در نظر گرفتند، که به عنوان مجموعهای از همه جهانها با یک میدان انرژی واحد که از میان آنها عبور میکند تعریف میشود: انرژی که تورم کیهانی را شارژ میکند. (در تصویر شاتل-کاک هارتل و هاوکینگ، آن دوره اولیه بادکنک با افزایش سریع قطر نزدیک به کف گرد شاتل-کاک مطابقت دارد.) - منحنی را با شاتل کاک توپ بدمینتون مقایسه کردند.
حتی حل دقیق محاسبه ابرفضا بسیار سخت است، اما فیزیکدانان میدانند که دو تاریخچه احتمالی انبساط وجود دارد که به طور بالقوه بر این محاسبات غالب هستند. این اشکال دو جهان رقیب را در دو سوی بحث بیان می سازند.
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
👍1
📌فیزیکدانان درباره ایده هاوکینگ که جهان آغازی نداشته است بحث می کنند
نوشته ناتالی وولکوور - کوانتا مگزین
¹ →https://t.me/higgs_field/5300
² →https://t.me/higgs_field/5308
³ →https://t.me/higgs_field/5336
⁴ →https://t.me/higgs_field/5350
⁵ →https://t.me/higgs_field/5380
⁶ →https://t.me/higgs_field/5397
https://www.quantamagazine.org/physicists-debate-hawkings-idea-that-the-universe-had-no-beginning-20190606/
Fine
نوشته ناتالی وولکوور - کوانتا مگزین
¹ →https://t.me/higgs_field/5300
² →https://t.me/higgs_field/5308
³ →https://t.me/higgs_field/5336
⁴ →https://t.me/higgs_field/5350
⁵ →https://t.me/higgs_field/5380
⁶ →https://t.me/higgs_field/5397
https://www.quantamagazine.org/physicists-debate-hawkings-idea-that-the-universe-had-no-beginning-20190606/
Fine
〰
🔺این مقاله از این جهت خاص هست که کل چرندیات را گرد آورده و بیان داشته ، مقاله ای به قلم ادمین مجهول وبسایت و فاقد ارجاع مکتوب و مطالعاتی ست .
سابقا بیوسنتریسم و هم رزومه رابرت لانزا را در کانال بررسی کردیم و گفتیم وی زیست شناس است و هیچ فرضیه رسمی در حوزه کوانتوم ارائه نکرده ست و ضمن اینکه تفاسیر رسمی کوانتومی مانند جهان های متعدد و.... و هم چنین از مفروضات شخصی و بیمارگونهی گروهی اندک مانند آگاهی محوری و هم زیست محوری ، چندان پیرو متد علمی نیستند و بخشی صرفا تفسیر هستند که ارزش طرح و گفتگو دارند و برخی دیگر ادعای شبهه ناک در جهت تغذیه بخشی از پروپاگاندای کلیسایی هستند . شما نیز میتوانید تفسیر شخصی خود را داشته باشید . اما اینکه تفاسیر را علم با خلوص بالا معرفی کنیم ، اشتباه مهلک ماست . این مقاله ارزش نقد ندارد و صرفا جهت اطلاع دوستان در کانال قرار گرفت . کوانتوم درباره روح و مابعد الطبیعه نظری ارائه نمی کند چرا که علم بررسی ماده و انرژی در حوزه طبیعه است .
https://www.sciphysics.com/2021/03/quantum-theory-proves-that.html?m=1
📌@higgs_field
〰
🔺این مقاله از این جهت خاص هست که کل چرندیات را گرد آورده و بیان داشته ، مقاله ای به قلم ادمین مجهول وبسایت و فاقد ارجاع مکتوب و مطالعاتی ست .
سابقا بیوسنتریسم و هم رزومه رابرت لانزا را در کانال بررسی کردیم و گفتیم وی زیست شناس است و هیچ فرضیه رسمی در حوزه کوانتوم ارائه نکرده ست و ضمن اینکه تفاسیر رسمی کوانتومی مانند جهان های متعدد و.... و هم چنین از مفروضات شخصی و بیمارگونهی گروهی اندک مانند آگاهی محوری و هم زیست محوری ، چندان پیرو متد علمی نیستند و بخشی صرفا تفسیر هستند که ارزش طرح و گفتگو دارند و برخی دیگر ادعای شبهه ناک در جهت تغذیه بخشی از پروپاگاندای کلیسایی هستند . شما نیز میتوانید تفسیر شخصی خود را داشته باشید . اما اینکه تفاسیر را علم با خلوص بالا معرفی کنیم ، اشتباه مهلک ماست . این مقاله ارزش نقد ندارد و صرفا جهت اطلاع دوستان در کانال قرار گرفت . کوانتوم درباره روح و مابعد الطبیعه نظری ارائه نمی کند چرا که علم بررسی ماده و انرژی در حوزه طبیعه است .
https://www.sciphysics.com/2021/03/quantum-theory-proves-that.html?m=1
📌@higgs_field
〰
📌سخنرانی هاوکینگ HAWKING Lecture :
قسمت سوم
تلاش دیگری برای جلوگیری از بعد زمانی آغاز شده در مهبانگ ، این پیشنهاد بود که شاید همه کهکشان ها در گذشته در یک نقطه به هم نرسیده باشند.
اگرچه به طور متوسط، کهکشان ها با نرخ ثابتی از یکدیگر دور می شوند، اما سرعت کوچکی نیز اضافه تر از نسبت به انبساط جهانی دارند. این به اصطلاح "سرعت ویژه" کهکشان ها ممکن است ما را به سمت انبساط اصلی هدایت کنند .
این مهم استدلال میکرد که وقتی موقعیت کهکشانها را در گذشته زمانی ترسیم کنیم ، سرعتهای ویژه جانبی به این معنی در نظر گرفته می شوند که کهکشانها همه به هم نمیرسیدند. هر چند این میتواند منتهی به مرحله ای بنام انقباض قبلی جهان بیانجامد که در آن کهکشانها به سمت یکدیگر حرکت میکنند.
سرعتهای جانبی میتوانست به این معنی باشد که کهکشانها با هم برخورد نکردهاند، اما با سرعت از کنار یکدیگر رد شدهاند و سپس شروع به دور شدن از هم میکنند.
مطابق با این فرض ، هیچ تکینگی از چگالی نامتناهی، یا هیچ شکستی در قوانین فیزیک وجود ندارد .بنابراین هیچ ضرورتی برای جهان و خود زمان وجود نخواهد داشت که آغازی داشته باشند. در واقع، میتوان تصور کرد که جهان نوسان کرده است، هرچند که هنوز مشکل قانون دوم ترمودینامیک را حل نمیکند:
می توان انتظار داشت که جهان در هر نوسان بی نظم تر شود. بنابراین دشوار است که ببینیم جهان چگونه میتوانست برای مدتی بینهایت در حال نوسان باشد. این احتمال، که کهکشان ها یکدیگر را از دست داده اند، توسط مقاله ای توسط دو روسی حمایت شد .
آنها ادعا کردند که هیچ تکینگی در حل معادلات میدان نسبیت عام، که کاملاً عمومی است، وجود نخواهد داشت، به این معنا که هیچ تقارن دقیقی وجود ندارد. با این حال، ادعای آنها نادرست بود ، که با برخی از بررسی ها راجر پنروز و من (هاوکینگ) آنرا بیان کردیم . و نشان دادیم که نسبیت عام تکینگی ها را هر زمان که بیش از مقدار معینی جرم در یک منطقه وجود داشته باشد ، پیش بینی می کند .
اولین برداشت منطقی برای این پروپزال این بود که تصور کنیم زمان در داخل سیاهچاله ای که از فروپاشی یک ستاره تشکیل شده بود به پایان رسیده است. با این حال، انبساط جهان، مانند زمان معکوس کولاپس یا رمبش یک ستاره است.
اکنون میخواهم به شما نشان دهم که شواهد رصدی نشان میدهد که جهان حاوی ماده کافی برای حرکت خلاف پیکان زمانی تا رسیدن به یک سیاهچاله است، و در نتیجه شرایط اولیه مهبانگ حاوی یک تکینگی است. برای ادامه ی بحث در مورد مشاهدات در کیهانشناسی، ترسیم نموداری از رویدادها در فضا و زمان، با افزایش زمان و جهتهای فضا به صورت افقی مفید است. برای نشان دادن این نمودار به درستی، من به یک صفحه نمایش چهار بعدی نیاز دارم.
با این حال، به دلیل کاهش بودجه ی دولتی ( هاوکینگ شوخی می کند ) ، تنها یک صفحه نمایش دو بعدی دارم که ارائه کنم. در نتیجه من می توانم تنها یکی از جهت های فضا را نشان دهم. همانطور که به جهان نگاه می کنیم، به گذشته نگاه می کنیم، زیرا نور باید مدت ها پیش اجسام دور را ترک می کرد تا در زمان حال به ما برسد. این بدان معنی است که رویدادهایی که مشاهده می کنیم روی چیزی قرار دارند که مخروط نوری گذشته ما نامیده می شود. نقطه راس مخروط در مکان ما، در زمان کنونی ما است.
با بازگشت به گذشته در نمودار، مخروط نور به فواصل بیشتری گسترش می یابد و مساحت آن افزایش می یابد. با این حال، اگر ماده کافی در مخروط نور گذشته ما وجود داشته باشد، پرتوهای نور را به سمت یکدیگر خم می کند. این بدان معنی است که با بازگشت به گذشته، مساحت مخروط نور گذشته ما به حداکثر می رسد و سپس شروع به کاهش می کند. این تمرکز مخروط نور گذشته در مکان و زمان ما، توسط اثر گرانشی ماده در جهان توضیح داده می شود . این نشانه ای از قرار گرفتن جهان در افق خودش است مانند زمان معکوس سیاهچاله .
اگر بتوان تشخیص داد که ماده کافی در جهان وجود دارد تا مخروط نور گذشته ی ما را متمرکز کند، میتوان قضایای تکینگی را به کار برد تا نشان دهد که زمان باید آغازی داشته باشد.
چگونه می توانیم از مشاهدات متوجه شویم که آیا ماده کافی در مخروط نور گذشته ما وجود دارد تا آن را متمرکز کنیم؟
ما تعدادی کهکشان را رصد میکنیم، اما نمیتوانیم مستقیماً میزان ماده موجود در آنها را اندازهگیری کنیم. همچنین نمی توانیم مطمئن باشیم که هر خط دید ما از یک کهکشان عبور می کند.
📌@higgs_field
〰
قسمت سوم
تلاش دیگری برای جلوگیری از بعد زمانی آغاز شده در مهبانگ ، این پیشنهاد بود که شاید همه کهکشان ها در گذشته در یک نقطه به هم نرسیده باشند.
اگرچه به طور متوسط، کهکشان ها با نرخ ثابتی از یکدیگر دور می شوند، اما سرعت کوچکی نیز اضافه تر از نسبت به انبساط جهانی دارند. این به اصطلاح "سرعت ویژه" کهکشان ها ممکن است ما را به سمت انبساط اصلی هدایت کنند .
این مهم استدلال میکرد که وقتی موقعیت کهکشانها را در گذشته زمانی ترسیم کنیم ، سرعتهای ویژه جانبی به این معنی در نظر گرفته می شوند که کهکشانها همه به هم نمیرسیدند. هر چند این میتواند منتهی به مرحله ای بنام انقباض قبلی جهان بیانجامد که در آن کهکشانها به سمت یکدیگر حرکت میکنند.
سرعتهای جانبی میتوانست به این معنی باشد که کهکشانها با هم برخورد نکردهاند، اما با سرعت از کنار یکدیگر رد شدهاند و سپس شروع به دور شدن از هم میکنند.
مطابق با این فرض ، هیچ تکینگی از چگالی نامتناهی، یا هیچ شکستی در قوانین فیزیک وجود ندارد .بنابراین هیچ ضرورتی برای جهان و خود زمان وجود نخواهد داشت که آغازی داشته باشند. در واقع، میتوان تصور کرد که جهان نوسان کرده است، هرچند که هنوز مشکل قانون دوم ترمودینامیک را حل نمیکند:
می توان انتظار داشت که جهان در هر نوسان بی نظم تر شود. بنابراین دشوار است که ببینیم جهان چگونه میتوانست برای مدتی بینهایت در حال نوسان باشد. این احتمال، که کهکشان ها یکدیگر را از دست داده اند، توسط مقاله ای توسط دو روسی حمایت شد .
آنها ادعا کردند که هیچ تکینگی در حل معادلات میدان نسبیت عام، که کاملاً عمومی است، وجود نخواهد داشت، به این معنا که هیچ تقارن دقیقی وجود ندارد. با این حال، ادعای آنها نادرست بود ، که با برخی از بررسی ها راجر پنروز و من (هاوکینگ) آنرا بیان کردیم . و نشان دادیم که نسبیت عام تکینگی ها را هر زمان که بیش از مقدار معینی جرم در یک منطقه وجود داشته باشد ، پیش بینی می کند .
اولین برداشت منطقی برای این پروپزال این بود که تصور کنیم زمان در داخل سیاهچاله ای که از فروپاشی یک ستاره تشکیل شده بود به پایان رسیده است. با این حال، انبساط جهان، مانند زمان معکوس کولاپس یا رمبش یک ستاره است.
اکنون میخواهم به شما نشان دهم که شواهد رصدی نشان میدهد که جهان حاوی ماده کافی برای حرکت خلاف پیکان زمانی تا رسیدن به یک سیاهچاله است، و در نتیجه شرایط اولیه مهبانگ حاوی یک تکینگی است. برای ادامه ی بحث در مورد مشاهدات در کیهانشناسی، ترسیم نموداری از رویدادها در فضا و زمان، با افزایش زمان و جهتهای فضا به صورت افقی مفید است. برای نشان دادن این نمودار به درستی، من به یک صفحه نمایش چهار بعدی نیاز دارم.
با این حال، به دلیل کاهش بودجه ی دولتی ( هاوکینگ شوخی می کند ) ، تنها یک صفحه نمایش دو بعدی دارم که ارائه کنم. در نتیجه من می توانم تنها یکی از جهت های فضا را نشان دهم. همانطور که به جهان نگاه می کنیم، به گذشته نگاه می کنیم، زیرا نور باید مدت ها پیش اجسام دور را ترک می کرد تا در زمان حال به ما برسد. این بدان معنی است که رویدادهایی که مشاهده می کنیم روی چیزی قرار دارند که مخروط نوری گذشته ما نامیده می شود. نقطه راس مخروط در مکان ما، در زمان کنونی ما است.
با بازگشت به گذشته در نمودار، مخروط نور به فواصل بیشتری گسترش می یابد و مساحت آن افزایش می یابد. با این حال، اگر ماده کافی در مخروط نور گذشته ما وجود داشته باشد، پرتوهای نور را به سمت یکدیگر خم می کند. این بدان معنی است که با بازگشت به گذشته، مساحت مخروط نور گذشته ما به حداکثر می رسد و سپس شروع به کاهش می کند. این تمرکز مخروط نور گذشته در مکان و زمان ما، توسط اثر گرانشی ماده در جهان توضیح داده می شود . این نشانه ای از قرار گرفتن جهان در افق خودش است مانند زمان معکوس سیاهچاله .
اگر بتوان تشخیص داد که ماده کافی در جهان وجود دارد تا مخروط نور گذشته ی ما را متمرکز کند، میتوان قضایای تکینگی را به کار برد تا نشان دهد که زمان باید آغازی داشته باشد.
چگونه می توانیم از مشاهدات متوجه شویم که آیا ماده کافی در مخروط نور گذشته ما وجود دارد تا آن را متمرکز کنیم؟
ما تعدادی کهکشان را رصد میکنیم، اما نمیتوانیم مستقیماً میزان ماده موجود در آنها را اندازهگیری کنیم. همچنین نمی توانیم مطمئن باشیم که هر خط دید ما از یک کهکشان عبور می کند.
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
〰
🔺The study of physics is also an adventure. You will find it challenging, sometimes frustrating, occasionally painful, and often richly rewarding.”
✓ مطالعه فیزیک یک ماجراجویی کامل است. آن را چالشبرانگیز، گاهی ناامیدکننده، گاهی دردناک و اغلب سرشار از پاداش و سودمند خواهید یافت.
- Hugh D. Young
📌@higgs_field
〰
🔺The study of physics is also an adventure. You will find it challenging, sometimes frustrating, occasionally painful, and often richly rewarding.”
✓ مطالعه فیزیک یک ماجراجویی کامل است. آن را چالشبرانگیز، گاهی ناامیدکننده، گاهی دردناک و اغلب سرشار از پاداش و سودمند خواهید یافت.
- Hugh D. Young
📌@higgs_field
〰
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
📌"undulatus asperatus"
🔺ابر شوریده (asperatus) که موجدار شوریده (Undulatus asperatus) هم نامیده میشود گونهای از ابر است که گنجاندن آن در دستهبندی رسمی ابرها در سال ۲۰۰۹ توسط بنیادگذار انجمن ارجگذاری به ابر پیشنهاد شدهاست. در صورت درج این گونه از ابر در اطلس بینالمللی ابرها، این نخستین مورد پس از درج پَرسای درون پیچ cirrus intortus در این اطلس است که در سال ۱۹۵۱ صورت گرفت.
با اینکه ابرهای شوریده تیرهرنگ و توفانی به نظر میآیند و ظاهری بدشگون دارند اما معمولاً بدون تشکیل توفان به مرور ناپدید میشوند. این ابرها بیشتر در دشتهای بزرگ میانه ایالات متحده دیده میشوند و زمان ظهور آنها معمولاً بامداد یا ظهر و پس از باد و باران همراه با رعد و برق است.
📌@higgs_field
〰
📌"undulatus asperatus"
🔺ابر شوریده (asperatus) که موجدار شوریده (Undulatus asperatus) هم نامیده میشود گونهای از ابر است که گنجاندن آن در دستهبندی رسمی ابرها در سال ۲۰۰۹ توسط بنیادگذار انجمن ارجگذاری به ابر پیشنهاد شدهاست. در صورت درج این گونه از ابر در اطلس بینالمللی ابرها، این نخستین مورد پس از درج پَرسای درون پیچ cirrus intortus در این اطلس است که در سال ۱۹۵۱ صورت گرفت.
با اینکه ابرهای شوریده تیرهرنگ و توفانی به نظر میآیند و ظاهری بدشگون دارند اما معمولاً بدون تشکیل توفان به مرور ناپدید میشوند. این ابرها بیشتر در دشتهای بزرگ میانه ایالات متحده دیده میشوند و زمان ظهور آنها معمولاً بامداد یا ظهر و پس از باد و باران همراه با رعد و برق است.
📌@higgs_field
〰
〰
📌 Richard Feynman ²
🔺اما پس از جدایی با مری بل ، سرانجام پس از دوره آشفتگی طولانی پس از مرگ همسر نخستش ، توسط زنی جوان بریتانیایی با نام گوئنت هاوارد تبدیل به مرد خانواده شد . ثمره ی این آمیختگی ، فرزند پسری بنام کارل بود البته بعد ها دختر بچه ای بنام میشل را نیز به فرزندی گرفتند .
فاینمن یک سخنران خوش زبان و یک فیزیکیست درخشان بود که با لهجه لانگ آیلندی خود بعلاوه خوش مشربی که بنا بر نقل قول خود میراث مادری و هوشی که خود میراث پدری می دانست ، سخنرانی های بسیار شیرینی در حیطه نظریه کوانتوم ارائه می کرد .
بالاخره فاینمن در ۱۹۸۸ هنگامی که ۶۹ بهار و خزان را در زندگی از سر گذرانید ، به علت سرطان ، درگیر خزان ابدی شد ....
قبلی
📌@higgs_field
〰
📌 Richard Feynman ²
🔺اما پس از جدایی با مری بل ، سرانجام پس از دوره آشفتگی طولانی پس از مرگ همسر نخستش ، توسط زنی جوان بریتانیایی با نام گوئنت هاوارد تبدیل به مرد خانواده شد . ثمره ی این آمیختگی ، فرزند پسری بنام کارل بود البته بعد ها دختر بچه ای بنام میشل را نیز به فرزندی گرفتند .
فاینمن یک سخنران خوش زبان و یک فیزیکیست درخشان بود که با لهجه لانگ آیلندی خود بعلاوه خوش مشربی که بنا بر نقل قول خود میراث مادری و هوشی که خود میراث پدری می دانست ، سخنرانی های بسیار شیرینی در حیطه نظریه کوانتوم ارائه می کرد .
بالاخره فاینمن در ۱۹۸۸ هنگامی که ۶۹ بهار و خزان را در زندگی از سر گذرانید ، به علت سرطان ، درگیر خزان ابدی شد ....
قبلی
📌@higgs_field
〰
〰
📌10- ارنست رادرفورد Ernest Rutherford
🔺رادرفورد (1871-1937) متولد نیوزلند، یکی از بزرگترین فیزیکدانان تجربی محسوب می شود. او ایده نیمه عمر رادیواکتیو را کشف کرد و نشان داد که رادیواکتیویته شامل تبدیل یک عنصر شیمیایی به عنصر دیگر است. او در سال 1908 جایزه نوبل را برای تحقیقاتش در مورد تجزیه عناصر دریافت کرد. رادرفورد بعداً مدیر آزمایشگاه کاوندیش در دانشگاه کمبریج شد، جایی که تحت رهبری او، نوترون توسط جیمز چادویک در سال 1932 کشف شد و اولین آزمایش برای شکافتن هسته توسط جان کرافت و ارنست والتون انجام شد. عنصر روترفوردیوم در سال 1997 به نام او نامگذاری شد.
🔺10 فیزیکدان برتر به نقل از گاردین ..!
📌@higgs_field
〰
📌10- ارنست رادرفورد Ernest Rutherford
🔺رادرفورد (1871-1937) متولد نیوزلند، یکی از بزرگترین فیزیکدانان تجربی محسوب می شود. او ایده نیمه عمر رادیواکتیو را کشف کرد و نشان داد که رادیواکتیویته شامل تبدیل یک عنصر شیمیایی به عنصر دیگر است. او در سال 1908 جایزه نوبل را برای تحقیقاتش در مورد تجزیه عناصر دریافت کرد. رادرفورد بعداً مدیر آزمایشگاه کاوندیش در دانشگاه کمبریج شد، جایی که تحت رهبری او، نوترون توسط جیمز چادویک در سال 1932 کشف شد و اولین آزمایش برای شکافتن هسته توسط جان کرافت و ارنست والتون انجام شد. عنصر روترفوردیوم در سال 1997 به نام او نامگذاری شد.
🔺10 فیزیکدان برتر به نقل از گاردین ..!
📌@higgs_field
〰
❤1
〰
باب: بالاخره بعد از سالها بهم رسیدیم و این باشکوه ترین لحظه ی زندگیم هست ...
آلیس : زیاد مطمئن نباش باب ، جهان کوانتومی جدای از نواقص ادراکی انسان ها ، در بنیادی ترین حالتش نیز نوسانی گذرا بین مقادیر موهومی و حقیقی است ، مطمئن نباش باب ...هتا در باشکوه ترین رخداد زندگیت ....مطمئن نباش .
📌@higgs_field
〰
باب: بالاخره بعد از سالها بهم رسیدیم و این باشکوه ترین لحظه ی زندگیم هست ...
آلیس : زیاد مطمئن نباش باب ، جهان کوانتومی جدای از نواقص ادراکی انسان ها ، در بنیادی ترین حالتش نیز نوسانی گذرا بین مقادیر موهومی و حقیقی است ، مطمئن نباش باب ...هتا در باشکوه ترین رخداد زندگیت ....مطمئن نباش .
📌@higgs_field
〰
📌فیزیکدانان درباره ایده هاوکینگ که جهان آغازی نداشته است بحث می کنند
نوشته ناتالی وولکوور - کوانتا مگزین
قسمت چهارم
دو راه حل در تاریخچه انبساط "کلاسیک" جهان که با یکدیگر در رقابت هستند وجود دارد . به دنبال جهش اولیه تورم کیهانی از اندازه صفر، این دو جهان به طور پیوسته بر اساس نظریه گرانش و فضا-زمان اینشتین منبسط می شوند. تاریخچههای انبساط عجیبتر، مانند جهانهای فوتبالی یا جهانهای کرم مانند، عمدتاً در محاسبات کوانتومی باطل میشوند.
یکی از دو راه حل کلاسیک شبیه جهان ما است. در مقیاس های بزرگ، به دلیل نوسانات کوانتومی در طول تورم، شاهد جهانی صاف و توزیع تصادفی پر از انرژی هستیم. همانند جهان واقعی، اختلاف چگالی بین نواحی منحنی مقداری بزرگتر یا کوچکتر اما حول صفر هستیم.
اگر این راهحل ممکن واقعاً بر تابع موج برای فضای کوچک تسلط داشته باشد، تصور اینکه نسخه بسیار دقیقتر از تابع موج بدون مرز no-boundary wave Function ممکن است به عنوان یک مدل کیهانی قابل دوام از جهان واقعی عمل کند، قابل قبول است. در این شکل بالقوه غالب جهان دیگر هیچ شباهتی به واقعیت ندارد.
با گسترش نمودار شاتل-کاک ، انرژی تزریق شده به آن بیشتر و بیشتر می شود و تفاوت های چگالی بسیار زیادی از یک مکان به مکان دیگر ایجاد می کند که گرانش به طور پیوسته قوی تر می شود. تغییرات چگالی یک منحنی زنگ bell (زنگ ها شکلی شبیه همان شاتلکاک دارند) معکوس را تشکیل می دهد، جایی که تفاوت بین نواحی region نه به صفر، بلکه به بی نهایت نزدیک می شود.
اگر این عبارت مسلط در تابع موج بدون مرز برای فضای کوچک است، پروپزال هارتل-هاوکینگ اشتباه به نظر می رسد.
دو تاریخچه گسترش چیره ، انتخابی را در مورد چگونگی انجام انتگرال مسیر ارائه می دهند.
اگر تاریخچه های چیره بر دیگر کاندیدا ها ، دو مکان روی نقشه ، مانند کلان شهرها در قلمرو در سراسر نقشه جهانی از مکانیک کوانتومی باشند ، سوال محتمل این است که کدام مسیر را باید انتخاب کنیم؟
کدام تاریخچه انبساط ، بعنوان راه حل پیروز غایی، و تنها می تواند وجود داشته باشد، باید "محور یکپارچه سازی" ما را انتخاب کند؟ محققان مسیرهای مختلفی را طی کرده اند.
توروک، فلدبروژ و لنرز در مقاله خود در سال 2017 مسیری را در باغ تاریخچه های احتمالی انبساط انتخاب کردند که به دومین راه حل غالب منجر شد.
از نظر آنها، تنها خط مشی معقول آن است که مقادیر واقعی را (در مقابل مقادیر خیالی، که ریشه های مربع اعداد منفی را شامل می شود) برای متغیری به نام "لپس" lapse اسکن کنند .
لپس اساساً ارتفاع هر جهان شاتلکاک ممکن است - فاصله ای که برای رسیدن به یک قطر معین طول می کشد.
به دلیل نداشتن عنصر علّی، تصور لپس lapse مانند تصور معمول ما از زمان نیست.
با این حال، توروک و همکارانش تا حدی بر اساس علیت استدلال میکنند که فقط مقادیر واقعی لپس معنی فیزیکی دارند. و جمع کردن جهانها با مقادیر واقعی لپس به راهحلی بیمعنا و در نوسانات شدید منجر میشود.
توروک در تماس تلفنی گفت: «مردم به شهود استفان ایمان زیادی دارند. "به دلایل خوب - منظورم این است که او احتمالاً بهترین شهود را در این موضوعات در بین همه داشت. اما او همیشه حق نداشت.»
📌@higgs_field
〰
نوشته ناتالی وولکوور - کوانتا مگزین
قسمت چهارم
دو راه حل در تاریخچه انبساط "کلاسیک" جهان که با یکدیگر در رقابت هستند وجود دارد . به دنبال جهش اولیه تورم کیهانی از اندازه صفر، این دو جهان به طور پیوسته بر اساس نظریه گرانش و فضا-زمان اینشتین منبسط می شوند. تاریخچههای انبساط عجیبتر، مانند جهانهای فوتبالی یا جهانهای کرم مانند، عمدتاً در محاسبات کوانتومی باطل میشوند.
یکی از دو راه حل کلاسیک شبیه جهان ما است. در مقیاس های بزرگ، به دلیل نوسانات کوانتومی در طول تورم، شاهد جهانی صاف و توزیع تصادفی پر از انرژی هستیم. همانند جهان واقعی، اختلاف چگالی بین نواحی منحنی مقداری بزرگتر یا کوچکتر اما حول صفر هستیم.
اگر این راهحل ممکن واقعاً بر تابع موج برای فضای کوچک تسلط داشته باشد، تصور اینکه نسخه بسیار دقیقتر از تابع موج بدون مرز no-boundary wave Function ممکن است به عنوان یک مدل کیهانی قابل دوام از جهان واقعی عمل کند، قابل قبول است. در این شکل بالقوه غالب جهان دیگر هیچ شباهتی به واقعیت ندارد.
با گسترش نمودار شاتل-کاک ، انرژی تزریق شده به آن بیشتر و بیشتر می شود و تفاوت های چگالی بسیار زیادی از یک مکان به مکان دیگر ایجاد می کند که گرانش به طور پیوسته قوی تر می شود. تغییرات چگالی یک منحنی زنگ bell (زنگ ها شکلی شبیه همان شاتلکاک دارند) معکوس را تشکیل می دهد، جایی که تفاوت بین نواحی region نه به صفر، بلکه به بی نهایت نزدیک می شود.
اگر این عبارت مسلط در تابع موج بدون مرز برای فضای کوچک است، پروپزال هارتل-هاوکینگ اشتباه به نظر می رسد.
دو تاریخچه گسترش چیره ، انتخابی را در مورد چگونگی انجام انتگرال مسیر ارائه می دهند.
اگر تاریخچه های چیره بر دیگر کاندیدا ها ، دو مکان روی نقشه ، مانند کلان شهرها در قلمرو در سراسر نقشه جهانی از مکانیک کوانتومی باشند ، سوال محتمل این است که کدام مسیر را باید انتخاب کنیم؟
کدام تاریخچه انبساط ، بعنوان راه حل پیروز غایی، و تنها می تواند وجود داشته باشد، باید "محور یکپارچه سازی" ما را انتخاب کند؟ محققان مسیرهای مختلفی را طی کرده اند.
توروک، فلدبروژ و لنرز در مقاله خود در سال 2017 مسیری را در باغ تاریخچه های احتمالی انبساط انتخاب کردند که به دومین راه حل غالب منجر شد.
از نظر آنها، تنها خط مشی معقول آن است که مقادیر واقعی را (در مقابل مقادیر خیالی، که ریشه های مربع اعداد منفی را شامل می شود) برای متغیری به نام "لپس" lapse اسکن کنند .
لپس اساساً ارتفاع هر جهان شاتلکاک ممکن است - فاصله ای که برای رسیدن به یک قطر معین طول می کشد.
به دلیل نداشتن عنصر علّی، تصور لپس lapse مانند تصور معمول ما از زمان نیست.
با این حال، توروک و همکارانش تا حدی بر اساس علیت استدلال میکنند که فقط مقادیر واقعی لپس معنی فیزیکی دارند. و جمع کردن جهانها با مقادیر واقعی لپس به راهحلی بیمعنا و در نوسانات شدید منجر میشود.
توروک در تماس تلفنی گفت: «مردم به شهود استفان ایمان زیادی دارند. "به دلایل خوب - منظورم این است که او احتمالاً بهترین شهود را در این موضوعات در بین همه داشت. اما او همیشه حق نداشت.»
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
〰
📌 electron & UP
🔺برای درک الکترون، ابتدا باید معنی ذره بودن را دریابید. در جهان کوانتومی، همه چیز به طور همزمان هم یک ذره و هم موج است، جایی که بسیاری از خواص دقیق آن را نمی توان کاملاً شناخت. هرچه بیشتر تلاش کنید و موقعیت یک ذره را مشخص کنید، اطلاعات مربوط به تکانه آن را از بین می برید و بالعکس. اگر ذره ناپایدار باشد، طول عمر آن بر میزان توانایی شما در شناخت جرم یا انرژی ذاتی آن تأثیر می گذارد. و اگر ذره دارای یک اسپین ذاتی باشد، اندازهگیری اسپین آن در یک جهت تمام اطلاعاتی را که میتوانید درباره نحوه چرخش آن در جهتهای دیگر بدانید، از بین میبرد.
• الکترونها، مانند همه فرمیونهای اسپین ½ دارند.
اگر آن را در یک لحظه خاص در زمان اندازه گیری کنید، اطلاعات مربوط به ویژگی های آینده آن را نمی توان با دقت دلخواه دانست، حتی اگر قوانین حاکم بر آن کاملاً درک شوند. در جهان کوانتومی، بسیاری از خصوصیات فیزیکی یک عدم قطعیت بنیادین و ذاتی برای آنها دارند.
اما این در مورد همه چیز صادق نیست. قوانین کوانتومی حاکم بر کیهان پیچیدهتر از اجزای غیرمستقیم هستند، مانند عدم قطعیت هایزنبرگ.
• جهان از کوانتوم ها تشکیل شده است که اجزای واقعیت هستند که نمی توان آنها را به اجزای کوچکتر تقسیم کرد. موفقترین مدل آن ، از کوچکترین مؤلفههای بنیادی که واقعیت ما را تشکیل میدهند، به شکل مدل استاندارد با نام خلاقانه به سراغ ما آمده است.
در مدل استاندارد، دو دسته کوانتومی مجزا وجود دارد:
ذرات تشکیل دهنده ماده و پادماده در جهان مادی ما، که فرمیون و ذراتی که مسئول نیروهایی هستند که بر تعاملات آنها حاکم اند و به نام بوزون شناخته می شوند .
✓ تصویر عدم قطعیت ذاتی بین موقعیت و تکانه در سطح کوانتومی. محدودیتی برای اندازه گیری همزمان این دو کمیت وجود دارد، و عدم قطعیت در جاهایی که مردم اغلب انتظارش را ندارند ظاهر می شود .
📌@higgs_field
〰
📌 electron & UP
🔺برای درک الکترون، ابتدا باید معنی ذره بودن را دریابید. در جهان کوانتومی، همه چیز به طور همزمان هم یک ذره و هم موج است، جایی که بسیاری از خواص دقیق آن را نمی توان کاملاً شناخت. هرچه بیشتر تلاش کنید و موقعیت یک ذره را مشخص کنید، اطلاعات مربوط به تکانه آن را از بین می برید و بالعکس. اگر ذره ناپایدار باشد، طول عمر آن بر میزان توانایی شما در شناخت جرم یا انرژی ذاتی آن تأثیر می گذارد. و اگر ذره دارای یک اسپین ذاتی باشد، اندازهگیری اسپین آن در یک جهت تمام اطلاعاتی را که میتوانید درباره نحوه چرخش آن در جهتهای دیگر بدانید، از بین میبرد.
• الکترونها، مانند همه فرمیونهای اسپین ½ دارند.
اگر آن را در یک لحظه خاص در زمان اندازه گیری کنید، اطلاعات مربوط به ویژگی های آینده آن را نمی توان با دقت دلخواه دانست، حتی اگر قوانین حاکم بر آن کاملاً درک شوند. در جهان کوانتومی، بسیاری از خصوصیات فیزیکی یک عدم قطعیت بنیادین و ذاتی برای آنها دارند.
اما این در مورد همه چیز صادق نیست. قوانین کوانتومی حاکم بر کیهان پیچیدهتر از اجزای غیرمستقیم هستند، مانند عدم قطعیت هایزنبرگ.
• جهان از کوانتوم ها تشکیل شده است که اجزای واقعیت هستند که نمی توان آنها را به اجزای کوچکتر تقسیم کرد. موفقترین مدل آن ، از کوچکترین مؤلفههای بنیادی که واقعیت ما را تشکیل میدهند، به شکل مدل استاندارد با نام خلاقانه به سراغ ما آمده است.
در مدل استاندارد، دو دسته کوانتومی مجزا وجود دارد:
ذرات تشکیل دهنده ماده و پادماده در جهان مادی ما، که فرمیون و ذراتی که مسئول نیروهایی هستند که بر تعاملات آنها حاکم اند و به نام بوزون شناخته می شوند .
✓ تصویر عدم قطعیت ذاتی بین موقعیت و تکانه در سطح کوانتومی. محدودیتی برای اندازه گیری همزمان این دو کمیت وجود دارد، و عدم قطعیت در جاهایی که مردم اغلب انتظارش را ندارند ظاهر می شود .
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
〰
📌تشخیص دمای شی از طیف تابشی مرئی آن
🔺اگر جسم سیاهی را گرم کنیم ، در دما های متفاوت نورهای با طول موج های متفاوتی را از خود پخش خواهد کرد و این نورها تمام طیف نور مرئی را شامل می شود .
رنگ فلز گداخته شده را در ذهن خود تصورکنید ، وقتی تکه ای فولاد ذوب و گداخته می شود ، در ابتدا رنگ آن قرمز نزدیک به سیاه بوده ( قرمز تیره ) بوده و وقتی که بیش تر گرم می شود ، رنگی بین آبی و سفید ( آبی روشن ) به خود می گیرد . این پدیده رابطه بین رنگ و دما را نشان میدهد .
با بیشتر شدن درجه دمای فلز ، رنگ فلز گداخته شده به آبی مایل به بنفش تغییر کرده و سرانجام اشعه فرا بنفش نامرئی از جسم بازتاب می شود ، که چشم ما قادر به دیدن این طیف نور نیست .
وقتی تکه ای فلز را از کوره دور کنیم ، رنگ آن ابتدا زرد ، سپس نارنجی و در اخرقرمز میشود ، بنابراین دمای رنگ براساس رنگ بازتاب شده از جسم سیاه در دمای معین تعریف شده است و با یکای درجه کلوین بیان می شود .
دمای رنگ بالاتر از ۴۰۰۰ درجه کلوین به عنوان نور سرد و دمای رنگ کم تر از ۳۰۰۰ درجه کلوین به عنوان نور گرم تعریف می شود .
📌@higgs_field
〰
📌تشخیص دمای شی از طیف تابشی مرئی آن
🔺اگر جسم سیاهی را گرم کنیم ، در دما های متفاوت نورهای با طول موج های متفاوتی را از خود پخش خواهد کرد و این نورها تمام طیف نور مرئی را شامل می شود .
رنگ فلز گداخته شده را در ذهن خود تصورکنید ، وقتی تکه ای فولاد ذوب و گداخته می شود ، در ابتدا رنگ آن قرمز نزدیک به سیاه بوده ( قرمز تیره ) بوده و وقتی که بیش تر گرم می شود ، رنگی بین آبی و سفید ( آبی روشن ) به خود می گیرد . این پدیده رابطه بین رنگ و دما را نشان میدهد .
با بیشتر شدن درجه دمای فلز ، رنگ فلز گداخته شده به آبی مایل به بنفش تغییر کرده و سرانجام اشعه فرا بنفش نامرئی از جسم بازتاب می شود ، که چشم ما قادر به دیدن این طیف نور نیست .
وقتی تکه ای فلز را از کوره دور کنیم ، رنگ آن ابتدا زرد ، سپس نارنجی و در اخرقرمز میشود ، بنابراین دمای رنگ براساس رنگ بازتاب شده از جسم سیاه در دمای معین تعریف شده است و با یکای درجه کلوین بیان می شود .
دمای رنگ بالاتر از ۴۰۰۰ درجه کلوین به عنوان نور سرد و دمای رنگ کم تر از ۳۰۰۰ درجه کلوین به عنوان نور گرم تعریف می شود .
📌@higgs_field
〰
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
📌What Goes On in a Proton? Quark Math Still Conflicts With Experiments.
CHARLIE WOOD
Two ways of approximating the ultra-complicated math that governs quark particles have recently come into conflict, leaving physicists unsure what their decades-old theory predicts.
proton consists of three quarks bound together by a field of gluons. These components were simulated using an approach called lattice QCD.
در پروتون چه می گذرد؟ ریاضی کوارک هنوز با آزمایش ها در تضاد است.
توسط چارلی وود
دو روش برای تقریب ریاضی بسیار پیچیده که بر ذرات کوارک حاکم است اخیراً با هم تضاد پیدا کرده اند و فیزیکدانان چندان مطمئن نیستند که تئوری چند ده ساله آنها چه پیش بینی می کند.
پروتون از سه کوارک تشکیل شده است که توسط میدانی از گلوئون ها به هم متصل شده اند. این مؤلفهها با استفاده از رویکردی به نام شبکه QCD شبیهسازی شدند.
P → 1
📌@higgs_field
〰
📌What Goes On in a Proton? Quark Math Still Conflicts With Experiments.
CHARLIE WOOD
Two ways of approximating the ultra-complicated math that governs quark particles have recently come into conflict, leaving physicists unsure what their decades-old theory predicts.
proton consists of three quarks bound together by a field of gluons. These components were simulated using an approach called lattice QCD.
در پروتون چه می گذرد؟ ریاضی کوارک هنوز با آزمایش ها در تضاد است.
توسط چارلی وود
دو روش برای تقریب ریاضی بسیار پیچیده که بر ذرات کوارک حاکم است اخیراً با هم تضاد پیدا کرده اند و فیزیکدانان چندان مطمئن نیستند که تئوری چند ده ساله آنها چه پیش بینی می کند.
پروتون از سه کوارک تشکیل شده است که توسط میدانی از گلوئون ها به هم متصل شده اند. این مؤلفهها با استفاده از رویکردی به نام شبکه QCD شبیهسازی شدند.
P → 1
📌@higgs_field
〰
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
〰
📌#چالش اختصاصی کوانتوم مکانیک
🔺حتما همگی دود کش های کشتی های بزرگ و نیروگاه ها و یا هتا کابل های فولادی نگه دارنده پل های معلق را دیده اید . کوچکترین نسیمی میتواند این سازه ها را وارد فاز رزونانس یا تشدید کرده و از هم بپاشد . راه حل چیست ؟
« هم مکانیسم اثر نسیم بر این سازه ها و هم راه حل را بفرمایید »
← مسیر تاوه ای فون کارمان ، راه حل ایجاد بافت مارپیچی با طناب به دور سازه است ، در دودکش نیروگاه ها و کابل ها و پل های معلق این مهم رعایت می گردد .
https://t.me/higgs_group/32354
📌@higgs_field
〰
📌#چالش اختصاصی کوانتوم مکانیک
🔺حتما همگی دود کش های کشتی های بزرگ و نیروگاه ها و یا هتا کابل های فولادی نگه دارنده پل های معلق را دیده اید . کوچکترین نسیمی میتواند این سازه ها را وارد فاز رزونانس یا تشدید کرده و از هم بپاشد . راه حل چیست ؟
« هم مکانیسم اثر نسیم بر این سازه ها و هم راه حل را بفرمایید »
← مسیر تاوه ای فون کارمان ، راه حل ایجاد بافت مارپیچی با طناب به دور سازه است ، در دودکش نیروگاه ها و کابل ها و پل های معلق این مهم رعایت می گردد .
https://t.me/higgs_group/32354
📌@higgs_field
〰
📌پاسخ چالش
• راهگون تاوه ای فون کارمن
🔺در دینامیک سیالات مسیر تاوهای فونکارمان ( von Kármán vortex street) به الگوی تکرارشوندهای از حرکت چرخشی تاوه (Vortex) بر اثر جدایش جریان سیال حول جسمی غیرخط جریانی و ضخیم و در شرایط ناپایا گفته میشود. به پاسداشت زحمات مهندس و دانشمند مشهور در زمینهٔ دینامیک سیالات، تئودوره فون کارمان، این پدیده به این نام شهرت یافت. لرزش سیمهای خطوط تلفن، ارتعاشات خطوط انتقال برق و ارتعاشات آنتن خودروهای در حال حرکت در سامانهّای بیسیم از جمله نشانههای این پدیده هستند.
• راه حل:
🔺با تعبیه کردن پرههای مارپیچی حول لولههای دودکش مرتفع، از وقوع پدیدهٔ مسیر تاوهای فون کارمان و ارتعاشات متعاقب آن جلوگیری میشود.
در وضعیتی که جریان سیال هنوز چندان آشفته نشدهاست، حول ساختمانهای مرتفع امکان تشکیل خیابان گردابههای فونکارمن وجود دارد و هرچه ارتفاع سازه بیشتر باشد، قدرت تاوهها نیز بیشتر خواهد بود. در مناطق شهری که بسیاری از ساختمانهای مرتفع کنار یکدیگر و با فاصلهٔ کم ساخته شدهاند، شکلگیری طیف منظمی از این تاوهها محتمل نخواهد بود.
در مجموع در هر وضعیتی که بتوان برهمکنش میان سازه و سیال در اعداد رینولدز نسبتاً بالا را متصور شد، به علت تشکیل بارهایی متنوع و مخرب روی سازه، باید راهکارهایی مهندسی شده برای مقابله با این پدیده در نظر گرفته شود.
زیردریاییها، دودکشهای صنعتی و آسمانخراشها همگی مثالهایی از این سازهها بهشمار میروند. یک ایدهٔ ابتدایی برای آنکه از وقوع چنین ارتعاشات ناخواستهای در سازههایی با هندسهٔ استوانهای شکل جلوگیری شود، نصب پرههایی در عرض سازه است تا به نوعی طول مشخصهٔ سازه را افزایش داده و عدد رینولدز بحرانی را برای شکلگیری این گردابهها بالاتر ببرد (در یکی از ویدیوها این راهکار شبیهسازی شدهاست). با توجه به اینکه برای سازههای عظیمی چون آسمانخراشها و برجهای صنعتی وزش باد و تشکیل تاوه از تمامی جهات محتمل است، برای این موارد پرههای مارپیچی شبیه به حدیدهٔ پیچها در بخشهای فوقانی سازه تعبیه میشود تا با برهم زدن تقارن سه بعدی سازه، تجمیع تاوهها و تشکیل خیابان گردابهها به حداقل برسد. یک راهکار دیگر برای فائق آمدن بر این مشکل در سازههای مرتفع، ساخت سازه با قطر متغیر در طی افزایش ارتفاع است. از چنین سازههایی با عنوان سازههای سرباریک (tapering) نیز یاد میشود.
هدف اساسی از این کار، جلوگیری از یکسان شدن فرکانس طبیعی سیستم در تمامی مقاطع است و به این ترتیب میتوان از وقوع پدیدهٔ تشدید جلوگیری کرد. وقوع مسیر تاوهای فون کارمان برای برجهای خنککننده ساخته شده از بتون باعث بروز ناپایداریهای بسیار مخربی میشود.
• در سال ۱۹۶۵ سه برج خنککننده در نیروگاه فریبریج در ناحیهٔ یورکشر غربی انگلستان بر اثر وزش بادهای سهمگین و روی دادن این پدیده تخریب شدند. همچنین تا مدتها دانشمندان بر این باور بودند که دلیل اصلی تخریب پل تاکومای واشینگتن آمریکا نیز بر اثر تاوههای فون کارمان است، هرچند که بعدها ثابت شد این پدیده بر اثر پدیدهای به نام باللرزه هواکشسانی (aeroelastic flutter) رخ داده است. همچنین در هنگام نشستن هواپیماها و پرندهها، پدیدهٔ تاوههای فون کارمان از مهمترین مسائل بهشمار میرود.
منبع ویکی پدیا
📌@higgs_field
〰
• راهگون تاوه ای فون کارمن
🔺در دینامیک سیالات مسیر تاوهای فونکارمان ( von Kármán vortex street) به الگوی تکرارشوندهای از حرکت چرخشی تاوه (Vortex) بر اثر جدایش جریان سیال حول جسمی غیرخط جریانی و ضخیم و در شرایط ناپایا گفته میشود. به پاسداشت زحمات مهندس و دانشمند مشهور در زمینهٔ دینامیک سیالات، تئودوره فون کارمان، این پدیده به این نام شهرت یافت. لرزش سیمهای خطوط تلفن، ارتعاشات خطوط انتقال برق و ارتعاشات آنتن خودروهای در حال حرکت در سامانهّای بیسیم از جمله نشانههای این پدیده هستند.
• راه حل:
🔺با تعبیه کردن پرههای مارپیچی حول لولههای دودکش مرتفع، از وقوع پدیدهٔ مسیر تاوهای فون کارمان و ارتعاشات متعاقب آن جلوگیری میشود.
در وضعیتی که جریان سیال هنوز چندان آشفته نشدهاست، حول ساختمانهای مرتفع امکان تشکیل خیابان گردابههای فونکارمن وجود دارد و هرچه ارتفاع سازه بیشتر باشد، قدرت تاوهها نیز بیشتر خواهد بود. در مناطق شهری که بسیاری از ساختمانهای مرتفع کنار یکدیگر و با فاصلهٔ کم ساخته شدهاند، شکلگیری طیف منظمی از این تاوهها محتمل نخواهد بود.
در مجموع در هر وضعیتی که بتوان برهمکنش میان سازه و سیال در اعداد رینولدز نسبتاً بالا را متصور شد، به علت تشکیل بارهایی متنوع و مخرب روی سازه، باید راهکارهایی مهندسی شده برای مقابله با این پدیده در نظر گرفته شود.
زیردریاییها، دودکشهای صنعتی و آسمانخراشها همگی مثالهایی از این سازهها بهشمار میروند. یک ایدهٔ ابتدایی برای آنکه از وقوع چنین ارتعاشات ناخواستهای در سازههایی با هندسهٔ استوانهای شکل جلوگیری شود، نصب پرههایی در عرض سازه است تا به نوعی طول مشخصهٔ سازه را افزایش داده و عدد رینولدز بحرانی را برای شکلگیری این گردابهها بالاتر ببرد (در یکی از ویدیوها این راهکار شبیهسازی شدهاست). با توجه به اینکه برای سازههای عظیمی چون آسمانخراشها و برجهای صنعتی وزش باد و تشکیل تاوه از تمامی جهات محتمل است، برای این موارد پرههای مارپیچی شبیه به حدیدهٔ پیچها در بخشهای فوقانی سازه تعبیه میشود تا با برهم زدن تقارن سه بعدی سازه، تجمیع تاوهها و تشکیل خیابان گردابهها به حداقل برسد. یک راهکار دیگر برای فائق آمدن بر این مشکل در سازههای مرتفع، ساخت سازه با قطر متغیر در طی افزایش ارتفاع است. از چنین سازههایی با عنوان سازههای سرباریک (tapering) نیز یاد میشود.
هدف اساسی از این کار، جلوگیری از یکسان شدن فرکانس طبیعی سیستم در تمامی مقاطع است و به این ترتیب میتوان از وقوع پدیدهٔ تشدید جلوگیری کرد. وقوع مسیر تاوهای فون کارمان برای برجهای خنککننده ساخته شده از بتون باعث بروز ناپایداریهای بسیار مخربی میشود.
• در سال ۱۹۶۵ سه برج خنککننده در نیروگاه فریبریج در ناحیهٔ یورکشر غربی انگلستان بر اثر وزش بادهای سهمگین و روی دادن این پدیده تخریب شدند. همچنین تا مدتها دانشمندان بر این باور بودند که دلیل اصلی تخریب پل تاکومای واشینگتن آمریکا نیز بر اثر تاوههای فون کارمان است، هرچند که بعدها ثابت شد این پدیده بر اثر پدیدهای به نام باللرزه هواکشسانی (aeroelastic flutter) رخ داده است. همچنین در هنگام نشستن هواپیماها و پرندهها، پدیدهٔ تاوههای فون کارمان از مهمترین مسائل بهشمار میرود.
منبع ویکی پدیا
📌@higgs_field
〰
Wikipedia
مسیر تاوهای فون کارمان
در دینامیک سیالات مسیر تاوهای فونکارمان (به انگلیسی: von Kármán vortex street) (یا راهگون تاوهای فونکارمان) به الگوی تکرارشوندهای از حرکت چرخشی تاوه (Vortex) بر اثر جدایش جریان سیال حول جسمی غیرخط جریانی و ضخیم و در شرایط ناپایا گفته میشود. به پاسداشت…
〰
🔺In December 1925, Erwin Schroedinger went on Christmas holiday to the Villa Frisia in Arosa, Switzerland along with a companion (whose name is lost to history). Soon thereafter he emerged with his revolutionary wave equation of quantum mechanics
🔺در دسامبر 1925، اروین شرودینگر در تعطیلات کریسمس به به ویلا فریزیا در آروسا، سوئیس به همراهی زنی که نام وی لابلای تاریخ گم شده ، رفت. و به زودی پس از آن، او با معادله موج شرودینگر ، موج انقلابی خود در مکانیک کوانتومی ظهور کرد.
✓ پانویس: ( بخشی از افکار عمومی ، مداوم از لذت جویی و معشوقه خواهی شرودینگر انتقاد می کردند ماری کوری را که پس از مرگ پیتر کوری تنها شده بود بعلت رابطه با مردی متاهل سرزنش می کردند و پیرمرد انیشتین را در میانسالی بخاطر گرفتن معشوقه مورد قضاوت قرار می دادند )
📌@higgs_field
〰
🔺In December 1925, Erwin Schroedinger went on Christmas holiday to the Villa Frisia in Arosa, Switzerland along with a companion (whose name is lost to history). Soon thereafter he emerged with his revolutionary wave equation of quantum mechanics
🔺در دسامبر 1925، اروین شرودینگر در تعطیلات کریسمس به به ویلا فریزیا در آروسا، سوئیس به همراهی زنی که نام وی لابلای تاریخ گم شده ، رفت. و به زودی پس از آن، او با معادله موج شرودینگر ، موج انقلابی خود در مکانیک کوانتومی ظهور کرد.
✓ پانویس: ( بخشی از افکار عمومی ، مداوم از لذت جویی و معشوقه خواهی شرودینگر انتقاد می کردند ماری کوری را که پس از مرگ پیتر کوری تنها شده بود بعلت رابطه با مردی متاهل سرزنش می کردند و پیرمرد انیشتین را در میانسالی بخاطر گرفتن معشوقه مورد قضاوت قرار می دادند )
📌@higgs_field
〰
👍1
〰
🔺 تصویر شبکه ی فریبنده ، شما را فریب می دهد که فکر کنید در جایی از تصویر خط منحنی وجود دارد، اما نمی توانید آن را پیدا کنید. خطوط و مربعهایی کوچک خاکستری که بهطور هدفمند دارای شکل منحنی اند، دید محیطی شما را وادار میکند تا خطوط سبز را منحنی ادراک کنید .
📌@higgs_field
〰
🔺 تصویر شبکه ی فریبنده ، شما را فریب می دهد که فکر کنید در جایی از تصویر خط منحنی وجود دارد، اما نمی توانید آن را پیدا کنید. خطوط و مربعهایی کوچک خاکستری که بهطور هدفمند دارای شکل منحنی اند، دید محیطی شما را وادار میکند تا خطوط سبز را منحنی ادراک کنید .
📌@higgs_field
〰
👍1