♾
🔺 خطای دید
The peripheral drift illusion (PDI) refers to a motion illusion generated by the presentation of a sawtooth luminance grating in the visual periphery. This illusion was first described by Faubert and Herbert (1999), although a similar effect called the "escalator illusion" was reported by Fraser and Wilcox (1979).
📌@higgs_field
♾
🔺 خطای دید
The peripheral drift illusion (PDI) refers to a motion illusion generated by the presentation of a sawtooth luminance grating in the visual periphery. This illusion was first described by Faubert and Herbert (1999), although a similar effect called the "escalator illusion" was reported by Fraser and Wilcox (1979).
📌@higgs_field
♾
♾
🔺آنتالپی Enthalpie
یا اندرتافت یا درونگرمی مقدار کل محتوای انرژی یک سامانه در فشار و دما ثابت است. آنتالپی جمع انرژی درونی سیستم و حاصلضرب فشار و حجم آن است. واحد اندازهگیری آنتالپی در سامانه استاندارد بینالمللی یکاهاژول (J) نام دارد. آنتالپی بهوسیله رابطه زیر محاسبه میشود:
H=E+PV
که H نمایانگر آنتالپی سیستم (در واحد ژول)، E نمایانگر انرژی درونی سامانه (در واحد ژول)، P نمایانگر میزان فشار در مرز سامانه (در واحد پاسکال) و V نمایانگر حجم سامانه (در واحد مترمکعب) میباشد.
تغییرات آنتالپی یک تابع حالت است به این معنی که مقدار آن تنها به حالتهای آغازی و پایانی فرایند بستگی دارد و تغییرات در مسیر انجام واکنش با استفاده از آن تابع قابل بررسی نیست. در نمودار سایکرومتریک بخشی به آنتالپی اختصاص داده شدهاست.
🔺تغییرات آنتالپی
تغییر آنتالپی یا ΔH عبارت است از میزان گرمایی که در تبدیل واکنش دهنده(ها) به فراورده(ها) در یک واکنش شیمیایی مبادله میشود معمولاً تغییرات آنتالپی واکنشها را در دستگاههای آنالیز مورد سنجش قرار میدهند. در این نوع واکنشها تغییر حجم برابر صفر نیست و تغییر آنتالپی معمولاً منفی بدست میآید.
🔺تغییرات آنتالپی در واکنشهای گرماگیر
در واکنش گرماگیر این تغییرات مثبت است یعنی آنتالپی سیستم در صورتی که واکنش گرماگیر باشد افزایش خواهد یافت. در این واکنشها به دلیل مثبت بودن آنتالپی امکان منفی بودن آنتروپیوجود ندارد.
🔺تغییرات آنتالپی در واکنشهای گرماده
تغییرات آنتالپی واکنش گرمازا منفی است یعنی آنتالپی سیستمهایی که در آنها واکنش گرمازا انجام میشوند کاهش مییابد.
🔺آنتالپی و انرژی درونی
آنتالپی با انرژی درونی مرتبط است. مقدار کار مربوط به تغییر حجمنمونه ناشی از واکنش سیستم تفاوت این دو را موجب میشود.
🔺روش اندازهگیری تغییرات آنتالپی
تغییرات آنتالپی را در روش غیرمستقیم با استفاده از روشکالریمتری سنجشی مقیاسی تعیین میکنند و از مشتق آن مقدارظرفیت حرارتی ویژه نمونه را به دست میآورند. در روش مستقیم از نوعی کالری متر تحت عنوان گرماسنج لیوانی استفاده میشود که تنها برای اندازهگیری گرمای واکنشها در فشار ثابت استفاده میشود.
آنتالپی سوختن، تغییر آنتالپی هنگام سوختن یک مول ماده در میزان کافی از گاز اکسیژن (واکنش یک مول ماده با اکسیژن) را نشان میدهد.
📌@higgs_field
♾
🔺آنتالپی Enthalpie
یا اندرتافت یا درونگرمی مقدار کل محتوای انرژی یک سامانه در فشار و دما ثابت است. آنتالپی جمع انرژی درونی سیستم و حاصلضرب فشار و حجم آن است. واحد اندازهگیری آنتالپی در سامانه استاندارد بینالمللی یکاهاژول (J) نام دارد. آنتالپی بهوسیله رابطه زیر محاسبه میشود:
H=E+PV
که H نمایانگر آنتالپی سیستم (در واحد ژول)، E نمایانگر انرژی درونی سامانه (در واحد ژول)، P نمایانگر میزان فشار در مرز سامانه (در واحد پاسکال) و V نمایانگر حجم سامانه (در واحد مترمکعب) میباشد.
تغییرات آنتالپی یک تابع حالت است به این معنی که مقدار آن تنها به حالتهای آغازی و پایانی فرایند بستگی دارد و تغییرات در مسیر انجام واکنش با استفاده از آن تابع قابل بررسی نیست. در نمودار سایکرومتریک بخشی به آنتالپی اختصاص داده شدهاست.
🔺تغییرات آنتالپی
تغییر آنتالپی یا ΔH عبارت است از میزان گرمایی که در تبدیل واکنش دهنده(ها) به فراورده(ها) در یک واکنش شیمیایی مبادله میشود معمولاً تغییرات آنتالپی واکنشها را در دستگاههای آنالیز مورد سنجش قرار میدهند. در این نوع واکنشها تغییر حجم برابر صفر نیست و تغییر آنتالپی معمولاً منفی بدست میآید.
🔺تغییرات آنتالپی در واکنشهای گرماگیر
در واکنش گرماگیر این تغییرات مثبت است یعنی آنتالپی سیستم در صورتی که واکنش گرماگیر باشد افزایش خواهد یافت. در این واکنشها به دلیل مثبت بودن آنتالپی امکان منفی بودن آنتروپیوجود ندارد.
🔺تغییرات آنتالپی در واکنشهای گرماده
تغییرات آنتالپی واکنش گرمازا منفی است یعنی آنتالپی سیستمهایی که در آنها واکنش گرمازا انجام میشوند کاهش مییابد.
🔺آنتالپی و انرژی درونی
آنتالپی با انرژی درونی مرتبط است. مقدار کار مربوط به تغییر حجمنمونه ناشی از واکنش سیستم تفاوت این دو را موجب میشود.
🔺روش اندازهگیری تغییرات آنتالپی
تغییرات آنتالپی را در روش غیرمستقیم با استفاده از روشکالریمتری سنجشی مقیاسی تعیین میکنند و از مشتق آن مقدارظرفیت حرارتی ویژه نمونه را به دست میآورند. در روش مستقیم از نوعی کالری متر تحت عنوان گرماسنج لیوانی استفاده میشود که تنها برای اندازهگیری گرمای واکنشها در فشار ثابت استفاده میشود.
آنتالپی سوختن، تغییر آنتالپی هنگام سوختن یک مول ماده در میزان کافی از گاز اکسیژن (واکنش یک مول ماده با اکسیژن) را نشان میدهد.
📌@higgs_field
♾
Telegram
attach 📎
♾
📌اسرار کوانتوم
قسمت نهم
🔺بل و برهاناش
مشکل «رفتار غریب در فاصله»ی انشتین، بعد از مرگاش در سال 1955 و حتی پس از مرگ بور در سال 1962، حلنشده باقی ماند. درسال 1964، یک فیزیکدان ایرلندی به نام «جان بل» (John Bell) مقالهای منتشر ساخت با عنوان «در باب مسئلهی متغیرهای پنهان در مکانیک کوانتوم». بل در ابتدا، این ایدهی انشتین را که احتمالاً متغیرهای پنهانی وجود دارد، تأیید کرد. وی در مقالهاش، آزمایشی ارائه کرد تا معلوم شود آیا متغیرهای پنهان میتوانند دلیلی برای آنچه مشاهده شده باشند، یا نه. تنها زمانی حل شد که بل این برهان را مطرح کرد و کلازر با انجام آزمایشی نشان داد که بور، درست میگفته است.
در آزمایش بل، دو ذرهی درهمتنیده، ایجاد شده و به سمت دو فرد فرستاده میشوند (به عنوان مثال آلیس و باب). سپس، این دو نفر، ذرهها را مورد آزمایش قرار میدهند تا ویژگیهای مکمل آنها مشخص شود. درک جزئیات آزمایش، دشوار است، اما بل توانست نشان دهد که طی آزمایشات متعدد، در صورت وجود ویژگیها از ابتدا، تعداد دفعاتی که آلیس و باب نتایج یکسانی گزارش میکنند، ، در مقایسه با وضعیتی که ویژگیها در زمان بررسی و اندازهگیری فوتون اول، ایجاد شوند، متفاوت خواهد بود. بل تصور میکرد پس از آن که برهانش را (که اغلب به دلیل یکی از پیشبینیهایش «نادرستی بل» خوانده میشود) منتشر کند، سالها طول خواهد کشید تا کسی بتواند در آزمایشی واقعی، آن را امتحان کند. اما تنها یک سال بعد، یکی از فارغالتحصیلان متهور دانشگاه کلمبیا، «جان کلازر» (John Clauser) توانست صورت سادهای از این آزمایش را انجام دهد. او نشان داد رفتار فوتونها مطابق همان چیزی است که توسط فیزیک کوانتوم پیشبینی شده، نه آنچه که از تئوری «متغیر پنهان» انتظار میرود. یک دانشمند دیگر به نام «آلن اسپکت» (Alen Aspect) بعدها طی آزمایشاتی با دقت و صحت بیشتر، ثابت کرد برخلاف تردیدهای انشتین، بیشک «رفتار غریب در فاصله» در جهان کوانتوم وجود دارد.
کار علمی بل، در حوزه ی تجربی، سرآغازی بود برای آنچه که تصور میشد بیشتر موضوعی است فلسفی. وی چنان تأثیر به سزایی داشت که «هنری استپ» (Henry Stapp) از لابراتوار لورنس برکلی کالیفرنیا، عملکرد بل در حوزهی فیزیک کوانتوم را «ژرفترین کشف علمی» نام نهاد.
🔺تفسیر بوهم
بل، علیرغم این که خود، صحت تئوری کوانتوم را اثبات کرده بود، اما به دلیل وابستگی تفسیر استاندارد کپنهاگ به مشاهده، برای شکستن تابع موج و حقیقی شدن یک ذره (و به همان ترتیب یک گربه)، از این تفسیر پشتیبانی نمیکرد. بل، تفسیر ارائه شده توسط دیوید بوهم (David Bohm) فیزیکدان را منطقیتر یافت. برای درک تفسیر بوهم، بازگشت به مثالمان در قسمت اول دربارهی نگاه کردن به ستارهی اپسیلون جبار در برج شکارچی، میتواند کمک شایانی باشد. در بحث خود دربارهی تفسیر کوپنهاگ، دیدیم که یک فوتون- یک ذرهی نور- در واقع اپسیلون جبار را ترک نمیکند، بلکه، این موج احتمال است که به چشمان ما میرسد. در تفسیر بوهم، فوتونی واقعی، که توسط یک نیروی «پتانسیل کوانتوم» هدایت میشود، از ستاره بیرون میآید. این فوتون، مثل چراغ دریایی، در زمان به عقب برمیگردد تا ذره را به ما برساند. طبق تفسیر بوهم، همه چیز در دنیا به چیزهای دیگر مرتبط است. در این تفسیر، برخلاف تفسیر کوپنهاگ، نیازی به تابع موج نیست تا به محض دیده شدن، بشکند. با این حال، این تفسیر نیز، خالی از ایراد نیست. اگرچه تفسیر بوهم جبرگرایانه است، یعنی با اطلاعات کافی میتوان هرچیزی را که در جهان اتفاق خواهد افتاد را از آغاز پیشبینی کرد، اما برای حرکت به عقب در زمان و طی یک فاصلهی بسیار زیاد، به اطلاعات نیاز هست. به همین دلیل، تفسیر بوهم، طرفداران چندانی میان دانشمندان نداشته است.
📌 @higgs_field
♾
📌اسرار کوانتوم
قسمت نهم
🔺بل و برهاناش
مشکل «رفتار غریب در فاصله»ی انشتین، بعد از مرگاش در سال 1955 و حتی پس از مرگ بور در سال 1962، حلنشده باقی ماند. درسال 1964، یک فیزیکدان ایرلندی به نام «جان بل» (John Bell) مقالهای منتشر ساخت با عنوان «در باب مسئلهی متغیرهای پنهان در مکانیک کوانتوم». بل در ابتدا، این ایدهی انشتین را که احتمالاً متغیرهای پنهانی وجود دارد، تأیید کرد. وی در مقالهاش، آزمایشی ارائه کرد تا معلوم شود آیا متغیرهای پنهان میتوانند دلیلی برای آنچه مشاهده شده باشند، یا نه. تنها زمانی حل شد که بل این برهان را مطرح کرد و کلازر با انجام آزمایشی نشان داد که بور، درست میگفته است.
در آزمایش بل، دو ذرهی درهمتنیده، ایجاد شده و به سمت دو فرد فرستاده میشوند (به عنوان مثال آلیس و باب). سپس، این دو نفر، ذرهها را مورد آزمایش قرار میدهند تا ویژگیهای مکمل آنها مشخص شود. درک جزئیات آزمایش، دشوار است، اما بل توانست نشان دهد که طی آزمایشات متعدد، در صورت وجود ویژگیها از ابتدا، تعداد دفعاتی که آلیس و باب نتایج یکسانی گزارش میکنند، ، در مقایسه با وضعیتی که ویژگیها در زمان بررسی و اندازهگیری فوتون اول، ایجاد شوند، متفاوت خواهد بود. بل تصور میکرد پس از آن که برهانش را (که اغلب به دلیل یکی از پیشبینیهایش «نادرستی بل» خوانده میشود) منتشر کند، سالها طول خواهد کشید تا کسی بتواند در آزمایشی واقعی، آن را امتحان کند. اما تنها یک سال بعد، یکی از فارغالتحصیلان متهور دانشگاه کلمبیا، «جان کلازر» (John Clauser) توانست صورت سادهای از این آزمایش را انجام دهد. او نشان داد رفتار فوتونها مطابق همان چیزی است که توسط فیزیک کوانتوم پیشبینی شده، نه آنچه که از تئوری «متغیر پنهان» انتظار میرود. یک دانشمند دیگر به نام «آلن اسپکت» (Alen Aspect) بعدها طی آزمایشاتی با دقت و صحت بیشتر، ثابت کرد برخلاف تردیدهای انشتین، بیشک «رفتار غریب در فاصله» در جهان کوانتوم وجود دارد.
کار علمی بل، در حوزه ی تجربی، سرآغازی بود برای آنچه که تصور میشد بیشتر موضوعی است فلسفی. وی چنان تأثیر به سزایی داشت که «هنری استپ» (Henry Stapp) از لابراتوار لورنس برکلی کالیفرنیا، عملکرد بل در حوزهی فیزیک کوانتوم را «ژرفترین کشف علمی» نام نهاد.
🔺تفسیر بوهم
بل، علیرغم این که خود، صحت تئوری کوانتوم را اثبات کرده بود، اما به دلیل وابستگی تفسیر استاندارد کپنهاگ به مشاهده، برای شکستن تابع موج و حقیقی شدن یک ذره (و به همان ترتیب یک گربه)، از این تفسیر پشتیبانی نمیکرد. بل، تفسیر ارائه شده توسط دیوید بوهم (David Bohm) فیزیکدان را منطقیتر یافت. برای درک تفسیر بوهم، بازگشت به مثالمان در قسمت اول دربارهی نگاه کردن به ستارهی اپسیلون جبار در برج شکارچی، میتواند کمک شایانی باشد. در بحث خود دربارهی تفسیر کوپنهاگ، دیدیم که یک فوتون- یک ذرهی نور- در واقع اپسیلون جبار را ترک نمیکند، بلکه، این موج احتمال است که به چشمان ما میرسد. در تفسیر بوهم، فوتونی واقعی، که توسط یک نیروی «پتانسیل کوانتوم» هدایت میشود، از ستاره بیرون میآید. این فوتون، مثل چراغ دریایی، در زمان به عقب برمیگردد تا ذره را به ما برساند. طبق تفسیر بوهم، همه چیز در دنیا به چیزهای دیگر مرتبط است. در این تفسیر، برخلاف تفسیر کوپنهاگ، نیازی به تابع موج نیست تا به محض دیده شدن، بشکند. با این حال، این تفسیر نیز، خالی از ایراد نیست. اگرچه تفسیر بوهم جبرگرایانه است، یعنی با اطلاعات کافی میتوان هرچیزی را که در جهان اتفاق خواهد افتاد را از آغاز پیشبینی کرد، اما برای حرکت به عقب در زمان و طی یک فاصلهی بسیار زیاد، به اطلاعات نیاز هست. به همین دلیل، تفسیر بوهم، طرفداران چندانی میان دانشمندان نداشته است.
📌 @higgs_field
♾
Telegram
attach 📎
👍1
♾
📌On Fundamentals of a Moving Particle in Space
Part ⁷
🔺بر خلاف انرژی جنبشی دورانی ناشی از تکانه زاویهای angular momentum معمولی یک ذره در انتهای بازوی شعاعی با جرم موجود، معادل انرژی جرم سکون ذره بنیادی، با داشتن جرم برای شروع، چرخش ذاتی تکانه زاویهای , با فرکانس زاویه ای مدار نوسانگر LC متناظر است .
🔺 که به موجب آن فضا دارای خاصیت تبدیل شدن جرم به ذره در حالت سکون و توانایی حمل انرژی و تکانه در هنگام حرکت به دلیل برهم کنش برون زا است.
🔺تکانه زاویه ای اسپین یک ذره بنیادی به عنوان ویژگی ذاتی آن پذیرفته شده است در حالی که منشا و علت پیدایش آن هنوز توسط هیچ تئوری یا نتیجه تجربی اثبات نشده است.
🔺 گرچه، در اینجا هیچ تلاشی برای ارائه هیچ دلیلی مبنی بر اساس آن از نظر منطقی یا فلسفی انجام ندادهایم، اما با پذیرفتن وجود برتر آن، فقط از پتانسیل ناشی از تأثیرات آن بر دیگر ویژگی ذاتی یک ذره بنیادی استفاده کردهایم، مثلاً.
🔺جرمی همراه با فرکانس زاویه ای و بعد خطی ذاتی که نسخه تعدیل شده از ذره بنیادی منزوی و نقطه ای است .
🔺علاوه بر این، این تکانه زاویه ای ذاتی به عنوان تکانه کلاسیک در نظر گرفته نشده است که با اعمال یک گشتاور خارجی تولید می شود.
تکانه زاویه ای پارتیکل معادل انرژی یک جرم سکون در نظر گرفته شده که منشا آن از فرکانس زاویه ای است که از انرژی نوسانی الکتریکی و مغناطیسی ذخیره شده در فضا سرچشمه می گیرد و باعث تولید ذره جرم مند می شود.
🔺جرم یک ذره بنیادی به واسطه ذره یا ماده دیگری نیست که از یک میدان خارجی به آن اضافه شده باشد ، بلکه یک ویژگی ذاتی است که از تکانه زاویهای چرخشی آن ناشی میشود، در حالی که ذره هرگز به عنوان یک جسم چرخان معمولی در فضا تصور نمیشود، اما آشکارا با پارامتر هایی از قبیل مفاهیمی مانند جرم، فرکانس زاویه ای و بعد خطی، مستقل از یکدیگر، و با هم به تکانه زاویه ای مرتبط اند که نتیجه انرژی تولیدی ذره متناسب با جرم است .
🔺منشأ بار الکتریکی ناشی از تحریک میدان کوانتومی فیزیکی است، صرف نظر از ماهیت ذره ای که میدان را ایجاد می کند.
در حالی که جهت و تقارن برانگیختگی ایجاد کننده بار مثبت یا منفی یا خنثی می شود و به همان ترتیب ممکن است هم ماده و هم ضد ماده تولید شود.
🔺هنگامی برانگیختگی بمقدار کافی بزرگ باشد ، مقدار معادل انرژی سبب یک نسخه از فضای گسترده در محل خودش برای تبدیل شدن به منبع نوسانی بدون مقاومت مدار LC میشود تا پیوسته در نوسان باشد . در نتیجه منبع چرخش ذاتی تکانه ی زاویه ای یک ذره علت ایجاد کننده ذره ای با خاصیت جرمی است.
🔺ذره بنیادی با بار الکتریکی همینطور هر ماده یا ضد ماده ای که به این ترتیب تولید می شود همیشه به صورت مجزا و نه جفت، بلکه فقط به صورت یک ذره منفرد تولید می شود. در حالی که احتمالات به درستی ، تولید ذرات مساوی و مخالف را در بلندمدت بصورت کلی پیشبینی میکند، احتمال تولید ذرات یکسان در یک دوره طولانی مدت نیز وجود دارد.
از آنجایی که این امر ممنوع نیست، اجباری می شود و بنابراین در طول مدت طولانی وجود جهان، نوع خاصی از ذرات زیاد خواهد بود.
🔺بنابراین، ذرات بیشتری با ماهیت خاص وجود دارد، به عنوان مثال ، ذرات ماده در جهان در حال پیدایش باعث تشکیل اجسام مادی می شوند. علاوه بر این، روابط تحلیلی اضافی را می توان در میان خواص ذاتی فوق ذرات بنیادی با مقدار بار الکتریکی متناظر با انرژی الکتریکی یا مغناطیسی معادل انرژی جرم مابقی یافت.
📌 @higgs_field
♾
📌On Fundamentals of a Moving Particle in Space
Part ⁷
🔺بر خلاف انرژی جنبشی دورانی ناشی از تکانه زاویهای angular momentum معمولی یک ذره در انتهای بازوی شعاعی با جرم موجود، معادل انرژی جرم سکون ذره بنیادی، با داشتن جرم برای شروع، چرخش ذاتی تکانه زاویهای , با فرکانس زاویه ای مدار نوسانگر LC متناظر است .
🔺 که به موجب آن فضا دارای خاصیت تبدیل شدن جرم به ذره در حالت سکون و توانایی حمل انرژی و تکانه در هنگام حرکت به دلیل برهم کنش برون زا است.
🔺تکانه زاویه ای اسپین یک ذره بنیادی به عنوان ویژگی ذاتی آن پذیرفته شده است در حالی که منشا و علت پیدایش آن هنوز توسط هیچ تئوری یا نتیجه تجربی اثبات نشده است.
🔺 گرچه، در اینجا هیچ تلاشی برای ارائه هیچ دلیلی مبنی بر اساس آن از نظر منطقی یا فلسفی انجام ندادهایم، اما با پذیرفتن وجود برتر آن، فقط از پتانسیل ناشی از تأثیرات آن بر دیگر ویژگی ذاتی یک ذره بنیادی استفاده کردهایم، مثلاً.
🔺جرمی همراه با فرکانس زاویه ای و بعد خطی ذاتی که نسخه تعدیل شده از ذره بنیادی منزوی و نقطه ای است .
🔺علاوه بر این، این تکانه زاویه ای ذاتی به عنوان تکانه کلاسیک در نظر گرفته نشده است که با اعمال یک گشتاور خارجی تولید می شود.
تکانه زاویه ای پارتیکل معادل انرژی یک جرم سکون در نظر گرفته شده که منشا آن از فرکانس زاویه ای است که از انرژی نوسانی الکتریکی و مغناطیسی ذخیره شده در فضا سرچشمه می گیرد و باعث تولید ذره جرم مند می شود.
🔺جرم یک ذره بنیادی به واسطه ذره یا ماده دیگری نیست که از یک میدان خارجی به آن اضافه شده باشد ، بلکه یک ویژگی ذاتی است که از تکانه زاویهای چرخشی آن ناشی میشود، در حالی که ذره هرگز به عنوان یک جسم چرخان معمولی در فضا تصور نمیشود، اما آشکارا با پارامتر هایی از قبیل مفاهیمی مانند جرم، فرکانس زاویه ای و بعد خطی، مستقل از یکدیگر، و با هم به تکانه زاویه ای مرتبط اند که نتیجه انرژی تولیدی ذره متناسب با جرم است .
🔺منشأ بار الکتریکی ناشی از تحریک میدان کوانتومی فیزیکی است، صرف نظر از ماهیت ذره ای که میدان را ایجاد می کند.
در حالی که جهت و تقارن برانگیختگی ایجاد کننده بار مثبت یا منفی یا خنثی می شود و به همان ترتیب ممکن است هم ماده و هم ضد ماده تولید شود.
🔺هنگامی برانگیختگی بمقدار کافی بزرگ باشد ، مقدار معادل انرژی سبب یک نسخه از فضای گسترده در محل خودش برای تبدیل شدن به منبع نوسانی بدون مقاومت مدار LC میشود تا پیوسته در نوسان باشد . در نتیجه منبع چرخش ذاتی تکانه ی زاویه ای یک ذره علت ایجاد کننده ذره ای با خاصیت جرمی است.
🔺ذره بنیادی با بار الکتریکی همینطور هر ماده یا ضد ماده ای که به این ترتیب تولید می شود همیشه به صورت مجزا و نه جفت، بلکه فقط به صورت یک ذره منفرد تولید می شود. در حالی که احتمالات به درستی ، تولید ذرات مساوی و مخالف را در بلندمدت بصورت کلی پیشبینی میکند، احتمال تولید ذرات یکسان در یک دوره طولانی مدت نیز وجود دارد.
از آنجایی که این امر ممنوع نیست، اجباری می شود و بنابراین در طول مدت طولانی وجود جهان، نوع خاصی از ذرات زیاد خواهد بود.
🔺بنابراین، ذرات بیشتری با ماهیت خاص وجود دارد، به عنوان مثال ، ذرات ماده در جهان در حال پیدایش باعث تشکیل اجسام مادی می شوند. علاوه بر این، روابط تحلیلی اضافی را می توان در میان خواص ذاتی فوق ذرات بنیادی با مقدار بار الکتریکی متناظر با انرژی الکتریکی یا مغناطیسی معادل انرژی جرم مابقی یافت.
📌 @higgs_field
♾
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♾
🔺ما در مدارس ایران بواسطه کابل و شلنگ مورد ضرب و شتم واقع می شدیم . #جنایت و عملی #مجرمانه که نهال های نو رسته را درگیر انواع تنش ها و آسیب های حیطهی #خشونت می سازد . اکنون گویا شرایط بهتر شده اما چرخه ی خشونت از معلم به دانش آموز متوقف نشده است .
معلمان قشر زحمت کشی هستند . نقل معلمان نیست . بحث بر سیستم فشل آموزشی ست که دوران تحصیل را برای دانش آموز به جهنمی پر از خشونت و توهین تبدیل کرده است .
و وای بر کسانی که فهم حقوق اولیه انسانها را ندارند .
📌@higgs_field
♾
🔺ما در مدارس ایران بواسطه کابل و شلنگ مورد ضرب و شتم واقع می شدیم . #جنایت و عملی #مجرمانه که نهال های نو رسته را درگیر انواع تنش ها و آسیب های حیطهی #خشونت می سازد . اکنون گویا شرایط بهتر شده اما چرخه ی خشونت از معلم به دانش آموز متوقف نشده است .
معلمان قشر زحمت کشی هستند . نقل معلمان نیست . بحث بر سیستم فشل آموزشی ست که دوران تحصیل را برای دانش آموز به جهنمی پر از خشونت و توهین تبدیل کرده است .
و وای بر کسانی که فهم حقوق اولیه انسانها را ندارند .
📌@higgs_field
♾
♾
🔺virtual particles
¹ → https://t.me/phys_Q/5083
² → https://t.me/phys_Q/5093
³ → https://t.me/phys_Q/5105
⁴ → https://t.me/phys_Q/5131
⁵ → https://t.me/phys_Q/5159
⁶ → https://t.me/phys_Q/5167
⁷ →https://t.me/phys_Q/5175
پایان
🔺virtual particles
¹ → https://t.me/phys_Q/5083
² → https://t.me/phys_Q/5093
³ → https://t.me/phys_Q/5105
⁴ → https://t.me/phys_Q/5131
⁵ → https://t.me/phys_Q/5159
⁶ → https://t.me/phys_Q/5167
⁷ →https://t.me/phys_Q/5175
پایان
#مفاهیم_بنیادین
🔺ذره ای که به این ترتیب ایجاد می شود نمی تواند معادل نقطه ای باشد که وجود واقعی دارد، بلکه باید نسخه توسعه یافته ای داشته باشد که فضای محدود، هرچند متغیری را اشغال کند.
فضای اشغال شده دارای ظرفیت ذاتی (C) و اندوکتانس (L) مربوط به فرکانس زاویه ای (ω) و بعد خطی ذاتی (r) خواهد بود.
از آنجایی که انرژی میتواند فقط در هنگام جابجایی آشکار شود، مقدار انرژی فوق باید تحت یک تغییر نوسانی بین انرژی الکتریکی و مغناطیسی مشابه مدار LC بدون مقاومت قرار گیرد و در نتیجه همیشه بدون اتلاف انرژی همراه با فرکانس زاویهای بالا (ω) در حال گذار باشد. .
این منجر به ایجاد خصوصیت جرم ذاتی برای ذره بنیادی میشود. به صورت تحلیلی، روابط در زیر نشان داده شدهاند.
→ C = ε * r
→ L = μ * r
→ ω = 1/ √(LC) =c / r
→ = m * r² * ω
→ = S * ω = m c²
C = capacity ظرفیت
L = اندوکتانس
ε = ثابت الکتریکی
μ = ثابت مغناطیسی
r = بعد خطی ذاتی
ω = فرکانس زاویه ای
c = سرعت نور
S = حرکت زاویه ای اسپین
m = جرم
E = انرژی جرم سکون
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🔺بر خلاف انرژی جنبشی دورانی ناشی از تکانه زاویهای angular momentum معمولی یک ذره در انتهای بازوی شعاعی با جرم موجود، معادل انرژی جرم سکون ذره بنیادی، با داشتن جرم برای شروع، چرخش ذاتی تکانه زاویهای , با فرکانس زاویه ای مدار نوسانگر LC متناظر است .
🔺 که به موجب آن فضا دارای خاصیت تبدیل شدن جرم به ذره در حالت سکون و توانایی حمل انرژی و تکانه در هنگام حرکت به دلیل برهم کنش برون زا است.
🔺تکانه زاویه ای اسپین یک ذره بنیادی به عنوان ویژگی ذاتی آن پذیرفته شده است در حالی که منشا و علت پیدایش آن هنوز توسط هیچ تئوری یا نتیجه تجربی اثبات نشده است.
🔺 گرچه، در اینجا هیچ تلاشی برای ارائه هیچ دلیلی مبنی بر اساس آن از نظر منطقی یا فلسفی انجام ندادهایم، اما با پذیرفتن وجود برتر آن، فقط از پتانسیل ناشی از تأثیرات آن بر دیگر ویژگی ذاتی یک ذره بنیادی استفاده کردهایم، مثلاً.
🔺جرمی همراه با فرکانس زاویه ای و بعد خطی ذاتی که نسخه تعدیل شده از ذره بنیادی منزوی و نقطه ای است .
🔺علاوه بر این، این تکانه زاویه ای ذاتی به عنوان تکانه کلاسیک در نظر گرفته نشده است که با اعمال یک گشتاور خارجی تولید می شود.
تکانه زاویه ای پارتیکل معادل انرژی یک جرم سکون در نظر گرفته شده که منشا آن از فرکانس زاویه ای است که از انرژی نوسانی الکتریکی و مغناطیسی ذخیره شده در فضا سرچشمه می گیرد و باعث تولید ذره جرم مند می شود.
🔺جرم یک ذره بنیادی به واسطه ذره یا ماده دیگری نیست که از یک میدان خارجی به آن اضافه شده باشد ، بلکه یک ویژگی ذاتی است که از تکانه زاویهای چرخشی آن ناشی میشود، در حالی که ذره هرگز به عنوان یک جسم چرخان معمولی در فضا تصور نمیشود، اما آشکارا با پارامتر هایی از قبیل مفاهیمی مانند جرم، فرکانس زاویه ای و بعد خطی، مستقل از یکدیگر، و با هم به تکانه زاویه ای مرتبط اند که نتیجه انرژی تولیدی ذره متناسب با جرم است .
🔺منشأ بار الکتریکی ناشی از تحریک میدان کوانتومی فیزیکی است، صرف نظر از ماهیت ذره ای که میدان را ایجاد می کند.
در حالی که جهت و تقارن برانگیختگی ایجاد کننده بار مثبت یا منفی یا خنثی می شود و به همان ترتیب ممکن است هم ماده و هم ضد ماده تولید شود.
E = S * ω = m * c²
E = q²/2C = q² / 2εr
q = k * e
α = e² / (4π ε ħ c)
K² = S / (2π ħ α)
m * r = S /c
m/ω = S / c²
qb = 6e
qf = 5e
نمادها:
q = بار الکتریکی
qb = بار الکتریکی برای ذره بوز
qf = بار الکتریکی برای ذره فرمی
e = بار الکترون
ħ = ثابت کاهیده پلانک
α = ثابت ساختار ظریف
k = چند بار الکترون
روابط فوق ویژگی های زیر را برای ذرات بوز و ذرات فرمی نشان می دهد:
● حاصلضرب جرم (m) و بعد خطی ذاتی (r) ثابت است
● نسبت جرم (m) به فرکانس زاویه ای (w) ثابت است
● بار الکتریکی معادل انرژی جرم سکون ثابت است، بنابراین هر ذرهی بنیادین از کلاس مشابه ، بار الکتریکی یکسانی را در بر میگیرد، با این حال، جرم ذره به فرکانس زاویهای بستگی دارد. و فرکانس زاویه ای بالاتر، جرم ذره بیشتر خواهد بود.
این توضیح میدهد که چرا ذرات با جرم بیشتر ناپایدار هستند و تمایل دارند به ذرات با جرم و فرکانس زاویهای کمتر تجزیه شوند.
✔️〰لطفا این مقاله را دنبال کنید
https://t.me/phys_Q/5113
🔺ذره ای که به این ترتیب ایجاد می شود نمی تواند معادل نقطه ای باشد که وجود واقعی دارد، بلکه باید نسخه توسعه یافته ای داشته باشد که فضای محدود، هرچند متغیری را اشغال کند.
فضای اشغال شده دارای ظرفیت ذاتی (C) و اندوکتانس (L) مربوط به فرکانس زاویه ای (ω) و بعد خطی ذاتی (r) خواهد بود.
از آنجایی که انرژی میتواند فقط در هنگام جابجایی آشکار شود، مقدار انرژی فوق باید تحت یک تغییر نوسانی بین انرژی الکتریکی و مغناطیسی مشابه مدار LC بدون مقاومت قرار گیرد و در نتیجه همیشه بدون اتلاف انرژی همراه با فرکانس زاویهای بالا (ω) در حال گذار باشد. .
این منجر به ایجاد خصوصیت جرم ذاتی برای ذره بنیادی میشود. به صورت تحلیلی، روابط در زیر نشان داده شدهاند.
→ C = ε * r
→ L = μ * r
→ ω = 1/ √(LC) =c / r
→ = m * r² * ω
→ = S * ω = m c²
C = capacity ظرفیت
L = اندوکتانس
ε = ثابت الکتریکی
μ = ثابت مغناطیسی
r = بعد خطی ذاتی
ω = فرکانس زاویه ای
c = سرعت نور
S = حرکت زاویه ای اسپین
m = جرم
E = انرژی جرم سکون
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🔺بر خلاف انرژی جنبشی دورانی ناشی از تکانه زاویهای angular momentum معمولی یک ذره در انتهای بازوی شعاعی با جرم موجود، معادل انرژی جرم سکون ذره بنیادی، با داشتن جرم برای شروع، چرخش ذاتی تکانه زاویهای , با فرکانس زاویه ای مدار نوسانگر LC متناظر است .
🔺 که به موجب آن فضا دارای خاصیت تبدیل شدن جرم به ذره در حالت سکون و توانایی حمل انرژی و تکانه در هنگام حرکت به دلیل برهم کنش برون زا است.
🔺تکانه زاویه ای اسپین یک ذره بنیادی به عنوان ویژگی ذاتی آن پذیرفته شده است در حالی که منشا و علت پیدایش آن هنوز توسط هیچ تئوری یا نتیجه تجربی اثبات نشده است.
🔺 گرچه، در اینجا هیچ تلاشی برای ارائه هیچ دلیلی مبنی بر اساس آن از نظر منطقی یا فلسفی انجام ندادهایم، اما با پذیرفتن وجود برتر آن، فقط از پتانسیل ناشی از تأثیرات آن بر دیگر ویژگی ذاتی یک ذره بنیادی استفاده کردهایم، مثلاً.
🔺جرمی همراه با فرکانس زاویه ای و بعد خطی ذاتی که نسخه تعدیل شده از ذره بنیادی منزوی و نقطه ای است .
🔺علاوه بر این، این تکانه زاویه ای ذاتی به عنوان تکانه کلاسیک در نظر گرفته نشده است که با اعمال یک گشتاور خارجی تولید می شود.
تکانه زاویه ای پارتیکل معادل انرژی یک جرم سکون در نظر گرفته شده که منشا آن از فرکانس زاویه ای است که از انرژی نوسانی الکتریکی و مغناطیسی ذخیره شده در فضا سرچشمه می گیرد و باعث تولید ذره جرم مند می شود.
🔺جرم یک ذره بنیادی به واسطه ذره یا ماده دیگری نیست که از یک میدان خارجی به آن اضافه شده باشد ، بلکه یک ویژگی ذاتی است که از تکانه زاویهای چرخشی آن ناشی میشود، در حالی که ذره هرگز به عنوان یک جسم چرخان معمولی در فضا تصور نمیشود، اما آشکارا با پارامتر هایی از قبیل مفاهیمی مانند جرم، فرکانس زاویه ای و بعد خطی، مستقل از یکدیگر، و با هم به تکانه زاویه ای مرتبط اند که نتیجه انرژی تولیدی ذره متناسب با جرم است .
🔺منشأ بار الکتریکی ناشی از تحریک میدان کوانتومی فیزیکی است، صرف نظر از ماهیت ذره ای که میدان را ایجاد می کند.
در حالی که جهت و تقارن برانگیختگی ایجاد کننده بار مثبت یا منفی یا خنثی می شود و به همان ترتیب ممکن است هم ماده و هم ضد ماده تولید شود.
E = S * ω = m * c²
E = q²/2C = q² / 2εr
q = k * e
α = e² / (4π ε ħ c)
K² = S / (2π ħ α)
m * r = S /c
m/ω = S / c²
qb = 6e
qf = 5e
نمادها:
q = بار الکتریکی
qb = بار الکتریکی برای ذره بوز
qf = بار الکتریکی برای ذره فرمی
e = بار الکترون
ħ = ثابت کاهیده پلانک
α = ثابت ساختار ظریف
k = چند بار الکترون
روابط فوق ویژگی های زیر را برای ذرات بوز و ذرات فرمی نشان می دهد:
● حاصلضرب جرم (m) و بعد خطی ذاتی (r) ثابت است
● نسبت جرم (m) به فرکانس زاویه ای (w) ثابت است
● بار الکتریکی معادل انرژی جرم سکون ثابت است، بنابراین هر ذرهی بنیادین از کلاس مشابه ، بار الکتریکی یکسانی را در بر میگیرد، با این حال، جرم ذره به فرکانس زاویهای بستگی دارد. و فرکانس زاویه ای بالاتر، جرم ذره بیشتر خواهد بود.
این توضیح میدهد که چرا ذرات با جرم بیشتر ناپایدار هستند و تمایل دارند به ذرات با جرم و فرکانس زاویهای کمتر تجزیه شوند.
✔️〰لطفا این مقاله را دنبال کنید
https://t.me/phys_Q/5113
Drop Out
Infected Mushroom
♾
🔻But they all do sort of the same thing, and that is rearrange what you thought
was real, and... hmm... they remind you of the beauty of pretty simple things.
You forget, because you're so busy going from a to z, that there's... hmm ...
24 letters in beetween...
You turn on... tune in... and you drop out...
✔️روشن کن ، کوک کن و رهاش کن ...
🆔 @phys_Q
🔻But they all do sort of the same thing, and that is rearrange what you thought
was real, and... hmm... they remind you of the beauty of pretty simple things.
You forget, because you're so busy going from a to z, that there's... hmm ...
24 letters in beetween...
You turn on... tune in... and you drop out...
✔️روشن کن ، کوک کن و رهاش کن ...
🆔 @phys_Q
♾
📌 اسرار کوانتوم
قسمت دهم
🔺تفسیر دنیاهای چندگانه
شاید مهمترین جایگزین برای تفسیر کپنهاگ در میان فیزیکدانانی که نظریهی کوانتوم را مطالعه میکنند، تفسیر دنیاهای چندگانه (the "Many Worlds" interpretation) باشد. دانشمندان برجستهای همچون استیون هاوکینگ (Stephen Hawking) و ریچارد فاینمن (Richard Feinman) از طرفداران تفسیر دنیاهای چندگانه هستند و روز به روز به حامیان این تفسیر اضافه میشود. تفسیر دنیاهای چندگانه، توسط هیو اِوِرِت سوم (Hugh Everett III)، فارغالتحصیل دانشگاه پرینستون، در ابتدا با نام «فرمولبندی حالت نسبی (the "relative state" formulation) ارائه شد. طبق تفسیر دنیاهای چندگانه، جهان دو شاخه میشود و گربهی شرودینگر، در یک جهان میمیرد و در دیگری زنده میماند.
اورت میگوید تابع موج، هرگز از بین نمیرود. این ایده، آزمایش فرضی گربهی شرودینگر را گسترش میدهد. این فقط گربه نیست که در دو حالت زنده و مرده قرار دارد، بلکه دانشمندی که آزمایش را انجام میدهد نیز به دو دانشمند تبدیل میشود که یکی گربهی مرده را میبیند و دیگری، گربهی زنده را. این دوشاخه شدن، تنها به آزمایش «گربه» محدود نمیشود، بلکه دربارهی تمام نتایج ممکن پدیدههای کوانتومی برای هر ذرهای، صدق میکند. بر اساس این تفسیر، جهان، همچون درختی عظیم که هر شاخهاش، دو شاخه میشود، مرتباً در حال تکثیر به نسخههای متفاوت بیشمار است. جهانهایی موازی وجود دارند که تنها اندکی با جهان ما متفاوتاند و جهانهای دیگری هم هستند که با جهان ما، تفاوت عمدهای دارند.
در واقع، بر اساس نتیجهی منطقی تفسیر دنیاهای چندگانه، هر چیزی که امکانپذیر است، هر قدر هم نامحتمل باشد، در نسخهای از جهان، وجود دارد. در یک جهان، شما رئیس جمهور ایالات متحده هستید و در دیگری، به خاطر کشتار جمعی، در زندان به سر میبرید. ایدهی وجود همهچیز، اگرچه عجیب به نظر میرسد، اما یکی از تعابیری است که حامیان پر و پا قرصی دارد. مکس تگمارک (Max Tegmark)، کیهانشناس، که بر اساس همین تفسیر، سلسله مراتب سطوح دنیاهای چندگانه را طراحی کرده، معتقد است توضیح مجموعهای از جهانها (گاه آن را چندگیتی multiverse نیز مینامند) که در آنها هر چیزی ممکن است، آسانتر از توضیح یک جهان با قوانین مشخص است.«ویژگی مشترک هر چهار سطح چندگیتی، این است که سادهترین و ظریفترین نظریه، اساساً دنیاهای موازی را شامل میشود. برای انکار وجود این دنیاها، باید با اضافهکردن فرضهای فاقد عمومیت و فرایندهایی که اساس تجربی ندارند، تئوری را پیچیده کنیم: فضای متناهی، از بین رفتن تابع موج و عدم تقارن هستیشناسانه. به این ترتیب، در نهایت، رأی ما به جایی میرسد که به نظرمان بیفایدهتر و ناهنجارتر است: دنیاهای چندگانه، یا کلمات چندگانه.
تفسیر دنیاهای چندگانه، به یکی از دشوارترین پرسشهای فلسفی کسانی که به ساخت ماشین زمان اندیشیدهاند، پاسخ میدهد. اگر تنها یک جهان وجود داشته باشد، بازگشت به گذشته با ماشین زمان، و کشتن پدربزرگتان، باعث ایجاد پارادوکس خواهد شد. اما اگر دنیاهای چندگانهی چندگیتی، وجود داشته باشند، دیگر پارادوکسی در کار نیست. در این صورت، کشتن پدربزرگتان، فقط باعث به وجود آمدن گذشتهی متفاوتی خواهد شد که شما در آن حضور ندارید. در شاخهی دیگری از گذشته، پدربزرگتان زنده میماند و شما متولد میشوید. اگر به شاخهی اصلی خود برگردید، پدربزرگتان همچنان زنده خواهد بود. اگر در گذشتهی دیگر، که در آن پدربزرگتان را کشتهاید، باقی بمانید، وجودی غریب خواهید شد بی هیچ گذشتهای.
به جز تفسیر کپنهاگ، بوهم و دنیاهای چندگانه، تفاسیر دیگری نیز از فیزیک کوانتوم وجود دارد. با این حال، به نظر میرسد تمام آنها در نوعی «غرابت»، با هم مشترکاند. هنوز هم فیزیکدانان، بر سر این که کدام یک از این تفاسیر درست است، یا این که اصلاً این تفاسیر درست هستند یا نه، با هم اختلاف نظر دارند. راه حل این مسئله، در دست فیزیکدان باهوشی است که برای اثبات یا رد این تفاسیر، آزمایشی طرح کند .
پایان
📌@higgs_field
♾
📌 اسرار کوانتوم
قسمت دهم
🔺تفسیر دنیاهای چندگانه
شاید مهمترین جایگزین برای تفسیر کپنهاگ در میان فیزیکدانانی که نظریهی کوانتوم را مطالعه میکنند، تفسیر دنیاهای چندگانه (the "Many Worlds" interpretation) باشد. دانشمندان برجستهای همچون استیون هاوکینگ (Stephen Hawking) و ریچارد فاینمن (Richard Feinman) از طرفداران تفسیر دنیاهای چندگانه هستند و روز به روز به حامیان این تفسیر اضافه میشود. تفسیر دنیاهای چندگانه، توسط هیو اِوِرِت سوم (Hugh Everett III)، فارغالتحصیل دانشگاه پرینستون، در ابتدا با نام «فرمولبندی حالت نسبی (the "relative state" formulation) ارائه شد. طبق تفسیر دنیاهای چندگانه، جهان دو شاخه میشود و گربهی شرودینگر، در یک جهان میمیرد و در دیگری زنده میماند.
اورت میگوید تابع موج، هرگز از بین نمیرود. این ایده، آزمایش فرضی گربهی شرودینگر را گسترش میدهد. این فقط گربه نیست که در دو حالت زنده و مرده قرار دارد، بلکه دانشمندی که آزمایش را انجام میدهد نیز به دو دانشمند تبدیل میشود که یکی گربهی مرده را میبیند و دیگری، گربهی زنده را. این دوشاخه شدن، تنها به آزمایش «گربه» محدود نمیشود، بلکه دربارهی تمام نتایج ممکن پدیدههای کوانتومی برای هر ذرهای، صدق میکند. بر اساس این تفسیر، جهان، همچون درختی عظیم که هر شاخهاش، دو شاخه میشود، مرتباً در حال تکثیر به نسخههای متفاوت بیشمار است. جهانهایی موازی وجود دارند که تنها اندکی با جهان ما متفاوتاند و جهانهای دیگری هم هستند که با جهان ما، تفاوت عمدهای دارند.
در واقع، بر اساس نتیجهی منطقی تفسیر دنیاهای چندگانه، هر چیزی که امکانپذیر است، هر قدر هم نامحتمل باشد، در نسخهای از جهان، وجود دارد. در یک جهان، شما رئیس جمهور ایالات متحده هستید و در دیگری، به خاطر کشتار جمعی، در زندان به سر میبرید. ایدهی وجود همهچیز، اگرچه عجیب به نظر میرسد، اما یکی از تعابیری است که حامیان پر و پا قرصی دارد. مکس تگمارک (Max Tegmark)، کیهانشناس، که بر اساس همین تفسیر، سلسله مراتب سطوح دنیاهای چندگانه را طراحی کرده، معتقد است توضیح مجموعهای از جهانها (گاه آن را چندگیتی multiverse نیز مینامند) که در آنها هر چیزی ممکن است، آسانتر از توضیح یک جهان با قوانین مشخص است.«ویژگی مشترک هر چهار سطح چندگیتی، این است که سادهترین و ظریفترین نظریه، اساساً دنیاهای موازی را شامل میشود. برای انکار وجود این دنیاها، باید با اضافهکردن فرضهای فاقد عمومیت و فرایندهایی که اساس تجربی ندارند، تئوری را پیچیده کنیم: فضای متناهی، از بین رفتن تابع موج و عدم تقارن هستیشناسانه. به این ترتیب، در نهایت، رأی ما به جایی میرسد که به نظرمان بیفایدهتر و ناهنجارتر است: دنیاهای چندگانه، یا کلمات چندگانه.
تفسیر دنیاهای چندگانه، به یکی از دشوارترین پرسشهای فلسفی کسانی که به ساخت ماشین زمان اندیشیدهاند، پاسخ میدهد. اگر تنها یک جهان وجود داشته باشد، بازگشت به گذشته با ماشین زمان، و کشتن پدربزرگتان، باعث ایجاد پارادوکس خواهد شد. اما اگر دنیاهای چندگانهی چندگیتی، وجود داشته باشند، دیگر پارادوکسی در کار نیست. در این صورت، کشتن پدربزرگتان، فقط باعث به وجود آمدن گذشتهی متفاوتی خواهد شد که شما در آن حضور ندارید. در شاخهی دیگری از گذشته، پدربزرگتان زنده میماند و شما متولد میشوید. اگر به شاخهی اصلی خود برگردید، پدربزرگتان همچنان زنده خواهد بود. اگر در گذشتهی دیگر، که در آن پدربزرگتان را کشتهاید، باقی بمانید، وجودی غریب خواهید شد بی هیچ گذشتهای.
به جز تفسیر کپنهاگ، بوهم و دنیاهای چندگانه، تفاسیر دیگری نیز از فیزیک کوانتوم وجود دارد. با این حال، به نظر میرسد تمام آنها در نوعی «غرابت»، با هم مشترکاند. هنوز هم فیزیکدانان، بر سر این که کدام یک از این تفاسیر درست است، یا این که اصلاً این تفاسیر درست هستند یا نه، با هم اختلاف نظر دارند. راه حل این مسئله، در دست فیزیکدان باهوشی است که برای اثبات یا رد این تفاسیر، آزمایشی طرح کند .
پایان
📌@higgs_field
♾
Telegram
attach 📎
♾
📌On Fundamentals of a Moving Particle in Space
Part ⁸
〰〰〰〰〰
E = S * ω = m * c²
E = q²/2C = q² / 2εr
q = k * e
α = e² / (4π ε ħ c)
K² = S / (2π ħ α)
m * r = S / c
m/ω = S / c²
qb = 6e
qf = 5e
نمادها:
q = بار الکتریکی
qb = بار الکتریکی برای ذره بوز
qf = بار الکتریکی برای ذره فرمی
e = بار الکترون
ħ = ثابت کاهیده پلانک
α = ثابت ساختار ظریف
k = چند بار الکترون
• روابط فوق ویژگی های زیر را برای ذرات بوز و ذرات فرمی نشان می دهد:
● حاصلضرب جرم (m) و بعد خطی ذاتی (r) ثابت است
● نسبت جرم (m) به فرکانس زاویه ای (w) ثابت است
● بار الکتریکی معادل انرژی جرم سکون ثابت است، بنابراین هر ذرهی بنیادین از کلاس مشابه ، بار الکتریکی یکسانی را در بر میگیرد، با این حال، جرم ذره به فرکانس زاویهای بستگی دارد. و فرکانس زاویه ای بالاتر، جرم ذره بیشتر خواهد بود.
این مهم توضیح میدهد که چرا ذرات با جرم بیشتر ناپایدار هستند و تمایل دارند به ذرات با جرم و فرکانس زاویهای کمتر تجزیه شوند.
علاوه بر این، از آنجایی که حجم اشغال شده توسط فضا متناسب با توان سوم بعد خطی ذاتی است، چگالی انرژی با توان چهارم نسبت معکوس خواهد داشت، بنابراین نسبت به بعد و فرکانس خطی بیش از حد حساس می شود.
این همچنین نشان میدهد که یک ذره بنیادی باید دارای یک جرم، هرچند کوچک، و یک حرکت زاویهای چرخشی ذاتی باشد که باعث آن(جرم) میشود. بنابراین یک فوتون را نمیتوان بدون جرم در نظر گرفت، در حالی که بسته به انرژی جنبشی آن به دلیل حرکت، انرژی جرم سکون به عنوان بخش کوچکی از انرژی کل آن ظاهر میشود.
🔺حرکت یک ذره بنیادی
یک ذره بنیادی را در فضا در حالت سکون در نظر بگیرید، در حالی که میتواند در هر جهت ممکن حرکت کند.
در غیاب هر ذره دیگری در محیط اطراف آن، هیچ تعاملی با ذره دیگر وجود نخواهد داشت، بنابراین در حالت سکون باقی میماند، و هیچ ارتباطی با زمان وجود نخواهد داشت، زیرا زمان بدون حرکت از بین میرود.
ما ممکن است چنین سناریویی را کنار بگذاریم. اکنون اجازه دهید ذره با جرم (m) با سرعت (v) در یک جهت خاص حرکت کند و مراحلی را که در پی خواهد آمد تجزیه و تحلیل کنیم.
✔️این ذره دارای انرژی کل (γmc²) با احتساب انرژی جرمی آن (mc²) خواهد بود. (بخوانید گاما mc²)
✔️با گذشت زمان در بازهی (Δt) ذره به موقعیت جدیدی می رود و فضای جدیدی را اشغال می کند و فضای قبلی را ترک می کند. بنابراین فضای قبلی را با محیط خود عوض می کند.
✔️این کار را با مبادله مقداری از انرژی معادل انرژی جرم سکون (mc²) با محیط انجام می دهد.
✔️این بدان معناست که ذره فضای جدید را با انرژی کل خود اشغال می کند (γmc²) و فضای قبلی با فضای جدید با انرژی جرم سکون معادل (mc²) مبادله می شود. بنابراین بالانس انرژی بازیابی خواهد شد و هیچ تخلف و نقضی وجود نخواهد داشت.
ممکن است بگوییم فضای جدید توسط یک ذره مجازی اشغال شده بود که همان انرژی جرم سکون ذره را دارد.
✔️همچنین به این معنی است که یک ذره مجازی در مجاورت ذره وجود دارد که به آن اجازه میدهد تبادل فوق را انجام دهد و حرکت ذره ممکن را انجام دهد.
در واقعیت، ذره مجازی نیز ممکن است تکانهای خاص داشته باشد، اما با توجه به اصل برهم نهی super position، از مبادله فوق مستقل است.
📌 @higgs_field
♾
📌On Fundamentals of a Moving Particle in Space
Part ⁸
〰〰〰〰〰
E = S * ω = m * c²
E = q²/2C = q² / 2εr
q = k * e
α = e² / (4π ε ħ c)
K² = S / (2π ħ α)
m * r = S / c
m/ω = S / c²
qb = 6e
qf = 5e
نمادها:
q = بار الکتریکی
qb = بار الکتریکی برای ذره بوز
qf = بار الکتریکی برای ذره فرمی
e = بار الکترون
ħ = ثابت کاهیده پلانک
α = ثابت ساختار ظریف
k = چند بار الکترون
• روابط فوق ویژگی های زیر را برای ذرات بوز و ذرات فرمی نشان می دهد:
● حاصلضرب جرم (m) و بعد خطی ذاتی (r) ثابت است
● نسبت جرم (m) به فرکانس زاویه ای (w) ثابت است
● بار الکتریکی معادل انرژی جرم سکون ثابت است، بنابراین هر ذرهی بنیادین از کلاس مشابه ، بار الکتریکی یکسانی را در بر میگیرد، با این حال، جرم ذره به فرکانس زاویهای بستگی دارد. و فرکانس زاویه ای بالاتر، جرم ذره بیشتر خواهد بود.
این مهم توضیح میدهد که چرا ذرات با جرم بیشتر ناپایدار هستند و تمایل دارند به ذرات با جرم و فرکانس زاویهای کمتر تجزیه شوند.
علاوه بر این، از آنجایی که حجم اشغال شده توسط فضا متناسب با توان سوم بعد خطی ذاتی است، چگالی انرژی با توان چهارم نسبت معکوس خواهد داشت، بنابراین نسبت به بعد و فرکانس خطی بیش از حد حساس می شود.
این همچنین نشان میدهد که یک ذره بنیادی باید دارای یک جرم، هرچند کوچک، و یک حرکت زاویهای چرخشی ذاتی باشد که باعث آن(جرم) میشود. بنابراین یک فوتون را نمیتوان بدون جرم در نظر گرفت، در حالی که بسته به انرژی جنبشی آن به دلیل حرکت، انرژی جرم سکون به عنوان بخش کوچکی از انرژی کل آن ظاهر میشود.
🔺حرکت یک ذره بنیادی
یک ذره بنیادی را در فضا در حالت سکون در نظر بگیرید، در حالی که میتواند در هر جهت ممکن حرکت کند.
در غیاب هر ذره دیگری در محیط اطراف آن، هیچ تعاملی با ذره دیگر وجود نخواهد داشت، بنابراین در حالت سکون باقی میماند، و هیچ ارتباطی با زمان وجود نخواهد داشت، زیرا زمان بدون حرکت از بین میرود.
ما ممکن است چنین سناریویی را کنار بگذاریم. اکنون اجازه دهید ذره با جرم (m) با سرعت (v) در یک جهت خاص حرکت کند و مراحلی را که در پی خواهد آمد تجزیه و تحلیل کنیم.
✔️این ذره دارای انرژی کل (γmc²) با احتساب انرژی جرمی آن (mc²) خواهد بود. (بخوانید گاما mc²)
✔️با گذشت زمان در بازهی (Δt) ذره به موقعیت جدیدی می رود و فضای جدیدی را اشغال می کند و فضای قبلی را ترک می کند. بنابراین فضای قبلی را با محیط خود عوض می کند.
✔️این کار را با مبادله مقداری از انرژی معادل انرژی جرم سکون (mc²) با محیط انجام می دهد.
✔️این بدان معناست که ذره فضای جدید را با انرژی کل خود اشغال می کند (γmc²) و فضای قبلی با فضای جدید با انرژی جرم سکون معادل (mc²) مبادله می شود. بنابراین بالانس انرژی بازیابی خواهد شد و هیچ تخلف و نقضی وجود نخواهد داشت.
ممکن است بگوییم فضای جدید توسط یک ذره مجازی اشغال شده بود که همان انرژی جرم سکون ذره را دارد.
✔️همچنین به این معنی است که یک ذره مجازی در مجاورت ذره وجود دارد که به آن اجازه میدهد تبادل فوق را انجام دهد و حرکت ذره ممکن را انجام دهد.
در واقعیت، ذره مجازی نیز ممکن است تکانهای خاص داشته باشد، اما با توجه به اصل برهم نهی super position، از مبادله فوق مستقل است.
📌 @higgs_field
♾
Telegram
attach 📎
♾
🔺مفاهیم #بنیادین
پیوست ۱
🔺فضای اشغال شده دارای ظرفیت ذاتی (C) و اندوکتانس (L) مربوط به فرکانس زاویه ای (ω) و بعد خطی ذاتی (r) خواهد بود.
از آنجایی که انرژی میتواند فقط در هنگام جابجایی آشکار شود، مقدار انرژی فوق باید تحت یک تغییر نوسانی بین انرژی الکتریکی و مغناطیسی مشابه مدار LC بدون مقاومت قرار گیرد و در نتیجه همیشه بدون اتلاف انرژی همراه با فرکانس زاویهای بالا (ω) در حال گذار باشد. .
این منجر به ایجاد خصوصیت جرم ذاتی برای ذره بنیادی میشود. به صورت تحلیلی، روابط در زیر نشان داده شدهاند.
→ C = ε * r
→ L = μ * r
→ ω = 1/ √(LC) =c / r
→ s = m * r² * ω
→ E = S * ω = m c²
C = capacity ظرفیت
L = اندوکتانس
ε = ثابت الکتریکی
μ = ثابت مغناطیسی
r = بعد خطی ذاتی
ω = فرکانس زاویه ای
c = سرعت نور
S = حرکت زاویه ای اسپین
m = جرم
E = انرژی جرم سکون
📌@higgs_field
♾
🔺مفاهیم #بنیادین
پیوست ۱
🔺فضای اشغال شده دارای ظرفیت ذاتی (C) و اندوکتانس (L) مربوط به فرکانس زاویه ای (ω) و بعد خطی ذاتی (r) خواهد بود.
از آنجایی که انرژی میتواند فقط در هنگام جابجایی آشکار شود، مقدار انرژی فوق باید تحت یک تغییر نوسانی بین انرژی الکتریکی و مغناطیسی مشابه مدار LC بدون مقاومت قرار گیرد و در نتیجه همیشه بدون اتلاف انرژی همراه با فرکانس زاویهای بالا (ω) در حال گذار باشد. .
این منجر به ایجاد خصوصیت جرم ذاتی برای ذره بنیادی میشود. به صورت تحلیلی، روابط در زیر نشان داده شدهاند.
→ C = ε * r
→ L = μ * r
→ ω = 1/ √(LC) =c / r
→ s = m * r² * ω
→ E = S * ω = m c²
C = capacity ظرفیت
L = اندوکتانس
ε = ثابت الکتریکی
μ = ثابت مغناطیسی
r = بعد خطی ذاتی
ω = فرکانس زاویه ای
c = سرعت نور
S = حرکت زاویه ای اسپین
m = جرم
E = انرژی جرم سکون
📌@higgs_field
♾
♾
🔺مفاهیم #بنیادین
پیوست ۲
🔺جرمی همراه با فرکانس زاویه ای و بعد خطی ذاتی که نسخه تعدیل شده از ذره بنیادی منزوی و نقطه ای است .
🔺علاوه بر این، این تکانه زاویه ای ذاتی به عنوان تکانه کلاسیک در نظر گرفته نشده است که با اعمال یک گشتاور خارجی تولید می شود.
تکانه زاویه ای پارتیکل معادل انرژی یک جرم سکون در نظر گرفته شده که منشا آن از فرکانس زاویه ای است که از انرژی نوسانی الکتریکی و مغناطیسی ذخیره شده در فضا سرچشمه می گیرد و باعث تولید ذره جرم مند می شود.
🔺جرم یک ذره بنیادی به واسطه ذره یا ماده دیگری نیست که از یک میدان خارجی به آن اضافه شده باشد ، بلکه یک ویژگی ذاتی است که از تکانه زاویهای چرخشی آن ناشی میشود، در حالی که ذره هرگز به عنوان یک جسم چرخان معمولی در فضا تصور نمیشود، اما آشکارا با پارامتر هایی از قبیل مفاهیمی مانند جرم، فرکانس زاویه ای و بعد خطی، مستقل از یکدیگر، و با هم به تکانه زاویه ای مرتبط اند که نتیجه انرژی تولیدی ذره متناسب با جرم است .
🔺منشأ بار الکتریکی ناشی از تحریک میدان کوانتومی فیزیکی است، صرف نظر از ماهیت ذره ای که میدان را ایجاد می کند.
در حالی که جهت و تقارن برانگیختگی ایجاد کننده بار مثبت یا منفی یا خنثی می شود و به همان ترتیب ممکن است هم ماده و هم ضد ماده تولید شود.
E = S * ω = m * c²
E = q²/2C = q² / 2εr
q = k * e
α = e² / (4π ε ħ c)
K² = S / (2π ħ α)
m * r = S /c
m/ω = S / c²
qb = 6e
qf = 5e
نمادها:
q = بار الکتریکی
qb = بار الکتریکی برای ذره بوز
qf = بار الکتریکی برای ذره فرمی
e = بار الکترون
ħ = ثابت کاهیده پلانک
α = ثابت ساختار ظریف
k = چند بار الکترون
📌@higgs_field
♾
🔺مفاهیم #بنیادین
پیوست ۲
🔺جرمی همراه با فرکانس زاویه ای و بعد خطی ذاتی که نسخه تعدیل شده از ذره بنیادی منزوی و نقطه ای است .
🔺علاوه بر این، این تکانه زاویه ای ذاتی به عنوان تکانه کلاسیک در نظر گرفته نشده است که با اعمال یک گشتاور خارجی تولید می شود.
تکانه زاویه ای پارتیکل معادل انرژی یک جرم سکون در نظر گرفته شده که منشا آن از فرکانس زاویه ای است که از انرژی نوسانی الکتریکی و مغناطیسی ذخیره شده در فضا سرچشمه می گیرد و باعث تولید ذره جرم مند می شود.
🔺جرم یک ذره بنیادی به واسطه ذره یا ماده دیگری نیست که از یک میدان خارجی به آن اضافه شده باشد ، بلکه یک ویژگی ذاتی است که از تکانه زاویهای چرخشی آن ناشی میشود، در حالی که ذره هرگز به عنوان یک جسم چرخان معمولی در فضا تصور نمیشود، اما آشکارا با پارامتر هایی از قبیل مفاهیمی مانند جرم، فرکانس زاویه ای و بعد خطی، مستقل از یکدیگر، و با هم به تکانه زاویه ای مرتبط اند که نتیجه انرژی تولیدی ذره متناسب با جرم است .
🔺منشأ بار الکتریکی ناشی از تحریک میدان کوانتومی فیزیکی است، صرف نظر از ماهیت ذره ای که میدان را ایجاد می کند.
در حالی که جهت و تقارن برانگیختگی ایجاد کننده بار مثبت یا منفی یا خنثی می شود و به همان ترتیب ممکن است هم ماده و هم ضد ماده تولید شود.
E = S * ω = m * c²
E = q²/2C = q² / 2εr
q = k * e
α = e² / (4π ε ħ c)
K² = S / (2π ħ α)
m * r = S /c
m/ω = S / c²
qb = 6e
qf = 5e
نمادها:
q = بار الکتریکی
qb = بار الکتریکی برای ذره بوز
qf = بار الکتریکی برای ذره فرمی
e = بار الکترون
ħ = ثابت کاهیده پلانک
α = ثابت ساختار ظریف
k = چند بار الکترون
📌@higgs_field
♾
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♾
🔺مار افعی شاخدار دم عنکبوتی
pseudocerastes urarachnoides
ساکن غرب ایران گه در سال ۲۰۰۶ توصیف شد.
انتهای دم دارای زائده هایی است که آن را شبیه عنکبوت می کند. در جایی کمین کرده و در حالت استتار، دم خود را میجنباند و موجب جلب پرندهها و شکار آنها میشود.
📌 https://t.me/higgs_field/3258
♾
🔺مار افعی شاخدار دم عنکبوتی
pseudocerastes urarachnoides
ساکن غرب ایران گه در سال ۲۰۰۶ توصیف شد.
انتهای دم دارای زائده هایی است که آن را شبیه عنکبوت می کند. در جایی کمین کرده و در حالت استتار، دم خود را میجنباند و موجب جلب پرندهها و شکار آنها میشود.
📌 https://t.me/higgs_field/3258
♾
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♾
📌تنظیم انرژی کارآمد نورون های اسپینترونیک برای تقلید از شبکه های عصبی با نوسانی غیرخطی مغز انسان
دانشگاه توهوکو
🔺مغز انسان وظایف بسیار پیچیدهای مانند تشخیص تصویر و گفتار را با مقادیر انرژی بسیار کمتری نسبت به رایانههای امروزی بهطور کارآمد اجرا میکند. بنابراین، توسعه نورونهای مصنوعی با انرژی کارآمد و به صرفه و قابل تنظیم که قادر به شبیهسازی فرآیندهای الهامگرفته از مغز هستند، یک هدف اصلی تحقیقاتی برای دههها بوده است.
محققان دانشگاه گوتنبرگ و دانشگاه توهوکو به طور مشترک از یک پیشرفت آزمایشی مهم در این راستا گزارش کردند و یک نوسانگر مایکروویو اسپینترونیک جدید با کنترل ولتاژ را نشان دادند که قادر به تقلید نزدیک از شبکههای عصبی نوسانی غیرخطی مغز انسان است.
تیم تحقیقاتی یک نوسان ساز اسپینترونیک کنترل شده با ولتاژ را توسعه دادند که خواص آن را می توان به شدت تنظیم کرد و مصرف انرژی ناچیز داشت.
https://www.google.com/amp/s/scitechdaily.com/energy-efficient-tuning-of-spintronic-neurons-to-imitate-the-non-linear-oscillatory-neural-networks-of-the-human-brain/amp/
📌@higgs_field
♾
📌تنظیم انرژی کارآمد نورون های اسپینترونیک برای تقلید از شبکه های عصبی با نوسانی غیرخطی مغز انسان
دانشگاه توهوکو
🔺مغز انسان وظایف بسیار پیچیدهای مانند تشخیص تصویر و گفتار را با مقادیر انرژی بسیار کمتری نسبت به رایانههای امروزی بهطور کارآمد اجرا میکند. بنابراین، توسعه نورونهای مصنوعی با انرژی کارآمد و به صرفه و قابل تنظیم که قادر به شبیهسازی فرآیندهای الهامگرفته از مغز هستند، یک هدف اصلی تحقیقاتی برای دههها بوده است.
محققان دانشگاه گوتنبرگ و دانشگاه توهوکو به طور مشترک از یک پیشرفت آزمایشی مهم در این راستا گزارش کردند و یک نوسانگر مایکروویو اسپینترونیک جدید با کنترل ولتاژ را نشان دادند که قادر به تقلید نزدیک از شبکههای عصبی نوسانی غیرخطی مغز انسان است.
تیم تحقیقاتی یک نوسان ساز اسپینترونیک کنترل شده با ولتاژ را توسعه دادند که خواص آن را می توان به شدت تنظیم کرد و مصرف انرژی ناچیز داشت.
https://www.google.com/amp/s/scitechdaily.com/energy-efficient-tuning-of-spintronic-neurons-to-imitate-the-non-linear-oscillatory-neural-networks-of-the-human-brain/amp/
📌@higgs_field
♾
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♾
📌 مدار اسیلاتور تانک LC
🔺مدار LC متشکل از دو المان سلف و خازن است . راکتانس سلفی و خازنی در صورتی برابر باشند مدار در حالت رزونانس قرار میگیرد . فرکانسی که مدار را در رزونانس قرار میدهد فرکانس رزنانس نام دارد .
XL = XC
2π fr L = 1/2π fr C
→ fr = 1/ 2π√LC
📌@higgs_field
♾
📌 مدار اسیلاتور تانک LC
🔺مدار LC متشکل از دو المان سلف و خازن است . راکتانس سلفی و خازنی در صورتی برابر باشند مدار در حالت رزونانس قرار میگیرد . فرکانسی که مدار را در رزونانس قرار میدهد فرکانس رزنانس نام دارد .
XL = XC
2π fr L = 1/2π fr C
→ fr = 1/ 2π√LC
📌@higgs_field
♾
♾
🔻بخش جذاب ماجرا راکتانس ها و امپدانس است. راکتانس ها مختلط اند و یکدیگر را خنثی می کنند .
ZL = 0 + j XL
Zc = 0 - j XC
| ZL|= |Zc|
Zt = ZL + Zc = 0 در مدار سری
Zt = ZL || ZC = 0 در مدار موازی
تذکر : راکتانس سلفی و خازنی صفر نشده بلکه این دو اثرات یکدیگر را خنثی می کنند .
چنین مداری در صورتی منبع متصل به آن باشد نوسان می کند و در صورتی منبع را جدا کنیم نوسان ها با شیب متناسب با راکتانس المان ها میرا خواهند بود .
📌@higgs_field
♾
🔻بخش جذاب ماجرا راکتانس ها و امپدانس است. راکتانس ها مختلط اند و یکدیگر را خنثی می کنند .
ZL = 0 + j XL
Zc = 0 - j XC
| ZL|= |Zc|
Zt = ZL + Zc = 0 در مدار سری
Zt = ZL || ZC = 0 در مدار موازی
تذکر : راکتانس سلفی و خازنی صفر نشده بلکه این دو اثرات یکدیگر را خنثی می کنند .
چنین مداری در صورتی منبع متصل به آن باشد نوسان می کند و در صورتی منبع را جدا کنیم نوسان ها با شیب متناسب با راکتانس المان ها میرا خواهند بود .
📌@higgs_field
♾
♾
📌میرایی
🔺 چرخه انتقال انرژی از خازن به سلف و بالعکس تا بینهایت ادامه می یابد. هرچند، هر بار که انرژی از خازن C به سلف L و بالعکس منتقل میشود، مقداری از انرژی تلف خواهد شد. تلفات انرژی به دلیل مقاومتهای اهمی داخل سلف و خازن روی میدهد. به این ترتیب، پس از گذشت زمان، نوسانها «میرا» (Damped) میشوند و به صفر میرسند.
اگر تلفات انرژی در مدار وجود نداشته باشد، این عملکرد نوسانی یعنی تبدیل انرژی از خازن C به سلف L و بالعکس تا بینهایت ادامه پیدا خواهد کرد. انرژی الکتریکی در مقاومت DC یا حقیقی سیمپیچ سلفی یا در دیالکتریک خازن تلف میشود. همچنین تشعشعات موجود در مدار نیز میتواند سبب تلفات شود. به این ترتیب، نوسانها در مدار به طور دائم کاهش پیدا میکنند، تا جایی که کاملا از بین بروند. پس فرآیند انتقال انرژی از خازن به سلف و بالعکس به طور کامل متوقف میشود.
در عمل، دامنه نوسان ولتاژ در هر نیمتناوب کاهش مییابد و پس از گذشت زمان مشخصی به صفر میرسد. در این حالت، گفته میشود که نوسانها «میرا شونده» (Damping Oscillations) هستند.
📌@higgs_field
♾
📌میرایی
🔺 چرخه انتقال انرژی از خازن به سلف و بالعکس تا بینهایت ادامه می یابد. هرچند، هر بار که انرژی از خازن C به سلف L و بالعکس منتقل میشود، مقداری از انرژی تلف خواهد شد. تلفات انرژی به دلیل مقاومتهای اهمی داخل سلف و خازن روی میدهد. به این ترتیب، پس از گذشت زمان، نوسانها «میرا» (Damped) میشوند و به صفر میرسند.
اگر تلفات انرژی در مدار وجود نداشته باشد، این عملکرد نوسانی یعنی تبدیل انرژی از خازن C به سلف L و بالعکس تا بینهایت ادامه پیدا خواهد کرد. انرژی الکتریکی در مقاومت DC یا حقیقی سیمپیچ سلفی یا در دیالکتریک خازن تلف میشود. همچنین تشعشعات موجود در مدار نیز میتواند سبب تلفات شود. به این ترتیب، نوسانها در مدار به طور دائم کاهش پیدا میکنند، تا جایی که کاملا از بین بروند. پس فرآیند انتقال انرژی از خازن به سلف و بالعکس به طور کامل متوقف میشود.
در عمل، دامنه نوسان ولتاژ در هر نیمتناوب کاهش مییابد و پس از گذشت زمان مشخصی به صفر میرسد. در این حالت، گفته میشود که نوسانها «میرا شونده» (Damping Oscillations) هستند.
📌@higgs_field
♾
♾
✔️ Complex number اعداد مختلط
Part→¹
🔺عدد مختلط ( Complex number) عددی به شکل
Z= a + ib
است که
a و b
اعداد حقیقیاند و
i
یکهٔ موهومی با خصوصیت i² = -1 است. عدد
a
قسمت حقیقی real number و عدد
b
قسمت موهومی imaginary number نامیده و نوشته میشود.
〰اختصاصی کوانتوم مکانیک
📌@higgs_field
♾
✔️ Complex number اعداد مختلط
Part→¹
🔺عدد مختلط ( Complex number) عددی به شکل
Z= a + ib
است که
a و b
اعداد حقیقیاند و
i
یکهٔ موهومی با خصوصیت i² = -1 است. عدد
a
قسمت حقیقی real number و عدد
b
قسمت موهومی imaginary number نامیده و نوشته میشود.
〰اختصاصی کوانتوم مکانیک
📌@higgs_field
♾
♾
📌On Fundamentals of a Moving Particle in Space
Part ⁹
با در نظر گرفتن موارد زیر یک تمرین تحلیلی ساده برای تبادل فوق انجام می دهیم.
ΔT1= time measured in particle's fram of reference
ΔT2 = time measured in virtual particle frame
γ = Lorentz Factor
γ m c² / ΔT1= rate of exchange of energy= mc²/ΔT2
γ m c² * ΔT2 ∝action taken place ∝ m c² * ΔT1
ΔT1 = γ * ΔT2
ΔL1= is space measured in particles frame of reference
ΔL2 = is based measure it in vertual particles frame
γ m c² / ΔL2 = strength of interaction in between= m c² / ΔL1
ΔL1 = ΔL2/γ
این نشاندهنده اثرات اتساع زمانی و انقباض طولی به دلیل نسبیت حرکت بین ذره و ذره مجازی است. بنابراین، ذره با دنبال کردن یک تبادل مشابه با یک ذره مجازی دیگر، به حرکت خود ادامه میدهد.
با این حال، از آنجایی که ذره آزاد است که در هر جهت ممکن حرکت کند، تعدادی ذره مجازی در اطراف و در مجاورت آن وجود خواهد داشت که آماده مبادلهی موقعیت با آن هستند، همچنین در طول حرکت آن تبادل پیوسته با ذرات مجازی وجود خواهد داشت که به احتمال زیاد فقط به صورت تصادفی random ، با در نظر گرفتن جهت کلی حرکت و عدم انحراف زیاد از مسیر مستقیم کلی، در غیاب هرگونه برهمکنش خارجی دیگر با ذره خواهد بود .
این منجر به یک حالت حرکت کوانتومی می شود که در دنیای واقعی پیش بینی می شود، که بسیار شبیه به حرکت تصادفی یک فرد در یک جمعیت با مبادله موقعیت خود با شخص دیگری در حالی که جهت خود را به سمت مقصد واقعی خود حفظ می کند.
🔺 ذره و موج
تجزیه و تحلیل فوق از حرکت یک ذره بنیادی نشان میدهد که ذره به همراه سایر ذرات مجازی اطراف آن حرکت میکند، و هر ذره مجازی به نوبه خود مانند ذرهای عمل میکند که آماده است موقعیت خود را با ذره مجازی دیگری در مجاورت خود تبادل کند.
همین سناریو در هر موقعیت لحظه ای ذره در فضا وجود خواهد داشت که منجر به تشکیل یک الگوی موج سطحی از دریای ذرات مجازی می شود که همراه با ذره حرکت می کنند.
بنابراین یک ماهیت موجی ذره در طول انتقال آن از یک ترکیب اولیه به یک ترکیب فضا-زمان نهایی مشاهده خواهد شد. این موضوع ماهیت دوگانه موج-ذره یک ذره بنیادی در حرکت را توضیح میدهد.
یکی از پیامدهای حرکت بالا برای ذره، تداخل امواج پس از عبور از شکافهای دوتایی خواهد بود، همانطور که آزمایشها مشاهده کردند.
با این حال، در صورتی که ذره توسط یک سامانه خارجی تحت مشاهده باشد، مسیر آن بهطور قابل مشاهده ردیابی میشود، بهجای اینکه حرکت تصادفی کلی آن موقعیت خود را با ذرات مجازی عوض کند، در نتیجه تداخل از بین میرود. حتی برای آزمایش نسخه با دو شکاف تک ذره single particle dual slit یا آزمایش نسخه با زاویه باز wide-angle تک ذره نیز صادق است، و به دلیل حالت حرکت کوانتومی فوق ذره که اجازه دوگانگی موج-ذره را می دهد، همین اثر مشاهده خواهد شد.
در شرایط تحلیلی، رفتار فوق قبلاً با استفاده از مفاهیم احتمال و کار کردن معادلات نسبیتی حرکت مربوطه شبیهسازی شده است.
در اینجا توضیحی برای دلیل چنین رفتاری ارائه داده ام، همانطور که توسط آزمایش های مختلف مشاهده شده است.
📌@higgs_field
♾
📌On Fundamentals of a Moving Particle in Space
Part ⁹
با در نظر گرفتن موارد زیر یک تمرین تحلیلی ساده برای تبادل فوق انجام می دهیم.
ΔT1= time measured in particle's fram of reference
ΔT2 = time measured in virtual particle frame
γ = Lorentz Factor
γ m c² / ΔT1= rate of exchange of energy= mc²/ΔT2
γ m c² * ΔT2 ∝action taken place ∝ m c² * ΔT1
ΔT1 = γ * ΔT2
ΔL1= is space measured in particles frame of reference
ΔL2 = is based measure it in vertual particles frame
γ m c² / ΔL2 = strength of interaction in between= m c² / ΔL1
ΔL1 = ΔL2/γ
این نشاندهنده اثرات اتساع زمانی و انقباض طولی به دلیل نسبیت حرکت بین ذره و ذره مجازی است. بنابراین، ذره با دنبال کردن یک تبادل مشابه با یک ذره مجازی دیگر، به حرکت خود ادامه میدهد.
با این حال، از آنجایی که ذره آزاد است که در هر جهت ممکن حرکت کند، تعدادی ذره مجازی در اطراف و در مجاورت آن وجود خواهد داشت که آماده مبادلهی موقعیت با آن هستند، همچنین در طول حرکت آن تبادل پیوسته با ذرات مجازی وجود خواهد داشت که به احتمال زیاد فقط به صورت تصادفی random ، با در نظر گرفتن جهت کلی حرکت و عدم انحراف زیاد از مسیر مستقیم کلی، در غیاب هرگونه برهمکنش خارجی دیگر با ذره خواهد بود .
این منجر به یک حالت حرکت کوانتومی می شود که در دنیای واقعی پیش بینی می شود، که بسیار شبیه به حرکت تصادفی یک فرد در یک جمعیت با مبادله موقعیت خود با شخص دیگری در حالی که جهت خود را به سمت مقصد واقعی خود حفظ می کند.
🔺 ذره و موج
تجزیه و تحلیل فوق از حرکت یک ذره بنیادی نشان میدهد که ذره به همراه سایر ذرات مجازی اطراف آن حرکت میکند، و هر ذره مجازی به نوبه خود مانند ذرهای عمل میکند که آماده است موقعیت خود را با ذره مجازی دیگری در مجاورت خود تبادل کند.
همین سناریو در هر موقعیت لحظه ای ذره در فضا وجود خواهد داشت که منجر به تشکیل یک الگوی موج سطحی از دریای ذرات مجازی می شود که همراه با ذره حرکت می کنند.
بنابراین یک ماهیت موجی ذره در طول انتقال آن از یک ترکیب اولیه به یک ترکیب فضا-زمان نهایی مشاهده خواهد شد. این موضوع ماهیت دوگانه موج-ذره یک ذره بنیادی در حرکت را توضیح میدهد.
یکی از پیامدهای حرکت بالا برای ذره، تداخل امواج پس از عبور از شکافهای دوتایی خواهد بود، همانطور که آزمایشها مشاهده کردند.
با این حال، در صورتی که ذره توسط یک سامانه خارجی تحت مشاهده باشد، مسیر آن بهطور قابل مشاهده ردیابی میشود، بهجای اینکه حرکت تصادفی کلی آن موقعیت خود را با ذرات مجازی عوض کند، در نتیجه تداخل از بین میرود. حتی برای آزمایش نسخه با دو شکاف تک ذره single particle dual slit یا آزمایش نسخه با زاویه باز wide-angle تک ذره نیز صادق است، و به دلیل حالت حرکت کوانتومی فوق ذره که اجازه دوگانگی موج-ذره را می دهد، همین اثر مشاهده خواهد شد.
در شرایط تحلیلی، رفتار فوق قبلاً با استفاده از مفاهیم احتمال و کار کردن معادلات نسبیتی حرکت مربوطه شبیهسازی شده است.
در اینجا توضیحی برای دلیل چنین رفتاری ارائه داده ام، همانطور که توسط آزمایش های مختلف مشاهده شده است.
📌@higgs_field
♾
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♾
🔺 میشه ثبتش کرد با عنوان زندگی و زنده بودن روی زمین
یک شیر نردر پارک ملی ماسای مارای کنیا با تلاشی هفت ساعته موفق شد یک گراز وحشی را از زیر زمین شکار کند.
این شیر برای شکار گراز اقدام به کندن زمین کرد که بارش باران باعث شد تا آب وارد لانه گرازها شود. پس از وارد شدن آب به لانه گرازها، چهار گراز از لانه بیرون آمدند که شیر موفق شد یکی از آنها را شکار کند.
📌@higgs_field
♾
🔺 میشه ثبتش کرد با عنوان زندگی و زنده بودن روی زمین
یک شیر نردر پارک ملی ماسای مارای کنیا با تلاشی هفت ساعته موفق شد یک گراز وحشی را از زیر زمین شکار کند.
این شیر برای شکار گراز اقدام به کندن زمین کرد که بارش باران باعث شد تا آب وارد لانه گرازها شود. پس از وارد شدن آب به لانه گرازها، چهار گراز از لانه بیرون آمدند که شیر موفق شد یکی از آنها را شکار کند.
📌@higgs_field
♾