🟣 نمونه فرگشت انسان
قبیله هاورانی (Huaorani) یک گروه بومی ساکن در شرق اکوادور در جنگلهای بارانی آمازون هستند. این قبیله منزوی است و از حدود ۴۰۰۰ عضو تشکیل شده. آنها دارای زبان منحصر به فردی هستند که با هیچ زبان شناخته شده دیگری ارتباط ندارد.
مردم هاورانی (هوائورانی) با تمرین طولانی مدت در بالا رفتن از درخت و قرار گرفتن در محیط چالشبرانگیز و ترکیبی از مخزن ژنتیکی محدود، «سازگاری فیزیکی» خاصی را در پاهای خود تجربه کردند! برخی از آنها دارای ۶ انگشت در پا و دستان خود هستند.
این قبیله در درجه اول به شکار میمونها و سایر جانوران کوچک میپردازد به همین دلیل بالا رفتن از درخت برای آنها در طول تاریخشان اهمیت داشته است.
این اولین نمونه از سازگاری بشر با محیط زیست خاص نیست. قبیلهای در مالزی وجود دارد که توانایی شنا کردن طولانی مدت را در زیر آب دارند. ریههای آنها برای پردازش کارآمدتر اکسیژن تکامل یافته است.
wionews.com/photos/life-and-culture-of-huaoroni-tribe-an-indigenous-community-in-the-amazon-rainforest-604243
🆔 @phys_Q
قبیله هاورانی (Huaorani) یک گروه بومی ساکن در شرق اکوادور در جنگلهای بارانی آمازون هستند. این قبیله منزوی است و از حدود ۴۰۰۰ عضو تشکیل شده. آنها دارای زبان منحصر به فردی هستند که با هیچ زبان شناخته شده دیگری ارتباط ندارد.
مردم هاورانی (هوائورانی) با تمرین طولانی مدت در بالا رفتن از درخت و قرار گرفتن در محیط چالشبرانگیز و ترکیبی از مخزن ژنتیکی محدود، «سازگاری فیزیکی» خاصی را در پاهای خود تجربه کردند! برخی از آنها دارای ۶ انگشت در پا و دستان خود هستند.
این قبیله در درجه اول به شکار میمونها و سایر جانوران کوچک میپردازد به همین دلیل بالا رفتن از درخت برای آنها در طول تاریخشان اهمیت داشته است.
این اولین نمونه از سازگاری بشر با محیط زیست خاص نیست. قبیلهای در مالزی وجود دارد که توانایی شنا کردن طولانی مدت را در زیر آب دارند. ریههای آنها برای پردازش کارآمدتر اکسیژن تکامل یافته است.
wionews.com/photos/life-and-culture-of-huaoroni-tribe-an-indigenous-community-in-the-amazon-rainforest-604243
🆔 @phys_Q
👍17
طبعا جنبش مهسا را می توان جنبش زنان نامید اما برابری یا حتی آزادی های مدنی شمار کمی از اهداف این جنبش را تشکیل می دهند ، این جنبش زنانه ماهیت و اهداف براندازانه ای را دارد که قلب دنیا را دگرگون خواهد کرد . این جنبش از بزرگ ترین مبارزات زنان برای حقوق و کرامت انسانی ست . هر چند که رفته رفته رنگ و بوی ملّی بگیرد اما ماهیت آن از سرچشمهی آن بَرآمده است.
جنبش یک بار نشان داد قدرت و پتانسیل بالایی در تحول اجتماعی و سیاسی و حتی کف خیابان دارد . رسیدن به این نقطه نوعی آرایش کامل مردم علیه اشغال گران را دارد که نتیجه آن آشکار است . فروکاهی همه جانبه چهل و اندی ساله رژیم استبدادی را ببینید و آیند ِ پایانی آنرا پیش بگویید.
#مهسا_امینی
🆔 @phys_Q
جنبش یک بار نشان داد قدرت و پتانسیل بالایی در تحول اجتماعی و سیاسی و حتی کف خیابان دارد . رسیدن به این نقطه نوعی آرایش کامل مردم علیه اشغال گران را دارد که نتیجه آن آشکار است . فروکاهی همه جانبه چهل و اندی ساله رژیم استبدادی را ببینید و آیند ِ پایانی آنرا پیش بگویید.
#مهسا_امینی
🆔 @phys_Q
👍24👎6❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصاویر دوربینهای مداربسته، انفجاری با «منشأ نامعلوم» را نشان میدهد که روز چهارشنبه ۱۹ جولای در منطقه تجاری مرکزی ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی رخ داد. در پی این انفجار یک نفر کشته و دهها نفر مجروح شدند.
علت این انفجار هنوز اعلام نشده است ولی مقامات به مردم هشدار داده اند که به دلیل نگرانی از خطر از حضور در منطقه اجتناب کنند.
🆔 @phys_Q
علت این انفجار هنوز اعلام نشده است ولی مقامات به مردم هشدار داده اند که به دلیل نگرانی از خطر از حضور در منطقه اجتناب کنند.
🆔 @phys_Q
👍2
🟣 خاستگاه کیهانی پیکان زمان
توسط شان ام. کارول - قسمت چارم
✦ گذشته در برابر آینده
ویژگی بارز این داستان تفاوت آشکار بین گذشته و آینده است. یونیورس در حالت state آنتروپی بسیار کم شروع می شود: ذرات به آرامی در کنار هم قرار می گیرند.در امتداد حالت آنتروپی متوسط تکامل مییابد: توزیع تجمیعی lumpy ستارگان و کهکشانهایی که امروزه در اطراف خود میبینیم. در نهایت به حالت آنتروپی بالا می رسد: فضای تقریباً خالی، که فقط گاه به گاه ذرات کم انرژی سرگردان را نشان می دهد.
چرا گذشته و آینده اینقدر متفاوت است؟ تنها ارائه یک نظریه از شرایط اولیه کافی نیست - دلیلی که چرا یونیورس با آنتروپی کم شروع شده است. همانطور که فیلسوف هیو پرایس از دانشگاه سیدنی اشاره کرده است، هر استدلالی که در مورد شرایط اولیه صدق می کند باید در مورد شرایط نهایی نیز صدق کند، در غیر این صورت ما دچار خطا خواهیم شد ، که همان چیزی را که می خواستیم ثابت کرده ایم ، گذشته نسبت به آینده حالت خاص و منحصربفردی نباید باشد . یا باید عدم تقارن زمان را به عنوان یکی از ویژگیهای آشکار یونیورس که از هر توضیحی فرار میکند در نظر بگیریم، یا باید عمیقتر در کارکرد فضا و زمان کاوش کنیم.
بسیاری از کیهان شناسان سعی کرده اند عدم تقارن زمانی را به فرآیند تورم کیهانی Cosmic inflation نسبت دهند. تورم توضیحی جذاب برای بسیاری از ویژگی های بنیادین یونیورس است. بر اساس این ایده، یونیورس بسیار اولیه (یا حداقل بخشی از آن) نه با ذرات، بلکه با شکل موقتی انرژی تاریک پر شده بود، که چگالی آن بسیار بیشتر از انرژی تاریکی بود که ما امروز مشاهده می کنیم. این انرژی باعث شد که انبساط کیهان با سرعت فوقالعادهای شتاب بگیرد، پس از آن به ماده و تابش واپاشی decay شد و اندکی از انرژی تاریک را از خود به جای گذاشت که امروز بازطرح میشود. بقیه داستان مهبانگ، از گاز اولیه صاف smooth گرفته تا کهکشان ها و فراتر از آن، به سادگی قابل توضیح می شوند.
انگیزه اصلی برای تورم، ارائه توضیحی قوی برای شرایط دقیق تنظیمی tune در یونیورس اولیه - به ویژه، چگالی قابل توجه یکنواخت ماده در نواحی کاملاً ایزوله شده بود. شتاب ناشی از انرژی تاریک گذرا تقریباً به طور کامل یونیورس را صاف smooth می کند. توزیع قبلی ماده و انرژی را تضعیف می کند . هنگامی که تورم شروع می شود، هر گونه اثری از شرایط قبلی را از بین می برد و یونیورس اولیه گرم، چگال و صاف را برای ما به ارمغان می آورد.
پارادایم تورمی از بسیاری جهات بسیار موفق بوده است. پیش بینی های آن در مورد انحرافات جزئی از یکنواختی کامل با مشاهدات تغییرات چگالی در یونیورس همخوانی دارد. با این حال، به عنوان توضیحی برای عدم تقارن زمانی، کیهانشناسان به دلایلی که راجر پنروز از دانشگاه آکسفورد و دیگران بر آن تأکید کردهاند، به طور فزایندهای آن را تقلب کوچکی میدانند. برای اینکه فرآیند مطابق دلخواه کار کند، انرژی تاریک فوق چگال ultradense باید در یک پیکربندی بسیار خاص شروع می شد. در واقع، آنتروپی آن باید به طرز خارقالعادهای کوچکتر از آنتروپی گاز داغ و چگالی باشد که در آن واپاشی میشود. این بدان معناست که تورم واقعاً چیزی را حل نکرده است: حالتی از آنتروپی غیرمعمول کم (گاز داغ، متراکم و یکنواخت) را با فراخوانی حالت قبلی از آنتروپی حتی پایین تر (لکه ای صاف از فضا که انرژی تاریک فوق چگال بر آن حاکم است) "توضیح می دهد". این به سادگی پازل را یک قدم به عقب می راند: چرا تورم اتفاق افتاده است؟
🆔 @phys_Q
توسط شان ام. کارول - قسمت چارم
✦ گذشته در برابر آینده
ویژگی بارز این داستان تفاوت آشکار بین گذشته و آینده است. یونیورس در حالت state آنتروپی بسیار کم شروع می شود: ذرات به آرامی در کنار هم قرار می گیرند.در امتداد حالت آنتروپی متوسط تکامل مییابد: توزیع تجمیعی lumpy ستارگان و کهکشانهایی که امروزه در اطراف خود میبینیم. در نهایت به حالت آنتروپی بالا می رسد: فضای تقریباً خالی، که فقط گاه به گاه ذرات کم انرژی سرگردان را نشان می دهد.
چرا گذشته و آینده اینقدر متفاوت است؟ تنها ارائه یک نظریه از شرایط اولیه کافی نیست - دلیلی که چرا یونیورس با آنتروپی کم شروع شده است. همانطور که فیلسوف هیو پرایس از دانشگاه سیدنی اشاره کرده است، هر استدلالی که در مورد شرایط اولیه صدق می کند باید در مورد شرایط نهایی نیز صدق کند، در غیر این صورت ما دچار خطا خواهیم شد ، که همان چیزی را که می خواستیم ثابت کرده ایم ، گذشته نسبت به آینده حالت خاص و منحصربفردی نباید باشد . یا باید عدم تقارن زمان را به عنوان یکی از ویژگیهای آشکار یونیورس که از هر توضیحی فرار میکند در نظر بگیریم، یا باید عمیقتر در کارکرد فضا و زمان کاوش کنیم.
بسیاری از کیهان شناسان سعی کرده اند عدم تقارن زمانی را به فرآیند تورم کیهانی Cosmic inflation نسبت دهند. تورم توضیحی جذاب برای بسیاری از ویژگی های بنیادین یونیورس است. بر اساس این ایده، یونیورس بسیار اولیه (یا حداقل بخشی از آن) نه با ذرات، بلکه با شکل موقتی انرژی تاریک پر شده بود، که چگالی آن بسیار بیشتر از انرژی تاریکی بود که ما امروز مشاهده می کنیم. این انرژی باعث شد که انبساط کیهان با سرعت فوقالعادهای شتاب بگیرد، پس از آن به ماده و تابش واپاشی decay شد و اندکی از انرژی تاریک را از خود به جای گذاشت که امروز بازطرح میشود. بقیه داستان مهبانگ، از گاز اولیه صاف smooth گرفته تا کهکشان ها و فراتر از آن، به سادگی قابل توضیح می شوند.
انگیزه اصلی برای تورم، ارائه توضیحی قوی برای شرایط دقیق تنظیمی tune در یونیورس اولیه - به ویژه، چگالی قابل توجه یکنواخت ماده در نواحی کاملاً ایزوله شده بود. شتاب ناشی از انرژی تاریک گذرا تقریباً به طور کامل یونیورس را صاف smooth می کند. توزیع قبلی ماده و انرژی را تضعیف می کند . هنگامی که تورم شروع می شود، هر گونه اثری از شرایط قبلی را از بین می برد و یونیورس اولیه گرم، چگال و صاف را برای ما به ارمغان می آورد.
پارادایم تورمی از بسیاری جهات بسیار موفق بوده است. پیش بینی های آن در مورد انحرافات جزئی از یکنواختی کامل با مشاهدات تغییرات چگالی در یونیورس همخوانی دارد. با این حال، به عنوان توضیحی برای عدم تقارن زمانی، کیهانشناسان به دلایلی که راجر پنروز از دانشگاه آکسفورد و دیگران بر آن تأکید کردهاند، به طور فزایندهای آن را تقلب کوچکی میدانند. برای اینکه فرآیند مطابق دلخواه کار کند، انرژی تاریک فوق چگال ultradense باید در یک پیکربندی بسیار خاص شروع می شد. در واقع، آنتروپی آن باید به طرز خارقالعادهای کوچکتر از آنتروپی گاز داغ و چگالی باشد که در آن واپاشی میشود. این بدان معناست که تورم واقعاً چیزی را حل نکرده است: حالتی از آنتروپی غیرمعمول کم (گاز داغ، متراکم و یکنواخت) را با فراخوانی حالت قبلی از آنتروپی حتی پایین تر (لکه ای صاف از فضا که انرژی تاریک فوق چگال بر آن حاکم است) "توضیح می دهد". این به سادگی پازل را یک قدم به عقب می راند: چرا تورم اتفاق افتاده است؟
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
🟣 خاستگاه کیهانی پیکان زمان
"یکی از بنیادین ترین فکت های حیات این است که آینده متفاوت از گذشته به نظر می رسد. اما در مقیاس بزرگ کیهانی، شاید یکسان به نظر برسند"
توسط شان ام. کارول
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/10050
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/10052
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/10057
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/10064
"یکی از بنیادین ترین فکت های حیات این است که آینده متفاوت از گذشته به نظر می رسد. اما در مقیاس بزرگ کیهانی، شاید یکسان به نظر برسند"
توسط شان ام. کارول
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/10050
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/10052
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/10057
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/10064
👍3
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 بنا به گفتار پروفسور لارنس کراوس دو چیز را باید پذیرفت :
اول اینکه ما ناچیزیم .{ عالم مشاهده پذیر observable universe دایره ای به قطر 96 میلیارد سال نوری است و حدس زده میشود که مساحت کل یونیورس 250 برابر این مقدار باشد}
دوم اینکه آینده ناخوشایند است . { همانطور که میدانید انتروپی عالم در حال افزایش است یعنی انرژی حیات بخش ستارگان با گذشت زمان بشکل حرارت تلف و از دسترس دور میشود ، ازین گذشته انبساط کیهان نیز از علل افزایش انتروپی ست ، که به سه سناریوی احتمالی منتهی میشود که در هر سه حیات جایگاهی ندارد}
ازین گذشته ، عمر ستارگان محدود است و با اتمام سوخت هیدروژنی خورشید ، ابعاد کوتوله زرد مان تا ابعاد کل سامانه افزایش خواهد یافت و تبدیل به غول سرخ خواهد شد، این پایان زمین خواهد بود.
و این دو حقیقت ، باید نوع متفاوتی از تسلی به انسان بدهد و وی را مشتاق و پویشگر کیهان سازد . ما یک گوشه پرت در یونیورس قرار گرفتیم ، خودمان به زندگی مان معنا می دهیم - وجود ما ناشی از تصادفات متعددی در تکامل و شکل گیری سیاره مان و ... هست که فرصت ناچیزی برای کشف یونیورس بما می دهد . باید قدر این فرصت را دانست .
🆔 @phys_Q
اول اینکه ما ناچیزیم .{ عالم مشاهده پذیر observable universe دایره ای به قطر 96 میلیارد سال نوری است و حدس زده میشود که مساحت کل یونیورس 250 برابر این مقدار باشد}
دوم اینکه آینده ناخوشایند است . { همانطور که میدانید انتروپی عالم در حال افزایش است یعنی انرژی حیات بخش ستارگان با گذشت زمان بشکل حرارت تلف و از دسترس دور میشود ، ازین گذشته انبساط کیهان نیز از علل افزایش انتروپی ست ، که به سه سناریوی احتمالی منتهی میشود که در هر سه حیات جایگاهی ندارد}
ازین گذشته ، عمر ستارگان محدود است و با اتمام سوخت هیدروژنی خورشید ، ابعاد کوتوله زرد مان تا ابعاد کل سامانه افزایش خواهد یافت و تبدیل به غول سرخ خواهد شد، این پایان زمین خواهد بود.
و این دو حقیقت ، باید نوع متفاوتی از تسلی به انسان بدهد و وی را مشتاق و پویشگر کیهان سازد . ما یک گوشه پرت در یونیورس قرار گرفتیم ، خودمان به زندگی مان معنا می دهیم - وجود ما ناشی از تصادفات متعددی در تکامل و شکل گیری سیاره مان و ... هست که فرصت ناچیزی برای کشف یونیورس بما می دهد . باید قدر این فرصت را دانست .
🆔 @phys_Q
👍8🔥5
🟣 خاستگاه کیهانی پیکان زمان
توسط شان ام. کارول - قسمت پنجم
✦ گذشته در برابر آینده
چرا تورم اتفاق افتاده است؟
یکی از دلایلی که بسیاری از کیهان شناسان تورم را به عنوان توضیحی برای عدم تقارن زمانی مطرح می کنند این است که پیکربندی اولیه انرژی تاریک چندان بعید به نظر نمی رسد. در زمان تورم، جهان قابل مشاهده ما کمتر از یک سانتی متر عرض داشت. به طور شهودی، چنین ناحیه کوچکی میکرواستیت های زیادی ندارد، بنابراین بعید نیست که یونیورس به طور تصادفی به میکرواستیت مربوط به تورم بر بخورد.
متأسفانه، این الهام گمراه کننده است. یونیورس اولیه، حتی اگر فقط یک سانتیمتر عرض داشته باشد، دقیقاً همان تعداد میکرواستیت هایی را دارد که کل یونیورس مشاهده پذیر امروزی دارد. طبق قوانین مکانیک کوانتومی، تعداد کل میکرواستیت ها در یک سیستم هرگز تغییر نمیکند.
آنتروپی نه به این دلیل که تعداد میکرواستیت ها افزایش مییابد، بلکه به این دلیل که سیستم به طور طبیعی در عمومیترین ماکرواستیت ممکن قرار میگیرد.) در واقع، یونیورس اولیه همان سیستم فیزیکی یونیورس ثانویه است.در نهایت اولی به دومی تبدیل می شود.
در میان روشهای مختلفی که میکرواستیت های یونیورس میتوانند خود را مرتب کنند، تنها یک کسر بسیار کوچک با پیکربندی صاف انرژی تاریک فوق چگال که در یک حجم کوچک بستهبندی شده است، مطابقت دارد. شرایط لازم برای شروع تورم بسیار خاص بوده و یک پیکربندی آنتروپی بسیار پایین را توصیف می کند. اگر بخواهید پیکربندیهای یونیورس را بهطور تصادفی انتخاب کنید، بعید است که شرایط مناسبی برای شروع تورم داشته باشید. تورم به خودی خود توضیح نمی دهد که چرا یونیورس اولیه آنتروپی پایینی دارد. به سادگی آن را از ابتدا فرض می کند
🆔 @phys_Q
توسط شان ام. کارول - قسمت پنجم
✦ گذشته در برابر آینده
چرا تورم اتفاق افتاده است؟
یکی از دلایلی که بسیاری از کیهان شناسان تورم را به عنوان توضیحی برای عدم تقارن زمانی مطرح می کنند این است که پیکربندی اولیه انرژی تاریک چندان بعید به نظر نمی رسد. در زمان تورم، جهان قابل مشاهده ما کمتر از یک سانتی متر عرض داشت. به طور شهودی، چنین ناحیه کوچکی میکرواستیت های زیادی ندارد، بنابراین بعید نیست که یونیورس به طور تصادفی به میکرواستیت مربوط به تورم بر بخورد.
متأسفانه، این الهام گمراه کننده است. یونیورس اولیه، حتی اگر فقط یک سانتیمتر عرض داشته باشد، دقیقاً همان تعداد میکرواستیت هایی را دارد که کل یونیورس مشاهده پذیر امروزی دارد. طبق قوانین مکانیک کوانتومی، تعداد کل میکرواستیت ها در یک سیستم هرگز تغییر نمیکند.
آنتروپی نه به این دلیل که تعداد میکرواستیت ها افزایش مییابد، بلکه به این دلیل که سیستم به طور طبیعی در عمومیترین ماکرواستیت ممکن قرار میگیرد.) در واقع، یونیورس اولیه همان سیستم فیزیکی یونیورس ثانویه است.در نهایت اولی به دومی تبدیل می شود.
در میان روشهای مختلفی که میکرواستیت های یونیورس میتوانند خود را مرتب کنند، تنها یک کسر بسیار کوچک با پیکربندی صاف انرژی تاریک فوق چگال که در یک حجم کوچک بستهبندی شده است، مطابقت دارد. شرایط لازم برای شروع تورم بسیار خاص بوده و یک پیکربندی آنتروپی بسیار پایین را توصیف می کند. اگر بخواهید پیکربندیهای یونیورس را بهطور تصادفی انتخاب کنید، بعید است که شرایط مناسبی برای شروع تورم داشته باشید. تورم به خودی خود توضیح نمی دهد که چرا یونیورس اولیه آنتروپی پایینی دارد. به سادگی آن را از ابتدا فرض می کند
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍3❤2
🟣 خاستگاه کیهانی پیکان زمان
توسط شان ام. کارول - قسمت ششم
✦ یونیورسی با تقارن زمانی
بنابراین، تورم در توضیح اینکه چرا گذشته با آینده متفاوت است کمکی نمی کند. یک استراتژی جسورانه اما ساده این است که بگوییم: شاید گذشته بسیار دور با آینده تفاوتی نداشته باشد. شاید گذشته دور، مانند آینده، عملا استیتی با آنتروپی بالا باشد. اگر چنین است، حالت داغ و چگالی که ما آن را "یونیورس اولیه" می نامیم، عملا آغاز واقعی یونیورس نیست، بلکه فقط یک حالت انتقالی بین مراحل تاریخ آن است.
برخی از کیهان شناسان تصور می کنند که یونیورس در امتداد "جهش bounce" حرکت کرده است. قبل از این رویداد، فضا در حال انقباض بود، اما بهجای له شدن در نقطهای با چگالی بینهایت، اصول فیزیکی جدید - گرانش کوانتومی، ابعاد اضافی، نظریه ریسمان یا سایر پدیدههای عجیبوغریب - برای نجات امروزه و اکنون در آخرین لحظه وارد عمل شدند، و یونیورس از طرف دیگر به چیزی که ما اکنون بهعنوان بیگ بنگ میشناسیم، بیرون آمد. اگرچه کیهانشناسی جهشی bouncing ، جذاب است اما پیکان زمان را توضیح نمیدهد. یا با نزدیک شدن پیشا یونیورس به انتروپی فزاینده - پیکان زمان تا بی نهایت به گذشته کشیده می شود - یا با آنتروپی در حال کاهش ، یک شرایط غیرطبیعی کم آنتروپی در میانه تاریخچه یونیورس ( the bounce) رخ داد. در هر صورت، ما بار دیگر در مورد این سوال که چرا آنتروپی نزدیک به آنچه ما بیگ بنگ می نامیم کم بود، را نادیده می گیریم.
از جمله چیزهایی که می توانند به وجود بیایند، پچ های patch کوچکی از انرژی تاریک فوق چگال هستند. اگر شرایط کاملاً مناسب باشد، آن پچ میتواند متحمل تورم شود و از بین برود و یک یونیورس جداگانه را تشکیل دهد - یک یونیورس نوزاد، یونیورس ما ممکن است زاده یک یونیورس دیگر باشد.
از نظر ظاهری، این سناریو شباهت هایی به مدل استاندارد تورم دارد. در آنجا نیز، ما فرض می کنیم که پچی از انرژی تاریک فوق چگال به طور تصادفی بوجود می آید و تورم را شعله ور می کرد. تفاوت در ماهیت شرایط شروع است. در مدل استاندارد تورمی، پچ در یک یونیورس به شدت در نوسان ایجاد شد، که در آن حجم عظیمی از نوسانات هیچ noting در حال تورم ایجاد کرد. به نظر می رسد احتمال بیشتری دارد که یونیورس مستقیماً در یک بیگبنگ داغ نوسان کند و مرحله تورم را طی کند. در واقع، تا آنجا که به آنتروپی مربوط میشود، احتمال اینکه یونیورس مستقیماً به شکلی که امروز میبینیم نوسان کند و 14 میلیارد سال گذشته تکامل کیهانی Cosmic Evolution را شروع، بسیار بیشتر است.
در سناریوی جدید ما، یونیورس از قبل موجود هرگز در نوسان تصادفی نبود. در یک حالت بسیار خاص بود: فضای خالی. آنچه این نظریه ادعا میکند - و آنچه باید ثابت شود - این است که محتملترین راه برای ایجاد یونیورسهایی مانند یونیورس ما از چنین حالتی از قبل، گذراندن دورهای از تورم است، نه نوسان مستقیم در آن. به عبارت دیگر، یونیورس ما یک نوسان است اما تصادفی random نیست.
🆔 @phys_Q
توسط شان ام. کارول - قسمت ششم
✦ یونیورسی با تقارن زمانی
بنابراین، تورم در توضیح اینکه چرا گذشته با آینده متفاوت است کمکی نمی کند. یک استراتژی جسورانه اما ساده این است که بگوییم: شاید گذشته بسیار دور با آینده تفاوتی نداشته باشد. شاید گذشته دور، مانند آینده، عملا استیتی با آنتروپی بالا باشد. اگر چنین است، حالت داغ و چگالی که ما آن را "یونیورس اولیه" می نامیم، عملا آغاز واقعی یونیورس نیست، بلکه فقط یک حالت انتقالی بین مراحل تاریخ آن است.
برخی از کیهان شناسان تصور می کنند که یونیورس در امتداد "جهش bounce" حرکت کرده است. قبل از این رویداد، فضا در حال انقباض بود، اما بهجای له شدن در نقطهای با چگالی بینهایت، اصول فیزیکی جدید - گرانش کوانتومی، ابعاد اضافی، نظریه ریسمان یا سایر پدیدههای عجیبوغریب - برای نجات امروزه و اکنون در آخرین لحظه وارد عمل شدند، و یونیورس از طرف دیگر به چیزی که ما اکنون بهعنوان بیگ بنگ میشناسیم، بیرون آمد. اگرچه کیهانشناسی جهشی bouncing ، جذاب است اما پیکان زمان را توضیح نمیدهد. یا با نزدیک شدن پیشا یونیورس به انتروپی فزاینده - پیکان زمان تا بی نهایت به گذشته کشیده می شود - یا با آنتروپی در حال کاهش ، یک شرایط غیرطبیعی کم آنتروپی در میانه تاریخچه یونیورس ( the bounce) رخ داد. در هر صورت، ما بار دیگر در مورد این سوال که چرا آنتروپی نزدیک به آنچه ما بیگ بنگ می نامیم کم بود، را نادیده می گیریم.
از جمله چیزهایی که می توانند به وجود بیایند، پچ های patch کوچکی از انرژی تاریک فوق چگال هستند. اگر شرایط کاملاً مناسب باشد، آن پچ میتواند متحمل تورم شود و از بین برود و یک یونیورس جداگانه را تشکیل دهد - یک یونیورس نوزاد، یونیورس ما ممکن است زاده یک یونیورس دیگر باشد.
از نظر ظاهری، این سناریو شباهت هایی به مدل استاندارد تورم دارد. در آنجا نیز، ما فرض می کنیم که پچی از انرژی تاریک فوق چگال به طور تصادفی بوجود می آید و تورم را شعله ور می کرد. تفاوت در ماهیت شرایط شروع است. در مدل استاندارد تورمی، پچ در یک یونیورس به شدت در نوسان ایجاد شد، که در آن حجم عظیمی از نوسانات هیچ noting در حال تورم ایجاد کرد. به نظر می رسد احتمال بیشتری دارد که یونیورس مستقیماً در یک بیگبنگ داغ نوسان کند و مرحله تورم را طی کند. در واقع، تا آنجا که به آنتروپی مربوط میشود، احتمال اینکه یونیورس مستقیماً به شکلی که امروز میبینیم نوسان کند و 14 میلیارد سال گذشته تکامل کیهانی Cosmic Evolution را شروع، بسیار بیشتر است.
در سناریوی جدید ما، یونیورس از قبل موجود هرگز در نوسان تصادفی نبود. در یک حالت بسیار خاص بود: فضای خالی. آنچه این نظریه ادعا میکند - و آنچه باید ثابت شود - این است که محتملترین راه برای ایجاد یونیورسهایی مانند یونیورس ما از چنین حالتی از قبل، گذراندن دورهای از تورم است، نه نوسان مستقیم در آن. به عبارت دیگر، یونیورس ما یک نوسان است اما تصادفی random نیست.
🆔 @phys_Q
👍3
🟣 اینشتین در نامهای که به تازگی فاش شده به دین آموزان میگوید علم «جانشین» آفرینشگرایی است
نامه قدیمی اینشتین که در آن فیزیکدان معروف به یک معلم علوم دینی و شاگردانش می گوید که علم «جانشین» آفرینش دینی که در آن می توان خدا را «مشابه انسان» تصور کرد، است . به قیمت 125000 دلار برای فروش گذاشته شده است.
اینشتین در پاسخ نوشت: "کسی که کم و بیش در تفکر علمی آموزش دیده است، با آفرینش دینی (به معنای اصلی ) کائنات بیگانه است، زیرا وی معیار شرطی بودن علیّت را برای همه چیز به کار می برد.
در این نامه، اینشتین همچنین به افکار خود در مورد "چگونگی تفسیر ِ خدا" اشاره کرد: "تا زمانی که داستان های کتاب مقدس بطور کامل در نظر گرفته می شد، آشکار بود که چه نوع ایمانی از خوانندگان انتظار می رفت. با این حال، اگر بخواهید کتاب مقدس را به صورت نمادین (استعاری) تفسیر کنید، دیگر مشخص نیست که آیا در واقع خدا باید به عنوان یک شخص در نظر گرفته شود (و به همین دلیل غیرمعمول است). در این صورت، ارزیابی آنچه از ایمان به معنای اصلی آن باقی می ماند، دشوار است».
دیدگاه های اینشتین در مورد دین کاملاً شناخته شده است. این فیزیکدان یهودی بزرگ شد و علیرغم عدم اعتقاد به خدایی که در تورات ترسیم شده بود، ارتباط خود را با یهودیان حفظ کرد. اینشتین عمر خود را صرف توضیح دادن چگونگی تشکیل یونیورس بدون تأثیر الهی کرد.
در سال 2018، یک نامه طولانی که توسط دانشمند آلمانی در سال 1954 نوشته شده بود، معروف به "نامه خدای اینشتین" به قیمت 2.9 میلیون دلار به حراج گذاشته شد. در این سند، فیزیکدان به تفصیل توضیح داد که چگونه او در جوانی به داستان های کتاب مقدس اعتقاد نداشت و چگونه "فانتزی خوش ِ آزاد اندیشی" وی را (از هر اعتقاد و باوری) رها کرد. اینشتین همچنین خاطرنشان کرد که او در عوض به خدای اسپینوزا اعتقاد دارد - خدای بی شکل و غیرشخصی که مسئول نظم جهان است که برای اولین بار توسط باروخ اسپینوزا فیلسوف هلندی قرن هفدهمی پیشنهاد شد، طبق گفته کریستیز، که حراج را تسهیل کرد. وی همچنین در این نامه نوشت: کلمه خدا برای من چیزی جز بیان و فرآورده ضعف انسان نیست.
نامه جدید بینش بیشتری به دیدگاه های اینشتین در مورد دین می افزاید.
ناتان راب، مدیر مجموعه راب در ایمیلی به لایو ساینس گفت: «نامه نه تنها توسط آلبرت اینشتین، یکی از شخصیتها و دانشمندان بزرگ تمام دوران نوشته شده است، بلکه به بحث قوی و مداوم بین علم و دین میپردازد». "این فراتر از هیجان انگیز است که نگاهی اجمالی به افکار شخصی او در مورد چنین موضوع مهمی داشته باشیم.
http://livescience.com/human-behavior/religion/science-supersedes-creationism-einstein-tells-religious-students-in-newly-revealed-letter
🆔 @phys_Q
نامه قدیمی اینشتین که در آن فیزیکدان معروف به یک معلم علوم دینی و شاگردانش می گوید که علم «جانشین» آفرینش دینی که در آن می توان خدا را «مشابه انسان» تصور کرد، است . به قیمت 125000 دلار برای فروش گذاشته شده است.
اینشتین در پاسخ نوشت: "کسی که کم و بیش در تفکر علمی آموزش دیده است، با آفرینش دینی (به معنای اصلی ) کائنات بیگانه است، زیرا وی معیار شرطی بودن علیّت را برای همه چیز به کار می برد.
در این نامه، اینشتین همچنین به افکار خود در مورد "چگونگی تفسیر ِ خدا" اشاره کرد: "تا زمانی که داستان های کتاب مقدس بطور کامل در نظر گرفته می شد، آشکار بود که چه نوع ایمانی از خوانندگان انتظار می رفت. با این حال، اگر بخواهید کتاب مقدس را به صورت نمادین (استعاری) تفسیر کنید، دیگر مشخص نیست که آیا در واقع خدا باید به عنوان یک شخص در نظر گرفته شود (و به همین دلیل غیرمعمول است). در این صورت، ارزیابی آنچه از ایمان به معنای اصلی آن باقی می ماند، دشوار است».
دیدگاه های اینشتین در مورد دین کاملاً شناخته شده است. این فیزیکدان یهودی بزرگ شد و علیرغم عدم اعتقاد به خدایی که در تورات ترسیم شده بود، ارتباط خود را با یهودیان حفظ کرد. اینشتین عمر خود را صرف توضیح دادن چگونگی تشکیل یونیورس بدون تأثیر الهی کرد.
در سال 2018، یک نامه طولانی که توسط دانشمند آلمانی در سال 1954 نوشته شده بود، معروف به "نامه خدای اینشتین" به قیمت 2.9 میلیون دلار به حراج گذاشته شد. در این سند، فیزیکدان به تفصیل توضیح داد که چگونه او در جوانی به داستان های کتاب مقدس اعتقاد نداشت و چگونه "فانتزی خوش ِ آزاد اندیشی" وی را (از هر اعتقاد و باوری) رها کرد. اینشتین همچنین خاطرنشان کرد که او در عوض به خدای اسپینوزا اعتقاد دارد - خدای بی شکل و غیرشخصی که مسئول نظم جهان است که برای اولین بار توسط باروخ اسپینوزا فیلسوف هلندی قرن هفدهمی پیشنهاد شد، طبق گفته کریستیز، که حراج را تسهیل کرد. وی همچنین در این نامه نوشت: کلمه خدا برای من چیزی جز بیان و فرآورده ضعف انسان نیست.
نامه جدید بینش بیشتری به دیدگاه های اینشتین در مورد دین می افزاید.
ناتان راب، مدیر مجموعه راب در ایمیلی به لایو ساینس گفت: «نامه نه تنها توسط آلبرت اینشتین، یکی از شخصیتها و دانشمندان بزرگ تمام دوران نوشته شده است، بلکه به بحث قوی و مداوم بین علم و دین میپردازد». "این فراتر از هیجان انگیز است که نگاهی اجمالی به افکار شخصی او در مورد چنین موضوع مهمی داشته باشیم.
http://livescience.com/human-behavior/religion/science-supersedes-creationism-einstein-tells-religious-students-in-newly-revealed-letter
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍4👏2
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
🟣 اینشتین و خدا
یادداشتی که این فیزیکدان در سال 1954، یک سال پیش از مرگ نگاشت، تفکر او را در مورد دین و علم آشکار می کند.
دیدگاههای من به دیدگاههای اسپینوزا نزدیک است: تحسین زیبایی و باور به سادگی منطقیِ نظم و هماهنگی که میتوانیم با فروتنی و تنها به شیوه ای ناقص ، درک کنیم.
-آلبرت اینشتین
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/6438
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/6451
reference :
https://blogs.scientificamerican.com/observations/einsteins-famous-god-letter-is-up-for-auction/
↬“It seems to me that the idea of a personal God is an anthropomorphic concept which I cannot take seriously. I feel also not able to imagine some will or goal outside the human sphere.”
«به نظر من ایده خدای شخصی مفهومی انسان-دیس است که نمیتوانم آن را جدی بگیرم. همچنین احساس می کنم نمی توانم اراده یا هدفی را خارج از حوزه انسانی تصور کنم.»
Reference:
https://raabcollection.com/scientific-autographs/einstein-god-spinoza
🆔 @phys_Q
یادداشتی که این فیزیکدان در سال 1954، یک سال پیش از مرگ نگاشت، تفکر او را در مورد دین و علم آشکار می کند.
دیدگاههای من به دیدگاههای اسپینوزا نزدیک است: تحسین زیبایی و باور به سادگی منطقیِ نظم و هماهنگی که میتوانیم با فروتنی و تنها به شیوه ای ناقص ، درک کنیم.
-آلبرت اینشتین
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/6438
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/6451
reference :
https://blogs.scientificamerican.com/observations/einsteins-famous-god-letter-is-up-for-auction/
↬“It seems to me that the idea of a personal God is an anthropomorphic concept which I cannot take seriously. I feel also not able to imagine some will or goal outside the human sphere.”
«به نظر من ایده خدای شخصی مفهومی انسان-دیس است که نمیتوانم آن را جدی بگیرم. همچنین احساس می کنم نمی توانم اراده یا هدفی را خارج از حوزه انسانی تصور کنم.»
Reference:
https://raabcollection.com/scientific-autographs/einstein-god-spinoza
🆔 @phys_Q
👏10👍6
Raeis
Koveytipour & Danial Moghaddam
به ارزشیها و حکومتیها باید گفت آهنگ «رئیس» کویتیپور را گوش کنید، او دیگر نمیگوید «عمه بابایم کجاست؟» میخواند: «روزگارمون به شب خورده»
شعرمون مُهرِ غضب خورده رئیس
روزگارمون به شب خورده رئیس
انتخابمون رکب خورده رئیس
غم وبال دلِ تنگمون شده
زندگی میدون جنگمون شده
همه از همدیگه غافلن رئیس
دزدامون شریک قافله ان رئیس
ما رو به نداشتن عادت دادن
اونا که دست رفاقت دادن
حالمون بدجوری دآغونه رئیس
کبکمون خروس نمی خونه رئیس
«واسه حفظ قدرت یهو دیدی جنگ راه انداختن و واسه طبیعی جلوه دادنش بچشونم کشتن
مسئولین کودن
گنده مملکت یه کارایی میکنه که ببین همه کم آوردن
شیطان میخواد توبه کنه ریخته همه کُرکاش
از دست آدما که مرده توشون وجدان
تو روی شهدامون من یکی شرمندم
وطنمو قایم کردم پشت همه بغضام
حاجی اینجا دارن همه جوونارو میدرن
تو صورت ناموسمم بی رحمانه میزنن
میزنن مشت به سر مادر مظلومم
همونا که دم از عدالت علی میزنن
وطنم شرحه شرحه خونو لاله زار
سرنوشت درختامون چوبه پای دار»
همانکه کویتیپور میگوید: «وقتشه که صندلی ولت کنه رئیس»
🆔 @phys_Q
- فقط جهت همرسانی .
شعرمون مُهرِ غضب خورده رئیس
روزگارمون به شب خورده رئیس
انتخابمون رکب خورده رئیس
غم وبال دلِ تنگمون شده
زندگی میدون جنگمون شده
همه از همدیگه غافلن رئیس
دزدامون شریک قافله ان رئیس
ما رو به نداشتن عادت دادن
اونا که دست رفاقت دادن
حالمون بدجوری دآغونه رئیس
کبکمون خروس نمی خونه رئیس
«واسه حفظ قدرت یهو دیدی جنگ راه انداختن و واسه طبیعی جلوه دادنش بچشونم کشتن
مسئولین کودن
گنده مملکت یه کارایی میکنه که ببین همه کم آوردن
شیطان میخواد توبه کنه ریخته همه کُرکاش
از دست آدما که مرده توشون وجدان
تو روی شهدامون من یکی شرمندم
وطنمو قایم کردم پشت همه بغضام
حاجی اینجا دارن همه جوونارو میدرن
تو صورت ناموسمم بی رحمانه میزنن
میزنن مشت به سر مادر مظلومم
همونا که دم از عدالت علی میزنن
وطنم شرحه شرحه خونو لاله زار
سرنوشت درختامون چوبه پای دار»
همانکه کویتیپور میگوید: «وقتشه که صندلی ولت کنه رئیس»
🆔 @phys_Q
- فقط جهت همرسانی .
🕊12👍2🤔2❤1
🟣 خاستگاه کیهانی پیکان زمان
توسط شان ام. کارول - قسمت هفتم
✦ Emit for Worra
این سناریو، که در سال 2004 توسط جنیفر چن از دانشگاه شیکاگو و من ارائه شد، راه حلی هیجان آور برای منشأ عدم تقارن زمانی در یونیورس مشاهده پذیر ما ارائه میکند: ما تنها بخش کوچکی از تصویر بزرگ را میبینیم، و این عرصه بزرگتر ، زمان متقارن است. آنتروپی می تواند بدون محدودیت از طریق ایجاد یونیورس های نوزاد جدید افزایش یابد.
بهتر از همه، این داستان را می توان به عقب و جلو در زمان روایت کرد. تصور کنید که ما با فضای خالی در یک لحظه خاص شروع می کنیم و شاهد تکامل آن به آینده و گذشته هستیم. ( زمان به هر دو سمت پیش می رود زیرا ما فلشی یک طرفه از زمان را فرض نمی کنیم.) یونیورس های نوزاد در هر دو جهت زمان به وجود نوسان می کنند، در نهایت با بدنیا آوردن نوزادان خود ، خالی می شوند . در مقیاسهای فوق بزرگ، این مولتیورس از نظر آماری متقارن به نظر میرسد - هم در گذشته و هم در آینده، یونیورسهای جدیدی در نوسان زنده و بدون محدودیت تکثیر میشوند. هر یک از آنها یک پیکان از زمان را تجربه می کنند، اما نیمی از آنها دارای فلشی هستند که نسبت به بقیه معکوس است.
ایده یونیورس با یک پیکان زمان به عقب ممکن است هشدار دهنده به نظر برسد. اگر کسی را از چنین یونیورسی ملاقات کنیم، آیا آینده را به یاد می آورد؟ خوشبختانه خطر چنین قرار ملاقاتی وجود ندارد. در سناریویی که توضیح میدهیم، تنها مکانهایی که به نظر میرسد زمان در آنها به عقب میچرخد، به گذشته بسیار دور ما - خیلی قبل از بیگ بنگ باز می گردد . در این بین گستره وسیعی از یونیورس است که به نظر می رسد زمان اصلاً در آن جریان ندارد. تقریبا هیچ ماده ای وجود ندارد و آنتروپی تکامل نمی یابد. هر موجودی که در یکی از این نواحی با معکوس زمانی زندگی کند، پیر به دنیا نمی آید و کودک نخواهد مُرد - یا هر چیز غیرعادی دیگری. از نظر آنها، زمان به شکلی کاملاً متعارف در جریان است. تنها زمانی که یونیورس آنها را با یونیورس ما مقایسه می کنیم، چیزی غیرعادی به نظر می رسد - گذشته ما آینده آنهاست، و بالعکس. اما چنین مقایسه ای کاملاً فرضی است، زیرا ما نمی توانیم به آنجا برسیم و آنها نمی توانند به اینجا بیایند.
در حال حاضر، هیئت داوران در حال تآمل بر مدل ما هستند. کیهانشناسان سالهاست که ایده یونیورس های نوزاد را بررسی کردهاند، اما ما فرآیند تولد را درک نمیکنیم. اگر نوسانات کوانتومی بتواند یونیورس های جدیدی ایجاد کند، میتواند چیزهای دیگر را نیز ایجاد کند - برای مثال، یک کهکشان کامل. برای اینکه سناریویی مانند ما بتواند کیهانی را که میبینیم توضیح دهد، باید پیشبینی کرد که بیشتر کهکشانها پس از رویدادهای بیگ بنگ به وجود میآیند و نه بهعنوان نوسانات تنها در یک یونیورس خالی. اگر نه، یونیورس ما بسیار غیر طبیعی به نظر می رسید.
🆔 @phys_Q
توسط شان ام. کارول - قسمت هفتم
✦ Emit for Worra
این سناریو، که در سال 2004 توسط جنیفر چن از دانشگاه شیکاگو و من ارائه شد، راه حلی هیجان آور برای منشأ عدم تقارن زمانی در یونیورس مشاهده پذیر ما ارائه میکند: ما تنها بخش کوچکی از تصویر بزرگ را میبینیم، و این عرصه بزرگتر ، زمان متقارن است. آنتروپی می تواند بدون محدودیت از طریق ایجاد یونیورس های نوزاد جدید افزایش یابد.
بهتر از همه، این داستان را می توان به عقب و جلو در زمان روایت کرد. تصور کنید که ما با فضای خالی در یک لحظه خاص شروع می کنیم و شاهد تکامل آن به آینده و گذشته هستیم. ( زمان به هر دو سمت پیش می رود زیرا ما فلشی یک طرفه از زمان را فرض نمی کنیم.) یونیورس های نوزاد در هر دو جهت زمان به وجود نوسان می کنند، در نهایت با بدنیا آوردن نوزادان خود ، خالی می شوند . در مقیاسهای فوق بزرگ، این مولتیورس از نظر آماری متقارن به نظر میرسد - هم در گذشته و هم در آینده، یونیورسهای جدیدی در نوسان زنده و بدون محدودیت تکثیر میشوند. هر یک از آنها یک پیکان از زمان را تجربه می کنند، اما نیمی از آنها دارای فلشی هستند که نسبت به بقیه معکوس است.
ایده یونیورس با یک پیکان زمان به عقب ممکن است هشدار دهنده به نظر برسد. اگر کسی را از چنین یونیورسی ملاقات کنیم، آیا آینده را به یاد می آورد؟ خوشبختانه خطر چنین قرار ملاقاتی وجود ندارد. در سناریویی که توضیح میدهیم، تنها مکانهایی که به نظر میرسد زمان در آنها به عقب میچرخد، به گذشته بسیار دور ما - خیلی قبل از بیگ بنگ باز می گردد . در این بین گستره وسیعی از یونیورس است که به نظر می رسد زمان اصلاً در آن جریان ندارد. تقریبا هیچ ماده ای وجود ندارد و آنتروپی تکامل نمی یابد. هر موجودی که در یکی از این نواحی با معکوس زمانی زندگی کند، پیر به دنیا نمی آید و کودک نخواهد مُرد - یا هر چیز غیرعادی دیگری. از نظر آنها، زمان به شکلی کاملاً متعارف در جریان است. تنها زمانی که یونیورس آنها را با یونیورس ما مقایسه می کنیم، چیزی غیرعادی به نظر می رسد - گذشته ما آینده آنهاست، و بالعکس. اما چنین مقایسه ای کاملاً فرضی است، زیرا ما نمی توانیم به آنجا برسیم و آنها نمی توانند به اینجا بیایند.
در حال حاضر، هیئت داوران در حال تآمل بر مدل ما هستند. کیهانشناسان سالهاست که ایده یونیورس های نوزاد را بررسی کردهاند، اما ما فرآیند تولد را درک نمیکنیم. اگر نوسانات کوانتومی بتواند یونیورس های جدیدی ایجاد کند، میتواند چیزهای دیگر را نیز ایجاد کند - برای مثال، یک کهکشان کامل. برای اینکه سناریویی مانند ما بتواند کیهانی را که میبینیم توضیح دهد، باید پیشبینی کرد که بیشتر کهکشانها پس از رویدادهای بیگ بنگ به وجود میآیند و نه بهعنوان نوسانات تنها در یک یونیورس خالی. اگر نه، یونیورس ما بسیار غیر طبیعی به نظر می رسید.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍7
🟣 خاستگاه کیهانی پیکان زمان
توسط شان ام. کارول - قسمت هشتم
✦ Emit for Worra
اما درس خانهسازی، سناریوی منحصربفردی برای ساختار فضازمان در مقیاسهای فوق بزرگ نیست. ایده این است که یک ویژگی قابل توجه از یونیورس مشاهده پذیر ما - پیکان زمان که از شرایط آنتروپی بسیار پایین در یونیورس اولیه ناشی می شود - می تواند سرنخ هایی در مورد ماهیت یونیورس غیرقابل مشاهده به ما ارائه دهد.
همانطور که در ابتدای این مقاله ذکر شد، داشتن تصویری مناسب با داده ها خوب است، اما کیهان شناسان بیش از این می خواهند: ما به دنبال درک قوانین طبیعت و یونیورس مخصوص خود هستیم که در آن همه چیز برای ما معنادار است. ما نمیخواهیم به پذیرش ویژگیهای عجیب و غریب یونیورس مان بهعنوان حقایق درک ناشدنی تنزل پیدا کنیم.
به نظر می رسد عدم تقارن آشکار زمانی یونیورس مشاهده پذیر ما به ما سرنخی از چیزی عمیق تر ارائه می دهد - اشاره ای به عملکرد نهایی فضا و زمان. وظیفه ما به عنوان فیزیکدان این است که از این سرنخ و سایر سرنخ ها برای جمع آوری یک تصویر قانع کننده استفاده کنیم.
اگر یونیورس مشاهده پذیر تمام آن چیزی بود که وجود داشت، تقریبا غیرممکن بود که بتوان پیکان زمان را به روشی طبیعی محاسبه کرد. اما اگر یونیورس اطراف ما یک قطعه کوچک از یک تصویر بسیار بزرگتر باشد، احتمالات جدید خود را نشان می دهند. ما میتوانیم بیت یونیورس خود را تنها یک تکه از پازل تصور کنیم، بخشی از تمایل سیستم بزرگتر برای افزایش آنتروپی خود بدون محدودیت در گذشته بسیار دور و آینده بسیار دور. به تعبیر فیزیکدان ادوارد ترایون، مهبانگ اگر آغاز همه چیز نباشد، بلکه فقط یکی از آن چیزهایی باشد که هر از گاهی اتفاق می افتد، آسان تر قابل درک است.
محققان دیگر در حال کار بر روی ایدههای مرتبط هستند، زیرا کیهانشناسان بیشتر و بیشتری مشکل ایجاد شده توسط پیکان زمان را جدی میگیرند. مشاهده پیکان به اندازه کافی آسان است - تنها کاری که باید انجام دهید این است که کمی شیر را در قهوه خود مخلوط کنید.
در حالی که آن را می نوشید، می توانید فکر کنید که چگونه می توان آن عمل ساده را تا ابتدای یونیورس مشاهده پذیر ما و شاید فراتر از آن ردیابی کرد.
"پیکان زمان" از شماره 1975 مجله علمی آمریکایی
درباره نویسنده(نویسندگان)
شان ام. کارول، دانشیار ارشد فیزیک در موسسه فناوری کالیفرنیا است. تحقیقات او در زمینه کیهان شناسی، فیزیک ذرات و نظریه نسبیت عام اینشتین، با تخصص خاصی در انرژی تاریک است. به او بورسیه هایی از بنیاد اسلون و پاکارد و همچنین M.I.T اعطا شده است. جایزه آموزشی شورای دانشجویی فارغ التحصیل و مدال فارغ التحصیلان هنر و علوم دانشگاه ویلانوا. در خارج از دانشگاه، کارول بیشتر به عنوان یکی از مشارکت کنندگان در وبلاگ Cosmic Variance شناخته می شود، که نه تنها یکی از متفکرترین وبلاگ های علمی است، بلکه نحوه آشنایی او با همسرش، نویسنده علمی جنیفر اوئلت است.
توسط شان ام. کارول - قسمت هشتم
✦ Emit for Worra
اما درس خانهسازی، سناریوی منحصربفردی برای ساختار فضازمان در مقیاسهای فوق بزرگ نیست. ایده این است که یک ویژگی قابل توجه از یونیورس مشاهده پذیر ما - پیکان زمان که از شرایط آنتروپی بسیار پایین در یونیورس اولیه ناشی می شود - می تواند سرنخ هایی در مورد ماهیت یونیورس غیرقابل مشاهده به ما ارائه دهد.
همانطور که در ابتدای این مقاله ذکر شد، داشتن تصویری مناسب با داده ها خوب است، اما کیهان شناسان بیش از این می خواهند: ما به دنبال درک قوانین طبیعت و یونیورس مخصوص خود هستیم که در آن همه چیز برای ما معنادار است. ما نمیخواهیم به پذیرش ویژگیهای عجیب و غریب یونیورس مان بهعنوان حقایق درک ناشدنی تنزل پیدا کنیم.
به نظر می رسد عدم تقارن آشکار زمانی یونیورس مشاهده پذیر ما به ما سرنخی از چیزی عمیق تر ارائه می دهد - اشاره ای به عملکرد نهایی فضا و زمان. وظیفه ما به عنوان فیزیکدان این است که از این سرنخ و سایر سرنخ ها برای جمع آوری یک تصویر قانع کننده استفاده کنیم.
اگر یونیورس مشاهده پذیر تمام آن چیزی بود که وجود داشت، تقریبا غیرممکن بود که بتوان پیکان زمان را به روشی طبیعی محاسبه کرد. اما اگر یونیورس اطراف ما یک قطعه کوچک از یک تصویر بسیار بزرگتر باشد، احتمالات جدید خود را نشان می دهند. ما میتوانیم بیت یونیورس خود را تنها یک تکه از پازل تصور کنیم، بخشی از تمایل سیستم بزرگتر برای افزایش آنتروپی خود بدون محدودیت در گذشته بسیار دور و آینده بسیار دور. به تعبیر فیزیکدان ادوارد ترایون، مهبانگ اگر آغاز همه چیز نباشد، بلکه فقط یکی از آن چیزهایی باشد که هر از گاهی اتفاق می افتد، آسان تر قابل درک است.
محققان دیگر در حال کار بر روی ایدههای مرتبط هستند، زیرا کیهانشناسان بیشتر و بیشتری مشکل ایجاد شده توسط پیکان زمان را جدی میگیرند. مشاهده پیکان به اندازه کافی آسان است - تنها کاری که باید انجام دهید این است که کمی شیر را در قهوه خود مخلوط کنید.
در حالی که آن را می نوشید، می توانید فکر کنید که چگونه می توان آن عمل ساده را تا ابتدای یونیورس مشاهده پذیر ما و شاید فراتر از آن ردیابی کرد.
"پیکان زمان" از شماره 1975 مجله علمی آمریکایی
درباره نویسنده(نویسندگان)
شان ام. کارول، دانشیار ارشد فیزیک در موسسه فناوری کالیفرنیا است. تحقیقات او در زمینه کیهان شناسی، فیزیک ذرات و نظریه نسبیت عام اینشتین، با تخصص خاصی در انرژی تاریک است. به او بورسیه هایی از بنیاد اسلون و پاکارد و همچنین M.I.T اعطا شده است. جایزه آموزشی شورای دانشجویی فارغ التحصیل و مدال فارغ التحصیلان هنر و علوم دانشگاه ویلانوا. در خارج از دانشگاه، کارول بیشتر به عنوان یکی از مشارکت کنندگان در وبلاگ Cosmic Variance شناخته می شود، که نه تنها یکی از متفکرترین وبلاگ های علمی است، بلکه نحوه آشنایی او با همسرش، نویسنده علمی جنیفر اوئلت است.
Telegram
attach 📎
👍3
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
🟣 خاستگاه کیهانی پیکان زمان
"یکی از بنیادین ترین فکت های حیات این است که آینده متفاوت از گذشته به نظر می رسد. اما در مقیاس بزرگ کیهانی، شاید یکسان به نظر برسند"
توسط شان ام. کارول
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/10050
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/10052
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/10057
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/10064
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/10067
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/10068
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/10075
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/10076
Ref:
https://www.scientificamerican.com/article/the-cosmic-origins-of-times-arrow/
"یکی از بنیادین ترین فکت های حیات این است که آینده متفاوت از گذشته به نظر می رسد. اما در مقیاس بزرگ کیهانی، شاید یکسان به نظر برسند"
توسط شان ام. کارول
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/10050
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/10052
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/10057
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/10064
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/10067
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/10068
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/10075
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/10076
Ref:
https://www.scientificamerican.com/article/the-cosmic-origins-of-times-arrow/
👍3
🟣 برداشت غلط از جرم: دلیل واقعی ناتوانی ما برای پیشی گرفتن از سرعت نور
هیچ شرایطی در نسبیت وجود ندارد که جرم را قابل افزایش یا کاهش دانست - آنچه تغییر می کند لختی inertia ست . در معادله E=mc² فاکتور لورنتز γ جا افتاده است . با افزایش سرعت آبجکت به جرم m فاکتور γ به بی نهایت میل می کند و برای آبجکت ساکن برابر با یک است که بیانگر انرژی بی نهایت برای رسیدن آبجکت جرم دار به سرعت نور است .
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9695
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9697
Source:
https://bigthink.com/hard-science/light-speed-relativistic-mass/
🆔 @phys_Q
هیچ شرایطی در نسبیت وجود ندارد که جرم را قابل افزایش یا کاهش دانست - آنچه تغییر می کند لختی inertia ست . در معادله E=mc² فاکتور لورنتز γ جا افتاده است . با افزایش سرعت آبجکت به جرم m فاکتور γ به بی نهایت میل می کند و برای آبجکت ساکن برابر با یک است که بیانگر انرژی بی نهایت برای رسیدن آبجکت جرم دار به سرعت نور است .
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9695
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9697
Source:
https://bigthink.com/hard-science/light-speed-relativistic-mass/
🆔 @phys_Q
👍6👏1🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 James Webb Space Telescope captures new images of the Ring Nebula
ثبت تصویر جدیدی از سحابی حلقه توسط JWST
🆔 @phys_Q
ثبت تصویر جدیدی از سحابی حلقه توسط JWST
🆔 @phys_Q
❤3👏3👍1🔥1