شاید به نظر دستِ من خالی میآمد. اما من از خودم مطمئن بودم، مطمئن از همه چیز، خیلی مطمئنتر از او، مطمئن از زندگیام و مطمئن از مرگم که به زودی به سراغم میآمد. بله، این همهی چیزی بود که داشتم. اما دستکم درست همانقدر که این زندگی مرا در چنگش داشت من هم این زندگی را در چنگ داشتم. حق داشتم، هنوز هم حق دارم، همیشه حق داشتم.
@phobicool
#آلبر_کامو
_بیگانه
@phobicool
#آلبر_کامو
_بیگانه
چشم هاى بسته، بازترند
و پلك، پرده اى ست
كه منظره را عميق تر مى كند
بُگذار
رودخانه از تو بُگذرد
و سنگ هاش در خستگى ات ته نشين شوند
بُگذار
بخشى زنده از مرگ باشى
و ريشه ها به اعماقت اعتماد كنند
جنگل،
تنها يك درخت است
كه در هزاران شكل
از خاك گريخته است
@phobicool
_پذيرفتن
#گروس_عبدالملكيان
و پلك، پرده اى ست
كه منظره را عميق تر مى كند
بُگذار
رودخانه از تو بُگذرد
و سنگ هاش در خستگى ات ته نشين شوند
بُگذار
بخشى زنده از مرگ باشى
و ريشه ها به اعماقت اعتماد كنند
جنگل،
تنها يك درخت است
كه در هزاران شكل
از خاك گريخته است
@phobicool
_پذيرفتن
#گروس_عبدالملكيان
خدا همان درد وحشت از مرگ است.
هرکس بر درد و رنج پیروز شود خدا خواهد شد.
آن وقت زندگی نو است و انسان نو است، و همه چیز نو خواهد بود...
آن وقت تاریخ را به دو بخش تقسیم خواهند کرد:
از گوریل تا نابودی خدا، و از نابودی خدا تا...
@phobicool
_جنزدگان
#فئودور_داستایوفسکی
هرکس بر درد و رنج پیروز شود خدا خواهد شد.
آن وقت زندگی نو است و انسان نو است، و همه چیز نو خواهد بود...
آن وقت تاریخ را به دو بخش تقسیم خواهند کرد:
از گوریل تا نابودی خدا، و از نابودی خدا تا...
@phobicool
_جنزدگان
#فئودور_داستایوفسکی