«عدهای هم در بین ما، دلخوشاند به روشنتر بودنِ خویش که شاید روی دیگر ابلهتر بودن باشد...
اینان مفتخرند به این که:
دیپلمشان ریاضی است. کفتربازی نکردهاند.!
اسم و زندگینامهی صدوپنجاه کارگردان سینما را بلدند. راجع به دیالکتیکِ هگل یک چیزهایی شنیدهاند. از لیلا فروهر بدشان میآید.
به موتزارت عشق میورزند...
میدانند که «تولدی دیگر» سرودهی فروغ فرخزاد است و احمد شاملو در سال ۱۳۳۲ بهخاطر فعالیتهای سیاسی، مدت کوتاهی در زندان بوده و ارسطو شاگرد افلاطون بوده (نه برعکس)
و سالوادور دالی و لورکا با هم همکلاسی بودهاند و… دیگر چه بگویم؟ اینها همهی ناتوانیها و دلخوشیهای این نسل است. آن هم کسانی از این نسل که احتمالا اندیشمندترند.»
@phobicool
#محسن_نامجو
_ دراب مخدوش
اینان مفتخرند به این که:
دیپلمشان ریاضی است. کفتربازی نکردهاند.!
اسم و زندگینامهی صدوپنجاه کارگردان سینما را بلدند. راجع به دیالکتیکِ هگل یک چیزهایی شنیدهاند. از لیلا فروهر بدشان میآید.
به موتزارت عشق میورزند...
میدانند که «تولدی دیگر» سرودهی فروغ فرخزاد است و احمد شاملو در سال ۱۳۳۲ بهخاطر فعالیتهای سیاسی، مدت کوتاهی در زندان بوده و ارسطو شاگرد افلاطون بوده (نه برعکس)
و سالوادور دالی و لورکا با هم همکلاسی بودهاند و… دیگر چه بگویم؟ اینها همهی ناتوانیها و دلخوشیهای این نسل است. آن هم کسانی از این نسل که احتمالا اندیشمندترند.»
@phobicool
#محسن_نامجو
_ دراب مخدوش
من
روبرو می شدم با عروج درخت!
با شیوع پر یک کلاغ بهاره،
با افول وزغ
در سجایای نا روشن آب.
با صمیمیت گیج فوارهی حوض!
با طلوع تر سطل
از پشت ابهام یک چاه...
@phobicool
#سهراب_سپهری
روبرو می شدم با عروج درخت!
با شیوع پر یک کلاغ بهاره،
با افول وزغ
در سجایای نا روشن آب.
با صمیمیت گیج فوارهی حوض!
با طلوع تر سطل
از پشت ابهام یک چاه...
@phobicool
#سهراب_سپهری
آدم رؤیایی، خاکستر رویاهای گذشتهاش را بیخودی بهم میزند به این امید که در میانشان حداقل جرقهی کوچکی پیدا کرده و فوتش کند تا دوباره جان بگیرند.
تا این آتش احیا شده، قلب سرمازدهی او را گرم کند و همهی آنهایی که برایش عزیز بودند، برگردند.
@phobicool
#فئودور_داستایوفسکی
تا این آتش احیا شده، قلب سرمازدهی او را گرم کند و همهی آنهایی که برایش عزیز بودند، برگردند.
@phobicool
#فئودور_داستایوفسکی