ببین چهقدر منتظر موندیم!؟ منتظر موندیم برف بیاد، آسانسور بیاد، پیش بیاد، آژانس بیاد، فردا بیاد، خواستگار بیاد، جوش بیاد، به دنیا بیاد، خوشش بیاد! خوشش بیاد ازمون! منتظر موندیم دانلود شه، شب شه، حاضر شه، پاییز شه، نرم شه، یازده شه، خشک شه، سرخ شه، پیدا شه! منتظر موندیم ببینه، بشنوه، بخنده، برسه، بگه، بفهمه، بیاد! بیاد بمونه! بره! بره گمشه! منتظر موندیم یخ بزنه، زنگ بزنه، داد بزنه، صدا بزنه، شکوفه بزنه، در بزنه، پیانو بزنه، حرف بزنه! حرف بزنه بگه چه مرگشه!؟
ببین چهقدر منتظر موندیم!؟ نکنه بگیم "کدوم غذاتون زودتر از بقیه آماده میشه!؟ همونو بدین!" نکنه زندگیمون بشه کلکسیونِ چیزای زودتر!؟ نکنه دیگه حال نداشته باشیم منتظر بمونیم!؟ نکنه دیگه برامون مهم نباشه!؟ هی سوپِ قارچ بخوریم و سالادِ فصل!؟
@phobicool
#ناپیرو
_پارامتر
ببین چهقدر منتظر موندیم!؟ نکنه بگیم "کدوم غذاتون زودتر از بقیه آماده میشه!؟ همونو بدین!" نکنه زندگیمون بشه کلکسیونِ چیزای زودتر!؟ نکنه دیگه حال نداشته باشیم منتظر بمونیم!؟ نکنه دیگه برامون مهم نباشه!؟ هی سوپِ قارچ بخوریم و سالادِ فصل!؟
@phobicool
#ناپیرو
_پارامتر
Forwarded from Deleted Account
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#Vincent_van_Gogh
Avenue of Poplars at Sunset 🎨
Avenue of Poplars at Sunset 🎨
همیشه دلم خواسته بدانم
لحظههای تو بی من چطور میگذرد؟
وقتی نگاهت میافتد به برگ
به شاخه
به پوست درخت
وقتی بوی پرتقال میپیچد
وقتی باران تنها تو را خیس میکند!
وقتی با صدایی
برمیگردی پشت سرت
من نیستم
@phobicool
#عباس_معروفی
لحظههای تو بی من چطور میگذرد؟
وقتی نگاهت میافتد به برگ
به شاخه
به پوست درخت
وقتی بوی پرتقال میپیچد
وقتی باران تنها تو را خیس میکند!
وقتی با صدایی
برمیگردی پشت سرت
من نیستم
@phobicool
#عباس_معروفی
فرار کن از من
فرار کن که وحشیانه گرفتارت شدم
فرار کن از این آفتابی که
تا تو نتابی
از زمین میترسد !
فرار کن به امن آغوشم
من نگهبان جهانی هستم
که تو دهخدای شاعرانش بودی...
@phobicool
#مهسا_طلوع
فرار کن که وحشیانه گرفتارت شدم
فرار کن از این آفتابی که
تا تو نتابی
از زمین میترسد !
فرار کن به امن آغوشم
من نگهبان جهانی هستم
که تو دهخدای شاعرانش بودی...
@phobicool
#مهسا_طلوع
کفایت میکرد مرا آویشن،
مرا مهتاب،
مرا لب خند،
و آویشن حرمت چشمان تو بود
پس دل گره زدم به ضریح اندیشه ای که
آویشن را می سرود!
@phobicool
#حسین_پناهی
مرا مهتاب،
مرا لب خند،
و آویشن حرمت چشمان تو بود
پس دل گره زدم به ضریح اندیشه ای که
آویشن را می سرود!
@phobicool
#حسین_پناهی
Forwarded from کتابها
“And except this
I know no other art
But to be
a home
for you.”
📝 : Ahmad Shamlou
I know no other art
But to be
a home
for you.”
📝 : Ahmad Shamlou