| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.74K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
کهکشان ها !
کو زمینم ؟
زمین !
کو وطنم ؟
وطن !
کو خانه ام ؟
خانه !
کو مادرم ؟
مادر !
کو کبوترانم ؟
...
معنای این همه سکوت چیست ؟
من گُم شدم در تو ،
یا تو گم شدی در من ؟
ای زمان !
... کاش هرگز آن روز ،
از درختِ انجیر پایین نیامده بودم!...کاش!

@phobicool
#حسین_پناهی
بدرود عزیزِ من..
هرچه باداباد !
ما به دوست داشتنِ یکدیگر ادامه می‌دهیم . مگر نه؟
لب‌هایت کجا هستند؟

@phobicool

نامه به فلیسه
#فرانتس_کافکا
انگار کسی از پشت محکم
تو را چسبیده ست در آغوش
و تو شهوت تند دویدن داری
اینگونه از تو
فرار میکنم تا حقیقتی به نام زندگی
پشت سرت را نگاه نکن
آینه در آینه تنها ماندی
نرینه ی دوران نیچه گی ام!

@phobicool
#مهسا_طلوع
آه ببین، کشتی بی ما می رود! و باد
باد شرقی ست، و کشتی بعد، سالی دیگر راهی می شود.
برگردیم هتل ساحلی همان جا که باران بند نمی آید،
همانجا که باغ، سرد و پرسایه، به نادرترین نجوا، می گوید
« از تطاول بپرهیز»
می شود پرسه زد،
می شود به ملاقات مردگان رفت که پیژامه های خاکستر به تن دارند
و بعد از گشتی میان غان ها، می شود بر بستر پر چین و چروکی لم داد
به تماشای مهتاب فرتوتی که بر کف اتاق تن می کشد.
شیشه پنجره ها خواهد لرزید، و امواج تاریکی، سرد و ناخوانده و سهمگین
ما را در خود خواهد کشید.
به دخمه های تنگ و هزارتوی خواب در خواهیم افتاد
آن جا در نوری کم سو
غبار و استخوان و بقایای موحش کسی ست که یحتمل روزی بوده و
ما اما جای او نبوده ایم.

@phobicool
#مارک_استرند
بیهوده مشت به شیشه ی این قطار میکوبی
بیهوده
صدایت را
به آن سوی پنجره پرتاب می کنی
ما
بازیگران یک فیلم صامتیم ...

@phobicool

#گروس_عبدالملکیان
صدای زنگ در آمد
با پستچی ای که تو را توى پاکت برایم آورده بود
بیدار شو
با هم تو را بخوانیم
یا بیدارم کن
برایت شعر بپوشم و کنار غزلی داغ
قصیده و نثر را
روی شانه های هم
گریه کنیم
@phobicool
#مهسا_طلوع
این شکوه‌ها راحتم نمی‌کند؛ کاملاً بی‌تأثیر می‌مانم، مثل سنگ بزرگی که در وسطش روحی کوچک گاه سوسویی می‌زند.

@phobicool
فرانتس کافکا
#نامه_به_فلیسه