| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.67K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
نه حوصلۀ شکایت و چُس ناله دارم و نه می توانم خود را گول بزنم و نه غیرت خودکشی دارم،فقط یک جور محکومیت قی آلودی است که در محیط گند بی شرم باید طی کنم.


@phobicool
#صادق_هدایت
هیچ چیزی در جهان حس‌ها را نمی‌سازد ، فقط احمق‌ها و شارلاتان‌ها فکر می‌کنند که همه‌ چیز را می‌دانند و همه‌چیز را می‌فهمند.


#آنتوان_چخوف
"نامه به الکساندر سوورین"
رجعت بده مرا
دوباره به آن روزهای خوب
به عاشقی ها
مرا برگردان به دوران عزیمتم ازهجر
مرابرسان به کوچه هایی که دیدار را
هنوزبه انتظارنشسته اند
این روزها عجیب مرده ام

@phobicool
#مهسا_طلوع
طاعونی خواهم شد برای خودم، تو و تمام دنیا.


#فرانتس_کافکا
نامه به فلیسه
چون عشق نزد ما
احساسی درجه سه است،
و زن
شهروندی درجه سه است.
و کتاب های شعر
کتابهايی درجه سه‌اند
به همين خاطر ما را؛
مردم جهان سوم می‌نامند...

@phobicool
#سعاد_الصباح
👏1
از خودم میپرسیدم زندگی من در آینده چه خواهد شد؟
سعی میکردم سرنوشتم را پیش‌بینی کنم و برخی از دقایق مخصوصاً اضطراب شدیدی احساس میکردم.میدانید در این دقایق است که آدمی تنهائی را احساس میکند.

#داستایوسکی
👍1
کاش تنها نبودیم
آنوقت میتوانستیم
به این موضوع
و موضوعات دیگر
آنقدر بلند بلند بخندیم
تا همسایه هامان از خواب بیدار شوند

#حسین_پناهی
#ستاره_ها
سیاه می نویسم
اما تو سپید بخوان ،
کسی چه میداند کاینهمه سیاه و سپید شاید خاکستری شود
بر باد رفته ،
در روزگاری که هیچ کنتراستی
وزن بودنمان را نخواهد گریست

که عصر
عصر شاعرانیست که واج به واجشان پر از مخدر های بی تسکین است
آری سیاه مینویسم که سپید بنگری
دنیای خاکستریمان را...

@phobicool
#مهسا_طلوع
و من، وارفته - رخوت‌زده، مستهجن، گوارنده، در حالی که فکرهای تیره‌ای را این‌سو و آن‌سوی می‌انداختم - من نیز زیادی بودم، خوشبختانه این را احساس نمی‌کردم، بیش‌تر می‌فهمیدمش - ولی ناآسوده بودم، زیرا می‌ترسیدم که احساسش کنم. به طورِ مبهمی خیالِ کشتنِ خودم را می‌بافتم تا دست‌کم یکی از این وجودهای زاید را نابود کنم، اما حتی مرگم هم زیادی بود، زیادی... من تا جاودان زیادی بودم.



#تهوع
#سارتر