در مصاف با مرگ
چرا عمق آن نگاه
که در دستان مان بود
در لابه لای زندگی گم شد...؟
@phobicool
#Erato_channel
#مورات_هان_مونگان
چرا عمق آن نگاه
که در دستان مان بود
در لابه لای زندگی گم شد...؟
@phobicool
#Erato_channel
#مورات_هان_مونگان
از در بالا رفتم وُ
پلهها را باز کردم.
لباسخوابم را خواندم وُ
دکمهی دعایم را بستم.
ملافهام را خاموش کردم وُ
چراغ را رویم کشیدم.
از دیشب که مرا بوسیده
قشنگ قاطی کرده ام.
@phobicool
#بروس_لَنسکی
پلهها را باز کردم.
لباسخوابم را خواندم وُ
دکمهی دعایم را بستم.
ملافهام را خاموش کردم وُ
چراغ را رویم کشیدم.
از دیشب که مرا بوسیده
قشنگ قاطی کرده ام.
@phobicool
#بروس_لَنسکی
زخم را یکباره میباید زد، تا درد آن اندک اندک از یاد برود و نیکی را خرده خرده میباید کرد تا مزهی آن دیرتر از یاد برود
@phobicool
#نیکو_ماکیاولی
@phobicool
#نیکو_ماکیاولی
باید از درونت بیرون بیاید، مانند گهی گرم و خوب. عالی ریدن باشکوه است. بلند میشوی، به پشت نگاه میکنی و احساس غرور میکنی. در بخارها و بوی گه میگویی: خدایا، عجب کاری کردم. من حرف ندارم. بعد سیفون را میکشی و فقط آب باقی میماند و اندوه. نوشتن شعرِ خوب هم چنین است، فقط باید انجامش بدهی. مثل ریدن. چیزی برای تجزیه تحلیل و گفتن وجود ندارد، فقط کار یکسره میشود. فهمیدی؟
@phobicool
#چارلز_بوکفسکی
ترجمه: #مهیار_مظلومی
انتشارات چارلز بوکفسکی
@phobicool
#چارلز_بوکفسکی
ترجمه: #مهیار_مظلومی
انتشارات چارلز بوکفسکی
به دو شيوه میتوان دروغ گفت: میتوان حرفهايی را از خود ساخت. و هم چنين میتوان حقيقت را با صدايی آرام، با خونسردی مثل حرفی بين حرفهای ديگر، حرفهای كم اهميت بيان كرد
@phobicool
#کریستین_بوبن
@phobicool
#کریستین_بوبن
با شعر و سیگار
به جنگ نابرابری ها می روم
من، دون کیشوتی مضحک هستم
که جای کلاهخود و سرنیزه
مدادی در دست و قابلمه ای بر سر دارد
عکسی به یادگار از من بگیرید
من انسان قرن بیست و یکم هستم
@phobicool
#رسول_یونان
به جنگ نابرابری ها می روم
من، دون کیشوتی مضحک هستم
که جای کلاهخود و سرنیزه
مدادی در دست و قابلمه ای بر سر دارد
عکسی به یادگار از من بگیرید
من انسان قرن بیست و یکم هستم
@phobicool
#رسول_یونان