دیگران چند شعر حفظ می کنند یا سیاق یاد می گیرند یا جاکشی می کنند، یک عمر با عزت و احترام به سر می برند، در صورتی که من اگر محتاج بشوم بروم روزی شاگرد قهوه چی هم بشوم بیرونم خواهند کرد...
@phobicool
از نامه #صادق_هدایت به مجتبی مینوی
@phobicool
از نامه #صادق_هدایت به مجتبی مینوی
سپس شب میشد
و ما به ستارهها خیره میشدیم
تو
دنبال بزرگترین ستاره میگشتی
و من غرق در تو
پیِ چشمانت میگشتم
سردمان میشد
اما زیبا بود
آن روزهای دیر و دور
آن عاشقانهها که دیگر کهنه شدهاند.
@phobicool
#تورگوت_اویار
و ما به ستارهها خیره میشدیم
تو
دنبال بزرگترین ستاره میگشتی
و من غرق در تو
پیِ چشمانت میگشتم
سردمان میشد
اما زیبا بود
آن روزهای دیر و دور
آن عاشقانهها که دیگر کهنه شدهاند.
@phobicool
#تورگوت_اویار
پس از سفر های بسیار و عبور از فراز و فرود امواج این دریای طوفان خیز بر آنم که در کنار تو لنگر افکنم ، بادبان برچینم ،پارو وانهم ،سکان رها کنم به خلوت لنگرگاهت در آیمو در کنارت پهلو بگیرم ، آغوشت را بازیابم ، استواری امن زمین را زیر پای خویش...
@phobicool
#مارگوت_بیکل
شاملو
@phobicool
#مارگوت_بیکل
شاملو
در مصاف با مرگ
چرا عمق آن نگاه
که در دستان مان بود
در لابه لای زندگی گم شد...؟
@phobicool
#Erato_channel
#مورات_هان_مونگان
چرا عمق آن نگاه
که در دستان مان بود
در لابه لای زندگی گم شد...؟
@phobicool
#Erato_channel
#مورات_هان_مونگان
از در بالا رفتم وُ
پلهها را باز کردم.
لباسخوابم را خواندم وُ
دکمهی دعایم را بستم.
ملافهام را خاموش کردم وُ
چراغ را رویم کشیدم.
از دیشب که مرا بوسیده
قشنگ قاطی کرده ام.
@phobicool
#بروس_لَنسکی
پلهها را باز کردم.
لباسخوابم را خواندم وُ
دکمهی دعایم را بستم.
ملافهام را خاموش کردم وُ
چراغ را رویم کشیدم.
از دیشب که مرا بوسیده
قشنگ قاطی کرده ام.
@phobicool
#بروس_لَنسکی
زخم را یکباره میباید زد، تا درد آن اندک اندک از یاد برود و نیکی را خرده خرده میباید کرد تا مزهی آن دیرتر از یاد برود
@phobicool
#نیکو_ماکیاولی
@phobicool
#نیکو_ماکیاولی