| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.78K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.83K links
Download Telegram
شعر از دهان افتاد
با قندی که در دهانت آب شد
گفته بودم صبحانه ها
شبانه ها را
از یادت میبرد!
تمام رویاها را خورشید
موهوم میکند

لعنت بر هرزه گی سیاراتی که
حق همسایگی بجا میآورند
برای زمین شب زده

این خواب بازی نیست.

@phobicool
#مهسا_طلوع
برای نوشتن یک کتاب،
برای به سرانجام رساندن یک کار [بزرگ]،
یا برای کشیدن یک نقاشی
که در آن زندگی جریان دارد
اول از همه، خودِ انسان باید، زنده باشد...

@phobicool

— بخشی از نامه ی #ونسان_ونگوگ به خواهرش ویل در سال ۱۸۸۷
هکوب :
یاری شما را آرزو نمی کردم
و اکنون نیز سپاس تان نمی گذارم.
می خواستم با زمین تنگ دربیامیزم
و با نا آگاهی بی حرکت آن یکی شوم.
زیرا که ما نیز بدون جنبش و حرکتیم
و از ما دیگر کاری ساخته نیست
مگر انتظار و تحمل.
ما نیز بی حرکتیم، ولی دریغا که آگاهیم.

@phobicool
#Jean_Paul_Sartre

#ژان_پل_سارتر
_زنان_تروا
دیگران چند شعر حفظ می کنند یا سیاق یاد می گیرند یا جاکشی می کنند، یک عمر با عزت و احترام به سر می برند، در صورتی که من اگر محتاج بشوم بروم روزی شاگرد قهوه چی هم بشوم بیرونم خواهند کرد...

@phobicool
از نامه #صادق_هدایت به مجتبی مینوی
سپس شب می‌شد
و ما به ستاره‌ها خیره می‌شدیم
تو
دنبال بزرگ‌ترین ستاره می‌گشتی
و من غرق در تو
پیِ چشمانت می‌گشتم

سردمان می‌شد
اما زیبا بود
آن روزهای دیر و دور
آن عاشقانه‌ها که دیگر کهنه شده‌اند.

@phobicool
#تورگوت_اویار
پس از سفر های بسیار و عبور از فراز و فرود امواج این دریای طوفان خیز بر آنم که در کنار تو لنگر افکنم ، بادبان برچینم ،پارو وانهم ،سکان رها کنم به خلوت لنگرگاهت در آیمو در کنارت پهلو بگیرم ، آغوشت را بازیابم ، استواری امن زمین را زیر پای خویش...


@phobicool
#مارگوت_بیکل
شاملو
در مصاف با مرگ
چرا عمق آن نگاه
که در دستان مان بود
در لابه لای زندگی گم شد...؟


@phobicool
#Erato_channel
#مورات_هان_مونگان
از در بالا رفتم وُ
پله‌ها را باز کردم.
لباس‌خوابم را خواندم وُ
دکمه‌ی دعایم را بستم.

ملافه‌ام را خاموش کردم وُ
چراغ را رویم کشیدم.
از دیشب که مرا بوسیده
قشنگ قاطی کرده ام.

@phobicool
#بروس_لَنسکی
من قلب و روحم را در کارم گذاشتم و ذهنم را در این فرایند از دست دادم.


@phobicool
#وینسنت_ونگوگ