شبیه جغد شده بودم ولی نالههای من در گلویم گیر کرده بود و به شکل لکههای خون آنها را تُف میکردم، شاید جغد هم مرضی دارد که مثل من فکر میکند!
@phobicool
_بوف کور
#صادق_هدایت
@phobicool
_بوف کور
#صادق_هدایت
زیباترین شعر جهان نقاشی چشمان توست
و زیباترین نقاشی جهان
شعریست که
از چشمانت
واژه واژه میچکد روی بوم سفیدی
که آبستن نقش من است
وقتی مرا نداری تا رنگ به رنگ
در آغوشم گرفتار شوی
آنگاه که کمپوزیسیون لبهایم
مسخت میکند در پیچش خطوط اندامم و تنها
به شب هایی فکر میکنی
که غرقم میشدی
وقتی آخرین تاش بیهوشت میکرد!
@phobicool
#مهسا_طلوع
و زیباترین نقاشی جهان
شعریست که
از چشمانت
واژه واژه میچکد روی بوم سفیدی
که آبستن نقش من است
وقتی مرا نداری تا رنگ به رنگ
در آغوشم گرفتار شوی
آنگاه که کمپوزیسیون لبهایم
مسخت میکند در پیچش خطوط اندامم و تنها
به شب هایی فکر میکنی
که غرقم میشدی
وقتی آخرین تاش بیهوشت میکرد!
@phobicool
#مهسا_طلوع
Painting by : Mahsa Tolou
Oil on Canvas
@phobicool
#نسیان
رنگ و روغن روی بوم
اثر مهسا طلوع
تقدیر شده توسط اداره هنرهای تجسمی خراسان رضوی
از مجموعه ی #شبی_یک_چهارم
زمستان 86
Oil on Canvas
@phobicool
#نسیان
رنگ و روغن روی بوم
اثر مهسا طلوع
تقدیر شده توسط اداره هنرهای تجسمی خراسان رضوی
از مجموعه ی #شبی_یک_چهارم
زمستان 86
خنده ، بخیه است
بوسه ، بخیه است
فراموشی ، بخیه است
مهربانی ، بخیه است
آدم ، بی بخیه متلاشی می شود!
آدم ؛
زخم است..
@phobicool
#طاهره_خنیا
بوسه ، بخیه است
فراموشی ، بخیه است
مهربانی ، بخیه است
آدم ، بی بخیه متلاشی می شود!
آدم ؛
زخم است..
@phobicool
#طاهره_خنیا
Painting by : Mahsa Tolou
Oil on Canvas
#خفقان
@phobicool
رنگ و روغن روی بوم
اثر مهسا طلوع
تقدیر شده توسط اداره هنرهای تجسمی خراسان رضوی
از مجموعه ی #شبی_یک_چهارم
زمستان 86
Oil on Canvas
#خفقان
@phobicool
رنگ و روغن روی بوم
اثر مهسا طلوع
تقدیر شده توسط اداره هنرهای تجسمی خراسان رضوی
از مجموعه ی #شبی_یک_چهارم
زمستان 86
همین که دوستت دارم
همین که داغ بر دل
هر دو در این دنیا
هم زخم و هم رازیم
یعنی خوشبختم
یعنی خوشبختی
دستهایت را سجده میکنم
قرارمان باشد به وقت بیقراری ها
سر من روی شانه ات آرام
موهایم خیس شود از اشک
و مرا تا خانه ابدیمان همراهی کنی
و من سر از سجده بر نمیدارم که دستانت مُهر لبانم به وقت پرستیدن توست
خاک را تو بر سرم بریز
من شهد لبانت را با خود تا هر دو جهان به کندوان زمان میبرم
دستانم داستان دستانت را دست به دست روایت میکند و باز سر از سجده بر نخواهم داشت
تا قنوت از سر بگیری
آندم که هوای چشمان خوشبختمان در یک تلاقی
بی هیچ ابری بارانیست!
خاک را تو بر سرم بریز
خاک را تو بر سرم بریز
دستهای تو خوشبختیم را مرسولند!
@phobicool
#مهسا_طلوع
همین که داغ بر دل
هر دو در این دنیا
هم زخم و هم رازیم
یعنی خوشبختم
یعنی خوشبختی
دستهایت را سجده میکنم
قرارمان باشد به وقت بیقراری ها
سر من روی شانه ات آرام
موهایم خیس شود از اشک
و مرا تا خانه ابدیمان همراهی کنی
و من سر از سجده بر نمیدارم که دستانت مُهر لبانم به وقت پرستیدن توست
خاک را تو بر سرم بریز
من شهد لبانت را با خود تا هر دو جهان به کندوان زمان میبرم
دستانم داستان دستانت را دست به دست روایت میکند و باز سر از سجده بر نخواهم داشت
تا قنوت از سر بگیری
آندم که هوای چشمان خوشبختمان در یک تلاقی
بی هیچ ابری بارانیست!
خاک را تو بر سرم بریز
خاک را تو بر سرم بریز
دستهای تو خوشبختیم را مرسولند!
@phobicool
#مهسا_طلوع
صورت او یک حالت باشکوه و نورانی داشت مانند این بود که او رفته بود به یک جایی که نه زشتی و نه خوشگلی، نه عروسی و نه عزا، نه خنده و نه گریه، نه شادی و نه اندوه در آنجا وجود نداشت. او رفته بود به بهشت..
@phobicool
#صادق_هدايت
@phobicool
#صادق_هدايت