اين نوشته حاوی پیامی ست به تو
وقتی سریع از سر خواندنش میگذری
و به خودت میقبولانی که فراموشش کرده ای
این خیلی درد دارد
میدانی که میدانم
اما فراموش کن آنچه را بر ما گذشت
شاید رسالت ما دو نفر به هم نرسیدنی ابد و یک روزه بود
کسی چه میداند؟
فقط خوشحال باش و رسول یونان بخوان
@phobicool
#مهسا_طلوع
وقتی سریع از سر خواندنش میگذری
و به خودت میقبولانی که فراموشش کرده ای
این خیلی درد دارد
میدانی که میدانم
اما فراموش کن آنچه را بر ما گذشت
شاید رسالت ما دو نفر به هم نرسیدنی ابد و یک روزه بود
کسی چه میداند؟
فقط خوشحال باش و رسول یونان بخوان
@phobicool
#مهسا_طلوع
Take Me to Church
Hozier
واسه هزارمین بار 🥺
دست هایم را روی چشم هایم بسته ام
روی هوشی ابدی
دور از فسون ها تهی
فقط بیدار بمان
ماه نباید که مرا
زیر این سقف نمور
مخوف کند
ستاره میشوم
ستاره بودم
ستاره است به راه
@phobicool
#مهسا_طلوع
روی هوشی ابدی
دور از فسون ها تهی
فقط بیدار بمان
ماه نباید که مرا
زیر این سقف نمور
مخوف کند
ستاره میشوم
ستاره بودم
ستاره است به راه
@phobicool
#مهسا_طلوع
امشب به من بیاموز که چگونه عذاب بکشم بی آنکه خونم سرازیر شود؛
به من بیاموز که چگونه نامش را به خاطر بیاورم بی آنکه زبانم بسوزد.
به من بیاموز...
چه کسی مرا مداوا میکند پدر...
چه کسی؟
دوستش دارم...
در این بازپسین ساعت درد؛ اعتراف میکنم که هنوز دوستش دارم...
هماوردی میطلبم؛ با صاحبان شکم گنده؛ با آن مرد ریش دار؛ با آن کم مو؛ با همهی دارندگان نشانهای بیشمار و همهی آنها که بسیار به آنها بخشش کردهام؛ و امروز در حضورم؛ او را تصرف کردهاند.
با نقصم آنها را به مبارزه میطلبم؛ با بازویی که دیگر بازو نیست؛ با خاطراتی که از من ربودهاند؛ و با تمام چیزهایی که از ما به غارت بردهاند.
در عشق او آنها را به مبارزه میطلبم. چون من تنها کسی هستم که او را در مقابل هیچ دوست دارم.
@phobicool
_خاطرات تن
#احلام_مستغانمی
به من بیاموز که چگونه نامش را به خاطر بیاورم بی آنکه زبانم بسوزد.
به من بیاموز...
چه کسی مرا مداوا میکند پدر...
چه کسی؟
دوستش دارم...
در این بازپسین ساعت درد؛ اعتراف میکنم که هنوز دوستش دارم...
هماوردی میطلبم؛ با صاحبان شکم گنده؛ با آن مرد ریش دار؛ با آن کم مو؛ با همهی دارندگان نشانهای بیشمار و همهی آنها که بسیار به آنها بخشش کردهام؛ و امروز در حضورم؛ او را تصرف کردهاند.
با نقصم آنها را به مبارزه میطلبم؛ با بازویی که دیگر بازو نیست؛ با خاطراتی که از من ربودهاند؛ و با تمام چیزهایی که از ما به غارت بردهاند.
در عشق او آنها را به مبارزه میطلبم. چون من تنها کسی هستم که او را در مقابل هیچ دوست دارم.
@phobicool
_خاطرات تن
#احلام_مستغانمی