اما با من مگو : هرگز !
هرگز چه دور است ، آه
هرگز چه وحشتناک
هرگز چه بیرحم است..
@phobicool
#اسماعيل_خوئى
هرگز چه دور است ، آه
هرگز چه وحشتناک
هرگز چه بیرحم است..
@phobicool
#اسماعيل_خوئى
تن غمین است
افسوس! من همه کتابها را خواندهام
گریختن! گریختن به دورادور!
حس میکنم تمامی پرندگان
مست آن اند که مه و آسمانهای ناشناخته در میانشان گیرد!
@phobicool
#استفان_مالارمه
افسوس! من همه کتابها را خواندهام
گریختن! گریختن به دورادور!
حس میکنم تمامی پرندگان
مست آن اند که مه و آسمانهای ناشناخته در میانشان گیرد!
@phobicool
#استفان_مالارمه
.
من و تو از مرز گذشتیم
شهر من از محدودهی دستهای تو آغاز میشود
شهر تو از انحنای کتف من
من و تو وطن نداریم
دو اسب چوبى داریم و از روی کابوسها میپریم
بیگذرنامه
گذرنامهات
همان کشتزارهای آفتابگردان است
که از پشت پنجرهی قطار به سویت میچرخیدند
گذرنامهات دو ورق آزادی است
@phobicool
_پلههای لرزان یوسف آباد
#بیتا_ملکوتی
من و تو از مرز گذشتیم
شهر من از محدودهی دستهای تو آغاز میشود
شهر تو از انحنای کتف من
من و تو وطن نداریم
دو اسب چوبى داریم و از روی کابوسها میپریم
بیگذرنامه
گذرنامهات
همان کشتزارهای آفتابگردان است
که از پشت پنجرهی قطار به سویت میچرخیدند
گذرنامهات دو ورق آزادی است
@phobicool
_پلههای لرزان یوسف آباد
#بیتا_ملکوتی
«دوست داشتم بوکس تماشا کنم. یک جورهایی من را یاد نوشتن می انداخت.
_همین چیز ها را لازم داشتی، استعداد و دل و جرئت و آمادگی. فقط آمادگی ذهنی بود،آمادگی روحی.»
@phobicool
#چارلز_بوکوفسکی
_همین چیز ها را لازم داشتی، استعداد و دل و جرئت و آمادگی. فقط آمادگی ذهنی بود،آمادگی روحی.»
@phobicool
#چارلز_بوکوفسکی
Forwarded from کالیایف
«ليلى: مى شه وحشتناك ترين اتفاقات رو از سر گذروند، مى شه از هم متنفر شد، كشيده خوابوند توى صورت هم... حرف هاى خيلى بدى به هم زد... با اين حال گرفت خوابيد... و درست موقع گرسنگى بيدار شد، براى خوردن قهوه... همين جورى بهتره... بعد قهوه تموم مى شه، خب مى ريم دوباره قهوه مى خريم، مى دونيم بايد چه كار كنيم. به مغازه مى ريم، به صندوق دار سلام مى كنيم، به همسايه ها سلام مى كنيم، مى بينيم هوا سرده، گرمه، توى زندگى هستيم، مثل بقيه. همگى ميل مشتركى به قهوه داريم. از يه مغازه خريد مى كنيم، يه خورشيد داريم، زير يه بارون، با يه صندوق دار، همگى باهم توى يه روز هستيم، لازم نيست از چيزى بترسيم...»
- ورونيك اولمى
- نقطه سرخط
- ورونيك اولمى
- نقطه سرخط
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮﺍﺳﺘﯽ ﻋﺠﯿﺐ ﺍﺳﺖ :
ﺯﺧﻢ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﺟﻨﻮﻥ ﺁﺳﺎﯾﯽ ﺍﻟﺘﯿﺎﻡ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﻨﺪ
ﻭ ﺍﮔﺮ ﺟﺎﯼ ﺯﺧﻢ ﻫﺎ ﺑﺎﻗﯽ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺤﻞ ﺁﻧﻬﺎ
ﺭﻭﺯﯼ ﺧﻮﻥ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ...
@phobicool
#ﺍﻭﺭﯾﺎﻧﺎ_ﻓﺎﻻﭼﯽ
ﺯﺧﻢ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﺟﻨﻮﻥ ﺁﺳﺎﯾﯽ ﺍﻟﺘﯿﺎﻡ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﻨﺪ
ﻭ ﺍﮔﺮ ﺟﺎﯼ ﺯﺧﻢ ﻫﺎ ﺑﺎﻗﯽ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺤﻞ ﺁﻧﻬﺎ
ﺭﻭﺯﯼ ﺧﻮﻥ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ...
@phobicool
#ﺍﻭﺭﯾﺎﻧﺎ_ﻓﺎﻻﭼﯽ