| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.71K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی چیست جز سری تصاویری که همانطور که تکرار می شوند تغییر می کنند؟
@Phobicool

#اندی_وارهول
وقتی چشمت را هنگام بوسیدن یارت می بندی ، مرا به یاد آر که با چشم بسته ، در کوچه ای تاریک ، آواز می خوانم و دور می شوم!

@phobicool
#علیرضا_روشن
والیو در مورد تنهایی می‌نوشت
آن‌هنگام که از گرسنگی در حال مرگ بود.
یک روسپی گوشِ ونگوگ را نپذیرفت.
آرتور ریمبو برای یافتن طلا به آفریقا رفت اما به یک نوع سفلیس لاعلاج مبتلا شد.
بتهوون کر شد.
پاوند را در قفس دور خیابان‌ها چرخاندند.
چَتِرتون مرگ موش خورد.
مغز همینگوی در آب پرتغال پاشید.
پاسکال رگش را در حمام زد.
آرتو با دیوانه‌ها هم بند بود.
داستایوفسکی را پای دیوار گذاشتند.
کرِین به داخل پره قایق پرید.
لورکا در جاده بوسیله ارتش اسپانیا تیر خورد.
بِریمن از پل پرید.
باروز به زنش تیراندازی کرد.
میلر زنش را با چاقو زد‌.
این چیزی‌ست که می‌خواهند:
یک نمایش لعنتی،
یک بیلبورد نورانی،
در وسط جهنم.
این آن چیزی‌ست که جماعتِ کودنِ گنگِ محتاطِ افسرده‌کننده‌ی تحسین‌کننده‌ی این کارنیوال می‌خواهند.
@Phobicool

#چارلز_بوکفسکی #عشق_سگی_ست_از_جهنم
می دانی؟!
همین جور که پلشتی جریان می یابد، شخص به همان نسبت ناچار می شود خودش را از آن دور کند.
همین است که گام به گام عقب نشینی می کند، عقب نشینی تا به تدریج پناه ببرد به درون خودش؛
به دخمه ای که اصطلاحا درون نامیده می شود.
چاله. به نوعی تاریکخانه.

@Phobicool

#محمود_دولت_آبادي
#سلوک
گر چه انسانی را در خود کشته ام
گر چه انسانی را در خود زاده ام
گر چه در سکوت دردبار خود مرگ و زندگی را شناخته ام،
اما
میان این هر دو
من
لنگر پر رفت و آمد درد تلاش بی توقف خویشم.

@phobicool
#شاملو