Forwarded from Palo Alto (Jaymes)
Matarsak
Kaveh Yaghmai
باورم کن، من هنوز مترسک باغ جنونم
عمریه مسافری و من هنوز غرق سکونم
عمریه مسافری و من هنوز غرق سکونم
کشور من جایی است که در آن دانش آموزان را تنبیه می کنند تا یاد بگیرند "خوب" بنویسند و هنگام بزرگسالی به جرم "خوب نوشتن" قلمهایشان را شکسته و باز کودکان دیروز را تنبیه می کنند !
@phobicool
#لیلا_حاتمی
@phobicool
#لیلا_حاتمی
باز هم پنجشنبه های مُکیف
مرا به جمعه رساندند
کسی چه میداند
اما من به گمانم پنجشنبه ها و جمعه ها دستشان توی یک کاسه است
از بوی ' نا ' در لحظه هایشان
تا بوی ' پا ' هنگام رفتنشان
همه چیز پیداست!
پنجشنبه ها و جمعه ها متعلق به مردگان است
اما دیگر روزهایی که بر ما رفت
چطور؟
از شنبه تا چهار شنبه جان میگیرند
برای جمعه های یاد بود !
برای قاشقی حلوا و
شاید چند کیلو خرما !
@phobicool
#مهسا_طلوع
مرا به جمعه رساندند
کسی چه میداند
اما من به گمانم پنجشنبه ها و جمعه ها دستشان توی یک کاسه است
از بوی ' نا ' در لحظه هایشان
تا بوی ' پا ' هنگام رفتنشان
همه چیز پیداست!
پنجشنبه ها و جمعه ها متعلق به مردگان است
اما دیگر روزهایی که بر ما رفت
چطور؟
از شنبه تا چهار شنبه جان میگیرند
برای جمعه های یاد بود !
برای قاشقی حلوا و
شاید چند کیلو خرما !
@phobicool
#مهسا_طلوع
دنیا بدون من
یک روز داشتم به دنیای بدونِ خودم فکر میکردم.
دنیایی بود که داشت کار خودش را میکرد و من آن تو نبودم. خیلی عجیب بود.
فکر کنید ماشین شهرداری بیاید و آشغال ها را جمع کند و من نباشم. یا روزنامه جلوی در افتاده باشد و من برای برداشتنش نباشم. غیر ممکن است و بدتر آنکه یک زمانی بعد از مرگم ، قرار است کامل کشف شوم آنهایی که وقتی زنده بودم، از من میترسیدند یا از من متنفر بودند، ناگهان من را در آغوش میفشارند. کلماتم همه جا خواهند بود. کلوپها و انجمنهایی شکل میگیرند...
تهوع آور است. یک فیلمی از زندگیام درست میکنند. مردی خیلی خیلی شجاع تر و با استعدادتر از خودم خواهم بود. خیلی خیلی بیشتر... آنقدر که خداها را هم به استفراغ وادار میکنند. بشریت در هر چیزی اغراق میکند ... در قهرمانهایش، دشمنهایش، اهمیتاش...
مرده شور نژاد بشر را ببرند،
حالا
حالم بهتر شد...
@phobicool
#چارلز_بوکفسکی
یک روز داشتم به دنیای بدونِ خودم فکر میکردم.
دنیایی بود که داشت کار خودش را میکرد و من آن تو نبودم. خیلی عجیب بود.
فکر کنید ماشین شهرداری بیاید و آشغال ها را جمع کند و من نباشم. یا روزنامه جلوی در افتاده باشد و من برای برداشتنش نباشم. غیر ممکن است و بدتر آنکه یک زمانی بعد از مرگم ، قرار است کامل کشف شوم آنهایی که وقتی زنده بودم، از من میترسیدند یا از من متنفر بودند، ناگهان من را در آغوش میفشارند. کلماتم همه جا خواهند بود. کلوپها و انجمنهایی شکل میگیرند...
تهوع آور است. یک فیلمی از زندگیام درست میکنند. مردی خیلی خیلی شجاع تر و با استعدادتر از خودم خواهم بود. خیلی خیلی بیشتر... آنقدر که خداها را هم به استفراغ وادار میکنند. بشریت در هر چیزی اغراق میکند ... در قهرمانهایش، دشمنهایش، اهمیتاش...
مرده شور نژاد بشر را ببرند،
حالا
حالم بهتر شد...
@phobicool
#چارلز_بوکفسکی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Ed Sheeran - Thinking Out Loud [Official Video]
@phobicool 🖤
@phobicool 🖤
« همه حق دارن.
كسى كه به تخت بسته شده هم حق داره. كسى كه شلوار مخمل كبريتى پوشيده هم حق داره. پسربچه اى كه داد و فرياد مى كنه هم حق داره.
آره... تو حق دارى.
تنها چيزى كه ندارى قدرته.»
@phobicool
#جاستين_تورس
- ما حيوانها
كسى كه به تخت بسته شده هم حق داره. كسى كه شلوار مخمل كبريتى پوشيده هم حق داره. پسربچه اى كه داد و فرياد مى كنه هم حق داره.
آره... تو حق دارى.
تنها چيزى كه ندارى قدرته.»
@phobicool
#جاستين_تورس
- ما حيوانها
Sonntag, den 19 Juli
geschlafen, aufgewacht,
geschlafen, aufgewacht,
elendes Leben.
یکشنبه،۱۹ ژوئیه
خوابیدم، بیدار شدم،
خوابیدم، بیدار شدم،
#زندگی_فلاکتبار.
@phobicool
یادداشتها
#فرانتس_کافکا
geschlafen, aufgewacht,
geschlafen, aufgewacht,
elendes Leben.
یکشنبه،۱۹ ژوئیه
خوابیدم، بیدار شدم،
خوابیدم، بیدار شدم،
#زندگی_فلاکتبار.
@phobicool
یادداشتها
#فرانتس_کافکا
گاهی، یک ساخته درخشان را در خواب می بینم، با جماعت عظیمی از مردم، موسیقی و صحنه های رنگین. با رضایت بی نهایت، با خودم نجوا می کنم: این اثر من است. من آن را خلق کرده ام.
@phobicool
📽 اینگمار برگمان
@phobicool
📽 اینگمار برگمان
در هزاران بن بست
پشت هزاران در بسته
میان دیوار های تو در توی
بی پنجره
خورشید گم شده و ماه افسون
فکریدنم را مشغولند
آدم ها
گلدان ها
و توله سگی که چشم هایش می پرسند
چهار ساله گی ام چند تومان می ارزد؟
و نقاشی هایم
چه تنها مانده اند
در سر درگمی مواج فکرهای بی چاره مانده ی من
چون خری در گِل
چونان سیفونی که با چاه بسته میجنگد.
@phobicool
#مهسا_طلوع
پشت هزاران در بسته
میان دیوار های تو در توی
بی پنجره
خورشید گم شده و ماه افسون
فکریدنم را مشغولند
آدم ها
گلدان ها
و توله سگی که چشم هایش می پرسند
چهار ساله گی ام چند تومان می ارزد؟
و نقاشی هایم
چه تنها مانده اند
در سر درگمی مواج فکرهای بی چاره مانده ی من
چون خری در گِل
چونان سیفونی که با چاه بسته میجنگد.
@phobicool
#مهسا_طلوع
چه تسلایی است دانستن اینکه تا ابد لالم، فقط ای کاش عذاب آور نبود. و کر، گاهی به نظرم می رسد اگر کر بودم کمتر عذاب می کشیدم، تا حالا که لالم.
وای، چه تسلایی است، که وجدانم از این بابت در عذاب نیست!
@phobicool
#ساموئل_بکت
#متن_هایی_برای_هیچ
وای، چه تسلایی است، که وجدانم از این بابت در عذاب نیست!
@phobicool
#ساموئل_بکت
#متن_هایی_برای_هیچ
اما تو چقدر می توانی دوست بداری؛ فقط دوست بداری و نمیری!
اگر مسیح در جوانی مصلوب نشده بود، آیا باز هم قادر می بود که تا پایان عمر دوست بدارد و فقط دوست بدارد؟
نه، شاید نه.
زیرا سرانجام نفرت نهفته در او سر برمی داشت و چه بسا پاسخی هولناک می داد به آن همه دوست داشتن های بی پاسخ مانده اش؛
و چه معلوم که این نفرت نسبت به نزدیکترین هایش آغاز نفرت جهانگیر او نمی شد، حتی نفرت نسبت به پدرش!
@phobicool
#محمود_دولت_آبادی
#روزگار_سپری_شده_ی_مردم_سالخورده
اگر مسیح در جوانی مصلوب نشده بود، آیا باز هم قادر می بود که تا پایان عمر دوست بدارد و فقط دوست بدارد؟
نه، شاید نه.
زیرا سرانجام نفرت نهفته در او سر برمی داشت و چه بسا پاسخی هولناک می داد به آن همه دوست داشتن های بی پاسخ مانده اش؛
و چه معلوم که این نفرت نسبت به نزدیکترین هایش آغاز نفرت جهانگیر او نمی شد، حتی نفرت نسبت به پدرش!
@phobicool
#محمود_دولت_آبادی
#روزگار_سپری_شده_ی_مردم_سالخورده