افسوس می خوردم که چرا نقاش نشدم، تنها کاری بود که دوست داشتم و خوشم می آمد.
با خودم فکر می کردم می دیدم تنها می توانستم در نقاشی یک دلداری کوچکی برای خودم پیدا بکنم.
@phobicool
#صادق_هدایت
_زنده به گور
با خودم فکر می کردم می دیدم تنها می توانستم در نقاشی یک دلداری کوچکی برای خودم پیدا بکنم.
@phobicool
#صادق_هدایت
_زنده به گور
استراگون: همه ما دیوانه به دنیا می آییم.
بعضی ها همان طور باقی می مانند.
@phobicool
#در_انتظار_گودو
_ساموئل بکت
بعضی ها همان طور باقی می مانند.
@phobicool
#در_انتظار_گودو
_ساموئل بکت
Forwarded from ساعت چند و نیم (Hanie.)
من تظاهر به شادی میکنم
تا بتوانم در پس آن محو شوم؛
خندهی من دیوار سیمانی است…
@thememories
#فرانتس_کافکا
تا بتوانم در پس آن محو شوم؛
خندهی من دیوار سیمانی است…
@thememories
#فرانتس_کافکا
دست ها در جیب
سیگار به ته رسیده میان لب،
یقه بالا می دهیم،
خیره به آن سوی خیابان،
به دیوار تکیه می دهیم...
نه که کارآگاه باشیم یا عضو مافیا!
نه
بدبختیم....
@phobicool
#علیرضا_روشن
سیگار به ته رسیده میان لب،
یقه بالا می دهیم،
خیره به آن سوی خیابان،
به دیوار تکیه می دهیم...
نه که کارآگاه باشیم یا عضو مافیا!
نه
بدبختیم....
@phobicool
#علیرضا_روشن