| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.79K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.83K links
Download Telegram
از خانه بدر
از کوچه برون
تنهایی ما سوی خدا می‌رفت

_سهراب سپهری
۲۷.۱۰ما خسته ایم،همه ی ما خسته ایم.خیلی وقت از همه چیز چشم پوشیده ایم،امیدمان به دوستان قدیم بود که حرمت نان و نمک می دانستند و آن هم چون وجود ما برای آنان پوچ شد .انقدر پوچ که از هیچ لبریز بودیم و خالی تر از خودمان می دانستیم که جایی هم را عاقبت زیارت خواهیم کرد.
می گویند کوه به کوه نمی رسد اما آدم به آدم می رسد.خوب که فکر میکنم هم نقش کوه را داشتم و هم باید در خور آدمی میگشتم که چو من از پشت کوه سیب سرخی چیده باشد که نشد.فدای سرت،بماند برای سال آینده شاید به پست هم خوردیم و عطر خاطراتمان دلی را نیازرد.حالا موقع سکوت و تمدد افکار است.هجوم افکاری که یکدم تا این لحظه شرمنده ی احوالمان نشدند.

@phobicool
- از دست پاره ها
#مهساطلوع
😭3
و تکه‌تکه شدن، راز آن وجود متحدی بود که از حقیر ترین ذره‌هایش آفتاب به دنیا آمد.

_فروغ فرخزاد
3
در تن تو
پرنده ای هست و سنگی.
کار تو
کشتن پرنده با سنگ نیست.

_ویکتوریا شانگ
3
از روی نوعی فقدان باور حال زنی را دارم که معشوقه اش سرباز آثار هنری اوست و مادری که زیر بمباران یک چشمش به کیوسک تلفن است و چشم دیگرش فدای دو دخترش ،ممکن است امشب کیوسک ها را هم فدای دشمن کنند.این منظره ی برفی را مباد آن روز که غرقه به خون ببینیم.
- صدای کلاغ های دودآلود را می شنوی؟

#مهساطلوع
- از دست پاره ها
۲۶.۱۰
امشب ساعت حدود دوازده شب سفارشی ثبت کردم.وقتی پیک پلاستیک خریدم را تحویل داد،در کمال حیرت بسته بندی کنار گره، آغشته به خونی بود که ندانستم از آن که بود؟
پرسیدم و نیافتم.
از پیک دلیل را پرسیدم ،پیک گفت من سالمم،به گمانم آب گوجه از پلاستیک کنار موتورم ساطع شده روی بسته ی سفارش شما و ابراز سلامتی کرد.
این نوشته هم کروکی امشب خریدم بود.
- هیچکس هم جوابی برای پاسخم جز عذرخواهی نداشت و تمام.
- من نهایتا احتمال می دهم خون گربه ای را ریخته باشد یا که دستش بریده باشد هر که پلاستیک را حمل می کرده.این نهایت کج فهمی من از رنگ قرمز از آن خونابه ام ...
چیزی برای گفتن هم مانده؟
- مگر ما شبانه روز باید چند شاخه بشویم؟
شاخه های شاخدار استوایی را هر آنگونه که در آینه تصور می کنید ،شاید گونه ای از ما باشد.با شمار دروغی که در طی عمرمان می شنویم و باورهای احمقانه مان اگر اعشاری هم این میان باشد،باز هم از نسل ما هیچ چیز برای همه چیز بعید
نیست.حتی زشت و دور هم کلماتیست که دیگر برای بیان محاوره آمیز آنچه قبح می نامیدند ریخته و پاشیده شده بر سر چه کسی جز خودمان؟ از این ناجنسی زمانه تا کی باید احتراز کرد؟
پایانش کجاست؟ سایبانی کو تا برای دمی به دوردست خیره شویم و بسنجیم پایان بی منتهای این احتزاز به کجای کلاغ های پیر شهر بر می خورد؟

@phobicool
#مهساطلوع
- از دست پاره ها
💔2
وسوسه چیدن
در فراموشی دستم پوسید ...


_سهراب سپهری
آری آدمیان به آینه‌ها شبیه‌اند، آینه‌ی زنگار بسته ترا کدر نشان می‌دهد، آینه‌ی ترک خورده ترا شکسته، آینه‌ی صیقلین یا مواج ترا صاف یا معوج، این جز آنست که تو صاف باشی یا شکسته یا کدر یا زنگار بسته.

من گاهی آینه دق بودم و گاهی به تلنگری ترک برداشتم من گاهی به کلی خرد شده‌ام و در هزار تکه‌ی من هزار تصویر خرد شما پیدا بود.


طومار شیخ شرزین_
بهرام بیضائی
💔4
پدر این شب ها اگر کلاغ ها برای جوجه هاشان سبزه قبا نمی خواندند ،ما کدام بهار را باید جشن می گرفتیم؟ حتی ابرها شعری به بلندای دامن دماوند باریده اند،همه چیز برای شکوفه دادن از نو رسته است.اگر من هم به روی خودم نیاورم چه کسی با صدای کلاغ ها بیدارمان کند؟
هر کسی هم که از قدیم کبکش خروس می خواند حسابش از کلاغ ها با این سنشان جداست.
- درخت کاج تک شاخه اش را به لانه ای بخشیده که چون سقف ندارد با رنگ سیاه کلاغ به طرز عبوسی آمیخته است.
- با همین حال سبز قبا میخواند.
۲۷.۱۰

- از دست پاره ها
#مهساطلوع
🕊3
ناشکری نمی کنم ایاز ولی تف به این روزگار نامراد بیاید با کردارش.روزی حوصله ی خواندن زندگی کلیدر با آن عظمتش را نداشتم،کار خدا را ببین امروز باید از تو بنویسم که صد من را از یه غاز تمیز نمی توانی بدهی.نمیخواهم در جمع حقیر شوی ولی خودت اینگونه بار آمدی و از لحن مایوسانه ی من خرده مگیر.نمی دانم چرا یاد روزگار غریب افتادم و خنده ام گویی تا بناگوشم سبیلی کاشت.

@phobicool
- از دست پاره ها
#مهساطلوع
😐2
«آیا تمام آنچه با تولدم از من گریخت با مرگ من دوباره به من می‌رسد؟»

- یدالله رویایی
😐2
می‌توان بر جای باقی ماند
در کنار پرده،
اما کور، اما کر …

#فروغ_فرخزاد
"وقتی سکوت می‌کنی، قضاوت و واکنش‌های خودکار قطع می‌شود، سکوت ذهن را بازسازی می‌کند."

- تیک نات هان
| هنر خوب زندگی کردن - ترجمه :#حسین_اورا |
🙏5
اگر سیگار یکدیگر را آتش نزنیم پس چه خاک بر سر بریزیم ؟
در این روزگار بیهوده حتی آتش زدن یک سیگار نیز برای خودش کار مهمی است .

- آشفته حالان بیدار بخت
#غلامحسین_ساعدی@phobicool
❤‍🔥6
از همه‌ی اسرار اَلِفی بیش برون نیفتاد؛
و باقی هر چه گفتند در شرح آن الف گفتند؛ و آن الف البته فهم نشد.

- مقالات شمس
🙏4
دَمی با غم به سر بردن، جهان یک سر نمی‌ارزد
به می بفروش دلقِ ما، کز این بهتر نمی‌ارزد
به کویِ می فروشانش، به جامی بر نمی‌گیرند
زهی سجادهٔ تقوا که یک ساغر نمی‌ارزد
رقیبم سرزنش‌ها کرد کز این باب رُخ برتاب
چه افتاد این سر ما را که خاکِ در نمی‌ارزد؟
شکوهِ تاجِ سلطانی که بیمِ جان در او دَرج است
کلاهی دلکش است اما به تَرکِ سر نمی‌ارزد
چه آسان می‌نمود اول غمِ دریا به بوی سود
غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمی‌ارزد
تو را آن بِهْ که رویِ خود ز مشتاقان بپوشانی
که شادیِّ جهانگیری، غمِ لشکر نمی‌ارزد
چو حافظ در قناعت کوش و از دنیایِ دون بگذر
که یک جو مِنَّتِ دونان دو صد من زر نمی‌ارزد
- غزل شماره ۱۵۱
2
همه چی از یاد آدم میره مگه یادش که همیشه یادشه
- حسین پناهی
👌5
- unknown
📎
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😐4
آقای معلم
ما نسل سر خط کش هستیم
تا که پایمان قلم نکنند
خواهیم نوشت بی مایه
تا بیات نشود حس فطیرمان
حذفمان،یادمان،بودمان بی سایه
شعارمان شعری نمی شود
خالی از افکار پارینه سنگی
تو فرض کن طنابیم بی پایه
اما چگونه می توان نوشت
بی تقطیع هر شاخه
که بارش هست و دانه ای دارد
ریشه در خاک وطن باشد و ما
ترکه ای از چوب وطن
زیر پاهامان چرا سبز نشود؟
به امید جوانه هامان در خاک
خونآبه را بخش می کنیم
آقای معلم تو بگو
با چه زبانی،لحنی این همه درد را
در جدول رویاهامان
نآنوشته کنکاش یا برای همفکری
با همین حرف ها که ده ها بار
می چرخد و می چرخانیم دور گردن
به افسون کتک های زمانه دور فلک
چندها بار دگر بچرخیم ناموزون
تا تنها یک بار درختی را در جدول
برای ترکه ی بعدی پاداش کنیم
پر از سوالم استاد
دچار حذف است نامم
شما به حرمت این چوب های سوخته بگو
سجلدمان را چطور مبناش کنیم؟

@phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
* بنویس تا کشته شوی در خویش ..*
10